1
00:00:01,001 --> 00:00:02,515
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,564 --> 00:00:03,703
1000سال پیش

3
00:00:03,704 --> 00:00:06,472
‫ما 3 نفر یه عهد ابدی بستیم
‫عهد همیشه و تا ابد

4
00:00:06,472 --> 00:00:08,047
‫خب ، الان اون عهد شامل
‫دخترم هم میشه

5
00:00:08,048 --> 00:00:09,993
هوپ» دیگه مرده» -
گفتی یه راهی برای نجاتش هست -

6
00:00:09,993 --> 00:00:12,200
‫اگه «هالو» رو از «هوپ» بیرون بکشیم
‫باید یه جایی مرتبط با

7
00:00:12,200 --> 00:00:14,036
‫«هوپ» داشته باشم تا انتقالش بدم

8
00:00:14,036 --> 00:00:15,982
‫وقتی این طلسم تموم بشه
‫باید از هم دور بشین

9
00:00:15,982 --> 00:00:17,216
‫و به «هوپ» هم نزدیک نشین

10
00:00:17,216 --> 00:00:19,193
‫«نیک» ، این‌دفعه زیاده‌روی کردی

11
00:00:19,193 --> 00:00:20,898
‫اگه «مایکلسون»‌ها پیش هم برگردن

12
00:00:20,898 --> 00:00:23,005
‫یه تاریکی رو آشکار می‌کنه که
‫تا حالا به عمرمون ندیدیم

13
00:00:23,015 --> 00:00:24,750
‫آره . انگار داره تشدید میشه

14
00:00:24,750 --> 00:00:26,596
‫هر چی هست مقدسه

15
00:00:26,596 --> 00:00:30,177
‫«دِکلِن» اینا رو برات فرستاد ‫که
تا قرار فردات آروم نگه‌ـت داره

16
00:00:30,177 --> 00:00:32,013
‫اگه با اون پسر ازواج نکنی
‫من می‌کنم

17
00:00:32,013 --> 00:00:34,591
«ربکا مایکلسون»
عشق کل زندگی‌های من

18
00:00:34,591 --> 00:00:36,126
‫با من از دواج می‌کنی؟

19
00:00:36,800 --> 00:00:38,400
" به شهرم بگو که دارم برمیگردم "

20
00:00:38,443 --> 00:00:40,420
‫- جایی میری؟
‫- معلق شدم

21
00:00:40,420 --> 00:00:41,884
‫«هوپ مارشال» معلق شده؟

22
00:00:41,894 --> 00:00:45,004
‫«هوپ» به یه «گرگ هلالی» توی
مدرسه ‫مقداری از خون‌ـش رو داده

23
00:00:45,004 --> 00:00:46,679
‫- تا اون بتونه...
‫- تبدیل به یه دورگه بشه؟

24
00:00:46,679 --> 00:00:48,515
‫من یه اشتباه کردم

25
00:00:48,515 --> 00:00:49,819
«هیچ‌کس نمی‌خواد دردسر درست کنه «هِیلی

26
00:00:49,819 --> 00:00:51,324
‫ما فقط اون دورگه رو می‌خوایم

27
00:00:51,334 --> 00:00:53,371
‫- اونا من رو می‌کشن
‫- «هنری» ، بهتر شو

28
00:00:53,371 --> 00:00:54,906
‫عجیبه . واقعاً بهتر شدم

29
00:00:54,916 --> 00:00:55,979
‫چون برده‌ی من شدی

30
00:00:55,979 --> 00:00:57,283
‫- مامانت کو؟
‫- نمیدونم

31
00:00:57,283 --> 00:01:00,563
‫گفت که چند دقیقه دیگه برمیگرده
‫ولی اصلاً برنگشت

32
00:01:00,563 --> 00:01:02,309
‫- بابا؟
‫- دنبال مادرتم

33
00:01:02,309 --> 00:01:04,085
‫- گم شده
‫- دارم میام

34
00:01:57,935 --> 00:01:58,978
‫بابا

35
00:02:03,392 --> 00:02:05,198
‫گم‌شو

36
00:02:22,513 --> 00:02:24,579
‫خواهر

37
00:02:29,876 --> 00:02:31,742
‫یه ذره هم تکون نخوردی

38
00:02:38,313 --> 00:02:44,131
خب ، فقط واسه دوری از آفتاب
‫عشق یه زن خوب و وردهای جادویی

39
00:02:47,584 --> 00:02:49,961
‫نمی‌تونی بمونی . «هوپ» خونه‌ست

40
00:02:50,361 --> 00:02:53,671
‫علاقه‌ای به آلوده کردن
دخترم ‫به این تاریکی ندارم

41
00:02:53,671 --> 00:02:57,353
‫وقتی مادرش رو پیدا کنیم
‫برمیگردم همونجایی که ازش اومدم

42
00:02:57,353 --> 00:03:02,469
فِرِیا» ، این شهر جوری ازش بوی خون میاد»
‫که از جنگ سال 1812 تا به امروز نیومده بود

43
00:03:02,479 --> 00:03:04,485
‫آره و این‌دفعه تقصیر توئه

44
00:03:04,485 --> 00:03:07,395
‫میدونم با «آلایژا» صحبت کردی
‫و چند ساعت بعدش

45
00:03:07,395 --> 00:03:08,669
‫بارون قرمز بارید

46
00:03:08,669 --> 00:03:12,410
‫هیچ داستانی ‫که با تبدیل
آب به خون شروع میشه

47
00:03:12,420 --> 00:03:14,527
‫تا حالا پایان فاتحانه‌ای نداشته

48
00:03:14,527 --> 00:03:18,068
‫باید برم ‫وگرنه اوضاع بدتر میشه

49
00:03:18,068 --> 00:03:19,513
در مورد «هِیلی» برام تعریف کن

50
00:03:36,617 --> 00:03:39,797
‫همه طلسم‌های موقعیت‌یاب رو

51
00:03:39,797 --> 00:03:42,134
‫به هر زبونی که میدونستم
...امتحان کردم و من

52
00:03:43,248 --> 00:03:45,656
‫بابا؟

53
00:03:51,200 --> 00:03:52,200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

54
00:03:53,200 --> 00:03:55,200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

55
00:03:55,200 --> 00:04:00,300
"The Originals"
فصل 5
قسمت 2 : یک اشتباه به «بوربن» برمیگرده

56
00:04:00,379 --> 00:04:04,580
«شهر هلالی‌ها»
‫اون می‌بخشه و می‌بخشه

57
00:04:04,580 --> 00:04:07,021
‫ولی وقتی می‌گیره خیلی ناجوره

58
00:04:07,021 --> 00:04:10,192
‫به سلامتی زنی که شادی و نشاط
رو ‫در «نيو اورلانز» آزاد کرد

59
00:04:10,192 --> 00:04:13,763
‫و همین باعث شد مثل خیلی‌های دیگه
‫از دست بره

60
00:04:13,763 --> 00:04:16,194
‫به سلامتی «پاپی» که یک قرن زندگی کرد

61
00:04:16,204 --> 00:04:18,405
‫ولی بازم زود از پیش‌مون رفت

62
00:04:18,405 --> 00:04:21,036
‫به سلامتی «پاپی»

63
00:04:29,088 --> 00:04:32,949
‫ولی اگه من بمیرم تکیلا تعطیل

64
00:04:32,959 --> 00:04:36,090
‫نه . می‌خوام برام شیون کنن
‫تو خیابون ناله و زاری کنن

65
00:04:36,090 --> 00:04:37,831
‫و پرچم‌های رنگین‌کمانی رو
نیمه برافراشته کنن

66
00:04:37,831 --> 00:04:40,032
‫متأسفم «جاش» . میدونم اون دوست‌ـت بود

67
00:04:40,032 --> 00:04:42,262
‫پس همین؟

68
00:04:42,272 --> 00:04:45,273
‫یه سلامتی؟ یه چیز پیش پا افتاده؟

69
00:04:45,273 --> 00:04:46,634
‫عدالت چی؟

70
00:04:46,644 --> 00:04:48,304
‫ببخشید؟

71
00:04:48,314 --> 00:04:50,675
‫سخنرانی زیبایی داشتی عالیجناب

72
00:04:50,675 --> 00:04:53,646
‫ولی «پاپی» طعمه‌ی شهر «نيو اورلانز» نبود

73
00:04:53,646 --> 00:04:55,687
اون رو یه دورگه‌ی معتاد

74
00:04:55,687 --> 00:04:56,757
‫که نمی‌تونه پرخاشگریش رو کنترل کنه
‫تیکه‌پاره شد

75
00:04:56,757 --> 00:04:58,988
گِرِتا» ، اون 15 سالشه»

76
00:04:58,988 --> 00:05:01,689
«هِیلی» و «گرگ‌های هلالی»
‫ترتیب «هنری» رو میدن

77
00:05:01,699 --> 00:05:04,530
هلالی‌ها» دارن ارتش‌شون»
رو درست می‌کنن

78
00:05:04,530 --> 00:05:06,500
‫و برای سالی خوب می‌نوشن

79
00:05:10,101 --> 00:05:12,502
‫دارن ازش محافظت می‌کنن

80
00:05:20,215 --> 00:05:21,915
‫ببین ، نگرانش نباش

81
00:05:21,925 --> 00:05:25,526
‫چند سالی میشه اومده این شهر
ولی روی هم رفته شهروند شرافتمندیه

82
00:05:25,526 --> 00:05:28,227
‫همه به‌خاطر بوی خون
‫کمی تحت فشاریم

83
00:05:28,227 --> 00:05:30,298
‫از لحنش خوشم نمیاد

84
00:05:30,298 --> 00:05:33,739
‫وقتی یه نفر اختلاف عقیده داشته باشه
‫معمولاً چندتا دیگه هم مثل اون هستن

85
00:05:34,739 --> 00:05:36,240
‫چی شنیدی؟

86
00:05:38,410 --> 00:05:39,811
‫خب ، باشه

87
00:05:39,811 --> 00:05:45,706
‫چند نفر هستن که میگن ‫تو نمی‌تونی
...شاه خون‌آشام‌ها باشی چون

88
00:05:45,731 --> 00:05:48,254
‫خب چون خون‌آشام نیستی

89
00:05:48,354 --> 00:05:50,754
‫هی ، راست میگن
‫اون گاز دورگه

90
00:05:50,754 --> 00:05:54,726
‫که می‌تونه همه‌مون رو بکشه
‫برای تو مثل یه خراش ساده‌ست

91
00:06:03,538 --> 00:06:05,439
‫یه لحظه ببخشید

92
00:06:10,581 --> 00:06:13,082
‫نمی‌تونی اینجا باشی

93
00:06:13,092 --> 00:06:15,252
‫خراب کردن یه مجلس ترحیم

94
00:06:15,262 --> 00:06:17,663
‫راه مورد علاقم برای گذروندن
‫جمعه شب‌هاست

95
00:06:17,663 --> 00:06:21,964
‫از دیدنت خوشحالم «مارسلوس»
‫بعد از این‌همه مدت

96
00:06:21,964 --> 00:06:23,935
‫بابت ربکا متأسفم

97
00:06:23,935 --> 00:06:26,736
‫مطمئنم متأسفی
منم از دیدنت خوشحالم

98
00:06:26,736 --> 00:06:29,777
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

99
00:06:29,777 --> 00:06:32,948
‫«هِیلی» گم شده
چند روزی میشه

100
00:06:32,948 --> 00:06:35,179
‫نگران نباش . خودم رو تابلو نمی‌کنم

101
00:06:35,189 --> 00:06:37,649
‫ولی یه سری سرنخ هست
‫که نمی‌تونم پی اونا رو بگیرم

102
00:06:40,420 --> 00:06:42,221
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

103
00:06:52,604 --> 00:06:54,575
آمریکانو» با پشیمونی اضافه»

104
00:06:54,575 --> 00:06:58,576
‫متأسفم که بهت زنگ نزدم
‫یه کار مهم خونوادگی داشتم

105
00:06:58,586 --> 00:07:00,317
‫آره . خب ، برای یه کار مهم
خانواده «مایکلسون»ـی

106
00:07:00,317 --> 00:07:05,258
‫یه چیز خیلی قوی‌تر از ‫قهوه‌ی
معذرت‌خواهی ‫برام نیازه

107
00:07:05,258 --> 00:07:07,059
‫آره . خب ، پیش خودم گفتم ممکنه
این رو بگی

108
00:07:07,059 --> 00:07:09,190
‫برای همین بیشتر توش ویسکی هست
‫تا قهوه

109
00:07:09,200 --> 00:07:10,460
‫سر بکش‌ـش

110
00:07:10,460 --> 00:07:13,771
‫چون باید بدونی «کلاوس» برگشته شهر

111
00:07:15,171 --> 00:07:19,343
‫راستش میدونستم که ‫بارون خون
ربطی به خواهر و برادرات داره

112
00:07:19,343 --> 00:07:22,414
‫و هواشناس داشت در مورد یه
‫"پدیده هواشناسی عجیب" حرف میزد

113
00:07:22,414 --> 00:07:23,344
‫ولی هیچکی احمق نیست

114
00:07:23,344 --> 00:07:25,885
‫چون میدونم خون از نظر
من ‫چه جریانی داره

115
00:07:25,885 --> 00:07:27,886
‫«هِیلی» گم شده «وینسنت»

116
00:07:27,886 --> 00:07:32,187
‫«کلاوس» ‫اومده شهر پیداش کنه
که پیداش هم می‌کنه

117
00:07:32,197 --> 00:07:34,458
‫و بعدش از شهر میره

118
00:07:34,458 --> 00:07:36,228
‫همچنین من و «کیلین»

119
00:07:36,228 --> 00:07:38,369
‫ولی هی ، تا اون‌موقع

120
00:07:38,369 --> 00:07:42,740
«چرا از «پیشگوی میدان جکسون
‫نمی‌پرسی چی‌کار کنی؟

121
00:07:46,642 --> 00:07:48,212
‫من شوخی نمی‌خوام «فِرِیا»

122
00:07:48,212 --> 00:07:49,743
‫جدی میگم

123
00:07:49,753 --> 00:07:53,184
‫ببین ، اگه مسئله‌ای اذیت‌ـت می‌کنه
‫از «ایوی» بپرس

124
00:07:53,184 --> 00:07:56,825
و بعد اینکه کف دست‌ـت رو خوند

125
00:07:56,825 --> 00:07:58,825
...شاید اونم بذاره چیزش

126
00:08:00,226 --> 00:08:04,167
‫باشه . ‫پیشگویی نخواه

127
00:08:04,167 --> 00:08:07,608
‫«فِرِیا مایکلسون»

128
00:08:08,909 --> 00:08:10,209
‫وقتی بری دلم برات تنگ میشه

129
00:08:10,209 --> 00:08:12,540
‫آره

130
00:08:25,794 --> 00:08:27,435
‫«مارشال»

131
00:08:32,476 --> 00:08:34,037
«رومن»

132
00:08:34,607 --> 00:08:35,977
‫اومدی خونه‌ام

133
00:08:35,977 --> 00:08:40,179
‫آره . باید باهات صحبت می‌کردم
...برای همین

134
00:08:41,619 --> 00:08:45,520
‫از کجا خونه‌ام رو می‌شناسی؟

135
00:08:45,520 --> 00:08:48,721
‫خب ، «سالتزمن» اطلاعات ارتباطی
‫با خانواده‌ها رو توی کمد پرونده‌ها میذاره

136
00:08:48,731 --> 00:08:50,962
‫همونجایی که «بوربن»های
‫روز مباداش رو نگه میداره

137
00:08:50,962 --> 00:08:52,893
‫برای همین همه چیزش رو میدونم

138
00:08:52,903 --> 00:08:56,304
‫می‌تونم بیام تو؟

139
00:09:01,005 --> 00:09:02,746
‫میدونی که من یه خون‌آشامم ، نه؟

140
00:09:03,976 --> 00:09:06,177
...پس من

141
00:09:06,187 --> 00:09:08,148
‫باید بلندتر بهت بگم؟

142
00:09:08,148 --> 00:09:09,318
‫صحیح

143
00:09:09,318 --> 00:09:11,219
‫آره . بفرما تو

144
00:09:17,131 --> 00:09:18,931
‫پیژامه خوشگلی داری

145
00:09:18,931 --> 00:09:23,843
‫چرا باید باهام صحبت می‌کردی؟

146
00:09:23,843 --> 00:09:26,404
‫آره

147
00:09:28,274 --> 00:09:31,315
‫ببین ، بچه‌های مدرسه خیلی چیزها
در مورد «هنری» میگن

148
00:09:31,315 --> 00:09:35,386
‫اینکه اون مرد
و اینکه خودکشی کرد

149
00:09:35,386 --> 00:09:39,858
‫میدونی ، دوست‌هات همیشه
‫براش قلدری می‌کردن

150
00:09:39,858 --> 00:09:41,898
‫براش مثل جهنم بود

151
00:09:41,898 --> 00:09:43,999
‫میدونم ، خب؟
‫برای همین اومدم

152
00:09:43,999 --> 00:09:46,670
‫باید ادای احترام کنم

153
00:09:46,670 --> 00:09:48,571
‫من بهشون اجازه دادم تحت فشار بذارنش

154
00:09:48,571 --> 00:09:50,671
‫اشعار و لباساش رو مسخره کنن

155
00:09:50,671 --> 00:09:52,872
...و حالا

156
00:09:53,882 --> 00:09:55,743
‫خوابم نمی‌بره

157
00:09:57,113 --> 00:09:59,254
‫«هنری» نمرده

158
00:10:00,324 --> 00:10:02,125
‫حالش خوبه

159
00:10:03,556 --> 00:10:06,226
‫ببین ، من باید لباس عوض کنم
‫باید برم یه جایی

160
00:10:06,926 --> 00:10:08,897
‫میشه روت رو اونور کنی؟

161
00:10:08,897 --> 00:10:10,398
‫آره

162
00:10:10,398 --> 00:10:12,268
‫آره

163
00:10:24,622 --> 00:10:27,793
‫کجا میری؟ ‫حتی صبح هم نشده

164
00:10:27,793 --> 00:10:29,354
‫داستانش مفصله

165
00:10:29,364 --> 00:10:31,864
لیزی سالتزمن» گفت که «هنری» رو دیده»
‫از برج خودش رو پایین انداخته

166
00:10:31,864 --> 00:10:33,865
‫یه گرگینه نمی‌تونه از همچین
‫سقوطی جون سالم به‌در ببره

167
00:10:33,865 --> 00:10:36,536
‫آره . خب ، «لیزی» اینم گفت که

168
00:10:36,536 --> 00:10:40,777
‫یه یتیم‌خونه رو توی 8 سالگیم
‫با مغزم منفجر کردم

169
00:10:42,078 --> 00:10:45,149
‫حالا می‌تونی نگاه کنی

170
00:10:46,549 --> 00:10:49,050
‫آره . اون رو شنیدم

171
00:10:49,050 --> 00:10:53,051
‫اینم شنیدم که یه پرنسس رومانیایی غایبی

172
00:10:57,663 --> 00:11:00,164
...خب

173
00:11:00,164 --> 00:11:02,864
‫رازت چیه «مارشال»؟

174
00:11:04,175 --> 00:11:08,776
‫می‌تونی اینجا منتظر بمونی؟
زیاد طول نمی‌کشه

175
00:11:08,776 --> 00:11:10,677
‫آره

176
00:11:10,677 --> 00:11:13,418
‫اونا من رو اشتباه برداشت کردن

177
00:11:13,418 --> 00:11:14,948
‫حقیقت اینه که

178
00:11:14,948 --> 00:11:18,089
‫من یه شاهزاده رومانیایی یتیم رو
‫با مغزم منفجر کردم

179
00:11:20,130 --> 00:11:22,831
‫ولی اون بچه لوس حقش بود

180
00:11:35,945 --> 00:11:40,346
‫به عنوان یه آقا با یه
عشق گمشده ‫بدجور شادی

181
00:11:40,356 --> 00:11:43,417
‫شاید بهتر باشه دزدی پشت کسی که
‫یه چاقو دستشه درنیای

182
00:11:43,427 --> 00:11:45,458
‫«هِیلی مارشال» کجاست؟

183
00:11:45,458 --> 00:11:48,199
‫بهترین حدسم : توی خونه‌ی بزرگش
اینور و اونور میره

184
00:11:48,199 --> 00:11:51,130
‫و به راه‌های جدیدی فکر می‌کنه
‫تا از نظر احساسی دور از دسترس باشه

185
00:11:51,130 --> 00:11:53,030
‫کدوم خری هستی؟

186
00:11:53,040 --> 00:11:56,472
‫اسم من ‫«کلاوس مایکلسون»ـه

187
00:11:56,472 --> 00:11:58,072
‫چیزی ازش نشنیدم

188
00:11:58,912 --> 00:12:00,843
‫«هِیلی» هیچ دشمنی داره؟

189
00:12:00,843 --> 00:12:03,640
‫دشمن؟ ‫نه

190
00:12:03,640 --> 00:12:05,700
‫اون یه مادر تنهاست ، نه یه اَبَرشرور

191
00:12:07,447 --> 00:12:08,962
‫تو پدر «هوپ» هستی ، نه؟

192
00:12:08,972 --> 00:12:11,254
‫شبیه «هوپ» هستی . حلقه‌ی چشمات

193
00:12:11,254 --> 00:12:14,253
‫اگه همکاری نکنی «دِکلِن»

194
00:12:14,253 --> 00:12:18,838
‫"حلقه چشمات" جایی میشه که
‫تیکه‌تیکه کردنت رو ازش شروع می‌کنم

195
00:12:18,838 --> 00:12:21,504
‫«هِیلی» قالم گذاشت ، خب؟

196
00:12:21,504 --> 00:12:23,321
‫زیاد پیش میاد

197
00:12:23,321 --> 00:12:26,553
‫پیش خودم گفتم بابای «هوپ»
‫حتماً بدجور دلش رو شکسته

198
00:12:26,553 --> 00:12:29,582
‫خب ، از اونجایی که تو خیلی مهربونی

199
00:12:29,592 --> 00:12:33,026
حتماً کس دیگه‌ای قلبش رو شکسته
‫و قلب «هوپ» رو

200
00:12:33,026 --> 00:12:35,449
‫- اسم دخترم رو به زبون نیار
‫- واقعاً؟

201
00:12:35,449 --> 00:12:36,691
‫اطرافت رو نگاه کن

202
00:12:39,398 --> 00:12:41,245
‫من اینجام

203
00:12:41,245 --> 00:12:42,528
‫تولدهاش ، عیدها

204
00:12:42,528 --> 00:12:45,224
‫رانندگی هم یادش دادیم

205
00:12:45,224 --> 00:12:46,769
‫اون‌موقع تو کدوم گوری بودی؟

206
00:12:47,920 --> 00:12:50,849
‫تو بدجور در خطری

207
00:12:54,692 --> 00:12:56,304
‫واقعاً بابا؟

208
00:13:12,464 --> 00:13:15,898
‫انگار تو باید ‫فوراً برگردی پیش قصاب

209
00:13:15,898 --> 00:13:19,675
‫یادت نمیاد که امروز
‫باهام ملاقات کرده باشی

210
00:13:22,002 --> 00:13:24,092
‫صبح‌بخیر بچه‌جون

211
00:13:24,092 --> 00:13:27,324
‫زود برمیگردم . ‫یادم رفت برم قصابی

212
00:13:27,324 --> 00:13:30,323
‫ولی توی یخچال برات یه
‫پودینگ گذاشتم

213
00:13:30,323 --> 00:13:32,080
‫مورد علاقه‌ـت

214
00:13:38,280 --> 00:13:40,199
‫برو خونه «هوپ»

215
00:13:40,199 --> 00:13:43,097
‫حتی نمی‌خوای بهم نگاه کنی؟

216
00:13:45,419 --> 00:13:47,409
‫مامان گم شده بابا

217
00:13:48,651 --> 00:13:50,771
‫من ترسیدم

218
00:13:57,244 --> 00:13:59,708
‫ما خیلی نزدیکیم

219
00:13:59,708 --> 00:14:02,162
‫زمزمه‌ها رو دارم می‌شنوم که
‫میگه تو هم باید بهش نزدیک بشی

220
00:14:02,162 --> 00:14:04,858
بذار کمکت کنم پیداش کنی -
اگه کاری که میگم رو نکنی -

221
00:14:04,858 --> 00:14:07,080
‫به «فِرِیا» میگم که تو رو با یه
‫طلسم توی خونه زندونی کنه

222
00:14:08,504 --> 00:14:11,432
‫نمی‌خوام کار به اونجا بکشه

223
00:14:11,432 --> 00:14:13,452
‫برو خونه

224
00:14:32,492 --> 00:14:36,268
‫بچه‌ها ، شلوغ نکنین
‫ما دنبال دردسر نیستیم

225
00:14:36,268 --> 00:14:37,985
‫دنبال جوابیم

226
00:14:37,985 --> 00:14:40,989
‫آره . ببخشید بابت هرم آبجوتون

227
00:14:40,989 --> 00:14:42,100
‫آلفاتون کجاست؟

228
00:14:44,059 --> 00:14:45,907
‫ما هم برامون سوال بود

229
00:14:45,907 --> 00:14:47,765
‫«هِیلی» قبل از اینکه خودش و دخترش رو

230
00:14:47,765 --> 00:14:50,724
‫توی قلعه‌اش زندونی کنه
‫کلی وعده به ما داده بود

231
00:14:50,734 --> 00:14:54,399
‫خب ، شنیدم که می‌خواست به اون
دورگه ‫آموزش بده خودش رو کنترل کنه

232
00:14:54,399 --> 00:14:57,065
‫احتمالش هست که پسره ‫از
این خوش‌ـش نیومده باشه؟

233
00:15:01,205 --> 00:15:05,689
‫به گمونم اون قلبی که توی کلبه داره
‫شدیداً می‌تپه قلب خودش باشه

234
00:15:05,689 --> 00:15:06,931
‫مهم نیست

235
00:15:06,941 --> 00:15:08,718
‫تو دعوت نیستی

236
00:15:09,940 --> 00:15:12,121
‫جدی؟

237
00:15:12,121 --> 00:15:13,879
...خب

238
00:15:13,879 --> 00:15:16,575
‫به راحتی با آتیش زدن کلبه
‫بیرون میارمش

239
00:15:16,575 --> 00:15:20,382
‫پادشاه شهر نیازی به دعوت نداره

240
00:15:20,382 --> 00:15:22,068
‫پادشاه؟

241
00:15:22,068 --> 00:15:25,501
‫خب ، راه بازه ببینم چی‌کار می‌کنی

242
00:15:25,501 --> 00:15:29,379
‫دست‌ـت به اون پسر نمیرسه

243
00:15:41,507 --> 00:15:43,799
‫«وینسنت» ، چه کمکی از دستم برمیاد؟

244
00:15:43,799 --> 00:15:49,222
‫خب ، می‌تونی دقیقاً همون کاری
رو بکنی ‫که برای بقیه می‌کنی

245
00:15:49,222 --> 00:15:50,969
‫یعنی نگاه کردن به آینده
‫و مطمئن کردنم که

246
00:15:50,979 --> 00:15:53,503
‫آسمون روی سرم خراب نمیشه

247
00:15:53,503 --> 00:15:54,948
‫متأسفم . نمی‌تونم

248
00:15:54,948 --> 00:15:56,159
‫پول دارم

249
00:15:56,159 --> 00:15:57,411
‫مسئله پول نیست

250
00:15:57,411 --> 00:16:01,148
‫تو در مورد یه شغل جدید یا ‫اینکه با
دوست‌دختر به‌هم بزنی یا نه نمی‌پرسی

251
00:16:01,148 --> 00:16:05,056
‫تو سوالات بزرگتری داری
‫من بهش اعتقاد ندارم

252
00:16:05,056 --> 00:16:07,378
‫خب ، همه تو رو به عنوان
‫بزرگترین پیشگوی

253
00:16:07,388 --> 00:16:09,741
‫«نيو اورلانز» می‌شناسن
‫اون‌وقت بهم میگی که

254
00:16:09,741 --> 00:16:10,892
‫به آینده اعتقاد نداری؟

255
00:16:10,902 --> 00:16:14,840
‫به این اعتقاد ندارم که به آینده‌ای دور نگاه کنم

256
00:16:14,840 --> 00:16:17,638
‫اعتقاد ندارم که پایان همه چیز
‫از قبل نوشته شده

257
00:16:17,638 --> 00:16:19,728
‫تو برای همین اومدی ، نه؟

258
00:16:19,728 --> 00:16:22,020
‫می‌خوای پایانش رو بدونی

259
00:16:22,020 --> 00:16:24,605
‫نمی‌تونم روزهام رو بدون که

260
00:16:24,615 --> 00:16:28,382
‫حس نکنم دنیا هر لحظه
ممکنه ‫باز بشه سپری کنم

261
00:16:28,382 --> 00:16:31,725
‫حالا اگه من تنها کسیم که
‫همچین حسی داره

262
00:16:31,725 --> 00:16:34,481
‫پس شاید من تنها کسیم که
‫می‌تونه یه کاریش بکنه

263
00:16:34,481 --> 00:16:37,915
‫برای همین چیزی که دنبالشم
‫یه‌جور راهنماییه

264
00:16:38,894 --> 00:16:40,712
‫خواهش می‌کنم

265
00:16:51,436 --> 00:16:56,327
‫یالا «کلاوس» ‫. با یه خبر
خوب بهم تسلی میده

266
00:16:56,327 --> 00:16:58,992
‫شاید بتونم کمک کنم

267
00:17:00,129 --> 00:17:02,784
‫- زود اومدی
‫- زود اومدم

268
00:17:02,784 --> 00:17:03,922
‫- اینجایی
‫- اینجام

269
00:17:03,922 --> 00:17:05,749
‫- اومدی
‫- آره عزیزم

270
00:17:07,086 --> 00:17:08,653
‫- سلام
‫- سلام

271
00:17:11,647 --> 00:17:16,208
‫حالم خوش نیست . ‫خیلی گشنمه

272
00:17:16,208 --> 00:17:19,742
‫- باید ازم دور بشی
‫- نه

273
00:17:19,742 --> 00:17:21,269
گرگ‌های هلالی» ازم محافظت نمی‌کنن»
...حالا که

274
00:17:21,269 --> 00:17:23,734
‫حالا که دورگه شدی؟

275
00:17:23,734 --> 00:17:25,131
‫محافظت می‌کنن «هنری»

276
00:17:25,131 --> 00:17:26,898
‫«هِیلی» مثل توئه
‫سرش گرم «هوپ» بود

277
00:17:26,898 --> 00:17:29,393
‫ولی به‌خاطر تو ‫در برابرشون ایستاد

278
00:17:29,393 --> 00:17:31,130
‫دیگه این‌کار رو نمی‌کنه

279
00:17:33,326 --> 00:17:34,394
‫منظورت چیه؟

280
00:17:34,394 --> 00:17:36,989
‫«هنری» ‫، چی‌کار کردی؟

281
00:17:36,989 --> 00:17:40,352
‫بهم اعتماد کن . ‫باید فرار کنم

282
00:17:40,352 --> 00:17:42,348
‫این‌کارـت عاقبت خوشی نداره

283
00:17:51,112 --> 00:17:54,705
‫تابستون گذشته دعوتم کردی
‫تولد برادرت «اِیدِن» بود . یادته؟

284
00:17:55,942 --> 00:17:57,998
«ما یه زمانی دوست بودیم «لیسینا

285
00:17:59,505 --> 00:18:01,062
‫نذار من رو ببره

286
00:18:03,069 --> 00:18:05,734
‫ببین ، «هنری» شخص باحالی رو کشت
‫که حقش نبود بمیره

287
00:18:05,734 --> 00:18:07,660
‫اون نمی‌تونه راحت برگرده
‫سر کلاس هندسه‌اش

288
00:18:07,660 --> 00:18:09,297
‫و به نظرم خودتم میدونی

289
00:18:10,864 --> 00:18:13,688
مارسل» 2تا قانون داره»

290
00:18:13,688 --> 00:18:16,623
‫اول اون خون‌آشام‌ها رو نمی‌کشه

291
00:18:16,623 --> 00:18:18,848
‫«هنری» مجازات میشه
‫ولی زنده می‌مونه

292
00:18:18,848 --> 00:18:20,186
‫حکمش چیه؟

293
00:18:20,186 --> 00:18:23,010
200سال اسیر توی باغ؟ نه

294
00:18:23,020 --> 00:18:25,516
‫ولی قانون دومم اینه که
‫کسی به بچه‌ها صدمه نمیزنه

295
00:18:25,516 --> 00:18:27,911
‫من زندگیش رو تباه نمی‌کنم
‫فقط چند سال زندونی میشه

296
00:18:27,911 --> 00:18:29,308
‫نگاش کن

297
00:18:30,446 --> 00:18:31,644
‫اون بچه‌ی خوبیه

298
00:18:31,644 --> 00:18:33,071
‫نه وقتی که خمار عطش به خون باشه

299
00:18:33,071 --> 00:18:35,367
‫باید خون‌ـش خالی بشه
‫مجازاتش رو سپری کنه

300
00:18:35,367 --> 00:18:37,602
‫وقتی بیرون بیاد میشه یکی از افراد من ، خب؟

301
00:18:37,602 --> 00:18:39,998
‫برام مهم نیست که نصف گرگینه
‫یا نصف پری دریایی باشه

302
00:18:39,998 --> 00:18:41,695
‫از افرادم محافظت می‌کنم

303
00:18:48,462 --> 00:18:49,989
‫«هنری»

304
00:18:49,989 --> 00:18:52,554
‫این تنها راهیه که برای محافظت
‫از تو سراغ دارم

305
00:18:52,554 --> 00:18:55,418
‫من همینجا می‌مونم ‫و تا
بیرون اومدنت منتظرت می‌کنم

306
00:18:55,418 --> 00:18:57,085
‫نه . خواهش می‌کنم

307
00:18:57,085 --> 00:18:58,752
«مارسل»

308
00:18:58,752 --> 00:18:59,979
‫نه

309
00:19:02,545 --> 00:19:05,040
‫می‌تونی بیای تو

310
00:19:21,129 --> 00:19:24,053
‫تو اتاقم نبودی ‫. گفتم شاید رفتی

311
00:19:24,063 --> 00:19:25,960
‫هنوز اینجام

312
00:19:29,124 --> 00:19:32,188
‫نمی‌ترسیدی یکی ببینه
‫داری فضولی می‌کنی؟

313
00:19:33,415 --> 00:19:37,108
‫خب ، طبق پرونده‌ی مدرسه‌ام
‫من ذات سرکشی دارم

314
00:19:37,118 --> 00:19:38,915
‫و بیخیال بزرگترها

315
00:19:38,915 --> 00:19:41,310
‫پس نه

316
00:19:46,001 --> 00:19:50,533
‫هر چی می‌خوای بپرس ، ‫خب؟
میدونم می‌خوای

317
00:19:52,099 --> 00:19:54,096
‫اینجا مثل خونه‌ی وحشته

318
00:19:54,096 --> 00:19:57,689
‫کتاب ورد وایکینگی
یه میلیون چاقوی عجیب

319
00:19:57,699 --> 00:20:02,220
‫و میدونستی یه مو قرمز مرده ‫لای
ملافه دارین ‫که توی اتاق نشیمن‌تونه؟

320
00:20:02,220 --> 00:20:04,087
‫آره . اون دوست‌دختر سابق و دیوونه‌ی بابامه

321
00:20:04,087 --> 00:20:05,723
‫یه طلسم خوابه

322
00:20:05,723 --> 00:20:08,149
‫مسئله اینه که کسی نمیدونه
‫باهاش چی‌کار باید کرد

323
00:20:08,149 --> 00:20:09,616
‫کاری که همه می‌کنن

324
00:20:11,183 --> 00:20:12,580
‫هی

325
00:20:13,518 --> 00:20:15,175
‫ببین ، می‌تونم راز نگه‌دار باشم

326
00:20:15,175 --> 00:20:16,872
‫خودم کلی راز دارم

327
00:20:18,582 --> 00:20:20,438
‫خب ، تو چی هستی؟

328
00:20:21,473 --> 00:20:25,765
‫اسم من ‫«هوپ مایکلسون»ـه

329
00:20:28,130 --> 00:20:32,033
‫مادربزرگم اساساً جادوی سیاه رو اختراع کرد

330
00:20:32,033 --> 00:20:34,798
‫مادرم آلفای «گرگ‌های هلالی»ـه

331
00:20:34,798 --> 00:20:40,916
‫و ‫بابای من «نیکلاوس مایکلسون»ـه

332
00:20:44,651 --> 00:20:47,116
...پس اینطوری تو میشی

333
00:20:47,116 --> 00:20:50,080
‫سه‌رگه‌ی عجیب‌الخلقه‌ی افسانه‌ای

334
00:20:55,380 --> 00:20:57,975
خیلی‌خب ، یه بچه دورگه توی خونه‌ی من

335
00:20:57,975 --> 00:21:00,539
‫زنجیر شده . محض اطلاعت باید بگم
‫این جریان ظاهر خوبی نداره

336
00:21:00,539 --> 00:21:02,605
‫فکر می‌کردم زنده زنده دفنم می‌کنی

337
00:21:02,605 --> 00:21:03,933
‫خب ، اول باید چندتا سوال بپرسیم

338
00:21:03,933 --> 00:21:05,300
‫بذار بگیم یه دادرسی عادلانه انجام دادیم

339
00:21:05,300 --> 00:21:07,466
‫خب ، شنیدیم به «لیسینا» چی گفتی

340
00:21:07,466 --> 00:21:10,191
‫چرا فکر نمی‌کنی «هِیلی مارشال»
‫دیگه ازت محافظت نمی‌کنه؟

341
00:21:13,155 --> 00:21:14,208
‫اون کجاست؟

342
00:21:14,208 --> 00:21:15,181
‫نمیدونم

343
00:21:15,191 --> 00:21:17,318
‫- چی‌کارش کردی؟
‫- هیچی

344
00:21:17,318 --> 00:21:19,779
نمیدونم کجاست

345
00:21:19,779 --> 00:21:22,483
‫فقط خواهش می‌کنم
‫سوالات بیشتری ازم نپرسین

346
00:21:25,258 --> 00:21:28,368
‫نگاش کن . اون یه پشه‌ست

347
00:21:28,368 --> 00:21:31,275
‫عمراً بتونه «هِیلی مارشال» رو
‫تنهایی شکست بده

348
00:21:31,275 --> 00:21:33,098
‫«هنری»

349
00:21:34,789 --> 00:21:36,845
‫از کی داری محافظت می‌کنی؟

350
00:21:46,245 --> 00:21:48,746
‫اربابش

351
00:21:53,584 --> 00:21:56,055
...خب

352
00:21:56,055 --> 00:22:00,410
‫خون‌ـت گرگینه‌ها رو ‫به
خون‌آشام‌های دورگه تبدیل می‌کنه

353
00:22:01,730 --> 00:22:05,893
‫و بوسه‌ام پرنس‌ها رو به
‫قورباغه تبدیل می‌کنه

354
00:22:05,893 --> 00:22:08,901
البته شاید . این تئوری رو هنوز آزمایش نکردم

355
00:22:21,369 --> 00:22:23,425
‫حتماً خیلی تنها بودی

356
00:22:23,425 --> 00:22:25,521
‫به‌خاطر اینکه زندگیت رو
‫این‌همه مدت یه راز نگه داشتی

357
00:22:26,504 --> 00:22:27,821
‫«هوپ»

358
00:22:27,821 --> 00:22:30,626
‫باید بری

359
00:22:30,626 --> 00:22:33,736
‫ستون فقرات‌ـت رو واقعاً به عنوان گردنبند
‫دور گردنش میندازه . برو

360
00:22:38,206 --> 00:22:40,090
‫لطفاً بگو حقیقت نداره

361
00:22:42,561 --> 00:22:45,600
‫با مادرت چی‌کار کردی؟

362
00:22:56,173 --> 00:22:58,712
‫خب ، اینجا یه باغ نیست

363
00:22:58,712 --> 00:23:00,697
‫ولی به گمونم برای یه پیش‌بینی کفایت می‌کنه

364
00:23:01,821 --> 00:23:04,532
‫اینجا همونجاییه که می‌خواستی
‫برای اولین قرار ببری ، نه؟

365
00:23:04,532 --> 00:23:08,381
‫به گمونم بی‌فایده‌ست که بخوام ‫چیزی
رو از یه ذهن‌خون مخفی کنم ، نه؟

366
00:23:08,381 --> 00:23:09,728
‫من نمی‌تونم ذهن آدما رو بخونم

367
00:23:17,506 --> 00:23:22,165
‫وقتی از زمین سوال بپرسم
‫می‌تونم حس کنم حقیت داره

368
00:23:25,447 --> 00:23:27,716
...خب

369
00:23:30,278 --> 00:23:33,155
‫سوالت رو بپرس

370
00:23:33,155 --> 00:23:37,034
‫خب ، تا جایی که میدونیم اگه کسی
‫بتونه باعث نابودی «نيو اورلانز» بشه

371
00:23:37,044 --> 00:23:38,999
‫«کلاوس مایکلسون»ـه پس...

372
00:23:38,999 --> 00:23:42,078
‫یالا . همین رو بپرس

373
00:24:02,385 --> 00:24:05,728
‫بیبی‌ـه

374
00:24:05,728 --> 00:24:08,067
‫«وینسنت»

375
00:24:08,067 --> 00:24:11,714
‫اصلاً به‌خاطر «کلاوس» نیست
‫به‌خاطر دخترشه

376
00:24:15,383 --> 00:24:17,034
‫اصلاً میدونی چی‌کار کردی؟

377
00:24:17,034 --> 00:24:19,363
‫میدونستم که اتفاق بزرگی لازمه
‫که بیای خونه

378
00:24:19,363 --> 00:24:21,591
‫واسه همین به دوست دورگه‌ی کوچولوت
‫گفتی که به مامانت حمله کنه؟

379
00:24:21,591 --> 00:24:23,151
‫«هنری» فقط کولش کرد

380
00:24:23,151 --> 00:24:26,696
‫و "حمله" زیاده‌روی‌ـه
‫مامان حالش خوبه

381
00:24:28,053 --> 00:24:30,444
‫توی یه تابوت خیلی خوب خوابه

382
00:24:30,454 --> 00:24:33,968
‫طلسم مخفی کردن و خوابی روش خوندم
‫که خودم نوشتم

383
00:24:33,968 --> 00:24:35,994
‫خب ، در این‌صورت
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

384
00:24:35,994 --> 00:24:37,139
‫اون کجاست؟

385
00:24:37,139 --> 00:24:39,812
‫اگه بهت بگم بازم می‌خوای
‫بری و ناپدید بشی

386
00:24:39,812 --> 00:24:42,274
‫«هوپ» ، وقتی ما نزدیک هم باشیم
‫در خطری

387
00:24:42,284 --> 00:24:44,036
‫میدونم که حس‌ـش می‌کنی

388
00:24:51,470 --> 00:24:54,033
‫جادوی سیاهِ داخل ما

389
00:24:54,043 --> 00:24:56,099
‫خودش رو به راه‌های بدی
‫آشکار می‌کنه

390
00:24:56,099 --> 00:24:58,165
‫ممکنه بقیه رو هم در خطر قرار بدیم

391
00:24:58,165 --> 00:24:59,482
‫حتی کل شهر

392
00:24:59,482 --> 00:25:01,102
‫برام مهم نیست

393
00:25:01,102 --> 00:25:04,111
‫این یه بحث نیست «هوپ»

394
00:25:06,315 --> 00:25:09,384
‫خب ، حداقل «هِیلی» جاش امنه

395
00:25:09,394 --> 00:25:11,683
‫باورم نمیشه کار «هوپ» بود

396
00:25:11,683 --> 00:25:16,048
‫نه . درست سر وقت بود

397
00:25:16,048 --> 00:25:18,074
‫کج‌خلقی‌های جوونی من

398
00:25:18,074 --> 00:25:21,720
‫شامل سقوط پرنده‌ها از آسمون
‫و سوختن کل روستاها می‌شد

399
00:25:21,720 --> 00:25:24,161
‫یه رسم خونوادگیه

400
00:25:24,161 --> 00:25:27,027
‫اگه یه وقت دختری داشتیم
‫این رو یادم می‌مونه

401
00:25:27,027 --> 00:25:29,934
‫از اونجایی که قبول کردی باهام
‫«نيو اورلانز» رو ترک کنی

402
00:25:29,934 --> 00:25:33,884
‫کلی احتمالات برای آینده
‫به فکرم اومد

403
00:25:33,895 --> 00:25:36,933
‫همه‌شون خیلی احساسی
‫و حال‌به‌هم‌زن هستن

404
00:25:36,933 --> 00:25:38,624
‫خب؟

405
00:25:38,624 --> 00:25:42,645
‫فقط نمیدونستم چقدر این شهر
‫خفه‌ام کرده ‫تا اینکه رفتم

406
00:25:45,154 --> 00:25:46,734
‫«کیلین»؟

407
00:25:46,744 --> 00:25:49,175
‫منم خفه بودم

408
00:25:50,491 --> 00:25:52,790
‫وقتشه نفس بکشیم

409
00:26:06,879 --> 00:26:08,297
‫دختر کوچولویی که می‌شناختم

410
00:26:08,297 --> 00:26:10,090
هیچ‌وقت فکر همچین
نقشه‌ای رو هم نمی‌کشید

411
00:26:10,090 --> 00:26:12,186
‫خب ، متأسفم که ناامیدت کردم

412
00:26:12,186 --> 00:26:15,802
‫ولی اون دختر کوچولو زندگینامه‌ات رو نخونده

413
00:26:17,868 --> 00:26:22,224
‫تو به «کمی اُکانل» ‫نفوذ ذهنی کردی
که داستان زندگیت رو بنویسه

414
00:26:22,224 --> 00:26:24,421
‫در مورد پسری که قبلاً اعضای خونواده‌اش رو

415
00:26:24,421 --> 00:26:27,764
‫داخل تابوت میذاشت و ازشون
‫به عنوان اهرم استفاده می‌کرد

416
00:26:30,832 --> 00:26:33,637
‫پس حقه‌های قدیمم رو مطالعه کردی

417
00:26:35,930 --> 00:26:38,999
‫اینم یاد گرفتی؟

418
00:26:38,999 --> 00:26:40,721
‫اون توی «سِینت ان»ـه

419
00:26:40,721 --> 00:26:44,235
‫- از سرم برو بیرون
‫- ممکن بود بمیری «هوپ»

420
00:26:44,235 --> 00:26:46,707
‫فقط با اینجا ایستادن
‫می‌تونم نابودت کنم

421
00:26:48,023 --> 00:26:52,014
‫به مادرت میگم بهت
سخت نگیره ‫. باشه؟

422
00:26:52,014 --> 00:26:53,837
‫خدافظ «هوپ»

423
00:26:57,585 --> 00:27:00,866
‫منم یه سری حقه بلدم

424
00:27:14,403 --> 00:27:16,403
خیلی‌خب ، «هنری» تو صندوق عقب
ماشین من‌ـه بزن بریم

425
00:27:16,428 --> 00:27:20,854
‫«جاش» ، ‫اگه خون‌آشامی
در مورد «هِیلی» پرسید

426
00:27:20,854 --> 00:27:22,201
‫گردن «هنری»ـه ، خب؟

427
00:27:22,201 --> 00:27:24,531
‫از «هوپ» چیزی نمیگی

428
00:27:25,858 --> 00:27:27,610
‫می‌تونیم دور «هنری» آجرکشی کنیم

429
00:27:27,610 --> 00:27:29,676
‫ولی علائم رو درمان می‌کنیم
‫نه بیماری رو

430
00:27:29,676 --> 00:27:33,292
‫چون خوشت بیاد یا نه
‫«هوپ» می‌تونه دورگه‌های بیشتری درست کنه

431
00:27:33,292 --> 00:27:34,406
‫اون یه مشکل‌ـه

432
00:27:34,906 --> 00:27:36,557
‫این درخواست نبود «جاش»

433
00:27:36,567 --> 00:27:37,438
...این یه

434
00:27:37,438 --> 00:27:39,302
‫دستور بود ، خب؟

435
00:27:39,302 --> 00:27:41,560
‫ببین ، می‌فهمم داری
دوره سختی می‌گذرونی

436
00:27:41,560 --> 00:27:45,551
‫این به من مربوط نمیشه
‫ولی به «نيو اورلانز» مربوط میشه

437
00:27:45,551 --> 00:27:47,850
‫تو رفته بودی و من اینجا بودم

438
00:27:47,850 --> 00:27:49,876
‫و 7 سال تموم رو بدون
‫از دست دادن یه نفر سپری کردم

439
00:27:49,876 --> 00:27:51,527
‫خیلی هم بهش عادت کردم

440
00:27:54,302 --> 00:27:57,543
‫میدونم که شنیدنش سخته

441
00:27:57,553 --> 00:28:01,939
‫ولی «هوپ» ممکنه هر کاری بکنه
‫و باید براش آماده باشیم

442
00:28:06,341 --> 00:28:09,420
‫زنگ زدی . نامه نوشتی
‫بعدش دیگه هیچی نفرستادی . چرا؟

443
00:28:09,420 --> 00:28:11,851
‫- خودت دلیلش رو میدونی
‫- فکر نمی‌کردم لازم باشه

444
00:28:11,851 --> 00:28:13,198
‫قبل از وارد شدن به یه دنیای خیالی
‫در بزنم

445
00:28:13,198 --> 00:28:15,872
‫شرمنده که مزاحم جشن قتلت شدم

446
00:28:22,395 --> 00:28:24,927
‫اون شب اومدی پیشم

447
00:28:24,927 --> 00:28:27,226
‫چون کارت پستال و نامه کافی نبود

448
00:28:27,226 --> 00:28:29,292
‫برای صلاحت این‌کار رو کردم

449
00:28:29,292 --> 00:28:31,176
‫تو نمیدونی چی به صلاحمه

450
00:28:32,462 --> 00:28:34,154
‫میدونی ، تو باعث شدی مردم

451
00:28:34,154 --> 00:28:36,584
‫یه داستان‌هایی در مورد یه اصیل دیوونه
‫که جسد از خودش به‌جا میذاره بگن

452
00:28:36,584 --> 00:28:38,276
‫و بچه‌های مدرسه هم در موردش حرف میزنن

453
00:28:38,276 --> 00:28:40,605
اون‌وقت من مجبورم «هوپ مارشال»ِ
‫کوچولوی ساکت باشم

454
00:28:40,616 --> 00:28:42,905
‫درحالی‌که به قدری عصبانیم
که می‌خوام داد بزنم

455
00:28:42,905 --> 00:28:44,697
‫خب ، همه همینطوریم

456
00:28:51,773 --> 00:28:54,103
‫قبل از به دنیا اومدن «هوپ مایکلسون»

457
00:28:54,103 --> 00:28:58,326
«جادوگر «محله فرانسوی‌ها
...سابین لورانت» گفت»

458
00:29:00,531 --> 00:29:02,455
«یعنی «بچه همه‌ی آن‌ها را نابود خواهد کرد

459
00:29:02,455 --> 00:29:03,772
‫آره . خب ، «سابین لورانت» رو می‌شناختم

460
00:29:03,772 --> 00:29:04,957
‫اون یه شارلاتان بود

461
00:29:04,957 --> 00:29:07,084
‫یه سری اهداف سری هم داشت

462
00:29:07,084 --> 00:29:10,193
‫من «هوپ مایکلسون» رو می‌شناسم
‫و اون یه بچه‌ی ساده‌ست

463
00:29:10,193 --> 00:29:11,885
‫پس کارت‌ها تأییدش می‌کنن

464
00:29:27,604 --> 00:29:29,720
‫خورشید

465
00:29:29,720 --> 00:29:33,549
‫این کارت نشونه‌ی سلامت و تندرستی‌ـه

466
00:29:34,698 --> 00:29:38,184
‫کارت اعتدال یعنی صلح و آرامش

467
00:29:40,078 --> 00:29:44,270
‫کارت ارابه ‫برای پیروزی و موفقیت‌ـه

468
00:29:49,721 --> 00:29:51,334
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

469
00:29:51,334 --> 00:29:55,304
‫دارزن برای ‫یه قربانی وحشتناکه

470
00:29:55,304 --> 00:29:59,032
‫شیطان برای بردگی و اسارته

471
00:29:59,032 --> 00:30:01,148
‫نه

472
00:30:01,158 --> 00:30:02,528
...برج

473
00:30:02,528 --> 00:30:03,576
‫برای مصیبته

474
00:30:03,576 --> 00:30:05,793
‫خشکسالی ، سیل ، آتش

475
00:30:05,793 --> 00:30:08,987
‫اون شارلاتان راست می‌گفت «وینسنت»

476
00:30:08,987 --> 00:30:11,234
‫«هوپ مایکلسون» باعث نابودی‌مون میشه

477
00:30:15,879 --> 00:30:19,043
‫وقتی رفتم داشتم از تو محافظت می‌کردم

478
00:30:19,043 --> 00:30:24,787
‫اون شب وحشتِ توی چشمات که
‫من رو دیدی همیشه جلوی چشمـم‌ـه

479
00:30:25,764 --> 00:30:27,779
‫اون‌موقع 9 ساله بودم

480
00:30:29,291 --> 00:30:35,850
‫و هیولای ترسناکی رو دیدم
‫که شبیه بابام بود

481
00:30:35,850 --> 00:30:41,029
‫بابایی که یادم داد ‫چطوری
رنگ‌ها رو ترکیب کنم

482
00:30:41,029 --> 00:30:43,579
‫بابایی که من رو پرنسس صدا می‌کرد

483
00:30:43,579 --> 00:30:46,914
‫نمیدونستم که اون روی تو هم واقعیه

484
00:30:46,914 --> 00:30:53,131
‫و صبر کردم که توضیح بدی
‫یا معذرت‌خواهی کنی

485
00:30:53,131 --> 00:30:55,952
‫یا بهم بگی که دوستم داری

486
00:30:56,907 --> 00:31:03,598
‫سال‌ها منتظرت موندم ‫ولی نیومدی

487
00:31:05,109 --> 00:31:11,296
‫تا جایی که میدونم ‫پدرها
همیشه مسبب درد و عذابن

488
00:31:11,296 --> 00:31:13,684
‫چه باشن یا نباشن

489
00:31:13,684 --> 00:31:16,908
‫همیشه خرابی هست که
‫فقط یه پدر می‌تونه

490
00:31:16,908 --> 00:31:18,692
‫از خودش به‌جا بذاره

491
00:31:18,692 --> 00:31:21,211
...و تو

492
00:31:21,211 --> 00:31:24,032
‫تو دختر خیلی شیرینی بودی

493
00:31:25,715 --> 00:31:29,484
‫شاید همیشه تقدیر این بوده که
‫دل‌شکسته بذارمت

494
00:31:31,368 --> 00:31:34,159
‫واقعاً فکر می‌کنی دل‌شکسته‌ام؟

495
00:31:37,252 --> 00:31:39,671
‫شاید حق با تو باشه

496
00:31:39,671 --> 00:31:41,212
‫شاید اون دختر کوچولویی که

497
00:31:41,222 --> 00:31:43,399
‫اینقدر دلت براش تنگ شده
‫اگه اصلاً دوست‌ـت نداشت

498
00:31:43,399 --> 00:31:45,182
‫بدون تو زندگیش بهتر می‌بود

499
00:31:52,216 --> 00:31:54,029
‫حالا می‌تونی بری

500
00:31:56,417 --> 00:31:59,541
‫«هوپ» ، خواهش می‌کنم

501
00:32:33,169 --> 00:32:35,830
‫همیشه اینطوریه؟

502
00:32:35,830 --> 00:32:39,427
‫اون صدا؟ ‫عطش؟

503
00:32:39,427 --> 00:32:42,278
‫ساکت باش . سعی کن
چند هفته اول ثابت وایسی

504
00:32:42,278 --> 00:32:45,845
‫سریع‌تر خون‌ـت خشک میشه
 ‫اینطوری راحت‌ترـه

505
00:32:47,931 --> 00:32:52,536
‫بهترین زمان برای ملاقات نیست
ولی ‫همینم غنیمته

506
00:32:52,536 --> 00:32:55,126
‫مچم رو گرفتی عوضی

507
00:33:09,011 --> 00:33:10,693
‫خیلی متأسفم «هنری»

508
00:33:10,693 --> 00:33:13,081
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم
‫این اتفاقات بیوفتن

509
00:33:15,228 --> 00:33:18,593
‫باید کاری رو بکنی که بهت گفتم . یادته؟

510
00:33:18,593 --> 00:33:20,709
‫باشه

511
00:33:20,709 --> 00:33:23,228
‫خب ، باید الان آروم بگیری

512
00:33:23,228 --> 00:33:29,516
‫وقتی بیرون بیای ‫کنارتم
و دوست می‌مونیم

513
00:33:29,516 --> 00:33:31,370
‫اگه ترسیدی

514
00:33:31,370 --> 00:33:35,572
‫همین که چشمات رو ببندی و آواز بخونی
‫احساس آرامش می‌کنی

515
00:33:45,255 --> 00:33:48,610
‫«وینسنت» ، متأسفم

516
00:33:48,620 --> 00:33:52,711
‫میدونم برای اطمینان اومدی پیش من
نباید هیچ‌وقت با این موافقت می‌کردم

517
00:33:52,721 --> 00:33:54,868
‫آب ما تبدیل به خون شد

518
00:33:54,868 --> 00:33:57,390
‫رودخونه پر از مار شد

519
00:33:57,400 --> 00:33:59,476
‫تازه همه‌ی این اتفاقات

520
00:33:59,476 --> 00:34:01,864
‫فقط به‌خاطر رفت و آمدهای
‫خواهر و برادرهای «مایکلسون» افتاد

521
00:34:01,864 --> 00:34:04,524
‫هزاران نسخه‌ی مختلف از این داستان رو شنیدم

522
00:34:04,524 --> 00:34:07,275
‫همه‌ی این داستان‌ها پایان غم‌انگیزی دارن

523
00:34:07,275 --> 00:34:09,331
‫«نيو اورلانز» به زانو درمیاد

524
00:34:09,331 --> 00:34:10,641
‫نه ، نه ، نه

525
00:34:10,641 --> 00:34:12,928
‫حالا «هوپ مایکلسون» شاید اونقدری

526
00:34:12,928 --> 00:34:15,548
‫قوی باشه که این شهر رو نابود کنه
‫ولی ممکنه

527
00:34:15,548 --> 00:34:20,223
‫اونقدری قوی باشه که جرقه‌ای باشه
‫یه انقلاب رو شعله‌ور می‌کنه

528
00:34:28,022 --> 00:34:31,146
‫فقط باید مسیرش رو عوض کنه

529
00:34:35,559 --> 00:34:39,519
‫کاری که برای «هنری» کردی
‫کار خیلی خوبی بود

530
00:34:39,519 --> 00:34:42,078
‫خوبه . به خودم یه امتیاز میدم

531
00:34:42,078 --> 00:34:44,225
‫چی؟

532
00:34:44,225 --> 00:34:47,892
‫کار عجیبیه که دوران بچگی انجام میدادم

533
00:34:47,892 --> 00:34:52,094
‫اگه یه کار خوب و از قوانین پیروی می‌کردم
‫به خودم یه امتیاز میدادم

534
00:34:52,094 --> 00:34:58,486
‫اگه فکر بدی به سرم میزد یا عصبانی می‌شدم
یه امتیاز از دست میدادم

535
00:34:58,486 --> 00:35:02,053
‫عزیزم ، نمی‌تونی همچین فشاری
‫روی خودت بذاری

536
00:35:03,666 --> 00:35:07,797
‫خونواده‌ام همه چیزشون رو فدا کردن
‫تا نجاتم بدن

537
00:35:09,923 --> 00:35:12,674
‫باید ارزش‌ـش رو داشته باشم

538
00:35:12,674 --> 00:35:15,435
‫باید بهتر باشم دیگه ، نه؟

539
00:35:15,435 --> 00:35:20,674
‫بابام فکر می‌کنه
‫من دل‌شکسته‌ام

540
00:35:27,032 --> 00:35:30,095
...فکر نکنم که

541
00:35:30,095 --> 00:35:32,877
‫فکر نکنم دیگه من رو دوست داشته باشه

542
00:35:32,887 --> 00:35:35,637
‫هی

543
00:35:35,637 --> 00:35:38,832
‫شاید نتونه به زبون بیاره
‫ولی هر اتفاقی که بیوفته

544
00:35:38,832 --> 00:35:43,608
‫بابات در بدترین حالت‌ـت
هم ‫تا ابد دوست‌ـت داره

545
00:35:43,608 --> 00:35:46,500
‫تو ارزش هر فداکاری رو داری

546
00:35:46,500 --> 00:35:50,268
‫و دختر خوبی هستی

547
00:35:50,268 --> 00:35:52,414
‫والسلام

548
00:35:52,414 --> 00:35:56,213
‫هر کی خلافش رو بگه بهم خبر بده

549
00:35:56,213 --> 00:35:57,422
‫می‌خورمش

550
00:35:59,478 --> 00:36:02,501
...من خوبم . لازم

551
00:36:02,501 --> 00:36:03,952
‫نه . این بغل واسه تو نیست

552
00:36:03,952 --> 00:36:05,997
‫واسه منه

553
00:36:05,997 --> 00:36:07,912
‫یه‌جورایی بهش نیاز داشتم

554
00:36:16,057 --> 00:36:17,840
‫شاید برای بیدار کردنش
به کمکت نیاز داشته باشم

555
00:36:17,840 --> 00:36:21,166
‫«هوپ» در مورد یه طلسم مخفی کردن
‫و یه طلسم خواب می‌گفت

556
00:36:21,166 --> 00:36:24,360
‫«هِیلی»؟

557
00:36:35,423 --> 00:36:37,842
‫خدای من

558
00:36:45,576 --> 00:36:48,932
‫«هوپ» ما رفتیم به کلیسا که
‫مادرت رو پیدا کنیم

559
00:36:50,432 --> 00:36:52,145
‫اونجا نبود

560
00:36:53,794 --> 00:36:56,141
‫چی؟ نه . ازش محافظت کردم

561
00:36:56,141 --> 00:37:00,387
‫من کامل‌ترین ‫طلسم مخفی کردن رو نوشتم
جاش رو امن نگه داشتم

562
00:37:00,387 --> 00:37:02,936
‫نمی‌فهمم . تابوت خالی بود؟

563
00:37:02,936 --> 00:37:04,891
‫تابوت نابود شده بود

564
00:37:06,645 --> 00:37:10,735
‫هر اتفاقی که برای مادرت افتاده
‫بدون درگیری اتفاق نیوفتاده

565
00:37:13,124 --> 00:37:16,620
‫ببین ، میدونم قصد نداشتی
‫کسی صدمه ببینه

566
00:37:16,630 --> 00:37:19,613
‫میدونم این‌کار رو کردی
چون برات هیچ چاره‌ای نذاشتم

567
00:37:19,613 --> 00:37:21,628
‫عزیزدلم ، من رو نگاه کن

568
00:37:23,452 --> 00:37:27,986
این تقصیر منه ‫. درستش می‌کنم

569
00:37:27,986 --> 00:37:30,303
‫با «آلاریک» صحبت کردم

570
00:37:30,314 --> 00:37:32,591
«تو امشب برمیگردی به «میستیک‌فالز

571
00:37:32,591 --> 00:37:34,405
‫باید بدونم در امانی

572
00:37:37,508 --> 00:37:40,430
‫چی شده؟

573
00:37:42,445 --> 00:37:44,390
‫«هوپ»؟

574
00:37:52,129 --> 00:37:54,920
‫برو . برو . باید بری

575
00:37:54,920 --> 00:37:56,663
‫باید بری

576
00:37:56,663 --> 00:37:59,222
‫مادرت رو پیدا می‌کنم

577
00:37:59,222 --> 00:38:01,268
‫و قسم می‌خورم پیشت برش‌گردونم

578
00:38:02,618 --> 00:38:05,006
‫دوست‌ـت دارم

579
00:38:22,922 --> 00:38:28,302
‫هیچ جادویی اینجا حس نمی‌کنم
‫فقط ترس «هِیلی» رو حس می‌کنم

580
00:38:34,791 --> 00:38:37,713
‫باید بری

581
00:38:37,724 --> 00:38:40,545
‫میرم سراغ گرگینه‌ها

582
00:38:40,545 --> 00:38:42,157
‫یه گروه جستجو تشکیل میدیم

583
00:38:42,157 --> 00:38:44,545
‫نه . «کیلین» ، باید از «نيو اورلانز» بری

584
00:38:45,254 --> 00:38:47,542
‫باید بری به سفرت برسی

585
00:38:47,542 --> 00:38:49,930
‫دنیا رو ببینی

586
00:38:49,930 --> 00:38:52,378
‫مردم رو نجات بدی

587
00:38:52,378 --> 00:38:53,829
‫نفس بکشی

588
00:38:53,829 --> 00:38:57,084
‫بس کن

589
00:38:57,094 --> 00:39:01,386
‫دیگه این بحث رو نمی‌کنیم . ‫باشه؟
«نمی‌تونم بذارم اینجا بمونی «فِرِیا

590
00:39:01,396 --> 00:39:03,109
‫چاره‌ای نداری

591
00:39:03,109 --> 00:39:06,969
‫نمی‌تونم دلیل این باشم که
‫کل زندگیت تو وقفه باشه

592
00:39:06,979 --> 00:39:14,808
‫و با این عذاب وجدان حتی به درد
‫خونواده‌ام و «هوپ» نمی‌خورم

593
00:39:14,808 --> 00:39:18,002
‫ببین ، دوست‌ـت دارم «فِرِیا»

594
00:39:19,342 --> 00:39:21,126
‫هر اتفاقی که بیوفته بازم دوست‌ـت دارم

595
00:39:21,126 --> 00:39:23,483
‫بذار برای حمایت از تو اینجا باشم

596
00:39:26,134 --> 00:39:28,854
‫نمی‌تونم «کیلین» . نمی‌تونم

597
00:39:32,864 --> 00:39:37,369
‫نمی‌تونم تو و خونواده‌ام رو
‫همزمان دوست داشته باشم

598
00:39:39,454 --> 00:39:41,973
‫نمی‌خوام بمونی

599
00:39:51,485 --> 00:39:53,742
‫کار درستی کردی

600
00:39:55,153 --> 00:39:57,702
‫قول میدم «هنری» چیزیش نمیشه

601
00:40:01,471 --> 00:40:08,464
‫روزروها ، شب‌روها ، جادوگرها و گرگ‌ها

602
00:40:08,464 --> 00:40:13,139
‫امشب اینجا شما رو از همه جای
‫این شهر دعوت کردم تا جشن بگیریم

603
00:40:13,139 --> 00:40:17,371
‫امشب عدالت برقرار شد

604
00:40:25,591 --> 00:40:28,473
‫«هنری» دورگه مجازاتش رو می‌گذرونه
‫و وقتی مجازاتش رو گذروند

605
00:40:28,483 --> 00:40:31,465
‫«نيو اورلانز» دوباره اون رو
با آغوش باز می‌پذیره

606
00:40:31,475 --> 00:40:34,962
‫«هنری» سمبل صلح از زمانیه که

607
00:40:34,972 --> 00:40:39,335
‫به جای خودمون «نيو اورلانز» رو
‫در اولویت میذاریم و ازش لذت می‌بریم

608
00:40:39,335 --> 00:40:41,521
‫پس برقصید

609
00:40:41,521 --> 00:40:45,350
‫بنوشید و این شهر رو آنچنان که
‫شایسته‌ست گرامی بدارین

610
00:40:45,360 --> 00:40:50,933
‫فردا دوباره همین کار رو می‌کنیم

611
00:40:56,182 --> 00:40:59,044
‫هی ، ممنون که میرسونیم مدرسه

612
00:40:59,044 --> 00:41:00,787
‫خواهش

613
00:41:04,122 --> 00:41:06,944
‫هی

614
00:41:06,944 --> 00:41:09,231
‫همه چیز روبراهه «مارشال»؟

615
00:41:09,231 --> 00:41:10,944
‫اسم من «مارشال» نیست

616
00:41:10,944 --> 00:41:13,433
‫صحیح

617
00:41:16,224 --> 00:41:19,650
‫«هوپ»

618
00:41:22,572 --> 00:41:25,278
‫یکی کمک کنه

619
00:41:35,550 --> 00:41:38,170
‫خدای من

620
00:41:38,180 --> 00:41:41,606
‫«هنری»

621
00:41:51,373 --> 00:41:54,231
نه ، نه

622
00:41:57,600 --> 00:41:58,600
مترجم : رضا حضرتی

623
00:41:59,600 --> 00:42:33,600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
