1
00:00:01,000 --> 00:00:02,565
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,590 --> 00:00:06,846
1000سال پیش ‫ما 3 نفر یه
عهدی ابدی بستیم . ‫همیشه و تا ابد

3
00:00:06,846 --> 00:00:08,883
‫- حالا این عهد شامل دخترم هم میشه
‫- «هوپ» مرده

4
00:00:08,883 --> 00:00:10,367
‫الان دیگه «هالو»ست

5
00:00:10,367 --> 00:00:11,804
‫گفتی یه راهی برای نجاتش هست

6
00:00:11,804 --> 00:00:13,575
‫هست . وقتی «هالو» کشته شد

7
00:00:13,575 --> 00:00:15,867
‫اونا اعضای بدنش رو جدا کردن
‫4تا استخوان ، 4تا داوطلب

8
00:00:15,867 --> 00:00:17,808
‫4تا مکان مختلف

9
00:00:17,808 --> 00:00:18,896
‫الان «هالو» رو باید اینجوری شکست داد

10
00:00:18,896 --> 00:00:21,854
‫قدرت «هالو» رو به 4تا خون‌آشام
جاودان منتقل کنیم

11
00:00:21,854 --> 00:00:23,888
‫و هر کدوم باید راه خودتون رو برید

12
00:00:23,888 --> 00:00:26,821
‫و از هم جدا بمونید
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونین هم رو ببینین

13
00:00:26,821 --> 00:00:27,838
‫هیچ‌وقت نمی‌تونین به هم نزدیک بشین

14
00:00:27,838 --> 00:00:30,804
‫این میشه پایان همیشه و تا ابدتون

15
00:00:30,804 --> 00:00:32,892
خب ، اگه با این‌کار دختر کوچولوم نجات
‫پیدا می‌کنه پس همین کار رو می‌کنیم

16
00:00:32,892 --> 00:00:35,800
‫وقتی این طلسم تموم بشه
‫باید از هم جدا بشین

17
00:00:35,800 --> 00:00:36,892
‫و به هم نزدیک نشین

18
00:00:36,892 --> 00:00:38,854
‫صدای زمزمه‌اش رو می‌شنوم

19
00:00:38,854 --> 00:00:40,842
‫من و «کرولاین» یه مدرسه درست کردیم

20
00:00:40,842 --> 00:00:42,800
‫جایی برای بچه‌هایی که تمایلات
‫فراطبیعی دارن

21
00:00:42,800 --> 00:00:43,833
‫مثل «هوپ»

22
00:00:43,833 --> 00:00:44,879
‫به نظرم این چیزیه که همیشه می‌خواست

23
00:00:44,879 --> 00:00:46,846
‫بچه‌های همسن و سالش

24
00:00:46,846 --> 00:00:48,829
‫یه زندگی عادی

25
00:00:49,838 --> 00:00:52,850
‫بیماری من همیشه وفاداری
کورکورانه‌ام ‫به برادرم بوده

26
00:00:52,850 --> 00:00:53,862
‫«هالو» خیلی قویه . حتماً سعی می‌کنه

27
00:00:53,862 --> 00:00:55,842
‫وسوسه‌اش کنه برگرده
پیش خواهر و برادراش

28
00:00:55,842 --> 00:00:56,858
‫بهم نفوذ ذهنی کن

29
00:00:56,858 --> 00:00:59,808
‫می‌تونیم قرن‌ها درام خانوادگی رو پاک کنیم

30
00:00:59,808 --> 00:01:01,850
...عهد همیشه و تا ابد
فراموش‌ـش کن

31
00:01:05,825 --> 00:01:06,854
...عهدت

32
00:01:06,854 --> 00:01:08,862
‫بیخیالش شو

33
00:01:09,900 --> 00:01:13,000
" 7سال بعد "

34
00:01:13,075 --> 00:01:17,850
‫در تمام سفرهام ‫فرانسه
هیچ‌وقت ناامیدم نمی‌کنه

35
00:01:17,850 --> 00:01:20,883
‫حالا جسمم به اینجا جذب شده

36
00:01:20,883 --> 00:01:24,862
‫انگار که در یه مدار گیر کردم
‫و بدجور می‌خوام ازش خارج بشم

37
00:01:24,862 --> 00:01:30,875
‫به گمونم همه ماهواره‌هایی هستیم
‫که دور عزیزانمون می‌گردیم

38
00:01:30,875 --> 00:01:34,875
‫ولی اخیراً از این مدار خارج شدم

39
00:01:34,875 --> 00:01:38,804
‫و برای گذر زمان ‫به
آشناهای قدیمی سر میزنم

40
00:01:38,804 --> 00:01:40,800
‫بین خودمون بمونه . سال 1928

41
00:01:40,800 --> 00:01:43,888
‫من و خاندان «گاتینو» باهم مقداری
‫به مشکل خوردیم

42
00:01:43,888 --> 00:01:49,846
‫خیلی دوست دارم آشتی کنیم
‫پس اگه میشه برو کنار

43
00:01:51,867 --> 00:01:53,817
‫حتماً تعریفم رو شنیدی

44
00:01:53,817 --> 00:01:54,883
کلاوس احمق»؟»

45
00:01:54,883 --> 00:01:56,879
‫«کلاوس دیوانه»؟

46
00:01:56,879 --> 00:01:59,833
‫«کلاوس قاتل»؟

47
00:01:59,833 --> 00:02:03,850
‫نه؟ ‫هیچی؟

48
00:02:13,858 --> 00:02:18,804
‫خودم «کلاوس روانی» رو ترجیح میدم

49
00:02:18,804 --> 00:02:20,821
‫برین برای بقیه هم تعریف کنین

50
00:02:21,900 --> 00:02:26,000
"The Originals"
فصل 5
قسمت 1 : جایی که قلب‌ـت را جا گذاشتی

51
00:02:26,300 --> 00:02:29,000
" میستیک‌فالز ، ویرجینیا "

52
00:02:30,000 --> 00:02:32,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

53
00:02:32,000 --> 00:02:39,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

54
00:02:46,312 --> 00:02:47,379
‫هی ، پول رو آوردی؟

55
00:02:51,354 --> 00:02:53,367
‫نمی‌پرسم از کجا آوردی

56
00:02:55,321 --> 00:02:59,338
‫یادت نره یکی الان
یکی بعداً

57
00:03:01,342 --> 00:03:03,354
در موردش مطمئنی «هنری»؟

58
00:03:04,367 --> 00:03:06,329
‫بله

59
00:03:07,388 --> 00:03:09,358
‫یه لطفی بهم بکن

60
00:03:09,358 --> 00:03:10,392
‫احتیاط کن

61
00:03:21,308 --> 00:03:23,333
‫منم . پیغام بذارین

62
00:03:25,333 --> 00:03:27,367
«سلام «لیسینا

63
00:03:27,367 --> 00:03:30,342
‫بعداً یکی بهت زنگ میزنه

64
00:03:30,342 --> 00:03:33,396
‫فقط می‌خوام بدونی که
‫کاری از دست‌ـت برنمیومد

65
00:03:53,317 --> 00:03:55,308
‫بیا تو

66
00:03:57,358 --> 00:03:59,371
‫آقای «ویلیامز» ، چی شده؟

67
00:03:59,371 --> 00:04:01,354
‫آقای «سالتزمن» می‌خواد ببینت‌ـت

68
00:04:01,354 --> 00:04:03,308
‫در مورد «هنری بنویت»ـه

69
00:04:05,362 --> 00:04:09,338
‫آقای «سالتزمن» به مامانم میگه؟

70
00:04:09,338 --> 00:04:13,358
‫بله و فکر می‌کنه بابات ‫باید
بدونه می‌خواستی چی‌کار کنی

71
00:04:15,333 --> 00:04:17,325
‫آره . تو پیدا کردنش موفق باشین

72
00:04:17,325 --> 00:04:19,388
‫وسایلت رو جمع کن «هوپ»
میری خونه

73
00:04:40,325 --> 00:04:42,300
خیلی‌خب بچه‌ها

74
00:04:42,300 --> 00:04:46,371
«اگه اینا جگرتون رو برای «ماردی گرا
‫آماده نکنن پس هیچی نمی‌کنه

75
00:04:46,371 --> 00:04:48,346
‫جیگرم احتمالاً قبل از اینکه خون‌آشام بشم
‫از کار افتاده

76
00:04:48,346 --> 00:04:50,358
‫ولی ممنون «پاپی»

77
00:04:52,392 --> 00:04:55,396
‫خیلی‌خب پس احتماًلا بهتر باشه
«برگردیم سر جشن «ماردی گرا

78
00:04:55,396 --> 00:04:58,308
‫بیخیال «وینسنت» . ردیفش می‌کنیم

79
00:04:58,308 --> 00:05:01,342
‫بدون هیچ مشکلی یه
7سالی ‫برگزار شده

80
00:05:01,342 --> 00:05:03,312
جاش» ، چون این 7 سال ناسپاسی نکردیم»

81
00:05:03,312 --> 00:05:04,371
‫بذار بهت یادآوری کنم
‫لحظات موفقیت

82
00:05:04,371 --> 00:05:09,308
‫همواره لحظاتی دردناک در پی دارن
مگه اینکه هوشیار باشیم

83
00:05:09,308 --> 00:05:11,342
‫ممنون آقای ضدحال

84
00:05:11,342 --> 00:05:13,392
«خب «فِرِیا» ، برای جشن «ماردی گرا
‫چی داری؟

85
00:05:13,392 --> 00:05:16,338
‫جادوگرها روی بستنی مخلوط ـشون
‫در «شهر مرده‌ها» کار می‌کنن

86
00:05:16,338 --> 00:05:19,321
‫گرگینه‌های کنار رودخونه چی؟

87
00:05:19,321 --> 00:05:20,375
جاش»؟»

88
00:05:20,375 --> 00:05:22,350
‫بله؟

89
00:05:22,350 --> 00:05:26,358
‫اینجاست که باید بگی ‫خون‌آشام‌ها
به هیچ‌کدوم‌شون نزدیک نمیشن

90
00:05:26,358 --> 00:05:31,379
‫آره . راستش شاید بهتر باشه
یه‌جورایی بهشون انگیزه بدیم

91
00:05:31,379 --> 00:05:35,342
7سال صلح و رفاه کافی نیست؟

92
00:05:35,342 --> 00:05:38,371
خب ، هست ولی همیشه می‌تونیم از
‫انگشترهای روز بیشتری استفاده کنیم

93
00:05:38,371 --> 00:05:40,342
‫می‌خوای مذاکره کنی «جاش»؟

94
00:05:44,300 --> 00:05:45,842
‫- «مارسل»
‫- میدونی چیه؟

95
00:05:45,842 --> 00:05:48,800
‫اول از همه خوندنش حرکت بی‌ادبانه‌ای بود
...و دوماً

96
00:05:48,800 --> 00:05:49,842
جاش» ، نمیدونم چندبار بهت گفتم که»

97
00:05:49,842 --> 00:05:52,821
‫توی این شهر هر چی می‌گذره
‫دیگه به «مارسل جرارد» ربطی نداره

98
00:05:52,821 --> 00:05:55,808
‫باشه؟ بچه‌ها ، همیشه منظورم همینه

99
00:05:55,808 --> 00:05:57,862
‫«مارسل» یعنی «ربکا»
«ربکا» یعنی «کول» و «آلایژا»

100
00:05:57,862 --> 00:05:59,842
‫و حتی الان نمی‌خوام در مورد
‫«کلاوس» حرف بزنم

101
00:05:59,842 --> 00:06:00,896
‫چون ظاهراً عقلش رو از دست داده

102
00:06:00,896 --> 00:06:03,867
‫بیخیال . نمیدونیم شایعات حقیقت دارن یا نه

103
00:06:03,867 --> 00:06:05,800
این رو میدونم که باید
اطمینان حاصل کنیم که

104
00:06:05,800 --> 00:06:06,829
‫تا جای ممکن از این شهر دور باشن

105
00:06:06,829 --> 00:06:08,867
‫و «فِرِیا» ، اگه آقای ضدحال یعنی اینکه

106
00:06:08,867 --> 00:06:11,854
‫به همه یادآوری کنم جادویی که
‫اون 4 نفر درون‌شون نگه میدارن

107
00:06:11,854 --> 00:06:13,825
‫و فقط 2 نفرشون یه‌جا کنار هم باشن
‫مثل یه بمب ساعتی می‌مونه

108
00:06:13,825 --> 00:06:14,838
‫پس آقای ضدحال می‌مونم

109
00:06:14,938 --> 00:06:15,979
‫آروم باش ، خب؟

110
00:06:15,979 --> 00:06:18,912
‫«مارسل» نیویورک‌ـه . «آلایژا»...

111
00:06:20,933 --> 00:06:22,912
‫توی فراموشی‌آباده

112
00:06:22,912 --> 00:06:25,929
‫صحیح و «کلاوس» هم این روزها
‫هر جا که «کلاوس» باشه هست

113
00:06:25,929 --> 00:06:26,950
‫مشکلی نداریم

114
00:06:26,950 --> 00:06:32,938
دِکلِن» اینا رو فرستاد که»
تا قرار فردات آروم نگه‌ـت داره

115
00:06:38,946 --> 00:06:41,946
‫به خدا اگه با اون پسر
ازدواج نکنی ‫من می‌کنم

116
00:06:41,946 --> 00:06:43,925
‫راه نرفته می‌خوای بدویی

117
00:06:43,925 --> 00:06:44,983
‫اون انسانه

118
00:06:44,983 --> 00:06:46,929
‫زندگی به اندازه کافی پیچیده‌ست

119
00:06:48,950 --> 00:06:52,975
‫از مدرسه «هوپ»ـه
‫همونطور که گفتم

120
00:06:54,938 --> 00:06:56,929
‫الو؟

121
00:07:06,979 --> 00:07:09,958
‫تا بعد رفیق

122
00:07:19,908 --> 00:07:21,954
‫جایی میری؟

123
00:07:21,954 --> 00:07:23,988
‫خونه

124
00:07:23,988 --> 00:07:28,925
‫معلق شدم

125
00:07:29,971 --> 00:07:31,979
‫«هوپ مارشال» معلق شده؟

126
00:07:35,958 --> 00:07:37,950
‫ایول

127
00:07:54,962 --> 00:07:56,917
‫ببخشید که تو دردسر انداختمت

128
00:07:56,917 --> 00:07:57,988
‫گفتم احتیاط کن

129
00:07:57,988 --> 00:08:01,921
‫کدوم بخش پریدن از یه برج احتیاطه؟

130
00:08:01,921 --> 00:08:03,946
‫باید مطمئن می‌شدم جواب میده

131
00:08:03,946 --> 00:08:05,967
‫اگه فقط به خودم صدمه میزدم
‫بعدش خوب می‌شدم

132
00:08:05,967 --> 00:08:09,954
‫صحیح چون هیچکی تا حالا
‫با آرامش از قرص خواب‌آور نمرده

133
00:08:09,954 --> 00:08:12,983
‫من کسی نیستم که اتفاقات
‫به‌صورت عادی برام رخ بدن

134
00:08:12,983 --> 00:08:15,962
تا حالا گرگینه‌ای دیدی که عضله‌ای
‫نداشته باشه و از «ای‌ای کامینگز»نقل‌قول کنه؟

135
00:08:18,900 --> 00:08:20,950
‫از الان مطمئنم که قوی‌تر میشم

136
00:08:20,950 --> 00:08:23,967
‫میدونی چقدر خوب میشه که
‫همه‌ی عالم تحقیرت کنن؟

137
00:08:23,967 --> 00:08:26,917
‫چی شده اینطور فکر می‌کنی؟

138
00:08:26,917 --> 00:08:28,921
‫تو الان دیگه دورگه‌ای

139
00:08:28,921 --> 00:08:29,983
‫می‌تونی از خودت دفاع کنی

140
00:08:29,983 --> 00:08:32,925
‫ولی اونا فقط واسه اینکه
‫متفاوتی ازت متنفرن

141
00:08:32,925 --> 00:08:36,975
‫فکر نمی‌کنم خوب در موردش
«فکر کرده باشی «هنری

142
00:08:36,975 --> 00:08:38,975
‫درک نمی‌کنی

143
00:08:38,975 --> 00:08:40,942
‫واقعاً؟

144
00:08:40,942 --> 00:08:43,958
‫من؟ من درک نمی‌کنم؟

145
00:08:43,958 --> 00:08:45,954
‫فرق داره

146
00:08:45,954 --> 00:08:48,950
‫هیچ‌کدوم از شاگردها نمیدونن که
‫تو دختر «کلاوس مایکلسون» هستی

147
00:08:48,950 --> 00:08:51,962
‫نمیدونم چرا «لیسینا» بهت گفته
‫من و تو اصلاً دوست هم نیستیم

148
00:08:51,962 --> 00:08:52,983
‫مادرت آلفامونه

149
00:08:52,983 --> 00:08:54,983
‫همه‌ی «گرگ‌های هلالی» میدونن

150
00:08:54,983 --> 00:08:56,983
‫بقیه‌ی شاگردها هم می‌فهمن
وقتی که بپرسن

151
00:08:56,983 --> 00:09:01,946
‫چطوری از یه شیرجه از بالای یه کتابخونه
‫جون سالم به در بردی

152
00:09:03,983 --> 00:09:07,950
‫بابات به‌خاطر اینکه باعث تعلیقت شدم
‫که من رو نمی‌کشه ، نه؟

153
00:09:07,950 --> 00:09:09,967
‫نمیدونم

154
00:09:09,967 --> 00:09:11,938
‫نمی‌خواد زحمت پدر بودن به خودش بده

155
00:09:14,921 --> 00:09:16,933
‫هیچ‌وقت اینطوری حس نکردم

156
00:09:16,933 --> 00:09:21,929
‫اشتباه برداشت نکن
‫داستان‌های بد زیادی هست

157
00:09:21,929 --> 00:09:23,967
‫ولی هر گهگداری

158
00:09:23,967 --> 00:09:27,925
‫می‌تونی روی کسی یه
...تغییر جزئی ایجاد کنی و

159
00:09:27,925 --> 00:09:31,917
‫به گمونم از همون اول به همین خاطر
‫دکتر شدم

160
00:09:31,917 --> 00:09:33,929
‫خیلی دلم می‌خواد ببوسمت

161
00:09:33,929 --> 00:09:35,933
...خب ، 5 روز دیگه هر چقدر که بخوای

162
00:09:37,908 --> 00:09:39,950
‫لعنتی ، رفتی

163
00:09:39,950 --> 00:09:41,904
‫یه لحظه

164
00:09:41,904 --> 00:09:44,942
‫این چطوره؟

165
00:09:46,929 --> 00:09:48,912
‫عالیه

166
00:09:48,912 --> 00:09:50,967
‫گوش کن

167
00:09:50,967 --> 00:09:54,958
‫از برنامه ازم خواستن که
‫یه دوره دیگه هم باشم

168
00:09:56,983 --> 00:09:59,912
‫- یه 6 ماه دیگه؟
‫- آره

169
00:09:59,912 --> 00:10:03,962
‫ولی فکر کردم شاید این‌بار بخوای
‫بیای پیشم

170
00:10:03,962 --> 00:10:07,904
‫عاشق آدمای اینجا میشی
‫و «لبنان» خیلی قشنگه

171
00:10:07,904 --> 00:10:10,925
‫آره ولی میدونی که
‫تا وقتی نفهمم چطور

172
00:10:10,925 --> 00:10:11,988
‫خونواده‌ام رو پیش هم برگردونم
‫نمی‌تونم برم جایی

173
00:10:11,988 --> 00:10:16,921
‫و این کاریه که هنوز بعد از گذشت
7سال ‫نتونستی انجام بدی

174
00:10:16,921 --> 00:10:20,933
‫چون حتی امتحان نکردم که ‫جادوی
سیاهی که داخل‌شونه رو خنثی کنم

175
00:10:20,933 --> 00:10:21,988
‫مگه اینکه اونا یه‌جا باشن

176
00:10:21,988 --> 00:10:25,946
‫و اگه اونا یه‌جا باشن ‫اون جادو
دوباره وارد بدن «هوپ» میشه

177
00:10:25,946 --> 00:10:28,992
‫و احتمالاً اون و اونا
و کل شهر رو نابود می‌کنه

178
00:10:28,992 --> 00:10:32,900
‫برای همین نمیدونم
‫یه‌جورایی سخته

179
00:10:32,900 --> 00:10:34,971
‫آره ولی لازم نیست حتماً
توی «نيو اورلانز» باشی

180
00:10:34,971 --> 00:10:36,962
‫تا بفهمی چطور میشه این‌کار رو کرد ، نه؟

181
00:10:39,983 --> 00:10:41,988
‫باهات یه معامله‌ای می‌کنم

182
00:10:41,988 --> 00:10:44,958
‫به ازای هر سالی که
روی این وقت میذاری

183
00:10:44,958 --> 00:10:47,925
‫یه ماه توی «لبنان» باهام می‌گذرونی

184
00:10:53,700 --> 00:10:56,200
" نیویورک "

185
00:10:58,921 --> 00:11:01,925
‫«مارسل» ، اینقدر من رو تو خماری نذار

186
00:11:01,925 --> 00:11:04,904
‫ارزش‌ـش رو داره . ‫باور کن

187
00:11:06,946 --> 00:11:07,996
‫این چیه؟

188
00:11:07,996 --> 00:11:12,929
‫اسمش رو گذاشتم "4تا شیء و یک سوال"

189
00:11:12,929 --> 00:11:14,921
‫شیء اول

190
00:11:15,979 --> 00:11:18,917
‫این رو یادمه

191
00:11:18,917 --> 00:11:21,950
‫و بگم که خیلی زشت بود

192
00:11:21,950 --> 00:11:26,958
‫بله ولی چشمات می‌گفت "برام بخر"
‫برای همین بعدش رفتم و خریدمش

193
00:11:26,958 --> 00:11:27,988
‫بعدی

194
00:11:31,917 --> 00:11:32,983
‫خونه‌ای که طراحی کردی

195
00:11:32,983 --> 00:11:34,908
‫برای تو

196
00:11:34,908 --> 00:11:35,983
‫برای ما

197
00:11:35,983 --> 00:11:37,958
‫حالا هر جا که دوست داشته باشی
‫می‌تونیم بسازیمش

198
00:11:37,958 --> 00:11:39,938
...شاید دقیقاً همون نباشه ولی

199
00:11:39,938 --> 00:11:40,975
‫قشنگه

200
00:11:42,900 --> 00:11:43,925
‫شمشیرم

201
00:11:43,925 --> 00:11:46,938
‫تو بچگی بهت گفتم که
‫یه روزی باهات ازدواج می‌کنم

202
00:11:46,938 --> 00:11:48,933
‫درست بعد از اولین دوئل‌مون . یادته؟

203
00:11:48,933 --> 00:11:52,900
‫و منم گفتم هیچ‌وقت با مردی که نتونه
‫شکستم بده ازدواج نمی‌کنم

204
00:11:52,900 --> 00:11:53,958
‫مسئله اینه

205
00:11:53,958 --> 00:11:55,996
‫از این چند سال اخیر یه چیزی یاد گرفتم

206
00:11:55,996 --> 00:11:57,938
‫نمی‌خوام شکست‌ـت بدم

207
00:11:57,938 --> 00:12:00,933
‫نمی‌خوام ازت بهتر یا بدتر باشم

208
00:12:00,933 --> 00:12:02,483
‫می‌خوام باهات یکی باشم

209
00:12:03,933 --> 00:12:08,950
‫و لحظه‌ای که این رو فهمیدم
‫رفتم این رو ‫پیدا کنم

210
00:12:08,950 --> 00:12:11,396
‫چهارمین شیء

211
00:12:13,988 --> 00:12:16,988
‫که باعث میشه سوالم رو بپرسم

212
00:12:20,929 --> 00:12:22,908
«ربکا مایکلسون»

213
00:12:22,908 --> 00:12:23,971
‫به ظرافت تور

214
00:12:23,971 --> 00:12:27,942
‫برازنده مثل خانه‌ای خوب

215
00:12:27,942 --> 00:12:29,967
‫سرسخت مثل فولاد آب‌دیده

216
00:12:31,950 --> 00:12:33,938
‫و عشق زندگی‌های من

217
00:12:35,912 --> 00:12:36,975
‫با من ازدواج می‌کنی؟

218
00:12:40,917 --> 00:12:42,996
‫پیش خودم گفتم که تا این جای کار
...حسابی داغون شدی . برای همین

219
00:12:42,996 --> 00:12:44,979
‫پس این بخش رو ساده‌اش می‌کنم

220
00:12:46,971 --> 00:12:51,488
‫اگه بگی بله
یا اگه بگی نه

221
00:12:53,954 --> 00:12:56,954
‫باید تصمیم خیلی راحتی باشه

222
00:12:58,938 --> 00:12:59,979
‫باید باشه

223
00:13:02,938 --> 00:13:04,938
...ولی

224
00:13:06,946 --> 00:13:09,938
‫لطفاً بحث خونواده رو پیش نکش

225
00:13:15,300 --> 00:13:19,800
" ماناسک ، فرانسه "

226
00:13:40,933 --> 00:13:44,962
‫ممنون ‫. ممنون

227
00:13:47,912 --> 00:13:48,946
‫یه آهنگ قدیمی مورد علاقه‌ام

228
00:13:50,933 --> 00:13:55,900
‫هر چقدرم تلاش کنم نمی‌تونم در برابر
‫قطعه‌ای آشنا مقاومت کنم

229
00:14:15,404 --> 00:14:17,496
‫بدجور عاشق «وایل» هستم

230
00:14:22,475 --> 00:14:25,421
‫با دقت می‌نوازی

231
00:14:25,421 --> 00:14:27,417
‫آره . من رو از دردسر دور نگه میداره

232
00:14:27,417 --> 00:14:28,458
‫ولی بیشتر «مالر» رو می‌پسندم

233
00:14:28,458 --> 00:14:30,454
مالر»؟»

234
00:14:30,454 --> 00:14:32,412
‫قطعاً باعث میشه همه فرار کنن

235
00:14:32,412 --> 00:14:34,425
‫خب پس با اون تو یه چیز تفاهم داریم

236
00:14:34,425 --> 00:14:35,471
‫چطور مگه؟

237
00:14:35,471 --> 00:14:38,412
‫زود عصبی میشم

238
00:14:38,412 --> 00:14:40,488
‫جالبه

239
00:14:40,488 --> 00:14:42,442
‫راستش با نگاه کردن بهت
‫نتونستم تشخیص بدم

240
00:14:42,442 --> 00:14:45,425
‫نتونستی؟

241
00:14:45,425 --> 00:14:48,421
‫و بیشتر آدما از این استنتاج
‫اینقدر ناامید نمی‌شدن

242
00:14:49,479 --> 00:14:52,483
‫خب ، راستش رو بخوای
‫شنیدن این حرف بهم تسلی داد

243
00:14:52,483 --> 00:14:55,483
‫اخیراً احساس می‌کنم همه چیز
برام تکراری شده

244
00:14:55,483 --> 00:14:57,442
‫فقط کار و کار

245
00:14:57,442 --> 00:15:01,467
‫مسئله‌ی امروزی دوست من ‫فقط
برای تأمین خونواده‌ات کار کنی

246
00:15:01,467 --> 00:15:03,404
اون‌وقت وقتی برای صرف کردن با اونا نداری

247
00:15:03,404 --> 00:15:07,488
‫خونواده‌ی من ‫هر
کدوم یه گوشه دنیان

248
00:15:07,488 --> 00:15:12,429
‫یه دختر دارم که 7 ساله ندیدمش
5ساله کلاً باهاش حرف نزدم

249
00:15:16,433 --> 00:15:18,417
‫یه مشکلاتی داشتیم

250
00:15:20,446 --> 00:15:22,488
‫انگار بدجور پشیمونی

251
00:15:25,408 --> 00:15:27,442
‫و حالا شدی مثل برادرم

252
00:15:31,467 --> 00:15:33,454
‫اون راهنمای من بود

253
00:15:39,417 --> 00:15:41,438
‫با فعل گذشته گفتی

254
00:15:41,438 --> 00:15:45,400
‫ترکم کرده

255
00:15:47,438 --> 00:15:50,404
‫الان فهمیدم که چقدر دور شده

256
00:16:05,467 --> 00:16:08,400
‫نگفتی "بله"

257
00:16:08,400 --> 00:16:10,446
‫"نه" نگفتم

258
00:16:10,446 --> 00:16:13,404
‫متأسفم ولی تو خواستگاریم ترکوندم

259
00:16:13,404 --> 00:16:14,429
‫منتظر پیشنهاد بهتری
‫از کس دیگه‌ای هستی؟

260
00:16:14,429 --> 00:16:15,467
‫لطفاً مسئله رو به خودت ربط نده

261
00:16:15,467 --> 00:16:18,400
‫به من مربوط میشه . به ما

262
00:16:18,400 --> 00:16:19,475
‫آخه چقدر باید زندگی‌مون رو به‌خاطر

263
00:16:19,475 --> 00:16:21,496
‫- خونواده‌ات متوقت کنیم
‫- ببین کی داره حرف میزنه

264
00:16:21,496 --> 00:16:23,467
‫تو همونی هستی که پنهان‌کاری می‌کنه

265
00:16:23,467 --> 00:16:25,442
‫- ببخشید؟
‫- دیدم که به

266
00:16:25,442 --> 00:16:27,429
‫نوکر کوچولوت «جاش» پیام فرستادی

267
00:16:27,429 --> 00:16:31,404
‫تو 7 سال در سفری ولی هیچ‌وقت
نيو اورلانز» باارزشت رو بیخیال نشدی»

268
00:16:38,417 --> 00:16:40,462
‫- «کلاوس» بازم شروع کرد
‫- ایول . وقتی «کلاوس» این

269
00:16:40,462 --> 00:16:43,288
‫قوانین رو رعایت نمی‌کنه
‫چه فایده‌ای دارن؟

270
00:16:47,417 --> 00:16:48,421
‫اون خون‌ـه؟

271
00:16:50,479 --> 00:16:52,488
‫گوشیم کجاست؟

272
00:17:02,450 --> 00:17:03,488
‫قاطی نکن

273
00:17:03,488 --> 00:17:06,421
نیک» ، تو این‌دفعه زیادی پیش رفتی»

274
00:17:06,421 --> 00:17:10,417
‫همین چند لحظه پیش داخل خونی که ‫از شیر
آب مثل یه شاهرگ میریخت بیرون ‫حمام کردم

275
00:17:10,417 --> 00:17:12,429
‫بله . انگار داره تشدید میشه

276
00:17:12,429 --> 00:17:14,496
‫هر چی هست زیادی مقدسه

277
00:17:14,496 --> 00:17:16,442
‫زیادی موندی

278
00:17:16,442 --> 00:17:18,408
‫درخواست خاصی دارین؟

279
00:17:21,462 --> 00:17:23,412
‫چه شکلیه؟

280
00:17:26,417 --> 00:17:27,492
‫خوشحال

281
00:17:27,492 --> 00:17:30,400
‫به‌نظر خوشحاله

282
00:17:30,400 --> 00:17:31,479
‫باهاش حرف زدی؟

283
00:17:31,479 --> 00:17:34,425
‫تا حالا جرأت نکرده بودم

284
00:17:37,408 --> 00:17:42,404
«دل منم براش تنگ شده «نیک
ولی باید همین حالا از اونجا بری

285
00:17:49,438 --> 00:17:52,438
‫میشه سرم داد بزنی بره؟

286
00:17:52,438 --> 00:17:56,458
7ساعت ‫سکوت شدید
خودش مجازات بزرگیه

287
00:17:56,458 --> 00:18:01,412
‫تنها هدف فرستادنت به مدرسه
«و گذاشتن اسمت «هوپ مارشال

288
00:18:01,412 --> 00:18:04,450
‫این بود که توجه کسی رو به خودت
‫جلب نکنی ‫تا در امان باشی

289
00:18:04,450 --> 00:18:07,433
‫چرا؟ چرا این‌کار رو کردی؟

290
00:18:07,433 --> 00:18:09,475
‫اون پول رو اصلاً واسه چی
‫لازم داشتی؟

291
00:18:09,475 --> 00:18:11,417
‫به خودم مربوطه

292
00:18:11,417 --> 00:18:12,467
‫و فروختن خون‌ـت به من مربوطه

293
00:18:12,467 --> 00:18:14,442
‫- تو حق نداشتی
‫- خیلی دورویی

294
00:18:14,442 --> 00:18:16,471
‫تو همونی هستی که یادم دادی
‫"بدن خودم ، تصمیم خودم"

295
00:18:16,471 --> 00:18:18,458
‫خب ، خون خودمه . تصمیمشم با منه

296
00:18:18,458 --> 00:18:21,425
‫تو که مثل بقیه نیستی «هوپ»

297
00:18:21,425 --> 00:18:25,429
‫اصلاً میدونی چی‌کار کردی؟

298
00:18:25,429 --> 00:18:26,467
‫«هنری» اومد سراغم

299
00:18:26,467 --> 00:18:28,412
‫و باید بهش نه می‌گفتی

300
00:18:30,408 --> 00:18:33,404
‫«هوپ» ، «هنری» بچه‌ای بود که
‫با خودش کلنجار میرفت تا با جمع جور بشه

301
00:18:33,404 --> 00:18:36,492
‫و حالا یکی از 3تا دورگه‌ی دنیا میشه

302
00:18:36,492 --> 00:18:39,471
‫و به چشم همه‌ی مردم شهر
‫یه تهدید دیده میشه

303
00:18:39,471 --> 00:18:41,471
‫اصلاً نمیدونی چی‌کار کردی

304
00:18:41,471 --> 00:18:43,458
‫بدون قبول مسئولیت چیزی

305
00:18:43,458 --> 00:18:45,488
‫- نمی‌تونی چیزی به‌وجود بیاری
‫- می‌خوای چی‌کار کنی؟

306
00:18:45,488 --> 00:18:48,429
‫تنبیهم کنی؟ زندانیم کنی؟

307
00:18:48,429 --> 00:18:50,454
‫یه ورد می‌خونم و بیرون میام
‫من یه جادوگرم

308
00:18:50,454 --> 00:18:53,467
‫منم مادرتم . این یعنی فردا

309
00:18:53,467 --> 00:18:56,467
‫مجبورم گندی که بالا آوردی رو
قبل از ‫اینکه بدتر بشه جمعش کنم

310
00:19:04,450 --> 00:19:06,496
‫خیلی‌خب ، تو چی گفتی؟

311
00:19:06,496 --> 00:19:09,400
‫یه لحظه وایسا
داری وسایلت رو جمع می‌کنی؟

312
00:19:09,400 --> 00:19:12,404
‫دارم مرتب‌شون می‌کنم

313
00:19:12,404 --> 00:19:14,442
‫گفتم نمیدونم

314
00:19:14,442 --> 00:19:16,475
‫ولی «کیلین» به انتظار من 6 سال

315
00:19:16,475 --> 00:19:20,433
‫توی اون شهر منتظرم موند
‫حقشه که برم

316
00:19:20,433 --> 00:19:22,488
خودمم خیلی دوست دارم برم

317
00:19:22,488 --> 00:19:24,492
ولی حالا که «هوپ» خودش رو
...تو دردسر انداخته من

318
00:19:24,492 --> 00:19:26,492
‫یه لحظه وایسا . چجور دردسری؟

319
00:19:26,492 --> 00:19:29,412
«به یکی از «گرگینه‌های هلالی
‫توی مدرسه‌اش کمک می‌کرد

320
00:19:29,412 --> 00:19:33,471
‫بدجور جلب توجه کرده
پس یه‌کم از خون‌ـش بهش داده

321
00:19:33,471 --> 00:19:35,412
...برای همین اون

322
00:19:35,412 --> 00:19:36,492
‫یه دورگه شده؟

323
00:19:36,492 --> 00:19:39,421
وینس» ، خودش میدونه کار»
‫اشتباهی کرده ، خب؟

324
00:19:39,421 --> 00:19:41,408
‫نه ، نه ، نه ، نه ، نه

325
00:19:41,408 --> 00:19:44,417
‫نه خانم «پم» . «فِرِیا» ، تو جایی نمیری

326
00:19:44,417 --> 00:19:47,479
‫باید به «کیلین» زنگ بزنی ‫و بهش
بگی که زود بیاد اینجا ، خب؟

327
00:19:47,479 --> 00:19:49,400
‫چون تو نمی‌تونی جایی بری

328
00:19:49,400 --> 00:19:50,467
‫من و تو یه تیم هستیم ، خب؟

329
00:19:50,467 --> 00:19:52,400
‫- میدونم
‫- ما چسبی هستیم که شهر رو نگه داشته

330
00:19:52,400 --> 00:19:53,488
‫- و تو نمی‌تونی همینطوری بذاری بری
‫- بیخیال

331
00:19:53,488 --> 00:19:57,438
‫«هوپ» یه اشتباه
ساده کرد . ‫حل میشه

332
00:19:57,438 --> 00:20:00,475
‫و بعلاوه فقط 2تا اتفاقه

333
00:20:00,475 --> 00:20:03,979
‫همه میدونن که سومی اتفاق بدی
...به همراه داره پس

334
00:20:10,488 --> 00:20:14,400
‫مسئله‌ی دیگه‌ای هست که بخوای بگی؟

335
00:20:18,467 --> 00:20:20,488
‫«هوپ» میاد به «محله»

336
00:20:20,488 --> 00:20:24,433
‫- واقعاً؟
فقط تا وقتی که اوضاع آروم بشه -

337
00:20:24,433 --> 00:20:27,462
‫ببین ، جای نگرانی نیست
‫بهم اعتماد کن

338
00:20:38,412 --> 00:20:40,958
‫«هوپ» میاد خونه

339
00:20:42,404 --> 00:20:43,496
‫یه دورگه درست کرده

340
00:20:49,496 --> 00:20:51,471
1 ، 2 ، 3

341
00:20:52,479 --> 00:20:54,404
‫آره

342
00:21:09,421 --> 00:21:13,467
دِکلِن» ، خیلی متأسفم»
‫نفهمیدم تویی

343
00:21:13,467 --> 00:21:16,475
‫پس من رو قال میذاری
‫و میزنی لت و پارم می‌کنی

344
00:21:16,475 --> 00:21:19,450
‫و قرارمون رو یادم رفت

345
00:21:19,450 --> 00:21:20,467
‫خیلی متأسفم

346
00:21:20,467 --> 00:21:22,488
‫یه مشکلی برای «هوپ» پیش اومد

347
00:21:22,488 --> 00:21:24,483
‫حالش خوبه؟

348
00:21:24,483 --> 00:21:26,496
‫آره ولی پیچیده‌ست

349
00:21:26,496 --> 00:21:31,408
‫ببین ، میدونم که چه حسی به
‫اون کلمه داری

350
00:21:31,408 --> 00:21:35,471
‫ولی به عنوان دوست‌پسرت
‫و طرفدار بزرگ دخترت

351
00:21:35,471 --> 00:21:38,400
‫خیلی دوست دارم کمک کنم

352
00:21:38,400 --> 00:21:41,479
‫کاش می‌تونستی «دِکلِن»

353
00:21:41,479 --> 00:21:46,400
‫مسئله اینه که الان ‫به نظرم
هوپ» به همه توجه‌ام نیاز داره»

354
00:21:46,400 --> 00:21:49,475
...که یعنی شاید من و تو یه‌کم آروم‌تر

355
00:21:49,475 --> 00:21:52,417
‫باشه . جمله‌ات رو تموم نکن
حقم بیشتر از ایناست

356
00:21:52,417 --> 00:21:54,408
‫بیخیال . من یه سرآشپزم
‫تو هم یه مشتری عالی

357
00:21:54,408 --> 00:21:55,488
‫نمی‌تونی باهام به‌هم بزنی

358
00:21:55,488 --> 00:21:59,400
‫خب ، تا وقتی با کسی زوج نباشی
‫نمیشه باهاش به‌هم زد

359
00:21:59,400 --> 00:22:01,412
‫خب ، یه نصف زوج خیلی متعهد بود

360
00:22:01,412 --> 00:22:04,483
‫متأسفم . اگه می‌خوای به‌هم بزنی
باید مثل یه آدم متمدن این‌کار رو بکنی

361
00:22:04,483 --> 00:22:07,412
«توی بار با «بوربِن

362
00:22:12,462 --> 00:22:14,446
‫حتماً بیا

363
00:22:17,496 --> 00:22:20,400
‫برادرزاده‌ی بی‌عرضه‌ام حالش چطوره؟

364
00:22:20,400 --> 00:22:23,408
‫بد نیستم . «دِوینا» چطوره؟

365
00:22:23,408 --> 00:22:26,438
‫همسر عزیز من الان داره
‫پاپایا می‌لمبونه

366
00:22:26,438 --> 00:22:28,404
‫راستش «بلیز» این‌وقت سال زیباست

367
00:22:28,404 --> 00:22:29,417
‫باید بیای

368
00:22:29,417 --> 00:22:32,450
‫خیلی دوست دارم ولی ‫زندونی شدم

369
00:22:32,450 --> 00:22:33,450
‫زندونی؟

370
00:22:33,450 --> 00:22:36,425
‫نمیشه که یه جادوگرو زندونی کرد
‫برادرزاده‌ام که جای خود داره

371
00:22:36,425 --> 00:22:37,450
‫منم همین رو گفتم

372
00:22:37,450 --> 00:22:39,421
‫ولی به‌نظر مامانم خنده‌دار نبود

373
00:22:39,421 --> 00:22:42,408
‫خب ، مطمئنم تا «ماردی گرا» آروم میشه

374
00:22:42,408 --> 00:22:47,446
‫اون‌موقع فکر نمی‌کردم مسئله چندان
‫مهمی باشه

375
00:22:47,446 --> 00:22:49,488
‫ولی حالا که باعث مشکلات زیادی شده

376
00:22:49,488 --> 00:22:51,446
‫حس بدی دارم

377
00:22:51,446 --> 00:22:53,442
‫عزیزم ، نمیشه هر وقت که
یه مشکل پیش بیاد

378
00:22:53,442 --> 00:22:55,400
‫اینقدر ناراحت بشی

379
00:22:55,400 --> 00:22:57,425
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی لحظه‌ای لذت ببری

380
00:22:57,425 --> 00:23:01,462
‫و من یکی به نظرم تو روحیه‌ی
‫کارآفرینی خوبی از خودت نشون دادی

381
00:23:01,462 --> 00:23:03,475
‫آره . خودمم

382
00:23:03,475 --> 00:23:05,454
‫دلال خون همسایه‌تون

383
00:23:05,454 --> 00:23:08,425
‫مطمئنم که تا الان فهمیدی
‫بهترین اعضا متفاوت‌ترینن

384
00:23:08,425 --> 00:23:10,412
‫مثل بابام؟

385
00:23:10,412 --> 00:23:12,408
‫منظورم خودم بود

386
00:23:12,408 --> 00:23:15,404
نیکلاوس» همتایی نداره»

387
00:23:15,404 --> 00:23:16,475
‫اخیراً ندیدیش؟

388
00:23:16,475 --> 00:23:18,471
‫خب ، به لطف تو نه

389
00:23:18,471 --> 00:23:20,442
‫نگران نباش

390
00:23:20,442 --> 00:23:23,458
‫دیر یا زود یه اتفاقی تو «نيو اورلانز» میوفته

391
00:23:23,458 --> 00:23:27,462
‫یه بحرانی چیزی ما رو پیش هم برمیگردونه

392
00:23:30,450 --> 00:23:33,412
‫خیلی‌خب

393
00:23:33,412 --> 00:23:35,479
‫«هوپ» به خودش افتخار می‌کنه؟

394
00:23:35,479 --> 00:23:38,450
‫«هنری» اصلاً خونه نمیاد
‫و هی تهدیدمون می‌کنن

395
00:23:38,450 --> 00:23:39,492
‫خون‌آشام‌ها هیچ‌وقت بهش اعتماد نمی‌کنن

396
00:23:39,492 --> 00:23:41,479
‫و چقدر طول می‌کشه تا گله
‫بهش پشت کنه؟

397
00:23:41,479 --> 00:23:44,400
‫گله بهش عادت می‌کنه

398
00:23:44,400 --> 00:23:46,417
‫«هنری» لازم نیست از چیزی بترسه

399
00:23:46,417 --> 00:23:49,462
‫اونقدر آلفا بودی که الان
دیگه ‫نمیدونی شرایط چطوریه؟

400
00:23:51,408 --> 00:23:53,450
‫دخترت با این‌کارـش شده هدف متحرک

401
00:23:53,450 --> 00:23:56,450
‫اگه همکاری کنیم ‫می‌تونیم
خسارت رو محدود کنیم

402
00:23:56,450 --> 00:23:59,462
‫برای 10 سال من تنها
خونواده‌ی این پسر بودم

403
00:23:59,462 --> 00:24:02,488
‫با اعتماد کردن به آدم نادرست
‫ناامیدش نمی‌کنم

404
00:24:02,488 --> 00:24:04,412
‫حالا می‌خواد آلفا باشه یا کس دیگه

405
00:24:04,412 --> 00:24:06,488
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی
‫قسم می‌خورم

406
00:24:06,488 --> 00:24:09,442
‫یه چیز رو بهم بگو

407
00:24:09,442 --> 00:24:13,446
‫به عنوان یه «گرگ هلالی» اومدی
‫یا یه «مایکلسون»؟

408
00:24:13,446 --> 00:24:15,479
‫به عنوان یه مادر اومدم

409
00:24:15,479 --> 00:24:18,996
‫بچه‌ی من گند زده
‫این رو نمی‌تونم کاریش کنم

410
00:24:21,412 --> 00:24:24,496
‫ولی می‌تونم سعی کنم
‫جبرانش کنم

411
00:24:28,467 --> 00:24:32,404
‫اگه برادر عوضی من ‫به
گوشی کوفتیش جواب نده

412
00:24:32,404 --> 00:24:33,429
...قسم می‌خورم دل و روده‌اش رو

413
00:24:33,429 --> 00:24:36,442
‫نمی‌خوام بشنومش ، ‫خب؟
نمی‌خوام چیز دیگه‌ای بشنوم

414
00:24:36,442 --> 00:24:40,471
‫تا اینکه جواب "بله" بدی
‫توی سالن شهر ساعت 3:45 امروز

415
00:24:40,471 --> 00:24:44,421
‫دهه‌ها منتظر موندم که
‫اوضاع خونواده‌ات درست بشه

416
00:24:44,421 --> 00:24:45,442
‫دیگه نمی‌تونم

417
00:24:47,450 --> 00:24:52,412
‫یا باهم هستیم ‫یا دیگه تمومه

418
00:24:52,412 --> 00:24:53,450
‫تصمیمش با خودته

419
00:25:10,483 --> 00:25:13,421
‫" میدانستم که فقط یه صورت زیبا نیستی

420
00:25:13,421 --> 00:25:15,488
یک هدیه‌ی دیگر در «موناکو» لنگر انداخته

421
00:25:15,488 --> 00:25:19,492
‫جای خوبی برای ماه‌عسل به‌نظر میرسید "

422
00:25:23,200 --> 00:25:27,500
هِیلی : دخترم مثل یه غریبه‌ی کوفتی رفتار می‌کنه "
" به داداشت بگو بهم زنگ بزنه

423
00:25:28,488 --> 00:25:30,412
‫لعنتی

424
00:25:38,500 --> 00:25:40,500
" یکی رو می‌شناسم که می‌تونه پیداش کنه "

425
00:25:40,550 --> 00:25:42,496
«سلام آقای «گاتینو

426
00:25:42,496 --> 00:25:44,446
‫باید زنده بذارمت که داستان رو به بقیه بگی

427
00:25:44,446 --> 00:25:46,454
‫ولی به نظر خودم از پس‌ـش بر اومدم

428
00:25:54,408 --> 00:25:57,400
‫چرا با یکی هم‌قد و قواره‌ات درنمیوفتی؟

429
00:25:57,400 --> 00:25:59,429
‫سلام عشقم

430
00:26:08,588 --> 00:26:12,529
‫حیف شد . فکر می‌کردم
تعداشون بیشتر باشه

431
00:26:12,529 --> 00:26:15,525
‫می‌خوای رکوردت رو بزنی؟

432
00:26:15,525 --> 00:26:17,579
‫در حال حاضر سعی می‌کنم
‫زیاد خودم رو دست بالا نگیرم

433
00:26:17,579 --> 00:26:20,529
‫که یهویی اومدی دیدنم

434
00:26:22,504 --> 00:26:25,521
‫چرا اومدی «کرولاین»؟

435
00:26:25,521 --> 00:26:27,588
‫مطمئناً مدرسه «سالواتور» برای
‫جوان و بااستعدادها

436
00:26:27,588 --> 00:26:29,538
‫به یه خانم مدیر نیاز داره

437
00:26:29,538 --> 00:26:30,562
‫بهم زنگ زدن

438
00:26:30,562 --> 00:26:32,567
‫ظاهراً تو دیگه گوشیت رو جواب نمیدی

439
00:26:32,567 --> 00:26:36,529
‫پس این‌همه راه رو به درخواست
هِیلی» اومدی؟»

440
00:26:36,529 --> 00:26:38,512
‫راستش به درخواست «ربکا»

441
00:26:38,512 --> 00:26:40,554
‫و اینکه خودمم تو فرانسه بودم

442
00:26:40,554 --> 00:26:41,558
‫گشت و گذار زمستانی؟

443
00:26:41,558 --> 00:26:43,512
‫برای کار

444
00:26:46,533 --> 00:26:49,567
‫نمیدونم فکر می‌کنی الان چه سالیه «کلاوس»

445
00:26:49,567 --> 00:26:51,567
‫ولی من یه دوقلو دارم

446
00:26:51,567 --> 00:26:54,529
‫ازدواج کردم و همزمان بیوه شدم

447
00:26:54,529 --> 00:26:56,533
‫و مسئول یه مدرسه پر از بچه هستم

448
00:26:56,533 --> 00:26:59,567
‫از جمله بچه تو

449
00:26:59,567 --> 00:27:02,517
‫میدونی ، همونی که خبری ازش نگرفتی

450
00:27:05,504 --> 00:27:07,592
‫چرا ازش دوری می‌کنی؟

451
00:27:07,592 --> 00:27:10,504
‫اون خوشگل و باهوشه

452
00:27:10,504 --> 00:27:11,525
‫خیلی باهوش

453
00:27:11,525 --> 00:27:13,571
‫شاید بیشتر از حد نیازش هم باهوش

454
00:27:13,571 --> 00:27:15,562
مثل پدرش -
مثل پدرش -

455
00:27:18,504 --> 00:27:19,583
‫ولی «هوپ»...

456
00:27:19,583 --> 00:27:24,583
‫اون هم همون شایعاتی که ما
‫توی این 5 سال شنیدیم رو شنیده

457
00:27:24,583 --> 00:27:28,579
‫اینکه کاملاً دیوونه شدی

458
00:27:30,571 --> 00:27:33,525
‫همونطور که می‌بینی

459
00:27:36,533 --> 00:27:42,533
‫با اینحال اینجا که می‌بینمت
‫به نظرم یه دیوونه‌ی عادی هستی

460
00:27:42,533 --> 00:27:44,542
‫لطف داری

461
00:27:48,533 --> 00:27:51,529
‫میدونی ، 2 نفر از همین خونواده
‫که صاحب این خونه هستن

462
00:27:51,529 --> 00:27:53,529
‫دیروز به دست کسی که خودش رو
‫روانی خطاب کرده

463
00:27:53,529 --> 00:27:56,512
‫توی یه کلوپ شبانه مردن

464
00:27:56,512 --> 00:27:58,529
‫و اینم از اجساد بیشتر

465
00:27:58,529 --> 00:28:00,542
‫می‌خوای بگی که چرا به‌صورت منظم
‫همه‌ی اعضای یه خونواده رو

466
00:28:00,542 --> 00:28:02,529
‫یکی یکی می‌کشی؟

467
00:28:02,529 --> 00:28:05,596
‫چون مرض دارم

468
00:28:05,596 --> 00:28:09,554
‫یا شاید برای گذران زمانه

469
00:28:09,554 --> 00:28:10,596
...یا شاید

470
00:28:10,596 --> 00:28:17,517
«فقط شاید ‫«کلاوس مایکلسون
بالاخره دیوانه شد

471
00:28:18,579 --> 00:28:22,583
‫یا شاید می‌خوای بقیه فکر کنن دیوانه شدی

472
00:28:22,583 --> 00:28:26,567
‫این خوشی که داری ‫تصادفی نیست

473
00:28:28,542 --> 00:28:32,521
‫تو یه لیست داری ، ‫مگه نه؟

474
00:28:36,542 --> 00:28:37,592
‫اینطرف...بیخیال شین

475
00:28:37,592 --> 00:28:40,525
‫بیخیال

476
00:28:44,521 --> 00:28:47,554
‫هی

477
00:28:47,554 --> 00:28:53,542
‫خب ، با «ربکا» در مورد خون حرف زدم
‫و «کلاوس» خیلی به «آلایژا» نزدیک شده

478
00:28:53,542 --> 00:28:56,508
‫پس وقتی دخترش داشته سگ‌ها رو
‫بیدار می‌کرده اونم خطر کرده

479
00:28:56,508 --> 00:28:57,533
‫عالی شد

480
00:28:57,533 --> 00:28:59,517
‫آره

481
00:28:59,517 --> 00:29:00,554
‫اون رو می‌بینی؟

482
00:29:02,533 --> 00:29:05,529
‫این شهر یهویی صفر تا صدش پر میشه

483
00:29:05,529 --> 00:29:08,504
‫حتی غافلگیر نشدم که این
«خون‌آشام فضول «گِرِتا سیئِنا

484
00:29:08,504 --> 00:29:09,579
‫دلش دعوا می‌خواد

485
00:29:09,579 --> 00:29:12,500
‫«فِرِیا» ، این شهر سرش درد می‌کنه
برای دعوا

486
00:29:12,500 --> 00:29:13,558
...و اگه ما کاری نکنیم -
‫- «وینسنت»

487
00:29:13,558 --> 00:29:18,546
‫میدونم که این مسئله جدیه
...باور کن ولی

488
00:29:18,546 --> 00:29:20,538
‫پسر ، دارم واسه زندگیم می‌جنگم

489
00:29:22,554 --> 00:29:25,529
‫من عاشق «کیلین» هستم

490
00:29:25,529 --> 00:29:29,525
‫و اگه الان نرم دیدنش از دستش میدم

491
00:29:29,525 --> 00:29:34,588
‫ببین ‫، گوش کن . می‌ترسم اگه برم

492
00:29:34,588 --> 00:29:37,550
...همه چیز به‌هم بریزه ولی

493
00:29:37,550 --> 00:29:39,562
‫میدونم که بدون منم از پس‌ـش برمیای

494
00:29:39,562 --> 00:29:41,533
‫الان فقط نیاز دارم بشنوم که

495
00:29:41,533 --> 00:29:48,546
‫از اینجا رفتن ازم خواهر بد ‫یا
عمه بد یا دوست بدی نمی‌سازه

496
00:29:48,546 --> 00:29:52,538
‫شاید برای یک‌بار هم که شده دلش رو
‫داشته باشم که خودم رو اولویت بذارم

497
00:29:52,538 --> 00:29:54,596
‫سلام بچه‌ها

498
00:29:54,596 --> 00:29:57,538
‫از جو فعلی اینجا خوشم نمیاد

499
00:29:59,538 --> 00:30:02,533
‫بیشتر یه خون‌آشامِ "زندگی کن و بذار
‫زندگی کنن" هستم . واسه همین قاطی نمیشم

500
00:30:02,533 --> 00:30:03,575
‫درک می‌کنم

501
00:30:03,575 --> 00:30:05,558
پاپز» ، حساب‌مون چقدر شد؟»

502
00:30:05,558 --> 00:30:08,504
‫بیخیال . مهمون ما . ‫عزت زیاد

503
00:30:08,504 --> 00:30:11,575
‫آروم بگیر ‫. بعداً در موردش حرف میزنیم

504
00:30:15,558 --> 00:30:17,546
‫«فِرِیا» ، مطمئن نیستم بتونیم
‫جلوی اینا رو بگیریم

505
00:30:17,546 --> 00:30:19,525
‫چند سال یه‌کم به تعویق انداختیمش

506
00:30:19,525 --> 00:30:20,596
‫ولی چطور میشه جلوی ذات بشر رو گرفت؟

507
00:30:20,596 --> 00:30:24,579
‫یا حتی ذات خون‌آشام ، گرگینه و جادوگر

508
00:30:24,579 --> 00:30:25,596
‫صحیح

509
00:30:27,588 --> 00:30:29,583
‫باید بری

510
00:30:31,571 --> 00:30:34,521
‫باید بری چون واقعاً نمیدونم

511
00:30:34,521 --> 00:30:36,529
‫عاقبت‌مون چطور میشه
‫و به نظرم حداقل یکی‌مون

512
00:30:36,529 --> 00:30:38,500
‫باید یه فرصت برای
‫خوشبختی داشته باشه

513
00:30:56,588 --> 00:30:59,508
‫جایی میری؟

514
00:30:59,508 --> 00:31:00,579
‫پول رو واسه همین می‌خواستی؟

515
00:31:00,579 --> 00:31:01,592
‫حالا هم اتاقم رو می‌گردی؟

516
00:31:01,592 --> 00:31:03,596
‫واسه لباسای کثیف

517
00:31:03,596 --> 00:31:05,554
‫کجا میرفتی؟

518
00:31:05,554 --> 00:31:07,558
‫تو اینترنت با یه پسر آشنا شدم

519
00:31:07,558 --> 00:31:10,538
‫اون توی یه گروه‌ـه
و توی لندن زندگی می‌کنه

520
00:31:10,538 --> 00:31:13,517
‫میگه 25 سالشه ولی سنش بیشتره

521
00:31:14,529 --> 00:31:16,588
‫می‌خواستی بابات رو ببینی

522
00:31:20,571 --> 00:31:24,575
‫میدونم احمقانه‌ست
‫معلومه براش مهم نیست

523
00:31:24,575 --> 00:31:28,508
‫ولی پیش خودم گفتم
‫شاید اگه هم رو ببینیم

524
00:31:28,508 --> 00:31:29,592
...حتی برای یه مدت کوتاه

525
00:31:29,592 --> 00:31:32,554
‫احمقانه نیست

526
00:31:32,554 --> 00:31:34,571
‫اون دوست‌ـت داره

527
00:31:34,571 --> 00:31:39,517
‫ولی میدونه اگه نزدیکت باشه
‫توی خطر میوفتی

528
00:31:39,517 --> 00:31:41,517
‫یه تماس تلفنی که من رو
‫به خطر نمیندازه

529
00:31:46,517 --> 00:31:47,562
...ببین ، من

530
00:31:47,562 --> 00:31:53,521
‫من خیلی ‫امیدوارم که یه روزی
رو در رو ‫حرف میزنین . امیدوارم

531
00:31:53,521 --> 00:31:55,517
‫ولی تا اون‌موقع...

532
00:31:56,579 --> 00:32:00,546
‫سعی کن اینقدر بد در موردش قضاوت نکنی

533
00:32:02,504 --> 00:32:05,517
‫پس من نمی‌تونم در مورد پدری که
‫پیشم نیست قضاوت کنم

534
00:32:05,517 --> 00:32:06,588
‫ولی تو می‌تونی در موردم قضاوت کنی؟

535
00:32:06,588 --> 00:32:10,558
‫من در مورد تو قضاوت نمی‌کنم
‫روی کارهات قضاوت می‌کنم

536
00:32:10,558 --> 00:32:12,512
‫من مادرتم

537
00:32:12,512 --> 00:32:14,562
‫دوست‌ـت دارم و هر کاری
هم بکنی می‌بخشمت

538
00:32:14,562 --> 00:32:19,508
‫ولی این ‫قرار نیست هر
کار بدی کردی ‫قبول کنم

539
00:32:21,550 --> 00:32:22,575
‫فقط یه کار بد کردم

540
00:32:22,575 --> 00:32:24,558
‫«هوپ»

541
00:32:24,558 --> 00:32:26,571
‫«هوپ»

542
00:32:31,571 --> 00:32:34,525
‫من یه اشتباه کردم

543
00:32:51,550 --> 00:32:54,767
«هیچ‌کس دردسر نمی‌خواد «هِیلی
‫ما فقط اون دورگه رو می‌خوایم

544
00:32:54,767 --> 00:32:56,712
‫«هنری» رو نمیدم دست شما

545
00:32:56,712 --> 00:32:58,062
‫بذار خودم حلش کنم

546
00:32:58,062 --> 00:33:02,042
‫یادتون نره اون دورگه یه بچه‌ست

547
00:33:02,042 --> 00:33:05,012
‫ولی «پاپی» فقط می‌خواست
‫از سر کار به خونه بره

548
00:33:05,012 --> 00:33:07,029
‫اون دوست ما بود

549
00:33:07,029 --> 00:33:08,083
‫اون جایی نمیره

550
00:33:10,042 --> 00:33:11,567
هِیلی» ، شاید چاره‌ای نداشته باشی»

551
00:33:11,567 --> 00:33:13,550
‫حتی اون دختر رو نمی‌شناختم

552
00:33:13,550 --> 00:33:15,500
‫نمی‌شنوم

553
00:33:15,500 --> 00:33:17,562
...یهو به هم خوردیم و من

554
00:33:17,562 --> 00:33:19,546
‫خیلی عصبی شدم

555
00:33:19,546 --> 00:33:20,562
...اونا می‌خوان

556
00:33:20,562 --> 00:33:22,533
‫اونا می‌خوان من رو بکشن ، نه؟

557
00:33:22,533 --> 00:33:24,500
‫«هنری» ، محض رضای خدا آروم بگیر

558
00:33:24,500 --> 00:33:26,579
‫بهتر شو

559
00:33:33,517 --> 00:33:34,558
‫خیلی‌خب

560
00:33:36,517 --> 00:33:37,596
‫عجیبه

561
00:33:37,596 --> 00:33:43,538
‫تو گفتی "بهتر شو"
‫و من واقعاً بهتر شدم

562
00:33:43,538 --> 00:33:49,550
‫چون خون من تو رو دورگه کرده
برای همین ‫تو بنده من شدی

563
00:33:49,550 --> 00:33:52,571
‫- هر کاری بگی باید بکنم؟
‫- تقریباً

564
00:33:52,571 --> 00:33:57,521
‫ولی نگران نباش
‫من به استقلال شخصی معتقدم

565
00:33:57,521 --> 00:34:00,588
‫ولی فعلاً ‫همینجا بمون

566
00:34:00,588 --> 00:34:03,508
‫باید معقول رفتار کنیم

567
00:34:03,508 --> 00:34:05,512
‫یعنی برگردن و به مادر «پاپی» بگن

568
00:34:05,512 --> 00:34:07,579
‫که قاتل دخترش آزاده
ولی حداقل ما معقول رفتار کردیم؟

569
00:34:07,579 --> 00:34:09,533
‫صلح پیچیده‌ست

570
00:34:09,533 --> 00:34:11,575
‫به‌خاطر اینکه بی‌نقص بودیم
‫صلح رو نداشتیم

571
00:34:11,575 --> 00:34:15,512
‫صلح داریم چون هر وقت لازم نبوده
‫زیاده‌روی کنیم نکردیم

572
00:34:15,512 --> 00:34:17,596
‫انتقام عدالت نیست

573
00:34:17,596 --> 00:34:23,512
‫واقعاً می‌خوایم یه بچه رو ‫برای
از بین بردن ترس‌مون بکشیم؟

574
00:34:23,512 --> 00:34:25,579
‫اون بچه نیست . یه دورگه‌ست

575
00:34:25,579 --> 00:34:28,533
‫با قدرتی که می‌تونه هر خون‌آشامی
‫که می‌خواد رو بکشه

576
00:34:28,533 --> 00:34:31,517
‫منم دورگه هستم ولی برای کسی
‫تهدیدی به حساب نمیام

577
00:34:31,517 --> 00:34:33,521
‫و بعد از اینکه به «هنری» یاد بدم
‫خودش رو کنترل کنه

578
00:34:33,521 --> 00:34:34,538
‫اونم براتون تهدیدی به حساب نمیاد

579
00:34:34,538 --> 00:34:38,504
‫ببینین ، هر مرگی ‫یه مصیبت بزرگه

580
00:34:38,504 --> 00:34:42,500
«و قلباً و عمیقاً برای «پاپی
و خانواده‌اش ناراحتم

581
00:34:42,500 --> 00:34:45,525
‫ولی ما دیگه دوره‌ی فکر "چشم در برابر چشم"
‫رو پشت سر گذاشتیم

582
00:34:45,525 --> 00:34:48,512
‫این یه امتحانه

583
00:34:48,512 --> 00:34:52,525
‫همه‌ی موفقیت‌هامون رو نابود نکنین

584
00:34:52,525 --> 00:34:54,583
‫- نمی‌تونی جدی باشی
‫- تا حالا اینقدر جدی نبودم

585
00:34:54,583 --> 00:34:57,542
‫تا جایی که میدونم کسایی که
‫رانده میشن به دنبال انتقام میرن

586
00:34:57,542 --> 00:34:59,504
‫و از اونجایی که خاطرات زیادی دارم

587
00:34:59,504 --> 00:35:02,579
‫مصمم شدم که تمامی دشمنامون رو
‫به‌صورت سیستماتیک نابود کنم

588
00:35:02,579 --> 00:35:04,529
‫و البته همراه با وارثین دشمنامون

589
00:35:04,529 --> 00:35:06,554
‫ولی اون لیست‌ـت بی‌پایانه

590
00:35:06,554 --> 00:35:08,525
‫این تنها راه برای محافظت از «آلایژا»ست

591
00:35:08,525 --> 00:35:09,588
‫در حالت فعلیش

592
00:35:09,588 --> 00:35:12,517
‫اگه یه دشمن بغلش روی صندلی پیانو
‫هم بشینه اون رو نمی‌شناسه

593
00:35:12,517 --> 00:35:14,504
...و

594
00:35:14,504 --> 00:35:16,575
‫اینطوری وقتم می‌گذره

595
00:35:16,575 --> 00:35:18,596
‫ولی نمیدونم چرا این دردسرها رو کشیدیم

596
00:35:18,596 --> 00:35:21,525
‫اینجا یه ساختمون تاریخیه

597
00:35:21,525 --> 00:35:25,550
‫این رو بگیرش . ‫از اینجا شروع کن

598
00:35:32,508 --> 00:35:35,579
‫شاید شروع کردی به دیوونگی
‫تا دشمنات رو بترسونی

599
00:35:35,579 --> 00:35:38,596
‫ولی حالا مطمئن نیستم که
‫اینا فیلم باشه

600
00:35:38,596 --> 00:35:41,579
‫این درست نیست «کلاوس»
‫حتی برای تو

601
00:35:44,529 --> 00:35:46,583
‫فهمیدم که بدون «آلایژا» زیاد خوب نیستم

602
00:35:46,583 --> 00:35:51,533
‫البته ما ‫قبلاً جدا بودیم
ولی نه اینطوری

603
00:35:52,575 --> 00:35:55,512
‫این بدتر از اونیه که حتی اون مرده باشه

604
00:35:59,521 --> 00:36:01,533
‫من برادرم رو از دست دادم

605
00:36:01,533 --> 00:36:04,500
‫ولی هنوز یه دختر داری

606
00:36:04,500 --> 00:36:05,533
‫من نباشم براش بهتره

607
00:36:05,533 --> 00:36:09,512
‫میدونم که ‫چه حسی داره
یه هیولا آدم رو بزرگ کنه

608
00:36:09,512 --> 00:36:12,508
‫خدای...بیخیال . اون مال 1000 سال پیشه

609
00:36:12,508 --> 00:36:16,508
‫واقعاً؟ پدر بد؟
‫یادت رفته؟ طرف مرده

610
00:36:16,508 --> 00:36:17,525
‫دیگه بیخیال شو

611
00:36:17,525 --> 00:36:21,529
‫دیگه از «مایکل» به عنوان یه بهانه
‫برای یه پدر بد بودن استفاده نکن

612
00:36:24,579 --> 00:36:26,554
‫اینم میدونم که چه حسی داره

613
00:36:26,554 --> 00:36:28,550
‫بچه‌ای باشی که دلش برای
‫پدرش تنگ شده

614
00:36:28,550 --> 00:36:32,554
‫شاید رو در رو نتونی ببینیش

615
00:36:32,554 --> 00:36:36,579
‫ولی ‫یه دستگاه باستانی
به اسم تلفن داریم

616
00:36:36,579 --> 00:36:38,588
‫ازش استفاده کن

617
00:36:38,588 --> 00:36:42,542
‫قبل از اینکه دخترت رو از دست بدی
‫و اون تو رو از دست بده

618
00:36:43,579 --> 00:36:45,596
...چون

619
00:36:45,596 --> 00:36:49,504
‫از قضا به نظرم تو کسی هستی
‫که ارزش‌ـش رو داره آدم بشناسه

620
00:36:54,558 --> 00:36:56,567
‫توی جلسه‌ی اولیا و مربیان بعدی می‌بینمت

621
00:37:06,538 --> 00:37:08,529
‫هی «دِکلِن» ، منم

622
00:37:09,592 --> 00:37:13,588
‫من رو نکشی ولی ‫یه
مسئله‌ای پیش اومد

623
00:37:13,588 --> 00:37:15,592
‫منتظر باش . یه نوشیدنی بزن

624
00:37:15,592 --> 00:37:18,575
‫و یه‌کم دیرتر میام

625
00:37:18,575 --> 00:37:23,567
‫روز سختی داشتم
و خیلی دوست دارم ببینمت

626
00:38:12,533 --> 00:38:14,533
‫من یه بزدلم

627
00:38:14,533 --> 00:38:16,596
‫دورو هم هستم

628
00:38:16,596 --> 00:38:20,508
‫حقیقت داره که دلم برای
...خونواده‌ام تنگ شده ولی

629
00:38:20,508 --> 00:38:24,554
‫به گمونم همیشه در حال فرارم

630
00:38:24,554 --> 00:38:28,525
‫خب ، بعضی‌وقت‌ها خوبه که
‫یه شروع نو داشته باشی

631
00:38:30,562 --> 00:38:33,558
‫عجیبه که یه غریبه حرف دلش رو
‫بهت بگه؟

632
00:38:35,567 --> 00:38:37,567
‫به گمونم یه خاصیتی دارم
‫که همه این‌کار رو می‌کنن

633
00:38:47,525 --> 00:38:49,521
‫به نظرم خاصیت خوبی داری

634
00:39:00,538 --> 00:39:02,512
‫- سلام زندونی
‫- سلام

635
00:39:02,512 --> 00:39:05,562
«یه خبری دارم در مورد خودم و «کیلین

636
00:39:05,562 --> 00:39:07,508
‫- مامانت کجاست؟
‫- خبر ندارم

637
00:39:07,508 --> 00:39:10,550
‫گفت چند دقیقه دیگه میاد
ولی برنگشت

638
00:39:10,550 --> 00:39:12,533
‫کجا رفت؟

639
00:39:12,533 --> 00:39:14,521
‫بیرون که زنگ بزنه

640
00:39:14,521 --> 00:39:16,504
‫عمه «فِرِیا»

641
00:39:19,592 --> 00:39:22,592
...چیز جالبی که نقطه عطف داره

642
00:39:25,562 --> 00:39:29,508
‫اینه که فقط در گذشته میشه تعریفش کرد

643
00:39:31,500 --> 00:39:34,521
‫کیه که بگه چه تصمیمی باعث
...یه تصادف ماشین شد یا

644
00:39:35,588 --> 00:39:37,550
‫چه سیگاری باعث شروع سرطان شد؟

645
00:39:45,300 --> 00:39:48,300
" به شهرم بگو که دارم میام "

646
00:39:49,504 --> 00:39:51,504
‫و اینطوریه که ما بی‌خبر از آینده
‫پیش میریم

647
00:39:51,504 --> 00:39:53,558
‫هیچ‌وقت مطمئن نیستیم چقدر
‫به لبه پرتگاه نزدیکیم

648
00:40:00,512 --> 00:40:02,554
‫یه نفر این رو تو خیابون پیدا کرده

649
00:40:05,596 --> 00:40:10,525
‫تنها چیزی که به یقین میدونم ‫اینه
که اگه 4تا «مایکلسون» پیش هم بیان

650
00:40:10,525 --> 00:40:13,533
‫یه تاریکی رو آشکار می‌کنه که
‫تا حالا به عمرمون ندیدیم

651
00:40:23,583 --> 00:40:25,529
‫بابا؟

652
00:40:38,504 --> 00:40:40,554
‫دنبال مادرت بودم

653
00:40:40,554 --> 00:40:42,550
‫آره . ما هم همینطور

654
00:40:42,550 --> 00:40:46,592
‫نمیدونم کجاست . ‫گم شده

655
00:40:52,533 --> 00:40:54,546
‫من تو راهم

656
00:40:56,500 --> 00:40:58,579
‫نقاط عطف احتمالی زیادی هست

657
00:41:04,583 --> 00:41:06,579
‫ولی بدون ادراک

658
00:41:06,579 --> 00:41:09,504
...از کجا بدونیم در پایانِ آغاز هستیم

659
00:41:18,562 --> 00:41:20,588
‫یا شروع پایان؟

660
00:41:34,100 --> 00:41:35,100
مترجم : رضا حضرتی

661
00:41:36,100 --> 00:42:10,100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
