WEBVTT

00:01.000 --> 00:02.512
پیش از این در
"The Originals"

00:02.537 --> 00:03.662
ما 2 قرن عاشقم هم بودیم

00:03.662 --> 00:06.125
‫- چی سر اون عشق اومد؟
‫- ازت خواستم باهام بیای

00:06.125 --> 00:08.100
‫ولی انگار اندازه‌ی "نيو اورلانز"
من رو دوست نداشتی

00:08.100 --> 00:10.633
«من یه چیزهایی توی سرش دیدم «ربکا

00:11.033 --> 00:12.175
‫فقط خاطره نبودن

00:12.175 --> 00:15.946
‫من غرایز ذاتیش رو دیدم
و ‫فکر کنم شاید واقعاً اونطوری باشه

00:15.946 --> 00:16.992
هالو» از ما قوی‌ترـه»

00:16.992 --> 00:18.904
‫پیروان بیشتری داره

00:18.904 --> 00:19.962
‫و می‌خواد "نيو اورلانز" رو نابود کنه

00:19.962 --> 00:22.954
‫«هالو» جمسش رو تغییر داده ‫تا
از مال یه نفر دیگه استفاده کنه

00:22.954 --> 00:23.975
‫اون جسم رو هم می‌کشیم

00:23.975 --> 00:24.979
جرأتش رو نداری

00:24.979 --> 00:28.979
اون الان خودش رو داخل بزرگترین
جادوگری که دنیا به خودش دیده ‫محبوس کرده

00:28.979 --> 00:30.950
هوپ» رفته . الان دیگه «هالو» شده»

00:30.950 --> 00:32.942
‫باید پیداش کنم

00:32.942 --> 00:34.900
وینسنت» ، مطمئناً می‌تونی «هالو» رو»
‫ازش بکشی بیرون

00:34.900 --> 00:36.942
‫- فکر کنم یه راهی برای نجاتش دارم
‫- هر چی که باشه

00:36.942 --> 00:38.925
‫اگه این‌کار رو بکنیم
‫پایان کار خونواده‌تون میشه

00:38.925 --> 00:40.925
‫دیگه همیشه و تا ابدی در کار نخواهد بود

00:43.150 --> 00:46.183
‫روح «هالو» قرن‌ها در "نيو اورلانز"
‫در حرکت بود

00:46.183 --> 00:49.129
‫یه شیطانِ جاودانه

00:49.129 --> 00:51.196
‫اشتیاقش به قدرت سیری‌ناپذیره

00:52.596 --> 00:54.196
‫و برای همینه که به دختر کوچولوت جذب شده

00:54.196 --> 00:56.112
‫گفتی یه راهی برای نجاتش هست

00:56.112 --> 00:57.138
‫هست

00:57.138 --> 01:00.104
‫ولی بهتون گفته باشم
عمراً از نقشه‌ام خوشتون بیاد

01:01.162 --> 01:03.188
: قدم اول

01:03.188 --> 01:06.112
‫«هالو» رو از «هوپ» می‌کشیم بیرون

01:06.112 --> 01:09.175
‫قدم دوم : یه جای دیگه پیدا می‌کنیم
‫که بذاریم داخلش

01:09.175 --> 01:11.188
‫ولی الان که کتاب رو نداریم
‫به جسمی نیاز دارم که

01:11.188 --> 01:13.504
‫هم قدرتمند باشه و هم جاودان

01:13.504 --> 01:15.512
‫و برای اینکه این انتقال کار کنه

01:15.512 --> 01:17.588
‫به چیزی نیاز دارم که به واسطه‌ی
‫خون به «هوپ» مرتبط باشه

01:17.588 --> 01:20.500
‫یه خون‌آشام نیاز داری

01:20.500 --> 01:22.529
‫می‌خوای «هالو» رو بذاری
‫داخل یکی برادرهام یا خواهرم

01:22.529 --> 01:25.050
‫یه نفر از پس‌ـش برنمیاد

01:27.521 --> 01:29.088
4تاشون رو می‌خوام

01:30.588 --> 01:32.571
‫چرا 4تامون؟

01:32.571 --> 01:35.038
خب ، 1500 سال پیش
‫وقتی «هالو» کشته شد

01:35.038 --> 01:36.083
‫استخون‌هاش تقسیم شدن

01:36.083 --> 01:39.067
4تا استخون ، 4تا داوطلب
4تا محل مختلف

01:39.067 --> 01:43.017
‫«هالو» رو اینطوری می‌تونیم شکست بدیم

01:43.017 --> 01:45.096
‫قدرت «هالو» رو به 4تا خون‌آشام
جاودان منتقل می‌کنی

01:45.096 --> 01:47.038
‫و هر کدوممون رو می‌فرستی یه جایی

01:47.038 --> 01:48.042
‫اون شرور بیرون کشیده میشه

01:48.042 --> 01:50.092
به 4 قسمت تقسیم میشه
و تا ابد از هم جدا میشیم

01:50.092 --> 01:52.058
‫باید هر کدوم راه خودتون رو برید

01:52.058 --> 01:53.096
‫و باید از هم جدا بمونید

01:53.096 --> 01:55.075
‫تا ابد

01:55.075 --> 01:58.029
‫نمی‌تونین هیچ‌وقت همدیگه رو ببینین

01:58.029 --> 01:59.571
‫هیچ‌وقت نباید نزدیک هم بشید

02:04.025 --> 02:06.046
‫این تنها راه برای شکست «هالو»ـه

02:09.012 --> 02:11.500
خب ، اگه با این‌کار میشه دختر کوچولوم رو
‫نجات داد پس همین کار رو می‌کنیم

02:12.400 --> 02:17.300
"The Originals"
فصل 4
قسمت 13 : ضیافت گناهکاران

02:18.300 --> 02:19.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:20.300 --> 02:30.300
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:09.071 --> 03:15.058
‫همه‌تون این رو بدونید
که ‫این قدرت «هالو»ـه

03:15.058 --> 03:18.008
‫قدرتی که ورای مرگه

03:18.008 --> 03:20.083
‫و همه‌ی کسایی که سدِ
‫راه ما میشن رو نابود می‌کنه

03:37.058 --> 03:40.042
‫«وینسنت» به خون ما نیاز داره

03:40.042 --> 03:44.083
‫صحیح . هر 4 نفرمون
اون‌وقت «کول» هم گوشی کوفتیش رو برنمیداره

03:44.083 --> 03:46.038
‫بالاخره فرصتی گیرش اومد که
‫بتونه خوشبخت باشه

03:46.038 --> 03:47.079
‫ولی ما ازش می‌خوایم برگرده خونه

03:47.079 --> 03:48.088
‫و یک‌چهارم یه اهریمن رو
‫توی خودش نگه داره

03:48.088 --> 03:51.096
باید راه دیگه‌ای هم باشه -
اگه راه دیگه‌ای نباشه چی؟ -

03:51.096 --> 03:53.021
‫باورم نمیشه این اتفاق داره میوفته

03:53.021 --> 03:57.029
‫معمولاً من اولین کسی هستم که می‌خواد
فراری بشه ولی الان ‫حرفی ندارم بگم

03:57.029 --> 03:59.050
کاملاً نگران و دستپاچه شدم -
هوپ» تنها چیزیه که مهمه» -

03:59.050 --> 04:00.075
‫نمیشه

04:00.075 --> 04:03.071
‫نمیذارم خونواده‌ام از هم جدا بشه

04:03.071 --> 04:07.067
‫میرم برج ناقوس و وسایل مادر رو می‌گردم

04:07.067 --> 04:09.096
«فِرِیا»

04:12.062 --> 04:14.054
آلایژا» ، میدونی که جدا بودن از هم»
‫چه حسی داره

04:14.054 --> 04:17.000
‫اولش از آزادیت لذت می‌بری

04:17.000 --> 04:20.012
‫ولی بعدش یه روزی ‫با یه درد
در دلت بیدار میشی

04:20.012 --> 04:22.000
‫احساس درد می‌کنی از اینکه
‫تنها کسی که تو رو

04:22.000 --> 04:24.025
‫خوب می‌شناسه پشت‌ـت نیست

04:24.025 --> 04:27.067
‫تا اینکه دردش به قدری زیاد میشه
‫که آدم رو کاملاً از پا درمیاره

04:27.067 --> 04:31.038
‫برای 1000 سال روی عهدمون برای
‫پیش هم بودن موندیم

04:34.042 --> 04:36.075
‫به زور جدا شدنمون مثل شکنجه می‌مونه

04:43.096 --> 04:46.062
‫به همه‌تون عکس‌ـش رو فرستادم

04:46.062 --> 04:49.025
"مارسل» گفت که "شهر رو زیر و رو کنید»

04:49.025 --> 04:52.075
‫این یعنی همه باید دنبالش بگردن

04:52.075 --> 04:54.058
جادوگرها ، «کالدرون» رو برسی کنید

04:54.058 --> 04:56.079
‫خون‌آشام‌ها ، محله رو بگردین

04:58.021 --> 05:00.079
«سلام «جاشوا

05:00.079 --> 05:02.046
‫محاله

05:02.046 --> 05:04.012
«خدافظ «جاشوا

05:13.071 --> 05:16.046
‫بوی گند کثافت خون‌آشامی

05:16.046 --> 05:24.038
‫چرا باید جادوگرهای نجیب ‫زانو
خم کنن در برابر این ‫انگل‌ها؟

05:24.038 --> 05:29.050
‫اگه بخواید قدرت واقعی رو بپذرید
‫و شهرتون رو از آفات پاک کنین

05:29.050 --> 05:32.012
‫وفاداری‌تون به «هالو» رو اعلام کنید

05:38.088 --> 05:41.058
‫هنوز خبری از «کول» نشده

05:41.058 --> 05:45.042
‫اگه پیداش نشه «هِیلی» می‌مونه

05:45.042 --> 05:48.008
‫جز ما اون تنها خویشاوند جاودانشه

05:50.021 --> 05:52.025
‫این یعنی تو باید از اون هم جدا بشی

05:52.025 --> 05:53.088
‫نه . «کول» میاد

05:53.088 --> 05:55.067
نیکلاوس» با بچه‌اش می‌مونه»

05:55.067 --> 05:59.046
3تاشون باید باهم باشن

05:59.046 --> 06:01.088
‫و تو از زنی که عاشقشی می‌گذری؟

06:03.071 --> 06:04.088
نیک» چی؟»

06:04.088 --> 06:06.054
‫خودش تنها باشه . بدون خونواده

06:06.054 --> 06:09.012
‫خودت خوب میدونی که کنارش نباشی
‫دیوونه میشه

06:24.021 --> 06:26.088
‫جادوگرهای "نيو اورلانز"

06:26.088 --> 06:31.038
‫ازتون می‌خوام به تنها ناجی
حقیقی‌تون بپیوندین

06:33.058 --> 06:38.012
‫وفاداری‌تون رو اعلام کنید تا
‫«هالو» شما رو از این فشار آزاد کنه

06:38.012 --> 06:41.092
‫مراقب اون دختر باشه
‫اون جادوگرها رو می‌کشه

06:58.000 --> 06:59.025
‫هی

07:00.029 --> 07:01.075
‫«هوپ»

07:03.017 --> 07:06.092
‫عزیزم ، میدونم که صدام رو می‌شنوی

07:08.092 --> 07:10.088
‫باید باهاش مقابله کنی

07:12.000 --> 07:14.012
‫فکر می‌کنی می‌تونی جلوم رو بگیری؟

07:14.012 --> 07:15.062
‫اجازه نمیدم ازم بگیریش

07:50.538 --> 07:54.558
‫حال‌ـت خوبه . ‫چیزیت نیست

07:54.558 --> 07:56.508
‫یه چندتا جادوگر تو رو توی خیابون

07:56.508 --> 07:58.512
‫پیدا کردن و بهم خبر دادن
‫و منم اومدم آوردمت اینجا

07:58.512 --> 08:00.567
‫- چیزیت نیست
‫- باید برگردم و اون رو از «هوپ» بیرون بکشم

08:00.567 --> 08:02.550
‫منم می‌خوام همین کار رو بکنم «هِیلی»

08:02.550 --> 08:06.500
‫دارم قدرتم رو برای مراسم آماده می‌کنم

08:07.558 --> 08:09.521
‫چه مراسمی؟

08:09.521 --> 08:12.529
مراسمی که باید در موردش صحبت کنیم

08:17.542 --> 08:20.538
‫باید قبل از اینکه هر کسی که
‫این‌کار رو کرده برگرده از اینجا بریم

08:23.575 --> 08:25.583
‫آروم

08:25.583 --> 08:28.500
‫آروم باش

08:28.500 --> 08:29.596
‫بدجور زدنت

08:31.554 --> 08:32.571
‫بگو چی شد

08:32.571 --> 08:35.592
‫خب ، راستش ‫خیلی ساده‌ست

08:35.592 --> 08:38.579
‫یه جادوگر زنده شده‌ی ترسناک
‫کتلتم کرد

08:38.579 --> 08:41.579
‫کدوم جادوگر زنده شده‌ای؟

08:41.579 --> 08:44.504
«رفیق قدیمیت «دومنیک

08:44.504 --> 08:45.550
‫وایسا ببینم . چطوری زنده شده؟

08:45.550 --> 08:48.596
‫توی این شرایط مگه میشه از چیزی
‫تعجب کرد؟ اطرافت رو ببین

08:48.596 --> 08:51.521
‫ما وسط یه منطقه‌ی جنگی وایسادیم

08:51.521 --> 08:54.533
‫«هالو» کم مونده بود نابودم کنه
‫الانم مرده‌ها رو زنده می‌کنه

08:54.533 --> 08:57.517
‫من که میگم الان که فرصتش رو داریم
‫بزنیم به چاک

08:57.517 --> 08:59.538
‫یا با «هالو» یه معامله‌ای بکنیم

08:59.538 --> 09:01.596
‫شرمنده که وسط حرفاتون می‌پرم

09:01.596 --> 09:06.538
‫عاقلانه‌تر نیست که با خونواده‌ی
‫دیوونه ، قدرتمند و شکست‌ناپذیری

09:06.538 --> 09:08.533
‫که می‌خواد «هالو» رو بکشه متحد بشیم؟

09:11.500 --> 09:18.500
‫پس 4تاشون باید هر کدوم راه
خودشون رو برای همیشه برن؟

09:18.500 --> 09:19.542
‫آره ولی این رو بهشون نگفتم

09:19.542 --> 09:21.500
‫وقتی از اینجا بری

09:21.500 --> 09:22.579
‫باید بری خونه و وسایلت رو جمع کنی

09:22.579 --> 09:24.588
‫باید یه راهی برای خروج از شهر پیدا کنی
‫یه راه سریع و بی‌خطر

09:24.588 --> 09:26.512
‫فقط برای خودت و «هوپ»

09:26.512 --> 09:27.579
‫منظورت چیه؟

09:27.579 --> 09:30.517
‫«هِیلی» ، «هالو» قدرت دختر کوچولوت رو
‫احساس می‌کنه

09:30.517 --> 09:33.500
‫و دلش می‌خواد که اون قدرت رو پس بگیره

09:34.012 --> 09:38.146
‫و بعد از اینکه مراسم رو تموم کنم «هالو»
داخل بدن «مایکلسون»ها زندگی می‌کنه

09:39.588 --> 09:42.025
‫از طریق اونا تماس برقرار می‌کنه

09:42.025 --> 09:44.054
‫و سعی می‌کنه دستش به دختر کوچولوت برسه

09:44.054 --> 09:46.042
‫نباید هیچ‌وقت این اتفاق بیوفته
‫و تا وقتی اونا پیش «هوپ» باشن

09:46.042 --> 09:48.046
‫کنارشون امنیتی نخواهد داشت

09:48.046 --> 09:50.067
‫هیچ‌وقت

09:50.067 --> 09:54.012
‫من و تو هردومون خوب میدونیم ‫که
کلاوس مایکلسون» عمراً قبولش کنه»

09:54.012 --> 09:57.008
‫پس وقتی این مراسم رو تموم کنیم

09:57.008 --> 10:00.029
‫وقتی دخترت از شر «هالو» آزاد بشه
‫باید بری

10:02.008 --> 10:04.046
‫«هِیلی» ، باید برداریش و بدویی بری

10:26.038 --> 10:29.000
کییلن» هستم . پیغامتون رو بذارین»

10:29.000 --> 10:31.021
«سلام «کیلین

10:31.021 --> 10:34.017
‫منم

10:34.017 --> 10:37.033
‫الان دارم دیوونه میشم

10:39.017 --> 10:43.079
‫خونواده‌ی من قراره از هم بپاشه
‫و هیچ کاری از دستم برنمیاد

10:46.096 --> 10:48.062
‫من باید خواهر بزرگه‌ای می‌بودم که

10:48.062 --> 10:50.038
...می‌تونه هر چیزی رو درست کنه ولی من

10:53.033 --> 10:54.088
‫بهت نیاز دارم

11:06.050 --> 11:08.033
‫خبری از «کول» و «هِیلی» نیست

11:08.033 --> 11:09.088
دوباره بگیر -
...چه فایده داره اینقدر -

11:09.088 --> 11:11.050
‫«نیکلاوس» ، دوباره بگیر

11:11.050 --> 11:13.038
‫کجا بودی؟

11:13.038 --> 11:15.029
‫مهم نیست

11:15.029 --> 11:16.083
‫«وینسنت» همه چیز رو بهم گفت

11:16.083 --> 11:18.038
‫واقعاً این‌کار رو می‌کنین؟

11:20.033 --> 11:23.033
‫با فرض اینکه اون یکی برادر جاودانمون
‫گوشی کوفتیش رو برداره

11:23.033 --> 11:25.092
‫در هر صورت باید بریم سراغ «هوپ»

11:25.092 --> 11:28.054
‫«وینسنت» گفت که «هالو»
‫توی کلیسا بقیه رو جمع می‌کنه

11:28.054 --> 11:31.042
‫- پس بریم سراغش
‫- «هالو» رفته داخل «هوپ» «کلاوس»

11:31.042 --> 11:33.000
‫پیروانش هم دورش رو گرفتن

11:33.000 --> 11:34.071
‫نمی‌تونیم که همینجوری
‫سرمون رو بندازیم بریم تو

11:34.071 --> 11:36.046
‫«هِیلی» ، یه نقشه‌ای داریم

11:36.046 --> 11:38.058
‫راستش نقشه‌ی نسبتاً خوبی هم هست

11:41.079 --> 11:43.046
‫این کلکسیون خیلی ارزشمنده

11:43.046 --> 11:45.096
‫مطمئنی می‌خوای همه‌ـش رو
‫تحویل «مایکلسون»‌ها بدی؟

11:45.096 --> 11:47.033
‫اشیاء تاریک متعلق به شهرن

11:47.033 --> 11:50.046
‫تا وقتی اونا برای شکست دادن
هالو» کمکمون کنن اشکالی نداره»

11:50.046 --> 11:52.096
‫حتی اگه معنیش این باشه که
‫به خونواده‌ای که سلاحی برای

11:52.096 --> 11:55.046
‫کشتن تو طراحی کرده باشن
‫اعتماد کنی؟

11:57.025 --> 11:59.096
‫چاره‌ای نیست . هم‌پیمان لازم داریم

12:30.025 --> 12:31.092
‫«هِیلی»

12:31.092 --> 12:34.029
...نمی‌تونم برگردم عقب و جبران کنم

12:34.029 --> 12:35.062
‫- «آلایژا»
‫- نه

12:35.062 --> 12:40.017
دست خودم نیست که
این آدم ‫نباشم

12:40.017 --> 12:42.050
‫دست خودم نیست که عاشقت نباشم

12:42.050 --> 12:45.017
‫پس بهم بگو چی‌کار کنم

12:47.004 --> 12:49.058
...بله . شرمسارم و ترسیدم و

12:49.058 --> 12:51.075
‫نیازی به معذرت‌خواهیت ندارم «آلایژا»

12:51.075 --> 12:53.029
‫فعلاً نه

12:53.029 --> 12:56.092
‫فعلاً باید دخترم رو برگردونی

12:59.050 --> 13:01.088
‫البته

13:18.096 --> 13:20.038
‫عجب جشنی

13:23.058 --> 13:25.042
«مارسل جرارد»

13:25.042 --> 13:27.004
‫پادشاه "نيو اورلانز"

13:30.021 --> 13:32.004
‫که مشاور ارشدش هم همراهیش می‌کنه

13:33.054 --> 13:37.008
‫امیدوارم اومده باشی در برابر
‫قدرت «هالو» زانو بزنی

13:37.008 --> 13:39.046
‫راستش اومدیم که آتش‌بس اعلام کنیم

13:39.046 --> 13:42.021
‫اونطور که می‌بینم
‫هر دو یه دشمن مشترک داریم

13:42.021 --> 13:43.067
‫«مایکلسون»‌ها

13:43.067 --> 13:46.012
‫شما کمکم کنین اونا رو
از شهر پرت کنم بیرون

13:46.012 --> 13:47.092
‫اون‌وقت شاید دنیایی داشته باشیم که

13:47.092 --> 13:50.012
‫می‌تونیم تا ابد درش با شادی
‫زندگیمون رو بکنیم

13:50.012 --> 13:53.588
‫دیپلماسی انتخاب عاقلانه‌ایه

14:17.075 --> 14:21.050
‫می‌خوام پادشاه در برابرم زانو بزنه

14:29.038 --> 14:30.079
‫نظاره کنید

14:30.079 --> 14:32.054
‫محافل "نيو اورلانز"

14:32.054 --> 14:37.071
‫حتی «مارسل جرارد» کبیر ‫در
برابر «هالو» چیزی نیست

14:45.058 --> 14:51.038
‫گوش کنین . گوش کنین
‫مریدان و پیروانِ «هالو»ـی شرور

14:51.038 --> 14:53.000
‫حالا که ارباب‌ـتون رو گرفتیم

14:53.000 --> 14:56.096
‫قدرتی که بهتون وعده داده بود
پر پر شد ‫و ناتوان شدین

14:56.096 --> 14:59.058
‫و باعث شد که این کودتاتون
‫پایان ناخوشایندی داشته باشه

14:59.058 --> 15:05.075
‫این شیء تاریک این توانایی رو داره
که ‫شما رو در این مکان محبوس کنه

15:10.092 --> 15:12.033
‫که البته خیلی ناجور و ناراحت‌کننده‌ست

15:13.067 --> 15:16.067
‫مخصوصاً وقتی که معماری
ساختاریش ‫رو هم در نظر بگیرین

15:16.067 --> 15:18.996
...برای همین با یک تلاش کوچیک

15:23.054 --> 15:24.088
‫اینجا مثل جهنم میشه

15:46.162 --> 15:51.142
‫میدونم که اون تو هستی
و میدونم که صدام رو می‌شنوی

15:51.142 --> 15:54.171
‫پس ازت می‌خوام به دقت گوش کنی

16:00.129 --> 16:03.188
‫تو دختر منی

16:03.188 --> 16:05.112
‫تو یه «مایکلسون»ـی

16:05.112 --> 16:10.138
‫و قدرتمندی ‫و شجاعی

16:10.138 --> 16:11.196
و همتا نداری

16:14.104 --> 16:18.129
‫در واقع کمکم کردی به حرفی که ‫یه
زمانی عموت گفت اعتقاد پیدا کنم

16:22.154 --> 16:25.100
‫"خانواده قدرته"

16:43.117 --> 16:47.158
‫تو پدر خوبی هستی «کلاوس»
‫و حقته حقیقت رو بدونی

16:47.158 --> 16:51.125
‫یه چیزی در مورد مراسم هست
که باید بدونی

16:51.125 --> 16:53.117
‫«وینسنت» نمی‌خواست بهت بگه
‫چون فکر نمی‌کرد که

16:53.117 --> 16:55.121
‫بتونی باهاش کنار بیای
‫ولی میدونم که کنار میای

16:57.104 --> 16:59.175
‫میدونم که حاضری به‌خاطرش هر کاری بکنی

17:03.171 --> 17:06.146
‫حتی اگه معنیش این باشه که
‫دیگه نبینیش

17:15.167 --> 17:17.196
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی گولمون بزنی

17:17.196 --> 17:21.154
‫تا بدون اینکه کل حقیقت رو بدونیم
مراسم رو اجرا کنیم؟

17:21.154 --> 17:22.196
‫تو و خونواده‌ات مشکل من نیستین

17:22.196 --> 17:25.154
‫تنها چیزی که فعلاً نگرانشم

17:25.154 --> 17:27.129
‫اون دختر کوچولوییه که هیولا داخلش
‫لونه کرده

17:27.129 --> 17:29.192
‫از اون بالا سخته بتونی من رو ببینی ، نه؟

17:29.192 --> 17:31.175
‫اون برادرزادمه

17:31.175 --> 17:33.188
‫معلومه که حاضریم برای محافظت از اون
‫هر کاری بکنیم

17:33.188 --> 17:35.175
‫ولی باید حقیقت رو بگی

17:35.175 --> 17:38.146
‫ببین ، همین واکنشنت نشون میده
‫که کار درستی کردم

17:38.146 --> 17:41.125
‫شما «مایکلسون»‌ها خودخواه
و خودپسند هستین

17:41.125 --> 17:42.167
‫نه وظیفه‌ی منه و نه اینکه بهم میاد که

17:42.167 --> 17:45.129
‫سعی کنم متقاعدتون کنم که
‫کار درست رو انجام بدین

17:45.129 --> 17:47.117
‫اگه واقعاً می‌خوای برادرزاده‌ات رو نجات بدی
‫پس اینقدر بغل گوشم وزوز نکن

17:47.117 --> 17:49.150
‫تا بتونم کارم رو انجام بدم

17:49.150 --> 17:50.183
...میدونی چیه؟ تو -
‫- حق با اونه

17:50.183 --> 17:52.142
‫شاید با تاکتیک‌هاش موافق نباشم

17:53.192 --> 17:55.150
‫ولی اون تنها امید ما برای نجات «هوپ»ـه

17:55.150 --> 17:58.104
‫خوش‌به‌حال‌ـت . به گمونم باید دریدن شکمش
‫رو به عقب بندازم

17:58.104 --> 17:59.146
‫- «ربکا»؟
‫- چیه؟

17:59.146 --> 18:00.183
‫خبری از «کول» نشده؟

18:00.183 --> 18:02.167
‫نه . هیچی

18:04.104 --> 18:05.158
‫با جادو باهاش تماس می‌گیرم

18:05.158 --> 18:09.154
‫ببین ، ما 4تا داوطلب که نسبت خونی
‫با «هوپ» دارن نیاز داریم

18:09.154 --> 18:12.179
‫«ربکا» رو داریم . «کلاوس» و «آلایژا» رو هم داریم
‫میشه 3 نفر

18:12.179 --> 18:15.171
‫- اگه نتونین «کول» رو بیارین مجبور میشیم از
‫«هِیلی» استفاده کنی
نه -

18:15.171 --> 18:17.117
‫نه . این نمیشه

18:20.183 --> 18:22.108
‫اگه راه دیگه‌ای باشه نه

18:34.154 --> 18:35.196
ممنون که اومدی

18:35.196 --> 18:37.133
‫مشکلی پیش اومده؟
...وینسنت» گفت که»

18:37.133 --> 18:39.179
‫«وینسنت» خیلی چیزها میگه

18:39.179 --> 18:42.154
‫و یادش رفت چندتا مورد دیگه رو هم بگه

18:42.154 --> 18:45.117
‫یکی از اون موارد باعث نگرانیم شده

18:45.117 --> 18:48.146
خیلی‌خب ، متوجهم
‫یه لطف دیگه می‌خوای

18:48.146 --> 18:51.138
‫نه . دیگه لطف بی‌لطف

18:51.138 --> 18:54.112
‫البته مگه اینکه بار شنیدن
اعترافم رو هم حساب کنی

18:59.125 --> 19:01.183
‫هیچ‌وقت پدر خوبی برات نبودم

19:01.183 --> 19:05.133
‫جای تعجبی نداره چون خودمم
‫الگویی نداشتم

19:07.125 --> 19:10.117
‫هیچ‌وقت خودم رو در اون مردی که
‫بزرگم کرد ندیدم

19:10.117 --> 19:12.133
در واقع اولین‌باری که خودم رو
در کس دیگه‌ای دیدم

19:12.133 --> 19:13.167
‫روزی بود که تو رو دیدم

19:15.133 --> 19:18.696
‫اون روز که به اون سمتگری که
‫بهت تازیانه میزد سیب پرت کردی

19:21.162 --> 19:24.138
‫باید میدونستم بزرگ که شدی
‫از من آدم بهتری می‌شدی

19:26.179 --> 19:30.179
‫متوجهی که برای گفتن این
حرفا ‫100 سالی دیر شده؟

19:30.179 --> 19:33.104
‫خب ، من بی‌نقص نیستم

19:33.104 --> 19:36.100
مگه اینکه 5 سالی که توی
‫سیاه‌چال گذروندم رو فراموش کنیم

19:36.100 --> 19:37.192
‫- تو هم نیستی
‫- آره . خب ، راستش

19:37.192 --> 19:39.188
‫از نظرت اونقدرا متأثر نشدم

19:39.188 --> 19:41.183
‫اگه اینطور بود مجبور بودم با این
‫حقیقت روبرو بشم که

19:41.183 --> 19:43.142
‫برای خونواده‌ی تو صلاحیت ندارم

19:43.142 --> 19:46.100
...اینکه صلاحیتِ «ربکا» رو ندارم . اینکه

19:46.100 --> 19:47.125
‫تو هم عضو خونواده‌ی مایی

19:47.125 --> 19:50.138
‫و البته در مورد خواهرم
‫عشقش به تو یه تهدید بود

19:52.142 --> 19:55.142
‫چطور شما 2تا می‌تونستین
عاشق هم باشین

19:55.142 --> 19:56.196
‫و جایی در قلب‌ـتون برای منم بمونه؟

19:59.121 --> 20:04.125
‫در هر صورت ‫فقط می‌خواستم
برای آخرین‌بار ببینمت

20:04.125 --> 20:05.183
‫قبل از اینکه برای همیشه از هم جدا بشیم

20:05.183 --> 20:07.188
‫و بتونم حقیقت رو در مورد گذشته بگم

20:12.129 --> 20:16.175
«من ناامیدت کردم ‫«مارسلوس

20:21.138 --> 20:23.146
‫تا ابد به‌خاطرش شرمسارم

20:39.104 --> 20:40.125
‫هی

20:41.158 --> 20:43.146
‫پیغام‌هات به دستم رسیدن

20:45.188 --> 20:47.171
‫حال‌ـت خوبه؟

20:49.162 --> 20:51.154
‫باید باهم صحبت کنیم

20:51.154 --> 20:55.112
‫و فکر نکنم از موضوعش خوشت بیاد

20:56.171 --> 20:59.108
خیلی‌خب

20:59.108 --> 21:00.162
...من

21:00.162 --> 21:07.133
‫اولین چیزی که میاد به ذهنت بگو
تا ‫بعدش بحث رو ادامه بدیم

21:15.162 --> 21:19.125
‫من بدون مادر بزرگ شدم

21:19.125 --> 21:22.104
‫بدون کسی که دوستم داشته باشه

21:22.104 --> 21:27.100
‫و نمی‌تونم دست روی دست بذارم
‫و ببینم «هوپ» رو هم از «هِیلی» می‌گیرن

21:27.100 --> 21:32.167
‫اگه «کول» پیداش نشه
‫باید اوضاع رو درست کنم

21:32.167 --> 21:35.150
‫اونا به 4تا خون‌آشام نیاز دارن

21:37.183 --> 21:40.158
‫هر 4تاشون باید با «هوپ»
‫نسبت خونی داشته باشن

21:43.158 --> 21:49.104
‫من می‌تونم چهارمی باشم
اگه تبدیل بشم

21:49.104 --> 21:51.183
‫ولی همه چیزت رو از دست میدی

21:51.183 --> 21:53.162
‫خونه‌ات ، خونواده‌ات

21:53.162 --> 21:55.121
‫تواناییت برای تمرین جادو

21:55.121 --> 21:56.167
‫تو رو هم از دست میدم؟

21:58.100 --> 22:01.158
‫اگه تبدیل به اون هیولایی بشم
‫که خونواده‌ات رو کشت؟

22:01.158 --> 22:02.162
‫من جایی نمیرم

22:04.150 --> 22:05.175
جولی» و «جولیت» تا ابد»

22:16.167 --> 22:18.112
‫باید قبل از اینکه خیلی دیر بشه
‫صحبت کنیم

22:18.112 --> 22:20.150
‫لازم نیست چیزی بگی

22:25.142 --> 22:27.171
‫می‌خوام بدونی هر اتفاقی
که توی گردنبند افتاد

22:27.171 --> 22:30.154
‫رابطه‌ای که بین ماست رو خراب نمی‌کنه

22:30.154 --> 22:33.142
‫میدونم که دیگه تمومه

22:40.108 --> 22:43.129
‫ولی رابطه‌ی ما چی میشه؟

22:43.129 --> 22:46.112
‫خونواده‌ی «مایکلسون» چی میشه؟

22:46.112 --> 22:52.158
‫دنبال انسانیتی می‌گردیم که
‫زیر پرچم همیشه و تا ابدـه

22:55.125 --> 22:59.158
...من و تو هر چی که باشیم

23:01.167 --> 23:03.154
‫نفرین شدیم

23:03.154 --> 23:07.171
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم به کسی
‫که نیاز داری تبدیل بشم

23:11.112 --> 23:13.146
‫بهترین کاری که می‌تونم به‌خاطرت بکنم
‫اینه که ناپدید بشم

23:15.158 --> 23:16.196
‫دوست‌ـت دارم

23:16.196 --> 23:18.183
‫منم دوست‌ـت دارم

23:37.617 --> 23:39.617
حال‌به‌هم‌زن‌ـه؟

23:39.617 --> 23:41.600
‫یه لیوان خون سر می‌کشی؟

23:41.600 --> 23:42.629
‫به‌نظر حال‌به‌هم‌زن‌ـه

23:42.629 --> 23:43.692
‫برای مرحله‌ی بعدی حاضری؟

23:45.679 --> 23:48.679
‫پتاسیم کلراید

23:48.679 --> 23:50.654
‫جلوی ضربان قلب‌ـت رو می‌گیره

23:50.654 --> 23:53.642
‫سریع و بدون درده

23:55.608 --> 23:58.696
خیلی‌خب ، این دیوونگیه
‫اگه به‌هوش نیای چی؟

23:58.696 --> 24:02.629
‫به‌هوش میام ، خب؟ قول میدم

24:10.617 --> 24:14.679
‫برای این‌کار حاضرم ، خب؟
چیزی نمیشه

24:14.679 --> 24:16.679
‫من از یه نسل قدیم خون‌آشام‌ها هستم

24:16.679 --> 24:20.683
‫و بعلاوه جادو یه‌کم اغراق‌آمیزـه

24:20.683 --> 24:22.608
‫گفتنش برای تو آسونه

24:23.667 --> 24:25.625
‫مجبور نبودی بدون اون زندگی کنی

24:28.654 --> 24:30.621
‫فکر نمی‌کردم بیای

24:30.621 --> 24:33.650
‫نمی‌خواستم ولی با توجه به

24:33.650 --> 24:37.621
‫تعداد پیام‌های تلفنی و جادویی
‫که تو جیبم پیداشون شد

24:37.621 --> 24:38.658
‫پیش خودم گفتم که حتماً
‫کار اضطراری دارین

24:45.621 --> 24:46.658
‫ببینین کی تصمیم گرفت پیداش بشه

24:46.658 --> 24:47.696
‫برادر کوچولو

24:47.696 --> 24:50.654
‫همیشه عشقِ ورود نمایشی داشتی

24:50.654 --> 24:52.629
‫خب ، ورود نمایشی رو ترجیح میدم به عزیمت

24:52.629 --> 24:55.617
‫که اغلب اوقات شامل تو
و یه خنجر تو سینه‌ام میشه

24:58.612 --> 24:59.667
...حالا که همه اینجاییم

25:02.633 --> 25:03.667
‫بریم؟

25:15.625 --> 25:16.625
‫«آلایژا»

25:18.688 --> 25:21.658
‫تو همیشه پای عهدمون بودی

25:21.658 --> 25:24.692
‫و به این خاطر تو بیشتر از همه
‫این درد رو حس می‌کنی

25:24.692 --> 25:28.671
‫وقتی این اتفاق گریزناپذیر بیوفته

25:28.671 --> 25:31.612
‫نفوذ خونواده رو از دست میدم

25:31.612 --> 25:33.667
‫و دوباره به خون و خونریزی رو میارم

25:35.642 --> 25:38.696
‫نباید کاری بهم داشته باشی

25:38.696 --> 25:43.633
‫اگه مثل دفعات بیشماری که
برای ‫نجاتم اومدی بازم بیای

25:43.633 --> 25:46.671
‫فقط و فقط به دشمن ما کمک می‌کنی

25:46.671 --> 25:49.646
‫این اجازه رو بهش میدی که
‫یه قدم به دخترم نزدیک بشه

25:49.646 --> 25:51.692
‫و من نمی‌تونم این اجازه رو بدم

25:53.604 --> 25:56.929
...پس ‫برادرم

25:59.629 --> 26:05.600
‫وقتی زمانش برسه التماست می‌کنم
بیخیالم بشی

26:18.675 --> 26:20.633
‫بهت قول میدم

26:29.633 --> 26:31.679
‫ممنون

26:31.679 --> 26:35.658
‫«کول» ، اگه میشه برو اونطرف

26:35.658 --> 26:37.683
‫«ربکا» ، همونجا جات خوبه

26:37.683 --> 26:39.600
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

26:39.600 --> 26:40.725
‫اومدی پوزخند بزنی؟

26:40.725 --> 26:43.046
‫نه . اومدم که مطمئن بشم
مراسمش جواب میده

26:43.646 --> 26:47.604
‫«آلایژا» ، ‫تو باید نوکش به‌ایستی

26:50.608 --> 26:51.696
‫«کلاوس» ، تو هم لطفاً اونجا وایسا

26:54.617 --> 26:55.688
‫و الان دیگه آماده‌ایم

27:01.646 --> 27:03.688
‫و می‌خوام بگم کاری که امروز انجام میدین

27:03.688 --> 27:06.688
‫مدت زیادی طول می‌کشه که
‫اوضاع شهر رو درست کنه

27:08.612 --> 27:11.675
‫«هالو» همه چیز رو ازم گرفت

27:12.675 --> 27:15.671
‫و چیزی جز عذاب و اذیت به‌جا نذاشت

27:15.671 --> 27:17.675
‫خونواده‌های زیادی رو از هم پاشوند
‫سراغ بچه‌های کوچیک رفت

27:21.638 --> 27:25.696
‫ولی با وجود همه‌ی اختلافاتمون
...که خیلی زیاد هم هستن

27:30.638 --> 27:31.654
‫ممنونم

27:35.642 --> 27:36.638
‫«فِرِیا»

27:42.683 --> 27:46.625
‫«مایکلسون»‌های وحشی قهرمانانه
‫یک شیطان ترسناک رو شکست میدن

27:46.625 --> 27:49.629
‫شاید این اتفاق بالاخره باعث
‫رستگاریمون بشه

27:49.629 --> 27:51.642
‫اصلاً باورش دارین؟

27:51.642 --> 27:54.629
‫حتی یه لحظه هم نه

27:54.629 --> 27:57.600
‫چیزیه که دل میگه

28:05.012 --> 28:06.575
‫شروع کنیم

28:07.675 --> 28:12.642
‫«هِیلی» ، ‫وقتی ازت خواستم
‫باید دستبندها رو دربیاری

28:12.642 --> 28:14.633
‫«هوپ» رو بگیری و ولش نکنی

28:14.633 --> 28:17.633
‫بقیه هم وقتی که طلسم تموم بشه
باید از هم دور بشید

28:17.633 --> 28:18.692
‫و به «هوپ» هم نزدیک نشید

28:23.625 --> 28:26.667
‫همیشه و تا ابد

28:26.667 --> 28:28.600
‫دور خوبی داشتیم

28:30.621 --> 28:32.629
‫آره

28:58.675 --> 29:00.671
‫«هِیلی» ، زود بازش کن

29:00.671 --> 29:02.608
‫زود باش «هِیلی»

29:29.612 --> 29:32.662
‫صداش رو می‌شنوم
که ‫زمزمه می‌کنه

29:32.662 --> 29:34.646
‫خیلی‌خب ، باید برید

29:36.675 --> 29:37.650
‫همین الان

29:49.617 --> 29:50.683
‫باید مطمئن بشم حالش خوبه

29:50.683 --> 29:53.662
‫«کلاوس» ، بهت قول میدم
‫اگه بری حالش خوب میشه

29:58.642 --> 30:00.654
‫چیزی نیست . عزیزم ، حال‌ـت خوبه

30:00.654 --> 30:02.633
‫مامان

30:02.633 --> 30:04.629
‫بابایی؟

30:04.629 --> 30:06.658
‫چه اتفاقی افتاده؟

30:09.617 --> 30:14.604
‫«هوپ» ، ‫دوست‌ـت دارم

30:21.625 --> 30:22.671
‫بابا؟

30:22.671 --> 30:24.612
‫بابا

30:25.692 --> 30:26.683
‫بابا

30:37.658 --> 30:41.600
‫خنده‌دارـه که اومدیم اینجا

30:41.600 --> 30:43.688
‫جایی که همه چیز شروع شد

30:43.688 --> 30:47.650
‫انگار که همین دیروز بود

30:49.621 --> 30:53.667
‫اون مراسم تشییع جنازه‌ای که
‫پشت اون درخت‌ها اتفاق افتاد

30:53.667 --> 30:54.696
‫با اون گرمای نفس‌گیر

30:54.696 --> 30:59.600
‫شگفت‌انگیزـه که «کلاوس» تونست چیزی ببینه

30:59.600 --> 31:01.633
‫ولی اون پسرک کوچیک شکنجه شده رو دید

31:01.633 --> 31:03.675
‫این‌موقع پیری یاد خاطرات قدیم افتادی؟

31:05.612 --> 31:10.654
‫ولی با توجه به شرایط
‫به نظرم باید انتظارش رو داشت

31:10.654 --> 31:12.629
‫چرا گفتی بیام اینجا «آلایژا»؟

31:16.696 --> 31:19.621
‫من یه خطر برای خونواده‌ام هستم

31:19.621 --> 31:20.683
‫چی؟

31:20.683 --> 31:26.625
‫«مارسل» ، بیماری من همیشه
‫هواخواهی کورکورانه به برادرم

31:26.625 --> 31:29.617
‫و تهعد کامل من به همیشه و تا ابد بوده

31:29.617 --> 31:33.642
‫در 1000 سالِ گذشته ‫هر زمان که خونواده‌ام
بهم نیاز داشت ‫پشتشون بودم

31:33.642 --> 31:39.600
‫ولی هر کاری بکنم ‫اون
هواخواهی رو نمی‌تونم کاریش کنم

31:41.675 --> 31:44.625
‫دیگه نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

31:44.625 --> 31:47.662
‫می‌خوای چی‌کار کنم؟
‫متوجه نمیشم

31:47.662 --> 31:49.675
‫باید برای من تمومش کنی

31:49.675 --> 31:52.617
‫ازم می‌خوای چی‌کار کنم؟
‫می‌خوای بکشمت؟

31:54.629 --> 31:56.604
‫می‌خوام آزادم کنی

32:04.650 --> 32:06.600
‫«ربکا»

32:06.600 --> 32:07.688
‫حال‌ـت خوبه؟

32:10.625 --> 32:17.608
‫منظورت کنار یه روح شرور باستانیه که ‫مدام
داخل جمجمه‌ام اینور و اونور میره؟

32:17.608 --> 32:22.621
‫وقتی از شهر خارج بشی
‫اون هم ثابت میشه

32:22.621 --> 32:24.654
‫وقتی که تنها بشی

32:24.654 --> 32:26.629
‫پس بهتره لفتش ندم

32:28.654 --> 32:31.633
8ماه رویایی رو صرف

32:31.633 --> 32:34.688
‫آغشته شدن به آب دهن
‫عوض کردن پوشک‌هاش

32:34.688 --> 32:37.650
‫و خوندن داستان تو تخت اون
‫دختر کوچولوی شیرین کردم

32:42.600 --> 32:43.667
‫لطفاً این رو بهش بده

32:45.696 --> 32:49.658
‫و بهش بگو که عمه «بکا» دوستش داره

32:54.629 --> 32:57.608
‫خواهر ، درستش می‌کنم

32:57.608 --> 32:59.608
‫«هالو» اینجا به دنیا اومده

32:59.608 --> 33:01.688
...و اگه بمونم و روی قدرتش مطالعه کنم

33:01.688 --> 33:04.608
‫واقعاً که یه «مایکلسون» هستی

33:04.608 --> 33:07.662
‫تا کارِت رو نکنی ول‌کن نیستی

33:09.600 --> 33:12.683
‫توصیه‌ای بهت می‌کنم که
‫مدت زیادی طول کشید که بفهمم

33:12.683 --> 33:17.679
‫خونواده مقدسه
ولی عشق هم مقدسه

33:17.679 --> 33:20.679
...رابطه‌ای که با «کیلین» داری

33:20.679 --> 33:24.638
‫از دستش نده

33:33.696 --> 33:35.692
‫از کجا میدونی جواب میده؟

33:37.692 --> 33:40.671
وینسنت» خیلی قدرتمنده»

33:40.671 --> 33:44.675
‫اون می‌تونه ذهنم رو باز کنه
و اجازه بده که بهم نفوذ ذهنی کنی

33:46.675 --> 33:50.612
‫من رو از همیشه و تا ابد خلاص کن

33:51.688 --> 33:54.617
‫«هالو» خیلی قدرتمنده

33:54.617 --> 33:56.667
‫تلاش می‌کنه برای برگشتن پیش
‫خواهر و برادرهاش وسوسه‌اش کنه

33:56.667 --> 33:58.658
‫اگه این‌کار رو نکنیم «هالو» برمیگرده

33:58.658 --> 34:00.629
‫اگه یه هیولای دیگه درست کنیم چی؟

34:00.629 --> 34:03.621
‫الانم یه هیولا هستم

34:03.621 --> 34:04.692
‫از بین بقیه خودت که این رو بهتر میدونی

34:06.679 --> 34:08.638
خیلی‌خب

34:08.638 --> 34:10.604
‫ولی چطور باید به یه اصیل
‫نفوذ ذهنی کنم؟

34:10.604 --> 34:12.646
‫«مارسل» ، تو حتی یه ذره هم
‫از اون همه جادویی که

34:12.646 --> 34:14.667
‫نیاکان ما داخلت گذاشتن
‫استفاده نکردی

34:14.667 --> 34:16.679
‫اگه اون قدرت‌ـت رو با طلسم من ترکیب کنیم

34:16.679 --> 34:18.692
‫می‌تونیم قرن‌ها داستان‌های خونوادگی رو پاک کنیم

34:20.625 --> 34:22.650
‫مطمئنی این رو می‌خوای؟

34:23.688 --> 34:25.696
‫بله

34:28.675 --> 34:30.696
‫خیلی‌خب

34:50.608 --> 34:52.158
‫بهش نفوذ ذهنی کن

34:52.658 --> 34:55.629
...عهدت

34:55.629 --> 34:57.671
...قول همیشه و تا ابد

34:59.629 --> 35:00.638
‫فراموش‌ـش کن

35:04.646 --> 35:06.696
...همه‌ی درد و رنجی که باهاش اومد

35:07.692 --> 35:08.688
‫بزن

35:20.612 --> 35:21.667
...همه‌ی عشقی که داشتی

35:24.667 --> 35:25.679
‫فراموش‌ـش کن

35:29.658 --> 35:33.633
...خونواده‌ای که باهاش به آرامش میرسیدی

35:41.662 --> 35:43.667
...عهدی که بهش پایبند بودی

35:45.612 --> 35:46.650
‫فراموش‌ـش کن

35:59.650 --> 36:00.675
‫بیخیالش شو

36:01.688 --> 36:02.688
‫پدر

36:17.600 --> 36:18.683
‫بیخیالش شو

36:24.692 --> 36:27.650
‫همیشه و تا ابد

36:34.683 --> 36:36.679
‫«آلایژا»؟

36:51.196 --> 36:57.129
‫عمه «ربکا»ـت ‫ازم خواست
این رو بهت بدم

36:58.162 --> 37:01.125
‫اون خیلی دوست‌ـت داره

37:03.162 --> 37:09.179
‫ارثیه‌ی خونوادگی ‫خیلی مهم‌ـن

37:09.179 --> 37:12.162
‫اونا یادمون میندازن از کجا اومدیم

37:12.162 --> 37:17.108
‫و اینکه هر جا که بریم
‫خونواده‌مون با ماست

37:19.133 --> 37:22.112
‫دوست‌ـت دارم

37:22.112 --> 37:24.125
‫منم دوست‌ـت دارم عمه «فِرِیا»

37:49.183 --> 37:50.196
‫حاضری؟

37:50.196 --> 37:52.146
‫آره ، آره

38:06.196 --> 38:08.133
‫هی

38:14.500 --> 38:18.300
" نیویورک "

38:28.112 --> 38:29.742
‫خدافظی نکردی

38:31.658 --> 38:34.654
‫پیش خودم گفتم حتماً سرت با
‫بازی کردن با «سابرینا» گرمه

38:34.654 --> 38:37.683
سوفیا» برای همیشه رفته»

38:37.683 --> 38:40.121
‫چه حیف

38:40.121 --> 38:42.117
‫ولی امیدوارم این‌همه راه رو به‌خاطر این

38:42.117 --> 38:44.112
‫نیومده باشی که دوست‌دختر
مزدورت ترکت کرده

38:44.112 --> 38:46.142
‫دوست ندارم انتخاب دوم یه نفر باشم

38:46.142 --> 38:52.129
‫ازم خواست باهاش برم
‫ولی به جاش اینجا موندم

38:52.129 --> 38:54.129
‫با جزئیاتش حوصله‌ام رو سر نبر

38:57.192 --> 39:00.108
‫ببین «مارسل» ، نمی‌خوام باهات بازی کنم

39:00.108 --> 39:02.108
‫بالاخره آزاد شدم و نمی‌خوام
...یه ثانیه‌اش رو هم حروم

39:08.104 --> 39:09.179
تو آزادی

39:09.179 --> 39:11.121
‫منم همینطور

39:13.104 --> 39:15.167
‫و دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه بهمون بگه
‫که نمی‌تونیم باهم باشیم

39:15.167 --> 39:18.154
‫هیچ‌وقت

39:18.154 --> 39:21.162
‫الان می‌خوای چی‌کار کنی؟

39:28.133 --> 39:30.158
‫می‌خوام یه گردنبند از این بسازی

39:30.158 --> 39:32.196
‫با یه گوشواره

39:32.196 --> 39:35.000
‫و یه حلقه‌ی نامزدی بزرگ

39:35.000 --> 39:38.900
" سانفرانسیسکو "

39:39.108 --> 39:40.150
‫ممنون

39:55.600 --> 39:59.500
" میستیک‌فالز "

40:00.117 --> 40:02.150
‫انگار که از همین الان
‫با بچه‌ها جور شده

40:02.150 --> 40:04.150
‫خوب با بقیه کنار میاد

40:04.150 --> 40:07.142
‫و راستش رو بخوای به نظرم
‫این چیزیه که همیشه می‌خواست

40:10.138 --> 40:13.117
‫یه زندگی عادی با دوستای همسن خودش

40:13.117 --> 40:15.142
‫خب ، بچه‌های اینجا خیلی خوبن

40:15.142 --> 40:17.188
‫پذیرا و مشتاق به یادگیری هستن

40:17.188 --> 40:19.171
‫راستش ما سعی می‌کنیم
‫به پای اونا برسیم

40:19.171 --> 40:24.121
‫بهشون انضباط و دلسوزی
و اخلاق یاد بدیم

40:24.121 --> 40:27.125
‫معجون‌های جادویی ، ورد و طلسم

40:27.125 --> 40:29.112
‫پرواز با جارو

40:29.112 --> 40:32.150
‫آره . خب ، از اونا هم داریم

40:32.150 --> 40:39.133
‫مدت زیادی با آدمای ماوراءالطبیعه‌ای گذروندم
که با خودشون راحت نبودن

40:39.133 --> 40:40.154
...این بچه‌ها

40:42.167 --> 40:45.108
‫این بچه‌ها بهتر از اونا میشن

40:56.700 --> 41:00.700
" ماناسک ، فرانسه "

41:48.300 --> 41:49.300
" پایان فصل 4 "

41:50.300 --> 41:51.300
مترجم : رضا حضرتی

41:52.300 --> 42:28.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
