1
00:00:01,000 --> 00:00:02,512
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,537 --> 00:00:03,662
ما 2 قرن عاشقم هم بودیم

3
00:00:03,662 --> 00:00:06,125
‫- چی سر اون عشق اومد؟
‫- ازت خواستم باهام بیای

4
00:00:06,125 --> 00:00:08,100
‫ولی انگار اندازه‌ی "نيو اورلانز"
من رو دوست نداشتی

5
00:00:08,100 --> 00:00:10,633
«من یه چیزهایی توی سرش دیدم «ربکا

6
00:00:11,033 --> 00:00:12,175
‫فقط خاطره نبودن

7
00:00:12,175 --> 00:00:15,946
‫من غرایز ذاتیش رو دیدم
و ‫فکر کنم شاید واقعاً اونطوری باشه

8
00:00:15,946 --> 00:00:16,992
هالو» از ما قوی‌ترـه»

9
00:00:16,992 --> 00:00:18,904
‫پیروان بیشتری داره

10
00:00:18,904 --> 00:00:19,962
‫و می‌خواد "نيو اورلانز" رو نابود کنه

11
00:00:19,962 --> 00:00:22,954
‫«هالو» جمسش رو تغییر داده ‫تا
از مال یه نفر دیگه استفاده کنه

12
00:00:22,954 --> 00:00:23,975
‫اون جسم رو هم می‌کشیم

13
00:00:23,975 --> 00:00:24,979
جرأتش رو نداری

14
00:00:24,979 --> 00:00:28,979
اون الان خودش رو داخل بزرگترین
جادوگری که دنیا به خودش دیده ‫محبوس کرده

15
00:00:28,979 --> 00:00:30,950
هوپ» رفته . الان دیگه «هالو» شده»

16
00:00:30,950 --> 00:00:32,942
‫باید پیداش کنم

17
00:00:32,942 --> 00:00:34,900
وینسنت» ، مطمئناً می‌تونی «هالو» رو»
‫ازش بکشی بیرون

18
00:00:34,900 --> 00:00:36,942
‫- فکر کنم یه راهی برای نجاتش دارم
‫- هر چی که باشه

19
00:00:36,942 --> 00:00:38,925
‫اگه این‌کار رو بکنیم
‫پایان کار خونواده‌تون میشه

20
00:00:38,925 --> 00:00:40,925
‫دیگه همیشه و تا ابدی در کار نخواهد بود

21
00:00:43,150 --> 00:00:46,183
‫روح «هالو» قرن‌ها در "نيو اورلانز"
‫در حرکت بود

22
00:00:46,183 --> 00:00:49,129
‫یه شیطانِ جاودانه

23
00:00:49,129 --> 00:00:51,196
‫اشتیاقش به قدرت سیری‌ناپذیره

24
00:00:52,596 --> 00:00:54,196
‫و برای همینه که به دختر کوچولوت جذب شده

25
00:00:54,196 --> 00:00:56,112
‫گفتی یه راهی برای نجاتش هست

26
00:00:56,112 --> 00:00:57,138
‫هست

27
00:00:57,138 --> 00:01:00,104
‫ولی بهتون گفته باشم
عمراً از نقشه‌ام خوشتون بیاد

28
00:01:01,162 --> 00:01:03,188
: قدم اول

29
00:01:03,188 --> 00:01:06,112
‫«هالو» رو از «هوپ» می‌کشیم بیرون

30
00:01:06,112 --> 00:01:09,175
‫قدم دوم : یه جای دیگه پیدا می‌کنیم
‫که بذاریم داخلش

31
00:01:09,175 --> 00:01:11,188
‫ولی الان که کتاب رو نداریم
‫به جسمی نیاز دارم که

32
00:01:11,188 --> 00:01:13,504
‫هم قدرتمند باشه و هم جاودان

33
00:01:13,504 --> 00:01:15,512
‫و برای اینکه این انتقال کار کنه

34
00:01:15,512 --> 00:01:17,588
‫به چیزی نیاز دارم که به واسطه‌ی
‫خون به «هوپ» مرتبط باشه

35
00:01:17,588 --> 00:01:20,500
‫یه خون‌آشام نیاز داری

36
00:01:20,500 --> 00:01:22,529
‫می‌خوای «هالو» رو بذاری
‫داخل یکی برادرهام یا خواهرم

37
00:01:22,529 --> 00:01:25,050
‫یه نفر از پس‌ـش برنمیاد

38
00:01:27,521 --> 00:01:29,088
4تاشون رو می‌خوام

39
00:01:30,588 --> 00:01:32,571
‫چرا 4تامون؟

40
00:01:32,571 --> 00:01:35,038
خب ، 1500 سال پیش
‫وقتی «هالو» کشته شد

41
00:01:35,038 --> 00:01:36,083
‫استخون‌هاش تقسیم شدن

42
00:01:36,083 --> 00:01:39,067
4تا استخون ، 4تا داوطلب
4تا محل مختلف

43
00:01:39,067 --> 00:01:43,017
‫«هالو» رو اینطوری می‌تونیم شکست بدیم

44
00:01:43,017 --> 00:01:45,096
‫قدرت «هالو» رو به 4تا خون‌آشام
جاودان منتقل می‌کنی

45
00:01:45,096 --> 00:01:47,038
‫و هر کدوممون رو می‌فرستی یه جایی

46
00:01:47,038 --> 00:01:48,042
‫اون شرور بیرون کشیده میشه

47
00:01:48,042 --> 00:01:50,092
به 4 قسمت تقسیم میشه
و تا ابد از هم جدا میشیم

48
00:01:50,092 --> 00:01:52,058
‫باید هر کدوم راه خودتون رو برید

49
00:01:52,058 --> 00:01:53,096
‫و باید از هم جدا بمونید

50
00:01:53,096 --> 00:01:55,075
‫تا ابد

51
00:01:55,075 --> 00:01:58,029
‫نمی‌تونین هیچ‌وقت همدیگه رو ببینین

52
00:01:58,029 --> 00:01:59,571
‫هیچ‌وقت نباید نزدیک هم بشید

53
00:02:04,025 --> 00:02:06,046
‫این تنها راه برای شکست «هالو»ـه

54
00:02:09,012 --> 00:02:11,500
خب ، اگه با این‌کار میشه دختر کوچولوم رو
‫نجات داد پس همین کار رو می‌کنیم

55
00:02:12,400 --> 00:02:17,300
"The Originals"
فصل 4
قسمت 13 : ضیافت گناهکاران

56
00:02:18,300 --> 00:02:19,300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

57
00:02:20,300 --> 00:02:30,300
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

58
00:03:09,071 --> 00:03:15,058
‫همه‌تون این رو بدونید
که ‫این قدرت «هالو»ـه

59
00:03:15,058 --> 00:03:18,008
‫قدرتی که ورای مرگه

60
00:03:18,008 --> 00:03:20,083
‫و همه‌ی کسایی که سدِ
‫راه ما میشن رو نابود می‌کنه

61
00:03:37,058 --> 00:03:40,042
‫«وینسنت» به خون ما نیاز داره

62
00:03:40,042 --> 00:03:44,083
‫صحیح . هر 4 نفرمون
اون‌وقت «کول» هم گوشی کوفتیش رو برنمیداره

63
00:03:44,083 --> 00:03:46,038
‫بالاخره فرصتی گیرش اومد که
‫بتونه خوشبخت باشه

64
00:03:46,038 --> 00:03:47,079
‫ولی ما ازش می‌خوایم برگرده خونه

65
00:03:47,079 --> 00:03:48,088
‫و یک‌چهارم یه اهریمن رو
‫توی خودش نگه داره

66
00:03:48,088 --> 00:03:51,096
باید راه دیگه‌ای هم باشه -
اگه راه دیگه‌ای نباشه چی؟ -

67
00:03:51,096 --> 00:03:53,021
‫باورم نمیشه این اتفاق داره میوفته

68
00:03:53,021 --> 00:03:57,029
‫معمولاً من اولین کسی هستم که می‌خواد
فراری بشه ولی الان ‫حرفی ندارم بگم

69
00:03:57,029 --> 00:03:59,050
کاملاً نگران و دستپاچه شدم -
هوپ» تنها چیزیه که مهمه» -

70
00:03:59,050 --> 00:04:00,075
‫نمیشه

71
00:04:00,075 --> 00:04:03,071
‫نمیذارم خونواده‌ام از هم جدا بشه

72
00:04:03,071 --> 00:04:07,067
‫میرم برج ناقوس و وسایل مادر رو می‌گردم

73
00:04:07,067 --> 00:04:09,096
«فِرِیا»

74
00:04:12,062 --> 00:04:14,054
آلایژا» ، میدونی که جدا بودن از هم»
‫چه حسی داره

75
00:04:14,054 --> 00:04:17,000
‫اولش از آزادیت لذت می‌بری

76
00:04:17,000 --> 00:04:20,012
‫ولی بعدش یه روزی ‫با یه درد
در دلت بیدار میشی

77
00:04:20,012 --> 00:04:22,000
‫احساس درد می‌کنی از اینکه
‫تنها کسی که تو رو

78
00:04:22,000 --> 00:04:24,025
‫خوب می‌شناسه پشت‌ـت نیست

79
00:04:24,025 --> 00:04:27,067
‫تا اینکه دردش به قدری زیاد میشه
‫که آدم رو کاملاً از پا درمیاره

80
00:04:27,067 --> 00:04:31,038
‫برای 1000 سال روی عهدمون برای
‫پیش هم بودن موندیم

81
00:04:34,042 --> 00:04:36,075
‫به زور جدا شدنمون مثل شکنجه می‌مونه

82
00:04:43,096 --> 00:04:46,062
‫به همه‌تون عکس‌ـش رو فرستادم

83
00:04:46,062 --> 00:04:49,025
"مارسل» گفت که "شهر رو زیر و رو کنید»

84
00:04:49,025 --> 00:04:52,075
‫این یعنی همه باید دنبالش بگردن

85
00:04:52,075 --> 00:04:54,058
جادوگرها ، «کالدرون» رو برسی کنید

86
00:04:54,058 --> 00:04:56,079
‫خون‌آشام‌ها ، محله رو بگردین

87
00:04:58,021 --> 00:05:00,079
«سلام «جاشوا

88
00:05:00,079 --> 00:05:02,046
‫محاله

89
00:05:02,046 --> 00:05:04,012
«خدافظ «جاشوا

90
00:05:13,071 --> 00:05:16,046
‫بوی گند کثافت خون‌آشامی

91
00:05:16,046 --> 00:05:24,038
‫چرا باید جادوگرهای نجیب ‫زانو
خم کنن در برابر این ‫انگل‌ها؟

92
00:05:24,038 --> 00:05:29,050
‫اگه بخواید قدرت واقعی رو بپذرید
‫و شهرتون رو از آفات پاک کنین

93
00:05:29,050 --> 00:05:32,012
‫وفاداری‌تون به «هالو» رو اعلام کنید

94
00:05:38,088 --> 00:05:41,058
‫هنوز خبری از «کول» نشده

95
00:05:41,058 --> 00:05:45,042
‫اگه پیداش نشه «هِیلی» می‌مونه

96
00:05:45,042 --> 00:05:48,008
‫جز ما اون تنها خویشاوند جاودانشه

97
00:05:50,021 --> 00:05:52,025
‫این یعنی تو باید از اون هم جدا بشی

98
00:05:52,025 --> 00:05:53,088
‫نه . «کول» میاد

99
00:05:53,088 --> 00:05:55,067
نیکلاوس» با بچه‌اش می‌مونه»

100
00:05:55,067 --> 00:05:59,046
3تاشون باید باهم باشن

101
00:05:59,046 --> 00:06:01,088
‫و تو از زنی که عاشقشی می‌گذری؟

102
00:06:03,071 --> 00:06:04,088
نیک» چی؟»

103
00:06:04,088 --> 00:06:06,054
‫خودش تنها باشه . بدون خونواده

104
00:06:06,054 --> 00:06:09,012
‫خودت خوب میدونی که کنارش نباشی
‫دیوونه میشه

105
00:06:24,021 --> 00:06:26,088
‫جادوگرهای "نيو اورلانز"

106
00:06:26,088 --> 00:06:31,038
‫ازتون می‌خوام به تنها ناجی
حقیقی‌تون بپیوندین

107
00:06:33,058 --> 00:06:38,012
‫وفاداری‌تون رو اعلام کنید تا
‫«هالو» شما رو از این فشار آزاد کنه

108
00:06:38,012 --> 00:06:41,092
‫مراقب اون دختر باشه
‫اون جادوگرها رو می‌کشه

109
00:06:58,000 --> 00:06:59,025
‫هی

110
00:07:00,029 --> 00:07:01,075
‫«هوپ»

111
00:07:03,017 --> 00:07:06,092
‫عزیزم ، میدونم که صدام رو می‌شنوی

112
00:07:08,092 --> 00:07:10,088
‫باید باهاش مقابله کنی

113
00:07:12,000 --> 00:07:14,012
‫فکر می‌کنی می‌تونی جلوم رو بگیری؟

114
00:07:14,012 --> 00:07:15,062
‫اجازه نمیدم ازم بگیریش

115
00:07:50,538 --> 00:07:54,558
‫حال‌ـت خوبه . ‫چیزیت نیست

116
00:07:54,558 --> 00:07:56,508
‫یه چندتا جادوگر تو رو توی خیابون

117
00:07:56,508 --> 00:07:58,512
‫پیدا کردن و بهم خبر دادن
‫و منم اومدم آوردمت اینجا

118
00:07:58,512 --> 00:08:00,567
‫- چیزیت نیست
‫- باید برگردم و اون رو از «هوپ» بیرون بکشم

119
00:08:00,567 --> 00:08:02,550
‫منم می‌خوام همین کار رو بکنم «هِیلی»

120
00:08:02,550 --> 00:08:06,500
‫دارم قدرتم رو برای مراسم آماده می‌کنم

121
00:08:07,558 --> 00:08:09,521
‫چه مراسمی؟

122
00:08:09,521 --> 00:08:12,529
مراسمی که باید در موردش صحبت کنیم

123
00:08:17,542 --> 00:08:20,538
‫باید قبل از اینکه هر کسی که
‫این‌کار رو کرده برگرده از اینجا بریم

124
00:08:23,575 --> 00:08:25,583
‫آروم

125
00:08:25,583 --> 00:08:28,500
‫آروم باش

126
00:08:28,500 --> 00:08:29,596
‫بدجور زدنت

127
00:08:31,554 --> 00:08:32,571
‫بگو چی شد

128
00:08:32,571 --> 00:08:35,592
‫خب ، راستش ‫خیلی ساده‌ست

129
00:08:35,592 --> 00:08:38,579
‫یه جادوگر زنده شده‌ی ترسناک
‫کتلتم کرد

130
00:08:38,579 --> 00:08:41,579
‫کدوم جادوگر زنده شده‌ای؟

131
00:08:41,579 --> 00:08:44,504
«رفیق قدیمیت «دومنیک

132
00:08:44,504 --> 00:08:45,550
‫وایسا ببینم . چطوری زنده شده؟

133
00:08:45,550 --> 00:08:48,596
‫توی این شرایط مگه میشه از چیزی
‫تعجب کرد؟ اطرافت رو ببین

134
00:08:48,596 --> 00:08:51,521
‫ما وسط یه منطقه‌ی جنگی وایسادیم

135
00:08:51,521 --> 00:08:54,533
‫«هالو» کم مونده بود نابودم کنه
‫الانم مرده‌ها رو زنده می‌کنه

136
00:08:54,533 --> 00:08:57,517
‫من که میگم الان که فرصتش رو داریم
‫بزنیم به چاک

137
00:08:57,517 --> 00:08:59,538
‫یا با «هالو» یه معامله‌ای بکنیم

138
00:08:59,538 --> 00:09:01,596
‫شرمنده که وسط حرفاتون می‌پرم

139
00:09:01,596 --> 00:09:06,538
‫عاقلانه‌تر نیست که با خونواده‌ی
‫دیوونه ، قدرتمند و شکست‌ناپذیری

140
00:09:06,538 --> 00:09:08,533
‫که می‌خواد «هالو» رو بکشه متحد بشیم؟

141
00:09:11,500 --> 00:09:18,500
‫پس 4تاشون باید هر کدوم راه
خودشون رو برای همیشه برن؟

142
00:09:18,500 --> 00:09:19,542
‫آره ولی این رو بهشون نگفتم

143
00:09:19,542 --> 00:09:21,500
‫وقتی از اینجا بری

144
00:09:21,500 --> 00:09:22,579
‫باید بری خونه و وسایلت رو جمع کنی

145
00:09:22,579 --> 00:09:24,588
‫باید یه راهی برای خروج از شهر پیدا کنی
‫یه راه سریع و بی‌خطر

146
00:09:24,588 --> 00:09:26,512
‫فقط برای خودت و «هوپ»

147
00:09:26,512 --> 00:09:27,579
‫منظورت چیه؟

148
00:09:27,579 --> 00:09:30,517
‫«هِیلی» ، «هالو» قدرت دختر کوچولوت رو
‫احساس می‌کنه

149
00:09:30,517 --> 00:09:33,500
‫و دلش می‌خواد که اون قدرت رو پس بگیره

150
00:09:34,012 --> 00:09:38,146
‫و بعد از اینکه مراسم رو تموم کنم «هالو»
داخل بدن «مایکلسون»ها زندگی می‌کنه

151
00:09:39,588 --> 00:09:42,025
‫از طریق اونا تماس برقرار می‌کنه

152
00:09:42,025 --> 00:09:44,054
‫و سعی می‌کنه دستش به دختر کوچولوت برسه

153
00:09:44,054 --> 00:09:46,042
‫نباید هیچ‌وقت این اتفاق بیوفته
‫و تا وقتی اونا پیش «هوپ» باشن

154
00:09:46,042 --> 00:09:48,046
‫کنارشون امنیتی نخواهد داشت

155
00:09:48,046 --> 00:09:50,067
‫هیچ‌وقت

156
00:09:50,067 --> 00:09:54,012
‫من و تو هردومون خوب میدونیم ‫که
کلاوس مایکلسون» عمراً قبولش کنه»

157
00:09:54,012 --> 00:09:57,008
‫پس وقتی این مراسم رو تموم کنیم

158
00:09:57,008 --> 00:10:00,029
‫وقتی دخترت از شر «هالو» آزاد بشه
‫باید بری

159
00:10:02,008 --> 00:10:04,046
‫«هِیلی» ، باید برداریش و بدویی بری

160
00:10:26,038 --> 00:10:29,000
کییلن» هستم . پیغامتون رو بذارین»

161
00:10:29,000 --> 00:10:31,021
«سلام «کیلین

162
00:10:31,021 --> 00:10:34,017
‫منم

163
00:10:34,017 --> 00:10:37,033
‫الان دارم دیوونه میشم

164
00:10:39,017 --> 00:10:43,079
‫خونواده‌ی من قراره از هم بپاشه
‫و هیچ کاری از دستم برنمیاد

165
00:10:46,096 --> 00:10:48,062
‫من باید خواهر بزرگه‌ای می‌بودم که

166
00:10:48,062 --> 00:10:50,038
...می‌تونه هر چیزی رو درست کنه ولی من

167
00:10:53,033 --> 00:10:54,088
‫بهت نیاز دارم

168
00:11:06,050 --> 00:11:08,033
‫خبری از «کول» و «هِیلی» نیست

169
00:11:08,033 --> 00:11:09,088
دوباره بگیر -
...چه فایده داره اینقدر -

170
00:11:09,088 --> 00:11:11,050
‫«نیکلاوس» ، دوباره بگیر

171
00:11:11,050 --> 00:11:13,038
‫کجا بودی؟

172
00:11:13,038 --> 00:11:15,029
‫مهم نیست

173
00:11:15,029 --> 00:11:16,083
‫«وینسنت» همه چیز رو بهم گفت

174
00:11:16,083 --> 00:11:18,038
‫واقعاً این‌کار رو می‌کنین؟

175
00:11:20,033 --> 00:11:23,033
‫با فرض اینکه اون یکی برادر جاودانمون
‫گوشی کوفتیش رو برداره

176
00:11:23,033 --> 00:11:25,092
‫در هر صورت باید بریم سراغ «هوپ»

177
00:11:25,092 --> 00:11:28,054
‫«وینسنت» گفت که «هالو»
‫توی کلیسا بقیه رو جمع می‌کنه

178
00:11:28,054 --> 00:11:31,042
‫- پس بریم سراغش
‫- «هالو» رفته داخل «هوپ» «کلاوس»

179
00:11:31,042 --> 00:11:33,000
‫پیروانش هم دورش رو گرفتن

180
00:11:33,000 --> 00:11:34,071
‫نمی‌تونیم که همینجوری
‫سرمون رو بندازیم بریم تو

181
00:11:34,071 --> 00:11:36,046
‫«هِیلی» ، یه نقشه‌ای داریم

182
00:11:36,046 --> 00:11:38,058
‫راستش نقشه‌ی نسبتاً خوبی هم هست

183
00:11:41,079 --> 00:11:43,046
‫این کلکسیون خیلی ارزشمنده

184
00:11:43,046 --> 00:11:45,096
‫مطمئنی می‌خوای همه‌ـش رو
‫تحویل «مایکلسون»‌ها بدی؟

185
00:11:45,096 --> 00:11:47,033
‫اشیاء تاریک متعلق به شهرن

186
00:11:47,033 --> 00:11:50,046
‫تا وقتی اونا برای شکست دادن
هالو» کمکمون کنن اشکالی نداره»

187
00:11:50,046 --> 00:11:52,096
‫حتی اگه معنیش این باشه که
‫به خونواده‌ای که سلاحی برای

188
00:11:52,096 --> 00:11:55,046
‫کشتن تو طراحی کرده باشن
‫اعتماد کنی؟

189
00:11:57,025 --> 00:11:59,096
‫چاره‌ای نیست . هم‌پیمان لازم داریم

190
00:12:30,025 --> 00:12:31,092
‫«هِیلی»

191
00:12:31,092 --> 00:12:34,029
...نمی‌تونم برگردم عقب و جبران کنم

192
00:12:34,029 --> 00:12:35,062
‫- «آلایژا»
‫- نه

193
00:12:35,062 --> 00:12:40,017
دست خودم نیست که
این آدم ‫نباشم

194
00:12:40,017 --> 00:12:42,050
‫دست خودم نیست که عاشقت نباشم

195
00:12:42,050 --> 00:12:45,017
‫پس بهم بگو چی‌کار کنم

196
00:12:47,004 --> 00:12:49,058
...بله . شرمسارم و ترسیدم و

197
00:12:49,058 --> 00:12:51,075
‫نیازی به معذرت‌خواهیت ندارم «آلایژا»

198
00:12:51,075 --> 00:12:53,029
‫فعلاً نه

199
00:12:53,029 --> 00:12:56,092
‫فعلاً باید دخترم رو برگردونی

200
00:12:59,050 --> 00:13:01,088
‫البته

201
00:13:18,096 --> 00:13:20,038
‫عجب جشنی

202
00:13:23,058 --> 00:13:25,042
«مارسل جرارد»

203
00:13:25,042 --> 00:13:27,004
‫پادشاه "نيو اورلانز"

204
00:13:30,021 --> 00:13:32,004
‫که مشاور ارشدش هم همراهیش می‌کنه

205
00:13:33,054 --> 00:13:37,008
‫امیدوارم اومده باشی در برابر
‫قدرت «هالو» زانو بزنی

206
00:13:37,008 --> 00:13:39,046
‫راستش اومدیم که آتش‌بس اعلام کنیم

207
00:13:39,046 --> 00:13:42,021
‫اونطور که می‌بینم
‫هر دو یه دشمن مشترک داریم

208
00:13:42,021 --> 00:13:43,067
‫«مایکلسون»‌ها

209
00:13:43,067 --> 00:13:46,012
‫شما کمکم کنین اونا رو
از شهر پرت کنم بیرون

210
00:13:46,012 --> 00:13:47,092
‫اون‌وقت شاید دنیایی داشته باشیم که

211
00:13:47,092 --> 00:13:50,012
‫می‌تونیم تا ابد درش با شادی
‫زندگیمون رو بکنیم

212
00:13:50,012 --> 00:13:53,588
‫دیپلماسی انتخاب عاقلانه‌ایه

213
00:14:17,075 --> 00:14:21,050
‫می‌خوام پادشاه در برابرم زانو بزنه

214
00:14:29,038 --> 00:14:30,079
‫نظاره کنید

215
00:14:30,079 --> 00:14:32,054
‫محافل "نيو اورلانز"

216
00:14:32,054 --> 00:14:37,071
‫حتی «مارسل جرارد» کبیر ‫در
برابر «هالو» چیزی نیست

217
00:14:45,058 --> 00:14:51,038
‫گوش کنین . گوش کنین
‫مریدان و پیروانِ «هالو»ـی شرور

218
00:14:51,038 --> 00:14:53,000
‫حالا که ارباب‌ـتون رو گرفتیم

219
00:14:53,000 --> 00:14:56,096
‫قدرتی که بهتون وعده داده بود
پر پر شد ‫و ناتوان شدین

220
00:14:56,096 --> 00:14:59,058
‫و باعث شد که این کودتاتون
‫پایان ناخوشایندی داشته باشه

221
00:14:59,058 --> 00:15:05,075
‫این شیء تاریک این توانایی رو داره
که ‫شما رو در این مکان محبوس کنه

222
00:15:10,092 --> 00:15:12,033
‫که البته خیلی ناجور و ناراحت‌کننده‌ست

223
00:15:13,067 --> 00:15:16,067
‫مخصوصاً وقتی که معماری
ساختاریش ‫رو هم در نظر بگیرین

224
00:15:16,067 --> 00:15:18,996
...برای همین با یک تلاش کوچیک

225
00:15:23,054 --> 00:15:24,088
‫اینجا مثل جهنم میشه

226
00:15:46,162 --> 00:15:51,142
‫میدونم که اون تو هستی
و میدونم که صدام رو می‌شنوی

227
00:15:51,142 --> 00:15:54,171
‫پس ازت می‌خوام به دقت گوش کنی

228
00:16:00,129 --> 00:16:03,188
‫تو دختر منی

229
00:16:03,188 --> 00:16:05,112
‫تو یه «مایکلسون»ـی

230
00:16:05,112 --> 00:16:10,138
‫و قدرتمندی ‫و شجاعی

231
00:16:10,138 --> 00:16:11,196
و همتا نداری

232
00:16:14,104 --> 00:16:18,129
‫در واقع کمکم کردی به حرفی که ‫یه
زمانی عموت گفت اعتقاد پیدا کنم

233
00:16:22,154 --> 00:16:25,100
‫"خانواده قدرته"

234
00:16:43,117 --> 00:16:47,158
‫تو پدر خوبی هستی «کلاوس»
‫و حقته حقیقت رو بدونی

235
00:16:47,158 --> 00:16:51,125
‫یه چیزی در مورد مراسم هست
که باید بدونی

236
00:16:51,125 --> 00:16:53,117
‫«وینسنت» نمی‌خواست بهت بگه
‫چون فکر نمی‌کرد که

237
00:16:53,117 --> 00:16:55,121
‫بتونی باهاش کنار بیای
‫ولی میدونم که کنار میای

238
00:16:57,104 --> 00:16:59,175
‫میدونم که حاضری به‌خاطرش هر کاری بکنی

239
00:17:03,171 --> 00:17:06,146
‫حتی اگه معنیش این باشه که
‫دیگه نبینیش

240
00:17:15,167 --> 00:17:17,196
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی گولمون بزنی

241
00:17:17,196 --> 00:17:21,154
‫تا بدون اینکه کل حقیقت رو بدونیم
مراسم رو اجرا کنیم؟

242
00:17:21,154 --> 00:17:22,196
‫تو و خونواده‌ات مشکل من نیستین

243
00:17:22,196 --> 00:17:25,154
‫تنها چیزی که فعلاً نگرانشم

244
00:17:25,154 --> 00:17:27,129
‫اون دختر کوچولوییه که هیولا داخلش
‫لونه کرده

245
00:17:27,129 --> 00:17:29,192
‫از اون بالا سخته بتونی من رو ببینی ، نه؟

246
00:17:29,192 --> 00:17:31,175
‫اون برادرزادمه

247
00:17:31,175 --> 00:17:33,188
‫معلومه که حاضریم برای محافظت از اون
‫هر کاری بکنیم

248
00:17:33,188 --> 00:17:35,175
‫ولی باید حقیقت رو بگی

249
00:17:35,175 --> 00:17:38,146
‫ببین ، همین واکنشنت نشون میده
‫که کار درستی کردم

250
00:17:38,146 --> 00:17:41,125
‫شما «مایکلسون»‌ها خودخواه
و خودپسند هستین

251
00:17:41,125 --> 00:17:42,167
‫نه وظیفه‌ی منه و نه اینکه بهم میاد که

252
00:17:42,167 --> 00:17:45,129
‫سعی کنم متقاعدتون کنم که
‫کار درست رو انجام بدین

253
00:17:45,129 --> 00:17:47,117
‫اگه واقعاً می‌خوای برادرزاده‌ات رو نجات بدی
‫پس اینقدر بغل گوشم وزوز نکن

254
00:17:47,117 --> 00:17:49,150
‫تا بتونم کارم رو انجام بدم

255
00:17:49,150 --> 00:17:50,183
...میدونی چیه؟ تو -
‫- حق با اونه

256
00:17:50,183 --> 00:17:52,142
‫شاید با تاکتیک‌هاش موافق نباشم

257
00:17:53,192 --> 00:17:55,150
‫ولی اون تنها امید ما برای نجات «هوپ»ـه

258
00:17:55,150 --> 00:17:58,104
‫خوش‌به‌حال‌ـت . به گمونم باید دریدن شکمش
‫رو به عقب بندازم

259
00:17:58,104 --> 00:17:59,146
‫- «ربکا»؟
‫- چیه؟

260
00:17:59,146 --> 00:18:00,183
‫خبری از «کول» نشده؟

261
00:18:00,183 --> 00:18:02,167
‫نه . هیچی

262
00:18:04,104 --> 00:18:05,158
‫با جادو باهاش تماس می‌گیرم

263
00:18:05,158 --> 00:18:09,154
‫ببین ، ما 4تا داوطلب که نسبت خونی
‫با «هوپ» دارن نیاز داریم

264
00:18:09,154 --> 00:18:12,179
‫«ربکا» رو داریم . «کلاوس» و «آلایژا» رو هم داریم
‫میشه 3 نفر

265
00:18:12,179 --> 00:18:15,171
‫- اگه نتونین «کول» رو بیارین مجبور میشیم از
‫«هِیلی» استفاده کنی
نه -

266
00:18:15,171 --> 00:18:17,117
‫نه . این نمیشه

267
00:18:20,183 --> 00:18:22,108
‫اگه راه دیگه‌ای باشه نه

268
00:18:34,154 --> 00:18:35,196
ممنون که اومدی

269
00:18:35,196 --> 00:18:37,133
‫مشکلی پیش اومده؟
...وینسنت» گفت که»

270
00:18:37,133 --> 00:18:39,179
‫«وینسنت» خیلی چیزها میگه

271
00:18:39,179 --> 00:18:42,154
‫و یادش رفت چندتا مورد دیگه رو هم بگه

272
00:18:42,154 --> 00:18:45,117
‫یکی از اون موارد باعث نگرانیم شده

273
00:18:45,117 --> 00:18:48,146
خیلی‌خب ، متوجهم
‫یه لطف دیگه می‌خوای

274
00:18:48,146 --> 00:18:51,138
‫نه . دیگه لطف بی‌لطف

275
00:18:51,138 --> 00:18:54,112
‫البته مگه اینکه بار شنیدن
اعترافم رو هم حساب کنی

276
00:18:59,125 --> 00:19:01,183
‫هیچ‌وقت پدر خوبی برات نبودم

277
00:19:01,183 --> 00:19:05,133
‫جای تعجبی نداره چون خودمم
‫الگویی نداشتم

278
00:19:07,125 --> 00:19:10,117
‫هیچ‌وقت خودم رو در اون مردی که
‫بزرگم کرد ندیدم

279
00:19:10,117 --> 00:19:12,133
در واقع اولین‌باری که خودم رو
در کس دیگه‌ای دیدم

280
00:19:12,133 --> 00:19:13,167
‫روزی بود که تو رو دیدم

281
00:19:15,133 --> 00:19:18,696
‫اون روز که به اون سمتگری که
‫بهت تازیانه میزد سیب پرت کردی

282
00:19:21,162 --> 00:19:24,138
‫باید میدونستم بزرگ که شدی
‫از من آدم بهتری می‌شدی

283
00:19:26,179 --> 00:19:30,179
‫متوجهی که برای گفتن این
حرفا ‫100 سالی دیر شده؟

284
00:19:30,179 --> 00:19:33,104
‫خب ، من بی‌نقص نیستم

285
00:19:33,104 --> 00:19:36,100
مگه اینکه 5 سالی که توی
‫سیاه‌چال گذروندم رو فراموش کنیم

286
00:19:36,100 --> 00:19:37,192
‫- تو هم نیستی
‫- آره . خب ، راستش

287
00:19:37,192 --> 00:19:39,188
‫از نظرت اونقدرا متأثر نشدم

288
00:19:39,188 --> 00:19:41,183
‫اگه اینطور بود مجبور بودم با این
‫حقیقت روبرو بشم که

289
00:19:41,183 --> 00:19:43,142
‫برای خونواده‌ی تو صلاحیت ندارم

290
00:19:43,142 --> 00:19:46,100
...اینکه صلاحیتِ «ربکا» رو ندارم . اینکه

291
00:19:46,100 --> 00:19:47,125
‫تو هم عضو خونواده‌ی مایی

292
00:19:47,125 --> 00:19:50,138
‫و البته در مورد خواهرم
‫عشقش به تو یه تهدید بود

293
00:19:52,142 --> 00:19:55,142
‫چطور شما 2تا می‌تونستین
عاشق هم باشین

294
00:19:55,142 --> 00:19:56,196
‫و جایی در قلب‌ـتون برای منم بمونه؟

295
00:19:59,121 --> 00:20:04,125
‫در هر صورت ‫فقط می‌خواستم
برای آخرین‌بار ببینمت

296
00:20:04,125 --> 00:20:05,183
‫قبل از اینکه برای همیشه از هم جدا بشیم

297
00:20:05,183 --> 00:20:07,188
‫و بتونم حقیقت رو در مورد گذشته بگم

298
00:20:12,129 --> 00:20:16,175
«من ناامیدت کردم ‫«مارسلوس

299
00:20:21,138 --> 00:20:23,146
‫تا ابد به‌خاطرش شرمسارم

300
00:20:39,104 --> 00:20:40,125
‫هی

301
00:20:41,158 --> 00:20:43,146
‫پیغام‌هات به دستم رسیدن

302
00:20:45,188 --> 00:20:47,171
‫حال‌ـت خوبه؟

303
00:20:49,162 --> 00:20:51,154
‫باید باهم صحبت کنیم

304
00:20:51,154 --> 00:20:55,112
‫و فکر نکنم از موضوعش خوشت بیاد

305
00:20:56,171 --> 00:20:59,108
خیلی‌خب

306
00:20:59,108 --> 00:21:00,162
...من

307
00:21:00,162 --> 00:21:07,133
‫اولین چیزی که میاد به ذهنت بگو
تا ‫بعدش بحث رو ادامه بدیم

308
00:21:15,162 --> 00:21:19,125
‫من بدون مادر بزرگ شدم

309
00:21:19,125 --> 00:21:22,104
‫بدون کسی که دوستم داشته باشه

310
00:21:22,104 --> 00:21:27,100
‫و نمی‌تونم دست روی دست بذارم
‫و ببینم «هوپ» رو هم از «هِیلی» می‌گیرن

311
00:21:27,100 --> 00:21:32,167
‫اگه «کول» پیداش نشه
‫باید اوضاع رو درست کنم

312
00:21:32,167 --> 00:21:35,150
‫اونا به 4تا خون‌آشام نیاز دارن

313
00:21:37,183 --> 00:21:40,158
‫هر 4تاشون باید با «هوپ»
‫نسبت خونی داشته باشن

314
00:21:43,158 --> 00:21:49,104
‫من می‌تونم چهارمی باشم
اگه تبدیل بشم

315
00:21:49,104 --> 00:21:51,183
‫ولی همه چیزت رو از دست میدی

316
00:21:51,183 --> 00:21:53,162
‫خونه‌ات ، خونواده‌ات

317
00:21:53,162 --> 00:21:55,121
‫تواناییت برای تمرین جادو

318
00:21:55,121 --> 00:21:56,167
‫تو رو هم از دست میدم؟

319
00:21:58,100 --> 00:22:01,158
‫اگه تبدیل به اون هیولایی بشم
‫که خونواده‌ات رو کشت؟

320
00:22:01,158 --> 00:22:02,162
‫من جایی نمیرم

321
00:22:04,150 --> 00:22:05,175
جولی» و «جولیت» تا ابد»

322
00:22:16,167 --> 00:22:18,112
‫باید قبل از اینکه خیلی دیر بشه
‫صحبت کنیم

323
00:22:18,112 --> 00:22:20,150
‫لازم نیست چیزی بگی

324
00:22:25,142 --> 00:22:27,171
‫می‌خوام بدونی هر اتفاقی
که توی گردنبند افتاد

325
00:22:27,171 --> 00:22:30,154
‫رابطه‌ای که بین ماست رو خراب نمی‌کنه

326
00:22:30,154 --> 00:22:33,142
‫میدونم که دیگه تمومه

327
00:22:40,108 --> 00:22:43,129
‫ولی رابطه‌ی ما چی میشه؟

328
00:22:43,129 --> 00:22:46,112
‫خونواده‌ی «مایکلسون» چی میشه؟

329
00:22:46,112 --> 00:22:52,158
‫دنبال انسانیتی می‌گردیم که
‫زیر پرچم همیشه و تا ابدـه

330
00:22:55,125 --> 00:22:59,158
...من و تو هر چی که باشیم

331
00:23:01,167 --> 00:23:03,154
‫نفرین شدیم

332
00:23:03,154 --> 00:23:07,171
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم به کسی
‫که نیاز داری تبدیل بشم

333
00:23:11,112 --> 00:23:13,146
‫بهترین کاری که می‌تونم به‌خاطرت بکنم
‫اینه که ناپدید بشم

334
00:23:15,158 --> 00:23:16,196
‫دوست‌ـت دارم

335
00:23:16,196 --> 00:23:18,183
‫منم دوست‌ـت دارم

336
00:23:37,617 --> 00:23:39,617
حال‌به‌هم‌زن‌ـه؟

337
00:23:39,617 --> 00:23:41,600
‫یه لیوان خون سر می‌کشی؟

338
00:23:41,600 --> 00:23:42,629
‫به‌نظر حال‌به‌هم‌زن‌ـه

339
00:23:42,629 --> 00:23:43,692
‫برای مرحله‌ی بعدی حاضری؟

340
00:23:45,679 --> 00:23:48,679
‫پتاسیم کلراید

341
00:23:48,679 --> 00:23:50,654
‫جلوی ضربان قلب‌ـت رو می‌گیره

342
00:23:50,654 --> 00:23:53,642
‫سریع و بدون درده

343
00:23:55,608 --> 00:23:58,696
خیلی‌خب ، این دیوونگیه
‫اگه به‌هوش نیای چی؟

344
00:23:58,696 --> 00:24:02,629
‫به‌هوش میام ، خب؟ قول میدم

345
00:24:10,617 --> 00:24:14,679
‫برای این‌کار حاضرم ، خب؟
چیزی نمیشه

346
00:24:14,679 --> 00:24:16,679
‫من از یه نسل قدیم خون‌آشام‌ها هستم

347
00:24:16,679 --> 00:24:20,683
‫و بعلاوه جادو یه‌کم اغراق‌آمیزـه

348
00:24:20,683 --> 00:24:22,608
‫گفتنش برای تو آسونه

349
00:24:23,667 --> 00:24:25,625
‫مجبور نبودی بدون اون زندگی کنی

350
00:24:28,654 --> 00:24:30,621
‫فکر نمی‌کردم بیای

351
00:24:30,621 --> 00:24:33,650
‫نمی‌خواستم ولی با توجه به

352
00:24:33,650 --> 00:24:37,621
‫تعداد پیام‌های تلفنی و جادویی
‫که تو جیبم پیداشون شد

353
00:24:37,621 --> 00:24:38,658
‫پیش خودم گفتم که حتماً
‫کار اضطراری دارین

354
00:24:45,621 --> 00:24:46,658
‫ببینین کی تصمیم گرفت پیداش بشه

355
00:24:46,658 --> 00:24:47,696
‫برادر کوچولو

356
00:24:47,696 --> 00:24:50,654
‫همیشه عشقِ ورود نمایشی داشتی

357
00:24:50,654 --> 00:24:52,629
‫خب ، ورود نمایشی رو ترجیح میدم به عزیمت

358
00:24:52,629 --> 00:24:55,617
‫که اغلب اوقات شامل تو
و یه خنجر تو سینه‌ام میشه

359
00:24:58,612 --> 00:24:59,667
...حالا که همه اینجاییم

360
00:25:02,633 --> 00:25:03,667
‫بریم؟

361
00:25:15,625 --> 00:25:16,625
‫«آلایژا»

362
00:25:18,688 --> 00:25:21,658
‫تو همیشه پای عهدمون بودی

363
00:25:21,658 --> 00:25:24,692
‫و به این خاطر تو بیشتر از همه
‫این درد رو حس می‌کنی

364
00:25:24,692 --> 00:25:28,671
‫وقتی این اتفاق گریزناپذیر بیوفته

365
00:25:28,671 --> 00:25:31,612
‫نفوذ خونواده رو از دست میدم

366
00:25:31,612 --> 00:25:33,667
‫و دوباره به خون و خونریزی رو میارم

367
00:25:35,642 --> 00:25:38,696
‫نباید کاری بهم داشته باشی

368
00:25:38,696 --> 00:25:43,633
‫اگه مثل دفعات بیشماری که
برای ‫نجاتم اومدی بازم بیای

369
00:25:43,633 --> 00:25:46,671
‫فقط و فقط به دشمن ما کمک می‌کنی

370
00:25:46,671 --> 00:25:49,646
‫این اجازه رو بهش میدی که
‫یه قدم به دخترم نزدیک بشه

371
00:25:49,646 --> 00:25:51,692
‫و من نمی‌تونم این اجازه رو بدم

372
00:25:53,604 --> 00:25:56,929
...پس ‫برادرم

373
00:25:59,629 --> 00:26:05,600
‫وقتی زمانش برسه التماست می‌کنم
بیخیالم بشی

374
00:26:18,675 --> 00:26:20,633
‫بهت قول میدم

375
00:26:29,633 --> 00:26:31,679
‫ممنون

376
00:26:31,679 --> 00:26:35,658
‫«کول» ، اگه میشه برو اونطرف

377
00:26:35,658 --> 00:26:37,683
‫«ربکا» ، همونجا جات خوبه

378
00:26:37,683 --> 00:26:39,600
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

379
00:26:39,600 --> 00:26:40,725
‫اومدی پوزخند بزنی؟

380
00:26:40,725 --> 00:26:43,046
‫نه . اومدم که مطمئن بشم
مراسمش جواب میده

381
00:26:43,646 --> 00:26:47,604
‫«آلایژا» ، ‫تو باید نوکش به‌ایستی

382
00:26:50,608 --> 00:26:51,696
‫«کلاوس» ، تو هم لطفاً اونجا وایسا

383
00:26:54,617 --> 00:26:55,688
‫و الان دیگه آماده‌ایم

384
00:27:01,646 --> 00:27:03,688
‫و می‌خوام بگم کاری که امروز انجام میدین

385
00:27:03,688 --> 00:27:06,688
‫مدت زیادی طول می‌کشه که
‫اوضاع شهر رو درست کنه

386
00:27:08,612 --> 00:27:11,675
‫«هالو» همه چیز رو ازم گرفت

387
00:27:12,675 --> 00:27:15,671
‫و چیزی جز عذاب و اذیت به‌جا نذاشت

388
00:27:15,671 --> 00:27:17,675
‫خونواده‌های زیادی رو از هم پاشوند
‫سراغ بچه‌های کوچیک رفت

389
00:27:21,638 --> 00:27:25,696
‫ولی با وجود همه‌ی اختلافاتمون
...که خیلی زیاد هم هستن

390
00:27:30,638 --> 00:27:31,654
‫ممنونم

391
00:27:35,642 --> 00:27:36,638
‫«فِرِیا»

392
00:27:42,683 --> 00:27:46,625
‫«مایکلسون»‌های وحشی قهرمانانه
‫یک شیطان ترسناک رو شکست میدن

393
00:27:46,625 --> 00:27:49,629
‫شاید این اتفاق بالاخره باعث
‫رستگاریمون بشه

394
00:27:49,629 --> 00:27:51,642
‫اصلاً باورش دارین؟

395
00:27:51,642 --> 00:27:54,629
‫حتی یه لحظه هم نه

396
00:27:54,629 --> 00:27:57,600
‫چیزیه که دل میگه

397
00:28:05,012 --> 00:28:06,575
‫شروع کنیم

398
00:28:07,675 --> 00:28:12,642
‫«هِیلی» ، ‫وقتی ازت خواستم
‫باید دستبندها رو دربیاری

399
00:28:12,642 --> 00:28:14,633
‫«هوپ» رو بگیری و ولش نکنی

400
00:28:14,633 --> 00:28:17,633
‫بقیه هم وقتی که طلسم تموم بشه
باید از هم دور بشید

401
00:28:17,633 --> 00:28:18,692
‫و به «هوپ» هم نزدیک نشید

402
00:28:23,625 --> 00:28:26,667
‫همیشه و تا ابد

403
00:28:26,667 --> 00:28:28,600
‫دور خوبی داشتیم

404
00:28:30,621 --> 00:28:32,629
‫آره

405
00:28:58,675 --> 00:29:00,671
‫«هِیلی» ، زود بازش کن

406
00:29:00,671 --> 00:29:02,608
‫زود باش «هِیلی»

407
00:29:29,612 --> 00:29:32,662
‫صداش رو می‌شنوم
که ‫زمزمه می‌کنه

408
00:29:32,662 --> 00:29:34,646
‫خیلی‌خب ، باید برید

409
00:29:36,675 --> 00:29:37,650
‫همین الان

410
00:29:49,617 --> 00:29:50,683
‫باید مطمئن بشم حالش خوبه

411
00:29:50,683 --> 00:29:53,662
‫«کلاوس» ، بهت قول میدم
‫اگه بری حالش خوب میشه

412
00:29:58,642 --> 00:30:00,654
‫چیزی نیست . عزیزم ، حال‌ـت خوبه

413
00:30:00,654 --> 00:30:02,633
‫مامان

414
00:30:02,633 --> 00:30:04,629
‫بابایی؟

415
00:30:04,629 --> 00:30:06,658
‫چه اتفاقی افتاده؟

416
00:30:09,617 --> 00:30:14,604
‫«هوپ» ، ‫دوست‌ـت دارم

417
00:30:21,625 --> 00:30:22,671
‫بابا؟

418
00:30:22,671 --> 00:30:24,612
‫بابا

419
00:30:25,692 --> 00:30:26,683
‫بابا

420
00:30:37,658 --> 00:30:41,600
‫خنده‌دارـه که اومدیم اینجا

421
00:30:41,600 --> 00:30:43,688
‫جایی که همه چیز شروع شد

422
00:30:43,688 --> 00:30:47,650
‫انگار که همین دیروز بود

423
00:30:49,621 --> 00:30:53,667
‫اون مراسم تشییع جنازه‌ای که
‫پشت اون درخت‌ها اتفاق افتاد

424
00:30:53,667 --> 00:30:54,696
‫با اون گرمای نفس‌گیر

425
00:30:54,696 --> 00:30:59,600
‫شگفت‌انگیزـه که «کلاوس» تونست چیزی ببینه

426
00:30:59,600 --> 00:31:01,633
‫ولی اون پسرک کوچیک شکنجه شده رو دید

427
00:31:01,633 --> 00:31:03,675
‫این‌موقع پیری یاد خاطرات قدیم افتادی؟

428
00:31:05,612 --> 00:31:10,654
‫ولی با توجه به شرایط
‫به نظرم باید انتظارش رو داشت

429
00:31:10,654 --> 00:31:12,629
‫چرا گفتی بیام اینجا «آلایژا»؟

430
00:31:16,696 --> 00:31:19,621
‫من یه خطر برای خونواده‌ام هستم

431
00:31:19,621 --> 00:31:20,683
‫چی؟

432
00:31:20,683 --> 00:31:26,625
‫«مارسل» ، بیماری من همیشه
‫هواخواهی کورکورانه به برادرم

433
00:31:26,625 --> 00:31:29,617
‫و تهعد کامل من به همیشه و تا ابد بوده

434
00:31:29,617 --> 00:31:33,642
‫در 1000 سالِ گذشته ‫هر زمان که خونواده‌ام
بهم نیاز داشت ‫پشتشون بودم

435
00:31:33,642 --> 00:31:39,600
‫ولی هر کاری بکنم ‫اون
هواخواهی رو نمی‌تونم کاریش کنم

436
00:31:41,675 --> 00:31:44,625
‫دیگه نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

437
00:31:44,625 --> 00:31:47,662
‫می‌خوای چی‌کار کنم؟
‫متوجه نمیشم

438
00:31:47,662 --> 00:31:49,675
‫باید برای من تمومش کنی

439
00:31:49,675 --> 00:31:52,617
‫ازم می‌خوای چی‌کار کنم؟
‫می‌خوای بکشمت؟

440
00:31:54,629 --> 00:31:56,604
‫می‌خوام آزادم کنی

441
00:32:04,650 --> 00:32:06,600
‫«ربکا»

442
00:32:06,600 --> 00:32:07,688
‫حال‌ـت خوبه؟

443
00:32:10,625 --> 00:32:17,608
‫منظورت کنار یه روح شرور باستانیه که ‫مدام
داخل جمجمه‌ام اینور و اونور میره؟

444
00:32:17,608 --> 00:32:22,621
‫وقتی از شهر خارج بشی
‫اون هم ثابت میشه

445
00:32:22,621 --> 00:32:24,654
‫وقتی که تنها بشی

446
00:32:24,654 --> 00:32:26,629
‫پس بهتره لفتش ندم

447
00:32:28,654 --> 00:32:31,633
8ماه رویایی رو صرف

448
00:32:31,633 --> 00:32:34,688
‫آغشته شدن به آب دهن
‫عوض کردن پوشک‌هاش

449
00:32:34,688 --> 00:32:37,650
‫و خوندن داستان تو تخت اون
‫دختر کوچولوی شیرین کردم

450
00:32:42,600 --> 00:32:43,667
‫لطفاً این رو بهش بده

451
00:32:45,696 --> 00:32:49,658
‫و بهش بگو که عمه «بکا» دوستش داره

452
00:32:54,629 --> 00:32:57,608
‫خواهر ، درستش می‌کنم

453
00:32:57,608 --> 00:32:59,608
‫«هالو» اینجا به دنیا اومده

454
00:32:59,608 --> 00:33:01,688
...و اگه بمونم و روی قدرتش مطالعه کنم

455
00:33:01,688 --> 00:33:04,608
‫واقعاً که یه «مایکلسون» هستی

456
00:33:04,608 --> 00:33:07,662
‫تا کارِت رو نکنی ول‌کن نیستی

457
00:33:09,600 --> 00:33:12,683
‫توصیه‌ای بهت می‌کنم که
‫مدت زیادی طول کشید که بفهمم

458
00:33:12,683 --> 00:33:17,679
‫خونواده مقدسه
ولی عشق هم مقدسه

459
00:33:17,679 --> 00:33:20,679
...رابطه‌ای که با «کیلین» داری

460
00:33:20,679 --> 00:33:24,638
‫از دستش نده

461
00:33:33,696 --> 00:33:35,692
‫از کجا میدونی جواب میده؟

462
00:33:37,692 --> 00:33:40,671
وینسنت» خیلی قدرتمنده»

463
00:33:40,671 --> 00:33:44,675
‫اون می‌تونه ذهنم رو باز کنه
و اجازه بده که بهم نفوذ ذهنی کنی

464
00:33:46,675 --> 00:33:50,612
‫من رو از همیشه و تا ابد خلاص کن

465
00:33:51,688 --> 00:33:54,617
‫«هالو» خیلی قدرتمنده

466
00:33:54,617 --> 00:33:56,667
‫تلاش می‌کنه برای برگشتن پیش
‫خواهر و برادرهاش وسوسه‌اش کنه

467
00:33:56,667 --> 00:33:58,658
‫اگه این‌کار رو نکنیم «هالو» برمیگرده

468
00:33:58,658 --> 00:34:00,629
‫اگه یه هیولای دیگه درست کنیم چی؟

469
00:34:00,629 --> 00:34:03,621
‫الانم یه هیولا هستم

470
00:34:03,621 --> 00:34:04,692
‫از بین بقیه خودت که این رو بهتر میدونی

471
00:34:06,679 --> 00:34:08,638
خیلی‌خب

472
00:34:08,638 --> 00:34:10,604
‫ولی چطور باید به یه اصیل
‫نفوذ ذهنی کنم؟

473
00:34:10,604 --> 00:34:12,646
‫«مارسل» ، تو حتی یه ذره هم
‫از اون همه جادویی که

474
00:34:12,646 --> 00:34:14,667
‫نیاکان ما داخلت گذاشتن
‫استفاده نکردی

475
00:34:14,667 --> 00:34:16,679
‫اگه اون قدرت‌ـت رو با طلسم من ترکیب کنیم

476
00:34:16,679 --> 00:34:18,692
‫می‌تونیم قرن‌ها داستان‌های خونوادگی رو پاک کنیم

477
00:34:20,625 --> 00:34:22,650
‫مطمئنی این رو می‌خوای؟

478
00:34:23,688 --> 00:34:25,696
‫بله

479
00:34:28,675 --> 00:34:30,696
‫خیلی‌خب

480
00:34:50,608 --> 00:34:52,158
‫بهش نفوذ ذهنی کن

481
00:34:52,658 --> 00:34:55,629
...عهدت

482
00:34:55,629 --> 00:34:57,671
...قول همیشه و تا ابد

483
00:34:59,629 --> 00:35:00,638
‫فراموش‌ـش کن

484
00:35:04,646 --> 00:35:06,696
...همه‌ی درد و رنجی که باهاش اومد

485
00:35:07,692 --> 00:35:08,688
‫بزن

486
00:35:20,612 --> 00:35:21,667
...همه‌ی عشقی که داشتی

487
00:35:24,667 --> 00:35:25,679
‫فراموش‌ـش کن

488
00:35:29,658 --> 00:35:33,633
...خونواده‌ای که باهاش به آرامش میرسیدی

489
00:35:41,662 --> 00:35:43,667
...عهدی که بهش پایبند بودی

490
00:35:45,612 --> 00:35:46,650
‫فراموش‌ـش کن

491
00:35:59,650 --> 00:36:00,675
‫بیخیالش شو

492
00:36:01,688 --> 00:36:02,688
‫پدر

493
00:36:17,600 --> 00:36:18,683
‫بیخیالش شو

494
00:36:24,692 --> 00:36:27,650
‫همیشه و تا ابد

495
00:36:34,683 --> 00:36:36,679
‫«آلایژا»؟

496
00:36:51,196 --> 00:36:57,129
‫عمه «ربکا»ـت ‫ازم خواست
این رو بهت بدم

497
00:36:58,162 --> 00:37:01,125
‫اون خیلی دوست‌ـت داره

498
00:37:03,162 --> 00:37:09,179
‫ارثیه‌ی خونوادگی ‫خیلی مهم‌ـن

499
00:37:09,179 --> 00:37:12,162
‫اونا یادمون میندازن از کجا اومدیم

500
00:37:12,162 --> 00:37:17,108
‫و اینکه هر جا که بریم
‫خونواده‌مون با ماست

501
00:37:19,133 --> 00:37:22,112
‫دوست‌ـت دارم

502
00:37:22,112 --> 00:37:24,125
‫منم دوست‌ـت دارم عمه «فِرِیا»

503
00:37:49,183 --> 00:37:50,196
‫حاضری؟

504
00:37:50,196 --> 00:37:52,146
‫آره ، آره

505
00:38:06,196 --> 00:38:08,133
‫هی

506
00:38:14,500 --> 00:38:18,300
" نیویورک "

507
00:38:28,112 --> 00:38:29,742
‫خدافظی نکردی

508
00:38:31,658 --> 00:38:34,654
‫پیش خودم گفتم حتماً سرت با
‫بازی کردن با «سابرینا» گرمه

509
00:38:34,654 --> 00:38:37,683
سوفیا» برای همیشه رفته»

510
00:38:37,683 --> 00:38:40,121
‫چه حیف

511
00:38:40,121 --> 00:38:42,117
‫ولی امیدوارم این‌همه راه رو به‌خاطر این

512
00:38:42,117 --> 00:38:44,112
‫نیومده باشی که دوست‌دختر
مزدورت ترکت کرده

513
00:38:44,112 --> 00:38:46,142
‫دوست ندارم انتخاب دوم یه نفر باشم

514
00:38:46,142 --> 00:38:52,129
‫ازم خواست باهاش برم
‫ولی به جاش اینجا موندم

515
00:38:52,129 --> 00:38:54,129
‫با جزئیاتش حوصله‌ام رو سر نبر

516
00:38:57,192 --> 00:39:00,108
‫ببین «مارسل» ، نمی‌خوام باهات بازی کنم

517
00:39:00,108 --> 00:39:02,108
‫بالاخره آزاد شدم و نمی‌خوام
...یه ثانیه‌اش رو هم حروم

518
00:39:08,104 --> 00:39:09,179
تو آزادی

519
00:39:09,179 --> 00:39:11,121
‫منم همینطور

520
00:39:13,104 --> 00:39:15,167
‫و دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه بهمون بگه
‫که نمی‌تونیم باهم باشیم

521
00:39:15,167 --> 00:39:18,154
‫هیچ‌وقت

522
00:39:18,154 --> 00:39:21,162
‫الان می‌خوای چی‌کار کنی؟

523
00:39:28,133 --> 00:39:30,158
‫می‌خوام یه گردنبند از این بسازی

524
00:39:30,158 --> 00:39:32,196
‫با یه گوشواره

525
00:39:32,196 --> 00:39:35,000
‫و یه حلقه‌ی نامزدی بزرگ

526
00:39:35,000 --> 00:39:38,900
" سانفرانسیسکو "

527
00:39:39,108 --> 00:39:40,150
‫ممنون

528
00:39:55,600 --> 00:39:59,500
" میستیک‌فالز "

529
00:40:00,117 --> 00:40:02,150
‫انگار که از همین الان
‫با بچه‌ها جور شده

530
00:40:02,150 --> 00:40:04,150
‫خوب با بقیه کنار میاد

531
00:40:04,150 --> 00:40:07,142
‫و راستش رو بخوای به نظرم
‫این چیزیه که همیشه می‌خواست

532
00:40:10,138 --> 00:40:13,117
‫یه زندگی عادی با دوستای همسن خودش

533
00:40:13,117 --> 00:40:15,142
‫خب ، بچه‌های اینجا خیلی خوبن

534
00:40:15,142 --> 00:40:17,188
‫پذیرا و مشتاق به یادگیری هستن

535
00:40:17,188 --> 00:40:19,171
‫راستش ما سعی می‌کنیم
‫به پای اونا برسیم

536
00:40:19,171 --> 00:40:24,121
‫بهشون انضباط و دلسوزی
و اخلاق یاد بدیم

537
00:40:24,121 --> 00:40:27,125
‫معجون‌های جادویی ، ورد و طلسم

538
00:40:27,125 --> 00:40:29,112
‫پرواز با جارو

539
00:40:29,112 --> 00:40:32,150
‫آره . خب ، از اونا هم داریم

540
00:40:32,150 --> 00:40:39,133
‫مدت زیادی با آدمای ماوراءالطبیعه‌ای گذروندم
که با خودشون راحت نبودن

541
00:40:39,133 --> 00:40:40,154
...این بچه‌ها

542
00:40:42,167 --> 00:40:45,108
‫این بچه‌ها بهتر از اونا میشن

543
00:40:56,700 --> 00:41:00,700
" ماناسک ، فرانسه "

544
00:41:48,300 --> 00:41:49,300
" پایان فصل 4 "

545
00:41:50,300 --> 00:41:51,300
مترجم : رضا حضرتی

546
00:41:52,300 --> 00:42:28,300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
