1
00:00:01,500 --> 00:00:02,370
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,395 --> 00:00:03,742
اومدم که دفترم رو پس بگیرم

3
00:00:03,842 --> 00:00:06,575
‫تو ازم قول گرفتی که ‫اگه
خواستی پس‌ـش بدم بکشمت

4
00:00:06,575 --> 00:00:08,583
اون‌موقع تو این شرایط نبودیم
هالو» اومده سراغمون»

5
00:00:08,583 --> 00:00:10,550
وینسنت» فکر می‌کنه می‌تونه»
سوفیا» رو درمان کنه»

6
00:00:10,550 --> 00:00:13,508
‫جادوی داخل اون خارها می‌تونه جون
‫کسی که برام عزیزه رو نجات بده

7
00:00:13,508 --> 00:00:14,596
میدونم اون چیه

8
00:00:14,596 --> 00:00:16,558
‫به گمونم همیشه میدونستم

9
00:00:16,558 --> 00:00:20,512
‫ولی با این‌وجود بازم «آلایژا» رو دوست دارم

10
00:00:20,512 --> 00:00:21,575
‫یا شایدم به‌خاطر اون دوستش دارم

11
00:00:21,575 --> 00:00:23,546
«ولی نمی‌خوام «هوپ
توی این شرایط قرار بگیره

12
00:00:23,546 --> 00:00:25,575
هِیلی» ازم خواست چاقو رو بهت بدم»

13
00:00:25,575 --> 00:00:27,517
‫وقتی «آلایژا» به‌هوش میاد اینجا نمیاد؟

14
00:00:27,517 --> 00:00:29,562
‫میدونم باید چی‌کار کنم

15
00:00:29,562 --> 00:00:31,558
‫فقط باید اونقدری شجاع باشم
که انجامش بدم

16
00:00:31,558 --> 00:00:33,562
‫زنده لازمش دارم ولی باید ضعیف باشه

17
00:00:33,562 --> 00:00:37,538
‫هنوزم نقشی تو این‌کار داره

18
00:00:48,558 --> 00:00:49,567
‫اون مرده

19
00:00:49,567 --> 00:00:51,567
‫اون مرده

20
00:01:52,500 --> 00:01:55,512
‫مونده بودم کِی میاین سراغم

21
00:01:55,512 --> 00:01:58,512
‫اومدیم چیزی که به هیولامون
متعلقه رو پس بگیریم

22
00:02:04,554 --> 00:02:06,567
‫مگه از روی جنازه‌ام رد بشین

23
00:02:06,567 --> 00:02:08,179
‫امیدوار بود این رو بگی

24
00:02:29,500 --> 00:02:30,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25
00:02:31,500 --> 00:02:37,400
"The Originals"
فصل 4
قسمت 12 : بچه نفرین‌شده

26
00:02:38,400 --> 00:02:45,400
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

27
00:02:49,554 --> 00:02:54,525
‫باید بازگشت‌ـت رو جشن بگیریم برادر

28
00:02:54,525 --> 00:02:56,546
‫بمونه واسه بعد

29
00:02:56,546 --> 00:02:59,521
‫پس «هِیلی» هنوزم باهات حرف نمیزنه

30
00:03:02,508 --> 00:03:04,517
‫بهش وقت بده . سر عقل میاد

31
00:03:04,517 --> 00:03:06,583
‫واقعاً؟

32
00:03:06,583 --> 00:03:10,575
خیلی‌خب ، میشه لطفاً ‫این اخم
و ناراحتی رو بذارین واسه بعد؟

33
00:03:10,575 --> 00:03:13,529
‫روز دلنشینیه . «هالو» مرده

34
00:03:13,529 --> 00:03:15,538
‫و برادرم زنده شد

35
00:03:15,538 --> 00:03:19,508
‫لذت سفارش کت‌شلوار
‫حالا خودم به کنار

36
00:03:20,554 --> 00:03:23,558
‫باید اعتراف کنم دلم برای محله تنگه شده

37
00:03:23,558 --> 00:03:25,592
‫مجبورتون می‌کنم باهام بیاید
بریم یه‌کم جاز گوش کنیم

38
00:03:25,592 --> 00:03:29,508
‫توصیه می‌کنم الان که فرصتش رو داری
از زیبایی‌های شهر لذت ببری

39
00:03:29,508 --> 00:03:32,879
مارسل» طبق توافق‌مون»
‫حتماً از ما می‌خواد فوراً بریم

40
00:03:32,879 --> 00:03:35,550
‫یا شایدم تجدیدنظر کرده باشه
و مجازاتمون رو به تعویق انداخته باشه

41
00:03:35,550 --> 00:03:37,512
‫همچین کاری نمی‌کنه

42
00:03:37,512 --> 00:03:40,546
‫میریم ملاقاتش تا ‫در مورد
شرایط ترکمون بحث کنیم

43
00:03:40,546 --> 00:03:43,500
به‌نظرم فقط کافیه مؤدبانه
ازش درخواست کنین

44
00:03:44,542 --> 00:03:48,500
‫شما پسرها باید اینجور
مسائل رو به من بسپرین

45
00:04:01,554 --> 00:04:04,538
‫واسه کسی که تموم شب رو بیدار بوده سرحالی

46
00:04:04,538 --> 00:04:07,546
‫سلام

47
00:04:07,546 --> 00:04:09,525
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

48
00:04:11,558 --> 00:04:15,533
‫من باید میدیدمت

49
00:04:15,533 --> 00:04:20,538
‫از اونجایی که با قهوه پیشم اومدن
‫ازت بعید بود

50
00:04:20,538 --> 00:04:23,500
‫سعی می‌کنم بفهمم
‫چقدر باید نگران باشم

51
00:04:25,500 --> 00:04:27,579
‫چی شده؟ حال‌ـت خوبه؟

52
00:04:27,579 --> 00:04:30,571
‫دیروز «هالو» رو شکست دادیم

53
00:04:31,592 --> 00:04:36,512
‫قبل از اینکه بکشیمش
‫به سرم نفوذ کرد

54
00:04:37,550 --> 00:04:40,500
من رو با یه رویا مواجه کرد

55
00:04:40,500 --> 00:04:43,538
‫رویایی که من رو در تاریک‌ترین ترسم قرار داد

56
00:04:43,538 --> 00:04:46,562
‫چی دیدی؟

57
00:04:46,562 --> 00:04:48,529
‫تو رو

58
00:04:49,596 --> 00:04:53,533
‫دراز افتاده و مرده بودی

59
00:04:53,533 --> 00:04:58,525
‫خون‌ـت رو دستام بود
و من نمی‌تونستم نجات‌ـت بدم

60
00:04:58,525 --> 00:05:00,508
‫هی

61
00:05:00,508 --> 00:05:01,596
‫الان که من رو داری

62
00:05:01,596 --> 00:05:04,550
‫درسته خسته‌ام ولی هنوز زنده‌ام

63
00:05:04,550 --> 00:05:06,550
‫درست جلوت هستم

64
00:05:06,550 --> 00:05:10,500
‫مدام در مورد چیزهایی فکر می‌کنم
‫که بهت نگفتم

65
00:05:10,500 --> 00:05:14,567
‫همه‌ی احساساتی که به تو دارم

66
00:05:16,529 --> 00:05:19,533
‫چه حسی بهم داری «فِرِیا مایکلسون»؟

67
00:06:03,554 --> 00:06:06,538
‫ببین ، الان یه‌کم سرم شلوغه

68
00:06:06,538 --> 00:06:08,571
‫پس یه‌راست میرم سر اصل مطلب

69
00:06:08,571 --> 00:06:11,504
‫میدونم که توافق کرده بودیم
‫خونواده‌ی من بعد از شکست دشمن

70
00:06:11,504 --> 00:06:13,533
...شهر رو ترک کنه ولی

71
00:06:13,533 --> 00:06:19,500
‫شاید اگه به اون توافق عمل کنیم
فرصت‌هایی رو از دست بدیم

72
00:06:19,500 --> 00:06:21,512
‫فرصت؟

73
00:06:21,512 --> 00:06:24,504
اون‌وقت چه فرصت‌هایی؟

74
00:06:24,504 --> 00:06:27,500
‫فرصت مزه کردن غذا

75
00:06:27,500 --> 00:06:29,508
‫لذت بردن از موسیقی

76
00:06:29,508 --> 00:06:31,546
‫درست کردن روابط خراب شده

77
00:06:31,546 --> 00:06:34,571
‫ببین ، ‫من و برادرات سعی نمی‌کنیم
همدیگه رو بکشیم

78
00:06:35,071 --> 00:06:37,033
‫روابط بیشتر از این درست‌بشو نیستن

79
00:06:37,033 --> 00:06:39,583
‫اگه اینجا بمونن ‫طولی نمی‌کشه
که به جون هم میوفتیم

80
00:06:39,583 --> 00:06:41,554
‫چقدر دراماتیک

81
00:06:42,588 --> 00:06:47,596
‫راستش همه چیز که کشاکش قدرت
و تصاحب محله‌ی فرانسوی‌ها نیست

82
00:06:52,617 --> 00:06:54,625
‫اینطوری فقط باعث پیچیده‌تر شدن
‫اتفاقات پیش‌رو میشه

83
00:06:54,625 --> 00:06:56,638
‫تو و خونواده‌ات باید برین

84
00:06:56,638 --> 00:06:58,600
‫پس دیشب چی بود؟

85
00:06:58,600 --> 00:06:59,671
‫بوس خدافظی؟

86
00:06:59,671 --> 00:07:01,608
‫اون یه اشتباه بود

87
00:07:01,608 --> 00:07:03,692
‫خیلی‌خب ، ببین
‫«سوفیا» توی اون اتاقه

88
00:07:03,692 --> 00:07:06,683
‫وقتی جادوگرهام برسن اینجا
‫بالاخره می‌تونم بیدارش کنم

89
00:07:06,683 --> 00:07:10,621
‫بهم بگو هیچ حسی بهم نداری
تا منم دیگه هیچ‌وقت ازت نخوام

90
00:07:10,621 --> 00:07:11,683
«ربکا»

91
00:07:13,638 --> 00:07:15,617
‫برو

92
00:07:21,633 --> 00:07:22,633
«کلاوس»

93
00:07:22,633 --> 00:07:24,604
‫اون نگاه رو می‌شناسم
یه چیزی نیاز داری

94
00:07:24,604 --> 00:07:25,667
‫هر چی هست بذار واسه بعد

95
00:07:25,667 --> 00:07:27,625
‫میرم با «مارسل» صحبت کنم

96
00:07:27,625 --> 00:07:29,671
‫باید در مورد آینده‌ی «هوپ» صحبت کنیم

97
00:07:29,671 --> 00:07:31,612
‫اون 7 سالشه

98
00:07:31,612 --> 00:07:33,196
‫ما پدر و مادرشیم
هر جا بریم باهامون میاد

99
00:07:33,196 --> 00:07:37,192
‫«کلاوس» ، ما باید یه بحث جدی ‫در مورد
اینکه چی به صلاحشه داشته باشیم

100
00:07:37,192 --> 00:07:43,158
‫بله . چند مورد برای بحث داریم
ولی الان دیره

101
00:08:11,117 --> 00:08:14,104
‫سلام عزیزم ، چیزی می‌کشی؟

102
00:08:14,104 --> 00:08:15,154
‫بله

103
00:08:18,188 --> 00:08:23,100
‫اون چیه؟ ‫کولاک؟

104
00:08:29,150 --> 00:08:32,175
خب ‫حالا که همه‌ی مشکلات
رو پشت‌سر گذاشتیم

105
00:08:32,175 --> 00:08:36,138
‫پیش خودم گفتم یه صحبتی در مورد اینکه
‫بعدش چی‌کار می‌کنیم داشته باشیم

106
00:08:36,138 --> 00:08:37,188
‫میدونم که می‌خوای یه زندگی معمولی

107
00:08:37,188 --> 00:08:43,146
‫با دوست‌ها و مدرسه و نقاشی
‫و ورزش داشته باشی

108
00:08:43,146 --> 00:08:46,162
‫هی ‫، حال‌ـت خوبه؟

109
00:08:46,162 --> 00:08:48,112
‫خوبم

110
00:08:53,175 --> 00:08:57,188
‫«هوپ» ، اگه نگران «هالو» هستی
نگرانش نباش

111
00:08:57,188 --> 00:09:01,171
‫حالا دیگه همه چیز روبراهه
قول میدم

112
00:09:08,133 --> 00:09:11,179
‫میشه نقاشیم رو ادامه بدم؟

113
00:09:11,179 --> 00:09:15,138
‫چرا که نه . آره

114
00:09:49,133 --> 00:09:50,158
‫هی

115
00:09:50,158 --> 00:09:54,138
‫چه...‫چه اتفاقی افتاد؟

116
00:09:54,138 --> 00:09:56,112
‫هی

117
00:09:56,112 --> 00:09:58,112
‫جادوی «هالو» تو رو به کما برد

118
00:09:58,112 --> 00:10:02,154
‫تدارکات رو دیدم
...و با کمک یه جاوگر

119
00:10:02,154 --> 00:10:05,100
‫حال‌ـت چطوره؟

120
00:10:05,100 --> 00:10:07,154
‫گیج میزنم

121
00:10:14,138 --> 00:10:18,188
...وقتی «هالو» من رو گرفت انگار

122
00:10:18,188 --> 00:10:23,138
‫به تاریک‌ترین گوشه‌ی خودم پرتاب شدم

123
00:10:23,138 --> 00:10:26,183
تا حالا اینقدر احساس گمشدگی نداشتم

124
00:10:26,183 --> 00:10:29,167
‫انگار که داشتم تغییر می‌کردم

125
00:10:29,167 --> 00:10:31,125
‫و اون لحظه

126
00:10:31,125 --> 00:10:34,167
‫بعد از اینکه رفت فقط تاریکی موند

127
00:10:34,167 --> 00:10:36,179
‫مطمئن نبودم بتونم برگردم

128
00:10:36,179 --> 00:10:38,192
‫آره ولی برگشتی . زنده موندی

129
00:10:38,192 --> 00:10:40,129
‫به لطف تو

130
00:10:53,138 --> 00:10:54,188
‫فکر نکنم اون مرده باشه

131
00:10:54,188 --> 00:10:59,104
‫نه ، نه ، نه . «هِیلی» دیشب اون رو کشت

132
00:10:59,104 --> 00:11:01,146
‫«مارسل»

133
00:11:01,146 --> 00:11:03,146
‫«مارسل» ، می‌تونم حس‌ـش کنم

134
00:11:03,146 --> 00:11:05,196
‫«هالو» هنوز یه جایی اون بیرونه

135
00:11:08,192 --> 00:11:11,129
‫میدونم که هست

136
00:11:21,108 --> 00:11:22,171
‫غیرممکنه

137
00:11:22,171 --> 00:11:24,142
‫اون پیروهای دزدش هر قصدی که داشته باشن

138
00:11:24,142 --> 00:11:26,142
‫جدا از خواست و اراده‌ی «هالو»ـه

139
00:11:26,142 --> 00:11:28,171
هِیلی» اون رو کشت»
‫با چشمای خودم جسدش رو دیدم

140
00:11:28,171 --> 00:11:31,121
‫بدنش مرده «کلاوس» . این کافی نیست

141
00:11:32,142 --> 00:11:33,150
‫منظورت چیه؟

142
00:11:33,150 --> 00:11:35,112
‫منظورم اینه که تا الان

143
00:11:35,112 --> 00:11:36,183
‫نیاکان باید می‌تونستن
روحش رو زندانی کنن

144
00:11:36,183 --> 00:11:37,196
‫ولی این اتفاق نیوفتاده

145
00:11:37,196 --> 00:11:40,117
‫روحش هنوز آزاده

146
00:11:40,117 --> 00:11:41,171
‫حتماً یه نقشه‌ی جایگزین داشته

147
00:11:41,171 --> 00:11:44,146
‫چرا که نه . شاید پیرو داشته

148
00:11:44,146 --> 00:11:47,188
بگو ببینم تو هم توش دخیلی؟ -
بیخیال پسر -

149
00:11:47,188 --> 00:11:50,158
‫بکش عقب ، خب؟
‫ببین ، من به «وینسنت» اعتماد دارم

150
00:11:50,158 --> 00:11:53,146
‫راستش رو بخواید برام مهم نیست که کسی
از شماها ‫بهم اعتماد داشته باشه یا نه

151
00:11:53,146 --> 00:11:56,129
‫چون من برخلاف شماها
من یه کاری کردم

152
00:11:56,129 --> 00:12:00,117
‫این چند روز رو صرف ‫پیدا کردن یه راه
واسه ‫زندانی کردن همیشگی «هالو» کردم

153
00:12:00,117 --> 00:12:02,121
‫به جوابی هم رسیدی؟

154
00:12:02,121 --> 00:12:07,125
‫بله ‫و نه

155
00:12:07,125 --> 00:12:09,133
‫از کتاب استفاده کردم
تا خودم رو به خلسه ببرم

156
00:12:10,196 --> 00:12:12,150
‫در مورد چه کتابی حرف میزنی؟

157
00:12:12,150 --> 00:12:13,196
‫کتابی که پیدا کرده

158
00:12:13,196 --> 00:12:15,142
‫حاوی اسرار جادوی «هالو»ـه

159
00:12:15,142 --> 00:12:18,154
‫نوشته شده ‫با دستخط خودش

160
00:12:18,154 --> 00:12:20,138
‫خب ، حالا متوجه میشید که چطور

161
00:12:20,138 --> 00:12:22,150
‫بی‌اطلاع نگه داشتم چقدر
‫باعث اعتماد کردنم به شماها شده

162
00:12:22,150 --> 00:12:25,121
‫وقتی توی خلسه بودم
‫روح مادر «اینادو» رو دیدم

163
00:12:25,121 --> 00:12:27,125
‫می‌خواستم طلسمی که

164
00:12:27,125 --> 00:12:30,138
‫1500 سال پیش برای زندانی کردن
دخترش ‫استفاده کرده بود بگیرم

165
00:12:30,138 --> 00:12:32,167
‫ولی پیروانش پیداشون شد
و جلوم رو گرفتن

166
00:12:32,167 --> 00:12:34,162
‫پس برای چی معطل می‌کنی؟
‫برگرد سر کارِت

167
00:12:34,162 --> 00:12:36,183
‫پیروان کتابش رو گرفتن

168
00:12:36,183 --> 00:12:39,117
‫یه کتابخونه پر از کتاب‌های ورد دارم
‫هر چی می‌خوای بردار

169
00:12:39,117 --> 00:12:41,183
‫«کلاوس» ، به کتابخونه‌ات نیازی ندارم
‫اون کتاب خاص بود

170
00:12:41,183 --> 00:12:45,125
‫اون کتاب بیانگر گسترش قدرت «هالو»
‫در این دنیاست ، خب؟

171
00:12:45,125 --> 00:12:47,146
‫کتاب هم مثل اون جاودانه

172
00:12:47,146 --> 00:12:49,154
‫و بهتون گفته باشم
‫اگه بتونم اون طلسم رو

173
00:12:49,154 --> 00:12:51,146
‫درست اجرا کنم
‫می‌تونم اون رو توی کتاب زندانی کنم

174
00:12:51,146 --> 00:12:52,175
‫تا برای همیشه از دست
هالو» راحت بشیم»

175
00:12:52,175 --> 00:12:54,100
‫الان کجاست؟

176
00:12:55,154 --> 00:12:57,142
‫هنوز دست پیروانه

177
00:13:00,112 --> 00:13:02,112
‫از این صفحه از کتاب استفاده کردم

178
00:13:02,112 --> 00:13:04,154
‫تا ردشون رو تا جایی که
‫دوباره زاده شد پیدا کنم

179
00:13:05,196 --> 00:13:08,138
‫اونجا می‌تونین پیداش کنین

180
00:13:08,138 --> 00:13:10,133
«نیکلاوس»

181
00:13:13,112 --> 00:13:14,162
‫وایسا . منم باهاتون میام

182
00:13:14,162 --> 00:13:15,154
‫«مارسل»

183
00:13:17,121 --> 00:13:19,121
‫یه کاری داریم که باید انجام بدیم

184
00:13:28,133 --> 00:13:32,133
‫بذار حدس بزنم...«آلایژا»؟

185
00:13:34,158 --> 00:13:38,125
‫رابطه‌ی بین ما پیچیده شده

186
00:13:38,125 --> 00:13:41,183
‫راستش این همون کلمه‌ایه که
‫اکثر اوقات برای توصیف برادرم استفاده می‌کنم

187
00:13:41,183 --> 00:13:43,192
‫ولی احساساتش به تو خیلی ساده‌ست

188
00:13:43,192 --> 00:13:45,183
‫اون تو رو می‌پرسته «هِیلی»

189
00:13:45,183 --> 00:13:48,125
‫این رو میدونم

190
00:13:48,125 --> 00:13:52,121
‫اینم میدونم که فداکاری‌های زیادی
‫برای من و این خانواده انجام داده

191
00:13:52,121 --> 00:13:55,125
‫اون زمان‌های مختلفی نجاتمون داده

192
00:13:56,129 --> 00:14:00,196
‫من یه چیزهایی توی ذهنش
«دیدم «ربکا

193
00:14:03,100 --> 00:14:08,142
‫فقط خاطره نبودن . من ‫انگیزه‌هاش
و غریزه‌های ذاتیش و رو دیدم

194
00:14:08,142 --> 00:14:13,133
‫به نظرم شاید در باطنش
‫واقعاً همون شخص باشه

195
00:14:13,133 --> 00:14:15,154
‫از این ترسیدی؟

196
00:14:17,112 --> 00:14:20,121
‫می‌ترسی که «هوپ» هم
‫اون روی «آلایژا» رو ببینه؟

197
00:14:22,162 --> 00:14:27,150
‫نگرانم اون ببینه که
من ‫باهاش مشکلی ندارم

198
00:14:28,196 --> 00:14:33,196
‫چی ازم یاد می‌گیره اگه بذارم
توی جایی بزرگ بشه که

199
00:14:33,196 --> 00:14:35,188
‫دشمن‌هامون رو توی سیاه‌چال میندازیم

200
00:14:35,188 --> 00:14:38,179
‫و با تهدیدات با کشتن همه‌ی آشناها
‫و همسایه‌هاشون تلافی می‌کنیم؟

201
00:14:38,179 --> 00:14:40,162
...من

202
00:14:40,162 --> 00:14:44,183
‫نمی‌خوام یاد بگیره که اینطوری بشه

203
00:14:56,400 --> 00:14:59,300
" کلاوس» : «هالو» هنوز اون بیرونه» "

204
00:15:02,196 --> 00:15:09,158
‫تنها راه برای به دام انداختن «هالو» ‫اینه
که اون طلسم رو از مادر «اینادو» بگیرم

205
00:15:09,158 --> 00:15:12,158
‫می‌خوای راهی پیدا کنی
‫تا بدون کتاب ببینیش؟

206
00:15:12,158 --> 00:15:15,142
‫درسته ولی مشکل اینه که
اونقدرا قوی نیستم که

207
00:15:15,142 --> 00:15:18,150
‫تنهایی انجامش بدم . برای همین
‫باید از قدرت‌ـت استفاده کنم

208
00:15:18,150 --> 00:15:19,175
‫نه

209
00:15:23,167 --> 00:15:25,167
‫«مارسل» ، تو من رو می‌شناسی

210
00:15:25,167 --> 00:15:28,108
‫ما 5 سال تموم این شهر رو باهم می‌گردوندیم

211
00:15:28,108 --> 00:15:32,104
‫آره . میدونم . تازه بهم گفته بودی که اگه
اون کتاب رو خواستی پس بگیری بکشمت

212
00:15:32,104 --> 00:15:35,117
‫به این خاطر بود که نمیدونستم
‫می‌تونم از پس‌ـش بربیام یا نه

213
00:15:35,117 --> 00:15:36,162
‫ولی نگام کن پسر

214
00:15:37,188 --> 00:15:39,150
‫من شبیه یکی از اون پیروهاش هستم؟

215
00:15:41,104 --> 00:15:43,112
‫من شبیه «کینی» هستم؟

216
00:15:47,158 --> 00:15:49,158
‫نه

217
00:15:51,183 --> 00:15:54,108
‫ازم می‌خوای چی‌کار کنم؟

218
00:15:54,108 --> 00:15:55,171
‫دست‌ـت رو بهم بده

219
00:16:27,108 --> 00:16:29,179
‫نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم

220
00:16:29,179 --> 00:16:31,112
‫افراد زنده نباید اونجا باشن

221
00:16:31,112 --> 00:16:32,162
‫پس 1بار دیگه امتحان کن

222
00:16:32,162 --> 00:16:34,192
‫نه . فایده نداره

223
00:16:34,192 --> 00:16:37,133
‫حتی با قدرت تو هم کفایت نمی‌کنه

224
00:16:37,133 --> 00:16:40,121
‫کتاب تنها شیء قدرتمندی بود که
‫اجازه‌ی ارتباط با اون رو میداد

225
00:16:40,121 --> 00:16:42,100
‫خب ، الان باید چی‌کار کنیم؟

226
00:16:42,100 --> 00:16:43,125
‫یه چاره برامون می‌مونه

227
00:16:43,125 --> 00:16:45,188
‫باید بمیرم

228
00:16:56,179 --> 00:16:59,154
‫چی‌کار می‌کنی؟

229
00:17:03,167 --> 00:17:07,129
‫اگه جادو نکنم برای بابایی و مامانی
‫نمی‌تونم قوی باشم

230
00:17:07,129 --> 00:17:09,150
‫«هوپ» ، تو لازم نیست ازشون محافظت کنی

231
00:17:09,150 --> 00:17:11,158
‫ما باید ازت محافظت کنیم
...حالا بذار دستبندت رو

232
00:17:11,158 --> 00:17:12,146
‫نه

233
00:17:14,150 --> 00:17:18,150
‫عزیز دلم ، توی این 1000 سال ‫کسی
نتونسته جلوی خونواده‌ی ما رو بگیره

234
00:17:19,179 --> 00:17:21,171
‫هیچی نمی‌تونه شکستمون بده

235
00:17:23,179 --> 00:17:26,133
‫راستش یه چیزی هست

236
00:17:49,192 --> 00:17:56,108
‫امروز صبح که اومدی دیدنم
کار خوبی کردی

237
00:17:56,108 --> 00:18:02,133
راستش رو بخوای
کم مونده بود فرار کنم

238
00:18:02,133 --> 00:18:04,175
‫راستش تو این‌کار حرف ندارم

239
00:18:04,175 --> 00:18:07,112
‫چرا فرار نکردی؟

240
00:18:09,112 --> 00:18:11,175
...خب

241
00:18:11,175 --> 00:18:23,192
‫به ذهنم اومد ‫که وقتی بمیرم
‫5 دقیقه‌ی بعدش بیدار نمیشم

242
00:18:23,192 --> 00:18:25,188
‫تو هم همینطور

243
00:18:27,142 --> 00:18:29,125
‫در مقایسه با بقیه‌ی اعضای خونواده‌ام

244
00:18:29,125 --> 00:18:32,138
‫زندگی من خیلی کوتاهه

245
00:18:32,138 --> 00:18:34,129
...و

246
00:18:34,129 --> 00:18:37,112
‫به گمونم نمی‌خواستم این زمان کم رو هم
‫برای فرار کردن حروم کنم

247
00:18:39,188 --> 00:18:42,175
‫خوشحالم که نرفتی

248
00:18:48,192 --> 00:18:50,175
‫خیلی‌خب

249
00:19:01,133 --> 00:19:03,175
‫شاید بهتر باشه اینجا منتظر باشی

250
00:19:03,175 --> 00:19:05,188
‫داریم میریم جایی که مردی

251
00:19:05,188 --> 00:19:07,179
‫نیای سرزنشت نمی‌کنم

252
00:19:07,179 --> 00:19:11,179
‫اگه از پس‌ـش برنمیومدم اینجا نبودم

253
00:19:11,179 --> 00:19:15,138
نیکلاوس» ، وقتی تموم بشه»

254
00:19:15,138 --> 00:19:17,150
‫می‌خوام «هِیلی» و «هوپ» رو
از این دور کنی

255
00:19:17,150 --> 00:19:19,125
‫از همه‌ـش

256
00:19:19,125 --> 00:19:23,129
‫از قصد خودت رو از قلم انداختی

257
00:19:25,150 --> 00:19:28,158
‫هر چیزی که «هِیلی» توی
تو دیده ‫قبولش می‌کنه

258
00:19:28,158 --> 00:19:30,104
‫نه . نمی‌کنه

259
00:19:33,121 --> 00:19:36,196
‫نمی‌تونم چیزی که دید رو
«توضیح بدم «نیکلاوس

260
00:19:36,196 --> 00:19:38,171
‫اینکه کی هستم

261
00:19:38,171 --> 00:19:41,133
‫- تو خسته‌ شدی
‫- و تو چی «نیکلاوس»؟

262
00:19:41,133 --> 00:19:43,192
‫هزاران سال تهی بودن

263
00:19:43,192 --> 00:19:46,192
‫یک نمایش بی‌نهایت از قتل

264
00:19:48,158 --> 00:19:51,125
‫تا وقتی که دخترت اومد پیش ما

265
00:19:52,158 --> 00:19:54,125
‫حالا اون همه چیزه «نیکلاوس»

266
00:19:54,125 --> 00:19:55,192
‫ارزش هر مبارزه‌ای رو داره

267
00:19:55,192 --> 00:19:57,142
‫ارزش هر فداکاری رو داره

268
00:19:57,142 --> 00:19:59,188
‫نباید به همون سرنوشت دچار بشه

269
00:19:59,188 --> 00:20:04,112
‫پاک کردن «هالو» از روی زمین
باعث میشه دخترم در امان باشه

270
00:20:05,183 --> 00:20:08,150
‫بقیه چیزها مهم نیستن

271
00:20:13,162 --> 00:20:17,129
‫خب ، میدونم که زیاد اهل حرف زدن نیستم

272
00:20:17,129 --> 00:20:19,175
‫ولی باید به یکی بگم

273
00:20:21,100 --> 00:20:22,192
‫چی شده؟

274
00:20:22,192 --> 00:20:26,196
‫«فِرِیا» ، من کل صبح رو داشتم
‫به اتفاق دیشب فکر می‌کردم

275
00:20:26,196 --> 00:20:28,121
‫«هالو» من رو داشت

276
00:20:28,121 --> 00:20:30,125
‫می‌تونست من رو بکشه ولی نکشت

277
00:20:30,125 --> 00:20:33,162
‫فقط خون‌ـم رو گرفت و بُرد . چرا؟

278
00:20:34,188 --> 00:20:37,142
‫خب ، خون کاربردهای زیادی داره

279
00:20:37,142 --> 00:20:40,175
...طلسم مکان‌یابی ، طلسم شفا ، طلسم

280
00:20:40,175 --> 00:20:41,162
‫طلسم پیوند

281
00:20:42,179 --> 00:20:44,171
‫اون خودش رو به من وصل نکرد

282
00:20:48,175 --> 00:20:51,125
‫این رو از اتاق «هوپ» برداشتم

283
00:20:51,125 --> 00:20:53,112
‫یک بررسی روش بکن

284
00:20:53,112 --> 00:20:55,129
‫بگو چجور انرژی حس می‌کنی

285
00:21:08,167 --> 00:21:10,108
‫این جادوی «هالو»‌ـه

286
00:21:10,108 --> 00:21:11,188
‫خون «لابونیر» قرار بود اون رو بکشه

287
00:21:11,188 --> 00:21:14,133
‫مگر اینکه از قصد از تو خون گرفته

288
00:21:14,133 --> 00:21:17,171
‫یک راهی برای دفعش پیدا کرده
‫و به نقطه‌قوت تبدیلش کرده

289
00:21:17,171 --> 00:21:19,192
‫میدونه که من به دختر خودم
صدمه نمیزنم

290
00:21:21,112 --> 00:21:22,146
‫چی‌کار کنیم؟

291
00:21:28,162 --> 00:21:30,196
‫این یک سمه

292
00:21:30,196 --> 00:21:33,100
‫انقدری هست که قلبم ایست کنه

293
00:21:33,100 --> 00:21:36,129
‫و بهم به اندازه کافی زمان بده ‫تا
کارم با مادر «اینادو» تموم بشه

294
00:21:36,129 --> 00:21:38,162
‫خیلی‌خب ، چطوری بَرِت‌گردونم؟

295
00:21:46,108 --> 00:21:48,133
‫درست بزن تو قلبم

296
00:21:48,133 --> 00:21:50,150
‫باعث میشه قلبم دوباره کار کنه

297
00:21:50,150 --> 00:21:53,129
‫ولی باید قبل از تموم شدن
ساعت شنی این رو بزنی

298
00:21:53,129 --> 00:21:55,108
‫در غیر این‌صورت می‌میرم

299
00:21:55,108 --> 00:21:59,146
‫و آخرین فرصت‌ـت برای خلاص شدن
از شر اون هیولا ‫هم با من می‌میره

300
00:22:17,104 --> 00:22:18,188
‫بزودی می‌بینمت

301
00:23:23,167 --> 00:23:26,112
‫ببخشید که مزاحم عبادات‌ـتون شدیم

302
00:23:27,138 --> 00:23:31,171
‫ما برای اون کتاب اومدیم
و اینکه بیشتر شما رو بکشیم

303
00:23:43,171 --> 00:23:49,162
‫حتی اگه موفق بشید کتاب رو ببرید
جلوی چیزی گرفته نمیشه

304
00:23:49,162 --> 00:23:51,142
‫طلسم همین الان شروع شده

305
00:23:51,142 --> 00:23:54,154
‫خب ، بد شد

306
00:23:55,125 --> 00:23:56,133
‫صبر کن

307
00:23:58,150 --> 00:24:02,146
‫تو هیچ ایده‌ای راجبه اهمیت
موقعیت‌ـت نداری . درسته؟

308
00:24:02,146 --> 00:24:06,154
‫خب ، آخرین لحظات عمرت ‫رو صرف
شفاف‌سازی اوضاع برای ما بکن

309
00:24:06,154 --> 00:24:10,121
‫«هالو» بدنش رو ریخته
تا یکی دیگه به خدمت بگیره

310
00:24:10,121 --> 00:24:11,167
‫آره ، آره ، آره

311
00:24:11,167 --> 00:24:13,167
‫و ما اون بدن رو هم می‌کشیم
و بدن‌های بعدی رو

312
00:24:13,167 --> 00:24:15,104
‫تا وقتی متوجه منظورمون بشه

313
00:24:15,104 --> 00:24:17,138
جرأت کشتن بدنی که گرفته رو نداری

314
00:24:19,104 --> 00:24:23,125
‫حتی الان که بدن بزرگترین
‫جادوگر دنیا رو گرفته

315
00:24:23,125 --> 00:24:29,133
‫و جالبیش اینه که ‫تو ترجیح میدی
براش بمیری تا آزارش بدی

316
00:24:49,688 --> 00:24:54,654
‫بیا ‫. اینجا جات امنه

317
00:24:54,654 --> 00:24:56,625
‫فقط من می‌تونم وارد بشم

318
00:24:56,625 --> 00:24:59,612
‫من اینجا نمی‌مونم «فِرِیا»

319
00:24:59,612 --> 00:25:00,658
‫«هالو» 100بار تلاش کرده

320
00:25:00,658 --> 00:25:02,617
‫- تو رو بکشه
‫- اون میدونه تو نقطه‌ضعف منی

321
00:25:02,617 --> 00:25:03,646
‫اگه تو داری مبارزه می‌کنی
منم مبارزه می‌کنم

322
00:25:04,650 --> 00:25:06,600
‫نقطه سر خط

323
00:25:14,612 --> 00:25:18,629
‫فقط لطفاً ‫جلوی من رو نگیر

324
00:25:20,679 --> 00:25:22,667
‫همین الانم گرفتم

325
00:25:27,617 --> 00:25:29,667
‫«فِرِیا»

326
00:25:58,638 --> 00:26:01,617
‫هی عزیزم

327
00:26:04,604 --> 00:26:09,638
‫چرا اون شطرنج رو نمیاری
پایین ‫که باهم بازی کنیم؟

328
00:26:11,612 --> 00:26:15,617
‫می‌خوای یه جا بشینی
و من اسنک درست کنم؟

329
00:26:24,658 --> 00:26:27,675
‫من دخترم رو می‌خوام

330
00:26:44,675 --> 00:26:47,625
‫بزار حدس بزنم
تو از طرف «هالو» اینجایی

331
00:26:47,625 --> 00:26:49,612
‫خیلی‌خب پس گوش کن

332
00:26:49,612 --> 00:26:52,638
‫مگر اینکه از رو نعش من رد بشید
تا به «وینسنت» برسید

333
00:26:52,638 --> 00:26:55,625
‫و محض اطلاعتون بگم که من نمی‌میرم

334
00:27:00,642 --> 00:27:02,667
‫من تلاشم رو کردم . درسته؟

335
00:27:02,667 --> 00:27:05,650
‫برام مهم نیست چقدر طول بکشه
‫یا اینکه چه کاری باید بکنم

336
00:27:05,650 --> 00:27:07,621
‫من دخترم رو پس می‌گیرم

337
00:27:13,608 --> 00:27:15,629
‫این‌کار رو نمی‌کنی

338
00:27:15,629 --> 00:27:17,679
‫«هوپ» هنوز داره مبارزه می‌کنه
ولی بزودی تسلیم میشه

339
00:27:17,679 --> 00:27:19,692
‫وقتی این کامل بشه

340
00:27:19,692 --> 00:27:22,629
‫من به‌طور دائم وارد بدنش میشم

341
00:27:30,688 --> 00:27:32,617
‫تو به من صدمه نمیزنی

342
00:27:32,617 --> 00:27:34,608
‫من دخترت هستم

343
00:27:34,608 --> 00:27:35,658
‫- تو نمی‌تونی
‫- «اینادو»

344
00:27:48,642 --> 00:27:51,625
‫چقدر زمان داریم؟

345
00:27:51,625 --> 00:27:54,671
‫وقتی از طلسم خواب بیدار بشه
زیاد خوشحال نخواهد بود

346
00:27:54,671 --> 00:27:56,683
‫که این یعنی باید سریع کار کنیم

347
00:28:15,608 --> 00:28:16,679
‫نه

348
00:28:46,612 --> 00:28:48,612
‫بعداً ازم تشکر کن

349
00:28:58,683 --> 00:29:00,629
‫یالا ، یالا

350
00:29:00,629 --> 00:29:02,642
‫یالا ، یالا ، یالا

351
00:29:04,600 --> 00:29:05,667
‫یالا ، یالا ، یالا

352
00:29:07,683 --> 00:29:09,612
‫خوش برگشتی

353
00:29:10,650 --> 00:29:12,629
‫چیزی که می‌خواستی رو فهمیدی؟

354
00:29:12,629 --> 00:29:14,671
‫آره . فهمیدم

355
00:29:14,671 --> 00:29:18,642
‫و یک‌سری خبر بد هم دارم

356
00:29:20,612 --> 00:29:22,696
‫«هوپ» هنوز خوابه
فکر می‌کنی جواب میده؟

357
00:29:22,696 --> 00:29:25,646
‫آویز ساخته شده تا یکی با
خون «مایکلسون» رو نگه داره

358
00:29:25,646 --> 00:29:26,671
‫پس روی «هوپ» جواب میده

359
00:29:26,671 --> 00:29:28,658
‫تمام تلاشم رو کردم تا درستش کنم

360
00:29:29,667 --> 00:29:33,642
‫تلاشتون قابل تحسینه
ولی «هوپ» به من تعلق داره

361
00:29:38,625 --> 00:29:40,654
‫مگر اینکه از روی نعش من رد بشی

362
00:29:43,650 --> 00:29:45,617
‫پس اول تو رو می‌کشم

363
00:29:46,654 --> 00:29:48,683
‫خیلی‌خب ، مواظب باش

364
00:29:48,683 --> 00:29:50,662
‫همه این آدم‌ها رو تو کشتی؟

365
00:29:50,662 --> 00:29:52,604
‫آره

366
00:29:52,604 --> 00:29:53,646
‫«سوفیا»

367
00:29:53,646 --> 00:29:55,667
‫اونا به «هالو» وفادارن

368
00:29:55,667 --> 00:29:57,629
‫به سزای کارشون رسیدن

369
00:29:57,629 --> 00:29:59,646
‫نظر منم همینه

370
00:29:59,646 --> 00:30:01,612
‫اون هیولا به دخترم نفوذ کرده

371
00:30:01,612 --> 00:30:04,621
‫بهت گفته بودم کتاب رو
در ازای کمکت میارم

372
00:30:04,621 --> 00:30:05,675
‫حالا نوبت توئه

373
00:30:05,675 --> 00:30:08,621
‫یه چیزی هست که باید بدونی

374
00:30:08,621 --> 00:30:09,692
‫در مورد «هالو»ـه

375
00:30:09,692 --> 00:30:14,662
‫اون موجود کنترل بدنم رو گرفته بود
‫مثل همون کاری که با دخترت کرده

376
00:30:14,662 --> 00:30:17,662
‫وقتی به من نفوذ کرده بود
‫تنها چیزی که می‌خواستم

377
00:30:17,662 --> 00:30:21,642
‫تسلیم شدن بود
اینکه در تاریکی غرق بشم

378
00:30:21,642 --> 00:30:23,617
‫و برای همیشه بمیرم

379
00:30:23,617 --> 00:30:26,633
‫ولی میدونستم اگه این‌کار رو بکنم
‫برای همیشه کنترلم رو به دست می‌گیره

380
00:30:26,633 --> 00:30:28,633
‫نباید بذارین این اتفاق برای «هوپ» بیوفته

381
00:30:28,633 --> 00:30:31,679
‫شاید قوی باشه ولی هنوز یه بچه‌ست

382
00:30:31,679 --> 00:30:36,662
‫باید باهاش ارتباط برقرار کنی
‫وگرنه همه‌ی این‌کارها بیهوده میشه

383
00:30:40,654 --> 00:30:43,612
‫این پر از جادوی «هالو»ـه

384
00:30:43,612 --> 00:30:44,675
‫«هوپ» بهش متصله

385
00:30:44,675 --> 00:30:47,608
‫از طریق خون‌ـت به تو متصله

386
00:30:47,608 --> 00:30:48,692
‫اگه بتونم همه‌ی اینا رو جمع کنم
‫پس باید بتونم که

387
00:30:48,692 --> 00:30:51,625
‫یه طلسم برای ارتباط با اون اجرا کنم

388
00:30:51,625 --> 00:30:53,667
‫اون‌وقت فقط باید به «هوپ» بگی
که دووم بیاره

389
00:30:53,667 --> 00:30:55,667
‫بریم انجامش بدیم

390
00:31:00,658 --> 00:31:02,683
‫«هوپ» باهات مقابله می‌کنه

391
00:31:02,683 --> 00:31:04,667
‫می‌تونم عشقش به تو رو حس کنم

392
00:31:05,692 --> 00:31:09,629
‫حیف که کافی نیست

393
00:31:38,104 --> 00:31:40,104
‫«هوپ»؟

394
00:31:45,175 --> 00:31:47,125
‫من اینجام

395
00:31:51,150 --> 00:31:53,129
‫«هالو» اومد

396
00:31:53,129 --> 00:31:55,171
‫سعی کردم باهاش بجنگم

397
00:31:55,171 --> 00:31:57,196
‫ولی همه‌جا تاریکه

398
00:31:57,196 --> 00:32:02,108
‫خیلی سرده و ‫منم خسته‌ام

399
00:32:10,175 --> 00:32:12,175
‫خیلی‌خب ، اون اینجاست

400
00:32:12,175 --> 00:32:14,175
‫میدونین که چی‌کار کنین

401
00:32:30,104 --> 00:32:31,167
‫دوباره سلام

402
00:32:45,112 --> 00:32:47,179
‫«هوپ»

403
00:32:47,179 --> 00:32:49,188
‫«هوپ» ، گوش کن چی میگم

404
00:32:51,125 --> 00:32:54,133
‫باید بیدار بمونی ، خب؟

405
00:32:54,133 --> 00:32:56,167
‫باید طاقت بیاری

406
00:32:56,167 --> 00:32:58,104
‫می‌تونی این‌کار رو بکنی؟

407
00:33:00,104 --> 00:33:02,104
‫سعیم رو می‌کنم

408
00:33:08,633 --> 00:33:09,650
‫چقدر قابل پیش‌بینی

409
00:33:10,642 --> 00:33:12,612
‫تاوان کارِت رو پس میدی

410
00:33:13,692 --> 00:33:15,675
‫1بار کشتمت «آلایژا»

411
00:33:15,675 --> 00:33:18,654
‫بدون تردید بازم می‌کشمت

412
00:33:20,688 --> 00:33:23,625
‫«اینادو»

413
00:33:23,625 --> 00:33:25,675
‫خودت رو نشون بده

414
00:33:25,675 --> 00:33:27,621
‫مشکل چیه؟

415
00:33:27,621 --> 00:33:30,646
‫«هالو»ـی بد و گنده از روبرو شدن
با من می‌ترسه؟

416
00:33:30,646 --> 00:33:32,608
من از ترس کسی مخفی نمیشم

417
00:33:34,600 --> 00:33:38,629
‫مخصوصاً از ‫کسی که
خواستار پادشاهی "نيو اورلانز"ـه

418
00:33:47,675 --> 00:33:50,604
‫چقدر شرورانه

419
00:33:51,671 --> 00:33:53,671
‫حتی برای تو

420
00:33:55,696 --> 00:33:58,629
‫حتماً بدجور روی اعصاب‌ـت راه رفته

421
00:33:58,629 --> 00:34:00,604
‫مطمئنم حرفای خیلی زیادی داشت

422
00:34:00,604 --> 00:34:01,654
‫ولی مهم نیست

423
00:34:01,654 --> 00:34:05,671
چون اونقدری سرت رو گرم کرد
که بتونم به دام بندازمت

424
00:34:05,671 --> 00:34:08,633
‫واقعاً خیال کردی می‌تونی من رو شکست بدی؟

425
00:34:09,654 --> 00:34:11,612
‫می‌تونی سعیت رو بکنی

426
00:34:11,612 --> 00:34:14,600
‫ولی وقتی «هوپ مایکلسون» تسلیم بشه

427
00:34:14,600 --> 00:34:17,642
‫بیشتر از اونی که بتونی تصورش رو بکنی
‫قدرتمند میشم

428
00:34:17,642 --> 00:34:19,625
‫این اتفاق نمیوفته

429
00:34:19,625 --> 00:34:22,675
‫من با نیاکان صحبت کردم

430
00:34:26,650 --> 00:34:28,658
‫مادرت هم بین اونا بود

431
00:34:28,658 --> 00:34:32,612
‫اون طلسمی رو بهم داد که ازش برای
‫کشتن تو استفاده کرده بود و الان

432
00:34:32,612 --> 00:34:36,600
‫تو رو برای همیشه میندازم تو قفست

433
00:34:49,688 --> 00:34:52,650
‫«هوپ» ، چشمات رو باز کن

434
00:34:52,650 --> 00:34:54,662
‫نباید بخوابی

435
00:34:57,662 --> 00:34:59,683
‫الان یه داستان برات میگم

436
00:34:59,683 --> 00:35:02,642
‫و تو باید بیدار بمونی تا بشنویش ، خب؟

437
00:35:04,617 --> 00:35:09,688
‫قبل از اینکه به دنیا بیای
‫من موجود متفاوتی بودم

438
00:35:09,688 --> 00:35:12,658
‫بی‌رحم بودم

439
00:35:12,658 --> 00:35:14,679
‫بدجنس بودم

440
00:35:14,679 --> 00:35:18,662
‫و در ترسی که در دیگران ایجاد می‌کردم
عیاشی می‌کردم

441
00:35:18,662 --> 00:35:20,692
‫ولی «هوپ»

442
00:35:20,692 --> 00:35:24,633
‫از اون لحظه‌ای که دیدمت

443
00:35:24,633 --> 00:35:28,658
‫هیچی جز اینکه صلاحیتِ پدر تو بودن
رو ‫داشته باشم نمی‌خواستم

444
00:35:35,612 --> 00:35:37,629
‫نه

445
00:35:37,629 --> 00:35:39,679
‫اون خشمی که الان حس می‌کنی
‫بهش میگن باختن

446
00:35:39,679 --> 00:35:43,617
‫چون بعد از این دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫خودت رو توی بدن «هوپ مایکلسون» قرار بدی

447
00:35:43,617 --> 00:35:47,612
‫و وقتی تو رو داخل این کتاب بذارم
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی ازش بیرون بیای

448
00:35:52,642 --> 00:35:55,658
‫ولی من می‌ترسم «هوپ»

449
00:35:55,658 --> 00:36:00,658
‫می‌ترسم که بدون تو
دوباره به اون تاریکی برگردم

450
00:36:00,658 --> 00:36:03,650
‫برای همین بهت نیاز دارم

451
00:36:03,650 --> 00:36:06,608
‫باید بجنگی

452
00:36:07,633 --> 00:36:10,612
‫می‌جنگم بابایی

453
00:36:17,058 --> 00:36:19,083
‫فکر کردی من رو شکست دادی؟

454
00:37:46,783 --> 00:37:48,746
‫اون کجاست؟

455
00:37:48,746 --> 00:37:49,762
‫نتونستم نجاتش بدم

456
00:37:49,762 --> 00:37:50,767
‫«هوپ» دیگه نیستش

457
00:37:50,767 --> 00:37:52,750
‫چی؟

458
00:37:52,750 --> 00:37:54,771
‫- الان دیگه «هالو»ست
‫- باید پیداش کنیم

459
00:37:54,771 --> 00:37:57,700
‫«وینسنت» ، مطمئناً تو می‌تونی
...هالو» رو از»

460
00:37:57,700 --> 00:37:59,712
‫«آلایژا» ، اگه اونقدر راحت بود که
‫بتونم از بدن «هوپ» درش‌بیارم

461
00:37:59,712 --> 00:38:01,704
‫اون‌وقت الان اینجا باهاتون بحث نمی‌کردم

462
00:38:01,704 --> 00:38:02,733
‫جایی ندارم که بذارمش داخل اون

463
00:38:02,733 --> 00:38:03,796
‫کتاب نابود شده ، خب؟

464
00:38:03,796 --> 00:38:07,729
‫کتاب تنها چیزی بود که قدرت کافی
برای ‫نگه داشتن روح جاودانش رو داشت

465
00:38:07,729 --> 00:38:08,775
‫باید راه دیگه‌ای هم باشه

466
00:38:11,771 --> 00:38:13,700
‫«وینسنت»؟

467
00:38:13,700 --> 00:38:14,792
‫راه دیگه‌ای سراغ ندارم

468
00:38:22,496 --> 00:38:24,096
کجا میری؟ -
میرم دخترم رو پیدا کنم -

469
00:38:24,096 --> 00:38:24,725
‫چطوری پیداش کنی؟

470
00:38:24,725 --> 00:38:25,762
‫- یه راهی پیدا می‌کنیم
‫- بذار کمکت کنم

471
00:38:25,762 --> 00:38:26,779
‫بهم دست نزن

472
00:38:29,721 --> 00:38:32,792
‫من طرف تو هستم

473
00:38:34,738 --> 00:38:37,700
‫هیچ‌وقت نباید میاوردمش اینجا

474
00:39:52,738 --> 00:39:56,746
1000سال پیش ما 3تا
یه سوگند ابدی خوردیم

475
00:39:56,746 --> 00:39:58,767
‫تا از همدیگه محافظت کنیم

476
00:39:58,767 --> 00:40:02,721
‫همیشه و تا ابد

477
00:40:02,721 --> 00:40:04,796
‫«فِرِیا» ، این سوگند الان شامل تو هم میشه

478
00:40:08,762 --> 00:40:11,700
‫همونطور که شامل دخترم هم میشه

479
00:40:13,704 --> 00:40:15,712
‫اون روح و روان منه

480
00:40:17,733 --> 00:40:22,767
‫الانم اون بیرون
‫تنها توی تاریکیه

481
00:40:22,767 --> 00:40:24,767
‫و می‌جنگه

482
00:40:29,767 --> 00:40:33,704
‫نباید امیدمون رو از دست بدیم

483
00:40:33,704 --> 00:40:35,712
‫برای همین التماستون می‌کنم

484
00:40:35,712 --> 00:40:39,700
‫از همه‌تون

485
00:40:39,700 --> 00:40:40,796
...احتمالش هست

486
00:40:40,796 --> 00:40:43,704
‫فکر کنم یه راه برای نجاتش میدونم

487
00:40:45,704 --> 00:40:46,746
‫هر چی که باشه

488
00:40:48,721 --> 00:40:51,754
‫اگه این‌کار رو بکنیم
این پایان کار خونواده‌ات میشه

489
00:40:54,767 --> 00:40:58,058
‫پایانِ همیشه و تا ابدِتون میشه

490
00:40:58,400 --> 00:40:59,400
مترجمین : کیارش عباسی و حسین رضایی
(Ki@rash & HosseinTL)

491
00:41:00,400 --> 00:41:36,400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
