1
00:00:01,016 --> 00:00:02,311
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,513 --> 00:00:05,088
‫جای امنی برای مخفی شدن بهم میدی

3
00:00:05,090 --> 00:00:09,659
‫وقتی تو و کل خون‌آشامات بمیرین
‫یه قربانی بزرگ گیرم میاد

4
00:00:09,661 --> 00:00:12,564
‫و از طریقش زنده میشم

5
00:00:12,597 --> 00:00:14,931
‫اگه «آلایژا» قرار باشه بمیره

6
00:00:14,933 --> 00:00:17,638
‫پس می‌تونم سعی کنم روحش رو
‫توی گردنبند قرار بدم

7
00:00:18,671 --> 00:00:19,970
‫«آلایژا» رو بذار تو گردنبند

8
00:00:19,972 --> 00:00:21,971
‫عجله کن . داره اون رو می‌کشه

9
00:00:23,575 --> 00:00:24,642
‫می‌تونم حس‌ـش کنم

10
00:00:25,745 --> 00:00:27,478
‫اون قدرت «آلایژا» رو گرفته

11
00:00:27,481 --> 00:00:29,947
هالو» دوباره زاده میشه»

12
00:00:29,949 --> 00:00:32,825
روح برادرم توی گردنبنده
باید برش‌گردونیم

13
00:00:32,828 --> 00:00:34,852
‫بدن اصلیش جاییه که هست

14
00:00:34,854 --> 00:00:36,986
‫و حالا که ذهنش داخل گردنبند یکپارچه شده

15
00:00:36,988 --> 00:00:40,657
‫می‌تونم زنده‌اش کنم
فقط یه قربانی بزرگ نیاز دارم

16
00:00:40,660 --> 00:00:42,283
‫تو هم به اونی که من فکر می‌کنم
فکر می‌کنی؟

17
00:00:42,286 --> 00:00:43,820
‫«هالو» رو که بکشیم
برادرمون رو نجات میدیم

18
00:00:45,231 --> 00:00:47,431
‫یه لطفی بکن و مراقب خودت باش

19
00:00:47,433 --> 00:00:50,367
‫اگه بهت می‌گفتم که می‌تونم
دِوینا» رو زنده کنم چی؟»

20
00:00:50,369 --> 00:00:51,931
واقعاً برگشتی؟ -
‫- آره

21
00:00:51,934 --> 00:00:53,636
‫من و اون الان به هم متصلیم

22
00:00:53,638 --> 00:00:58,844
اگه می‌خوای ازش محافظت کنی
پس به من تعلق داری

23
00:01:08,194 --> 00:01:09,563
‫«دِوینا»؟

24
00:01:12,491 --> 00:01:14,627
‫من همینجام

25
00:01:19,532 --> 00:01:21,479
...برای یه لحظه فکر کردم

26
00:01:21,482 --> 00:01:23,000
‫چیزی نیست

27
00:01:23,002 --> 00:01:24,167
‫هنوزم خودمم

28
00:01:24,169 --> 00:01:26,404
‫گوشت و استخون زنده
‫البته فعلاً

29
00:01:26,406 --> 00:01:28,905
‫و به اون هیولا متصلی

30
00:01:28,907 --> 00:01:31,142
‫قول میدم یه راهی برای خلاص شدن
‫از این طلسم پیدا کنم

31
00:01:31,144 --> 00:01:33,977
‫اون اونقدری قدرت داشت که
‫بتونه من رو زنده کنه

32
00:01:33,979 --> 00:01:36,140
کول» ، روحتم خبر نداره با چی طرفیم»

33
00:01:37,416 --> 00:01:39,884
‫این موضوع قبلاً هم جلوم رو نگرفته

34
00:01:39,886 --> 00:01:41,051
‫همینجا بمون

35
00:01:41,053 --> 00:01:43,453
‫به محض اینکه بتونم برمیگردم

36
00:01:43,455 --> 00:01:45,021
‫وایسا ببینم . میری؟

37
00:01:45,023 --> 00:01:47,758
‫«کول» ، شاید وقت زیادی نداشته باشیم
‫که باهم بگذرونیم

38
00:01:47,760 --> 00:01:49,996
‫از دست دادن تو دلم رو به درد میاره

39
00:01:51,531 --> 00:01:54,664
‫همینجوری دست روی دست نمیذارم
‫که از دست‌ـت بدم

40
00:01:54,666 --> 00:01:56,901
‫«هالو» باید کشته بشه

41
00:01:56,903 --> 00:02:00,036
‫و اگه اون بمیره منم می‌میرم

42
00:02:00,038 --> 00:02:02,516
‫چاره‌ی دیگه چیه؟ کمکش کنی؟

43
00:02:02,519 --> 00:02:04,675
‫نباید به خونواده‌ات خیانت کنی

44
00:02:04,677 --> 00:02:06,880
‫این یکی از خصوصیات منحصربه‌فردمه

45
00:02:08,648 --> 00:02:09,916
همینجا بمون

46
00:02:21,661 --> 00:02:23,096
‫جایی میری «کول»؟

47
00:02:25,497 --> 00:02:27,797
‫قبل از اینکه از من برای انجام
‫کارهای کثیفت استفاده کنی

48
00:02:27,799 --> 00:02:30,431
‫خواستم یه‌کم باهاش تنها باشم

49
00:02:30,434 --> 00:02:34,504
‫تو برای 1500 سال مرده بودی
‫مطمئناً 1 ساعت هم می‌تونی دووم بیای

50
00:02:34,506 --> 00:02:37,941
‫اگه بخوای «دِوینا» زنده بمونه
‫هر لحظه‌اش حیاتیه

51
00:02:37,943 --> 00:02:39,642
‫پس بگو چی می‌خوای؟

52
00:02:39,644 --> 00:02:42,813
‫باید از دستورات‌ـت اطاعت کنم
یا رخت‌های تو رو بشورم؟

53
00:02:42,815 --> 00:02:44,614
‫راستش خیلی ساده‌ست

54
00:02:44,616 --> 00:02:46,816
‫از مدت‌ها پیش می‌خواستم فانی باشم

55
00:02:46,818 --> 00:02:49,552
‫ولی الان که زنده شدم فانی هستم

56
00:02:49,554 --> 00:02:54,212
در واقع ‫خونواده‌ی تو بی‌رحمانه
می‌خوان که من رو بکشن

57
00:02:54,215 --> 00:02:57,994
‫ببین ، اگه می‌خوای باادبانه بگم
‫دیگه کاریش نمیشه کرد عزیزم

58
00:02:57,996 --> 00:03:00,129
‫برای خودم طلسم محافظت دارم

59
00:03:00,732 --> 00:03:02,668
‫در قالب یک «توتم»ـه

60
00:03:04,237 --> 00:03:06,570
‫تو از «توتم»ـم محافظت می‌کنی

61
00:03:06,572 --> 00:03:08,939
‫تا اینکه کارم با خونواده‌ات تموم بشه

62
00:03:08,941 --> 00:03:11,774
‫اگه مردد بشی

63
00:03:11,776 --> 00:03:14,143
‫اگه به من صدمه‌ای برسه

64
00:03:14,145 --> 00:03:16,782
‫«دِوینا» هم با من عذاب خواهد کشید

65
00:03:17,400 --> 00:03:18,400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

66
00:03:19,400 --> 00:03:24,500
"The Originals"
فصل 4
قسمت 11 : روحی که شکست نخواهد خورد

67
00:03:25,500 --> 00:03:26,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

68
00:03:35,967 --> 00:03:39,937
‫«هالو» داره قوی‌تر میشه

69
00:03:39,939 --> 00:03:42,572
‫می‌تونی حس‌ـش کنی؟

70
00:03:42,574 --> 00:03:45,276
‫اون اول که اومدیم اینجا یه نوایی بیرون بود

71
00:03:45,278 --> 00:03:48,011
‫آدمایی میرقصیدن و می‌خندیدن

72
00:03:48,013 --> 00:03:50,947
‫ولی از وقتی اون برگشته خیلی ساکته

73
00:03:50,949 --> 00:03:53,987
‫انگار همه چیز رو از شهر می‌کشه بیرون

74
00:03:58,024 --> 00:04:02,659
‫عمو «آلایژا» رو هم گرفته
‫و بزودی میاد سراغ بقیه‌مون

75
00:04:02,661 --> 00:04:06,296
‫گوش کن «هوپ» . میدونم که ترسیدی

76
00:04:06,298 --> 00:04:10,034
‫ولی در طی سال‌ها آدمای بد زیادی
‫سر راه خونواده‌مون قرار گرفتن

77
00:04:10,036 --> 00:04:12,069
‫ولی همه‌شون از بین رفتن

78
00:04:12,071 --> 00:04:15,238
‫«هالو» هم فرقی با اونا نداره

79
00:04:15,240 --> 00:04:17,544
‫نه . اون فرق داره

80
00:05:01,087 --> 00:05:06,956
‫جدا از طلسمی که انجام دادم
‫گردنبند داره بی‌ثبات‌تر میشه

81
00:05:06,958 --> 00:05:09,692
‫زیاد نمی‌تونه روح «آلایژا» رو نگه داره

82
00:05:09,694 --> 00:05:11,961
‫امشب باید یه راهی برای
زنده کردنش پیدا کنیم

83
00:05:11,963 --> 00:05:13,631
‫وگرنه تا ابد از دستش میدیم

84
00:05:13,633 --> 00:05:16,100
‫برای این‌کار به قدرت بیشتری نیاز داریم

85
00:05:16,102 --> 00:05:17,968
‫بذار حدس بزنم
یه قربانی بزرگ

86
00:05:17,970 --> 00:05:20,534
‫به نظرم دشمنمون رو بکشیم
و قربانیش کنیم

87
00:05:20,537 --> 00:05:23,107
‫بعدش می‌تونم قدرت مرگ «هالو» رو بگیرم

88
00:05:23,109 --> 00:05:25,376
‫و بدن «آلایژا» رو زنده کنم و بذارمش جایی
‫که بهش تعلق داره

89
00:05:25,378 --> 00:05:27,644
‫- هر کاری می‌تونستیم کردیم
‫- و نزدیک شدیم

90
00:05:27,646 --> 00:05:30,114
‫خون «لابونیر» نقطه‌ضعفشه

91
00:05:30,116 --> 00:05:31,715
هِیلی» ، خون تو»

92
00:05:31,717 --> 00:05:34,117
‫اون رو ضعیف کرد ولی تو از لحاظ فنی
‫چندین ساله مرده بودی

93
00:05:34,119 --> 00:05:36,787
‫پس خون‌ـت برای کشتن اون
‫به قدر کافی قوی نیست

94
00:05:36,789 --> 00:05:40,391
‫اگه یه خنجر رو با خون آخرین
...بازمانده‌ی «لابونیر» آغشته کنیم

95
00:05:40,393 --> 00:05:42,158
‫نمی‌خوایم «هوپ» رو درگیر کنیم

96
00:05:42,160 --> 00:05:43,961
‫همین الانشم درگیر شده

97
00:05:43,963 --> 00:05:46,864
‫«هوپ» به نمادی که «هالو» از خودش
‫به‌جا میذاره وسواس پیدا کرده

98
00:05:46,866 --> 00:05:48,297
‫ماری که خودش رو می‌خوره

99
00:05:48,299 --> 00:05:50,768
‫به نظرم این به ما کلید کار رو نشون میده

100
00:05:50,770 --> 00:05:53,772
‫این یعنی تنها وسیله برای
نابود کردنش ‫خون «هوپ»ـه

101
00:05:57,003 --> 00:06:00,143
‫«هالو» یکی از سرهای نسل «لابونیر»ـه

102
00:06:00,145 --> 00:06:02,812
‫«هوپ» هم سر دیگه‌اش هست
‫و ما باید این حلقه رو ببندیم

103
00:06:02,814 --> 00:06:05,348
‫بهترین راه برای انجام این‌کار
‫اینه که «هِیلی» یه خنجر جور کنه

104
00:06:05,350 --> 00:06:06,783
‫که به خون «هوپ» آغشته‌ست

105
00:06:06,785 --> 00:06:09,221
‫وقتی «هِیلی» خنجر رو بهش فرو کنه
‫فقط اون‌موقع‌ست که

106
00:06:09,224 --> 00:06:12,344
‫«هالو» رو میشه به کلی از بین برد

107
00:06:14,460 --> 00:06:17,547
‫پس عملیش می‌کنیم
‫میرم با «هوپ» حرف بزنم

108
00:06:23,335 --> 00:06:27,737
‫سلام‌علیکم ‫، بازم منم

109
00:06:27,739 --> 00:06:30,041
‫امیدوارم جات راحت باشه

110
00:06:30,044 --> 00:06:37,047
‫خیلی دوست دارم در مورد
صدها چیز ‫باهات صحبت کنم

111
00:06:37,049 --> 00:06:39,482
«مثل اون صدای نازک عجیبی که «ادی

112
00:06:39,484 --> 00:06:43,052
‫هر وقت یه سگ میدید
‫بهش سلام میداد

113
00:06:43,054 --> 00:06:44,987
نمیدونم . شاید غیرمتعارف باشه

114
00:06:46,467 --> 00:06:49,492
‫یا اینکه چطور بالاخره
جادوی کاربردی" رو دیدم"

115
00:06:49,494 --> 00:06:51,728
‫و حق با تو بود

116
00:06:51,730 --> 00:06:52,898
‫فیلم بی‌نظیریه

117
00:06:54,934 --> 00:06:59,071
‫یا راستش ‫اینکه هنوزم
چقدر دلتنگت هستم

118
00:07:01,340 --> 00:07:04,340
‫منم دلم براش تنگ شده

119
00:07:04,342 --> 00:07:05,679
‫سلام

120
00:07:08,047 --> 00:07:09,747
‫دفعه بعد باید باهم بیایم

121
00:07:09,749 --> 00:07:12,516
«راستش اومدم دنبال «وینسنت

122
00:07:12,518 --> 00:07:15,985
‫اون گفت که یه درمان برای «سوفیا» پیدا کرده
‫ولی پیداش نیست

123
00:07:15,987 --> 00:07:17,156
‫ندیدیش؟

124
00:07:18,390 --> 00:07:19,793
‫نه

125
00:07:21,761 --> 00:07:24,261
‫چیه؟ می‌خوای کمک کنم پیداش کنی؟

126
00:07:24,263 --> 00:07:25,896
‫نه

127
00:07:25,898 --> 00:07:28,268
‫نه ولی اگه دیدیش بهم زنگ بزن

128
00:07:41,446 --> 00:07:43,814
‫طلسم ردیاب عجیبیه

129
00:07:43,816 --> 00:07:45,915
‫می‌خوام رد جادوی «هالو» رو بگیرم

130
00:07:45,917 --> 00:07:47,785
‫چیزی نمونده

131
00:07:49,521 --> 00:07:52,124
‫اون توی «گاردن دیستریکت»ـه

132
00:07:53,191 --> 00:07:55,091
‫اونجا عمارت «لافورج»ـه

133
00:07:55,093 --> 00:07:57,798
‫یه زمانی مرکز طبقه‌ی بالای اجتماع بود

134
00:07:57,801 --> 00:07:59,028
«ولی بعد از اینکه دکتر «لافورج

135
00:07:59,030 --> 00:08:01,531
‫دوست‌ها و خانواده‌اش رو کشت
‫رسوا شدن

136
00:08:01,533 --> 00:08:04,934
‫تا روز مرگش ادعا داشت که
‫یه روح شیطانی اون رو مجبور به این‌کار کرد

137
00:08:04,936 --> 00:08:08,273
‫اون عمارت از اون‌موقع متروک مونده

138
00:08:10,075 --> 00:08:13,811
‫لونه‌ی بی‌نظیریه واسه کسی که
‫به فاجعه اشتیاق داره

139
00:08:18,883 --> 00:08:20,283
‫اون چیه؟

140
00:08:20,285 --> 00:08:25,288
«اگه این مار ‫در عمارت «لافورج
نشون‌دهنده‌ی خود «هالو» باشه

141
00:08:25,290 --> 00:08:27,557
‫پس این حتماً یه‌جور «توتم»ـه

142
00:08:27,559 --> 00:08:30,561
‫که قدرتش رو زیاد و از خودش محافظت کنه

143
00:08:30,563 --> 00:08:35,565
دالیا» قبلاً از اینا برای وقتی که می‌خواست»
کار ناجوری بکنه استفاده می‌کرد

144
00:08:35,567 --> 00:08:38,234
‫این باعث میشه «هالو» شکست‌ناپذیر بشه

145
00:08:38,236 --> 00:08:41,338
‫باید قبل از اینکه باهاش مواجه بشیم
‫«توتم» رو نابود کنیم

146
00:08:41,340 --> 00:08:43,006
‫چه عالی

147
00:08:43,008 --> 00:08:45,979
‫می‌تونم یه نفسی تازه کنم
با یه‌کم خون تازه

148
00:08:47,446 --> 00:08:49,445
‫نقشه رو بگیر

149
00:08:49,447 --> 00:08:51,515
‫طلسم شده که «توتم» رو ردیابی کنه

150
00:08:51,517 --> 00:08:53,286
‫تنها نرو

151
00:08:54,320 --> 00:08:56,152
‫خودم خوب میدونم خواهرم

152
00:08:56,154 --> 00:08:57,320
«سلام «ربکا

153
00:08:57,322 --> 00:08:59,088
‫چه خبرا؟

154
00:08:59,090 --> 00:09:00,692
‫یه نفر هست که با یه اسباب‌بازی

155
00:09:00,695 --> 00:09:02,593
‫که قدرت دشمنمون رو زیاد می‌کنه
‫اینور و اونور پرسه میزنه

156
00:09:02,595 --> 00:09:05,999
‫می‌تونی کمکم کنی این رذل رو
پیدا کنم و بکشمش؟

157
00:09:07,199 --> 00:09:09,131
‫با کمال میل

158
00:09:09,133 --> 00:09:11,104
‫عالی شد

159
00:09:39,005 --> 00:09:42,217
‫تو که جدی جدی نمی‌خوای
‫تنهایی بری اون تو می‌خوای؟

160
00:09:42,219 --> 00:09:43,486
‫چرا؟

161
00:09:43,488 --> 00:09:46,622
‫اگه بحث تهدید باشه تنها کسی که
‫ابزاری برای کشتن من داره

162
00:09:46,624 --> 00:09:48,114
‫همین بیرون کمین کرده

163
00:09:48,117 --> 00:09:50,559
‫من برات تهدید نیستم
‫ولی از طرف دیگه «هالو» هست

164
00:09:50,561 --> 00:09:53,196
‫«هالو» دستیاری داره که از یه «توتم»

165
00:09:53,198 --> 00:09:54,363
‫که قدرتش رو بیشتر می‌کنه
‫محافظت می‌کنه

166
00:09:54,365 --> 00:09:56,533
‫باعث میشه غیرقابل‌کشتن باشه

167
00:09:56,535 --> 00:09:58,668
‫مسئله اینه که باید همین امشب
‫کارش رو یک‌سره کنیم

168
00:09:58,670 --> 00:09:59,812
‫«هِیلی» وسیله‌اش رو داره

169
00:09:59,815 --> 00:10:01,507
‫من فقط باید اطمینان حاصل کنم
‫که اون فانی باشه

170
00:10:03,307 --> 00:10:05,875
‫«کول» میاد هوام رو داشته باشه
‫پس می‌تونی بتازی بری

171
00:10:05,877 --> 00:10:09,714
‫چجور جنتلمنی هستم اگه
‫پیشنهاد ندم همراهیت کنم؟

172
00:10:20,525 --> 00:10:22,958
‫تو شاه شهر هستی
‫نمی‌تونستی این آشغالدونی رو ممنوعش کنی؟

173
00:10:22,960 --> 00:10:26,395
‫نظرت چیه که نقد و انتقاد رو کنار بذاریم
‫و روی چیزی که دنبالشیم تمرکز کنیم؟

174
00:10:26,397 --> 00:10:28,178
‫«توتم» اینجا نیست

175
00:10:28,181 --> 00:10:31,123
‫همه‌جای خونه رو گشتم
‫اثری ازش نیست

176
00:10:31,126 --> 00:10:32,501
‫قرار بود منتظرم وایسی

177
00:10:32,503 --> 00:10:33,303
خب ، حوصله‌ام سر رفت

178
00:10:33,305 --> 00:10:36,056
‫و انگار با این آشغال ‫گرم گرفتی

179
00:10:36,059 --> 00:10:37,273
‫مشکلی داری؟

180
00:10:37,275 --> 00:10:39,876
‫بیخیال بشید ، خیلی‌خب؟

181
00:10:39,878 --> 00:10:42,043
‫نقشه نشون میده که «توتم» هنوز اینجاست

182
00:10:42,046 --> 00:10:44,347
‫پس حتماً یه جایی توی این خونه مخفی شده

183
00:10:44,349 --> 00:10:48,454
‫ببین ، اگه بهم اعتماد نداری
بفرما بیا تو

184
00:10:50,955 --> 00:10:52,157
یعنی چی؟

185
00:10:56,293 --> 00:10:57,860
‫چه مرگته «کول»؟

186
00:10:57,862 --> 00:10:59,795
‫یه شیء تاریک؟ جدی؟

187
00:10:59,797 --> 00:11:01,698
‫«کول» ، به نفعته همین الان
‫طلسمش رو برداری

188
00:11:01,700 --> 00:11:04,833
‫شرمنده «ربکا»

189
00:11:04,835 --> 00:11:06,369
‫واقعاً شرمنده‌ام

190
00:11:06,371 --> 00:11:08,474
‫چرا کمکش می‌کنی؟

191
00:11:09,832 --> 00:11:11,062
چی‌کارـت کرده؟

192
00:11:28,627 --> 00:11:30,329
‫نمی‌خوام

193
00:11:31,863 --> 00:11:34,429
‫می‌ترسی درد داشته باشه؟

194
00:11:34,431 --> 00:11:37,567
‫می‌ترسم اگه این‌کار رو بکنم
‫تو باهاش روبرو بشی

195
00:11:37,569 --> 00:11:40,903
‫و «هالو» ممکنه بهت صدمه بزنه

196
00:11:40,905 --> 00:11:44,874
‫میدونم که ترسیدی

197
00:11:44,876 --> 00:11:47,943
‫کاش این بحث رو نداشتیم

198
00:11:47,945 --> 00:11:50,746
‫وقتی همسن تو بودم
‫با چیزهای زیادی روبرو شدم

199
00:11:50,748 --> 00:11:52,881
‫که نمی‌خواستم روبرو بشم

200
00:11:52,883 --> 00:11:56,419
‫نمی‌خواستم تو هم مثل من بشی
‫ولی خب ، پیش اومد

201
00:11:56,421 --> 00:11:58,131
‫مسئله اینه که

202
00:11:58,134 --> 00:12:00,756
‫بعضی وقتا مجبور میشی
‫کاری رو بکنی که دلت نمی‌خواد

203
00:12:00,758 --> 00:12:03,326
‫چون تو تنها کسی هستی که
‫می‌تونه اون‌کار رو بکنه

204
00:12:03,328 --> 00:12:05,361
‫مثل تو

205
00:12:05,363 --> 00:12:06,962
‫مثل من

206
00:12:06,964 --> 00:12:08,901
‫باشه

207
00:12:23,448 --> 00:12:26,381
‫«ربکا» جواب نمیده
‫«کول» هم همینطور

208
00:12:26,383 --> 00:12:27,801
‫هر چه سریع‌تر که قال قضیه رو بکنیم بهتره

209
00:12:27,804 --> 00:12:30,985
‫نه . باید فرض رو بر این بذاریم که
‫«توتم» «اینادو» هنوزم سالمه

210
00:12:30,988 --> 00:12:33,389
‫تا وقتی نابودش نکردیم
‫نمی‌تونیم بهش حمله کنیم

211
00:12:33,391 --> 00:12:36,491
‫برو سراغ «ربکا»
‫«توتم» رو پیدا کن

212
00:12:36,494 --> 00:12:37,860
‫«هِیلی» رو تنها نمیذارم

213
00:12:37,862 --> 00:12:39,090
‫وقتی نداریم

214
00:12:39,093 --> 00:12:41,060
‫ترک‌ها دارن بیشتر میشن

215
00:12:41,900 --> 00:12:44,634
‫تو باید «توتم» رو نابود کنی

216
00:12:44,636 --> 00:12:45,967
‫من با «هِیلی» میرم

217
00:12:45,969 --> 00:12:47,804
‫«هوپ» چی میشه؟

218
00:12:47,806 --> 00:12:49,405
‫یکی رو پیدا کن ازش مراقبت کنه

219
00:12:49,407 --> 00:12:51,073
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

220
00:12:51,075 --> 00:12:54,544
‫تو بهترین برتری ما هستی

221
00:12:54,546 --> 00:12:57,744
‫سریع و بی‌رحم باش
و «توتم» رو نابود کن

222
00:12:57,747 --> 00:12:59,351
‫وگرنه فاتحه‌مون خونده‌ست

223
00:13:04,689 --> 00:13:06,759
‫بفرما . برای تو و «هِیلی»

224
00:13:08,426 --> 00:13:10,892
‫اینا رو به یه قطره از
خون «هوپ» آغشته کن

225
00:13:10,894 --> 00:13:12,664
‫کارِت رو راه میندازن

226
00:13:15,966 --> 00:13:17,710
‫باید این رو نابود کنی

227
00:13:17,713 --> 00:13:19,602
‫«هِیلی» ممکنه بمیره

228
00:13:19,604 --> 00:13:21,837
اون‌وقت چرا زندگیش از مال تو مهم‌ترـه؟

229
00:13:21,839 --> 00:13:24,723
‫نمی‌تونم مادر یه بچه رو ازش بگیرم «کول»

230
00:13:24,726 --> 00:13:27,443
‫پس باید یه راه دیگه پیدا کنیم
‫تا طلسم رو از روت برداریم

231
00:13:27,445 --> 00:13:29,611
‫چون عمراً بیخیالت بشم

232
00:13:29,613 --> 00:13:31,581
‫وقتی نبودی یه‌کم فکر کردم

233
00:13:31,583 --> 00:13:33,882
‫«آلایژا» 1بار یکی از طلسم‌های
‫مادرت رو بهم داد

234
00:13:33,884 --> 00:13:35,784
‫برای شکستنِ اتصال جادویی کاربرد داشت

235
00:13:35,786 --> 00:13:37,087
‫من الان خیلی ضعیفم

236
00:13:37,089 --> 00:13:39,650
‫ولی اگه بتونیم یه محفل پیدا کنیم
...که طلسم «اینادو» رو باطل کنن اون‌وقت

237
00:13:39,653 --> 00:13:42,058
‫نه . اون طلسم رو می‌شناسم
‫و نیازی به محفل نداریم

238
00:13:42,060 --> 00:13:44,595
‫به یه جادوگر کوچیک و قدرتمند نیاز داریم

239
00:13:52,737 --> 00:13:56,539
‫اون پشت یه ماشین دارم

240
00:13:56,541 --> 00:14:00,041
‫اگه تا نصفه‌شب برنگشتم
‫برش‌دار و برو

241
00:14:00,043 --> 00:14:02,879
...وایسا . بدون تو؟ چی

242
00:14:02,881 --> 00:14:05,113
‫شوخیت گرفته؟ چی‌کار می‌کنی؟

243
00:14:05,115 --> 00:14:06,649
‫«دِوینا» ، ازت درخواست نکردم

244
00:14:06,651 --> 00:14:08,387
‫باید این‌کار رو بکنی

245
00:14:10,488 --> 00:14:11,721
‫قول بده

246
00:14:11,723 --> 00:14:13,758
‫باشه

247
00:14:28,672 --> 00:14:30,354
‫اینا رو به خون «هوپ» آغشته کردم

248
00:14:30,357 --> 00:14:31,620
‫برای هر کدوممون یکی

249
00:14:31,623 --> 00:14:35,295
‫وقتی «توتم» نابود بشه
‫می‌تونیم «هالو» رو قربانی کنیم

250
00:14:37,916 --> 00:14:40,116
‫حال‌ـت خوبه؟

251
00:14:40,118 --> 00:14:42,083
‫آره

252
00:14:43,655 --> 00:14:47,589
‫قبلاً در مورد جنگیدن یا مردن
به‌خاطر خونواده ‫مردد نبودم

253
00:14:47,591 --> 00:14:48,924
...ولی الان که «کیلین» رو دارم

254
00:14:48,926 --> 00:14:52,029
‫حالا کسی رو داری که می‌ترسی
‫زنده نمونی و نری خونه پیش‌ـش

255
00:14:53,797 --> 00:14:57,935
«زنده می‌مونی «فِرِیا
‫هوات رو دارم

256
00:15:00,171 --> 00:15:02,071
‫«هِیلی»

257
00:15:02,073 --> 00:15:04,674
‫میدونم که زیاد چشم تو چشم هم نشدیم

258
00:15:04,676 --> 00:15:08,881
‫ولی به گمونم خونواده همینطوریه

259
00:15:32,970 --> 00:15:35,139
‫فکر کنم اون میدونه اومدیم

260
00:16:28,126 --> 00:16:31,177
‫اینجایی

261
00:16:31,180 --> 00:16:32,180
جکسون»؟»

262
00:16:32,183 --> 00:16:34,099
‫منتظرت بودم

263
00:16:51,533 --> 00:16:54,533
‫چطوری اومدم اینجا؟
‫تو چطوری اینجایی؟

264
00:16:54,535 --> 00:16:56,501
‫زیاد از این چیزها سرم نمیشه
‫ولی به گمونم تو الان

265
00:16:56,503 --> 00:16:58,504
‫توی یه‌جور نقص روانی هستی

266
00:16:58,506 --> 00:17:00,472
‫شرایط سختی رو می‌گذروندی

267
00:17:00,474 --> 00:17:05,644
‫برای همین ذهنت تو رو آورده
یه جای آرامش‌بخش

268
00:17:05,646 --> 00:17:07,646
‫راستش رو بخوای خوشحال شدم
‫به فکرم بودی

269
00:17:07,648 --> 00:17:11,284
‫فکر می‌کردم جای آرامش‌بخش‌ـت
‫یه جایی با «آلایژا»ست

270
00:17:11,286 --> 00:17:15,309
‫پس ‫اگه من بیهوشم
باید به‌هوش بیام

271
00:17:15,312 --> 00:17:17,177
‫میدونم

272
00:17:17,180 --> 00:17:19,592
‫میدونم . منم طرف تو هستم
‫تو رو برمیگردونیم به مبارزه

273
00:17:19,594 --> 00:17:22,246
‫قبل از اینکه «هالو» چیزی که
شروع کرده رو تموم کنه

274
00:17:31,138 --> 00:17:32,704
‫سلام رفیق

275
00:17:32,706 --> 00:17:35,208
‫مامان و بابام برگشتن؟

276
00:17:35,210 --> 00:17:38,631
‫نه

277
00:17:38,634 --> 00:17:42,814
‫میدونی وقتی همسن تو که بودم
‫وقتی حوصله‌ام سر میرفت چی‌کار می‌کردم؟

278
00:17:42,817 --> 00:17:44,282
‫جادو

279
00:17:44,284 --> 00:17:47,185
‫من نباید با غریبه‌ها جادو کنم

280
00:17:47,187 --> 00:17:49,085
‫چی؟

281
00:17:49,088 --> 00:17:50,522
‫من جزء خونواده هستم

282
00:17:50,524 --> 00:17:52,460
‫پس چرا رفتی؟

283
00:17:56,630 --> 00:18:00,333
‫رفتم چون ناراحت بودم

284
00:18:00,335 --> 00:18:03,502
‫و فکر می‌کردم دیگه خوشحال نمیشم

285
00:18:03,504 --> 00:18:07,609
‫و نمی‌خواستم افراد اطرافم
رو ‫که دوست دارم ناراحت کنم

286
00:18:54,355 --> 00:18:56,290
‫«هِیلی»؟

287
00:18:57,424 --> 00:19:00,192
‫«هِیلی»؟

288
00:19:00,194 --> 00:19:02,297
‫«هِیلی»؟

289
00:19:03,530 --> 00:19:06,865
‫نه . قاتل‌الذئب بیشتر

290
00:19:06,867 --> 00:19:09,605
‫می‌خوام به زور زنده باشه

291
00:19:11,017 --> 00:19:13,353
‫هنوز یک کاری باید بکنه

292
00:19:38,576 --> 00:19:39,876
«کیلین»

293
00:19:39,901 --> 00:19:41,403
‫نه ، نه ، نه ، نه

294
00:19:43,068 --> 00:19:44,705
...تو قرار بود

295
00:19:47,407 --> 00:19:49,474
‫این واقعی نیست

296
00:19:49,476 --> 00:19:51,179
‫نه . ممکن نیست بمیری

297
00:19:52,312 --> 00:19:54,279
‫تو نمُردی

298
00:19:54,281 --> 00:19:57,450
‫هنوز نه ‫ولی خواهم مُرد

299
00:19:59,886 --> 00:20:03,455
‫آنتن نداری تا به «سونیا»ـی
عزیزت زنگ بزنی

300
00:20:03,457 --> 00:20:05,790
«سوفیا»

301
00:20:05,792 --> 00:20:07,626
‫ببخشید

302
00:20:07,628 --> 00:20:10,595
‫انتظار نداشته باش که اسم
هرزه‌های سرکش یادم بمونه

303
00:20:10,597 --> 00:20:13,766
‫گوش کن . من مؤدبانه ازت می‌خوام
‫که راجع بهش حرف نزنی

304
00:20:13,768 --> 00:20:16,001
‫میدونی چیه؟

305
00:20:16,003 --> 00:20:18,371
‫چرا خونه رو آتیش نزنیم؟

306
00:20:18,373 --> 00:20:20,839
‫انقدر احساسی نباش

307
00:20:20,841 --> 00:20:22,341
‫احساسی؟

308
00:20:22,343 --> 00:20:24,876
«من وقت مانیکورم دیر نشده «مارسل

309
00:20:24,878 --> 00:20:27,287
‫زمان برای احیای «آلایژا» داره تموم میشه

310
00:20:27,290 --> 00:20:28,814
‫«هِیلی» واسه کاری رفته که
‫دست‌کمی از خودکشی نداره

311
00:20:28,816 --> 00:20:30,915
‫و من نمی‌تونم بازم کسانی که
دوست دارم رو از دست بدم

312
00:20:30,917 --> 00:20:34,136
‫سهمیه شکستن قلبم
واسه 1 سال پر شده

313
00:20:34,139 --> 00:20:35,173
‫«ربکا»

314
00:20:35,176 --> 00:20:37,656
‫چه جالب

315
00:20:37,658 --> 00:20:43,561
‫2تا از قوی‌ترین موجودات دنیا
توی یه تور پروانه جادویی گیر کردن

316
00:20:43,563 --> 00:20:45,931
‫بگید که یک جادوگر روانی بهتون رودست نزده

317
00:20:45,933 --> 00:20:47,732
‫نه . بزرگترین اشتباه ما اعتماد به «کول»

318
00:20:47,734 --> 00:20:49,980
‫- برای حتی یک لحظه بود
‫- چی؟

319
00:20:49,983 --> 00:20:52,305
«کول» داره از «توتم»
برای «هالو» محافظت می‌کنه

320
00:20:52,307 --> 00:20:55,007
‫کی میدونه چرا
یا اینکه چه پیشنهادی بهش داده

321
00:20:55,009 --> 00:20:57,378
‫برام مهم نیست چی بهش
پیشنهاد داده . کجاست؟

322
00:21:02,549 --> 00:21:04,316
‫تو خونه‌ست

323
00:21:04,319 --> 00:21:06,356
‫برو

324
00:21:09,589 --> 00:21:11,390
‫باید از این ماجرا برم کنار

325
00:21:11,392 --> 00:21:14,029
‫اگه این‌کار رو نکنم ممکنه برای
همیشه «آلایژا» رو از دست بدیم

326
00:21:17,030 --> 00:21:18,666
‫اون با تو خوبه؟

327
00:21:21,703 --> 00:21:23,669
‫هی ، با من حرف بزن

328
00:21:23,671 --> 00:21:25,907
‫من رو نمی‌کشه

329
00:21:28,742 --> 00:21:31,012
‫با من خوب بوده

330
00:21:32,079 --> 00:21:36,749
‫ولی وقتی عاشقش شدم
‫از «کلاوس» می‌ترسیدم

331
00:21:36,751 --> 00:21:41,086
از مادر بودن می‌ترسیدم
و اون بهم حس امنیت داد

332
00:21:41,088 --> 00:21:44,056
...ولی الان

333
00:21:44,058 --> 00:21:46,959
‫خب ، اگه امنیت می‌خواستی
‫می‌تونستی عاشق من بشی

334
00:21:46,961 --> 00:21:48,827
‫من تو رو انتخاب کردم
من با تو ازدواج کردم

335
00:21:48,829 --> 00:21:50,965
‫ولی تو عاشق اون بودی

336
00:21:54,068 --> 00:21:57,536
‫منظورم اینه که این داستان
قدیمی و ناراحت‌کننده‌ست

337
00:21:57,538 --> 00:22:01,106
‫اون هیولاها با تو مثل آشغال رفتار کردند

338
00:22:01,108 --> 00:22:03,642
‫تو رو تبدیل به دختری کردند
که عاشق هیولاها شدی

339
00:22:05,144 --> 00:22:07,714
‫تو به من کمک نمی‌کنی
داری من رو معطل می‌کنی

340
00:22:12,119 --> 00:22:13,385
‫نه

341
00:22:14,588 --> 00:22:15,823
‫این تو نیستی

342
00:22:16,824 --> 00:22:18,490
‫تو «هالو» هستی

343
00:23:17,184 --> 00:23:19,186
‫داری انرژیت رو هدر میدی

344
00:23:24,524 --> 00:23:26,101
‫تو واقعی نیستی

345
00:23:26,104 --> 00:23:28,029
‫نمی‌تونی به من صدمه بزنی

346
00:23:29,552 --> 00:23:31,488
‫هنوز متوجه نیستی ، مگه نه؟

347
00:23:35,703 --> 00:23:40,308
‫«هالو» خیلی قوی‌تر ‫از
چیزیه که بتونی تصور کنی

348
00:24:00,699 --> 00:24:04,433
‫فکر کنم دوست‌دخترت خوشحال نشه
‫وقتی بفهمه کل روز رو پیش من بودی

349
00:24:04,435 --> 00:24:07,438
‫از وقتی «هالو» به ذهنش حمله کرده
سوفیا» بیدار نشده»

350
00:24:08,772 --> 00:24:10,974
‫حداقل می‌تونی ادای همدردی رو دربیاری

351
00:24:10,976 --> 00:24:13,776
‫چرا؟ اون بهم شلیک کرد

352
00:24:13,778 --> 00:24:15,153
‫چندین‌بار

353
00:24:15,156 --> 00:24:17,546
‫واقعاً برای همین ازش متنفری؟

354
00:24:20,551 --> 00:24:22,584
‫خیلی‌خب

355
00:24:34,999 --> 00:24:36,666
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

356
00:24:36,668 --> 00:24:38,470
‫خط گاز اصلی باید این زیر باشه

357
00:24:40,071 --> 00:24:44,439
‫کمک می‌کنه سریع‌تر همه چیز بسوزه
‫مگر اینه سوختن آروم رو ترجیح بدی

358
00:24:44,441 --> 00:24:45,883
‫فکر کردم می‌خوای منتظر بمونی

359
00:24:49,014 --> 00:24:50,084
‫تو می‌خوای؟

360
00:25:02,727 --> 00:25:09,064
‫اگه این گره رو باز کنم ‫دوست‌دخترت
از دست «هالو» آزاد میشه؟

361
00:25:09,066 --> 00:25:10,699
‫امیدوارم

362
00:25:10,701 --> 00:25:13,736
‫و تو واقعاً عاشقشی؟

363
00:25:13,738 --> 00:25:15,602
‫بله

364
00:25:15,605 --> 00:25:17,505
...مثل همون عشقی که مادرت داره به

365
00:25:17,508 --> 00:25:19,042
‫عمو «آلایژا»

366
00:25:19,044 --> 00:25:22,055
‫تو به طرز معجزه‌آسایی به‌جا به دنیا اومدی

367
00:25:36,428 --> 00:25:38,960
‫چرا این‌کار رو می‌کنی؟

368
00:25:41,098 --> 00:25:43,399
‫من فقط می‌خواستم ازت محافظت کنم

369
00:25:43,401 --> 00:25:47,035
‫و الان اینجا می‌میری

370
00:25:47,037 --> 00:25:48,406
‫نه

371
00:25:50,808 --> 00:25:52,443
‫«هِیلی»

372
00:26:00,951 --> 00:26:04,887
...شاید اگه قوی‌تر بودی ‫اون‌وقت

373
00:26:04,889 --> 00:26:07,489
‫تو اینجا نیستی

374
00:26:07,491 --> 00:26:09,124
‫من همیشه اینجا هستم

375
00:26:09,126 --> 00:26:12,527
‫تصویر منه که هر شب
تو رو بیدار نگه میداره

376
00:26:12,529 --> 00:26:14,899
‫ترس از اون چیزی که میدونی غیرقابل‌انکاره

377
00:26:35,753 --> 00:26:39,654
‫خیلی‌خب ، روی گره تمرکز کن عشقم

378
00:26:39,656 --> 00:26:42,160
‫خیلی مهمه و من سریع برمیگردم

379
00:26:48,566 --> 00:26:50,999
‫به گمونم الان باید از من رد بشی

380
00:26:51,001 --> 00:26:53,468
‫باید بدونی که برای خودم کلی دلیل دارم

381
00:26:53,470 --> 00:26:55,004
‫«ربکا» پیشنهاد کرد که به حرفشون گوش بدم

382
00:26:55,006 --> 00:26:57,776
‫من ترجیح میدم تارهای صوتی‌ـت
رو بکشم بیرون

383
00:27:19,528 --> 00:27:21,631
‫هی ، ببخشید . بسته‌ایم

384
00:27:26,568 --> 00:27:28,838
‫خب ، شاید بتونی استثنا قائل بشی

385
00:27:36,112 --> 00:27:38,144
‫«دِوینا»؟

386
00:27:38,146 --> 00:27:40,547
‫نمیدونم چقدر وقت دارم

387
00:27:40,549 --> 00:27:43,851
‫ولی می‌خواستم ببینمت و ازت تشکر کنم

388
00:27:43,853 --> 00:27:47,153
‫منظورت چیه؟ تشکر کنی؟ برای چی؟

389
00:27:47,155 --> 00:27:52,526
‫برای ملاقات کردنم
‫و حرف زدن باهام

390
00:27:52,528 --> 00:27:53,864
‫شنیدی؟

391
00:27:54,931 --> 00:27:57,797
‫تو اونجا بودی

392
00:27:57,799 --> 00:27:59,970
جاش» ، من همیشه اونجا بودم»

393
00:28:09,612 --> 00:28:12,212
‫حالا صبر کن و گوش بده
‫من این‌کارها رو برای «دِوینا» کردم

394
00:28:12,214 --> 00:28:14,450
‫«هالو» اون رو برگردونده
و حالا به هم متصل شدن

395
00:28:14,453 --> 00:28:16,552
‫فقط یک لحظه زمان می‌خوام تا آزادش کنم

396
00:28:18,720 --> 00:28:20,054
‫احمق دلباخته

397
00:28:20,056 --> 00:28:22,222
‫«هالو» از ضعف تو استفاده می‌کنه

398
00:28:22,224 --> 00:28:25,191
‫اون «دِوینا» رو زنده کرد تا
‫تو به خونواده‌ات خیانت کنی

399
00:28:25,193 --> 00:28:27,747
‫انقدر رقت‌انگیزی که منتظر اون فرصت بودی

400
00:28:30,185 --> 00:28:32,185
‫خونواده‌ی ما خیلی به «دِوینا» مدیونه

401
00:28:32,187 --> 00:28:35,056
‫من چیزی بهش بدهکار نیستم

402
00:28:35,058 --> 00:28:36,958
‫به تو هم همینطور

403
00:28:36,960 --> 00:28:39,426
‫تو دیدی

404
00:28:39,428 --> 00:28:43,830
‫خشونت ‫، خشم

405
00:28:45,502 --> 00:28:47,835
‫اون همینه

406
00:28:47,837 --> 00:28:51,505
‫تو عاشق ظاهرش شدی «هِیلی»

407
00:28:51,507 --> 00:28:55,912
با بازی اون کور شده بودی

408
00:28:56,980 --> 00:28:59,981
‫تو «جکسون» نیستی
و لیاقت داشتن صورتش رو نداری

409
00:29:12,028 --> 00:29:14,561
‫حق با توئه

410
00:29:14,563 --> 00:29:16,734
جکسون» خوب بود»

411
00:29:22,405 --> 00:29:23,474
...و من

412
00:29:30,012 --> 00:29:31,546
‫خب ، من هیچ‌وقت خوب نبودم

413
00:29:32,916 --> 00:29:34,283
‫نه «نیک» . لطفاً

414
00:29:41,558 --> 00:29:43,156
‫«هِیلی»

415
00:29:43,158 --> 00:29:44,392
‫هی

416
00:29:44,394 --> 00:29:46,359
‫خوبی؟

417
00:29:46,361 --> 00:29:47,763
‫«کلاوس» «توتم» رو شکوند؟

418
00:29:47,766 --> 00:29:49,065
‫امیدوارم شکونده باشه

419
00:29:49,068 --> 00:29:50,763
‫ولی نمی‌تونیم صبر کنیم

420
00:29:50,766 --> 00:29:52,665
‫باید «هالو» رو چاقو بزنی

421
00:29:52,668 --> 00:29:54,778
‫فکر می‌کنی قدرتش رو داشته باشی؟

422
00:29:58,441 --> 00:29:59,910
‫بریم انجامش بدیم

423
00:30:02,044 --> 00:30:04,045
«نه «نیک

424
00:30:04,047 --> 00:30:05,737
‫یه‌کم زمان لازم دارم

425
00:30:05,740 --> 00:30:07,548
‫فقط می‌خوام بدونم که زنده‌ست

426
00:30:07,550 --> 00:30:10,084
‫لطفاً این لطف رو بهم بکن

427
00:30:10,086 --> 00:30:13,186
‫لطف یک امتیاز برای خونواده‌ست

428
00:30:13,188 --> 00:30:15,923
‫موقعیت تو از بین رفته

429
00:30:15,925 --> 00:30:17,591
‫برادر ، نه . خواهش می‌کنم

430
00:30:17,593 --> 00:30:20,797
‫برای هزاران سال من نه
عشق رو تجربه کردم و نه صلح رو

431
00:30:21,630 --> 00:30:24,065
‫«دِوینا» من رو تغییر داد

432
00:30:24,067 --> 00:30:25,899
‫اگه «کمیل» بود چی؟

433
00:30:25,901 --> 00:30:27,601
‫اگه بتونه اون رو برگردونه چی؟

434
00:30:27,603 --> 00:30:29,305
‫کاری که من کردم رو نمی‌کردی؟

435
00:31:31,606 --> 00:31:35,135
‫اول ‫من بدنت رو شکست میدم

436
00:31:35,137 --> 00:31:38,138
‫بعد روحت رو خرد می‌کنم

437
00:31:38,140 --> 00:31:40,708
‫همین الانشم روحت کم مونده بشکنه . درسته؟

438
00:31:46,314 --> 00:31:48,014
‫هی ، چی شده؟

439
00:31:55,908 --> 00:31:57,677
‫بزن

440
00:32:00,794 --> 00:32:01,794
بزن

441
00:32:02,111 --> 00:32:04,247
‫نه ، نه

442
00:32:12,746 --> 00:32:14,474
‫کافیه . کافیه

443
00:32:14,476 --> 00:32:17,013
‫مُرده

444
00:32:20,282 --> 00:32:21,581
‫مُرده

445
00:33:00,426 --> 00:33:02,393
‫خوبی؟

446
00:33:02,395 --> 00:33:04,863
‫میدونی که چقدر دوست دارم
همه چیز رو منفجر کنم

447
00:33:04,865 --> 00:33:06,195
‫شب خوش

448
00:33:07,366 --> 00:33:09,366
‫ما 2 قرن عاشق هم بودیم

449
00:33:09,368 --> 00:33:11,601
‫ولی الان آتیش روشن می‌کنیم
‫که از هم دور بشیم

450
00:33:11,604 --> 00:33:12,804
‫چی شد؟

451
00:33:12,806 --> 00:33:14,239
‫از یه خواب به واسطه خنجر بیدار که شدم

452
00:33:14,241 --> 00:33:15,973
‫دیدم سعی داری همه‌ی عزیزانم رو بکشی

453
00:33:15,975 --> 00:33:19,243
‫برادرت قلبم رو بیرون آورد ‫و بعدش
بدنم رو از پل پرت کرد پایین

454
00:33:19,245 --> 00:33:20,722
‫ولی ندیدم گریه کنی

455
00:33:20,725 --> 00:33:22,113
‫من برای مردی که فکر می‌کردم
می‌شناسم عزا گرفتم

456
00:33:22,115 --> 00:33:25,283
‫خب ، شرمنده حتماً وقتی داشتی
نفرینم می‌کردی ‫اینا رو ندیدم

457
00:33:25,285 --> 00:33:26,817
‫ازت خواستم باهام بیای

458
00:33:26,819 --> 00:33:30,387
7سال پیش بود که ازت خواستم

459
00:33:30,389 --> 00:33:33,391
«ولی تو اندازه‌ی «نیو اورلانز
من رو دوست نداشتی

460
00:33:33,393 --> 00:33:35,927
‫خیلی‌خب ، «نیو اورلانز» رو دوست دارم
‫باشه . دوستش دارم

461
00:33:35,929 --> 00:33:39,497
‫ولی قبلاً به‌خاطر تو 1بار
خاکستر شدنش رو ‫به چشم دیدم «ربکا»

462
00:33:39,499 --> 00:33:41,402
‫و 1 قرن منتظر موندم

463
00:33:42,704 --> 00:33:44,268
‫ولی تو حتی به‌خاطرم برنگشتی

464
00:33:44,270 --> 00:33:46,240
‫برای همین من رو فراموش کردی؟

465
00:33:48,340 --> 00:33:51,508
‫شاید همون بهتر که دوباره
‫همون کار رو بکنی

466
00:33:51,510 --> 00:33:54,412
‫آره . میدونی چیه؟
‫فکر کنم به صلاح هردومون باشه

467
00:33:54,414 --> 00:33:56,305
‫کاملاً موافقم

468
00:33:56,308 --> 00:33:57,510
‫آره

469
00:34:16,002 --> 00:34:17,904
‫لعنتی

470
00:34:37,698 --> 00:34:39,056
...اگه دست «کلاوس» بهش برسه

471
00:34:39,058 --> 00:34:41,359
‫پس تو باید بری

472
00:34:43,081 --> 00:34:45,462
‫«دِوینا» ، اونجا کم مونده بود بمیری

473
00:34:49,069 --> 00:34:51,069
اولین روزی که باهم آشنا شدیم رو یادته؟

474
00:34:51,071 --> 00:34:53,571
‫بهم گفتی که می‌خوای
‫یه آدم معمولی باشی

475
00:34:53,573 --> 00:34:55,607
‫گفتی معمولی بودن نسبی‌ـه

476
00:34:55,609 --> 00:35:00,011
‫آره . خب ، تو دختر «درو»ـی هستی
که 2بار زنده شدی

477
00:35:00,013 --> 00:35:02,145
‫و یه دوست‌پسر خون‌آشام اصیل داری

478
00:35:02,147 --> 00:35:04,047
‫معمولی همیشه نسبی می‌مونه

479
00:35:04,049 --> 00:35:08,164
‫ولی با یا بدون اون
‫تو باید از این فرصت استفاده کنی

480
00:35:08,167 --> 00:35:09,155
‫تو لیاقتش رو داری

481
00:35:10,890 --> 00:35:13,056
‫نمی‌تونم همینجوری ولش کنم

482
00:35:13,058 --> 00:35:16,955
‫خب ، این به‌نظر ‫مثل یه
عهد شکسته شده می‌مونه

483
00:35:21,600 --> 00:35:23,634
‫فکر می‌کردم «کلاوس» بهت خنجر زده
‫یا حتی بدتر

484
00:35:23,636 --> 00:35:26,236
‫از شانس من «کلاوس» تو
شرایط به ندرت دلرحمی بود

485
00:35:26,238 --> 00:35:27,874
‫ولی این شرایط زیاد دووم نمیاره

486
00:35:29,174 --> 00:35:30,975
‫آماده‌ای بریم؟

487
00:35:30,977 --> 00:35:33,410
‫هر جا که بگی

488
00:35:33,412 --> 00:35:34,514
‫هر جا؟

489
00:35:35,582 --> 00:35:37,250
‫هر جایی

490
00:35:48,995 --> 00:35:50,594
ممنون

491
00:35:54,533 --> 00:35:56,134
‫دوست‌ـت دارم

492
00:35:58,138 --> 00:35:59,373
‫منم دوست‌ـت دارم

493
00:36:06,546 --> 00:36:09,480
‫حالا برو . برو

494
00:36:57,597 --> 00:37:00,364
‫«هِیلی» ازم خواست چاقو رو بهت بدم

495
00:37:00,366 --> 00:37:03,000
‫وقتی «آلایژا» بیدار میشه اینجا نمیاد؟

496
00:37:03,002 --> 00:37:07,138
‫اون گفت که یه کاری داره

497
00:37:07,140 --> 00:37:11,609
‫خب ، تو بهتر از هر کسی میدونی که

498
00:37:11,611 --> 00:37:14,611
‫«هالو» چقدر عمیق رو ذهن آدم تأثیر میذاره

499
00:37:14,613 --> 00:37:19,183
‫به زخم‌های قدیم آدم چنگ میزنه
‫و اونا رو تازه می‌کنه

500
00:37:19,185 --> 00:37:22,289
‫خب ، حداقل تو الان کسی رو داری
‫که بهت تسلی میده

501
00:37:23,656 --> 00:37:26,223
کییلن» کجاست؟»

502
00:37:26,225 --> 00:37:29,292
‫بهش گفتم که امشب باید
‫پیش خونواده‌ام باشم

503
00:37:29,294 --> 00:37:31,662
‫فردا می‌بینیمش

504
00:37:38,171 --> 00:37:41,471
فِرِیا» ، حال‌ـت خوبه؟»

505
00:37:41,473 --> 00:37:43,640
‫آره

506
00:37:43,642 --> 00:37:45,308
‫فقط باید تمرکز کنم

507
00:37:45,310 --> 00:37:49,647
‫«هالو» به‌خاطر اهدافش برادر ما رو کشت

508
00:37:49,649 --> 00:37:52,383
‫کار درست اینه که ما هم از جون اون برای
‫برگردوندن برادرمون به خونه استفاده کنیم

509
00:37:52,385 --> 00:37:55,252
‫دست‌هات رو بهم بده

510
00:38:47,640 --> 00:38:49,542
«جک»

511
00:38:51,578 --> 00:38:53,544
‫قبلاً فرصت گفتن این حرفا رو نداشتم

512
00:38:53,546 --> 00:38:55,314
‫برای همین باید الان بگم

513
00:38:57,283 --> 00:38:59,750
‫تو باید اون کسی می‌بودی که می‌خواستم

514
00:38:59,752 --> 00:39:01,718
‫حق با تو بود

515
00:39:04,790 --> 00:39:07,825
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌تونم
‫بیخیال «آلایژا» بشم

516
00:39:07,827 --> 00:39:10,328
‫نمی‌تونم ازش بگذرم

517
00:39:14,500 --> 00:39:19,270
‫اون رو توی دوره‌ای از زندگیم دیدم
‫که ترسیده و تنها بودم

518
00:39:19,272 --> 00:39:21,241
‫میدونم اوضاع داغونیه

519
00:39:23,243 --> 00:39:29,881
‫به گمونم هیچ‌وقت واقعاً ندیدم
که عشق باید چطوری باشه

520
00:39:41,593 --> 00:39:44,361
‫ولی نمی‌خوام «هوپ» اینطوری بشه

521
00:39:44,363 --> 00:39:46,332
‫کاش تو رو می‌شناخت

522
00:39:48,368 --> 00:39:50,600
‫چیزهای زیادی می‌خوام

523
00:39:50,602 --> 00:39:52,937
‫برای «آلایژا» هم همینطور

524
00:39:52,939 --> 00:39:55,939
‫میدونم اون چیه

525
00:39:55,941 --> 00:39:58,241
‫به گمونم همیشه میدونستم

526
00:39:58,244 --> 00:40:02,130
‫ولی با این وجود دوستش داشتم
‫یا شایدم به‌خاطرش

527
00:40:08,453 --> 00:40:12,790
‫حقیقتش اینه که منم یه هیولام

528
00:40:12,792 --> 00:40:17,395
«همه کارهای وحشتناکی کردیم «جک
«به جز «هوپ

529
00:40:17,397 --> 00:40:20,964
‫اون بی‌گناه و معصومه

530
00:40:20,966 --> 00:40:23,647
‫و می‌خوام مطمئن بشم
‫همینطوری می‌مونه

531
00:40:27,272 --> 00:40:30,707
‫میدونم باید چی‌کار کنم

532
00:40:30,709 --> 00:40:33,944
‫فقط باید به قدری شجاع باشم تا انجامش بدم

533
00:40:41,821 --> 00:40:44,321
‫از زیر درت نور دیدم

534
00:40:44,323 --> 00:40:46,579
‫مادرت گفت که تو رو خوابونده

535
00:40:46,582 --> 00:40:49,118
‫وقتی یه اتفاقی میوفته
‫دوست ندارم بخوابم

536
00:40:50,330 --> 00:40:51,761
‫«آلایژا» رو زنده کردین

537
00:40:51,763 --> 00:40:55,399
‫بله و خیلی دلش می‌خواد تو رو ببینه

538
00:40:55,401 --> 00:40:58,772
‫صبح می‌بینیش ، نه؟

539
00:41:01,540 --> 00:41:04,575
‫دیگه جای نگرانی نیست ، خب؟

540
00:41:04,577 --> 00:41:06,611
‫«کول» رو مجازات نکردی

541
00:41:06,613 --> 00:41:10,948
‫خب ، ‫اون هم عضو خونواده‌مونه

542
00:41:10,950 --> 00:41:12,850
‫و ما از خونواده محافظت می‌کنیم

543
00:41:12,852 --> 00:41:15,620
‫مثل تو و مامان که محافظین
من هستین . درسته؟

544
00:41:15,622 --> 00:41:18,922
‫همیشه و تا ابد

545
00:41:18,924 --> 00:41:22,263
‫فردا همه چیزهایی که
از «نیو اورلانز» دوست دارم

546
00:41:22,266 --> 00:41:24,629
رو بهت نشون میدم

547
00:41:24,631 --> 00:41:29,000
‫موسیقی‌ـش ، رقص‌ـش ، ‫هنرش

548
00:41:29,002 --> 00:41:34,474
‫هر چی نباشه هر شاهزاده‌ای
‫باید قلمروش رو بشناسه

549
00:41:37,276 --> 00:41:39,245
‫شب‌بخیر عزیزم

550
00:41:40,647 --> 00:41:42,216
‫شب‌بخیر

551
00:41:53,000 --> 00:41:54,000
مترجمین : کیارش عباسی و حسین رضایی
(Ki@rash & HosseinTL)

552
00:41:55,000 --> 00:42:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
