WEBVTT

00:01.016 --> 00:02.311
پیش از این در
"The Originals"

00:02.513 --> 00:05.088
‫جای امنی برای مخفی شدن بهم میدی

00:05.090 --> 00:09.659
‫وقتی تو و کل خون‌آشامات بمیرین
‫یه قربانی بزرگ گیرم میاد

00:09.661 --> 00:12.564
‫و از طریقش زنده میشم

00:12.597 --> 00:14.931
‫اگه «آلایژا» قرار باشه بمیره

00:14.933 --> 00:17.638
‫پس می‌تونم سعی کنم روحش رو
‫توی گردنبند قرار بدم

00:18.671 --> 00:19.970
‫«آلایژا» رو بذار تو گردنبند

00:19.972 --> 00:21.971
‫عجله کن . داره اون رو می‌کشه

00:23.575 --> 00:24.642
‫می‌تونم حس‌ـش کنم

00:25.745 --> 00:27.478
‫اون قدرت «آلایژا» رو گرفته

00:27.481 --> 00:29.947
هالو» دوباره زاده میشه»

00:29.949 --> 00:32.825
روح برادرم توی گردنبنده
باید برش‌گردونیم

00:32.828 --> 00:34.852
‫بدن اصلیش جاییه که هست

00:34.854 --> 00:36.986
‫و حالا که ذهنش داخل گردنبند یکپارچه شده

00:36.988 --> 00:40.657
‫می‌تونم زنده‌اش کنم
فقط یه قربانی بزرگ نیاز دارم

00:40.660 --> 00:42.283
‫تو هم به اونی که من فکر می‌کنم
فکر می‌کنی؟

00:42.286 --> 00:43.820
‫«هالو» رو که بکشیم
برادرمون رو نجات میدیم

00:45.231 --> 00:47.431
‫یه لطفی بکن و مراقب خودت باش

00:47.433 --> 00:50.367
‫اگه بهت می‌گفتم که می‌تونم
دِوینا» رو زنده کنم چی؟»

00:50.369 --> 00:51.931
واقعاً برگشتی؟ -
‫- آره

00:51.934 --> 00:53.636
‫من و اون الان به هم متصلیم

00:53.638 --> 00:58.844
اگه می‌خوای ازش محافظت کنی
پس به من تعلق داری

01:08.194 --> 01:09.563
‫«دِوینا»؟

01:12.491 --> 01:14.627
‫من همینجام

01:19.532 --> 01:21.479
...برای یه لحظه فکر کردم

01:21.482 --> 01:23.000
‫چیزی نیست

01:23.002 --> 01:24.167
‫هنوزم خودمم

01:24.169 --> 01:26.404
‫گوشت و استخون زنده
‫البته فعلاً

01:26.406 --> 01:28.905
‫و به اون هیولا متصلی

01:28.907 --> 01:31.142
‫قول میدم یه راهی برای خلاص شدن
‫از این طلسم پیدا کنم

01:31.144 --> 01:33.977
‫اون اونقدری قدرت داشت که
‫بتونه من رو زنده کنه

01:33.979 --> 01:36.140
کول» ، روحتم خبر نداره با چی طرفیم»

01:37.416 --> 01:39.884
‫این موضوع قبلاً هم جلوم رو نگرفته

01:39.886 --> 01:41.051
‫همینجا بمون

01:41.053 --> 01:43.453
‫به محض اینکه بتونم برمیگردم

01:43.455 --> 01:45.021
‫وایسا ببینم . میری؟

01:45.023 --> 01:47.758
‫«کول» ، شاید وقت زیادی نداشته باشیم
‫که باهم بگذرونیم

01:47.760 --> 01:49.996
‫از دست دادن تو دلم رو به درد میاره

01:51.531 --> 01:54.664
‫همینجوری دست روی دست نمیذارم
‫که از دست‌ـت بدم

01:54.666 --> 01:56.901
‫«هالو» باید کشته بشه

01:56.903 --> 02:00.036
‫و اگه اون بمیره منم می‌میرم

02:00.038 --> 02:02.516
‫چاره‌ی دیگه چیه؟ کمکش کنی؟

02:02.519 --> 02:04.675
‫نباید به خونواده‌ات خیانت کنی

02:04.677 --> 02:06.880
‫این یکی از خصوصیات منحصربه‌فردمه

02:08.648 --> 02:09.916
همینجا بمون

02:21.661 --> 02:23.096
‫جایی میری «کول»؟

02:25.497 --> 02:27.797
‫قبل از اینکه از من برای انجام
‫کارهای کثیفت استفاده کنی

02:27.799 --> 02:30.431
‫خواستم یه‌کم باهاش تنها باشم

02:30.434 --> 02:34.504
‫تو برای 1500 سال مرده بودی
‫مطمئناً 1 ساعت هم می‌تونی دووم بیای

02:34.506 --> 02:37.941
‫اگه بخوای «دِوینا» زنده بمونه
‫هر لحظه‌اش حیاتیه

02:37.943 --> 02:39.642
‫پس بگو چی می‌خوای؟

02:39.644 --> 02:42.813
‫باید از دستورات‌ـت اطاعت کنم
یا رخت‌های تو رو بشورم؟

02:42.815 --> 02:44.614
‫راستش خیلی ساده‌ست

02:44.616 --> 02:46.816
‫از مدت‌ها پیش می‌خواستم فانی باشم

02:46.818 --> 02:49.552
‫ولی الان که زنده شدم فانی هستم

02:49.554 --> 02:54.212
در واقع ‫خونواده‌ی تو بی‌رحمانه
می‌خوان که من رو بکشن

02:54.215 --> 02:57.994
‫ببین ، اگه می‌خوای باادبانه بگم
‫دیگه کاریش نمیشه کرد عزیزم

02:57.996 --> 03:00.129
‫برای خودم طلسم محافظت دارم

03:00.732 --> 03:02.668
‫در قالب یک «توتم»ـه

03:04.237 --> 03:06.570
‫تو از «توتم»ـم محافظت می‌کنی

03:06.572 --> 03:08.939
‫تا اینکه کارم با خونواده‌ات تموم بشه

03:08.941 --> 03:11.774
‫اگه مردد بشی

03:11.776 --> 03:14.143
‫اگه به من صدمه‌ای برسه

03:14.145 --> 03:16.782
‫«دِوینا» هم با من عذاب خواهد کشید

03:17.400 --> 03:18.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:19.400 --> 03:24.500
"The Originals"
فصل 4
قسمت 11 : روحی که شکست نخواهد خورد

03:25.500 --> 03:26.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:35.967 --> 03:39.937
‫«هالو» داره قوی‌تر میشه

03:39.939 --> 03:42.572
‫می‌تونی حس‌ـش کنی؟

03:42.574 --> 03:45.276
‫اون اول که اومدیم اینجا یه نوایی بیرون بود

03:45.278 --> 03:48.011
‫آدمایی میرقصیدن و می‌خندیدن

03:48.013 --> 03:50.947
‫ولی از وقتی اون برگشته خیلی ساکته

03:50.949 --> 03:53.987
‫انگار همه چیز رو از شهر می‌کشه بیرون

03:58.024 --> 04:02.659
‫عمو «آلایژا» رو هم گرفته
‫و بزودی میاد سراغ بقیه‌مون

04:02.661 --> 04:06.296
‫گوش کن «هوپ» . میدونم که ترسیدی

04:06.298 --> 04:10.034
‫ولی در طی سال‌ها آدمای بد زیادی
‫سر راه خونواده‌مون قرار گرفتن

04:10.036 --> 04:12.069
‫ولی همه‌شون از بین رفتن

04:12.071 --> 04:15.238
‫«هالو» هم فرقی با اونا نداره

04:15.240 --> 04:17.544
‫نه . اون فرق داره

05:01.087 --> 05:06.956
‫جدا از طلسمی که انجام دادم
‫گردنبند داره بی‌ثبات‌تر میشه

05:06.958 --> 05:09.692
‫زیاد نمی‌تونه روح «آلایژا» رو نگه داره

05:09.694 --> 05:11.961
‫امشب باید یه راهی برای
زنده کردنش پیدا کنیم

05:11.963 --> 05:13.631
‫وگرنه تا ابد از دستش میدیم

05:13.633 --> 05:16.100
‫برای این‌کار به قدرت بیشتری نیاز داریم

05:16.102 --> 05:17.968
‫بذار حدس بزنم
یه قربانی بزرگ

05:17.970 --> 05:20.534
‫به نظرم دشمنمون رو بکشیم
و قربانیش کنیم

05:20.537 --> 05:23.107
‫بعدش می‌تونم قدرت مرگ «هالو» رو بگیرم

05:23.109 --> 05:25.376
‫و بدن «آلایژا» رو زنده کنم و بذارمش جایی
‫که بهش تعلق داره

05:25.378 --> 05:27.644
‫- هر کاری می‌تونستیم کردیم
‫- و نزدیک شدیم

05:27.646 --> 05:30.114
‫خون «لابونیر» نقطه‌ضعفشه

05:30.116 --> 05:31.715
هِیلی» ، خون تو»

05:31.717 --> 05:34.117
‫اون رو ضعیف کرد ولی تو از لحاظ فنی
‫چندین ساله مرده بودی

05:34.119 --> 05:36.787
‫پس خون‌ـت برای کشتن اون
‫به قدر کافی قوی نیست

05:36.789 --> 05:40.391
‫اگه یه خنجر رو با خون آخرین
...بازمانده‌ی «لابونیر» آغشته کنیم

05:40.393 --> 05:42.158
‫نمی‌خوایم «هوپ» رو درگیر کنیم

05:42.160 --> 05:43.961
‫همین الانشم درگیر شده

05:43.963 --> 05:46.864
‫«هوپ» به نمادی که «هالو» از خودش
‫به‌جا میذاره وسواس پیدا کرده

05:46.866 --> 05:48.297
‫ماری که خودش رو می‌خوره

05:48.299 --> 05:50.768
‫به نظرم این به ما کلید کار رو نشون میده

05:50.770 --> 05:53.772
‫این یعنی تنها وسیله برای
نابود کردنش ‫خون «هوپ»ـه

05:57.003 --> 06:00.143
‫«هالو» یکی از سرهای نسل «لابونیر»ـه

06:00.145 --> 06:02.812
‫«هوپ» هم سر دیگه‌اش هست
‫و ما باید این حلقه رو ببندیم

06:02.814 --> 06:05.348
‫بهترین راه برای انجام این‌کار
‫اینه که «هِیلی» یه خنجر جور کنه

06:05.350 --> 06:06.783
‫که به خون «هوپ» آغشته‌ست

06:06.785 --> 06:09.221
‫وقتی «هِیلی» خنجر رو بهش فرو کنه
‫فقط اون‌موقع‌ست که

06:09.224 --> 06:12.344
‫«هالو» رو میشه به کلی از بین برد

06:14.460 --> 06:17.547
‫پس عملیش می‌کنیم
‫میرم با «هوپ» حرف بزنم

06:23.335 --> 06:27.737
‫سلام‌علیکم ‫، بازم منم

06:27.739 --> 06:30.041
‫امیدوارم جات راحت باشه

06:30.044 --> 06:37.047
‫خیلی دوست دارم در مورد
صدها چیز ‫باهات صحبت کنم

06:37.049 --> 06:39.482
«مثل اون صدای نازک عجیبی که «ادی

06:39.484 --> 06:43.052
‫هر وقت یه سگ میدید
‫بهش سلام میداد

06:43.054 --> 06:44.987
نمیدونم . شاید غیرمتعارف باشه

06:46.467 --> 06:49.492
‫یا اینکه چطور بالاخره
جادوی کاربردی" رو دیدم"

06:49.494 --> 06:51.728
‫و حق با تو بود

06:51.730 --> 06:52.898
‫فیلم بی‌نظیریه

06:54.934 --> 06:59.071
‫یا راستش ‫اینکه هنوزم
چقدر دلتنگت هستم

07:01.340 --> 07:04.340
‫منم دلم براش تنگ شده

07:04.342 --> 07:05.679
‫سلام

07:08.047 --> 07:09.747
‫دفعه بعد باید باهم بیایم

07:09.749 --> 07:12.516
«راستش اومدم دنبال «وینسنت

07:12.518 --> 07:15.985
‫اون گفت که یه درمان برای «سوفیا» پیدا کرده
‫ولی پیداش نیست

07:15.987 --> 07:17.156
‫ندیدیش؟

07:18.390 --> 07:19.793
‫نه

07:21.761 --> 07:24.261
‫چیه؟ می‌خوای کمک کنم پیداش کنی؟

07:24.263 --> 07:25.896
‫نه

07:25.898 --> 07:28.268
‫نه ولی اگه دیدیش بهم زنگ بزن

07:41.446 --> 07:43.814
‫طلسم ردیاب عجیبیه

07:43.816 --> 07:45.915
‫می‌خوام رد جادوی «هالو» رو بگیرم

07:45.917 --> 07:47.785
‫چیزی نمونده

07:49.521 --> 07:52.124
‫اون توی «گاردن دیستریکت»ـه

07:53.191 --> 07:55.091
‫اونجا عمارت «لافورج»ـه

07:55.093 --> 07:57.798
‫یه زمانی مرکز طبقه‌ی بالای اجتماع بود

07:57.801 --> 07:59.028
«ولی بعد از اینکه دکتر «لافورج

07:59.030 --> 08:01.531
‫دوست‌ها و خانواده‌اش رو کشت
‫رسوا شدن

08:01.533 --> 08:04.934
‫تا روز مرگش ادعا داشت که
‫یه روح شیطانی اون رو مجبور به این‌کار کرد

08:04.936 --> 08:08.273
‫اون عمارت از اون‌موقع متروک مونده

08:10.075 --> 08:13.811
‫لونه‌ی بی‌نظیریه واسه کسی که
‫به فاجعه اشتیاق داره

08:18.883 --> 08:20.283
‫اون چیه؟

08:20.285 --> 08:25.288
«اگه این مار ‫در عمارت «لافورج
نشون‌دهنده‌ی خود «هالو» باشه

08:25.290 --> 08:27.557
‫پس این حتماً یه‌جور «توتم»ـه

08:27.559 --> 08:30.561
‫که قدرتش رو زیاد و از خودش محافظت کنه

08:30.563 --> 08:35.565
دالیا» قبلاً از اینا برای وقتی که می‌خواست»
کار ناجوری بکنه استفاده می‌کرد

08:35.567 --> 08:38.234
‫این باعث میشه «هالو» شکست‌ناپذیر بشه

08:38.236 --> 08:41.338
‫باید قبل از اینکه باهاش مواجه بشیم
‫«توتم» رو نابود کنیم

08:41.340 --> 08:43.006
‫چه عالی

08:43.008 --> 08:45.979
‫می‌تونم یه نفسی تازه کنم
با یه‌کم خون تازه

08:47.446 --> 08:49.445
‫نقشه رو بگیر

08:49.447 --> 08:51.515
‫طلسم شده که «توتم» رو ردیابی کنه

08:51.517 --> 08:53.286
‫تنها نرو

08:54.320 --> 08:56.152
‫خودم خوب میدونم خواهرم

08:56.154 --> 08:57.320
«سلام «ربکا

08:57.322 --> 08:59.088
‫چه خبرا؟

08:59.090 --> 09:00.692
‫یه نفر هست که با یه اسباب‌بازی

09:00.695 --> 09:02.593
‫که قدرت دشمنمون رو زیاد می‌کنه
‫اینور و اونور پرسه میزنه

09:02.595 --> 09:05.999
‫می‌تونی کمکم کنی این رذل رو
پیدا کنم و بکشمش؟

09:07.199 --> 09:09.131
‫با کمال میل

09:09.133 --> 09:11.104
‫عالی شد

09:39.005 --> 09:42.217
‫تو که جدی جدی نمی‌خوای
‫تنهایی بری اون تو می‌خوای؟

09:42.219 --> 09:43.486
‫چرا؟

09:43.488 --> 09:46.622
‫اگه بحث تهدید باشه تنها کسی که
‫ابزاری برای کشتن من داره

09:46.624 --> 09:48.114
‫همین بیرون کمین کرده

09:48.117 --> 09:50.559
‫من برات تهدید نیستم
‫ولی از طرف دیگه «هالو» هست

09:50.561 --> 09:53.196
‫«هالو» دستیاری داره که از یه «توتم»

09:53.198 --> 09:54.363
‫که قدرتش رو بیشتر می‌کنه
‫محافظت می‌کنه

09:54.365 --> 09:56.533
‫باعث میشه غیرقابل‌کشتن باشه

09:56.535 --> 09:58.668
‫مسئله اینه که باید همین امشب
‫کارش رو یک‌سره کنیم

09:58.670 --> 09:59.812
‫«هِیلی» وسیله‌اش رو داره

09:59.815 --> 10:01.507
‫من فقط باید اطمینان حاصل کنم
‫که اون فانی باشه

10:03.307 --> 10:05.875
‫«کول» میاد هوام رو داشته باشه
‫پس می‌تونی بتازی بری

10:05.877 --> 10:09.714
‫چجور جنتلمنی هستم اگه
‫پیشنهاد ندم همراهیت کنم؟

10:20.525 --> 10:22.958
‫تو شاه شهر هستی
‫نمی‌تونستی این آشغالدونی رو ممنوعش کنی؟

10:22.960 --> 10:26.395
‫نظرت چیه که نقد و انتقاد رو کنار بذاریم
‫و روی چیزی که دنبالشیم تمرکز کنیم؟

10:26.397 --> 10:28.178
‫«توتم» اینجا نیست

10:28.181 --> 10:31.123
‫همه‌جای خونه رو گشتم
‫اثری ازش نیست

10:31.126 --> 10:32.501
‫قرار بود منتظرم وایسی

10:32.503 --> 10:33.303
خب ، حوصله‌ام سر رفت

10:33.305 --> 10:36.056
‫و انگار با این آشغال ‫گرم گرفتی

10:36.059 --> 10:37.273
‫مشکلی داری؟

10:37.275 --> 10:39.876
‫بیخیال بشید ، خیلی‌خب؟

10:39.878 --> 10:42.043
‫نقشه نشون میده که «توتم» هنوز اینجاست

10:42.046 --> 10:44.347
‫پس حتماً یه جایی توی این خونه مخفی شده

10:44.349 --> 10:48.454
‫ببین ، اگه بهم اعتماد نداری
بفرما بیا تو

10:50.955 --> 10:52.157
یعنی چی؟

10:56.293 --> 10:57.860
‫چه مرگته «کول»؟

10:57.862 --> 10:59.795
‫یه شیء تاریک؟ جدی؟

10:59.797 --> 11:01.698
‫«کول» ، به نفعته همین الان
‫طلسمش رو برداری

11:01.700 --> 11:04.833
‫شرمنده «ربکا»

11:04.835 --> 11:06.369
‫واقعاً شرمنده‌ام

11:06.371 --> 11:08.474
‫چرا کمکش می‌کنی؟

11:09.832 --> 11:11.062
چی‌کارـت کرده؟

11:28.627 --> 11:30.329
‫نمی‌خوام

11:31.863 --> 11:34.429
‫می‌ترسی درد داشته باشه؟

11:34.431 --> 11:37.567
‫می‌ترسم اگه این‌کار رو بکنم
‫تو باهاش روبرو بشی

11:37.569 --> 11:40.903
‫و «هالو» ممکنه بهت صدمه بزنه

11:40.905 --> 11:44.874
‫میدونم که ترسیدی

11:44.876 --> 11:47.943
‫کاش این بحث رو نداشتیم

11:47.945 --> 11:50.746
‫وقتی همسن تو بودم
‫با چیزهای زیادی روبرو شدم

11:50.748 --> 11:52.881
‫که نمی‌خواستم روبرو بشم

11:52.883 --> 11:56.419
‫نمی‌خواستم تو هم مثل من بشی
‫ولی خب ، پیش اومد

11:56.421 --> 11:58.131
‫مسئله اینه که

11:58.134 --> 12:00.756
‫بعضی وقتا مجبور میشی
‫کاری رو بکنی که دلت نمی‌خواد

12:00.758 --> 12:03.326
‫چون تو تنها کسی هستی که
‫می‌تونه اون‌کار رو بکنه

12:03.328 --> 12:05.361
‫مثل تو

12:05.363 --> 12:06.962
‫مثل من

12:06.964 --> 12:08.901
‫باشه

12:23.448 --> 12:26.381
‫«ربکا» جواب نمیده
‫«کول» هم همینطور

12:26.383 --> 12:27.801
‫هر چه سریع‌تر که قال قضیه رو بکنیم بهتره

12:27.804 --> 12:30.985
‫نه . باید فرض رو بر این بذاریم که
‫«توتم» «اینادو» هنوزم سالمه

12:30.988 --> 12:33.389
‫تا وقتی نابودش نکردیم
‫نمی‌تونیم بهش حمله کنیم

12:33.391 --> 12:36.491
‫برو سراغ «ربکا»
‫«توتم» رو پیدا کن

12:36.494 --> 12:37.860
‫«هِیلی» رو تنها نمیذارم

12:37.862 --> 12:39.090
‫وقتی نداریم

12:39.093 --> 12:41.060
‫ترک‌ها دارن بیشتر میشن

12:41.900 --> 12:44.634
‫تو باید «توتم» رو نابود کنی

12:44.636 --> 12:45.967
‫من با «هِیلی» میرم

12:45.969 --> 12:47.804
‫«هوپ» چی میشه؟

12:47.806 --> 12:49.405
‫یکی رو پیدا کن ازش مراقبت کنه

12:49.407 --> 12:51.073
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

12:51.075 --> 12:54.544
‫تو بهترین برتری ما هستی

12:54.546 --> 12:57.744
‫سریع و بی‌رحم باش
و «توتم» رو نابود کن

12:57.747 --> 12:59.351
‫وگرنه فاتحه‌مون خونده‌ست

13:04.689 --> 13:06.759
‫بفرما . برای تو و «هِیلی»

13:08.426 --> 13:10.892
‫اینا رو به یه قطره از
خون «هوپ» آغشته کن

13:10.894 --> 13:12.664
‫کارِت رو راه میندازن

13:15.966 --> 13:17.710
‫باید این رو نابود کنی

13:17.713 --> 13:19.602
‫«هِیلی» ممکنه بمیره

13:19.604 --> 13:21.837
اون‌وقت چرا زندگیش از مال تو مهم‌ترـه؟

13:21.839 --> 13:24.723
‫نمی‌تونم مادر یه بچه رو ازش بگیرم «کول»

13:24.726 --> 13:27.443
‫پس باید یه راه دیگه پیدا کنیم
‫تا طلسم رو از روت برداریم

13:27.445 --> 13:29.611
‫چون عمراً بیخیالت بشم

13:29.613 --> 13:31.581
‫وقتی نبودی یه‌کم فکر کردم

13:31.583 --> 13:33.882
‫«آلایژا» 1بار یکی از طلسم‌های
‫مادرت رو بهم داد

13:33.884 --> 13:35.784
‫برای شکستنِ اتصال جادویی کاربرد داشت

13:35.786 --> 13:37.087
‫من الان خیلی ضعیفم

13:37.089 --> 13:39.650
‫ولی اگه بتونیم یه محفل پیدا کنیم
...که طلسم «اینادو» رو باطل کنن اون‌وقت

13:39.653 --> 13:42.058
‫نه . اون طلسم رو می‌شناسم
‫و نیازی به محفل نداریم

13:42.060 --> 13:44.595
‫به یه جادوگر کوچیک و قدرتمند نیاز داریم

13:52.737 --> 13:56.539
‫اون پشت یه ماشین دارم

13:56.541 --> 14:00.041
‫اگه تا نصفه‌شب برنگشتم
‫برش‌دار و برو

14:00.043 --> 14:02.879
...وایسا . بدون تو؟ چی

14:02.881 --> 14:05.113
‫شوخیت گرفته؟ چی‌کار می‌کنی؟

14:05.115 --> 14:06.649
‫«دِوینا» ، ازت درخواست نکردم

14:06.651 --> 14:08.387
‫باید این‌کار رو بکنی

14:10.488 --> 14:11.721
‫قول بده

14:11.723 --> 14:13.758
‫باشه

14:28.672 --> 14:30.354
‫اینا رو به خون «هوپ» آغشته کردم

14:30.357 --> 14:31.620
‫برای هر کدوممون یکی

14:31.623 --> 14:35.295
‫وقتی «توتم» نابود بشه
‫می‌تونیم «هالو» رو قربانی کنیم

14:37.916 --> 14:40.116
‫حال‌ـت خوبه؟

14:40.118 --> 14:42.083
‫آره

14:43.655 --> 14:47.589
‫قبلاً در مورد جنگیدن یا مردن
به‌خاطر خونواده ‫مردد نبودم

14:47.591 --> 14:48.924
...ولی الان که «کیلین» رو دارم

14:48.926 --> 14:52.029
‫حالا کسی رو داری که می‌ترسی
‫زنده نمونی و نری خونه پیش‌ـش

14:53.797 --> 14:57.935
«زنده می‌مونی «فِرِیا
‫هوات رو دارم

15:00.171 --> 15:02.071
‫«هِیلی»

15:02.073 --> 15:04.674
‫میدونم که زیاد چشم تو چشم هم نشدیم

15:04.676 --> 15:08.881
‫ولی به گمونم خونواده همینطوریه

15:32.970 --> 15:35.139
‫فکر کنم اون میدونه اومدیم

16:28.126 --> 16:31.177
‫اینجایی

16:31.180 --> 16:32.180
جکسون»؟»

16:32.183 --> 16:34.099
‫منتظرت بودم

16:51.533 --> 16:54.533
‫چطوری اومدم اینجا؟
‫تو چطوری اینجایی؟

16:54.535 --> 16:56.501
‫زیاد از این چیزها سرم نمیشه
‫ولی به گمونم تو الان

16:56.503 --> 16:58.504
‫توی یه‌جور نقص روانی هستی

16:58.506 --> 17:00.472
‫شرایط سختی رو می‌گذروندی

17:00.474 --> 17:05.644
‫برای همین ذهنت تو رو آورده
یه جای آرامش‌بخش

17:05.646 --> 17:07.646
‫راستش رو بخوای خوشحال شدم
‫به فکرم بودی

17:07.648 --> 17:11.284
‫فکر می‌کردم جای آرامش‌بخش‌ـت
‫یه جایی با «آلایژا»ست

17:11.286 --> 17:15.309
‫پس ‫اگه من بیهوشم
باید به‌هوش بیام

17:15.312 --> 17:17.177
‫میدونم

17:17.180 --> 17:19.592
‫میدونم . منم طرف تو هستم
‫تو رو برمیگردونیم به مبارزه

17:19.594 --> 17:22.246
‫قبل از اینکه «هالو» چیزی که
شروع کرده رو تموم کنه

17:31.138 --> 17:32.704
‫سلام رفیق

17:32.706 --> 17:35.208
‫مامان و بابام برگشتن؟

17:35.210 --> 17:38.631
‫نه

17:38.634 --> 17:42.814
‫میدونی وقتی همسن تو که بودم
‫وقتی حوصله‌ام سر میرفت چی‌کار می‌کردم؟

17:42.817 --> 17:44.282
‫جادو

17:44.284 --> 17:47.185
‫من نباید با غریبه‌ها جادو کنم

17:47.187 --> 17:49.085
‫چی؟

17:49.088 --> 17:50.522
‫من جزء خونواده هستم

17:50.524 --> 17:52.460
‫پس چرا رفتی؟

17:56.630 --> 18:00.333
‫رفتم چون ناراحت بودم

18:00.335 --> 18:03.502
‫و فکر می‌کردم دیگه خوشحال نمیشم

18:03.504 --> 18:07.609
‫و نمی‌خواستم افراد اطرافم
رو ‫که دوست دارم ناراحت کنم

18:54.355 --> 18:56.290
‫«هِیلی»؟

18:57.424 --> 19:00.192
‫«هِیلی»؟

19:00.194 --> 19:02.297
‫«هِیلی»؟

19:03.530 --> 19:06.865
‫نه . قاتل‌الذئب بیشتر

19:06.867 --> 19:09.605
‫می‌خوام به زور زنده باشه

19:11.017 --> 19:13.353
‫هنوز یک کاری باید بکنه

19:38.576 --> 19:39.876
«کیلین»

19:39.901 --> 19:41.403
‫نه ، نه ، نه ، نه

19:43.068 --> 19:44.705
...تو قرار بود

19:47.407 --> 19:49.474
‫این واقعی نیست

19:49.476 --> 19:51.179
‫نه . ممکن نیست بمیری

19:52.312 --> 19:54.279
‫تو نمُردی

19:54.281 --> 19:57.450
‫هنوز نه ‫ولی خواهم مُرد

19:59.886 --> 20:03.455
‫آنتن نداری تا به «سونیا»ـی
عزیزت زنگ بزنی

20:03.457 --> 20:05.790
«سوفیا»

20:05.792 --> 20:07.626
‫ببخشید

20:07.628 --> 20:10.595
‫انتظار نداشته باش که اسم
هرزه‌های سرکش یادم بمونه

20:10.597 --> 20:13.766
‫گوش کن . من مؤدبانه ازت می‌خوام
‫که راجع بهش حرف نزنی

20:13.768 --> 20:16.001
‫میدونی چیه؟

20:16.003 --> 20:18.371
‫چرا خونه رو آتیش نزنیم؟

20:18.373 --> 20:20.839
‫انقدر احساسی نباش

20:20.841 --> 20:22.341
‫احساسی؟

20:22.343 --> 20:24.876
«من وقت مانیکورم دیر نشده «مارسل

20:24.878 --> 20:27.287
‫زمان برای احیای «آلایژا» داره تموم میشه

20:27.290 --> 20:28.814
‫«هِیلی» واسه کاری رفته که
‫دست‌کمی از خودکشی نداره

20:28.816 --> 20:30.915
‫و من نمی‌تونم بازم کسانی که
دوست دارم رو از دست بدم

20:30.917 --> 20:34.136
‫سهمیه شکستن قلبم
واسه 1 سال پر شده

20:34.139 --> 20:35.173
‫«ربکا»

20:35.176 --> 20:37.656
‫چه جالب

20:37.658 --> 20:43.561
‫2تا از قوی‌ترین موجودات دنیا
توی یه تور پروانه جادویی گیر کردن

20:43.563 --> 20:45.931
‫بگید که یک جادوگر روانی بهتون رودست نزده

20:45.933 --> 20:47.732
‫نه . بزرگترین اشتباه ما اعتماد به «کول»

20:47.734 --> 20:49.980
‫- برای حتی یک لحظه بود
‫- چی؟

20:49.983 --> 20:52.305
«کول» داره از «توتم»
برای «هالو» محافظت می‌کنه

20:52.307 --> 20:55.007
‫کی میدونه چرا
یا اینکه چه پیشنهادی بهش داده

20:55.009 --> 20:57.378
‫برام مهم نیست چی بهش
پیشنهاد داده . کجاست؟

21:02.549 --> 21:04.316
‫تو خونه‌ست

21:04.319 --> 21:06.356
‫برو

21:09.589 --> 21:11.390
‫باید از این ماجرا برم کنار

21:11.392 --> 21:14.029
‫اگه این‌کار رو نکنم ممکنه برای
همیشه «آلایژا» رو از دست بدیم

21:17.030 --> 21:18.666
‫اون با تو خوبه؟

21:21.703 --> 21:23.669
‫هی ، با من حرف بزن

21:23.671 --> 21:25.907
‫من رو نمی‌کشه

21:28.742 --> 21:31.012
‫با من خوب بوده

21:32.079 --> 21:36.749
‫ولی وقتی عاشقش شدم
‫از «کلاوس» می‌ترسیدم

21:36.751 --> 21:41.086
از مادر بودن می‌ترسیدم
و اون بهم حس امنیت داد

21:41.088 --> 21:44.056
...ولی الان

21:44.058 --> 21:46.959
‫خب ، اگه امنیت می‌خواستی
‫می‌تونستی عاشق من بشی

21:46.961 --> 21:48.827
‫من تو رو انتخاب کردم
من با تو ازدواج کردم

21:48.829 --> 21:50.965
‫ولی تو عاشق اون بودی

21:54.068 --> 21:57.536
‫منظورم اینه که این داستان
قدیمی و ناراحت‌کننده‌ست

21:57.538 --> 22:01.106
‫اون هیولاها با تو مثل آشغال رفتار کردند

22:01.108 --> 22:03.642
‫تو رو تبدیل به دختری کردند
که عاشق هیولاها شدی

22:05.144 --> 22:07.714
‫تو به من کمک نمی‌کنی
داری من رو معطل می‌کنی

22:12.119 --> 22:13.385
‫نه

22:14.588 --> 22:15.823
‫این تو نیستی

22:16.824 --> 22:18.490
‫تو «هالو» هستی

23:17.184 --> 23:19.186
‫داری انرژیت رو هدر میدی

23:24.524 --> 23:26.101
‫تو واقعی نیستی

23:26.104 --> 23:28.029
‫نمی‌تونی به من صدمه بزنی

23:29.552 --> 23:31.488
‫هنوز متوجه نیستی ، مگه نه؟

23:35.703 --> 23:40.308
‫«هالو» خیلی قوی‌تر ‫از
چیزیه که بتونی تصور کنی

24:00.699 --> 24:04.433
‫فکر کنم دوست‌دخترت خوشحال نشه
‫وقتی بفهمه کل روز رو پیش من بودی

24:04.435 --> 24:07.438
‫از وقتی «هالو» به ذهنش حمله کرده
سوفیا» بیدار نشده»

24:08.772 --> 24:10.974
‫حداقل می‌تونی ادای همدردی رو دربیاری

24:10.976 --> 24:13.776
‫چرا؟ اون بهم شلیک کرد

24:13.778 --> 24:15.153
‫چندین‌بار

24:15.156 --> 24:17.546
‫واقعاً برای همین ازش متنفری؟

24:20.551 --> 24:22.584
‫خیلی‌خب

24:34.999 --> 24:36.666
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

24:36.668 --> 24:38.470
‫خط گاز اصلی باید این زیر باشه

24:40.071 --> 24:44.439
‫کمک می‌کنه سریع‌تر همه چیز بسوزه
‫مگر اینه سوختن آروم رو ترجیح بدی

24:44.441 --> 24:45.883
‫فکر کردم می‌خوای منتظر بمونی

24:49.014 --> 24:50.084
‫تو می‌خوای؟

25:02.727 --> 25:09.064
‫اگه این گره رو باز کنم ‫دوست‌دخترت
از دست «هالو» آزاد میشه؟

25:09.066 --> 25:10.699
‫امیدوارم

25:10.701 --> 25:13.736
‫و تو واقعاً عاشقشی؟

25:13.738 --> 25:15.602
‫بله

25:15.605 --> 25:17.505
...مثل همون عشقی که مادرت داره به

25:17.508 --> 25:19.042
‫عمو «آلایژا»

25:19.044 --> 25:22.055
‫تو به طرز معجزه‌آسایی به‌جا به دنیا اومدی

25:36.428 --> 25:38.960
‫چرا این‌کار رو می‌کنی؟

25:41.098 --> 25:43.399
‫من فقط می‌خواستم ازت محافظت کنم

25:43.401 --> 25:47.035
‫و الان اینجا می‌میری

25:47.037 --> 25:48.406
‫نه

25:50.808 --> 25:52.443
‫«هِیلی»

26:00.951 --> 26:04.887
...شاید اگه قوی‌تر بودی ‫اون‌وقت

26:04.889 --> 26:07.489
‫تو اینجا نیستی

26:07.491 --> 26:09.124
‫من همیشه اینجا هستم

26:09.126 --> 26:12.527
‫تصویر منه که هر شب
تو رو بیدار نگه میداره

26:12.529 --> 26:14.899
‫ترس از اون چیزی که میدونی غیرقابل‌انکاره

26:35.753 --> 26:39.654
‫خیلی‌خب ، روی گره تمرکز کن عشقم

26:39.656 --> 26:42.160
‫خیلی مهمه و من سریع برمیگردم

26:48.566 --> 26:50.999
‫به گمونم الان باید از من رد بشی

26:51.001 --> 26:53.468
‫باید بدونی که برای خودم کلی دلیل دارم

26:53.470 --> 26:55.004
‫«ربکا» پیشنهاد کرد که به حرفشون گوش بدم

26:55.006 --> 26:57.776
‫من ترجیح میدم تارهای صوتی‌ـت
رو بکشم بیرون

27:19.528 --> 27:21.631
‫هی ، ببخشید . بسته‌ایم

27:26.568 --> 27:28.838
‫خب ، شاید بتونی استثنا قائل بشی

27:36.112 --> 27:38.144
‫«دِوینا»؟

27:38.146 --> 27:40.547
‫نمیدونم چقدر وقت دارم

27:40.549 --> 27:43.851
‫ولی می‌خواستم ببینمت و ازت تشکر کنم

27:43.853 --> 27:47.153
‫منظورت چیه؟ تشکر کنی؟ برای چی؟

27:47.155 --> 27:52.526
‫برای ملاقات کردنم
‫و حرف زدن باهام

27:52.528 --> 27:53.864
‫شنیدی؟

27:54.931 --> 27:57.797
‫تو اونجا بودی

27:57.799 --> 27:59.970
جاش» ، من همیشه اونجا بودم»

28:09.612 --> 28:12.212
‫حالا صبر کن و گوش بده
‫من این‌کارها رو برای «دِوینا» کردم

28:12.214 --> 28:14.450
‫«هالو» اون رو برگردونده
و حالا به هم متصل شدن

28:14.453 --> 28:16.552
‫فقط یک لحظه زمان می‌خوام تا آزادش کنم

28:18.720 --> 28:20.054
‫احمق دلباخته

28:20.056 --> 28:22.222
‫«هالو» از ضعف تو استفاده می‌کنه

28:22.224 --> 28:25.191
‫اون «دِوینا» رو زنده کرد تا
‫تو به خونواده‌ات خیانت کنی

28:25.193 --> 28:27.747
‫انقدر رقت‌انگیزی که منتظر اون فرصت بودی

28:30.185 --> 28:32.185
‫خونواده‌ی ما خیلی به «دِوینا» مدیونه

28:32.187 --> 28:35.056
‫من چیزی بهش بدهکار نیستم

28:35.058 --> 28:36.958
‫به تو هم همینطور

28:36.960 --> 28:39.426
‫تو دیدی

28:39.428 --> 28:43.830
‫خشونت ‫، خشم

28:45.502 --> 28:47.835
‫اون همینه

28:47.837 --> 28:51.505
‫تو عاشق ظاهرش شدی «هِیلی»

28:51.507 --> 28:55.912
با بازی اون کور شده بودی

28:56.980 --> 28:59.981
‫تو «جکسون» نیستی
و لیاقت داشتن صورتش رو نداری

29:12.028 --> 29:14.561
‫حق با توئه

29:14.563 --> 29:16.734
جکسون» خوب بود»

29:22.405 --> 29:23.474
...و من

29:30.012 --> 29:31.546
‫خب ، من هیچ‌وقت خوب نبودم

29:32.916 --> 29:34.283
‫نه «نیک» . لطفاً

29:41.558 --> 29:43.156
‫«هِیلی»

29:43.158 --> 29:44.392
‫هی

29:44.394 --> 29:46.359
‫خوبی؟

29:46.361 --> 29:47.763
‫«کلاوس» «توتم» رو شکوند؟

29:47.766 --> 29:49.065
‫امیدوارم شکونده باشه

29:49.068 --> 29:50.763
‫ولی نمی‌تونیم صبر کنیم

29:50.766 --> 29:52.665
‫باید «هالو» رو چاقو بزنی

29:52.668 --> 29:54.778
‫فکر می‌کنی قدرتش رو داشته باشی؟

29:58.441 --> 29:59.910
‫بریم انجامش بدیم

30:02.044 --> 30:04.045
«نه «نیک

30:04.047 --> 30:05.737
‫یه‌کم زمان لازم دارم

30:05.740 --> 30:07.548
‫فقط می‌خوام بدونم که زنده‌ست

30:07.550 --> 30:10.084
‫لطفاً این لطف رو بهم بکن

30:10.086 --> 30:13.186
‫لطف یک امتیاز برای خونواده‌ست

30:13.188 --> 30:15.923
‫موقعیت تو از بین رفته

30:15.925 --> 30:17.591
‫برادر ، نه . خواهش می‌کنم

30:17.593 --> 30:20.797
‫برای هزاران سال من نه
عشق رو تجربه کردم و نه صلح رو

30:21.630 --> 30:24.065
‫«دِوینا» من رو تغییر داد

30:24.067 --> 30:25.899
‫اگه «کمیل» بود چی؟

30:25.901 --> 30:27.601
‫اگه بتونه اون رو برگردونه چی؟

30:27.603 --> 30:29.305
‫کاری که من کردم رو نمی‌کردی؟

31:31.606 --> 31:35.135
‫اول ‫من بدنت رو شکست میدم

31:35.137 --> 31:38.138
‫بعد روحت رو خرد می‌کنم

31:38.140 --> 31:40.708
‫همین الانشم روحت کم مونده بشکنه . درسته؟

31:46.314 --> 31:48.014
‫هی ، چی شده؟

31:55.908 --> 31:57.677
‫بزن

32:00.794 --> 32:01.794
بزن

32:02.111 --> 32:04.247
‫نه ، نه

32:12.746 --> 32:14.474
‫کافیه . کافیه

32:14.476 --> 32:17.013
‫مُرده

32:20.282 --> 32:21.581
‫مُرده

33:00.426 --> 33:02.393
‫خوبی؟

33:02.395 --> 33:04.863
‫میدونی که چقدر دوست دارم
همه چیز رو منفجر کنم

33:04.865 --> 33:06.195
‫شب خوش

33:07.366 --> 33:09.366
‫ما 2 قرن عاشق هم بودیم

33:09.368 --> 33:11.601
‫ولی الان آتیش روشن می‌کنیم
‫که از هم دور بشیم

33:11.604 --> 33:12.804
‫چی شد؟

33:12.806 --> 33:14.239
‫از یه خواب به واسطه خنجر بیدار که شدم

33:14.241 --> 33:15.973
‫دیدم سعی داری همه‌ی عزیزانم رو بکشی

33:15.975 --> 33:19.243
‫برادرت قلبم رو بیرون آورد ‫و بعدش
بدنم رو از پل پرت کرد پایین

33:19.245 --> 33:20.722
‫ولی ندیدم گریه کنی

33:20.725 --> 33:22.113
‫من برای مردی که فکر می‌کردم
می‌شناسم عزا گرفتم

33:22.115 --> 33:25.283
‫خب ، شرمنده حتماً وقتی داشتی
نفرینم می‌کردی ‫اینا رو ندیدم

33:25.285 --> 33:26.817
‫ازت خواستم باهام بیای

33:26.819 --> 33:30.387
7سال پیش بود که ازت خواستم

33:30.389 --> 33:33.391
«ولی تو اندازه‌ی «نیو اورلانز
من رو دوست نداشتی

33:33.393 --> 33:35.927
‫خیلی‌خب ، «نیو اورلانز» رو دوست دارم
‫باشه . دوستش دارم

33:35.929 --> 33:39.497
‫ولی قبلاً به‌خاطر تو 1بار
خاکستر شدنش رو ‫به چشم دیدم «ربکا»

33:39.499 --> 33:41.402
‫و 1 قرن منتظر موندم

33:42.704 --> 33:44.268
‫ولی تو حتی به‌خاطرم برنگشتی

33:44.270 --> 33:46.240
‫برای همین من رو فراموش کردی؟

33:48.340 --> 33:51.508
‫شاید همون بهتر که دوباره
‫همون کار رو بکنی

33:51.510 --> 33:54.412
‫آره . میدونی چیه؟
‫فکر کنم به صلاح هردومون باشه

33:54.414 --> 33:56.305
‫کاملاً موافقم

33:56.308 --> 33:57.510
‫آره

34:16.002 --> 34:17.904
‫لعنتی

34:37.698 --> 34:39.056
...اگه دست «کلاوس» بهش برسه

34:39.058 --> 34:41.359
‫پس تو باید بری

34:43.081 --> 34:45.462
‫«دِوینا» ، اونجا کم مونده بود بمیری

34:49.069 --> 34:51.069
اولین روزی که باهم آشنا شدیم رو یادته؟

34:51.071 --> 34:53.571
‫بهم گفتی که می‌خوای
‫یه آدم معمولی باشی

34:53.573 --> 34:55.607
‫گفتی معمولی بودن نسبی‌ـه

34:55.609 --> 35:00.011
‫آره . خب ، تو دختر «درو»ـی هستی
که 2بار زنده شدی

35:00.013 --> 35:02.145
‫و یه دوست‌پسر خون‌آشام اصیل داری

35:02.147 --> 35:04.047
‫معمولی همیشه نسبی می‌مونه

35:04.049 --> 35:08.164
‫ولی با یا بدون اون
‫تو باید از این فرصت استفاده کنی

35:08.167 --> 35:09.155
‫تو لیاقتش رو داری

35:10.890 --> 35:13.056
‫نمی‌تونم همینجوری ولش کنم

35:13.058 --> 35:16.955
‫خب ، این به‌نظر ‫مثل یه
عهد شکسته شده می‌مونه

35:21.600 --> 35:23.634
‫فکر می‌کردم «کلاوس» بهت خنجر زده
‫یا حتی بدتر

35:23.636 --> 35:26.236
‫از شانس من «کلاوس» تو
شرایط به ندرت دلرحمی بود

35:26.238 --> 35:27.874
‫ولی این شرایط زیاد دووم نمیاره

35:29.174 --> 35:30.975
‫آماده‌ای بریم؟

35:30.977 --> 35:33.410
‫هر جا که بگی

35:33.412 --> 35:34.514
‫هر جا؟

35:35.582 --> 35:37.250
‫هر جایی

35:48.995 --> 35:50.594
ممنون

35:54.533 --> 35:56.134
‫دوست‌ـت دارم

35:58.138 --> 35:59.373
‫منم دوست‌ـت دارم

36:06.546 --> 36:09.480
‫حالا برو . برو

36:57.597 --> 37:00.364
‫«هِیلی» ازم خواست چاقو رو بهت بدم

37:00.366 --> 37:03.000
‫وقتی «آلایژا» بیدار میشه اینجا نمیاد؟

37:03.002 --> 37:07.138
‫اون گفت که یه کاری داره

37:07.140 --> 37:11.609
‫خب ، تو بهتر از هر کسی میدونی که

37:11.611 --> 37:14.611
‫«هالو» چقدر عمیق رو ذهن آدم تأثیر میذاره

37:14.613 --> 37:19.183
‫به زخم‌های قدیم آدم چنگ میزنه
‫و اونا رو تازه می‌کنه

37:19.185 --> 37:22.289
‫خب ، حداقل تو الان کسی رو داری
‫که بهت تسلی میده

37:23.656 --> 37:26.223
کییلن» کجاست؟»

37:26.225 --> 37:29.292
‫بهش گفتم که امشب باید
‫پیش خونواده‌ام باشم

37:29.294 --> 37:31.662
‫فردا می‌بینیمش

37:38.171 --> 37:41.471
فِرِیا» ، حال‌ـت خوبه؟»

37:41.473 --> 37:43.640
‫آره

37:43.642 --> 37:45.308
‫فقط باید تمرکز کنم

37:45.310 --> 37:49.647
‫«هالو» به‌خاطر اهدافش برادر ما رو کشت

37:49.649 --> 37:52.383
‫کار درست اینه که ما هم از جون اون برای
‫برگردوندن برادرمون به خونه استفاده کنیم

37:52.385 --> 37:55.252
‫دست‌هات رو بهم بده

38:47.640 --> 38:49.542
«جک»

38:51.578 --> 38:53.544
‫قبلاً فرصت گفتن این حرفا رو نداشتم

38:53.546 --> 38:55.314
‫برای همین باید الان بگم

38:57.283 --> 38:59.750
‫تو باید اون کسی می‌بودی که می‌خواستم

38:59.752 --> 39:01.718
‫حق با تو بود

39:04.790 --> 39:07.825
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌تونم
‫بیخیال «آلایژا» بشم

39:07.827 --> 39:10.328
‫نمی‌تونم ازش بگذرم

39:14.500 --> 39:19.270
‫اون رو توی دوره‌ای از زندگیم دیدم
‫که ترسیده و تنها بودم

39:19.272 --> 39:21.241
‫میدونم اوضاع داغونیه

39:23.243 --> 39:29.881
‫به گمونم هیچ‌وقت واقعاً ندیدم
که عشق باید چطوری باشه

39:41.593 --> 39:44.361
‫ولی نمی‌خوام «هوپ» اینطوری بشه

39:44.363 --> 39:46.332
‫کاش تو رو می‌شناخت

39:48.368 --> 39:50.600
‫چیزهای زیادی می‌خوام

39:50.602 --> 39:52.937
‫برای «آلایژا» هم همینطور

39:52.939 --> 39:55.939
‫میدونم اون چیه

39:55.941 --> 39:58.241
‫به گمونم همیشه میدونستم

39:58.244 --> 40:02.130
‫ولی با این وجود دوستش داشتم
‫یا شایدم به‌خاطرش

40:08.453 --> 40:12.790
‫حقیقتش اینه که منم یه هیولام

40:12.792 --> 40:17.395
«همه کارهای وحشتناکی کردیم «جک
«به جز «هوپ

40:17.397 --> 40:20.964
‫اون بی‌گناه و معصومه

40:20.966 --> 40:23.647
‫و می‌خوام مطمئن بشم
‫همینطوری می‌مونه

40:27.272 --> 40:30.707
‫میدونم باید چی‌کار کنم

40:30.709 --> 40:33.944
‫فقط باید به قدری شجاع باشم تا انجامش بدم

40:41.821 --> 40:44.321
‫از زیر درت نور دیدم

40:44.323 --> 40:46.579
‫مادرت گفت که تو رو خوابونده

40:46.582 --> 40:49.118
‫وقتی یه اتفاقی میوفته
‫دوست ندارم بخوابم

40:50.330 --> 40:51.761
‫«آلایژا» رو زنده کردین

40:51.763 --> 40:55.399
‫بله و خیلی دلش می‌خواد تو رو ببینه

40:55.401 --> 40:58.772
‫صبح می‌بینیش ، نه؟

41:01.540 --> 41:04.575
‫دیگه جای نگرانی نیست ، خب؟

41:04.577 --> 41:06.611
‫«کول» رو مجازات نکردی

41:06.613 --> 41:10.948
‫خب ، ‫اون هم عضو خونواده‌مونه

41:10.950 --> 41:12.850
‫و ما از خونواده محافظت می‌کنیم

41:12.852 --> 41:15.620
‫مثل تو و مامان که محافظین
من هستین . درسته؟

41:15.622 --> 41:18.922
‫همیشه و تا ابد

41:18.924 --> 41:22.263
‫فردا همه چیزهایی که
از «نیو اورلانز» دوست دارم

41:22.266 --> 41:24.629
رو بهت نشون میدم

41:24.631 --> 41:29.000
‫موسیقی‌ـش ، رقص‌ـش ، ‫هنرش

41:29.002 --> 41:34.474
‫هر چی نباشه هر شاهزاده‌ای
‫باید قلمروش رو بشناسه

41:37.276 --> 41:39.245
‫شب‌بخیر عزیزم

41:40.647 --> 41:42.216
‫شب‌بخیر

41:53.000 --> 41:54.000
مترجمین : کیارش عباسی و حسین رضایی
(Ki@rash & HosseinTL)

41:55.000 --> 42:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
