1
00:00:01,859 --> 00:00:03,436
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:06,083 --> 00:00:08,963
‫وقت تو بمیری کل نسلت هم می‌میرن

3
00:00:09,933 --> 00:00:11,266
آلایژا» پیش «هالو»ـه»

4
00:00:11,268 --> 00:00:13,527
‫پس باید این موجود
و پیروانش رو پیدا کنیم

5
00:00:13,552 --> 00:00:14,637
‫و کلی از اونا رو سلاخی کنیم

6
00:00:14,639 --> 00:00:16,539
‫یکی از اون جسدها جسد «سوفیا» میشه

7
00:00:16,541 --> 00:00:18,167
‫و من حاضر نیستم که
‫دست روی دست بذارم

8
00:00:18,192 --> 00:00:21,813
و ببینم که ‫یکی از عزیزانم ‫یکی
از تلفات جانبی «مایکلسون»ها میشه

9
00:00:21,815 --> 00:00:25,785
‫یه راهی برای نجات اون از
‫آلودگی «هالو» پیدا می‌کنم

10
00:00:25,787 --> 00:00:28,389
‫اگه «آلایژا» قرار باشه بمیره

11
00:00:28,391 --> 00:00:31,058
‫پس می‌تونم سعی کنم روحش رو
‫داخل گردنبند بندازم

12
00:00:31,060 --> 00:00:32,336
‫سعی؟ منظورت چیه که سعی کنی؟

13
00:00:32,339 --> 00:00:34,696
خب ، احتمالش هست که
‫از این روند زنده نمونه

14
00:00:42,909 --> 00:00:45,240
‫- گردنبند کجاست؟
‫- اون موفق شد

15
00:00:45,243 --> 00:00:47,579
‫قدرت «آلایژا» رو گرفته

16
00:00:47,939 --> 00:00:52,286
‫«هالو» دوباره زاده میشه

17
00:00:52,288 --> 00:00:53,921
‫بگو که «آلایژا» این توئه

18
00:00:53,923 --> 00:00:55,523
‫صداش رو شنیدی ، نه؟

19
00:00:55,525 --> 00:00:58,260
‫بله . یه جایی داخلشه
‫ولی فریاد میزنه

20
00:01:00,100 --> 00:01:02,900
" ریویرا ، فرانسه "

21
00:02:18,365 --> 00:02:20,933
‫ندیده بودم خون‌آشام‌ها اینطوری بمیرن
...از وقتی که

22
00:02:22,504 --> 00:02:24,170
‫تو کشته شدی

23
00:02:24,172 --> 00:02:27,642
‫و کل نسل منم کشته شد

24
00:02:30,481 --> 00:02:31,447
‫«آلایژا»

25
00:02:31,500 --> 00:02:32,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26
00:02:33,000 --> 00:02:34,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

27
00:02:34,700 --> 00:02:40,600
"The Originals"
فصل 4
Phantomesque : قسمت 10

28
00:02:40,861 --> 00:02:42,294
ربکا» و «کول» فرود اومدن»

29
00:02:42,296 --> 00:02:45,731
‫بهشون گفتم که چیزی نمونده
‫برادرمون رو زنده کنیم

30
00:02:45,733 --> 00:02:46,906
‫کاری نکن دروغگو بشم

31
00:02:46,909 --> 00:02:48,142
‫تا وقتی مطمئن نشم که

32
00:02:48,145 --> 00:02:50,045
‫ذهنش یکپارچه شده
‫نمی‌تونم احیاش کنم

33
00:02:50,048 --> 00:02:51,546
خب ، «فین» رو که از داخل اون
‫گردنبند نجات دادی

34
00:02:51,548 --> 00:02:52,446
‫مشکلش چیه؟

35
00:02:52,449 --> 00:02:54,922
‫وقتی گردنبند تکه‌تکه شد
‫ذهن «آلایژا» هم تکه‌تکه شد

36
00:02:54,924 --> 00:02:57,781
‫به احتمال زیاد اون به
اعماق ‫ناخودآگاهش رفته

37
00:02:57,783 --> 00:02:59,649
‫- چطوری باید پیداش کنیم؟
‫- نمیدونم

38
00:02:59,651 --> 00:03:01,956
‫می‌تونه توی هزاران سال خاطراتش
‫توی یکی از اونا باشه

39
00:03:01,959 --> 00:03:04,456
‫ولی اگه سعی کنم قبل از
‫پیدا کردنش گردنبند

40
00:03:04,458 --> 00:03:06,658
و ذهنش رو درست کنم
‫ممکنه تا ابد فلج بمونه

41
00:03:06,660 --> 00:03:08,291
‫مثل این می‌مونه که
یه استخون شکسته رو

42
00:03:08,294 --> 00:03:09,395
‫قبل از اینکه صاف کنی ببندیش

43
00:03:09,397 --> 00:03:11,846
‫این قیاس‌های پزشکی رو
تموم کن ‫و زنده‌اش کن

44
00:03:11,849 --> 00:03:13,421
‫باید برم تو و پیداش کنم

45
00:03:13,424 --> 00:03:16,071
‫وقتی مطمئن بشم که ذهنش پایداره
اون‌وقت می‌تونم گردنبند رو درست کنم

46
00:03:16,073 --> 00:03:17,906
خب پس حرف بسه
‫و برو توش

47
00:03:17,908 --> 00:03:20,109
کلاوس»؟ برو بیرون»

48
00:03:20,111 --> 00:03:23,380
یه‌کم هوا بخور و بذار کارش رو بکنه
‫خواهش می‌کنم

49
00:03:30,992 --> 00:03:32,993
لطفاً بگو که از پس‌ـش برمیای

50
00:03:32,995 --> 00:03:35,296
‫اون برادرمه

51
00:03:35,298 --> 00:03:37,531
‫تا وقتی خوب نشه دست برنمیدارم

52
00:03:41,472 --> 00:03:43,973
‫یه خبر خوب و یه خبر بد دارم

53
00:03:43,975 --> 00:03:45,843
وینسنت» فکر می‌کنه می‌تونه»
سوفیا» رو درمان کنه»

54
00:03:45,845 --> 00:03:50,081
‫تنها چیزی که نیاز داره ‫اینه
که خون «هالو» رو براش ببری

55
00:03:50,083 --> 00:03:53,285
‫یه جادوگر خیلی قدرتمند 1500 ساله
‫که تازگی‌ها زنده شده

56
00:03:53,287 --> 00:03:56,156
‫و فقط کافیه خون‌ـش رو گیر بیارم

57
00:03:56,158 --> 00:03:58,125
‫باید یه چاره‌ی دیگه‌ای هم باشه

58
00:03:58,127 --> 00:03:59,393
‫همه‌ی چیزی که گفت همین بود؟

59
00:03:59,395 --> 00:04:00,795
‫بله

60
00:04:00,797 --> 00:04:03,832
‫یه چیزی در مورد ‫خارج کردن
«جادو از خون «هالو

61
00:04:03,834 --> 00:04:07,637
‫و مهندسی معکوس روی
‫طلسمی که روی «سوفیا» انداخته

62
00:04:07,639 --> 00:04:11,409
‫مسئله اینه که به نظرم بهتره
‫«سوفیا» روی اولویت قرار نده

63
00:04:11,411 --> 00:04:12,844
‫«سوفیا» جونش رو برای من
‫به خطر انداخت ، خب؟

64
00:04:12,846 --> 00:04:14,912
‫دست روی دست نمیذارم
‫درحالی‌که داره می‌میره

65
00:04:14,915 --> 00:04:15,981
‫باشه . فهمیدم

66
00:04:15,983 --> 00:04:18,317
‫ولی با توجه به اینکه «هالو»
‫یه شیطان در جسم انسانه

67
00:04:18,319 --> 00:04:22,389
‫شاید بهتر باشه از کسایی کمک بگیری
که یه کوچولو از من قوی‌ترن

68
00:04:22,391 --> 00:04:24,526
...مثلاً

69
00:04:26,395 --> 00:04:28,029
‫خونواده «مایکلسون»

70
00:04:28,032 --> 00:04:29,365
‫تنها بهتر کار می‌کنم

71
00:04:29,367 --> 00:04:32,169
‫جداً؟ پس من اینجا چی‌کار می‌کنم؟

72
00:04:32,171 --> 00:04:34,472
‫تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم ، خب؟
‫مراقبش باش

73
00:04:34,474 --> 00:04:36,774
‫تا منم «هالو» رو پیدا کنم

74
00:05:07,716 --> 00:05:11,152
هیچ‌وقت بهت نگفتم

75
00:05:11,154 --> 00:05:14,289
‫ولی سالیان بیشماری
‫تو برام خیلی عزیز بودی

76
00:05:14,291 --> 00:05:19,663
‫تو یه ناجی بودی

77
00:05:19,665 --> 00:05:23,068
‫یه محرم اسرار

78
00:05:23,070 --> 00:05:25,470
‫یه ناصح

79
00:05:25,472 --> 00:05:27,306
‫یه رقیب

80
00:05:29,377 --> 00:05:31,378
‫و یه دوست

81
00:05:33,583 --> 00:05:39,121
‫و بارها شده که
‫اعصاب‌خردکن باشی

82
00:05:42,161 --> 00:05:44,695
‫ولی الان ببین چه وضعیتی داری

83
00:05:46,299 --> 00:05:50,870
‫خیلی متأسفم ‫برادر

84
00:05:58,782 --> 00:06:01,818
‫این پایان کارِت نمیشه

85
00:06:01,820 --> 00:06:05,756
‫تا وقتی زنده‌ات نکنم دست‌بردار نیستم

86
00:06:05,758 --> 00:06:08,459
‫و به‌خاطرش هر چقدر لازم باشه
‫آدم می‌کشم

87
00:06:08,461 --> 00:06:09,870
‫انگار که حال میده

88
00:06:13,968 --> 00:06:17,003
‫منم می‌تونم یه‌کم از کشت و کشتار
‫و کتک‌کاریش رو انجام بدم

89
00:06:21,611 --> 00:06:24,446
‫شاید همون بهتر بود که نمیومدی

90
00:06:24,448 --> 00:06:26,216
اصلاً نباید میرفتم

91
00:06:26,218 --> 00:06:27,784
‫شاید اون‌وقت «آلایژا» هنوز زنده می‌بود

92
00:06:27,786 --> 00:06:30,439
‫یا شاید تو هم کنارش دراز کشیده بودی

93
00:06:30,442 --> 00:06:32,490
خیلی‌خب ، حرف بسه

94
00:06:32,492 --> 00:06:35,227
‫الان میشه بریم سلاخی؟

95
00:06:36,464 --> 00:06:37,663
‫خب ، همه چیز به نوبت

96
00:06:37,665 --> 00:06:40,510
‫اول باید سلاح‌هایی که ‫به
دشمن‌مون برتری میده رو نابود کنیم

97
00:06:40,513 --> 00:06:43,705
‫یه خراش کوچیک از بوته‌ی
رُز ‫برای ما کشنده‌ست

98
00:06:43,707 --> 00:06:45,558
فِرِیا» 8تا ازشون رو ردیابی کرد»

99
00:06:45,561 --> 00:06:46,859
‫ازجمله گیاه اصلیش

100
00:06:46,862 --> 00:06:48,249
‫اینجاست . توی بخش 9ـم

101
00:06:48,252 --> 00:06:52,086
‫باشه . پس همه‌شون رو می‌سوزونیم
‫و بعدش اون عوضی بدبخت رو می‌کشیم

102
00:06:56,222 --> 00:06:59,758
‫خارهای مرگ‌آور ، جادوگرهای زنده شده

103
00:06:59,760 --> 00:07:01,461
‫مگه میشه مشکلی هم پیش بیاد؟

104
00:07:02,631 --> 00:07:04,538
‫جداً به نظرت از پس‌ـش برمیای؟

105
00:07:04,541 --> 00:07:05,548
‫نمیدونم

106
00:07:05,551 --> 00:07:07,297
‫تا حالا امتحانش نکردم

107
00:07:07,300 --> 00:07:08,103
‫«فِرِیا»

108
00:07:08,105 --> 00:07:10,238
‫اونجا هزاران سال خاطره داره

109
00:07:10,240 --> 00:07:12,226
‫از کجا میشه فهمید کدومشه؟

110
00:07:12,229 --> 00:07:13,897
اون حتماً من رو می‌شناسه

111
00:07:13,899 --> 00:07:16,066
‫اگه بتونم هسته‌ی وجودش

112
00:07:16,068 --> 00:07:18,369
‫یا هر خاطره‌ای که بهش چسبیده
‫رو پیدا کنم

113
00:07:18,371 --> 00:07:20,337
‫بیرون میارمش

114
00:08:29,349 --> 00:08:32,651
‫عجب اوضاع داغونی

115
00:08:32,653 --> 00:08:35,088
‫اولین کاری که بعد از تولد
دوباره‌ات انجام میدی

116
00:08:35,090 --> 00:08:39,360
‫قتل‌عام جادوگرهاییه که
از تو احمق ‫پیروی می‌کردن

117
00:08:39,362 --> 00:08:42,030
‫اونا برای خدمت کردن به من زندگی کردن

118
00:08:42,032 --> 00:08:44,299
‫می‌تونن برای خدمت به من هم بمیرن

119
00:08:44,301 --> 00:08:48,371
‫جلال و شادمانی در انتظار کساییه
که خون‌شون رو برای من فدا کردن

120
00:08:48,373 --> 00:08:50,407
...برام سواله

121
00:08:53,346 --> 00:08:55,046
‫تو چطور بهم خدمت می‌کنی؟

122
00:08:55,048 --> 00:08:57,316
‫تو داخل سرم بودی

123
00:08:57,318 --> 00:08:58,985
‫میدونی که هیچ‌وقت بهت خدمت نمی‌کنم

124
00:08:58,987 --> 00:09:01,721
‫این تنها چیزی نیست که میدونم

125
00:09:01,723 --> 00:09:04,125
‫به این امید اومدی اینجا که
‫«سوفیا» رو نجات بدی

126
00:09:04,127 --> 00:09:06,895
‫چقدر شجاع

127
00:09:06,897 --> 00:09:09,131
‫اون خوب بهم خدمت کرد

128
00:09:09,133 --> 00:09:11,000
‫ولی جادوی من در سرتاسر بدنش سرایت کرده

129
00:09:11,002 --> 00:09:15,105
‫آلودگی هست که نابودش می‌کنه

130
00:09:15,107 --> 00:09:16,942
...ولی

131
00:09:18,679 --> 00:09:20,279
‫می‌تونم نجاتش بدم

132
00:09:20,281 --> 00:09:24,585
اگه وفاداریت به من رو ضمانت کنی

133
00:09:24,587 --> 00:09:26,353
‫نیومدم که معامله کنم

134
00:09:26,355 --> 00:09:27,922
‫به‌خاطر خون‌ـت اومدم

135
00:10:08,710 --> 00:10:11,811
‫کسی حاضره مرگ سریع و بی‌دردی داشته باشه؟

136
00:10:11,813 --> 00:10:14,115
‫بیخیال «ربکا»

137
00:10:14,117 --> 00:10:15,216
‫لازمه سریع باشه؟

138
00:10:15,218 --> 00:10:16,242
‫متأسفانه

139
00:10:17,245 --> 00:10:19,580
‫خوش به حال شما که ما عجله داریم

140
00:10:40,551 --> 00:10:43,553
نیکلاوس» ، تکون نخور»

141
00:10:43,555 --> 00:10:46,189
‫بهت قول میدم

142
00:10:47,827 --> 00:10:51,530
‫تو همیشه در بدترین ‫شرایط
ممکن قول میدی برادر

143
00:10:51,532 --> 00:10:54,300
‫کل روز به روش تو کارها رو انجام دادیم

144
00:10:54,302 --> 00:10:58,472
‫فقط یه گاز لازمه ‫تا
«غزل رو بخونی «اگنس

145
00:10:58,474 --> 00:10:59,907
‫ولش کن

146
00:11:19,101 --> 00:11:21,235
هیچ‌کس حق نداره خونواده‌ی من رو
‫تهدید کنه و زنده بمونه

147
00:11:23,373 --> 00:11:25,640
هیچ‌کس -
‫- «آلایژا»؟

148
00:11:26,577 --> 00:11:28,745
‫«آلایژا»

149
00:12:33,162 --> 00:12:35,497
‫مثل دزدیدن آبنبات از بچه‌ها می‌مونه

150
00:12:35,499 --> 00:12:38,801
‫بله ولی هنوز کارم با این یکی تموم نشده

151
00:12:38,803 --> 00:12:40,069
‫خب ، عجله کن

152
00:12:40,071 --> 00:12:41,939
‫هنوز کلی جاها هست
‫که باید بریم

153
00:12:41,941 --> 00:12:43,841
‫آخه فایده‌ی بازجویی چیه؟

154
00:12:43,843 --> 00:12:45,130
‫انگیزه‌هاشون رو میدونیم

155
00:12:45,133 --> 00:12:47,679
"جادوگرهای "نيو اورلانز
از خونواده‌ی ما متنفرن

156
00:12:47,681 --> 00:12:48,655
‫همیشه متنفر بودن

157
00:12:48,658 --> 00:12:50,649
‫چون شماها هیولا هستین

158
00:12:50,651 --> 00:12:52,719
‫شرارت برای طبیعت ظالمه

159
00:12:52,721 --> 00:12:55,389
‫گونه‌ی شما شهر رو نابود کرده

160
00:12:55,391 --> 00:12:56,390
‫بله

161
00:12:56,392 --> 00:12:58,560
‫و من بدترینِ بدترین‌هام

162
00:12:58,562 --> 00:13:03,366
‫پس بگو ببینم ارباب‌ـت تو رو
از دستم نجات میده؟

163
00:13:05,070 --> 00:13:07,838
‫یالا . من رو بکش

164
00:13:07,840 --> 00:13:10,809
‫زندگیم به‌خاطر هدفی والاتر از ‫اونی
که بتونی تصورش رو بکنی تموم میشه

165
00:13:10,811 --> 00:13:13,012
‫«هالو» از مرگ برخواسته

166
00:13:13,014 --> 00:13:14,413
‫هیچ چیزی جلودارش نیست

167
00:13:14,415 --> 00:13:17,484
‫نه شما و نه حتی نیاکان

168
00:13:17,486 --> 00:13:19,921
‫برخلاف ادعایی که دارن

169
00:13:21,280 --> 00:13:22,814
‫نیاکان؟

170
00:13:26,024 --> 00:13:28,698
‫فکر می‌کردم خفه‌بشو نیست

171
00:13:28,700 --> 00:13:31,335
‫راست میگه؟

172
00:13:31,337 --> 00:13:32,970
‫نیاکان برگشتن؟

173
00:13:32,972 --> 00:13:34,506
‫چرا بهم نگفتی؟

174
00:13:34,508 --> 00:13:36,108
‫می‌تونستم ببینمش

175
00:13:36,908 --> 00:13:39,304
‫فکر می‎کنی حاضرم این
‫شادی رو ازت بگیرم؟

176
00:13:39,307 --> 00:13:41,182
‫فقط می‌خواستم ازت محافظت کنم برادر

177
00:13:41,184 --> 00:13:42,616
دِوینا کِلِیر» خیلی عوض شده»

178
00:13:42,618 --> 00:13:43,919
‫اخلاقش بدتر شده

179
00:13:43,921 --> 00:13:46,814
‫- دروغ میگی
‫- هر چی باشه اینا مهم نیستن

180
00:13:46,817 --> 00:13:48,891
‫چون تنها کسایی که می‌تونن
‫باهاش ارتباط برقرار کنن

181
00:13:48,893 --> 00:13:51,295
‫دختران «درو»ـی هستن که
‫«آلایژا» در کمال خونسردی اونا رو کشت

182
00:13:53,495 --> 00:13:56,134
‫- «کول»
‫- ولش کن

183
00:13:57,370 --> 00:13:58,930
‫هنوز کار داریم

184
00:14:22,971 --> 00:14:25,108
‫ای دروغگو ، ای سگ کثیف

185
00:14:25,111 --> 00:14:29,210
‫خب ، خیلی طول کشید
‫ولی بالاخره پیداش کردم

186
00:14:29,212 --> 00:14:32,850
نه ، نه ، نه . اون «بورداکس»ـه
یه هدیه از طرف ‫دوک «بورگاندی» بود

187
00:14:32,853 --> 00:14:34,039
‫بله . هدیه‌ی دوست‌داشتنی

188
00:14:34,042 --> 00:14:35,806
‫که باید در یک موقعیت خاص
‫نوشیده بشه

189
00:14:35,809 --> 00:14:37,520
‫شاید بهتره بگیم یه شام خونوادگی

190
00:14:37,523 --> 00:14:40,591
‫که آخرش ‫خنجر تو سینه‌ی
هیچ‌کدوممون فرو نمیره

191
00:14:40,593 --> 00:14:42,219
‫بله ، بله

192
00:14:42,222 --> 00:14:43,829
‫باید هر چقدر که میشه نوشید

193
00:14:43,831 --> 00:14:45,430
‫بله . به سلامتی خواهر و برادرهای عزیزم

194
00:14:45,432 --> 00:14:49,135
‫همگی زیر یه سقف ‫برای
اولین‌بار در طول قرن‌ها

195
00:14:49,137 --> 00:14:52,473
‫بدون هیچ بحثی ‫و شکوه و شکایتی

196
00:14:52,475 --> 00:14:53,936
‫- به سلامتی
‫- به سلامتیش

197
00:14:55,712 --> 00:14:57,179
‫«آلایژا»

198
00:14:57,181 --> 00:14:59,338
‫چقدر عالی

199
00:14:59,350 --> 00:15:00,636
‫منم

200
00:15:00,639 --> 00:15:02,185
‫دوک «بورگاندی» هم همینطور

201
00:15:05,425 --> 00:15:07,192
‫«آلایژا»

202
00:15:20,909 --> 00:15:22,291
‫«فِرِیا» ، چی شده؟

203
00:15:22,294 --> 00:15:25,249
‫فکر کردم پیداش کردم
‫ولی درست جلوی من ناپدید شد

204
00:15:26,619 --> 00:15:28,853
‫این تنها مشکلمون نیست

205
00:15:28,855 --> 00:15:30,021
‫نمی‌تونم هم ذهن «آلایژا» رو بگردم

206
00:15:30,023 --> 00:15:32,024
‫و هم یه طلسم اجرا کنم

207
00:15:33,976 --> 00:15:35,495
‫اگه من رو بفرستی داخل چی؟

208
00:15:35,497 --> 00:15:37,197
‫برای این‌کار قدرت بیشتری لازمه

209
00:15:37,199 --> 00:15:39,067
‫همینجا بمون و طلسم رو بکن

210
00:15:39,069 --> 00:15:40,635
‫اون به من جواب میده

211
00:15:40,637 --> 00:15:42,871
‫من رو بفرست اون تو «فِرِیا»
‫من می‌تونم پیداش کنم

212
00:15:42,873 --> 00:15:44,941
‫هیچکی به اندازه‌ی من
‫به «آلایژا» نزدیک نیست

213
00:15:44,943 --> 00:15:48,879
‫برای قرار دادن تو در گردنبند

214
00:15:48,881 --> 00:15:51,482
‫باید از قدرت یه جادوگر
دیگه هم استفاده کنم

215
00:15:51,484 --> 00:15:54,820
‫یه جادوگر قدرتمند
‫که از خون خانوادمه

216
00:15:54,822 --> 00:15:57,290
هوپ»...نه . واسه این‌کار خیلی کوچیکه»

217
00:15:57,292 --> 00:15:59,293
‫کوچیک ولی قوی

218
00:15:59,295 --> 00:16:01,074
‫قدرتمندتر از من وقتی همسن‌ـش بودم

219
00:16:01,077 --> 00:16:05,489
هِیلی» ، هیچ‌وقت حاضر نیستم»
‫به برادرزاده‌ام صدمه بزنم...هیچ‌وقت

220
00:16:15,548 --> 00:16:17,304
مارسل»؟»

221
00:16:30,168 --> 00:16:32,802
‫واسه چرت زدن جای بی‌نظیریه

222
00:16:32,804 --> 00:16:35,739
‫اینجوریام نبود که چاره‌ای داشته باشم

223
00:16:35,741 --> 00:16:37,375
«تنها می‌جنگی «مارسلوس

224
00:16:37,377 --> 00:16:39,344
‫انگار خوب پیش نرفته

225
00:16:39,346 --> 00:16:40,746
‫شاید بهتر باشه

226
00:16:40,748 --> 00:16:43,382
‫دفعه بعد با ما بری سراغش
‫و تاکتیک‌هات رو به ما هم بگی

227
00:16:43,384 --> 00:16:47,411
‫لازم نیست تاکتیک‌هام رو به کسی بگم
مخصوصاً به تو

228
00:16:47,414 --> 00:16:48,956
‫خب ، اگه اینقدر بی‌برنامه و احمقانه هستن

229
00:16:48,958 --> 00:16:50,192
‫شاید کمکم به دردت بخوره

230
00:16:50,194 --> 00:16:51,794
‫راستش عاشق دعوا و جدل شماها هستم

231
00:16:51,797 --> 00:16:53,362
‫ولی به یه دلیل دیگه اومدیم اینجا

232
00:16:53,364 --> 00:16:54,798
‫بله

233
00:16:54,801 --> 00:16:56,601
‫اسلحه‌ی «هالو»

234
00:16:58,137 --> 00:17:00,838
‫یه شیء جادویی که ریشه‌ی همه‌ی
‫مشکلات فعلی ماست

235
00:17:00,840 --> 00:17:03,475
‫جادو...بهش نیاز دارم

236
00:17:03,477 --> 00:17:05,278
‫- بهم بدش
‫- عقلت رو از دست دادی

237
00:17:05,280 --> 00:17:06,956
‫یا «هالو» دوباره عقلت رو ازت گرفته؟

238
00:17:06,958 --> 00:17:08,415
‫بچه‌ها ، باهم خوب حرف بزنین

239
00:17:08,417 --> 00:17:10,717
‫- تو درست فکر نمی‌کنی
‫- اون خارها از خون من

240
00:17:10,719 --> 00:17:11,898
‫و جادوی «هالو» ساخته شده

241
00:17:11,901 --> 00:17:14,556
‫- پس اون رو بهم بده
‫- دست بردارین . با هردوتون هستم

242
00:17:14,558 --> 00:17:15,691
‫«آلایژا» نیستش

243
00:17:15,693 --> 00:17:16,759
‫ما تحت حمله هستیم

244
00:17:16,761 --> 00:17:18,628
و نمی‌تونیم دشمنمون رو شکست بدیم

245
00:17:18,630 --> 00:17:20,330
‫- اگه شما 2تا اینقدر باهم مشکل داشته باشین
‫- حق با اونه

246
00:17:20,332 --> 00:17:22,633
‫من که خارها رو به «هالو» نمیدم

247
00:17:22,635 --> 00:17:24,168
‫برای یه کار دیگه لازمش دارم

248
00:17:24,170 --> 00:17:25,536
‫و برای صدمه زدن به تو
‫به اونا نیازی ندارم

249
00:17:25,538 --> 00:17:26,905
...پس مگه اینکه بخوای ثابتش کنم

250
00:17:26,907 --> 00:17:28,540
‫«مارسل» ، خواهش می‌کنم

251
00:17:30,812 --> 00:17:35,249
واقعاً می‌خوای با هردومون دعوا کنی
‫بعد از این‌همه سختی که کشیدیم؟

252
00:17:36,053 --> 00:17:37,352
‫به کمکت نیاز داریم

253
00:17:39,423 --> 00:17:41,190
‫باید همه‌ی خارها رو نابود کنیم

254
00:17:41,192 --> 00:17:42,926
‫تا بتونیم یک‌بار و برای همیشه
‫به این قائله فیصله بدیم

255
00:17:42,928 --> 00:17:44,438
‫منظورت اینه که بازم ازش هست؟

256
00:17:44,441 --> 00:17:46,865
‫بله . محله رو پاکسازی کردیم
‫ولی هنوز یکی توی «جنتیلی» هست

257
00:17:46,867 --> 00:17:48,032
...پس اگه باهم بریم

258
00:17:50,338 --> 00:17:51,871
‫آفرین خواهر

259
00:17:51,873 --> 00:17:55,542
‫شاید بهتر باشه دفعه بعدی
‫بیشتر تنبیه باشه تا تشویق

260
00:18:09,756 --> 00:18:12,324
‫اگه نمی‌خوای لازم نیست این‌کار رو بکنی

261
00:18:12,326 --> 00:18:14,192
‫چیزی نیست . من نمی‌ترسم

262
00:18:14,194 --> 00:18:16,362
‫حاضری؟

263
00:18:20,534 --> 00:18:24,372
‫پس یه جایی اون توئه ‫و به
خاطرات تکه‌تکه‌اش چسبیده؟

264
00:18:24,374 --> 00:18:27,109
‫هسته‌ی وجودیش تا اعماق
ناخودآگاهش ‫عقب رفته

265
00:18:27,111 --> 00:18:29,346
‫ولی بله . هنوز اون داخله

266
00:18:29,348 --> 00:18:31,682
‫و فقط کافیه بگردم تا پیداش کنم؟

267
00:18:31,684 --> 00:18:33,618
‫زیاد وقت نداری
‫خاطرات زیادی هست که

268
00:18:33,620 --> 00:18:35,186
‫باید به‌صورت تصادفی بررسی‌شون کنی

269
00:18:35,188 --> 00:18:38,090
‫باید فکر کنی
‫«آلایژا» کجا پناه گرفته

270
00:18:38,092 --> 00:18:41,728
‫حتماً باید یه جایی باشه
که ‫بیانگر اساس وجودیشه

271
00:18:41,730 --> 00:18:43,431
‫امیدوارم جای خوبی باشه

272
00:18:43,433 --> 00:18:46,301
‫وقتی پیداش کردی
‫از اونجا بکش‌ـش بیرون و بیدارش کن

273
00:18:46,303 --> 00:18:49,237
‫ولی مراقب باش
‫ذهنش ثبات نداره

274
00:18:54,647 --> 00:18:56,748
‫مامان؟

275
00:18:57,886 --> 00:19:00,286
‫مراقب باش

276
00:19:02,177 --> 00:19:03,978
‫زود برمیگردم عزیزم

277
00:19:39,740 --> 00:19:41,906
‫یالا «آلایژا» . کجایی؟

278
00:20:52,532 --> 00:20:53,931
‫موهات

279
00:20:53,933 --> 00:20:55,100
‫مدلش رو عوض کردم

280
00:20:55,102 --> 00:20:56,802
‫آره

281
00:20:58,497 --> 00:21:00,898
‫دلم برات تنگ شده بود

282
00:21:05,783 --> 00:21:07,772
‫بذار برم لباس بپوشم

283
00:21:18,666 --> 00:21:20,482
‫«آلایژا»

284
00:21:23,205 --> 00:21:25,873
‫منم

285
00:21:27,911 --> 00:21:30,379
‫میدونم که اینجایی

286
00:21:32,584 --> 00:21:34,050
‫بهم نگاه کن

287
00:21:52,642 --> 00:21:55,944
‫خیلی‌خب ، از این‌همه
‫بی‌اعتناییت خسته شدم

288
00:21:55,946 --> 00:21:56,480
‫- باهام حرف بزن
‫- که چی بشه؟

289
00:21:56,600 --> 00:21:58,067
‫چیزی که هردومون میدونیم رو بگم؟
‫اینکه احساسات‌ـت به «مارسل»

290
00:21:58,069 --> 00:21:59,536
‫تو رو آسیب‌پذیر کرده

291
00:21:59,538 --> 00:22:01,040
الان که خونواده‌ات
‫بیشتر از هر زمان دیگه‌ای بهت نیاز داره

292
00:22:01,042 --> 00:22:03,077
‫اون تو رو روی انگشت کوچیکه‌اش می‌چرخونه

293
00:22:03,079 --> 00:22:04,525
‫خیلی ناراحتی و به‌خاطر همین
‫عین سگ به آدم می‌پری

294
00:22:04,527 --> 00:22:05,615
‫ولی میدونی چیه؟

295
00:22:05,617 --> 00:22:08,054
‫اون برادر منم هست
‫و منم به اندازه تو

296
00:22:08,056 --> 00:22:09,790
‫از نبودش ناراحتم و ترسیدم

297
00:22:09,792 --> 00:22:12,429
‫خب پس باید بری
‫خودم خارها رو پیدا می‌کنم

298
00:22:12,431 --> 00:22:14,400
‫اگه لازم باشه سر راهم
‫کل آدمای شهر رو سلاخی می‌کنم

299
00:22:14,402 --> 00:22:16,237
‫و اگه معلوم بشه که
مارسل» اونا رو برداشته»

300
00:22:16,239 --> 00:22:17,773
‫ترتیب اونم میدم

301
00:22:17,776 --> 00:22:19,568
‫چقدر دوست‌داشتنی
‫مثل قدیم حرف میزنی

302
00:22:19,570 --> 00:22:21,502
‫خب ، یکی باید از این خونواده
‫محافظت کنه

303
00:22:21,505 --> 00:22:23,706
‫دیدی؟

304
00:22:23,709 --> 00:22:25,688
‫این بهونه‌ایه که همیشه میاری

305
00:22:25,690 --> 00:22:28,862
‫اگه اینقدر اصرار داری که اینطوری باشی

306
00:22:28,864 --> 00:22:34,439
‫پس هر زحمتی که «آلایژا» برات کشیده
ازجمله مرگش بیهوده میشه

307
00:22:59,224 --> 00:23:01,760
‫باید همینجا باشه

308
00:23:49,858 --> 00:23:51,994
‫«آلایژا»؟

309
00:23:55,470 --> 00:23:58,207
‫اومدم کمکت کنم

310
00:24:19,250 --> 00:24:21,586
‫«آلایژا»

311
00:24:25,129 --> 00:24:26,783
‫هی

312
00:24:26,786 --> 00:24:30,052
‫«آلایژا» ، پاشو

313
00:24:30,055 --> 00:24:31,405
‫منم

314
00:24:31,407 --> 00:24:33,076
‫«آلایژا»

315
00:24:33,078 --> 00:24:35,323
‫بس کن . دست بردار

316
00:24:42,825 --> 00:24:45,529
ممنون که اومدین ملاقات من

317
00:24:47,067 --> 00:24:48,869
‫و مایلم یه هدیه‌ای برای این‌کار بهتون بدم

318
00:24:51,376 --> 00:24:52,643
‫اشیاء تاریک

319
00:24:52,645 --> 00:24:56,195
‫قدرتمندترین اشیاء "نيو اورلانز"

320
00:24:56,198 --> 00:24:57,980
...و این

321
00:24:57,983 --> 00:24:59,937
‫این نصف چیزی که دارم هم نیست

322
00:24:59,940 --> 00:25:02,810
‫ما دختران «درو» هستیم
‫میدونیم اشیاء تاریک چی هستن

323
00:25:02,812 --> 00:25:05,282
‫در ازاشون چی می‌خوای؟

324
00:25:07,755 --> 00:25:10,926
‫می‌خوام با «دِوینا کِلِیر» حرف بزنم

325
00:25:11,526 --> 00:25:12,928
‫میدونم چی فکر می‌کنین

326
00:25:12,931 --> 00:25:13,930
‫چرا باید به یه «مایکلسون» کمک کنین؟

327
00:25:13,933 --> 00:25:15,401
‫برادرت ما رو کشت

328
00:25:15,404 --> 00:25:17,005
‫من برادرم نیستم

329
00:25:18,295 --> 00:25:20,866
‫قرن‌هاست دوست جادوگرها هستم

330
00:25:20,868 --> 00:25:24,573
‫حتی یادتون دادم چطوری
‫درستشون کنین

331
00:25:26,179 --> 00:25:29,149
‫دلیلی نداره نتونیم شرایط
سابق رو داشته باشیم

332
00:25:29,152 --> 00:25:31,888
‫میدونیم که بهتره به
خون‌آشام‌ها اعتماد نکنیم

333
00:25:31,890 --> 00:25:36,964
‫«هالو» دشمن اصلیه ، ‫نه من

334
00:25:36,966 --> 00:25:39,335
‫چه خوشتون بیاد و چه نه
‫ما یه دشمن مشترک داریم

335
00:25:40,022 --> 00:25:43,560
‫ولی باور کنین بهتره دوست پیدا کنین
‫تا اینکه دشمن بتراشین

336
00:25:46,051 --> 00:25:48,955
‫اشیاء رو بردارین
‫فقط لطفاً بذارین باهاش حرف بزنم

337
00:25:48,957 --> 00:25:52,796
‫شما «مایکلسون» میاید و لطف می‌خواید
‫ولی تهدید می‌کنین

338
00:25:52,798 --> 00:25:54,030
‫و آدم رو به بازی میدین

339
00:25:54,033 --> 00:25:57,306
‫برای همین هم اطمینان حاصل می‌کنیم
‫دیگه هیچ‌وقت «دِوینا کِلِیر» رو نبینی

340
00:25:57,308 --> 00:25:59,109
‫بذار باهاش حرف بزنم

341
00:26:17,848 --> 00:26:20,684
‫شما بچه‌ها مبارزه‌ی خوبی داشتین

342
00:26:20,686 --> 00:26:22,589
‫به این‌کارـتون احترام میذارم

343
00:26:22,591 --> 00:26:28,601
‫با اینحال در نهایت یه‌کم دیر شده

344
00:26:35,884 --> 00:26:38,253
‫و این آخریشه

345
00:26:38,255 --> 00:26:41,092
‫به گمونم باید برای تلاشت تشکر کنم

346
00:26:41,094 --> 00:26:43,230
‫مجبورم نکن باهات بجنگم «ربکا»

347
00:26:43,232 --> 00:26:45,702
‫اگه این رو می‌خوای مجبوری بجنگی

348
00:26:46,505 --> 00:26:49,610
‫- ولش کن
‫- میدونی که ولش نمی‌کنم

349
00:26:50,948 --> 00:26:52,013
‫اگه اسلحه‌ای می‌خوای

350
00:26:52,015 --> 00:26:53,952
‫که می‌تونه ما رو بکشه
‫پس برامون یه تهدیدی

351
00:26:53,954 --> 00:26:55,154
‫این فقط به‌خاطر شکاکیت هست ، خب؟

352
00:26:55,156 --> 00:26:56,891
‫همه چیز که یه دام و نقشه
واسه کشتن تو نیست

353
00:26:56,893 --> 00:26:58,178
‫پس خارها رو می‌خوای چی‌کار؟

354
00:26:58,181 --> 00:27:00,464
‫چون بیشتر از خونواده‌ات
‫جون یکی دیگه هم تو خطره

355
00:27:00,466 --> 00:27:01,900
‫جادوی داخل اون خارها

356
00:27:01,902 --> 00:27:03,503
‫می‌تونه جون کسی که برام مهمه
‫رو نجات بده

357
00:27:03,505 --> 00:27:07,946
‫می‌تونی بقیه رو بسوزونی
‫ولی فقط اون یکی رو هم بده

358
00:27:07,948 --> 00:27:09,984
‫اسم دختره چیه؟

359
00:27:30,425 --> 00:27:32,962
‫اسمش «سوفیا»ست

360
00:27:37,775 --> 00:27:41,980
‫یه زمانی بود که برای منم
‫همچین کارهایی می‌کردی

361
00:27:41,982 --> 00:27:43,282
‫«ربکا»

362
00:27:43,284 --> 00:27:44,652
«بیخیال «نیک

363
00:27:46,258 --> 00:27:47,624
‫خوب اون نگاه رو می‌شناسم

364
00:27:47,626 --> 00:27:50,698
‫به‌خاطر عشق می‌جنگه

365
00:27:57,115 --> 00:27:59,911
...وقتی نجات «سوفیا»ـی عزیزت تموم شد

366
00:27:59,914 --> 00:28:03,357
‫باشه . خودم می‌سوزونمش

367
00:28:33,318 --> 00:28:35,353
‫«فِرِیا»

368
00:28:38,394 --> 00:28:41,331
‫«فِرِیا»

369
00:29:11,226 --> 00:29:13,395
‫«آلایژا»

370
00:29:15,034 --> 00:29:16,902
‫خواهش می‌کنم بس کن

371
00:29:21,112 --> 00:29:22,313
‫مامان

372
00:29:22,315 --> 00:29:23,749
‫«هوپ» ، بس کن

373
00:29:24,752 --> 00:29:26,774
‫عمه «فِرِیا» ، خواهش می‌کنم
‫یه کاری بکن

374
00:29:26,777 --> 00:29:28,692
‫«هوپ» ، باید روی طلسم تمرکز کنی

375
00:29:56,650 --> 00:29:59,720
‫نمی‌خوام باهات مقابله کنم

376
00:29:59,722 --> 00:30:01,992
‫فقط می‌خوام ببرمت خونه

377
00:30:30,795 --> 00:30:32,805
‫برگرد مامان . برگرد

378
00:30:34,276 --> 00:30:36,470
‫«هوپ» ، ‫«هوپ»

379
00:30:36,473 --> 00:30:39,056
‫اگه طلسم رو ادامه ندیم
‫ممکنه مامانت رو اونجا گم کنیم

380
00:30:39,059 --> 00:30:41,879
‫- بذار کمک کنم . می‌تونم نجاتش بدم
‫- گوش کن . باید بهم اعتماد کنی

381
00:30:41,882 --> 00:30:43,326
‫الان میگم چی‌کار کنیم

382
00:30:43,328 --> 00:30:45,095
‫تو رو در گردنبند قرار میدم

383
00:30:45,097 --> 00:30:48,971
‫وقتی رفتی داخل ‫باید مامانت
رو صدا بزنی ، ‫خب؟

384
00:30:50,126 --> 00:30:54,448
‫توی راهرو که رفتی
هیچ دری رو باز نکن ‫. فهمیدی؟

385
00:30:54,450 --> 00:30:56,686
‫باشه

386
00:30:58,257 --> 00:31:00,293
‫باشه . هی

387
00:31:00,295 --> 00:31:01,729
‫دراز بکش ، خب؟

388
00:31:03,101 --> 00:31:04,534
‫بزودی می‌بینمت

389
00:31:25,378 --> 00:31:27,714
‫مامان؟

390
00:31:27,716 --> 00:31:29,551
‫من اینجام

391
00:31:32,993 --> 00:31:34,661
‫مامان؟

392
00:31:34,663 --> 00:31:36,732
‫کجایی مامان؟

393
00:31:36,734 --> 00:31:38,602
‫«هوپ»

394
00:31:38,604 --> 00:31:40,205
‫همونجا بمون

395
00:31:48,758 --> 00:31:50,960
‫«هوپ»

396
00:32:10,902 --> 00:32:12,103
‫لطفاً این‌کار رو نکن

397
00:32:12,105 --> 00:32:13,939
‫لطفاً این‌کار رو نکن
‫لطفاً این‌کار رو نکن

398
00:32:13,941 --> 00:32:15,308
‫خواهش می‌کنم . خواهش می‌کنم

399
00:32:15,991 --> 00:32:18,561
‫مامان

400
00:32:25,075 --> 00:32:27,044
‫مامان

401
00:32:27,836 --> 00:32:29,771
‫نمی‌تونم پیدات کنم

402
00:32:29,773 --> 00:32:31,374
‫«هوپ»

403
00:32:33,314 --> 00:32:35,148
‫همونجا بمون

404
00:32:35,150 --> 00:32:36,518
‫مامانی داره میاد

405
00:32:37,656 --> 00:32:39,130
‫«هِیلی»

406
00:32:49,212 --> 00:32:50,846
‫حال‌ـت خوبه؟

407
00:32:50,848 --> 00:32:53,351
‫خوبم . خوبم

408
00:32:53,353 --> 00:32:55,602
‫«آلایژا» کجاست؟

409
00:32:55,605 --> 00:32:57,809
‫من همینجام

410
00:33:16,566 --> 00:33:18,201
‫باید بری . اینجا امن نیست

411
00:33:18,203 --> 00:33:19,236
‫چیزی نیست

412
00:33:19,238 --> 00:33:22,342
‫خودمم

413
00:33:26,151 --> 00:33:28,421
‫برو خونه عزیزم

414
00:33:28,423 --> 00:33:30,959
‫به عمه «فِرِیا» بگو
می‌تونه گردنبند رو درست کنه

415
00:33:52,337 --> 00:33:54,340
‫لطفاً من رو ببخش

416
00:34:10,006 --> 00:34:11,807
‫مامان

417
00:34:19,257 --> 00:34:22,312
‫موفق شدی . ‫نجاتش دادی

418
00:34:48,800 --> 00:34:51,303
‫کارِت خوب بود

419
00:34:51,305 --> 00:34:53,107
‫هنوز برنگشته

420
00:34:55,247 --> 00:34:57,717
‫فکر نکنم بشه انداختش تو یه بدن دیگه

421
00:34:57,719 --> 00:35:01,390
‫نمی‌تونم این خطر رو به جون بخرم
‫نه بعد از این‌همه سختی که کشیده

422
00:35:01,392 --> 00:35:03,896
‫بدن اصلیش جاییه که باید باشه

423
00:35:03,898 --> 00:35:07,177
‫و حالا که ذهنش داخل گردنبند
باثبات شده ‫می‌تونم برش‌گردونم

424
00:35:07,180 --> 00:35:09,838
‫فقط یه قربانی بزرگ لازمه

425
00:35:09,841 --> 00:35:11,376
‫به اون چیزی که من فکر می‌کنم
‫فکر می‌کنی؟

426
00:35:11,379 --> 00:35:13,146
‫«هالو» رو که بکشیم
‫برادرمون رو نجات میدیم

427
00:35:13,148 --> 00:35:14,818
‫با کمال میل خون و خونریزش رو می‌کنم

428
00:35:14,820 --> 00:35:17,122
‫بالفرض که ممکن باشه

429
00:35:17,124 --> 00:35:22,499
‫اگه نباشه ‫باید راه‌حل
جایگزین رو درنظر بگیریم

430
00:35:22,501 --> 00:35:24,503
‫مثلاً؟

431
00:35:26,642 --> 00:35:28,444
‫میدونم که دوست نداری این رو بشنوی

432
00:35:28,446 --> 00:35:32,252
‫ولی اگه لازم باشه بین
...مارسل» و «آلایژا» یکی رو انتخاب کنیم»

433
00:35:34,893 --> 00:35:36,894
‫فکر کردن نمی‌خواد

434
00:35:55,400 --> 00:35:57,067
‫روز خوبی داشتی ، نه؟

435
00:35:59,796 --> 00:36:01,864
‫حداقل اون خار رو داری ، نه؟

436
00:36:01,867 --> 00:36:03,047
‫این خودش یه برده

437
00:36:03,049 --> 00:36:07,121
‫اگه شانس بیاریم «وینسنت» می‌تونه
‫قدرتش رو خارج کنه

438
00:36:07,123 --> 00:36:09,893
‫و به «سوفیا» کمک کنه
بعدش یه برد میشه

439
00:36:11,798 --> 00:36:16,439
‫خب ، انگار اونقدرا خوش‌بین نیستی

440
00:36:16,449 --> 00:36:19,820
‫به‌خاطر «سوفیا»ست یا «ربکا»؟

441
00:36:24,358 --> 00:36:28,229
‫«کلاوس» قدیما بهم می‌گفت
‫قدرت داشتن از آدم هدف می‌سازه

442
00:36:28,231 --> 00:36:32,772
‫دوست داشتن آدم رو آسیب‌پذیر می‌کنه
‫پس انتخاب کن

443
00:36:32,774 --> 00:36:38,417
‫می‌تونی یکیش رو داشته باشی
‫قدرت یا دوست

444
00:36:38,419 --> 00:36:42,558
‫میدونی که این احمقانه‌ست ، نه؟

445
00:36:44,090 --> 00:36:49,105
آره ولی خب ، ‫شاید یه ذره
حقیقت هم داشته باشه

446
00:36:49,107 --> 00:36:55,017
‫خب ، راستش رو بخوای
خیلی خوشحالم که تو دوستمی

447
00:36:55,019 --> 00:36:59,158
‫هر اتفاقی که بیوفته
‫هر چی که این شهر باهاش روبرو بشه

448
00:36:59,160 --> 00:37:01,830
‫«هالو» ، «مایکلسون»‌ها

449
00:37:01,832 --> 00:37:05,405
‫مطمئنم که کار درست رو می‌کنی

450
00:37:05,407 --> 00:37:07,141
‫هیچ‌وقت به اینش شک نداشتم

451
00:37:10,482 --> 00:37:14,021
‫«هالو» شبیه هیچ‌کدوم از تهدیداتی
‫که تا حالا باهاشون مواجه شدیم نیست

452
00:37:14,023 --> 00:37:18,998
یه تاریکی داره . یه سردی

453
00:37:19,000 --> 00:37:21,335
«و گفته باشم «جاش
‫با این قدرتی که دارم

454
00:37:21,337 --> 00:37:23,582
‫جوری من رو از پا درآورد
که انگار براش هیچی نیستم

455
00:37:27,049 --> 00:37:29,051
‫تنهایی از پس‌ـش برنمیام

456
00:37:29,053 --> 00:37:32,090
‫به هر تعداد دوست که بتونیم گیر بیاریم
‫نیاز داریم

457
00:37:32,092 --> 00:37:35,731
«وینسنت» ، «سوفیا» ، «کلاوس»

458
00:37:35,733 --> 00:37:39,204
‫حتی «ربکا»

459
00:37:39,206 --> 00:37:42,276
‫وگرنه این جنگ قبل از اینکه شروع بشه
‫تموم‌شده حساب میشه

460
00:37:52,533 --> 00:37:54,602
‫اونجور که شنیدم قهرمانِ امروزمون بودی

461
00:37:54,604 --> 00:37:57,808
‫به نظرم که اینطوریام نیست

462
00:37:57,810 --> 00:38:01,716
‫متوجه‌ام

463
00:38:01,718 --> 00:38:04,922
‫پس جون خودت رو توی ذهن
‫خرد شده‌ی برادرم به خطر انداختی

464
00:38:04,924 --> 00:38:07,661
‫و انگار شرایط خوبی هم نداشت

465
00:38:09,634 --> 00:38:12,337
‫از در قرمز رد شدم

466
00:38:16,481 --> 00:38:18,283
‫سعی کردم نجاتش بدم

467
00:38:18,285 --> 00:38:21,956
‫ولی چیزهایی که دیدم
‫آدمای بی‌گناهی که دیدم
سلاخ رو که دیدم

468
00:38:21,958 --> 00:38:25,797
‫واقعاً فکر می‌کردم توی جای خوبی
‫پیداش می‌کنم

469
00:38:25,799 --> 00:38:30,339
‫ولی اون تاریک‌ترین بخش از خودش رو
‫انتخاب کرده بود

470
00:38:30,341 --> 00:38:32,744
‫خودت که میدونی ما چی هستیم

471
00:38:34,683 --> 00:38:37,019
‫ماها همگی هیولاییم

472
00:38:37,021 --> 00:38:41,528
‫طی سال‌ها وحشی‌گری‌های بیشماری داشتیم

473
00:38:42,700 --> 00:38:44,701
‫ولی «آلایژا»

474
00:38:44,703 --> 00:38:50,246
‫تنها کسیه که این‌کارها رو
‫به‌خاطر خونواده‌اش کرده

475
00:38:50,248 --> 00:38:53,553
‫و برای همینم هست که بهترین‌مونه

476
00:38:58,364 --> 00:38:59,999
‫همیشه بهترین‌مون بوده

477
00:39:11,791 --> 00:39:13,960
به گمونم همه دارن نجات
آلایژا» رو جشن می‌گیرن»

478
00:39:13,962 --> 00:39:15,796
‫مثل یه خونواده‌ی بزرگ و خوشبخت؟

479
00:39:15,798 --> 00:39:17,834
‫یه همچین چیزی

480
00:39:17,836 --> 00:39:19,704
‫تو هم باید اینجا باشی

481
00:39:19,706 --> 00:39:22,877
‫خب ، همه به مقصودشون نرسیدن

482
00:39:23,915 --> 00:39:25,984
‫حداقل هم رو داریم

483
00:39:29,759 --> 00:39:31,729
‫«کول»

484
00:39:31,731 --> 00:39:35,035
‫من می‌خوام تو "نيو اورلانز" بمونم

485
00:39:35,037 --> 00:39:37,407
‫حداقل تا وقتی که یه فکری براش بکنیم

486
00:39:37,409 --> 00:39:40,512
‫می‌تونم متقاعدت کنم بمونی؟

487
00:39:44,108 --> 00:39:45,662
‫فکر نکنم بتونم بمونم

488
00:39:59,953 --> 00:40:02,323
‫حال بازی درآوردن ندارم ساحره

489
00:40:02,325 --> 00:40:06,531
‫اگه بهت بگم می‌تونم
دِوینا» رو زنده کنم چی؟»

490
00:40:08,872 --> 00:40:11,741
‫البته در ازای یه چیزی

491
00:40:18,389 --> 00:40:20,092
‫«دِوینا»

492
00:40:30,114 --> 00:40:32,615
‫«دِوینا»

493
00:40:32,618 --> 00:40:34,446
‫«کول»

494
00:40:39,665 --> 00:40:42,837
‫بعضی‌ها حاضرن به‌خاطر کسی که
‫دوستش دارن تا اونطرف دنیا هم برن

495
00:40:42,839 --> 00:40:46,180
‫آزادش کن وگرنه تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم

496
00:40:46,204 --> 00:40:47,481
من بودم این‌کار رو نمی‌کردم

497
00:40:47,482 --> 00:40:50,490
‫من و اون به هم متصل شدیم

498
00:40:55,598 --> 00:41:01,441
‫پس اگه می‌خوای سالم بمونه
‫پس به من تعلق داری

499
00:41:02,400 --> 00:41:03,400
مترجم : رضا حضرتی

500
00:41:04,400 --> 00:41:42,400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
