WEBVTT

00:01.859 --> 00:03.436
پیش از این در
"The Originals"

00:06.083 --> 00:08.963
‫وقت تو بمیری کل نسلت هم می‌میرن

00:09.933 --> 00:11.266
آلایژا» پیش «هالو»ـه»

00:11.268 --> 00:13.527
‫پس باید این موجود
و پیروانش رو پیدا کنیم

00:13.552 --> 00:14.637
‫و کلی از اونا رو سلاخی کنیم

00:14.639 --> 00:16.539
‫یکی از اون جسدها جسد «سوفیا» میشه

00:16.541 --> 00:18.167
‫و من حاضر نیستم که
‫دست روی دست بذارم

00:18.192 --> 00:21.813
و ببینم که ‫یکی از عزیزانم ‫یکی
از تلفات جانبی «مایکلسون»ها میشه

00:21.815 --> 00:25.785
‫یه راهی برای نجات اون از
‫آلودگی «هالو» پیدا می‌کنم

00:25.787 --> 00:28.389
‫اگه «آلایژا» قرار باشه بمیره

00:28.391 --> 00:31.058
‫پس می‌تونم سعی کنم روحش رو
‫داخل گردنبند بندازم

00:31.060 --> 00:32.336
‫سعی؟ منظورت چیه که سعی کنی؟

00:32.339 --> 00:34.696
خب ، احتمالش هست که
‫از این روند زنده نمونه

00:42.909 --> 00:45.240
‫- گردنبند کجاست؟
‫- اون موفق شد

00:45.243 --> 00:47.579
‫قدرت «آلایژا» رو گرفته

00:47.939 --> 00:52.286
‫«هالو» دوباره زاده میشه

00:52.288 --> 00:53.921
‫بگو که «آلایژا» این توئه

00:53.923 --> 00:55.523
‫صداش رو شنیدی ، نه؟

00:55.525 --> 00:58.260
‫بله . یه جایی داخلشه
‫ولی فریاد میزنه

01:00.100 --> 01:02.900
" ریویرا ، فرانسه "

02:18.365 --> 02:20.933
‫ندیده بودم خون‌آشام‌ها اینطوری بمیرن
...از وقتی که

02:22.504 --> 02:24.170
‫تو کشته شدی

02:24.172 --> 02:27.642
‫و کل نسل منم کشته شد

02:30.481 --> 02:31.447
‫«آلایژا»

02:31.500 --> 02:32.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:33.000 --> 02:34.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:34.700 --> 02:40.600
"The Originals"
فصل 4
Phantomesque : قسمت 10

02:40.861 --> 02:42.294
ربکا» و «کول» فرود اومدن»

02:42.296 --> 02:45.731
‫بهشون گفتم که چیزی نمونده
‫برادرمون رو زنده کنیم

02:45.733 --> 02:46.906
‫کاری نکن دروغگو بشم

02:46.909 --> 02:48.142
‫تا وقتی مطمئن نشم که

02:48.145 --> 02:50.045
‫ذهنش یکپارچه شده
‫نمی‌تونم احیاش کنم

02:50.048 --> 02:51.546
خب ، «فین» رو که از داخل اون
‫گردنبند نجات دادی

02:51.548 --> 02:52.446
‫مشکلش چیه؟

02:52.449 --> 02:54.922
‫وقتی گردنبند تکه‌تکه شد
‫ذهن «آلایژا» هم تکه‌تکه شد

02:54.924 --> 02:57.781
‫به احتمال زیاد اون به
اعماق ‫ناخودآگاهش رفته

02:57.783 --> 02:59.649
‫- چطوری باید پیداش کنیم؟
‫- نمیدونم

02:59.651 --> 03:01.956
‫می‌تونه توی هزاران سال خاطراتش
‫توی یکی از اونا باشه

03:01.959 --> 03:04.456
‫ولی اگه سعی کنم قبل از
‫پیدا کردنش گردنبند

03:04.458 --> 03:06.658
و ذهنش رو درست کنم
‫ممکنه تا ابد فلج بمونه

03:06.660 --> 03:08.291
‫مثل این می‌مونه که
یه استخون شکسته رو

03:08.294 --> 03:09.395
‫قبل از اینکه صاف کنی ببندیش

03:09.397 --> 03:11.846
‫این قیاس‌های پزشکی رو
تموم کن ‫و زنده‌اش کن

03:11.849 --> 03:13.421
‫باید برم تو و پیداش کنم

03:13.424 --> 03:16.071
‫وقتی مطمئن بشم که ذهنش پایداره
اون‌وقت می‌تونم گردنبند رو درست کنم

03:16.073 --> 03:17.906
خب پس حرف بسه
‫و برو توش

03:17.908 --> 03:20.109
کلاوس»؟ برو بیرون»

03:20.111 --> 03:23.380
یه‌کم هوا بخور و بذار کارش رو بکنه
‫خواهش می‌کنم

03:30.992 --> 03:32.993
لطفاً بگو که از پس‌ـش برمیای

03:32.995 --> 03:35.296
‫اون برادرمه

03:35.298 --> 03:37.531
‫تا وقتی خوب نشه دست برنمیدارم

03:41.472 --> 03:43.973
‫یه خبر خوب و یه خبر بد دارم

03:43.975 --> 03:45.843
وینسنت» فکر می‌کنه می‌تونه»
سوفیا» رو درمان کنه»

03:45.845 --> 03:50.081
‫تنها چیزی که نیاز داره ‫اینه
که خون «هالو» رو براش ببری

03:50.083 --> 03:53.285
‫یه جادوگر خیلی قدرتمند 1500 ساله
‫که تازگی‌ها زنده شده

03:53.287 --> 03:56.156
‫و فقط کافیه خون‌ـش رو گیر بیارم

03:56.158 --> 03:58.125
‫باید یه چاره‌ی دیگه‌ای هم باشه

03:58.127 --> 03:59.393
‫همه‌ی چیزی که گفت همین بود؟

03:59.395 --> 04:00.795
‫بله

04:00.797 --> 04:03.832
‫یه چیزی در مورد ‫خارج کردن
«جادو از خون «هالو

04:03.834 --> 04:07.637
‫و مهندسی معکوس روی
‫طلسمی که روی «سوفیا» انداخته

04:07.639 --> 04:11.409
‫مسئله اینه که به نظرم بهتره
‫«سوفیا» روی اولویت قرار نده

04:11.411 --> 04:12.844
‫«سوفیا» جونش رو برای من
‫به خطر انداخت ، خب؟

04:12.846 --> 04:14.912
‫دست روی دست نمیذارم
‫درحالی‌که داره می‌میره

04:14.915 --> 04:15.981
‫باشه . فهمیدم

04:15.983 --> 04:18.317
‫ولی با توجه به اینکه «هالو»
‫یه شیطان در جسم انسانه

04:18.319 --> 04:22.389
‫شاید بهتر باشه از کسایی کمک بگیری
که یه کوچولو از من قوی‌ترن

04:22.391 --> 04:24.526
...مثلاً

04:26.395 --> 04:28.029
‫خونواده «مایکلسون»

04:28.032 --> 04:29.365
‫تنها بهتر کار می‌کنم

04:29.367 --> 04:32.169
‫جداً؟ پس من اینجا چی‌کار می‌کنم؟

04:32.171 --> 04:34.472
‫تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم ، خب؟
‫مراقبش باش

04:34.474 --> 04:36.774
‫تا منم «هالو» رو پیدا کنم

05:07.716 --> 05:11.152
هیچ‌وقت بهت نگفتم

05:11.154 --> 05:14.289
‫ولی سالیان بیشماری
‫تو برام خیلی عزیز بودی

05:14.291 --> 05:19.663
‫تو یه ناجی بودی

05:19.665 --> 05:23.068
‫یه محرم اسرار

05:23.070 --> 05:25.470
‫یه ناصح

05:25.472 --> 05:27.306
‫یه رقیب

05:29.377 --> 05:31.378
‫و یه دوست

05:33.583 --> 05:39.121
‫و بارها شده که
‫اعصاب‌خردکن باشی

05:42.161 --> 05:44.695
‫ولی الان ببین چه وضعیتی داری

05:46.299 --> 05:50.870
‫خیلی متأسفم ‫برادر

05:58.782 --> 06:01.818
‫این پایان کارِت نمیشه

06:01.820 --> 06:05.756
‫تا وقتی زنده‌ات نکنم دست‌بردار نیستم

06:05.758 --> 06:08.459
‫و به‌خاطرش هر چقدر لازم باشه
‫آدم می‌کشم

06:08.461 --> 06:09.870
‫انگار که حال میده

06:13.968 --> 06:17.003
‫منم می‌تونم یه‌کم از کشت و کشتار
‫و کتک‌کاریش رو انجام بدم

06:21.611 --> 06:24.446
‫شاید همون بهتر بود که نمیومدی

06:24.448 --> 06:26.216
اصلاً نباید میرفتم

06:26.218 --> 06:27.784
‫شاید اون‌وقت «آلایژا» هنوز زنده می‌بود

06:27.786 --> 06:30.439
‫یا شاید تو هم کنارش دراز کشیده بودی

06:30.442 --> 06:32.490
خیلی‌خب ، حرف بسه

06:32.492 --> 06:35.227
‫الان میشه بریم سلاخی؟

06:36.464 --> 06:37.663
‫خب ، همه چیز به نوبت

06:37.665 --> 06:40.510
‫اول باید سلاح‌هایی که ‫به
دشمن‌مون برتری میده رو نابود کنیم

06:40.513 --> 06:43.705
‫یه خراش کوچیک از بوته‌ی
رُز ‫برای ما کشنده‌ست

06:43.707 --> 06:45.558
فِرِیا» 8تا ازشون رو ردیابی کرد»

06:45.561 --> 06:46.859
‫ازجمله گیاه اصلیش

06:46.862 --> 06:48.249
‫اینجاست . توی بخش 9ـم

06:48.252 --> 06:52.086
‫باشه . پس همه‌شون رو می‌سوزونیم
‫و بعدش اون عوضی بدبخت رو می‌کشیم

06:56.222 --> 06:59.758
‫خارهای مرگ‌آور ، جادوگرهای زنده شده

06:59.760 --> 07:01.461
‫مگه میشه مشکلی هم پیش بیاد؟

07:02.631 --> 07:04.538
‫جداً به نظرت از پس‌ـش برمیای؟

07:04.541 --> 07:05.548
‫نمیدونم

07:05.551 --> 07:07.297
‫تا حالا امتحانش نکردم

07:07.300 --> 07:08.103
‫«فِرِیا»

07:08.105 --> 07:10.238
‫اونجا هزاران سال خاطره داره

07:10.240 --> 07:12.226
‫از کجا میشه فهمید کدومشه؟

07:12.229 --> 07:13.897
اون حتماً من رو می‌شناسه

07:13.899 --> 07:16.066
‫اگه بتونم هسته‌ی وجودش

07:16.068 --> 07:18.369
‫یا هر خاطره‌ای که بهش چسبیده
‫رو پیدا کنم

07:18.371 --> 07:20.337
‫بیرون میارمش

08:29.349 --> 08:32.651
‫عجب اوضاع داغونی

08:32.653 --> 08:35.088
‫اولین کاری که بعد از تولد
دوباره‌ات انجام میدی

08:35.090 --> 08:39.360
‫قتل‌عام جادوگرهاییه که
از تو احمق ‫پیروی می‌کردن

08:39.362 --> 08:42.030
‫اونا برای خدمت کردن به من زندگی کردن

08:42.032 --> 08:44.299
‫می‌تونن برای خدمت به من هم بمیرن

08:44.301 --> 08:48.371
‫جلال و شادمانی در انتظار کساییه
که خون‌شون رو برای من فدا کردن

08:48.373 --> 08:50.407
...برام سواله

08:53.346 --> 08:55.046
‫تو چطور بهم خدمت می‌کنی؟

08:55.048 --> 08:57.316
‫تو داخل سرم بودی

08:57.318 --> 08:58.985
‫میدونی که هیچ‌وقت بهت خدمت نمی‌کنم

08:58.987 --> 09:01.721
‫این تنها چیزی نیست که میدونم

09:01.723 --> 09:04.125
‫به این امید اومدی اینجا که
‫«سوفیا» رو نجات بدی

09:04.127 --> 09:06.895
‫چقدر شجاع

09:06.897 --> 09:09.131
‫اون خوب بهم خدمت کرد

09:09.133 --> 09:11.000
‫ولی جادوی من در سرتاسر بدنش سرایت کرده

09:11.002 --> 09:15.105
‫آلودگی هست که نابودش می‌کنه

09:15.107 --> 09:16.942
...ولی

09:18.679 --> 09:20.279
‫می‌تونم نجاتش بدم

09:20.281 --> 09:24.585
اگه وفاداریت به من رو ضمانت کنی

09:24.587 --> 09:26.353
‫نیومدم که معامله کنم

09:26.355 --> 09:27.922
‫به‌خاطر خون‌ـت اومدم

10:08.710 --> 10:11.811
‫کسی حاضره مرگ سریع و بی‌دردی داشته باشه؟

10:11.813 --> 10:14.115
‫بیخیال «ربکا»

10:14.117 --> 10:15.216
‫لازمه سریع باشه؟

10:15.218 --> 10:16.242
‫متأسفانه

10:17.245 --> 10:19.580
‫خوش به حال شما که ما عجله داریم

10:40.551 --> 10:43.553
نیکلاوس» ، تکون نخور»

10:43.555 --> 10:46.189
‫بهت قول میدم

10:47.827 --> 10:51.530
‫تو همیشه در بدترین ‫شرایط
ممکن قول میدی برادر

10:51.532 --> 10:54.300
‫کل روز به روش تو کارها رو انجام دادیم

10:54.302 --> 10:58.472
‫فقط یه گاز لازمه ‫تا
«غزل رو بخونی «اگنس

10:58.474 --> 10:59.907
‫ولش کن

11:19.101 --> 11:21.235
هیچ‌کس حق نداره خونواده‌ی من رو
‫تهدید کنه و زنده بمونه

11:23.373 --> 11:25.640
هیچ‌کس -
‫- «آلایژا»؟

11:26.577 --> 11:28.745
‫«آلایژا»

12:33.162 --> 12:35.497
‫مثل دزدیدن آبنبات از بچه‌ها می‌مونه

12:35.499 --> 12:38.801
‫بله ولی هنوز کارم با این یکی تموم نشده

12:38.803 --> 12:40.069
‫خب ، عجله کن

12:40.071 --> 12:41.939
‫هنوز کلی جاها هست
‫که باید بریم

12:41.941 --> 12:43.841
‫آخه فایده‌ی بازجویی چیه؟

12:43.843 --> 12:45.130
‫انگیزه‌هاشون رو میدونیم

12:45.133 --> 12:47.679
"جادوگرهای "نيو اورلانز
از خونواده‌ی ما متنفرن

12:47.681 --> 12:48.655
‫همیشه متنفر بودن

12:48.658 --> 12:50.649
‫چون شماها هیولا هستین

12:50.651 --> 12:52.719
‫شرارت برای طبیعت ظالمه

12:52.721 --> 12:55.389
‫گونه‌ی شما شهر رو نابود کرده

12:55.391 --> 12:56.390
‫بله

12:56.392 --> 12:58.560
‫و من بدترینِ بدترین‌هام

12:58.562 --> 13:03.366
‫پس بگو ببینم ارباب‌ـت تو رو
از دستم نجات میده؟

13:05.070 --> 13:07.838
‫یالا . من رو بکش

13:07.840 --> 13:10.809
‫زندگیم به‌خاطر هدفی والاتر از ‫اونی
که بتونی تصورش رو بکنی تموم میشه

13:10.811 --> 13:13.012
‫«هالو» از مرگ برخواسته

13:13.014 --> 13:14.413
‫هیچ چیزی جلودارش نیست

13:14.415 --> 13:17.484
‫نه شما و نه حتی نیاکان

13:17.486 --> 13:19.921
‫برخلاف ادعایی که دارن

13:21.280 --> 13:22.814
‫نیاکان؟

13:26.024 --> 13:28.698
‫فکر می‌کردم خفه‌بشو نیست

13:28.700 --> 13:31.335
‫راست میگه؟

13:31.337 --> 13:32.970
‫نیاکان برگشتن؟

13:32.972 --> 13:34.506
‫چرا بهم نگفتی؟

13:34.508 --> 13:36.108
‫می‌تونستم ببینمش

13:36.908 --> 13:39.304
‫فکر می‎کنی حاضرم این
‫شادی رو ازت بگیرم؟

13:39.307 --> 13:41.182
‫فقط می‌خواستم ازت محافظت کنم برادر

13:41.184 --> 13:42.616
دِوینا کِلِیر» خیلی عوض شده»

13:42.618 --> 13:43.919
‫اخلاقش بدتر شده

13:43.921 --> 13:46.814
‫- دروغ میگی
‫- هر چی باشه اینا مهم نیستن

13:46.817 --> 13:48.891
‫چون تنها کسایی که می‌تونن
‫باهاش ارتباط برقرار کنن

13:48.893 --> 13:51.295
‫دختران «درو»ـی هستن که
‫«آلایژا» در کمال خونسردی اونا رو کشت

13:53.495 --> 13:56.134
‫- «کول»
‫- ولش کن

13:57.370 --> 13:58.930
‫هنوز کار داریم

14:22.971 --> 14:25.108
‫ای دروغگو ، ای سگ کثیف

14:25.111 --> 14:29.210
‫خب ، خیلی طول کشید
‫ولی بالاخره پیداش کردم

14:29.212 --> 14:32.850
نه ، نه ، نه . اون «بورداکس»ـه
یه هدیه از طرف ‫دوک «بورگاندی» بود

14:32.853 --> 14:34.039
‫بله . هدیه‌ی دوست‌داشتنی

14:34.042 --> 14:35.806
‫که باید در یک موقعیت خاص
‫نوشیده بشه

14:35.809 --> 14:37.520
‫شاید بهتره بگیم یه شام خونوادگی

14:37.523 --> 14:40.591
‫که آخرش ‫خنجر تو سینه‌ی
هیچ‌کدوممون فرو نمیره

14:40.593 --> 14:42.219
‫بله ، بله

14:42.222 --> 14:43.829
‫باید هر چقدر که میشه نوشید

14:43.831 --> 14:45.430
‫بله . به سلامتی خواهر و برادرهای عزیزم

14:45.432 --> 14:49.135
‫همگی زیر یه سقف ‫برای
اولین‌بار در طول قرن‌ها

14:49.137 --> 14:52.473
‫بدون هیچ بحثی ‫و شکوه و شکایتی

14:52.475 --> 14:53.936
‫- به سلامتی
‫- به سلامتیش

14:55.712 --> 14:57.179
‫«آلایژا»

14:57.181 --> 14:59.338
‫چقدر عالی

14:59.350 --> 15:00.636
‫منم

15:00.639 --> 15:02.185
‫دوک «بورگاندی» هم همینطور

15:05.425 --> 15:07.192
‫«آلایژا»

15:20.909 --> 15:22.291
‫«فِرِیا» ، چی شده؟

15:22.294 --> 15:25.249
‫فکر کردم پیداش کردم
‫ولی درست جلوی من ناپدید شد

15:26.619 --> 15:28.853
‫این تنها مشکلمون نیست

15:28.855 --> 15:30.021
‫نمی‌تونم هم ذهن «آلایژا» رو بگردم

15:30.023 --> 15:32.024
‫و هم یه طلسم اجرا کنم

15:33.976 --> 15:35.495
‫اگه من رو بفرستی داخل چی؟

15:35.497 --> 15:37.197
‫برای این‌کار قدرت بیشتری لازمه

15:37.199 --> 15:39.067
‫همینجا بمون و طلسم رو بکن

15:39.069 --> 15:40.635
‫اون به من جواب میده

15:40.637 --> 15:42.871
‫من رو بفرست اون تو «فِرِیا»
‫من می‌تونم پیداش کنم

15:42.873 --> 15:44.941
‫هیچکی به اندازه‌ی من
‫به «آلایژا» نزدیک نیست

15:44.943 --> 15:48.879
‫برای قرار دادن تو در گردنبند

15:48.881 --> 15:51.482
‫باید از قدرت یه جادوگر
دیگه هم استفاده کنم

15:51.484 --> 15:54.820
‫یه جادوگر قدرتمند
‫که از خون خانوادمه

15:54.822 --> 15:57.290
هوپ»...نه . واسه این‌کار خیلی کوچیکه»

15:57.292 --> 15:59.293
‫کوچیک ولی قوی

15:59.295 --> 16:01.074
‫قدرتمندتر از من وقتی همسن‌ـش بودم

16:01.077 --> 16:05.489
هِیلی» ، هیچ‌وقت حاضر نیستم»
‫به برادرزاده‌ام صدمه بزنم...هیچ‌وقت

16:15.548 --> 16:17.304
مارسل»؟»

16:30.168 --> 16:32.802
‫واسه چرت زدن جای بی‌نظیریه

16:32.804 --> 16:35.739
‫اینجوریام نبود که چاره‌ای داشته باشم

16:35.741 --> 16:37.375
«تنها می‌جنگی «مارسلوس

16:37.377 --> 16:39.344
‫انگار خوب پیش نرفته

16:39.346 --> 16:40.746
‫شاید بهتر باشه

16:40.748 --> 16:43.382
‫دفعه بعد با ما بری سراغش
‫و تاکتیک‌هات رو به ما هم بگی

16:43.384 --> 16:47.411
‫لازم نیست تاکتیک‌هام رو به کسی بگم
مخصوصاً به تو

16:47.414 --> 16:48.956
‫خب ، اگه اینقدر بی‌برنامه و احمقانه هستن

16:48.958 --> 16:50.192
‫شاید کمکم به دردت بخوره

16:50.194 --> 16:51.794
‫راستش عاشق دعوا و جدل شماها هستم

16:51.797 --> 16:53.362
‫ولی به یه دلیل دیگه اومدیم اینجا

16:53.364 --> 16:54.798
‫بله

16:54.801 --> 16:56.601
‫اسلحه‌ی «هالو»

16:58.137 --> 17:00.838
‫یه شیء جادویی که ریشه‌ی همه‌ی
‫مشکلات فعلی ماست

17:00.840 --> 17:03.475
‫جادو...بهش نیاز دارم

17:03.477 --> 17:05.278
‫- بهم بدش
‫- عقلت رو از دست دادی

17:05.280 --> 17:06.956
‫یا «هالو» دوباره عقلت رو ازت گرفته؟

17:06.958 --> 17:08.415
‫بچه‌ها ، باهم خوب حرف بزنین

17:08.417 --> 17:10.717
‫- تو درست فکر نمی‌کنی
‫- اون خارها از خون من

17:10.719 --> 17:11.898
‫و جادوی «هالو» ساخته شده

17:11.901 --> 17:14.556
‫- پس اون رو بهم بده
‫- دست بردارین . با هردوتون هستم

17:14.558 --> 17:15.691
‫«آلایژا» نیستش

17:15.693 --> 17:16.759
‫ما تحت حمله هستیم

17:16.761 --> 17:18.628
و نمی‌تونیم دشمنمون رو شکست بدیم

17:18.630 --> 17:20.330
‫- اگه شما 2تا اینقدر باهم مشکل داشته باشین
‫- حق با اونه

17:20.332 --> 17:22.633
‫من که خارها رو به «هالو» نمیدم

17:22.635 --> 17:24.168
‫برای یه کار دیگه لازمش دارم

17:24.170 --> 17:25.536
‫و برای صدمه زدن به تو
‫به اونا نیازی ندارم

17:25.538 --> 17:26.905
...پس مگه اینکه بخوای ثابتش کنم

17:26.907 --> 17:28.540
‫«مارسل» ، خواهش می‌کنم

17:30.812 --> 17:35.249
واقعاً می‌خوای با هردومون دعوا کنی
‫بعد از این‌همه سختی که کشیدیم؟

17:36.053 --> 17:37.352
‫به کمکت نیاز داریم

17:39.423 --> 17:41.190
‫باید همه‌ی خارها رو نابود کنیم

17:41.192 --> 17:42.926
‫تا بتونیم یک‌بار و برای همیشه
‫به این قائله فیصله بدیم

17:42.928 --> 17:44.438
‫منظورت اینه که بازم ازش هست؟

17:44.441 --> 17:46.865
‫بله . محله رو پاکسازی کردیم
‫ولی هنوز یکی توی «جنتیلی» هست

17:46.867 --> 17:48.032
...پس اگه باهم بریم

17:50.338 --> 17:51.871
‫آفرین خواهر

17:51.873 --> 17:55.542
‫شاید بهتر باشه دفعه بعدی
‫بیشتر تنبیه باشه تا تشویق

18:09.756 --> 18:12.324
‫اگه نمی‌خوای لازم نیست این‌کار رو بکنی

18:12.326 --> 18:14.192
‫چیزی نیست . من نمی‌ترسم

18:14.194 --> 18:16.362
‫حاضری؟

18:20.534 --> 18:24.372
‫پس یه جایی اون توئه ‫و به
خاطرات تکه‌تکه‌اش چسبیده؟

18:24.374 --> 18:27.109
‫هسته‌ی وجودیش تا اعماق
ناخودآگاهش ‫عقب رفته

18:27.111 --> 18:29.346
‫ولی بله . هنوز اون داخله

18:29.348 --> 18:31.682
‫و فقط کافیه بگردم تا پیداش کنم؟

18:31.684 --> 18:33.618
‫زیاد وقت نداری
‫خاطرات زیادی هست که

18:33.620 --> 18:35.186
‫باید به‌صورت تصادفی بررسی‌شون کنی

18:35.188 --> 18:38.090
‫باید فکر کنی
‫«آلایژا» کجا پناه گرفته

18:38.092 --> 18:41.728
‫حتماً باید یه جایی باشه
که ‫بیانگر اساس وجودیشه

18:41.730 --> 18:43.431
‫امیدوارم جای خوبی باشه

18:43.433 --> 18:46.301
‫وقتی پیداش کردی
‫از اونجا بکش‌ـش بیرون و بیدارش کن

18:46.303 --> 18:49.237
‫ولی مراقب باش
‫ذهنش ثبات نداره

18:54.647 --> 18:56.748
‫مامان؟

18:57.886 --> 19:00.286
‫مراقب باش

19:02.177 --> 19:03.978
‫زود برمیگردم عزیزم

19:39.740 --> 19:41.906
‫یالا «آلایژا» . کجایی؟

20:52.532 --> 20:53.931
‫موهات

20:53.933 --> 20:55.100
‫مدلش رو عوض کردم

20:55.102 --> 20:56.802
‫آره

20:58.497 --> 21:00.898
‫دلم برات تنگ شده بود

21:05.783 --> 21:07.772
‫بذار برم لباس بپوشم

21:18.666 --> 21:20.482
‫«آلایژا»

21:23.205 --> 21:25.873
‫منم

21:27.911 --> 21:30.379
‫میدونم که اینجایی

21:32.584 --> 21:34.050
‫بهم نگاه کن

21:52.642 --> 21:55.944
‫خیلی‌خب ، از این‌همه
‫بی‌اعتناییت خسته شدم

21:55.946 --> 21:56.480
‫- باهام حرف بزن
‫- که چی بشه؟

21:56.600 --> 21:58.067
‫چیزی که هردومون میدونیم رو بگم؟
‫اینکه احساسات‌ـت به «مارسل»

21:58.069 --> 21:59.536
‫تو رو آسیب‌پذیر کرده

21:59.538 --> 22:01.040
الان که خونواده‌ات
‫بیشتر از هر زمان دیگه‌ای بهت نیاز داره

22:01.042 --> 22:03.077
‫اون تو رو روی انگشت کوچیکه‌اش می‌چرخونه

22:03.079 --> 22:04.525
‫خیلی ناراحتی و به‌خاطر همین
‫عین سگ به آدم می‌پری

22:04.527 --> 22:05.615
‫ولی میدونی چیه؟

22:05.617 --> 22:08.054
‫اون برادر منم هست
‫و منم به اندازه تو

22:08.056 --> 22:09.790
‫از نبودش ناراحتم و ترسیدم

22:09.792 --> 22:12.429
‫خب پس باید بری
‫خودم خارها رو پیدا می‌کنم

22:12.431 --> 22:14.400
‫اگه لازم باشه سر راهم
‫کل آدمای شهر رو سلاخی می‌کنم

22:14.402 --> 22:16.237
‫و اگه معلوم بشه که
مارسل» اونا رو برداشته»

22:16.239 --> 22:17.773
‫ترتیب اونم میدم

22:17.776 --> 22:19.568
‫چقدر دوست‌داشتنی
‫مثل قدیم حرف میزنی

22:19.570 --> 22:21.502
‫خب ، یکی باید از این خونواده
‫محافظت کنه

22:21.505 --> 22:23.706
‫دیدی؟

22:23.709 --> 22:25.688
‫این بهونه‌ایه که همیشه میاری

22:25.690 --> 22:28.862
‫اگه اینقدر اصرار داری که اینطوری باشی

22:28.864 --> 22:34.439
‫پس هر زحمتی که «آلایژا» برات کشیده
ازجمله مرگش بیهوده میشه

22:59.224 --> 23:01.760
‫باید همینجا باشه

23:49.858 --> 23:51.994
‫«آلایژا»؟

23:55.470 --> 23:58.207
‫اومدم کمکت کنم

24:19.250 --> 24:21.586
‫«آلایژا»

24:25.129 --> 24:26.783
‫هی

24:26.786 --> 24:30.052
‫«آلایژا» ، پاشو

24:30.055 --> 24:31.405
‫منم

24:31.407 --> 24:33.076
‫«آلایژا»

24:33.078 --> 24:35.323
‫بس کن . دست بردار

24:42.825 --> 24:45.529
ممنون که اومدین ملاقات من

24:47.067 --> 24:48.869
‫و مایلم یه هدیه‌ای برای این‌کار بهتون بدم

24:51.376 --> 24:52.643
‫اشیاء تاریک

24:52.645 --> 24:56.195
‫قدرتمندترین اشیاء "نيو اورلانز"

24:56.198 --> 24:57.980
...و این

24:57.983 --> 24:59.937
‫این نصف چیزی که دارم هم نیست

24:59.940 --> 25:02.810
‫ما دختران «درو» هستیم
‫میدونیم اشیاء تاریک چی هستن

25:02.812 --> 25:05.282
‫در ازاشون چی می‌خوای؟

25:07.755 --> 25:10.926
‫می‌خوام با «دِوینا کِلِیر» حرف بزنم

25:11.526 --> 25:12.928
‫میدونم چی فکر می‌کنین

25:12.931 --> 25:13.930
‫چرا باید به یه «مایکلسون» کمک کنین؟

25:13.933 --> 25:15.401
‫برادرت ما رو کشت

25:15.404 --> 25:17.005
‫من برادرم نیستم

25:18.295 --> 25:20.866
‫قرن‌هاست دوست جادوگرها هستم

25:20.868 --> 25:24.573
‫حتی یادتون دادم چطوری
‫درستشون کنین

25:26.179 --> 25:29.149
‫دلیلی نداره نتونیم شرایط
سابق رو داشته باشیم

25:29.152 --> 25:31.888
‫میدونیم که بهتره به
خون‌آشام‌ها اعتماد نکنیم

25:31.890 --> 25:36.964
‫«هالو» دشمن اصلیه ، ‫نه من

25:36.966 --> 25:39.335
‫چه خوشتون بیاد و چه نه
‫ما یه دشمن مشترک داریم

25:40.022 --> 25:43.560
‫ولی باور کنین بهتره دوست پیدا کنین
‫تا اینکه دشمن بتراشین

25:46.051 --> 25:48.955
‫اشیاء رو بردارین
‫فقط لطفاً بذارین باهاش حرف بزنم

25:48.957 --> 25:52.796
‫شما «مایکلسون» میاید و لطف می‌خواید
‫ولی تهدید می‌کنین

25:52.798 --> 25:54.030
‫و آدم رو به بازی میدین

25:54.033 --> 25:57.306
‫برای همین هم اطمینان حاصل می‌کنیم
‫دیگه هیچ‌وقت «دِوینا کِلِیر» رو نبینی

25:57.308 --> 25:59.109
‫بذار باهاش حرف بزنم

26:17.848 --> 26:20.684
‫شما بچه‌ها مبارزه‌ی خوبی داشتین

26:20.686 --> 26:22.589
‫به این‌کارـتون احترام میذارم

26:22.591 --> 26:28.601
‫با اینحال در نهایت یه‌کم دیر شده

26:35.884 --> 26:38.253
‫و این آخریشه

26:38.255 --> 26:41.092
‫به گمونم باید برای تلاشت تشکر کنم

26:41.094 --> 26:43.230
‫مجبورم نکن باهات بجنگم «ربکا»

26:43.232 --> 26:45.702
‫اگه این رو می‌خوای مجبوری بجنگی

26:46.505 --> 26:49.610
‫- ولش کن
‫- میدونی که ولش نمی‌کنم

26:50.948 --> 26:52.013
‫اگه اسلحه‌ای می‌خوای

26:52.015 --> 26:53.952
‫که می‌تونه ما رو بکشه
‫پس برامون یه تهدیدی

26:53.954 --> 26:55.154
‫این فقط به‌خاطر شکاکیت هست ، خب؟

26:55.156 --> 26:56.891
‫همه چیز که یه دام و نقشه
واسه کشتن تو نیست

26:56.893 --> 26:58.178
‫پس خارها رو می‌خوای چی‌کار؟

26:58.181 --> 27:00.464
‫چون بیشتر از خونواده‌ات
‫جون یکی دیگه هم تو خطره

27:00.466 --> 27:01.900
‫جادوی داخل اون خارها

27:01.902 --> 27:03.503
‫می‌تونه جون کسی که برام مهمه
‫رو نجات بده

27:03.505 --> 27:07.946
‫می‌تونی بقیه رو بسوزونی
‫ولی فقط اون یکی رو هم بده

27:07.948 --> 27:09.984
‫اسم دختره چیه؟

27:30.425 --> 27:32.962
‫اسمش «سوفیا»ست

27:37.775 --> 27:41.980
‫یه زمانی بود که برای منم
‫همچین کارهایی می‌کردی

27:41.982 --> 27:43.282
‫«ربکا»

27:43.284 --> 27:44.652
«بیخیال «نیک

27:46.258 --> 27:47.624
‫خوب اون نگاه رو می‌شناسم

27:47.626 --> 27:50.698
‫به‌خاطر عشق می‌جنگه

27:57.115 --> 27:59.911
...وقتی نجات «سوفیا»ـی عزیزت تموم شد

27:59.914 --> 28:03.357
‫باشه . خودم می‌سوزونمش

28:33.318 --> 28:35.353
‫«فِرِیا»

28:38.394 --> 28:41.331
‫«فِرِیا»

29:11.226 --> 29:13.395
‫«آلایژا»

29:15.034 --> 29:16.902
‫خواهش می‌کنم بس کن

29:21.112 --> 29:22.313
‫مامان

29:22.315 --> 29:23.749
‫«هوپ» ، بس کن

29:24.752 --> 29:26.774
‫عمه «فِرِیا» ، خواهش می‌کنم
‫یه کاری بکن

29:26.777 --> 29:28.692
‫«هوپ» ، باید روی طلسم تمرکز کنی

29:56.650 --> 29:59.720
‫نمی‌خوام باهات مقابله کنم

29:59.722 --> 30:01.992
‫فقط می‌خوام ببرمت خونه

30:30.795 --> 30:32.805
‫برگرد مامان . برگرد

30:34.276 --> 30:36.470
‫«هوپ» ، ‫«هوپ»

30:36.473 --> 30:39.056
‫اگه طلسم رو ادامه ندیم
‫ممکنه مامانت رو اونجا گم کنیم

30:39.059 --> 30:41.879
‫- بذار کمک کنم . می‌تونم نجاتش بدم
‫- گوش کن . باید بهم اعتماد کنی

30:41.882 --> 30:43.326
‫الان میگم چی‌کار کنیم

30:43.328 --> 30:45.095
‫تو رو در گردنبند قرار میدم

30:45.097 --> 30:48.971
‫وقتی رفتی داخل ‫باید مامانت
رو صدا بزنی ، ‫خب؟

30:50.126 --> 30:54.448
‫توی راهرو که رفتی
هیچ دری رو باز نکن ‫. فهمیدی؟

30:54.450 --> 30:56.686
‫باشه

30:58.257 --> 31:00.293
‫باشه . هی

31:00.295 --> 31:01.729
‫دراز بکش ، خب؟

31:03.101 --> 31:04.534
‫بزودی می‌بینمت

31:25.378 --> 31:27.714
‫مامان؟

31:27.716 --> 31:29.551
‫من اینجام

31:32.993 --> 31:34.661
‫مامان؟

31:34.663 --> 31:36.732
‫کجایی مامان؟

31:36.734 --> 31:38.602
‫«هوپ»

31:38.604 --> 31:40.205
‫همونجا بمون

31:48.758 --> 31:50.960
‫«هوپ»

32:10.902 --> 32:12.103
‫لطفاً این‌کار رو نکن

32:12.105 --> 32:13.939
‫لطفاً این‌کار رو نکن
‫لطفاً این‌کار رو نکن

32:13.941 --> 32:15.308
‫خواهش می‌کنم . خواهش می‌کنم

32:15.991 --> 32:18.561
‫مامان

32:25.075 --> 32:27.044
‫مامان

32:27.836 --> 32:29.771
‫نمی‌تونم پیدات کنم

32:29.773 --> 32:31.374
‫«هوپ»

32:33.314 --> 32:35.148
‫همونجا بمون

32:35.150 --> 32:36.518
‫مامانی داره میاد

32:37.656 --> 32:39.130
‫«هِیلی»

32:49.212 --> 32:50.846
‫حال‌ـت خوبه؟

32:50.848 --> 32:53.351
‫خوبم . خوبم

32:53.353 --> 32:55.602
‫«آلایژا» کجاست؟

32:55.605 --> 32:57.809
‫من همینجام

33:16.566 --> 33:18.201
‫باید بری . اینجا امن نیست

33:18.203 --> 33:19.236
‫چیزی نیست

33:19.238 --> 33:22.342
‫خودمم

33:26.151 --> 33:28.421
‫برو خونه عزیزم

33:28.423 --> 33:30.959
‫به عمه «فِرِیا» بگو
می‌تونه گردنبند رو درست کنه

33:52.337 --> 33:54.340
‫لطفاً من رو ببخش

34:10.006 --> 34:11.807
‫مامان

34:19.257 --> 34:22.312
‫موفق شدی . ‫نجاتش دادی

34:48.800 --> 34:51.303
‫کارِت خوب بود

34:51.305 --> 34:53.107
‫هنوز برنگشته

34:55.247 --> 34:57.717
‫فکر نکنم بشه انداختش تو یه بدن دیگه

34:57.719 --> 35:01.390
‫نمی‌تونم این خطر رو به جون بخرم
‫نه بعد از این‌همه سختی که کشیده

35:01.392 --> 35:03.896
‫بدن اصلیش جاییه که باید باشه

35:03.898 --> 35:07.177
‫و حالا که ذهنش داخل گردنبند
باثبات شده ‫می‌تونم برش‌گردونم

35:07.180 --> 35:09.838
‫فقط یه قربانی بزرگ لازمه

35:09.841 --> 35:11.376
‫به اون چیزی که من فکر می‌کنم
‫فکر می‌کنی؟

35:11.379 --> 35:13.146
‫«هالو» رو که بکشیم
‫برادرمون رو نجات میدیم

35:13.148 --> 35:14.818
‫با کمال میل خون و خونریزش رو می‌کنم

35:14.820 --> 35:17.122
‫بالفرض که ممکن باشه

35:17.124 --> 35:22.499
‫اگه نباشه ‫باید راه‌حل
جایگزین رو درنظر بگیریم

35:22.501 --> 35:24.503
‫مثلاً؟

35:26.642 --> 35:28.444
‫میدونم که دوست نداری این رو بشنوی

35:28.446 --> 35:32.252
‫ولی اگه لازم باشه بین
...مارسل» و «آلایژا» یکی رو انتخاب کنیم»

35:34.893 --> 35:36.894
‫فکر کردن نمی‌خواد

35:55.400 --> 35:57.067
‫روز خوبی داشتی ، نه؟

35:59.796 --> 36:01.864
‫حداقل اون خار رو داری ، نه؟

36:01.867 --> 36:03.047
‫این خودش یه برده

36:03.049 --> 36:07.121
‫اگه شانس بیاریم «وینسنت» می‌تونه
‫قدرتش رو خارج کنه

36:07.123 --> 36:09.893
‫و به «سوفیا» کمک کنه
بعدش یه برد میشه

36:11.798 --> 36:16.439
‫خب ، انگار اونقدرا خوش‌بین نیستی

36:16.449 --> 36:19.820
‫به‌خاطر «سوفیا»ست یا «ربکا»؟

36:24.358 --> 36:28.229
‫«کلاوس» قدیما بهم می‌گفت
‫قدرت داشتن از آدم هدف می‌سازه

36:28.231 --> 36:32.772
‫دوست داشتن آدم رو آسیب‌پذیر می‌کنه
‫پس انتخاب کن

36:32.774 --> 36:38.417
‫می‌تونی یکیش رو داشته باشی
‫قدرت یا دوست

36:38.419 --> 36:42.558
‫میدونی که این احمقانه‌ست ، نه؟

36:44.090 --> 36:49.105
آره ولی خب ، ‫شاید یه ذره
حقیقت هم داشته باشه

36:49.107 --> 36:55.017
‫خب ، راستش رو بخوای
خیلی خوشحالم که تو دوستمی

36:55.019 --> 36:59.158
‫هر اتفاقی که بیوفته
‫هر چی که این شهر باهاش روبرو بشه

36:59.160 --> 37:01.830
‫«هالو» ، «مایکلسون»‌ها

37:01.832 --> 37:05.405
‫مطمئنم که کار درست رو می‌کنی

37:05.407 --> 37:07.141
‫هیچ‌وقت به اینش شک نداشتم

37:10.482 --> 37:14.021
‫«هالو» شبیه هیچ‌کدوم از تهدیداتی
‫که تا حالا باهاشون مواجه شدیم نیست

37:14.023 --> 37:18.998
یه تاریکی داره . یه سردی

37:19.000 --> 37:21.335
«و گفته باشم «جاش
‫با این قدرتی که دارم

37:21.337 --> 37:23.582
‫جوری من رو از پا درآورد
که انگار براش هیچی نیستم

37:27.049 --> 37:29.051
‫تنهایی از پس‌ـش برنمیام

37:29.053 --> 37:32.090
‫به هر تعداد دوست که بتونیم گیر بیاریم
‫نیاز داریم

37:32.092 --> 37:35.731
«وینسنت» ، «سوفیا» ، «کلاوس»

37:35.733 --> 37:39.204
‫حتی «ربکا»

37:39.206 --> 37:42.276
‫وگرنه این جنگ قبل از اینکه شروع بشه
‫تموم‌شده حساب میشه

37:52.533 --> 37:54.602
‫اونجور که شنیدم قهرمانِ امروزمون بودی

37:54.604 --> 37:57.808
‫به نظرم که اینطوریام نیست

37:57.810 --> 38:01.716
‫متوجه‌ام

38:01.718 --> 38:04.922
‫پس جون خودت رو توی ذهن
‫خرد شده‌ی برادرم به خطر انداختی

38:04.924 --> 38:07.661
‫و انگار شرایط خوبی هم نداشت

38:09.634 --> 38:12.337
‫از در قرمز رد شدم

38:16.481 --> 38:18.283
‫سعی کردم نجاتش بدم

38:18.285 --> 38:21.956
‫ولی چیزهایی که دیدم
‫آدمای بی‌گناهی که دیدم
سلاخ رو که دیدم

38:21.958 --> 38:25.797
‫واقعاً فکر می‌کردم توی جای خوبی
‫پیداش می‌کنم

38:25.799 --> 38:30.339
‫ولی اون تاریک‌ترین بخش از خودش رو
‫انتخاب کرده بود

38:30.341 --> 38:32.744
‫خودت که میدونی ما چی هستیم

38:34.683 --> 38:37.019
‫ماها همگی هیولاییم

38:37.021 --> 38:41.528
‫طی سال‌ها وحشی‌گری‌های بیشماری داشتیم

38:42.700 --> 38:44.701
‫ولی «آلایژا»

38:44.703 --> 38:50.246
‫تنها کسیه که این‌کارها رو
‫به‌خاطر خونواده‌اش کرده

38:50.248 --> 38:53.553
‫و برای همینم هست که بهترین‌مونه

38:58.364 --> 38:59.999
‫همیشه بهترین‌مون بوده

39:11.791 --> 39:13.960
به گمونم همه دارن نجات
آلایژا» رو جشن می‌گیرن»

39:13.962 --> 39:15.796
‫مثل یه خونواده‌ی بزرگ و خوشبخت؟

39:15.798 --> 39:17.834
‫یه همچین چیزی

39:17.836 --> 39:19.704
‫تو هم باید اینجا باشی

39:19.706 --> 39:22.877
‫خب ، همه به مقصودشون نرسیدن

39:23.915 --> 39:25.984
‫حداقل هم رو داریم

39:29.759 --> 39:31.729
‫«کول»

39:31.731 --> 39:35.035
‫من می‌خوام تو "نيو اورلانز" بمونم

39:35.037 --> 39:37.407
‫حداقل تا وقتی که یه فکری براش بکنیم

39:37.409 --> 39:40.512
‫می‌تونم متقاعدت کنم بمونی؟

39:44.108 --> 39:45.662
‫فکر نکنم بتونم بمونم

39:59.953 --> 40:02.323
‫حال بازی درآوردن ندارم ساحره

40:02.325 --> 40:06.531
‫اگه بهت بگم می‌تونم
دِوینا» رو زنده کنم چی؟»

40:08.872 --> 40:11.741
‫البته در ازای یه چیزی

40:18.389 --> 40:20.092
‫«دِوینا»

40:30.114 --> 40:32.615
‫«دِوینا»

40:32.618 --> 40:34.446
‫«کول»

40:39.665 --> 40:42.837
‫بعضی‌ها حاضرن به‌خاطر کسی که
‫دوستش دارن تا اونطرف دنیا هم برن

40:42.839 --> 40:46.180
‫آزادش کن وگرنه تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم

40:46.204 --> 40:47.481
من بودم این‌کار رو نمی‌کردم

40:47.482 --> 40:50.490
‫من و اون به هم متصل شدیم

40:55.598 --> 41:01.441
‫پس اگه می‌خوای سالم بمونه
‫پس به من تعلق داری

41:02.400 --> 41:03.400
مترجم : رضا حضرتی

41:04.400 --> 41:42.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
