WEBVTT

00:01.000 --> 00:02.338
پیش از این در
"The Originals"

00:02.363 --> 00:03.476
مارسل» ، یه لطفی بهم بکن»

00:03.575 --> 00:06.321
‫ازت می‌خوام اون کتاب رو ازم دور کنی
‫حتی اگه سعی کردم بیام بگیرمش

00:06.321 --> 00:07.508
‫ازت می‌خوام من رو بکشی

00:07.508 --> 00:11.133
‫نیاکان ‫من رو به تاریکیشون می‌کشونن

00:11.133 --> 00:13.192
‫اونا جای امنی برای مخفی شدن
‫به من میدن

00:13.192 --> 00:15.183
هالو» نفرین گرگینه رو به‌وجود آورد»

00:15.183 --> 00:17.167
‫نسل تو این جریان رو شروع کرد

00:17.167 --> 00:20.100
‫و فقط مال توست که هنوز
‫تهدیدی برای «هالو» حساب میشه

00:20.100 --> 00:22.121
‫برای همین بوده که «لابونیر»ها
رو شکار می‌کرده

00:22.121 --> 00:24.146
‫- اگه تو بمیری فقط یه «لابونیر» می‌مونه
‫- «هوپ»

00:24.146 --> 00:27.104
‫بعد از اینکه قبیله «هالو» رو کشت
جسدش رو سوزوندن

00:27.104 --> 00:28.171
‫اینا بهش اجازه‌ی تولد دوباره میدن

00:28.171 --> 00:31.133
‫تا وقتی همه‌ی استخون‌ها رو ‫جمع نکنه
دست‌بردار نیست

00:31.133 --> 00:34.125
‫به دام انداختن من به قیمت
‫زندگی یه فناناپذیر تموم میشه

00:34.125 --> 00:36.100
‫قول میدم این وضعیت رو درست کنم

00:36.100 --> 00:38.117
‫پس با دادن این به «مارسل» شروع کن

00:41.117 --> 00:42.179
‫برای مردن آماده‌ای «آلایژا»؟

00:42.179 --> 00:44.575
‫چون من یکی که برای زندگی کردن آماده‌ام

01:01.117 --> 01:03.100
‫برای زنده موندن عجب اراده‌ای داری

01:03.100 --> 01:05.158
‫تسلیم شدن راحت‌تر نبود؟

01:05.158 --> 01:08.100
‫راحت بیخیال بشی؟

01:08.100 --> 01:10.138
حتماً بخشی از تو قبول کرده
‫که می‌میره

01:10.138 --> 01:13.146
‫سکوتِ پوچی که تا ابد داری

01:13.146 --> 01:19.150
‫چرا نزدیکتر نمیای
‫تا با همدیگه بفهمیم؟

01:19.150 --> 01:20.183
‫به اندازه کافی مهمون میان

01:20.183 --> 01:24.146
‫وقتی بمیری کل
نسلت هم می‌میره

01:24.146 --> 01:29.158
‫قربانی بزرگ باعث میشه
‫دوباره زنده بشم

01:29.158 --> 01:33.133
‫الان تنها چیزی که نیاز دارم
‫آخرین استخوانمه تا

01:33.133 --> 01:34.196
‫مراسم رو شروع کنم

01:34.196 --> 01:39.183
‫خانواده‌ات داره دنبالش می‌گرده
و بزودی میان سراغ من

01:39.183 --> 01:43.125
‫انتظار نداشته باش خانواده‌ام رو عذاب بدی
‫و زنده بمونی

01:43.125 --> 01:46.167
‫از دست بدتر از خونواده‌ی تو هم زنده موندم

01:46.167 --> 01:49.129
به نظرم بذار بیان

01:49.129 --> 01:53.192
‫سعی می‌کنن تو رو از سمی که
‫در رگ‌هات جاریه نجات بدن

01:53.192 --> 01:58.154
‫و برای این‌کار چیزی که
می‌خوام رو بهم میدن

01:58.154 --> 02:02.100
‫و به عنوان پاداش برای تلاش‌ـشون

02:02.100 --> 02:05.167
‫اجازه میدم خانواده‌ات
زمان مرگت رو نظاره‌گر باشن

02:18.179 --> 02:21.162
‫زود اومدین . خوبه

02:21.162 --> 02:23.146
‫مشتاق به کمک هستیم

02:23.146 --> 02:24.175
‫محفل‌تون چی؟

02:24.175 --> 02:26.158
‫هر روز جادوگرهای بیشتری
‫به ما ملحق میشن

02:26.158 --> 02:30.142
‫حالا یا با ما هستن یا علیه ما

02:30.142 --> 02:32.188
‫شما جادوگرهای "نيو اورلانز"ـی ضعیف بودین

02:32.188 --> 02:35.146
‫بالاخره فرصتش رو دارین که
‫این ضعف رو از بین ببرین

02:35.146 --> 02:38.171
‫همونطور که این جسم
ضعیف رو از بین می‌برم

02:38.171 --> 02:43.171
‫تولد دوباره‌ام عصری جدید ‫برای
همه‌ی پیروانم به‌وجود میاره

02:45.192 --> 02:49.138
‫فقط چند جزئیات نهایی موندن

02:50.900 --> 02:51.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:52.900 --> 02:57.600
"The Originals"
فصل 4
قسمت 9 : ملکه مرگ

02:58.600 --> 02:59.600
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:14.129 --> 03:19.133
‫تا وقتی تک‌تک اینا رو مزه نکنی
نمی‌تونی بگی خبره هستم

03:20.171 --> 03:23.121
‫بفرما

03:23.121 --> 03:25.154
‫خوشمزه‌ست

03:27.146 --> 03:30.196
‫تا حالا داستان اولین بامیه‌ام رو گفتم؟

03:30.196 --> 03:32.162
‫نه؟

03:32.162 --> 03:34.133
‫الان یه داستان عالی میگم

03:35.158 --> 03:38.125
‫مدت‌ها پیش 3تا راهبه‌ی فرانسوی

03:38.125 --> 03:40.162
‫به "نيو اورلانز" اومدن
تا زندگی جدیدی شروع کنن

03:40.162 --> 03:42.100
‫اومدن همینجا

03:42.100 --> 03:45.133
‫درست به حیاط ما اومدن

03:45.133 --> 03:47.142
‫و برای عمو «آلایژا»ـت و من

03:47.142 --> 03:52.133
‫این شرینی‌های ناصاف
‫و آغشته به شکر آوردن

03:52.133 --> 03:55.183
خب ، نیازی به گفتن نیست که
‫اجازه ورود دادیم

03:55.183 --> 03:57.192
‫ازشون مهمان‌نوازی کردیم

03:59.150 --> 04:01.154
‫چرا اومدن پیشتون؟

04:01.154 --> 04:07.121
‫چون یه زمانی بود ‫که ما
خانواده‌ی سلطنتی حساب می‌شدیم

04:07.121 --> 04:11.100
‫حتی میشه گفت که من پادشاه بودم

04:11.100 --> 04:14.158
‫که یعنی تو میشی یه شاهزاده

04:16.129 --> 04:17.171
‫صبح‌بخیر

04:22.142 --> 04:25.104
‫به گمونم سیب برعکس هم میوه‌ست

04:25.104 --> 04:28.175
‫خب ، پیش خودم گفتم ضرری نداره
‫یه چیزهایی واسه دخترمون بخرم

04:28.175 --> 04:30.171
‫البته زیاده‌روی نشده

04:30.171 --> 04:33.138
خیلی‌خب

04:33.138 --> 04:35.683
‫زیاد نخور ‫. دل‌درد می‌گیری

04:37.417 --> 04:38.788
‫میشه باهم صحبت کنیم؟

04:42.454 --> 04:44.400
‫«آلایژا» رو دیدی؟

04:44.400 --> 04:45.442
‫فکر می‌کردم پیش توئه

04:45.442 --> 04:49.412
‫از دیشب که داشت میرفت
پیش «مارسل» ندیدمش

04:49.412 --> 04:51.433
‫نشونه خوبی نیست

04:53.442 --> 04:57.488
‫بی‌صدا اومدم تا شمع‌ها رو روشن و دعا کنم
‫ولی دیدم کلیسا اینطوری شده

04:57.488 --> 04:59.458
میدونستم می‌خوای ببینی

04:59.458 --> 05:02.425
‫این بی‌حرمتی به یه مکان مقدسه

05:02.425 --> 05:03.471
‫این یه هشدار بوده

05:03.471 --> 05:05.450
‫به نظرم جریان بزرگتر از این حرفاست

05:05.450 --> 05:07.429
«داریم مردم‌مون رو از دست میدیم «وینسنت

05:07.429 --> 05:11.454
‫هر روز جادوگرهای بیشتری در مورد
‫پیمان بستن با این تاریکی حرف میزنن

05:11.454 --> 05:13.483
‫وقتی محفل‌هامون کلیسا رو
در این وضع ببینن

05:13.483 --> 05:17.412
‫فکر می‌کنن قبل از اینکه
دشمن بیاد سراغشون

05:17.412 --> 05:19.404
‫به نفعشونه که بهش ملحق بشن

05:19.404 --> 05:20.483
‫جادوگرها دارن ازمون جدا میشن؟

05:20.483 --> 05:24.433
‫بعضیا میگن که قدرت «هالو»
‫چیزیه که محفل‌هامون برای

05:24.433 --> 05:26.479
‫جنگ با خون‌آشام‌ها نیاز دارن
‫تا شهر رو پس بگیرن

05:26.479 --> 05:28.492
‫تمام صلحی که به‌خاطرشون جنگیدی
‫به‌خاطر محفل‌هامون

05:28.492 --> 05:31.462
اصلاً با وعده‌ی تحت کنترل گرفتن شهر
‫قابل مقایسه نیست

05:31.462 --> 05:32.488
‫بگو که حداقل تو یکی این رو باور نمی‌کنی

05:32.488 --> 05:35.408
‫«وینسنت» ، تو میدونی من کدوم طرفم

05:37.438 --> 05:38.475
‫چه وفادار

05:40.488 --> 05:43.475
‫یه زمانی بود که «وینسنت» همچین
‫ازخودگذشتگی و فاداری به من داشت

05:43.475 --> 05:46.471
در واقع من رو پرستش می‌کرد

05:46.471 --> 05:50.417
‫ولی الان ببین چقدر ازم دور شده

05:52.433 --> 05:56.429
مکسین» ، باید بری»
چیزیم نمیشه

06:02.496 --> 06:04.446
‫سلام «وینسنت»

06:04.446 --> 06:06.471
‫مدت زیادی گذشته

06:06.471 --> 06:08.450
‫به نظرم وقتشه بعد مدت‌ها
‫یه صحبتی بکنیم

06:08.450 --> 06:09.458
‫نظرت چیه؟

06:16.454 --> 06:18.425
‫هنوزم با اسباب‌بازی‌هات بازی می‌کنی؟

06:19.479 --> 06:23.475
‫برای این ترکیب باید یه طلسم محافظت بذارم

06:23.475 --> 06:27.425
‫جادوی جایگزینی ‫تا به
زندگی من متصل نباشه

06:27.425 --> 06:28.488
‫هر اتفاقی ممکنه برام بیوفته

06:28.488 --> 06:32.429
‫میشه واسه یه لحظه هم که شده
‫وانمود نکنی که

06:32.429 --> 06:34.408
‫امروز نگران مردنت نیستی؟

06:34.408 --> 06:35.496
‫قرار نیست بمیرم

06:37.438 --> 06:42.454
‫مسلماً نه تا بعد از صبحونه

06:46.462 --> 06:48.458
‫حرف نداری

06:48.458 --> 06:49.483
ممنون

06:55.496 --> 06:59.462
‫بذار حدس بزنم
‫یه مشکل خونوادگی

06:59.462 --> 07:01.467
‫خیلی متأسفم

07:01.467 --> 07:03.488
‫میشه بعداً همدیگر رو ببینیم؟

07:03.488 --> 07:06.483
‫نه خانم «مایکلسون» . منم باهات میام

07:06.483 --> 07:08.425
‫تو هوای خونواده‌ات رو داشته باش

07:08.425 --> 07:09.488
‫منم هوای تو رو

07:09.488 --> 07:13.425
‫صحیح . صحیح

07:13.425 --> 07:15.492
‫میدونستی همچین روزی میرسه

07:15.492 --> 07:18.475
‫این‌همه سال از جادو دوری می‌کردی

07:18.475 --> 07:23.496
می‌ترسیدی که اگه تمرین کنی
ممکنه سر برسم

07:23.496 --> 07:26.479
‫با اینحال بعد از این‌همه تلاش ‫برگشتم

07:26.479 --> 07:28.421
‫اومدی

07:28.421 --> 07:29.492
‫داخل بدن یه خون‌آشام مخفی شدی

07:29.492 --> 07:32.400
‫چون اونقدرا هم که می‌خوای فکر کنم
‫قدرتمند نیستی

07:37.404 --> 07:39.471
‫همیشه ستون فقرات خوش‌فرمی داشتی

07:41.446 --> 07:43.454
‫از این خصوصیت‌ـت خیلی خوشم میومد

07:43.454 --> 07:47.433
‫و میدونم که از قدرتی که پیشنهاد دادم
‫لذت بردی

07:47.433 --> 07:48.479
‫هنوزم پیشنهادم سر جاشه «وینسنت»

07:48.479 --> 07:50.488
‫اگه بخوای می‌تونی پس بگیریش

07:50.488 --> 07:54.400
‫فقط کافیه برام قسم وفاداری بخوری

07:54.400 --> 07:56.483
‫تنها چیزی که می‌خوام

07:56.483 --> 07:59.471
‫اینه که تو بری اون دنیایی که ازش اومدی

08:07.433 --> 08:09.488
‫می‌خوای باهام بجنگی؟

08:09.488 --> 08:11.425
‫خب ، یالا دیگه

08:11.425 --> 08:14.408
‫باید بفرستمت اون دنیا که
‫بری پیش زن مرده‌ات

08:15.471 --> 08:17.454
‫ولی فکر بهتری دارم

08:17.454 --> 08:21.483
‫یه پیشنهاد برای تو و «مایکلسون»‌ها

08:21.483 --> 08:27.492
می‌تونین گوش کنین چی میگم
یا بکشمتون

08:27.492 --> 08:30.417
‫انتخابش با شماست

08:32.483 --> 08:35.483
‫گوش نمی‌کنی چی میگم

08:35.483 --> 08:38.417
‫دوباره برسی کن . وقتی پیداش کردی

08:38.417 --> 08:40.438
‫فاصله‌ات رو باهاش حفظ کن
و بهم زنگ بزن

08:49.412 --> 08:51.417
«بفرما تو «کلاوس

08:55.475 --> 08:57.492
‫این رنجش رو مدیون چی هستم؟

08:57.492 --> 08:59.496
‫فکر می‌کردم یه آتش‌بس داریم

08:59.496 --> 09:01.467
‫داریم

09:01.467 --> 09:03.450
‫اگه نداشتیم اون‌وقت
وقتی «دِوینا» ازم خواست

09:03.450 --> 09:05.433
‫تو رو قربانی کنم
واکنش دیگه‌ای نشون میدادم

09:05.433 --> 09:09.471
‫آتش‌بس ما محدوده‌ی برادرم رو هم
‫با وجود کدورت بزرگت در بر می‌گیره؟

09:09.471 --> 09:12.483
‫آره . می‌خوام «سوفیا» برگرده
‫و جلوی «هالو» رو بگیریم

09:12.483 --> 09:16.462
‫تا وقتی شما هم هدفتون مشترک باشه
‫دلیلی نمی‌بینم که دشمنی کنم

09:16.462 --> 09:19.412
‫چرا؟ مشکل چیه؟

09:19.412 --> 09:23.458
‫خب ، نمی‌تونم به این زودی به نتیجه برسم

09:23.458 --> 09:25.458
‫ولی آخرین‌باری که کسی برادرم رو دیده

09:25.458 --> 09:29.429
‫اون تو راه اومدن به اینجا بود
تا باهات حرف بزنه

09:29.429 --> 09:31.446
‫و تو فکر می‌کنی اون پیش منه؟

09:31.446 --> 09:33.483
‫جان من؟

09:37.425 --> 09:40.446
‫نه . اینطور فکر نمی‌کنم

09:42.429 --> 09:45.446
‫ولی می‌خوام بدونم پیش کیه

09:47.496 --> 09:50.446
‫اون تو خونه «مارسل» نیست

09:50.446 --> 09:52.483
‫پیداش می‌کنم

10:04.438 --> 10:06.425
‫با جادو مخفیش کردن

10:06.425 --> 10:07.488
‫می‌تونم حس‌ـش کنم

10:22.354 --> 10:24.312
‫کار خودشه

10:24.312 --> 10:26.338
‫کار «هالو»ـه

10:27.388 --> 10:30.304
‫«آلایژا» پیش اونه
و الان اون استخون رو می‌خواد

10:30.304 --> 10:31.383
‫در ازای جون «آلایژا»؟

10:31.383 --> 10:33.317
‫نه . متوجه نیستی

10:33.317 --> 10:34.358
‫هیچ تبادلی در کار نیست

10:34.358 --> 10:37.308
‫اون به «آلایژا» نیاز داره تا با مرگش از

10:37.308 --> 10:40.329
‫نیروی قربانی کردنش استفاده کنه
‫همین الانشم به خارهای رُز مسمومش کرده

10:40.329 --> 10:42.367
‫تا غروب این استخون رو می‌خواد
‫اگه بهش ندین

10:42.367 --> 10:44.779
‫میاد اینجا و می‌گیرتش

10:46.338 --> 10:50.325
‫وقتی هم که این رو گیر بیاره
‫کل این شهر رو خاکستر می‌کنه

11:05.233 --> 11:09.200
«فِرِیا» بهم گفت که رفیقت «وینسنت»
‫یه نقشه داره

11:09.200 --> 11:10.262
‫فقط یه مشکل کوچیک داریم

11:10.262 --> 11:12.204
‫بهش اعتماد ندارم

11:12.204 --> 11:14.254
‫«وینسنت» بهم کمک کرد
صلح رو برای 5 سال نگه دارم

11:14.254 --> 11:16.208
‫اون از قدرت «هالو» خبر داره

11:16.208 --> 11:18.246
‫اون بهترین فرصتمون
برای طراحی یه نقشه‌ست

11:18.246 --> 11:19.292
‫منم یه نقشه دارم

11:19.292 --> 11:21.742
‫ما این «هالو» و پیروانش رو ‫پیدا می‌کنیم

11:21.767 --> 11:23.200
اکثرشون رو سلاخی می‌کنیم

11:23.200 --> 11:25.204
‫و اجسادشون رو توی قبرستون
انباشته می‌کنیم

11:25.204 --> 11:27.250
‫که برای کسایی ساخته شده که
‫خانواده‌ام رو تهدید کردن

11:27.250 --> 11:30.254
‫صحیح . فقط یه مشکل کوچیک داره

11:31.292 --> 11:33.283
‫یکی از اون اجساد مال «سوفیا» میشه

11:33.283 --> 11:35.238
‫و من زنده می‌خوامش

11:35.238 --> 11:37.204
‫بیخیال «مارسل»

11:37.204 --> 11:39.212
‫وقت احساساتی شدن نیست

11:39.212 --> 11:42.267
‫اینجا "نيو اورلانز"ـه . هر وقت بخوای
یه دختر دیگه پیدا می‌کنی

11:42.267 --> 11:44.250
‫مشکل تو و خونواده‌ات اینه

11:44.250 --> 11:46.242
‫حاضری هر کاری بکنی
تا برادرت رو نجات بدی

11:46.242 --> 11:48.217
‫ولی بقیه گور باباشون . درسته؟

11:48.217 --> 11:49.279
‫تازگی نداره

11:49.279 --> 11:51.217
‫«هالو» شیطانیه . قبول

11:51.217 --> 11:53.242
‫می‌خوایم شکستش بدیم؟ بله

11:53.242 --> 11:55.246
‫ولی حاضر نیستم دست روی دست بذارم

11:55.246 --> 11:57.296
‫و ببینم که یکی از عزیزانم
‫بشه خسارات جانبی «مایکلسون»

11:57.296 --> 12:00.217
‫نمی‌خواد برام ادای فرشته‌ها رو دربیاری

12:00.217 --> 12:03.212
‫مخالفت تو برای صلح بود که
‫باعث شد «آلایژا» دیشب بیاد اینجا

12:03.212 --> 12:04.242
‫اگه شما 2تا اختلافات‌ـتون رو
...حل کرده بودین

12:04.242 --> 12:05.246
‫کافیه

12:06.267 --> 12:09.279
‫تنها دلیلی که ‫شماها
هنوز تو این شهر هستین

12:09.279 --> 12:10.292
‫به‌خاطر اینه که من اجازه‌اش رو میدم

12:10.292 --> 12:12.246
‫می‌خوای باهام دعوا کنی

12:12.246 --> 12:14.267
‫یا می‌خوای یه راهی برای تموم کردن
‫این مشکل پیدا کنی؟

12:17.396 --> 12:22.329
‫اگه نقشه‌ی حمله می‌خواید
: راهتون اینه

12:22.329 --> 12:25.371
‫از عنصر غافلگیری استفاده کنین

12:25.371 --> 12:27.350
مارسل» استخون رو بهش میده»

12:27.350 --> 12:30.367
‫بعدش با خون «هِیلی» بهش خنجر میزنه

12:30.367 --> 12:33.312
‫منم طلسمی رو می‌خونم که
اون رو دفن کنه

12:35.329 --> 12:39.325
‫طلسم نیاکان ‫یه قربانی می‌خواد

12:39.325 --> 12:41.325
‫یکی از اصیل‌ها باید بمیره

12:41.325 --> 12:43.371
‫آره و همین الانش هم «هالو»
‫می‌خواد از مرگ «آلایژا»

12:43.371 --> 12:45.371
‫برای برگشتن استفاده کنه
‫ولی یه روزنه امیدی هست

12:45.371 --> 12:47.333
‫که می‌تونم از این قربانی استفاده کنم

12:47.333 --> 12:48.396
‫تا اون رو به قبرش برگردونم

12:48.396 --> 12:51.325
‫برای رک‌گویی شرمنده

12:51.325 --> 12:53.300
‫ولی نقشه‌ی تو ربطی به
‫نجات برادرم نداره

12:53.300 --> 12:56.329
‫در واقع بر پایه‌ی مرگشه

12:56.329 --> 12:57.350
‫آروم بگیر

12:57.350 --> 12:59.338
‫اون فقط قصد کمک داره

12:59.338 --> 13:02.383
‫«کلاوس» ، «آلایژا» همین الانشم مرده

13:02.383 --> 13:04.371
‫تنها کاری که الان از دستمون برمیاد

13:04.371 --> 13:07.321
‫اینه که بفهمیم مرگش
‫بیهوده میشه یا نه

13:07.321 --> 13:09.375
‫تصمیمش با هیچ‌کدوممون نیست

13:09.375 --> 13:12.308
‫مخصوصاً تو

13:12.308 --> 13:13.362
‫حتماً باید یه راهی برای نجاتش باشه

13:13.362 --> 13:17.317
‫«فِرِیا» ، تو هنوز پادزهری که ‫برای
مداوای گاز «مارسل» استفاده کردیم رو داری؟

13:17.317 --> 13:19.312
‫دارم . بله

13:19.312 --> 13:21.388
‫ولی نمیدونم در برابر زهر
‫بوته‌ی رُز هم کار می‌کنه یا نه

13:21.388 --> 13:23.325
‫گوش نمیدین چی میگم

13:23.325 --> 13:25.317
‫حتی اگه «آلایژا» رو مداوا کنیم

13:25.317 --> 13:27.317
‫هنوزم یه مشکل بزرگ داریم
‫اسمش «هالو»ست

13:27.317 --> 13:29.338
‫مدام میاد سراغمون
تا اینکه بالاخره زنده بشه

13:29.338 --> 13:34.325
‫وقتی زنده بشه با یه قدرت قدیمی
‫باستانی و زنده مواجه میشیم

13:34.325 --> 13:36.350
‫در عرض چند ساعت کل شهر رو
‫با خاک یکسان می‌کنه

13:36.350 --> 13:39.329
‫و تو یا هر کس دیگه‌ای
‫هیچ غلطی نمی‌تونین بکنین

13:39.329 --> 13:43.362
‫راه‌حلم چیه؟ باید وقتی هنوز یه روحه
‫از بین ببریمش

13:43.362 --> 13:46.375
‫«آلایژا» می‌میره ولی حداقل مرگش
‫بیهوده نمیشه

13:46.375 --> 13:49.321
‫نه ، نه . حاضر نیستم بیشتر از این
‫در موردش بحث کنم

13:49.321 --> 13:50.371
‫دختر کوچولوت چی؟

13:52.375 --> 13:55.346
‫این موجود کل نسل «لابونیر» رو می‌کشه

13:55.346 --> 13:57.312
‫قبلاً 1بار «هوپ» رو گرفته بود . درسته؟

13:58.350 --> 13:59.396
‫الان فرصتش رو داری «کلاوس»

13:59.396 --> 14:01.321
‫این ممکنه تنها فرصتی باشه که
‫پیدا می‌کنی

14:01.321 --> 14:05.317
‫حالا می‌خوای این فرصت رو از دست بدی
‫تا شاید بتونی برادرت رو نجات بدی

14:05.317 --> 14:07.321
‫یا می‌خوای وظیفه‌ات رو انجام بدی
‫و دختر کوچولوت رو نجات بدی؟

14:07.321 --> 14:11.300
‫از دخترم برای توجیه نقشه‌ی
‫نامعقولت استفاده نکن

14:11.300 --> 14:13.354
‫نقشه‌ی نامعقولش تنها نقشه‌ایه که داریم

14:13.354 --> 14:17.388
‫پس شاید بهتره کمتر دعوا کنیم
و بیشتر فکر کنیم

14:20.392 --> 14:22.358
‫همیشه یه راه گریزی هست

14:23.388 --> 14:27.321
‫کتاب‌های جادوی مادرم رو دارم

14:27.321 --> 14:30.321
‫بیا تا باهم بخونیمشون

14:36.379 --> 14:39.312
‫خیلی‌خب

14:56.321 --> 14:58.350
‫کم مونده

15:00.329 --> 15:05.358
‫حتی اگه موفق بشی
‫خونواده‌ام می‌کشنت

15:06.392 --> 15:08.388
‫بی‌شک سعی‌شون رو می‌کنن

15:08.388 --> 15:11.392
‫ولی به نظرم برتری با منه

15:11.392 --> 15:16.321
‫وقتی طلسم کامل بشه
‫روحم به خاک "نيو اورلانز" برمیگرده

15:16.321 --> 15:20.817
‫اینطوری با قدرتی خیلی بیشتر
از همیشه ‫دوباره متولد میشم

15:20.842 --> 15:24.383
تو فقط یه جسم دیگه هستی
که ‫برادرم سلاخیش می‌کنه

15:24.383 --> 15:27.371
‫انتظار داری برادرت انتقامت رو بگیره؟

15:27.371 --> 15:31.354
احتمالاً به‌خاطر وظیفه‌ای که از
‫پیوند خونوادگی داره این رو میگی

15:31.354 --> 15:34.317
‫من مغز «کلاوس» رو خوندم

15:34.317 --> 15:38.333
‫خیلی برای بقیه اهمیت میدی

15:38.333 --> 15:43.333
‫این تعهد به هم‌خون داشتن
خیلی مسخره‌ست

15:43.333 --> 15:47.388
‫هر چی نباشه ‫ببین
کارِت رو به کجا کشونده

15:51.396 --> 15:57.329
‫شاید الان درک کنی که
‫خونواده یه نفرینه

15:57.329 --> 15:59.396
‫ما گناهان نسلمون رو به ارث می‌بریم

15:59.396 --> 16:04.379
‫و اون گناه‌ها به نسل بعدت هم منتقل میشن

16:04.379 --> 16:08.375
‫مثل ‫برادرزاده‌ی کوچولوت

16:08.375 --> 16:12.333
‫نه ، نه

16:12.333 --> 16:13.350
...تو هیچ‌وقت

16:13.350 --> 16:15.396
‫بهش صدمه نمیزنم؟ چرا؟

16:15.396 --> 16:18.304
‫چون خونواده‌ات ازش محافظت می‌کنن؟

16:18.304 --> 16:19.362
‫طفلکی

16:19.362 --> 16:22.346
‫حتی نمی‌تونین همدیگه رو نجات بدین

16:22.346 --> 16:23.396
‫ولی برادرزاده‌ات؟

16:23.396 --> 16:26.329
‫اون کسیه که از نسل من به دنیا اومده؟

16:26.329 --> 16:29.388
‫اون قدرت از بین بردنم رو داره

16:29.388 --> 16:31.392
...و این

16:31.392 --> 16:34.312
‫نمی‌تونم این اجازه رو بدم

17:05.304 --> 17:08.354
‫مامان؟

17:08.354 --> 17:12.338
‫«هوپ» ، ندیدم اینجایی عزیزم

17:13.371 --> 17:17.308
‫عمو «آلایژا» مریضه ، نه؟

17:22.325 --> 17:25.358
‫عمو «آلایژا» خیلی مریضه

17:26.388 --> 17:30.354
‫خب ، می‌تونیم کمکش کنیم؟

17:30.354 --> 17:33.342
‫هر کاری از دستمون برمیاد می‌کنیم

17:33.342 --> 17:35.367
‫قول میدم

17:35.367 --> 17:38.383
‫شاید من بتونم به عمه «فِرِیا» کمک کنم تا برای
‫خوب شدنش یه طلسم انجام بده

17:40.367 --> 17:43.308
‫این شجاعت‌ـت رو میرسونه

17:56.342 --> 17:58.362
‫وسایل «کمی» رو گشتم

17:58.362 --> 18:01.392
‫حتی اگه از نیروی همه‌ی اشیاء
‫تاریکی که داشت استفاده کنیم

18:01.392 --> 18:04.312
‫هنوزم برای به دام انداختن «هالو»
‫کفایت نمی‌کنه

18:04.312 --> 18:06.375
‫عالیه . خب ، مادرم میلیون‌ها طلسم داشت

18:06.375 --> 18:08.388
‫و با هیچ‌کدومش نمیشه یه روح باستانی
رو به دام انداخت

18:10.354 --> 18:16.300
‫از نظرم که خنده‌دارـه
چون 5 سال پیش دقیقاً توی همین اتاق بودیم

18:16.300 --> 18:17.392
‫سعی داشتیم یه راهی برای

18:17.392 --> 18:19.367
‫از بین بردن یه تهدید دیگه برای
‫خونواده‌ات پیدا کنیم

18:19.367 --> 18:21.346
‫اون‌وقت تو تصمیم گرفتی که
‫«دِوینا» رو از بین ببری

18:21.346 --> 18:23.342
‫تو سرت هدف وسیله رو توجیه می‌کنه
‫این رو متوجه‌ام

18:23.342 --> 18:24.383
‫ولی الان چی فکر کنم خوبه؟

18:24.383 --> 18:26.317
‫زندگی «آلایژا» ارزش‌ـش بیشتره؟

18:26.317 --> 18:27.379
‫«آلایژا» برادرمه

18:27.379 --> 18:31.338
‫و اگه خیال می‌کنی از بلایی که سر
‫«دِوینا» آوردم پشیمونم پس در اشتباهی

18:31.338 --> 18:33.354
‫نه . به نظرم الان اینجا که سعی داریم

18:33.354 --> 18:35.300
‫یه روزنه برای گریختن از ناگریز پیدا کنیم
‫وقت تلف کردنه

18:35.300 --> 18:37.362
‫خب ، من امیدم رو از دست نمیدم

18:37.362 --> 18:39.338
‫ولی جداً قضیه ناامیدیه «فِرِیا»؟

18:39.338 --> 18:41.325
‫«آلایژا» 1000 سال عمر کرده

18:41.325 --> 18:43.312
‫چقدر دیگه عمر کنه براش کافیه؟

18:43.312 --> 18:45.338
‫چه مدت دیگه می‌خواد از
خون آدمای بی‌گناهی

18:45.338 --> 18:48.371
تغذیه کنه تا به عمر خودش اضافه کنه؟ -
متوجه‌ام -

18:48.371 --> 18:50.346
‫باشه . از ما متنفری

18:50.346 --> 18:52.338
‫ولی این دلیل نمیشه که «آلایژا» باید

18:52.338 --> 18:55.325
‫برای گرفتن جلوی هیولایی که از
‫زیرزمین شهرت فراری شده بمیره

18:55.325 --> 18:56.358
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

18:56.358 --> 18:59.350
‫گزینه‌ی دیگه‌ای جلومون نیست «فِرِیا»

18:59.350 --> 19:02.317
‫شما «مایکلسون»‌ها
‫قدیمی‌ترین خانواده کل دنیا هستین

19:02.317 --> 19:03.371
‫قدیمی‌ترین خانواده‌ی تاریخ هستین

19:03.371 --> 19:05.312
‫شماها شاهد پیشرفت امپراطوری‌ها بودین

19:05.312 --> 19:07.325
‫شاهد سقوطشون بود

19:07.325 --> 19:08.350
‫شروع و پایان عصرها رو دیدین

19:08.350 --> 19:11.346
‫ولی بازم ‫با وجود این‌همه
چیزهایی که با

19:11.346 --> 19:14.383
‫چشمای خودتون دیدین
...چیزی که

19:14.383 --> 19:16.350
‫چیزی که معلومه رو نمی‌خواید ببینید

19:16.350 --> 19:18.304
‫درس نمی‌گیری

19:18.304 --> 19:19.396
‫همه چیز از بین میره «فِرِیا»

19:19.396 --> 19:22.358
‫«آلایژا» نه

19:22.358 --> 19:24.333
‫امروز نه . باشه؟

19:24.333 --> 19:27.346
«همین الانشم برادرم «فین
...رو از دست دادم و

19:29.321 --> 19:30.354
‫البته

19:31.379 --> 19:33.371
‫همینه

19:40.304 --> 19:41.350
‫می‌تونم نجاتش بدم

19:41.350 --> 19:44.308
‫با این می‌تونم نجاتش بدم

19:49.371 --> 19:53.358
‫«وینسنت» گفت نیاکان می‌تونن
‫«هالو» رو زندانی کنن

19:53.358 --> 19:56.338
‫برای قدرت بخشیدن به طلسم
‫یه اصیل باید بمیره

19:56.338 --> 20:00.396
‫اگه «آلایژا» هر جوری هست می‌میره

20:00.396 --> 20:03.350
‫باید از نیروی مرگش استفاده کنیم
‫و بعدش می‌تونم سعی کنم

20:03.350 --> 20:05.342
‫روحش رو در گردنبند قرار بدم

20:05.342 --> 20:06.346
‫سعی؟ منظورت چیه که سعی کنی؟

20:06.346 --> 20:08.308
‫خب ، آسون نیست

20:08.308 --> 20:10.346
‫باید پیداش کنیم و به کل جادوم نیاز دارم

20:10.346 --> 20:13.362
‫و «آلایژا» هم مسموم شده
احتمالش هست

20:13.362 --> 20:15.379
‫که از این پروسه جون سالم به در نبره

20:20.308 --> 20:22.388
‫ولی من جون سالم به در می‌برم

20:22.388 --> 20:24.325
‫«کلاوس»

20:24.325 --> 20:26.308
‫اگه من قربانی بشم
می‌تونین از نیروی مرگم

20:26.308 --> 20:28.358
‫برای زندانی کردن «هالو» ‫قبل از
اینکه «آلایژا» رو بکشه استفاده کنین

20:28.358 --> 20:30.312
‫بله . تو گردنبند به دام میوفتم

20:30.312 --> 20:31.325
«ولی شماها می‌تونین «آلایژا
رو پیدا و درمانش کنین

20:31.325 --> 20:32.329
‫و به خونه برش‌گردونین

20:32.329 --> 20:33.362
‫این دیوونگیه

20:33.362 --> 20:36.342
‫این دخترک شیطانی رو نمیشه کشت

20:36.342 --> 20:38.300
‫یادمون نره که حتماً میاد سراغ «هوپ»

20:39.371 --> 20:40.396
‫من رو قربانی کن

20:40.396 --> 20:42.392
‫می‌تونیم «آلایژا» رو نجات
‫و این موجود رو شکست بدیم

20:42.392 --> 20:44.358
‫این تنها راهشه

20:53.388 --> 20:56.358
‫برای بحث کردن وقت نداریم

20:56.358 --> 20:58.338
‫جادوت رو به کار بگیر خواهر

21:00.321 --> 21:01.392
‫همه چیز روبراه میشه

21:20.354 --> 21:22.367
‫ازش همین مونده؟

21:22.367 --> 21:24.375
‫درمانی که از زهر من ساختیش؟

21:24.375 --> 21:27.350
‫بالفرض که «آلایژا» رو سر موقع پیدا کنم

21:27.350 --> 21:29.342
‫حداقل باید سرعت اثر زهر بوته رُز رو کم کنه

21:29.342 --> 21:31.388
‫ولی چطوری می‌خوای پیداش کنی؟
‫گفتی مخفیش کردن

21:31.388 --> 21:34.300
‫این زهر «مارسل»ـه

21:34.300 --> 21:35.367
‫اون بوته‌های رُز از خون اون رشد کردن

21:35.367 --> 21:37.362
‫این یعنی همون اثر جادویی رو داره

21:37.362 --> 21:40.367
‫برای همین الان که نمی‌تونم
آلایژا» رو پیدا کنم»

21:40.367 --> 21:43.317
‫- می‌تونم جادویی که داره
اون رو می‌کشه رو پیدا کنم
‫- «فِرِیا»

21:43.317 --> 21:45.325
‫ولی پیدا کردنش قابل مقایسه با

21:45.325 --> 21:48.312
‫- دونستنِ اینکه درگیر چی میشم نیست
‫- «فِرِیا»

21:48.312 --> 21:49.375
‫- باید بی‌نقص عمل کنم
‫- من رو نگاه کن

21:51.333 --> 21:53.388
‫بازم همه چیز رو به خودت نسبت میدی

21:53.388 --> 21:55.350
‫تمومش کن

21:55.350 --> 21:57.325
‫یه نفسی بکش

21:57.325 --> 21:59.354
‫تمرکز کن

21:59.354 --> 22:02.321
‫و این رو بدون اگه کسی بتونه این‌کار رو بکنه
‫قطعاً خودتی

22:03.333 --> 22:05.362
‫اگه در اشتباه باشی چی؟

22:05.362 --> 22:07.321
‫هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنم

22:07.321 --> 22:08.367
‫من دکترم

22:13.333 --> 22:15.392
‫خیلی‌خب ، گوش کن چی میگم

22:15.392 --> 22:19.312
‫این روح پلیده

22:19.312 --> 22:21.338
‫با حرفایی که گفتی مال خیلی وقت پیشه

22:21.338 --> 22:24.317
‫و اگه واقعاً نفرین گرگینه کار اون باشه

22:24.317 --> 22:25.388
‫پس یعنی اون من رو اینطوری کرده

22:25.388 --> 22:28.375
‫و کل زندگیم برای مقابله با گرگینه درونم
تلاش می‌کردم

22:28.375 --> 22:31.346
‫و باور کن اگه می‌تونستم خودم
‫تو سینه‌اش خنجر فرو می‌کردم

22:31.346 --> 22:33.371
...ولی چون اینجا بهم نیاز داری

22:36.358 --> 22:39.371
‫فقط بهم لطف کن و مراقب خودت باش

22:41.375 --> 22:44.375
‫و اگه فرصتش رو داشتی
‫تردید نکن ، خب؟

22:44.375 --> 22:46.383
‫این عوضی رو برای همیشه نابود کن

22:59.304 --> 23:00.354
‫آره

23:00.354 --> 23:03.300
‫چاقوی ضدزنگ که آغشته به خون «هِیلی»ـه

23:03.300 --> 23:06.317
‫فقط یه فرصت داری

23:06.317 --> 23:08.383
‫مطمئن شو که به قلب «سوفیا» فرو می‌کنی

23:08.383 --> 23:10.342
‫تضمین می‌کنم که «سوفیا» رو نمی‌کشه

23:10.342 --> 23:12.325
‫فقط روح «هالو» رو ازش خارج می‌کنه

23:12.325 --> 23:16.342
‫بعدش «کلاوس» رو قربانی
‫و برای همیشه «هالو» رو زندانی می‌کنم

23:16.342 --> 23:18.325
‫خیلی‌خب ، فهمیدم

23:18.325 --> 23:19.350
‫خیال می‌کنی فهمیدی

23:19.350 --> 23:21.379
‫این موجود خنجر «آلایژا» رو هم دزدیده

23:21.379 --> 23:24.338
‫این یعنی نه تنها صورت دوست‌دخترت رو داره

23:24.338 --> 23:26.308
‫بلکه اسلحه‌ای که می‌تونه تو رو بکشه
‫هم دست اونه

23:26.308 --> 23:27.354
...پس «مارسل» ، اگه مراقبش نباشی

23:27.354 --> 23:30.321
‫حتی اگه مراقب هم باشم
‫تو یه جنگم

23:30.321 --> 23:33.304
حواسم هست و آمادگی دارم

23:44.308 --> 23:47.362
‫خیلی‌خب ، ‫یه مدت میشه
که بازی نکردم

23:47.362 --> 23:49.388
‫باید سنگ رو بندازی
‫اینا رو هم برداری

23:49.388 --> 23:51.362
‫به این سادگی

23:53.396 --> 23:56.329
‫خیلی‌خب ، سعیم رو می‌کنم

24:01.325 --> 24:02.383
‫خوب اومدی

24:02.383 --> 24:06.354
‫«کلاوس» ، وقتشه

24:06.354 --> 24:08.388
‫جدی؟

24:08.388 --> 24:13.204
...راستش رو بخوای -
دوست‌دخترت به‌نظر دختر خوبیه -

24:14.304 --> 24:16.346
‫یه‌جورایی بگی نگی تونستم

24:16.346 --> 24:17.338
‫آره

24:21.396 --> 24:24.342
‫حالا دوباره بنداز

24:24.342 --> 24:26.383
‫باشه

24:43.388 --> 24:45.371
‫خب ، یالا . حرف بزن
سکوت‌ـت کر کننده‌ست

24:45.371 --> 24:46.371
‫بگو

24:46.371 --> 24:48.317
‫چی رو بگم؟

24:48.317 --> 24:50.396
‫اینکه از کشن قریب‌الوقوع من خوشحال هستی

24:50.396 --> 24:54.358
‫احساس لذت از تموم کردن کار دشمنی
‫که مدت‌ها تو فکرشی خجالت نداره

24:54.358 --> 24:57.300
‫مردی که «کلاوس مایکلسون» رو کشت

24:57.300 --> 24:59.350
‫برای سنگ قبرت نوشته‌ی خوبیه

24:59.350 --> 25:01.379
‫شاید اگه اونطور که می‌خوایم پیش نره

25:01.379 --> 25:03.342
‫زودتر از اونی که انتظار داری
‫روی قبرت ببینیش

25:03.342 --> 25:06.308
‫راستش رو بخوای «کلاوس»

25:06.308 --> 25:08.308
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که برای
‫این روز زنده بمونم

25:08.308 --> 25:10.300
‫از بچگی که تو "نيو اورلانز" بودم

25:10.300 --> 25:14.312
‫داستان‌هایی در مورد
کلاوس مایکلسون» پلید شنیدم»

25:14.312 --> 25:17.379
‫آره . آره و بالاخره به سزای اعمالم میرسم

25:17.379 --> 25:19.333
‫نه

25:19.333 --> 25:22.300
‫می‌خواستم بگم الان که
توی این وضعیت می‌بینمت

25:22.300 --> 25:26.329
«بالاخره به اون پتانسیلی که «کمی
‫در تو دید رسیدی

25:31.333 --> 25:33.325
‫اگه بود بهت افتخار می‌کرد

25:56.312 --> 25:58.333
‫«مارسل» خون‌آشام

25:58.333 --> 26:02.383
اومدی که شاهد تولد دوباره‌ام باشی
یا در راه جلوگیریش بمیری؟

26:02.383 --> 26:05.338
‫نیومدم باهات بجنگم

26:05.338 --> 26:08.333
‫راستش رو بخوای یه‌کم حسودیم میشه

26:08.333 --> 26:12.321
‫رفتی پیش «وینسنت» که یه معامله‌ای بکنی
‫ولی این شهر منه

26:12.321 --> 26:13.396
‫من باید معامله کنم

26:13.396 --> 26:17.375
‫اومدی چه معامله‌ای بکنی
‫پادشاه "نيو اورلانز"؟

26:17.375 --> 26:22.304
‫اومدی زانو بزنی و وفاداری همیشگیت
‫رو قسم بخوری؟

26:22.304 --> 26:23.329
‫آره . به اونجا هم میرسیم

26:23.329 --> 26:24.388
‫ولی قبلش در مورد شرایطم بحث کنیم

26:26.312 --> 26:27.383
‫«سوفیا» رو پس می‌خوام

26:27.383 --> 26:29.371
‫درخواست معقولیه

26:29.371 --> 26:33.329
‫بالاخره بزودی این بدن
‫به دردم نمی‌خوره

26:33.329 --> 26:35.308
‫در ازاش چی بهم میدی؟

26:36.321 --> 26:40.304
‫این رو از «مایکلسون»‌ها گرفتم

26:40.304 --> 26:42.325
‫حاضرم این رو برای یه پیشنهاد بهت بدم

26:42.325 --> 26:44.358
‫در ازای دوستم

26:44.358 --> 26:46.317
‫پس قبوله

26:46.317 --> 26:48.350
‫تو پادشاه خردمندی هستی

26:48.350 --> 26:51.371
‫شاید بعد از تموم این جریان
بذارم زنده بمونی

26:59.300 --> 27:02.300
‫چقدر مونده؟

27:02.300 --> 27:03.346
‫کم مونده

27:03.346 --> 27:06.338
‫تنها چیزی که مونده مرگته

27:06.338 --> 27:08.342
‫وقتی با این خارها بخوام بکشمت

27:08.342 --> 27:11.329
‫تو قلب‌ـت فرو می‌کنم
که سریع و بدون درد تموم بشه

27:13.304 --> 27:15.350
‫نیاکان برای ادامه کمکم می‌کنن

27:17.333 --> 27:19.338
‫شاید بهتر باشه تجدیدنظر کنی «وینسنت»

27:19.338 --> 27:20.396
‫وگرنه دوست‌ـت می‌میره

27:20.396 --> 27:23.312
‫حتماً شوخیت گرفته

27:23.312 --> 27:24.329
‫تردید نکن

27:24.329 --> 27:25.388
‫همین الان من رو بکش

27:31.304 --> 27:34.392
‫این استخون‌ها عجیب چیزهای
‫ظریف و کوچیکی هستن

27:34.392 --> 27:37.304
‫مدت زیادی ازم دور بودن

27:37.304 --> 27:41.321
‫ولی الان دانه‌ی درختی که
بزودی شکوفا میشه شدن

27:42.375 --> 27:44.379
‫به‌نظر برنامه‌های بزرگی داری

27:44.379 --> 27:46.396
‫براش شهرت؟

27:46.396 --> 27:48.358
‫در واقع آره

27:48.358 --> 27:52.396
‫چرا که نه؟ من مدت‌ها قبل از تو
‫وجود داشتم

27:52.396 --> 27:56.308
‫تصور کن قرن‌ها توی سرما بمونی

27:56.308 --> 27:59.304
‫به این امید که دوباره پا به این خاک بزاری

27:59.304 --> 28:00.362
‫از این هوا تنفس کنی

28:00.362 --> 28:04.329
‫و در برابر گرمای خورشید عرق کنی

28:06.304 --> 28:10.308
‫تنها چیزی که مونده قربانیه

28:10.308 --> 28:12.333
‫اگه اینقدر مشتاق مردنی صبر کن

28:12.333 --> 28:14.392
‫وقتی «هالو» از مرگ برخیزه
‫خودش تو رو می‌کشه

28:14.392 --> 28:17.388
‫پسر ، لازم نیست این‌کار رو بکنی

28:17.388 --> 28:19.392
‫آخه همه از جادوگرهای "نيو اورلانز" هستیم ، نه؟

28:19.392 --> 28:23.338
‫دم از جادوگرها میزنی ولی با خون‌آشام‌ها
‫معامله می‌کنی

28:23.338 --> 28:25.371
‫به‌خاطر اوناست که به «هالو» نیاز داریم

28:25.371 --> 28:28.308
‫خواهش می‌کنم پسر . اون هیچ‌وقت
‫نمی‌خواد شماها رو نجات بده

28:29.358 --> 28:31.325
‫شما رو به جهنم محکوم می‌کنه

28:39.333 --> 28:42.379
‫خیلی‌خب ، حرف زدن کافیه

28:48.346 --> 28:50.379
‫«سوفیا» ، باهاش مقابله کن

28:53.300 --> 28:54.358
‫می‌کشمت

29:06.358 --> 29:08.358
‫خدای من ، حال‌ـت خوبه؟

29:08.358 --> 29:10.329
‫«وینسنت»

29:10.329 --> 29:11.379
‫خارها

29:13.338 --> 29:14.367
‫نه

29:20.338 --> 29:22.304
‫سوختن

29:24.354 --> 29:26.383
‫نمی‌تونم بدون اونا قربانیت کنم

29:44.304 --> 29:45.383
‫کنجکاوم

29:45.383 --> 29:49.371
‫میدونین چقدر رقت‌انگیزه ‫که
روحتون رو به شیطان بفروشین؟

29:56.383 --> 29:58.325
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

30:00.350 --> 30:02.371
‫خیال نمی‌کنی که میذاریم همینطوری بمیری؟

30:02.371 --> 30:03.804
‫نه

30:03.804 --> 30:05.246
‫«فِرِیا» ، باید همین الان بری

30:05.246 --> 30:07.612
‫حرف نزن

30:07.812 --> 30:09.262
‫نیروت رو هدر نده

30:10.833 --> 30:12.812
‫می‌تونیم مرز رو بشکنیم؟

30:12.812 --> 30:14.804
‫جادوی قدیمه . وقت می‌خوام

30:14.804 --> 30:15.838
‫«فِرِیا» ، این‌کار رو نکن

30:15.838 --> 30:18.229
‫برادر ، من تنهات نمیذارم

30:34.862 --> 30:37.838
نیکلاوس» کجاست؟»

30:43.321 --> 30:44.375
‫این نزدیکی‌هاست

30:44.375 --> 30:46.354
فقط طاقت بیار

30:55.392 --> 30:57.333
‫داره جواب میده

31:22.375 --> 31:24.396
‫دار رو بردار
‫مرز کم مونده برداشته بشه

31:40.329 --> 31:42.317
‫پادشاه احمق

31:43.325 --> 31:45.308
‫باید بهم وفادار می‌موندی

31:45.308 --> 31:47.383
‫اون‌وقت شاید میذاشتم زنده بمونی

31:47.383 --> 31:51.321
‫الان در عوض پادشاهیم رو روی
‫خاکسترت می‌سازم

32:01.317 --> 32:03.338
‫«فِرِیا»؟ مشکلش چیه؟

32:13.317 --> 32:14.304
‫نه

32:29.392 --> 32:31.312
‫چی شد؟

32:31.312 --> 32:32.354
‫اون میدونست ما میایم

32:35.333 --> 32:36.354
‫چاره‌ای نداریم

32:36.354 --> 32:38.392
‫«آلایژا» رو بنداز توی گردنبند

32:41.396 --> 32:43.304
‫اون خیلی ضعیفه

32:43.304 --> 32:45.312
‫«کلاوس» ، اون داره «آلایژا» رو می‌کشه

32:56.312 --> 32:57.329
‫می‌تونم حس‌ـش کنم

33:00.362 --> 33:02.362
«فِرِیا» -
جادوش جلوم رو می‌گیره -

33:04.388 --> 33:06.300
‫خیلی قویه

33:09.321 --> 33:10.308
‫«فِرِیا»

33:50.317 --> 33:51.383
‫«فِرِیا» ، جواب داد؟

33:51.383 --> 33:54.350
‫گردنبند کو؟

34:19.396 --> 34:22.346
‫همه ‫گوش کنین . گوش کنین

34:24.358 --> 34:27.333
‫هر چی که شنیدین حقیقت داره

34:28.375 --> 34:30.346
‫روحی که توی این شهر بود

34:30.346 --> 34:32.392
‫قدرتی که برای زنده شدن نیاز داره
رو در اختیار گرفته

34:33.871 --> 34:37.879
‫شماها قوی بودین

34:37.879 --> 34:40.858
‫همه به آرمان‌هایی که براش ارزش قایلیم
‫وفادار بودین

34:41.358 --> 34:44.375
‫ولی نبردی در پیش داریم
‫که آمادگیش رو نداریم

34:46.346 --> 34:48.329
‫یه زمانی هست که باید جنگید

34:48.329 --> 34:50.346
‫یا زمانی هست که باید زنده بمونیم

34:50.346 --> 34:53.333
‫الان ازتون می‌خوام بچه‌ها رو بردارین

34:53.333 --> 34:56.304
‫خونواده‌تون رو جمع کنین و از شهر برین

34:56.304 --> 34:58.375
‫یه جای دیگه برای خودتون پناهگاه پیدا کنین

34:58.375 --> 35:01.312
‫تا وقتی بهتون نگفتم که به اینجا برگشتن

35:01.312 --> 35:03.354
و خطری نداره برنگردین اینجا

35:13.321 --> 35:14.342
‫«وینسنت» ، باهامون بیا

35:14.342 --> 35:15.392
‫نه

35:15.392 --> 35:17.350
‫نمی‌تونی تنهایی به جنگ ادامه بدی

35:17.350 --> 35:20.350
نه ولی می‌تونم اطمینان حاصل کنم
که کسی درگیر این جریان نمیشه

35:20.350 --> 35:24.375
«الان ازت می‌خوام که «‫آدام
رو بردار و ببرش یه جای امن

35:24.375 --> 35:27.346
‫بذار یه راهی برای از بین بردن این
‫روح برای همیشه پیدا کنیم

35:31.367 --> 35:33.333
‫این رو بگیر

35:35.321 --> 35:37.350
‫قبلاً بهت کمک کرده

35:37.350 --> 35:40.317
‫شاید دوباره به دردت بخوره

35:40.317 --> 35:41.325
‫ممنون

36:24.358 --> 36:26.358
‫ممکن نیست

36:29.358 --> 36:31.367
‫بگو «آلایژا» اون توئه

36:31.367 --> 36:33.300
‫هنوز مطمئن نیستم

36:35.321 --> 36:37.325
...خواستم باهاش ارتباط برقرار کنم ولی

36:39.338 --> 36:42.833
‫تو خسته‌ای . یه‌کم استراحت کن
‫که خودت رو جمع‌وجور کنی

36:42.833 --> 36:43.833
‫به اندازه کافی وقت تلف کردیم

36:43.833 --> 36:44.858
‫روح برادرم توی اون گردنبنده

36:45.358 --> 36:46.396
‫باید پیداش کنیم و برگردونیمش

36:46.396 --> 36:49.304
‫«کلاوس» ، یه‌کم بهش فرصت بده

36:49.304 --> 36:50.371
‫همین الانشم 1بار ناامیدش کردیم

36:50.371 --> 36:51.383
‫«کلاوس» ، کافیه

37:04.342 --> 37:06.371
‫هیچی نیست

37:06.371 --> 37:09.358
...هیچی توش نیست . فکر کنم

37:12.308 --> 37:14.804
‫فکر کنم مرده

37:14.804 --> 37:15.804
‫دوباره امتحان کن

37:15.804 --> 37:17.808
‫«کلاوس» ، امتحان کردم

37:17.808 --> 37:18.892
‫ازت می‌خوام دوباره امتحان کنی

37:18.892 --> 37:20.821
‫میدونم اون توئه

37:20.821 --> 37:21.808
‫«کلاوس»

37:21.808 --> 37:22.812
‫دوباره امتحان کن

37:38.962 --> 37:40.975
‫یه‌کم وقت می‌خوام

37:40.975 --> 37:43.912
‫باورم نمیشه

37:43.912 --> 37:46.950
‫برای 1000 سال من و برادرم
‫توی این زمین قدم میذاشتیم

37:46.950 --> 37:48.938
‫دفعات بیشماری مرگ سراغمون اومده

37:48.938 --> 37:50.942
‫و دفعات بیشماری ازش فرار کردیم

37:50.942 --> 37:51.992
‫اون نمرده

37:51.992 --> 37:54.938
‫ممکن نیست

38:06.962 --> 38:07.992
‫اون چیه؟

38:09.946 --> 38:11.938
‫«هوپ»

38:11.938 --> 38:15.950
‫برگرد تو تخت عزیزم
‫یه‌کم دیگه میام پیشت

38:22.942 --> 38:24.946
‫دیدیش؟

38:24.946 --> 38:25.988
‫حس‌ـش کردی؟

38:25.988 --> 38:28.975
‫عمو «آلایژا»

38:32.971 --> 38:34.967
‫به‌نظر خیلی دوره

38:35.067 --> 38:37.071
‫اون توئه
‫صداش رو شنیدی ، نه؟

38:37.071 --> 38:39.050
‫آره . شنیدم

38:39.050 --> 38:41.025
...یه جایی داخلشه ولی

38:41.025 --> 38:42.050
‫ولی چی؟

38:42.050 --> 38:45.092
‫صداش غیرطبیعی و تیکه‌تیکه بود

38:45.092 --> 38:51.004
‫مثل رادیو و شنیدم که ‫فریاد میزد

39:24.021 --> 39:27.050
‫یادم اومد که قدرتمندترین جادوگر
تاریخ ‫به ذهنش نفوذ کرده بود

39:27.050 --> 39:30.096
‫برای همین الان معلوم نیست
که ‫داره چی می‌کشه

39:32.008 --> 39:33.092
‫تو حال‌ـت چطوره؟

39:33.092 --> 39:35.038
‫واسه همین اومدی؟

39:36.050 --> 39:37.075
‫واسه همدردی؟

39:37.075 --> 39:40.025
‫نه

39:40.025 --> 39:42.083
‫اومدم دفترم رو پس بگیرم

39:45.021 --> 39:51.046
‫وایسا ببینم . ازم قول گرفتی که
اگه ‫یه روز گفتی پس‌ـش بدم بکشمت

39:51.046 --> 39:53.067
‫خب ، اون‌موقع تو این وضع نبودیم

39:53.067 --> 39:55.038
‫«هالو» به ما برتری داره

39:55.038 --> 39:58.038
‫از ما قوی‌ترـه . پیروهای بیشتری داره

39:58.038 --> 40:00.021
‫و بزودی هم زنده میشه

40:00.021 --> 40:02.058
‫ما هم نمیدونیم با چی طرفیم

40:02.058 --> 40:04.038
‫چون هزاران ساله که با همچین
‫چیزی سروکار نداشتیم

40:04.038 --> 40:06.079
‫و اگه قوی‌تر نشیم کارمون تمومه

40:06.079 --> 40:09.017
‫خیلی‌خب ، این موجود قبلاً 1بار
‫وسوسه‌ات کرده

40:10.075 --> 40:12.092
‫مطمئنی الان می‌تونی در برابرش مقاومت کنی؟

40:12.092 --> 40:14.096
‫راستش رو بخوای؟
‫نه . مطمئن نیتسم

40:37.029 --> 40:40.088
«خیلی‌خب «وینست

40:40.088 --> 40:42.058
...اگه این موجود بهت نفوذ کنه

40:42.058 --> 40:44.088
‫آره

40:44.088 --> 40:47.021
‫سریع کارم رو تموم کن

41:44.700 --> 41:45.700
مترجم : رضا حضرتی

41:46.700 --> 42:21.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
