WEBVTT

00:01.000 --> 00:01.948
پیش از این در
"The Originals"

00:01.973 --> 00:05.533
بگو ببینم ‫چند بوته
از نفرین اونجاست؟

00:05.538 --> 00:09.904
‫به قدری که 10باری ‫تو
و خانواده‌ات رو بکشه

00:10.004 --> 00:12.004
‫نیاکان از بین رفتن
‫یه تدبیر جدید لازم داریم

00:12.004 --> 00:13.042
‫تا «هالو» رو سر جاش بشونیم

00:13.042 --> 00:16.000
‫ما اتصالی که اجازه دسترسی ‫به
این دنیا رو میده نابود کردیم

00:16.000 --> 00:18.259
«ولی اگه ذره‌ای از «دِوینا
اونجا ‫مونده باشه

00:18.284 --> 00:20.079
اون‌وقت ‫اون می‌تونه
قربانی رو بپذیره

00:20.079 --> 00:22.021
‫و اتصال رو برگردونه

00:22.021 --> 00:24.004
واقعاً فکر می‌کنی اون اسلحه
مارسل» رو می‌کشه؟»

00:24.004 --> 00:26.050
‫به قدری قدرتمنده که اون رو بکشه

00:26.050 --> 00:29.004
‫«هالو» از مدت‌ها قبل در این شهر
‫رفت و آمد داشته

00:29.004 --> 00:32.012
‫دنبال یه چیزی می‌گرده
‫اینطور که معلومه 4تا چیز

00:32.012 --> 00:34.038
‫و کاملاً مطمئنم که یکیشون رو دارم

00:34.038 --> 00:36.021
‫وقتی یه جادوگر می‌خواد دوباره متولد بشه

00:36.021 --> 00:38.021
‫برای کامل شدن طلسم
‫باقیمانده جسدش لازمه

00:38.021 --> 00:40.004
‫تو یه تیکه از دشمنمون رو پیدا کردی

00:40.004 --> 00:41.071
3تا تیکه‌ی دیگه دست کیه؟

00:41.071 --> 00:44.038
دومنیک» گفت که اینجا یه چیزی پیدا کرده»

00:44.038 --> 00:48.050
‫خنجر «تونده» ‫نیستش

00:48.050 --> 00:50.000
‫داشتم اصل و نصب اونایی که

00:50.000 --> 00:52.546
‫مثل خانواده «هِیلی» نگهبان استخوان بودن
‫ردیابی می‌کردم

00:56.500 --> 00:57.567
«تایلر لاک‌وود»

00:57.567 --> 00:59.579
‫پس استخون‌ها تو «میستیک‌فالز»ـن

00:59.579 --> 01:01.558
‫این موجود همه‌جا پیرو داره

01:01.558 --> 01:03.512
اگه قبل از ما دستشون به
...بقیه استخون‌ها برسه

01:03.512 --> 01:06.538
‫اون‌وقت سعی می‌کنن
این شرارت رو بیشتر کنن

01:06.538 --> 01:08.521
‫و «هالو» میاد سراغ تک‌تکمون

01:08.521 --> 01:10.508
‫میدونی من کی هستم؟

01:11.550 --> 01:14.571
‫تو بهم جای امنی برای پنهان شدن میدی

01:22.000 --> 01:25.900
ساحل خلیج آمریکای شمالی "
" سال 500 بعد از میلاد

02:43.400 --> 02:44.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:45.400 --> 02:51.400
"The Originals"
فصل 4
قسمت 8 : نفرینی در خون من

02:52.400 --> 02:59.400
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:03.533 --> 03:05.592
هوپ» ، چه خبره؟»

03:06.575 --> 03:08.533
‫مامان؟

03:08.533 --> 03:10.567
‫تو هم صداشون رو می‌شنوی؟

03:13.554 --> 03:15.504
‫جریان چیه؟

03:15.504 --> 03:17.546
من رو نگاه کن
‫بگو چی شنیدی

03:17.546 --> 03:21.546
‫یه صداهایی شنیدم
‫می‌گفتن ما به این متصلیم . من و تو

03:22.592 --> 03:24.554
‫اگه این فسیل دروغ گفته باشه

03:24.554 --> 03:26.554
‫با کمال میل حاضرم پرتش کنم
‫تو رودخونه

03:26.554 --> 03:28.508
‫نه . استخون نه

03:28.508 --> 03:30.588
جادوگرها...نیاکان

03:32.583 --> 03:35.583
‫اونا برامون یه پیغام دارن

03:35.583 --> 03:37.567
‫یه هشدار

03:37.567 --> 03:39.571
‫- بگو چی گفتن
اونا ازت می‌خوان که -

03:39.571 --> 03:42.521
«بری کلیسای «سِینت ان
تا باهاشون صحبت کنی

03:42.521 --> 03:44.525
‫اونا گفتن باید به هر چی میگن عمل کنی

03:44.525 --> 03:45.542
‫همین الان باید انجامش بدی

03:47.546 --> 03:50.529
‫قبل از اینکه «هالو» بیاد سراغمون

04:00.533 --> 04:01.575
‫باید آروم بگیری

04:01.575 --> 04:03.583
‫من الان تو راه «نیو اورلانز» هستم

04:03.583 --> 04:06.533
‫و خبرهای خوبی دارم

04:06.533 --> 04:08.558
‫تو املاک «لاک‌وود» یه سرکی کشیدم

04:08.558 --> 04:14.529
‫و یه استخون انگشت باستانی عجیب پیدا کردم

04:14.529 --> 04:15.571
‫از تلاش‌هات ممنونم

04:15.571 --> 04:17.550
‫حالا اگه ممکنه هر چه سریع‌تر بیا

04:17.550 --> 04:20.550
«آروم باش «کلاوس
‫تنها دلیلی که میام اونجا

04:20.550 --> 04:23.546
به‌خاطر اینه که نمی‌خوام
نزدیک «میستیک‌فالز» بشین

04:23.546 --> 04:25.562
‫وقتی شماها میاید این اطراف
‫کشت و کشتار زیادی اتفاق میوفته

04:25.562 --> 04:27.521
خب ، این حرف حسابه

04:27.521 --> 04:29.579
‫خب «آلاریک» ، اگه میشه تعارف رو بذاریم کنار

04:29.579 --> 04:31.596
‫راستی یه مسئله دیگه

04:31.596 --> 04:34.533
لاک‌وود»ها فقط از استخون محافظت نمی‌کردن»

04:34.533 --> 04:36.583
‫اونا اسم‌ها ، تاریخ‌ها و موقعیت‌هاشون
‫رو هم ثبت کردن

04:36.583 --> 04:39.512
‫کاشف به عمل اومد اونا از
‫بقیه‌ی خانواده‌هایی که

04:39.512 --> 04:41.554
‫مسئول محافظت از مابقی
‫استخون‌ها بودن خبر داشتن

04:41.554 --> 04:44.500
‫اسم «لابونیر» برات آشنا نیست؟

04:45.571 --> 04:48.546
‫- آشناست . آره
خب ، خوبه -

04:48.546 --> 04:51.504
‫این شاید سرنخی باشه تا برای
‫پیدا کردن مابقی استخون‌ها کمکت کنه

04:51.504 --> 04:52.550
‫باید خودت تنهایی پیداشون کنی

04:52.550 --> 04:56.542
‫چون روزهای مبارزه
با هیولاهام به سر رسیده

04:56.542 --> 04:58.529
‫خب ، شرایط اینه

04:58.529 --> 05:02.542
‫تا ساعت 2 میام بار «جک» تو جاده 59

05:02.542 --> 05:06.538
‫اگه تا 2:10 اونجا نبودی
‫این دفتر و استخون رو

05:06.538 --> 05:07.596
‫میندازم تو فاضلاب و میرم

05:07.596 --> 05:10.546
‫اون‌وقت باید لای آشغالای
فاضلاب دنبالش بگردی

05:10.546 --> 05:12.546
‫خب ، متأسفانه من درگیر کار دیگه‎‌ای هستم

05:12.546 --> 05:14.550
‫و «آلایژا» میاد اونجا و اگه احیانا

05:14.550 --> 05:17.517
‫دیرش شد توصیه می‌کنم
یه‌کم صبور باشی

05:17.517 --> 05:19.508
‫و یه آبجو بزنی

05:19.508 --> 05:22.554
‫وگرنه چندتا هیولای دیگه میان سراغت

05:26.517 --> 05:28.500
لطفاً نرو

05:28.500 --> 05:31.508
«تنها هدف از رفتن‌ـت پیش «وینسنت
این بود که

05:31.508 --> 05:33.550
‫نیاکان رو بیاری طرفمون
‫استخون‌ها رو پیدا کنیم

05:33.550 --> 05:36.512
...جلوی «هالو» رو بگیریم که نتونه -
‫- چرا داری این‌کار رو می‌کنی؟

05:36.512 --> 05:37.588
‫چون ازم خواستن این‌کار رو بکنم

05:37.588 --> 05:39.575
‫جز من کی می‌خواد بره؟ تو؟

05:39.575 --> 05:42.571
‫تو گلوی 4تا جادوگر رو پاره کردی

05:42.571 --> 05:44.533
‫این‌کار ضروری بود

05:44.533 --> 05:46.525
‫جداً؟ ضروری بود؟

05:46.525 --> 05:50.596
‫چون ظاهراً همیشه واسه کارهای وحشتناک
‫یه ضرورت و بهونه‌ای هست

05:50.596 --> 05:53.512
‫ما تو جنگ با موجودی هستیم
‫که درک درستی ازش نداریم

05:53.512 --> 05:54.554
‫مسئله همینه

05:54.554 --> 05:58.529
‫ما سر از این موجود درنمیاریم
‫یا اینکه چطور جلوش رو بگیریم

05:58.529 --> 06:00.592
‫ولی مطمئناً کمک نیاز داریم

06:00.592 --> 06:02.554
‫و منم میرم کمک بیارم

06:04.558 --> 06:07.558
‫راست میگه

06:07.558 --> 06:09.575
‫ما متحد نیاز داریم

06:09.575 --> 06:11.583
‫حالا که ما میریم از ارواح بومی
‫درخواست کمک کنیم

06:11.583 --> 06:13.550
‫تو و «مارسل» باید دوست بشین

06:13.550 --> 06:14.596
‫ببخشید؟

06:14.596 --> 06:17.500
‫ما تو یه مسابقه واسه پیدا کردن
استخون‌ها هستیم

06:17.500 --> 06:18.546
‫«مارسل» شهر رو خوب می‌شناسه

06:18.546 --> 06:20.529
‫اون دشمن دشمن ماست

06:22.500 --> 06:25.508
‫ببین ، شاید وقتش باشه که
‫کدورت‌ها رو کنار بذاریم

06:25.508 --> 06:27.500
‫تا اینکه بیشتر باهاشون دشمنی کنیم

06:32.588 --> 06:35.554
‫امروز یه اولویت داریم

06:35.554 --> 06:38.542
‫باید جلوی «هالو» رو از بدست آوردن
‫2تا استخون باقیمونده بگیریم

06:38.542 --> 06:41.525
مایکلسون»ها یکیش رو دراختیار دارن»
‫«هالو» هم یکیش رو داره

06:41.525 --> 06:43.583
‫برای همینم هست که باید سراغش
‫رو از همه‌ی عقیقه‌فروش‌ها

06:43.583 --> 06:47.567
‫سمساری‌ها و مورخ‌های محلی بگیریم
‫تا تیکه‌های نهایی رو به چنگ بیاریم

06:47.567 --> 06:50.542
‫اگه این روح پلید قبل از ما دستش
به استخون برسه

06:50.542 --> 06:53.504
‫کشتنش غیرممکن میشه

06:53.504 --> 06:56.500
‫این جادوی باستانیه
‫محفل‌ها نمی‌تونن جلوش رو بگیرن

06:56.500 --> 06:57.550
‫ولی این شهر ماست

06:57.550 --> 06:59.567
‫هر کاری لازم باشه انجام میدیم
‫یا هر کی رو لازمه می‌کشیم

06:59.567 --> 07:01.525
‫تا ازش محافظت کنیم

07:01.525 --> 07:04.546
‫ما یه صلح 5 ساله داشتیم و من می‌خوام

07:04.546 --> 07:09.542
‫همین صلح رو هم ادامه بدیم
ولی به کمکتون نیاز دارم ‫. باشه؟

07:09.542 --> 07:11.562
‫حالا برید و پیداشون کنین

07:20.579 --> 07:23.529
‫همه‌جا رو دنبالت بودم

07:23.529 --> 07:28.521
‫خوشحالم که نگرانم بودی
‫ولی یه کاری داشتم

07:28.521 --> 07:31.542
‫«کلاوس» گفت سعی داشتی
‫آزادم کنی

07:31.542 --> 07:35.567
‫اینم گفت که دوست‌ـت «دومنیک»
‫به «هالو» خدمت می‌کرد

07:35.567 --> 07:39.508
‫فقط برای نجات تو
‫با «دومنیک» یه قراری گذاشتم

07:39.508 --> 07:41.508
‫حالا که برگشتی

07:41.508 --> 07:46.579
‫دوست دارم ببینم چطور میشه مشکلاتمون
رو یک‌بار و برای همیشه ‫پایان بدیم

07:53.646 --> 07:54.679
‫ساکته

07:54.679 --> 07:56.662
‫معلومه که ساکته . یه تله‌ست

07:56.662 --> 07:58.683
‫- این رو که نمیشه مطمئن بود
‫- جادوگرهای «نیو اورلانز»

07:58.683 --> 08:01.654
‫به مدت 3 قرن از خانواده‌ام
‫نفرت داشتن

08:01.654 --> 08:02.654
‫معلومه که یه تله‌ست

08:02.654 --> 08:04.646
‫محفل از هم‌نوعش محافظت می‌کنه

08:04.646 --> 08:07.608
‫الان «هوپ» یکی از اوناست
‫اون بخشی از میراثشونه

08:07.608 --> 08:10.608
‫«هوپ» به گفته یه فالگیر محله فرانسوی
‫یه جادوگر متفاوته

08:10.608 --> 08:12.658
‫و حالا که بحثش شد
‫باید بگم 7 سالشه

08:12.658 --> 08:15.617
‫اگه کسی بخواد باهاش حرف بزنه
‫باید ازم اجازه بگیره

08:15.617 --> 08:17.658
‫وقتی با پسرها قرار عاشقونه بذاره
‫قیافه‌ات دیدنی میشه

08:17.658 --> 08:19.658
‫متشخصانه رفتار می‌کنم

08:19.658 --> 08:22.675
‫و اگه معشوقه‌هاش از نظرم
واجد شرایط باشن

08:22.675 --> 08:25.642
‫مجبورشون می‌کنم کشیش بشن

08:27.650 --> 08:30.671
«ببین . دخترهای «درو

08:30.671 --> 08:34.604
‫به گمونم از طرف نیاکان‌تون حرف میزنید

08:34.604 --> 08:35.696
‫اومدیم که مطمئن بشیم برای جنگ نیومدی

08:35.696 --> 08:37.617
‫خب ، این به شما بسته‌ست ، نه؟

08:37.617 --> 08:38.642
‫ما نمی‌خوایم بجنگیم

08:38.642 --> 08:40.642
‫اومدیم که یه معامله‌ای پیشنهاد بدیم

08:42.654 --> 08:45.617
‫هر چند که برادرت 4تامون رو کشت

08:45.617 --> 08:47.642
‫پس بیا و وانمود نکنیم که دوستیم

08:47.642 --> 08:50.646
‫لطفاً اینطور در نظر بگیرید که
‫ظاهرسازی‌های دوستانه رو بیخیال شدیم

08:50.646 --> 08:53.675
‫نیاکان کجان؟

08:53.675 --> 08:57.638
‫مطمئنم افرادت استخون‌ها رو پیدا می‌کنن

08:57.638 --> 09:01.638
‫به اجبار یا متقاعدسازی‌های دیگه

09:01.638 --> 09:04.621
‫البته . فقط زمان می‌طلبه

09:04.621 --> 09:06.654
‫که البته این یه مورد رو نداریم

09:08.625 --> 09:10.654
‫اینجا چی‌کار داری؟

09:10.654 --> 09:11.667
‫باید حرف بزنیم

09:14.621 --> 09:16.621
‫اگه میشه تنهامون بذار

09:16.621 --> 09:18.675
‫تنهامون بذار

09:20.658 --> 09:22.658
‫خلاصه‌اش کن

09:22.658 --> 09:24.646
‫به کمکت نیاز دارم

09:24.646 --> 09:26.667
‫چند ساعت دیگه با یه حرفه‌ای
‫قرار ملاقات دارم

09:26.667 --> 09:29.650
‫الان از «میستیک‌فالز» راه افتاده
‫و یکی از استخون‌ها و یه وسیله

09:29.650 --> 09:31.667
‫برای پیدا کردن یه استخون دیگه میاره

09:31.667 --> 09:34.658
‫بین ما 3تا من و تو باید اون استخون‌ها
‫رو تا غروب بدست بیاریم

09:34.658 --> 09:38.654
‫چرا باید بهت اعتماد کنم یا اصلاً
چرا تو باید به من اعتماد کنی؟

09:38.654 --> 09:40.650
‫اعتماد ندارم

09:40.650 --> 09:44.617
‫ولی چرا بذاریم کدورت‌های قبلی
‫مانع هدف مشترکمون بشن؟

09:46.608 --> 09:48.600
‫یه پیشنهاد دارم

09:53.662 --> 09:55.692
‫تو باهام بیا

09:55.692 --> 09:58.650
‫منم تنها اسلحه‌ای رو که می‌تونه
‫جونت رو بگیره بهت میدم

10:13.148 --> 10:14.263
‫ما به خون‌تون نیاز داریم

10:14.629 --> 10:16.673
‫خنده‌دارـه . نشنیدم بگی "لطفاً"

10:16.673 --> 10:20.603
‫اگه جواب می‌خواید باید
به نیاکان هدایت‌ـتون کنیم

10:20.603 --> 10:22.634
...‫- ولی از اونجایی که جادوگر نیستین
‫- باید قوانین رو کمی منعطف کنیم

10:22.634 --> 10:25.606
‫- چطوری؟
‫- با یه راه گریز ساده

10:25.606 --> 10:27.601
‫شما هردوتون به خون یه جادوگر
نیو اورلانز»ـی متصل هستین»

10:27.601 --> 10:30.578
‫می‌تونیم از اون اتصال به بچه‌تون
‫برای یه طلسم استفاده کنیم

10:30.578 --> 10:32.148
‫و شما رو به گفتگویی با مردگان متصل کنیم

10:47.568 --> 10:49.626
‫چرا یه حسی بهم میگه
‫یه چیزی رو بهم نمیگین؟

10:49.626 --> 10:52.597
‫فقط یه مسئله...دردتون میاد

11:04.617 --> 11:07.556
‫حالا میشه ازشون عصبانی باشم؟

11:07.556 --> 11:09.563
‫بعداً عصبانی شو

11:09.563 --> 11:11.598
‫بالاخره اومدیم
‫شاید بتونیم یه جواب‌هایی هم بگیریم

11:11.598 --> 11:15.620
‫پس باید باید توی این برزخ تنگ و تاریک
‫ول بچرخیم ‫تا ارواح گمشده رو پیدا کنیم؟

11:22.620 --> 11:25.532
‫مطمئن نبودم بیاین

11:25.532 --> 11:27.573
‫خب ، من پر از غافلگیری هستم

11:27.573 --> 11:30.533
‫امیدوارم ما رو دست خالی
از این سفر نفرستی

11:32.545 --> 11:35.566
در واقع می‌خوام همین کار رو بکنم

11:37.561 --> 11:41.541
‫و شما باید به تک‌تک حرفام گوش کنین

11:41.541 --> 11:44.575
‫چون در حال حاضر من تنها کسی هستم
‫که بین شما و «هالو» وایساده

11:53.595 --> 11:56.584
‫از «کول» چه خبر؟
‫اینجا جز «نیو اورلانز» چیزی رو نمیشه دید

11:56.584 --> 11:58.579
‫به گمونم در حال حاضر در حال قدم زدن

11:58.579 --> 12:00.577
‫در ساحل «ریویرا»ـی فرانسه باشه
‫ولی مطمئنم وقتی بهش بگم

12:00.577 --> 12:02.571
‫چقدر خوب موندی برمیگرده

12:02.571 --> 12:04.541
‫- مرگ بهت میاد
‫- خفه‌شو

12:04.541 --> 12:06.526
‫با کمال میل البته وقتی اون یه چیزی

12:06.526 --> 12:08.538
‫بهمون بگه که سودمند باشه
‫چون تا جایی که یادمه

12:08.538 --> 12:10.543
‫وقتی «فِرِیا» اون رو به این جای
‫تاریک و خسته‌کننده فرستاد

12:10.543 --> 12:12.550
‫دوستش می‌خواست تیکه‌تیکه‌اش کنه

12:12.550 --> 12:14.566
‫می‌خوای «هالو» رو شکست بدی
‫منم همین رو می‌خوام

12:14.566 --> 12:16.551
‫نیاکان هم همین رو می‌خوان

12:16.551 --> 12:18.545
‫ولی قبلش باید بدونین با چی طرفید

12:21.506 --> 12:24.516
1000سال قبل از اینکه این شهر
‫پیدا بشه شروع شد

12:24.516 --> 12:27.522
2تا قبیله دشمن تصمیم گرفتن متحد بشن

12:27.522 --> 12:31.515
‫فکر می‌کردن با اتحاد و صلح ‫به
عصر جدیدی از سازش وارد میشن

12:34.483 --> 12:36.472
‫ازدواجی صورت گرفت

12:36.472 --> 12:38.488
2تا جادوگر قدرتمند به وصال هم در اومدن

12:38.488 --> 12:39.553
‫تا یه محفل واحد به‌وجود بیارن

12:50.554 --> 12:52.542
‫یه عروسی تشریفاتی

12:52.542 --> 12:55.469
«مثل همون عروسی که من و «جک
‫واسه اتحاد گله‌مون داشتیم

12:55.469 --> 12:57.552
‫بذار حدس بزنم
مشکلی پیش اومد

12:57.552 --> 13:00.525
‫اون زوج بچه‌دار شدن

13:09.492 --> 13:14.442
‫برای 9 ماه بزرگان قبیله
‫به مادر بچه سر میزدن

13:14.442 --> 13:17.457
‫از جادو استفاده می‌کردن تا
‫بچه‌شون قدرت عظیمی بدست بیاره

13:17.457 --> 13:23.492
‫به این امید که این نوزاد
سمبل موفقیتشون بشه

13:36.091 --> 13:38.811
‫ولی نمیدونستن چی به دنیا آوردن

13:44.425 --> 13:46.444
«اسم دختره رو گذاشتن «اینادو

13:46.444 --> 13:49.459
‫طولی نکشید فهمیدن که اون قدرتمندتر
از ‫اونیه که بتونن تصور کنن

13:55.429 --> 13:57.503
‫اون هنوز هم عطشی وحشتناکی
‫به قدرت بیشتر داشت

13:57.503 --> 14:00.434
‫و اینطوری بود که «هالو» زاده شد

14:00.434 --> 14:03.448
‫خب ، داستان دورهمی خیلی ترسناکی گفتی

14:03.448 --> 14:05.475
‫ولی چطوری بکشیمش؟

14:05.475 --> 14:09.463
‫متوجه نیستی ‫. نمی‌تونین

14:24.931 --> 14:28.935
‫خوبه که با ماشین اسپورت آلمانی اومدیم

14:28.935 --> 14:31.896
‫این رو تویی که کت‌شلوار
‫5هزاردلاری می‌پوشی میگی

14:31.896 --> 14:33.903
‫9هزار البته اگه دقیقش رو بخوای

14:33.903 --> 14:35.958
‫من که از پشت کوه نیومدم

14:35.958 --> 14:38.940
‫خیلی‌خب ، ببین
‫بهتره این حرفه‌ایت موفق بشه بیاد

14:38.940 --> 14:40.951
‫وگرنه یعنی زمانی رو که کم داریم
‫تلف کردیم

14:40.951 --> 14:42.937
‫خیلی بهم برخورد «مارسل»
‫من رو باش که فکر می‌کردم

14:42.937 --> 14:44.889
‫باهم به یه ماجراجویی به شدت جالب اومدیم

14:44.889 --> 14:46.925
‫خیال می‌کنی خیلی بامزه‌ای ، نه؟

14:46.925 --> 14:51.905
‫تنها دلیلی که من رو به این سفر آوردی
واسه این بود که مواظبم باشی

14:51.905 --> 14:57.862
‫- بچه‌داری کنم
نذاری قدرتم بیوفته دست «هالو» ، نه؟ -

14:57.862 --> 15:00.363
‫راستش همیشه تو فکر اینی که
‫به طریقی از خانواده‌ات محافظت کنی

15:00.364 --> 15:03.383
‫حداقل «کلاوس» این رو صادقانه نشون میده
‫ولی تو با اون

15:03.383 --> 15:05.373
‫ادب و کت‌شلوار و دستمال گردنت نه

15:05.374 --> 15:06.446
‫می‌خوای چی‌کار کنم؟

15:12.907 --> 15:14.138
‫ما در خطریم

15:14.139 --> 15:16.588
‫این رو میدونم و اینم میدونم که
‫چطوری با خطرات مقابله می‌کنی

15:16.589 --> 15:19.622
5سال پیش که قلبم رو دریدی
‫این رو واضح نشون دادی

15:19.980 --> 15:21.210
‫و محض اینکه الان قضیه رو روشن کنم

15:21.211 --> 15:24.183
‫باید بگم هیچ‌وقت تو رو
به‌خاطرش نمی‌بخشم

15:24.930 --> 15:26.449
‫ازت انتظار ندارم من رو ببخشی

15:30.643 --> 15:32.652
قطعاً منم خودم رو نمی‌بخشم

16:08.603 --> 16:10.643
‫ماشینت خراب شده؟

16:10.643 --> 16:13.638
‫آره . اعصابم رو به‌هم ریخته

16:13.638 --> 16:15.600
‫یهو خراب شد

16:15.600 --> 16:17.559
‫اگه نمی‌خوای تو هم
به وضع ماشین دچار بشی

16:18.565 --> 16:19.582
‫استخون رو بهم بده

16:19.582 --> 16:23.571
‫راستش شرمنده
قبل تو یکی دیگه خواسته

16:23.571 --> 16:25.588
‫و تازه خیلی عوضیه

16:36.596 --> 16:38.517
‫چرا می‌خندی؟

16:38.517 --> 16:40.535
‫چون من یه چیزی میدونم
‫که تو نمیدونی

16:41.573 --> 16:43.504
‫که چی باشه؟

16:43.504 --> 16:44.569
‫ماشین رو پر از «سی-4» کردم

16:49.540 --> 16:52.480
‫اگه این موجود اینقدر قدرتمنده
‫که نمیشه نابودش کرد

16:52.480 --> 16:54.495
‫چرا ما رو به اینجا کشوندی؟
‫چرا اینا رو بهمون گفتی؟

16:54.495 --> 16:56.513
‫نیاکان می‌خواستن بدونید

16:56.513 --> 17:00.481
‫لطفاً به نیاکان بگو ‫که
اونا خیلی وقتم رو تلف کردن

17:00.481 --> 17:01.524
1000سال عمر کردم

17:01.524 --> 17:03.513
‫ولی هیچ‌وقت با چیزی مواجه نشدم
‫که نشه کشتش

17:03.513 --> 17:06.470
‫ما این شبح رقت‌انگیز رو هم شکست میدیم

17:06.470 --> 17:08.533
‫تقصیر قبیله‌اش بود ‫که
به این هیولا تبدیل شد

17:08.533 --> 17:10.476
‫خانواده‌اش باید جلوش رو می‌گرفت

17:10.476 --> 17:11.524
‫خیال می‌کنی سعی نکردن؟

17:11.524 --> 17:14.452
‫تنها چیزی که می‌خواستن
‫باطل کردن جادوشون بود

17:15.517 --> 17:17.510
‫ولی این تازه شروعِ پایان بود

17:17.510 --> 17:21.432
‫با گذر زمان که بزرگتر شد
‫قدرتش هم بیشتر شد

17:21.432 --> 17:23.479
‫«اینادو» از همه‌ی اشکال زندگی
‫تغذیه کرد

17:23.479 --> 17:25.492
‫عطش‌ـش سیر نشدنی داشت

17:25.492 --> 17:28.499
‫ترسی که به دل دیگران انداخته بود
رو دوست داشت

17:28.499 --> 17:33.413
‫مردمش اون رو بی‌رحم
‫بی‌احساس و پوچ میدونستن

17:33.413 --> 17:36.432
‫تا اینکه به این صفات تبدیل شد

17:36.432 --> 17:39.457
‫کم‌کم اون رو با صفت اصلیش صدا زدن

17:39.457 --> 17:42.473
‫«هالو»

17:42.473 --> 17:44.433
‫همه‌شون رو کشت

17:44.433 --> 17:48.445
‫نه به‌خاطر اینکه بهش صدمه زده
‫یا اذیتش کرده بودن

17:48.445 --> 17:50.421
‫به‌خاطر لذتش این‌کار رو کرد

17:50.421 --> 17:54.381
‫خب ، راستش رو بخوای
‫همه روزهای بدی داریم

17:54.381 --> 17:56.413
‫- فکر می‌کنی خنده‌دارـه؟
‫- نه ولی با این حرفات

17:56.413 --> 17:58.375
‫ما رو گرفتی . شاید بتونی
‫بخشی از داستان رو

17:58.375 --> 18:00.434
‫که به دردمون می‌خوره بگی

18:00.434 --> 18:02.449
‫می‌خوای «هالو» رو شکست بدی؟

18:02.449 --> 18:05.364
‫اون فقط یه نقطه‌ضعف داره

18:05.364 --> 18:07.364
‫توجهم رو جلب کردی

18:07.364 --> 18:08.421
‫چیه؟

18:11.366 --> 18:14.348
‫تو

18:14.348 --> 18:15.910
‫تو تنها شانسی هستی که داریم

18:17.343 --> 18:18.387
‫این یعنی چی؟

18:18.387 --> 18:20.410
‫از حرف زدن با تو خسته شدم

18:24.327 --> 18:25.397
‫«دِوینا»؟

18:25.397 --> 18:28.358
‫«دِوینا»

18:46.885 --> 18:52.467
‫ممنون که اومدین ‫وگرنه باید این
راه دراز تا «میستیک‌فالز» رو میرفتم

18:52.517 --> 18:54.343
‫نگو که این همون آدم حرفه‌ایته

18:55.301 --> 18:56.339
‫چه اتفاقی افتاد؟

18:56.839 --> 18:59.767
‫خب ، گذشته از خسارتی که
‫به ماشین کرایه‌ایم وارد شد

18:59.767 --> 19:02.446
‫یکی از اون جادوگر-خون‌آشام‌هایی که
‫اومد استخون رو ازم بگیره ترکوندم

19:02.446 --> 19:03.528
‫چه شکلی بود؟

19:03.528 --> 19:05.489
‫موهای خرمایی

19:05.489 --> 19:08.428
‫خوشگل ، تاپ توری

19:08.428 --> 19:10.473
‫کت سیاه ، چشمای درخشان آبی

19:11.504 --> 19:13.478
«سوفیا»

19:13.478 --> 19:16.424
‫«هالو» داخل «سوفیا»ست
‫و احتمالاً داره ازش استفاده می‌کنه

19:16.424 --> 19:17.464
‫یا از همه‌مون داره استفاده می‌کنه

19:17.464 --> 19:19.405
‫باید یه راهی برای نجاتش پیدا کنیم

19:19.405 --> 19:20.432
‫یا اون رو از این بدبختی خلاص کنیم

19:20.432 --> 19:22.470
‫شرمنده . چی گفتی؟
‫درست شنیدم؟

19:22.470 --> 19:25.394
‫درسته . این راه و روش «مایکلسون»ـه ، نه؟

19:25.394 --> 19:27.416
‫آخه وقتی میشه کسی رو کشت
‫چرا نجاتش بدین؟

19:27.416 --> 19:30.396
‫هی ، منم مثل این آقا از دعوا خوشم میاد

19:30.396 --> 19:33.425
‫ولی می‌خواید اینجا وایسید و در مورد
یه ‫استخون انگشت غر بزنید یا می‌خواید

19:33.425 --> 19:35.392
‫در مورد سرنخی که شاید ما رو به
‫بقیه استخون‌ها برسونه بحث کنید؟

19:35.392 --> 19:39.357
‫من دفتر ثبت رو نگاه کردم و اسم
«یه خونواده رو دیدم . «دل روبلِز

19:39.357 --> 19:41.381
‫نسلشون 10 سال پیش به سرانجام رسید

19:41.381 --> 19:42.421
«و طبق دفتر ثبت «لاک‌وود

19:42.421 --> 19:45.392
‫یه نفر از اعضای اون خانواده با یکی
از ‫اون استخون‌های مخفی دفن شده

19:45.392 --> 19:47.397
‫کجا؟

19:47.397 --> 19:49.395
«قبرستون «بِلَک کِلِی» در «ترمه

19:49.395 --> 19:52.367
خب ، «سوفیا» از ما جلوتره -
وایسا . وایسا . وایسا -

19:52.367 --> 19:54.330
‫اون قبرستون به‌خاطر سیل زیاد منتقل شد

19:54.330 --> 19:56.358
‫جسدها به 2تا مکان جدا از هم منتقل شدن

19:56.358 --> 19:57.406
‫دارها و ندارها

19:57.406 --> 19:59.383
‫«دل روبلِز» از طبقه اشراف بودن

19:59.383 --> 20:02.302
‫خب ، این یعنی سردابشون به
‫کلیسای «سِینت ایلبی» منتقل شده

20:02.302 --> 20:06.309
‫باید جالب باشه ولی میشه سر راه
من رو به بیمارستان برسونید؟ ‫ممنون

20:08.924 --> 20:10.336
‫این دیگه چه کوفتیه؟

20:10.788 --> 20:12.678
‫برای جلوی «هالو» رو گرفتن
‫این‌کار نیاز بود

20:12.679 --> 20:15.304
به «کلاوس» نیاز داریم -
‫- نه «هِیلی» . فقط به تو نیاز داریم

20:15.675 --> 20:17.628
‫منظورت چیه؟

20:17.628 --> 20:20.626
‫همه‌ـش مربوط به نسله

20:20.626 --> 20:22.651
‫این تنها چیزیه که علیه اون
‫جواب میده

20:25.155 --> 20:28.172
‫وقتی شیطان درونش غیرقابل‌تحمل شد

20:28.172 --> 20:32.111
‫قبیله‌ها متحد شدن تا شکستش بدن

20:46.224 --> 20:49.271
‫بزرگان قبیله تونستن با اتصالات عرفانی
‫اون رو بگیرن

20:51.272 --> 20:55.445
‫ولی حتی با اون‌همه قدرت
‫«اینادو» خیلی قدرتمندتر بود

20:55.445 --> 20:58.299
‫به‌نظر میرسید مرگ تنها راه‌حل باشه

20:59.267 --> 21:02.252
4تا از قدرتمندترین بزرگان

21:02.252 --> 21:09.149
‫هر کدوم بخشی از قدرتشون رو
‫به یک تبر قدرتمند آغشته کردن

21:10.179 --> 21:12.151
وقتی اسلحه آماده شد

21:13.221 --> 21:16.223
‫این وظیفه رو به مادرش بسپرن

21:16.223 --> 21:19.136
‫یعنی کسی که به «اینادو» زندگی بخشید

21:19.136 --> 21:22.134
‫کسی باشه که زندگیش رو می‌گیره

21:24.169 --> 21:27.173
‫ولی قبل از اینکه بتونه بچه‌اش رو بکشه

21:27.173 --> 21:29.167
اینادو» یه طلسم نهایی انجام داد»

21:33.083 --> 21:35.457
‫طلسمی که از مرگش قدرت می‌گرفت

21:38.147 --> 21:41.055
‫یه نفرین برای همه‌ی کسایی که
‫اون شب اونجا حضور داشتن

21:43.061 --> 21:45.048
‫اونا رو به ماه کامل متصل کرد

21:45.048 --> 21:47.115
‫تا 1بار در ماه به هیولاهایی تبدیل بشن

21:47.115 --> 21:49.067
‫که قبلاً اون رو شکار می‌کردن

22:01.035 --> 22:04.064
‫«هالو» نفرین گرگینه رو به‌وجود آورد

22:06.024 --> 22:08.035
‫تو نفرین هلال ماه رو داری

22:08.035 --> 22:11.030
‫اونم همینطور

22:11.030 --> 22:14.955
‫و مادرش ‫که وقتی نفرین شد
اولین گرگینه شد

22:14.955 --> 22:16.962
‫بقیه که فرار کردن

22:16.962 --> 22:18.984
‫به 6تا گرگینه دیگه‌ای که
‫می‌شناسی تبدیل شدن

22:18.984 --> 22:21.020
‫ولی نسل تو بود که آغازگر همه‌ـش بود

22:21.020 --> 22:23.991
‫و فقط نسل توئه که هنوز
‫قدرتی علیه «هالو» داره

22:23.991 --> 22:26.980
‫برای همین بود «لابونیر»ها رو شکار می‌کرد

22:26.980 --> 22:29.901
‫«هالو» ازت می‌ترسه

22:29.901 --> 22:30.943
‫می‌خواد تو رو بکشه

22:30.943 --> 22:34.895
و اگه بمیری فقط
یه «لابونیر» می‌مونه

22:34.895 --> 22:35.950
‫«هوپ»

22:35.950 --> 22:38.897
‫تو می‌تونی از دخترت محافظت کنی «هِیلی»

22:38.897 --> 22:40.891
‫ولی باید بهم اعتماد کنی

22:52.847 --> 22:53.918
‫اینم از سرداب «دل روبلِز»

22:59.860 --> 23:03.814
‫ظاهراً با توجه به تعداد جنازه‌ها
‫باید هزاران استخون رو برسی کنیم

23:06.832 --> 23:09.855
‫"قلب‌های ما همیشه از این سرزمین
‫دفاع خواهند کرد"

23:09.855 --> 23:11.823
به‌نظر یه‌جور سرنخ باشه

23:11.823 --> 23:12.818
‫بریم تو کارش

23:16.796 --> 23:19.812
‫نیاکان نمی‌تونن «هالو» رو پیدا کنن
‫این یعنی اون میزبان برگزیده‌ست

23:19.812 --> 23:23.750
‫اگه بتونی پیداش کنی
‫می‌تونی باهاش مقابله کنی

23:23.750 --> 23:25.751
‫خون‌ـت نقطه‌ضعف اونه
‫پس ازش استفاده کن

23:25.751 --> 23:27.771
‫وقتی روحت آزاد بشه
‫می‌تونم از «کلاوس» استفاده کنم

23:27.771 --> 23:29.739
‫تا طلسمی انجام بدم که
‫«هالو» رو تا ابد زندانی نگه داره

23:34.777 --> 23:37.722
‫یادت باشه «هِیلی» . اگه بهم اعتماد نکنی
‫این‌کار جواب نمیده

23:50.727 --> 23:52.663
‫میدونین که چی‌کار کنین

24:13.630 --> 24:16.646
‫«مارسل»

24:16.646 --> 24:19.629
«اولیویا تیئِرا دل روبلِز»

24:20.637 --> 24:23.628
تیئِرا» یعنی سرزمین»

24:23.628 --> 24:26.564
‫همونی که تمامی قلب‌ها ازش
‫دفاع خواهند کرد

24:27.612 --> 24:29.582
‫برو کنار

24:35.542 --> 24:38.576
‫و اینم از استخون ما

24:45.010 --> 24:46.032
‫اون رو بهم بده

24:46.032 --> 24:47.965
‫فکر نکنم

24:47.965 --> 24:49.015
‫تکرار نمی‌کنم

24:49.015 --> 24:50.964
‫همین الانشم یه استخون رو دارین

24:50.964 --> 24:53.969
‫عقل این رو میگه که اونا رو
‫جدا از هم نگه داریم

24:53.969 --> 24:57.923
‫در اختیار متحدی باشه که بهش اعتماد داری

24:57.923 --> 25:00.965
‫پس به گمونم باید بهم اعتماد کنی «آلایژا»

25:05.932 --> 25:08.893
‫من به هیچ‌کس اعتماد ندارم

25:08.893 --> 25:10.873
‫مراقب باش «آلایژا»

25:10.873 --> 25:12.870
‫کم‌کم صورت واقعی‌ـت رو داری نشون میدی

25:13.899 --> 25:17.810
‫همیشه دم از هدف والاتر میزنی
‫ولی وقتی نوبت به عمل میرسه

25:17.810 --> 25:20.828
‫همیشه سمبلی از کسی هستی
‫که خشونت‌آمیز واکنش نشون میده

25:20.828 --> 25:22.854
‫همیشه و تا ابد

25:40.751 --> 25:42.797
‫امان از شما مردها و رجز خوندنتون

25:42.797 --> 25:46.738
‫باید بهتر بدونین

25:46.738 --> 25:49.754
‫هر چی نباشه جایزه‌تون مال منه

25:59.907 --> 26:02.860
‫«سوفیا» ، میدونم هنوزم اون تویی

26:03.360 --> 26:05.334
‫درسته

26:05.334 --> 26:08.334
‫روحی قوی که در داخل پوسته‌ای
‫در حال مرگ در تکاپوئه

26:08.334 --> 26:11.369
‫ولی مثل همه‌تون اصلاً
باهام قابل مقایسه نیست

26:11.369 --> 26:13.324
‫برای آخرین‌بار میگم

26:13.324 --> 26:15.278
‫چیزی که دنبالشم رو بهم بدین

26:15.278 --> 26:17.303
‫- بیا بگیرش
‫- عادلانه‌ست

26:17.303 --> 26:20.249
‫البته اگه برای مرگ آماده باشید

26:25.245 --> 26:28.286
‫حالا وقت پایان بازی فرا میرسه

26:28.286 --> 26:30.215
‫هنوز نه

26:33.704 --> 26:34.786
‫با «هِیلی» چی‌کار کردی؟

26:34.786 --> 26:36.750
‫فرستادمش که همه‌مون رو نجات بده

26:36.750 --> 26:38.701
‫جداً؟

26:38.701 --> 26:41.723
‫یا می‌خوای اینطوری انتقام بگیری
‫که من رو اینجا نگاه داری؟

26:41.723 --> 26:43.705
‫انتقام برام مهم نیست

26:43.705 --> 26:46.675
‫من یه جادوگر «نيو اورلانز»ـی هستم
‫و از خونه‌ام محافظت می‌کنم

26:48.143 --> 26:50.637
‫نه فقط برای خودم بلکه برای دختر تو هم

26:50.637 --> 26:51.682
‫- پس آزادم کن
‫- نه

26:51.682 --> 26:52.714
‫اینجا بهت نیاز دارم

26:52.714 --> 26:56.625
‫راستش الان همون مشکلی رو داریم
‫که قبیله مرتکب شد

26:56.625 --> 26:59.642
‫بعد از اینکه قبیله «اینادو» رو کشت
روحش قدرتمندتر شد

26:59.642 --> 27:01.609
‫اونا رو روح‌زده کرد

27:01.609 --> 27:02.647
‫همون نورهای آبی

27:02.647 --> 27:04.629
‫بله

27:04.629 --> 27:07.569
‫اونا جسدش رو سوزوندن

27:07.569 --> 27:09.579
‫ولی همه‌ی اعضاش رو نمی‌شد سوزوند

27:09.579 --> 27:12.543
‫تا وقتی که اون اعضا کنار هم بودن
قدرتش بیشتر و بیشتر می‌شد

27:12.543 --> 27:18.601
‫استخون‌های فناناپذیر بین 4تا
‫خانواده تقسیم شد

27:25.481 --> 27:28.477
‫وظیفه‌شون این بود که استخون‌ها
‫رو جدا از هم نگه دارن

27:28.477 --> 27:32.503
‫تا هیچ‌وقت نتونن دوباره کنار هم قرار بگیرن

27:39.437 --> 27:42.440
‫حالا که آزاد شده تا وقتی همه‌ی اون
‫استخون‌ها رو جمع نکنه دست‌بردار نیست

27:42.440 --> 27:45.491
خب پس اون رو به همون زندونی برگردون
‫که این چند 1000 سال توش بوده

27:45.491 --> 27:47.448
‫حتماً

27:50.382 --> 27:51.470
‫تو برای همین اینجایی

28:03.334 --> 28:06.347
‫خون من دردت میاره ، نه؟

28:11.318 --> 28:15.309
‫هر کی که گفته چطور نابودم کنی
‫یه چیزی رو یادش رفته بهت بگه

28:15.309 --> 28:18.326
‫برای به دام انداختن من
‫آزادی قدرت می‌طلبه

28:18.326 --> 28:22.326
‫قدرتی که از قربانی کردن
یک ‫فناناپذیر آزاد میشه

28:22.326 --> 28:27.288
‫پس از قدرت من جذب می‌کنی
‫تا «هالو» رو زندانی کنی

28:27.288 --> 28:31.269
‫اون‌وقت تا کِی من باید نقش
‫باتری رو داشته باشم؟

28:31.269 --> 28:35.211
‫هنوز متوجه نیستی ، نه «کلاوس»؟

28:35.211 --> 28:37.235
‫تو باتری نیستی

28:37.235 --> 28:39.178
‫یه قربانی هستی

28:39.478 --> 28:40.563
‫بگو ببینم

28:40.563 --> 28:44.533
‫کدومتون می‌میره
‫تا جلوم رو بگیره؟

28:47.490 --> 28:49.463
‫هیچکی امروز نمی‌میره

28:49.463 --> 28:52.453
‫خب ، به گمونم دیگه کارمون اینجا تمومه

29:04.492 --> 29:05.822
‫حال‌ـت خوبه؟

29:07.275 --> 29:09.380
‫فکر کنم یکی می‌میره

29:10.950 --> 29:12.032
‫«کلاوس» پیش «دِوینا»ست

29:12.032 --> 29:13.417
‫وایسا ببینم . «دِوینا»؟

29:14.017 --> 29:18.956
‫نیاکان به یه قربانی نیاز دارن
‫تا برای همیشه «هالو» رو زندانی کنن

29:18.956 --> 29:20.923
‫«دِوینا» تردید نمی‌کنه

29:20.923 --> 29:23.898
خب ، باید بگم که شایان
ستایشه که فکر می‌کنی

29:23.898 --> 29:26.860
‫می‌تونی زندگیم رو بگیری
ولی وسیله‌اش رو نداری عزیزم

29:26.860 --> 29:29.848
‫«هالو» وسیله‌اش رو ساخته

29:29.848 --> 29:32.902
‫خارهای بوته رُزی که از
خون «مارسل» رشد کردن

29:32.902 --> 29:36.818
‫اون تنها چیزیه که نیاز دارم

29:36.818 --> 29:38.853
‫و قبلاً دخترهای «درو» رو فرستادم
‫که از اون بوته گیر بیارن

29:40.825 --> 29:43.819
‫وقتی برگردن ‫زمانت به سر میرسه

29:52.725 --> 29:53.786
‫پس برای زندانی کردن «هالو»
‫باید من رو بکشی؟

29:53.786 --> 29:55.739
‫متقاعدکننده‌ست ، نه؟

29:55.739 --> 29:57.696
‫من کمک کردم که اتصال
به نیاکان شکسته بشه

29:57.696 --> 29:58.751
‫اینطوری بود که «هالو» فرار کرد

29:58.751 --> 30:01.728
‫اگه می‌خوای کسی رو مقصر بدونی
‫من رو مقصر بدون . برام مهم نیست

30:01.728 --> 30:04.714
‫با مرگی آروم و درناک می‌میری

30:04.714 --> 30:09.670
‫متأسفم ولی نهایتش می‌تونم
‫کمی تحمل این درد رو برات راحت‌تر کنم

30:11.633 --> 30:12.619
‫«دِوینا»

30:21.577 --> 30:22.613
دِوینا» ، این‌کار رو نکن»

30:32.821 --> 30:34.831
‫باید همینجا بمونی

30:34.831 --> 30:36.815
‫هنوزم به‌خاطر اتفاقی که افتاد
‫«مایکلسون»‌ها رو مقصر میدونه

30:36.815 --> 30:38.774
‫رفتن تو شرایط رو بدتر می‌کنه

30:47.709 --> 30:49.703
‫«دِوینا»

30:55.614 --> 30:59.570
‫سعی نکن جلوم رو بگیری «مارسل»

30:59.570 --> 31:01.604
‫اگه «کلاوس» رو نکشم
اگه «هالو» رو زندانی نکنم

31:01.604 --> 31:03.530
‫میاد سراغ همه‌تون

31:03.530 --> 31:04.593
‫کل این شهر رو می‌سوزونه

31:04.593 --> 31:06.519
‫«دِوینا» ، خواهش می‌کنم

31:06.519 --> 31:08.500
‫«دِوینا» ، باید یه راه دیگه هم باشه

31:08.500 --> 31:09.504
‫نه

31:09.504 --> 31:12.481
‫فقط منتظر اسلحه بودم
...ولی الان که اینجایی

31:13.502 --> 31:16.422
‫متأسفم

31:16.422 --> 31:19.452
‫- ولی باید اون رو بکشی
‫- نه «دِوینا»

31:19.452 --> 31:21.411
‫اون اندازه 10 نفر عمر کرده
‫از سرش هم زیادیه

31:21.411 --> 31:23.427
‫نه . اون پدر «هوپ»ـه

31:23.427 --> 31:24.435
‫«هوپ» هنوز تو رو داره

31:24.435 --> 31:27.358
‫ولی اگه جلوی «هالو» رو نگیریم
هوپ» می‌میره»

31:28.417 --> 31:31.373
‫تو می‌تونی نجاتش بدی «مارسل»

31:31.373 --> 31:35.331
‫- و البته همه‌ی آدمای «نیو اورلانز» رو
‫- تمومش کن

31:35.331 --> 31:38.280
‫مسئله کدورت‌ـت نسبت به منه

31:38.280 --> 31:39.289
‫این مسئله به تو ربطی نداره

31:39.289 --> 31:40.320
‫مسئله یه قربانیه

31:40.320 --> 31:42.250
‫یک مرگ برای هدفی والاتر

31:42.250 --> 31:44.225
‫پس جون من رو بگیر

31:44.225 --> 31:45.236
‫- «آلایژا» ، نه
‫- نه

31:47.263 --> 31:49.241
...اگه واقعاً چاره‌ی دیگه‌ای نباشه

31:51.246 --> 31:52.241
‫پس همین الان تمومش کن

31:52.241 --> 31:53.635
‫نه ، نه

31:53.635 --> 31:54.715
‫نه . امروز هیچ‌کس نمی‌میره

31:54.715 --> 31:56.617
‫پس خودم انجامش میدم

31:56.617 --> 31:58.597
‫نه «دِوینا»

31:59.606 --> 32:00.587
‫«دِوینا»

32:18.038 --> 32:20.972
‫- «دِوینا» ، خواهش می‌کنم
‫- لازم نیست این‌کار رو بکنی

32:20.972 --> 32:22.914
‫متأسفم . تنها راهش همینه

32:28.918 --> 32:30.909
‫نه

32:32.911 --> 32:35.876
‫قول دادی کمک کنی
‫ولی کمک نمی‌کنی

32:35.876 --> 32:39.808
‫داری به ما صدمه میزنی
‫و من بهت اجازه نمیدم

33:25.507 --> 33:28.381
‫بابام گفت تو این چیزها رو مطالعه کردی

33:28.381 --> 33:30.406
‫آره . درسته

33:30.406 --> 33:34.313
‫توی دنیا چیزهای شگفت‌انگیز زیادی
‫برای مطالعه هست

33:34.313 --> 33:37.320
‫و حتی بعضی از اونا چیزهایی هستن
‫که نمی‌خوان به آدم صدمه‌ای بزنن

33:39.263 --> 33:40.268
‫چی تو دست‌ـته؟

33:41.945 --> 33:43.934
‫اینا برای آرامشه

33:44.929 --> 33:47.937
‫و این برای ثباته

33:48.137 --> 33:51.024
‫اینا باعث شکوفه دادن گل‌ها میشن

33:52.058 --> 33:54.940
‫اینا رو خودت یاد گرفتی؟

33:54.940 --> 33:57.930
‫خب ، من این رو تو یکی از کتاب‌های
‫عمه «فِرِیا» خوندم

33:57.930 --> 34:00.849
‫اون کمک می‌کنه یاد بگیرم

34:00.849 --> 34:03.779
‫ولی بعضی چیزها رو خودم یاد می‌گیرم

34:05.826 --> 34:09.728
‫خب ، این‌کارهات تحسین‌برانگیرـه

34:11.696 --> 34:13.663
‫اون دختر تحسین‌برانگیزیه

34:16.556 --> 34:20.520
‫از آشناییت خوشبختم
‫کوچیکترین «مایکلسون»

34:20.520 --> 34:22.487
‫بعداً می‌بینمت

34:26.405 --> 34:27.418
‫اونا واسه منن؟

34:28.411 --> 34:30.371
‫بعد از کاری که امروز کردی

34:30.371 --> 34:34.286
‫بابات به کل آدمای توی
آبنات‌فروشی نفوذ کرد

34:35.308 --> 34:37.298
‫به‌نظر بابا ناراحته

34:37.498 --> 34:42.353
‫فکر کنم می‌خواست امروز
‫خودش کسی باشه که یه کمکی می‌کنه

34:42.353 --> 34:44.349
‫ولی هردومون نظرمون یکیه

34:44.349 --> 34:46.312
‫تو خیلی کار شجاعانه‌ای کردی

34:46.312 --> 34:48.286
‫فقط پیش خودم فکر کردم که
‫اگه تو بودی چی‌کار می‌کردی

34:48.286 --> 34:52.158
‫همیشه میگی : اگه باهم باشیم

34:52.158 --> 34:53.204
‫هیچی نمی‌تونه بهمون صدمه بزنه

34:53.204 --> 34:55.137
‫همیشه و تا ابد

35:14.274 --> 35:16.257
‫به گمونم یه تشکر بهت بدهکارم

35:16.257 --> 35:20.157
«خب ، نرفتن به «ویرجینیا
‫برام کلی تشکره

35:20.157 --> 35:24.055
‫خب پس شاید بهتر باشه
بیخیال ‫تجدید خاطرات بشیم

35:24.055 --> 35:27.943
‫ببین ، یه نصیحت پدرانه بهت می‌کنم

35:27.943 --> 35:31.931
‫زیاد نمی‌تونی «هوپ» رو نگه داری

35:31.931 --> 35:36.770
‫و به گمونم میدونی که ‫من
و «کرولاین» یه مدرسه ساختیم

35:36.770 --> 35:38.715
‫جاییه برای بچه‌هایی که

35:38.715 --> 35:41.649
‫قدرت‌های ماوراءالطبیعه دارن
‫بچه‌هایی مثل «هوپ»

35:43.676 --> 35:46.579
2تا دخترمون اونجا یاد می‌گیرن

35:46.579 --> 35:50.468
‫یاد می‌گیرن برای انجام کارهای خوب
‫از قدرتشون استفاده کنن

35:50.468 --> 35:53.416
‫و هویتشون رو بدون ترس بپذیرن

35:56.382 --> 35:59.272
‫در اونجا همیشه به روی «هوپ» بازه

36:07.169 --> 36:10.064
‫سلامم رو به «میستیک‌فالز» برسون

36:45.033 --> 36:46.977
‫پیش خودت چی فکر می‌کردی؟

36:48.951 --> 36:50.873
‫نمی‌تونی بهم قول یه آینده رو بدی

36:50.873 --> 36:52.827
‫و بعدش خودت رو برای مرگ پیشنهاد بدی

36:52.827 --> 36:54.787
‫بقاء لازمه‌اش فداکاریه

36:54.787 --> 36:56.767
‫همیشه یه راه دیگه‌ای هست «آلایژا»

36:56.767 --> 36:57.731
‫برای راه دیگه‌ای وقت نداریم

36:57.731 --> 36:59.620
‫خب ، «هوپ» تازه خانواده‌اش
دورهم جمع شدن

36:59.620 --> 37:00.596
‫و اون بهت نیاز داره

37:00.596 --> 37:02.563
‫«هوپ» به پدرش نیاز داره

37:02.563 --> 37:04.509
‫من بهت نیاز دارم

37:07.394 --> 37:10.317
‫من عاشقتم

37:10.317 --> 37:13.233
‫ولی باید یه راهی برای مقابله
و پیروزی پیدا کنیم

37:13.233 --> 37:16.168
‫ولی در عین حال یه زندگی خوب داشته باشیم

37:20.089 --> 37:24.884
ربکا» ازم پرسید جایی هست که»
‫بتونم برم که خوشبخت باشم یا نه

37:25.868 --> 37:28.771
‫از نو شروع کنم

37:32.333 --> 37:33.889
«ماناسک»

37:34.642 --> 37:39.486
‫اونجا ‫روستای قشنگی
در جنوب فرانسه‌ست

37:39.486 --> 37:41.449
‫ییلاقه

37:47.215 --> 37:50.985
...وقتی که به این قائله فیصله بدیم

37:52.430 --> 37:54.395
‫که حتماً هم میدیم

37:54.395 --> 37:57.184
‫می‌برمت اونجا

37:57.184 --> 38:02.928
و بهت قول میدم جبرانش می‌کنم

38:19.178 --> 38:21.536
‫پس با دادن این به «مارسل» شروع کن

38:49.200 --> 38:52.002
‫«دِوینا» ، متأسفم

38:52.002 --> 38:54.802
‫وقتی از دست‌ـت دادم
‫انگار دنیام از هم پاشید

38:55.302 --> 38:57.198
‫دلم به درد اومد

38:57.198 --> 39:00.959
‫خشمگین و بی‌رحم شدم

39:00.959 --> 39:03.765
«عقده‌ام رو سر «کلاوس
و «آلایژا» خالی کردم

39:03.765 --> 39:08.427
‫و اونا حقشون بود

39:08.927 --> 39:17.350
ولی حالا با این وجود هنوزم نیستی

39:17.350 --> 39:22.034
‫و ‫تنها چیزی که من رو
نذاشته از کنترل خارج بشم

39:22.034 --> 39:25.798
‫قانونیه که ‫از زمان بچگیم داشتم

39:25.798 --> 39:30.158
‫بزرگ که شدم به چشم خودم دیدم بدون قانون
‫چه اتفاقی میوفته

39:34.718 --> 39:36.575
‫شاید فکر کنی ناامیدت کردم

39:36.575 --> 39:39.278
‫ولی میدونم که یه راه دیگه هم هست

39:39.278 --> 39:41.092
‫ایمان دارم

39:41.092 --> 39:42.904
‫حتی الان

39:52.855 --> 39:55.289
‫امیدوارم هنوز بهم ایمان داشته باشی

40:40.830 --> 40:43.212
‫برای مردن حاضری «آلایژا»؟

40:48.900 --> 40:52.300
‫چون من که برای زندگی آماده‌ی آماده‌ام

40:57.500 --> 40:58.500
مترجم : رضا حضرتی

40:58.500 --> 41:34.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
