WEBVTT

00:01.069 --> 00:02.420
پیش از این در
"The Originals"

00:02.680 --> 00:04.804
این خنجر آغشته به جادوی سیاهه

00:04.804 --> 00:07.730
باعث رنج بی‌پایانی میشه

00:07.730 --> 00:08.794
خوشحالم پیدات شد

00:08.795 --> 00:10.740
...تو طلسم من رو درمان کردی پس

00:10.741 --> 00:11.750
بیا باهم حلش کنیم

00:11.750 --> 00:13.716
دوست‌ها همین کار رو می‌کنن ، مگه نه؟

00:13.717 --> 00:14.786
هالو» داره میاد» -
اون می‌خواد اینجا باشی -

00:14.786 --> 00:17.708
تو آزادش کردی و حالا باید تغذیه بشه

00:17.709 --> 00:19.871
آلایژا» ، گمونم «هالو» باعث شده»
شوهر «مری» پدر و مادرم رو بکشه

00:19.871 --> 00:22.705
اگه «هالو» بخواد کاری رو که
شروع کرده ما تموم کنیم چی؟

00:22.706 --> 00:24.747
«هالو» می‌خواد «کلاوس» و «مارسل»
همدیگه رو بکشن

00:24.747 --> 00:26.742
وقتی هم که مردن
قدرت‌شون رو جذب می‌کنه

00:26.742 --> 00:28.700
اون‌وقت دیگه نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم

00:28.701 --> 00:31.656
من بازیچه‌ی این چیز نیستم
و تو هم همینطور

00:31.656 --> 00:33.694
طلسم‌های من «مارسل» رو
حبس و پنهان کردن

00:33.695 --> 00:35.706
اگه تو قرار باشه جلوی رستگاریِ

00:35.706 --> 00:37.717
نیکلاوس مایکلسون» رو بگیری»
بهت قول میدم

00:37.718 --> 00:39.714
یه‌جور کابوس دیگه برات می‌فرستم

00:39.714 --> 00:41.709
خون «مارسل» امروز ریخته شد

00:41.710 --> 00:44.691
یه خراش کوچیک از اون خار
یه اصیل رو می‌کشه

00:49.709 --> 00:52.635
سال 1953

00:52.635 --> 00:54.606
چند دسته مراسم خشونت‌آمیز

00:54.607 --> 00:58.671
در 4تا مکان مختلف
همه در یک بازه‌ زمانی 2 ماهه

00:58.672 --> 01:00.668
شباهت مراسم‌ها از نظر من

01:00.668 --> 01:02.663
احتمال مرتبط بودن‌شون با
هالو» رو نشون میده»

01:02.664 --> 01:04.638
سال 1992

01:04.638 --> 01:08.617
دسته‌های خشونت‌آمیز بیشتر
‌«این‌بار در «الجزایر

01:08.617 --> 01:12.646
«ترمه» ، کنار دریاچه و «مارینی»

01:12.646 --> 01:15.598
بازم 4تا مکان مختلف

01:15.598 --> 01:17.583
چرا همیشه 4تا مکانه؟

01:29.613 --> 01:31.578
چی می‌خوای؟

01:31.578 --> 01:33.608
میشه حداقل وانمود کنیم
متمدن هستیم؟

01:33.609 --> 01:35.561
قراره متمدن باشیم؟

01:37.574 --> 01:38.588
مارسل» این رو میدونه؟»

01:40.538 --> 01:42.529
خودم ازش می‌پرسیدم
ولی هیچ‌جا پیداش نمی‌کنم

01:42.530 --> 01:43.543
ظالمانه‌ست

01:43.543 --> 01:45.535
حس نزاکت این مرد جوون کجا رفته؟

01:47.494 --> 01:50.549
حالا لطفاً دعوتم کن داخل

01:55.506 --> 01:57.502
بگو «مارسل» کجاست

01:57.502 --> 02:01.549
نگه‌ـش داشتیم تا مطمئن بشیم از
نفوذ فاسد این موجود خلاص شده

02:04.633 --> 02:06.406
شما «مایکلسون»ها همیشه
یه راهی پیدا می‌کنید

02:06.406 --> 02:08.787
تا کنترل رو به دست بگیرید ، نه؟

02:09.017 --> 02:11.001
و شرط می‌بندم یه نقشه‌ی
حساب‌شده هم داری

02:11.001 --> 02:12.946
راستش رو بخوای دارم

02:12.946 --> 02:14.026
از نوع جشنش

02:14.026 --> 02:16.984
بذار برات تعریف کنم

02:16.984 --> 02:20.037
خب ، اگه می‌خوای کمکم کنی
با این چیز بجنگیم

02:20.037 --> 02:23.023
باید اول بدونی با چی طرف هستی

02:25.993 --> 02:28.040
بیا داخل تا نظرم عوض نشده

02:28.040 --> 02:30.031
عالی شد

02:33.900 --> 02:34.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:35.900 --> 02:40.700
"The Originals"
فصل 4
قسمت 6 : جعبه‌ای از مارهای کبرا

02:41.700 --> 02:46.700
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:46.865 --> 02:51.828
اول داشتیم میرفتیم
حالا داریم مهمونی راه میندازیم

02:51.828 --> 02:53.877
مهمونی که با حضور
بانفوذترین موجودات

02:53.877 --> 02:55.866
نیو اورلانز» برگزار میشه»

02:55.866 --> 02:58.840
تو که میدونی همه ازت متنفرن

02:58.840 --> 03:01.826
ولی اونا «مارسل» رو دوست دارن
و طبق چیزی که تو دعوت‌نامه نوشته

03:01.826 --> 03:02.869
اون میزبان مشترکه

03:02.869 --> 03:05.809
امشب ما صلح‌مون رو جشن می‌گیریم

03:05.809 --> 03:08.843
پس داری یه مهمونی قلابی
به افتخار به صلح قلابی راه میندازی؟

03:08.843 --> 03:10.881
و مهمون افتخاریت هم توی سیاه‌چاله؟

03:10.881 --> 03:13.868
حضور «مارسل» فقط
شرایط رو پیچیده می‌کنه

03:13.868 --> 03:17.872
بعلاوه من سرگرم کشتن اونایی که
از «هالو» حمایت می‌کنن هستم

03:17.872 --> 03:20.817
خوش بگذره

03:20.817 --> 03:22.898
هوپ» پیش «مری»ـه»
منم دارم دنبال «فِرِیا» می‌گردم

03:22.898 --> 03:24.892
چی‌کارش داری؟

03:24.892 --> 03:27.828
یه کمک کوچولو

03:29.919 --> 03:33.914
این چیز خیلی وقته
که این شهر رو شکار می‌کنه

03:33.914 --> 03:35.900
و قبل از امروز تنها چیزی
که در موردش میدونستم

03:35.900 --> 03:39.879
اینه که یه روحی بوده و جادوی
خیلی تاریکی رو تمرین می‌کرده

03:39.879 --> 03:41.931
و به شدت سعی داشته
به این دنیا برگرده

03:41.931 --> 03:45.901
و واسه همین سعی کرده
اون بچه‌ها رو قربانی کنه

03:45.901 --> 03:47.854
واسه همین سعی کرد دقیقاً

03:47.854 --> 03:49.901
«همین کار رو با «مارسل
و «کلاوس» انجام بده

03:49.901 --> 03:51.899
چون اگه اونا رو بکشه
اگه اونا بمیرن

03:51.899 --> 03:52.935
تمام قدرت‌شون رو جذب می‌کنه

03:52.935 --> 03:54.898
پس راجع بهش برام بگو

03:54.898 --> 03:56.913
برمیگرده به تاریخچه‌ی شهر

03:56.913 --> 04:00.951
آره . این جزر و مد خشونت و مصیبته

04:00.951 --> 04:04.863
ببین ، این مادام «لالوری»ـه

04:04.863 --> 04:05.949
این «اکس‌من»ـه

04:05.949 --> 04:08.864
یعنی این لیست ادامه داره و داره و داره

04:08.864 --> 04:09.868
بعضی‌وقت‌ها مخفیه

04:09.868 --> 04:11.888
ولی اگه بدونی دنبال چی می‌گردی

04:11.888 --> 04:14.941
همیشه علامتی وجود داره
که «هالو» رو نشون میده

04:14.941 --> 04:16.876
و وقتی که پیداش میشه

04:16.876 --> 04:18.898
همیشه یه الگوی
4تایی رو دنبال می‌کنه

04:20.926 --> 04:21.960
چی می‌خواد؟

04:21.960 --> 04:24.884
این یه روحه

04:24.884 --> 04:26.975
می‌خواد به این دنیا دسترسی پیدا کنه

04:26.975 --> 04:30.974
پس میاد و تو گوش بیچاره‌ها زمزمه می‌کنه

04:30.974 --> 04:32.956
باید بقیه باشن . یکی دیگه

04:32.956 --> 04:35.984
یه نفر که بتونه از خواسته‌ها
و نقطه‌ضعف‌هاش برامون بگه

04:35.984 --> 04:38.966
فکر می‌کنی این آدم ممکنه
تو مهمونی‌تون باشه؟

04:38.966 --> 04:41.902
روش حساب می‌کنم

04:43.904 --> 04:44.930
روی تو حساب می‌کنم

04:44.930 --> 04:47.926
کمکم کن پیداشون کنم

04:49.973 --> 04:52.913
ما «مایکلسون»‌ها بلدیم
چطوری مهمونی بگیریم

04:52.913 --> 04:53.969
موسیقی زنده

04:53.969 --> 04:56.935
بار مجانی ، رقص

04:56.935 --> 04:58.999
البته مجبور نیستی بیای

04:58.999 --> 05:03.008
میدونی از آخرین‌باری که تیپ زدم
و مشروب مفتی خوردم چقدر می‌گذره؟

05:03.008 --> 05:05.010
اگه مهمونی در کاره من پایه‌ام

05:05.010 --> 05:06.953
خوبه

05:08.998 --> 05:11.017
ولی یه مسئله‌ای هست

05:11.017 --> 05:15.004
که باید بهش اشاره بشه تا
کاسه‌کوزه‌ها خراب نشه

05:18.024 --> 05:20.034
حرفش شد

05:22.941 --> 05:25.022
آره

05:29.545 --> 05:31.547
لنگ ظهر اومدی سر کار «جاش»؟

05:31.547 --> 05:34.471
خیلی‌خب

05:34.471 --> 05:35.551
سلام خوفناک

05:35.551 --> 05:39.467
میدونی ، مردم عادی مثلاً در میزنن

05:39.467 --> 05:40.518
عادی کسل‌کننده‌ست

05:40.518 --> 05:41.528
آره . حسن‌کچل ، کچل‌حسن

05:41.528 --> 05:43.484
اومدی اینجا من رو بکشی؟

05:43.484 --> 05:45.527
چرا همچین فکری می‌کنی؟ -
اولین‌باری که همدیگر رو دیدیم -

05:45.527 --> 05:46.558
سعی کردی همین کار رو بکنی

05:46.558 --> 05:50.492
و به‌نظر نمیرسه دوستی‌مون
...پیشرفتی کرده باشه پس

05:51.533 --> 05:53.570
اولویت‌هام تغییر کردن

05:53.570 --> 05:56.560
الان تمرکزم روی یه برنامه‌‌ی مهمونیه

05:57.574 --> 05:59.547
مثلاً واست عجیب نیست

05:59.547 --> 06:02.483
که «مایکلسون»‌ها یه مهمونی رو
با «مارسل» میزبانی می‌کنن

06:02.483 --> 06:04.547
اون‌وقت 24 ساعته هیچ‌کس
مارسل» رو ندیده؟»

06:04.547 --> 06:06.570
چون که اون توی سیاه‌چال حبس شده؟

06:08.490 --> 06:10.491
«بعد از گم شدن «مارسل
چندتا از بچه‌های تأسیساتی

06:10.491 --> 06:12.518
تونل‌های زیر «روسو» رو مهر و موم کردن

06:12.518 --> 06:14.584
...پس میدونی

06:14.584 --> 06:16.586
یک به اضافه‌ی یک
مساوی با زندانی

06:16.586 --> 06:19.513
اونا تو رو دعوت کردن
به این امید که همه فکر کنن

06:19.513 --> 06:20.590
این ایده‌ی «مارسل» بوده

06:20.590 --> 06:23.598
خب ، امروز روی شانسی

06:25.515 --> 06:26.580
من همراه جشنتم

06:26.580 --> 06:27.605
آره

06:27.605 --> 06:30.512
راستش من اصلاً قرار نبود برم

06:30.512 --> 06:33.532
«لعنت بهم اگه بذارم «مارسل
زیر پای «کلاوس» بپوسه

06:33.532 --> 06:36.526
این ممکنه تنها فرصت‌مون باشه
که بیاریمش بیرون

06:36.526 --> 06:38.596
من از پس «کلاوس» برمیام

06:39.531 --> 06:44.903
تو هم «مارسل» رو پیدا می‌کنی
یا تو زنده گذاشتنت تجدید نظر می‌کنم

06:49.600 --> 06:51.609
بگی نگی ازش خوشم میاد

06:54.566 --> 06:56.573
منم همینطور

06:56.573 --> 06:59.572
باید بهت می‌گفتم اون هنوز اینجاست

06:59.572 --> 07:01.562
شرمنده که نگفتم

07:01.562 --> 07:04.577
خب ، می‌تونی واسه جبرانش
یه کمکی بهم بکنی

07:07.639 --> 07:11.598
من یه چیزهایی راجبه مردی که
پدر و مادرم رو کشته فهمیدم

07:11.598 --> 07:13.587
اون به «هالو» مرتبط بوده

07:13.587 --> 07:15.563
وقتی اونا کشته شدن
من فقط یه نوزاد بودم

07:15.563 --> 07:20.565
یادم نمیاد ولی میدونم
کجا کشته شدن

07:21.599 --> 07:24.640
امیدوار بودم که شاید با
...طلسم‌ها و جادوجمبل‌هات

07:24.640 --> 07:26.610
می‌خوای بخونم

07:26.610 --> 07:32.670
هِیلی» ، مرگ‌های خشونت‌آمیز»
انرژی خیلی خاصی دارن

07:32.670 --> 07:34.672
می‌تونم هر چی رو که

07:34.672 --> 07:38.680
واسه دیدن باشه احضار کنم
ولی ممکنه ازش خوشت نیاد

07:40.603 --> 07:43.627
فکر نکنم چاره‌ای داشته باشم

07:43.627 --> 07:46.596
سنگ تموم گذاشتی

07:46.596 --> 07:48.602
مایلم موافقت کنم

07:48.602 --> 07:52.637
شرم‌آوره که این پارچه‌های دوست‌داشتنی
بزودی آغشته به خون میشن

07:52.637 --> 07:57.675
خشونت باید آخرین گزینه‌مون باشه
وگرنه موقعیت‌مون رو تضعیف میشه

07:57.675 --> 08:00.628
آره ولی من موجودی با
سرگرمی‌های خیلی خاص هستم

08:00.628 --> 08:03.631
برادر ، لطفاً یادت باشه امشب

08:03.631 --> 08:05.634
نقشه اینه که یه احساس
امنیت غلط ایجاد کنیم

08:05.634 --> 08:07.647
یه کوچولو موسیقی
یه کوچولو شامپاین

08:07.647 --> 08:09.704
چندتا اکتشاف یواشکی

08:09.704 --> 08:11.627
بدون خونریزی

08:12.644 --> 08:14.629
فهمیدی چی گفتم؟

08:14.629 --> 08:16.649
اونا من رو تهدید کردن
اونا بچه‌ام رو تهدید کردن

08:16.649 --> 08:18.512
خونریزی اجتناب‌ناپذیره

08:19.635 --> 08:21.721
و چطوری «هوپ» رو
از این چیزها محافظت کنیم؟

08:24.640 --> 08:26.667
«اون تو رو می‌پرسته «نیکلاوس

08:27.727 --> 08:30.642
نباید هیولای درونت رو ببینه

08:30.642 --> 08:32.723
نمی‌خوام اون من رو
به چشم یه هیولا ببینه

08:32.723 --> 08:34.681
ولی نمی‌تونم دست‌به‌سینه بشینم
درحالی‌که تهدیدات

08:34.681 --> 08:35.932
علیه خانواده‌مون بی‌جواب بمونه

08:35.932 --> 08:36.937
نمی‌مونه

08:39.665 --> 08:41.692
بذارش به عهده‌ی من

08:41.692 --> 08:42.747
خواهش‌می‌کنم

08:42.747 --> 08:44.745
و اگه هر آشوبی به پا شد

08:44.745 --> 08:48.753
اگه کسی جرأت کرد
پادشاهی‌مون رو خراب کنه

08:48.753 --> 08:50.747
بذار به من پاسخگو باشن

09:20.923 --> 09:22.975
چطور مقتدر سقوط کرده

09:22.975 --> 09:26.979
چطور شرایط عوض شده

09:26.979 --> 09:29.982
هنوز دارم دنبال اصطلاح
مناسبش می‌گردم

09:29.982 --> 09:32.944
چطوره تو و اون ژاکت
و کراوات پر زرق و برقت

09:32.944 --> 09:33.986
یه راست برید جهنم

09:33.986 --> 09:36.989
از هر دست بدی
از همون دست می‌گیری

09:38.942 --> 09:41.002
گمونم این اصطلاح مناسبی باشه

09:41.002 --> 09:43.913
تو خونه‌ام رو غارت کردی

09:43.913 --> 09:44.932
چه باکلاس

09:44.932 --> 09:47.009
خب ، برنده غنیمت‌ها رو می‌بره

09:47.009 --> 09:48.964
و حالا که میدونی این پیشمه

09:48.964 --> 09:51.009
میدونی که می‌تونم
به نفع خودم ازش استفاده کنم

09:55.976 --> 09:57.024
پس استفاده‌اش کن

09:57.024 --> 10:00.014
یا برگرد به اون مهمونی احمقانه‌ات

10:00.014 --> 10:02.967
احسنت . می‌تونی صدای
بزن و بکوب‌مون رو اون بالا بشنوی

10:02.967 --> 10:04.969
فِرِیا» خاطرجمعم کرد که می‌تونی»

10:04.969 --> 10:08.022
در ضمن خاطرجمعم کرد

10:08.022 --> 10:10.980
که طلسم مرزی‌اش تو رو
برای هر کسی

10:10.980 --> 10:12.986
خارج از نسل خونیِ ما نامرئی می‌کنه

10:12.986 --> 10:15.985
اگه فکر کردی تاب دادن
اون خنجر من رو می‌ترسونه

10:15.985 --> 10:17.471
از اونی که فکر می‌کردم بیچاره‌تری

10:17.471 --> 10:18.483
اشتباه متوجه شدی

10:18.483 --> 10:19.539
این واسه ترسوندنت نیست

10:19.539 --> 10:22.454
این صرفاً برای از بین بردن معمای توئه

10:22.454 --> 10:26.459
ببین ، یه عده هستن
که بهت اهمیت میدن

10:26.459 --> 10:28.473
که می‌خوان آزاد شدنت رو ببینن

10:28.473 --> 10:30.555
«جاشوا» ، «وینسنت»

10:30.555 --> 10:32.494
دوستام رو تهدید می‌کنی

10:32.494 --> 10:35.518
این‌کار پستیه

10:35.518 --> 10:38.560
بعد نوبت میرسه به دختری
که باهاش می‌پریدی

10:38.560 --> 10:40.527
«سوفیا»

10:40.527 --> 10:42.496
خب ، زودباش

10:42.496 --> 10:43.531
راجع بهش برام بگو

10:43.531 --> 10:45.574
هیچی نباشه هر چی بیشتر
باهاش آشنا باشم

10:45.574 --> 10:51.514
آسون‌تر میشه که از هر
سوءتفاهم کوچولویی جلوگیری کنم

10:55.547 --> 10:57.520
نگران اون نباش

10:57.520 --> 10:58.559
اون یه مزدوره

10:58.559 --> 11:00.540
واسه بالاترین پیشنهاد کار می‌کنه

11:01.563 --> 11:05.529
پس فقط رابطه کاریه
با یه‌کم تفریح

11:08.507 --> 11:13.550
خب ، من که به شدت
مشتاقم ملاقاتش کنم

11:18.605 --> 11:20.558
دوستان عزیزم

11:23.615 --> 11:26.564
امشب ما اتحادی رو

11:26.564 --> 11:29.537
«بین خانواده‌مون و «مارسل جرارد
جشن می‌گیریم

11:29.537 --> 11:32.540
متأسفانه طبق عادت همیشگی‌اش

11:32.540 --> 11:34.584
مارسلوس» به طرز غیرمتداولی دیر کرده»

11:37.545 --> 11:40.594
پس تا زمانی که با حضورش
مورد لطف قرارمون بده

11:40.594 --> 11:42.567
بیاید همگی جام‌ها رو بالا بیاریم

11:42.567 --> 11:45.599
«و به شهر باشکوه «نیو اورلانز
ادای احترام کنیم

11:45.599 --> 11:48.591
ولی قبل از اون

11:48.591 --> 11:52.557
من و برادرم مایلیم حقیقت
دردناکی رو اعلام کنیم

11:52.557 --> 11:58.572
نسبت ما با این شهر و یقیناً با
اکثر شماها طولانی و پیچیده بوده

11:58.572 --> 12:02.585
امیدواریم با دونستن اینکه
ما هیچ قصدی به جز

12:02.585 --> 12:05.605
اقامتی مختصر و مسالمت‌آمیز نداریم
آسوده‌خاطر بشین

12:05.605 --> 12:09.579
بذارید امشب استراحتی از
کدورت‌های اخیر باشه

12:10.635 --> 12:14.640
و فرصتی برای ساختن
دوستی‌های جدید

12:14.640 --> 12:16.574
به افتخارش

12:16.574 --> 12:17.597
به افتخارش

12:17.597 --> 12:19.594
به افتخارش

12:41.659 --> 12:43.603
هی

12:44.637 --> 12:46.656
نوشیدنی‌های قوی
و پیشخدمت‌های جیگر

12:46.656 --> 12:48.683
به‌نظر جشن باحالی میاد

12:48.683 --> 12:50.685
ولی میدونی چی
واقعاً به دردم می‌خوره؟

12:50.685 --> 12:53.638
هر حرفی که راجبه «مارسل جرارد» باشه

12:55.677 --> 13:00.687
من قرار بود دنبالش بگردم
با کمک یه سوپرمدل آدم‌کش

13:00.687 --> 13:02.673
البته اونم برام حق
انتخاب زیادی نذاشت

13:02.673 --> 13:04.650
نقشه‌ای داری؟

13:04.650 --> 13:06.694
من که الکی نمیام تو این
مهمونی با همه دست بدم

13:16.675 --> 13:17.718
سلاح رو آوردی؟

13:17.718 --> 13:20.667
هالو» «کلاوس» رو می‌گیره»

13:20.667 --> 13:22.698
نگرانش نباش

13:27.720 --> 13:29.689
سخنرانی قشنگی بود

13:35.662 --> 13:36.696
سخنرانی قشنگی بود

13:36.696 --> 13:38.678
ولی فکر نکنم کسی باورش شد

13:38.678 --> 13:40.738
خب ، نگرانیت به قدر لازم
قابل ملاحظه بود

13:40.738 --> 13:43.708
حالا چرا برنمیگردی واسه خودت
دوست پیدا کنی؟

13:44.750 --> 13:47.753
ما می‌تونیم بفهمیم کدوم یکی
از این مفت‌خورها

13:47.753 --> 13:49.701
واسه «هالو» کار می‌کنه

13:49.701 --> 13:51.741
آره و وقتی من این‌کار رو می‌کنم

13:51.741 --> 13:54.748
تو قرار نیست کاری بکنی
که به‌دردبخور باشی؟

13:54.748 --> 13:57.705
خب ، من نقش میزبان رو بازی می‌کنم

15:14.820 --> 15:16.817
به نظرت این‌کار عملیه؟

15:18.848 --> 15:21.843
می‌تونم انرژی رو که
موقع مُردن پدر و مادرت

15:21.843 --> 15:23.788
اینجا گیر افتاده احساس کنم

15:23.788 --> 15:27.858
پس آره . جواب میده

15:27.858 --> 15:30.811
مطمئنی می‌خوای انجامش بدی؟

15:30.811 --> 15:33.831
همیشه برام سوال بود
که پدر و مادرم چه شکلی هستن

15:33.831 --> 15:36.855
چی ممکن بود راجع بهم فکر کنن

15:36.855 --> 15:40.839
دلم برای آدمایی تنگ شده
که هیچ‌وقت حتی نمی‌شناختم

15:40.839 --> 15:44.813
ولی اگه این می‌تونه کمک‌مون کنه
با چیزی که اومد سراغ دخترم بجنگیم

15:46.828 --> 15:48.851
پس بیا قال قضیه رو بکنیم
و تمومش کنیم

16:10.253 --> 16:12.593
میشه پیشنهاد کنم قبل از
پایان شب کار رو شروع کنیم؟

16:12.893 --> 16:15.892
می‌تونی با پیدا کردن
دشمنامون شروع کنی

16:15.892 --> 16:17.889
قبلاً شروع کردم

16:17.889 --> 16:18.899
من اون پایین بودم

16:18.899 --> 16:19.922
داشتم با همه‌ی مهمونا حرف میزدم

16:19.922 --> 16:22.891
دست میدادم و موقع
این‌کار داشتم می‌خوندم

16:23.900 --> 16:25.886
حالا می‌تونم اون انرژی رو بگیرم

16:25.886 --> 16:27.934
و می‌تونم بذارمش توی این
دسته کارت‌ها و این کمک می‌کنه

16:27.934 --> 16:29.901
بفهمیم دنبال کی می‌گردیم

16:37.873 --> 16:38.932
حاضری؟

16:58.929 --> 17:00.897
نباید بذاریم پیداش کنن

17:01.920 --> 17:03.426
هر 4تاشون رو لازم داریم

17:03.426 --> 17:04.431
نمیذارم پیداش کنی

17:06.425 --> 17:08.426
نه

17:53.978 --> 17:56.014
حالا کارت‌ها علامت‌دار هستن

17:56.014 --> 17:58.976
اینا کمک‌مون می‌کنن
یه سرنخ مشترک پیدا کنیم

17:58.976 --> 18:00.981
اینا چه معنی میدن؟

18:00.981 --> 18:04.001
مظنون‌مون یه جادوگر به دار آویخته
با علاقه شدید به شمشیر جمع کردنه؟

18:04.001 --> 18:05.940
به جزئیات نگاه کن

18:05.940 --> 18:07.017
رشته‌ی مشترکی که

18:07.017 --> 18:08.985
همه‌ی این کارت‌ها رو به هم
متصل می‌کنه چیه؟

18:15.025 --> 18:18.987
خب ، مرد دار زده شده بالای
یه مار که روی چمنِ تاب می‌خوره

18:18.987 --> 18:23.051
مرگ یه مار روی شونه‌اش داره

18:23.051 --> 18:26.029
و جادوگر یه مار رو گرفته بالای سرش

18:26.029 --> 18:28.965
اون 7تا شمشیر رو ببین

18:33.023 --> 18:35.021
یه مار اونجاست

18:36.043 --> 18:40.064
پس این یعنی قراره یه نفر رو ببینم
که با یه مار اومده

18:40.064 --> 18:43.068
اون رو پیدا کنیم کسی رو که ‫با
هالو» همدسته رو هم پیدا می‌کنیم»

18:43.068 --> 18:45.052
‫خب ، با کمال میل

18:45.052 --> 18:47.988
‫بیا بریم افعی رو از بینمون پیدا کنیم

19:03.904 --> 19:04.963
‫خودشه

19:14.954 --> 19:15.988
یعنی چی؟

19:20.990 --> 19:23.930
‫با یه طلسم بسته شده

20:04.009 --> 20:07.037
‫به گمونم باید این بخش رو تنهایی انجام بدم

20:25.043 --> 20:27.067
‫به‌نظر مطمئن میای

20:27.067 --> 20:30.037
‫خب ، «وینسنت» جادوگر باتجربه
و قدرتمندیه که

20:30.037 --> 20:33.077
‫به پیدا کردن شیطان و حفاظت
از مردمش تحریک شده

20:36.998 --> 20:40.001
‫بعلاوه ‫اون میدونه
اگه این‌کار جواب نده

20:40.001 --> 20:41.098
‫مجبور میشیم همه‌ی آدمای اینجا رو بکشیم

20:49.089 --> 20:52.035
‫

21:09.044 --> 21:10.100
‫اونه

21:10.100 --> 21:12.085
‫همون یارو که کنار پله‌ست

21:15.055 --> 21:18.067
‫«نیکلاوس»

21:18.067 --> 21:20.047
‫قراری که گذاشتیم رو فراموش نکن

21:20.047 --> 21:24.060
‫خب ، اگه می‌خوای نفر اول باشی که ازش
‫حرف می‌کشه بیرون پس مهمون من باش

21:27.105 --> 21:30.145
‫منم با این بهونه که خانم
همراه لازم داره می‌پام

21:58.108 --> 22:00.173
‫به نظرم «سوفیا وُرُنووا» باشی

22:02.145 --> 22:05.649
‫خیلی خوشحالم که نداشتن دعوت‌نامه
‫شما رو از اومدن به جشن بازنداشت

22:05.649 --> 22:08.602
‫من آشنای «مارسل» هستم و اونه که
‫این مهمونی رو برگزار کرده ، نه؟

22:09.624 --> 22:11.609
‫راستی کجا میشه پیداش کرد؟

22:11.609 --> 22:14.612
‫افسوس . ‫نتونست بیاد

22:14.612 --> 22:16.628
‫جالبه دیشب هم نیومد خونه

22:16.628 --> 22:18.638
‫خب ، شاید نمی‌خواد شما رو ببینه

22:19.673 --> 22:21.700
‫نباید زیاد بهش بچسبی و گیر بدی

22:28.616 --> 22:31.648
‫میزبان محترم ما

22:31.648 --> 22:34.710
وینست» گفت که خواستی»
خصوصی باهم صحبت کنیم

22:34.710 --> 22:36.712
‫خصوصی...بله

22:36.712 --> 22:39.715
‫ولی این 2تا قلچماق خوشتیپ رو آوردی اینجا

22:39.715 --> 22:44.720
‫خب ، ‫با توجه به سابقه‌تون
‫هیچ‌وقت محکم‌کاری لازمتون نمیشه

22:44.720 --> 22:46.673
‫مگه اینکه نگران چیزی باشین

22:47.731 --> 22:51.702
‫نگرانیمون تویی
‫چون کاهن اعظمِ «هالو» هستی

22:53.641 --> 22:55.661
‫از خودتون بریدین و دوختین

22:55.661 --> 22:56.724
‫زیاد منصفانه نیست

22:56.724 --> 22:59.710
‫هر چی نباشه تو کسی بودی که
‫اجازه دادی «هالو» وارد این دنیا بشه

22:59.710 --> 23:03.714
‫راستش اجداد تو تنها چیزهایی بودن
‫که جلوش رو می‌گرفتن

23:03.714 --> 23:06.684
‫و وقتی اون حلقه رو شکستی
‫آزادش کردی

23:06.684 --> 23:09.747
‫و از اون‌موقع داره تغذیه می‌کنه
‫و روز به روز قدرتمندتر میشه

23:09.747 --> 23:14.743
‫برام سوال بود ‫«هالو»
ازت قدردانه یا نه

23:16.749 --> 23:19.681
‫شاید با گذاشتنِ اینکه همسر مرده‌ات رو ببینی
‫این قدردانیش رو نشون بده

23:25.764 --> 23:29.762
‫دیگه کافیه . ‫با هردوتون هستم

23:32.682 --> 23:33.717
‫تنهامون بذار

23:47.731 --> 23:48.788
‫بشین

23:57.788 --> 23:59.778
‫بذار از اول شروع کنیم

24:01.810 --> 24:04.755
‫خب ، بگو ببینم از چیش خوشت میاد؟

24:04.755 --> 24:07.724
‫اعتمادبه‌نفس زیادش؟

24:07.724 --> 24:09.726
‫دلربایی پسرانه‌اش؟

24:09.726 --> 24:10.756
‫همه‌ی موارد

24:11.794 --> 24:12.813
‫کجاست؟

24:15.736 --> 24:19.744
‫یعنی باید از این وسیله‌ی هیولایی
‫روی دست‌هات بترسم؟

24:19.744 --> 24:20.825
‫باید بترسی

24:22.765 --> 24:23.807
‫«مارسل» رو که کنار بذاریم
‫این تنها چیز توی دنیاست که

24:23.807 --> 24:25.764
‫می‌تونه تو رو بکشه

24:25.764 --> 24:26.781
‫بلوف میزنی

24:26.781 --> 24:28.750
‫اینطور فکر می‌کنی؟

24:28.750 --> 24:29.834
‫خار رُزی که با خون «مارسل» رشد کرده

24:29.834 --> 24:33.747
‫و از جادوی یه روح باستانی که ‫به
اندازه من ازت متنفره بهش دمیده شده

24:33.747 --> 24:35.828
‫راحت باش و بگو بلوف میزنم
‫تا ببینی چی میشه

24:37.759 --> 24:38.840
‫شاید بهتر باشه بکشمت

24:38.840 --> 24:40.801
‫سعیت رو بکن

24:41.843 --> 24:43.779
‫حتی اگه بتونی من رو بکشی

24:43.779 --> 24:48.771
‫پیروان «هالو» حتماً تا آخر شب
تو و «آلایژا» رو می‌کشن

24:54.807 --> 24:56.800
‫پس چندتا دوست جور کردی

24:57.847 --> 25:01.802
‫خب ، بگو ببینم دقیقاً چقدر از این
‫بوته‌های طلسم‌شده داری؟

25:01.802 --> 25:05.876
‫به اندازه‌ای که تو و کل خانواده‌ات رو
‫یه 10 باری بکشن

25:07.800 --> 25:10.865
‫خب ، ‫«مارسل» رو بهم میدی
یا من و دوستام

25:10.865 --> 25:13.793
‫یک‌بار و برای همیشه
‫کار خونواده‌ی «مایکلسون» رو تموم کنیم

26:03.985 --> 26:09.003
‫موندم وقتی «هالو»ـی قدرتمند بفهمه که
‫با دشمن معامله کردی چی‌کار می‌کنه

26:09.003 --> 26:11.001
‫حق با توئه
‫شاید همون بهتر که بکشمت

26:11.001 --> 26:13.958
‫من رو که بکشی
هیچ‌وقت «مارسل» رو پیدا نمی‌کنی

26:13.958 --> 26:15.998
‫- من تو پیدا کردن چیزهایی که می‌خوام کارم خوبه
‫- شکی ندارم

26:17.007 --> 26:18.955
‫ولی حتی اگه پیداش کنی

26:18.955 --> 26:21.979
‫یه عمر وقت می‌بره تا طلسمی
‫که روش هست رو بشکنی

26:21.979 --> 26:25.971
‫البته بالفرض که قبلش به دست
‫خونواده‌ی من کشته نشی

26:25.971 --> 26:29.016
...البته اگه قبول کنی یه معامله بکنیم

26:29.016 --> 26:31.018
‫باشه

26:31.018 --> 26:34.000
‫آزادش کن تا بذارم زنده بمونی

26:34.000 --> 26:37.016
‫ولی اون‌وقت از خشم دوست‌های جادوگرت
‫عذاب می‌کشی

26:37.016 --> 26:41.992
‫و اصلاً دوست ندارم ببینم که
‫قربانی خونی بعدیشون تو باشی

26:43.022 --> 26:48.028
‫البته ‫یه راه دیگه هم هست

26:48.028 --> 26:50.013
‫می‌شنوم

26:50.013 --> 26:51.998
‫اسلحه‌ات رو بده من

26:51.998 --> 26:54.047
‫دوست‌های «هالو»ـت رو لو بده

26:54.047 --> 27:00.045
‫و منم تضمین می‌کنم از
اینجا ‫سالم خارج بشی

27:00.045 --> 27:02.055
‫«مارسل» چی میشه؟

27:02.055 --> 27:04.061
‫بعدِ جشن آزادش می‌کنم

27:07.039 --> 27:10.063
‫تازه زیادم مونده

27:22.075 --> 27:25.113
«وینسنت»

27:25.113 --> 27:27.060
آلایژا» اون بالاست و احتمالاً»

27:27.060 --> 27:29.033
‫داره با یکی معامله می‌کنه
یا شایدم می‌کشتش

27:29.033 --> 27:32.057
‫در هر حال چیزی نداریم
که در موردش حرف بزنیم

27:32.057 --> 27:34.092
‫اشکالی نداره

27:34.092 --> 27:39.073
‫ولی باید بگم ممنون که
به خانواده‌ام کمک می‌کنی

27:39.073 --> 27:40.132
‫برادرزاده‌ات

27:40.132 --> 27:44.095
‫جز برادرزاده‌ات به تو یا بقیه‌ی اعضای خانواده‌ات
‫سر سوزنی اهمیت نمیدم

27:44.095 --> 27:48.049
‫الانم واسه این اومدم که موجودی
‫توی شهرمه که به بچه‌ها صدمه میزنه

27:48.049 --> 27:51.065
‫و به محض اینکه از اینجا بره
‫مطمئن میشم که شماها هم برید

27:51.065 --> 27:52.107
‫همین

27:52.107 --> 27:56.099
به‌خاطر بلایی که سر «دِوینا» آوردم
ازم متنفری

27:56.099 --> 27:59.078
‫راستش نمی‌تونم بگم حق نداری

27:59.078 --> 28:01.116
‫ولی حقیقتش کاری که لازم بود رو انجام دادم

28:01.116 --> 28:03.065
...و پشیمون

28:03.065 --> 28:07.165
‫سعی نکن برای کاری که کردی بهونه بتراشی
‫خودت میدونی که حق با تو نبود

28:07.165 --> 28:10.110
‫خودت چی «وینسنت»؟

28:10.110 --> 28:13.092
‫همه‌ی جنگ‌هات بدون تلفات بودن؟

28:13.092 --> 28:15.078
‫چون اگه اینطور باشه بهت تبریک میگم

28:15.078 --> 28:16.116
‫حتماً حس خوبی داره

28:17.176 --> 28:19.135
‫چون با تجربه‌ای که دارم این رو فهمیدم که

28:19.135 --> 28:22.151
‫بقاء یه بهایی داره
درست مثل عشق و خونواده

28:22.151 --> 28:24.129
‫و اساساً همه‌ی چیزهای دیگه

28:24.129 --> 28:28.141
‫ولی در نهایت فقط جوابگوی خودمونیم

28:28.141 --> 28:33.143
‫احتمالاً این رو به این دلیل به خودت میگی
که ‫کس دیگه‌ای رو تو زندگیت نداری

28:43.110 --> 28:44.162
‫همه چیز روبراهه؟

28:46.118 --> 28:47.173
‫باید برم

28:49.125 --> 28:51.141
‫به‌نظر که مرد خوبیه

28:51.141 --> 28:54.173
‫می‌خوای پاهاش رو بشکنم؟

28:54.173 --> 28:58.126
‫نظرت چیه که بریم یه نوشیدنی بزنیم؟

28:58.126 --> 28:59.145
‫باشه

29:03.128 --> 29:05.159
‫بگو «هالو» چی می‌خواد؟

29:05.159 --> 29:07.157
‫خب ، «هالو» مدت زیادی رو خفته بود

29:07.157 --> 29:08.175
‫نیاز به تغذیه داره

29:08.175 --> 29:10.168
‫موجود بیچاره

29:10.168 --> 29:13.213
‫میدونم که میل شدیدی
به بچه‌های بی‌گناه داره

29:15.183 --> 29:17.160
‫فقط به عنوان غذا

29:17.160 --> 29:21.197
‫قدرتی رو ترجیح میده که ‫از
مرگ کسی مثل تو آزاد میشه

29:21.197 --> 29:25.197
‫کهن ، باستانی ، آغشته به جادو

29:25.197 --> 29:29.188
‫ولی نیازی نداره از تو ، برادرت ، برادرزاده‌ات
‫یا هر کس دیگه‌ای که برات عزیزه تغذیه کنه

29:32.196 --> 29:34.193
‫«مارسل جرارد» کفایت می‌کنه

29:36.196 --> 29:38.198
‫چرا باید «مارسل جرارد» رو بهت بدم؟

29:40.212 --> 29:43.208
‫به عنوان بزرگ خونواده
‫مطمئنم به نمایندگی از خونواده‌ات

29:43.208 --> 29:45.233
‫تصمیم درستی می‌گیری

29:45.233 --> 29:52.217
«ولی تا اون‌موقع ‫«وینسنت گریفیت
رو به عنوان حُسن‌نیت‌ـت می‌برم

29:53.251 --> 29:58.206
‫مسئله «مارسل» کاریه
ولی «وینسنت» شخصی

29:59.258 --> 30:03.194
‫اون 1بار به «هالو» پشت کرده
‫و الان یه‌کم عصبانیه

30:03.194 --> 30:08.213
‫متأسفانه اگه به «وینسنت» خیانت کنم
‫محفل‌ها علیه خانواده‌ام اعلان جنگ می‌کنن

30:08.213 --> 30:11.266
حداقل در برابر محفل‌ها ‫توی
جنگتون احتمال پیروز شدن دارین

30:13.255 --> 30:15.224
‫با این وجود شرایطم عوض نمیشن

30:15.224 --> 30:18.227
‫الان «وینسنت» ، بعداً «مارسل»

30:18.227 --> 30:20.276
‫اون‌وقت خانواده‌ات هم بخشیده میشن

30:22.228 --> 30:24.283
‫نظرت چیه «آلایژا»؟

30:24.283 --> 30:26.261
‫معامله قبوله؟

30:35.807 --> 30:37.764
‫آقایون

30:37.764 --> 30:40.754
سوفیا» گفت اومدین من رو بکشین»

30:44.758 --> 30:45.793
‫باز خوبه که یه اقدام برای نتیجه‌گیری اینکه

30:45.793 --> 30:46.818
‫دشمنت باهات قابل مقایسه‌ست یا نه
‫کفایت نمی‌کنه

30:46.818 --> 30:48.763
‫ترجیح میدادم فحشم بدن

31:02.713 --> 31:04.671
‫منم یه زمانی مثل شماها بودم

31:04.833 --> 31:07.790
‫خیال می‌کردم «هالو» همه‌جور
قدرتی بهم میده

31:07.790 --> 31:10.789
‫ولی آخرش همه‌ی چیزهایی که
‫دوست داشتم رو ازم گرفت

31:10.789 --> 31:13.775
‫خانواده‌ام رو گرفت . زنم رو گرفت

31:13.775 --> 31:14.848
‫و هیچی برام نذاشت

31:14.848 --> 31:17.839
‫از خون‌آشام‌ها متنفرم

31:17.839 --> 31:20.453
«از «کلاوس مایکلسون
بیشتر از همه‌شون متنفرم

31:21.793 --> 31:26.806
‫ولی حاضرم ‫باهاش متحد بشم

31:26.806 --> 31:29.241
‫علیه اون موجودی که ارباب خطابش می‌کنین

31:30.352 --> 31:35.297
‫شاید این بهتون ثابت کنه
که ‫ارباب‌ـتون چقدر بده

31:36.800 --> 31:38.848
‫این رو یه تعریف درنظر می‌گیرم

31:41.810 --> 31:43.837
‫آقایون

31:43.837 --> 31:46.831
‫باید پوست از سر شماها بکنم

31:52.854 --> 31:55.825
‫ولی الان زمان مناسبی نیست

31:55.825 --> 31:56.847
‫بله

31:56.847 --> 31:59.870
‫برای همین بخشش غیرمناسبی می‌طلبن

31:59.870 --> 32:02.836
‫تو و دوست‌ـت یه حق انتخاب دارین

32:02.836 --> 32:06.837
‫«هالو» رو ترک کنید یا در کنارش بمیرین

32:06.837 --> 32:07.912
‫در هر صورت از نظرم اشکالی نداره

32:07.912 --> 32:10.881
‫باید بگم پیشنهاد قانع‌کننده‌ایه

32:10.881 --> 32:13.876
‫قتل در برابر بخشایش

32:13.876 --> 32:17.877
‫البته اگه باور کنم که سر قولتون می‌مونین

32:20.851 --> 32:22.886
‫بیشتر از اونی که شهرت داری باهوشی

32:22.886 --> 32:24.860
‫من توی یه مزرعه‌ی وایکینگ‌ها بزرگ شدم

32:24.860 --> 32:26.869
‫با بوی کود آشنام

32:26.869 --> 32:27.908
‫تکرار نمی‌کنم

32:27.908 --> 32:29.898
‫«هالو» چی می‌خواد؟

32:30.902 --> 32:34.870
‫معلومه خب...آزادی

32:34.870 --> 32:37.914
‫یه روح نمی‌تونه نهایت
قدرت واقعیش رو بروز بده

32:40.884 --> 32:42.911
ولی وقتی دوباره بتونه
...جسمش رو بدست بیاره

32:45.881 --> 32:49.434
‫توی کدوم کتاب داستانی خوندی
که ‫اجازه میدم اینطوری بشه؟

32:51.887 --> 32:55.954
‫پیشنهادم ‫از روی ادب بود

32:55.954 --> 32:58.920
‫«هالو» هر چی می‌خواد می‌گیره

32:58.920 --> 33:02.899
«به هر قیمتی باشه «وینسنت
و «مارسل» مال ما میشن

33:02.899 --> 33:07.945
‫ولی اگه تو بیشتر از این به ما اهانت کنی
‫کل خونواده‌ات رو ازت می‌گیریم

33:08.981 --> 33:12.913
‫هنوزم به قدرتمون شک داری؟

33:13.957 --> 33:15.933
‫خب ، نباید داشته باشی

33:15.933 --> 33:19.942
‫و همونطور که بزودی هم می‌فهمی
‫امشب برای یه هدف اینجا اومدیم

33:19.942 --> 33:21.990
‫و به هدفمون هم رسیدیم

33:23.975 --> 33:27.937
‫نمیشه جلوی «هالو» رو گرفت

33:34.987 --> 33:36.967
‫خانم‌ها و آقایون

33:39.916 --> 33:43.996
‫خانم‌ها و آقایون
ایشون یه پادوی «هالو» هستن

33:45.015 --> 33:50.006
‫یه پیرو تاریکی ‫که تهدید کرده
شهرمون رو می‌بلعه

33:50.006 --> 33:54.990
‫عزیزانتون رو ‫و مال من رو

33:58.966 --> 34:00.997
‫چه از ما نفرت داشته باشید و چه نه

34:00.997 --> 34:04.943
‫خانواده‌ی من هر کاری در توانش باشه
انجام میده

34:05.948 --> 34:09.002
‫تا این بلا رو از «نیو اورلانز» برداره

34:09.002 --> 34:10.995
‫توصیه می‌کنم شما هم این‌کار رو بکنید

34:12.013 --> 34:13.991
...وگرنه

34:44.166 --> 34:46.093
‫«مارسل» کجاست؟

34:46.093 --> 34:47.182
‫به چیز دیگه‌ای نمی‌تونی فکر کنی ، نه؟

34:49.139 --> 34:51.123
‫به طرز ناباوری فایده داره

34:51.123 --> 34:52.175
‫اینطوری باعث میشه شلوغ‌کاری نکنی

34:52.175 --> 34:53.188
‫ما یه قراری داشتیم

34:53.188 --> 34:55.137
‫عملاً اون اسلحه‌ها رو تحویلت دادم

34:55.137 --> 34:57.143
‫حالا بگو اون کجاست؟

34:57.143 --> 35:00.100
‫یه جایی مخفی شده
و جاش امن و راحته

35:00.100 --> 35:02.143
‫حداقل تا وقتی ترتیب «هالو» رو بدیم

35:04.187 --> 35:12.170
‫بگو ببینم واقعاً ازم متنفری
یا نفرت‌ـت به‌خاطر حرفیه که زدم؟

35:17.205 --> 35:21.160
‫500 سال پیش

35:21.160 --> 35:24.163
«یه روستای روسی به اسم «کلاچ

35:25.197 --> 35:28.133
‫یه روز گرم تابستونی بود

35:28.133 --> 35:29.205
‫یه خونواده بزرگ و خوشحال داشتیم

35:29.205 --> 35:31.221
‫بیرون هم جشن عروسی بود

35:31.221 --> 35:33.172
‫چیزی یادت اومد؟

35:35.144 --> 35:38.235
‫من رفتم که شراب بیارم

35:38.235 --> 35:42.156
‫وقتی برگشتم دیدم از خون خواهرم می‌خوری

35:43.212 --> 35:49.223
‫جشن عروسی ، ‫کل خونواده‌ام
‫همه‌شون مرده بودن

35:49.223 --> 35:51.224
‫مخفی شدم و نگاهت کردم

35:56.170 --> 36:00.171
‫خب ، عمیقاً معذرت می‌خوام

36:00.171 --> 36:04.167
‫ولی خیلی خوشحالم که همه‌ی
‫اسلحه‌هات رو توقیف کردم

36:04.167 --> 36:07.212
‫چی میشه اگه هوس انتقام بکنی

36:07.212 --> 36:09.264
‫مراقب باش زیاد بلوف نزنی «کلاوس»

36:09.264 --> 36:12.250
‫مدت‌ها قبل از اینکه «مارسل» رو بشناسم
‫ازت متنفر بودم

36:31.263 --> 36:34.257
«امشب عجب نمایشی به پا کردی «آلایژا

36:34.257 --> 36:35.278
‫عجب نمایشی بود

36:35.278 --> 36:37.294
‫کاری که لازم بود رو انجام دادم

36:37.294 --> 36:39.283
‫و خواهش می‌کنم

36:41.285 --> 36:44.271
دومنیک» می‌خواست تو رو بکشه»

36:44.271 --> 36:47.258
‫پس الان باید تشکر کنم؟

36:47.258 --> 36:53.272
‫یه اتحاد بین من و تو ‫کاملاً ضروریه

36:55.279 --> 36:57.269
‫این دشمن یه نیروی تاریکه

36:57.269 --> 36:59.262
‫نمیشه باهاش معامله کرد
یا دلیل و برهان آورد

37:00.272 --> 37:02.240
‫من معامله نمی‌کنم

37:02.240 --> 37:04.318
‫و از دلیل و برهان آوردن هم خسته شدم

37:07.330 --> 37:09.323
تو چی؟

37:35.262 --> 37:37.269
‫یه معذرت‌خواهی بهت بدهکارم

37:37.269 --> 37:40.289
‫کاری که «آلایژا» کرد

37:40.289 --> 37:43.338
‫دقیقاً اون چیزی نبود که وقتی به
‫جشن دعوت‌ـت کردم انتظار داشتم

37:43.338 --> 37:47.342
‫میدونم وقتی کسی وقتی اطراف خونواده‌ات باشه
‫باید انتظار اینا رو داشته باشه

37:49.278 --> 37:51.337
‫نه اینکه گونه من بهتر باشه

37:52.348 --> 37:53.348
‫میدونی که گرگ‌ها چطورین

37:53.348 --> 37:55.334
‫کلی جنگ و دعوا دارن

37:55.334 --> 37:57.298
‫می‌ترسیدم مثل اونا بشم

37:57.298 --> 37:59.359
‫واسه همین یه مسیر متفاوت انتخاب کردم

37:59.359 --> 38:02.345
‫بعدش رفتم مدرک پزشکی گرفتم

38:02.345 --> 38:04.381
‫و زندگی خودم رو ساختم

38:04.381 --> 38:07.314
‫یه مدت طول کشید
‫ولی بالاخره موفق شدم

38:07.314 --> 38:08.368
‫تو هم می‌تونی همین کار رو بکنی

38:19.380 --> 38:23.342
‫راستش «آلایژا» که اون یارو رو کشت
یه خوبی هم داشت

38:23.342 --> 38:24.402
‫جشن زودتر تموم شد

38:24.402 --> 38:27.379
‫کم‌کم داشت بهم خوش می‌گذشت

38:27.379 --> 38:31.326
‫خب ، تا صبح هنوز کلی وقت هست

38:32.323 --> 38:34.325
و منم یه بار جاز باحال می‌شناسم

38:49.415 --> 38:54.442
‫تعجبی نداره دوباره با ترسناک‌ترین
‫روش ممکن وارد شدی

38:54.442 --> 38:57.374
‫بگو چی فهمیدی . بعدش میرم

38:57.374 --> 39:00.440
خبر خوب : ‫بالاخره تونستم
برم به سیاه‌چال

39:00.440 --> 39:03.384
‫خبر بد : هیچی ندیدم

39:03.384 --> 39:07.455
‫خبر خوب دیگه : ‫اونجا
بوی چوب صندل میداد

39:07.455 --> 39:10.374
‫خب؟

39:10.374 --> 39:13.440
‫دوستم «دِوینا» بهم یاد داده
‫اگه بوش جایی به مشامم رسید

39:13.440 --> 39:15.451
‫احتمالش هست یه چیزی مخفی شده باشه

39:17.461 --> 39:22.403
‫اینم یعنی ‫«مارسل» اون پایینه

39:30.445 --> 39:32.464
‫همه‌ی اسلحه‌ها رو گرفتی؟

39:32.464 --> 39:34.412
‫خب ، نمیدونم

39:34.412 --> 39:35.467
‫بذار از «دومنیک» بپرسیم . باشه؟

39:35.467 --> 39:40.460
نمیشه ‫. جسدش الان داره می‌سوزه

39:40.460 --> 39:43.475
‫سعی کردم از خون و خونریزی جلوگیری کنم
‫ولی تو شدی جلاد شهر

39:43.475 --> 39:45.495
‫بذار خودم بهش رسیدگی کنم

39:45.495 --> 39:47.476
‫چرا باید این‌کار رو بکنم؟

39:47.476 --> 39:49.482
«هوپ»

39:51.434 --> 39:55.447
‫دقیقاً برای همینه که ‫باید از
دخالتم در این موضوع دفاع کنم

39:55.447 --> 39:59.851
‫خب برادر ، ‫بگو چیا میدونی

40:02.876 --> 40:05.053
‫این موجود می‌خواد
از نو زاده بشه

40:05.453 --> 40:08.423
‫امروز صبح «وینسنت» گفت که

40:08.423 --> 40:11.493
‫هر موقع میاد به دنیا
‫در 4تا نقطه کارش رو می‌کنه

40:11.493 --> 40:13.428
‫دلیلش رو نمیدونم

40:13.428 --> 40:15.439
‫دنبال چیزیه

40:15.439 --> 40:17.444
‫البته اونجور که بوش میاد 4تا چیز

40:17.444 --> 40:19.517
‫و کاملاً مطمئنم که یکیشون دست منه

40:19.517 --> 40:23.506
‫پدر و مادرم موقع محافظت از این در
برابر ‫یکی از پیروان «هالو» کشته شدن

40:23.506 --> 40:26.463
‫بارها و بارها این رو دیدیم

40:26.463 --> 40:28.469
‫وقتی یه جادوگر می‌خواد دوباره زاده بشه

40:28.469 --> 40:30.463
‫برای تکمیل طلسم باقی‌مونده جسمش لازمه

40:30.463 --> 40:31.543
‫تو یه تیکه از بدن دشمنمون رو پیدا کردی

40:31.543 --> 40:34.492
‫خوش‌به‌حالم
‫اون 3تای دیگه پیش کی هستن؟

40:36.491 --> 40:38.538
«دومنیک»

40:41.475 --> 40:44.465
دومنیک» گفت یه چیزی اینجا پیدا کرده»

40:44.465 --> 40:47.535
‫چی؟ یه کیسه استخون اینجاست
‫که ازش بی‌خبرم؟

40:49.537 --> 40:53.491
‫نه ولی یکی هست

41:32.540 --> 41:34.609
‫مرگ «دومنیک» یه حواس‌پرتی بود

41:34.609 --> 41:36.599
‫از حیله ما علیه خودمون استفاده کردن

41:36.599 --> 41:38.593
‫این موجود همه‌جا پیرو داره

41:38.593 --> 41:40.527
‫کل شهر رو آلوده کردن

41:40.527 --> 41:44.580
...اگه بقیه استخون‌ها رو قبلِ ما پیدا کنن -
اون‌وقت این شرارت رو گسترش میدن -

41:47.300 --> 41:49.400
‫و میاد سراغ همه‌مون

41:50.400 --> 41:51.400
مترجمین : مــعــیــن و رضــا

41:52.400 --> 42:24.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
