WEBVTT

00:01.050 --> 00:02.514
پیش از این در
"The Originals"

00:02.539 --> 00:03.320
«مکسین»

00:03.320 --> 00:04.420
موضوع «آدام»ـه
اصلاً برنگشته خونه

00:04.420 --> 00:06.820
همه‌جا رو گشتم

00:06.820 --> 00:07.860
هوپ»؟»

00:07.860 --> 00:09.690
کابوس دیدم -
چیزی نیست -

00:09.690 --> 00:10.590
جات امنه

00:11.860 --> 00:14.000
چرا این‌کار رو باهام می‌کنی؟

00:14.000 --> 00:16.160
‫اسم وسط مادربزرگت «مالرو» بوده؟

00:16.170 --> 00:17.470
تو آخرین عضو گله‌تون هستی
این یعنی خاصی

00:17.470 --> 00:19.430
‫زهرم رو که گرفتی
‫کِی می‌تونم برم؟

00:19.440 --> 00:21.370
‫مقدار کافی برای درست کردن
‫پادزهر رو ندارم

00:21.370 --> 00:24.540
اگه یکی از اعضای خانواده‌ام
دوباره گاز گرفته بشه بازم لازم داریم

00:26.280 --> 00:29.940
مارسل» ، این شهر در خطره»
و ممکنه همه‌ـش تقصیر من باشه

00:29.950 --> 00:32.480
می‌تونم حس کنم
کلاوس» هنوز تو «نيو اورلانز»ـه»

00:32.480 --> 00:34.520
امروز «نیکلاوس» رو آزاد می‌کنیم

00:34.520 --> 00:36.650
‫طلسم خیلی قویه
‫باید از نیروی یه نفر استفاده کنم

00:36.650 --> 00:38.820
هر اتفاقی افتاد تا وقتی
نیکلاوس» آزاد نشده دست برندار»

00:38.820 --> 00:41.020
«نیک»

00:41.020 --> 00:42.720
حاضری دختر کوچولوت رو ببینی؟

00:42.730 --> 00:44.460
می‌خوای برات بیدارش کنم؟ -
نه -

00:44.460 --> 00:45.860
بذار بخوابه

00:49.030 --> 00:51.200
معطلی واسه چیه؟

00:51.200 --> 00:53.070
نیک» رو که نجات دادیم»
از خطر مرگ هم فرار کردیم

00:53.070 --> 00:56.570
‫چرا الان تو یه جت اختصاصی
‫به «سِینت-تروپه» نیستیم؟

00:56.570 --> 00:59.844
تو راه می‌تونی بخونی
این چند سال چیا گذشته

00:59.869 --> 01:01.880
تضمین می‌کنم چیز
زیادی از دست ندادی

01:01.880 --> 01:03.180
شرایط تغییر کرده

01:03.180 --> 01:05.010
بزودی اینجا رو ترک می‌کنیم

01:05.010 --> 01:06.410
باید برادرزاده‌مون رو در نظر بگیریم

01:06.420 --> 01:07.720
کول» درست میگه»

01:07.720 --> 01:11.990
باید هر چی زودتر بین خودمون
و «مارسل جرارد» یه اقیانوس فاصله بندازیم

01:11.990 --> 01:13.390
ما امروز جایی نمیریم

01:13.390 --> 01:15.220
می‌خوام یه روز در آرامش
پیش دخترم باشم

01:15.230 --> 01:16.390
قبل از اینکه ببریمش

01:16.390 --> 01:19.390
هر تأخیری خطرناکه -
یه روز -

01:19.400 --> 01:21.530
ما وسط ناکجاآبادیم
خونه مخفی شده

01:21.530 --> 01:23.100
دنبالمون نکردن
و درخواست هم نمی‌کنم

01:27.670 --> 01:30.610
همگی ببینید کی بیدار شده

01:39.220 --> 01:40.680
سلام

01:42.520 --> 01:44.520
سلام

01:45.960 --> 01:48.520
مامان ، میشه برم تو باغ بازی کنم؟

01:48.530 --> 01:49.690
آره

01:49.690 --> 01:51.590
‫حتماً

02:03.200 --> 02:04.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:05.200 --> 02:10.000
"The Originals"
فصل 4
قسمت 3 : شکارچی ویرانه‌ها

02:11.000 --> 02:20.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:36.170 --> 02:38.310
ایوا» ، کجا بودی؟»

02:38.310 --> 02:39.840
نگرانت شدم

02:39.840 --> 02:41.840
واسه شام آش ‌شعله‌قلمکار گرفتم
که دوست داری

02:41.850 --> 02:46.250
وینس» ، یه خبرهایی دارم»

02:46.250 --> 02:47.620
رفته بودی تو محله؟

02:47.620 --> 02:49.120
«بیخیال «ایوا

02:49.120 --> 02:50.790
اونجا قلمرو «مارسل جرارد» ـه

02:50.790 --> 02:53.420
و میدونی اونجا واسه
جادوگرها امن نیست

02:53.420 --> 02:55.160
مرگ و میر هر روز
داره بیشتر میشه

02:55.160 --> 02:57.120
هیچ‌جا امن نیست

02:57.130 --> 03:00.130
حتی محله‌ی «ترمه» هم
پر از خون‌آشام شده

03:00.130 --> 03:01.660
نظرت چیه از اینجا بریم؟

03:01.660 --> 03:03.630
می‌تونیم هر جایی بریم

03:03.630 --> 03:06.000
یه دنیا اون بیرونه که
توش نگران «مارسل» نباشیم

03:06.000 --> 03:11.370
ایوا»ـی عزیزم ، من نمی‌تونم»
همه‌ـش این بحث رو باهات بکنم ، خب؟

03:11.370 --> 03:13.670
اینجا خونه‌ی منه

03:13.680 --> 03:15.980
«دیگه فقط ما 2تا نیستیم «وینس

03:18.480 --> 03:21.120
من رفته بودم به محله
که «سوفی دِورو» رو ببینم

03:21.120 --> 03:23.720
اون یه موهبت داره . میدونی؟

03:25.390 --> 03:27.990
می‌فهمه یه زن چه موقع حامله‌ست

03:32.000 --> 03:34.230
من دارم بابا میشم؟

03:34.230 --> 03:36.300
آره

03:42.570 --> 03:47.440
تو بابای فوق‌العاده‌ای میشی
ولی اینجا نه

03:51.850 --> 03:57.490
ببین عزیزم ، ما هر جا بریم
بچه‌مون بخشی از نسل خونیِ منه

03:57.490 --> 04:00.090
و نسل من آروم و قرار نداره
اگه به میراثش متصل نباشه

04:00.090 --> 04:01.590
میراثی که ما رو به کشتن میده

04:01.590 --> 04:03.720
فقط واسه اینکه خودمون باشیم؟ -
نه . ببین چون -

04:03.730 --> 04:06.230
وقتی من بزرگ می‌شدم اینجا
برای جادوگرها یه بهشت بود

04:06.230 --> 04:08.660
اینجا برات بهترین جای
دنیا بود اگه یه بچه بودی

04:08.670 --> 04:10.430
و یه کوچولو جادو تو رگ‌هات داشتی

04:10.430 --> 04:12.330
نيو اورلانز»ـی که من بخاطر دارم اینه»

04:12.340 --> 04:14.400
و تو همین «نيو اورلانز» می‌خوام
بچه‌ام رو بزرگ کنم

04:16.210 --> 04:18.240
«6ماه بهم فرصت بده «ایوا

04:18.240 --> 04:20.170
عزیزم ، بهم 6 ماه فرصت بده
و بهت قول میدم

04:20.180 --> 04:22.440
یه راهی پیدا می‌کنم
«که مطمئن بشم «مارسل جرارد

04:22.450 --> 04:24.050
هرگز پاش رو توی «ترمه» نذاره

04:24.050 --> 04:26.610
بذار این‌کار رو بکنم . خواهش‌می‌کنم
بذار واسه تو این‌کار رو بکنم

04:26.620 --> 04:28.850
عزیزم ، بذار این‌کار رو واسه بچه‌ام بکنم

04:31.120 --> 04:33.720
باشه

04:33.720 --> 04:36.520
پیغامت رو در مورد پسر گمشده گرفتم

04:36.530 --> 04:38.930
افرادم رو فرستادم بگردن

04:38.930 --> 04:42.060
حالا می‌خوام قضیه رو برام روشن کنی

04:42.070 --> 04:45.470
چطور یه جادوگر گمشده
یعنی کل شهر در خطرن؟

04:45.470 --> 04:47.470
زنم «ایوا» رو یادته دیگه؟

04:47.470 --> 04:48.870
ایوا»...آره»

04:48.870 --> 04:50.740
روانیِ بچه‌دزد

04:50.740 --> 04:52.610
آره . اون همیشه
«اونطوری نبود «مارسل

04:54.480 --> 04:56.240
چیزی که تو دیدی یه کالبد بود

04:56.250 --> 04:57.480
اون همه چیز بود پسر

04:57.480 --> 04:59.480
باهوش بود . خوشگل بود

04:59.480 --> 05:03.450
سرشار از عشق و روشنایی بود

05:03.450 --> 05:05.950
و بعد یه چیز شیطانی واردش شد

05:05.960 --> 05:07.920
و اون رو به بازی گرفت

05:07.920 --> 05:11.130
و چیزی جز تاریکی باقی نذاشت

05:11.130 --> 05:13.730
و حالا به گمونم همون تاریکی
دوباره برگشته

05:15.330 --> 05:18.630
ایوا» می‌خواست 9تا»
‫بچه رو قربانی کنه

05:18.640 --> 05:20.230
...واقعاً فکر می‌کنی یکی داره

05:20.240 --> 05:22.340
پسر ، «آدام فالسوم» تازه اولیش بود

05:22.340 --> 05:26.210
هر کی داره این‌کار رو می‌کنه
بچه‌های بیشتری می‌خواد

05:31.850 --> 05:34.320
چه چیزهای وحشتناکی بهش گفتی؟

05:34.320 --> 05:39.250
بهش گفتم تو هم
مثل من یه دورگه‌ای

05:39.260 --> 05:42.160
اینم گفتم که خیلی پیری

05:42.160 --> 05:43.620
تازه اون 7 سالشه

05:43.630 --> 05:45.790
می‌تونیم واسه گفتن
جزئیات خونین صبر کنیم

05:45.800 --> 05:47.500
خب ، حتماً یکی بی‌اعتبارم کرده

05:47.500 --> 05:49.930
...شاید اون «مریِ» عجوزه -
بس کن -

05:49.930 --> 05:53.030
من 5 سال ازش در برابر
همه چیز محافظت کردم

05:53.040 --> 05:55.940
که شامل داستان‌های ترسناکی
که راجبه تو پخش شده هم میشه

05:55.940 --> 05:57.970
اون سرگذشت تو رو نمیدونه
چیزی که میدونه

05:57.970 --> 06:01.180
اینه که از خانواده‌ات محافظت می‌کنی
به هر قیمتی

06:01.180 --> 06:03.180
ولی با اینحال ازم می‌ترسه

06:03.180 --> 06:04.650
اون بچه‌ی حساسیه

06:04.650 --> 06:07.450
و تو الان اصلاً آروم نیستی

06:14.560 --> 06:17.560
«تو شاهزاده‌ی افسانه‌ایش بودی «کلاوس

06:17.560 --> 06:19.330
حالا واقعی شدی

06:19.330 --> 06:21.400
هنوز خیلی کارها داری

06:28.540 --> 06:32.310
حالا که برادرمون هدف
شرافتمندانه‌اش رو پیدا کرده

06:32.310 --> 06:33.870
تو چطور؟

06:33.880 --> 06:35.880
بذار یه روز با دخترش باشه

06:35.880 --> 06:38.010
فردا دنبال یه جای امن دیگه می‌گردیم

06:38.010 --> 06:39.650
منظورم این نبود . بود؟

06:41.320 --> 06:43.320
تو دیگه بهش وابسته نیستی

06:43.320 --> 06:45.520
...حتماً بهش فکر کردی پس

06:45.520 --> 06:48.090
می‌خوای با جاودانگیت چی‌کار کنی

06:48.090 --> 06:50.420
حالا که دیگه درگیر نجات دادن
روح «نیک» نیستی؟

06:51.490 --> 06:53.290
نمیدونم

06:56.230 --> 06:58.430
تو چطور؟

06:58.430 --> 07:00.600
هنوزم واسه خودت یه خانواده می‌خوای؟

07:00.600 --> 07:04.410
خب ، عشق واقعی
هنوز داره ازم فرار می‌کنه

07:04.410 --> 07:06.340
ولی حتماً تا الان یه برنامه براش اومده

07:06.340 --> 07:09.010
متأسفم . میدونم چه احساسی
به «مارسل» داشتی

07:09.010 --> 07:12.550
ما فرصت شروع دوباره رو داریم

07:12.550 --> 07:16.080
شاید بهتره هردومون
از این یه روزِ آروم استفاده کنیم

07:16.090 --> 07:19.120
تا تصمیم بگیریم شروع جدیدمون
چطوری باشه

07:42.410 --> 07:44.210
شرمنده . میدونم درد داره

07:46.120 --> 07:48.750
آره ولی تو فقط می‌خوای به
خانواده‌ات کمک کنی . می‌فهمم

07:48.750 --> 07:50.820
انگار واقعاً دارن زجر می‌کشن

07:50.820 --> 07:53.890
نوشابه‌های ناهارشون خنک شد؟

07:55.990 --> 07:59.330
همه‌جات زخمی‌ـه
چرا بهبود پیدا نمی‌کنی؟

07:59.330 --> 08:03.600
میدونی ، این روحیه‌ی گله‌ی گرگ‌ها
هیچ‌وقت تو کتم نمیرفت

08:03.600 --> 08:05.830
فکر کردم من یه مشکلی دارم

08:07.270 --> 08:10.070
ولی در مقایسه با تو
یه شهروند نمونه‌ام‌

08:10.070 --> 08:12.310
یه ملکه‌ی گرگینه که
به‌خاطر یه مشت خون‌آشام

08:12.310 --> 08:15.780
به هم‌نوعش خیانت می‌کنه
حال آدم رو به‌هم میزنه

08:15.780 --> 08:17.950
چرا ماسکش رو برداشتی؟

08:17.950 --> 08:20.480
‫- باید تا می‌تونیم زهر بگیریم
‫- استراحت لازم داشت

08:20.480 --> 08:23.950
‫اون زنده می‌مونه . اگه به اندازه کافی
واسه ساختن دارو زهر جمع نکنیم

08:23.950 --> 08:25.820
برادرهام زیاد شانس نمیارن

08:26.820 --> 08:28.760
کاری که لازمه رو بکن

08:28.760 --> 08:30.690
‫اینجا نفسم بند اومد

08:47.540 --> 08:49.180
چقدر قشنگه

08:52.520 --> 08:55.720
مامان گفت تو هم
دوست داری نقاشی کنی

08:55.720 --> 08:58.720
آره . خیلی زیاد

09:41.260 --> 09:43.700
هیچ‌وقت بهش عادت نمی‌کنم

09:45.400 --> 09:46.870
«ویل»

09:46.870 --> 09:48.900
ممنون که اومدی رفیق
‫واسم خبر آوردی؟

09:48.910 --> 09:50.370
نه از اون خوباش

09:50.370 --> 09:52.210
آدام فالسوم» تنها مورد‌مون نیست»

09:52.210 --> 09:54.280
3تا گزارش دیگه هم
از بچه‌های گمشده داریم

09:55.910 --> 09:58.750
ببین «وینس» ، شاید این پرونده
ربطی به جادوگرها نداره

09:58.750 --> 10:00.510
بذار تحقیقاتم رو ادامه بدم

10:00.520 --> 10:01.750
اگه اتفاق ماوراءطبیعی افتاد
خبرت می‌کنم

10:01.750 --> 10:04.520
می‌خوام تو این یکی دخالت نکنی . باشه؟

10:04.520 --> 10:06.090
می‌خوام مطمئن بشی که
پلیسا هم دخالت نکنن

10:06.090 --> 10:08.260
من نمیذارم تنهایی با 4تا
بچه‌ی گمشده سروکله بزنی

10:08.260 --> 10:09.960
من تنها نیستم
مارسل» و خون‌آشام‌هاش رو دارم»

10:09.960 --> 10:11.690
من هنوز به «مارسل» اعتماد ندارم -
منم ندارم -

10:11.690 --> 10:13.730
آره . خب ، خیلی بد شد

10:13.730 --> 10:16.100
چون اینجا فقط منم که
از پس هر کاری برمیام

10:16.100 --> 10:19.470
یکی از افرادم چندتا چراغ روشن
تو عمارت قدیمیِ «استریکس» دیده

10:19.470 --> 10:21.300
اونجا چند ساله تخته شده

10:21.300 --> 10:24.310
به‌طور اتفاقی قفل
دروازه جلویی شکسته شده

10:24.310 --> 10:26.070
باید این رو گزارش بدم -
«ویل» -

10:26.080 --> 10:27.940
پسر ، من می‌خوام ازت محافظت کنم

10:27.940 --> 10:30.080
باشه

10:30.080 --> 10:32.580
این بچه‌دزدی‌ها به مطبوعات
«درز می‌کنن «وینس

10:32.580 --> 10:35.150
گمونم در بهترین حالت
تا آخر امروز وقت داری

10:39.490 --> 10:42.060
بریم سراغ کارمون

10:43.730 --> 10:44.990
هی ، وایسا

10:48.430 --> 10:51.070
مگه تو این رو امروز توی
بنزین فندک خیس نکردی؟

10:58.510 --> 11:00.140
مارسل» ، یه لطفی بکن»

11:00.140 --> 11:03.180
می‌خوام اون کتاب رو
تا جای ممکن ازم دور کنی

11:03.180 --> 11:06.180
حتی اگه سعی کردم بیام دنبالش
می‌خوام من رو بکُشی

11:22.300 --> 11:24.160
اینجایی

11:24.170 --> 11:26.530
هر جا که مشروب و ممه باشه

11:26.530 --> 11:28.970
آره . اومده بودم اینجا که
تنهایی یه دلی از عذا دربیارم

11:28.970 --> 11:31.270
با تشکر از شما -
خب ، برو یه جا دیگه تنها باش -

11:31.270 --> 11:33.610
چون من باید یه‌کم فکر کنم
و دوست دارم

11:33.610 --> 11:35.210
نزدیک مشروب گرون فکر کنم

11:35.210 --> 11:38.040
بعد از 5 سال که تو یه خونه
پیش هم گیر افتاده بودیم

11:38.050 --> 11:41.210
بفرما . بازم تو یه خونه
پیش هم گیر افتادیم

11:41.220 --> 11:44.050
خب ، حداقل این یکی خون خیالی نداره

11:44.050 --> 11:46.450
اصلاً عادی نیست

11:46.450 --> 11:49.290
1000سال بیخ گوش هم زندگی کردیم

11:49.290 --> 11:54.160
توهم ، خیانت ، خشونت
دوباره از اول

11:54.160 --> 11:57.030
خب ، ما نامیرا هستیم
پس اگه دنبال عادی بودن می‌گردی

11:57.030 --> 11:59.170
فکر نکنم پیداش کنی

11:59.170 --> 12:00.900
حالا چرا یهو ترش کردی؟

12:00.900 --> 12:03.170
انتظار داشتی از
سرزمین رویاها بیای بیرون

12:03.170 --> 12:05.000
و وارد یه خانواده‌ی معمولی بشی؟

12:05.010 --> 12:08.840
وقتی ما اونجا بودیم
به‌نظر میرسید دنیا متوقف شده

12:08.840 --> 12:10.210
ولی نشده بود

12:10.210 --> 12:14.080
«ادامه داشت بدون «دِوینا

12:14.080 --> 12:16.220
اگه زنده بود امروز 23 سالش می‌شد

12:16.220 --> 12:19.490
و برام سواله که تو این مدت چی‌کار می‌کرد

12:21.060 --> 12:22.920
اون دنیا رو جای بهتری می‌کرد

12:24.530 --> 12:30.400
اون‌وقت ما اینجاییم . نفس می‌کشیم
و چی‌کار می‌کنیم؟

12:30.400 --> 12:36.440
توهم ، خیانت ، خشونت
دوباره از اول

12:39.910 --> 12:41.910
این واسه شکنجه نیست

12:41.910 --> 12:44.080
کار لازمه

12:44.080 --> 12:47.510
اکثر آدمایی که کار بد می‌کنن
خودشون رو قانع می‌کنن که لازمه

12:50.250 --> 12:51.880
آروم باش

12:51.890 --> 12:53.190
این برای زخم‌هاته

12:57.630 --> 12:58.760
تو یه گرگینه‌ای

12:58.760 --> 13:01.360
چرا درمان نمیشی؟

13:02.630 --> 13:06.100
با یه جراح ارتوپد قرار میذاشتم

13:06.100 --> 13:08.270
یه روز موقع کوه‌نوردی
خواستم خودی نشون بدم

13:08.270 --> 13:09.870
پریدم پایین

13:09.870 --> 13:12.610
قوزک پام شکست
شکستگی مرکب دوجزئی

13:12.610 --> 13:15.240
و اون فقط می‌خواست کمکم کنه
دوباره سرپا بشم تا روز بعدش

13:15.240 --> 13:16.980
دید دوباره مثل روز اولم شدم

13:16.980 --> 13:18.710
ترسید

13:18.710 --> 13:22.550
‫یه ناهنجاری پزشکی بودن
‫می‌تونه مصیبت‌بار بشه

13:22.550 --> 13:24.920
‫پس یه جادوگر آوردی که طلسم کنه

13:24.920 --> 13:26.490
تا سرعت بهبودت کند بشه؟

13:26.490 --> 13:27.990
نه . کارت یکی رو کش رفتم

13:27.990 --> 13:30.920
وارد آزمایشگاه پاتولوژی شدم
از نمونه‌ بافتم استفاده کردم

13:30.930 --> 13:33.460
‫تا تحریکات شیمیایی
آنزیم‌های بدنم رو آنالیز کنم

13:36.660 --> 13:40.270
ببین ، حتی یه هیولا
بازم ساختار بیولوژیکی داره

13:40.270 --> 13:44.670
در معرض تأثیرات شیمیایی
می‌تونه ضعیف یا قوی بشه

13:44.670 --> 13:49.080
پس یه درمانی درست کردم تا
صفات گرگینه‌ایم رو متوقف کنه

13:49.080 --> 13:51.140
این کارِ جادو نبود
کار پزشکی بود

13:56.950 --> 14:00.250
میدونم تو این سال‌ها
چیزهای احمقانه زیادی دیدی

14:02.420 --> 14:04.920
ولی هیچ‌وقت ندیدم بترسی

14:04.930 --> 14:07.160
خیلی‌خب ، نمی‌خوای بگی
اینجا با چی طرف هستیم؟

14:07.160 --> 14:09.530
گذشته

14:09.530 --> 14:11.660
گذشته‌ تو ، گذشته‌ من

14:12.970 --> 14:16.600
8سال پیش تو این شهر رو
با یه مشت آهنی اداره می‌کردی

14:16.600 --> 14:19.810
از هر طرفی یه عالمه جادوگر رو
وحشت‌زده کرده بودی

14:19.810 --> 14:21.210
من از «دِوینا» محافظت می‌کردم

14:21.210 --> 14:23.380
آره . خب ، منم یه چیزی
برای محافظت داشتم

14:23.380 --> 14:25.780
«و می‌خواستم بکشمت «مارسل

14:25.780 --> 14:31.350
به‌خاطر زنم
به‌خاطر بچه‌ی متولد نشده‌ام

14:31.350 --> 14:33.290
...پس

14:33.290 --> 14:34.850
شروع کردم به گشتن
دنبال اشکالی از جادو

14:34.860 --> 14:36.890
که نتونی در برابرش دفاع کنی

14:38.690 --> 14:41.330
چیزی پیدا نکردم

14:41.330 --> 14:45.870
بعد یه روز وارد خونه‌ام شدم
و دیدم اون کتابچه روی میزمه

14:47.640 --> 14:50.040
این یه کتاب راهنماست

14:50.040 --> 14:51.640
‫جادوی مستلزم قربانی
‫ولی شبیه به این رو

14:51.640 --> 14:53.770
هیچ جایی ندیدم که تمرین بشه

14:59.410 --> 15:02.980
باعث شد احساس کنم شکست‌ناپذیرم

15:07.890 --> 15:11.520
تو اولین جادوگر «نيو اورلانز» نیستی
‫که برای اجدادش قربانی می‌کنه

15:11.530 --> 15:13.260
«این برای اجدادمون نیست «مارسل
این فرق می‌کنه

15:13.260 --> 15:15.330
این یه چیزی قدیمی‌تر از اجداده

15:15.330 --> 15:16.900
و کتاب هیچ‌وقت اسمی روش نذاشته

15:16.900 --> 15:19.030
باشه . خب ، کی کتاب رو بهت داد؟

15:19.030 --> 15:21.370
...حتماً یه جادوگر اون رو -
‫- مسئله اینجاست «مارسل»

15:21.370 --> 15:23.870
‫کتاب با دستخط من نوشته شده

15:23.870 --> 15:26.170
‫و یادم نمیاد که نوشته باشمش

15:41.060 --> 15:44.620
بذار حدس بزنم
می‌خوای دنیا ناپدید بشه

15:46.060 --> 15:47.430
‫کل دنیا رو نه

15:47.430 --> 15:49.260
‫تو می‌تونی بمونی

15:49.260 --> 15:51.360
‫همینطور «هوپ»

15:51.370 --> 15:54.030
‫به گمونم «کلاوس» هم آخرهفته‌ها بتونه بیاد

15:56.770 --> 16:00.440
‫من توی این 5 سال به آدمای زیادی
«خیانت کردم «آلایژا

16:00.440 --> 16:05.040
‫آدمایی رو کشتم تا ردم رو بپوشونم
‫و «هوپ» سالم بمونه

16:05.050 --> 16:06.480
‫بی‌رحم بودم

16:06.480 --> 16:09.050
‫یه «مایکلسون» بودی

16:09.050 --> 16:11.020
‫کاری که مجبور بودی رو انجام دادی

16:14.460 --> 16:18.720
‫حقیقتش اینه که ‫حاضرم
دوباره اون‌کارها رو بکنم

16:20.230 --> 16:21.790
‫صدها بار به خودم گفتم که

16:21.800 --> 16:23.760
...به‌خاطر «هوپ» اون‌کارها رو کردم ولی

16:23.770 --> 16:27.130
‫شاید به دلایل خودخواهانه‌ای انجامشون دادم

16:27.140 --> 16:31.800
‫وقتی پیش دخترم نبودم
‫مُدام به تو فکر می‌کردم

16:45.020 --> 16:51.620
‫الان باید خوشحال باشم
ولی یکی از گرگ‌ها توی انباره

16:51.630 --> 16:55.490
‫بدبخت و ترسیده

16:55.500 --> 16:58.030
‫و حقش نیست اونجا باشه

16:59.600 --> 17:01.200
‫آزادش کن

17:02.440 --> 17:03.870
...اگه «مارسل» پیداتون کنه

17:03.870 --> 17:06.470
‫نمی‌تونی که تا آخر عمر این‌کار رو بکنی

17:06.470 --> 17:10.440
‫زندگیت ارزش‌ـش بیشتر از رستگاریِ
خانواده «مایکلسون»ـه . باور کن

17:11.880 --> 17:13.880
‫اینطوری حتی خودتم از دست میدی

17:19.490 --> 17:22.020
‫اکثراً روی پوست حیوون‌ها نقاشی می‌کشیدم

17:22.020 --> 17:23.890
‫حتی پوست درخت‌ها ، دیوار غارها

17:23.890 --> 17:25.860
‫توی غار زندگی می‌کردی؟

17:25.860 --> 17:27.190
‫تو کلبه زندگی می‌کردم

17:27.200 --> 17:29.230
‫همه‌مون توی 2تا اتاق بودیم

17:29.230 --> 17:31.460
‫راستش از اونطور که به‌نظر میاد بهتر بود

17:31.470 --> 17:33.370
‫ولی عمو «کول» خروپف می‌کرد

17:33.370 --> 17:34.500
‫تازه صدای خروپفش هم زیاد بود

17:34.500 --> 17:39.710
‫حتماً باحال بود که با اون‌همه
بچه ‫می‌تونستی بازی کنی

17:39.710 --> 17:42.140
‫راستش درسته . باحال بود

17:42.140 --> 17:44.010
‫ولی بازم احساس تنهایی می‌کردم

17:44.010 --> 17:46.410
‫احساس می‌کردم از
خواهر و برادرهام متفاوتم

17:46.410 --> 17:48.980
‫ولی عاشق هنر بودم
‫قبلاً نقاشی‌هایی از

17:48.980 --> 17:50.920
‫گل‌ها و توت‌ها می‌کشیدم

17:50.920 --> 17:53.890
‫این گل‌های نارنجی باطراوت‌ترین گل‌ها هستن

17:53.890 --> 17:55.490
‫از نارنجی خوشم میاد

17:55.490 --> 17:58.490
‫یه پروانه اونجاست

17:58.490 --> 18:00.530
‫فکر کنم گیر کرده

18:00.530 --> 18:03.600
‫آره . بالش شکسته

18:10.240 --> 18:12.910
‫به مامان نگو

18:41.100 --> 18:42.670
‫آزادی بری

18:52.950 --> 18:54.550
‫یه حرفایی قبل خدافظی دارم

18:54.550 --> 18:56.920
‫تا وقتی زنده باشی
‫یه آدمایی دنبالت می‌کنن

18:56.920 --> 18:59.750
‫نمی‌تونی زندگی قبلیت رو داشته باشی
‫باید ناپدید بشی

19:01.160 --> 19:02.560
‫یه نفر داره میاد . زود برو

19:09.460 --> 19:12.060
‫اون کجاست؟

19:12.070 --> 19:14.670
‫- مجبور بودم «فِرِیا»
‫- مجبور بودی چی‌کار کنی؟

19:14.670 --> 19:16.270
‫حکم مرگ خونواده‌ام رو امضا کنی؟

19:16.270 --> 19:17.540
‫میرم دنبالش

19:18.940 --> 19:20.570
‫فکر نکنم

19:25.550 --> 19:27.050
‫برو کنار

19:29.450 --> 19:31.420
‫می‌تونه خیلی بدترم بشه

19:31.420 --> 19:33.950
‫- از سر راهم برو کنار
‫- «فِرِیا» ، وایسا

19:33.950 --> 19:35.820
‫ما زهر کافی برای درست کردن درمان داریم

19:35.820 --> 19:37.460
‫یه منبع بی‌پایان نیاز نداریم

19:37.460 --> 19:39.260
‫بیا بزنیم به جاده و بیخیال «مارسل» بشیم

19:39.260 --> 19:41.930
‫«مارسل» می‌تونه از زهرش به هر کسی بده

19:41.930 --> 19:43.660
‫نمی‌تونیم خطری رو که هر لحظه
‫در کمین ماست بیخیال بشیم

19:43.660 --> 19:45.460
کیلین» که نباید به‌خاطرش عذاب بکشه»

19:45.470 --> 19:47.500
‫حالا یهویی شدی قاضیِ درست و غلط؟

19:47.500 --> 19:49.600
‫من توی زندگیم کارهای اشتباه زیادی کردم

19:49.600 --> 19:51.170
‫ولی الان شرایط عوض شده

19:51.170 --> 19:53.170
‫یه دختر کوچولوی نازنین دارم
که اطراف خونه می‌گرده

19:53.170 --> 19:55.470
‫و کرم‌های شب‌تاپ زخمی رو خوب می‌کنه

19:55.480 --> 19:59.310
‫اگه کسی رو توی انبارمون اسیر کنیم
ازمون سوال می‌پرسه

19:59.310 --> 20:01.110
‫پس بهش بگو دنیا جای ناجوریه

20:01.110 --> 20:03.520
‫و اینکه بعضی‌وقت‌ها مجبوریم برای بقا
‫کارهای بدی بکنیم

20:03.520 --> 20:05.150
‫اگه این رو زودتر یاد بگیره
‫بهتر می‌تونه مواظب خودش باشه

20:05.150 --> 20:07.490
‫وظیفه‌ی اون نیست که مواظب خودش باشه

20:07.490 --> 20:09.020
‫وظیفه‌ی منه . وظیفه‌ی ماست

20:09.020 --> 20:11.120
‫ازجمله مراقبت از معصومیتش

20:11.120 --> 20:13.390
‫اون یه «مایکلسون»ـه
‫می‌تونه بدون معصومیتش هم زندگی کنه

20:13.390 --> 20:15.130
‫ولی بدون خانواده‌اش نمی‌تونه

20:15.130 --> 20:17.060
...اون یه «مایکلسون»ـه و تو

20:17.060 --> 20:22.800
کافیه ‫قبل از اینکه حرفی بزنی
که بعداً پشیمون بشی

20:22.800 --> 20:24.900
‫ممنون برادر

20:24.910 --> 20:27.440
‫حالا اگه من رو ببخشید
‫باید برم شکار یه گرگ

20:30.980 --> 20:32.740
‫ولش می‌کنی بره

20:34.310 --> 20:36.380
‫باشه

20:43.420 --> 20:45.990
‫اون‌موقع‌ها نمی‌شناختمت

20:45.990 --> 20:47.560
وقتی با «ایوا» بودی -
نه -

20:47.560 --> 20:49.730
‫ولی خب ، من یکی مطمئنم
که خوب می‌شناختمت

20:49.730 --> 20:54.000
‫به گمونم زخم‌های جنگ هیچ‌وقت خوب نمیشن

20:54.000 --> 20:56.100
‫جنگ نبود «مارسل»

20:56.100 --> 20:57.840
‫نه . جنگ نبود
‫کشتار و سلاخی بود

20:57.840 --> 20:59.770
‫جادوگرها از دستورات تو اطاعت نکردن

20:59.770 --> 21:01.740
‫- واسه همین سلاخی شدن
‫- آره . برای اتفاقی که افتاد

21:01.740 --> 21:04.380
«‫- من رو مقصر میدونی . برای از دست دادن «ایوا
‫- اتفاقی که برای «ایوا» افتاد

21:04.380 --> 21:06.410
‫به‌خاطر من بود . تقصیر تو نبود

21:08.250 --> 21:10.080
‫هر روز سعی می‌کنم فراموش کنم

21:10.080 --> 21:12.220
‫ولی نمی‌تونم

21:20.590 --> 21:23.130
‫نیومدی بخوابی

21:23.130 --> 21:28.130
...می‌خوام نحوه‌ی این

21:28.130 --> 21:31.800
‫بز و مار قربانی کردم
‫ولی به‌نظر کفایت نمی‌کنه

21:31.810 --> 21:34.110
‫انگار یه چیز بزرگتر براش نیازه

21:34.110 --> 21:35.610
«باید بخوابی «وینس

21:35.610 --> 21:38.940
ایوا» ، این به‌خاطر ماست ، خب؟»
تصور کن

21:38.950 --> 21:41.550
‫قدرت کافی داشته باشیم که

21:41.550 --> 21:44.380
‫برای بزرگ کردن بچه‌مون از
مارسل جرارد» ترسی نداشته باشیم»

21:44.380 --> 21:46.150
‫بچه‌ای داشته باشیم که جادو یاد بگیره

21:46.150 --> 21:48.820
‫به‌خاطر دلایل درست
‫به‌خاطر لذتش

21:48.820 --> 21:51.790
‫به‌خاطر اینکه نیاز روح رو برآورده کنه
‫نه به‌خاطر نیاز به محافظت از خودش

21:54.160 --> 21:56.330
خیلی‌خب

21:56.330 --> 21:57.800
‫پس نشونم بده

21:57.800 --> 21:59.800
‫نه

21:59.800 --> 22:02.070
‫نه «ایوا» . این جادو خیلی قدرتمنده

22:02.070 --> 22:04.100
‫جداً؟

22:04.100 --> 22:07.110
‫امیدوارم مهارت جادوگریم رو زیرسوال نبری

22:07.110 --> 22:09.470
‫ما یه تیم هستیم . درسته؟

22:09.480 --> 22:10.880
‫همیشه

22:18.180 --> 22:20.850
‫به نظرم یه قربانی صحیح

22:20.850 --> 22:23.350
‫باید قربانی کردن چیزی باشه که
‫از ته دل دوست داشته باشی

23:23.680 --> 23:25.350
‫چیزی که از ته دل دوست داشته باشن

23:25.350 --> 23:27.190
‫برای همین بود که شروع به
‫قربانی کردن بچه‌ها کرد

23:27.190 --> 23:30.250
ایوا» به اون قدرت متعهد بود»

23:30.260 --> 23:33.020
‫و حاضر بود از محدودیت‌ها
و خط قرمزها هم فراتر بره

23:33.030 --> 23:34.290
‫و این من رو ترسوند

23:37.230 --> 23:39.230
‫هردومون توافق کردیم که دست برداریم

23:39.230 --> 23:44.070
‫و بعد یه روز ‫نوزادها کم‌کم
از تخت‌هاشون ناپدید شدن

23:50.410 --> 23:53.850
‫مامان میگه بزرگتر که بشم
‫«فِرِیا» طلسم‌های واقعی یادم میده

23:53.850 --> 23:56.450
‫فکر کنم خودت تنهایی هم یه پا استادی

23:56.450 --> 23:59.380
‫همیشه نمی‌تونم خوب کنترلش کنم

23:59.390 --> 24:01.750
‫این بعضی‌وقت‌ها من رو می‌ترسونه

24:03.120 --> 24:08.590
‫عزیزم ، تو ‫دختر
کلاوس مایکلسون» هستی»

24:08.600 --> 24:11.360
‫تو بزرگترین جادوگر تاریخِ دنیا میشی

24:11.360 --> 24:13.100
‫و هیچی نمی‌تونه تو رو بترسونه

24:13.100 --> 24:15.500
‫میدونی تو چی هستی

24:16.940 --> 24:19.270
‫قوی‌ترین موجود دنیا

24:19.270 --> 24:21.440
‫به قدری قوی هستی که همه‌ی
‫بدی‌ها رو از ما دور کنی

24:21.440 --> 24:23.070
‫چه چیزهای بدی؟

24:23.080 --> 24:25.440
‫آدم بدها ، هیولاها

24:25.450 --> 24:30.050
‫آدمای بدجنس ‫، خودخواه و عصبانی

24:30.050 --> 24:32.920
‫هیچی به دخترم صدمه‌ای نمیزنه

24:32.920 --> 24:34.620
‫هیچی حتی نزدیکت هم نمیشه

24:34.620 --> 24:36.390
‫تو تنها چیزی هستی که برام مهمه

24:44.160 --> 24:48.130
‫داری می‌لرزی . ‫سردته؟

24:48.130 --> 24:50.770
‫آره . یه مدتی میشه سردمه

24:50.770 --> 24:52.600
‫خب پس بیا بریم داخل خونه

24:52.610 --> 24:55.040
‫می‌تونی نقاشی‌هات رو نشونم بدی

25:10.360 --> 25:13.690
‫دخترم یه نقاش بی‌نظیره

25:13.690 --> 25:15.990
‫خب ، خیلی بهتر از توئه

25:15.990 --> 25:18.090
‫راستش سطحت خیلی بالا نیست

25:18.100 --> 25:20.900
‫افراد نادان هنر رو درک نمی‌کنن

25:24.300 --> 25:27.270
کول» ازم خواست خدافظی کنم»

25:29.640 --> 25:32.040
‫به گمونم نباید تعجب کنم

25:32.040 --> 25:33.980
‫این‌دفعه دیگه دنبال چیه؟

25:33.980 --> 25:35.380
‫اهمیتی هم داره؟

25:35.380 --> 25:37.010
‫بازم برمیگرده

25:37.020 --> 25:39.380
‫همیشه آدم نچسب و خودخواهی بود

25:39.380 --> 25:43.790
2بار مُرد و 5 سال هم توی
‫سرزمین خیالات «فِرِیا» سر کرد

25:43.790 --> 25:46.020
‫می‌تونی یه کوچولو ولگردیش رو نادیده بگیری

25:46.020 --> 25:48.090
‫متوجه نمیشم چرا تو
بار و بندیلت رو نمی‌بندی

25:52.000 --> 25:56.630
نیک» ، دیگه بهم نیاز نداری»

25:56.640 --> 26:00.040
‫میدونم که از بین خواهر و برادرهات
‫من رو بیشتر از همه دوست داری

26:00.040 --> 26:02.140
‫و قطعاً تو رو دوست دارم

26:02.140 --> 26:04.810
‫ولی فضایی در قلبم برای بیشتر از اینا هست

26:04.810 --> 26:06.540
‫می‌خوام عشق بورزم

26:06.550 --> 26:09.180
‫می‌خوام خانواده‌ی خودم رو داشته باشم

26:09.180 --> 26:11.410
‫و خوب نمیشه اگه می‌تونستیم
برای یک‌بار هم که شده

26:11.420 --> 26:14.020
‫جدا از هم خوشبخت بشیم؟

26:14.020 --> 26:16.820
‫بدون خنجر ، بدون تبعید

26:16.820 --> 26:21.220
‫فعلاً میرم ‫. بزودی می‌بینمت

26:29.270 --> 26:35.570
‫تو تنها کسی بودی ‫که هیچ‌وقت
مثل یه ناخاله باهام رفتار نکردی

26:35.570 --> 26:39.010
‫برای قرن‌ها جایگاهم کنار تو بود

26:40.280 --> 26:44.850
‫و الان باید کنار دخترم باشم

26:44.850 --> 26:48.690
‫و به گمونم لیاقتش رو داری که تو
هم ‫جایگاهت در دنیا رو پیدا کنی

26:48.690 --> 26:51.130
‫ممنون

27:01.470 --> 27:03.770
‫خوابیده؟

27:03.770 --> 27:07.470
‫با اون کفش‌های گِلی که داشت

27:07.470 --> 27:11.110
‫کی بود که اونم از این‌کارها می‌کرد؟

27:12.480 --> 27:14.610
‫منتظر کسی هستی؟

27:14.610 --> 27:17.450
‫آره . هر لحظه ممکنه برسه

27:17.450 --> 27:19.420
‫فکر کنم ازش خوشت میاد

27:30.430 --> 27:32.360
‫حال‌ـت خوبه؟

27:36.500 --> 27:39.000
ربکا» یه سوالی ازم پرسید»

27:39.000 --> 27:42.170
‫پرسید اگه «نیکلاوس» دیگه بهم
‫نیاز نداشته باشه چی‌کاره میشم

27:42.170 --> 27:45.240
‫خواسته‌هایی برای خودم دارم؟

27:45.240 --> 27:46.940
‫منم در موردش فکر کردم

27:46.950 --> 27:48.450
‫مدت‌ها پیش یه زمانی بود

27:48.450 --> 27:52.520
‫خوب یادمه بیشتر از اینا می‌خواستم

27:52.520 --> 27:55.450
...به طریقی

27:55.450 --> 27:57.790
‫اون احساسات رو زیر

27:57.790 --> 28:00.920
‫- آشوب و خون‌هایی که ریختم گم کردم
‫- هی

28:00.930 --> 28:05.660
‫نباید اجازه بدی اعمال بد گذشته‌ات
شخصیت‌ـت رو تعریف کنن

28:05.660 --> 28:07.830
‫من می‌شناسمت

28:07.830 --> 28:09.930
‫تو آدم خوبی هستی

28:11.770 --> 28:15.170
‫نه . تو خوبی

28:20.380 --> 28:22.780
‫وقتی گفتم تو یه «مایکلسون»ـی
‫اشتباه می‌کردم

28:22.780 --> 28:24.110
‫تو «مایکلسون» نیستی

28:24.120 --> 28:27.020
‫تو قلب «مایکلسون»‌ها رو نداری

28:27.020 --> 28:30.650
‫خوبی زیادی در تو وجود داره

28:33.190 --> 28:35.630
‫برای همینه که دوست‌ـت دارم

28:39.360 --> 28:42.030
‫منم دوست‌ـت دارم

29:19.440 --> 29:20.670
‫یالا . خواهش می‌کنم

29:28.610 --> 29:30.780
‫زودباش

29:39.890 --> 29:43.130
‫بهت گفتم که نمی‌تونم بذارم بری

29:44.230 --> 29:45.860
‫برای همین یه حق انتخاب داری

29:45.860 --> 29:49.500
‫باهام برگرد ‫یا کاری می‌کنم
با عذاب بیای

30:15.390 --> 30:16.560
‫ازشون فاصله بگیر

30:34.610 --> 30:36.580
‫می‌شناسمت

30:39.620 --> 30:41.620
«وینسنت گریفیت»

30:41.620 --> 30:43.250
‫از کجا اسمم رو میدونی؟

30:43.260 --> 30:45.160
‫چون تو من بودی

30:45.160 --> 30:47.490
‫خوشحاله که تو اینجایی

30:47.490 --> 30:49.690
‫می‌خواد اینجا باشی

30:49.690 --> 30:51.330
‫می‌خواد اینجا باشم؟

30:51.330 --> 30:53.260
‫چی داری میگی؟

30:53.270 --> 30:54.630
‫اون موجود رو میگم

30:54.630 --> 30:57.770
‫همینی که در این شهر ساکنه

30:57.770 --> 31:00.200
‫کنار همه‌مون

31:00.210 --> 31:01.640
‫داخل وجودته

31:01.640 --> 31:03.670
‫عاشقته

31:03.680 --> 31:06.440
‫همونطور که عاشق زنت بود

31:50.360 --> 31:54.820
‫با کدوم چشم ‫ترجیح میدی
پایان کارِت رو ببینی؟

32:07.570 --> 32:09.740
‫بذار انجام بشه

32:26.290 --> 32:28.860
‫بابا؟

32:32.530 --> 32:35.230
‫فکر کنم یه مشکلی هست

32:39.070 --> 32:40.600
‫ولش کن

32:40.610 --> 32:42.140
‫همین حالا ولش کن

32:43.410 --> 32:45.040
‫فکر می‌کنی استثنایی بودی «وینسنت»؟

32:45.040 --> 32:47.480
‫اینکه فقط تو برگزیده بودی؟

32:47.480 --> 32:49.310
‫یه رویا دیدم

32:49.310 --> 32:52.050
‫در مورد یه مرد بد

32:52.050 --> 32:58.290
‫به بچه‌ها صدمه میزد
‫و فکر کنم به منم صدمه زد

32:58.290 --> 32:59.990
‫متوجه نیستی؟

32:59.990 --> 33:01.920
«تو آزادش کردی «وینسنت

33:01.930 --> 33:06.060
‫بهش جون دادی
و الان باید تغذیه کنه

33:21.450 --> 33:23.180
‫سرگیجه دارم

33:23.180 --> 33:26.850
‫- و سرم درد می‌کنه
«هِیلی» -

33:26.850 --> 33:28.990
‫«مارسل» ، طلسم انجام شده

33:28.990 --> 33:30.520
‫داره جون این بچه‌ها رو می‌گیره

33:31.690 --> 33:32.890
‫دارن یخ میزنن

33:37.300 --> 33:40.660
‫مامان ، خیلی سردمه

33:44.940 --> 33:46.270
وینسنت» ، این چه کوفتیه؟»

33:48.210 --> 33:51.470
‫اون جادوگر از وسایل شخصی

33:51.480 --> 33:52.810
‫برای اتصال دادن اونا به طلسم استفاده کرده

33:52.810 --> 33:54.880
توتم» هستن»

33:54.880 --> 33:57.450
‫با این جادو آشنام
‫می‌تونم معکوس‌ـش کنم

34:10.530 --> 34:12.330
وینسنت»؟»

34:12.330 --> 34:14.400
‫آره پسر

34:14.400 --> 34:15.970
‫آره . حال‌ـت خوبه

34:15.970 --> 34:18.500
‫می‌تونی بلند بشی؟

34:18.500 --> 34:19.900
‫همینه

34:24.140 --> 34:27.740
‫«مارسل» ، 5تا «توتم» داریم
‫ولی 4تا بچه‌ان

34:27.750 --> 34:29.980
‫خب ، اون یکی کیه؟

34:51.840 --> 34:53.540
‫ماشین قشنگیه

34:53.540 --> 34:55.300
‫هی ، ناراحت نمیشی ازت قرضش بگیرم؟

34:59.310 --> 35:00.840
‫میدونستم از این ماشین خوشت میاد

35:00.840 --> 35:03.040
‫خیلی قابل پیش‌بینی هستی

35:03.050 --> 35:04.450
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

35:04.450 --> 35:05.850
‫خب ، میرم ماجراجویی

35:05.850 --> 35:08.050
‫و «سِینت تروپه» به اندازه بقیه جاها عالیه

35:09.690 --> 35:12.520
‫بعلاوه یکی باید از دردسر دورت کنه

35:32.080 --> 35:35.410
‫امدادگرا بچه‌ها رو برای معاینه
به بیمارستان فرستادن

35:35.410 --> 35:38.350
‫پلیس «نيو اورلانز» هم به والدینشون خبر میده

35:38.350 --> 35:39.580
‫به‌نظر میرسه که یه قهرمانی

35:39.580 --> 35:42.380
آدام» ممکن بود بمیره»

35:42.390 --> 35:43.650
‫همه‌ی اون بچه‌ها ممکن بود بمیرن

35:43.650 --> 35:44.890
‫و گوش کن چی میگم

35:44.890 --> 35:48.053
‫اگه «هوپ مایکلسون» به طلسم
متصل باشه ‫اون می‌میره

35:48.078 --> 35:50.490
‫باید بیاریمش اینجا

35:50.490 --> 35:53.190
‫باید یه طلسم پاکسازی
روی خاک «نيو اورلانز» بذاریم

35:53.200 --> 35:54.700
‫تازه از شرشون خلاص شدم

35:54.700 --> 35:55.930
‫خب ، برشون‌گردون «مارسل»

35:55.930 --> 35:58.000
‫اون یه بچه‌ست ، خب؟

35:58.000 --> 35:59.470
‫و عملاً خواهرته

36:02.540 --> 36:05.670
‫تا حالا هیچ‌وقت مریض نشده

36:05.680 --> 36:08.110
‫این یه بیماری جادوییه

36:09.110 --> 36:12.850
‫انگار...نمیدونم . توضیحش سخته

36:12.850 --> 36:15.780
‫مثل سرماخوردگیه

36:33.700 --> 36:35.740
‫از طرف «وینسنت گریفیت»ـه

36:35.740 --> 36:38.770
‫میدونه «هوپ» چش شده
‫می‌تونه مداواش کنه

36:42.280 --> 36:44.950
‫ولی باید برگردیم به «نيو اورلانز»

36:49.750 --> 36:51.820
‫- انجام شد
‫- خیلی‌خب ، خوبه

36:51.820 --> 36:53.560
‫باهاشون ملاقات کن

36:53.560 --> 36:55.720
‫کمکشون کن . بااحتیاط رفتار کن

36:55.730 --> 36:58.230
‫نمی‌خوام کسی بدونه که اجازه دادم
‫اونا برگردن اینجا

37:02.570 --> 37:04.230
‫چرا «هوپ»؟

37:05.800 --> 37:09.140
‫چرا بچه‌ای رو انتخاب کرده که
‫حدوداً 1000 مایل فاصله داره؟

37:09.140 --> 37:11.110
‫چون اون جادوگر استثنایی‌ـه
‫از نسل خاصیه

37:11.110 --> 37:12.570
‫قدرتمنده

37:12.580 --> 37:13.810
‫اینجا توی محله به دنیا اومده

37:13.810 --> 37:16.210
‫همچین قربانی مستحق پاداشه

37:18.350 --> 37:20.320
‫خیلی‌خب ، نذار اتفاقی براش بیوفته

37:22.690 --> 37:25.550
‫هی ، گفتی که به‌خاطر بچه‌ی
متولد نشده‌ات درگیر این جریان شدی

37:27.860 --> 37:29.260
‫چی شد؟

37:32.630 --> 37:39.100
‫خب ، وقتی فهمیدم که دزدیدن
اون بچه‌ها ‫کار «ایوا» بوده

37:39.100 --> 37:40.840
‫میدونستم که باید یه کاریش بکنم

37:40.840 --> 37:44.670
‫ولی به قدری درگیرش شده بود
‫که نمی‌تونست به هیچ سوالی جواب بده

37:44.680 --> 37:48.710
‫برای همین چندتا شفادهنده آوردم
‫و سعی کردیم تطهیرش کنیم

37:48.710 --> 37:52.110
‫تا آخرین ذره قدرتم هم
برای این‌کار استفاده کردم

38:01.360 --> 38:03.690
‫عزیزم

38:03.690 --> 38:07.030
‫ولی هیچ اهریمنی تسخیرش نکرده بود

38:16.970 --> 38:19.240
‫خودش به یه اهریمن تبدیل شده بود

38:19.240 --> 38:22.210
‫برای همین نمیدونم چه اتفاقی برای
‫بچه‌مون افتاد

38:23.550 --> 38:27.250
‫نمیدونم به‌خاطر جادوی مستلزم قربانی بود

38:27.250 --> 38:30.050
‫یا اینکه سعی داشتم «ایوا» رو نجات بدم

38:31.150 --> 38:33.350
‫اهمیتی نداره

38:33.360 --> 38:35.560
‫هر چی باشه تقصیر من بود

38:40.600 --> 38:43.570
‫میدونم چی فکر می‌کنی

38:43.570 --> 38:45.700
‫من جادوگر شرور داستانت هستم

38:45.700 --> 38:49.270
‫ولی اگه من تونستم ردت رو بگیرم
‫یعنی کلی آدم دیگه هم می‌تونن

38:49.270 --> 38:52.170
‫فرقش اینه که می‌خوان بمیری

38:52.180 --> 38:53.840
‫خانواده‌ی من زنده‌ات رو نیاز دارن

38:53.840 --> 38:56.780
‫- واسه این سپاسگزار باش
‫- می‌خوای ازت تشکر کنم؟

38:56.780 --> 38:58.710
‫بیا جلوتر و سپاسگزاریم رو
با کمال میل نشونت میدم

38:58.720 --> 39:00.680
‫برادرها و خواهرم دارن میرن به «نيو اورلانز»

39:00.680 --> 39:02.850
‫خودشون رو تو خطر میندازن
‫تا از برادرزاده‌ام محافظت کنن

39:02.850 --> 39:05.450
‫الان بیشتر از هر وقت دیگه‌ای
...به یه درمان نیاز داریم مگه اینکه

39:05.460 --> 39:08.260
‫مگه اینکه بیماری رو از بین ببریم

39:08.260 --> 39:09.890
‫منظورت چیه؟

39:09.890 --> 39:12.960
‫می‌خوای آزاد بشی ، نه؟

39:14.400 --> 39:17.300
‫شاید بتونی کمکم کنی تا همه‌مون آزاد بشیم

39:17.300 --> 39:21.300
‫خودت گفتی که هیولاها
‫ارگانیسم بیولوژیکی هستن

39:23.070 --> 39:24.810
‫اگه راهی برای ضعیف کردن خودت پیدا کردی

39:24.810 --> 39:27.310
‫پس شاید بتونی کمکم کنی
‫یکی دیگه رو ضعیف کنم

39:27.310 --> 39:29.040
‫جادوی من و داروی تو

39:29.050 --> 39:31.480
‫یه معامله پیشنهاد میدی؟

39:31.480 --> 39:33.150
‫می‌تونی زندگیت رو پس بگیری

39:33.150 --> 39:38.390
‫ولی قبلش ‫من و تو باید راهی برای
کشتن ‫«مارسل جرارد» پیدا کنیم

39:44.430 --> 39:46.330
‫لازم نیست بیای

39:46.330 --> 39:48.560
‫تو 5 سال تموم زندانی «مارسل» بودی

39:48.570 --> 39:50.000
‫بذار خودم «هوپ» رو ببرم

39:50.000 --> 39:52.000
‫«هِیلی» ناراحته . بمون و بهش تسلی بده

39:52.000 --> 39:53.430
‫اگه این یه تله باشه

39:53.440 --> 39:56.910
‫اگه «مارسل» قصد داشته باشه
همه‌مون رو بکشه

39:56.910 --> 39:59.310
‫دخترت یه پدر می‌خواد

39:59.310 --> 40:02.440
‫همه میریم

40:02.450 --> 40:04.880
‫اون بهم نیاز داره
منم به هردوتون نیاز دارم

40:06.650 --> 40:09.480
‫ما خونواده‌ایم . باید باهم باشیم

40:30.340 --> 40:33.680
‫چیزی که در من زندگی می‌کنه
‫در وجود تو هم زندگی می‌کنه

40:33.680 --> 40:37.450
‫پوچی ‫، عطش ، تلخی

40:37.450 --> 40:39.110
‫از داخل تو رو میدره

40:42.020 --> 40:44.290
‫هنوزم اونجاست

40:44.290 --> 40:47.420
‫و تو کسی هستی که
‫بهش جون میدی

40:50.230 --> 40:53.160
‫فرار کردی چون اون بهت اجازه داد

40:53.160 --> 40:57.700
‫چون برای بعد بهت نیاز داره

40:57.700 --> 41:01.840
‫هنوز در خاک این شهره در حرکته

41:06.410 --> 41:09.180
‫در قلب‌های مردمت می‌تپه

41:12.420 --> 41:15.750
‫حتماً تغذیه و آزاد میشه

41:19.420 --> 41:22.060
‫همه‌مون آزاد میشیم

41:37.270 --> 41:38.910
‫چیزی نیست بچه‌ها

41:38.910 --> 41:40.440
‫همه چیز روبراه میشه

41:53.000 --> 41:54.000
مترجمین : مــعــیــن و رضــا

41:55.000 --> 42:29.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
