WEBVTT

00:01.500 --> 00:02.500
پیش از این در
"The Originals"

00:02.703 --> 00:05.571
این هفته 5 سال از
سقوط «مایکلسون»ها می‌گذره

00:05.605 --> 00:07.807
5سال با صلح و آرامش

00:07.841 --> 00:09.575
ما برای این آرامش
بهای بزرگی پرداخت کردیم

00:09.609 --> 00:11.510
ما آزادی‌مون رو پس گرفتیم

00:11.544 --> 00:13.078
ارتباطمون رو با نیاکان‌مون قطع کردیم

00:13.112 --> 00:16.081
برای پس گرفتن شهرمون
از «مارسل جرارد» حمایت کردیم

00:16.115 --> 00:19.051
از اون‌موقع مهمون‌هایی داشتیم

00:19.084 --> 00:21.186
خون‌آشام‌ها از سرتاسر جهان

00:21.220 --> 00:23.188
میان که شاهد زجر کشیدن
کلاوس مایکلسون» باشن»

00:23.222 --> 00:24.588
اونا به شهرمون اهمیتی نمیدن

00:24.623 --> 00:26.825
ما موفق شدیم هیولاهامون رو
مدفون نگه داریم

00:26.859 --> 00:28.927
حالا باید مطمئن بشیم که
اونا مدفون بمونن

00:28.961 --> 00:33.097
موضوع «آدام»ـه . اصلاً برنگشته خونه

00:33.131 --> 00:35.000
همه‌جا رو گشتم

00:37.768 --> 00:38.869
کابوس دیدم

00:38.903 --> 00:41.538
عزیزم ، چیزی نیست

00:41.572 --> 00:42.740
جات امنه

00:45.142 --> 00:48.579
بعد از این‌همه مدت
چیزی نمونده برشون‌گردونم

00:48.613 --> 00:51.481
من یه دارو برای زهر «فِرِیا» پیدا کردم

00:51.516 --> 00:54.118
یه جادوگر گیر آوردم
که طلسم «ربکا» رو باطل کنه

01:02.125 --> 01:04.493
‫حالا فقط یه نفر مونده

01:04.527 --> 01:05.995
بریم دنبالش

01:21.677 --> 01:24.246
اعتراف می‌کنم
تعقیب و گریز دوست دارم

01:24.279 --> 01:26.647
...گرچه

01:26.681 --> 01:28.983
...بدجور گرسنمه پس

01:30.919 --> 01:33.721
یا خدا ، اون یکی عجب حنجره‌ای داره

01:33.755 --> 01:35.990
حتماً خواننده‌ی اوپرا بوده

01:36.024 --> 01:37.925
راستش شاید مرگ بهتری
در انتظارش بود

01:37.959 --> 01:40.127
این واقعاً لازمه؟

01:40.161 --> 01:42.730
بستگی داره . می‌خوای ما
قدرت کامل داشته باشیم؟

01:42.763 --> 01:44.596
یا قصد داری خودت تنهایی
نیک» رو نجات بدی؟»

01:44.631 --> 01:46.199
خب ، صدای استخون‌شکستن
حواس آدم رو پرت می‌کنه

01:46.233 --> 01:48.034
و من دارم سعی می‌کنم یه طلسم
پنهان‌سازی رو بشکنم

01:48.068 --> 01:49.736
کول» ، میشه تمومش کنی؟»

01:51.204 --> 01:52.772
ممنون

01:52.806 --> 01:54.674
داشتی می‌گفتی -
می‌تونم حس کنم -

01:54.708 --> 01:56.609
کلاوس» هنوز تو «نيو اورلانز» ـه»

01:56.643 --> 01:58.044
به احتمال زیاد یه جایی زیرِ زمین

01:58.077 --> 02:01.179
نمی‌تونم جای دقیقش رو بفهمم
مگه اینکه داخل خودِ شهر باشم

02:01.213 --> 02:03.148
آره . این مشکل‌ساز میشه

02:03.182 --> 02:05.149
من تو «نيو اورلانز» رابط دارم

02:05.184 --> 02:07.753
همونطور که میشه حدس زد
اونجا پر از خون‌‌آشامه

02:07.787 --> 02:09.788
که همه‌شون از همه‌مون متنفرن

02:09.822 --> 02:12.190
هر کاری می‌کنیم باید سریع باشه -
خب ، منم -

02:12.224 --> 02:14.159
قصد نداشتم برم مشروب بزنم
نمی‌خوام بیشتر از

02:14.192 --> 02:16.160
اونی که باید بمونیم
ولی باید بریم

02:16.194 --> 02:18.328
وایسا . وایسا . امروز که انجامش نمیدیم

02:18.363 --> 02:20.197
نیک» به اندازه کافی زجر نکشیده؟» -
چرا -

02:20.231 --> 02:21.899
و منم 2بار مُردم

02:21.933 --> 02:23.634
نمی‌خوام بذارم «مارسل» بکنتش 3بار

02:23.668 --> 02:26.304
به نظرم اون دلقک رو
از شهر بکشونیم بیرون

02:26.338 --> 02:30.173
...و وقتی رفته بود -
من به اندازه کافی از دخترم دور بودم -

02:30.207 --> 02:33.176
...اگه می‌ترسی -
بهش میگن معقول بودن -

02:33.210 --> 02:36.246
تا وقتی که «فِرِیا» بتونه با گروگان
گرگینه‌اش داروی کافی درست کنه

02:36.280 --> 02:37.914
مارسل» اساساً می‌تونه»

02:37.948 --> 02:39.283
خرخره‌ی کوفتی‌مون رو بجوئه -
بسه -

02:40.751 --> 02:42.586
ما همه‌مون در خطریم

02:44.755 --> 02:46.089
امروز «نیکلاوس» رو آزاد می‌کنیم

02:47.890 --> 02:49.959
حتی اگه مجبور بشم
اون شهر رو به آتیش بکشم

02:50.700 --> 02:51.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:52.700 --> 02:53.700
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:54.700 --> 02:59.400
"The Originals"
فصل 4
قسمت 2 : محله بی‌محله

03:01.337 --> 03:03.505
خب ، قضیه چیه؟

03:03.538 --> 03:06.440
چندتا خون‌آشام رد «هِیلی مارشال» رو

03:06.474 --> 03:09.844
تا «آستین» «تگزاس» گرفتن
جایی که اون وقتی داشته

03:09.878 --> 03:12.213
با یکی از اهالی ملاقات می‌کرده
مورد حمله قرار گرفته

03:13.882 --> 03:16.851
خب ، این اولین‌بار نیست که
یه نفر سعی کرده

03:16.885 --> 03:18.252
هِیلی» رو از پا دربیاره و شکست خورده»

03:18.286 --> 03:22.589
درسته ولی این‌بار اونا
فقط دنبال «هِیلی» نبودن

03:22.623 --> 03:25.625
هدف دیگه هر کی که اون باهاش بوده

03:25.659 --> 03:28.461
حتماً مهم بوده
پس یه‌کم تحقیق کردم

03:28.495 --> 03:30.196
اسم «مالرو» چیزی یادت نمیندازه؟

03:30.230 --> 03:33.399
گله‌ی «مالرو» 5 سال پیش
به دست «لوشِن» از بین رفت شد

03:33.433 --> 03:34.734
آره . همه همین فکر رو می‌کردن

03:34.768 --> 03:38.335
ولی زنی که «هِیلی» رفته بود دیدنش
در واقع آخرین بازمانده‌‌ی نسلشه

03:42.408 --> 03:44.209
اگه «هِیلی» یه «مالرو» پیدا کرده

03:44.243 --> 03:47.245
ممکنه زهر هر 7تا گله رو داشته باشه

03:47.280 --> 03:50.749
که یعنی احتمالش هست
داروی گازم رو داشته باشه

03:50.783 --> 03:53.886
و اگه داشته ممکنه
مایکلسون»‌ها رو بیدار کرده باشه»

03:53.919 --> 03:56.354
و ممکنه الان تو راه باشن

04:01.426 --> 04:02.627
باشه پس

04:02.661 --> 04:04.629
عالیه پسر . یکی طلبت

04:04.663 --> 04:05.730
خیلی‌خب

04:07.798 --> 04:09.133
«مکسین»

04:12.536 --> 04:14.804
الان با دوستم از
پلیس «نيو اورلانز» حرف زدم

04:14.838 --> 04:16.806
و گفت که خاطرجمع میشه

04:16.840 --> 04:19.376
همه‌ی پلیس‌ها دنبالش بگردن
اینم گفت که

04:19.410 --> 04:21.945
تو هیچ‌کدوم از بیمارستان‌ها
اثری از «آدام» نیست

04:23.547 --> 04:26.183
طلسم مکان‌یابی چطور پیش میره؟

04:26.216 --> 04:28.651
نشونه‌ی واضحی وجود نداره

04:28.685 --> 04:32.521
انگار که اون همه‌جا هست

04:32.855 --> 04:34.256
نمیدونم چی‌کار کنم

04:34.290 --> 04:38.324
مکسین» ، پسرت و دوستاش»
دوست دارن واسه تفریح چی‌کار کنن؟

04:38.995 --> 04:41.830
یعنی دوست دارن ساختمون‌های
متروکه رو بگردن؟

04:41.863 --> 04:43.932
خونه‌های قدیمی

04:43.966 --> 04:46.301
خونه‌های روح‌زده؟ -
کاش می‌تونستم بگم نه -

04:46.335 --> 04:49.737
...خودش بهتر میدونه ولی اخیراً

04:49.771 --> 04:51.739
چرا می‌پرسی؟

04:51.773 --> 04:53.474
دوستم که کاراگاهه
داشت بهم می‌گفت که

04:53.508 --> 04:57.212
اونا اخیراً گزارشات زیادی رو از
جاده‌ی روستاییِ قدیمی دریافت کردن

04:57.245 --> 05:00.546
گزارش شیشه‌های شکسته
صداهای بلند شبانه

05:00.581 --> 05:02.416
پلیس یه ماشین گشت فرستاد
ولی اونا هیچی ندیدن

05:02.450 --> 05:04.318
و این من رو تو فکر برده

05:04.352 --> 05:06.687
بهتره مطمئن بشم
میرم یه نگاه بندازم . باشه؟

05:06.721 --> 05:08.689
منم باهات میام -
نه ، نه ، نه . بهترین کار -

05:08.723 --> 05:11.625
واست اینه که همینجا
به کارِت ادامه بدی . باشه؟

05:11.659 --> 05:12.960
بسپرش به من

05:12.993 --> 05:15.595
وینسنت» ، این رو با خودت ببر»

05:22.736 --> 05:24.437
یه طلسم حفاظته

05:24.471 --> 05:26.772
وقتی «آدام» به دنیا اومد
این رو براش درست کردم

05:26.806 --> 05:30.509
تو اتاقش نگه‌ـش میدارم
بعضی‌وقت‌ها باهاش می‌خوابه

05:30.542 --> 05:32.510
...فکر کردم شاید اگه پیشت باشه

05:36.482 --> 05:37.716
یه کوچولو کمک کنه

05:37.750 --> 05:40.152
خیلی‌خب

05:50.895 --> 05:53.329
هی ، باید برم

05:53.364 --> 05:54.498
نه . نمیری

05:54.532 --> 05:56.667
تو صاحب اینجایی

05:56.701 --> 06:02.339
آره . دقیقاً که یعنی
وظایف مدیریتی دارم

06:02.372 --> 06:04.674
شاید بهتره اینجا چندتا کار
مدیریتی انجام بدی

06:10.781 --> 06:13.383
شرمنده . همین الان یادم افتاد

06:13.417 --> 06:16.886
یه محموله خرت‌وپرت داره برام میاد

06:16.920 --> 06:18.688
تازه باید بانک هم برم
و پول خرد بگیرم

06:18.721 --> 06:20.022
10تومنی ، یه قرونی ، 10 شاهی

06:20.056 --> 06:21.923
کسی دیگه بلد نیست
از کارت اعتباری استفاده کنه؟

06:21.957 --> 06:24.526
بهت پیام میدم . باشه؟
قول میدم

06:30.066 --> 06:33.969
خب ، ممنون که صبر کردین
و نزدین دخلش رو بیارین

06:34.003 --> 06:37.306
ما فقط در مواقع ضروری
«هیولا میشیم «جاشوا

06:37.339 --> 06:38.838
گذشته از این تازه غذا خوردیم

06:38.873 --> 06:41.909
خیلی بد شد . می‌خواستم براتون
کلوچه‌ی خوشامدگویی بیارم

06:41.943 --> 06:44.377
اون دوست‌پسرت بود؟
پسر نازنینی بود

06:44.412 --> 06:47.315
و مثل آدم‌های دیگه
به شدت آسیب‌پذیر بود

06:47.349 --> 06:54.621
باشه . ببین ، فقط بگید چی می‌خواید
و قال قضیه رو بکنید

07:09.435 --> 07:12.872
مجبور بودی دوباره
عصبانیش کنی ، مگه نه؟

07:14.974 --> 07:16.809
کمیل»؟»

07:16.843 --> 07:20.946
نه دقیقاً . من ساخته‌ی خیالتم . یادته؟

07:20.980 --> 07:24.450
روش مغزت برای اینکه
حواست رو از دردهات پرت کنی

07:24.483 --> 07:26.785
«مثل آخرین‌باری که «مارسل
اون خنجر رو بهت فرو کرد

07:28.520 --> 07:31.556
ناخودآگاهت توهم حضور
من رو به وجود میاره

07:31.590 --> 07:34.826
تا از درد طاقت‌فرسا فرار کنی

07:34.860 --> 07:36.861
مثل همونی که الان داری تجربه می‌کنی

07:36.895 --> 07:38.763
می‌تونم این درد رو تحمل کنم

07:38.797 --> 07:42.100
البته ولی همراه با تنهایی؟

07:42.133 --> 07:44.701
ترس بزرگی که تو کل زندگیت

07:44.735 --> 07:46.470
از مطلقاً تنها بودن
این پایین تو تاریکی داری؟

07:46.504 --> 07:47.870
راجع بهش حرف نزن

07:47.905 --> 07:49.839
پرخاشگری هم یه شکل دیگه
از خالی کردن خودته

07:49.874 --> 07:51.440
تو از من دلخور نیستی

07:51.475 --> 07:53.877
تو خودت رو به‌خاطر افتادن توی این
آشفتگی سرزنش می‌کنی

07:53.911 --> 07:55.612
اشکال نداره اعتراف کنی

07:55.645 --> 07:57.847
راز بیمار محفوظه

07:57.881 --> 08:00.015
بعلاوه میدونی که من مُردم

08:00.049 --> 08:02.652
«دلم برات تنگ شده «کمیل

08:08.792 --> 08:11.660
ولی خجالت می‌کشم من رو اینطوری ببینی

08:11.694 --> 08:14.463
تو باور داشتی درونم روشنایی وجود داره

08:14.496 --> 08:17.866
که می‌تونم برای دخترم روشنایی باشم

08:17.900 --> 08:21.035
ولی بیرون این دیوارها
لشکرها خون‌آشام وجود دارن

08:21.069 --> 08:22.736
که آرزوشونه من بمیرم

08:22.771 --> 08:26.073
و مردی که پسرم خطابش می‌کردم
اینجا ولم کرده تا بپوسم

08:27.810 --> 08:29.878
من روشنایی نیستم

08:29.911 --> 08:34.815
من تاریکی در کالبد گوشت هستم

08:39.921 --> 08:43.424
تو دلیل زنده بودن خانواده‌ات هستی

08:43.457 --> 08:48.862
تو براشون زمانی که لازم داشتن
رو خریدی و حالا اونا بیدار شدن

08:50.230 --> 08:52.764
بیخیال . می‌تونی احساس‌ـش کنی

08:52.799 --> 08:55.534
اتصالی که باهاشون داشتی
شکسته شده . پس حالا اونا بیدارن

08:55.569 --> 08:57.804
و میدونی که همینجوری
اینجا ولت نمی‌کنن

08:57.838 --> 09:00.840
اگه بیان دنبالم گیر میوفتن

09:00.873 --> 09:04.643
مارسل» «آلایژا» رو می‌کشه» -
پس به‌نظر میرسه مجبوری -

09:04.677 --> 09:07.079
خودت راه خروجت رو پیدا کنی

09:15.488 --> 09:17.656
«امنه «فِرِیا

09:17.689 --> 09:21.058
دقیقاً همینجا باید طلسم
مکان‌یابی اجرا کنی؟

09:21.092 --> 09:26.063
خب ، اوایل که به «نيو اورلانز» اومدم
اینجا رو مجهز کردم

09:26.097 --> 09:29.200
با جادوم روش علامت گذاشتم
کردمش مال خودم

09:29.234 --> 09:31.202
این برج زنگ زده‌ی خاک گرفته

09:31.236 --> 09:33.003
شاید مال خودت باشه
ولی اینجا شهر «مارسل»‌ـه

09:33.037 --> 09:34.805
و ما چیزی جز هدف نیستیم -
اینم یه دلیل دیگه -

09:34.838 --> 09:36.105
که بذاری کارش رو بکنه

09:36.139 --> 09:39.107
هر چی زودتر «کلاوس» رو پیدا کنیم
زودتر از اینجا میریم بیرون

09:39.142 --> 09:41.712
زیاد طول نمی‌کشه

09:41.746 --> 09:44.314
«من می‌تونم حواس‌ـش رو پرت کنم «آلایژا

09:44.348 --> 09:46.449
من تنها کسی هستم که
اگه «مارسل» ببینه نمی‌کُشه

09:46.484 --> 09:48.352
باهام از یه حواس‌پرتی مسخره حرف نزن

09:48.386 --> 09:50.654
داری وارد قلمرو شیر میشی

09:50.687 --> 09:54.991
چیزیم نمیشه . فقط باید متقاعدش کنم
که تنها اومدم و فقط می‌خوام حرف بزنم

09:55.025 --> 09:57.126
داری خودت رو توی
خطر وحشتناکی میندازی

09:57.160 --> 10:00.029
موافق نیستی «جاشوا»؟

10:01.164 --> 10:04.567
آره

10:06.368 --> 10:08.737
هی ، فقط می‌خواستم
یه پیتزا سفارش بدم

10:08.771 --> 10:11.139
میدونی ، اگه قراره
یه مدت اینجا باشیم

10:11.173 --> 10:16.378
عالیه . آره . من هنوزم
ضعف کشنده‌ای دارم

10:18.280 --> 10:20.615
باشه . اصلاً شما من رو می‌خواید چی‌کار؟

10:20.649 --> 10:23.751
یعنی میدونم کارم درسته
ولی من نه سر پیازم و نه ته پیاز

10:23.785 --> 10:25.519
خب ، تو دوست معتمد «مارسل» هستی

10:25.553 --> 10:27.254
ما نقشه داشتیم
هر چی رو که میدونی بفهمیم

10:27.288 --> 10:28.689
و بعد به عنوان گرویی ازت استفاده کنیم

10:28.723 --> 10:32.792
ولی از اونجا که خیلی کم میدونی
می‌خوام نقشه‌ی خودم رو امتحان کنم

10:32.827 --> 10:34.561
لطفاً این‌کار رو نکن

10:34.595 --> 10:36.563
می‌خوام خطرش رو در نظر بگیری

10:36.597 --> 10:37.698
گرفتم

10:37.732 --> 10:40.167
اجازه نمیدم خانواده‌ام
با اون خطر روبرو بشن

10:47.741 --> 10:50.576
فِرِیا» «نیک» رو پیدا کرد؟» -
آره -

10:50.610 --> 10:53.680
تو برو دنبال برادرمون
منم ترتیب «مارسل» رو میدم

11:05.190 --> 11:06.324
«ربکا»

11:08.726 --> 11:10.661
مطمئن نبودم پیدات بشه

11:10.695 --> 11:13.164
منم مطمئن نبودم هنوز خودت باشی

11:17.701 --> 11:21.071
همه‌ـش برام سوال بود که یه وقت
اون طلسم تو رو زنده‌زنده نخورده باشه

11:21.105 --> 11:22.705
ممکن بود بخوره

11:22.739 --> 11:23.740
...ولی من

11:23.774 --> 11:26.543
به «کلاوس» متصل بودی

11:26.577 --> 11:30.746
میدونم . خیلی وقته خبر دارم

11:33.249 --> 11:35.717
تو فرصت‌های بیشماری داشتی
تا اون رو بکشی

11:35.751 --> 11:37.720
به‌خاطر من دست نگه داشتی؟

11:40.656 --> 11:43.292
«پس خواهش‌ می‌کنم «مارسل

11:43.326 --> 11:47.329
اگه بخشی از وجودت
هنوز بهم اهمیت میده

11:47.362 --> 11:49.497
کمکم کن . به‌خاطر همه‌ی لحظاتی
که باهم بودیم

11:49.531 --> 11:52.300
به‌خاطر همه‌ی احساسی
که به هم داشتیم بهت التماس می‌کنم

11:52.334 --> 11:54.469
که بذاری برادرم بره

12:00.375 --> 12:02.710
و اگه بگم نه؟

12:02.743 --> 12:04.844
تو بهتر از هر کی میدونی

12:04.879 --> 12:07.114
که خانواده‌ام همیشه
به خواسته‌اش میرسه

12:07.148 --> 12:10.384
مهم نیست 1000 روز طول بکشه
یا 1000 سال

12:12.486 --> 12:14.655
اون واقعاً ارزش این دردسر رو داره؟

12:17.690 --> 12:20.458
«بیخیال «ربکا

12:20.493 --> 12:22.495
واقعاً فکر می‌کردی به این آسونیاست؟

12:22.529 --> 12:24.730
فقط لازمه مؤدبانه درخواست کنی؟

12:24.764 --> 12:27.733
«گروگان نگه داشتن «کلاوس
مزیت‌های خاص خودش رو داره

12:27.767 --> 12:29.468
اون غنیمت خوبی میشه

12:29.502 --> 12:32.203
ثابت می‌کنه که من بدترین
هیولای دنیا رو شکست دادم

12:32.238 --> 12:34.805
هر کدوم از افرادم رو
که گرگ‌ها گاز بگیرن

12:34.839 --> 12:36.707
می‌تونم از خون‌ـش واسه
خوب کردنشون استفاده کنم

12:36.741 --> 12:38.676
و اگه لازم بشه می‌تونم
ازش استفاده کنم

12:38.710 --> 12:40.512
تا خانواده‌ات رو مطیع نگه دارم

12:40.546 --> 12:44.883
بعلاوه اگه بخوام روراست باشم
اون حقشه زجر بکشه

12:44.917 --> 12:48.553
پس آره . اون به دردسرش می‌ارزه

12:48.587 --> 12:50.889
منطقت کاملاً آشغاله

12:50.922 --> 12:53.357
می‌تونی به اندازه‌ی کافی
واسه هر دارویی که می‌خوای

12:53.391 --> 12:56.426
خون‌ـش رو ذخیره کنی و اگه
چیزی که دنبالشی یه غنیمته

12:56.460 --> 12:58.094
پس دیگه اون مردی نیستی
که فکر می‌کردم

12:59.129 --> 13:02.166
واسه انتقام خودت
به اندازه‌ی کافی زجرش دادی

13:02.400 --> 13:04.635
واقعاً؟

13:04.669 --> 13:06.370
اونم با کارهایی که خانواده‌ات کرده؟

13:06.403 --> 13:08.937
ما تو جنگ بودیم
هر جنگی تلفات داره

13:08.972 --> 13:11.440
خون ریخته شده
اشتباه‌ها مرتکب شدن

13:11.474 --> 13:13.676
مردی که عاشقش بودم
این رو متوجه می‌شد

13:13.710 --> 13:17.513
خب ، اون مرد خیلی وقته مُرده

13:17.547 --> 13:19.616
تقصیر کیه؟

13:26.822 --> 13:28.423
خیلی‌خب ، ببخشید رفقا

13:28.457 --> 13:30.725
به زودی نشتی گاز رو تعمیر می‌کنیم

13:30.759 --> 13:32.794
و فردا با تندباد 2تا برای یکی برمیگردیم

13:32.828 --> 13:34.729
بگیر -
ممنون -

13:34.763 --> 13:36.997
عالی شد . خواهشاً لیوان ندزدین

13:44.239 --> 13:45.839
همه رفتن بیرون

13:45.873 --> 13:47.808
مکان در اختیارتونه -
دیدی؟ -

13:47.842 --> 13:49.943
آسون‌تر نبود تا بخوایم همه رو بکشیم؟

13:49.978 --> 13:51.679
آره

13:51.713 --> 13:53.347
خب ، حالا چی؟

13:53.381 --> 13:56.883
میشه لطف کنی اون یخچال رو جابجا کنی تا
ما بتونیم به تونل‌ها دسترسی پیدا کنیم؟

13:58.885 --> 14:01.388
وقت تنگه «جاش» . بجنب

14:04.591 --> 14:07.327
کاملاً مطمئنی داریم جای
درستی رو می‌گردیم؟

14:07.361 --> 14:09.462
میدونیم این تونل
به اعماق شهر میره

14:09.496 --> 14:13.232
مارسل» حتماً یه قسمتش رو»
برای سیاه‌چال شخصی‌ـش تراشیده

14:13.266 --> 14:15.867
زیرکانه و آزارگرایانه
«آفرین «مارسل

14:15.901 --> 14:17.502
تعریف‌هات رو بذار واسه
موقعی که اومد ما رو بکشه

14:17.536 --> 14:19.338
چاپلوسی‌ـت ممکنه متوقفش کنه

14:19.372 --> 14:21.306
خب ، همه چیز ردیف شد

14:21.440 --> 14:25.343
پس موفق و موید باشید
و منم دیگه میرم پی کارم

14:25.377 --> 14:27.980
که بری جاسوسی‌مون رو پیش
مارسل» بکنی؟ به همین خیال باش»

14:28.013 --> 14:29.880
فقط گردنش رو بشکن
تا بیدار بشه کارمون تموم شده

14:29.914 --> 14:31.582
و اگه قبلش بیدار بشه چی؟

14:31.616 --> 14:33.618
پس بکش‌ـش -
من اینجام بچه‌ها -

14:33.652 --> 14:34.885
ما اون رو نمی‌کُشیم

14:34.919 --> 14:36.487
آره . احتمالاً حق با توئه

14:36.521 --> 14:38.022
به دلایلی اون واسه «مارسل» ارزش داره

14:38.256 --> 14:39.424
کول» ، میشه؟»

14:39.558 --> 14:41.058
خوشحال میشم بمونم
و یه نوشیدنی بزنم

14:41.293 --> 14:42.360
و شکم هر کی رو که
سعی کرد دنبالتون کنه سفره کنم

14:42.394 --> 14:45.093
خوبه . پس بریم
داریم وقت تلف می‌کنیم

14:45.228 --> 14:46.830
عالی شد

14:52.836 --> 14:54.971
اگه می‌خوای آزاد باشی
فقط اون خنجر رو بکش بیرون

14:55.005 --> 14:56.039
مایکل» از پس‌ـش بر اومد»

14:56.073 --> 14:57.874
اسم اون رو یادم نیار

14:57.908 --> 14:59.809
باشه

14:59.842 --> 15:02.510
اسم دخترت چی؟

15:02.545 --> 15:03.912
هوپ»؟»

15:03.946 --> 15:06.749
الان اون بیرونه

15:06.783 --> 15:10.786
حقیقتی که هر لحظه تو این
سیاه‌چال روم سنگینی می‌کنه

15:10.820 --> 15:14.490
ولی من نمی‌تونم

15:14.524 --> 15:15.791
نمی‌تونی یا نمی‌خوای؟

15:17.426 --> 15:19.627
5سال مجبور بودی
دست روی دست بذاری

15:19.661 --> 15:22.297
برای زنده نگه داشتن خانواده‌ات
باید خودت رو زنده نگه میداشتی

15:22.331 --> 15:25.566
مهم نبود چقدر درد بکشی
یا بترسی یا تنها باشی

15:25.600 --> 15:29.003
ولی حالا می‌تونی بری
و تصمیم گرفتی بمونی

15:29.037 --> 15:30.505
حتی با اینکه دخترت منتظرته

15:30.539 --> 15:32.539
این باعث میشه فکر کنم
مشکلت اون خنجر نیست

15:34.108 --> 15:35.575
می‌خوای فرضیه‌ام رو بشنوی؟

15:35.609 --> 15:36.744
مطمئنم خودت میگی

15:39.680 --> 15:41.315
به نظرم می‌ترسی دخترت رو ببینی

15:41.349 --> 15:42.816
اونم حالا که به اندازه کافی بزرگ شده

15:42.850 --> 15:44.084
می‌تونه تو رو ببینه

15:44.118 --> 15:46.420
اگه به چشم یه هیولا ببینت‌ـت
و به‌خاطرش ازت متنفر بشه؟

15:48.089 --> 15:54.560
وقتی من دخترم رو ببینم
اون میدوه تو بغلم

15:54.594 --> 15:58.798
بهم نگاه می‌کنه و میدونه
که من دوستش دارم

15:58.832 --> 16:00.933
من هر کاری براش می‌کنم

16:00.967 --> 16:02.735
هر پدری همین رو میگه

16:02.769 --> 16:04.704
ولی یه روزی از همین روزها

16:04.737 --> 16:07.439
اگه با یکی از دوستاش درگیر بشه
یا کسی قلبش رو بشکنه چی؟

16:07.473 --> 16:09.441
هر کی رو که بهش آسیب بزنه می‌کشم

16:09.475 --> 16:10.675
چه دوست‌داشتنی

16:10.709 --> 16:12.877
پس به جای تنفر از تاریکی‌ـت

16:12.911 --> 16:15.314
اون ازت الگو می‌گیره
و خودش یه هیولا میشه

16:17.716 --> 16:18.983
تو از این می‌ترسی؟

16:19.017 --> 16:22.487
نمی‌خوای اون داخل این
چرخه‌ی خشونت بیوفته

16:22.520 --> 16:24.421
و ترست داره نیروت رو می‌خوره

16:24.455 --> 16:25.589
و به‌خاطر همین نمی‌تونی
خودت رو آزاد کنی

16:25.623 --> 16:29.560
باشه . به اندازه کافی مزخرف شنیدم

16:29.594 --> 16:32.429
کلاوس» ، قبول کن»

16:32.463 --> 16:34.765
این پایین نمی‌تونی بهش صدمه بزنی

16:34.799 --> 16:35.999
فقط یه افسانه‌ای

16:36.033 --> 16:38.001
مرد بزرگی که خودش رو

16:38.034 --> 16:40.370
فدای خانواده‌اش کرد
...ولی در واقعیت

16:40.404 --> 16:42.372
در واقعیت من موضوع

16:42.406 --> 16:45.008
ادعاهای مسخره‌ی زنی که
تو بغلم مُرده نمیشم

16:47.010 --> 16:49.611
من درست‌ـت کردم
پس می‌تونم بفرستمت بری

16:51.148 --> 16:52.882
برو

17:04.093 --> 17:07.028
می‌خوای راجبه درست و غلط حرف بزنی؟

17:07.062 --> 17:10.732
برادرت با خونسردی من رو کشت
و تو ازش دفاع کردی

17:10.764 --> 17:13.533
«دِوینا» ، «دِوینا»

17:13.568 --> 17:16.537
دختری که مثل دختر خودم بود
واسه همیشه از دستش دادم

17:16.571 --> 17:19.673
و تنها چیزی که می‌تونستی بگی
اونا کار لازم رو انجام دادن"؟"

17:19.706 --> 17:21.608
ما فقط همین رو بلدیم

17:21.643 --> 17:23.811
درست یا غلط این کاریه که
خانواده‌ام 1000 ساله می‌کنه‌

17:23.845 --> 17:25.146
بیخیال

17:25.180 --> 17:27.181
واقعاً دفاعت همینه؟

17:27.214 --> 17:28.915
من دفاعی ندارم

17:28.949 --> 17:31.050
من میدونم دقیقاً چی هستم

17:31.084 --> 17:33.787
همونطور که میدونم هیچ‌کدوم
از ما تو این قضیه بی‌گناه نیستیم

17:33.821 --> 17:35.455
کمتر از همه من و تو

17:38.792 --> 17:40.894
من یه احمق بودم که دوست‌ـت داشتم

17:40.928 --> 17:42.428
حرف منم همینه

17:42.462 --> 17:43.529
پس کارمون اینجا تموم شده

17:45.064 --> 17:46.432
قطعاً تموم نشده

17:48.868 --> 17:51.436
می‌خوای ازش روی من استفاده کنی؟

17:51.471 --> 17:55.040
من رو به طلسمی مبتلا کنی
که نزدیک بود خودت رو نابود کنه؟

17:55.074 --> 17:56.809
دلم نمی‌خواد

17:56.843 --> 17:58.844
ولی اگه مجبور بشم آره

18:07.716 --> 18:09.885
‫لعنتی

18:09.918 --> 18:12.888
«کمیل» ، «کمیل»

18:12.921 --> 18:15.958
‫من همینجام ولی اگه همینطوری
...بشینی غرغر کنی

18:15.991 --> 18:17.727
‫به کمکت نیاز دارم

18:17.760 --> 18:19.996
‫نمی‌تونم اون خنجر رو بیرون بیارم

18:20.029 --> 18:23.766
‫اساساً حتی واقعاً اینجا نیستم

18:23.799 --> 18:26.369
‫تو اونی هستی که باید
با ترس‌هات روبرو بشی

18:26.402 --> 18:28.137
‫باشه

18:28.170 --> 18:30.773
‫حقیقت رو اعتراف می‌کنم

18:30.806 --> 18:33.309
‫نمی‌خوام مثل پدر خودم باشم

18:33.342 --> 18:37.080
‫حتی نمی‌خوام اون پدری باشم که
‫«مارسل» ازش بیزار بود

18:38.180 --> 18:40.283
‫شاید همین که یه افسانه باشم بهتر باشه

18:42.084 --> 18:46.022
‫و نبود من بیشتر به صلاح «هوپ»ـه

18:47.089 --> 18:50.392
‫این کافیه ‫یا می‌خوای بیشتر بگم؟

18:50.426 --> 18:53.162
‫راضی شدی؟

18:58.801 --> 19:02.405
‫هر پدر و مادری ‫از
اینکه گند بزنه می‌ترسه

19:02.438 --> 19:05.174
‫خب ، حداقل پدر و مادرهای خوب
که اینجوری هستن

19:06.208 --> 19:07.810
‫ولی «هوپ» بهت نیاز داره

19:07.843 --> 19:09.011
‫الان بیشتر از همیشه بهت نیاز داره

19:09.044 --> 19:11.013
‫«هِیلی» ازش محافظت می‌کنه

19:11.046 --> 19:14.750
‫کار بزرگی می‌کنه

19:14.783 --> 19:17.654
‫ولی به نظرت «هوپ» حق نداره
‫پدرش رو داشته باشه؟

19:18.721 --> 19:22.024
‫هی ، نگام کن

19:22.057 --> 19:25.027
‫درسته . گذشته ممکنه تکرار بشه

19:25.060 --> 19:28.097
‫اگه مراقب نباشی حتماً تکرار میشه

19:28.130 --> 19:33.102
‫ولی این رو به دختر مدیونی که
‫سعی کنی داستان رو تغییر بدی

19:33.135 --> 19:35.672
‫به‌خاطر اون و خودت

19:38.974 --> 19:40.943
‫چیه؟

19:40.976 --> 19:44.447
‫واسه همینه که من رو آوردی اینجا؟

19:44.480 --> 19:46.248
‫تا بتونی بهم خنجر بزنی؟

19:46.281 --> 19:48.350
‫فرصت‌های زیادی برای
انجام کار درست داشتی

19:48.383 --> 19:50.953
‫کار درست؟

19:50.986 --> 19:53.122
‫کار درست از نظر کی؟

19:53.155 --> 19:56.225
‫تو ‫یا خونواده‌ات؟

20:00.262 --> 20:03.933
‫موضوع من و تو نیست ، نه؟

20:03.966 --> 20:06.068
‫موضوع «کلاوس»ـه

20:06.101 --> 20:10.339
‫«آلایژا» و بقیه الان تو راهن
‫تا برن نجاتش بدن . درسته؟

20:10.372 --> 20:12.274
اون‌وقت وظیفه‌ی تو چیه؟

20:12.307 --> 20:13.976
‫به هر قیمتی که شده اینجا نگه‌ـم داری؟

20:15.144 --> 20:18.147
‫بیخیالش ، ‫خیلی‌خب؟ دیگه تموم شده

20:18.180 --> 20:19.381
هیچ‌وقت تموم نمیشه

20:19.414 --> 20:20.816
‫تا وقتی برادرم رو اسیر نگه داری

20:20.849 --> 20:24.153
‫یه روز هم تو زندگیت
‫طعم آرامش رو نمی‌چشی

20:24.186 --> 20:25.154
...هیچی جلودار ما

20:30.859 --> 20:32.227
‫شرمنده که مزاحم شدم

20:32.261 --> 20:36.365
‫ولی با وجود خوشگلیش دهن گشادی داره

20:36.398 --> 20:38.234
‫بندازمش تو آب؟

20:38.267 --> 20:40.436
‫یه مو هم از سرش کم نشه

20:40.469 --> 20:41.971
‫همینجا نگه‌ـش دار

20:42.004 --> 20:43.973
‫زودی برمیگردم

20:44.006 --> 20:46.008
‫فقط باید برم برادرش رو بکشم

20:47.409 --> 20:49.245
‫«نیکلاوس»

20:51.580 --> 20:53.483
‫برادر

20:54.883 --> 20:56.219
‫بذار بازش کنم

21:05.294 --> 21:06.428
‫«نیکلاوس»

21:09.031 --> 21:11.267
‫ما اومدیم

21:11.300 --> 21:14.169
‫جادوش قدرتمنده

21:14.203 --> 21:15.905
‫با گذشت زمان تقویت شده

21:15.938 --> 21:17.406
‫و به این معناست که برای شکستنش
‫زمان لازم داریم

21:17.439 --> 21:18.407
‫وقت نداریم

21:18.440 --> 21:21.177
‫می‌تونم نیروی فیزیکی رو
امتحان کنم ‫تا درهم بشکنمش

21:21.210 --> 21:22.878
‫ولی باید از نیروی یه نفر هم استفاده کنم

21:22.911 --> 21:24.046
‫من انجامش میدم

21:25.314 --> 21:27.049
‫«آلایژا» ، حواست به بیرون باشه

21:49.338 --> 21:53.409
‫خب ، ‫به افتخار اینکه
امروز کسی نمرده

22:00.983 --> 22:03.985
‫یا زود قضاوت کردم؟

22:05.954 --> 22:08.991
‫بگو ببینم ‫«کلاوس» آزاد بشه
چی میشه؟

22:09.024 --> 22:10.993
‫چی‌کار می‌کنین؟
‫کل شهر رو قتل‌عام می‌کنین؟

22:11.026 --> 22:12.995
‫می‌خوایم برادرمون رو آزاد کنیم و بریم

22:13.028 --> 22:16.532
‫و برای یک‌بار هم که شده امیدوارم دیگه
‫هیچ‌وقت این شهر کثیف رو نبینم

22:22.004 --> 22:24.505
‫قبلاً با یه نفر بودم

22:26.508 --> 22:29.278
‫اسمش «اِیدِن» بود

22:29.311 --> 22:31.413
‫مُرد

22:31.446 --> 22:34.350
‫راستش خاله‌ات اون رو کشت

22:34.383 --> 22:38.487
‫بعدِ اون اتفاق از همه چیز متنفر بودم

22:38.520 --> 22:41.023
‫هر چی که بگی

22:41.056 --> 22:43.659
‫حتی خورشید

22:43.692 --> 22:47.529
‫هر صبح که بیدار می‌شدم

22:47.562 --> 22:49.298
‫هر روز مثل دیروز
همون آش و همون کاسه

22:49.331 --> 22:51.167
‫و دنیا برام هیچ تغییری نمی‌کرد

22:54.436 --> 22:58.506
‫برام مدت زیادی طول کشید تا دوباره
‫احساس همیشگیم رو داشته باشم

22:58.540 --> 23:01.010
‫چقدر خوش به حال‌ـت شده که تونستی

23:01.043 --> 23:03.111
‫تو هم عادت می‌کنی

23:03.145 --> 23:05.981
‫اوضاع بالاخره بهتر میشه «کول»

23:06.014 --> 23:07.617
‫چرا داری اینا رو بهم میگی؟

23:09.952 --> 23:13.022
‫فکر کنم ‫اگه «دِوینا» اینجا بود
این رو ازم می‌خواست

23:27.970 --> 23:31.073
‫خب ، الان که همچین دوستای خوبی شدیم

23:31.106 --> 23:36.312
‫شاید بتونی توضیح بدی
‫"توتبورگ" یعنی چی

23:39.348 --> 23:42.017
‫ببین ، واقعاً توی این جریان نقشی ندارم

23:42.050 --> 23:43.217
‫معلومه که داری

23:43.251 --> 23:45.020
‫مخصوصاً وقتی یه پیام رمزی

23:45.053 --> 23:47.555
‫از طرف کسی که ‫برادرم رو
اسیر کرده دریافت می‌کنی

23:47.589 --> 23:52.628
‫حالا ‫به دقت گوش کن

23:52.661 --> 23:54.596
‫اگه اتفاقی برای خواهرم بیوفته

23:54.629 --> 23:57.599
‫یا هر اتفاقی برای یکی از
‫اعضای خونواده‌ام بیوفته

23:57.632 --> 24:00.970
‫این شهر و همه‌ی شهرونداش خواهند سوخت

24:01.003 --> 24:03.639
‫تو ، دوست‌پسرت

24:03.672 --> 24:07.042
‫دوستات ، این بار ، خونه‌ات

24:07.075 --> 24:09.979
‫بازم بگم؟

24:10.012 --> 24:14.617
‫حالا ‫بگو "توتبورگ" یعنی چی

24:17.085 --> 24:21.657
‫یه جنگه ‫که آدم بدا آدم خوبا رو
بی‌دفاع گیر میندازن

24:21.690 --> 24:24.593
‫«مارسل» بهم هشدار میده که همه‌تون اینجایید

24:24.626 --> 24:27.196
‫تا بتونم خبر رو به بقیه افرادمون برسونم

24:27.229 --> 24:28.731
‫که سرمون مشغول بشه

24:28.764 --> 24:31.233
‫و «مارسل» بتونه ما رو بکشه

24:37.439 --> 24:40.342
‫شانس آوردی «دِوینا» ازت خوش‌ـش میومد

24:58.593 --> 25:01.163
‫«آدام»؟

25:30.292 --> 25:31.060
‫«فِرِیا»

25:35.597 --> 25:37.800
‫هر اتفاقی که بیوفته تا وقتی
‫«نیکلاوس» آزاد نشده دست برندار

25:54.316 --> 25:55.451
‫سلام «مارسلوس»

26:06.194 --> 26:07.730
‫«آدام»؟

26:09.865 --> 26:11.834
‫«آدام»؟

26:14.369 --> 26:16.572
‫اینجایی؟

27:04.252 --> 27:06.555
‫طلسم حفاظت

27:06.588 --> 27:08.824
‫یه طلسم حفاظته

27:08.857 --> 27:12.394
‫یه هدیه با عشق مادر برای فرزندش

27:14.796 --> 27:16.732
‫با چی مبارزه می‌کنم؟

27:19.734 --> 27:21.669
‫خودت رو نشونم بده

27:32.314 --> 27:33.449
‫نه

27:35.572 --> 27:37.339
نه ، نه ، نه ، نه ، نه

27:46.228 --> 27:50.399
‫واقعاً نمیدونی کی دست‌بردار بشی

27:50.432 --> 27:52.568
‫واسه «ربکا مایکلسون» پول خوبی گیرمون میومد

27:52.601 --> 27:54.970
‫آره . ممکن بود

27:55.003 --> 27:58.941
‫ولی اگه «مارسل» می‌خواد سالم بمونه
پس سالم نگه‌ـش میدارم

28:02.911 --> 28:04.279
‫خب ، اون دیگه نمی‌تونه
کسی رو با خودش ببره

28:04.312 --> 28:06.447
‫چون الان دراز به دراز افتاده

28:06.481 --> 28:09.185
‫ولی راستش رو بخوای
تو هم نمی‌تونی کسی رو نگه داری

28:14.856 --> 28:16.659
‫خوش برگشتی خواهر

28:34.776 --> 28:37.713
‫«کول» ، فکر کنم دیگه فکش رو آوردی پایین

28:37.746 --> 28:40.983
‫حالا میشه از این شهر مسخره بریم؟

28:41.016 --> 28:43.485
‫«آلایژا» کجاست؟

28:48.390 --> 28:53.762
‫راهی برای نجات از گاز من پیدا کردی
‫و این جرأت رو داشتی که برگردی؟

28:53.795 --> 28:55.530
‫چی شده؟

28:55.563 --> 28:57.633
‫جاودانگی برات کسل‌کننده شده؟

28:57.666 --> 28:59.668
‫اومدم سراغ برادرم

28:59.701 --> 29:01.503
‫خب ، من یه چیز دیگه برات دارم

29:09.444 --> 29:11.379
‫می‌خوای کاری کنی سزای گناهانم رو بدم

29:11.413 --> 29:12.748
‫همین کار رو بکن

29:12.781 --> 29:14.750
‫انتقامت رو ازم بگیر

29:14.783 --> 29:16.618
‫این دیگه چیه؟

29:16.651 --> 29:18.287
‫طریقه‌ی معذرت خواستن توئه؟

29:18.320 --> 29:19.921
‫برادرم به قدر کافی عذاب کشیده

29:19.954 --> 29:21.690
‫امروز باید از اینجا آزاد بشه

29:21.723 --> 29:22.725
‫خواهیم دید

29:35.337 --> 29:36.938
‫«کلاوس» ، وقتشه

29:36.971 --> 29:38.440
‫باید اون خنجر رو دربیاری

29:44.946 --> 29:46.380
‫باید برم اون بالا

29:46.414 --> 29:48.583
‫نه . هنوز نه . یه‌کم دیگه مونده

29:56.424 --> 29:58.327
‫برو

29:58.360 --> 29:59.860
‫برو

30:05.700 --> 30:07.936
‫«کلاوس» ، تو باید اون خنجر رو بیرون بیاری

30:07.969 --> 30:10.072
‫- اگه نتونی خانواده‌ات می‌میرن
‫- دارم سعیم رو می‌کنم

30:11.506 --> 30:14.710
‫«کلاوس» ، صدام رو می‌شنوی؟

30:24.986 --> 30:28.557
‫- «هِیلی» ، تنهامون بذار
‫- حق با اونه . این جریان بین من و خودشه

30:28.590 --> 30:30.559
‫اگه بمونم منم می‌کشی
تا دخترم رو یتیم کنی؟

30:30.592 --> 30:32.995
‫- این جنگ تو نیست
‫- چرا ، هست

30:35.997 --> 30:37.566
‫«هوپ» به پدرش نیاز داره «مارسل»

30:37.599 --> 30:40.101
‫واقعاً؟ «کلاوس» پدر منم بود

30:40.135 --> 30:42.104
‫پایان خوشی نداشت . داشت؟

30:42.137 --> 30:44.973
‫دخترت بدون اون وضعیتش بهتره

30:45.006 --> 30:46.975
‫«نیکلاوس» رو بردار و برو

30:47.008 --> 30:49.478
‫«کلاوس» هیچ‌جا نمیره «آلایژا»

30:49.511 --> 30:50.612
‫تو هم همینطور

30:50.645 --> 30:53.982
‫«کلاوس» ، ‫پاشو

30:54.015 --> 30:56.451
‫نمی‌تونم

30:56.484 --> 30:58.887
‫هی ، از پس‌ـش برمیای

30:58.920 --> 30:59.988
‫میدونم که می‌تونی

31:00.021 --> 31:02.157
‫نمی‌تونم مدت زیادی همینطوری نگه‌ـش دارم

31:04.759 --> 31:05.994
‫خانواده‌ات بهت نیاز داره

31:06.027 --> 31:07.629
‫«هوپ» بهت نیاز داره

31:19.073 --> 31:24.479
‫بس کن . برنده شدی ‫، خیلی‌خب؟
حریفت نمیشیم

31:24.512 --> 31:26.081
‫بهت التماس می‌کنم . ولمون کن بریم

31:26.114 --> 31:28.150
‫چرا؟ چرا؟

31:28.183 --> 31:31.486
‫چون فکر می‌کنی این حرکت عادلانه‌ای
‫برای خانوادته؟

31:31.519 --> 31:35.056
‫اونا خونواده‌ی منم بودن

31:35.089 --> 31:39.761
‫اون‌وقت «آلایژا» قلبم رو درآورد
‫و من رو از پل انداخت پایین

31:39.794 --> 31:43.498
‫برادرش هم همینطوری ایستاد و نگاه کرد

31:43.531 --> 31:46.768
‫فقط یه عدالت مونده

31:53.808 --> 31:55.177
‫«کلاوس»

31:55.210 --> 31:56.178
‫برو

32:13.194 --> 32:17.231
آلایژا» ، منم . نگرانت هم نیستم که»
‫قرار بود 20 دقیقه پیش اینجا باشی

32:17.264 --> 32:19.534
‫لطفاً بهم زنگ بزن

32:19.567 --> 32:21.903
‫خیلی لفتش داده . باید بریم

32:21.936 --> 32:23.538
‫خانواده‌مون رو ترک نمی‌کنیم

32:23.571 --> 32:26.506
‫الان که باهم حرف میزنیم ممکنه «مارسل»
‫خونواده‌مون رو تیکه‌تیکه کرده باشه

32:26.540 --> 32:29.911
‫خب ، شایدم موبایلشون توی یه
‫تونل زیرزمینی خط نداشته باشه

32:29.944 --> 32:32.547
‫اونا میان «کول»

32:35.549 --> 32:39.553
‫حالا که وقت داریم
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم

32:42.423 --> 32:43.457
‫واسه چی؟

32:43.490 --> 32:45.259
‫برای اینکه اومدی سراغم

32:45.292 --> 32:47.829
‫تا اینجا بشینم و از دست‌ـت کلافه بشم

32:53.300 --> 32:54.836
«نیک»

32:56.503 --> 32:58.439
‫بعداً می‌تونی بغلش کنی . باید بریم

32:58.472 --> 33:00.308
‫«مارسل» درست پشت سرمونه
‫برید . برید

33:04.011 --> 33:07.382
‫راستش جلوتون هستم

33:16.924 --> 33:18.593
«وینسنت»

33:20.661 --> 33:22.463
‫«مکسین»

33:25.266 --> 33:26.567
‫یه چیزی دیدم

33:26.600 --> 33:29.503
‫یه چیزی حس کردم

33:29.536 --> 33:32.373
‫حضور یه چیز رو احساس کردم
‫و باید خودم رو تطهیر کنم

33:32.406 --> 33:34.975
‫دیدیش؟

33:35.009 --> 33:36.377
‫«آدام» رو پیدا کردی؟

33:36.410 --> 33:38.379
‫پیداش نکردم . نه

33:38.412 --> 33:40.481
‫ولی حداقل الان میدونم با چی طرفیم

33:40.514 --> 33:42.016
‫این چیزیه که قبلاً هم دیدمش

33:42.049 --> 33:45.619
‫چی هست؟ جادوگر؟ روح؟

33:45.653 --> 33:48.690
وینسنت» ، پای جون پسرم وسطه»

33:50.491 --> 33:52.326
‫گوش کن چی میگم

33:52.359 --> 33:53.861
‫«آدام» رو پیدا می‌کنم
و برمیگردونمش پیشت

33:53.894 --> 33:57.632
‫ولی الان پیش هر کی که هست ‫از یه
جادوی خیلی تاریک استفاده می‌کنه

33:57.665 --> 33:59.000
‫یه جادوی خیلی قدرتمند

33:59.033 --> 34:00.468
‫و تو نباید نزدیکش بشی

34:00.501 --> 34:01.668
‫این رو بهم قول بده

34:01.702 --> 34:04.005
‫نه . گوش کن چی میگم
‫خواهش می‌کنم

34:04.038 --> 34:08.243
‫میدونم که برات سخته
‫ولی باید بهم اعتماد کنی

34:09.576 --> 34:11.646
‫باشه؟

34:15.416 --> 34:17.618
‫نباید هیچ‌کدومتون برمیگشتین

34:17.651 --> 34:19.053
‫اعضای یه خانواده همدیگر رو تنها نمیذارن

34:19.086 --> 34:20.620
‫برای همدیگه می‌جنگیم

34:20.654 --> 34:22.423
‫آره . شنیدم

34:22.455 --> 34:23.658
‫ولی برای من یکی که نتیجه‌ای نداشت . داشت؟

34:23.691 --> 34:25.359
‫محض رضای خدا

34:25.392 --> 34:27.361
‫تو هیچ‌وقت یه «مایکلسون» نبودی
بیخیالش شو

34:27.394 --> 34:28.629
‫مگه یه شهر نداری که فرمانرواییش رو بکنی؟

34:28.662 --> 34:31.432
خون‌آشامایی که از شهر پرت کنی بیرون؟

34:32.933 --> 34:35.770
‫اگه می‌خوای یکیمون رو بکشی
باید همه‌مون رو بکشی

34:35.803 --> 34:38.973
‫- هی «ربکا» ، تحریکم نکن
‫- پس یالا دیگه

34:39.006 --> 34:40.675
‫- بذار یک‌بار و برای همیشه این قضیه فیصله پیدا کنه
‫- کافیه

34:43.010 --> 34:45.646
‫کافیه «مارسل» . تو بردی

34:45.678 --> 34:47.580
‫«نيو اورلانز» یه زمانی شهر ما بود

34:47.614 --> 34:51.519
‫الان ‫برای همیشه مال خودته

34:51.551 --> 34:54.854
‫«کلاوس مایکلسون» کبیر شکست رو می‌پذیره؟

34:54.888 --> 34:57.391
‫یا اینا همه‌ـش یه حواس‌پرتی دیگه‌ست؟

34:57.424 --> 34:58.926
‫هیچ‌کدوم

34:58.959 --> 35:02.729
‫در واقع با وجود رفتار وحشتناکت
‫یه پیشنهاد صلح بهت میدم

35:02.763 --> 35:07.101
‫با تلاش برای کشتن همه‌مون
‫اشتباه بزرگی مرتکب میشی

35:07.134 --> 35:09.470
‫اگه کسی از ما زنده بمونه بدون شک برای

35:09.503 --> 35:11.338
‫انتقام گرفتن برمیگرده
بعلاوه اینکه در نتیجه‌ی مرگ ما

35:11.372 --> 35:12.940
‫دشمنان ما به شهرت برمیگردن

35:12.973 --> 35:14.108
‫و حتی اگه بتونی همه‌مون رو بکشی

35:14.141 --> 35:16.943
‫یه روزی دخترم میاد سراغت

35:16.977 --> 35:18.813
‫و البته بعد از مرگ اون هم
دختر خودش میاد سراغت

35:18.846 --> 35:20.948
‫تا پایان عمرت این چرخه ادامه پیدا می‌کنه

35:20.981 --> 35:23.950
‫اینطوری برای خودت یه حلقه‌ی
‫بی‌پایان از خشونت می‌سازی

35:23.984 --> 35:25.053
...یا

35:29.456 --> 35:32.459
‫یا میریم و هیچ‌وقت برنمیگردیم

35:40.634 --> 35:43.037
‫بعد از اون‌همه مدت که توی یه سیاه‌چال بودی

35:43.070 --> 35:44.705
‫هنوزم جرأت زیادی داری

35:44.738 --> 35:47.975
‫آره . جلوم وایسادی و سرت رو بالا گرفتی

35:48.008 --> 35:50.444
‫و جوری وانمود می‌کنی که تصمیم با توئه

35:50.477 --> 35:54.882
‫ولی حقیقت اینه که ‫می‌تونم
همین الان همه‌تون رو بکشم

35:54.915 --> 35:58.486
‫و امشب تخت و راحت بگیرم بخوابم

35:58.519 --> 35:59.920
‫جای من بودی تو هم
همین کار رو می‌کردی

35:59.953 --> 36:02.123
‫تو آدمای بیشتری رو نابود کردی

36:02.156 --> 36:04.725
‫جون آدمای بیشتری رو گرفتی
‫و خونواده‌های بیشتری رو ویران کردی

36:04.758 --> 36:06.627
‫بیشتر از هر کسی توی تاریخ

36:06.660 --> 36:08.929
‫همه‌ـش هم به‌خاطر اینکه در توانت بود

36:08.962 --> 36:11.732
‫ولی یه حقیقت دیگه هم هست

36:11.765 --> 36:16.637
‫با وجود اینکه شماها بزرگم کردین
‫من هیچیم شبیه شماها نیست

36:18.906 --> 36:22.176
‫در واقع خیلی به خودم می‌بالم
که یه «مایکلسون» نیستم

36:22.209 --> 36:25.746
‫همه‌تون رو بدون اینکه مثل
شماها بشم شکست دادم

36:25.779 --> 36:28.015
‫و حالا می‌تونید باقی عمرتون رو
با دونستنِ اینکه

36:28.048 --> 36:35.056
‫تنها دلیل زنده بودنتون اینه که
‫به شماها رحم کردم زندگی کنید

36:37.524 --> 36:40.528
‫حالا برید

36:40.561 --> 36:42.997
‫و دیگه هیچ‌وقت برنگردین

37:01.681 --> 37:05.185
‫یادم بنداز
اگه زمانی عصبانیت کنم

37:05.218 --> 37:07.921
‫مطمئن بشم که اطرافم کمانی نباشه

37:07.954 --> 37:14.127
‫لطف داری ‫ولی دقیقاً وظیفه‌ام
رو به انجام نرسوندم ، نه؟

37:14.160 --> 37:17.063
‫«ربکا» و همچنین «کول» فرار کردن

37:17.096 --> 37:18.731
‫«مایکلسون»‌ها اینطورین

37:18.764 --> 37:21.733
‫جلوی یکیشون رو گرفتن سخته
‫کل ایل و تبارشون دیگه واویلا

37:21.767 --> 37:24.204
‫با اینحال تحت‌تأثیر قرار گرفتن

37:24.237 --> 37:27.841
‫بیشتر افرادی که ‫با
ربکا» روبرو شدن مُردن»

37:27.874 --> 37:29.542
‫من جزء بیشتر افراد نیستم

37:29.575 --> 37:31.711
‫نه . مطلقاً نه

37:31.744 --> 37:34.213
...حالا که بحث «ربکا» پیش کشیده شد

37:34.247 --> 37:36.950
‫«ربکا» هیچی برای بحث نداره

37:36.983 --> 37:41.854
‫تنها چیزی که تو فکرمه
‫اینه که چطوری جشن بگیریم

37:41.888 --> 37:44.991
‫مطمئنم که یه کاریش می‌کنیم

37:46.259 --> 37:48.462
‫مطمئنم همینطوره

38:20.293 --> 38:23.729
‫سلام ، «مارسل» هستم . پیغام بذارید

38:23.763 --> 38:26.999
‫«مارسل» ‫، باید بهم زنگ بزنی

38:27.033 --> 38:30.971
‫امروز یه چیزی دیدم
‫یه چیزی بود که قبلاً هم دیده بودمش

38:33.072 --> 38:35.041
...بهت گفته باشم . این شهر

38:35.074 --> 38:38.744
‫همه تو خطرن

38:38.778 --> 38:42.916
‫و ممکنه همه‌ـش تقصیر من باشه

38:52.191 --> 38:54.528
«جاش»

38:55.661 --> 38:56.929
‫سلام

38:56.963 --> 38:58.164
‫سلام

38:58.197 --> 39:00.099
‫اینجا چی‌کار داری؟

39:00.132 --> 39:01.834
‫بهم پیام دادی

39:01.867 --> 39:04.903
‫گفتی که اوضاعت خرابه
‫و برسونمت خونه

39:04.937 --> 39:06.806
‫جداً؟

39:06.839 --> 39:09.175
‫اتفاقی افتاده؟

39:09.208 --> 39:11.811
‫نه

39:11.844 --> 39:13.713
...فقط

39:15.247 --> 39:17.684
‫مدت زیادیه اینقدر دلم
واسه کسی تنگ نشده بود

39:40.773 --> 39:43.142
‫میشه بپرسم چرا هنوز پیشته؟

39:43.175 --> 39:46.246
‫یه لطفی به دوستِ یه دوست می‌کنم

39:48.314 --> 39:50.584
‫حالا واسه یه «بوربن» آماده‌ام

40:03.763 --> 40:06.633
‫چی شده؟

40:06.666 --> 40:11.037
‫توی این 5 سال هیچ‌وقت تا این اندازه
‫زمان برام دیر نمی‌گذشت

40:11.070 --> 40:16.042
‫ممنون ‫که تنهام نذاشتی

40:16.075 --> 40:17.910
‫خب ، فکرش رو کردیم

40:17.943 --> 40:19.845
‫تعداد مخالفین یه‌کم بیشتر شد

40:27.319 --> 40:30.023
‫حال‌ـت خوبه؟

40:30.056 --> 40:33.793
‫منظورت با توجه به اینکه آزاد از
اسارت ، شکنجه ‫و انزوای اجباری شدم؟

40:35.428 --> 40:37.864
‫راستش می‌خواستم بگم متأسفم

40:37.897 --> 40:40.433
‫نمی‌تونم تصورشم بکنم چی کشیدی

40:40.466 --> 40:45.304
‫خب ، لحظاتی تسلی‌بخش
برای تحمل اون شرایط داشتم

40:45.337 --> 40:47.907
‫به‌خاطر اوناست که الان آزاد شدم

40:54.180 --> 40:57.384
‫خب ، این یعنی برای دیدن
دختر کوچولومون حاضری؟

41:27.947 --> 41:29.916
‫می‌خوای برات بیدارش کنم؟

41:30.950 --> 41:32.051
‫نه

41:34.086 --> 41:36.354
‫بذار بخوابه

41:51.400 --> 41:52.400
مترجمین : مــعــیــن و رضــا

41:53.400 --> 42:28.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
