1
00:00:01,500 --> 00:00:02,500
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,703 --> 00:00:05,571
این هفته 5 سال از
سقوط «مایکلسون»ها می‌گذره

3
00:00:05,605 --> 00:00:07,807
5سال با صلح و آرامش

4
00:00:07,841 --> 00:00:09,575
ما برای این آرامش
بهای بزرگی پرداخت کردیم

5
00:00:09,609 --> 00:00:11,510
ما آزادی‌مون رو پس گرفتیم

6
00:00:11,544 --> 00:00:13,078
ارتباطمون رو با نیاکان‌مون قطع کردیم

7
00:00:13,112 --> 00:00:16,081
برای پس گرفتن شهرمون
از «مارسل جرارد» حمایت کردیم

8
00:00:16,115 --> 00:00:19,051
از اون‌موقع مهمون‌هایی داشتیم

9
00:00:19,084 --> 00:00:21,186
خون‌آشام‌ها از سرتاسر جهان

10
00:00:21,220 --> 00:00:23,188
میان که شاهد زجر کشیدن
کلاوس مایکلسون» باشن»

11
00:00:23,222 --> 00:00:24,588
اونا به شهرمون اهمیتی نمیدن

12
00:00:24,623 --> 00:00:26,825
ما موفق شدیم هیولاهامون رو
مدفون نگه داریم

13
00:00:26,859 --> 00:00:28,927
حالا باید مطمئن بشیم که
اونا مدفون بمونن

14
00:00:28,961 --> 00:00:33,097
موضوع «آدام»ـه . اصلاً برنگشته خونه

15
00:00:33,131 --> 00:00:35,000
همه‌جا رو گشتم

16
00:00:37,768 --> 00:00:38,869
کابوس دیدم

17
00:00:38,903 --> 00:00:41,538
عزیزم ، چیزی نیست

18
00:00:41,572 --> 00:00:42,740
جات امنه

19
00:00:45,142 --> 00:00:48,579
بعد از این‌همه مدت
چیزی نمونده برشون‌گردونم

20
00:00:48,613 --> 00:00:51,481
من یه دارو برای زهر «فِرِیا» پیدا کردم

21
00:00:51,516 --> 00:00:54,118
یه جادوگر گیر آوردم
که طلسم «ربکا» رو باطل کنه

22
00:01:02,125 --> 00:01:04,493
‫حالا فقط یه نفر مونده

23
00:01:04,527 --> 00:01:05,995
بریم دنبالش

24
00:01:21,677 --> 00:01:24,246
اعتراف می‌کنم
تعقیب و گریز دوست دارم

25
00:01:24,279 --> 00:01:26,647
...گرچه

26
00:01:26,681 --> 00:01:28,983
...بدجور گرسنمه پس

27
00:01:30,919 --> 00:01:33,721
یا خدا ، اون یکی عجب حنجره‌ای داره

28
00:01:33,755 --> 00:01:35,990
حتماً خواننده‌ی اوپرا بوده

29
00:01:36,024 --> 00:01:37,925
راستش شاید مرگ بهتری
در انتظارش بود

30
00:01:37,959 --> 00:01:40,127
این واقعاً لازمه؟

31
00:01:40,161 --> 00:01:42,730
بستگی داره . می‌خوای ما
قدرت کامل داشته باشیم؟

32
00:01:42,763 --> 00:01:44,596
یا قصد داری خودت تنهایی
نیک» رو نجات بدی؟»

33
00:01:44,631 --> 00:01:46,199
خب ، صدای استخون‌شکستن
حواس آدم رو پرت می‌کنه

34
00:01:46,233 --> 00:01:48,034
و من دارم سعی می‌کنم یه طلسم
پنهان‌سازی رو بشکنم

35
00:01:48,068 --> 00:01:49,736
کول» ، میشه تمومش کنی؟»

36
00:01:51,204 --> 00:01:52,772
ممنون

37
00:01:52,806 --> 00:01:54,674
داشتی می‌گفتی -
می‌تونم حس کنم -

38
00:01:54,708 --> 00:01:56,609
کلاوس» هنوز تو «نيو اورلانز» ـه»

39
00:01:56,643 --> 00:01:58,044
به احتمال زیاد یه جایی زیرِ زمین

40
00:01:58,077 --> 00:02:01,179
نمی‌تونم جای دقیقش رو بفهمم
مگه اینکه داخل خودِ شهر باشم

41
00:02:01,213 --> 00:02:03,148
آره . این مشکل‌ساز میشه

42
00:02:03,182 --> 00:02:05,149
من تو «نيو اورلانز» رابط دارم

43
00:02:05,184 --> 00:02:07,753
همونطور که میشه حدس زد
اونجا پر از خون‌‌آشامه

44
00:02:07,787 --> 00:02:09,788
که همه‌شون از همه‌مون متنفرن

45
00:02:09,822 --> 00:02:12,190
هر کاری می‌کنیم باید سریع باشه -
خب ، منم -

46
00:02:12,224 --> 00:02:14,159
قصد نداشتم برم مشروب بزنم
نمی‌خوام بیشتر از

47
00:02:14,192 --> 00:02:16,160
اونی که باید بمونیم
ولی باید بریم

48
00:02:16,194 --> 00:02:18,328
وایسا . وایسا . امروز که انجامش نمیدیم

49
00:02:18,363 --> 00:02:20,197
نیک» به اندازه کافی زجر نکشیده؟» -
چرا -

50
00:02:20,231 --> 00:02:21,899
و منم 2بار مُردم

51
00:02:21,933 --> 00:02:23,634
نمی‌خوام بذارم «مارسل» بکنتش 3بار

52
00:02:23,668 --> 00:02:26,304
به نظرم اون دلقک رو
از شهر بکشونیم بیرون

53
00:02:26,338 --> 00:02:30,173
...و وقتی رفته بود -
من به اندازه کافی از دخترم دور بودم -

54
00:02:30,207 --> 00:02:33,176
...اگه می‌ترسی -
بهش میگن معقول بودن -

55
00:02:33,210 --> 00:02:36,246
تا وقتی که «فِرِیا» بتونه با گروگان
گرگینه‌اش داروی کافی درست کنه

56
00:02:36,280 --> 00:02:37,914
مارسل» اساساً می‌تونه»

57
00:02:37,948 --> 00:02:39,283
خرخره‌ی کوفتی‌مون رو بجوئه -
بسه -

58
00:02:40,751 --> 00:02:42,586
ما همه‌مون در خطریم

59
00:02:44,755 --> 00:02:46,089
امروز «نیکلاوس» رو آزاد می‌کنیم

60
00:02:47,890 --> 00:02:49,959
حتی اگه مجبور بشم
اون شهر رو به آتیش بکشم

61
00:02:50,700 --> 00:02:51,700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

62
00:02:52,700 --> 00:02:53,700
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

63
00:02:54,700 --> 00:02:59,400
"The Originals"
فصل 4
قسمت 2 : محله بی‌محله

64
00:03:01,337 --> 00:03:03,505
خب ، قضیه چیه؟

65
00:03:03,538 --> 00:03:06,440
چندتا خون‌آشام رد «هِیلی مارشال» رو

66
00:03:06,474 --> 00:03:09,844
تا «آستین» «تگزاس» گرفتن
جایی که اون وقتی داشته

67
00:03:09,878 --> 00:03:12,213
با یکی از اهالی ملاقات می‌کرده
مورد حمله قرار گرفته

68
00:03:13,882 --> 00:03:16,851
خب ، این اولین‌بار نیست که
یه نفر سعی کرده

69
00:03:16,885 --> 00:03:18,252
هِیلی» رو از پا دربیاره و شکست خورده»

70
00:03:18,286 --> 00:03:22,589
درسته ولی این‌بار اونا
فقط دنبال «هِیلی» نبودن

71
00:03:22,623 --> 00:03:25,625
هدف دیگه هر کی که اون باهاش بوده

72
00:03:25,659 --> 00:03:28,461
حتماً مهم بوده
پس یه‌کم تحقیق کردم

73
00:03:28,495 --> 00:03:30,196
اسم «مالرو» چیزی یادت نمیندازه؟

74
00:03:30,230 --> 00:03:33,399
گله‌ی «مالرو» 5 سال پیش
به دست «لوشِن» از بین رفت شد

75
00:03:33,433 --> 00:03:34,734
آره . همه همین فکر رو می‌کردن

76
00:03:34,768 --> 00:03:38,335
ولی زنی که «هِیلی» رفته بود دیدنش
در واقع آخرین بازمانده‌‌ی نسلشه

77
00:03:42,408 --> 00:03:44,209
اگه «هِیلی» یه «مالرو» پیدا کرده

78
00:03:44,243 --> 00:03:47,245
ممکنه زهر هر 7تا گله رو داشته باشه

79
00:03:47,280 --> 00:03:50,749
که یعنی احتمالش هست
داروی گازم رو داشته باشه

80
00:03:50,783 --> 00:03:53,886
و اگه داشته ممکنه
مایکلسون»‌ها رو بیدار کرده باشه»

81
00:03:53,919 --> 00:03:56,354
و ممکنه الان تو راه باشن

82
00:04:01,426 --> 00:04:02,627
باشه پس

83
00:04:02,661 --> 00:04:04,629
عالیه پسر . یکی طلبت

84
00:04:04,663 --> 00:04:05,730
خیلی‌خب

85
00:04:07,798 --> 00:04:09,133
«مکسین»

86
00:04:12,536 --> 00:04:14,804
الان با دوستم از
پلیس «نيو اورلانز» حرف زدم

87
00:04:14,838 --> 00:04:16,806
و گفت که خاطرجمع میشه

88
00:04:16,840 --> 00:04:19,376
همه‌ی پلیس‌ها دنبالش بگردن
اینم گفت که

89
00:04:19,410 --> 00:04:21,945
تو هیچ‌کدوم از بیمارستان‌ها
اثری از «آدام» نیست

90
00:04:23,547 --> 00:04:26,183
طلسم مکان‌یابی چطور پیش میره؟

91
00:04:26,216 --> 00:04:28,651
نشونه‌ی واضحی وجود نداره

92
00:04:28,685 --> 00:04:32,521
انگار که اون همه‌جا هست

93
00:04:32,855 --> 00:04:34,256
نمیدونم چی‌کار کنم

94
00:04:34,290 --> 00:04:38,324
مکسین» ، پسرت و دوستاش»
دوست دارن واسه تفریح چی‌کار کنن؟

95
00:04:38,995 --> 00:04:41,830
یعنی دوست دارن ساختمون‌های
متروکه رو بگردن؟

96
00:04:41,863 --> 00:04:43,932
خونه‌های قدیمی

97
00:04:43,966 --> 00:04:46,301
خونه‌های روح‌زده؟ -
کاش می‌تونستم بگم نه -

98
00:04:46,335 --> 00:04:49,737
...خودش بهتر میدونه ولی اخیراً

99
00:04:49,771 --> 00:04:51,739
چرا می‌پرسی؟

100
00:04:51,773 --> 00:04:53,474
دوستم که کاراگاهه
داشت بهم می‌گفت که

101
00:04:53,508 --> 00:04:57,212
اونا اخیراً گزارشات زیادی رو از
جاده‌ی روستاییِ قدیمی دریافت کردن

102
00:04:57,245 --> 00:05:00,546
گزارش شیشه‌های شکسته
صداهای بلند شبانه

103
00:05:00,581 --> 00:05:02,416
پلیس یه ماشین گشت فرستاد
ولی اونا هیچی ندیدن

104
00:05:02,450 --> 00:05:04,318
و این من رو تو فکر برده

105
00:05:04,352 --> 00:05:06,687
بهتره مطمئن بشم
میرم یه نگاه بندازم . باشه؟

106
00:05:06,721 --> 00:05:08,689
منم باهات میام -
نه ، نه ، نه . بهترین کار -

107
00:05:08,723 --> 00:05:11,625
واست اینه که همینجا
به کارِت ادامه بدی . باشه؟

108
00:05:11,659 --> 00:05:12,960
بسپرش به من

109
00:05:12,993 --> 00:05:15,595
وینسنت» ، این رو با خودت ببر»

110
00:05:22,736 --> 00:05:24,437
یه طلسم حفاظته

111
00:05:24,471 --> 00:05:26,772
وقتی «آدام» به دنیا اومد
این رو براش درست کردم

112
00:05:26,806 --> 00:05:30,509
تو اتاقش نگه‌ـش میدارم
بعضی‌وقت‌ها باهاش می‌خوابه

113
00:05:30,542 --> 00:05:32,510
...فکر کردم شاید اگه پیشت باشه

114
00:05:36,482 --> 00:05:37,716
یه کوچولو کمک کنه

115
00:05:37,750 --> 00:05:40,152
خیلی‌خب

116
00:05:50,895 --> 00:05:53,329
هی ، باید برم

117
00:05:53,364 --> 00:05:54,498
نه . نمیری

118
00:05:54,532 --> 00:05:56,667
تو صاحب اینجایی

119
00:05:56,701 --> 00:06:02,339
آره . دقیقاً که یعنی
وظایف مدیریتی دارم

120
00:06:02,372 --> 00:06:04,674
شاید بهتره اینجا چندتا کار
مدیریتی انجام بدی

121
00:06:10,781 --> 00:06:13,383
شرمنده . همین الان یادم افتاد

122
00:06:13,417 --> 00:06:16,886
یه محموله خرت‌وپرت داره برام میاد

123
00:06:16,920 --> 00:06:18,688
تازه باید بانک هم برم
و پول خرد بگیرم

124
00:06:18,721 --> 00:06:20,022
10تومنی ، یه قرونی ، 10 شاهی

125
00:06:20,056 --> 00:06:21,923
کسی دیگه بلد نیست
از کارت اعتباری استفاده کنه؟

126
00:06:21,957 --> 00:06:24,526
بهت پیام میدم . باشه؟
قول میدم

127
00:06:30,066 --> 00:06:33,969
خب ، ممنون که صبر کردین
و نزدین دخلش رو بیارین

128
00:06:34,003 --> 00:06:37,306
ما فقط در مواقع ضروری
«هیولا میشیم «جاشوا

129
00:06:37,339 --> 00:06:38,838
گذشته از این تازه غذا خوردیم

130
00:06:38,873 --> 00:06:41,909
خیلی بد شد . می‌خواستم براتون
کلوچه‌ی خوشامدگویی بیارم

131
00:06:41,943 --> 00:06:44,377
اون دوست‌پسرت بود؟
پسر نازنینی بود

132
00:06:44,412 --> 00:06:47,315
و مثل آدم‌های دیگه
به شدت آسیب‌پذیر بود

133
00:06:47,349 --> 00:06:54,621
باشه . ببین ، فقط بگید چی می‌خواید
و قال قضیه رو بکنید

134
00:07:09,435 --> 00:07:12,872
مجبور بودی دوباره
عصبانیش کنی ، مگه نه؟

135
00:07:14,974 --> 00:07:16,809
کمیل»؟»

136
00:07:16,843 --> 00:07:20,946
نه دقیقاً . من ساخته‌ی خیالتم . یادته؟

137
00:07:20,980 --> 00:07:24,450
روش مغزت برای اینکه
حواست رو از دردهات پرت کنی

138
00:07:24,483 --> 00:07:26,785
«مثل آخرین‌باری که «مارسل
اون خنجر رو بهت فرو کرد

139
00:07:28,520 --> 00:07:31,556
ناخودآگاهت توهم حضور
من رو به وجود میاره

140
00:07:31,590 --> 00:07:34,826
تا از درد طاقت‌فرسا فرار کنی

141
00:07:34,860 --> 00:07:36,861
مثل همونی که الان داری تجربه می‌کنی

142
00:07:36,895 --> 00:07:38,763
می‌تونم این درد رو تحمل کنم

143
00:07:38,797 --> 00:07:42,100
البته ولی همراه با تنهایی؟

144
00:07:42,133 --> 00:07:44,701
ترس بزرگی که تو کل زندگیت

145
00:07:44,735 --> 00:07:46,470
از مطلقاً تنها بودن
این پایین تو تاریکی داری؟

146
00:07:46,504 --> 00:07:47,870
راجع بهش حرف نزن

147
00:07:47,905 --> 00:07:49,839
پرخاشگری هم یه شکل دیگه
از خالی کردن خودته

148
00:07:49,874 --> 00:07:51,440
تو از من دلخور نیستی

149
00:07:51,475 --> 00:07:53,877
تو خودت رو به‌خاطر افتادن توی این
آشفتگی سرزنش می‌کنی

150
00:07:53,911 --> 00:07:55,612
اشکال نداره اعتراف کنی

151
00:07:55,645 --> 00:07:57,847
راز بیمار محفوظه

152
00:07:57,881 --> 00:08:00,015
بعلاوه میدونی که من مُردم

153
00:08:00,049 --> 00:08:02,652
«دلم برات تنگ شده «کمیل

154
00:08:08,792 --> 00:08:11,660
ولی خجالت می‌کشم من رو اینطوری ببینی

155
00:08:11,694 --> 00:08:14,463
تو باور داشتی درونم روشنایی وجود داره

156
00:08:14,496 --> 00:08:17,866
که می‌تونم برای دخترم روشنایی باشم

157
00:08:17,900 --> 00:08:21,035
ولی بیرون این دیوارها
لشکرها خون‌آشام وجود دارن

158
00:08:21,069 --> 00:08:22,736
که آرزوشونه من بمیرم

159
00:08:22,771 --> 00:08:26,073
و مردی که پسرم خطابش می‌کردم
اینجا ولم کرده تا بپوسم

160
00:08:27,810 --> 00:08:29,878
من روشنایی نیستم

161
00:08:29,911 --> 00:08:34,815
من تاریکی در کالبد گوشت هستم

162
00:08:39,921 --> 00:08:43,424
تو دلیل زنده بودن خانواده‌ات هستی

163
00:08:43,457 --> 00:08:48,862
تو براشون زمانی که لازم داشتن
رو خریدی و حالا اونا بیدار شدن

164
00:08:50,230 --> 00:08:52,764
بیخیال . می‌تونی احساس‌ـش کنی

165
00:08:52,799 --> 00:08:55,534
اتصالی که باهاشون داشتی
شکسته شده . پس حالا اونا بیدارن

166
00:08:55,569 --> 00:08:57,804
و میدونی که همینجوری
اینجا ولت نمی‌کنن

167
00:08:57,838 --> 00:09:00,840
اگه بیان دنبالم گیر میوفتن

168
00:09:00,873 --> 00:09:04,643
مارسل» «آلایژا» رو می‌کشه» -
پس به‌نظر میرسه مجبوری -

169
00:09:04,677 --> 00:09:07,079
خودت راه خروجت رو پیدا کنی

170
00:09:15,488 --> 00:09:17,656
«امنه «فِرِیا

171
00:09:17,689 --> 00:09:21,058
دقیقاً همینجا باید طلسم
مکان‌یابی اجرا کنی؟

172
00:09:21,092 --> 00:09:26,063
خب ، اوایل که به «نيو اورلانز» اومدم
اینجا رو مجهز کردم

173
00:09:26,097 --> 00:09:29,200
با جادوم روش علامت گذاشتم
کردمش مال خودم

174
00:09:29,234 --> 00:09:31,202
این برج زنگ زده‌ی خاک گرفته

175
00:09:31,236 --> 00:09:33,003
شاید مال خودت باشه
ولی اینجا شهر «مارسل»‌ـه

176
00:09:33,037 --> 00:09:34,805
و ما چیزی جز هدف نیستیم -
اینم یه دلیل دیگه -

177
00:09:34,838 --> 00:09:36,105
که بذاری کارش رو بکنه

178
00:09:36,139 --> 00:09:39,107
هر چی زودتر «کلاوس» رو پیدا کنیم
زودتر از اینجا میریم بیرون

179
00:09:39,142 --> 00:09:41,712
زیاد طول نمی‌کشه

180
00:09:41,746 --> 00:09:44,314
«من می‌تونم حواس‌ـش رو پرت کنم «آلایژا

181
00:09:44,348 --> 00:09:46,449
من تنها کسی هستم که
اگه «مارسل» ببینه نمی‌کُشه

182
00:09:46,484 --> 00:09:48,352
باهام از یه حواس‌پرتی مسخره حرف نزن

183
00:09:48,386 --> 00:09:50,654
داری وارد قلمرو شیر میشی

184
00:09:50,687 --> 00:09:54,991
چیزیم نمیشه . فقط باید متقاعدش کنم
که تنها اومدم و فقط می‌خوام حرف بزنم

185
00:09:55,025 --> 00:09:57,126
داری خودت رو توی
خطر وحشتناکی میندازی

186
00:09:57,160 --> 00:10:00,029
موافق نیستی «جاشوا»؟

187
00:10:01,164 --> 00:10:04,567
آره

188
00:10:06,368 --> 00:10:08,737
هی ، فقط می‌خواستم
یه پیتزا سفارش بدم

189
00:10:08,771 --> 00:10:11,139
میدونی ، اگه قراره
یه مدت اینجا باشیم

190
00:10:11,173 --> 00:10:16,378
عالیه . آره . من هنوزم
ضعف کشنده‌ای دارم

191
00:10:18,280 --> 00:10:20,615
باشه . اصلاً شما من رو می‌خواید چی‌کار؟

192
00:10:20,649 --> 00:10:23,751
یعنی میدونم کارم درسته
ولی من نه سر پیازم و نه ته پیاز

193
00:10:23,785 --> 00:10:25,519
خب ، تو دوست معتمد «مارسل» هستی

194
00:10:25,553 --> 00:10:27,254
ما نقشه داشتیم
هر چی رو که میدونی بفهمیم

195
00:10:27,288 --> 00:10:28,689
و بعد به عنوان گرویی ازت استفاده کنیم

196
00:10:28,723 --> 00:10:32,792
ولی از اونجا که خیلی کم میدونی
می‌خوام نقشه‌ی خودم رو امتحان کنم

197
00:10:32,827 --> 00:10:34,561
لطفاً این‌کار رو نکن

198
00:10:34,595 --> 00:10:36,563
می‌خوام خطرش رو در نظر بگیری

199
00:10:36,597 --> 00:10:37,698
گرفتم

200
00:10:37,732 --> 00:10:40,167
اجازه نمیدم خانواده‌ام
با اون خطر روبرو بشن

201
00:10:47,741 --> 00:10:50,576
فِرِیا» «نیک» رو پیدا کرد؟» -
آره -

202
00:10:50,610 --> 00:10:53,680
تو برو دنبال برادرمون
منم ترتیب «مارسل» رو میدم

203
00:11:05,190 --> 00:11:06,324
«ربکا»

204
00:11:08,726 --> 00:11:10,661
مطمئن نبودم پیدات بشه

205
00:11:10,695 --> 00:11:13,164
منم مطمئن نبودم هنوز خودت باشی

206
00:11:17,701 --> 00:11:21,071
همه‌ـش برام سوال بود که یه وقت
اون طلسم تو رو زنده‌زنده نخورده باشه

207
00:11:21,105 --> 00:11:22,705
ممکن بود بخوره

208
00:11:22,739 --> 00:11:23,740
...ولی من

209
00:11:23,774 --> 00:11:26,543
به «کلاوس» متصل بودی

210
00:11:26,577 --> 00:11:30,746
میدونم . خیلی وقته خبر دارم

211
00:11:33,249 --> 00:11:35,717
تو فرصت‌های بیشماری داشتی
تا اون رو بکشی

212
00:11:35,751 --> 00:11:37,720
به‌خاطر من دست نگه داشتی؟

213
00:11:40,656 --> 00:11:43,292
«پس خواهش‌ می‌کنم «مارسل

214
00:11:43,326 --> 00:11:47,329
اگه بخشی از وجودت
هنوز بهم اهمیت میده

215
00:11:47,362 --> 00:11:49,497
کمکم کن . به‌خاطر همه‌ی لحظاتی
که باهم بودیم

216
00:11:49,531 --> 00:11:52,300
به‌خاطر همه‌ی احساسی
که به هم داشتیم بهت التماس می‌کنم

217
00:11:52,334 --> 00:11:54,469
که بذاری برادرم بره

218
00:12:00,375 --> 00:12:02,710
و اگه بگم نه؟

219
00:12:02,743 --> 00:12:04,844
تو بهتر از هر کی میدونی

220
00:12:04,879 --> 00:12:07,114
که خانواده‌ام همیشه
به خواسته‌اش میرسه

221
00:12:07,148 --> 00:12:10,384
مهم نیست 1000 روز طول بکشه
یا 1000 سال

222
00:12:12,486 --> 00:12:14,655
اون واقعاً ارزش این دردسر رو داره؟

223
00:12:17,690 --> 00:12:20,458
«بیخیال «ربکا

224
00:12:20,493 --> 00:12:22,495
واقعاً فکر می‌کردی به این آسونیاست؟

225
00:12:22,529 --> 00:12:24,730
فقط لازمه مؤدبانه درخواست کنی؟

226
00:12:24,764 --> 00:12:27,733
«گروگان نگه داشتن «کلاوس
مزیت‌های خاص خودش رو داره

227
00:12:27,767 --> 00:12:29,468
اون غنیمت خوبی میشه

228
00:12:29,502 --> 00:12:32,203
ثابت می‌کنه که من بدترین
هیولای دنیا رو شکست دادم

229
00:12:32,238 --> 00:12:34,805
هر کدوم از افرادم رو
که گرگ‌ها گاز بگیرن

230
00:12:34,839 --> 00:12:36,707
می‌تونم از خون‌ـش واسه
خوب کردنشون استفاده کنم

231
00:12:36,741 --> 00:12:38,676
و اگه لازم بشه می‌تونم
ازش استفاده کنم

232
00:12:38,710 --> 00:12:40,512
تا خانواده‌ات رو مطیع نگه دارم

233
00:12:40,546 --> 00:12:44,883
بعلاوه اگه بخوام روراست باشم
اون حقشه زجر بکشه

234
00:12:44,917 --> 00:12:48,553
پس آره . اون به دردسرش می‌ارزه

235
00:12:48,587 --> 00:12:50,889
منطقت کاملاً آشغاله

236
00:12:50,922 --> 00:12:53,357
می‌تونی به اندازه‌ی کافی
واسه هر دارویی که می‌خوای

237
00:12:53,391 --> 00:12:56,426
خون‌ـش رو ذخیره کنی و اگه
چیزی که دنبالشی یه غنیمته

238
00:12:56,460 --> 00:12:58,094
پس دیگه اون مردی نیستی
که فکر می‌کردم

239
00:12:59,129 --> 00:13:02,166
واسه انتقام خودت
به اندازه‌ی کافی زجرش دادی

240
00:13:02,400 --> 00:13:04,635
واقعاً؟

241
00:13:04,669 --> 00:13:06,370
اونم با کارهایی که خانواده‌ات کرده؟

242
00:13:06,403 --> 00:13:08,937
ما تو جنگ بودیم
هر جنگی تلفات داره

243
00:13:08,972 --> 00:13:11,440
خون ریخته شده
اشتباه‌ها مرتکب شدن

244
00:13:11,474 --> 00:13:13,676
مردی که عاشقش بودم
این رو متوجه می‌شد

245
00:13:13,710 --> 00:13:17,513
خب ، اون مرد خیلی وقته مُرده

246
00:13:17,547 --> 00:13:19,616
تقصیر کیه؟

247
00:13:26,822 --> 00:13:28,423
خیلی‌خب ، ببخشید رفقا

248
00:13:28,457 --> 00:13:30,725
به زودی نشتی گاز رو تعمیر می‌کنیم

249
00:13:30,759 --> 00:13:32,794
و فردا با تندباد 2تا برای یکی برمیگردیم

250
00:13:32,828 --> 00:13:34,729
بگیر -
ممنون -

251
00:13:34,763 --> 00:13:36,997
عالی شد . خواهشاً لیوان ندزدین

252
00:13:44,239 --> 00:13:45,839
همه رفتن بیرون

253
00:13:45,873 --> 00:13:47,808
مکان در اختیارتونه -
دیدی؟ -

254
00:13:47,842 --> 00:13:49,943
آسون‌تر نبود تا بخوایم همه رو بکشیم؟

255
00:13:49,978 --> 00:13:51,679
آره

256
00:13:51,713 --> 00:13:53,347
خب ، حالا چی؟

257
00:13:53,381 --> 00:13:56,883
میشه لطف کنی اون یخچال رو جابجا کنی تا
ما بتونیم به تونل‌ها دسترسی پیدا کنیم؟

258
00:13:58,885 --> 00:14:01,388
وقت تنگه «جاش» . بجنب

259
00:14:04,591 --> 00:14:07,327
کاملاً مطمئنی داریم جای
درستی رو می‌گردیم؟

260
00:14:07,361 --> 00:14:09,462
میدونیم این تونل
به اعماق شهر میره

261
00:14:09,496 --> 00:14:13,232
مارسل» حتماً یه قسمتش رو»
برای سیاه‌چال شخصی‌ـش تراشیده

262
00:14:13,266 --> 00:14:15,867
زیرکانه و آزارگرایانه
«آفرین «مارسل

263
00:14:15,901 --> 00:14:17,502
تعریف‌هات رو بذار واسه
موقعی که اومد ما رو بکشه

264
00:14:17,536 --> 00:14:19,338
چاپلوسی‌ـت ممکنه متوقفش کنه

265
00:14:19,372 --> 00:14:21,306
خب ، همه چیز ردیف شد

266
00:14:21,440 --> 00:14:25,343
پس موفق و موید باشید
و منم دیگه میرم پی کارم

267
00:14:25,377 --> 00:14:27,980
که بری جاسوسی‌مون رو پیش
مارسل» بکنی؟ به همین خیال باش»

268
00:14:28,013 --> 00:14:29,880
فقط گردنش رو بشکن
تا بیدار بشه کارمون تموم شده

269
00:14:29,914 --> 00:14:31,582
و اگه قبلش بیدار بشه چی؟

270
00:14:31,616 --> 00:14:33,618
پس بکش‌ـش -
من اینجام بچه‌ها -

271
00:14:33,652 --> 00:14:34,885
ما اون رو نمی‌کُشیم

272
00:14:34,919 --> 00:14:36,487
آره . احتمالاً حق با توئه

273
00:14:36,521 --> 00:14:38,022
به دلایلی اون واسه «مارسل» ارزش داره

274
00:14:38,256 --> 00:14:39,424
کول» ، میشه؟»

275
00:14:39,558 --> 00:14:41,058
خوشحال میشم بمونم
و یه نوشیدنی بزنم

276
00:14:41,293 --> 00:14:42,360
و شکم هر کی رو که
سعی کرد دنبالتون کنه سفره کنم

277
00:14:42,394 --> 00:14:45,093
خوبه . پس بریم
داریم وقت تلف می‌کنیم

278
00:14:45,228 --> 00:14:46,830
عالی شد

279
00:14:52,836 --> 00:14:54,971
اگه می‌خوای آزاد باشی
فقط اون خنجر رو بکش بیرون

280
00:14:55,005 --> 00:14:56,039
مایکل» از پس‌ـش بر اومد»

281
00:14:56,073 --> 00:14:57,874
اسم اون رو یادم نیار

282
00:14:57,908 --> 00:14:59,809
باشه

283
00:14:59,842 --> 00:15:02,510
اسم دخترت چی؟

284
00:15:02,545 --> 00:15:03,912
هوپ»؟»

285
00:15:03,946 --> 00:15:06,749
الان اون بیرونه

286
00:15:06,783 --> 00:15:10,786
حقیقتی که هر لحظه تو این
سیاه‌چال روم سنگینی می‌کنه

287
00:15:10,820 --> 00:15:14,490
ولی من نمی‌تونم

288
00:15:14,524 --> 00:15:15,791
نمی‌تونی یا نمی‌خوای؟

289
00:15:17,426 --> 00:15:19,627
5سال مجبور بودی
دست روی دست بذاری

290
00:15:19,661 --> 00:15:22,297
برای زنده نگه داشتن خانواده‌ات
باید خودت رو زنده نگه میداشتی

291
00:15:22,331 --> 00:15:25,566
مهم نبود چقدر درد بکشی
یا بترسی یا تنها باشی

292
00:15:25,600 --> 00:15:29,003
ولی حالا می‌تونی بری
و تصمیم گرفتی بمونی

293
00:15:29,037 --> 00:15:30,505
حتی با اینکه دخترت منتظرته

294
00:15:30,539 --> 00:15:32,539
این باعث میشه فکر کنم
مشکلت اون خنجر نیست

295
00:15:34,108 --> 00:15:35,575
می‌خوای فرضیه‌ام رو بشنوی؟

296
00:15:35,609 --> 00:15:36,744
مطمئنم خودت میگی

297
00:15:39,680 --> 00:15:41,315
به نظرم می‌ترسی دخترت رو ببینی

298
00:15:41,349 --> 00:15:42,816
اونم حالا که به اندازه کافی بزرگ شده

299
00:15:42,850 --> 00:15:44,084
می‌تونه تو رو ببینه

300
00:15:44,118 --> 00:15:46,420
اگه به چشم یه هیولا ببینت‌ـت
و به‌خاطرش ازت متنفر بشه؟

301
00:15:48,089 --> 00:15:54,560
وقتی من دخترم رو ببینم
اون میدوه تو بغلم

302
00:15:54,594 --> 00:15:58,798
بهم نگاه می‌کنه و میدونه
که من دوستش دارم

303
00:15:58,832 --> 00:16:00,933
من هر کاری براش می‌کنم

304
00:16:00,967 --> 00:16:02,735
هر پدری همین رو میگه

305
00:16:02,769 --> 00:16:04,704
ولی یه روزی از همین روزها

306
00:16:04,737 --> 00:16:07,439
اگه با یکی از دوستاش درگیر بشه
یا کسی قلبش رو بشکنه چی؟

307
00:16:07,473 --> 00:16:09,441
هر کی رو که بهش آسیب بزنه می‌کشم

308
00:16:09,475 --> 00:16:10,675
چه دوست‌داشتنی

309
00:16:10,709 --> 00:16:12,877
پس به جای تنفر از تاریکی‌ـت

310
00:16:12,911 --> 00:16:15,314
اون ازت الگو می‌گیره
و خودش یه هیولا میشه

311
00:16:17,716 --> 00:16:18,983
تو از این می‌ترسی؟

312
00:16:19,017 --> 00:16:22,487
نمی‌خوای اون داخل این
چرخه‌ی خشونت بیوفته

313
00:16:22,520 --> 00:16:24,421
و ترست داره نیروت رو می‌خوره

314
00:16:24,455 --> 00:16:25,589
و به‌خاطر همین نمی‌تونی
خودت رو آزاد کنی

315
00:16:25,623 --> 00:16:29,560
باشه . به اندازه کافی مزخرف شنیدم

316
00:16:29,594 --> 00:16:32,429
کلاوس» ، قبول کن»

317
00:16:32,463 --> 00:16:34,765
این پایین نمی‌تونی بهش صدمه بزنی

318
00:16:34,799 --> 00:16:35,999
فقط یه افسانه‌ای

319
00:16:36,033 --> 00:16:38,001
مرد بزرگی که خودش رو

320
00:16:38,034 --> 00:16:40,370
فدای خانواده‌اش کرد
...ولی در واقعیت

321
00:16:40,404 --> 00:16:42,372
در واقعیت من موضوع

322
00:16:42,406 --> 00:16:45,008
ادعاهای مسخره‌ی زنی که
تو بغلم مُرده نمیشم

323
00:16:47,010 --> 00:16:49,611
من درست‌ـت کردم
پس می‌تونم بفرستمت بری

324
00:16:51,148 --> 00:16:52,882
برو

325
00:17:04,093 --> 00:17:07,028
می‌خوای راجبه درست و غلط حرف بزنی؟

326
00:17:07,062 --> 00:17:10,732
برادرت با خونسردی من رو کشت
و تو ازش دفاع کردی

327
00:17:10,764 --> 00:17:13,533
«دِوینا» ، «دِوینا»

328
00:17:13,568 --> 00:17:16,537
دختری که مثل دختر خودم بود
واسه همیشه از دستش دادم

329
00:17:16,571 --> 00:17:19,673
و تنها چیزی که می‌تونستی بگی
اونا کار لازم رو انجام دادن"؟"

330
00:17:19,706 --> 00:17:21,608
ما فقط همین رو بلدیم

331
00:17:21,643 --> 00:17:23,811
درست یا غلط این کاریه که
خانواده‌ام 1000 ساله می‌کنه‌

332
00:17:23,845 --> 00:17:25,146
بیخیال

333
00:17:25,180 --> 00:17:27,181
واقعاً دفاعت همینه؟

334
00:17:27,214 --> 00:17:28,915
من دفاعی ندارم

335
00:17:28,949 --> 00:17:31,050
من میدونم دقیقاً چی هستم

336
00:17:31,084 --> 00:17:33,787
همونطور که میدونم هیچ‌کدوم
از ما تو این قضیه بی‌گناه نیستیم

337
00:17:33,821 --> 00:17:35,455
کمتر از همه من و تو

338
00:17:38,792 --> 00:17:40,894
من یه احمق بودم که دوست‌ـت داشتم

339
00:17:40,928 --> 00:17:42,428
حرف منم همینه

340
00:17:42,462 --> 00:17:43,529
پس کارمون اینجا تموم شده

341
00:17:45,064 --> 00:17:46,432
قطعاً تموم نشده

342
00:17:48,868 --> 00:17:51,436
می‌خوای ازش روی من استفاده کنی؟

343
00:17:51,471 --> 00:17:55,040
من رو به طلسمی مبتلا کنی
که نزدیک بود خودت رو نابود کنه؟

344
00:17:55,074 --> 00:17:56,809
دلم نمی‌خواد

345
00:17:56,843 --> 00:17:58,844
ولی اگه مجبور بشم آره

346
00:18:07,716 --> 00:18:09,885
‫لعنتی

347
00:18:09,918 --> 00:18:12,888
«کمیل» ، «کمیل»

348
00:18:12,921 --> 00:18:15,958
‫من همینجام ولی اگه همینطوری
...بشینی غرغر کنی

349
00:18:15,991 --> 00:18:17,727
‫به کمکت نیاز دارم

350
00:18:17,760 --> 00:18:19,996
‫نمی‌تونم اون خنجر رو بیرون بیارم

351
00:18:20,029 --> 00:18:23,766
‫اساساً حتی واقعاً اینجا نیستم

352
00:18:23,799 --> 00:18:26,369
‫تو اونی هستی که باید
با ترس‌هات روبرو بشی

353
00:18:26,402 --> 00:18:28,137
‫باشه

354
00:18:28,170 --> 00:18:30,773
‫حقیقت رو اعتراف می‌کنم

355
00:18:30,806 --> 00:18:33,309
‫نمی‌خوام مثل پدر خودم باشم

356
00:18:33,342 --> 00:18:37,080
‫حتی نمی‌خوام اون پدری باشم که
‫«مارسل» ازش بیزار بود

357
00:18:38,180 --> 00:18:40,283
‫شاید همین که یه افسانه باشم بهتر باشه

358
00:18:42,084 --> 00:18:46,022
‫و نبود من بیشتر به صلاح «هوپ»ـه

359
00:18:47,089 --> 00:18:50,392
‫این کافیه ‫یا می‌خوای بیشتر بگم؟

360
00:18:50,426 --> 00:18:53,162
‫راضی شدی؟

361
00:18:58,801 --> 00:19:02,405
‫هر پدر و مادری ‫از
اینکه گند بزنه می‌ترسه

362
00:19:02,438 --> 00:19:05,174
‫خب ، حداقل پدر و مادرهای خوب
که اینجوری هستن

363
00:19:06,208 --> 00:19:07,810
‫ولی «هوپ» بهت نیاز داره

364
00:19:07,843 --> 00:19:09,011
‫الان بیشتر از همیشه بهت نیاز داره

365
00:19:09,044 --> 00:19:11,013
‫«هِیلی» ازش محافظت می‌کنه

366
00:19:11,046 --> 00:19:14,750
‫کار بزرگی می‌کنه

367
00:19:14,783 --> 00:19:17,654
‫ولی به نظرت «هوپ» حق نداره
‫پدرش رو داشته باشه؟

368
00:19:18,721 --> 00:19:22,024
‫هی ، نگام کن

369
00:19:22,057 --> 00:19:25,027
‫درسته . گذشته ممکنه تکرار بشه

370
00:19:25,060 --> 00:19:28,097
‫اگه مراقب نباشی حتماً تکرار میشه

371
00:19:28,130 --> 00:19:33,102
‫ولی این رو به دختر مدیونی که
‫سعی کنی داستان رو تغییر بدی

372
00:19:33,135 --> 00:19:35,672
‫به‌خاطر اون و خودت

373
00:19:38,974 --> 00:19:40,943
‫چیه؟

374
00:19:40,976 --> 00:19:44,447
‫واسه همینه که من رو آوردی اینجا؟

375
00:19:44,480 --> 00:19:46,248
‫تا بتونی بهم خنجر بزنی؟

376
00:19:46,281 --> 00:19:48,350
‫فرصت‌های زیادی برای
انجام کار درست داشتی

377
00:19:48,383 --> 00:19:50,953
‫کار درست؟

378
00:19:50,986 --> 00:19:53,122
‫کار درست از نظر کی؟

379
00:19:53,155 --> 00:19:56,225
‫تو ‫یا خونواده‌ات؟

380
00:20:00,262 --> 00:20:03,933
‫موضوع من و تو نیست ، نه؟

381
00:20:03,966 --> 00:20:06,068
‫موضوع «کلاوس»ـه

382
00:20:06,101 --> 00:20:10,339
‫«آلایژا» و بقیه الان تو راهن
‫تا برن نجاتش بدن . درسته؟

383
00:20:10,372 --> 00:20:12,274
اون‌وقت وظیفه‌ی تو چیه؟

384
00:20:12,307 --> 00:20:13,976
‫به هر قیمتی که شده اینجا نگه‌ـم داری؟

385
00:20:15,144 --> 00:20:18,147
‫بیخیالش ، ‫خیلی‌خب؟ دیگه تموم شده

386
00:20:18,180 --> 00:20:19,381
هیچ‌وقت تموم نمیشه

387
00:20:19,414 --> 00:20:20,816
‫تا وقتی برادرم رو اسیر نگه داری

388
00:20:20,849 --> 00:20:24,153
‫یه روز هم تو زندگیت
‫طعم آرامش رو نمی‌چشی

389
00:20:24,186 --> 00:20:25,154
...هیچی جلودار ما

390
00:20:30,859 --> 00:20:32,227
‫شرمنده که مزاحم شدم

391
00:20:32,261 --> 00:20:36,365
‫ولی با وجود خوشگلیش دهن گشادی داره

392
00:20:36,398 --> 00:20:38,234
‫بندازمش تو آب؟

393
00:20:38,267 --> 00:20:40,436
‫یه مو هم از سرش کم نشه

394
00:20:40,469 --> 00:20:41,971
‫همینجا نگه‌ـش دار

395
00:20:42,004 --> 00:20:43,973
‫زودی برمیگردم

396
00:20:44,006 --> 00:20:46,008
‫فقط باید برم برادرش رو بکشم

397
00:20:47,409 --> 00:20:49,245
‫«نیکلاوس»

398
00:20:51,580 --> 00:20:53,483
‫برادر

399
00:20:54,883 --> 00:20:56,219
‫بذار بازش کنم

400
00:21:05,294 --> 00:21:06,428
‫«نیکلاوس»

401
00:21:09,031 --> 00:21:11,267
‫ما اومدیم

402
00:21:11,300 --> 00:21:14,169
‫جادوش قدرتمنده

403
00:21:14,203 --> 00:21:15,905
‫با گذشت زمان تقویت شده

404
00:21:15,938 --> 00:21:17,406
‫و به این معناست که برای شکستنش
‫زمان لازم داریم

405
00:21:17,439 --> 00:21:18,407
‫وقت نداریم

406
00:21:18,440 --> 00:21:21,177
‫می‌تونم نیروی فیزیکی رو
امتحان کنم ‫تا درهم بشکنمش

407
00:21:21,210 --> 00:21:22,878
‫ولی باید از نیروی یه نفر هم استفاده کنم

408
00:21:22,911 --> 00:21:24,046
‫من انجامش میدم

409
00:21:25,314 --> 00:21:27,049
‫«آلایژا» ، حواست به بیرون باشه

410
00:21:49,338 --> 00:21:53,409
‫خب ، ‫به افتخار اینکه
امروز کسی نمرده

411
00:22:00,983 --> 00:22:03,985
‫یا زود قضاوت کردم؟

412
00:22:05,954 --> 00:22:08,991
‫بگو ببینم ‫«کلاوس» آزاد بشه
چی میشه؟

413
00:22:09,024 --> 00:22:10,993
‫چی‌کار می‌کنین؟
‫کل شهر رو قتل‌عام می‌کنین؟

414
00:22:11,026 --> 00:22:12,995
‫می‌خوایم برادرمون رو آزاد کنیم و بریم

415
00:22:13,028 --> 00:22:16,532
‫و برای یک‌بار هم که شده امیدوارم دیگه
‫هیچ‌وقت این شهر کثیف رو نبینم

416
00:22:22,004 --> 00:22:24,505
‫قبلاً با یه نفر بودم

417
00:22:26,508 --> 00:22:29,278
‫اسمش «اِیدِن» بود

418
00:22:29,311 --> 00:22:31,413
‫مُرد

419
00:22:31,446 --> 00:22:34,350
‫راستش خاله‌ات اون رو کشت

420
00:22:34,383 --> 00:22:38,487
‫بعدِ اون اتفاق از همه چیز متنفر بودم

421
00:22:38,520 --> 00:22:41,023
‫هر چی که بگی

422
00:22:41,056 --> 00:22:43,659
‫حتی خورشید

423
00:22:43,692 --> 00:22:47,529
‫هر صبح که بیدار می‌شدم

424
00:22:47,562 --> 00:22:49,298
‫هر روز مثل دیروز
همون آش و همون کاسه

425
00:22:49,331 --> 00:22:51,167
‫و دنیا برام هیچ تغییری نمی‌کرد

426
00:22:54,436 --> 00:22:58,506
‫برام مدت زیادی طول کشید تا دوباره
‫احساس همیشگیم رو داشته باشم

427
00:22:58,540 --> 00:23:01,010
‫چقدر خوش به حال‌ـت شده که تونستی

428
00:23:01,043 --> 00:23:03,111
‫تو هم عادت می‌کنی

429
00:23:03,145 --> 00:23:05,981
‫اوضاع بالاخره بهتر میشه «کول»

430
00:23:06,014 --> 00:23:07,617
‫چرا داری اینا رو بهم میگی؟

431
00:23:09,952 --> 00:23:13,022
‫فکر کنم ‫اگه «دِوینا» اینجا بود
این رو ازم می‌خواست

432
00:23:27,970 --> 00:23:31,073
‫خب ، الان که همچین دوستای خوبی شدیم

433
00:23:31,106 --> 00:23:36,312
‫شاید بتونی توضیح بدی
‫"توتبورگ" یعنی چی

434
00:23:39,348 --> 00:23:42,017
‫ببین ، واقعاً توی این جریان نقشی ندارم

435
00:23:42,050 --> 00:23:43,217
‫معلومه که داری

436
00:23:43,251 --> 00:23:45,020
‫مخصوصاً وقتی یه پیام رمزی

437
00:23:45,053 --> 00:23:47,555
‫از طرف کسی که ‫برادرم رو
اسیر کرده دریافت می‌کنی

438
00:23:47,589 --> 00:23:52,628
‫حالا ‫به دقت گوش کن

439
00:23:52,661 --> 00:23:54,596
‫اگه اتفاقی برای خواهرم بیوفته

440
00:23:54,629 --> 00:23:57,599
‫یا هر اتفاقی برای یکی از
‫اعضای خونواده‌ام بیوفته

441
00:23:57,632 --> 00:24:00,970
‫این شهر و همه‌ی شهرونداش خواهند سوخت

442
00:24:01,003 --> 00:24:03,639
‫تو ، دوست‌پسرت

443
00:24:03,672 --> 00:24:07,042
‫دوستات ، این بار ، خونه‌ات

444
00:24:07,075 --> 00:24:09,979
‫بازم بگم؟

445
00:24:10,012 --> 00:24:14,617
‫حالا ‫بگو "توتبورگ" یعنی چی

446
00:24:17,085 --> 00:24:21,657
‫یه جنگه ‫که آدم بدا آدم خوبا رو
بی‌دفاع گیر میندازن

447
00:24:21,690 --> 00:24:24,593
‫«مارسل» بهم هشدار میده که همه‌تون اینجایید

448
00:24:24,626 --> 00:24:27,196
‫تا بتونم خبر رو به بقیه افرادمون برسونم

449
00:24:27,229 --> 00:24:28,731
‫که سرمون مشغول بشه

450
00:24:28,764 --> 00:24:31,233
‫و «مارسل» بتونه ما رو بکشه

451
00:24:37,439 --> 00:24:40,342
‫شانس آوردی «دِوینا» ازت خوش‌ـش میومد

452
00:24:58,593 --> 00:25:01,163
‫«آدام»؟

453
00:25:30,292 --> 00:25:31,060
‫«فِرِیا»

454
00:25:35,597 --> 00:25:37,800
‫هر اتفاقی که بیوفته تا وقتی
‫«نیکلاوس» آزاد نشده دست برندار

455
00:25:54,316 --> 00:25:55,451
‫سلام «مارسلوس»

456
00:26:06,194 --> 00:26:07,730
‫«آدام»؟

457
00:26:09,865 --> 00:26:11,834
‫«آدام»؟

458
00:26:14,369 --> 00:26:16,572
‫اینجایی؟

459
00:27:04,252 --> 00:27:06,555
‫طلسم حفاظت

460
00:27:06,588 --> 00:27:08,824
‫یه طلسم حفاظته

461
00:27:08,857 --> 00:27:12,394
‫یه هدیه با عشق مادر برای فرزندش

462
00:27:14,796 --> 00:27:16,732
‫با چی مبارزه می‌کنم؟

463
00:27:19,734 --> 00:27:21,669
‫خودت رو نشونم بده

464
00:27:32,314 --> 00:27:33,449
‫نه

465
00:27:35,572 --> 00:27:37,339
نه ، نه ، نه ، نه ، نه

466
00:27:46,228 --> 00:27:50,399
‫واقعاً نمیدونی کی دست‌بردار بشی

467
00:27:50,432 --> 00:27:52,568
‫واسه «ربکا مایکلسون» پول خوبی گیرمون میومد

468
00:27:52,601 --> 00:27:54,970
‫آره . ممکن بود

469
00:27:55,003 --> 00:27:58,941
‫ولی اگه «مارسل» می‌خواد سالم بمونه
پس سالم نگه‌ـش میدارم

470
00:28:02,911 --> 00:28:04,279
‫خب ، اون دیگه نمی‌تونه
کسی رو با خودش ببره

471
00:28:04,312 --> 00:28:06,447
‫چون الان دراز به دراز افتاده

472
00:28:06,481 --> 00:28:09,185
‫ولی راستش رو بخوای
تو هم نمی‌تونی کسی رو نگه داری

473
00:28:14,856 --> 00:28:16,659
‫خوش برگشتی خواهر

474
00:28:34,776 --> 00:28:37,713
‫«کول» ، فکر کنم دیگه فکش رو آوردی پایین

475
00:28:37,746 --> 00:28:40,983
‫حالا میشه از این شهر مسخره بریم؟

476
00:28:41,016 --> 00:28:43,485
‫«آلایژا» کجاست؟

477
00:28:48,390 --> 00:28:53,762
‫راهی برای نجات از گاز من پیدا کردی
‫و این جرأت رو داشتی که برگردی؟

478
00:28:53,795 --> 00:28:55,530
‫چی شده؟

479
00:28:55,563 --> 00:28:57,633
‫جاودانگی برات کسل‌کننده شده؟

480
00:28:57,666 --> 00:28:59,668
‫اومدم سراغ برادرم

481
00:28:59,701 --> 00:29:01,503
‫خب ، من یه چیز دیگه برات دارم

482
00:29:09,444 --> 00:29:11,379
‫می‌خوای کاری کنی سزای گناهانم رو بدم

483
00:29:11,413 --> 00:29:12,748
‫همین کار رو بکن

484
00:29:12,781 --> 00:29:14,750
‫انتقامت رو ازم بگیر

485
00:29:14,783 --> 00:29:16,618
‫این دیگه چیه؟

486
00:29:16,651 --> 00:29:18,287
‫طریقه‌ی معذرت خواستن توئه؟

487
00:29:18,320 --> 00:29:19,921
‫برادرم به قدر کافی عذاب کشیده

488
00:29:19,954 --> 00:29:21,690
‫امروز باید از اینجا آزاد بشه

489
00:29:21,723 --> 00:29:22,725
‫خواهیم دید

490
00:29:35,337 --> 00:29:36,938
‫«کلاوس» ، وقتشه

491
00:29:36,971 --> 00:29:38,440
‫باید اون خنجر رو دربیاری

492
00:29:44,946 --> 00:29:46,380
‫باید برم اون بالا

493
00:29:46,414 --> 00:29:48,583
‫نه . هنوز نه . یه‌کم دیگه مونده

494
00:29:56,424 --> 00:29:58,327
‫برو

495
00:29:58,360 --> 00:29:59,860
‫برو

496
00:30:05,700 --> 00:30:07,936
‫«کلاوس» ، تو باید اون خنجر رو بیرون بیاری

497
00:30:07,969 --> 00:30:10,072
‫- اگه نتونی خانواده‌ات می‌میرن
‫- دارم سعیم رو می‌کنم

498
00:30:11,506 --> 00:30:14,710
‫«کلاوس» ، صدام رو می‌شنوی؟

499
00:30:24,986 --> 00:30:28,557
‫- «هِیلی» ، تنهامون بذار
‫- حق با اونه . این جریان بین من و خودشه

500
00:30:28,590 --> 00:30:30,559
‫اگه بمونم منم می‌کشی
تا دخترم رو یتیم کنی؟

501
00:30:30,592 --> 00:30:32,995
‫- این جنگ تو نیست
‫- چرا ، هست

502
00:30:35,997 --> 00:30:37,566
‫«هوپ» به پدرش نیاز داره «مارسل»

503
00:30:37,599 --> 00:30:40,101
‫واقعاً؟ «کلاوس» پدر منم بود

504
00:30:40,135 --> 00:30:42,104
‫پایان خوشی نداشت . داشت؟

505
00:30:42,137 --> 00:30:44,973
‫دخترت بدون اون وضعیتش بهتره

506
00:30:45,006 --> 00:30:46,975
‫«نیکلاوس» رو بردار و برو

507
00:30:47,008 --> 00:30:49,478
‫«کلاوس» هیچ‌جا نمیره «آلایژا»

508
00:30:49,511 --> 00:30:50,612
‫تو هم همینطور

509
00:30:50,645 --> 00:30:53,982
‫«کلاوس» ، ‫پاشو

510
00:30:54,015 --> 00:30:56,451
‫نمی‌تونم

511
00:30:56,484 --> 00:30:58,887
‫هی ، از پس‌ـش برمیای

512
00:30:58,920 --> 00:30:59,988
‫میدونم که می‌تونی

513
00:31:00,021 --> 00:31:02,157
‫نمی‌تونم مدت زیادی همینطوری نگه‌ـش دارم

514
00:31:04,759 --> 00:31:05,994
‫خانواده‌ات بهت نیاز داره

515
00:31:06,027 --> 00:31:07,629
‫«هوپ» بهت نیاز داره

516
00:31:19,073 --> 00:31:24,479
‫بس کن . برنده شدی ‫، خیلی‌خب؟
حریفت نمیشیم

517
00:31:24,512 --> 00:31:26,081
‫بهت التماس می‌کنم . ولمون کن بریم

518
00:31:26,114 --> 00:31:28,150
‫چرا؟ چرا؟

519
00:31:28,183 --> 00:31:31,486
‫چون فکر می‌کنی این حرکت عادلانه‌ای
‫برای خانوادته؟

520
00:31:31,519 --> 00:31:35,056
‫اونا خونواده‌ی منم بودن

521
00:31:35,089 --> 00:31:39,761
‫اون‌وقت «آلایژا» قلبم رو درآورد
‫و من رو از پل انداخت پایین

522
00:31:39,794 --> 00:31:43,498
‫برادرش هم همینطوری ایستاد و نگاه کرد

523
00:31:43,531 --> 00:31:46,768
‫فقط یه عدالت مونده

524
00:31:53,808 --> 00:31:55,177
‫«کلاوس»

525
00:31:55,210 --> 00:31:56,178
‫برو

526
00:32:13,194 --> 00:32:17,231
آلایژا» ، منم . نگرانت هم نیستم که»
‫قرار بود 20 دقیقه پیش اینجا باشی

527
00:32:17,264 --> 00:32:19,534
‫لطفاً بهم زنگ بزن

528
00:32:19,567 --> 00:32:21,903
‫خیلی لفتش داده . باید بریم

529
00:32:21,936 --> 00:32:23,538
‫خانواده‌مون رو ترک نمی‌کنیم

530
00:32:23,571 --> 00:32:26,506
‫الان که باهم حرف میزنیم ممکنه «مارسل»
‫خونواده‌مون رو تیکه‌تیکه کرده باشه

531
00:32:26,540 --> 00:32:29,911
‫خب ، شایدم موبایلشون توی یه
‫تونل زیرزمینی خط نداشته باشه

532
00:32:29,944 --> 00:32:32,547
‫اونا میان «کول»

533
00:32:35,549 --> 00:32:39,553
‫حالا که وقت داریم
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم

534
00:32:42,423 --> 00:32:43,457
‫واسه چی؟

535
00:32:43,490 --> 00:32:45,259
‫برای اینکه اومدی سراغم

536
00:32:45,292 --> 00:32:47,829
‫تا اینجا بشینم و از دست‌ـت کلافه بشم

537
00:32:53,300 --> 00:32:54,836
«نیک»

538
00:32:56,503 --> 00:32:58,439
‫بعداً می‌تونی بغلش کنی . باید بریم

539
00:32:58,472 --> 00:33:00,308
‫«مارسل» درست پشت سرمونه
‫برید . برید

540
00:33:04,011 --> 00:33:07,382
‫راستش جلوتون هستم

541
00:33:16,924 --> 00:33:18,593
«وینسنت»

542
00:33:20,661 --> 00:33:22,463
‫«مکسین»

543
00:33:25,266 --> 00:33:26,567
‫یه چیزی دیدم

544
00:33:26,600 --> 00:33:29,503
‫یه چیزی حس کردم

545
00:33:29,536 --> 00:33:32,373
‫حضور یه چیز رو احساس کردم
‫و باید خودم رو تطهیر کنم

546
00:33:32,406 --> 00:33:34,975
‫دیدیش؟

547
00:33:35,009 --> 00:33:36,377
‫«آدام» رو پیدا کردی؟

548
00:33:36,410 --> 00:33:38,379
‫پیداش نکردم . نه

549
00:33:38,412 --> 00:33:40,481
‫ولی حداقل الان میدونم با چی طرفیم

550
00:33:40,514 --> 00:33:42,016
‫این چیزیه که قبلاً هم دیدمش

551
00:33:42,049 --> 00:33:45,619
‫چی هست؟ جادوگر؟ روح؟

552
00:33:45,653 --> 00:33:48,690
وینسنت» ، پای جون پسرم وسطه»

553
00:33:50,491 --> 00:33:52,326
‫گوش کن چی میگم

554
00:33:52,359 --> 00:33:53,861
‫«آدام» رو پیدا می‌کنم
و برمیگردونمش پیشت

555
00:33:53,894 --> 00:33:57,632
‫ولی الان پیش هر کی که هست ‫از یه
جادوی خیلی تاریک استفاده می‌کنه

556
00:33:57,665 --> 00:33:59,000
‫یه جادوی خیلی قدرتمند

557
00:33:59,033 --> 00:34:00,468
‫و تو نباید نزدیکش بشی

558
00:34:00,501 --> 00:34:01,668
‫این رو بهم قول بده

559
00:34:01,702 --> 00:34:04,005
‫نه . گوش کن چی میگم
‫خواهش می‌کنم

560
00:34:04,038 --> 00:34:08,243
‫میدونم که برات سخته
‫ولی باید بهم اعتماد کنی

561
00:34:09,576 --> 00:34:11,646
‫باشه؟

562
00:34:15,416 --> 00:34:17,618
‫نباید هیچ‌کدومتون برمیگشتین

563
00:34:17,651 --> 00:34:19,053
‫اعضای یه خانواده همدیگر رو تنها نمیذارن

564
00:34:19,086 --> 00:34:20,620
‫برای همدیگه می‌جنگیم

565
00:34:20,654 --> 00:34:22,423
‫آره . شنیدم

566
00:34:22,455 --> 00:34:23,658
‫ولی برای من یکی که نتیجه‌ای نداشت . داشت؟

567
00:34:23,691 --> 00:34:25,359
‫محض رضای خدا

568
00:34:25,392 --> 00:34:27,361
‫تو هیچ‌وقت یه «مایکلسون» نبودی
بیخیالش شو

569
00:34:27,394 --> 00:34:28,629
‫مگه یه شهر نداری که فرمانرواییش رو بکنی؟

570
00:34:28,662 --> 00:34:31,432
خون‌آشامایی که از شهر پرت کنی بیرون؟

571
00:34:32,933 --> 00:34:35,770
‫اگه می‌خوای یکیمون رو بکشی
باید همه‌مون رو بکشی

572
00:34:35,803 --> 00:34:38,973
‫- هی «ربکا» ، تحریکم نکن
‫- پس یالا دیگه

573
00:34:39,006 --> 00:34:40,675
‫- بذار یک‌بار و برای همیشه این قضیه فیصله پیدا کنه
‫- کافیه

574
00:34:43,010 --> 00:34:45,646
‫کافیه «مارسل» . تو بردی

575
00:34:45,678 --> 00:34:47,580
‫«نيو اورلانز» یه زمانی شهر ما بود

576
00:34:47,614 --> 00:34:51,519
‫الان ‫برای همیشه مال خودته

577
00:34:51,551 --> 00:34:54,854
‫«کلاوس مایکلسون» کبیر شکست رو می‌پذیره؟

578
00:34:54,888 --> 00:34:57,391
‫یا اینا همه‌ـش یه حواس‌پرتی دیگه‌ست؟

579
00:34:57,424 --> 00:34:58,926
‫هیچ‌کدوم

580
00:34:58,959 --> 00:35:02,729
‫در واقع با وجود رفتار وحشتناکت
‫یه پیشنهاد صلح بهت میدم

581
00:35:02,763 --> 00:35:07,101
‫با تلاش برای کشتن همه‌مون
‫اشتباه بزرگی مرتکب میشی

582
00:35:07,134 --> 00:35:09,470
‫اگه کسی از ما زنده بمونه بدون شک برای

583
00:35:09,503 --> 00:35:11,338
‫انتقام گرفتن برمیگرده
بعلاوه اینکه در نتیجه‌ی مرگ ما

584
00:35:11,372 --> 00:35:12,940
‫دشمنان ما به شهرت برمیگردن

585
00:35:12,973 --> 00:35:14,108
‫و حتی اگه بتونی همه‌مون رو بکشی

586
00:35:14,141 --> 00:35:16,943
‫یه روزی دخترم میاد سراغت

587
00:35:16,977 --> 00:35:18,813
‫و البته بعد از مرگ اون هم
دختر خودش میاد سراغت

588
00:35:18,846 --> 00:35:20,948
‫تا پایان عمرت این چرخه ادامه پیدا می‌کنه

589
00:35:20,981 --> 00:35:23,950
‫اینطوری برای خودت یه حلقه‌ی
‫بی‌پایان از خشونت می‌سازی

590
00:35:23,984 --> 00:35:25,053
...یا

591
00:35:29,456 --> 00:35:32,459
‫یا میریم و هیچ‌وقت برنمیگردیم

592
00:35:40,634 --> 00:35:43,037
‫بعد از اون‌همه مدت که توی یه سیاه‌چال بودی

593
00:35:43,070 --> 00:35:44,705
‫هنوزم جرأت زیادی داری

594
00:35:44,738 --> 00:35:47,975
‫آره . جلوم وایسادی و سرت رو بالا گرفتی

595
00:35:48,008 --> 00:35:50,444
‫و جوری وانمود می‌کنی که تصمیم با توئه

596
00:35:50,477 --> 00:35:54,882
‫ولی حقیقت اینه که ‫می‌تونم
همین الان همه‌تون رو بکشم

597
00:35:54,915 --> 00:35:58,486
‫و امشب تخت و راحت بگیرم بخوابم

598
00:35:58,519 --> 00:35:59,920
‫جای من بودی تو هم
همین کار رو می‌کردی

599
00:35:59,953 --> 00:36:02,123
‫تو آدمای بیشتری رو نابود کردی

600
00:36:02,156 --> 00:36:04,725
‫جون آدمای بیشتری رو گرفتی
‫و خونواده‌های بیشتری رو ویران کردی

601
00:36:04,758 --> 00:36:06,627
‫بیشتر از هر کسی توی تاریخ

602
00:36:06,660 --> 00:36:08,929
‫همه‌ـش هم به‌خاطر اینکه در توانت بود

603
00:36:08,962 --> 00:36:11,732
‫ولی یه حقیقت دیگه هم هست

604
00:36:11,765 --> 00:36:16,637
‫با وجود اینکه شماها بزرگم کردین
‫من هیچیم شبیه شماها نیست

605
00:36:18,906 --> 00:36:22,176
‫در واقع خیلی به خودم می‌بالم
که یه «مایکلسون» نیستم

606
00:36:22,209 --> 00:36:25,746
‫همه‌تون رو بدون اینکه مثل
شماها بشم شکست دادم

607
00:36:25,779 --> 00:36:28,015
‫و حالا می‌تونید باقی عمرتون رو
با دونستنِ اینکه

608
00:36:28,048 --> 00:36:35,056
‫تنها دلیل زنده بودنتون اینه که
‫به شماها رحم کردم زندگی کنید

609
00:36:37,524 --> 00:36:40,528
‫حالا برید

610
00:36:40,561 --> 00:36:42,997
‫و دیگه هیچ‌وقت برنگردین

611
00:37:01,681 --> 00:37:05,185
‫یادم بنداز
اگه زمانی عصبانیت کنم

612
00:37:05,218 --> 00:37:07,921
‫مطمئن بشم که اطرافم کمانی نباشه

613
00:37:07,954 --> 00:37:14,127
‫لطف داری ‫ولی دقیقاً وظیفه‌ام
رو به انجام نرسوندم ، نه؟

614
00:37:14,160 --> 00:37:17,063
‫«ربکا» و همچنین «کول» فرار کردن

615
00:37:17,096 --> 00:37:18,731
‫«مایکلسون»‌ها اینطورین

616
00:37:18,764 --> 00:37:21,733
‫جلوی یکیشون رو گرفتن سخته
‫کل ایل و تبارشون دیگه واویلا

617
00:37:21,767 --> 00:37:24,204
‫با اینحال تحت‌تأثیر قرار گرفتن

618
00:37:24,237 --> 00:37:27,841
‫بیشتر افرادی که ‫با
ربکا» روبرو شدن مُردن»

619
00:37:27,874 --> 00:37:29,542
‫من جزء بیشتر افراد نیستم

620
00:37:29,575 --> 00:37:31,711
‫نه . مطلقاً نه

621
00:37:31,744 --> 00:37:34,213
...حالا که بحث «ربکا» پیش کشیده شد

622
00:37:34,247 --> 00:37:36,950
‫«ربکا» هیچی برای بحث نداره

623
00:37:36,983 --> 00:37:41,854
‫تنها چیزی که تو فکرمه
‫اینه که چطوری جشن بگیریم

624
00:37:41,888 --> 00:37:44,991
‫مطمئنم که یه کاریش می‌کنیم

625
00:37:46,259 --> 00:37:48,462
‫مطمئنم همینطوره

626
00:38:20,293 --> 00:38:23,729
‫سلام ، «مارسل» هستم . پیغام بذارید

627
00:38:23,763 --> 00:38:26,999
‫«مارسل» ‫، باید بهم زنگ بزنی

628
00:38:27,033 --> 00:38:30,971
‫امروز یه چیزی دیدم
‫یه چیزی بود که قبلاً هم دیده بودمش

629
00:38:33,072 --> 00:38:35,041
...بهت گفته باشم . این شهر

630
00:38:35,074 --> 00:38:38,744
‫همه تو خطرن

631
00:38:38,778 --> 00:38:42,916
‫و ممکنه همه‌ـش تقصیر من باشه

632
00:38:52,191 --> 00:38:54,528
«جاش»

633
00:38:55,661 --> 00:38:56,929
‫سلام

634
00:38:56,963 --> 00:38:58,164
‫سلام

635
00:38:58,197 --> 00:39:00,099
‫اینجا چی‌کار داری؟

636
00:39:00,132 --> 00:39:01,834
‫بهم پیام دادی

637
00:39:01,867 --> 00:39:04,903
‫گفتی که اوضاعت خرابه
‫و برسونمت خونه

638
00:39:04,937 --> 00:39:06,806
‫جداً؟

639
00:39:06,839 --> 00:39:09,175
‫اتفاقی افتاده؟

640
00:39:09,208 --> 00:39:11,811
‫نه

641
00:39:11,844 --> 00:39:13,713
...فقط

642
00:39:15,247 --> 00:39:17,684
‫مدت زیادیه اینقدر دلم
واسه کسی تنگ نشده بود

643
00:39:40,773 --> 00:39:43,142
‫میشه بپرسم چرا هنوز پیشته؟

644
00:39:43,175 --> 00:39:46,246
‫یه لطفی به دوستِ یه دوست می‌کنم

645
00:39:48,314 --> 00:39:50,584
‫حالا واسه یه «بوربن» آماده‌ام

646
00:40:03,763 --> 00:40:06,633
‫چی شده؟

647
00:40:06,666 --> 00:40:11,037
‫توی این 5 سال هیچ‌وقت تا این اندازه
‫زمان برام دیر نمی‌گذشت

648
00:40:11,070 --> 00:40:16,042
‫ممنون ‫که تنهام نذاشتی

649
00:40:16,075 --> 00:40:17,910
‫خب ، فکرش رو کردیم

650
00:40:17,943 --> 00:40:19,845
‫تعداد مخالفین یه‌کم بیشتر شد

651
00:40:27,319 --> 00:40:30,023
‫حال‌ـت خوبه؟

652
00:40:30,056 --> 00:40:33,793
‫منظورت با توجه به اینکه آزاد از
اسارت ، شکنجه ‫و انزوای اجباری شدم؟

653
00:40:35,428 --> 00:40:37,864
‫راستش می‌خواستم بگم متأسفم

654
00:40:37,897 --> 00:40:40,433
‫نمی‌تونم تصورشم بکنم چی کشیدی

655
00:40:40,466 --> 00:40:45,304
‫خب ، لحظاتی تسلی‌بخش
برای تحمل اون شرایط داشتم

656
00:40:45,337 --> 00:40:47,907
‫به‌خاطر اوناست که الان آزاد شدم

657
00:40:54,180 --> 00:40:57,384
‫خب ، این یعنی برای دیدن
دختر کوچولومون حاضری؟

658
00:41:27,947 --> 00:41:29,916
‫می‌خوای برات بیدارش کنم؟

659
00:41:30,950 --> 00:41:32,051
‫نه

660
00:41:34,086 --> 00:41:36,354
‫بذار بخوابه

661
00:41:51,400 --> 00:41:52,400
مترجمین : مــعــیــن و رضــا

662
00:41:53,400 --> 00:42:28,400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
