WEBVTT

00:01.497 --> 00:02.948
پیش از این در
"The Originals"

00:02.978 --> 00:06.579
اگه این پیشگویی کامل بشه
همه‌تون خواهید مُرد

00:06.581 --> 00:07.786
یکی توسط دوست

00:07.816 --> 00:10.374
یکی توسط دشمن
و یکی به دست خانواده

00:10.404 --> 00:13.341
این من رو تبدیل به
یه چیز جدید کرد

00:13.371 --> 00:15.000
گازم کُشنده‌ست

00:15.439 --> 00:16.372
نترس

00:16.374 --> 00:18.624
تو آرامش رو پیدا می‌کنی

00:18.626 --> 00:21.317
نیاکان می‌خوان تو من رو بکشی -
بلاخره تسلیم میشم -

00:21.848 --> 00:23.865
ارواح جادوگر رو میشه
دوباره زنده کرد

00:23.890 --> 00:26.265
ما هم قراره دقیقاً
همین کار رو بکنیم

00:26.267 --> 00:27.717
برای اینکه «لوشِن» قابل کشتن بشه

00:27.719 --> 00:29.218
«باید حلقه‌ای رو که از «دِوینا
محافظت می‌کنه بشکنم

00:29.220 --> 00:30.803
فِرِیا» ، این‌کار نابودش می‌کنه»

00:30.805 --> 00:32.517
چی شد؟ -
نیاکان زودتر پیداش کردن -

00:32.547 --> 00:33.890
دِوینا» کدوم گوریه؟»

00:35.055 --> 00:36.389
تموم شد پسر . اون مُرده

00:36.419 --> 00:38.683
اتفاقی که برای «دِوینا» افتاد
نمیشه بی‌جواب بمونه

00:38.713 --> 00:39.963
همون چیزی که «لوشِن» رو تبدیل کرد

00:39.965 --> 00:41.836
از قلب «آرورا» کشیدم بیرون

00:41.866 --> 00:44.367
«نیو اورلانز» خونه‌ی ماست «مارسل»

00:44.369 --> 00:45.753
وقتشه که پس‌ـش بگیریم

00:58.242 --> 01:03.019
بیاید از اینکه اون دیگه نیست
اندوهگین نباشیم

01:03.571 --> 01:06.022
بلکه شکرگزار باشیم که او
زمانی با ما بود

01:07.575 --> 01:10.082
و گرچه خیلی زود از پیش ما رفت

01:10.112 --> 01:14.364
باشد که روشنایی پایدارش راه عبور
از این تاریکی را به ما نشان دهد

01:19.354 --> 01:22.021
بیاید عزاداری کنیم

01:22.023 --> 01:24.908
چون در غیر این‌صورت نمی‌تونیم
از این غم عبور کنیم

01:34.652 --> 01:38.437
و گرچه دردی که دچارش شدیم
انگار از حد توان ما بیشتره

01:42.644 --> 01:45.100
نباید اشتباه کنیم

01:45.130 --> 01:47.547
باید این غم رو پشت‌سر بذاریم

02:07.574 --> 02:11.187
آره . حتی حالا که کلمات کتاب
مقدس دارن تو گوشم ‌می‌پیچن

02:11.189 --> 02:17.827
میگن "مثل یک شیر بشین
"و منتظر انتقام باش

02:29.808 --> 02:31.841
...مدتی پیش

02:33.428 --> 02:35.261
خیلی وقت پیش

02:35.263 --> 02:39.349
یه داستان راجبه دوست‌پسرم
به «دِوینا» گفتم

02:39.351 --> 02:43.019
...ولی چیزی که نگفتم این بود که

02:43.021 --> 02:45.405
تا حالا اون داستان رو با
کس دیگه‌ای درمیون نذاشتم

02:47.882 --> 02:51.911
اون برام مثل یه خواهر
و یه دوست صمیمی بود

02:53.865 --> 02:55.365
و دوستش داشتم

02:57.869 --> 02:59.619
...ای‌کاش

03:11.617 --> 03:13.883
متأسفم

03:13.885 --> 03:15.769
نمی‌تونم

03:29.351 --> 03:31.301
کلمات فایده‌ای ندارن

03:32.350 --> 03:35.388
مایکلسون»ها باید به‌خاطرش جوابگو باشن»

03:35.390 --> 03:37.789
کاری می‌کنم که جواب پس بدن

03:40.923 --> 03:42.862
قول میدم

03:46.900 --> 03:47.900
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

03:48.900 --> 03:53.800
"The Originals"
فصل 3
قسمت 21 : اونا رو بفرست به جهنم بچه جون

03:54.800 --> 03:59.800
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ @AvaMovie_in ]

04:04.035 --> 04:06.619
نمیشه تو یه مراسم یادبود
ایرلندی ویسکی تموم کنیم

04:06.621 --> 04:09.288
خیلی حواستون باشه ، خب؟

04:11.126 --> 04:12.966
ویسکی خیلی مهمه

04:12.996 --> 04:15.378
ویسکی خیلی مهمه

04:18.433 --> 04:22.218
مطمئنم «کمیل» از تمام
اینا قدردانی می‌کرد

04:22.745 --> 04:24.720
امیدوارم

04:27.976 --> 04:30.193
حالش چطوره؟

04:46.828 --> 04:48.795
ببخشید ، من شما رو نمی‌شناسم؟

04:51.833 --> 04:54.083
شرمنده

04:54.085 --> 04:55.835
فقط خیلی آشنا به‌نظر میومدین

04:56.888 --> 04:59.472
از اون چهره‌های آشنام

05:00.711 --> 05:01.891
آشنای نزدیکش بودی؟

05:01.893 --> 05:03.409
آره

05:03.778 --> 05:07.697
اون یه دختر خیلی خاص بود

05:07.699 --> 05:12.001
هیچ تفسیر مؤدبانه‌ای نیست که
در موردش منصفانه باشه

05:17.969 --> 05:22.845
ولی امتحانش شجاعت‌ـت رو نشون میده
و اون هم تحسینش می‌کرد

05:23.806 --> 05:25.848
هیچ‌جا ننوشته اون چطوری مُرد

05:26.196 --> 05:28.017
تو میدونی؟

05:29.094 --> 05:30.887
یه حادثه

05:35.129 --> 05:37.944
آیا الان به عنوان مقام رسمی
اینجا حضور داری افسر؟

05:37.946 --> 05:39.067
نه

05:40.376 --> 05:43.049
فقط اومدم ادای احترام کنم

06:03.738 --> 06:05.238
بهش زمان بده

06:05.240 --> 06:07.790
زمان «دِوینا» رو برنمیگردونه

06:08.490 --> 06:11.628
ما تنها شانس برای نجات دادنش رو
خراب کردیم

06:11.630 --> 06:13.546
به‌خاطر اهداف خودمون

06:14.108 --> 06:16.299
عصبانیت «مارسل» قانع‌کننده‌ست

06:17.836 --> 06:19.469
بهتره دلش رو بدست بیارم

06:19.471 --> 06:22.639
قبل از اینکه اون خشونت
به چیز بدتری تبدیل بشه

06:35.320 --> 06:37.637
فکر نمی‌کردم کسی اینجا باشه

06:38.162 --> 06:40.406
فکر می‌کردی الان توی
مراسم یادبود «کمی»‌ هستم؟

06:40.408 --> 06:41.858
میدونی چیه؟ معلوم شد که

06:41.860 --> 06:45.063
سهمیه‌ی امروزم رو از
خاکسپاری به‌جا آوردم

06:45.093 --> 06:46.529
امروز خاکسپاری «دِوینا» بود

06:46.531 --> 06:48.031
دِوینا» رو یادته؟»

06:48.033 --> 06:51.084
عشق زندگیم که محکوم به
یک جهنم ناشناخته شد

06:51.086 --> 06:53.703
حالا بهانه‌ی تو چیه خواهر؟

06:54.619 --> 06:57.457
با گناهِ کاری که کردی کنار اومدی؟

06:57.459 --> 07:01.260
نتونستی جلوی خودت رو از خوردن
ویسکی و غذای انگشتی بگیری؟

07:04.182 --> 07:08.100
یا خیلی سرت گرم بی‌حرمتی
به مُرده‌های بیشتر بود؟

07:09.292 --> 07:11.821
حالا این شده سرگرمیت؟

07:13.745 --> 07:15.413
وقتی «لوشِن» مرد

07:15.443 --> 07:18.428
مطمئن بود که پیشگویی
هنوزم آشکار میشه

07:18.458 --> 07:20.096
باید بدونم راست می‌گفت یا نه

07:20.098 --> 07:24.067
اینا بقایای پیشگوش «الکسیس» ـه

07:24.069 --> 07:26.903
قدرتی که اون داشت رو
به سختی درک می‌کردم

07:26.905 --> 07:30.189
ولی حالا که نیروی خودم
توسط نیاکان زیاد شده

07:30.191 --> 07:31.691
می‌تونم سعی کنم باهاش
ارتباط برقرار کنم

07:31.693 --> 07:33.693
مثل اون پیش‌بینی کنم و بفهمم

07:33.695 --> 07:36.726
حق با «لوشِن» بوده یا ما می‌تونیم
بلاخره این کابوس رو پشت‌سر بذاریم

07:36.756 --> 07:40.121
شخصاً امیدوارم پیشگویی درست باشه

07:40.151 --> 07:44.153
امیدوارم همه‌تون توی جهنم بپوسید

07:44.155 --> 07:46.822
فقط متأسفانه اون‌موقع من نیستم
که این رو ببینم

07:46.824 --> 07:48.074
کجا میری؟

07:48.076 --> 07:49.575
به تو مربوط نیست

07:49.577 --> 07:51.244
اینجا واسه من چیزی وجود نداره

07:51.246 --> 07:52.630
«کول»

07:54.005 --> 07:56.132
میدونی که این حقیقت نداره

07:56.134 --> 07:57.967
...خانواده‌ـت

07:57.969 --> 08:01.254
از خانواده برام سخنرانی نکن
خواهر یا هر چی

08:01.256 --> 08:05.424
ممکنه کل عمرت رو
دنبال ما گشته باشی

08:05.426 --> 08:09.896
ولی من هرگز حتی برای یک لحظه
تو رو نمی‌خواستم

08:18.204 --> 08:20.311
یه اتفاق عجیبی داره تو این شهر میفته

08:20.341 --> 08:21.674
نمی‌تونم شخصاً بررسی‌ـش کنم

08:21.676 --> 08:23.176
ولی باید بدونم چیه

08:24.679 --> 08:27.680
و اگه حقیقت رو بدونی"
"حقیقت تو رو آزاد می‌کنه

08:27.682 --> 08:29.348
مگه خلافش اتفاق بیوفته

08:29.350 --> 08:32.652
حقیقت ممکنه باعث مصیبت بشه پسر

08:32.654 --> 08:35.271
شاید بهتره بیشتر مواظب باشی
که چه آرزویی می‌کنی

08:35.694 --> 08:36.694
آره

08:39.527 --> 08:41.027
چه اتفاقی برای «کمی» افتاد؟

08:42.226 --> 08:45.581
اون مُرد
و هیچ جوره نمی‌شد جلوش رو گرفت

08:45.583 --> 08:47.166
و تموم شد و رفت

08:47.168 --> 08:48.367
ملت همینجوری نمی‌میرن

08:48.369 --> 08:51.871
مریض میشن یا تصادف می‌کنن

08:51.873 --> 08:54.207
یا یکی اونا رو می‌کُشه

08:54.209 --> 08:56.792
و همه‌ی این چیزها یه ردی به‌جا میذاره

08:56.794 --> 08:59.462
بیمارستان بایگانی می‌کنه

08:59.464 --> 09:01.881
آمبولانس فرستاده میشه
یا یکی زنگ میزنه 911

09:01.883 --> 09:03.716
ولی این‌دفعه نه

09:04.853 --> 09:06.102
کمی اُکانل» مُرده»

09:06.104 --> 09:09.055
حتی یه گواهی مرگ هم صادر نشده
یا یه گزارش پزشک قانونی یا هر چی

09:09.057 --> 09:10.973
هیچ‌جا

09:10.975 --> 09:14.227
ببین پسر ، به خیالت می‌خوای بدونی
ولی به نفعته که ندونی

09:14.229 --> 09:15.895
وینس» ، تو خیلی وقته من رو می‌شناسی»

09:15.897 --> 09:19.232
می‌تونم جواب سوال‌های خودم رو پیدا کنم

09:19.234 --> 09:21.617
اگه احساس کنم یه چیزی درست نیست
باید یه کاری بکنم

09:21.619 --> 09:24.120
الان اون احساس رو دارم

09:25.823 --> 09:27.623
بیخیال این قضیه نمیشم

09:32.964 --> 09:34.130
باشه

09:36.668 --> 09:38.834
بیا

09:41.890 --> 09:43.556
بامزه‌ست . میدونی؟

09:43.558 --> 09:46.259
من مست کردن تو دوران دانشگاه
...و این چیزها رو از دست دادم ولی

09:46.261 --> 09:48.261
گمونم با مست کردن به‌خاطر
فراموش کردن غمی که دارم بهش رسیدم

09:48.263 --> 09:50.012
پس نوش

09:51.316 --> 09:52.682
هی ، باید سرعت‌ـت رو کم کنی

09:52.684 --> 09:55.017
شاید بهتره تو سرعت‌ـت رو کم کنی

09:55.019 --> 09:58.821
هی ، نظرت راجبه اون اعلام
جنگ که امروز کردی چیه؟

09:58.823 --> 10:00.606
آره . ممکنه بخوای واسه اون نقشه
یه‌کم آروم پیش بری

10:00.608 --> 10:02.275
چون «مایکلسون»ها

10:02.277 --> 10:03.776
اونا عادت ندارن که اجازه بدن
گذشته‌ها گذشته بمونه

10:03.778 --> 10:05.945
شاید واسم مهم نیست

10:05.947 --> 10:10.116
شاید این «مایکلسون»ها هستن
که باید نگران من باشن

10:10.118 --> 10:12.168
...اون

10:12.170 --> 10:14.120
«سِرُم «لوشِن

10:14.122 --> 10:16.872
ایول

10:16.874 --> 10:18.791
پس تو هم قراره به‌زودی بمیری

10:18.793 --> 10:20.176
خب ، خوب شد فهمیدم

10:20.178 --> 10:22.428
مطمئن میشم این کت‌شلوار
تا اون‌موقع تمیز بمونه

10:22.430 --> 10:24.180
این تضمین می‌کنه که من نمی‌میرم

10:24.182 --> 10:25.798
«مارسل»

10:25.800 --> 10:29.018
اگه تو اون رو بخوری
میشی تنها موجود روی کره زمین

10:29.020 --> 10:30.386
که می‌تونه یه «مایکلسون» رو بکشه

10:30.388 --> 10:32.605
این مثل یه اعلام جنگ واقعیه

10:32.607 --> 10:35.474
مگه این به چه درد
اون یارو «لوشِن» خورد؟

10:35.476 --> 10:38.110
و میدونی چیه؟ در بهتری حالت ممکن
قراره چی‌کار کنی؟

10:38.112 --> 10:39.729
می‌خوای همه‌شون رو بکشی؟

10:39.731 --> 10:42.031
کلاوس» ، «آلایژا» ، «فِرِیا» ، «کول»؟»

10:42.033 --> 10:44.450
آره . اون الان ازشون عصبانیه
ولی وقتی اوضاع بیخ پیدا کنه

10:44.452 --> 10:47.286
حتی «هِیلی» اونا رو به تو ترجیح میده

10:48.573 --> 10:51.156
پس واقعاً می‌خوای همه رو بکشی؟

10:52.493 --> 10:55.378
و فکر می‌کنی اگه «دِوینا» بود
همین رو می‌خواست؟

11:08.726 --> 11:10.009
فرجی نشد؟

11:10.011 --> 11:11.344
تکه‌های خیلی زیادی وجود داره

11:11.346 --> 11:13.479
هر دفعه که به دیدن یه چیزی
نزدیک میشم

11:13.481 --> 11:15.765
همه‌ـش یهو محو میشه

11:35.536 --> 11:38.037
تمومش کن

11:48.433 --> 11:49.632
همه‌تون خواهید مُرد

11:49.634 --> 11:52.268
یکی توسط دوست
یکی توسط دشمن

11:52.270 --> 11:54.186
و یکی به دست خانواده

12:08.779 --> 12:09.973
این چی بود الان دیدم؟

12:10.003 --> 12:12.814
وینسنت» گفت یه راهی پیدا کرده»
که سِرُم رو از «آرورا» خارج کنه

12:12.816 --> 12:14.315
من اون‌موقع سرم شلوغ بود

12:14.317 --> 12:17.102
ولی اگه «وینسنت» واقعاً سرم رو
...دزدیده باشه . اگه

12:17.104 --> 12:19.737
...«اگه داده باشه به «مارسل

12:19.739 --> 12:21.940
تو دردسر میفتیم

12:22.692 --> 12:23.992
آره

12:31.501 --> 12:34.335
تو مراسم یادبود «دِوینا» نیومدی

12:38.175 --> 12:41.126
گفتم حضورم در اونجا
ممکنه ناشایست باشه

12:41.128 --> 12:45.046
چون تو و خانواده‌ـت اون رو
تو دهن شیر انداختید؟

12:45.048 --> 12:46.381
آره

12:46.383 --> 12:49.050
احتمالاً بهترین تصمیم ممکن رو گرفتی

12:49.052 --> 12:51.803
میدونم اون چقدر برات مهم بود

12:51.805 --> 12:54.439
باید برات سخت باشه

12:56.193 --> 12:58.359
خنده‌دارـه

12:58.361 --> 13:01.446
چون این شبیه معذرت‌خواهی نبود

13:01.448 --> 13:04.899
«مارسل» -
من شانس نجات دادنش رو داشتم -

13:04.901 --> 13:08.036
تا برش‌گردونم ولی نه

13:08.038 --> 13:10.238
مایکلسون»ها صلاح دونستن که»
این اتفاق نیوفته

13:10.240 --> 13:12.240
چون اینطوری راحت نبودن

13:12.242 --> 13:15.743
انگار شما همیشه می‌خواید
آتیش گرفتن دنیا رو تماشا کنید

13:15.745 --> 13:17.078
تا وقتی که خودتون در امان باشید

13:17.080 --> 13:19.047
لوشِن» باید می‌مُرد»

13:19.049 --> 13:20.498
ممکن بود همه‌ی ما رو نابود کنه

13:20.500 --> 13:23.051
آره . به لطف انتقام‌جویی‌ـش علیه تو

13:23.053 --> 13:24.969
مسئله انگیزه‌ی اون نیست

13:24.971 --> 13:27.088
اون یه تهدید بود
ما هم همینطوری جوابش رو دادیم

13:27.090 --> 13:28.590
«اگه «فِرِیا» قدرت کشتن «لوشِن

13:28.592 --> 13:29.974
و نجات دادن «دِوینا» رو داشت
این‌کار رو می‌کرد

13:29.976 --> 13:32.927
الان باید سر تکون بدم و قبول کنم؟

13:32.929 --> 13:38.566
باهم مشروب بخوریم و منم وانمود کنم
که اتفاقی نیوفتاده

13:38.568 --> 13:40.018
دِوینا» باید میمُرد»

13:40.020 --> 13:43.438
شرم‌آورـه ولی راه دیگه‌ای وجود نداشت

13:43.440 --> 13:44.739
وجود نداشت

13:49.412 --> 13:52.447
من برات چی هستم «کلاوس»؟

13:52.449 --> 13:53.998
دوست‌ـتم؟

13:54.000 --> 13:55.867
پِیرُوتم؟

13:55.869 --> 13:57.535
اولش من یه مورد خیرخواهانه بودم

13:57.537 --> 13:58.786
همه‌مون میدونیم

13:58.788 --> 13:59.954
حالا چی؟

13:59.956 --> 14:02.507
من هم‌پیمانتم؟

14:02.509 --> 14:04.959
چون کاملاً مطمئنم که مثل
یه هم‌پیمان باهام رفتار نمی‌کنی

14:04.961 --> 14:08.296
تو و من باهم رابطه‌ی خونی داریم

14:08.298 --> 14:11.015
و آره . ما دعوا می‌کنیم

14:11.017 --> 14:12.684
ولی همه‌ی خانواده‌ها دعوا می‌کنن

14:12.686 --> 14:14.936
باشه

14:14.938 --> 14:16.804
پس من خانواده‌ام

14:18.108 --> 14:21.226
نه . اینطور نشون نمیده

14:21.228 --> 14:25.697
یه زمانی تو مربی من بودی

14:25.699 --> 14:27.065
ناجیِ من

14:27.067 --> 14:28.733
رئیس نسلم

14:28.735 --> 14:31.452
ولی هیچ‌وقت برادر من نبودی

14:31.454 --> 14:33.154
...و حالا

14:33.156 --> 14:35.907
حالا برام هیچی نیستی -
«مارسلوس» -

14:35.909 --> 14:41.045
فقط یه شانس دیگه بهم بده
تا ثابت کنم در اشتباهی

14:41.881 --> 14:44.082
باهام بیا

15:15.865 --> 15:17.699
سِرُم

15:17.701 --> 15:19.751
هیچ اثری ازش نیست

15:20.904 --> 15:22.453
باید به «کلاوس» هشدار بدیم

15:23.540 --> 15:25.223
جواب نمیده -
«آلایژا» -

15:25.225 --> 15:27.342
قدرتی که من از نیاکان دزدیدم

15:27.344 --> 15:29.544
برای دست و پنجه نرم کردن با
لوشِن» کافی بود»

15:29.546 --> 15:31.296
ولی اون قدرت دیگه از بین رفته

15:31.298 --> 15:33.931
اگه «مارسل» اون سِرُم رو بخوره
و به هیولایی تبدیل بشه

15:33.933 --> 15:37.802
که تو پیشگویی گفته شده
من نمی‌تونم جلوش رو بگیرم

15:39.222 --> 15:41.806
جای «نیکلاوس» رو پیدا کن
منم «مارسل» رو پیدا می‌کنم

16:09.036 --> 16:10.385
فِرِیا»؟»

16:11.304 --> 16:13.504
کی اونجاست؟

16:16.476 --> 16:18.593
این چه کوفتیه؟

16:20.847 --> 16:22.814
کی این‌کار رو می‌کنه؟

16:37.997 --> 16:39.280
«دِوینا»

16:39.282 --> 16:40.531
من نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم

16:40.533 --> 16:41.616
من دوست‌ـت داشتم

16:53.513 --> 16:56.013
عجب خونه‌ی داغونی

16:57.183 --> 16:59.934
نه می‌تونم بفروشمش
نه می‌تونم اجاره بدم

16:59.936 --> 17:01.636
چون همه فکر می‌کنن روح‌زده‌ست

17:01.638 --> 17:04.105
وقتی زن سابق روانیه آدم
تو اتاق پذیرایی

17:04.107 --> 17:08.192
مراسم قربانی کردن انجام بده
همین اتفاق میفته

17:11.197 --> 17:14.482
گفتی می‌خوای بدونی

17:14.484 --> 17:17.485
یا خدا...«وینسنت» ، فکر کردم
دیوونه شدم

17:17.487 --> 17:21.155
داری میگی اون افسونگری جادوی سیاه
ارواح خشمگین

17:21.157 --> 17:22.373
و این چیزها واقعی هستن؟

17:22.375 --> 17:27.211
ماهایی که تمرین جادو می‌کنیم
باید تعادل رو برقرار کنیم

17:27.213 --> 17:29.247
گاهی اوقات قدرت دچار فساد میشه

17:29.249 --> 17:30.882
حالا محفل‌ها حتی نزدیک اینجا نمیشن

17:30.884 --> 17:35.086
و حتی مردم عادی از
جلوش رد میشن و میگن

17:35.088 --> 17:38.423
اینجا بودن خیلی کار اشتباهیه

17:39.031 --> 17:40.898
و حق دارن که بترسن

17:53.406 --> 17:55.323
...یه وقتی

17:57.827 --> 17:59.861
«زن سابق روانیم «ایوا

17:59.863 --> 18:03.164
سعی کرد از قدرت نیاکانمون
استفاده کنه

18:03.166 --> 18:04.782
و این رو ساخت

18:04.784 --> 18:08.085
: بهش میگن
"Un Depot D'Argente"

18:08.087 --> 18:09.921
یه باتری جادوئیه

18:09.923 --> 18:15.176
قابلیت این رو داره که هر جور
طلسم منفی رو ذخیره کنه

18:15.178 --> 18:18.379
و حالا این چیز چطوری به ما
کمک می‌کنه؟

18:20.216 --> 18:23.968
جادوگرها باید محافظ «نیو اورلانز» باشن

18:23.970 --> 18:27.138
و ما محافظش بودیم تا
وقتی که نیاکان اومدن

18:27.140 --> 18:29.857
و با شیطان که به شکل
لوشِن کَسِل» بود یه معامله کردن»

18:29.859 --> 18:32.276
ببین ، این «کمی» رو به کشتن داد

18:32.278 --> 18:36.647
حالا «لوشِن» مُرده ولی همون نیاکان
می‌خوان با یه خانواده جنگ راه بندازن

18:36.649 --> 18:40.117
یه خانواده‌ی خیلی قدیمی
و قدرتمند به نام «مایکلسون»ها

18:40.119 --> 18:41.953
ببین پسر ، داستانش طولانیه

18:41.955 --> 18:43.488
ولی تنها چیزی که باید بدونی اینه که
چندتا آدم بی‌گناه قراره

18:43.490 --> 18:45.072
آسیب ببینن چون نیاکان

18:45.074 --> 18:47.041
اصلاً اهمیت نمیدن که شهر
به منطقه جنگی تبدیل بشه

18:47.043 --> 18:49.043
و تنها راه جلوگیری از خون و خونریزی

18:49.045 --> 18:50.795
اینه که ما یه کاریش بکنیم -
ما؟ -

18:50.797 --> 18:52.797
قراره این رو توی جای درست قرار بدیم

18:52.799 --> 18:54.415
قراره نصبش کنیم

18:54.417 --> 18:57.969
و قراره باهاش ارتباط نیاکان
رو با دنیای زنده قطع کنیم

18:58.638 --> 18:59.887
از وجودشون پاک کنیم

19:02.475 --> 19:04.926
واسه رسوندن یه منظور راه طولانی‌ـه

19:04.928 --> 19:07.645
حتماً اینجا رو بخاطر داری

19:08.226 --> 19:11.105
آره . البته

19:12.936 --> 19:17.822
2-3تا پل قبل از این جایی بود
که خاکستر پدرم رو پخش کردی

19:18.497 --> 19:20.441
هنوز تازه تبدیل شده بودی

19:20.443 --> 19:23.361
ترسیدم پسر خوش‌قلب و زیرکی
که بزرگ کردم

19:23.363 --> 19:25.112
توی ابری از خشم گم بشه

19:25.114 --> 19:26.447
پس آوردمت اینجا

19:26.449 --> 19:28.583
به پلی که وقتی اولین‌بار
به خونه آوردیمت

19:28.585 --> 19:30.451
خانواده‌مون ازش رد شد

19:30.453 --> 19:34.505
مرزی بین گذشته و آینده‌ی تو

19:34.507 --> 19:38.960
خیلی قبل از اینکه متوجه بشی
ما چقدر عاشق «نیو اورلانز» هستیم

19:38.962 --> 19:42.013
عشقی که در کنار عشقمون
به تو متولد شد

19:42.015 --> 19:44.048
جدیدترین عضو خانواده‌ی ما

19:44.050 --> 19:46.717
می‌تونی هر چند دفعه که خواستی
این رو بگی

19:46.719 --> 19:48.019
باعث نمیشه درست باشه

19:48.021 --> 19:49.770
ممکنه ازم متنفر باشی

19:49.772 --> 19:52.356
ولی نفرت‌ـت فقط نشون میده
که خیشاوند من هستی

19:52.358 --> 19:56.477
از لحظه‌ای که دیدمت
خودم رو در تو دیدم

19:56.479 --> 19:59.397
وقتی هم که آوردمت اینجا
تا بقایای پدرت رو پخش کنم

19:59.399 --> 20:01.315
کاری کردی که هیچ‌وقت از من برنمیاد

20:01.317 --> 20:04.869
نفرت‌ـت رو در باد رها کردی

20:06.322 --> 20:09.790
و اون روز بود که نهایت تواناییت رو دیدم

20:11.494 --> 20:15.129
و تو رو پسر خودم میدونستم

20:21.504 --> 20:23.504
همه‌ی این چیزها رو بهم یادآوری کردی

20:23.506 --> 20:26.340
به امید اینکه احساس کنم
یه چیزی مدیون تو هستم؟

20:28.895 --> 20:30.895
گوش کن چی میگم
بخشی از زندگیت بودن

20:30.897 --> 20:32.513
اصلاً موهبت حساب نمیشه

20:32.515 --> 20:35.433
و هر بدهی که بهت داشتم
قبلاً بی‌حساب شدم ، خیلی‌خب؟

20:35.435 --> 20:38.019
اونم مدت‌ها قبل

20:38.021 --> 20:40.905
...اگه یکی از ما وضعش خراب باشه

20:41.664 --> 20:43.969
می‌گفتم تویی

20:52.136 --> 20:54.090
منظره‌ی خوبیه

20:56.728 --> 20:58.395
غروب قشنگیه

20:58.397 --> 21:00.864
چرا با حرف زدن این لحظه رو خرابش کنیم؟

21:00.866 --> 21:04.534
الان و توی این موقعیت
فقط مُخِل این لذت میشه

21:04.536 --> 21:05.952
تو خیلی شبیه منی

21:05.954 --> 21:07.871
کله‌شق ، مملو از عصبانیت

21:07.873 --> 21:09.452
هیچیم شبیه تو نیست

21:09.482 --> 21:10.540
اشتباه می‌کنی

21:11.793 --> 21:14.911
میدونی ، با دیدگاه خودم بزرگت کردم

21:14.913 --> 21:18.715
و با اینحال وقتی پیشرفت کردی
گذاشتم بدترین ترس‌هام ریشه بگیرن

21:18.717 --> 21:21.134
به جای احساس سربلندی به‌خاطر
مردی که شدی

21:21.136 --> 21:23.887
کم‌کم احساس نارضایتی
و بی‌اعتمادی بهم دست داد

21:24.693 --> 21:30.093
و ترسیدم که بهتر از من بشی

21:30.976 --> 21:33.396
هیچ‌وقت نخواستم که بهتر از تو باشم

21:33.582 --> 21:37.183
نه تا وقتی که کم‌کم خواستی
جلوی پیشرفتم رو بگیری

21:40.989 --> 21:42.739
به اندازه کافی سعی نکردم

21:44.955 --> 21:48.011
خوب سعی نکردم
وقتی پای تو وسط میومد

21:48.013 --> 21:53.483
اما من و تو رو با سرنوشت
گذشته و خون به هم گره خوردیم

21:53.485 --> 21:59.423
و تو «مارسل» همیشه
خانواده‌ام خواهی بود

22:02.377 --> 22:03.844
...آقایون

22:06.965 --> 22:09.716
مزاحم حرف زدنتون شدم؟

22:24.299 --> 22:26.900
پلیس «نیو اورلانز» ، ایست
دست‌ها بالا

22:26.930 --> 22:28.257
خیلی‌خب

22:28.287 --> 22:30.692
مهمونی دیوونه‌بازی تمومه

22:30.722 --> 22:32.856
ما گزارش‌هایی از نقض قانون بهداشت

22:32.858 --> 22:35.692
حیوان آزاری و جنایات چندش‌آور

22:35.694 --> 22:38.894
کم شدن مجازات‌ـتون رو مگه تو خواب ببینین
از اینجا ببریدشون بیرون

22:49.202 --> 22:50.407
خیلی‌خب

22:55.964 --> 22:57.347
روبراهی پسر؟

22:57.349 --> 22:59.182
آره داداش . فقط بگو که چیزی
که می‌خوام رو داری

22:59.184 --> 23:01.517
چیزهایی که برای انجام
کارم لازمه رو دارم

23:01.519 --> 23:03.636
عالیه

23:03.638 --> 23:05.138
نمی‌خوای بگی اون چیه؟

23:07.025 --> 23:08.608
«خب ، قبرستان‌های «نیو اورلانز

23:08.610 --> 23:11.060
جوری طراحی شدن که محلِ نگهداری
ارواح نیاکان‌مون باشن

23:11.062 --> 23:13.479
و جاهای مقدسی هستن که

23:13.481 --> 23:15.815
بهشون کمک می‌کنه
تا انرژی‌شون رو متمرکز کنن

23:15.817 --> 23:17.317
تا بتونن به این دنیا دسترسی داشته باشن

23:17.319 --> 23:18.674
مثل یه برج مخابراتی؟

23:18.704 --> 23:19.903
قوی‌تر از اون اما آره

23:19.905 --> 23:23.873
اون رو راهی در نظر بگیر که دنیای ما
با دنیای ارواح به هم برخورد می‌کنن

23:23.875 --> 23:25.909
و یکی از اونجاها یه قبره

23:25.911 --> 23:27.771
اون سنگ بنای ارتباط زنده و مرده‌ست

23:27.801 --> 23:30.163
این سکوی قدرتشونه

23:30.165 --> 23:33.550
و وسیله‌ایه که باهاش به این دنیا نفوذ می‌کنن

23:35.587 --> 23:38.088
می‌خوام با این وسیله به دنیاشون برم

23:38.090 --> 23:41.141
و از نهایت قدرتم استفاده می‌کنم
و پایه‌اش رو نابود کنم

23:41.143 --> 23:42.142
سیگنال برج رو قطع کنی

23:42.144 --> 23:43.593
بله

23:44.558 --> 23:46.229
وایسا ببینم . گفتی می‌خواستی
به دنیای اونا بری؟

23:46.231 --> 23:48.014
حالا دیگه مهم نیست

23:48.016 --> 23:50.517
باید الان و اینجا قال قضیه رو بکنم . باشه؟

23:50.519 --> 23:52.769
یه موج جادویی که بزرگیش به قدری‌ـه
که امواج ضربه‌ایش رو

23:52.771 --> 23:54.020
در سراسر قبرستان‌هامون می‌فرسته

23:54.022 --> 23:55.655
«آره . خب ، پلیس «نیو اورلانز
می‌تونه تمیزش کنه

23:55.657 --> 23:56.656
می‌تونم بگم خطر انفجار بمب وجود داره

23:56.658 --> 23:58.274
هر کاری لازمه انجام بده

23:58.276 --> 23:59.987
اما مطمئن شو که وقتی این اتفاق میوفته
هیچ‌کس اون طرفا نباشه

24:00.017 --> 24:01.027
آره

24:01.512 --> 24:03.196
«هی «وینس

24:04.061 --> 24:06.833
چطور اون وسیله رو به دنیای ارواح می‌بری؟

24:07.183 --> 24:08.829
ساده‌ست

24:10.088 --> 24:12.205
باید بمیره

24:12.728 --> 24:14.541
این یارو دیگه کیه؟

24:16.311 --> 24:17.844
«بکش کنار «نیکلاوس

24:17.846 --> 24:19.963
آلایژا» ، این یه بحث خصوصیه»

24:19.965 --> 24:21.297
نگرانی‌هات بمونه واسه بعد

24:21.299 --> 24:22.515
نه ، نمیشه

24:22.517 --> 24:24.434
همون نمایش «مایکلسون»ـی همیشگی

24:24.436 --> 24:26.219
یکی از شما سعی می‌کنه آشتی بده

24:26.221 --> 24:29.022
اون یکی جوری نگام می‌کنه
که انگار یه سگ هار هستم

24:29.024 --> 24:32.108
خب پس میگی که نگرانی‌های
«من بی‌دلیله «مارسلوس

24:32.110 --> 24:33.693
چیه؟ باید حرفام رو ثابت کنم؟

24:33.695 --> 24:34.880
اونم به تو؟

24:34.910 --> 24:37.063
دِوینا» برام حکم یه دختر رو داشت»
اما تو اون رو به سرنوشتی

24:37.065 --> 24:38.815
بدتر از مرگ محکوم کردی

24:38.817 --> 24:42.652
پس چرا باید من خودم رو به تو ثابت کنم؟

24:42.654 --> 24:44.621
خیلی‌خب ، کافیه دیگه . با هردوتون هستم

24:44.623 --> 24:47.040
بهم بگو کجاست

24:52.106 --> 24:53.952
چی؟

24:55.050 --> 24:56.499
این؟

25:00.589 --> 25:03.890
قرار نیست تنهایی نیاکان‌مون
رو بفرستی روی هوا

25:03.892 --> 25:04.892
«کول»

25:05.927 --> 25:08.394
هر پیشنهادی که می‌خوای بدی
علاقه‌ای بهش ندارم

25:08.396 --> 25:10.980
منم باهات میام . اجازه نخواستم

25:11.349 --> 25:15.101
بعلاوه «دِوینا» کسیه
که من رو آورد اینجا

25:15.103 --> 25:16.269
«دِوینا» مُرده «کول»

25:16.271 --> 25:17.770
بخش‌هایی از «دِوینا» مونده

25:17.772 --> 25:21.024
تکه‌های روحش به عزیزانش متصل هستن

25:21.026 --> 25:22.609
«من دیدمش «وینسنت

25:22.611 --> 25:24.194
اون باهام ارتباط برقرار کرد

25:24.196 --> 25:25.862
منم باید باهاش ارتباط برقرار کنم

25:26.794 --> 25:28.648
باید ببینمش

25:41.096 --> 25:42.846
«بیا دیگه «کول

25:46.312 --> 25:47.767
اون دیگه چیه؟

25:47.769 --> 25:52.555
اون برادر عزیزم یه هدیه‌ی
شرورانه از دوستمون «وینسنت»ـه

25:52.557 --> 25:55.558
به گمونم متوجه شد که
«بهتره من باشم تا «آرورا

25:55.560 --> 25:58.311
و الان که دارمش
: دست خودم نیست که فکر نکنم

25:58.313 --> 25:59.646
چرا پیش خودم نباشه؟

25:59.648 --> 26:01.814
آخه وفاداری هیچ‌وقت من رو جایی نرسونده

26:01.816 --> 26:04.150
تنها کاری که در برابر کارهام کردی
زورگویی بوده

26:04.152 --> 26:06.736
مارسلوس» ، همین الان»
این حماقت رو تموم کن

26:06.738 --> 26:07.904
وگرنه چی‌کار می‌کنی؟

26:07.906 --> 26:11.624
آخه من خانواده‌ـت هستم ، نه؟

26:11.626 --> 26:14.827
چرا این سِرُم ناچیز باید
همه چیز رو عوض کنه

26:14.829 --> 26:18.631
مگه چیزی جز این حقیقت ساده‌ست که منم
برات مثل بقیه‌ی خانواده‌ـت هستم؟

26:19.189 --> 26:20.688
آره

26:20.865 --> 26:23.465
به نظرم نمی‌تونی با کشتن من کنار بیای

26:23.496 --> 26:25.388
همین الان تحویلش بده

26:25.390 --> 26:28.758
منم این به مبارزه طلبیدنت
رو به عنوان لحظه‌ی ضعفِ

26:28.760 --> 26:31.010
حاصل از عزا می‌بخشم -
خنده‌دارـه -

26:31.012 --> 26:33.179
فکر می‌کردم به‌خاطر بخشیدن خودت
اومدی پیشم

26:33.181 --> 26:35.098
اما اینطوری بیشتر دوست داری ، نه؟

26:35.100 --> 26:37.100
اینکه بهت مدیون باشم

26:37.102 --> 26:39.686
و همه‌ی اون داستان‌های خیالی در مورد
اینکه من عضوی از خانواده‌ـت هستم؟

26:39.688 --> 26:41.688
این فقط وقتی جواب میده
که تو تحت کنترل باشی

26:41.690 --> 26:43.406
«کلاوس مایلکسون»

26:43.408 --> 26:45.575
مثل یه پادشاه سخاوتمند بهشون لبخند میزنه

26:45.577 --> 26:47.527
کسی که به همه‌ی افراد تحت سلطه‌ـش
از خودش بخشش نشون میده

26:47.529 --> 26:52.332
اما با اینحال بازم باید
پادشاه باشی ، مگه نه؟

26:53.618 --> 26:55.668
اما خصوصیت مشترکی که
...همه‌ی پادشاه‌ها دارن

26:57.038 --> 26:59.872
آخرش همه‌شون سقوط می‌کنن

26:59.874 --> 27:01.457
«حتی تو «کلاوس

27:25.253 --> 27:27.821
خب ، هیچ مهمونی
مهمونی قبرستونی نمیشه

27:28.350 --> 27:29.923
آوردیش؟ -
آره -

27:31.258 --> 27:33.008
«موسیقی مورد علاقه‌ی «دِوینا

27:36.230 --> 27:40.316
خب ، دقیقاً خون‌آشام‌های اصیل
چطوری برزخ جادوگرها میرن؟

27:40.470 --> 27:42.117
من به عنوان یه جادوگر مُردم

27:42.119 --> 27:44.103
چند ماه اونجا گذروندم . نیاکان هم من رو

27:44.105 --> 27:45.487
حبس کردن و عذابم دادن

27:46.405 --> 27:50.108
وقتی بریم اونطرف توی
خاک دشمن خواهیم بود

27:50.138 --> 27:52.317
باید سریع اقدام کنیم تا «دِوینا» رو جادو کنیم

27:52.347 --> 27:53.562
و بمب رو جاگذاری کنیم

27:53.564 --> 27:56.599
وگرنه نیاکان هردومون
رو از پا درمیارن

27:57.166 --> 28:00.953
باشه . خب ، شاید بهتر باشه
کاری کنیم این اتفاق نیوفته

28:03.550 --> 28:05.090
جداً؟

28:05.092 --> 28:06.291
شوکران؟

28:06.293 --> 28:07.343
سنتی

28:07.807 --> 28:09.878
یه‌کم احترام خوب چیزیه

28:45.299 --> 28:46.665
زود اون رو بهم بده

28:46.667 --> 28:49.167
«دوباره ازت نمی‌خوام «مارسلوس

28:49.169 --> 28:54.278
اسم من «مارسل»ـه
و هیچی بهت نمیدم

28:54.308 --> 28:57.226
نمی‌تونم اجازه بدم به‌خاطر تو
خانواده‌ام نابود بشه

28:57.228 --> 28:59.144
خانواده‌ی تو...درسته

28:59.146 --> 29:00.018
ممنون که گفتی

29:00.048 --> 29:01.497
کلاوس» ، «مارسل» بهمون خیانت می‌کنه»

29:01.499 --> 29:03.416
با چشم‌های خودم دیدمش

29:03.418 --> 29:05.178
من بهتون خیانت کنم؟

29:05.208 --> 29:08.469
من کمک‌تون رو خواستم
و التماس‌تون کردم

29:08.499 --> 29:10.689
اما شماها «دِوینا» رو ول کردین بپوسه

29:10.691 --> 29:13.692
تو «لوشِن» رو از پا درآوردی
چون داشت میومد سراغت

29:13.694 --> 29:15.369
سراغ خانواده‌ـت اما مسئله اینجاست که

29:15.399 --> 29:17.952
خودت «لوشِن» رو به‌وجود آوردی

29:17.982 --> 29:21.255
تو تبدیلش کردی . بهش یاد دادی
و بعد تنهاش گذاشتی

29:21.285 --> 29:22.751
الانم «لوشِن» رو مقصر میدونی

29:22.753 --> 29:25.078
چون از نظرت همیشه تقصیر یه نفر دیگه‌ست

29:25.108 --> 29:28.507
اما شاید تو جنایتکار داستانش بوده باشی

29:28.975 --> 29:32.183
هر چی نباشه راه و رسمِ
خاندان «مایکلسون» اینه ، نه؟

29:32.646 --> 29:37.049
بکشین . چلاق کنین . شکنجه کنین
همه‌ـش هم به بهونه‌ی خانواده

29:37.679 --> 29:41.169
همیشه و تا ابد

29:41.171 --> 29:43.672
قبلاً این عهد رو تحسین می‌کردم

29:45.426 --> 29:49.845
اون چیزی رو که ازم گرفته شده بود رو
بهم برگردوند

29:51.148 --> 29:53.982
ایمان به عزیزانم

29:56.020 --> 29:57.486
چه احمقی بودم

30:02.360 --> 30:07.379
همیشه و تا ابد فقط یه بهونه‌
برای کاری که می‌خوای هستش

30:10.168 --> 30:15.087
شاید وقتشه یه نفر به
این قائله فیصله بده

30:15.089 --> 30:17.640
تو در شُرُف تصمیم خطرناکی هستی

30:22.930 --> 30:25.981
ازت می‌خوام عاقلانه انتخاب کنی

30:31.989 --> 30:33.439
عاقلانه‌ست

30:41.115 --> 30:43.449
«تو نمی‌تونی جلوم رو بگیری «کلاوس

30:43.451 --> 30:46.619
فقط می‌خوام نزارم پات رو از خطی
فراتر بزاری که حتماً پیشیمون میشی

30:46.621 --> 30:49.505
نه . می‌خوای چیزهای باارزشت
در تصرف خودت باشن

30:49.507 --> 30:50.789
متوجه نیستی؟

30:50.791 --> 30:54.543
«به هر قیمتی که شده باشه «کلاوس
راهی برای صدمه زدن به تو پیدا می‌کنم

30:56.130 --> 30:59.431
تا وقتی که من زنده باشم
هیچ‌وقت در امنیت نخواهی بود

31:00.801 --> 31:02.772
هر چقدر می‌خوای من رو خانواده‌ـت صدا کن

31:02.802 --> 31:04.453
اما من از دوست تو بودن خسته شدم

31:04.455 --> 31:07.789
...از امروز به بعد چیزی جز بدترین

31:17.718 --> 31:19.267
نه

31:39.917 --> 31:41.240
خیلی‌خب

31:55.808 --> 31:57.390
کول»؟»

31:58.143 --> 31:59.646
«دِوینا» -
درد داره -

32:00.997 --> 32:02.796
میدونستم که صدام رو می‌شنوی

32:02.798 --> 32:04.999
من اینجام عشقم . گوشم با توئه

32:13.843 --> 32:15.593
آب بردش

32:17.847 --> 32:19.430
نیکلاوس» ، الهام «فِرِیا» رو دیدم»

32:19.432 --> 32:20.814
چی‌کار کردی؟

32:23.064 --> 32:24.602
می‌تونستم آرومش کنم

32:24.604 --> 32:27.021
...می‌تونستم -
می‌تونستی چی‌کار کنی؟ -

32:28.357 --> 32:31.358
می‌تونستی انقراض خانواده‌مون
رو به دست «مارسل جرارد» ببینی

32:31.360 --> 32:33.410
اون یکی از خودمون بود

32:34.589 --> 32:36.997
اون از ما نفرت داشت

32:36.999 --> 32:40.618
بله . دوست‌مون بود
بله . خانواده‌مون بود

32:40.620 --> 32:43.787
لحظه‌ای که «دِوینا کِلِیر» مُرد
اون دشمن‌مون شد

32:43.789 --> 32:45.956
و صدالبته یه دشمن سرسخت و قوی

32:45.958 --> 32:47.958
اون رئیس «استریکس» بود

32:47.960 --> 32:49.593
امانت‌دار همه‌ی اسرارمون بود

32:49.595 --> 32:52.763
«و بعدش «نیکلاوس
ما بهش خیانت کردیم

32:55.217 --> 32:58.052
چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

33:04.977 --> 33:08.112
واقعاً این حرف رو باور داری؟

33:17.790 --> 33:19.707
شروع کنیم

33:20.743 --> 33:22.660
«تو به اندازه کافی زحمت کشیدی «وینسنت

33:23.133 --> 33:24.712
باید بری

33:25.672 --> 33:27.247
دِوینا» ، نمی‌تونم که همینجوری برم»

33:27.249 --> 33:29.805
وقتی تموم بشه نیاکان ارتباطشون قطع میشه

33:31.171 --> 33:33.337
این شروعی تازه برای جادوگرها میشه

33:33.339 --> 33:34.471
اونا کسی رو لازم دارن
که رهبری‌شون کنه

33:34.473 --> 33:35.422
...دِوینا» ، من نمیزارم»

33:35.424 --> 33:36.640
«وینسنت»

33:38.678 --> 33:41.312
هیچ انتخابی نداری

33:58.253 --> 33:59.780
«آلایژا»

34:13.224 --> 34:15.379
من رو ببخش

34:15.381 --> 34:17.047
چی شده؟

34:19.069 --> 34:20.684
خواهش می‌کنم بگو

34:23.392 --> 34:24.638
مربوط به «مارسل»ـه

34:30.062 --> 34:31.362
جونش رو گرفتم

34:50.132 --> 34:52.466
«دِوینا» -
میشه یه لطفی بهم بکنی؟ -

34:53.719 --> 34:55.836
میشه به «جاش» بگی ناراحت نباشه؟

34:55.838 --> 34:59.173
بهش بگو که یه دوست خیلی خوب
از سرم هم زیادیه

34:59.608 --> 35:01.642
و اینکه بیشتر مردم این رو درک نمی‌کنن

35:02.337 --> 35:06.847
و به «مارسل» بگو که به‌خاطر
خانواده‌ام بودنش ممنونم

35:06.849 --> 35:10.317
همه‌ی حرفات رو به هردوشون میگم

35:11.294 --> 35:12.295
باشه

35:15.908 --> 35:17.324
نمیدونم چطور ازت خدافظی کنم

35:20.079 --> 35:22.746
دفعه‌ی اولی که دیدمت رو یادته؟

35:22.748 --> 35:24.632
توی مغازه‌ی نوارفروشی

35:24.634 --> 35:26.217
نه . قبل از اون‌موقع بود

35:28.054 --> 35:31.422
«قرن‌ها مُرده بودم «دِوینا

35:32.065 --> 35:33.507
و وقتی به‌هوش اومدم

35:33.509 --> 35:38.012
یه عالمه ناراحتی و مشکل خانوادگی
در جسمی که نمی‌شناختم داشتم

35:38.014 --> 35:41.148
خشمی که نمی‌تونستم کنترلش کنم

35:41.150 --> 35:47.771
اما اون شب دیدمت که کلیسا رو
با اون حالت چهره ترک کردی

35:47.773 --> 35:50.608
انگار بار کل دنیا روی شونه‌هات بود

35:51.073 --> 35:54.245
تو به صورت گذرا دستی
به گل‌های پژمرده کشیدی

35:54.247 --> 35:56.163
و بعدش دست نگه داشتی

35:56.165 --> 35:57.665
اطرافت رو نگاه کردی

35:57.667 --> 36:01.835
و اون گل‌ها رو با جادوت
زنده و شاداب کردی

36:02.414 --> 36:04.038
تو لبخند زدی

36:04.040 --> 36:07.541
و یه چیزی در وجودم باز شد

36:07.940 --> 36:10.544
«قرن‌ها مرده بودم «دِوینا کِلِیر

36:11.017 --> 36:14.965
و فقط اون‌موقع بود که
دوباره احساس زنده بودن کردم

36:24.694 --> 36:26.694
دوست‌ـت دارم

36:36.322 --> 36:37.655
منم دوست‌ـت دارم

37:02.014 --> 37:03.430
بچه‌ها؟

37:03.432 --> 37:04.648
کاملاً مطمئنم که علامت‌مونه

37:11.741 --> 37:13.991
«اونا رو بفرست جهنم «دِوینا کِلِیر

37:45.375 --> 37:47.042
به گمونم «آلایژا» بهت گفته

37:47.891 --> 37:50.462
پس درک می‌کنی که چرا ترجیح میدم
تنها باشم

37:51.330 --> 37:52.960
«اون خیلی ناراحت شده «کلاوس

37:52.990 --> 37:53.965
بیشتر از اونی که بدونی

37:53.967 --> 37:55.967
اگه قلب دخترمون رو از بدنش می‌کشید بیرون

37:55.969 --> 37:58.869
بازم ازش دفاع می‌کردی؟ -
هوپ» رو مثال نزن» -

37:59.475 --> 38:01.139
مارسل» برام مثل یه پسر بود»

38:05.243 --> 38:08.251
فِرِیا» نشونم داد که «آلایژا» چی دیده»

38:08.281 --> 38:10.698
پیشگویی 1بار هم اشتباه درنیومده

38:10.700 --> 38:12.906
کلاوس» ، بعد از همه‌ی»
زحمت‌هایی که کشیدی

38:12.936 --> 38:15.125
همه‌ی آدمایی که تهدید کردی
شکنجه دادی . کشتی

38:15.155 --> 38:17.072
با اون‌همه درد و رنجی که
باعث شدی متحمل بشه

38:17.074 --> 38:18.924
همیشه تو رو بخشیده

38:19.895 --> 38:22.160
تو هم باید اون رو ببخشی

38:30.754 --> 38:32.554
مثل «کمیل» حرف میزنی

38:59.783 --> 39:02.200
اینطور در نظر می‌گیرم که نقشه‌ـت جواب داده

39:04.539 --> 39:06.454
آره

39:06.456 --> 39:08.924
ارتباط نیاکان قطع شده

39:08.926 --> 39:10.458
الان آزادیم

39:10.460 --> 39:13.896
الان هم باید اوضاع رو درست کنم

39:14.790 --> 39:16.040
ببین پسر

39:16.486 --> 39:17.782
بدون تو نمی‌تونستم موفق بشم پسر

39:17.784 --> 39:18.916
ممنون

39:18.918 --> 39:19.918
آره

39:21.921 --> 39:26.007
میدونی ، ماه‌ها احساس می‌کردم
دارم عقلم رو از دست میدم

39:27.323 --> 39:30.545
انگار بیرون یه چیزی توی تاریکی وجود داشت

39:30.547 --> 39:34.432
و انتظارم رو می‌کشید

39:34.434 --> 39:36.461
خیال می‌کردم همه‌ـش ساخته‌ی ذهنمه

39:36.491 --> 39:37.908
نه

39:40.023 --> 39:42.223
«ممنون «وینسنت

39:42.225 --> 39:44.892
بیخیال پسر -
ممنون که واسه حقیقت بهم اعتماد کردی -

39:46.995 --> 39:48.195
خب دیگه

40:00.877 --> 40:04.162
«این تنها راه تضمینش بود «آلایژا

40:05.598 --> 40:07.248
«و «کلاوس

40:07.250 --> 40:10.218
به نظرم بخشی از وجودش
این موضوع رو درک می‌کنه

40:11.308 --> 40:14.088
اما مهم‌تر از همه اینه که خودت رو ببخشی

40:50.927 --> 40:53.977
وقتی مشکلات می‌آیند"
"تک‌تک نمی‌آیند

40:55.467 --> 40:58.266
"دسته دسته می‌آیند"

40:59.886 --> 41:00.886
«هملت»

41:01.855 --> 41:04.639
به «مارسل» یاد دادیم اینطوری بخونه

41:05.405 --> 41:06.724
چه عالی

41:06.726 --> 41:08.276
...خب ، اون الان اینجا نیست پس

41:08.773 --> 41:09.773
اون مرده

41:19.891 --> 41:21.956
سِرُم

41:21.958 --> 41:24.648
نه . «مارسل» اون رو نخورده

41:24.678 --> 41:26.644
به‌خاطر من بود

41:26.646 --> 41:28.596
...نه . اگه متقاعدش نمی‌کردم که صبر

41:28.598 --> 41:31.099
نه . واقعاً فکر می‌کنی اینطوریه؟

41:31.101 --> 41:34.268
«تو اینطور فکر می‌کنی چون «مارسل
می‌خواست اینطوری فکر کنن

41:38.215 --> 41:41.531
خب ، حقیقت اینه که «مارسل» سِرُم رو
همون موقع که بهش پیشنهاد کردم خورد

41:41.561 --> 41:43.444
حتی تردید هم نکرد

41:46.316 --> 41:48.783
پس اگه «مایکلسون»‌ها فکر می‌کنن
...اون مرده

41:50.236 --> 41:52.270
بدجور سوپرایز میشن

41:53.100 --> 41:54.100
مترجمین : مــعــیــن و رضــا

41:55.100 --> 42:31.100
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
