1
00:00:01,497 --> 00:00:02,948
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,978 --> 00:00:06,579
اگه این پیشگویی کامل بشه
همه‌تون خواهید مُرد

3
00:00:06,581 --> 00:00:07,786
یکی توسط دوست

4
00:00:07,816 --> 00:00:10,374
یکی توسط دشمن
و یکی به دست خانواده

5
00:00:10,404 --> 00:00:13,341
این من رو تبدیل به
یه چیز جدید کرد

6
00:00:13,371 --> 00:00:15,000
گازم کُشنده‌ست

7
00:00:15,439 --> 00:00:16,372
نترس

8
00:00:16,374 --> 00:00:18,624
تو آرامش رو پیدا می‌کنی

9
00:00:18,626 --> 00:00:21,317
نیاکان می‌خوان تو من رو بکشی -
بلاخره تسلیم میشم -

10
00:00:21,848 --> 00:00:23,865
ارواح جادوگر رو میشه
دوباره زنده کرد

11
00:00:23,890 --> 00:00:26,265
ما هم قراره دقیقاً
همین کار رو بکنیم

12
00:00:26,267 --> 00:00:27,717
برای اینکه «لوشِن» قابل کشتن بشه

13
00:00:27,719 --> 00:00:29,218
«باید حلقه‌ای رو که از «دِوینا
محافظت می‌کنه بشکنم

14
00:00:29,220 --> 00:00:30,803
فِرِیا» ، این‌کار نابودش می‌کنه»

15
00:00:30,805 --> 00:00:32,517
چی شد؟ -
نیاکان زودتر پیداش کردن -

16
00:00:32,547 --> 00:00:33,890
دِوینا» کدوم گوریه؟»

17
00:00:35,055 --> 00:00:36,389
تموم شد پسر . اون مُرده

18
00:00:36,419 --> 00:00:38,683
اتفاقی که برای «دِوینا» افتاد
نمیشه بی‌جواب بمونه

19
00:00:38,713 --> 00:00:39,963
همون چیزی که «لوشِن» رو تبدیل کرد

20
00:00:39,965 --> 00:00:41,836
از قلب «آرورا» کشیدم بیرون

21
00:00:41,866 --> 00:00:44,367
«نیو اورلانز» خونه‌ی ماست «مارسل»

22
00:00:44,369 --> 00:00:45,753
وقتشه که پس‌ـش بگیریم

23
00:00:58,242 --> 00:01:03,019
بیاید از اینکه اون دیگه نیست
اندوهگین نباشیم

24
00:01:03,571 --> 00:01:06,022
بلکه شکرگزار باشیم که او
زمانی با ما بود

25
00:01:07,575 --> 00:01:10,082
و گرچه خیلی زود از پیش ما رفت

26
00:01:10,112 --> 00:01:14,364
باشد که روشنایی پایدارش راه عبور
از این تاریکی را به ما نشان دهد

27
00:01:19,354 --> 00:01:22,021
بیاید عزاداری کنیم

28
00:01:22,023 --> 00:01:24,908
چون در غیر این‌صورت نمی‌تونیم
از این غم عبور کنیم

29
00:01:34,652 --> 00:01:38,437
و گرچه دردی که دچارش شدیم
انگار از حد توان ما بیشتره

30
00:01:42,644 --> 00:01:45,100
نباید اشتباه کنیم

31
00:01:45,130 --> 00:01:47,547
باید این غم رو پشت‌سر بذاریم

32
00:02:07,574 --> 00:02:11,187
آره . حتی حالا که کلمات کتاب
مقدس دارن تو گوشم ‌می‌پیچن

33
00:02:11,189 --> 00:02:17,827
میگن "مثل یک شیر بشین
"و منتظر انتقام باش

34
00:02:29,808 --> 00:02:31,841
...مدتی پیش

35
00:02:33,428 --> 00:02:35,261
خیلی وقت پیش

36
00:02:35,263 --> 00:02:39,349
یه داستان راجبه دوست‌پسرم
به «دِوینا» گفتم

37
00:02:39,351 --> 00:02:43,019
...ولی چیزی که نگفتم این بود که

38
00:02:43,021 --> 00:02:45,405
تا حالا اون داستان رو با
کس دیگه‌ای درمیون نذاشتم

39
00:02:47,882 --> 00:02:51,911
اون برام مثل یه خواهر
و یه دوست صمیمی بود

40
00:02:53,865 --> 00:02:55,365
و دوستش داشتم

41
00:02:57,869 --> 00:02:59,619
...ای‌کاش

42
00:03:11,617 --> 00:03:13,883
متأسفم

43
00:03:13,885 --> 00:03:15,769
نمی‌تونم

44
00:03:29,351 --> 00:03:31,301
کلمات فایده‌ای ندارن

45
00:03:32,350 --> 00:03:35,388
مایکلسون»ها باید به‌خاطرش جوابگو باشن»

46
00:03:35,390 --> 00:03:37,789
کاری می‌کنم که جواب پس بدن

47
00:03:40,923 --> 00:03:42,862
قول میدم

48
00:03:46,900 --> 00:03:47,900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

49
00:03:48,900 --> 00:03:53,800
"The Originals"
فصل 3
قسمت 21 : اونا رو بفرست به جهنم بچه جون

50
00:03:54,800 --> 00:03:59,800
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

51
00:04:04,035 --> 00:04:06,619
نمیشه تو یه مراسم یادبود
ایرلندی ویسکی تموم کنیم

52
00:04:06,621 --> 00:04:09,288
خیلی حواستون باشه ، خب؟

53
00:04:11,126 --> 00:04:12,966
ویسکی خیلی مهمه

54
00:04:12,996 --> 00:04:15,378
ویسکی خیلی مهمه

55
00:04:18,433 --> 00:04:22,218
مطمئنم «کمیل» از تمام
اینا قدردانی می‌کرد

56
00:04:22,745 --> 00:04:24,720
امیدوارم

57
00:04:27,976 --> 00:04:30,193
حالش چطوره؟

58
00:04:46,828 --> 00:04:48,795
ببخشید ، من شما رو نمی‌شناسم؟

59
00:04:51,833 --> 00:04:54,083
شرمنده

60
00:04:54,085 --> 00:04:55,835
فقط خیلی آشنا به‌نظر میومدین

61
00:04:56,888 --> 00:04:59,472
از اون چهره‌های آشنام

62
00:05:00,711 --> 00:05:01,891
آشنای نزدیکش بودی؟

63
00:05:01,893 --> 00:05:03,409
آره

64
00:05:03,778 --> 00:05:07,697
اون یه دختر خیلی خاص بود

65
00:05:07,699 --> 00:05:12,001
هیچ تفسیر مؤدبانه‌ای نیست که
در موردش منصفانه باشه

66
00:05:17,969 --> 00:05:22,845
ولی امتحانش شجاعت‌ـت رو نشون میده
و اون هم تحسینش می‌کرد

67
00:05:23,806 --> 00:05:25,848
هیچ‌جا ننوشته اون چطوری مُرد

68
00:05:26,196 --> 00:05:28,017
تو میدونی؟

69
00:05:29,094 --> 00:05:30,887
یه حادثه

70
00:05:35,129 --> 00:05:37,944
آیا الان به عنوان مقام رسمی
اینجا حضور داری افسر؟

71
00:05:37,946 --> 00:05:39,067
نه

72
00:05:40,376 --> 00:05:43,049
فقط اومدم ادای احترام کنم

73
00:06:03,738 --> 00:06:05,238
بهش زمان بده

74
00:06:05,240 --> 00:06:07,790
زمان «دِوینا» رو برنمیگردونه

75
00:06:08,490 --> 00:06:11,628
ما تنها شانس برای نجات دادنش رو
خراب کردیم

76
00:06:11,630 --> 00:06:13,546
به‌خاطر اهداف خودمون

77
00:06:14,108 --> 00:06:16,299
عصبانیت «مارسل» قانع‌کننده‌ست

78
00:06:17,836 --> 00:06:19,469
بهتره دلش رو بدست بیارم

79
00:06:19,471 --> 00:06:22,639
قبل از اینکه اون خشونت
به چیز بدتری تبدیل بشه

80
00:06:35,320 --> 00:06:37,637
فکر نمی‌کردم کسی اینجا باشه

81
00:06:38,162 --> 00:06:40,406
فکر می‌کردی الان توی
مراسم یادبود «کمی»‌ هستم؟

82
00:06:40,408 --> 00:06:41,858
میدونی چیه؟ معلوم شد که

83
00:06:41,860 --> 00:06:45,063
سهمیه‌ی امروزم رو از
خاکسپاری به‌جا آوردم

84
00:06:45,093 --> 00:06:46,529
امروز خاکسپاری «دِوینا» بود

85
00:06:46,531 --> 00:06:48,031
دِوینا» رو یادته؟»

86
00:06:48,033 --> 00:06:51,084
عشق زندگیم که محکوم به
یک جهنم ناشناخته شد

87
00:06:51,086 --> 00:06:53,703
حالا بهانه‌ی تو چیه خواهر؟

88
00:06:54,619 --> 00:06:57,457
با گناهِ کاری که کردی کنار اومدی؟

89
00:06:57,459 --> 00:07:01,260
نتونستی جلوی خودت رو از خوردن
ویسکی و غذای انگشتی بگیری؟

90
00:07:04,182 --> 00:07:08,100
یا خیلی سرت گرم بی‌حرمتی
به مُرده‌های بیشتر بود؟

91
00:07:09,292 --> 00:07:11,821
حالا این شده سرگرمیت؟

92
00:07:13,745 --> 00:07:15,413
وقتی «لوشِن» مرد

93
00:07:15,443 --> 00:07:18,428
مطمئن بود که پیشگویی
هنوزم آشکار میشه

94
00:07:18,458 --> 00:07:20,096
باید بدونم راست می‌گفت یا نه

95
00:07:20,098 --> 00:07:24,067
اینا بقایای پیشگوش «الکسیس» ـه

96
00:07:24,069 --> 00:07:26,903
قدرتی که اون داشت رو
به سختی درک می‌کردم

97
00:07:26,905 --> 00:07:30,189
ولی حالا که نیروی خودم
توسط نیاکان زیاد شده

98
00:07:30,191 --> 00:07:31,691
می‌تونم سعی کنم باهاش
ارتباط برقرار کنم

99
00:07:31,693 --> 00:07:33,693
مثل اون پیش‌بینی کنم و بفهمم

100
00:07:33,695 --> 00:07:36,726
حق با «لوشِن» بوده یا ما می‌تونیم
بلاخره این کابوس رو پشت‌سر بذاریم

101
00:07:36,756 --> 00:07:40,121
شخصاً امیدوارم پیشگویی درست باشه

102
00:07:40,151 --> 00:07:44,153
امیدوارم همه‌تون توی جهنم بپوسید

103
00:07:44,155 --> 00:07:46,822
فقط متأسفانه اون‌موقع من نیستم
که این رو ببینم

104
00:07:46,824 --> 00:07:48,074
کجا میری؟

105
00:07:48,076 --> 00:07:49,575
به تو مربوط نیست

106
00:07:49,577 --> 00:07:51,244
اینجا واسه من چیزی وجود نداره

107
00:07:51,246 --> 00:07:52,630
«کول»

108
00:07:54,005 --> 00:07:56,132
میدونی که این حقیقت نداره

109
00:07:56,134 --> 00:07:57,967
...خانواده‌ـت

110
00:07:57,969 --> 00:08:01,254
از خانواده برام سخنرانی نکن
خواهر یا هر چی

111
00:08:01,256 --> 00:08:05,424
ممکنه کل عمرت رو
دنبال ما گشته باشی

112
00:08:05,426 --> 00:08:09,896
ولی من هرگز حتی برای یک لحظه
تو رو نمی‌خواستم

113
00:08:18,204 --> 00:08:20,311
یه اتفاق عجیبی داره تو این شهر میفته

114
00:08:20,341 --> 00:08:21,674
نمی‌تونم شخصاً بررسی‌ـش کنم

115
00:08:21,676 --> 00:08:23,176
ولی باید بدونم چیه

116
00:08:24,679 --> 00:08:27,680
و اگه حقیقت رو بدونی"
"حقیقت تو رو آزاد می‌کنه

117
00:08:27,682 --> 00:08:29,348
مگه خلافش اتفاق بیوفته

118
00:08:29,350 --> 00:08:32,652
حقیقت ممکنه باعث مصیبت بشه پسر

119
00:08:32,654 --> 00:08:35,271
شاید بهتره بیشتر مواظب باشی
که چه آرزویی می‌کنی

120
00:08:35,694 --> 00:08:36,694
آره

121
00:08:39,527 --> 00:08:41,027
چه اتفاقی برای «کمی» افتاد؟

122
00:08:42,226 --> 00:08:45,581
اون مُرد
و هیچ جوره نمی‌شد جلوش رو گرفت

123
00:08:45,583 --> 00:08:47,166
و تموم شد و رفت

124
00:08:47,168 --> 00:08:48,367
ملت همینجوری نمی‌میرن

125
00:08:48,369 --> 00:08:51,871
مریض میشن یا تصادف می‌کنن

126
00:08:51,873 --> 00:08:54,207
یا یکی اونا رو می‌کُشه

127
00:08:54,209 --> 00:08:56,792
و همه‌ی این چیزها یه ردی به‌جا میذاره

128
00:08:56,794 --> 00:08:59,462
بیمارستان بایگانی می‌کنه

129
00:08:59,464 --> 00:09:01,881
آمبولانس فرستاده میشه
یا یکی زنگ میزنه 911

130
00:09:01,883 --> 00:09:03,716
ولی این‌دفعه نه

131
00:09:04,853 --> 00:09:06,102
کمی اُکانل» مُرده»

132
00:09:06,104 --> 00:09:09,055
حتی یه گواهی مرگ هم صادر نشده
یا یه گزارش پزشک قانونی یا هر چی

133
00:09:09,057 --> 00:09:10,973
هیچ‌جا

134
00:09:10,975 --> 00:09:14,227
ببین پسر ، به خیالت می‌خوای بدونی
ولی به نفعته که ندونی

135
00:09:14,229 --> 00:09:15,895
وینس» ، تو خیلی وقته من رو می‌شناسی»

136
00:09:15,897 --> 00:09:19,232
می‌تونم جواب سوال‌های خودم رو پیدا کنم

137
00:09:19,234 --> 00:09:21,617
اگه احساس کنم یه چیزی درست نیست
باید یه کاری بکنم

138
00:09:21,619 --> 00:09:24,120
الان اون احساس رو دارم

139
00:09:25,823 --> 00:09:27,623
بیخیال این قضیه نمیشم

140
00:09:32,964 --> 00:09:34,130
باشه

141
00:09:36,668 --> 00:09:38,834
بیا

142
00:09:41,890 --> 00:09:43,556
بامزه‌ست . میدونی؟

143
00:09:43,558 --> 00:09:46,259
من مست کردن تو دوران دانشگاه
...و این چیزها رو از دست دادم ولی

144
00:09:46,261 --> 00:09:48,261
گمونم با مست کردن به‌خاطر
فراموش کردن غمی که دارم بهش رسیدم

145
00:09:48,263 --> 00:09:50,012
پس نوش

146
00:09:51,316 --> 00:09:52,682
هی ، باید سرعت‌ـت رو کم کنی

147
00:09:52,684 --> 00:09:55,017
شاید بهتره تو سرعت‌ـت رو کم کنی

148
00:09:55,019 --> 00:09:58,821
هی ، نظرت راجبه اون اعلام
جنگ که امروز کردی چیه؟

149
00:09:58,823 --> 00:10:00,606
آره . ممکنه بخوای واسه اون نقشه
یه‌کم آروم پیش بری

150
00:10:00,608 --> 00:10:02,275
چون «مایکلسون»ها

151
00:10:02,277 --> 00:10:03,776
اونا عادت ندارن که اجازه بدن
گذشته‌ها گذشته بمونه

152
00:10:03,778 --> 00:10:05,945
شاید واسم مهم نیست

153
00:10:05,947 --> 00:10:10,116
شاید این «مایکلسون»ها هستن
که باید نگران من باشن

154
00:10:10,118 --> 00:10:12,168
...اون

155
00:10:12,170 --> 00:10:14,120
«سِرُم «لوشِن

156
00:10:14,122 --> 00:10:16,872
ایول

157
00:10:16,874 --> 00:10:18,791
پس تو هم قراره به‌زودی بمیری

158
00:10:18,793 --> 00:10:20,176
خب ، خوب شد فهمیدم

159
00:10:20,178 --> 00:10:22,428
مطمئن میشم این کت‌شلوار
تا اون‌موقع تمیز بمونه

160
00:10:22,430 --> 00:10:24,180
این تضمین می‌کنه که من نمی‌میرم

161
00:10:24,182 --> 00:10:25,798
«مارسل»

162
00:10:25,800 --> 00:10:29,018
اگه تو اون رو بخوری
میشی تنها موجود روی کره زمین

163
00:10:29,020 --> 00:10:30,386
که می‌تونه یه «مایکلسون» رو بکشه

164
00:10:30,388 --> 00:10:32,605
این مثل یه اعلام جنگ واقعیه

165
00:10:32,607 --> 00:10:35,474
مگه این به چه درد
اون یارو «لوشِن» خورد؟

166
00:10:35,476 --> 00:10:38,110
و میدونی چیه؟ در بهتری حالت ممکن
قراره چی‌کار کنی؟

167
00:10:38,112 --> 00:10:39,729
می‌خوای همه‌شون رو بکشی؟

168
00:10:39,731 --> 00:10:42,031
کلاوس» ، «آلایژا» ، «فِرِیا» ، «کول»؟»

169
00:10:42,033 --> 00:10:44,450
آره . اون الان ازشون عصبانیه
ولی وقتی اوضاع بیخ پیدا کنه

170
00:10:44,452 --> 00:10:47,286
حتی «هِیلی» اونا رو به تو ترجیح میده

171
00:10:48,573 --> 00:10:51,156
پس واقعاً می‌خوای همه رو بکشی؟

172
00:10:52,493 --> 00:10:55,378
و فکر می‌کنی اگه «دِوینا» بود
همین رو می‌خواست؟

173
00:11:08,726 --> 00:11:10,009
فرجی نشد؟

174
00:11:10,011 --> 00:11:11,344
تکه‌های خیلی زیادی وجود داره

175
00:11:11,346 --> 00:11:13,479
هر دفعه که به دیدن یه چیزی
نزدیک میشم

176
00:11:13,481 --> 00:11:15,765
همه‌ـش یهو محو میشه

177
00:11:35,536 --> 00:11:38,037
تمومش کن

178
00:11:48,433 --> 00:11:49,632
همه‌تون خواهید مُرد

179
00:11:49,634 --> 00:11:52,268
یکی توسط دوست
یکی توسط دشمن

180
00:11:52,270 --> 00:11:54,186
و یکی به دست خانواده

181
00:12:08,779 --> 00:12:09,973
این چی بود الان دیدم؟

182
00:12:10,003 --> 00:12:12,814
وینسنت» گفت یه راهی پیدا کرده»
که سِرُم رو از «آرورا» خارج کنه

183
00:12:12,816 --> 00:12:14,315
من اون‌موقع سرم شلوغ بود

184
00:12:14,317 --> 00:12:17,102
ولی اگه «وینسنت» واقعاً سرم رو
...دزدیده باشه . اگه

185
00:12:17,104 --> 00:12:19,737
...«اگه داده باشه به «مارسل

186
00:12:19,739 --> 00:12:21,940
تو دردسر میفتیم

187
00:12:22,692 --> 00:12:23,992
آره

188
00:12:31,501 --> 00:12:34,335
تو مراسم یادبود «دِوینا» نیومدی

189
00:12:38,175 --> 00:12:41,126
گفتم حضورم در اونجا
ممکنه ناشایست باشه

190
00:12:41,128 --> 00:12:45,046
چون تو و خانواده‌ـت اون رو
تو دهن شیر انداختید؟

191
00:12:45,048 --> 00:12:46,381
آره

192
00:12:46,383 --> 00:12:49,050
احتمالاً بهترین تصمیم ممکن رو گرفتی

193
00:12:49,052 --> 00:12:51,803
میدونم اون چقدر برات مهم بود

194
00:12:51,805 --> 00:12:54,439
باید برات سخت باشه

195
00:12:56,193 --> 00:12:58,359
خنده‌دارـه

196
00:12:58,361 --> 00:13:01,446
چون این شبیه معذرت‌خواهی نبود

197
00:13:01,448 --> 00:13:04,899
«مارسل» -
من شانس نجات دادنش رو داشتم -

198
00:13:04,901 --> 00:13:08,036
تا برش‌گردونم ولی نه

199
00:13:08,038 --> 00:13:10,238
مایکلسون»ها صلاح دونستن که»
این اتفاق نیوفته

200
00:13:10,240 --> 00:13:12,240
چون اینطوری راحت نبودن

201
00:13:12,242 --> 00:13:15,743
انگار شما همیشه می‌خواید
آتیش گرفتن دنیا رو تماشا کنید

202
00:13:15,745 --> 00:13:17,078
تا وقتی که خودتون در امان باشید

203
00:13:17,080 --> 00:13:19,047
لوشِن» باید می‌مُرد»

204
00:13:19,049 --> 00:13:20,498
ممکن بود همه‌ی ما رو نابود کنه

205
00:13:20,500 --> 00:13:23,051
آره . به لطف انتقام‌جویی‌ـش علیه تو

206
00:13:23,053 --> 00:13:24,969
مسئله انگیزه‌ی اون نیست

207
00:13:24,971 --> 00:13:27,088
اون یه تهدید بود
ما هم همینطوری جوابش رو دادیم

208
00:13:27,090 --> 00:13:28,590
«اگه «فِرِیا» قدرت کشتن «لوشِن

209
00:13:28,592 --> 00:13:29,974
و نجات دادن «دِوینا» رو داشت
این‌کار رو می‌کرد

210
00:13:29,976 --> 00:13:32,927
الان باید سر تکون بدم و قبول کنم؟

211
00:13:32,929 --> 00:13:38,566
باهم مشروب بخوریم و منم وانمود کنم
که اتفاقی نیوفتاده

212
00:13:38,568 --> 00:13:40,018
دِوینا» باید میمُرد»

213
00:13:40,020 --> 00:13:43,438
شرم‌آورـه ولی راه دیگه‌ای وجود نداشت

214
00:13:43,440 --> 00:13:44,739
وجود نداشت

215
00:13:49,412 --> 00:13:52,447
من برات چی هستم «کلاوس»؟

216
00:13:52,449 --> 00:13:53,998
دوست‌ـتم؟

217
00:13:54,000 --> 00:13:55,867
پِیرُوتم؟

218
00:13:55,869 --> 00:13:57,535
اولش من یه مورد خیرخواهانه بودم

219
00:13:57,537 --> 00:13:58,786
همه‌مون میدونیم

220
00:13:58,788 --> 00:13:59,954
حالا چی؟

221
00:13:59,956 --> 00:14:02,507
من هم‌پیمانتم؟

222
00:14:02,509 --> 00:14:04,959
چون کاملاً مطمئنم که مثل
یه هم‌پیمان باهام رفتار نمی‌کنی

223
00:14:04,961 --> 00:14:08,296
تو و من باهم رابطه‌ی خونی داریم

224
00:14:08,298 --> 00:14:11,015
و آره . ما دعوا می‌کنیم

225
00:14:11,017 --> 00:14:12,684
ولی همه‌ی خانواده‌ها دعوا می‌کنن

226
00:14:12,686 --> 00:14:14,936
باشه

227
00:14:14,938 --> 00:14:16,804
پس من خانواده‌ام

228
00:14:18,108 --> 00:14:21,226
نه . اینطور نشون نمیده

229
00:14:21,228 --> 00:14:25,697
یه زمانی تو مربی من بودی

230
00:14:25,699 --> 00:14:27,065
ناجیِ من

231
00:14:27,067 --> 00:14:28,733
رئیس نسلم

232
00:14:28,735 --> 00:14:31,452
ولی هیچ‌وقت برادر من نبودی

233
00:14:31,454 --> 00:14:33,154
...و حالا

234
00:14:33,156 --> 00:14:35,907
حالا برام هیچی نیستی -
«مارسلوس» -

235
00:14:35,909 --> 00:14:41,045
فقط یه شانس دیگه بهم بده
تا ثابت کنم در اشتباهی

236
00:14:41,881 --> 00:14:44,082
باهام بیا

237
00:15:15,865 --> 00:15:17,699
سِرُم

238
00:15:17,701 --> 00:15:19,751
هیچ اثری ازش نیست

239
00:15:20,904 --> 00:15:22,453
باید به «کلاوس» هشدار بدیم

240
00:15:23,540 --> 00:15:25,223
جواب نمیده -
«آلایژا» -

241
00:15:25,225 --> 00:15:27,342
قدرتی که من از نیاکان دزدیدم

242
00:15:27,344 --> 00:15:29,544
برای دست و پنجه نرم کردن با
لوشِن» کافی بود»

243
00:15:29,546 --> 00:15:31,296
ولی اون قدرت دیگه از بین رفته

244
00:15:31,298 --> 00:15:33,931
اگه «مارسل» اون سِرُم رو بخوره
و به هیولایی تبدیل بشه

245
00:15:33,933 --> 00:15:37,802
که تو پیشگویی گفته شده
من نمی‌تونم جلوش رو بگیرم

246
00:15:39,222 --> 00:15:41,806
جای «نیکلاوس» رو پیدا کن
منم «مارسل» رو پیدا می‌کنم

247
00:16:09,036 --> 00:16:10,385
فِرِیا»؟»

248
00:16:11,304 --> 00:16:13,504
کی اونجاست؟

249
00:16:16,476 --> 00:16:18,593
این چه کوفتیه؟

250
00:16:20,847 --> 00:16:22,814
کی این‌کار رو می‌کنه؟

251
00:16:37,997 --> 00:16:39,280
«دِوینا»

252
00:16:39,282 --> 00:16:40,531
من نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم

253
00:16:40,533 --> 00:16:41,616
من دوست‌ـت داشتم

254
00:16:53,513 --> 00:16:56,013
عجب خونه‌ی داغونی

255
00:16:57,183 --> 00:16:59,934
نه می‌تونم بفروشمش
نه می‌تونم اجاره بدم

256
00:16:59,936 --> 00:17:01,636
چون همه فکر می‌کنن روح‌زده‌ست

257
00:17:01,638 --> 00:17:04,105
وقتی زن سابق روانیه آدم
تو اتاق پذیرایی

258
00:17:04,107 --> 00:17:08,192
مراسم قربانی کردن انجام بده
همین اتفاق میفته

259
00:17:11,197 --> 00:17:14,482
گفتی می‌خوای بدونی

260
00:17:14,484 --> 00:17:17,485
یا خدا...«وینسنت» ، فکر کردم
دیوونه شدم

261
00:17:17,487 --> 00:17:21,155
داری میگی اون افسونگری جادوی سیاه
ارواح خشمگین

262
00:17:21,157 --> 00:17:22,373
و این چیزها واقعی هستن؟

263
00:17:22,375 --> 00:17:27,211
ماهایی که تمرین جادو می‌کنیم
باید تعادل رو برقرار کنیم

264
00:17:27,213 --> 00:17:29,247
گاهی اوقات قدرت دچار فساد میشه

265
00:17:29,249 --> 00:17:30,882
حالا محفل‌ها حتی نزدیک اینجا نمیشن

266
00:17:30,884 --> 00:17:35,086
و حتی مردم عادی از
جلوش رد میشن و میگن

267
00:17:35,088 --> 00:17:38,423
اینجا بودن خیلی کار اشتباهیه

268
00:17:39,031 --> 00:17:40,898
و حق دارن که بترسن

269
00:17:53,406 --> 00:17:55,323
...یه وقتی

270
00:17:57,827 --> 00:17:59,861
«زن سابق روانیم «ایوا

271
00:17:59,863 --> 00:18:03,164
سعی کرد از قدرت نیاکانمون
استفاده کنه

272
00:18:03,166 --> 00:18:04,782
و این رو ساخت

273
00:18:04,784 --> 00:18:08,085
: بهش میگن
"Un Depot D'Argente"

274
00:18:08,087 --> 00:18:09,921
یه باتری جادوئیه

275
00:18:09,923 --> 00:18:15,176
قابلیت این رو داره که هر جور
طلسم منفی رو ذخیره کنه

276
00:18:15,178 --> 00:18:18,379
و حالا این چیز چطوری به ما
کمک می‌کنه؟

277
00:18:20,216 --> 00:18:23,968
جادوگرها باید محافظ «نیو اورلانز» باشن

278
00:18:23,970 --> 00:18:27,138
و ما محافظش بودیم تا
وقتی که نیاکان اومدن

279
00:18:27,140 --> 00:18:29,857
و با شیطان که به شکل
لوشِن کَسِل» بود یه معامله کردن»

280
00:18:29,859 --> 00:18:32,276
ببین ، این «کمی» رو به کشتن داد

281
00:18:32,278 --> 00:18:36,647
حالا «لوشِن» مُرده ولی همون نیاکان
می‌خوان با یه خانواده جنگ راه بندازن

282
00:18:36,649 --> 00:18:40,117
یه خانواده‌ی خیلی قدیمی
و قدرتمند به نام «مایکلسون»ها

283
00:18:40,119 --> 00:18:41,953
ببین پسر ، داستانش طولانیه

284
00:18:41,955 --> 00:18:43,488
ولی تنها چیزی که باید بدونی اینه که
چندتا آدم بی‌گناه قراره

285
00:18:43,490 --> 00:18:45,072
آسیب ببینن چون نیاکان

286
00:18:45,074 --> 00:18:47,041
اصلاً اهمیت نمیدن که شهر
به منطقه جنگی تبدیل بشه

287
00:18:47,043 --> 00:18:49,043
و تنها راه جلوگیری از خون و خونریزی

288
00:18:49,045 --> 00:18:50,795
اینه که ما یه کاریش بکنیم -
ما؟ -

289
00:18:50,797 --> 00:18:52,797
قراره این رو توی جای درست قرار بدیم

290
00:18:52,799 --> 00:18:54,415
قراره نصبش کنیم

291
00:18:54,417 --> 00:18:57,969
و قراره باهاش ارتباط نیاکان
رو با دنیای زنده قطع کنیم

292
00:18:58,638 --> 00:18:59,887
از وجودشون پاک کنیم

293
00:19:02,475 --> 00:19:04,926
واسه رسوندن یه منظور راه طولانی‌ـه

294
00:19:04,928 --> 00:19:07,645
حتماً اینجا رو بخاطر داری

295
00:19:08,226 --> 00:19:11,105
آره . البته

296
00:19:12,936 --> 00:19:17,822
2-3تا پل قبل از این جایی بود
که خاکستر پدرم رو پخش کردی

297
00:19:18,497 --> 00:19:20,441
هنوز تازه تبدیل شده بودی

298
00:19:20,443 --> 00:19:23,361
ترسیدم پسر خوش‌قلب و زیرکی
که بزرگ کردم

299
00:19:23,363 --> 00:19:25,112
توی ابری از خشم گم بشه

300
00:19:25,114 --> 00:19:26,447
پس آوردمت اینجا

301
00:19:26,449 --> 00:19:28,583
به پلی که وقتی اولین‌بار
به خونه آوردیمت

302
00:19:28,585 --> 00:19:30,451
خانواده‌مون ازش رد شد

303
00:19:30,453 --> 00:19:34,505
مرزی بین گذشته و آینده‌ی تو

304
00:19:34,507 --> 00:19:38,960
خیلی قبل از اینکه متوجه بشی
ما چقدر عاشق «نیو اورلانز» هستیم

305
00:19:38,962 --> 00:19:42,013
عشقی که در کنار عشقمون
به تو متولد شد

306
00:19:42,015 --> 00:19:44,048
جدیدترین عضو خانواده‌ی ما

307
00:19:44,050 --> 00:19:46,717
می‌تونی هر چند دفعه که خواستی
این رو بگی

308
00:19:46,719 --> 00:19:48,019
باعث نمیشه درست باشه

309
00:19:48,021 --> 00:19:49,770
ممکنه ازم متنفر باشی

310
00:19:49,772 --> 00:19:52,356
ولی نفرت‌ـت فقط نشون میده
که خیشاوند من هستی

311
00:19:52,358 --> 00:19:56,477
از لحظه‌ای که دیدمت
خودم رو در تو دیدم

312
00:19:56,479 --> 00:19:59,397
وقتی هم که آوردمت اینجا
تا بقایای پدرت رو پخش کنم

313
00:19:59,399 --> 00:20:01,315
کاری کردی که هیچ‌وقت از من برنمیاد

314
00:20:01,317 --> 00:20:04,869
نفرت‌ـت رو در باد رها کردی

315
00:20:06,322 --> 00:20:09,790
و اون روز بود که نهایت تواناییت رو دیدم

316
00:20:11,494 --> 00:20:15,129
و تو رو پسر خودم میدونستم

317
00:20:21,504 --> 00:20:23,504
همه‌ی این چیزها رو بهم یادآوری کردی

318
00:20:23,506 --> 00:20:26,340
به امید اینکه احساس کنم
یه چیزی مدیون تو هستم؟

319
00:20:28,895 --> 00:20:30,895
گوش کن چی میگم
بخشی از زندگیت بودن

320
00:20:30,897 --> 00:20:32,513
اصلاً موهبت حساب نمیشه

321
00:20:32,515 --> 00:20:35,433
و هر بدهی که بهت داشتم
قبلاً بی‌حساب شدم ، خیلی‌خب؟

322
00:20:35,435 --> 00:20:38,019
اونم مدت‌ها قبل

323
00:20:38,021 --> 00:20:40,905
...اگه یکی از ما وضعش خراب باشه

324
00:20:41,664 --> 00:20:43,969
می‌گفتم تویی

325
00:20:52,136 --> 00:20:54,090
منظره‌ی خوبیه

326
00:20:56,728 --> 00:20:58,395
غروب قشنگیه

327
00:20:58,397 --> 00:21:00,864
چرا با حرف زدن این لحظه رو خرابش کنیم؟

328
00:21:00,866 --> 00:21:04,534
الان و توی این موقعیت
فقط مُخِل این لذت میشه

329
00:21:04,536 --> 00:21:05,952
تو خیلی شبیه منی

330
00:21:05,954 --> 00:21:07,871
کله‌شق ، مملو از عصبانیت

331
00:21:07,873 --> 00:21:09,452
هیچیم شبیه تو نیست

332
00:21:09,482 --> 00:21:10,540
اشتباه می‌کنی

333
00:21:11,793 --> 00:21:14,911
میدونی ، با دیدگاه خودم بزرگت کردم

334
00:21:14,913 --> 00:21:18,715
و با اینحال وقتی پیشرفت کردی
گذاشتم بدترین ترس‌هام ریشه بگیرن

335
00:21:18,717 --> 00:21:21,134
به جای احساس سربلندی به‌خاطر
مردی که شدی

336
00:21:21,136 --> 00:21:23,887
کم‌کم احساس نارضایتی
و بی‌اعتمادی بهم دست داد

337
00:21:24,693 --> 00:21:30,093
و ترسیدم که بهتر از من بشی

338
00:21:30,976 --> 00:21:33,396
هیچ‌وقت نخواستم که بهتر از تو باشم

339
00:21:33,582 --> 00:21:37,183
نه تا وقتی که کم‌کم خواستی
جلوی پیشرفتم رو بگیری

340
00:21:40,989 --> 00:21:42,739
به اندازه کافی سعی نکردم

341
00:21:44,955 --> 00:21:48,011
خوب سعی نکردم
وقتی پای تو وسط میومد

342
00:21:48,013 --> 00:21:53,483
اما من و تو رو با سرنوشت
گذشته و خون به هم گره خوردیم

343
00:21:53,485 --> 00:21:59,423
و تو «مارسل» همیشه
خانواده‌ام خواهی بود

344
00:22:02,377 --> 00:22:03,844
...آقایون

345
00:22:06,965 --> 00:22:09,716
مزاحم حرف زدنتون شدم؟

346
00:22:24,299 --> 00:22:26,900
پلیس «نیو اورلانز» ، ایست
دست‌ها بالا

347
00:22:26,930 --> 00:22:28,257
خیلی‌خب

348
00:22:28,287 --> 00:22:30,692
مهمونی دیوونه‌بازی تمومه

349
00:22:30,722 --> 00:22:32,856
ما گزارش‌هایی از نقض قانون بهداشت

350
00:22:32,858 --> 00:22:35,692
حیوان آزاری و جنایات چندش‌آور

351
00:22:35,694 --> 00:22:38,894
کم شدن مجازات‌ـتون رو مگه تو خواب ببینین
از اینجا ببریدشون بیرون

352
00:22:49,202 --> 00:22:50,407
خیلی‌خب

353
00:22:55,964 --> 00:22:57,347
روبراهی پسر؟

354
00:22:57,349 --> 00:22:59,182
آره داداش . فقط بگو که چیزی
که می‌خوام رو داری

355
00:22:59,184 --> 00:23:01,517
چیزهایی که برای انجام
کارم لازمه رو دارم

356
00:23:01,519 --> 00:23:03,636
عالیه

357
00:23:03,638 --> 00:23:05,138
نمی‌خوای بگی اون چیه؟

358
00:23:07,025 --> 00:23:08,608
«خب ، قبرستان‌های «نیو اورلانز

359
00:23:08,610 --> 00:23:11,060
جوری طراحی شدن که محلِ نگهداری
ارواح نیاکان‌مون باشن

360
00:23:11,062 --> 00:23:13,479
و جاهای مقدسی هستن که

361
00:23:13,481 --> 00:23:15,815
بهشون کمک می‌کنه
تا انرژی‌شون رو متمرکز کنن

362
00:23:15,817 --> 00:23:17,317
تا بتونن به این دنیا دسترسی داشته باشن

363
00:23:17,319 --> 00:23:18,674
مثل یه برج مخابراتی؟

364
00:23:18,704 --> 00:23:19,903
قوی‌تر از اون اما آره

365
00:23:19,905 --> 00:23:23,873
اون رو راهی در نظر بگیر که دنیای ما
با دنیای ارواح به هم برخورد می‌کنن

366
00:23:23,875 --> 00:23:25,909
و یکی از اونجاها یه قبره

367
00:23:25,911 --> 00:23:27,771
اون سنگ بنای ارتباط زنده و مرده‌ست

368
00:23:27,801 --> 00:23:30,163
این سکوی قدرتشونه

369
00:23:30,165 --> 00:23:33,550
و وسیله‌ایه که باهاش به این دنیا نفوذ می‌کنن

370
00:23:35,587 --> 00:23:38,088
می‌خوام با این وسیله به دنیاشون برم

371
00:23:38,090 --> 00:23:41,141
و از نهایت قدرتم استفاده می‌کنم
و پایه‌اش رو نابود کنم

372
00:23:41,143 --> 00:23:42,142
سیگنال برج رو قطع کنی

373
00:23:42,144 --> 00:23:43,593
بله

374
00:23:44,558 --> 00:23:46,229
وایسا ببینم . گفتی می‌خواستی
به دنیای اونا بری؟

375
00:23:46,231 --> 00:23:48,014
حالا دیگه مهم نیست

376
00:23:48,016 --> 00:23:50,517
باید الان و اینجا قال قضیه رو بکنم . باشه؟

377
00:23:50,519 --> 00:23:52,769
یه موج جادویی که بزرگیش به قدری‌ـه
که امواج ضربه‌ایش رو

378
00:23:52,771 --> 00:23:54,020
در سراسر قبرستان‌هامون می‌فرسته

379
00:23:54,022 --> 00:23:55,655
«آره . خب ، پلیس «نیو اورلانز
می‌تونه تمیزش کنه

380
00:23:55,657 --> 00:23:56,656
می‌تونم بگم خطر انفجار بمب وجود داره

381
00:23:56,658 --> 00:23:58,274
هر کاری لازمه انجام بده

382
00:23:58,276 --> 00:23:59,987
اما مطمئن شو که وقتی این اتفاق میوفته
هیچ‌کس اون طرفا نباشه

383
00:24:00,017 --> 00:24:01,027
آره

384
00:24:01,512 --> 00:24:03,196
«هی «وینس

385
00:24:04,061 --> 00:24:06,833
چطور اون وسیله رو به دنیای ارواح می‌بری؟

386
00:24:07,183 --> 00:24:08,829
ساده‌ست

387
00:24:10,088 --> 00:24:12,205
باید بمیره

388
00:24:12,728 --> 00:24:14,541
این یارو دیگه کیه؟

389
00:24:16,311 --> 00:24:17,844
«بکش کنار «نیکلاوس

390
00:24:17,846 --> 00:24:19,963
آلایژا» ، این یه بحث خصوصیه»

391
00:24:19,965 --> 00:24:21,297
نگرانی‌هات بمونه واسه بعد

392
00:24:21,299 --> 00:24:22,515
نه ، نمیشه

393
00:24:22,517 --> 00:24:24,434
همون نمایش «مایکلسون»ـی همیشگی

394
00:24:24,436 --> 00:24:26,219
یکی از شما سعی می‌کنه آشتی بده

395
00:24:26,221 --> 00:24:29,022
اون یکی جوری نگام می‌کنه
که انگار یه سگ هار هستم

396
00:24:29,024 --> 00:24:32,108
خب پس میگی که نگرانی‌های
«من بی‌دلیله «مارسلوس

397
00:24:32,110 --> 00:24:33,693
چیه؟ باید حرفام رو ثابت کنم؟

398
00:24:33,695 --> 00:24:34,880
اونم به تو؟

399
00:24:34,910 --> 00:24:37,063
دِوینا» برام حکم یه دختر رو داشت»
اما تو اون رو به سرنوشتی

400
00:24:37,065 --> 00:24:38,815
بدتر از مرگ محکوم کردی

401
00:24:38,817 --> 00:24:42,652
پس چرا باید من خودم رو به تو ثابت کنم؟

402
00:24:42,654 --> 00:24:44,621
خیلی‌خب ، کافیه دیگه . با هردوتون هستم

403
00:24:44,623 --> 00:24:47,040
بهم بگو کجاست

404
00:24:52,106 --> 00:24:53,952
چی؟

405
00:24:55,050 --> 00:24:56,499
این؟

406
00:25:00,589 --> 00:25:03,890
قرار نیست تنهایی نیاکان‌مون
رو بفرستی روی هوا

407
00:25:03,892 --> 00:25:04,892
«کول»

408
00:25:05,927 --> 00:25:08,394
هر پیشنهادی که می‌خوای بدی
علاقه‌ای بهش ندارم

409
00:25:08,396 --> 00:25:10,980
منم باهات میام . اجازه نخواستم

410
00:25:11,349 --> 00:25:15,101
بعلاوه «دِوینا» کسیه
که من رو آورد اینجا

411
00:25:15,103 --> 00:25:16,269
«دِوینا» مُرده «کول»

412
00:25:16,271 --> 00:25:17,770
بخش‌هایی از «دِوینا» مونده

413
00:25:17,772 --> 00:25:21,024
تکه‌های روحش به عزیزانش متصل هستن

414
00:25:21,026 --> 00:25:22,609
«من دیدمش «وینسنت

415
00:25:22,611 --> 00:25:24,194
اون باهام ارتباط برقرار کرد

416
00:25:24,196 --> 00:25:25,862
منم باید باهاش ارتباط برقرار کنم

417
00:25:26,794 --> 00:25:28,648
باید ببینمش

418
00:25:41,096 --> 00:25:42,846
«بیا دیگه «کول

419
00:25:46,312 --> 00:25:47,767
اون دیگه چیه؟

420
00:25:47,769 --> 00:25:52,555
اون برادر عزیزم یه هدیه‌ی
شرورانه از دوستمون «وینسنت»ـه

421
00:25:52,557 --> 00:25:55,558
به گمونم متوجه شد که
«بهتره من باشم تا «آرورا

422
00:25:55,560 --> 00:25:58,311
و الان که دارمش
: دست خودم نیست که فکر نکنم

423
00:25:58,313 --> 00:25:59,646
چرا پیش خودم نباشه؟

424
00:25:59,648 --> 00:26:01,814
آخه وفاداری هیچ‌وقت من رو جایی نرسونده

425
00:26:01,816 --> 00:26:04,150
تنها کاری که در برابر کارهام کردی
زورگویی بوده

426
00:26:04,152 --> 00:26:06,736
مارسلوس» ، همین الان»
این حماقت رو تموم کن

427
00:26:06,738 --> 00:26:07,904
وگرنه چی‌کار می‌کنی؟

428
00:26:07,906 --> 00:26:11,624
آخه من خانواده‌ـت هستم ، نه؟

429
00:26:11,626 --> 00:26:14,827
چرا این سِرُم ناچیز باید
همه چیز رو عوض کنه

430
00:26:14,829 --> 00:26:18,631
مگه چیزی جز این حقیقت ساده‌ست که منم
برات مثل بقیه‌ی خانواده‌ـت هستم؟

431
00:26:19,189 --> 00:26:20,688
آره

432
00:26:20,865 --> 00:26:23,465
به نظرم نمی‌تونی با کشتن من کنار بیای

433
00:26:23,496 --> 00:26:25,388
همین الان تحویلش بده

434
00:26:25,390 --> 00:26:28,758
منم این به مبارزه طلبیدنت
رو به عنوان لحظه‌ی ضعفِ

435
00:26:28,760 --> 00:26:31,010
حاصل از عزا می‌بخشم -
خنده‌دارـه -

436
00:26:31,012 --> 00:26:33,179
فکر می‌کردم به‌خاطر بخشیدن خودت
اومدی پیشم

437
00:26:33,181 --> 00:26:35,098
اما اینطوری بیشتر دوست داری ، نه؟

438
00:26:35,100 --> 00:26:37,100
اینکه بهت مدیون باشم

439
00:26:37,102 --> 00:26:39,686
و همه‌ی اون داستان‌های خیالی در مورد
اینکه من عضوی از خانواده‌ـت هستم؟

440
00:26:39,688 --> 00:26:41,688
این فقط وقتی جواب میده
که تو تحت کنترل باشی

441
00:26:41,690 --> 00:26:43,406
«کلاوس مایلکسون»

442
00:26:43,408 --> 00:26:45,575
مثل یه پادشاه سخاوتمند بهشون لبخند میزنه

443
00:26:45,577 --> 00:26:47,527
کسی که به همه‌ی افراد تحت سلطه‌ـش
از خودش بخشش نشون میده

444
00:26:47,529 --> 00:26:52,332
اما با اینحال بازم باید
پادشاه باشی ، مگه نه؟

445
00:26:53,618 --> 00:26:55,668
اما خصوصیت مشترکی که
...همه‌ی پادشاه‌ها دارن

446
00:26:57,038 --> 00:26:59,872
آخرش همه‌شون سقوط می‌کنن

447
00:26:59,874 --> 00:27:01,457
«حتی تو «کلاوس

448
00:27:25,253 --> 00:27:27,821
خب ، هیچ مهمونی
مهمونی قبرستونی نمیشه

449
00:27:28,350 --> 00:27:29,923
آوردیش؟ -
آره -

450
00:27:31,258 --> 00:27:33,008
«موسیقی مورد علاقه‌ی «دِوینا

451
00:27:36,230 --> 00:27:40,316
خب ، دقیقاً خون‌آشام‌های اصیل
چطوری برزخ جادوگرها میرن؟

452
00:27:40,470 --> 00:27:42,117
من به عنوان یه جادوگر مُردم

453
00:27:42,119 --> 00:27:44,103
چند ماه اونجا گذروندم . نیاکان هم من رو

454
00:27:44,105 --> 00:27:45,487
حبس کردن و عذابم دادن

455
00:27:46,405 --> 00:27:50,108
وقتی بریم اونطرف توی
خاک دشمن خواهیم بود

456
00:27:50,138 --> 00:27:52,317
باید سریع اقدام کنیم تا «دِوینا» رو جادو کنیم

457
00:27:52,347 --> 00:27:53,562
و بمب رو جاگذاری کنیم

458
00:27:53,564 --> 00:27:56,599
وگرنه نیاکان هردومون
رو از پا درمیارن

459
00:27:57,166 --> 00:28:00,953
باشه . خب ، شاید بهتر باشه
کاری کنیم این اتفاق نیوفته

460
00:28:03,550 --> 00:28:05,090
جداً؟

461
00:28:05,092 --> 00:28:06,291
شوکران؟

462
00:28:06,293 --> 00:28:07,343
سنتی

463
00:28:07,807 --> 00:28:09,878
یه‌کم احترام خوب چیزیه

464
00:28:45,299 --> 00:28:46,665
زود اون رو بهم بده

465
00:28:46,667 --> 00:28:49,167
«دوباره ازت نمی‌خوام «مارسلوس

466
00:28:49,169 --> 00:28:54,278
اسم من «مارسل»ـه
و هیچی بهت نمیدم

467
00:28:54,308 --> 00:28:57,226
نمی‌تونم اجازه بدم به‌خاطر تو
خانواده‌ام نابود بشه

468
00:28:57,228 --> 00:28:59,144
خانواده‌ی تو...درسته

469
00:28:59,146 --> 00:29:00,018
ممنون که گفتی

470
00:29:00,048 --> 00:29:01,497
کلاوس» ، «مارسل» بهمون خیانت می‌کنه»

471
00:29:01,499 --> 00:29:03,416
با چشم‌های خودم دیدمش

472
00:29:03,418 --> 00:29:05,178
من بهتون خیانت کنم؟

473
00:29:05,208 --> 00:29:08,469
من کمک‌تون رو خواستم
و التماس‌تون کردم

474
00:29:08,499 --> 00:29:10,689
اما شماها «دِوینا» رو ول کردین بپوسه

475
00:29:10,691 --> 00:29:13,692
تو «لوشِن» رو از پا درآوردی
چون داشت میومد سراغت

476
00:29:13,694 --> 00:29:15,369
سراغ خانواده‌ـت اما مسئله اینجاست که

477
00:29:15,399 --> 00:29:17,952
خودت «لوشِن» رو به‌وجود آوردی

478
00:29:17,982 --> 00:29:21,255
تو تبدیلش کردی . بهش یاد دادی
و بعد تنهاش گذاشتی

479
00:29:21,285 --> 00:29:22,751
الانم «لوشِن» رو مقصر میدونی

480
00:29:22,753 --> 00:29:25,078
چون از نظرت همیشه تقصیر یه نفر دیگه‌ست

481
00:29:25,108 --> 00:29:28,507
اما شاید تو جنایتکار داستانش بوده باشی

482
00:29:28,975 --> 00:29:32,183
هر چی نباشه راه و رسمِ
خاندان «مایکلسون» اینه ، نه؟

483
00:29:32,646 --> 00:29:37,049
بکشین . چلاق کنین . شکنجه کنین
همه‌ـش هم به بهونه‌ی خانواده

484
00:29:37,679 --> 00:29:41,169
همیشه و تا ابد

485
00:29:41,171 --> 00:29:43,672
قبلاً این عهد رو تحسین می‌کردم

486
00:29:45,426 --> 00:29:49,845
اون چیزی رو که ازم گرفته شده بود رو
بهم برگردوند

487
00:29:51,148 --> 00:29:53,982
ایمان به عزیزانم

488
00:29:56,020 --> 00:29:57,486
چه احمقی بودم

489
00:30:02,360 --> 00:30:07,379
همیشه و تا ابد فقط یه بهونه‌
برای کاری که می‌خوای هستش

490
00:30:10,168 --> 00:30:15,087
شاید وقتشه یه نفر به
این قائله فیصله بده

491
00:30:15,089 --> 00:30:17,640
تو در شُرُف تصمیم خطرناکی هستی

492
00:30:22,930 --> 00:30:25,981
ازت می‌خوام عاقلانه انتخاب کنی

493
00:30:31,989 --> 00:30:33,439
عاقلانه‌ست

494
00:30:41,115 --> 00:30:43,449
«تو نمی‌تونی جلوم رو بگیری «کلاوس

495
00:30:43,451 --> 00:30:46,619
فقط می‌خوام نزارم پات رو از خطی
فراتر بزاری که حتماً پیشیمون میشی

496
00:30:46,621 --> 00:30:49,505
نه . می‌خوای چیزهای باارزشت
در تصرف خودت باشن

497
00:30:49,507 --> 00:30:50,789
متوجه نیستی؟

498
00:30:50,791 --> 00:30:54,543
«به هر قیمتی که شده باشه «کلاوس
راهی برای صدمه زدن به تو پیدا می‌کنم

499
00:30:56,130 --> 00:30:59,431
تا وقتی که من زنده باشم
هیچ‌وقت در امنیت نخواهی بود

500
00:31:00,801 --> 00:31:02,772
هر چقدر می‌خوای من رو خانواده‌ـت صدا کن

501
00:31:02,802 --> 00:31:04,453
اما من از دوست تو بودن خسته شدم

502
00:31:04,455 --> 00:31:07,789
...از امروز به بعد چیزی جز بدترین

503
00:31:17,718 --> 00:31:19,267
نه

504
00:31:39,917 --> 00:31:41,240
خیلی‌خب

505
00:31:55,808 --> 00:31:57,390
کول»؟»

506
00:31:58,143 --> 00:31:59,646
«دِوینا» -
درد داره -

507
00:32:00,997 --> 00:32:02,796
میدونستم که صدام رو می‌شنوی

508
00:32:02,798 --> 00:32:04,999
من اینجام عشقم . گوشم با توئه

509
00:32:13,843 --> 00:32:15,593
آب بردش

510
00:32:17,847 --> 00:32:19,430
نیکلاوس» ، الهام «فِرِیا» رو دیدم»

511
00:32:19,432 --> 00:32:20,814
چی‌کار کردی؟

512
00:32:23,064 --> 00:32:24,602
می‌تونستم آرومش کنم

513
00:32:24,604 --> 00:32:27,021
...می‌تونستم -
می‌تونستی چی‌کار کنی؟ -

514
00:32:28,357 --> 00:32:31,358
می‌تونستی انقراض خانواده‌مون
رو به دست «مارسل جرارد» ببینی

515
00:32:31,360 --> 00:32:33,410
اون یکی از خودمون بود

516
00:32:34,589 --> 00:32:36,997
اون از ما نفرت داشت

517
00:32:36,999 --> 00:32:40,618
بله . دوست‌مون بود
بله . خانواده‌مون بود

518
00:32:40,620 --> 00:32:43,787
لحظه‌ای که «دِوینا کِلِیر» مُرد
اون دشمن‌مون شد

519
00:32:43,789 --> 00:32:45,956
و صدالبته یه دشمن سرسخت و قوی

520
00:32:45,958 --> 00:32:47,958
اون رئیس «استریکس» بود

521
00:32:47,960 --> 00:32:49,593
امانت‌دار همه‌ی اسرارمون بود

522
00:32:49,595 --> 00:32:52,763
«و بعدش «نیکلاوس
ما بهش خیانت کردیم

523
00:32:55,217 --> 00:32:58,052
چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

524
00:33:04,977 --> 00:33:08,112
واقعاً این حرف رو باور داری؟

525
00:33:17,790 --> 00:33:19,707
شروع کنیم

526
00:33:20,743 --> 00:33:22,660
«تو به اندازه کافی زحمت کشیدی «وینسنت

527
00:33:23,133 --> 00:33:24,712
باید بری

528
00:33:25,672 --> 00:33:27,247
دِوینا» ، نمی‌تونم که همینجوری برم»

529
00:33:27,249 --> 00:33:29,805
وقتی تموم بشه نیاکان ارتباطشون قطع میشه

530
00:33:31,171 --> 00:33:33,337
این شروعی تازه برای جادوگرها میشه

531
00:33:33,339 --> 00:33:34,471
اونا کسی رو لازم دارن
که رهبری‌شون کنه

532
00:33:34,473 --> 00:33:35,422
...دِوینا» ، من نمیزارم»

533
00:33:35,424 --> 00:33:36,640
«وینسنت»

534
00:33:38,678 --> 00:33:41,312
هیچ انتخابی نداری

535
00:33:58,253 --> 00:33:59,780
«آلایژا»

536
00:34:13,224 --> 00:34:15,379
من رو ببخش

537
00:34:15,381 --> 00:34:17,047
چی شده؟

538
00:34:19,069 --> 00:34:20,684
خواهش می‌کنم بگو

539
00:34:23,392 --> 00:34:24,638
مربوط به «مارسل»ـه

540
00:34:30,062 --> 00:34:31,362
جونش رو گرفتم

541
00:34:50,132 --> 00:34:52,466
«دِوینا» -
میشه یه لطفی بهم بکنی؟ -

542
00:34:53,719 --> 00:34:55,836
میشه به «جاش» بگی ناراحت نباشه؟

543
00:34:55,838 --> 00:34:59,173
بهش بگو که یه دوست خیلی خوب
از سرم هم زیادیه

544
00:34:59,608 --> 00:35:01,642
و اینکه بیشتر مردم این رو درک نمی‌کنن

545
00:35:02,337 --> 00:35:06,847
و به «مارسل» بگو که به‌خاطر
خانواده‌ام بودنش ممنونم

546
00:35:06,849 --> 00:35:10,317
همه‌ی حرفات رو به هردوشون میگم

547
00:35:11,294 --> 00:35:12,295
باشه

548
00:35:15,908 --> 00:35:17,324
نمیدونم چطور ازت خدافظی کنم

549
00:35:20,079 --> 00:35:22,746
دفعه‌ی اولی که دیدمت رو یادته؟

550
00:35:22,748 --> 00:35:24,632
توی مغازه‌ی نوارفروشی

551
00:35:24,634 --> 00:35:26,217
نه . قبل از اون‌موقع بود

552
00:35:28,054 --> 00:35:31,422
«قرن‌ها مُرده بودم «دِوینا

553
00:35:32,065 --> 00:35:33,507
و وقتی به‌هوش اومدم

554
00:35:33,509 --> 00:35:38,012
یه عالمه ناراحتی و مشکل خانوادگی
در جسمی که نمی‌شناختم داشتم

555
00:35:38,014 --> 00:35:41,148
خشمی که نمی‌تونستم کنترلش کنم

556
00:35:41,150 --> 00:35:47,771
اما اون شب دیدمت که کلیسا رو
با اون حالت چهره ترک کردی

557
00:35:47,773 --> 00:35:50,608
انگار بار کل دنیا روی شونه‌هات بود

558
00:35:51,073 --> 00:35:54,245
تو به صورت گذرا دستی
به گل‌های پژمرده کشیدی

559
00:35:54,247 --> 00:35:56,163
و بعدش دست نگه داشتی

560
00:35:56,165 --> 00:35:57,665
اطرافت رو نگاه کردی

561
00:35:57,667 --> 00:36:01,835
و اون گل‌ها رو با جادوت
زنده و شاداب کردی

562
00:36:02,414 --> 00:36:04,038
تو لبخند زدی

563
00:36:04,040 --> 00:36:07,541
و یه چیزی در وجودم باز شد

564
00:36:07,940 --> 00:36:10,544
«قرن‌ها مرده بودم «دِوینا کِلِیر

565
00:36:11,017 --> 00:36:14,965
و فقط اون‌موقع بود که
دوباره احساس زنده بودن کردم

566
00:36:24,694 --> 00:36:26,694
دوست‌ـت دارم

567
00:36:36,322 --> 00:36:37,655
منم دوست‌ـت دارم

568
00:37:02,014 --> 00:37:03,430
بچه‌ها؟

569
00:37:03,432 --> 00:37:04,648
کاملاً مطمئنم که علامت‌مونه

570
00:37:11,741 --> 00:37:13,991
«اونا رو بفرست جهنم «دِوینا کِلِیر

571
00:37:45,375 --> 00:37:47,042
به گمونم «آلایژا» بهت گفته

572
00:37:47,891 --> 00:37:50,462
پس درک می‌کنی که چرا ترجیح میدم
تنها باشم

573
00:37:51,330 --> 00:37:52,960
«اون خیلی ناراحت شده «کلاوس

574
00:37:52,990 --> 00:37:53,965
بیشتر از اونی که بدونی

575
00:37:53,967 --> 00:37:55,967
اگه قلب دخترمون رو از بدنش می‌کشید بیرون

576
00:37:55,969 --> 00:37:58,869
بازم ازش دفاع می‌کردی؟ -
هوپ» رو مثال نزن» -

577
00:37:59,475 --> 00:38:01,139
مارسل» برام مثل یه پسر بود»

578
00:38:05,243 --> 00:38:08,251
فِرِیا» نشونم داد که «آلایژا» چی دیده»

579
00:38:08,281 --> 00:38:10,698
پیشگویی 1بار هم اشتباه درنیومده

580
00:38:10,700 --> 00:38:12,906
کلاوس» ، بعد از همه‌ی»
زحمت‌هایی که کشیدی

581
00:38:12,936 --> 00:38:15,125
همه‌ی آدمایی که تهدید کردی
شکنجه دادی . کشتی

582
00:38:15,155 --> 00:38:17,072
با اون‌همه درد و رنجی که
باعث شدی متحمل بشه

583
00:38:17,074 --> 00:38:18,924
همیشه تو رو بخشیده

584
00:38:19,895 --> 00:38:22,160
تو هم باید اون رو ببخشی

585
00:38:30,754 --> 00:38:32,554
مثل «کمیل» حرف میزنی

586
00:38:59,783 --> 00:39:02,200
اینطور در نظر می‌گیرم که نقشه‌ـت جواب داده

587
00:39:04,539 --> 00:39:06,454
آره

588
00:39:06,456 --> 00:39:08,924
ارتباط نیاکان قطع شده

589
00:39:08,926 --> 00:39:10,458
الان آزادیم

590
00:39:10,460 --> 00:39:13,896
الان هم باید اوضاع رو درست کنم

591
00:39:14,790 --> 00:39:16,040
ببین پسر

592
00:39:16,486 --> 00:39:17,782
بدون تو نمی‌تونستم موفق بشم پسر

593
00:39:17,784 --> 00:39:18,916
ممنون

594
00:39:18,918 --> 00:39:19,918
آره

595
00:39:21,921 --> 00:39:26,007
میدونی ، ماه‌ها احساس می‌کردم
دارم عقلم رو از دست میدم

596
00:39:27,323 --> 00:39:30,545
انگار بیرون یه چیزی توی تاریکی وجود داشت

597
00:39:30,547 --> 00:39:34,432
و انتظارم رو می‌کشید

598
00:39:34,434 --> 00:39:36,461
خیال می‌کردم همه‌ـش ساخته‌ی ذهنمه

599
00:39:36,491 --> 00:39:37,908
نه

600
00:39:40,023 --> 00:39:42,223
«ممنون «وینسنت

601
00:39:42,225 --> 00:39:44,892
بیخیال پسر -
ممنون که واسه حقیقت بهم اعتماد کردی -

602
00:39:46,995 --> 00:39:48,195
خب دیگه

603
00:40:00,877 --> 00:40:04,162
«این تنها راه تضمینش بود «آلایژا

604
00:40:05,598 --> 00:40:07,248
«و «کلاوس

605
00:40:07,250 --> 00:40:10,218
به نظرم بخشی از وجودش
این موضوع رو درک می‌کنه

606
00:40:11,308 --> 00:40:14,088
اما مهم‌تر از همه اینه که خودت رو ببخشی

607
00:40:50,927 --> 00:40:53,977
وقتی مشکلات می‌آیند"
"تک‌تک نمی‌آیند

608
00:40:55,467 --> 00:40:58,266
"دسته دسته می‌آیند"

609
00:40:59,886 --> 00:41:00,886
«هملت»

610
00:41:01,855 --> 00:41:04,639
به «مارسل» یاد دادیم اینطوری بخونه

611
00:41:05,405 --> 00:41:06,724
چه عالی

612
00:41:06,726 --> 00:41:08,276
...خب ، اون الان اینجا نیست پس

613
00:41:08,773 --> 00:41:09,773
اون مرده

614
00:41:19,891 --> 00:41:21,956
سِرُم

615
00:41:21,958 --> 00:41:24,648
نه . «مارسل» اون رو نخورده

616
00:41:24,678 --> 00:41:26,644
به‌خاطر من بود

617
00:41:26,646 --> 00:41:28,596
...نه . اگه متقاعدش نمی‌کردم که صبر

618
00:41:28,598 --> 00:41:31,099
نه . واقعاً فکر می‌کنی اینطوریه؟

619
00:41:31,101 --> 00:41:34,268
«تو اینطور فکر می‌کنی چون «مارسل
می‌خواست اینطوری فکر کنن

620
00:41:38,215 --> 00:41:41,531
خب ، حقیقت اینه که «مارسل» سِرُم رو
همون موقع که بهش پیشنهاد کردم خورد

621
00:41:41,561 --> 00:41:43,444
حتی تردید هم نکرد

622
00:41:46,316 --> 00:41:48,783
پس اگه «مایکلسون»‌ها فکر می‌کنن
...اون مرده

623
00:41:50,236 --> 00:41:52,270
بدجور سوپرایز میشن

624
00:41:53,100 --> 00:41:54,100
مترجمین : مــعــیــن و رضــا

625
00:41:55,100 --> 00:42:31,100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
