WEBVTT

00:01.225 --> 00:02.695
پیش از این در
"The Originals"

00:02.725 --> 00:06.348
اگه این پیشگویی کامل بشه
همه‌تون خواهید مُرد

00:06.378 --> 00:08.404
یکی توسط دوست
یکی توسط دشمن

00:08.434 --> 00:10.418
و یکی به دست خانواده

00:10.448 --> 00:13.583
این من رو تبدیل به
یه چیز جدید کرد

00:13.585 --> 00:16.207
گاز من کُشنده‌ست

00:16.237 --> 00:17.275
چرا این‌کار رو می‌کنی؟

00:17.305 --> 00:19.596
نیک» عشق زندگیم رو دزدید»

00:20.046 --> 00:22.642
من واقعاً دوست‌ـت دارم . میدونی؟

00:22.962 --> 00:24.777
تو رو با خودم به دوش می‌کشم

00:25.218 --> 00:27.536
گمونم اینطوری جاودانه میشم

00:28.733 --> 00:31.084
وقتی «کمی» بمیره اون از
من کینه به دل می‌گیره

00:31.086 --> 00:33.002
ولی من کارش رو تموم می‌کنم

00:33.872 --> 00:35.905
نیاکان دارن این بلا رو سرت میارن

00:38.270 --> 00:39.542
کول»؟»

01:12.711 --> 01:14.460
اینجا چی‌کار می‌کنی؟

01:36.134 --> 01:38.217
نیاکان داشتن کنترلم می‌کردن

01:38.219 --> 01:40.479
عقلم رو از دست داده بودم

01:40.559 --> 01:42.723
من هیچ‌وقت بهش صدمه نمیزدم

01:43.375 --> 01:45.375
سعی کردم جلوش رو بگیرم

01:45.577 --> 01:47.299
مجبورش کردم بهم خنجر بزنه

01:47.329 --> 01:48.878
هیچ‌کدوم جواب نداد

02:10.348 --> 02:12.710
من عاشقش بودم

02:13.066 --> 02:14.551
قسم می‌خورم عاشقش بودم

02:27.970 --> 02:29.275
بلند شو

02:31.505 --> 02:33.305
بلند شو

02:34.592 --> 02:36.114
اینجا «نیو اورلانز» ـه

02:36.144 --> 02:38.277
روح جادوگرها رو میشه
از مرگ برگردوند

02:38.279 --> 02:41.230
پس دقیقاً همین کار رو می‌کنیم

02:42.567 --> 02:45.318
ما قراره اون رو برگردونیم

02:45.500 --> 02:50.400
"The Originals"
فصل 3
قسمت 20 : جایی که هیچ چیز دفن شده باقی نمی‌ماند

02:51.400 --> 02:52.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:53.400 --> 02:58.400
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:59.733 --> 03:02.156
آوردیش؟

03:02.186 --> 03:04.120
جک» هر چی که پدرت راجبه»
گرگینه‌های باستانی

03:04.150 --> 03:05.788
بهش گفته بود رو یادداشت کرد

03:06.340 --> 03:07.178
من خوندمش

03:07.203 --> 03:10.999
ولی فکر نمی‌کنم چیزی توش باشه
که به کشتن «لوشِن» کمک کنه

03:11.029 --> 03:13.000
خودم یه نگاهش بهش میندازم

03:13.030 --> 03:14.619
تو می‌تونی بری

03:15.367 --> 03:19.567
کلاوس» ، فکر کنم باید»
یه کاری برای جسد بکنیم

03:19.597 --> 03:21.887
«برای «کمی

03:22.139 --> 03:24.645
میدونم که می‌خواست
براش مراسم تدفین ایرلندی بگیرن

03:24.675 --> 03:26.297
من می‌تونم قول و قرارهاش رو بذارم

03:26.327 --> 03:28.944
مهم نیست اون چی می‌خواست

03:28.946 --> 03:30.451
اون دیگه مُرده

03:30.481 --> 03:32.682
واسه نوحه‌سرایی وقت نیست

03:32.684 --> 03:34.400
ما داخل جنگیم

03:35.472 --> 03:36.936
آره

03:36.938 --> 03:38.521
باشه

03:49.016 --> 03:51.433
«خبرهای خوب «فِرِیا
گمونم یه طلسم پیدا کردم که

03:51.435 --> 03:53.769
تمام سِرُمی که «آرورا» خورده رو
کنار هم جمع کنیم

03:53.771 --> 03:55.554
فقط یه مقدار زمان می‌بره

03:55.556 --> 03:57.139
ولی اگه بتونم سِرُم رو
تو قلبش متمرکز کنم

03:57.141 --> 03:58.891
می‌تونیم با این بکشیمش بیرون

03:58.893 --> 04:01.110
نابودش کنیم و مطمئن بشیم
که دیگه از این هیولاهای نَمُردنی

04:01.112 --> 04:03.229
روی دستمون نیستن -
خوبه -

04:03.231 --> 04:07.066
تا اون‌موقع گمونم بتونم بلاخره
راه کشتن «لوشِن» رو پیدا کنم

04:07.068 --> 04:09.201
مادرم 1بار سعی کرد

04:09.203 --> 04:12.488
با برعکس کردن طلسم خون‌آشام
اصیل خواهر و برادرهام رو بکشه

04:12.490 --> 04:13.989
و با توجه به کتاب طلسم‌هاش

04:13.991 --> 04:15.541
فقط جادوگری که طلسم رو اجرا کرده
می‌تونه باطلش کنه

04:15.543 --> 04:17.827
تو سِرُم رو درست کردی
پس باتوجه به حرف مادرم

04:17.829 --> 04:20.162
می‌تونی دوباره «لوشِن» رو تبدیل کنی

04:20.164 --> 04:21.664
و بعدش «کلاوس» می‌تونه قلبش رو
از سینه‌ـش بکشه بیرون

04:21.666 --> 04:23.465
فِرِیا» ، این قدرت من نبود»
که اون طلسم رو اجرا کرد

04:23.467 --> 04:27.336
نیاکان از من به عنوان یه مجرا
برای انجام اون جادوی بد استفاده کردن

04:27.338 --> 04:29.922
که اونم فقط ارواح بهش دسترسی دارن

04:30.925 --> 04:34.510
متأسفم ولی هیچ آدم زنده‌ای
نمی‌تونه انجامش بده

04:38.349 --> 04:40.482
مارسل» همه‌ـش داره زنگ میزنه»

04:40.484 --> 04:42.184
خیلی‌خب ، من برمیگردم

04:47.450 --> 04:48.558
مشکلی پیش اومده؟

04:48.588 --> 04:50.026
یه تار از موهات لازم دارم

04:50.028 --> 04:52.061
دارم روی یه سیستم هشدار دهنده کار می‌کنم

04:52.063 --> 04:55.565
«تمام نیاکان جادوگرهای «نیو اورلانز
طرف «لوشِن» هستن

04:55.567 --> 04:57.733
اگه سعی کردن با جادو
مزاحم هر کدوم شما بشن

04:57.735 --> 04:59.637
باید خبردار بشم

04:59.667 --> 05:01.571
فِرِیا» ، وقتی گفتیم آدم شرور»
رنگ آسایش نمی‌بینه

05:01.573 --> 05:04.290
...مطمئناً ازت انتظار نداشتم که -
من بر ضد جادوگرهایی هستم -

05:04.292 --> 05:05.875
که چند قرنه مُردن و حالا ظاهراً

05:05.877 --> 05:07.543
اونقدر قوی هستن که از
قبرشون هم فراتر برن

05:07.545 --> 05:08.911
و کل شهر رو از اساس به لرزه دربیارن

05:08.913 --> 05:12.798
همه‌شون رو که برگردوندم به جهنم
اون‌وقت آروم می‌گیرم

05:15.753 --> 05:18.087
خب ، باید همین الان تقدیس‌ـش کنیم

05:18.089 --> 05:19.755
اگه نکنیم حتی نمی‌تونیم
واسه برگردوندنش تلاش کنیم

05:19.757 --> 05:21.173
نمی‌تونیم تقدیس‌ـش کنیم

05:21.175 --> 05:22.592
راجبه چه کوفتی حرف میزنی؟

05:22.594 --> 05:24.644
نیاکان از «دِوینا» متنفرن

05:24.646 --> 05:28.314
اگه تقدیس‌ـش کنیم توی قلمروی اونا
بیدار میشه و اونا نابودش می‌کنن

05:28.316 --> 05:30.516
اگه این‌کار رو نکنیم دیگه
هیچ‌وقت اون رو نمی‌بینیم

05:30.518 --> 05:32.735
باشه . کافیه ، خب؟

05:32.737 --> 05:33.840
ما همه می‌خوایم کمکش کنیم

05:33.870 --> 05:36.739
پس باید مطمئن بشیم که تقدیس بشه
ولی باید جاش امن باش

05:36.741 --> 05:39.108
پس باید یه جایی بذاریمش
که ازش محافظت بشه

05:39.110 --> 05:40.192
بعد می‌تونیم احیاش کنیم

05:41.946 --> 05:44.113
و واسه این‌کار انرژی زیادی لازمه

05:44.115 --> 05:46.866
و قدرت من دیگه مثل سابق که
هنوز طَرد نشده بودم نیست

05:48.837 --> 05:49.952
خیلی‌خب ، «فِرِیا» رو لازم داریم

05:49.954 --> 05:51.621
به خیالت خانواده‌ی من کمک می‌کنن؟

05:51.623 --> 05:53.172
نیک» از «دِوینا» متنفره»

05:53.639 --> 05:54.940
فِرِیا» هم ازش سرپیچی نمی‌کنه»

05:54.942 --> 05:57.660
اگه به‌خاطر خانواده‌ی شما نبود
این اتفاق نمیفتاد

05:58.964 --> 06:02.281
بدنش رو آماده کنید . دنبالم بیاید

06:03.389 --> 06:04.950
تو چی فکر می‌کنی «ون»؟

06:04.952 --> 06:07.620
مطمئناً متوجه‌ای که خون‌آشام بودن
مزیت‌های خودش رو داره

06:07.622 --> 06:09.255
واسه موتورسواری لازم نیست صف وایسی

06:09.257 --> 06:11.957
خماری هم نداره . این عضلات شکمم
وقتی اون‌موقع‌ها کارگر بودم زدم

06:11.959 --> 06:14.261
و پوست یه خانم خونه‌دار واقعی

06:14.291 --> 06:15.878
و می‌تونم کاملاً به‌طور لفظی

06:15.880 --> 06:18.430
بشنوم که چشات داره
سرتاسر اتاق می‌چرخه

06:18.432 --> 06:20.850
حوصله‌ات رو سر بردم؟ -
نه -

06:20.852 --> 06:22.802
فقط برام سواله که چرا گفتی
دوستات من رو بیارن اینجا

06:22.804 --> 06:24.470
اگه فقط قرار بود
جواهرات مردونه بخری

06:24.472 --> 06:27.306
خواستم بیای اینجا که من رو
در جریان پیشرفت کار قرار بدی

06:27.909 --> 06:29.308
چون هنوز منتظرم

06:29.310 --> 06:31.977
که یه کاری کنی بتونم
وارد خونه‌ی «مایکلسون»ها بشم

06:31.979 --> 06:33.813
این جادو نیست که نمیذاره واردش بشی

06:33.815 --> 06:34.980
واسه اونجا سند زدن

06:34.982 --> 06:36.315
خونه رو به اسم خواهرشون کردن

06:36.317 --> 06:38.367
نمی‌تونی وارد بشی
مگه اینکه دعوت‌ـت کنه

06:41.205 --> 06:44.039
شاید از یه راه دیگه بتونم
بکشونمش بیرون

06:44.041 --> 06:47.042
اگه کشتن دوست‌دخترش
باعث نشد از خونه بیاد بیرون

06:47.044 --> 06:48.160
نمیدونم چی باعث میشه بیاد بیرون

06:48.350 --> 06:49.350
من میدونم

06:50.746 --> 06:53.582
می‌خوام اون یکی خواهرش رو بکشم

06:57.705 --> 06:59.288
این یه جنگه

06:59.290 --> 07:01.991
لطفاً درک کن . من از این شرایط متنفرم

07:01.993 --> 07:03.766
نه . جواب‌ـت غلط بود -
نه ، نه ، نه -

07:03.796 --> 07:05.711
میدونم این یه جنگه

07:05.713 --> 07:07.563
ولی من خیلی از دوستام
رو از دست دادم

07:08.152 --> 07:11.333
امروز من به کمکتون احتیاج دارم

07:12.630 --> 07:14.370
پس کمکت می‌کنیم

07:17.987 --> 07:19.280
«بیا «کول

07:19.310 --> 07:21.727
بریم تر و تمیزت کنیم

07:28.686 --> 07:30.235
ممنون

07:34.082 --> 07:36.408
بابام قدیما بهمون می‌گفت که نیاکان

07:36.410 --> 07:41.864
همیشه هستن که یه جای امن بعد
از پایان زندگی سخت بهمون بدن

07:43.032 --> 07:48.420
ولی اگه اونا برای
...کشتن تو و «کمی» مسئول‌ـن

07:50.469 --> 07:52.207
نمیدونم

07:54.261 --> 07:56.845
شاید مرگ یه بلایی سرمون میاره

07:58.349 --> 08:01.300
ما رو به یه چیز بد و زشت تبدیل می‌کنه

08:12.279 --> 08:14.646
این اتفاق برای تو نمیفته

08:17.551 --> 08:20.418
ما تو رو به خونه برمیگردونیم

08:20.920 --> 08:22.984
من روح «دِوینا» رو داخل یه حلقه می‌کشونم

08:23.014 --> 08:25.997
تا وقتی که اونجا باشه
نیاکان نمی‌تونن اذیتش کنن

08:26.027 --> 08:26.819
با این امید که

08:26.849 --> 08:29.646
تا یه راهی برای احیا کردنش پیدا کنید
...براتون زمان بخرم ولی

08:29.931 --> 08:32.848
اگه بخوام طلسم رو نگه دارم
باید از یه اصیل انرژی بگیرم

08:32.850 --> 08:34.266
خب ، من رو ببر . هر کاری که
می‌خوای باهام انجام بده

08:34.268 --> 08:38.020
اگه اینطوری اون در امان می‌مونه -
نه . تو توسط جادوی نیاکان آسیب دیدی -

08:38.022 --> 08:41.273
کلاوس» ، «آلایژا»...سنگ ، کاغذ ، قیچی»

08:46.046 --> 08:48.580
این نمی‌تونه خوب باشه

08:50.501 --> 08:52.551
سیستم هشدار دهنده‌ی من

08:52.581 --> 08:53.769
«گمونم یه جادوگر «نیو اورلانز

08:53.771 --> 08:54.992
داره سعی می‌کنه
مزاحم یکی از شماها بشه

08:55.022 --> 08:57.678
نماینده‌ی جدید جادوگرها
گوش به فرمان «لوشِن»ـه

08:57.708 --> 08:59.791
داره میاد دنبال من

09:04.882 --> 09:06.632
نه

09:08.330 --> 09:11.103
«داره میره دنبال «ربکا

09:22.722 --> 09:24.728
لوشِن» فکر می‌کرد که کشتن»
کمی» من رو تحریک می‌کنه»

09:24.758 --> 09:26.395
که با یه مأموریت خودکشی به دامش یوفتم

09:26.397 --> 09:28.264
وقتی نتونست تصمیم گرفت
«بره سراغ «ربکا

09:28.266 --> 09:29.648
داره به لونه‌ی زنبور سرخ لگد میزنه

09:29.650 --> 09:31.934
تا دیگه چاره‌ای به جز
روبرو شدن باهاش نداشته باشیم

09:31.936 --> 09:34.437
احتمالاً اون هنوز فکر می‌کنه
که «ربکا» ته اقیانوسه

09:34.439 --> 09:35.855
من همه‌ی ما رو مخفی کردم
ولی وقتی که نیاکان

09:35.857 --> 09:37.656
واسه «لوشِن» کار می‌کنن
شاید یه‌کم طول بکشه

09:37.658 --> 09:39.558
ولی اگه بخواد «ربکا» رو پیدا کنه
پیداش می‌کنه

09:39.560 --> 09:40.392
من میرم بیارمش

09:40.394 --> 09:41.360
اون بیرون امن نیست

09:41.362 --> 09:42.528
پس چی‌کار کنیم؟

09:42.530 --> 09:43.996
باید بشینیم اینجا و ورق‌بازی کنیم

09:43.998 --> 09:47.046
تا «لوشِن» جنازه‌ی گاز گرفته‌ی «ربکا» رو
بیاره بندازه وسط راهرو؟

09:47.076 --> 09:48.367
بذارید من برم

09:48.369 --> 09:49.668
من جاش رو عوض کردم

09:50.838 --> 09:52.204
چیه؟ زیاد غافلگیر نشو

09:52.206 --> 09:53.289
من هیچ‌وقت خوشم نمیومد
که شما 2تا باهم راز درمیون بذارید

09:53.291 --> 09:54.457
بگو اون کجاست

09:54.459 --> 09:57.626
مگه اینکه بخوای اینجا بمونم
و خواهرمون رو کاملاً بی‌دفاع رها کنم

09:57.628 --> 10:01.630
می‌خوام که نذاری «کول» از فقدانی
که منم تجربه کردم رنج ببره

10:04.302 --> 10:06.886
لوشِن» سزاوار خشم همه‌ی ماست»

10:06.888 --> 10:09.138
امروز شکایت‌ها رو به تعویق میندازیم

10:22.412 --> 10:23.235
جون من؟

10:23.237 --> 10:24.992
ببین «کلاوس» ، جفتمون میدونیم که
قراره آخرش چی بشه

10:25.022 --> 10:26.689
تو قراره بهم بگی که نمی‌تونم بیام

10:26.691 --> 10:28.574
و من قراره بهت بگم که
منم «ربکا» رو دوست دارم

10:28.576 --> 10:30.409
بعدشم قراره بگی من سرعت‌ـت رو کم می‌کنم

10:30.411 --> 10:32.077
و منم قراره یادت بندازم که
تو همونی هستی

10:32.079 --> 10:33.696
طلسمم کردی تا 6 ماه
یه گرگینه باشم

10:33.698 --> 10:36.467
و بنابراین من وجب به وجب
کنار رودخونه رو می‌شناسم

10:36.497 --> 10:37.916
حالا اگه نمی‌خوای به‌خاطر

10:37.918 --> 10:40.669
یه مامان‌بزرگ عصبانی
با تفنگ شکاری دیر کنی

10:40.671 --> 10:42.955
باید فقط قبول کنی که لازمم داری

10:45.426 --> 10:46.759
من رانندگی می‌کنم

10:55.820 --> 10:57.369
«فِرِیا»

10:58.706 --> 11:00.155
می‌خوام این‌کار عملی بشه

11:00.157 --> 11:01.707
نگران نباش برادر

11:01.709 --> 11:04.210
من تو طلسم‌های ساعت 11 تخصص دارم

11:05.913 --> 11:08.297
به «وینسنت» بگو تقدیس رو شروع کنه

11:28.936 --> 11:32.438
خب بچه جون ، به‌زودی می‌بینمت

11:49.774 --> 11:52.291
«نه . «کول

12:08.559 --> 12:11.060
«ما منتظرت بودیم «دِوینا

12:26.718 --> 12:31.313
یه نقشه‌هایی برات داریم

12:42.026 --> 12:46.111
دیگه هیچی ازت باقی نخواهد موند

13:11.272 --> 13:13.806
هر کاری که کردین ممنونم

13:39.216 --> 13:41.216
کلاوس» ، میدونم عصبانی هستی»

13:41.218 --> 13:42.801
واسه عزاداری سالم به نصیحت

13:42.803 --> 13:44.970
از طرف دختری که قلب
در حال پوسیدن شوهرش رو

13:44.972 --> 13:46.138
تو جعبه نگه میداشت نیاز ندارم

13:46.140 --> 13:47.723
ببین ، من متوجه‌ام

13:47.725 --> 13:49.358
فکر می‌کنی اگه دوباره همون
عوضی ظالم باشی

13:49.360 --> 13:50.609
که قبل از آشنایی با «کمی» بودی

13:50.611 --> 13:51.860
می‌تونی تظاهر کنی که انگار
اون اصلاً وجود نداشته

13:51.862 --> 13:53.111
انگار اون اصلاً تو رو عوض نکرده

13:53.113 --> 13:54.646
«می‌خوای برام دلسوزی کنی «هِیلی

13:54.648 --> 13:56.148
ولی تجربه‌های تو از عزادار بودن
مثل من نیست

13:56.150 --> 13:57.566
شوهرت مُرده

13:57.568 --> 13:59.735
دردناکه ولی هردومون میدونیم کسی که

13:59.737 --> 14:01.987
واقعاً بهش وابستگی داری
هنوز داره نفس می‌کشه

14:01.989 --> 14:04.540
پس من و تو مثل هم نیستیم

14:06.127 --> 14:07.376
چه اتفاقی افتاد؟

14:07.378 --> 14:08.761
چی دیدی؟

14:08.763 --> 14:11.347
«مادر «ون»...«کارا گوئِن

14:11.349 --> 14:13.682
جادوگری که به قتل رسوندم
اونجا بود

14:13.684 --> 14:15.851
سعی کرد روم علامت جادویی بذاره

14:16.252 --> 14:19.367
وقتی این‌کار رو می‌کرد
احساس کردم دارم یخ میزنم

14:20.107 --> 14:22.057
و بعد یه غمگینی غیرممکن

14:23.394 --> 14:25.728
اون یه سنگ سبز تیره داره؟

14:27.148 --> 14:29.398
La Gemme Vital

14:29.400 --> 14:31.400
سنگ نیروی حیات

14:31.402 --> 14:32.618
سعی کردن روی من استفاده‌ـش کنن

14:32.620 --> 14:35.804
ولی روح خون‌آشامیه من اونقدر
آلوده بود که جادوشون اثر نکرد

14:35.806 --> 14:38.473
دِوینا» ، اگه اون موفق شده باشه»
که روت علامت بذاره

14:38.475 --> 14:40.364
روحت تیکه‌تیکه میشه

14:40.394 --> 14:42.227
سرنوشتی بدتر از مرگ

14:42.229 --> 14:43.779
دیگه نمیشه نجات‌ـت داد

14:43.781 --> 14:48.150
اون سنگ بزرگترین
مجازات نیاکان شماست

14:49.870 --> 14:52.121
خب پس خوبه که اون موفق نشد

14:52.123 --> 14:53.322
من همینجام

14:53.324 --> 14:57.910
و تو قراره من رو امروز برگردونی . درسته؟

14:58.996 --> 15:00.996
قسم می‌خورم

15:09.223 --> 15:11.173
وینسنت» ـه»

15:11.175 --> 15:12.508
اون آماده‌ست

15:13.170 --> 15:15.978
به‌زودی جادوی لازم برای
احیای تو رو داریم

15:24.689 --> 15:27.606
گمونم یه راهی برای کشتن «لوشِن» وجود داره

15:27.608 --> 15:29.608
چه راهی؟

15:29.610 --> 15:32.157
«تا وقتی که «دِوینا
بین این 2تا دنیا گیر کرده

15:32.187 --> 15:35.748
می‌تونم ازش به عنوان یه مجرا برای
قدرت گرفتن از نیاکان استفاده کنم

15:35.750 --> 15:37.916
«همون قدرتی که برای ساختن «لوشِن
استفاده کردن

15:37.918 --> 15:41.537
به محض اینکه بدستش بیارم
می‌تونم دوباره «لوشِن» رو قابل کشتن کنم

15:43.249 --> 15:44.801
خب ، مشکل چیه؟

15:46.366 --> 15:47.960
هر چیزی یه بهایی داره

15:49.380 --> 15:54.049
برای گرفتن قدرت از
نیاکان مجبوری بدزدیش

15:54.051 --> 15:57.019
که یعنی برای اینکه
لوشِن» قابل کشتن بشه»

15:57.049 --> 15:58.771
مجبورم از طریق «دِوینا» دریافتش کنم

15:58.773 --> 16:00.606
اونم وقتی که تو دید نیاکان ـه

16:00.608 --> 16:01.857
و برای این‌کار مجبورم

16:01.859 --> 16:03.776
حلقه‌ای رو که ازش
محافظت می‌کنه بشکنم

16:05.396 --> 16:07.730
نمی‌تونیم این‌کار رو بکنیم

16:07.732 --> 16:11.650
فِرِیا» ، این‌کار نابودش می‌کنه» -
«میدونم خطرناکه «آلایژا -

16:12.886 --> 16:14.337
میدونم

16:18.626 --> 16:20.209
پس چه غلطی بکنیم؟

16:28.830 --> 16:31.907
و «فِرِیا» مطمئنه که این قدرت
برای کشتن «لوشِن» کافیه؟

16:32.733 --> 16:33.516
آره

16:33.546 --> 16:35.768
ولی اینطوری «دِوینا» رو
بدجور تو خطر میندازیم

16:36.970 --> 16:38.573
تنها چیزی که ازش در برابر
نیاکان حفاظت می‌کنه

16:38.603 --> 16:39.477
حلقه‌ی «فِرِیا»ست

16:39.507 --> 16:40.498
...حالا اگه شکسته بشه

16:40.640 --> 16:42.591
«اونا تیکه‌تیکه‌ـش می‌کنن «آلایژا
اون فقط یه بچه‌ست

16:42.593 --> 16:44.009
دیگه چه چاره‌ای داریم؟

16:44.011 --> 16:45.060
نه

16:45.196 --> 16:46.083
یه راه دیگه پیدا کنید

16:47.281 --> 16:48.196
اگه «دِوینا» رو از بین ببریم

16:48.198 --> 16:49.898
هم «کول» و هم «مارسل» رو از دست میدیم

16:49.900 --> 16:53.552
من همه رو علیه هم نمی‌کنم
به گشتن ادامه بده برادر

17:05.446 --> 17:07.416
هنوز بدن «ربکا» رو پیدا نکردی؟

17:07.418 --> 17:08.418
نه

17:09.169 --> 17:11.169
اون توی هیچ اقیانوسی دفن نشده

17:12.240 --> 17:15.739
جادوی من میگه که نزدیکه

17:17.428 --> 17:19.645
یه جایی نزدیک رودخونه دفن شده

17:22.797 --> 17:24.900
«امروز کار قشنگی کردی «کلاوس
«برای «دِوینا

17:24.902 --> 17:26.318
کسی که ازش متنفری

17:26.320 --> 17:27.912
یه تصمیم کاملاً استراتژیکی بود

17:27.942 --> 17:28.904
تضمین می‌کنم -
شاید -

17:28.906 --> 17:30.739
«یا شاید میدونستی که «کمی
به «دِوینا» اهمیت میداد

17:30.741 --> 17:33.441
و می‌خواست براش بجنگی

17:34.078 --> 17:36.161
میدونی ، فکر کردم همه چیز رو
به «کمیل» گفتم

17:36.163 --> 17:38.530
هر لحظه‌ی با اهمیت از گذشته‌ام رو

17:38.532 --> 17:40.365
و با اینحال وقتی فقط
چند ساعت از مُردنش می‌گذره

17:40.367 --> 17:42.617
به 1000تا چیز فکر کردم
که یادم رفته بهش بگم

17:42.619 --> 17:44.670
آره . این احساس رو می‌شناسم

17:45.031 --> 17:46.031
واقعاً؟

17:47.041 --> 17:49.341
چون پیشگویی هنوز برقراره

17:49.343 --> 17:52.928
و جاودانگی برادرم به‌نظر میرسه
که به یه تار مو بنده

17:52.930 --> 17:55.797
«باهاش حرف بزن «هِیلی

17:55.799 --> 17:57.516
دست از وقت تلف کردن بردار

18:12.816 --> 18:14.950
چیزهای قشنگی گرفتی

18:14.952 --> 18:16.985
الان چی هستی؟ یه قاتل استخدامی؟

18:18.275 --> 18:22.240
میدونم . میدونم . میدونم
من نباید تو قبرستون باشم

18:22.606 --> 18:25.944
بعد از کاری که نیاکان با «دِوینا» کردن
برام سخته که دور بمونم

18:28.374 --> 18:30.499
چرا اونا «دِوینا» رو هدف گرفتن «ون»؟

18:30.912 --> 18:32.339
اون به جامعه‌ی ما خیانت کرد

18:32.369 --> 18:34.252
نه . این جامعه به خودش خیانت کرد

18:34.254 --> 18:35.754
منظورم اینه که خودت رو ببین

18:36.673 --> 18:38.223
تو نماینده‌ جادوگرهای «نیو اورلانز» هستی

18:38.225 --> 18:40.425
«اون‌وقت داری واسه «لوشِن کَسِل
جادو جمبل می‌کنی

18:40.986 --> 18:44.412
خون‌آشامی که قصدش
نابود کردن این شهره

18:45.182 --> 18:47.132
شرط می‌بندم مامانت
خیلی بهت افتخار می‌کنه

18:49.153 --> 18:52.237
«نیاکان رویای یک «نیو اورلانز
خالی از «مایکلسون»ها رو دارن

18:52.239 --> 18:53.739
لوشِن» وسیله رسیدن به هدفشونه»

18:53.741 --> 18:55.824
و نمیذارن کسی سد راهشون بشه

18:55.826 --> 18:58.944
اونا «دِوینا» رو به‌خاطر
همکاری با خون‌آشام‌ها کشتن

18:58.946 --> 19:00.746
شرط می‌بندم تو نفر بعدی هستی -
«ون» -

19:00.748 --> 19:03.647
روحتم خبر نداره که
تو چه دردسری افتادی پسر

19:03.677 --> 19:04.636
این رو بگو

19:04.666 --> 19:08.120
نیاکان نقشه‌شون رو برات گفتن
یا تو هم مثل بقیه تو باغ نیستی؟

19:08.122 --> 19:09.287
تو چی میدونی؟

19:09.289 --> 19:11.339
«تو طَرد شدی «وینسنت

19:11.341 --> 19:13.291
جادوی تو دیگه با مال من
قابل مقایسه نیست

19:13.293 --> 19:14.926
حالا مراقب باش

19:14.928 --> 19:17.378
چون جادوی من هنوزم خیلی قوی ـه

19:20.634 --> 19:23.969
مخصوصاً وقتی با ضربه‌ی سر همراه بشه

19:32.229 --> 19:35.363
...من خیلی وقته اون رو پس زدم «کلاوس» . اگه

19:37.941 --> 19:39.034
...اگه دوستم نداشته باشه

19:39.036 --> 19:41.036
دوست‌ـت داره

19:48.162 --> 19:49.795
از خودش بپرس

20:01.558 --> 20:03.725
جواب نمیدن

20:03.727 --> 20:06.478
«و «استریکس» گفت که «لوشِن
داره میره سمت رودخونه

20:09.824 --> 20:11.624
اون میدونه «ربکا» کجاست

20:14.354 --> 20:16.822
وقتمون تموم شده

20:17.691 --> 20:19.691
باید تمومش کنیم

20:19.693 --> 20:21.193
تنها راهی که می‌تونم قدرت لازم رو

20:21.195 --> 20:24.830
برای کشتن «لوشِن» بدست بیارم
اینه که از «دِوینا» استفاده کنم

20:30.170 --> 20:33.205
این تقصیر تو یا «کول» نبود

20:33.207 --> 20:36.374
نیاکان از من متنفرن
به‌خاطر تصمیماتی که قبلاً گرفتم

20:36.376 --> 20:38.126
من یه بچه نیستم

20:38.439 --> 20:40.545
در قبال من مسئولیت نداری

20:42.299 --> 20:45.717
عزیزم ، من همیشه در قبال تو مسئولم

20:46.743 --> 20:48.803
باید چی‌کار می‌کردی؟

20:48.805 --> 20:50.860
من رو تو اتاق زیرشیروانی زندانی می‌کردی

20:50.890 --> 20:52.140
و نمیذاشتی کل دنیا نزدیکم بشه؟

20:54.859 --> 20:57.206
تو ناامیدم نکردی

20:58.115 --> 20:59.648
من فقط بزرگ شدم

21:01.568 --> 21:05.070
ممنون که همون بار اول نجاتم دادی

21:05.858 --> 21:07.739
و برای همه کارهایی که بعدش کردی

21:10.695 --> 21:12.744
«دوست‌ـت دارم «مارسل

21:14.649 --> 21:15.781
...منم دوست

21:16.250 --> 21:17.249
«من رو ببخش «مارسل

21:24.391 --> 21:25.974
نه . خواهش می‌کنم
داری حلقه رو می‌شکنی

21:26.572 --> 21:28.343
خواهش می‌کنم دست نگه دار

21:28.345 --> 21:29.561
این‌کار رو با من نکن

21:29.563 --> 21:33.098
«من رو برنگردون . خواش می‌کنم . «مارسل

21:38.772 --> 21:40.939
نه . خواهش می‌کنم
«ولم نکن «مارسل

21:42.609 --> 21:45.277
نه . ولم نکن

21:45.279 --> 21:46.429
ولم نکن

21:49.283 --> 21:51.616
خواهش می‌کنم ولم نکن

22:14.191 --> 22:16.107
این‌کار لازم بود

22:40.010 --> 22:41.414
کی حلقه رو شکست؟

22:41.416 --> 22:42.782
آلایژا» خیز برداشت سمتم»

22:42.784 --> 22:44.751
فِرِیا» یه‌جوری «دِوینا» رو پرت کرد» -
برادرم؟ -

22:44.753 --> 22:46.369
چرا باید این‌کار رو بکنه؟ -
اون رو فراموش کن -

22:46.371 --> 22:48.288
باید همین الان «دِوینا» رو احیا کنیم

22:48.290 --> 22:50.840
ون» باید از تمام قدرت نماینده بودنش»
استفاده کنه تا اون رو برگردونه

22:50.842 --> 22:52.008
خوبه

22:52.010 --> 22:53.660
من جسد «دِوینا» رو میارم

23:21.489 --> 23:24.040
نیک» ، امیدوار بودم بهت برخورد کنم»

23:25.493 --> 23:27.493
بیخیال ، آسون باشه حاله نمیده

23:27.495 --> 23:29.495
حداقل «کمی» تلاش‌ـش رو کرد

23:52.312 --> 23:54.070
تو هنوز یاد نگرفتی «نیک»؟

23:54.072 --> 23:57.323
بلاخره از هر جهت از تو سرترـم

24:20.048 --> 24:21.244
بوش رو حس می‌کنم

24:21.274 --> 24:23.299
بوی گند ترس رو

24:23.301 --> 24:25.218
ناراحت‌کننده‌ست ، مگه نه؟

24:25.220 --> 24:28.805
دونستن اینکه زندگیت
ممکنه هر لحظه از کفت بره

24:31.476 --> 24:34.110
نه . خواهش می‌کنم . نه

24:36.448 --> 24:37.864
خواهش می‌کنم

24:41.069 --> 24:42.785
«ضربان قلب‌ـت رو بشمار «کلاوس

24:50.412 --> 24:54.247
خواهش می‌کنم . خواهش می‌کنم
نه . خواهش می‌کنم

25:09.230 --> 25:11.347
خب ، وقتشه شروع کنیم

25:30.001 --> 25:31.417
«بیدار شو «دِوینا

25:33.745 --> 25:35.014
زودباش

25:37.959 --> 25:39.592
بیدار شو . یالا ، بیدار شو

25:56.694 --> 25:58.144
چه اتفاقی افتاد؟

26:01.107 --> 26:02.107
هیچی

26:04.369 --> 26:05.902
انگار اصلاً اونجا نبوده

26:07.322 --> 26:08.458
نیاکان زودتر بهش رسیدن

26:08.488 --> 26:10.456
اون کدوم گوریه؟

26:14.662 --> 26:16.129
تموم شد پسر

26:18.166 --> 26:20.333
اون رفته

26:23.171 --> 26:26.305
نه ، نه ، نه ، نه

27:21.814 --> 27:25.483
شرم‌آورـه که «آرورا» اینجا نیست
تا شاهد پیروزیت باشه

27:26.603 --> 27:28.653
فکر می‌کنی به‌خاطر یه عشق گم شده‌ست؟

27:29.185 --> 27:31.072
نه . به‌خاطر موقعیته

27:31.074 --> 27:33.858
یه پسرک مسئول طویله
بهتر از یه پادشاه ظالم

27:34.611 --> 27:36.944
باید قبول کنی داستان خفنیه

27:37.352 --> 27:41.032
من آدم بده‌ی این داستان
جن و پری که ساختی نیستم

27:41.664 --> 27:44.585
لوشِن» ، ما دوست بودیم»

28:13.716 --> 28:15.895
دوباره انجامش بده -
نمی‌تونم -

28:15.925 --> 28:17.801
اگه فرصتی داشتم الان دیگه ندارم

28:17.803 --> 28:19.393
پس دیگه بی‌استفاده شدی

28:19.423 --> 28:20.938
کول» ، ولش کن»

28:20.940 --> 28:22.439
این تموم شده

28:24.075 --> 28:25.943
دِوینا» هم همینطوری ترجیح میداد»

28:35.237 --> 28:39.123
باید میدونستم که نمیشه
به خانواده شما اعتماد کرد

28:39.409 --> 28:43.211
شما به هر چی دست بزنید
اون رو از بین می‌برید

29:07.153 --> 29:08.736
یه ملکه و یه شاه

29:08.738 --> 29:11.395
که توسط تنها پیاده‌نظام
شطرنج گیر افتادن

29:11.425 --> 29:14.809
بدین‌صورت بازی به
پایان ناگزیر خودش میرسه

29:15.799 --> 29:17.338
با کشتن اون چی رو ثابت می‌کنی؟

29:17.368 --> 29:18.646
تو از من متنفری

29:18.648 --> 29:22.900
وقتی «فین» و «کمیل» رو کشتم
منظورم رو نرسوندم؟

29:22.902 --> 29:24.936
برام مهم نیست کی می‌میره

29:24.938 --> 29:28.656
ولی از اونجایی که برای
تو مهمه ازم اطاعت کن

29:29.859 --> 29:33.027
و شاید زندگی مادر بچه‌ـت
رو بهش بخشیدم

29:35.208 --> 29:36.798
زانو بزن

29:37.283 --> 29:40.701
به زانو دربیا

29:43.316 --> 29:45.957
می‌تونم قلبش رو حس کنم
که تو مشتم می‌تپه

29:46.911 --> 29:50.995
واقعاً می‌خوای غرورت رو
در برابر بخشش من بسنجی؟

30:25.815 --> 30:27.281
قدرتش از بین رفته

30:27.598 --> 30:30.367
دیگه چیزی جز
یه خون‌آشام معمولی نیست

30:30.369 --> 30:33.721
دیدی اون مشکل خانوادگی رو
که با لذت مسخره می‌کردی

30:33.723 --> 30:34.972
شایستگی‌های خودشم داره

30:37.679 --> 30:39.844
می‌تونی من رو بکشی
ولی پیشگویی هنوزم پابرجاست

30:39.846 --> 30:41.395
نمی‌تونی متوقفش کنی

30:41.397 --> 30:44.156
نزدیک به 1000 سال تحملت کردم

30:44.186 --> 30:46.684
برای 1 قرن با اسم من زندگی کردی

30:46.686 --> 30:49.437
ولی هیچ‌وقت نتونستی کاملاً با
از دست دادنش کنار بیای . تونستی؟

30:49.439 --> 30:51.439
تبدیل به یه مرد ثروتمند و مقتدر شدی

30:51.441 --> 30:53.991
ولی هیچ‌وقت نتونستی
از سایه‌ی من بیرون بیای

30:53.993 --> 30:55.693
...و در نهایت

30:58.878 --> 31:01.699
با وجود نعمت جاودانگی

31:01.701 --> 31:06.370
همیشه میدونستی
که واقعاً چی هستی

31:08.879 --> 31:10.016
خواهش می‌کنم

31:18.184 --> 31:21.936
تو هیچی نیستی

32:15.015 --> 32:18.485
Preservation Hall کمیل» از گروه موسیقی جاز»
خوش‌ـش میومد

32:19.919 --> 32:22.622
برای تدفینش شب دوم

32:23.385 --> 32:26.159
«باید تو بار «روسو
براش شب‌زنده‌داری کنیم

32:31.901 --> 32:33.317
بیا

32:33.319 --> 32:35.353
بذاریم «لوشِن» تنهایی بسوزه

32:36.250 --> 32:37.938
«باید برگردی پیش «کول» و «مارسل

32:37.940 --> 32:39.106
«کلاوس»

32:41.077 --> 32:43.327
یه چیزی هست که باید بدونی

33:17.901 --> 33:21.032
هر کاری خواستی انجام دادم

33:21.034 --> 33:23.201
به اون فرقه‌ی مزخرفت ملحق شدم

33:23.203 --> 33:27.083
دوستام رو تک و تنها گذاشتم
چون تو این رو می‌خواستی

33:27.113 --> 33:28.297
«مارسل»

33:28.327 --> 33:30.458
به‌خاطر «هوپ» جنگیدم

33:30.460 --> 33:32.376
هِیلی» رو زنده نگه داشتم»

33:32.378 --> 33:38.466
جلوی چوب بلوط سفید رو گرفتم که
قلب سرد و تاریکت رو سوراخ نکنه

33:39.886 --> 33:42.720
همه کار کردم

33:42.722 --> 33:44.138
میدونیم

33:45.708 --> 33:47.542
نه ، نمیدونی

33:47.544 --> 33:49.532
نه ، نمیدونی

33:49.562 --> 33:51.312
مارسل» ، اون چاره‌ای نداشت»

33:58.555 --> 34:01.055
اونا راجبه تو درست می‌گفتن

34:01.057 --> 34:02.356
آره

34:03.271 --> 34:06.561
«آرورا» ، «تریستان» ، «لوشِن»

34:07.010 --> 34:11.149
هر کی که عضو خانواده‌ی
تو نیست برات هیچی نیست

34:11.906 --> 34:13.317
هیچی

34:13.319 --> 34:15.319
مارسلوس» ، تو عضو خانواده‌ای»

34:15.321 --> 34:17.538
نه ، نیستم

34:19.450 --> 34:21.325
دیگه نیستم

34:22.688 --> 34:24.412
دیگه نمیشم

34:24.414 --> 34:28.549
من خانواده‌ی شما نیستم

34:29.752 --> 34:31.169
مارسل» ، بیخیال»

34:31.921 --> 34:33.754
نه

34:38.086 --> 34:39.236
نه

34:56.094 --> 34:57.612
حق با «وینسنت» بود

35:01.618 --> 35:03.968
اگه «دِوینا» بود نمی‌خواست تو بمیری

35:08.045 --> 35:09.340
...مسئله اینه که

35:09.942 --> 35:15.462
اون تنها کسی بود که
...جلوی من رو می‌گرفت تا

35:17.423 --> 35:21.384
خودم نباشم

35:58.546 --> 36:02.543
تو یه آدم خوب رو امروز از بین بردی
تا کسایی رو نجات بدی

36:02.545 --> 36:04.461
که بیشتر از سهمِ‌شون زندگی کردن

36:04.463 --> 36:06.213
میدونم

36:08.551 --> 36:11.135
خیلی متأسفم

36:12.678 --> 36:15.089
باید از خانواده‌ام محافظت می‌کردم

36:15.091 --> 36:16.307
...نمی‌تونستم فقط

36:16.309 --> 36:17.891
«بس کن «فِرِیا

36:27.436 --> 36:30.938
تو هم به اندازه‌ی همه‌شون زالوصفت هستی

38:18.693 --> 38:22.266
دنبال یه جایی دور از تاریکی می‌گردی؟

38:28.921 --> 38:31.225
شاید در این حقیقت که

38:31.227 --> 38:33.727
تو امروز انتقام «کمی» رو گرفتی
آرامش وجود داره

38:33.729 --> 38:38.248
«و با اینحال برای راضی کردن «کمیل
کسی رو قربانی کردیم که براش مهم بود

38:40.786 --> 38:42.419
«خانواده‌مون در امانه «کلاوس

38:42.421 --> 38:45.623
خانواده‌مون در هم شکسته

38:48.549 --> 38:52.296
امروز هیچ پیروزی
برای جشن گرفتن نیست

38:52.298 --> 38:53.498
اهریمن من پیروز شد

38:53.528 --> 38:55.799
لوشِن» اهریمن تو نیست»

38:56.487 --> 39:00.054
ممکنه تبدیلش کرده باشی ولی تو
اون هیولا رو به‌وجود نیاوردی

39:00.732 --> 39:05.194
امروز احساس می‌کنم که
یه هیولای کاملاً جدید به‌وجود آوردیم

39:16.656 --> 39:19.490
حس و حال همراهی ندارم

39:19.492 --> 39:22.126
«منم ندارم «مارسل

39:23.412 --> 39:24.828
منم ندارم

39:28.429 --> 39:33.680
ولی ببین ، اتفاقی که
...برای «کمی» افتاد

39:35.765 --> 39:38.592
...اتفاقی که برای «دِوینا» افتاد

39:40.179 --> 39:41.729
نمیشه بی‌جواب بمونه

39:53.458 --> 39:56.110
من از خون‌آشام‌ها خوشم نمیاد

39:56.112 --> 39:58.256
از تو خوشم نمیاد

39:59.115 --> 40:01.699
ولی بهت احترام میذارم

40:06.929 --> 40:09.590
همون چیزی که «لوشِن» رو تبدیل کرد

40:09.592 --> 40:12.259
از قلب «آرورا» کشیدم بیرون

40:12.261 --> 40:14.712
و تصمیم گرفتی بیاریش برای من؟

40:14.714 --> 40:17.264
مارسل» ، تو 1بار «مایکلسون»ها»
رو از شهر کشوندی بیرون

40:17.266 --> 40:20.356
با احضار کردن تنها کسی که
بیشتر از همه ازش می‌ترسیدن

40:21.163 --> 40:23.470
کار زیرکانه‌ای بود

40:23.472 --> 40:26.056
و می‌خوام 1بار دیگه این‌کار رو بکنی

40:26.058 --> 40:29.615
فقط این‌بار تو چیزی میشی
که اونا ازش می‌ترسن

40:31.117 --> 40:35.816
«نیو اورلانز» خونه‌‌ی ماست «مارسل»

40:35.818 --> 40:37.818
وقتشه که پس‌ـش بگیریم

40:51.600 --> 40:52.600
مترجم : مــعــیــن

40:53.600 --> 41:30.600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
