WEBVTT

00:01.237 --> 00:02.816
پیش از این در
"The Originals"

00:02.846 --> 00:06.534
اگه این پیشگویی کامل بشه
همه‌تون خواهید مُرد

00:06.564 --> 00:07.608
یکی توسط دوست

00:07.638 --> 00:10.355
یکی توسط دشمن
و یکی به دست خانواده

00:10.357 --> 00:13.713
خواهش می‌کنم «نیک» . من رو بکش -
نه درحالی‌که تنها کسی که دوست‌ـت داره -

00:13.743 --> 00:15.862
ته اقیانوس در حال پوسیدنه -
نه -

00:15.892 --> 00:18.277
اگه جادوگر بکُشی جایگاهت رو بین
بقیه جادوگرها از دست میدی

00:18.307 --> 00:20.971
برای کاری که کردی لازمه طَرد بشی
«متأسفم «دِوینا

00:21.001 --> 00:23.790
سِینت جیمز» تنها جایی هست که»
جادو توش کار نمی‌کنه

00:23.820 --> 00:28.282
دِوینا» ، این رو اینجا ضبط می‌کنم»
چون که جادو دشمن ماست

00:28.312 --> 00:31.142
نیاکان دارن مجبورم می‌کنن که
به «لوشِن کَسِل» کمک کنم

00:31.144 --> 00:34.801
هر چی که لازممه دارم تا چیزی بشم
که لیاقتش رو دارم

00:34.831 --> 00:36.048
می‌خوای یه اصیل بشی؟

00:36.078 --> 00:38.288
قصد دارم یه فراتر از اون بشم

00:38.318 --> 00:41.291
زهر «لوشِن» از همه‌ی
7تا گله گرفته شده

00:41.321 --> 00:44.153
باهاش می‌تونه گازی بگیره که حتی
منم نمی‌تونم درمانش کنم

00:45.398 --> 00:47.197
خودش می‌خواست بکشیدش

00:47.227 --> 00:49.144
کمکش کردین قدم آخر رو برداره

00:49.174 --> 00:52.319
نیاکان دارن «کول» رو دستکاری می‌کنن
دستشون به من نمیرسید

00:52.349 --> 00:54.104
پس به جاش کاری می‌کنن که اون
کنترلش رو از دست بده

00:54.134 --> 00:55.300
2تا شیشه از سِرُم وجود داره

00:55.302 --> 00:56.668
اونم فقط یدونه‌اش رو خورد

00:56.698 --> 00:58.146
به اندازه کافی برای 2 نفر درست کرد

00:58.176 --> 00:59.133
«آرورا»

00:59.163 --> 01:00.697
اون رفته

01:09.966 --> 01:12.133
خوش می‌گذره عشقم؟

01:13.853 --> 01:15.465
حس می‌کنم یه زن تازه شدم

01:16.433 --> 01:18.559
چه انتخاب کلمات دوست‌داشتنی

01:19.259 --> 01:22.196
اینجا من رو یاد موقعی میندازه که
تو پاریس بودیم

01:22.226 --> 01:23.984
سال 1903؟

01:24.014 --> 01:25.764
فرانسه در زمان جنگ جهانی

01:25.766 --> 01:27.682
صلح ، رفاه

01:27.684 --> 01:29.294
امید -
پس هدفت همین بود؟ -

01:29.324 --> 01:32.204
با شامپاین خفه‌ام کنی و بعدش
با حسرت روزهای گذشته فریبم بدی؟

01:32.234 --> 01:37.050
من فقط یه جای خوب برامون می‌خواستم
که یه ماجراجویی جدید رو شروع کنیم

01:37.080 --> 01:39.890
شاید چند قرن دیگه

01:39.920 --> 01:45.600
من و تو به این جای روستایی
به عنوان محل شروع فصلمون نگاه کنیم

01:45.630 --> 01:47.619
و این فصل شامل چی میشه؟

01:47.649 --> 01:49.197
قدرت

01:49.227 --> 01:51.106
سلطه

01:52.426 --> 01:53.558
انتقام

01:54.766 --> 01:56.260
مردها خوب بلدن حرف بزنن

01:56.290 --> 01:58.899
ولی خیلی کم پیش میاد که
از حرف زدن فراتر برن

01:59.924 --> 02:01.538
اون‌وقت به من میگن توهمی

02:01.568 --> 02:03.869
بذله‌گویی‌ـت مثل همیشه تند و تیزه

02:03.899 --> 02:06.897
نیک» احمقه که تو رو از دست داد»

02:06.927 --> 02:09.177
و درصورتی‌که از دست دادنت
به عنوان مجازات کافیه

02:09.207 --> 02:12.482
مطمئن باش کاری می‌کنم
خیلی بیشتر از اینا زجر بکشه

02:12.512 --> 02:14.479
«تو حریف «نیکلاوس» نمیشی «لوشِن

02:14.481 --> 02:16.898
اون همیشه از تو بهتر بوده و هست

02:18.602 --> 02:20.776
من حالا دیگه روی هم رفته عوض شدم

02:25.692 --> 02:29.227
«خون یه جادوگر از نسل «مایکلسون
که به جادوی سیاه آغشته شده

02:29.229 --> 02:33.898
این من رو به یه چیز جدید تغییر داد

02:33.900 --> 02:37.819
با قدرتی که تا حالا دنیا به خودش ندیده

02:39.406 --> 02:43.792
گاز من کشنده‌ست
«حتی برای یک «مایکلسون

02:45.212 --> 02:47.662
اینم از اون لاف زدن‌هاته «لوشِن»؟

02:47.664 --> 02:50.548
نه . میشه خیلی راحت ثابتش کرد

02:50.550 --> 02:52.167
کافیه از «فین» بیچاره بپرسی

02:52.169 --> 02:54.502
وایسا . اون نمی‌تونه
چون من کشتمش

02:55.589 --> 02:58.423
بقیه برادرهاش هم
به‌زودی بهش ملحق میشن

02:58.425 --> 03:00.258
همونطور که پیشگویی گفته

03:01.645 --> 03:03.812
...ولی اول

03:03.814 --> 03:06.848
می‌خواستم این پیشنهاد رو بهت بدم

03:08.902 --> 03:11.603
پیشنهادم آسونه

03:11.605 --> 03:13.655
«به من ملحق شو «آرورا

03:13.657 --> 03:16.491
این رو بخور و مثل من شو

03:16.493 --> 03:19.995
و بیا بقیه زندگی ابدی‌مون رو کنار هم باشیم

03:19.997 --> 03:24.566
در عوض تو هم عشق
ابدی من نصیب‌ـت میشه

03:25.340 --> 03:27.519
و می‌تونی انتقامت رو تمام و کمال بگیری

03:30.115 --> 03:32.607
پیشنهادت رو قبول می‌کنم

03:32.609 --> 03:34.743
ولی متأسفانه تا وقتی که برادرم
داره زجر می‌کشه

03:34.745 --> 03:38.363
نمی‌تونم از عشق تو یا انتقامم لذت ببرم

03:38.365 --> 03:41.366
پس بذار یه قول دیگه هم بهت بدم

03:41.368 --> 03:43.702
قبول کن

03:43.704 --> 03:47.038
و تا پایان روز «تریستان» بهت برمیگرده

03:48.342 --> 03:51.793
یا با کشتن «آلایژا» به زجرش خاتمه میدم

03:56.200 --> 03:57.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:58.200 --> 04:03.000
"The Originals"
فصل 3
قسمت 18 : شیطان به اینجا آمد و آه کشید

04:04.000 --> 04:12.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:15.973 --> 04:17.285
فضولی می‌کنی

04:17.287 --> 04:19.904
دارم نظارت می‌کنم . پس چطوری
به تلاشت سرعت بدم؟

04:19.906 --> 04:21.873
بذار ببینم . شاید بهتره
وینسنت» رو بیارم اینجا»

04:21.875 --> 04:24.209
پاهاش رو قطع کنم
تا مجبور بشه کمکت کنه

04:24.211 --> 04:26.378
وینسنت» هم نمیدونه چطور میشه»
لوشِن» رو کشت»

04:26.380 --> 04:28.964
بعلاوه اگه از «سِینت جیمز» بیاد بیرون

04:28.966 --> 04:30.749
کی میدونه نیاکان دیگه به چه کاری
مجبورش می‌کنن

04:30.751 --> 04:33.752
اونطور که «دِوینا» گفت نیاکان
کاملاً سرشون شلوغه

04:33.754 --> 04:35.220
برادرمون «کول» رو از خود بی‌خود می‌کنن

04:35.222 --> 04:38.506
عجب سورپرایزی . یه روز دیگه
و یه انتقام جادوگری دیگه

04:38.508 --> 04:40.058
خب ، فعلاً «دِوینا» می‌تونه مراقب «کول» باشه

04:40.060 --> 04:42.699
بیاید انرژیمون رو روی «لوشِن» متمرکز کنیم

04:42.729 --> 04:44.484
چطوری دخل اون جانور جونده رو بیاریم؟

04:46.070 --> 04:47.232
دارم روش کار می‌کنم

04:47.234 --> 04:49.234
آره . وقتی همه‌ی ما
یه گوشه‌ی کار رو گرفتیم

04:49.236 --> 04:52.487
آلایژا» می‌تونه اینجا بمونه و به»
کارهای «فِرِیا» سرکشی کنه

04:52.489 --> 04:54.489
منم راستش میرم یه کاری انجام بدم

04:54.491 --> 04:55.573
...برادر ، انجام دادن کاری

04:55.575 --> 04:58.610
وقت حرف زدن تمومه

05:23.970 --> 05:26.354
«من نمی‌تونم اینجا باشم «دِوینا

05:26.356 --> 05:27.806
فکر خوبی نیست

05:27.808 --> 05:29.140
جادو اینجا روت اثر نداره

05:29.142 --> 05:30.558
...پس بیا تو

05:34.149 --> 05:35.864
و از ذهنت بیرونش کن

05:37.484 --> 05:39.317
حال‌ـت بهتره؟

05:44.791 --> 05:46.374
به‌نظر میرسه بازم بهت مدیونم

05:46.376 --> 05:49.160
حتماً دیگه از نجات دادنم خسته شدی

05:49.162 --> 05:51.162
راستش یه‌جورایی دوستش دارم

05:52.833 --> 05:56.334
و اگه بهت بگم که یه راهی واسه حل کردن
همه مشکلاتمون دارم چی میگی؟

05:56.336 --> 05:58.670
چی تو فکرته عزیزم؟

06:20.911 --> 06:23.027
به‌نظر میرسه نمی‌تونم وارد بشم

06:23.029 --> 06:25.029
بقیه خون‌آشام‌ها هم نمی‌تونن

06:25.031 --> 06:28.166
خونه رو به اسم همسایه‌ام کردم
و بهش نفوذ ذهنی کردم فراموش کنه

06:28.168 --> 06:30.785
می‌تونم بیارمش که دعوت‌ـت کنه داخل

06:30.787 --> 06:32.787
نه . عاقل بوی که احتیاط کردی

06:32.789 --> 06:35.206
هیچ‌کس نباید به داخل دعوت بشه
حتی من

06:37.377 --> 06:39.961
فقط اومدم ببینم در امانی یا نه

06:39.963 --> 06:42.213
کلاوس»؟»

06:42.875 --> 06:47.602
فرصتش نشد بهت بگم
چقدر در مورد «فین» متأسفم

06:49.055 --> 06:51.306
از دست دادن خانواده خیلی سخته

06:51.308 --> 06:54.893
آره . خب ، وقتی «لوشِن» بمیره
آرامش پیدا می‌کنم

06:54.895 --> 06:57.395
و «آرورا» چی؟

06:57.397 --> 07:00.281
«خیلی بده که گاز «لوشِن
می‌تونه تو رو بکشه

07:00.283 --> 07:01.866
اون الان می‌تونه به قدرتمندی
لوشِن» شده باشه»

07:01.868 --> 07:03.284
...و اگه تو هنوزم بهش احساس داشته باشی

07:03.286 --> 07:07.122
آرورا» واسم مهم نیست»

07:07.124 --> 07:09.290
تو برام مهمی

07:09.292 --> 07:12.410
ولی خب ، تو احساسات‌ـت رو
کاملاً برام روشن کردی

08:08.635 --> 08:10.752
«سلام «نیک

08:12.497 --> 08:14.646
بد نبود

08:15.225 --> 08:16.591
شاید بهتره لطفت رو جبران کنم

08:25.435 --> 08:27.936
حالا دیدی دوست قدیمی؟

08:27.938 --> 08:29.604
نمی‌تونی من رو شکست بدی

08:29.606 --> 08:33.741
به دست یه پسر مسئول طویله
شکست بخورم؟

08:33.743 --> 08:36.077
راستش شک دارم

08:37.664 --> 08:39.781
به وقتش نوبت منم میشه

08:39.783 --> 08:41.449
فعلاً توی پیشگویی که قراره کاملش کنم

08:41.451 --> 08:43.952
باید یه نقشی رو ایفا کنی

08:45.255 --> 08:48.173
قراره کمکم کنی «آلایژا» رو بگیرم

08:58.552 --> 09:00.969
نمیذارم به برادرم آسیب بزنی

09:01.828 --> 09:04.856
متأسفانه چاره‌ای نداری

09:40.152 --> 09:41.618
سعی کن یادت بیاد

09:41.620 --> 09:43.654
روحت با نیاکان گیر افتاده بود

09:43.656 --> 09:45.239
اونا چیزی نگفتن؟

09:45.241 --> 09:47.157
آره . خب ، سخته بخوای چیزی که
کسی گفته رو بخاطر بیاری

09:47.159 --> 09:48.909
وقتی می‌خوان به زور یادت بیارن

09:50.045 --> 09:52.830
وقتی رو تصور کن که «دِوینا» تو رو برگردوند

09:52.832 --> 09:56.416
هیچ صدای ورد خوندن یا چیز دیگه نشنیدی؟

09:56.418 --> 09:59.002
نمیدونم...یه تهدید؟ -
هیچ حرفی در کار نبود -

09:59.004 --> 10:01.138
‌خب ، اونا ازم متنفرن چون که
من یه «مایکلسون»ـم

10:01.140 --> 10:03.223
هدف این سوال‌ها چیه؟

10:05.678 --> 10:08.345
نیاکان با «لوشِن» یه قراری گذاشتن

10:10.015 --> 10:11.315
این یه اعلام جنگه

10:11.317 --> 10:13.016
«حالا دارن میان دنبال «کول

10:14.186 --> 10:16.069
اگه دلیلش رو میدونستم
شاید می‌تونستم متقاعدشون کنم

10:16.071 --> 10:17.088
که راه بهتری هم وجود داره

10:17.118 --> 10:18.989
شاید می‌تونستم اونا رو سر عقل بیارم

10:18.991 --> 10:22.192
یه‌جور میگی انگار یه شورا هستن
که از آدمای منطقی تشکیل شده

10:22.194 --> 10:24.494
مُرده‌ها یه زمان زنده بودن

10:24.929 --> 10:26.363
تنها کاری که زنده‌ها
واقعاً می‌خوان انجام بدن

10:26.365 --> 10:28.615
اینه که از دردسر جلوگیری کنن
و مراقب خودشون باشن

10:31.036 --> 10:33.420
یادمه بچگی‌هام
روز موسیقی که می‌شد

10:33.422 --> 10:36.373
همه محفل‌ها دورهم جمع می‌شدن

10:36.375 --> 10:39.042
و مهم نبود مشکلت با یه نفر دیگه چی باشه

10:39.044 --> 10:41.378
اون روز همه باهم خوب بودن

10:41.380 --> 10:43.013
و می‌تونستی حضور تمام اونایی که

10:43.015 --> 10:44.548
قبلاً بودن رو حس کنی

10:44.550 --> 10:46.600
می‌تونستی تماشا کردنشون رو حس کنی

10:46.602 --> 10:48.852
مصالمت‌آمیز

10:48.854 --> 10:53.523
حالا از وقتی که خون‌آشام‌ها این شهر
رو گرفتن همون ارواح بی‌قرار شدن

10:53.525 --> 10:54.725
و وقتی «مایکلسون»ها اینجا زندگی می‌کردن

10:54.727 --> 10:56.393
محفل‌ها رنگ صلح و آرامش رو ندیدن

10:56.395 --> 10:59.897
حالا حدس میزنم که نیاکان «لوشِن» رو
به عنوان یه سلاح می‌بینن

11:01.150 --> 11:02.950
که روی خون‌آشام‌ها استفاده کنن ، خب؟

11:02.952 --> 11:06.286
روی خانواده‌ای که اونا رو به‌وجود آورد

11:06.288 --> 11:08.205
و اگه قراره جلوش رو بگیریم

11:08.207 --> 11:09.957
یکی باید نیاکان رو متقاعد کنه
که راه بهتری وجود داره

11:11.573 --> 11:14.715
اصلاً چرا تو به من کمک می‌کنی؟ -
به‌خاطر تو نیست -

11:14.745 --> 11:16.246
به‌خاطر «دِوینا»ست

11:17.917 --> 11:20.300
گمونم این اندازه بهش بدهکارم

11:26.307 --> 11:28.675
فِرِیا» ، وقتمون تموم شده»

11:28.677 --> 11:31.895
مُهر یه نماد جادویی پیچیده‌ست

11:31.897 --> 11:34.648
به قوی‌ترین شکل ممکن
مسلح و فشرده شده

11:34.650 --> 11:36.183
اگه عنصرهای درست رو ترکیب کنم

11:36.185 --> 11:37.734
شانسی نصیبمون میشه که
جلوی «لوشِن» رو بگیریم

11:37.736 --> 11:39.519
...و اگه درست ترکیب نکنم

11:44.660 --> 11:45.943
چی شده؟

11:45.945 --> 11:47.611
در مورد «کلاوس» ـه . «لوشِن» گرفت‌ـتش -
«فِرِیا» -

11:47.613 --> 11:48.829
دعوتش کن بیاد تو

11:48.831 --> 11:51.114
آره . بیا تو دعوت شدی

11:54.086 --> 11:56.086
تعریف کن چی شد

11:56.088 --> 11:57.537
لوشِن» براش کمین کرده بود»

11:57.539 --> 11:59.456
مثل آب خوردن کتکش زد

11:59.458 --> 12:00.457
گازشم گرفت؟

12:00.459 --> 12:01.959
نه . گمونم اون رو زنده می‌خواست

12:01.961 --> 12:03.260
تعقیبش کردم

12:03.262 --> 12:05.462
لوشِن» «کلاوس» رو برده توی پنت‌هاوس»

12:10.656 --> 12:13.186
لوشِن» من رو می‌خواد»

12:13.188 --> 12:14.638
«توی «ویسکی کَسک

12:14.996 --> 12:17.140
تنها و به سرعت

12:18.110 --> 12:21.194
میگه اگه تأخیر کنم
نیکلاوس» می‌میره»

12:30.155 --> 12:31.822
به‌نظر میاد راحت نیستی

12:34.326 --> 12:35.208
خیلی سفته؟

12:35.210 --> 12:37.599
نه . گمونم خیلی هم مناسبه

12:37.629 --> 12:40.497
اون چوب و زنجیرها به دست
مصری‌های باستان ساخته شدن

12:40.499 --> 12:43.500
هر جور شیطانی رو می‌تونن تحمل کنن

12:43.502 --> 12:45.886
هیچ چیز ماوراء طبیعی نمی‌تونه فرار کنه

12:46.608 --> 12:48.452
حتی تو

12:48.623 --> 12:54.711
دیدی؟ من همچین وسایلی رو
خیلی وقته که پیشم نگه داشتم

12:54.713 --> 12:57.547
قرن‌ها نقشه این لحظه رو کشیدم

12:58.892 --> 13:01.018
بگو بینم چه احساسی داره

13:01.020 --> 13:03.887
که بدونی یکی بهتر از خودت
شکست‌ـت داده؟

13:03.889 --> 13:06.223
به خیالت از من بهتری؟

13:07.014 --> 13:10.560
فکر کنم ارتقاء پیدا کردنت
روی مغزت اثر گذاشته

13:10.562 --> 13:12.229
تو رو هم مثل اون توهمی کرده

13:12.231 --> 13:14.731
حداقل الان دیگه واقعاً به هم میاین

13:14.733 --> 13:17.882
مطمئن میشم که خاکستر جفت‌ـتون
رو توی یه باتلاق پخش کنم

13:19.822 --> 13:21.994
توی صداش اثری از ترس وجود داره؟ -
آره -

13:22.024 --> 13:25.325
معمولاً متلک گفتن‌ها و تهدیدهات
خیلی متقاعدکننده‌تر بود

13:27.013 --> 13:29.363
گمونم اون شکست خورده عزیزم

13:31.339 --> 13:33.367
فقط هنوز داغون نشده

13:34.566 --> 13:37.371
ولی خب ، ما تازه داریم شروع می‌کنیم

13:37.373 --> 13:41.842
تنها کاری که باید بکنم خوردن اینه

13:42.811 --> 13:45.545
و بعدش منم از تو بهتر میشم

13:47.099 --> 13:50.517
هیچ میدونی بعدش به‌خاطر کاری که

13:50.519 --> 13:56.640
با برادرم و با من کردی
چقدر عذاب می‌کشی؟

14:01.897 --> 14:09.786
لذت خوشایند کشتنت
رو خودم می‌برم

14:11.957 --> 14:15.242
خب ، معلومه که شما 2تا
خیلی باهم حرف دارید

14:15.244 --> 14:20.130
پس اگه من رو ببخشید
یه جای دیگه کار دارم

14:28.257 --> 14:31.308
حالا عزیزم

14:31.310 --> 14:35.595
می‌تونی واسه خودت حال کنی
ولی لطفاً «نیک» رو زنده بذار

14:35.597 --> 14:39.182
خیلی بدم میاد لحظه مرگش رو از دست بدم

14:53.144 --> 14:55.115
واقعاً داری میری اونجا؟

14:56.118 --> 14:57.670
واقعاً دارم میرم اونجا

14:57.700 --> 15:00.003
آلایژا» ، تمام دلیل اینکه سند خونه رو»

15:00.005 --> 15:03.045
به اسم «فِرِیا» زدیم به‌خاطر این بود
که کسی نتونه واردش بشه

15:03.075 --> 15:05.714
حالا می‌خوای بری با کسی دربیوفتی
که می‌تونه تو رو بکشه؟

15:06.015 --> 15:10.297
آره . وقتی این‌کار رو می‌کنی
به‌نظر یخورده بی‌پروا میرسه

15:10.299 --> 15:11.965
«آلایژا»

15:14.553 --> 15:17.003
مراقب باش

15:23.562 --> 15:26.813
خیلی‌خب ، میدونم صدام رو می‌شنوید

15:27.639 --> 15:30.567
شما می‌خواستین من نماینده‌ی
9تا محفل باشم

15:30.569 --> 15:33.353
باور داشتید که می‌تونم مردممون رو
رهبری کنم

15:33.355 --> 15:35.272
ولی چطور می‌تونم یه رهبر باشم

15:35.274 --> 15:37.098
وقتی همینطور من رو اینور و اونور می‌کشید
انگار یه عروسک خیمه‌شب‌بازی‌

15:37.128 --> 15:38.560
یا هر چی هستم

15:39.257 --> 15:41.945
می‌خوام باهام حرف بزنید

15:48.170 --> 15:49.703
اونا جواب‌ـت رو نمیدن

15:52.797 --> 15:55.175
«ون گویِن»

15:55.689 --> 15:58.462
می‌بینم که بزرگ شدی

15:58.464 --> 15:59.880
مهم نیست پسر

15:59.882 --> 16:01.381
این هیچ ربطی به تو نداره

16:01.383 --> 16:03.310
راستش داره

16:03.546 --> 16:06.720
به‌نظر میرسه مامانم الان
یکی از نیاکان ـه

16:06.722 --> 16:09.356
به لطف دوست‌ـت «دِوینا» مُرده

16:09.358 --> 16:11.475
می‌شناسیش . همون خیانتکار که دزدکی
باهاش در ارتباط بودی

16:11.477 --> 16:13.065
حتی با وجود اینکه طَرد شده بود؟

16:13.095 --> 16:14.978
معلوم شد چه نماینده‌ای هستی

16:14.980 --> 16:15.950
...خب

16:16.031 --> 16:17.865
تعجبی نداره که نیاکان می‌خوان بیرونت کنن

16:17.867 --> 16:20.268
پس حالا دیگه تو به جای
نیاکان حرف میزنی . درسته؟

16:20.298 --> 16:23.070
چرا از نیاکان نمی‌پرسی
که چرا به «لوشِن کَسِل» اعتماد کردن؟

16:23.072 --> 16:25.038
خون‌آشامی که از وقتی پاش رو
توی «نیو اورلانز» گذاشت

16:25.040 --> 16:26.657
جز دروغ و کشتن کاری نکرد

16:26.659 --> 16:28.742
اون یه «مایکلسون» رو کشت که خیلی
بیشتر از کارهایی هست که تو کردی

16:28.744 --> 16:30.661
بیخیال پسر ، من دارم
سعی می‌کنم صلح رو حفظ کنم

16:30.663 --> 16:32.746
و چیزی که نیاکان می‌خوان انجام بدن
شروع یه جنگه

16:32.748 --> 16:36.166
جنگی که محفل‌ها برنده‌اش هستن
به لطف من

16:38.704 --> 16:40.537
زمانت به عنوان یه نماینده به پایان رسیده

16:40.539 --> 16:42.172
جادوگرها قراره شهر رو پس بگیرن

16:42.174 --> 16:45.843
قدم اول : مدیریت جدید

16:50.933 --> 16:52.049
...خب

16:52.051 --> 16:53.884
حالا شروع می‌کنیم

16:53.886 --> 16:55.552
من نماینده‌ام

16:58.245 --> 17:01.808
برام سواله که وقتی تصمیم گرفتی من
رو پشت اون دیوار وحشتناک دفن کنی

17:01.810 --> 17:06.563
اصلاً به فکرت رسید که نقشمون
ممکنه یه روز برعکس بشه؟

17:06.565 --> 17:09.566
جفتمون میدنیم که من تو رو
زنده دفن کردم

17:09.568 --> 17:12.736
چون نمی‌تونستم خودم رو راضی کنم
که بکشمت

17:12.738 --> 17:16.573
شکی نیست که می‌خواستی بعد از
یه مدت مناسب من رو آزاد کنی

17:16.575 --> 17:19.836
در واقع روش‌هام در کل بی‌شباهت
به روش‌های «تریستان» نبود

17:19.866 --> 17:22.746
مگه اون توی یه صومعه
کوهستانی قایمت نکرده بود؟

17:24.798 --> 17:27.634
واقعیت اینه که من هنوز
به خودمون امیدوار بودم

17:32.725 --> 17:35.809
حتماً احساسات‌ـت به من خیلی عمیق بوده

17:37.366 --> 17:44.318
بگو اگه الان بوست می‌کردم دوباره
اون احساسات‌ـت به جوش میومد؟

17:47.382 --> 17:49.273
چون من هیچی احساس نمی‌کردم

17:52.903 --> 17:54.702
خیلی مطمئنی؟

17:56.060 --> 18:01.118
ما مثل شعله‌ی آتیش تو تاریکی‌ـه
دنیای همدیگه هستیم

18:01.120 --> 18:04.788
همیشه باهم روشن‌تر از موقعی
که تنها هستیم می‌سوزیم

18:09.758 --> 18:17.745
و من حاضرم همه چیز رو ببخشم
اگه فقط تو من رو ببخشی عشقم

18:24.178 --> 18:27.575
تو واقعاً خیلی بیچاره‌ای ، مگه نه؟

18:29.315 --> 18:30.697
واقعاً رقت‌انگیزه که می‌بینم

18:30.699 --> 18:33.317
که به این فریب دادن‌های
بیهوده متوسل شدی

18:33.319 --> 18:35.068
یعنی حتی خنده‌دار هم هست

18:35.070 --> 18:37.802
و با اینحال پیشرفت‌های گستاخانه‌ی
لوشِن» رو قبول می‌کنی؟»

18:37.832 --> 18:38.713
...خب

18:38.743 --> 18:41.291
واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی هیچ‌وقت
عاشق اون سبک‌مغز بشی؟

18:42.773 --> 18:44.828
طفلکی «لوشِن» جون

18:45.649 --> 18:49.216
بعد از این‌همه سال اون هنوز
دنبال اینه که من رو عاشقش کنه

18:49.880 --> 18:53.637
شرم آوره که من اون رو همیشه
فقط به چشم یه وسیله دیدم

18:53.639 --> 18:55.589
ولی اگه می‌خواد برادرم رو نجات بده

18:55.591 --> 18:58.091
تا قاپ من رو بدزده
خب ، چرا جلوش رو بگیرم؟

18:58.731 --> 19:00.394
میشه اولین هدیه‌اش که
تا به حال قبول کردم

19:00.396 --> 19:02.179
...به‌هرحال

19:06.185 --> 19:10.020
اون این رو بهم داد که باهاش
خودم رو دوباره بسازم

19:10.448 --> 19:14.441
پس می‌تونم تبدیل به موجودی با
چنین قدرت خالص و خودسران بشم

19:14.801 --> 19:16.836
که حتی می‌تونم تو رو بکشم

19:18.498 --> 19:24.528
هر چی بین ما گذشته
هر چقدر هم که تنفر داشته باشی

19:24.558 --> 19:28.928
در من وابستگی رو می‌بینی
که همیشه آرزوش رو داشتی

19:28.958 --> 19:30.824
تا ابدیت رو بدون من سر کنی

19:31.145 --> 19:33.994
این نفرینی ـه که قلب شکننده‌ات
نمی‌تونه تحمل کنه

19:34.246 --> 19:35.912
اشتباه می‌کنی

19:37.082 --> 19:38.215
«ببین «نیک

19:38.217 --> 19:41.457
هر ترس و وحشتی که
تا ابد در انتظارم باشه

19:41.487 --> 19:46.656
در مقایسه با لذتی که از
کشتن تو می‌برم خیلی ناچیزه

19:48.911 --> 19:50.577
نوش

20:32.264 --> 20:35.432
این‌موقع سال توی «نیو اورلانز» بودن
چقدر لذتبخش‌ـه

20:40.539 --> 20:44.324
ولی متأسفانه برای تمام
استعداد امروز هیچی کاملاً با

20:44.326 --> 20:46.693
«تماشای اجرای زنده‌ی «الا و لوییز
قابل مقایسه نیست

20:47.571 --> 20:49.921
آره . عجب دنیای شگفت‌انگیزی بود

20:50.982 --> 20:52.482
برادرم رو بهم بده

20:52.484 --> 20:55.852
قبل از اینکه دنیای تو به‌طور قابل توجهی
از شگفت‌انگیزی‌اش کم بشه

20:55.854 --> 20:58.605
متأسفانه اول یه چیزی ازت می‌خوام

20:58.607 --> 21:00.907
برادر در ازای برادر مثل قبل

21:00.937 --> 21:04.527
بذار حدس بزنم . معشوقه‌ی خیالیت
می‌خواد «تریستان» جونش برگرده

21:04.529 --> 21:07.831
یا تو بمیری تا زجرش تموم بشه

21:07.833 --> 21:14.254
پس یا بهم میگی چطور
پیداش کنم یا می‌کشمت

21:16.523 --> 21:20.410
عزیزم ، دوست داری چطوری
سوختنم رو ببینی؟

21:20.862 --> 21:23.162
اونطور که با هیجان تماشام کنی

21:23.164 --> 21:25.303
وقتی مثل ققنوس از خاکستر متولد میشم

21:25.333 --> 21:26.822
چه تصویر دوست‌داشتنی

21:26.852 --> 21:29.686
ولی فکر کنم ممکنه
فرش «لوشِن» رو بسوزونی

21:29.688 --> 21:32.939
ترجیح نمیدی قبل از اینکه خودت رو بکشی
یخورده دیگه من رو شکنجه کنی؟

21:32.941 --> 21:34.107
داری وقت‌کشی می‌کنی؟

21:34.109 --> 21:37.744
شاید یه استراتژی واسه فرار کردنه؟

21:37.746 --> 21:40.280
ولی حتی اگه آزاد شدی بعدش چی؟
من رو می‌کشی؟

21:40.682 --> 21:43.566
سِرُم رو فعال می‌کنی و من رو
مثل «لوشِن» می‌کنی؟

21:44.986 --> 21:47.492
بهترین استراتژی واسه
زنده موندنت نیست

21:48.224 --> 21:49.824
این چیزیه که می‌خوای؟

21:50.759 --> 21:52.331
متوجه‌ای که مثل اون شدن

21:52.361 --> 21:55.361
فقط به بدبختی اساسی که الان داری
اضافه می‌کنه

21:56.751 --> 21:59.638
لوشِن» نمی‌تونه تو رو از خودت نجات بده»

21:59.668 --> 22:02.970
تریستان» و من هم در این»
مورد نمی‌تونیم کاری بکنیم

22:03.539 --> 22:07.256
تو قرن‌ها سعی کردی دیوانگی‌ـت رو
درمان کنی

22:07.258 --> 22:09.425
ولی بازم هنوز پیشرفتی نکردی

22:09.427 --> 22:13.596
جلوی زبون بدجنست رو می‌گیری
یا از حلقومت بکشمش بیرون

22:13.598 --> 22:16.399
آره . بازم تهدید کن . پس زودباش

22:16.401 --> 22:18.601
بزن من رو تیکه‌پاره کن

22:20.320 --> 22:23.823
یه روزه کارم تمومه
ولی تو تا ابد زنده می‌مونی

22:23.825 --> 22:26.492
غیرقابل‌دوست داشتن ، رقت‌انگیز

22:26.861 --> 22:31.531
زندگیت تا ابد پر از یأس و ناامیدی میشه

22:31.533 --> 22:34.033
و نمی‌تونی تمومش کنی

22:34.035 --> 22:37.537
...حرف ، حرف ، همه‌ی این حرفا

22:39.758 --> 22:44.377
خب ، اگه قراره به‌خاطرش زجر بکشم
پس تو هم باید زجر بکشی

22:55.273 --> 22:57.927
«مشکل اینه که من به خونه‌ی «لوشِن
دعوت نشدم

22:57.957 --> 22:59.577
پس تو می‌تونی لطف کنی
و اشیاء تاریکت رو تکون بدی

22:59.607 --> 23:02.407
کثیف‌کاریاش هم با من

23:06.186 --> 23:07.186
هی

23:07.216 --> 23:09.869
واسه این‌کار آماده‌ای؟ -
اگه سربار باشم چی؟ -

23:09.871 --> 23:12.957
داشتم تمرین می‌کردم . پس می‌تونم
به یه کیسه مشت بزنم ولی تو واقعیت چی؟

23:12.987 --> 23:15.575
کمی» ، مسئله‌ی راجبه ترسیدن اینه»

23:15.577 --> 23:17.543
اگه مجبوری کاری رو بکنی که
ازش می‌ترسی

23:17.545 --> 23:19.078
پس همه‌ی این ترس بیهوده‌ست

23:19.080 --> 23:21.914
یا به خشم تبدیلش کن
یه پشت‌سر بذارش

23:21.916 --> 23:25.635
ولی در هر صورت این تویی
که احساسات‌ـت رو کنترل می‌کنی

23:27.442 --> 23:30.590
که یعنی همین الانشم یه قدم
از «آرورا» جلوتر هستی

23:35.930 --> 23:38.097
هی ، من یه فکری دارم

23:42.127 --> 23:43.127
«آلایژا»

23:44.155 --> 23:47.323
من یه سوال نسبتاً مهم ازت پرسیدم

23:47.325 --> 23:49.325
با شرایطی که الان داریم

23:49.327 --> 23:51.883
اگه عاقل باشی صبر من رو امتحان نمی‌کنی

23:51.913 --> 23:52.913
...پس

23:54.545 --> 23:56.416
«محل استراحت «تریستان

23:56.418 --> 23:59.385
تو به دقت از خودت چنین موجود پلیدی ساختی

23:59.387 --> 24:00.837
...که کاملاً تبدیل بشی به

24:02.557 --> 24:04.641
پیغام‌رسون اون موجود توهمی؟

24:06.835 --> 24:09.262
...شما «مایکلسون»ها

24:09.753 --> 24:12.765
گستاخی‌تون واقعاً حد و مرز نداره

24:12.767 --> 24:17.403
لازمه یادآوری کنم
که پیشگویی طرف منه؟

24:17.904 --> 24:19.439
خانواده‌ی تو محکوم به فناست

24:19.441 --> 24:23.826
پس اگه جای «تریستان» رو بهم بگی
حداقل می‌تونم به مرگتون سرعت بدم

24:23.828 --> 24:27.580
اصلاً نمیدونم اون کجاست

24:27.582 --> 24:29.782
«ولی میدونی «لوشِن

24:29.784 --> 24:35.838
مسئله اینه که به گمونم
برای تو اصلاً اهمیتی نداره

24:41.630 --> 24:43.380
من هیچ‌وقت زیاد ازش خوشم نمیومد

24:46.057 --> 24:49.302
ولی حداقل می‌تونم به «آرورا» بگم
که سعی خودم رو کردم

25:02.484 --> 25:04.317
چیزیمون نمیشه

25:04.319 --> 25:06.319
تا الانشم خوب از پس‌ـش بر اومدیم

25:06.321 --> 25:09.122
به محض اینکه با نیاکان به توافق برسیم
میریم سر اون قراری که می‌خواستی

25:40.155 --> 25:41.623
تو گفتی جادو اینجا کار نمی‌کنه

25:41.653 --> 25:44.857
نیاکان دارن از طلسم عبور می‌کنن
وقت زیادی نداریم

25:46.077 --> 25:47.694
شرمنده که مزاحم قرار شبانه شدم

25:48.311 --> 25:49.612
چی‌کار می‌کنی؟

25:49.614 --> 25:52.198
از راه افتادن یه حمام خون وسط شهرم
جلوگیری می‌کنم

25:52.200 --> 25:54.033
و دارم آزادت می‌کنم که به
وینسنت» کمک کنی»

25:54.035 --> 25:55.835
اون توی قبرسون تو دردسر افتاده . برو

25:55.837 --> 25:57.370
من اینجا رو تخلیه می‌کنم

26:02.438 --> 26:04.010
برادرم رو بده

26:07.232 --> 26:08.881
دوباره درخواست نمی‌کنم

26:09.092 --> 26:11.300
«لطفاً «آلایژا

26:11.545 --> 26:13.553
بدون کِی شکست‌ـت دادن

26:27.952 --> 26:30.153
به‌نظر میاد درد داره

26:30.155 --> 26:32.622
همین رو می‌خواستم

26:32.624 --> 26:36.743
تو با من چی‌کار کردی؟

26:36.745 --> 26:39.579
مُهر تو رو اسیر می‌کنه

26:39.581 --> 26:40.913
ضعیفت می‌کنه

26:40.915 --> 26:42.715
جوشیدن خون رو هم
خودم بهش اضافه کردن

26:44.335 --> 26:46.085
شاید نتونم بکشمت

26:46.087 --> 26:48.755
ولی می‌تونم کاری کنم که آرزوی مرگ کنی

26:53.736 --> 26:56.429
همین؟ دیگه حرفی واسه گفتن نداری؟

26:57.510 --> 27:00.149
دیگه نمی‌خوای نیش و کنایه بزنی؟

27:00.726 --> 27:03.853
خب پس گمونم وقتشه که
کار رو یه سره کنم

27:06.048 --> 27:07.295
چی‌کار می‌کنی؟

27:07.325 --> 27:09.108
می‌خوام این رو فرو کنم تو قلبم

27:09.110 --> 27:11.110
بمیرم و دوباره متولد بشم

27:12.595 --> 27:14.997
...و بعد به کمک قدرت جدیدم

27:17.368 --> 27:19.786
می‌خوام تا ابد ساکت‌ـت کنم

27:30.234 --> 27:31.234
...خب

27:32.030 --> 27:33.850
به‌نظر میرسه مهمون داریم

27:42.528 --> 27:44.348
خدای من

27:45.432 --> 27:47.782
امروز هی داره بهتر و بهتر میشه

27:55.794 --> 27:57.132
کمی» ، یه مدته ندیدمت»

27:57.162 --> 27:58.995
با خون‌آشام بودن چطوری؟

27:59.421 --> 28:00.997
در واقع ازش لذت می‌برم

28:01.866 --> 28:06.136
به‌خاطر همین اینجام تا
قدردانی خودم رو ابراز کنم

28:06.138 --> 28:08.038
دختره‌ی گستاخ پررو

28:09.325 --> 28:10.473
اومدی با من دربیوفتی؟

28:10.475 --> 28:11.391
«از اینجا برو بیرون «کمیل

28:11.393 --> 28:12.901
«خفه‌شو «نیک

28:12.931 --> 28:14.716
موضوع بین ما دخترهاست

28:14.746 --> 28:17.997
به‌هرحال گمونم اجازه بدم
به ناله‌هاش گوش کنی وقتی

28:17.999 --> 28:20.917
دست و پاش رو مثل بال یه پروانه‌ی
خوشگل و کوچولو می‌کنم

28:20.919 --> 28:22.085
می‌خوام تلاشت رو بکنی

28:22.087 --> 28:25.221
داری زرق و برق این
عتیقه‌هات رو نشونم میدی

28:25.223 --> 28:26.723
گمونم می‌ترسیدم

28:26.725 --> 28:28.591
اگه فکر می‌کردم اونقدر سریع هستی
که ازشون استفاده کنی

28:31.142 --> 28:34.147
واقعاً بهش فکر نکرده بودی ، مگه نه؟

28:34.149 --> 28:36.293
راستش ما فکر کرده بودیم

28:42.841 --> 28:44.341
وایسا

28:45.260 --> 28:47.060
اون سِرُم رو خورده

29:12.018 --> 29:13.203
اون باید کمک کنه

29:14.191 --> 29:18.007
پیشنهاد می‌کنم بخوریش قبل از
اینکه کاری کنی که پشیمون بشی

29:35.206 --> 29:36.793
دِوینا» ، نه»

29:37.195 --> 29:38.694
به اون دست نزن

29:38.696 --> 29:39.576
این چیه؟

29:39.606 --> 29:43.071
این یه طلسم خیلی خطرناکه

29:43.101 --> 29:45.301
«به لطف دوست قدیمی‌ـت «ون گویِن

29:45.303 --> 29:50.190
نیاکان اون رو نماینده کردن
و می‌خوان اقدام کنن

29:50.192 --> 29:51.808
«بعدش میان سراغ «کول

29:52.777 --> 29:54.444
به محض اینکه هر 6تا شمع بسوزن

29:54.446 --> 29:56.035
می‌تونیم از محدوده‌ی خنثی‌مون خدافظی کنیم

29:56.065 --> 29:58.253
اگه دستشون به «کول» برسه
دیگه نمی‌تونه خودش رو کنترل کنه

29:58.283 --> 29:59.403
باید همین الان جلوش رو بگیریم

29:59.433 --> 30:02.591
دِوینا» ، من دیگه به قدرت نیاکان»
دسترسی ندارم

30:02.621 --> 30:03.920
منم ندارم

30:04.555 --> 30:06.555
ولی می‌تونیم به هم متصل بشیم

30:24.559 --> 30:26.609
بابت پیش‌غذا ممنون رفیق

30:26.711 --> 30:28.094
حالا دیگه بهتره راه بیوفتم

30:28.096 --> 30:29.214
نمی‌تونم اجازه بدم بری

30:29.244 --> 30:30.468
خانواده‌ام تو خطر افتاده

30:30.498 --> 30:31.831
ممکنه «دِوینا» تو دردسر افتاده باشه

30:31.833 --> 30:33.238
نمیذارم نزدیک اون بشی

30:33.268 --> 30:34.790
خب؟ نه تا موقعی که اینجوری هستی

30:41.204 --> 30:43.787
«گوش کن چی میگم «کول
من هیچ‌وقت ازت خوشم نمیومد

30:43.817 --> 30:46.363
ولی معلومه الان تو خودت نیستی

30:46.365 --> 30:47.898
بگو که نمی‌تونی احساس‌ـش کنی

30:55.123 --> 30:58.291
نیاکان دارن این بلا رو سرت میارن
و دست بردار هم نیستن

30:58.293 --> 31:00.043
خب ، باید از شهر بری بیرن

31:00.045 --> 31:01.912
یه جا که دستشون بهت نرسه

31:01.914 --> 31:05.916
هر چی بیشتر بمونی
واسه بقیه خطرناک‌تر میشی

31:05.918 --> 31:08.084
«از جمله «دِوینا

31:28.768 --> 31:30.490
«باید حرفم رو باور کنی «مارسل

31:31.827 --> 31:36.163
من هیچ‌وقت...هرگز به
دِوینا» صدمه نمیزنم»

31:37.811 --> 31:40.500
اگه راست میگی پس کار درست رو بکن

31:42.947 --> 31:46.790
برو و بر هم نگرد

32:10.281 --> 32:14.228
«خب ، اعتراف می‌کنم «فِرِیا
این یه تلاش شجاعانه‌ست

32:14.230 --> 32:17.598
«که گمونم از ناراحتی برای مرگ «فین
الهام گرفته؟

32:22.288 --> 32:24.572
یه طلسم نسبتاً قوی اتساع عروقی

32:25.089 --> 32:26.991
همیشه آدم رو تحت تأثیر قرار میدی

32:26.993 --> 32:29.777
من همه جور حقه دارم

32:30.839 --> 32:34.015
ما حتی بیننده هم آوردیم
که از نمایش لذت ببرن

32:36.452 --> 32:37.952
حالا بیا خواهر عزیزم

32:37.954 --> 32:40.421
خب ، «استریکس» برداشت اول نمایش هستن

32:40.423 --> 32:43.791
برداشت دوم : «لوشِن» زیر 1000 تن سیمان
دفن میشه

32:43.793 --> 32:46.127
برداشت سوم : خطر اسپویلر

32:46.129 --> 32:47.635
تو یک پارکینگ هستی

32:48.656 --> 32:50.297
حتی بعد از 1000 سال

32:50.299 --> 32:52.767
هیچ‌وقت نتونستی جلوی
گستاخیت رو بگیری

32:53.109 --> 32:57.138
هنوزم فقط خودت برای خودت مهم هستی

32:58.357 --> 33:00.024
من می‌تونم هر چیزی رو بکشم

33:00.026 --> 33:02.443
حتی اونا ، حتی تو

33:02.807 --> 33:07.064
و از اونجا که نیاکان من رو کردن
...قهرمان خودشون

33:09.081 --> 33:11.652
اجازه نمیدن جلوی من گرفته بشه

33:26.335 --> 33:28.249
نیک» ، عجب معمایی»

33:28.688 --> 33:31.305
مادر بچه‌ات اینجاست

33:31.307 --> 33:34.475
زن رویاهات هم اینجاست

33:37.009 --> 33:38.779
اول باید کدومشون رو بکشم؟

33:38.781 --> 33:40.615
من کسی‌ام که بهت خیانت کرد

33:40.617 --> 33:42.533
من کسی‌ام که ازش متنفری

33:42.535 --> 33:44.151
و اونام کسایی هستن که واسه تو مهم‌ـن

33:44.153 --> 33:45.987
پس چه افتخاری نصیبم میشه
که وقتی تیکه‌پاره‌شون می‌کنم

33:45.989 --> 33:48.539
قیافت رو تماشا کنم

33:48.541 --> 33:52.326
هی ، من همینجام . آماده و منتظر

33:52.328 --> 33:55.162
کمی» ، قهرمان بودن»
هیچ‌وقت به تو نمیومد

33:55.164 --> 33:57.381
به لرزه افتادن و بیچاره
بیشتر بهت میاد

34:04.068 --> 34:07.141
کمی» ، تا حالا «نیک» بهت گفته»
وقتی یه خون‌آشام

34:07.143 --> 34:10.511
بدون دعوت وارد یه اتاق میشه
چه اتفاقی میفته؟

34:13.399 --> 34:15.182
«آرورا»

34:15.554 --> 34:17.018
خواهش می‌کنم

34:33.670 --> 34:35.036
بهترین آدمات اینا بودن؟

34:42.545 --> 34:44.378
بذار بره

34:44.380 --> 34:48.683
ساکت «نیک» . آخرین لحظات عمرش
رو بدتر از اونی که باید نکن

35:11.124 --> 35:12.406
عزیزم

35:12.408 --> 35:15.576
دیگه دارم برات احساس تأسف می‌کنم

35:15.578 --> 35:17.545
عشق چشمت رو کور کرده
مثل من که یه زمان بودم

35:17.547 --> 35:20.131
حاضری همه چیزت رو ببخشی
حتی زندگیت رو برای کسی که

35:20.133 --> 35:23.751
ارزش‌ـش رو نداره و نخواهد داشت

35:30.977 --> 35:31.842
«کمی»

35:31.844 --> 35:32.643
حالا

35:44.643 --> 35:46.193
شب‌بخیر خوشگل خانم

36:12.625 --> 36:14.785
کول» کجاست؟ حالش خوبه؟»

36:15.344 --> 36:16.494
«اون رفته «دی

36:17.787 --> 36:19.666
چی؟ چرا؟

36:19.696 --> 36:21.826
من طلسم «ون» رو متوقف کردم
دیگه اینجا براش امنه

36:22.228 --> 36:24.695
ولی این راه‌حل دائمی نیست

36:24.697 --> 36:27.031
تو پیداش می‌کنی . میدونم پیداش می‌کنی

36:27.033 --> 36:31.736
ولی تا اون‌موقع «کول» باید میرفت
تا تو در امان بمونی

36:32.808 --> 36:33.808
نه

36:34.741 --> 36:36.407
گوش کن

36:36.409 --> 36:38.543
من طرف رو تقریباً 2 قرن‌ـه می‌شناسم

36:38.545 --> 36:42.771
و تا حالا این اولین‌بارـه که
اون کار درست رو انجام داده

36:47.917 --> 36:49.192
چیزی نیست

36:49.222 --> 36:50.772
میدونم

38:21.114 --> 38:24.031
وقعاً فکر می‌کنی هیچ‌وقت می‌تونی
عاشق اون سبک‌مغز بشی؟

38:24.033 --> 38:28.202
طفلکی «لوشِن» جون

38:28.204 --> 38:32.039
بعد از این‌همه مدت هنوزم
دنبال اینه که من رو عاشقش کنه

38:32.827 --> 38:36.527
شرم‌آورـه که من همیشه اون رو
فقط به چشم یه وسیله دیدم

38:43.588 --> 38:44.886
مأموریت انجام شد

38:44.888 --> 38:47.476
و فقط کل روز طولش دادی

38:47.506 --> 38:49.556
دوباره هوس کردی زنجیر بشی؟

38:49.558 --> 38:51.642
لطف بزرگی در حق همه‌ی ما می‌کنی

38:51.644 --> 38:53.227
شاید بتونی دهنش رو با یه چیزی ببندی

38:53.229 --> 38:55.679
آرورا» هنوز بیهوشه»

38:55.681 --> 38:57.514
نمیشه همونطوری نگه‌ـش داشت؟

38:57.516 --> 39:00.184
طلسم من به اندازه کافی بیهوش نگه‌ـش میداره
تا از سِرُم تو خون‌ـش

39:00.186 --> 39:02.759
برای پیدا کردن یه راهی واسه کشتن
خودش و «لوشِن» پیدا کنیم

39:02.789 --> 39:05.322
باید بگم که منتظرش هستم

39:05.777 --> 39:07.027
قابل نداشت

39:08.373 --> 39:11.295
گمونم باید از تو هم تشکر کنم

39:11.297 --> 39:13.798
می‌تونی با عوض کردن
پوشک بچه ازم تشکر کنی

39:13.800 --> 39:16.000
گرچه حالا که روی دور تشکر کردن افتادی

39:16.002 --> 39:17.468
احتمالاً باید یه سری به «کمی» بزنی

39:18.193 --> 39:20.219
گمونم «کمیل» ترجیح میده که
تنهاش بذارم

39:20.249 --> 39:25.092
بیخیال «کلاوس» ، مگه ندیدی
چی به سرش اومد تا نجات‌ـت بده؟

39:26.772 --> 39:31.816
ممکنه «کمی» بهت گفته باشه که
دور موندن بهتره . شایدم باشه

39:32.678 --> 39:34.878
ولی این جلوی احساس‌ـش رو نمی‌گیره

39:56.616 --> 39:58.616
تو امروز یه قهرمان بودی

39:59.739 --> 40:00.878
متأسفم

40:00.880 --> 40:04.080
من مزاحم نقشه‌ی گنده و خفن انتقامت شدم؟

40:05.684 --> 40:07.084
نمی‌تونی بیای تو

40:07.486 --> 40:10.521
نه . البته که نه
تو حالا یه خون‌آشامی

40:10.523 --> 40:12.949
اینجا حتماً به اسم یکی دیگه‌ست

40:12.979 --> 40:14.334
«شب‌بخیر «لوشِن

40:14.364 --> 40:17.064
البته می‌خوای اون شخص دم دست باشه

40:18.500 --> 40:21.949
مثلاً یه دوست که واسه
صرف چای اومده بود

40:21.951 --> 40:24.535
همسایه‌ها دم دست هستن

40:25.142 --> 40:26.863
البته نمیشه هر همسایه‌‌ای باشه
باید کسی باشه که

40:26.893 --> 40:28.793
قابل اطمینان بوده باشه

40:28.823 --> 40:31.291
شاید کسی که توی خونه کار می‌کنه

40:31.293 --> 40:34.795
نه «گریگوری» که طبقه 4ـم میشینه
اون 1 ماه دیگه تخلیه می‌کنه

40:34.797 --> 40:38.048
یا «لاتیشا» واحد 7بی . اون از
جاهای شلوغ می‌ترسه

40:39.152 --> 40:40.152
...ولی

40:41.626 --> 40:42.626
«استفانی»

40:43.573 --> 40:45.656
همین پایین راهرو -
تنهاش بذار -

40:45.658 --> 40:47.158
خب ، این قراره کار سختی باشه

40:47.160 --> 40:49.243
با توجه به اینکه من قبلاً کشتمش

40:50.213 --> 40:53.547
پس دیدی؟ می‌تونم بیام تو

41:04.600 --> 41:05.600
مترجم : مــعــیــن

41:06.600 --> 41:42.600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
