1
00:00:01,237 --> 00:00:02,816
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,846 --> 00:00:06,534
اگه این پیشگویی کامل بشه
همه‌تون خواهید مُرد

3
00:00:06,564 --> 00:00:07,608
یکی توسط دوست

4
00:00:07,638 --> 00:00:10,355
یکی توسط دشمن
و یکی به دست خانواده

5
00:00:10,357 --> 00:00:13,713
خواهش می‌کنم «نیک» . من رو بکش -
نه درحالی‌که تنها کسی که دوست‌ـت داره -

6
00:00:13,743 --> 00:00:15,862
ته اقیانوس در حال پوسیدنه -
نه -

7
00:00:15,892 --> 00:00:18,277
اگه جادوگر بکُشی جایگاهت رو بین
بقیه جادوگرها از دست میدی

8
00:00:18,307 --> 00:00:20,971
برای کاری که کردی لازمه طَرد بشی
«متأسفم «دِوینا

9
00:00:21,001 --> 00:00:23,790
سِینت جیمز» تنها جایی هست که»
جادو توش کار نمی‌کنه

10
00:00:23,820 --> 00:00:28,282
دِوینا» ، این رو اینجا ضبط می‌کنم»
چون که جادو دشمن ماست

11
00:00:28,312 --> 00:00:31,142
نیاکان دارن مجبورم می‌کنن که
به «لوشِن کَسِل» کمک کنم

12
00:00:31,144 --> 00:00:34,801
هر چی که لازممه دارم تا چیزی بشم
که لیاقتش رو دارم

13
00:00:34,831 --> 00:00:36,048
می‌خوای یه اصیل بشی؟

14
00:00:36,078 --> 00:00:38,288
قصد دارم یه فراتر از اون بشم

15
00:00:38,318 --> 00:00:41,291
زهر «لوشِن» از همه‌ی
7تا گله گرفته شده

16
00:00:41,321 --> 00:00:44,153
باهاش می‌تونه گازی بگیره که حتی
منم نمی‌تونم درمانش کنم

17
00:00:45,398 --> 00:00:47,197
خودش می‌خواست بکشیدش

18
00:00:47,227 --> 00:00:49,144
کمکش کردین قدم آخر رو برداره

19
00:00:49,174 --> 00:00:52,319
نیاکان دارن «کول» رو دستکاری می‌کنن
دستشون به من نمیرسید

20
00:00:52,349 --> 00:00:54,104
پس به جاش کاری می‌کنن که اون
کنترلش رو از دست بده

21
00:00:54,134 --> 00:00:55,300
2تا شیشه از سِرُم وجود داره

22
00:00:55,302 --> 00:00:56,668
اونم فقط یدونه‌اش رو خورد

23
00:00:56,698 --> 00:00:58,146
به اندازه کافی برای 2 نفر درست کرد

24
00:00:58,176 --> 00:00:59,133
«آرورا»

25
00:00:59,163 --> 00:01:00,697
اون رفته

26
00:01:09,966 --> 00:01:12,133
خوش می‌گذره عشقم؟

27
00:01:13,853 --> 00:01:15,465
حس می‌کنم یه زن تازه شدم

28
00:01:16,433 --> 00:01:18,559
چه انتخاب کلمات دوست‌داشتنی

29
00:01:19,259 --> 00:01:22,196
اینجا من رو یاد موقعی میندازه که
تو پاریس بودیم

30
00:01:22,226 --> 00:01:23,984
سال 1903؟

31
00:01:24,014 --> 00:01:25,764
فرانسه در زمان جنگ جهانی

32
00:01:25,766 --> 00:01:27,682
صلح ، رفاه

33
00:01:27,684 --> 00:01:29,294
امید -
پس هدفت همین بود؟ -

34
00:01:29,324 --> 00:01:32,204
با شامپاین خفه‌ام کنی و بعدش
با حسرت روزهای گذشته فریبم بدی؟

35
00:01:32,234 --> 00:01:37,050
من فقط یه جای خوب برامون می‌خواستم
که یه ماجراجویی جدید رو شروع کنیم

36
00:01:37,080 --> 00:01:39,890
شاید چند قرن دیگه

37
00:01:39,920 --> 00:01:45,600
من و تو به این جای روستایی
به عنوان محل شروع فصلمون نگاه کنیم

38
00:01:45,630 --> 00:01:47,619
و این فصل شامل چی میشه؟

39
00:01:47,649 --> 00:01:49,197
قدرت

40
00:01:49,227 --> 00:01:51,106
سلطه

41
00:01:52,426 --> 00:01:53,558
انتقام

42
00:01:54,766 --> 00:01:56,260
مردها خوب بلدن حرف بزنن

43
00:01:56,290 --> 00:01:58,899
ولی خیلی کم پیش میاد که
از حرف زدن فراتر برن

44
00:01:59,924 --> 00:02:01,538
اون‌وقت به من میگن توهمی

45
00:02:01,568 --> 00:02:03,869
بذله‌گویی‌ـت مثل همیشه تند و تیزه

46
00:02:03,899 --> 00:02:06,897
نیک» احمقه که تو رو از دست داد»

47
00:02:06,927 --> 00:02:09,177
و درصورتی‌که از دست دادنت
به عنوان مجازات کافیه

48
00:02:09,207 --> 00:02:12,482
مطمئن باش کاری می‌کنم
خیلی بیشتر از اینا زجر بکشه

49
00:02:12,512 --> 00:02:14,479
«تو حریف «نیکلاوس» نمیشی «لوشِن

50
00:02:14,481 --> 00:02:16,898
اون همیشه از تو بهتر بوده و هست

51
00:02:18,602 --> 00:02:20,776
من حالا دیگه روی هم رفته عوض شدم

52
00:02:25,692 --> 00:02:29,227
«خون یه جادوگر از نسل «مایکلسون
که به جادوی سیاه آغشته شده

53
00:02:29,229 --> 00:02:33,898
این من رو به یه چیز جدید تغییر داد

54
00:02:33,900 --> 00:02:37,819
با قدرتی که تا حالا دنیا به خودش ندیده

55
00:02:39,406 --> 00:02:43,792
گاز من کشنده‌ست
«حتی برای یک «مایکلسون

56
00:02:45,212 --> 00:02:47,662
اینم از اون لاف زدن‌هاته «لوشِن»؟

57
00:02:47,664 --> 00:02:50,548
نه . میشه خیلی راحت ثابتش کرد

58
00:02:50,550 --> 00:02:52,167
کافیه از «فین» بیچاره بپرسی

59
00:02:52,169 --> 00:02:54,502
وایسا . اون نمی‌تونه
چون من کشتمش

60
00:02:55,589 --> 00:02:58,423
بقیه برادرهاش هم
به‌زودی بهش ملحق میشن

61
00:02:58,425 --> 00:03:00,258
همونطور که پیشگویی گفته

62
00:03:01,645 --> 00:03:03,812
...ولی اول

63
00:03:03,814 --> 00:03:06,848
می‌خواستم این پیشنهاد رو بهت بدم

64
00:03:08,902 --> 00:03:11,603
پیشنهادم آسونه

65
00:03:11,605 --> 00:03:13,655
«به من ملحق شو «آرورا

66
00:03:13,657 --> 00:03:16,491
این رو بخور و مثل من شو

67
00:03:16,493 --> 00:03:19,995
و بیا بقیه زندگی ابدی‌مون رو کنار هم باشیم

68
00:03:19,997 --> 00:03:24,566
در عوض تو هم عشق
ابدی من نصیب‌ـت میشه

69
00:03:25,340 --> 00:03:27,519
و می‌تونی انتقامت رو تمام و کمال بگیری

70
00:03:30,115 --> 00:03:32,607
پیشنهادت رو قبول می‌کنم

71
00:03:32,609 --> 00:03:34,743
ولی متأسفانه تا وقتی که برادرم
داره زجر می‌کشه

72
00:03:34,745 --> 00:03:38,363
نمی‌تونم از عشق تو یا انتقامم لذت ببرم

73
00:03:38,365 --> 00:03:41,366
پس بذار یه قول دیگه هم بهت بدم

74
00:03:41,368 --> 00:03:43,702
قبول کن

75
00:03:43,704 --> 00:03:47,038
و تا پایان روز «تریستان» بهت برمیگرده

76
00:03:48,342 --> 00:03:51,793
یا با کشتن «آلایژا» به زجرش خاتمه میدم

77
00:03:56,200 --> 00:03:57,200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

78
00:03:58,200 --> 00:04:03,000
"The Originals"
فصل 3
قسمت 18 : شیطان به اینجا آمد و آه کشید

79
00:04:04,000 --> 00:04:12,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

80
00:04:15,973 --> 00:04:17,285
فضولی می‌کنی

81
00:04:17,287 --> 00:04:19,904
دارم نظارت می‌کنم . پس چطوری
به تلاشت سرعت بدم؟

82
00:04:19,906 --> 00:04:21,873
بذار ببینم . شاید بهتره
وینسنت» رو بیارم اینجا»

83
00:04:21,875 --> 00:04:24,209
پاهاش رو قطع کنم
تا مجبور بشه کمکت کنه

84
00:04:24,211 --> 00:04:26,378
وینسنت» هم نمیدونه چطور میشه»
لوشِن» رو کشت»

85
00:04:26,380 --> 00:04:28,964
بعلاوه اگه از «سِینت جیمز» بیاد بیرون

86
00:04:28,966 --> 00:04:30,749
کی میدونه نیاکان دیگه به چه کاری
مجبورش می‌کنن

87
00:04:30,751 --> 00:04:33,752
اونطور که «دِوینا» گفت نیاکان
کاملاً سرشون شلوغه

88
00:04:33,754 --> 00:04:35,220
برادرمون «کول» رو از خود بی‌خود می‌کنن

89
00:04:35,222 --> 00:04:38,506
عجب سورپرایزی . یه روز دیگه
و یه انتقام جادوگری دیگه

90
00:04:38,508 --> 00:04:40,058
خب ، فعلاً «دِوینا» می‌تونه مراقب «کول» باشه

91
00:04:40,060 --> 00:04:42,699
بیاید انرژیمون رو روی «لوشِن» متمرکز کنیم

92
00:04:42,729 --> 00:04:44,484
چطوری دخل اون جانور جونده رو بیاریم؟

93
00:04:46,070 --> 00:04:47,232
دارم روش کار می‌کنم

94
00:04:47,234 --> 00:04:49,234
آره . وقتی همه‌ی ما
یه گوشه‌ی کار رو گرفتیم

95
00:04:49,236 --> 00:04:52,487
آلایژا» می‌تونه اینجا بمونه و به»
کارهای «فِرِیا» سرکشی کنه

96
00:04:52,489 --> 00:04:54,489
منم راستش میرم یه کاری انجام بدم

97
00:04:54,491 --> 00:04:55,573
...برادر ، انجام دادن کاری

98
00:04:55,575 --> 00:04:58,610
وقت حرف زدن تمومه

99
00:05:23,970 --> 00:05:26,354
«من نمی‌تونم اینجا باشم «دِوینا

100
00:05:26,356 --> 00:05:27,806
فکر خوبی نیست

101
00:05:27,808 --> 00:05:29,140
جادو اینجا روت اثر نداره

102
00:05:29,142 --> 00:05:30,558
...پس بیا تو

103
00:05:34,149 --> 00:05:35,864
و از ذهنت بیرونش کن

104
00:05:37,484 --> 00:05:39,317
حال‌ـت بهتره؟

105
00:05:44,791 --> 00:05:46,374
به‌نظر میرسه بازم بهت مدیونم

106
00:05:46,376 --> 00:05:49,160
حتماً دیگه از نجات دادنم خسته شدی

107
00:05:49,162 --> 00:05:51,162
راستش یه‌جورایی دوستش دارم

108
00:05:52,833 --> 00:05:56,334
و اگه بهت بگم که یه راهی واسه حل کردن
همه مشکلاتمون دارم چی میگی؟

109
00:05:56,336 --> 00:05:58,670
چی تو فکرته عزیزم؟

110
00:06:20,911 --> 00:06:23,027
به‌نظر میرسه نمی‌تونم وارد بشم

111
00:06:23,029 --> 00:06:25,029
بقیه خون‌آشام‌ها هم نمی‌تونن

112
00:06:25,031 --> 00:06:28,166
خونه رو به اسم همسایه‌ام کردم
و بهش نفوذ ذهنی کردم فراموش کنه

113
00:06:28,168 --> 00:06:30,785
می‌تونم بیارمش که دعوت‌ـت کنه داخل

114
00:06:30,787 --> 00:06:32,787
نه . عاقل بوی که احتیاط کردی

115
00:06:32,789 --> 00:06:35,206
هیچ‌کس نباید به داخل دعوت بشه
حتی من

116
00:06:37,377 --> 00:06:39,961
فقط اومدم ببینم در امانی یا نه

117
00:06:39,963 --> 00:06:42,213
کلاوس»؟»

118
00:06:42,875 --> 00:06:47,602
فرصتش نشد بهت بگم
چقدر در مورد «فین» متأسفم

119
00:06:49,055 --> 00:06:51,306
از دست دادن خانواده خیلی سخته

120
00:06:51,308 --> 00:06:54,893
آره . خب ، وقتی «لوشِن» بمیره
آرامش پیدا می‌کنم

121
00:06:54,895 --> 00:06:57,395
و «آرورا» چی؟

122
00:06:57,397 --> 00:07:00,281
«خیلی بده که گاز «لوشِن
می‌تونه تو رو بکشه

123
00:07:00,283 --> 00:07:01,866
اون الان می‌تونه به قدرتمندی
لوشِن» شده باشه»

124
00:07:01,868 --> 00:07:03,284
...و اگه تو هنوزم بهش احساس داشته باشی

125
00:07:03,286 --> 00:07:07,122
آرورا» واسم مهم نیست»

126
00:07:07,124 --> 00:07:09,290
تو برام مهمی

127
00:07:09,292 --> 00:07:12,410
ولی خب ، تو احساسات‌ـت رو
کاملاً برام روشن کردی

128
00:08:08,635 --> 00:08:10,752
«سلام «نیک

129
00:08:12,497 --> 00:08:14,646
بد نبود

130
00:08:15,225 --> 00:08:16,591
شاید بهتره لطفت رو جبران کنم

131
00:08:25,435 --> 00:08:27,936
حالا دیدی دوست قدیمی؟

132
00:08:27,938 --> 00:08:29,604
نمی‌تونی من رو شکست بدی

133
00:08:29,606 --> 00:08:33,741
به دست یه پسر مسئول طویله
شکست بخورم؟

134
00:08:33,743 --> 00:08:36,077
راستش شک دارم

135
00:08:37,664 --> 00:08:39,781
به وقتش نوبت منم میشه

136
00:08:39,783 --> 00:08:41,449
فعلاً توی پیشگویی که قراره کاملش کنم

137
00:08:41,451 --> 00:08:43,952
باید یه نقشی رو ایفا کنی

138
00:08:45,255 --> 00:08:48,173
قراره کمکم کنی «آلایژا» رو بگیرم

139
00:08:58,552 --> 00:09:00,969
نمیذارم به برادرم آسیب بزنی

140
00:09:01,828 --> 00:09:04,856
متأسفانه چاره‌ای نداری

141
00:09:40,152 --> 00:09:41,618
سعی کن یادت بیاد

142
00:09:41,620 --> 00:09:43,654
روحت با نیاکان گیر افتاده بود

143
00:09:43,656 --> 00:09:45,239
اونا چیزی نگفتن؟

144
00:09:45,241 --> 00:09:47,157
آره . خب ، سخته بخوای چیزی که
کسی گفته رو بخاطر بیاری

145
00:09:47,159 --> 00:09:48,909
وقتی می‌خوان به زور یادت بیارن

146
00:09:50,045 --> 00:09:52,830
وقتی رو تصور کن که «دِوینا» تو رو برگردوند

147
00:09:52,832 --> 00:09:56,416
هیچ صدای ورد خوندن یا چیز دیگه نشنیدی؟

148
00:09:56,418 --> 00:09:59,002
نمیدونم...یه تهدید؟ -
هیچ حرفی در کار نبود -

149
00:09:59,004 --> 00:10:01,138
‌خب ، اونا ازم متنفرن چون که
من یه «مایکلسون»ـم

150
00:10:01,140 --> 00:10:03,223
هدف این سوال‌ها چیه؟

151
00:10:05,678 --> 00:10:08,345
نیاکان با «لوشِن» یه قراری گذاشتن

152
00:10:10,015 --> 00:10:11,315
این یه اعلام جنگه

153
00:10:11,317 --> 00:10:13,016
«حالا دارن میان دنبال «کول

154
00:10:14,186 --> 00:10:16,069
اگه دلیلش رو میدونستم
شاید می‌تونستم متقاعدشون کنم

155
00:10:16,071 --> 00:10:17,088
که راه بهتری هم وجود داره

156
00:10:17,118 --> 00:10:18,989
شاید می‌تونستم اونا رو سر عقل بیارم

157
00:10:18,991 --> 00:10:22,192
یه‌جور میگی انگار یه شورا هستن
که از آدمای منطقی تشکیل شده

158
00:10:22,194 --> 00:10:24,494
مُرده‌ها یه زمان زنده بودن

159
00:10:24,929 --> 00:10:26,363
تنها کاری که زنده‌ها
واقعاً می‌خوان انجام بدن

160
00:10:26,365 --> 00:10:28,615
اینه که از دردسر جلوگیری کنن
و مراقب خودشون باشن

161
00:10:31,036 --> 00:10:33,420
یادمه بچگی‌هام
روز موسیقی که می‌شد

162
00:10:33,422 --> 00:10:36,373
همه محفل‌ها دورهم جمع می‌شدن

163
00:10:36,375 --> 00:10:39,042
و مهم نبود مشکلت با یه نفر دیگه چی باشه

164
00:10:39,044 --> 00:10:41,378
اون روز همه باهم خوب بودن

165
00:10:41,380 --> 00:10:43,013
و می‌تونستی حضور تمام اونایی که

166
00:10:43,015 --> 00:10:44,548
قبلاً بودن رو حس کنی

167
00:10:44,550 --> 00:10:46,600
می‌تونستی تماشا کردنشون رو حس کنی

168
00:10:46,602 --> 00:10:48,852
مصالمت‌آمیز

169
00:10:48,854 --> 00:10:53,523
حالا از وقتی که خون‌آشام‌ها این شهر
رو گرفتن همون ارواح بی‌قرار شدن

170
00:10:53,525 --> 00:10:54,725
و وقتی «مایکلسون»ها اینجا زندگی می‌کردن

171
00:10:54,727 --> 00:10:56,393
محفل‌ها رنگ صلح و آرامش رو ندیدن

172
00:10:56,395 --> 00:10:59,897
حالا حدس میزنم که نیاکان «لوشِن» رو
به عنوان یه سلاح می‌بینن

173
00:11:01,150 --> 00:11:02,950
که روی خون‌آشام‌ها استفاده کنن ، خب؟

174
00:11:02,952 --> 00:11:06,286
روی خانواده‌ای که اونا رو به‌وجود آورد

175
00:11:06,288 --> 00:11:08,205
و اگه قراره جلوش رو بگیریم

176
00:11:08,207 --> 00:11:09,957
یکی باید نیاکان رو متقاعد کنه
که راه بهتری وجود داره

177
00:11:11,573 --> 00:11:14,715
اصلاً چرا تو به من کمک می‌کنی؟ -
به‌خاطر تو نیست -

178
00:11:14,745 --> 00:11:16,246
به‌خاطر «دِوینا»ست

179
00:11:17,917 --> 00:11:20,300
گمونم این اندازه بهش بدهکارم

180
00:11:26,307 --> 00:11:28,675
فِرِیا» ، وقتمون تموم شده»

181
00:11:28,677 --> 00:11:31,895
مُهر یه نماد جادویی پیچیده‌ست

182
00:11:31,897 --> 00:11:34,648
به قوی‌ترین شکل ممکن
مسلح و فشرده شده

183
00:11:34,650 --> 00:11:36,183
اگه عنصرهای درست رو ترکیب کنم

184
00:11:36,185 --> 00:11:37,734
شانسی نصیبمون میشه که
جلوی «لوشِن» رو بگیریم

185
00:11:37,736 --> 00:11:39,519
...و اگه درست ترکیب نکنم

186
00:11:44,660 --> 00:11:45,943
چی شده؟

187
00:11:45,945 --> 00:11:47,611
در مورد «کلاوس» ـه . «لوشِن» گرفت‌ـتش -
«فِرِیا» -

188
00:11:47,613 --> 00:11:48,829
دعوتش کن بیاد تو

189
00:11:48,831 --> 00:11:51,114
آره . بیا تو دعوت شدی

190
00:11:54,086 --> 00:11:56,086
تعریف کن چی شد

191
00:11:56,088 --> 00:11:57,537
لوشِن» براش کمین کرده بود»

192
00:11:57,539 --> 00:11:59,456
مثل آب خوردن کتکش زد

193
00:11:59,458 --> 00:12:00,457
گازشم گرفت؟

194
00:12:00,459 --> 00:12:01,959
نه . گمونم اون رو زنده می‌خواست

195
00:12:01,961 --> 00:12:03,260
تعقیبش کردم

196
00:12:03,262 --> 00:12:05,462
لوشِن» «کلاوس» رو برده توی پنت‌هاوس»

197
00:12:10,656 --> 00:12:13,186
لوشِن» من رو می‌خواد»

198
00:12:13,188 --> 00:12:14,638
«توی «ویسکی کَسک

199
00:12:14,996 --> 00:12:17,140
تنها و به سرعت

200
00:12:18,110 --> 00:12:21,194
میگه اگه تأخیر کنم
نیکلاوس» می‌میره»

201
00:12:30,155 --> 00:12:31,822
به‌نظر میاد راحت نیستی

202
00:12:34,326 --> 00:12:35,208
خیلی سفته؟

203
00:12:35,210 --> 00:12:37,599
نه . گمونم خیلی هم مناسبه

204
00:12:37,629 --> 00:12:40,497
اون چوب و زنجیرها به دست
مصری‌های باستان ساخته شدن

205
00:12:40,499 --> 00:12:43,500
هر جور شیطانی رو می‌تونن تحمل کنن

206
00:12:43,502 --> 00:12:45,886
هیچ چیز ماوراء طبیعی نمی‌تونه فرار کنه

207
00:12:46,608 --> 00:12:48,452
حتی تو

208
00:12:48,623 --> 00:12:54,711
دیدی؟ من همچین وسایلی رو
خیلی وقته که پیشم نگه داشتم

209
00:12:54,713 --> 00:12:57,547
قرن‌ها نقشه این لحظه رو کشیدم

210
00:12:58,892 --> 00:13:01,018
بگو بینم چه احساسی داره

211
00:13:01,020 --> 00:13:03,887
که بدونی یکی بهتر از خودت
شکست‌ـت داده؟

212
00:13:03,889 --> 00:13:06,223
به خیالت از من بهتری؟

213
00:13:07,014 --> 00:13:10,560
فکر کنم ارتقاء پیدا کردنت
روی مغزت اثر گذاشته

214
00:13:10,562 --> 00:13:12,229
تو رو هم مثل اون توهمی کرده

215
00:13:12,231 --> 00:13:14,731
حداقل الان دیگه واقعاً به هم میاین

216
00:13:14,733 --> 00:13:17,882
مطمئن میشم که خاکستر جفت‌ـتون
رو توی یه باتلاق پخش کنم

217
00:13:19,822 --> 00:13:21,994
توی صداش اثری از ترس وجود داره؟ -
آره -

218
00:13:22,024 --> 00:13:25,325
معمولاً متلک گفتن‌ها و تهدیدهات
خیلی متقاعدکننده‌تر بود

219
00:13:27,013 --> 00:13:29,363
گمونم اون شکست خورده عزیزم

220
00:13:31,339 --> 00:13:33,367
فقط هنوز داغون نشده

221
00:13:34,566 --> 00:13:37,371
ولی خب ، ما تازه داریم شروع می‌کنیم

222
00:13:37,373 --> 00:13:41,842
تنها کاری که باید بکنم خوردن اینه

223
00:13:42,811 --> 00:13:45,545
و بعدش منم از تو بهتر میشم

224
00:13:47,099 --> 00:13:50,517
هیچ میدونی بعدش به‌خاطر کاری که

225
00:13:50,519 --> 00:13:56,640
با برادرم و با من کردی
چقدر عذاب می‌کشی؟

226
00:14:01,897 --> 00:14:09,786
لذت خوشایند کشتنت
رو خودم می‌برم

227
00:14:11,957 --> 00:14:15,242
خب ، معلومه که شما 2تا
خیلی باهم حرف دارید

228
00:14:15,244 --> 00:14:20,130
پس اگه من رو ببخشید
یه جای دیگه کار دارم

229
00:14:28,257 --> 00:14:31,308
حالا عزیزم

230
00:14:31,310 --> 00:14:35,595
می‌تونی واسه خودت حال کنی
ولی لطفاً «نیک» رو زنده بذار

231
00:14:35,597 --> 00:14:39,182
خیلی بدم میاد لحظه مرگش رو از دست بدم

232
00:14:53,144 --> 00:14:55,115
واقعاً داری میری اونجا؟

233
00:14:56,118 --> 00:14:57,670
واقعاً دارم میرم اونجا

234
00:14:57,700 --> 00:15:00,003
آلایژا» ، تمام دلیل اینکه سند خونه رو»

235
00:15:00,005 --> 00:15:03,045
به اسم «فِرِیا» زدیم به‌خاطر این بود
که کسی نتونه واردش بشه

236
00:15:03,075 --> 00:15:05,714
حالا می‌خوای بری با کسی دربیوفتی
که می‌تونه تو رو بکشه؟

237
00:15:06,015 --> 00:15:10,297
آره . وقتی این‌کار رو می‌کنی
به‌نظر یخورده بی‌پروا میرسه

238
00:15:10,299 --> 00:15:11,965
«آلایژا»

239
00:15:14,553 --> 00:15:17,003
مراقب باش

240
00:15:23,562 --> 00:15:26,813
خیلی‌خب ، میدونم صدام رو می‌شنوید

241
00:15:27,639 --> 00:15:30,567
شما می‌خواستین من نماینده‌ی
9تا محفل باشم

242
00:15:30,569 --> 00:15:33,353
باور داشتید که می‌تونم مردممون رو
رهبری کنم

243
00:15:33,355 --> 00:15:35,272
ولی چطور می‌تونم یه رهبر باشم

244
00:15:35,274 --> 00:15:37,098
وقتی همینطور من رو اینور و اونور می‌کشید
انگار یه عروسک خیمه‌شب‌بازی‌

245
00:15:37,128 --> 00:15:38,560
یا هر چی هستم

246
00:15:39,257 --> 00:15:41,945
می‌خوام باهام حرف بزنید

247
00:15:48,170 --> 00:15:49,703
اونا جواب‌ـت رو نمیدن

248
00:15:52,797 --> 00:15:55,175
«ون گویِن»

249
00:15:55,689 --> 00:15:58,462
می‌بینم که بزرگ شدی

250
00:15:58,464 --> 00:15:59,880
مهم نیست پسر

251
00:15:59,882 --> 00:16:01,381
این هیچ ربطی به تو نداره

252
00:16:01,383 --> 00:16:03,310
راستش داره

253
00:16:03,546 --> 00:16:06,720
به‌نظر میرسه مامانم الان
یکی از نیاکان ـه

254
00:16:06,722 --> 00:16:09,356
به لطف دوست‌ـت «دِوینا» مُرده

255
00:16:09,358 --> 00:16:11,475
می‌شناسیش . همون خیانتکار که دزدکی
باهاش در ارتباط بودی

256
00:16:11,477 --> 00:16:13,065
حتی با وجود اینکه طَرد شده بود؟

257
00:16:13,095 --> 00:16:14,978
معلوم شد چه نماینده‌ای هستی

258
00:16:14,980 --> 00:16:15,950
...خب

259
00:16:16,031 --> 00:16:17,865
تعجبی نداره که نیاکان می‌خوان بیرونت کنن

260
00:16:17,867 --> 00:16:20,268
پس حالا دیگه تو به جای
نیاکان حرف میزنی . درسته؟

261
00:16:20,298 --> 00:16:23,070
چرا از نیاکان نمی‌پرسی
که چرا به «لوشِن کَسِل» اعتماد کردن؟

262
00:16:23,072 --> 00:16:25,038
خون‌آشامی که از وقتی پاش رو
توی «نیو اورلانز» گذاشت

263
00:16:25,040 --> 00:16:26,657
جز دروغ و کشتن کاری نکرد

264
00:16:26,659 --> 00:16:28,742
اون یه «مایکلسون» رو کشت که خیلی
بیشتر از کارهایی هست که تو کردی

265
00:16:28,744 --> 00:16:30,661
بیخیال پسر ، من دارم
سعی می‌کنم صلح رو حفظ کنم

266
00:16:30,663 --> 00:16:32,746
و چیزی که نیاکان می‌خوان انجام بدن
شروع یه جنگه

267
00:16:32,748 --> 00:16:36,166
جنگی که محفل‌ها برنده‌اش هستن
به لطف من

268
00:16:38,704 --> 00:16:40,537
زمانت به عنوان یه نماینده به پایان رسیده

269
00:16:40,539 --> 00:16:42,172
جادوگرها قراره شهر رو پس بگیرن

270
00:16:42,174 --> 00:16:45,843
قدم اول : مدیریت جدید

271
00:16:50,933 --> 00:16:52,049
...خب

272
00:16:52,051 --> 00:16:53,884
حالا شروع می‌کنیم

273
00:16:53,886 --> 00:16:55,552
من نماینده‌ام

274
00:16:58,245 --> 00:17:01,808
برام سواله که وقتی تصمیم گرفتی من
رو پشت اون دیوار وحشتناک دفن کنی

275
00:17:01,810 --> 00:17:06,563
اصلاً به فکرت رسید که نقشمون
ممکنه یه روز برعکس بشه؟

276
00:17:06,565 --> 00:17:09,566
جفتمون میدنیم که من تو رو
زنده دفن کردم

277
00:17:09,568 --> 00:17:12,736
چون نمی‌تونستم خودم رو راضی کنم
که بکشمت

278
00:17:12,738 --> 00:17:16,573
شکی نیست که می‌خواستی بعد از
یه مدت مناسب من رو آزاد کنی

279
00:17:16,575 --> 00:17:19,836
در واقع روش‌هام در کل بی‌شباهت
به روش‌های «تریستان» نبود

280
00:17:19,866 --> 00:17:22,746
مگه اون توی یه صومعه
کوهستانی قایمت نکرده بود؟

281
00:17:24,798 --> 00:17:27,634
واقعیت اینه که من هنوز
به خودمون امیدوار بودم

282
00:17:32,725 --> 00:17:35,809
حتماً احساسات‌ـت به من خیلی عمیق بوده

283
00:17:37,366 --> 00:17:44,318
بگو اگه الان بوست می‌کردم دوباره
اون احساسات‌ـت به جوش میومد؟

284
00:17:47,382 --> 00:17:49,273
چون من هیچی احساس نمی‌کردم

285
00:17:52,903 --> 00:17:54,702
خیلی مطمئنی؟

286
00:17:56,060 --> 00:18:01,118
ما مثل شعله‌ی آتیش تو تاریکی‌ـه
دنیای همدیگه هستیم

287
00:18:01,120 --> 00:18:04,788
همیشه باهم روشن‌تر از موقعی
که تنها هستیم می‌سوزیم

288
00:18:09,758 --> 00:18:17,745
و من حاضرم همه چیز رو ببخشم
اگه فقط تو من رو ببخشی عشقم

289
00:18:24,178 --> 00:18:27,575
تو واقعاً خیلی بیچاره‌ای ، مگه نه؟

290
00:18:29,315 --> 00:18:30,697
واقعاً رقت‌انگیزه که می‌بینم

291
00:18:30,699 --> 00:18:33,317
که به این فریب دادن‌های
بیهوده متوسل شدی

292
00:18:33,319 --> 00:18:35,068
یعنی حتی خنده‌دار هم هست

293
00:18:35,070 --> 00:18:37,802
و با اینحال پیشرفت‌های گستاخانه‌ی
لوشِن» رو قبول می‌کنی؟»

294
00:18:37,832 --> 00:18:38,713
...خب

295
00:18:38,743 --> 00:18:41,291
واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی هیچ‌وقت
عاشق اون سبک‌مغز بشی؟

296
00:18:42,773 --> 00:18:44,828
طفلکی «لوشِن» جون

297
00:18:45,649 --> 00:18:49,216
بعد از این‌همه سال اون هنوز
دنبال اینه که من رو عاشقش کنه

298
00:18:49,880 --> 00:18:53,637
شرم آوره که من اون رو همیشه
فقط به چشم یه وسیله دیدم

299
00:18:53,639 --> 00:18:55,589
ولی اگه می‌خواد برادرم رو نجات بده

300
00:18:55,591 --> 00:18:58,091
تا قاپ من رو بدزده
خب ، چرا جلوش رو بگیرم؟

301
00:18:58,731 --> 00:19:00,394
میشه اولین هدیه‌اش که
تا به حال قبول کردم

302
00:19:00,396 --> 00:19:02,179
...به‌هرحال

303
00:19:06,185 --> 00:19:10,020
اون این رو بهم داد که باهاش
خودم رو دوباره بسازم

304
00:19:10,448 --> 00:19:14,441
پس می‌تونم تبدیل به موجودی با
چنین قدرت خالص و خودسران بشم

305
00:19:14,801 --> 00:19:16,836
که حتی می‌تونم تو رو بکشم

306
00:19:18,498 --> 00:19:24,528
هر چی بین ما گذشته
هر چقدر هم که تنفر داشته باشی

307
00:19:24,558 --> 00:19:28,928
در من وابستگی رو می‌بینی
که همیشه آرزوش رو داشتی

308
00:19:28,958 --> 00:19:30,824
تا ابدیت رو بدون من سر کنی

309
00:19:31,145 --> 00:19:33,994
این نفرینی ـه که قلب شکننده‌ات
نمی‌تونه تحمل کنه

310
00:19:34,246 --> 00:19:35,912
اشتباه می‌کنی

311
00:19:37,082 --> 00:19:38,215
«ببین «نیک

312
00:19:38,217 --> 00:19:41,457
هر ترس و وحشتی که
تا ابد در انتظارم باشه

313
00:19:41,487 --> 00:19:46,656
در مقایسه با لذتی که از
کشتن تو می‌برم خیلی ناچیزه

314
00:19:48,911 --> 00:19:50,577
نوش

315
00:20:32,264 --> 00:20:35,432
این‌موقع سال توی «نیو اورلانز» بودن
چقدر لذتبخش‌ـه

316
00:20:40,539 --> 00:20:44,324
ولی متأسفانه برای تمام
استعداد امروز هیچی کاملاً با

317
00:20:44,326 --> 00:20:46,693
«تماشای اجرای زنده‌ی «الا و لوییز
قابل مقایسه نیست

318
00:20:47,571 --> 00:20:49,921
آره . عجب دنیای شگفت‌انگیزی بود

319
00:20:50,982 --> 00:20:52,482
برادرم رو بهم بده

320
00:20:52,484 --> 00:20:55,852
قبل از اینکه دنیای تو به‌طور قابل توجهی
از شگفت‌انگیزی‌اش کم بشه

321
00:20:55,854 --> 00:20:58,605
متأسفانه اول یه چیزی ازت می‌خوام

322
00:20:58,607 --> 00:21:00,907
برادر در ازای برادر مثل قبل

323
00:21:00,937 --> 00:21:04,527
بذار حدس بزنم . معشوقه‌ی خیالیت
می‌خواد «تریستان» جونش برگرده

324
00:21:04,529 --> 00:21:07,831
یا تو بمیری تا زجرش تموم بشه

325
00:21:07,833 --> 00:21:14,254
پس یا بهم میگی چطور
پیداش کنم یا می‌کشمت

326
00:21:16,523 --> 00:21:20,410
عزیزم ، دوست داری چطوری
سوختنم رو ببینی؟

327
00:21:20,862 --> 00:21:23,162
اونطور که با هیجان تماشام کنی

328
00:21:23,164 --> 00:21:25,303
وقتی مثل ققنوس از خاکستر متولد میشم

329
00:21:25,333 --> 00:21:26,822
چه تصویر دوست‌داشتنی

330
00:21:26,852 --> 00:21:29,686
ولی فکر کنم ممکنه
فرش «لوشِن» رو بسوزونی

331
00:21:29,688 --> 00:21:32,939
ترجیح نمیدی قبل از اینکه خودت رو بکشی
یخورده دیگه من رو شکنجه کنی؟

332
00:21:32,941 --> 00:21:34,107
داری وقت‌کشی می‌کنی؟

333
00:21:34,109 --> 00:21:37,744
شاید یه استراتژی واسه فرار کردنه؟

334
00:21:37,746 --> 00:21:40,280
ولی حتی اگه آزاد شدی بعدش چی؟
من رو می‌کشی؟

335
00:21:40,682 --> 00:21:43,566
سِرُم رو فعال می‌کنی و من رو
مثل «لوشِن» می‌کنی؟

336
00:21:44,986 --> 00:21:47,492
بهترین استراتژی واسه
زنده موندنت نیست

337
00:21:48,224 --> 00:21:49,824
این چیزیه که می‌خوای؟

338
00:21:50,759 --> 00:21:52,331
متوجه‌ای که مثل اون شدن

339
00:21:52,361 --> 00:21:55,361
فقط به بدبختی اساسی که الان داری
اضافه می‌کنه

340
00:21:56,751 --> 00:21:59,638
لوشِن» نمی‌تونه تو رو از خودت نجات بده»

341
00:21:59,668 --> 00:22:02,970
تریستان» و من هم در این»
مورد نمی‌تونیم کاری بکنیم

342
00:22:03,539 --> 00:22:07,256
تو قرن‌ها سعی کردی دیوانگی‌ـت رو
درمان کنی

343
00:22:07,258 --> 00:22:09,425
ولی بازم هنوز پیشرفتی نکردی

344
00:22:09,427 --> 00:22:13,596
جلوی زبون بدجنست رو می‌گیری
یا از حلقومت بکشمش بیرون

345
00:22:13,598 --> 00:22:16,399
آره . بازم تهدید کن . پس زودباش

346
00:22:16,401 --> 00:22:18,601
بزن من رو تیکه‌پاره کن

347
00:22:20,320 --> 00:22:23,823
یه روزه کارم تمومه
ولی تو تا ابد زنده می‌مونی

348
00:22:23,825 --> 00:22:26,492
غیرقابل‌دوست داشتن ، رقت‌انگیز

349
00:22:26,861 --> 00:22:31,531
زندگیت تا ابد پر از یأس و ناامیدی میشه

350
00:22:31,533 --> 00:22:34,033
و نمی‌تونی تمومش کنی

351
00:22:34,035 --> 00:22:37,537
...حرف ، حرف ، همه‌ی این حرفا

352
00:22:39,758 --> 00:22:44,377
خب ، اگه قراره به‌خاطرش زجر بکشم
پس تو هم باید زجر بکشی

353
00:22:55,273 --> 00:22:57,927
«مشکل اینه که من به خونه‌ی «لوشِن
دعوت نشدم

354
00:22:57,957 --> 00:22:59,577
پس تو می‌تونی لطف کنی
و اشیاء تاریکت رو تکون بدی

355
00:22:59,607 --> 00:23:02,407
کثیف‌کاریاش هم با من

356
00:23:06,186 --> 00:23:07,186
هی

357
00:23:07,216 --> 00:23:09,869
واسه این‌کار آماده‌ای؟ -
اگه سربار باشم چی؟ -

358
00:23:09,871 --> 00:23:12,957
داشتم تمرین می‌کردم . پس می‌تونم
به یه کیسه مشت بزنم ولی تو واقعیت چی؟

359
00:23:12,987 --> 00:23:15,575
کمی» ، مسئله‌ی راجبه ترسیدن اینه»

360
00:23:15,577 --> 00:23:17,543
اگه مجبوری کاری رو بکنی که
ازش می‌ترسی

361
00:23:17,545 --> 00:23:19,078
پس همه‌ی این ترس بیهوده‌ست

362
00:23:19,080 --> 00:23:21,914
یا به خشم تبدیلش کن
یه پشت‌سر بذارش

363
00:23:21,916 --> 00:23:25,635
ولی در هر صورت این تویی
که احساسات‌ـت رو کنترل می‌کنی

364
00:23:27,442 --> 00:23:30,590
که یعنی همین الانشم یه قدم
از «آرورا» جلوتر هستی

365
00:23:35,930 --> 00:23:38,097
هی ، من یه فکری دارم

366
00:23:42,127 --> 00:23:43,127
«آلایژا»

367
00:23:44,155 --> 00:23:47,323
من یه سوال نسبتاً مهم ازت پرسیدم

368
00:23:47,325 --> 00:23:49,325
با شرایطی که الان داریم

369
00:23:49,327 --> 00:23:51,883
اگه عاقل باشی صبر من رو امتحان نمی‌کنی

370
00:23:51,913 --> 00:23:52,913
...پس

371
00:23:54,545 --> 00:23:56,416
«محل استراحت «تریستان

372
00:23:56,418 --> 00:23:59,385
تو به دقت از خودت چنین موجود پلیدی ساختی

373
00:23:59,387 --> 00:24:00,837
...که کاملاً تبدیل بشی به

374
00:24:02,557 --> 00:24:04,641
پیغام‌رسون اون موجود توهمی؟

375
00:24:06,835 --> 00:24:09,262
...شما «مایکلسون»ها

376
00:24:09,753 --> 00:24:12,765
گستاخی‌تون واقعاً حد و مرز نداره

377
00:24:12,767 --> 00:24:17,403
لازمه یادآوری کنم
که پیشگویی طرف منه؟

378
00:24:17,904 --> 00:24:19,439
خانواده‌ی تو محکوم به فناست

379
00:24:19,441 --> 00:24:23,826
پس اگه جای «تریستان» رو بهم بگی
حداقل می‌تونم به مرگتون سرعت بدم

380
00:24:23,828 --> 00:24:27,580
اصلاً نمیدونم اون کجاست

381
00:24:27,582 --> 00:24:29,782
«ولی میدونی «لوشِن

382
00:24:29,784 --> 00:24:35,838
مسئله اینه که به گمونم
برای تو اصلاً اهمیتی نداره

383
00:24:41,630 --> 00:24:43,380
من هیچ‌وقت زیاد ازش خوشم نمیومد

384
00:24:46,057 --> 00:24:49,302
ولی حداقل می‌تونم به «آرورا» بگم
که سعی خودم رو کردم

385
00:25:02,484 --> 00:25:04,317
چیزیمون نمیشه

386
00:25:04,319 --> 00:25:06,319
تا الانشم خوب از پس‌ـش بر اومدیم

387
00:25:06,321 --> 00:25:09,122
به محض اینکه با نیاکان به توافق برسیم
میریم سر اون قراری که می‌خواستی

388
00:25:40,155 --> 00:25:41,623
تو گفتی جادو اینجا کار نمی‌کنه

389
00:25:41,653 --> 00:25:44,857
نیاکان دارن از طلسم عبور می‌کنن
وقت زیادی نداریم

390
00:25:46,077 --> 00:25:47,694
شرمنده که مزاحم قرار شبانه شدم

391
00:25:48,311 --> 00:25:49,612
چی‌کار می‌کنی؟

392
00:25:49,614 --> 00:25:52,198
از راه افتادن یه حمام خون وسط شهرم
جلوگیری می‌کنم

393
00:25:52,200 --> 00:25:54,033
و دارم آزادت می‌کنم که به
وینسنت» کمک کنی»

394
00:25:54,035 --> 00:25:55,835
اون توی قبرسون تو دردسر افتاده . برو

395
00:25:55,837 --> 00:25:57,370
من اینجا رو تخلیه می‌کنم

396
00:26:02,438 --> 00:26:04,010
برادرم رو بده

397
00:26:07,232 --> 00:26:08,881
دوباره درخواست نمی‌کنم

398
00:26:09,092 --> 00:26:11,300
«لطفاً «آلایژا

399
00:26:11,545 --> 00:26:13,553
بدون کِی شکست‌ـت دادن

400
00:26:27,952 --> 00:26:30,153
به‌نظر میاد درد داره

401
00:26:30,155 --> 00:26:32,622
همین رو می‌خواستم

402
00:26:32,624 --> 00:26:36,743
تو با من چی‌کار کردی؟

403
00:26:36,745 --> 00:26:39,579
مُهر تو رو اسیر می‌کنه

404
00:26:39,581 --> 00:26:40,913
ضعیفت می‌کنه

405
00:26:40,915 --> 00:26:42,715
جوشیدن خون رو هم
خودم بهش اضافه کردن

406
00:26:44,335 --> 00:26:46,085
شاید نتونم بکشمت

407
00:26:46,087 --> 00:26:48,755
ولی می‌تونم کاری کنم که آرزوی مرگ کنی

408
00:26:53,736 --> 00:26:56,429
همین؟ دیگه حرفی واسه گفتن نداری؟

409
00:26:57,510 --> 00:27:00,149
دیگه نمی‌خوای نیش و کنایه بزنی؟

410
00:27:00,726 --> 00:27:03,853
خب پس گمونم وقتشه که
کار رو یه سره کنم

411
00:27:06,048 --> 00:27:07,295
چی‌کار می‌کنی؟

412
00:27:07,325 --> 00:27:09,108
می‌خوام این رو فرو کنم تو قلبم

413
00:27:09,110 --> 00:27:11,110
بمیرم و دوباره متولد بشم

414
00:27:12,595 --> 00:27:14,997
...و بعد به کمک قدرت جدیدم

415
00:27:17,368 --> 00:27:19,786
می‌خوام تا ابد ساکت‌ـت کنم

416
00:27:30,234 --> 00:27:31,234
...خب

417
00:27:32,030 --> 00:27:33,850
به‌نظر میرسه مهمون داریم

418
00:27:42,528 --> 00:27:44,348
خدای من

419
00:27:45,432 --> 00:27:47,782
امروز هی داره بهتر و بهتر میشه

420
00:27:55,794 --> 00:27:57,132
کمی» ، یه مدته ندیدمت»

421
00:27:57,162 --> 00:27:58,995
با خون‌آشام بودن چطوری؟

422
00:27:59,421 --> 00:28:00,997
در واقع ازش لذت می‌برم

423
00:28:01,866 --> 00:28:06,136
به‌خاطر همین اینجام تا
قدردانی خودم رو ابراز کنم

424
00:28:06,138 --> 00:28:08,038
دختره‌ی گستاخ پررو

425
00:28:09,325 --> 00:28:10,473
اومدی با من دربیوفتی؟

426
00:28:10,475 --> 00:28:11,391
«از اینجا برو بیرون «کمیل

427
00:28:11,393 --> 00:28:12,901
«خفه‌شو «نیک

428
00:28:12,931 --> 00:28:14,716
موضوع بین ما دخترهاست

429
00:28:14,746 --> 00:28:17,997
به‌هرحال گمونم اجازه بدم
به ناله‌هاش گوش کنی وقتی

430
00:28:17,999 --> 00:28:20,917
دست و پاش رو مثل بال یه پروانه‌ی
خوشگل و کوچولو می‌کنم

431
00:28:20,919 --> 00:28:22,085
می‌خوام تلاشت رو بکنی

432
00:28:22,087 --> 00:28:25,221
داری زرق و برق این
عتیقه‌هات رو نشونم میدی

433
00:28:25,223 --> 00:28:26,723
گمونم می‌ترسیدم

434
00:28:26,725 --> 00:28:28,591
اگه فکر می‌کردم اونقدر سریع هستی
که ازشون استفاده کنی

435
00:28:31,142 --> 00:28:34,147
واقعاً بهش فکر نکرده بودی ، مگه نه؟

436
00:28:34,149 --> 00:28:36,293
راستش ما فکر کرده بودیم

437
00:28:42,841 --> 00:28:44,341
وایسا

438
00:28:45,260 --> 00:28:47,060
اون سِرُم رو خورده

439
00:29:12,018 --> 00:29:13,203
اون باید کمک کنه

440
00:29:14,191 --> 00:29:18,007
پیشنهاد می‌کنم بخوریش قبل از
اینکه کاری کنی که پشیمون بشی

441
00:29:35,206 --> 00:29:36,793
دِوینا» ، نه»

442
00:29:37,195 --> 00:29:38,694
به اون دست نزن

443
00:29:38,696 --> 00:29:39,576
این چیه؟

444
00:29:39,606 --> 00:29:43,071
این یه طلسم خیلی خطرناکه

445
00:29:43,101 --> 00:29:45,301
«به لطف دوست قدیمی‌ـت «ون گویِن

446
00:29:45,303 --> 00:29:50,190
نیاکان اون رو نماینده کردن
و می‌خوان اقدام کنن

447
00:29:50,192 --> 00:29:51,808
«بعدش میان سراغ «کول

448
00:29:52,777 --> 00:29:54,444
به محض اینکه هر 6تا شمع بسوزن

449
00:29:54,446 --> 00:29:56,035
می‌تونیم از محدوده‌ی خنثی‌مون خدافظی کنیم

450
00:29:56,065 --> 00:29:58,253
اگه دستشون به «کول» برسه
دیگه نمی‌تونه خودش رو کنترل کنه

451
00:29:58,283 --> 00:29:59,403
باید همین الان جلوش رو بگیریم

452
00:29:59,433 --> 00:30:02,591
دِوینا» ، من دیگه به قدرت نیاکان»
دسترسی ندارم

453
00:30:02,621 --> 00:30:03,920
منم ندارم

454
00:30:04,555 --> 00:30:06,555
ولی می‌تونیم به هم متصل بشیم

455
00:30:24,559 --> 00:30:26,609
بابت پیش‌غذا ممنون رفیق

456
00:30:26,711 --> 00:30:28,094
حالا دیگه بهتره راه بیوفتم

457
00:30:28,096 --> 00:30:29,214
نمی‌تونم اجازه بدم بری

458
00:30:29,244 --> 00:30:30,468
خانواده‌ام تو خطر افتاده

459
00:30:30,498 --> 00:30:31,831
ممکنه «دِوینا» تو دردسر افتاده باشه

460
00:30:31,833 --> 00:30:33,238
نمیذارم نزدیک اون بشی

461
00:30:33,268 --> 00:30:34,790
خب؟ نه تا موقعی که اینجوری هستی

462
00:30:41,204 --> 00:30:43,787
«گوش کن چی میگم «کول
من هیچ‌وقت ازت خوشم نمیومد

463
00:30:43,817 --> 00:30:46,363
ولی معلومه الان تو خودت نیستی

464
00:30:46,365 --> 00:30:47,898
بگو که نمی‌تونی احساس‌ـش کنی

465
00:30:55,123 --> 00:30:58,291
نیاکان دارن این بلا رو سرت میارن
و دست بردار هم نیستن

466
00:30:58,293 --> 00:31:00,043
خب ، باید از شهر بری بیرن

467
00:31:00,045 --> 00:31:01,912
یه جا که دستشون بهت نرسه

468
00:31:01,914 --> 00:31:05,916
هر چی بیشتر بمونی
واسه بقیه خطرناک‌تر میشی

469
00:31:05,918 --> 00:31:08,084
«از جمله «دِوینا

470
00:31:28,768 --> 00:31:30,490
«باید حرفم رو باور کنی «مارسل

471
00:31:31,827 --> 00:31:36,163
من هیچ‌وقت...هرگز به
دِوینا» صدمه نمیزنم»

472
00:31:37,811 --> 00:31:40,500
اگه راست میگی پس کار درست رو بکن

473
00:31:42,947 --> 00:31:46,790
برو و بر هم نگرد

474
00:32:10,281 --> 00:32:14,228
«خب ، اعتراف می‌کنم «فِرِیا
این یه تلاش شجاعانه‌ست

475
00:32:14,230 --> 00:32:17,598
«که گمونم از ناراحتی برای مرگ «فین
الهام گرفته؟

476
00:32:22,288 --> 00:32:24,572
یه طلسم نسبتاً قوی اتساع عروقی

477
00:32:25,089 --> 00:32:26,991
همیشه آدم رو تحت تأثیر قرار میدی

478
00:32:26,993 --> 00:32:29,777
من همه جور حقه دارم

479
00:32:30,839 --> 00:32:34,015
ما حتی بیننده هم آوردیم
که از نمایش لذت ببرن

480
00:32:36,452 --> 00:32:37,952
حالا بیا خواهر عزیزم

481
00:32:37,954 --> 00:32:40,421
خب ، «استریکس» برداشت اول نمایش هستن

482
00:32:40,423 --> 00:32:43,791
برداشت دوم : «لوشِن» زیر 1000 تن سیمان
دفن میشه

483
00:32:43,793 --> 00:32:46,127
برداشت سوم : خطر اسپویلر

484
00:32:46,129 --> 00:32:47,635
تو یک پارکینگ هستی

485
00:32:48,656 --> 00:32:50,297
حتی بعد از 1000 سال

486
00:32:50,299 --> 00:32:52,767
هیچ‌وقت نتونستی جلوی
گستاخیت رو بگیری

487
00:32:53,109 --> 00:32:57,138
هنوزم فقط خودت برای خودت مهم هستی

488
00:32:58,357 --> 00:33:00,024
من می‌تونم هر چیزی رو بکشم

489
00:33:00,026 --> 00:33:02,443
حتی اونا ، حتی تو

490
00:33:02,807 --> 00:33:07,064
و از اونجا که نیاکان من رو کردن
...قهرمان خودشون

491
00:33:09,081 --> 00:33:11,652
اجازه نمیدن جلوی من گرفته بشه

492
00:33:26,335 --> 00:33:28,249
نیک» ، عجب معمایی»

493
00:33:28,688 --> 00:33:31,305
مادر بچه‌ات اینجاست

494
00:33:31,307 --> 00:33:34,475
زن رویاهات هم اینجاست

495
00:33:37,009 --> 00:33:38,779
اول باید کدومشون رو بکشم؟

496
00:33:38,781 --> 00:33:40,615
من کسی‌ام که بهت خیانت کرد

497
00:33:40,617 --> 00:33:42,533
من کسی‌ام که ازش متنفری

498
00:33:42,535 --> 00:33:44,151
و اونام کسایی هستن که واسه تو مهم‌ـن

499
00:33:44,153 --> 00:33:45,987
پس چه افتخاری نصیبم میشه
که وقتی تیکه‌پاره‌شون می‌کنم

500
00:33:45,989 --> 00:33:48,539
قیافت رو تماشا کنم

501
00:33:48,541 --> 00:33:52,326
هی ، من همینجام . آماده و منتظر

502
00:33:52,328 --> 00:33:55,162
کمی» ، قهرمان بودن»
هیچ‌وقت به تو نمیومد

503
00:33:55,164 --> 00:33:57,381
به لرزه افتادن و بیچاره
بیشتر بهت میاد

504
00:34:04,068 --> 00:34:07,141
کمی» ، تا حالا «نیک» بهت گفته»
وقتی یه خون‌آشام

505
00:34:07,143 --> 00:34:10,511
بدون دعوت وارد یه اتاق میشه
چه اتفاقی میفته؟

506
00:34:13,399 --> 00:34:15,182
«آرورا»

507
00:34:15,554 --> 00:34:17,018
خواهش می‌کنم

508
00:34:33,670 --> 00:34:35,036
بهترین آدمات اینا بودن؟

509
00:34:42,545 --> 00:34:44,378
بذار بره

510
00:34:44,380 --> 00:34:48,683
ساکت «نیک» . آخرین لحظات عمرش
رو بدتر از اونی که باید نکن

511
00:35:11,124 --> 00:35:12,406
عزیزم

512
00:35:12,408 --> 00:35:15,576
دیگه دارم برات احساس تأسف می‌کنم

513
00:35:15,578 --> 00:35:17,545
عشق چشمت رو کور کرده
مثل من که یه زمان بودم

514
00:35:17,547 --> 00:35:20,131
حاضری همه چیزت رو ببخشی
حتی زندگیت رو برای کسی که

515
00:35:20,133 --> 00:35:23,751
ارزش‌ـش رو نداره و نخواهد داشت

516
00:35:30,977 --> 00:35:31,842
«کمی»

517
00:35:31,844 --> 00:35:32,643
حالا

518
00:35:44,643 --> 00:35:46,193
شب‌بخیر خوشگل خانم

519
00:36:12,625 --> 00:36:14,785
کول» کجاست؟ حالش خوبه؟»

520
00:36:15,344 --> 00:36:16,494
«اون رفته «دی

521
00:36:17,787 --> 00:36:19,666
چی؟ چرا؟

522
00:36:19,696 --> 00:36:21,826
من طلسم «ون» رو متوقف کردم
دیگه اینجا براش امنه

523
00:36:22,228 --> 00:36:24,695
ولی این راه‌حل دائمی نیست

524
00:36:24,697 --> 00:36:27,031
تو پیداش می‌کنی . میدونم پیداش می‌کنی

525
00:36:27,033 --> 00:36:31,736
ولی تا اون‌موقع «کول» باید میرفت
تا تو در امان بمونی

526
00:36:32,808 --> 00:36:33,808
نه

527
00:36:34,741 --> 00:36:36,407
گوش کن

528
00:36:36,409 --> 00:36:38,543
من طرف رو تقریباً 2 قرن‌ـه می‌شناسم

529
00:36:38,545 --> 00:36:42,771
و تا حالا این اولین‌بارـه که
اون کار درست رو انجام داده

530
00:36:47,917 --> 00:36:49,192
چیزی نیست

531
00:36:49,222 --> 00:36:50,772
میدونم

532
00:38:21,114 --> 00:38:24,031
وقعاً فکر می‌کنی هیچ‌وقت می‌تونی
عاشق اون سبک‌مغز بشی؟

533
00:38:24,033 --> 00:38:28,202
طفلکی «لوشِن» جون

534
00:38:28,204 --> 00:38:32,039
بعد از این‌همه مدت هنوزم
دنبال اینه که من رو عاشقش کنه

535
00:38:32,827 --> 00:38:36,527
شرم‌آورـه که من همیشه اون رو
فقط به چشم یه وسیله دیدم

536
00:38:43,588 --> 00:38:44,886
مأموریت انجام شد

537
00:38:44,888 --> 00:38:47,476
و فقط کل روز طولش دادی

538
00:38:47,506 --> 00:38:49,556
دوباره هوس کردی زنجیر بشی؟

539
00:38:49,558 --> 00:38:51,642
لطف بزرگی در حق همه‌ی ما می‌کنی

540
00:38:51,644 --> 00:38:53,227
شاید بتونی دهنش رو با یه چیزی ببندی

541
00:38:53,229 --> 00:38:55,679
آرورا» هنوز بیهوشه»

542
00:38:55,681 --> 00:38:57,514
نمیشه همونطوری نگه‌ـش داشت؟

543
00:38:57,516 --> 00:39:00,184
طلسم من به اندازه کافی بیهوش نگه‌ـش میداره
تا از سِرُم تو خون‌ـش

544
00:39:00,186 --> 00:39:02,759
برای پیدا کردن یه راهی واسه کشتن
خودش و «لوشِن» پیدا کنیم

545
00:39:02,789 --> 00:39:05,322
باید بگم که منتظرش هستم

546
00:39:05,777 --> 00:39:07,027
قابل نداشت

547
00:39:08,373 --> 00:39:11,295
گمونم باید از تو هم تشکر کنم

548
00:39:11,297 --> 00:39:13,798
می‌تونی با عوض کردن
پوشک بچه ازم تشکر کنی

549
00:39:13,800 --> 00:39:16,000
گرچه حالا که روی دور تشکر کردن افتادی

550
00:39:16,002 --> 00:39:17,468
احتمالاً باید یه سری به «کمی» بزنی

551
00:39:18,193 --> 00:39:20,219
گمونم «کمیل» ترجیح میده که
تنهاش بذارم

552
00:39:20,249 --> 00:39:25,092
بیخیال «کلاوس» ، مگه ندیدی
چی به سرش اومد تا نجات‌ـت بده؟

553
00:39:26,772 --> 00:39:31,816
ممکنه «کمی» بهت گفته باشه که
دور موندن بهتره . شایدم باشه

554
00:39:32,678 --> 00:39:34,878
ولی این جلوی احساس‌ـش رو نمی‌گیره

555
00:39:56,616 --> 00:39:58,616
تو امروز یه قهرمان بودی

556
00:39:59,739 --> 00:40:00,878
متأسفم

557
00:40:00,880 --> 00:40:04,080
من مزاحم نقشه‌ی گنده و خفن انتقامت شدم؟

558
00:40:05,684 --> 00:40:07,084
نمی‌تونی بیای تو

559
00:40:07,486 --> 00:40:10,521
نه . البته که نه
تو حالا یه خون‌آشامی

560
00:40:10,523 --> 00:40:12,949
اینجا حتماً به اسم یکی دیگه‌ست

561
00:40:12,979 --> 00:40:14,334
«شب‌بخیر «لوشِن

562
00:40:14,364 --> 00:40:17,064
البته می‌خوای اون شخص دم دست باشه

563
00:40:18,500 --> 00:40:21,949
مثلاً یه دوست که واسه
صرف چای اومده بود

564
00:40:21,951 --> 00:40:24,535
همسایه‌ها دم دست هستن

565
00:40:25,142 --> 00:40:26,863
البته نمیشه هر همسایه‌‌ای باشه
باید کسی باشه که

566
00:40:26,893 --> 00:40:28,793
قابل اطمینان بوده باشه

567
00:40:28,823 --> 00:40:31,291
شاید کسی که توی خونه کار می‌کنه

568
00:40:31,293 --> 00:40:34,795
نه «گریگوری» که طبقه 4ـم میشینه
اون 1 ماه دیگه تخلیه می‌کنه

569
00:40:34,797 --> 00:40:38,048
یا «لاتیشا» واحد 7بی . اون از
جاهای شلوغ می‌ترسه

570
00:40:39,152 --> 00:40:40,152
...ولی

571
00:40:41,626 --> 00:40:42,626
«استفانی»

572
00:40:43,573 --> 00:40:45,656
همین پایین راهرو -
تنهاش بذار -

573
00:40:45,658 --> 00:40:47,158
خب ، این قراره کار سختی باشه

574
00:40:47,160 --> 00:40:49,243
با توجه به اینکه من قبلاً کشتمش

575
00:40:50,213 --> 00:40:53,547
پس دیدی؟ می‌تونم بیام تو

576
00:41:04,600 --> 00:41:05,600
مترجم : مــعــیــن

577
00:41:06,600 --> 00:41:42,600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
