WEBVTT

00:01.065 --> 00:02.520
پیش از این در
"The Originals"

00:02.550 --> 00:04.855
اگه این پیشگویی کامل بشه

00:04.885 --> 00:07.273
همه‌ی شما می‌میرید
یکی توسط دوست

00:07.303 --> 00:10.471
یکی توسط دشمن
و یکی توسط خانواده

00:10.473 --> 00:14.014
چند لحظه قبل از اینکه ازم بخوای
تا باهات فرار کنم برادرت رو دیدم

00:14.044 --> 00:17.000
تو فقط باید اون رو به عنوان
هیولایی که واقعاً هست ببینی

00:17.030 --> 00:20.036
من اون رو به چشم هیولایی
که هست می‌بینم

00:20.066 --> 00:21.718
اون بقایا قبلاً مادر من بودن

00:21.748 --> 00:22.773
خیلی متأسفم

00:22.803 --> 00:24.219
بلاخره می‌فهمم چطور این اتفاق افتاد

00:24.221 --> 00:26.743
حتی اگه بفهمیم کی این یارو رو کشته

00:26.773 --> 00:28.307
بازم کار یه خون‌آشامه

00:28.536 --> 00:31.392
گمونم دقیقاً میدونی مدالم کجاست

00:31.604 --> 00:33.204
بگیرش . داخل اینه

00:34.622 --> 00:37.098
برادرم و «لوشِن» می‌خوان ازش استفاده کنن

00:37.100 --> 00:39.285
تا تو و خانواده‌ـت رو برای همیشه حبس کنن

00:39.315 --> 00:42.759
که به‌خاطر همین یه لشکر از
استریکس» فرستادن تا خواهرم رو ببرن»

00:42.789 --> 00:45.946
نمی‌تونم پیداش کنم
جسم جادوگرش یهو ناپدید شد

00:45.976 --> 00:47.463
2نفر از از کسایی که فرستاده شدن
تا اون رو بیارن

00:47.493 --> 00:49.549
از نسل من بودن

00:49.579 --> 00:51.562
اونا از جسم خواهرت محافظت می‌کنن

00:51.664 --> 00:54.260
حالا برگرد توی تخت

00:59.188 --> 01:00.477
پس «کلاوس» کجاست؟

01:00.507 --> 01:01.923
وقتی قضیه «ربکا» رو بهش گفتم

01:01.925 --> 01:04.075
گفت داره یه سرنخ دیگه رو دنبال می‌کنه

01:07.546 --> 01:09.580
نیکلاوس» رو فراموش کنید»

01:11.507 --> 01:13.518
تو پیداش می‌کنی

01:13.520 --> 01:14.824
حالا مطمئنی که قدرت کافی
رو برای اجرا کردن

01:14.854 --> 01:16.309
افسون مکان‌یاب جهانی داری؟

01:16.339 --> 01:19.841
اون خانواده‌ی منه . از دستش نمیدم

02:10.943 --> 02:12.260
لعنتی

02:13.095 --> 02:16.030
واسه مکان‌یاب جادوگریت زیادی بود

02:16.032 --> 02:18.116
گمونم مخفیش کردن

02:18.118 --> 02:19.901
انتظار همچین طلسم قوی رو نداشتم

02:19.903 --> 02:23.093
شکی نیست که کار همون جادوگریه
که «ربکا» رو تو این دام انداخت

02:24.310 --> 02:25.824
باید همه‌تون برید

02:25.826 --> 02:28.626
این کارِ خودمه

02:28.628 --> 02:30.078
استریکس» به من اعتماد داره»

02:30.080 --> 02:32.497
اگه بدونن «ربکا» کجاست
می‌تونم پیداش کنم

02:32.499 --> 02:33.715
وقت نداریم

02:33.717 --> 02:36.117
تو باید جلوی «دِوینا» رو بگیری که
سلاح «لوشِن» و «تریستان» رو فعال نکنه

02:36.119 --> 02:37.752
ما باید «ربکا» رو پیدا کنیم

02:37.754 --> 02:40.972
مارسل» ، من تا خواهرم پیدا نشه»
آروم نمی‌گیرم

02:43.458 --> 02:47.729
خیلی‌خب ، باشه
من ترتیب «دِوینا» رو میدم

02:48.564 --> 02:51.399
خب ، در ضمن لطفاً بهم بگو
قراره یکی رو بکشیم

02:51.401 --> 02:53.601
ما خیلیا رو می‌کشیم

02:53.603 --> 02:55.970
ولی اول اگه قراره یه جنگ شروع کنیم

02:55.972 --> 02:59.324
بیاید مشخص کنیم
کیا طرف ما هستن

03:00.826 --> 03:03.328
نیکلاوس»؟»

03:07.950 --> 03:09.784
نیکلاوس»؟»

03:09.786 --> 03:13.310
اینقدر بلند داد زدی
که مرده‌ها هم زنده شدن

03:14.278 --> 03:17.592
نمی‌تونی گوشیت رو جواب بدی؟
خواهرت گم شده

03:18.377 --> 03:22.663
خب ، اون دقیقاً گم نشده

03:24.383 --> 03:26.301
و تا وقتی که همه مراقب رفتارشون هستن

03:26.303 --> 03:28.603
می‌تونی بهم اعتماد کنی
که جاش رو بهت بگم

03:30.606 --> 03:32.840
«سلام «آلایژا

03:34.059 --> 03:39.948
خواهرم رو بده یا شاید بتونم
یه سری به برادرت «تریستان» بزنم

03:39.950 --> 03:41.482
آلایژا» ، لطفاً»

03:41.484 --> 03:43.484
من و «آرورا» به یه توافق رسیدیم

03:43.486 --> 03:47.855
آره . من و «نیک» فهمیدیم
حالا که نفوذ ذهنیه پَست تو

03:47.857 --> 03:50.992
فاش شده واقعاً دلیلی نداره
که نتونیم از اونجایی که

03:50.994 --> 03:52.877
1000سال پیش ول کردیم
دوباره شروع کنیم

03:55.164 --> 03:57.498
برو عشقم

03:57.500 --> 04:00.919
لازمه که با برادرم یه صحبتی بکنم

04:06.141 --> 04:08.876
باید فرض کنم که تو
کاملاً عقلت رو از دست دادی؟

04:08.878 --> 04:11.596
به چشم تو دیوونگیه
به چشم من راه و روش ـه

04:11.598 --> 04:13.714
و اون روش چی می‌تونه باشه «نیکلاوس»؟

04:13.716 --> 04:15.549
فاحشه‌بازی کردن
با این دختر شیطان صفت

04:15.551 --> 04:16.818
که خواهرمون رو دزدیده؟

04:16.820 --> 04:18.937
اگه بخوایم واضح بگیم
استریکس» خواهرمون رو دزدیده»

04:18.939 --> 04:20.605
آرورا» فقط اون رو ربوده»

04:20.607 --> 04:23.724
من «ربکا» رو برمیگردونم . بهم اعتماد کن

04:23.726 --> 04:26.727
«نزدیک نگه داشتن «آرورا
حُسن نیت لازم رو بهمون میده

04:26.729 --> 04:29.897
خب ، جسورانه‌ست
اگه یه نقشه‌ی شهوانی نباشه

04:29.899 --> 04:31.232
وقتی زمانش برسه که مدال رو

04:31.234 --> 04:33.901
از «لوشِن» و «تریستان» بگیریم
هم همین شیوه رو پیاده می‌کنی؟

04:33.903 --> 04:35.536
اونا به گروه خونیه من نمی‌خورن

04:38.123 --> 04:40.341
باید یه راه دیگه باشه

04:40.343 --> 04:42.743
«آرورا» همیشه از «تریستان»
محافظت می‌کنه

04:42.745 --> 04:45.346
«و با وجود اینکه «تریستان» و «لوشِن
باهم متحد شدن

04:45.348 --> 04:49.250
...3نفرشون باهم یه برتری ویژه دارن مگه

04:51.687 --> 04:54.694
مگه اینکه ما این برتری رو بشکنیم

04:55.957 --> 04:59.193
خب ، این راه‌حلیه که من
از صمیم قلب تأییدش می‌کنم

04:59.195 --> 05:00.862
چی تو فکرته؟

05:00.864 --> 05:02.447
عید شکرگزاریه

05:02.449 --> 05:04.098
بیا واسه یه شام دوستانه
دعوتشون کنیم

05:04.100 --> 05:05.733
با این روش معلوم
اونا رو علیه همدیگه کنیم

05:05.735 --> 05:08.769
و بعدش اتحاد رقت‌انگیزشون رو ویران کنیم

05:11.540 --> 05:13.708
از الان حس می‌کنم عید شده

05:16.000 --> 05:17.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

05:18.000 --> 05:22.900
"The Originals"
فصل 3
قسمت 7 : به دور از هر گونه آسانی

05:23.900 --> 05:35.900
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:41.270 --> 05:43.938
احتمالاً باید معذرت بخوام

05:44.677 --> 05:46.640
میدونم که انتظار داشتی
جسم «ربکا» رو پیدا کنی

05:46.642 --> 05:48.943
ولی من نقشه‌های دیگه‌ای دارم

05:51.480 --> 05:54.699
«آرورا»

05:54.701 --> 05:56.918
من باید با تو چی‌کار کنم؟

05:56.920 --> 06:00.788
برادر عزیزم ، بعد از این‌همه مدت
چرا به راحتی بهم اعتماد نمی‌کنی؟

06:00.790 --> 06:04.658
خب چون میدونم که تو
چند روز پیش وارد این شهر شدی

06:04.660 --> 06:07.161
وقت داشتی که جادوگر «لوشِن» رو مسموم کنی

06:07.163 --> 06:09.297
و دوست‌پسر مفتضح سابقت رو ببینی

06:09.299 --> 06:11.832
ولی برادر خودت رو نادیده گرفتی

06:11.834 --> 06:15.303
خب ، دفعه‌ی بعد من رو توی یه
صومعه‌ی دلگیر مثل یه زندانی ول نکن

06:15.305 --> 06:16.670
پیغامت دریافت شد

06:16.672 --> 06:19.006
واسه اون راهب‌های بیچاره متأسفم

06:19.008 --> 06:24.145
میشه بپرسم با رئیس
نسل‌ـت چی‌کار کردی؟

06:24.147 --> 06:26.647
گرفتنش قسمتی از نقشه‌ام بود

06:26.649 --> 06:29.951
آره . اون نقشه...همون نقشه‌ای که
تو و «لوشِن» از من قایم می‌کردین

06:29.953 --> 06:32.070
تو در حال بهبود پیدا کردن بودی

06:32.072 --> 06:34.655
و اگه می‌خوای بدونی
ما «ربکا» رو لازم داشتیم

06:34.657 --> 06:36.857
«به عنوان یه طعمه برای «کلاوس» و «آلایژا

06:36.859 --> 06:39.043
جاش کاملاً پیش ما امن بود

06:39.045 --> 06:41.412
تو هم در امان بودی -
آره -

06:41.414 --> 06:46.050
خب ، ترجیح میدم خودم
سرنوشتم رو کنترل کنم

06:48.849 --> 06:53.474
اصلاً لازمه که بپرسم اینا چیه؟

06:53.476 --> 06:55.676
می‌تونی بهش بگی ضمانت‌نامه

06:55.678 --> 06:57.378
شاید حالا دیگه بهم اعتماد کنی

06:57.380 --> 07:00.481
بایدم اعتماد کنی اگه می‌خوای واسه شام
تو خونه‌ی «مایکلسون»ها بهم ملحق بشی

07:00.483 --> 07:03.651
دعوت‌نامه‌ی این جلسه‌ی
شکرگزاری به دستم رسیده

07:03.653 --> 07:05.653
معلومه که یه تله‌ست

07:05.655 --> 07:10.724
پاکت نامه رو باز کن
ذهنت رو درگیر نکن

07:10.726 --> 07:13.444
«تو خانواده‌ی منی «تریستان

07:13.446 --> 07:16.230
همیشه مواظبم بودی

07:16.232 --> 07:18.732
بذار این لطفت رو جبران کنم

07:43.742 --> 07:46.227
چه جیگر شدی

07:46.229 --> 07:47.979
چیزی شده؟

07:47.981 --> 07:49.814
می‌خوای یه لیست ازشون درست کنم؟

07:49.816 --> 07:51.482
تو کاراگاه «کینی» رو شکنجه کردی

07:51.484 --> 07:53.067
با نفوذ ذهنی ذهنش رو خراب کردی

07:53.069 --> 07:55.708
لازمم نیست بگم من رو برخلاف اراده‌ام
اینجا نگه داشتی

07:55.738 --> 07:58.439
و همه‌ی وقتم رو داری هدر میدی

07:58.441 --> 08:01.047
یعنی ممنون که لباسای
اون جادوگر مُرده‌ات رو بهم دادی

08:01.077 --> 08:03.516
و یادت بود که بهم غذا بدی
ولی واقعاً فکر کردی

08:03.546 --> 08:05.747
که من همینطوری لبخند میزنم و می‌خورمش؟

08:05.772 --> 08:11.301
خب ، به این‌همه آدم بیچاره فکر کن
که دارن یه جایی از گشنگی می‌میرن

08:11.303 --> 08:13.921
می‌خواستم پیشت بمونم
ولی بهم زنگ زدن

08:13.923 --> 08:15.361
که با «مایکلسون»‌ها شام بخورم

08:15.391 --> 08:17.391
می‌خوان سرت رو روی سینی سِرو کنن؟

08:17.393 --> 08:19.727
شک دارم . «نیکلاوس» و من متحدیم

08:19.729 --> 08:22.196
«اونم حالا که اون «تریستان
شیطان‌صفت تو شهره

08:22.498 --> 08:24.214
یه سوال : بیشتر دوست داری

08:24.216 --> 08:25.365
به «وینسنت» بگم که تو

08:25.367 --> 08:28.535
داری توی وان پر از ویسکی غرق میشی
یا روی امواج دریای شراب سرگردانی؟

08:28.537 --> 08:30.754
برو به جهنم -
پس شد ویسکی -

08:30.756 --> 08:32.723
واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی
دوستام رو گول بزنی

08:32.725 --> 08:34.808
که فکر کنن من حالم خوبه؟

08:34.810 --> 08:36.343
یکی بلاخره می‌فهمه من گم شدم

08:36.345 --> 08:38.812
وقتی هم که بفهمن
ردم رو اینجا پیدا می‌کنن

08:38.814 --> 08:41.649
خب ، نه تا چند ساعت دیگه

08:41.651 --> 08:44.384
تا اون‌موقع شاهپسند خون‌ـت خالی میشه

08:44.386 --> 08:45.936
و می‌تونم بهت نفوذ ذهنی کنم

08:45.938 --> 08:49.440
که همه چیز رو فراموش کنی از جمله
هر جور شکنجه یا مجازاتی رو که ممکنه

08:49.442 --> 08:53.911
هنوزم اجرا کنم اگه که تو به
بی‌احترامی کردنات ادامه بدی

08:55.748 --> 08:57.915
باید پرستار بچه باشه

09:04.340 --> 09:07.240
این «آنتون» ـه
یه دوست خیلی وفادار

09:07.242 --> 09:09.432
و خیلی خطرناک

09:09.462 --> 09:12.713
«حواست باشه و «آنتون

09:12.715 --> 09:16.267
اگه تا آخر شب خبری ازم نشد
راحت باش و بکش‌ـش

09:18.186 --> 09:20.337
ولی سریع انجامش بده
و محض رضای خدا

09:20.339 --> 09:22.189
نپرس حرف آخری داره یا نه

09:22.191 --> 09:24.174
اون‌وقت تا آخر هفته همینجایی

09:32.567 --> 09:34.819
گفتی 15 دقیقه پیش اینجایی

09:34.821 --> 09:36.854
یه کاری داشتم . مشکل چیه؟

09:36.856 --> 09:39.523
مشکل اینه که یه گروه جدید
از خون‌آشام تو شهر هستن

09:39.525 --> 09:41.909
استریکس» رو میگی؟»
«بیخیال «مارسل

09:41.911 --> 09:44.995
فکر کردی اجدادم بهم هشدار نمیدن؟

09:44.997 --> 09:49.366
اجدادت بهت هشدار دادن که
استریکس» داره دنبالت میگرده؟»

09:49.368 --> 09:52.202
استریکس» می‌خواد بهشون کمک کنی»
مایکلسون»‌ها رو از پا دربیارن»

09:52.204 --> 09:54.037
حالا اگه قبول نکنی می‌کشنت

09:54.039 --> 09:57.040
اگه هم قبول کنی «کلاوس» یه کار
خیلی بدتر باهات می‌کنه

09:57.042 --> 09:59.343
خواهش می‌کنم «دی» . بذار کمکت کنم
که از شهر خارج بشی

09:59.345 --> 10:01.712
من هیچ‌جا نمیرم

10:01.714 --> 10:03.514
مارسل» ، تو هنوزم من رو»
به چشم یه دختر بچه

10:03.516 --> 10:05.215
زیرشیروونی می‌بینی

10:05.217 --> 10:07.718
من دیگه اون دختر نیستم

10:07.720 --> 10:10.554
من از هیچ‌کس فرار نمی‌کنم

10:16.779 --> 10:20.135
هی ، «هوپ» گرفته خوابیده

10:20.165 --> 10:22.717
فکر کردم اگه الان برم
واسه شام به‌موقع برمیگردم

10:22.919 --> 10:25.202
باورم نمیشه واقعاً داری این چیزها رو
در نظر می‌گیری

10:25.204 --> 10:27.237
من می‌خوام اینجا پیش تو و «هوپ» باشم

10:27.239 --> 10:29.662
ولی نمی‌تونم دست روی دست بذارم

10:29.692 --> 10:32.076
و «جک» اون بازنده‌های هم‌نسل

10:32.078 --> 10:33.411
ربکا» رو دزدیدن» -
آره -

10:33.413 --> 10:35.746
تازه دنبال تو هم بودن

10:35.968 --> 10:37.737
«ببین ، بذار «کلاوس» و «آلایژا
ترتیبش رو بدن

10:37.767 --> 10:40.284
ربکا» ماه‌ها از «هوپ» محافظت کرد»

10:40.286 --> 10:42.453
اون دوست منه‌ و اون خانواده‌ی «هوپ» ـه

10:42.605 --> 10:46.924
من نمی‌خوام یه روز تو چشمای
دخترم نگاه کنم و براش توضیح بدم

10:46.926 --> 10:51.046
که وقتی اون آدما عمه‌ـش
رو دزدیدن من نشسته بودم

10:51.076 --> 10:54.240
و هیچ‌کاری نمی‌کردم -
هِیلی» ، تو بیکار نموندی» -

10:54.786 --> 10:57.151
تو امنیت دخترت رو حفظ کردی

10:57.153 --> 11:00.437
بذار «کلاوس» به روش خودش
کارها رو انجام بده

11:00.439 --> 11:03.874
این شام قراره به یه
حمام خون تبدیل بشه

11:03.876 --> 11:08.642
و آخرین‌باری که بررسی کردم «مایکلسون»ها
واسه کشتن از هیچ‌کس کمک نمی‌خواستن

11:09.857 --> 11:12.872
ببین عزیزم ، عید شکرگزاریه

11:12.902 --> 11:16.504
نمی‌فهمم چرا باید توش دعوا باشه

11:16.506 --> 11:19.540
به حرفت گوش میدم . دعوا نمیشه

11:31.520 --> 11:34.722
واسم گل آوردی . راضی به زحمت نبودم

11:34.724 --> 11:36.690
این واسه خانم خونه‌ست

11:36.692 --> 11:39.393
یه باادب وقتی به شام
دعوت میشه هدیه میاره

11:39.395 --> 11:41.812
گمونم تو هیچی نیاوردی

11:41.814 --> 11:44.353
هیچی جز احترام عمیقم نسبت به تو

11:44.383 --> 11:46.267
جون همه داریم جمع میشیم

11:46.269 --> 11:48.102
مثل یه فتیله و کبریت

11:48.104 --> 11:50.771
گمونم «آرورا» هم تو راه باشه

11:50.773 --> 11:53.357
ببخشید دیر کردم
داشتم سرخاب سفیداب می‌کردم

11:53.359 --> 11:55.893
می‌خواستم خوشگل بشم

11:58.330 --> 11:59.914
به به

11:59.916 --> 12:02.733
این دوست قدیمی من «لوشِن» ـه

12:02.735 --> 12:07.369
سلام «آرورا» ، چند قرنی گذشته بود

12:07.751 --> 12:08.706
...خیلی

12:08.708 --> 12:12.176
خیلی دلربا شدی

12:16.965 --> 12:18.916
به خونه‌ی ما خوش اومدی

12:18.918 --> 12:21.919
ای‌کاش توی شرایط بهتری بودیم

12:21.921 --> 12:23.971
همه با یه تهدید مشترک روبرو هستیم

12:24.837 --> 12:28.218
پیشگویی که هشدار از
مرگ من و خانواده‌ام

12:28.248 --> 12:31.529
تا 1 سال دیگه میده

12:32.784 --> 12:34.565
می‌ترسم خواهرم الانشم مرده باشه

12:34.567 --> 12:37.935
تنها به عنوان یه عمل پیشگیرانه
من بهت اطمینان میدم

12:37.937 --> 12:39.370
جالبه

12:39.372 --> 12:42.823
ببین ، من اسمش رو میذارم
یه عمل کاملاً غیرضروری

12:42.825 --> 12:46.210
ما باید متحد بشیم که از وقوع
این پیشگویی جلوگیری کنیم

12:46.212 --> 12:50.414
و از اونجایی که هیچ اتحادی
بدون صداقت به‌وجود نمیاد

12:50.416 --> 12:52.249
بیاید این مذاکرات سرشب‌مون رو
با یه قدردانی رسمی

12:52.251 --> 12:56.804
از اتحاد مخفیه شما شروع کنیم

12:58.723 --> 13:00.724
...آقایون ، قبل از اینکه

13:02.127 --> 13:04.562
لوشِن» ، لطفاً»

13:04.564 --> 13:07.431
بذار این شام رو
قبل از شروع خرابش نکنیم

13:07.433 --> 13:09.767
و یادتون باشه که ما انتظار داریم

13:09.769 --> 13:12.508
که امروز عصر یه مذاکره‌ی
صادقانه و پُربار داشته باشیم

13:15.758 --> 13:17.708
شروع کنیم؟

14:09.743 --> 14:12.232
به‌نظر میرسه همراه لازم داشته باشم؟

14:12.262 --> 14:13.812
من ردت رو زدم

14:13.814 --> 14:15.252
کمترین کاری که می‌تونی بکنی
اینه که بهم گوش بدی

14:15.282 --> 14:19.318
شرمنده اگه تو فاز مشروب خوردن
با امثال تو نیستم

14:19.842 --> 14:23.121
واسم مهم نیست که
ازم خوشت نمیاد

14:25.658 --> 14:30.168
یه عده خون‌آشام جدید وارد شهر شدن
از خارج شهر . خیلی هم دور

14:30.198 --> 14:33.415
و اونا می‌خوان رئیس جادوگرها
طرفشون باشه

14:33.417 --> 14:37.719
و اگه «دِوینا» قبول نکنه اونا می‌کشنش

14:37.721 --> 14:39.565
و من می‌خوام اون از شهر بره

14:39.595 --> 14:42.242
ولی البته که اون ترجیح میده
بمونه و بجنگه

14:42.272 --> 14:44.229
و منم ترجیح میدم
دست روی دست نذارم

14:44.259 --> 14:48.430
و تماشاش کنم که
خودش رو به کشتن میده

14:50.733 --> 14:54.135
باید یه راهی باشه که
اون رو از دردسر خلاص کنیم

14:54.137 --> 14:56.655
ولی تو ازش خوشت نمیاد

14:59.492 --> 15:00.994
یخورده عجیب غریبه ، مگه نه؟

15:01.024 --> 15:02.592
یه عید آمریکایی رو جشن بگیریم

15:02.622 --> 15:05.814
«خب ، میدونی «لوشِن
من ترجیح میدم از شکرگزاری لذت ببرم

15:05.816 --> 15:08.483
بوقلمون ، سُس قره‌قاط

15:08.485 --> 15:12.320
دروغ‌ها ، فریب‌ها ، خیانت‌ها

15:13.957 --> 15:15.593
شاید بهتره مذاکره‌ی امروز عصر رو

15:15.623 --> 15:19.594
با یه اعتراف کوچولو شروع کنیم
و البته از خودتون پذیرایی کنید

15:19.596 --> 15:22.953
پس کل این شام به‌خاطر
یه استنطاق بی‌نزاکته؟

15:22.983 --> 15:24.299
چه بی‌ادب

15:24.301 --> 15:25.851
چرت نگو عشقم

15:25.853 --> 15:28.614
برادرم فقط می‌خواد یقین پیدا کنه
که همه‌ی ما طرف هم هستیم

15:28.644 --> 15:31.774
پس کی می‌خواد شروع کنه؟

15:31.776 --> 15:35.611
خب ، «لوشِن» و من همیشه
از هم نفرت داشتیم

15:35.613 --> 15:38.519
اگه ما به عنوان هم‌پیمان می‌اومدیم
و خبر از یه آینده غم‌انگیز میدادیم

15:38.549 --> 15:40.082
شما بهمون شک می‌کردین

15:40.084 --> 15:43.174
می‌خواستیم این بدگمانی رو
با حفظ ظواهر از بین ببریم

15:43.204 --> 15:47.556
عزیز جان ، این دروغای رقت‌انگیز
خوردنش به سختیه

15:47.558 --> 15:49.341
خوردن این چاشنیه بوقلمون «نیکلاوس»ـه

15:49.343 --> 15:50.959
گردو داره . جدی میگم

15:50.961 --> 15:53.328
مهم اینه که ما اومدیم
تا ازتون محافظت کنیم

15:53.358 --> 15:54.940
و از خودمون

15:54.942 --> 15:56.647
ما هیچ‌وقت در این مورد تردید نکردیم

15:56.677 --> 16:00.980
و جسدهایی که تو خیابونای من بودن
اینم به‌خاطر محافظت کردن‌تونه؟

16:00.982 --> 16:03.399
این کارِ همیشگیه «استریکس» ـه

16:03.401 --> 16:06.018
یه شیوه‌ی قدیمی که اغلب استفاده می‌شد
موفقیت‌های بزرگی هم داشته

16:06.020 --> 16:07.987
«جک درنده» ، «پسر سَم»

16:07.989 --> 16:11.862
کنترل کردن یه مشت انسان که ترسیدن
خیلی آسون‌ترـه

16:11.892 --> 16:14.193
اگه گردشگرها کم بشن
و خون‌آشام‌های محلی

16:14.195 --> 16:18.030
...از خون تازه بی‌نصیب بمونن خب

16:18.032 --> 16:20.749
شما دیدین که «مارسل» چقدر سریع
به جمع ما ملحق شد

16:20.751 --> 16:21.900
چه بی‌روح

16:21.902 --> 16:24.570
از همچین فنون نمایش پُرزرق و برقی
بیشتر از اینا انتظار داشتم

16:24.572 --> 16:27.790
خب ، اگه یکی خواست
یه شیء رو بدست بیاره

16:27.792 --> 16:29.508
در واقع یه کلکسیون شخصی

16:29.510 --> 16:31.377
ولی یه نفر به خونه دعوت نشده بود

16:31.379 --> 16:34.296
جایی که میگن این
کلکسیون شخصی قرار داره

16:34.298 --> 16:36.582
بازرسی‌های پلیس خیلی به کار میاد

16:36.584 --> 16:39.385
تا این اشیاء رو به عنوان مدرک از بین ببریم

16:39.387 --> 16:42.421
گمونم داری به اون مدال اشاره می‌کنی

16:43.356 --> 16:45.424
گمونم کار خواهرم بود

16:45.426 --> 16:47.726
که اون قسمت از اطلاعات رو درمیون گذاشت

16:47.728 --> 16:49.395
آرورا» رو سرزنش نکن»

16:49.397 --> 16:51.930
شما 2تا خیلی نابغه و توطئه‌گر هستین

16:51.932 --> 16:54.283
چه داستان جالبی
کاشف به عمل اومد تمام مدتی که

16:54.285 --> 17:00.573
«اون مدال دست دوست «نیک» «کمیل
همون روانشناس متصدی بار بود

17:00.575 --> 17:02.958
برای گشتن وسایلش باید
دستگیرش می‌کردن

17:02.960 --> 17:04.943
اینطور میگن

17:04.945 --> 17:08.447
ولی هرگز نمیذارم
هیچ آسیبی بهش برسه

17:08.449 --> 17:11.417
چون میدونم تو چه
علاقه‌ی زیادی بهش داری

17:15.138 --> 17:18.674
جون من؟ فوتبال؟
آخه تو خون‌آشامی

17:18.676 --> 17:20.559
خفه‌شو و برام آبجو بیار

17:23.848 --> 17:26.432
باید یه راه دیگه پیدا کنم که
گلویی تازه کنم؟

17:47.621 --> 17:50.456
نمی‌تونم بکشمت
ولی می‌تونم بهت صدمه بزنم

17:50.458 --> 17:53.759
استخونات رو بشکونم
صورت خوشگلت رو تیکه‌پاره کنم

17:53.761 --> 17:56.845
خوب‌ـت کنم و دوباره از اول
همه‌ـش رو تکرار کنم

17:56.847 --> 18:02.668
دفعه‌ی بعد اینطوری میشه . گرفتی؟

18:02.670 --> 18:04.169
گرفتم

18:04.171 --> 18:05.854
مشروب بزن

18:05.856 --> 18:08.641
تو هیچ‌جا نمیری

18:08.643 --> 18:11.477
یه مدال که می‌تونه ما رو حبس کنه

18:11.479 --> 18:16.815
واسه اونایی که اومدن ازمون محافظت کنن
اصلاً روش عاقلانه‌ای به‌نظر نمیاد

18:16.817 --> 18:18.350
رد کن بیاد

18:18.352 --> 18:20.786
و «ربکا» رو آزاد کن

18:20.788 --> 18:26.625
یه لحظه وایسین
ربکا» دست «آرورا»ست؟»

18:26.627 --> 18:30.028
دلیلی وجود نداره که واسه امنیت
کسی که تبدلیم کرده بهم اعتماد نکنید

18:30.030 --> 18:31.997
البته

18:31.999 --> 18:34.717
مگه اینکه یکی از اون
حمله‌های عصبی بهت دست بده

18:34.719 --> 18:36.085
«یواش «لوشِن

18:36.087 --> 18:37.720
خواهرم دنبال وسیله‌ای هست
که از خودش محافظت کنه

18:37.722 --> 18:39.638
کی از بین ما غیر از این رو می‌خواد؟

18:39.640 --> 18:41.173
نیکلاوس» ، میشه مؤدبانه یادم بندازی»

18:41.175 --> 18:42.808
که چرا نباید به همه‌شون
نفوذ ذهنی کنیم

18:42.810 --> 18:44.876
تا چیزی که می‌خوایم بهمون بدن؟

18:48.048 --> 18:51.100
ببخشید ، «آلایژا» چیز بامزه‌ای گفت؟

18:51.102 --> 18:53.719
ما 1 قرن از زندگیمون
فدای نفوذ ذهنی شد عشقم

18:53.721 --> 18:57.272
و بعضی از ما خیلی بیشتر از دست دادیم

18:57.274 --> 18:58.991
حتماً باور نمی‌کنید که ما
به خودمون اجازه بدیم

18:58.993 --> 19:00.743
آسیب‌پذیر به اینجا بیایم

19:00.745 --> 19:02.111
آرورا»ـی عزیزم»

19:02.113 --> 19:03.996
نفوذ ذهنی تنها حیله‌ی من
توی مهمونی نیست

19:03.998 --> 19:05.614
من از این تهدیدها خوشم نمیاد

19:05.616 --> 19:10.119
وجود ما به «مایکلسون»‌ها بستگی داره

19:10.121 --> 19:11.704
ما میدونیم از وقتی که «فین» و «کول» مردن

19:11.706 --> 19:15.124
متأسفانه همه‌ی خون‌آشام‌های
دیگه‌ی دنیا هم مردن

19:15.126 --> 19:17.626
با وجود اینکه نسل‌ها علیه هم

19:17.628 --> 19:19.911
اعلام جنگ کردن
می‌تونید تصور کنید که

19:19.913 --> 19:23.415
چند نفر آدمای تازه به دوران رسیده
به این نتیجه رسیدن که

19:23.417 --> 19:27.386
کشتن یه اصیل یه نسل کامل رو
از رقابت حذف می‌کنه

19:27.388 --> 19:29.805
بار سنگینی هست ، مگه نه؟
زندگیه هزاران خون‌آشام

19:29.807 --> 19:33.859
از نسل‌تون که روی شونه‌ی شماست؟

19:33.861 --> 19:36.829
در یک جهان بی‌نقص شما
بهمون اجازه میدین

19:36.831 --> 19:42.000
برای از بین بردن این تهدید
شما رو تا ابد حبس کنیم

19:42.002 --> 19:45.387
خوشبختانه دنیا خیلی
از بی‌نقصی فاصله داره

19:57.700 --> 19:59.184
چی پیدا کردی؟

19:59.186 --> 20:00.736
نمی‌تونم پیدا کنم اون تو چجور آب و هوائیه

20:00.738 --> 20:01.954
چه برسه به شهر

20:01.956 --> 20:03.238
شاید به یه چیزی که
مال اون باشه نیاز داریم

20:03.240 --> 20:04.740
...شاید یه برس مو یا

20:04.742 --> 20:08.243
خون اون تو رگ‌های منه
این باید کافی باشه

20:09.329 --> 20:11.530
«وایسا . هی «فِرِیا

20:11.532 --> 20:13.865
نمی‌تونی همینطوری تسلیم بشی

20:13.867 --> 20:17.086
من تسلیم نمیشم

20:21.474 --> 20:24.426
چی می‌خواستی؟

20:24.428 --> 20:27.096
مارسل» بهم گفت چه خبر شده بود»

20:27.098 --> 20:29.815
و تو تصمیم گرفتی که اهمیت بدی؟

20:29.817 --> 20:32.184
«این مسئله‌ی جادوگرهاست «وینسنت

20:32.186 --> 20:34.319
تو حتی دیگه تمرین هم نمی‌کنی

20:36.156 --> 20:40.325
و در مورد «استریکس» اگه بیان
دنبالم باهاشون برخورد می‌کنم

20:40.327 --> 20:42.661
من نمی‌ترسم

20:44.914 --> 20:47.166
شایدم باید بترسی

20:48.901 --> 20:50.159
سعی داری من رو بترسونی؟

20:50.189 --> 20:50.982
«نه «دِوینا

20:51.012 --> 20:53.143
من سعی دارم بهت هشدار بدم
ولی تو خوشت نمیاد

20:53.173 --> 20:54.472
وقتی مردم باهات مخالفت می‌کنن

20:54.502 --> 20:55.745
از اونجایی که شنیدم
خیلی هم عصبانی میشی

20:55.775 --> 20:58.243
چیزی که من رو عصبانی می‌کنه
اینه که کسی

20:58.245 --> 21:01.597
که از جادوگر بودن فرار کرد
برام سخنرانی کنه

21:03.099 --> 21:05.467
خب پس بهتره مراقب باشم

21:05.469 --> 21:07.085
یا در غیر این‌صورت عاقبتم
میشه مثل اون آدمایی

21:07.087 --> 21:09.972
که تو بار آخر ازشون
عصبانی شدی . درسته؟

21:09.974 --> 21:12.808
کارا گویِن» بهم حمله کرد»

21:12.810 --> 21:15.277
پس تو هم کشتیش؟

21:15.279 --> 21:17.196
تو هر کی رو که باهات
مخالف باشه می‌کشی «دِوینا»؟

21:17.198 --> 21:20.399
من به یه تهدید رسیدگی کردم

21:20.401 --> 21:23.152
این کاریه که رهبرها می‌کنن

21:23.154 --> 21:28.907
و اگه هر کی بخواد جلوم وایسه
دوباره این‌کار رو می‌کنم

21:37.617 --> 21:40.135
چیز جالب راجبه حلقه‌ی درخت بید اینه که

21:40.137 --> 21:42.754
هیچ‌وقت نمیدونی قراره چی ببینی

21:48.845 --> 21:51.730
گفتم که می‌فهمم چی‌کار کردی

21:51.732 --> 21:54.733
حالا بقیه هم میدونن

21:56.353 --> 21:57.986
با تمام شام‌های تهوع‌آوری که

21:57.988 --> 22:01.940
در طول این قرن‌ها تحمل کردیم
این نمایش‌ها از همه‌ـش خیلی بدتره

22:01.942 --> 22:04.493
آرورا» ، خواهرم»

22:04.495 --> 22:08.947
آرورا» کاملاً از خواسته‌ی ما برای»
دیدن «ربکا» در خونه اطلاع داره

22:08.949 --> 22:10.499
و مطمئنم اون هر کاری که در توانش باشه

22:10.501 --> 22:12.918
برای انجام خواسته‌ی ما می‌کنه

22:15.706 --> 22:19.291
حالا داریم به دشمنامون سر میز شام
خوشامد میگیم؟

22:19.293 --> 22:22.544
مناسبه از اونجایی که اون کسیه که
جوابی رو که من می‌خوام داره

22:22.546 --> 22:24.346
محض رضای خدا

22:24.348 --> 22:26.682
حالا باید با خواهر گمشده
سروکار داشته باشم؟

22:26.684 --> 22:29.434
نیک» ، لطفاً من رو از شر خشم و جنون»
خانواده‌ات خلاص کن

22:29.436 --> 22:33.672
این دقیقاً همون دیوانگیه که
باعث شد همون اول «ربکا» رو بدزدم

22:33.674 --> 22:35.140
باهاش چی‌کار کردی؟

22:35.142 --> 22:37.025
متأسفم عزیزم ولی این پیشگویی
نشون میده که همه‌ی شما

22:37.027 --> 22:39.027
مثل احمقا رفتار می‌کنید

22:39.029 --> 22:42.781
و من اصلاً قصد ندارم زندگیم رو
به‌خاطر احمق‌بازی به خطر بندازم

22:42.783 --> 22:45.200
نمی‌تونم «ربکا» رو دست
هیچ‌کدوم از شما بسپارم

22:45.202 --> 22:47.736
و من به خود احمقش هم اعتماد ندارم

22:47.738 --> 22:50.038
که از پس خودش بربیاد
پس تصمیم گرفتم

22:50.040 --> 22:52.857
که بذارمش یه جای امن

22:52.859 --> 22:55.911
تصور کنید یه جایی که
هیچ آسیبی بهش نمیرسه

22:55.913 --> 23:00.549
جایی که در واقع هیچ‌کس امکان نداره
حتی بتونه ردیابیش کنه

23:00.551 --> 23:03.752
آره . همه خاطرجمع باشید
ربکا» کاملاً حالش خوبه»

23:06.422 --> 23:09.424
اونم ته اقیانوس

23:16.055 --> 23:17.556
داری بلوف میزنی

23:19.658 --> 23:22.360
بگو که داری بلوف میزنی

23:22.362 --> 23:24.562
همه‌تون باید ازم ممنون باشید

23:24.564 --> 23:27.064
ربکا» هیچ‌وقت بیشتر از این»
در امان نبوده

23:27.066 --> 23:28.699
اون یه عالمه هم‌صحبت
اون پایین داره

23:28.701 --> 23:31.902
...اونجا یه عالمه خرچنگ و اختاپوس و

23:31.904 --> 23:35.740
به خواهرم صدمه بزن تا مجبور بشم
لطفت رو جبران کنم

23:38.490 --> 23:40.310
همه‌ـش خیلی سریع شدت گرفت

23:40.312 --> 23:42.311
«خفه‌شو «لوشِن

23:42.341 --> 23:43.331
یا زبونت رو از سرت می‌کشم بیرون

23:43.333 --> 23:45.166
«مراقب تهدید‌هات باش «نیک

23:45.168 --> 23:46.751
هر اتفاقی برای من بیوفته

23:46.753 --> 23:48.819
دیگه نمی‌تونم از «کمی» جونت محافظت کنم

23:48.821 --> 23:50.888
خب ، این دومین‌بارـه اسمش رو شنیدم

23:50.890 --> 23:52.656
این «کمی» کیه؟

23:52.658 --> 23:55.509
تو مشکلات بزرگتری داری

23:55.511 --> 23:57.828
«فِرِیا» -
«نیکلاوس» -

23:58.705 --> 24:04.051
کدوم یکی از این انگل‌های پَست
رو دوست داری اول شکنجه کنی؟

24:04.053 --> 24:05.519
خب ، یدونه‌ـش میشه 6 نفر

24:05.521 --> 24:07.555
و اون یکی هم 6تای دیگه ، مگه نه؟

24:07.557 --> 24:10.775
چرا پسرک مسئول طویله رو نمی‌گیری؟

24:11.689 --> 24:14.945
من و «تریستان» خیلی وقته
باهم یه گپی نزدیم

24:14.947 --> 24:18.065
...اگه هر بلایی سر «کمیل» بیاد

24:18.067 --> 24:20.618
کاملاً مطمئنم که «لوشِن» باخبره

24:20.620 --> 24:23.621
خطای زیان‌باریه

24:29.283 --> 24:31.629
همه شنیدین چی گفت

24:32.724 --> 24:35.416
خودش اعتراف کرد

24:36.068 --> 24:38.785
دِوینا کِلِیر» یه قاتله»

24:38.787 --> 24:41.822
نه . من سعی داشتم
یه شورش رو متوقف کنم

24:41.824 --> 24:43.702
بابات اتفاقی که افتاد متأسفم
...ولی این مسئولیت من بود

24:43.732 --> 24:46.960
«دیگه تمومه «دِوینا

24:48.212 --> 24:52.667
اگه یه جادوگر رو بکشی
جایگاهت رو بین جادوگرها از دست میدی

24:52.669 --> 24:55.036
برای کاری که کردی باید طرد بشی

24:58.290 --> 25:03.077
وقتی «آرورا» بیدار بشه متقاعدش می‌کنی
که خواهرم رو برگردونه

25:04.173 --> 25:06.464
از این ساده‌تر نمی‌شد

25:06.466 --> 25:10.134
آرورا» مشخص کرد که می‌خواد»
سرنوشتش رو کنترل کنه

25:10.136 --> 25:15.640
فرض می‌کنم این یعنی که
باید با خودش مشورت کنم

25:15.642 --> 25:17.775
فکر کنم اگه مجبور بشه تماشا کنه

25:17.777 --> 25:21.112
که تک‌تک اعضای بدنت رو تیکه‌پاره می‌کنم
بیشتر حرف‌گوش‌کن بشه

25:21.114 --> 25:23.430
می‌تونی شکنجه‌ام بدی
ولی حتی اگه خواهرم

25:23.432 --> 25:26.117
تصمیم گرفت که در جواب‌ـتون تلافی کنه

25:26.119 --> 25:28.035
«برگشتن «ربکا» به خونه با وجود «استریکس

25:28.037 --> 25:31.205
که مثل مور و ملخ سر شهر
نازل میشن خراب میشه

25:31.207 --> 25:34.349
و هر کی سر راهشون باشه رو می‌کشن

25:34.379 --> 25:37.878
پس خشونت اجتناب‌ناپذیرـه

25:37.880 --> 25:39.747
خب ، من سعیم رو کردم

25:39.749 --> 25:41.666
«فکر کن «نیکلاوس

25:41.668 --> 25:43.000
همه‌ی این تهدیدها

25:43.002 --> 25:44.552
این افزایش بی‌مورد خشونت

25:44.554 --> 25:48.339
باعث میشه از این پیشگویی
بدترین نتیجه ممکن رو بگیریم

25:48.341 --> 25:50.474
یه راه‌حل بهتر هست

25:50.476 --> 25:52.226
چی می‌تونه باشه؟

25:52.228 --> 25:54.345
نمی‌تونیم جلوی سرنوشت رو بگیریم

25:54.347 --> 25:56.731
ولی می‌تونیم کنترلش کنیم

25:56.733 --> 26:00.234
با کمک کردن به من برای حبس کردنشون
خانواده‌ات رو زنده نگه دار

26:00.236 --> 26:02.853
بذار فقط برای 1 سال بمیرن

26:02.855 --> 26:06.991
و خودت رو از محافظت کردنشون
خلاص کن

26:07.745 --> 26:12.747
اگه اصلاً برات مهم هستن
این واقعاً تنها فرصت‌ـته

26:16.449 --> 26:19.086
شکی نیست که عصبانی هستی

26:19.921 --> 26:22.590
حق هم داری

26:22.592 --> 26:26.510
باید خدمت‌ـت عرض کنم که منم از کارهای
بی‌فکرانه‌ی «آرورا» وحشت کردم

26:26.512 --> 26:30.715
ولی بهت اطمینان میدم

26:30.717 --> 26:33.384
که اگه من با سرم که روی بدنمه
از اینجا برم

26:33.386 --> 26:35.335
واسه «کمی» مشکلی پیش نمیاد

26:35.337 --> 26:37.021
کمیل» و مدال رو بهم بده»

26:37.023 --> 26:39.857
و بعد راجبه سرت تصمیم می‌گیریم

26:43.011 --> 26:46.614
آلایژا» ، من همیشه ثابت‌قدم بودم»

26:46.616 --> 26:50.234
فقط می‌خواستم پیشگویی رو متوقف کنم
تا به این وسیله خودم رو نجات بدم

26:50.236 --> 26:53.037
و از کجا بدونم که تو
نویسنده‌ی این پیشگویی نیستی؟

26:53.039 --> 26:55.956
الکسیس» طالع‌بین کوچولوی تو بود»

26:55.958 --> 26:57.875
و هر اتفاقی هم که بیوفته

26:57.877 --> 27:00.878
می‌تونه نتیجه‌ی بازی‌های کوچولو
و ریاکارانه‌ی خودت باشه

27:00.880 --> 27:04.915
خب ، تو برای باهوش بودنم
خیلی زیاد بهم اعتبار میدی

27:04.917 --> 27:09.553
«در عوض شکاف بین «نیکلاوس
و خودت رو در نظر بگیر

27:09.555 --> 27:12.039
که به لطف «آرورا» بدتر هم شده

27:12.041 --> 27:15.226
"یکی توسط خانواده‌اش کشته میشه"

27:15.228 --> 27:16.877
این پیشگویی خوبی واسه‌ی تو نیست

27:16.879 --> 27:18.262
هر فرقی که باهم داریم

27:18.264 --> 27:21.015
و هر چقدر هم که برادرم داغون باشه

27:23.051 --> 27:26.487
«یقین دارم که «نیکلاوس
همیشه خانواده رو ترجیح میده

27:27.267 --> 27:28.322
جدی؟

27:28.324 --> 27:30.324
آرورا» خواهرتون رو میندازه ته دریا»

27:30.326 --> 27:32.076
«با اینحال به‌نظر نمیرسه «کلاوس
قصد داشته باشه

27:32.078 --> 27:35.496
به‌خاطر این‌کار عذابش بده

27:36.698 --> 27:40.251
موندم که چرا

27:53.465 --> 27:55.465
به اندازه کافی طولش دادی

27:55.467 --> 27:58.802
می‌خوای بازی سرگرم‌کننده انجام بدی؟

27:58.804 --> 28:02.489
راستش آره و از اونجایی که الان طلسم من

28:02.491 --> 28:06.743
کاری کرده که هیچ‌کس
...اتفاقات اینجا رو نمی‌شنوه

28:06.745 --> 28:10.163
قراره خیلی بهمون خوش بگذره

28:11.839 --> 28:13.884
«هِیلی»

28:13.886 --> 28:16.036
«مادر بچه‌ی «نیکلاوس

28:16.038 --> 28:18.221
واقعاً امیدوار بودم باهات آشنا بشم

28:18.223 --> 28:20.424
این احساس متقابل نیست

28:20.426 --> 28:25.512
خب ، باشه . پس الان
اینجا چه غلطی می‌کنیم؟

28:26.452 --> 28:29.549
قراره بهمون بگی «ربکا» رو کجا پیدا کنیم

28:29.551 --> 28:33.487
یا که ما می‌کشیمت

28:41.777 --> 28:45.112
طبق قوانین تعیین شده
توسط نیاکان در موافقت

28:45.114 --> 28:47.382
با حکم 9تا محفل

28:47.384 --> 28:51.552
دِوینا کِلِیر» ، تو از این پس»
از این جامعه تبعید میشی

28:51.554 --> 28:55.423
مقامت همانند پیوندت با آنهایی
که از قبل آمدند باطل شده

28:55.425 --> 28:59.343
تو دیگر با نیکان و اجداد ما
ارتباطی نداری

28:59.345 --> 29:03.494
برای جادوگران «نیو اورلانز» به این گونه است

29:03.524 --> 29:04.766
که تو هرگز متولد نشدی

29:04.768 --> 29:06.734
خائن ، خائن -
قاتل -

29:15.478 --> 29:18.079
«متأسفم «دِوینا

29:18.081 --> 29:20.248
وقتشه

29:57.119 --> 29:59.424
دوباره ازت می‌پرسم

29:59.454 --> 30:01.456
ربکا» کجاست؟»

30:01.458 --> 30:04.375
به عنوان یه بچه خیلی قوی هستی

30:23.480 --> 30:25.730
راستش این یکی درد داشت

30:25.732 --> 30:28.215
از قرن 1700 تا الان احساس درد نکردم

30:28.217 --> 30:30.184
یه‌جورایی قلقکم اومد

30:30.186 --> 30:32.720
و به‌خاطر این کاری می‌کنم زجر بکشی

30:34.390 --> 30:37.325
با یه گاز گرگینه چطوری
فاحشه‌ی کوچولوی روانی

30:37.327 --> 30:41.162
اون‌وقت وقتی «نیک» خوبم می‌کنه
فقط بهت می‌خندم

30:43.533 --> 30:45.783
شاید «کلاوس» تو رو خوب کنه

30:45.785 --> 30:49.337
ولی شک دارم برادرت رو هم خوب کنه

30:49.339 --> 30:51.539
چرا عوضش اون رو گاز نمی‌گیری؟

30:52.792 --> 30:54.759
هیچ‌کس حق نداره به برادرم صدمه بزنه

30:57.429 --> 31:02.767
تازه همه‌تون بهش نیاز پیدا می‌کنید
اگه می‌خواین «ربکا»ـی عزیزتون برگرده

31:02.769 --> 31:04.852
این کاملاً یه معماست ، مگه نه؟

31:04.854 --> 31:09.924
اگه من تو رو بکشم «آرورا» عصبانی میشه

31:09.926 --> 31:12.310
و خواهر منم دست اونه

31:12.312 --> 31:15.980
به اهداف فاسدت هم اشاره نمی‌کنم

31:15.982 --> 31:20.701
بازم با این‌همه مدت که باهم بودین
تو هیچ نفوذی روش نداری

31:20.703 --> 31:23.955
من دارم و به محض اینکه
امنیت «آلایژا» تضمین شد

31:23.957 --> 31:26.157
و همینطور امنیت من «آرورا» رو قانع می‌کنم

31:26.159 --> 31:28.776
که «ربکا» رو بهمون برگردونه

31:28.778 --> 31:30.912
و وقتی من به «آلایژا» خنجر زدم

31:30.914 --> 31:34.916
وقتی برادرم رو توی جعبه زندانی کردم

31:34.918 --> 31:37.668
اون دو-سوم پیشگویی رو کامل می‌کنه

31:37.670 --> 31:41.889
که فقط منِ پیر می‌مونم

31:42.420 --> 31:46.677
شاید فکر می‌کنی اگه تنها باشم
هدف راحت‌تری هستم

31:46.679 --> 31:48.896
این اولین‌باری نیست
که گذاشتی خانواده‌ات

31:48.898 --> 31:51.799
وقتی که تو داری رنج می‌کشی چرت بزنن

31:51.801 --> 31:53.601
وقتی پیشگویی سپری شد و هر کدوم

31:53.603 --> 31:56.103
از سرنوشت‌های ما بی‌خطر شد
می‌تونی بیدارشون کنی

31:56.105 --> 31:59.023
اونم با آسودگی و وقت کافی اگه بخوای

31:59.025 --> 32:04.311
خیلی جسور هستی که پیشنهاد می‌کنی
به هم‌خون خودم خیانت کنم

32:05.184 --> 32:07.748
شاید باید همین الان بکشمت

32:07.750 --> 32:10.117
خب ، یه مسئله‌ای هست

32:10.119 --> 32:12.954
من چیزی رو میدونم که تو نمیدونی

32:12.956 --> 32:16.540
با ملاحظه به خواهر عزیزت

32:16.542 --> 32:21.629
می‌بینی؟ وقتی مطمئن شدم که
ربکا» داخل اقیانوس انداخته شده»

32:21.631 --> 32:23.831
ولی نمیدونم دقیقاً کجا

32:23.833 --> 32:26.166
چندتا از دوستای قدیمی این‌کار رو برام کردن

32:26.168 --> 32:28.135
و بعد من کشتمشون

32:28.137 --> 32:36.510
آرورا» محل دقیق قبر «ربکا» رو زیر آب»
داخل 2تا پاکت نامه‌ی چسب خورده گذاشته

32:36.512 --> 32:39.146
مال «آرورا» شامل عرض جغرافیایی

32:39.148 --> 32:41.816
و «تریستان» هم طول جغرافیایی رو داره

32:41.818 --> 32:48.789
پس هر کدوم از ما یک نیمه از مختصات
لازم برای پیدا کردن خواهرت رو داریم

32:48.791 --> 32:51.358
حرف ایکس نقطه رو مشخص می‌کنه

32:51.360 --> 32:54.629
البته اگه جفتمون رو زنده نگه دارید

32:54.631 --> 33:02.202
پس بگید دخترها
کی الان برگ برنده داره؟

33:14.717 --> 33:19.888
طول و عرض جغرافیایی
چه دوست‌داشتنی

33:19.890 --> 33:21.556
خب ، با وجود تفاوت‌هامون

33:21.558 --> 33:24.826
معتقدم گام‌های بلندی
امروز برداشته شد

33:24.828 --> 33:26.833
تریستان» ، من نمی‌تونم همین الان بکشمت»

33:26.863 --> 33:29.097
ولی می‌تونم اون تخم چشمات رو

33:29.099 --> 33:32.567
از جمجمه‌ات دربیارم
و بدم به خورد خواهرت

33:32.569 --> 33:35.703
«آلایژا»

33:36.143 --> 33:39.206
اینا مهمون‌های ما هستن

33:39.208 --> 33:42.376
نیک» ، لطف کردی ازمون دفاع کردی»

33:44.346 --> 33:46.213
...میدونی

33:46.215 --> 33:48.650
به عقل برادرم شک کردم که امروز
ما رو کنار هم جمع کرد

33:48.652 --> 33:51.853
ولی حق با اون بود

33:51.855 --> 33:56.057
ما باید با واقعیت‌های ناگواری که
همه باهاش روبرو هستیم مقابله کنیم

33:56.059 --> 33:58.743
و تصمیم‌های سخت بگیریم

33:59.828 --> 34:02.363
و از بقای جمع‌مون مطمئن بشیم

34:09.672 --> 34:14.542
...و من کاملاً اطمینان دارم که انتخابم

34:17.412 --> 34:20.836
درست خواهد بود

34:24.187 --> 34:25.586
هر کی دیگه جای تو بود الان

34:25.588 --> 34:27.305
خدمتکارها داشتن خون‌ـش رو
از روی زمین پاک می‌کردن

34:27.307 --> 34:29.140
اگه خواهرم رو برنگردونی خونه

34:29.142 --> 34:32.265
تریستان» به آرومی»
و با درد خیلی زیاد می‌میره

34:32.295 --> 34:35.696
تو بهم خیانت کردی بعد از اون‌همه
قول‌های عاشقانه‌ـت

34:35.698 --> 34:37.537
می‌خواستم سر اون قول‌هام بمونم

34:37.567 --> 34:41.235
این تو بودی که سختشون کردی
وقتی «ربکا» رو دزدیدی

34:41.237 --> 34:43.738
حالا برادرت پیش منه

34:43.740 --> 34:45.573
خانواده در ازای خانواده

34:45.575 --> 34:49.110
می‌خوام «ربکا» برگرده

34:49.112 --> 34:51.412
از این‌کارـت پشیمون میشی

34:56.201 --> 34:59.320
بعد از همه‌ی اتفاقات امروز
تو همینجوری گذاشتی بره؟

34:59.322 --> 35:01.455
دیگه باید کنترل کردن
آرورا» راحت باشه»

35:01.457 --> 35:03.324
حالا ما «تریستان» رو داریم

35:04.760 --> 35:06.160
«لوشِن»

35:07.829 --> 35:12.767
«تو من رو می‌بری پیش «کمیل
و مدال رو واگذار می‌کنی

35:12.769 --> 35:18.339
یا با یک مرگ بی‌رحمانه روبرو میشی
که شیطان به حال‌ـت اشک میریزه

35:19.828 --> 35:21.442
فکر کنم گفتم بشین سرجات

35:21.444 --> 35:23.527
نه . تو گفتی مشروب بخورم

35:23.529 --> 35:27.681
و منم خوردم . حالا هم
دارم جمع و جور می‌کنم

35:29.066 --> 35:33.788
چقدر راجبه «کلاوس مایکلسون» میدونی؟

35:34.291 --> 35:41.712
چون شانس اینکه «لوشِن» برگرده
یه‌جورایی خیلی کمه

35:43.286 --> 35:44.999
بهتره آرزو کنی در اشتباه باشی

35:45.001 --> 35:47.034
یا ممکنه شب رو به روز نرسونی

35:47.036 --> 35:49.870
فکر نکنم بخوای بهم صدمه بزنی

35:49.872 --> 35:54.091
ببین ، «کلاوس» بی‌رحم‌ترین خون‌آشام

35:54.093 --> 35:56.978
در کل تاریخ‌ـه و حدس بزن چی شد

35:56.980 --> 36:00.714
یه‌جورایی از من خوش‌ـش میاد
پس شاید تو

36:00.716 --> 36:05.853
باید کسی باشی که نگرانه
شاید شب رو به روز نرسونه

36:07.389 --> 36:09.690
تو خیلی بد مست می‌کنی

36:11.495 --> 36:13.228
گمونم خیلی هم خوب میست می‌کنم

36:16.032 --> 36:18.499
می‌کُشمت

36:20.169 --> 36:23.070
نه تا وقتی که خورشید غروب نکرده

36:36.051 --> 36:38.269
تو باید «کمی» باشی

36:55.034 --> 36:56.734
اون کجاست؟

36:56.804 --> 36:59.655
بهت که گفتم . اون حلقه‌ی
روشناییم رو گرفت و فرار کرد

37:04.160 --> 37:06.144
این تقصیر توئه

37:06.146 --> 37:07.746
خب ، بخوایم منصف باشیم
اگه «کمی» هر کاری رو که

37:07.748 --> 37:09.331
بهش گفته بودم می‌کرد الان اینجا بود

37:09.333 --> 37:11.450
پس از لحاظ فنی تقصیر خودشه

37:11.452 --> 37:13.318
حالا ممکنه برای اینکه
دوست خوشگلت رو درگیر کردم

37:13.320 --> 37:15.204
ازم متنفر باشی

37:15.206 --> 37:20.425
ولی می‌خواستم توجه کاملت رو جلب کنم

37:20.427 --> 37:22.194
تو قطعاً بهم گوش نمی‌کنی

37:22.219 --> 37:26.632
با وجود تلاش‌های بی‌وقفه‌ام
برای زنده نگه داشتنت

37:36.109 --> 37:41.363
اگه این واقعاً همون سلاح‌ـه که
می‌تونه من رو تا ابد حبس کنه

37:41.365 --> 37:44.182
چرا میدیش بهم؟

37:44.184 --> 37:46.902
تا وفاداریم رو ثابت کنم

37:46.904 --> 37:48.537
آره . من با «تریستان» همدست شدم

37:48.539 --> 37:50.188
«ولی خیلی واضحه که وابستگیش به «آرورا

37:50.190 --> 37:55.244
حتی از جون خودش هم
براش باارزش‌ترـه

37:55.778 --> 37:58.530
بگیرش . مال توئه

38:20.020 --> 38:22.070
می‌تونی کمکش کنی؟

38:22.072 --> 38:23.939
اگه بذاره

38:23.941 --> 38:27.442
جلوی خودم رو نمی‌گیرم
اون خیلی سختی کشیده

38:27.444 --> 38:30.329
اون زنده‌ست . همین مهمه

38:31.081 --> 38:32.748
آره

38:32.750 --> 38:34.917
همه‌ـش این رو به خودمون میگیم ، مگه نه؟

38:44.678 --> 38:46.678
کمی»؟»

38:46.680 --> 38:47.913
کمیل»؟»

38:55.756 --> 38:57.255
کمی» هستم . پیغام بذارید»

38:57.257 --> 39:00.258
...من باید

39:01.013 --> 39:03.645
من باید بدونم که در امانی

39:03.647 --> 39:05.597
باهام تماس بگیر لطفاً

39:31.341 --> 39:33.342
جک» ، من خیلی متأسفم»

39:33.344 --> 39:35.894
فکر کردم به‌موقع برمیگردم

39:35.896 --> 39:38.230
هوپ» هنوز بیداره؟»

39:39.465 --> 39:41.800
هوپ» خوابیده»

39:41.802 --> 39:45.737
یه‌کم گریه کرد و بلاخره خوابش برد

39:45.739 --> 39:49.074
خانواده به کمکم نیاز داشت

39:49.076 --> 39:53.495
من امروز ازت یه چیز خواستم
که فقط بیخیالش بشی

39:53.497 --> 39:55.146
تبدیل به دعواش نکنی
فقط همین رو می‌خواستم

39:55.148 --> 39:57.449
...و می‌خواستم اون رو بهت بدم ولی

39:57.451 --> 40:00.285
ولی بی‌ولی
باید تا الان این رو میدونستم

40:00.287 --> 40:04.089
«مهم نیست «کلاوس
با تو ، من یا گله چی‌کار می‌کنه

40:04.091 --> 40:08.677
هر وقت «مایکلسون»‌ها زنگ بزنن
تو همیشه واسه جواب دادن آماده‌ای

40:13.466 --> 40:15.767
کجا داری میری؟

40:15.769 --> 40:17.502
کنار دریاچه

40:17.504 --> 40:21.139
گفتم بقیه‌ی این عید رو
با خانواده‌ام بگذرونم

40:25.445 --> 40:27.696
«جک»

40:46.083 --> 40:47.532
کمیل» رو پیدا کردی؟»

40:47.534 --> 40:49.534
نه هنوز ولی پیداش می‌کنم

40:49.536 --> 40:53.204
نیکلاوس» ، به نظرت عاقلانه بود»
که بذاری «آرورا» بره؟

40:53.206 --> 40:55.373
با وجود اینکه برادرش رو اسیر کردیم
چاره‌ی دیگه‌ای نداره

40:55.375 --> 40:57.676
جز اینکه خواهرمون رو بیاره خونه

41:00.212 --> 41:02.431
تو عاشقشی؟

41:03.151 --> 41:05.717
احساسات من مهم نیست

41:05.719 --> 41:07.436
چیزی که مهمه اینه که ما الان

41:07.438 --> 41:11.323
این پیشگویی دیوانه‌وار رو
تحت کنترل داریم

41:11.325 --> 41:13.224
شاید

41:29.000 --> 41:30.000
مترجم : مــعــیــن

41:31.000 --> 42:08.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
