WEBVTT

00:01.015 --> 00:02.403
پیش از این در
"The Originals"

00:02.433 --> 00:06.023
اگه این پیشگویی کامل بشه
همه‌ی شما می‌میرید

00:06.053 --> 00:08.253
یکی توسط دوستش
یکی توسط دشمنش

00:08.254 --> 00:10.559
و یکی توسط خانواده‌ـش

00:10.589 --> 00:13.591
به گمونم «نیکلاوس» پیش خواهرته

00:13.592 --> 00:15.564
هر جا هم که تو بری
آرورا» دنبالت میاد»

00:15.594 --> 00:16.983
میدونستم پیدام می‌کنی

00:17.013 --> 00:18.301
سلام عشق عزیزم

00:18.331 --> 00:21.266
من به همون دلیلی اینجام
که «لوشِن» و «تریستان» هستن

00:21.267 --> 00:22.650
تا از کسی که تبدیلم کرده محافظت کنم

00:22.680 --> 00:25.107
لازمه که بدونم «ربکا» کدوم گوریه

00:25.137 --> 00:27.205
مادامی که دنبال یه راه
برای برگردوندن «کول» می‌گردم

00:27.206 --> 00:29.108
از مزایایی که این بدن داره استفاده می‌کنم

00:29.109 --> 00:30.176
و بعدش کی میدونه؟

00:30.177 --> 00:31.511
افرادم «تریستان» رو دنبال کردن

00:31.512 --> 00:33.145
تا به یه انبار مخفی رسیدن

00:33.146 --> 00:36.516
و عمراً بتونی حدس بزنی
که کی اون انبار رو خریده

00:36.517 --> 00:37.416
«شخصی به اسم «لوشِن کَسِل

00:37.417 --> 00:39.118
اونا تمام این مدت باهم کار می‌کردن

00:39.119 --> 00:41.087
اگه اینا دست آدمای ناجوری بیوفتن
می‌تونن شهر رو نابود کنن

00:41.088 --> 00:42.722
دارایی پلیس «نیو اورلانز» ، مدارک پرونده قتل

00:42.723 --> 00:44.423
و گزارش امشب پزشک قانونی
از صحنه‌ی جرم

00:44.424 --> 00:45.946
تنها اثر انگشتی که روی قربانی
وجود داره متعلق به توئه

00:45.976 --> 00:47.743
کمی اُکانل» ، شما بازداشت هستین»

00:47.744 --> 00:49.744
درست چند لحظه
قبل از اینکه تو ازم بخوای

00:49.745 --> 00:51.417
تا باهات فرار کنم برادرت رو دیدم

00:51.447 --> 00:52.602
اون به همه‌ی ما دروغ گفته

00:52.632 --> 00:53.987
ولی من بازم عاشقشم

00:54.017 --> 00:56.604
باید اون رو فقط به چشم
یه هیولای پست و حقه‌بازی

00:56.634 --> 00:57.624
که واقعاً هست ببینی

00:57.654 --> 00:59.993
بلایی که سر «آرورا» آوردی . سر من

01:00.023 --> 01:01.762
تو من رو به این روز انداختی

01:01.792 --> 01:03.860
می‌خوای بجنگی پس بجنگ

01:30.986 --> 01:32.694
داری اونجا چی‌کار می‌کنی؟

01:32.724 --> 01:34.392
بیا نزدیک‌تر

01:35.457 --> 01:39.762
فکر کنم بهتره که از
دسترسم دور بمونی

01:42.239 --> 01:46.017
پس گمونم راجبه این روز پُرمشغله
که همه داشتن شنیدی

01:46.018 --> 01:49.654
بذار اون اخم رو از بین ببرم

01:50.153 --> 01:52.057
هر چی میدونم بهت میگم

01:54.300 --> 01:58.800
" 24ساعت قبل "

02:19.768 --> 02:22.542
بهت گفته بودم که این از رد و بدل کردن
نامه‌های خز و از مد افتاده بهتره

02:22.572 --> 02:24.272
خب ، با خوردن یه مشروب با خواهرم
هر روزی که باشه

02:24.302 --> 02:26.174
مشکل نسل‌ها رو فراموش می‌کنم

02:26.175 --> 02:28.147
لوشِن» همیشه اعصاب‌خوردکن بوده»

02:28.177 --> 02:31.712
گرچه با اون «تریستان» از خود راضی
قابل مقایسه نیست

02:31.713 --> 02:34.015
و «استریکس» رو هم از قلم ننداز

02:34.016 --> 02:36.717
هر روز تعدادشون تو محله بیشتر میشه

02:36.718 --> 02:39.220
با اینحال ممکنه واقعاً بیام اینجا پیشت

02:39.221 --> 02:40.976
خب ، خیلی هم از همنشینی
باهات خوشحال میشم

02:41.006 --> 02:42.975
ولی ممکنه مدت زیادی اینجا نمونم

02:42.976 --> 02:44.376
با یه جادوگر «سانتریا» قرار دارم

02:44.377 --> 02:47.416
کسی که ممکنه راه برگردوندن
کول» رو بلد باشه»

02:47.446 --> 02:50.648
بلاخره ممکنه خانواده رو متحد کنیم

02:50.649 --> 02:52.484
حالا بگو ببینم چطوری باهاشون کنار میای؟

02:52.485 --> 02:56.421
«شرایط حرف زدن «نیکلاوس
و «آلایژا» متناسب شده

02:56.422 --> 03:00.692
که تصمیم گرفتم این رو
یه پیشرفت تلقی کنم

03:00.693 --> 03:04.363
فقط صبر کن عزیزم . اوضاع تغییر می‌کنه

03:05.464 --> 03:08.432
الان با یه جادوگر قرار ملاقات دارم

03:08.462 --> 03:10.161
مراقب باش

03:11.437 --> 03:13.405
به سلامتی خانواده

03:13.406 --> 03:16.075
تک‌تکمون

03:30.523 --> 03:32.924
بهت هشدار میدم جناب
اگه دنبال دردسر می‌گردی

03:32.925 --> 03:35.495
شاید بخوای دوباره راجبش فکر کنی

03:39.532 --> 03:43.169
مشکل بدن جادوگرها همینه

03:44.270 --> 03:48.808
وقتی هیولای واقعی پیداش میشه
زیاد نمی‌تونن باهاش دربیوفتن

03:52.800 --> 03:53.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:54.800 --> 03:59.700
"The Originals"
فصل 3
قسمت 6 : اشتباه زیبا

04:00.700 --> 04:01.700
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:58.110 --> 05:00.545
میشه بپرسم چی شده؟

05:00.546 --> 05:04.250
یه گپ کوچولو راجبه گذشته زدیم

05:04.984 --> 05:08.219
من مؤدبانه به «نیکلاوس» فهموندم
که دشمنش نیستم

05:08.220 --> 05:12.023
و گرچه اونا با نقاب صلح
وارد این شهر شدن

05:12.024 --> 05:15.760
«در حقیقت «تریستان» و «لوشِن
علیه ما باهم دست به یکی کردن

05:15.761 --> 05:20.098
حقیقتی که نیاز به یخورده
تحریک ملایم داره

05:20.099 --> 05:22.200
و منم یاد برادرمون انداختم

05:22.201 --> 05:24.402
که چه کسی همون اول عصبانی‌شون کرده

05:24.403 --> 05:31.076
و بعد از این‌همه بحث‌های متمدنانه
به چه نتیجه‌ای رسیدین؟

05:31.077 --> 05:35.480
که دست اولین کسی رو که تبدیل کردیم
برملا کنیم و نابودش کنیم

05:35.481 --> 05:36.782
شدیداً باهات موافقم

05:36.783 --> 05:39.688
می‌بینی؟ یه آقای متشخص میدونه که

05:39.718 --> 05:41.919
چه موقع باید اعلام جنگ کنیم و خشم‌مون رو

05:41.920 --> 05:44.723
توی مسیر شایسته‌تری تغییر جهت بدیم

05:47.926 --> 05:51.667
بیخیال ، واسه کسی که همیشه
اونقدر زیاد حرف میزد

05:51.697 --> 05:52.965
خیلی ساکتی

05:52.966 --> 05:54.100
می‌خوای چی بگم کاراگاه؟

05:54.130 --> 05:55.655
آفرین . خیابون‌های «نیو اورلانز» الان امنه

05:55.685 --> 05:57.025
چیزی که دوست دارم بشنوم
اعتراف کردنته

05:57.055 --> 05:58.088
کارم رو راحت‌تر می‌کنه

05:58.089 --> 05:59.794
من یه قاتل سریالی نیستم و وقتی که تو

05:59.824 --> 06:01.825
داری وقت‌ـت رو با من تلف می‌کنی
قاتل واقعی هنوز اون بیرونه

06:01.826 --> 06:03.926
خب ، اگه چیزی رو از قلم انداختم نشونم بده

06:03.927 --> 06:07.931
بهم ثابت کن که تو قربانی هستی
و من ازت محافظت می‌کنم

06:16.773 --> 06:18.978
یه قاتل خونسرد

06:19.008 --> 06:22.265
کمیل» ، عجب حُسن تصادفی»

06:23.396 --> 06:24.263
باید استراحت کنی

06:24.264 --> 06:27.609
روز بزرگی در پیش داریم

06:27.639 --> 06:29.768
بفرما

06:37.176 --> 06:39.210
هی «دِوینا» ، منم

06:39.211 --> 06:43.316
من یه‌کم داره دیرم میشه
باید زود برسم اونجا

06:49.322 --> 06:53.125
البته یه ثانیه دیرتر میرسم

07:34.926 --> 07:37.335
تعقیب کردنت زیاد خوب نیست ، مگه نه؟

07:37.336 --> 07:40.172
استعدادم یه جاهای دیگه‌ست

07:58.008 --> 08:00.075
خیلی‌خب

08:00.076 --> 08:04.481
«مشروب خوردن با «ربکا
همیشه یه ماجراجوئیه

08:08.351 --> 08:10.653
عصبی‌تر از همیشه‌ای

08:10.654 --> 08:13.389
به‌خاطر «آرورا»ست

08:13.990 --> 08:15.590
نفوذش من رو می‌ترسونه

08:15.591 --> 08:17.592
و بازم برادرمون که شدیداً فریب خورده

08:17.593 --> 08:18.928
به‌نظر میرسه باور داره که اون

08:18.929 --> 08:20.929
کلید تموم کردن این پیشگویی تأسف‌بارـه

08:20.930 --> 08:24.600
اگه اون طرف برادرش باشه
نیک» چه شانسی در مقابلش داره؟»

08:24.601 --> 08:27.669
هیچی . هنوز «نیکلاوس» باور داره
که می‌تونه اون رو متمایل کنه

08:27.670 --> 08:30.805
هر چند چشم‌انداز اون نسبت به
وفاداریه خانواده

08:30.806 --> 08:32.079
مبتلا به جنون جوانی شده

08:32.109 --> 08:35.711
«خب ، من نمی‌فهمم چرا «لوشِن» و «تریستان
باهم دست به یکی کردن

08:35.712 --> 08:37.979
مگه اونا با نسل همدیگه دشمنی ندارن؟

08:37.980 --> 08:39.714
خب ، نداشتن حُسن‌نیت دوطرفه

08:39.715 --> 08:43.715
نسبت به خانواده‌ی ما ممکنه
کاملاً هم بی‌جهت نباشه

08:45.988 --> 08:48.189
«تنفر چیز خیلی بدیه «فِرِیا

08:48.190 --> 08:51.392
چرا؟ شما فقط اونا رو تبدیل کردین

08:51.393 --> 08:54.463
به‌نظر نمیرسه شکایتی داشته باشن

08:56.482 --> 08:58.750
«آلایژا»

08:58.751 --> 09:01.788
تو دقیقاً چی‌کار کردی؟

09:04.524 --> 09:07.397
من به «لوشِن» نفوذ ذهنی کردم
که فکر کنه «کلاوس»ـه

09:07.427 --> 09:09.427
به «آرورا» که فکر کنه «ربکا»ست

09:09.428 --> 09:10.596
و «تریستان» هم فکر کنه خود منه

09:10.597 --> 09:14.332
البته بعد از اینکه تبدیلش کردم

09:14.333 --> 09:17.201
برامون دوران زجرآوری بود

09:17.202 --> 09:18.337
قرن 11ـم بود

09:18.338 --> 09:20.471
پدر بی‌رحمانه می‌خواست شکارمون کنه

09:20.472 --> 09:23.394
پس منم بهشون نفوذ ذهنی کردم
و بعد گفتم فرار کنن

09:23.424 --> 09:24.687
تو اونا رو طعمه کردی

09:24.717 --> 09:25.980
اگه بخوام کاملاً باهات
«رک و روراست باشم «فِرِیا

09:26.010 --> 09:28.547
کاری نبود که از روی محبت کرده باشم

09:29.248 --> 09:34.365
«وقتی ما در باغ‌های انگور «توسکانی
با خیال راحت استراحت می‌کردیم

09:34.531 --> 09:36.820
پدرمون بیشتر اون قرن رو
در دوردست‌های اروپا

09:36.821 --> 09:39.203
در حال دنبال کردن
بچه‌های قلابیه «مایکلسون» بود

09:39.291 --> 09:43.291
بعدش ما با ناراحتی خنجر خوردیم

09:44.063 --> 09:46.469
نفوذ ذهنی شکسته شد
و اینم حال الان ما

09:46.499 --> 09:48.433
سرت چطوره؟

09:48.434 --> 09:52.057
گیج میره . فکر نکنم اثر مشروب باشه

09:52.087 --> 09:55.456
فِرِیا» ، یه چیز رو باید راجبه این»
خانواده بفهمی

09:55.457 --> 09:56.962
وقتی در خطر باشیم
واکنش نشون میدیم

09:56.992 --> 09:58.365
چه خوب و چه بد

09:58.395 --> 10:00.995
به هر قیمتی از خودمون محافظت می‌کنیم

10:00.996 --> 10:03.164
پس داری میگی اونا روزهای آخرشونه؟

10:03.165 --> 10:05.605
اگه واقعاً علیه ما شده باشن بله

10:05.635 --> 10:07.737
بدون شک

10:09.071 --> 10:15.077
شاید یه‌کم موی سگ
اثرش بیشتر باشه . نظرت چیه؟

10:18.250 --> 10:19.749
چی شد؟

10:22.352 --> 10:24.487
یه چیزی درست نیست

10:25.688 --> 10:28.624
باید همین الان به «ربکا» زنگ بزنیم

10:33.546 --> 10:35.816
چه گردنبند دوست‌داشتنی

10:36.041 --> 10:41.694
اون زمرد سبز خیلی
به چشمام میاد ، مگه نه؟

10:42.955 --> 10:45.723
فکر کنم گردنبندم به چشمات میاد

10:45.724 --> 10:48.030
ممنون . نباید مینداختی گردنت

10:48.060 --> 10:52.431
بعدشم می‌خوای از یه بچه کوچولو
آبنباتش رو بگیری؟

10:52.932 --> 10:57.069
اگه تو فاز یه چیز شیرین باشم
چرا که نه

10:57.570 --> 11:00.506
با من بیا و نگران نباش

11:00.748 --> 11:03.609
قول میدم گاز نمی‌گیرم

11:06.952 --> 11:10.882
خب ، قراره به‌خاطر
رفتار بدم سرزنشم کنی؟

11:10.883 --> 11:11.851
برعکس

11:11.852 --> 11:14.186
برنامه‌ام رو واسه امروز خالی کردم

11:14.187 --> 11:16.688
می‌خوام شهرم رو نشونت بدم

11:17.554 --> 11:19.796
این تلاشت واسه اینه که تشخیص بدی
من طرف کی هستم؟

11:19.826 --> 11:22.727
خیلی دوست دارم بدونم طرف کی هستی

11:22.728 --> 11:23.829
ولی این بی‌ادبیه که از یه خانم زیبا

11:23.830 --> 11:26.564
بدون اینکه اول ناهار مهمونش کنم
بخوام همچین سخنرانیه

11:26.565 --> 11:30.034
بی‌پرده و رکی بکنه . موافق نیستی؟

11:30.545 --> 11:34.009
خب ، واقعاً انگار مردهای
این دوره و زمونه ادب یادشون رفته

11:34.039 --> 11:36.341
باید دوست‌داشتنی باشه

12:00.933 --> 12:03.039
من ریسک کردم و دستبندت رو باز کردم

12:03.626 --> 12:07.690
مگه اینکه تو از اون دسته آدمایی باشی
که دوست دارن در بند باشن

12:07.720 --> 12:08.873
لطفاً بگیرش

12:08.874 --> 12:12.277
فکر کن یه معذرت‌خواهیه
برای اینکه روزمون رو با خشونت شروع کردیم

12:12.278 --> 12:14.517
دلیلی نمی‌بینم که نتونیم از اول شروع کنیم

12:14.547 --> 12:16.481
من فقط با دوستام می‌خورم

12:16.482 --> 12:21.290
و به شدت مشخصه که
من از تو خوشم نمیاد

12:21.320 --> 12:23.156
منصفانه‌ست

12:25.658 --> 12:31.329
بعداً امیدوارم یادت باشه که
همه اینا می‌تونست راحت‌تر پیش بره

12:31.330 --> 12:33.198
«کاراگاه «کینی

12:33.199 --> 12:35.939
بیا تو و این سبزیجات رو خورد کن

12:35.969 --> 12:37.070
بهش نفوذ ذهنی کردی؟

12:37.371 --> 12:39.104
چه خبر شده؟

12:39.505 --> 12:40.844
چرا روی خورد کردن تمرکز نمی‌کنی؟

12:40.874 --> 12:42.942
نمی‌خوایم وقتی حرف میزنیم
هیچ‌کدوم از انگشت‌هات رو از دست بدی

12:43.562 --> 12:46.593
میدونستی که مادر «ویل» تو فامیلاش
یه عالمه سرآشپز داره؟

12:46.623 --> 12:49.581
اون قراره برامون غذاهای معروف
مامان‌بزرگش رو درست کنه

12:49.976 --> 12:54.102
من زحمت کشیدم و به دوست فضولت
وینسنت» پیام دادم»

12:54.103 --> 12:56.371
وقتی بدون حادثه از
مراقبت پلیس آزاد شدی

12:56.372 --> 12:57.773
اون فکر می‌کنه که تو توی خونه‌ات نشستی

12:57.774 --> 12:59.946
و داری برنامه‌ی «زنان خانه‌دار» رو
با پیژامه نگاه می‌کنی

12:59.976 --> 13:02.515
چه منظور کوفتی داری؟

13:02.545 --> 13:04.950
کاراگاه ، یه لطفی بکن

13:04.980 --> 13:07.282
چاقوت رو پرت کن سمت صورت قشنگش

13:09.618 --> 13:13.793
حالا که توجه‌ات رو جلب کردم
منظورم ساده‌ست

13:13.823 --> 13:15.791
دنبال یه شیء تاریک و خاص می‌گردم

13:16.386 --> 13:19.698
یه مدال کوچیک و برنز
با علامت‌های رمزی

13:19.728 --> 13:22.906
از اونجایی که شاهپسند خوردی
می‌خوام مؤدبانه ازت درخواست کنم

13:22.936 --> 13:23.909
که کمکم کنی پیداش کنم

13:23.939 --> 13:25.534
اگه سرپیچی کنی

13:25.535 --> 13:29.534
شوخی‌های اتاق نشیمن
به شدت جدی‌تر میشه

13:30.773 --> 13:32.508
ادامه بده

13:34.394 --> 13:36.329
آفرین دختر خوب

13:40.366 --> 13:42.868
هنوز جواب نمیده

13:52.449 --> 13:54.879
چیزی برای وصل شدن نیست

13:54.909 --> 13:56.349
اون رفته

13:56.350 --> 13:57.949
منظورت چیه اون رفته؟

13:57.950 --> 13:59.919
نمی‌تونم پیداش کنم که این یعنی
بدن جادوگرش

13:59.920 --> 14:03.856
و ارتباطش با جادو یهو از بین رفته

14:13.282 --> 14:15.151
لعنتی

14:22.442 --> 14:25.945
نه تنها گلوم رو بریدی
بلکه گوشی لعنتیم رو هم دزدیدی

14:27.881 --> 14:29.220
«سلام «ربکا

14:29.250 --> 14:31.722
عایا»...البته»

14:31.752 --> 14:33.653
«شاگرد کوچولوی «آلایژا

14:33.654 --> 14:36.493
بذار حدس بزنم . بهت مأموریت دادن
که بدن اصلیه من رو پیدا کنی

14:36.523 --> 14:37.824
نتونستی وظیفه‌ات رو انجام بدی

14:37.825 --> 14:40.326
پس این بلا رو سر اون یکی
جسمم آوردی که من رو پیدا کنی

14:40.327 --> 14:43.763
باهوش ولی نادون

14:43.764 --> 14:45.636
ببین ، من اون بدن رو لازم داشتم

14:45.666 --> 14:48.434
و حالا از یه معذرت‌خواهی
خیلی بیشتر بهم بدهکاری

14:48.435 --> 14:50.177
من هیچی بهت بدهکار نیستم

14:50.207 --> 14:53.076
اومدم که «مایکلسون» بدون مراقبت رو ببرم

14:53.106 --> 14:56.443
فقط واسه یکی از شما زنجیر داشتم

15:01.177 --> 15:02.682
فقط همین رو آوردی؟

15:02.978 --> 15:06.656
با دوست بخصوصت
مارسل جرارد» آشنا شدم»

15:06.686 --> 15:08.521
آشنا شدن باهاش سرگرم‌کننده بود

15:09.024 --> 15:11.778
شاید یکی از سرهات رو به عنوان سوغاتی
براش فرستادم

15:11.808 --> 15:14.299
ونگ زدنای بیخودی بسه

15:15.245 --> 15:17.947
می‌خوای مشت اول رو بزنی یا نه؟

15:17.948 --> 15:20.717
به بزرگترهام احترام میذارم

15:21.285 --> 15:23.053
اول شما

15:29.084 --> 15:31.531
فهمید که دستپخت فرانسوی‌های مهاجر

15:31.561 --> 15:34.368
مثل خود مردمشون خوشمزه‌ست

15:34.398 --> 15:35.735
«کارِت خوب بود «ویلیام

15:35.765 --> 15:37.038
آخه نه که حق انتخاب داشتم

15:37.819 --> 15:39.591
به محض اینکه بتونم
از این چاقو استفاده می‌کنم

15:39.621 --> 15:40.663
و قلب‌ـت رو سوراخ می‌کنم

15:40.693 --> 15:41.743
سعی می‌کردی هم نمی‌تونستی

15:41.773 --> 15:45.175
بهت نفوظ ذهنی شده که
هر کاری میگه انجام بدی

15:45.428 --> 15:46.727
مثل هیپنوتیزم می‌مونه

15:46.757 --> 15:50.329
خون‌آشام‌ها ازش استفاده می‌کن تا آدما رو
مجبور کنن هر کاری می‌خوان انجام بدن

15:50.724 --> 15:53.103
الان داریم از کلمه‌ی "خ" استفاده می‌کنیم
(خون‌آشام)

15:53.330 --> 15:56.130
عالیه . ممکنه شامل این دیوانگی هم بشه

15:57.099 --> 15:58.572
دیگه می‌خوای مجبورمون کنی چی‌کار کنیم؟

15:58.573 --> 16:00.678
خب ، این «کمیل» شاهپسند مصرف کرده

16:00.708 --> 16:02.908
پس نمی‌تونم مجبورش کنم
هیچ‌کاری انجام بده

16:02.909 --> 16:06.015
ولی در عوض برای جلوگیری از
خونریزی در آینده

16:06.045 --> 16:09.369
ازت می‌خوام که اون مدال برنزیِ
کوچولو رو پیدا کنی

16:09.399 --> 16:12.000
همونطور که گفتم
من از همه چیز فهرست تهیه کردم

16:12.001 --> 16:15.138
چیزی که دنبالشی اینجا نیست

16:16.624 --> 16:19.141
همونجاست . فقط مخفیه

16:19.171 --> 16:20.415
داخل یه چیز دیگه گذاشتنش

16:20.445 --> 16:22.211
پیداش کن -
و بعدش چی؟ -

16:22.212 --> 16:26.212
یه زیور درخشان بهت کمک می‌کنه
که از «کلاوس» انتقام بگیری

16:26.450 --> 16:30.720
فقط نگو همه‌ی اینا به‌خاطر اینه که
اون دوست‌دخترت رو قاپید

16:30.721 --> 16:34.623
اون کارهای خیلی بیشتری از
قاپیدن دوست‌دخترم کرد

16:34.624 --> 16:38.208
اون 100 سال از عمرم رو دزدید

16:38.238 --> 16:39.670
حالا اون باعث شد یه فکری بکنم

16:39.700 --> 16:42.631
فقدان یه محرک عالیه

16:42.832 --> 16:46.435
شاهرگ کمانی‌ـت رو پاره کن

16:46.436 --> 16:48.003
نه

16:54.602 --> 16:56.512
زخم کثیفیه

16:56.513 --> 16:59.649
اگه درمان نشه از خونریزی می‌میره

17:01.572 --> 17:03.900
«زمان داره می‌گذره «کمیل

17:16.066 --> 17:18.100
لذیذ بود

17:18.101 --> 17:19.501
خیلی خوشحال شدم

17:19.502 --> 17:24.173
حالا عزیزم ، تو قصد داری
که اطلاعات من رو خالی کنی

17:24.174 --> 17:27.710
ولی تو خوب بهم غذا دادی
پس گمونم یه لطف بهت بدهکارم

17:27.711 --> 17:29.678
می‌خوای چی بدونی؟

17:29.679 --> 17:32.581
خب ، راستش خیلی ساده‌ست

17:32.582 --> 17:35.718
من دوباره برگشتم پیش تو

17:35.719 --> 17:39.421
به‌طور شگفت‌انگیز و فوق‌العاده

17:39.422 --> 17:44.861
پس سوالم اینه که
تو هم همین احساس رو داری؟

17:46.359 --> 17:49.336
نیک» ، من نه دشمن تو هستم»
«نه دشمن «ربکا

17:49.416 --> 17:52.752
هیچی نباشه اون من رو تبدیل کرده

17:52.753 --> 17:55.187
ولی واقعاً از «آلایژا» بدم میاد

17:55.188 --> 17:57.523
به‌خاطر کاری که با من و تو کرده

17:57.524 --> 18:00.827
پس تصمیم گرفتی با برادری متحد بشی
که تو رو زندانی کرد

18:00.828 --> 18:05.432
و مسئول طویله‌ای که همیشه
سطحش خیلی از تو پایین‌تر بود؟

18:10.092 --> 18:15.775
میدونی ، ما 3تا
100سال باهم کار کردیم

18:15.776 --> 18:17.677
و باهم فرار کردیم

18:18.053 --> 18:20.713
باور داشتیم که «مایکلسون» هستیم

18:20.714 --> 18:22.314
و تو پدرت رو می‌شناختی

18:22.315 --> 18:25.418
فرار کردن ازش کار راحتی نبود

18:25.419 --> 18:27.286
و با اینحال ما نجات پیدا کردیم

18:27.287 --> 18:32.726
و وقتی نفوذ ذهنی تموم شد
انگار که یکی پوستمون رو کنده بود

18:33.660 --> 18:36.429
ما همه چیز رو از کسی که بودیم

18:36.430 --> 18:40.166
و چیزی که در یه لحظه می‌شدیم
رو از دست دادیم

18:40.167 --> 18:41.268
و حتی با اینکه الان میدونستیم

18:41.269 --> 18:43.070
چیزی به جز یه طعمه‌ی ماهرانه نیستیم

18:43.071 --> 18:46.205
مایکل» هنوز دنبال ما بود»

18:46.206 --> 18:48.307
پس «تریستان» قسم خورد که آروم نمی‌گیره

18:48.308 --> 18:49.842
تا وقتی که مجبورتون کنیم تقاص پس بدین

18:49.843 --> 18:53.345
پس ما 3 نفر تصمیم گرفتیم
که انتقام بگیریم

18:53.346 --> 18:54.548
قرن‌ها ما دنیا رو گشتیم

18:54.549 --> 18:58.384
دنبال سلاحی بودیم که
همه‌ی شما رو می‌کشه

18:58.385 --> 19:00.453
«ولی «لوشِن» و «تریستان
هیچ‌وقت نفرتشون رو

19:00.454 --> 19:02.388
از همدیگه کنار نذاشتن

19:02.389 --> 19:05.425
یه‌کم کوته‌بینانه به‌نظر میاد

19:06.660 --> 19:10.660
اگه خانواده‌ی من بمیرن
همه‌ی شما هم می‌میرید

19:12.278 --> 19:15.669
خب ، راز قشنگش همینه ، مگه نه؟

19:18.739 --> 19:23.075
گمونم دسر رو دوست داشتم

19:23.076 --> 19:24.411
شاید بتونی من رو واسه قدم زدن ببری

19:24.412 --> 19:28.414
نشونم بده این شهر مرموزِ کوچیک چی داره
که دوستش داری

19:28.415 --> 19:32.415
ممکنه اون رو از سایت
دلیل مجلل برای جشن گرفتن» یادت باشه»

19:35.522 --> 19:37.659
«شِن مین»

19:37.689 --> 19:39.096
که 800 سال سن داره

19:39.126 --> 19:42.461
طبق گفته‌ی «تریستان» اون مشاور شکنجه‌ی
چنگیز خان» بوده»

19:42.462 --> 19:43.797
برام مهم نیست که متولد ماه آبانه

19:43.798 --> 19:45.599
«و دوست داره تو ساحل قدم بزنه «مارسل

19:45.600 --> 19:48.401
چرا دنبالم می‌کرد؟

19:49.934 --> 19:50.792
نمیدونم

19:50.822 --> 19:53.460
نمیدونی یا قسم خوردی که سکوت کنی؟

19:53.527 --> 19:57.931
یواش . ما اینجا طرف هم هستیم

19:57.932 --> 19:59.934
پس ثابتش کن

20:08.024 --> 20:10.059
خون «مایکلسون»‌ ، «مایکلسون» رو پیدا می‌کنه

20:10.089 --> 20:12.046
باید بتونم پیداش کنم

20:13.814 --> 20:15.548
نمی‌فهمم

20:15.899 --> 20:17.433
چرا «ربکا» رو وارد این قضیه کردن؟

20:17.434 --> 20:19.435
اونا هر 3تا شروع‌کننده نسل رو می‌خوان

20:19.436 --> 20:21.437
تریستان» و «لوشِن» ما رو»
اینجا مشغول نگه داشتن

20:21.438 --> 20:22.810
مادامی که داشتن «ربکا» رو شکار می‌کردن

20:22.840 --> 20:24.641
اون قویه

20:24.642 --> 20:25.776
اون رو نمیشه کشت

20:25.777 --> 20:28.679
پیشگویی چیز دیگه‌ای میگه

21:07.200 --> 21:10.036
یخورده ردیف نیستی

21:10.037 --> 21:12.171
6ماه تو تابوت بودم

21:12.172 --> 21:14.106
تازه دارم گرم میشم

21:14.107 --> 21:16.175
بعلاوه فکر کنم من ازت جلوترم

21:16.176 --> 21:19.379
نه که کسی نیست امتیاز بگیره

21:24.551 --> 21:27.854
گمونم باید خوشحال باشم

21:29.356 --> 21:33.126
5دقیقه تنها نمی‌تونم ولت کنم

21:44.404 --> 21:46.844
بد نبود

21:46.874 --> 21:48.074
حالا چی؟

21:48.075 --> 21:49.777
فرار کن

21:55.850 --> 21:59.920
نشده . هنوز شکار ادامه داره

22:03.624 --> 22:05.525
در چه حالی؟

22:06.226 --> 22:09.361
خب ، خون‌ـم داره میریزه تو یه سطل

22:09.362 --> 22:11.131
چون خون‌آشامی که ما رو گروگان گرفته

22:11.132 --> 22:12.789
نمی‌خواد کف زمینش لکه بشه

22:12.819 --> 22:17.503
پس خیلی عالی‌ام

22:17.504 --> 22:19.205
من تو رو وارد این آشفتگی کردم

22:19.206 --> 22:20.507
کمترین کاری که می‌تونم بکنم
اینه که جلوی خونریزی رو بگیرم

22:20.508 --> 22:21.708
نه . خودت رو تو زحمت ننداز

22:21.709 --> 22:25.316
من سرسختم . با تو یا بدون تو
هم وارد این اوضاع آشفته می‌شدم

22:28.582 --> 22:32.252
یه حسی بهم میگه نباید نزدیک‌تر بیای

22:35.188 --> 22:38.458
«یکی دیگه از حقه‌های آقای «ترانسیلوانیا

22:43.630 --> 22:46.599
همین اتفاق واسه برادرت افتاد ، مگه نه؟

22:46.600 --> 22:49.134
خانواده‌ی تو قاطیه
دنیای ماوراءطبیعی شدن

22:49.135 --> 22:53.272
یه نفر مجبورش کرد کاری رو بکنه
که خودش هرگز نمی‌کرد

22:53.273 --> 22:56.142
هیچ‌کس نباید تجربه‌اش کنه

23:03.417 --> 23:06.386
گوش کن . من یه خواهر دارم

23:06.387 --> 23:08.801
...اگه زنده نموندم -
نه -

23:09.556 --> 23:10.624
ما از اینجا میریم بیرون

23:10.625 --> 23:14.427
در این مورد خلاص شدن از اینجا
یه چالش به حساب میاد

23:14.428 --> 23:16.029
هنوز برگ برنده دست منه

23:16.030 --> 23:18.398
من تنها کسی هستم که می‌تونم
چیزی که «لوشِن» لازم داره رو پیدا کنم

23:18.399 --> 23:21.001
پس بیا پیداش کنیم

23:26.974 --> 23:28.981
چرا من رو میاری اینجا؟

23:29.011 --> 23:30.477
خیلی وحشت‌آورـه

23:30.478 --> 23:32.900
اونا به این قبرستون‌ها میگن
شهر مردگان

23:32.930 --> 23:36.382
مقبره‌های مرتفع به منظور مفتخر کردن
کسایی که مردن ساخته شده

23:36.383 --> 23:40.925
این یه کوشش خیلی انسانیه برای
غلبه بر ترس از مرگ با جشن گرفتنه

23:40.955 --> 23:43.423
قطعاً وحشتناکه اما خالص و پاک

23:43.424 --> 23:45.829
مثل تو که خلوص نیت داری؟

23:45.859 --> 23:48.895
قصد و نیت من کاملاً برعکسه

23:48.896 --> 23:51.065
مال تو چطور؟

23:55.269 --> 24:03.176
میدونی ، در طول این قرن‌های
طولانی رویای تو رو میدیدم

24:03.177 --> 24:06.279
نور درخشان من
در دریایی از تاریکی‌ها

24:06.280 --> 24:08.182
یه وابستگی که ناامیدیش به خودم برگشت

24:08.183 --> 24:11.718
و عشق کسی که برام لذتی رو به ارمغان آورد
که تا به حال احساس نکرده بودم

24:11.719 --> 24:14.688
و از اون‌موقع هم هرگز احساس نکردم

24:17.191 --> 24:18.725
ولی فقط اگه واقعی بود

24:18.726 --> 24:22.726
این قدم‌زنی‌های دلفریب
از بین شیفتگی‌های غمگین تو

24:23.364 --> 24:25.632
ولی میدونم که در حقیقت
این یه بازجویی

24:25.633 --> 24:28.301
با ظاهر مهربون و شوخ‌طبع‌ـه

24:28.302 --> 24:31.041
اینکه من ازت جواب می‌خوام
عدالت محضه

24:31.071 --> 24:32.905
ما در آستانه‌ی جنگیم

24:32.906 --> 24:34.574
ولی اگه تو به صداقت من

24:34.575 --> 24:37.210
درباره‌ی احساساتم
...به خودت شک داری

24:40.113 --> 24:44.351
پس گردشمون یه توقف نهایی داره

24:47.354 --> 24:48.622
اون نمی‌تونه اینجا بمونه

24:48.623 --> 24:50.263
ربکا» نمی‌تونه تنها باهاشون بجنگه»

24:50.293 --> 24:52.925
من سعی کردم
اون تو فازی نیست که گوش کنه

24:52.955 --> 24:54.494
شاید تو شانس بهتری داشته باشی

24:56.897 --> 24:58.298
مارسل» ـه»

24:58.299 --> 25:00.267
زمانبندی‌ـت کاملاً وحشتناکه

25:00.268 --> 25:02.802
آره . خب ، به کمکت حتیاج دارم

25:02.803 --> 25:05.338
هِیلی» یکی از افراد «تریستان» رو»
که دنبالش بوده رو گرفته

25:05.339 --> 25:09.776
داغونش کرد و واسه یه سوال
و جواب کوچولو آوردش به باشگاه

25:09.777 --> 25:13.580
مشکل اینه که یارو همون «شِن مین» ـه

25:14.181 --> 25:15.881
مارسلوس» ، لازمه یادآوری کنم»

25:15.882 --> 25:19.518
که «شِن مین» قبل از اینکه خون‌آشام بشه
به مصیبت قرمز معروف بود؟

25:19.519 --> 25:21.258
فوراً اعدامش کن

25:21.288 --> 25:22.722
«آلایژا»

25:29.330 --> 25:32.433
خب ، چیه؟ می‌خوای کل روز رو بخوابی؟

25:33.949 --> 25:37.805
قبل از اینکه بیدار بشه
اون قلبش رو از سینه‌اش دربیار

25:51.252 --> 25:54.687
«خوشحالم می‌بینمت «آلایژا

25:55.300 --> 25:57.757
حتی اگه از گوشت و خون نباشی

25:58.203 --> 25:59.659
«وقتشه بیای خونه «ربکا

26:00.360 --> 26:02.594
«نه . به برگردوندن «کول
خیلی نزدیک شدم

26:02.595 --> 26:04.637
به نابودیه خودت هم نزدیک‌تر هستی

26:04.667 --> 26:05.904
من بدون اون طلسم از اینجا نمیرم

26:05.934 --> 26:08.267
کول» باید صبر کنه خواهر»

26:08.268 --> 26:09.936
استریکس» دارن اقدامشون رو انجام میدن»

26:09.937 --> 26:10.771
چی شد؟

26:10.772 --> 26:13.640
هِیلی» با «شِن مین» درگیر شده»

26:13.641 --> 26:15.976
اون و «مارسل» الان دارن با این مشکل
دست و پنجه نرم می‌کنن

26:15.977 --> 26:17.677
اینجا چه غلطی می‌کنی؟

26:17.678 --> 26:20.028
برو و قبل از اینکه اون روانی
آزاد بشه نجاتشون بده

26:20.058 --> 26:23.951
قول بده همین الان بیای خونه
بدون اینکه راهت رو کج کنی

26:28.757 --> 26:32.095
باشه ولی مامان برادرزاده‌ام
و اون احمق خوش‌قیافه

26:32.125 --> 26:34.160
بهتره وقتی برمیگردم زنده باشن

26:34.161 --> 26:37.000
مطمئن شو که برمیگرده

26:37.030 --> 26:39.466
امشب می‌بینمت

26:49.010 --> 26:52.645
تقریباً به‌موقع

26:53.009 --> 26:55.282
حالا می‌تونیم شروع کنیم

26:57.985 --> 27:02.223
آره . حتماً می‌تونیم

27:08.170 --> 27:09.456
هنوز وقت هست

27:09.756 --> 27:13.258
اگه حرف بزنی شاید حتی
حال‌ـت رو خوب کردم

27:13.259 --> 27:15.093
چرا داشتی من رو دنبال می‌کردی؟

27:15.094 --> 27:18.363
چون ما یه استفاده برات داریم

27:18.364 --> 27:20.426
یا دلیل دیگه‌ای هم داره؟

27:20.456 --> 27:21.634
هیچ‌وقت نمی‌فهمی و مهم نیست

27:21.635 --> 27:23.956
چون وقتی آزاد بشم

27:23.986 --> 27:26.654
فکت رو می‌شکونم همونطور که
مال من رو شکوندی

27:26.655 --> 27:30.391
و به آرومی دل و روده‌ات رو
از بدنت می‌کشم بیرون

27:30.392 --> 27:33.461
چطوره فقط آروم باشیم؟

27:33.462 --> 27:37.132
و تو...بقیه خیلی خوشحال بودن
وقتی به جمعمون ملحق شدی

27:37.133 --> 27:39.400
ولی من از اولش میدونستم
که تو یه انگلی

27:39.401 --> 27:41.969
وقتی طرف دشمنمون رو گرفتی
این رو ثابت کردی

27:41.970 --> 27:44.872
به‌خاطر این می‌کُشمت

27:44.873 --> 27:49.710
ولی نه قبل از اینکه مردن اون رو
در حال جیغ زدن تماشا کنی

27:49.711 --> 27:53.481
صحیح . خب ، دیگه این حرفا بسه

27:53.482 --> 27:55.983
شرمنده «هِیلی» . نوبت تو تموم شده

27:55.984 --> 27:58.387
اون باید بمیره

28:15.604 --> 28:17.805
بگیرش

28:26.502 --> 28:28.217
چه شاعرانه

28:28.218 --> 28:31.519
2تا جنگجو که کنار هم می‌جنگن

28:31.520 --> 28:33.554
باهم می‌میرن

28:43.766 --> 28:45.233
حال‌ـت خوبه؟

28:45.234 --> 28:47.378
خوبم . ممنون که پرسیدی

28:47.408 --> 28:50.539
مارسلوس» ، دفعه‌ی بعد که ازت خواستم»
...آشغال‌ها رو ببری بیرون

28:52.508 --> 28:54.877
سعی نکن به تأخیر بندازیش

28:57.847 --> 29:00.215
ربکا» ، باید بریم»

29:00.216 --> 29:03.085
میرسونمت به اولین پرواز

29:04.120 --> 29:05.221
نمی‌تونم الان بیخیال بشم

29:05.222 --> 29:09.090
نه وقتی که جواب برگردوندن برادرمون
فقط چندتا خیابون فاصله داره

29:09.091 --> 29:10.059
تو به «آلایژا» قول دادی

29:10.060 --> 29:12.794
پس قولم به «کول» چی میشه؟

29:12.795 --> 29:14.030
من همین الانش
بدن جادوگرم رو از دست دادم

29:14.031 --> 29:16.432
نمی‌تونم دست خالی برگردم خونه

29:19.067 --> 29:23.838
خب ، گمونم بحث کردن با تو
فقط وقت گرانبهامون رو هدر میده

29:23.839 --> 29:28.744
دیدی؟ داری مثل یه دستکش
با این خانواده جور میشی

29:35.017 --> 29:36.917
خب ، این خونه خانوادگیته؟

29:36.918 --> 29:38.853
شرمنده بابت خرابی

29:38.854 --> 29:40.756
من و برادرم یه اختلاف کوچیک داشتیم

29:40.757 --> 29:41.957
درواقع به‌خاطر تو بود

29:41.958 --> 29:45.660
یه دوئل به افتخار من . چه شجاعانه

29:45.661 --> 29:47.929
ولی متأسفانه اگه این
...چیزیه که می‌خوای نشونم بدی

29:47.930 --> 29:49.698
اگه می‌خوای بدونی طی قرن‌های گذشته

29:49.699 --> 29:54.836
چی توی قلبم بوده با من بیا

30:02.444 --> 30:05.546
زندگی مثل یه شهره . روی طبقات بنا شده

30:05.547 --> 30:09.547
مهم نیست چه تجربه‌ی
جدیدی به همراه داره

30:10.485 --> 30:13.355
بنیاد و اساس‌ـش باقی می‌مونه

30:22.898 --> 30:24.766
این چیه؟

30:24.767 --> 30:28.203
200سال پیش این کارگاه نقاشی من بود

30:28.204 --> 30:32.074
و به یه آرامگاه از خاطرات من
در مورد تو تبدیل شد

30:36.168 --> 30:38.295
فکر کردم اگه چیزی که من رو
اسیر کرده بکشم

30:38.325 --> 30:41.513
برای همیشه خودم رو
از بند تو رها می‌کنم

30:42.351 --> 30:44.419
تمام سال‌های عمرم

30:44.420 --> 30:48.157
هیچ‌وقت اینقدر راجبه چیزی
در اشتباه نبودم

31:10.028 --> 31:11.362
بین از دست دادن خون و اون گاز

31:11.363 --> 31:13.564
مطمئن نیستم وقت کافی رو
برای جواب گرفتن داشته باشی

31:13.565 --> 31:16.967
پس بیا بهترین استفاده رو ازش بکنیم

31:16.968 --> 31:19.704
چندتا سوال دارم

31:23.007 --> 31:24.943
جواب می‌خوام

31:28.813 --> 31:30.115
چرا «هِیلی» رو تعقیب می‌کردی؟

31:30.116 --> 31:33.050
بهم دستور دادن که اون رو از
دور بازی حذف کنم

31:33.051 --> 31:36.120
اون برای چیزی که ما می‌خوایم
یه مانع به حساب میاد

31:36.121 --> 31:37.693
کدوم چیز؟

31:37.723 --> 31:40.092
«دِوینا کِلِیر»

31:40.959 --> 31:42.960
از «دِوینا کِلِیر» چی می‌خواید؟

31:42.961 --> 31:44.129
تریستان» برای فعال کردن»
یه سلاح لازمش داره

31:44.130 --> 31:46.630
که علیه خانواده‌تون ازش استفاده کنه

31:46.631 --> 31:48.700
کدوم سلاح؟

31:51.235 --> 31:55.632
شرمنده . الان یه‌کم تو شنیدن
صدات مشکل دارم

31:56.675 --> 31:58.180
حرف بزن

31:58.210 --> 32:02.815
من ترجیح میدم بمیرم

32:14.259 --> 32:16.160
هنوز پیداش نکردی؟

32:16.761 --> 32:18.329
خب ، همونطور که وقت مرگ همه میرسه

32:18.330 --> 32:21.323
خب ، مال تو به‌نظر تقریباً مُرده

32:21.353 --> 32:22.701
منظورت رو رسوندی

32:22.702 --> 32:26.737
تو بُردی . انسان‌ها باختن
حالا بذار اون بره

32:26.738 --> 32:27.834
پس پیداش کردی؟

32:27.864 --> 32:31.285
شاید . فقط در صورتی نشونت میدم
که همین الان خوبش کنی

32:31.315 --> 32:32.480
اول نشونم بده

32:32.510 --> 32:34.846
خوبش کن

32:43.989 --> 32:45.624
چیزی نیست

32:48.959 --> 32:51.730
می‌تونی بخوریش . حال‌ـت رو خوب می‌کنه

33:02.841 --> 33:05.242
همه‌جا رو گشتم

33:05.243 --> 33:08.179
فقط اینجا می‌تونه باشه

33:29.602 --> 33:31.503
می‌تونم ببینم که چرا
نیک» اینقدر عاشق توئه»

33:31.504 --> 33:33.804
جربزه داری

33:33.805 --> 33:36.373
ولی قلب‌ـت 1بار تپش نکرد

33:36.374 --> 33:37.642
درست قبل از اینکه
دوست‌ـت رو خوب کنم

33:37.643 --> 33:41.642
فکر کنم دقیقاً میدونی مدال من کجاست
ای دختر حقه‌باز

33:44.616 --> 33:45.817
چاقو رو بذار روی گلوت رفیق

33:45.818 --> 33:48.452
نه . لطفاً این‌کار رو نکن

33:48.453 --> 33:50.188
سعی داری به جنبه‌ی
رحم‌کننده‌ام التماس کنی عزیزم؟

33:50.189 --> 33:51.919
متنفر که بهت بگم
من همچین چیزی ندارم

33:51.949 --> 33:53.005
هیچی بهش نده

33:53.035 --> 33:54.483
بسه

33:56.047 --> 33:58.634
...ادامه بده . گلوت رو

33:58.664 --> 34:00.532
وایسا

34:01.733 --> 34:03.634
بگیرش . فقط بگیرش

34:03.635 --> 34:05.604
داخل اینه

34:07.039 --> 34:13.238
این‌همه مدت داشتمش ، مگه نه؟

34:23.591 --> 34:26.558
معلوم شد تیم خوبی تشکیل دادیم

34:39.872 --> 34:43.872
ایناهاش . باید خودش باشه

34:44.843 --> 34:48.753
اگه بهت گفتن جادوگره رو
اینجا ببینی پس کجاست؟

34:48.783 --> 34:52.016
تا وقتی که به چیزی که لازمش دارم برسم
برام اهمیتی نداره

34:52.017 --> 34:54.886
خودشه . همون طلسمه

34:55.487 --> 34:57.188
کاملاً همخونی داره . حالا فقط

34:57.189 --> 34:59.890
خاکستر «کول» و خون 2 نفر از
اعضای خانواده‌ـش رو لازم داریم

34:59.891 --> 35:02.793
ربکا» ، باید همین الان بریم»

35:04.830 --> 35:06.531
خیلی طولش دادی

35:11.970 --> 35:13.704
چه خبر شده؟

35:13.705 --> 35:17.042
پایانی مناسب برای یه هرزه‌ی لوس

35:27.252 --> 35:29.154
معلومه قبلاً نگرفتی چی شد

35:29.155 --> 35:30.422
نمی‌تونی من رو شکست بدی

35:30.423 --> 35:33.229
شاید نتونم ولی اون می‌تونه

35:35.261 --> 35:36.261
نه

35:40.601 --> 35:42.737
نه ، نه

35:42.767 --> 35:43.902
جادوت اینجا قدرتی نداره

35:44.730 --> 35:47.406
فقط جادوگر ما می‌تونه طلسم اجرا کنه

35:49.100 --> 35:53.546
چه غم‌انگیز که تو و خواهرت
باید اینطوری از هم خدافظی کنید

35:56.081 --> 35:58.048
نمی‌تونم تصمیم بگیرم

35:58.049 --> 36:02.420
باید مجبورت کنم وقتی اون داره
واسه ترحم فریاد میزنه تماشا کنی؟

36:02.421 --> 36:05.257
یا برات جای سوال بذارم
که اون چقدر بد زجر کشید؟

36:05.258 --> 36:09.257
...اگه بهش صدمه بزنی

36:19.137 --> 36:20.738
تو با فریب این‌همه راه من رو کشوندی

36:20.739 --> 36:22.473
و تمام این مدت یه دروغ بود

36:22.474 --> 36:23.908
به هیچ‌وجه

36:23.909 --> 36:26.477
اون طلسم خیلی هم واقعیه

36:26.478 --> 36:32.149
می‌خواستم وقتی ازت می‌گیرمش
از دیدن قیافت لذت ببرم

36:32.150 --> 36:35.319
زیاد نگران نباش عزیزم
این تو رو نمی‌کشه

36:35.320 --> 36:39.390
فقط برای اینه که یه مدت
خیلی طولانی به خواب فرو بری

36:39.391 --> 36:43.394
و وقتی بیدار بشم تو اولین
کسی هستی که می‌کُشم

36:43.395 --> 36:45.229
منتظرت می‌مونم

36:45.230 --> 36:48.833
ولی می‌تونی تلاشت رو بکنی

37:02.414 --> 37:06.414
«حالا وقتشه برت‌گردونیم به «نیو اورلانز

37:14.375 --> 37:16.361
اون غذا درست می‌کنه
و تمیزکاری می‌کنه

37:16.362 --> 37:18.897
این یکی یه خدمتکار واقعیه

37:18.898 --> 37:22.167
چه بد تقدیر نبوده

37:22.168 --> 37:28.073
حالا میری و به مافوق‌هات میگی
که مظنون رو اشتباهی دستگیر کردی

37:28.074 --> 37:29.808
هر چقدر می‌خوای بهم نفوذ ذهنی کن

37:29.809 --> 37:32.131
من پیدات می‌کنم

37:32.161 --> 37:34.095
نه ، نمی‌کنی

37:34.908 --> 37:39.245
در عوض با این شکست تأسف‌آور زندگی می‌کنی

37:39.275 --> 37:41.736
این تحقیق رقت‌انگیز رو ادامه میدی

37:41.737 --> 37:45.611
هیچ‌وقت مدرکی ازم پیدا نمی‌کنی
یا اصلاً هیچ پیشرفتی هم نمی‌کنی

37:45.641 --> 37:51.013
بعد از یه مدت برای استعداد متوسطت
از خودت متنفر میشی

37:51.043 --> 37:54.479
تمام مدتی که میدونی یه چیزی
تو سایه‌ها کمین کرده

37:55.651 --> 38:00.122
و در برابر اینا تو هیچی نیستی

38:02.291 --> 38:03.730
این‌کار رو نکن

38:03.760 --> 38:06.295
خیلی ناراحت به‌نظر نمیرسی

38:06.296 --> 38:07.864
به محض اینکه شاهپسند
از خون‌ـت خارج بشه

38:07.865 --> 38:10.870
به تو هم نفوذ ذهنی می‌کنم که فراموش کنی

38:11.352 --> 38:14.770
ولی مثل اون تو رو
با یه درس ول می‌کنم

38:14.771 --> 38:20.342
در برابر خون‌آشام‌ها
انسان‌ها همیشه می‌بازن

38:57.898 --> 39:00.946
یه زمانی فقط دلم می‌خواست
خانواده‌ام رو پیدا کنم

39:01.684 --> 39:05.020
این من رو از پا درآورد

39:05.021 --> 39:07.856
و وقتی پیدا کردم
هر چقدرم که دیوونگی باشه

39:07.857 --> 39:09.558
تنها چیزی که می‌خواستم یه خونه بود

39:09.559 --> 39:13.696
و «نیو اورلانز» اون خونه‌ست

39:14.998 --> 39:18.998
ولی «استریکس» داره سعی می‌کنه
اون رو ازم بگیره . اینطور نیست؟

39:20.436 --> 39:23.539
نه . ما بهشون اجازه نمیدیم

39:24.908 --> 39:27.710
ممکنه از اونی که فکر می‌کنی
سخت‌تر باشه

39:29.979 --> 39:32.282
ربکا» کجاست؟»

39:33.917 --> 39:35.918
باید به «کلاوس» زنگ بزنیم

39:50.300 --> 39:52.034
اونجا چی‌کار می‌کنی؟

39:52.035 --> 39:54.036
بیا نزدیک‌تر

39:54.037 --> 39:58.037
گمونم بهتره از دسترسم دور بمونی

40:01.827 --> 40:05.347
پس گمونم راجبه این روز پُرمشغله
که همه داشتن شنیدی

40:05.348 --> 40:08.784
بذار اون اخم رو از بین ببرم

40:08.785 --> 40:10.886
هر چی میدونم بهت میگم

40:10.887 --> 40:13.957
توصیه می‌کنم سریع حرف بزنی

40:14.991 --> 40:17.059
یه سلاح وجود داره

40:17.060 --> 40:19.795
یه وسیله‌ی خطرناک و نفرین شده

40:19.796 --> 40:21.463
«بهش میگن «سراتیرا

40:22.135 --> 40:24.933
می‌تونه یه مرز غیرقابل‌شکستن درست کنه

40:25.695 --> 40:30.339
برادرم و «لوشِن» می‌خوان ازش استفاده کنن
تا تو و خانواده‌ات رو برای همیشه زندانی کنن

40:30.340 --> 40:32.610
تا هیچ‌کس نتونه بهتون آسیب بزنه

40:32.640 --> 40:36.414
ولی برای این‌کار به همه‌تون
توی یه مکان نیاز دارن

40:36.444 --> 40:40.048
«که به‌خاطر همین یه لشگر از «استریکس
برای گرفتن خواهرم فرستادن

40:40.049 --> 40:41.948
ولی نگران نباش عشقم

40:41.978 --> 40:44.285
من اقداماتی رو انجام دادم که
«مطمئن بشم «ربکا

40:44.286 --> 40:46.929
خیلی دست اون «استریکس»‌های کثیف نمونه

40:46.959 --> 40:48.723
چه اقداماتی؟

40:48.724 --> 40:51.259
وقتی اونا بدن «ربکا» رو بدست آوردن

40:51.260 --> 40:53.129
من نمی‌خواستم بذارم نگه‌ـش دارن

40:53.130 --> 40:56.464
پس واسه خودم یه نقشه ریختم

40:56.465 --> 40:59.100
بدون اینکه برادرم بفهمه
2تا از اون مردهایی که

40:59.101 --> 41:02.201
فرستاده شده بودن اون رو بیارن
از نسل من بودن

41:02.231 --> 41:07.676
بهم وفادار بودن و از طرف من بودن

41:07.677 --> 41:10.845
بدن خواهرت دست اوناست

41:10.846 --> 41:12.914
پس نگران نباش عشقم

41:12.915 --> 41:15.648
ربکا» کاملاً جاش امنه»

41:15.881 --> 41:19.255
بهت قول میدم

41:20.437 --> 41:22.792
...حالا

41:24.807 --> 41:26.197
برگرد توی تخت

41:26.400 --> 41:27.400
مترجم : مــعــیــن

41:28.400 --> 42:04.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
