WEBVTT

00:02.156 --> 00:03.725
پیش از این در
"The Originals"

00:03.726 --> 00:04.956
دِوینا" ، محفل‌ها به یک رهبر احتیاج دارن"

00:04.957 --> 00:06.822
فقط واسه این موافقت کردم چون تو گفتی

00:06.823 --> 00:08.524
قدرتی که برای برگردوندن کول احتیاج دارم
رو بدست میارم

00:08.525 --> 00:10.726
من عنوان نمایندگی مردممون رو قبول می‌کنم

00:10.727 --> 00:14.062
می‌میرم و بعد توی بدن واقعیم بیدار میشم

00:15.631 --> 00:17.560
خاک مقدس ، خاکستر وایکینگ

00:17.561 --> 00:20.339
واقعاً فکر کردی خون تو کلید کشتن منه؟

00:20.340 --> 00:21.852
تو باید از "هِيلي" محافظت می‌کردی

00:21.853 --> 00:23.157
اون و جکسون "هوپ" رو برداشتن

00:23.158 --> 00:24.564
و رفتن جایی که دستت بهشون نمیرسه

00:24.565 --> 00:27.579
تو به "هِيلي" کمک کردی با دخترم فرار کنه

00:32.615 --> 00:35.017
من قدرت می‌خوام
قدرت "هوپ" بهم وعده داده شده

00:35.018 --> 00:36.722
می‌تونی دخترت رو بزرگ کنی

00:36.723 --> 00:39.114
منم قدرتی که بهم وعده داده شده
رو به خودم متصل می‌کنم

00:39.115 --> 00:41.357
و با این‌کار به "هوپ" کمک می‌کنم
جادوش رو شکل بده

00:41.358 --> 00:43.258
کاری که از درک شما خارجه

00:43.260 --> 00:45.854
خوشحالم که می‌بینم انتخاب درستی کردی

00:45.855 --> 00:47.029
باید عجله کنیم

00:49.766 --> 00:51.199
داری باهامون چی‌کار می‌کنی؟

00:51.201 --> 00:52.401
نفرین هلال ماه

00:52.402 --> 00:54.814
از این به بعد توی حالت گرگینه می‌مونین

00:54.815 --> 00:57.106
اون باید اعتماد "دالیا" رو جلب کنه
تا بتونه کاری که می‌خواد انجام بده

00:57.107 --> 01:00.141
اون رازش رو بهم گفت
میدونم چطوری میشه "دالیا" رو کشت

01:13.121 --> 01:15.756
ساکتی

01:15.757 --> 01:17.324
شک به دلت راه اومده؟

01:17.326 --> 01:18.793
فقط دنبال یه راه مودبانه بودم

01:18.794 --> 01:21.296
که ازت بپرسم چرا اینقدر طولش میدی؟

01:21.297 --> 01:24.733
خب ، الان می‌تونیم شروع کنیم

01:24.734 --> 01:26.301
وقتی به‌هم متصل بشیم
دیگه نیازی نیست

01:26.302 --> 01:28.669
تا صد سال دیگه بخوابم

01:28.671 --> 01:30.739
نگرانی‌هات در مورد وضعیتم برطرف میشه

01:30.740 --> 01:33.607
و من بالاخره می‌تونم روی "هوپ" تمرکز کنم

01:35.176 --> 01:37.812
فقط یه قطره از خونش رو لازم دارم

01:37.813 --> 01:43.852
و بعدش قدرتش میشه واسه منم میشه

01:43.853 --> 01:46.020
می‌خوای با "فِرِيا" چی‌کار کنی؟

01:46.021 --> 01:47.856
اون به هدفش پایبند بود

01:47.857 --> 01:49.891
...پس امشب

01:49.892 --> 01:52.660
وقتی ماه در بالاترین نقطه‌ست
جونش رو می‌گیرم

01:52.661 --> 01:55.162
و وقتی اتصال ما برقرار شد

01:55.164 --> 01:56.831
اتصالم با دخترت

01:56.832 --> 01:58.466
ابدی میشه

01:58.467 --> 02:02.202
پس بهتره شروع کنیم

02:34.369 --> 02:37.071
خب ، حالا که ترمیم شدی

02:37.072 --> 02:40.206
بگو منظورت از اینکه گفتی
نیکلاوس یه نقشه داره چیه؟

02:40.208 --> 02:46.247
خودمون یه نقشه داشتیم
نقشه‌ای که اون با بی‌رحمی نابود کرد

02:46.248 --> 02:49.383
نقشه شما جواب نمیداد آلایژا

02:49.384 --> 02:52.720
وقتی کلاوس وارد ذهنم شد
گفت نقشه شما شکست می‌خورده

02:52.721 --> 02:54.888
واسه همین مجبور بوده
خودش یه نقشه بکشه

02:54.890 --> 02:56.490
چه نقشه‌ای هست حالا؟

02:56.491 --> 02:58.359
"باید یه کاری کنه "دالیا
خودش رو بهش متصل کنه

03:15.509 --> 03:19.613
برادرم می‌خواد خودش رو
به دشمنمون متصل کنه؟

03:19.614 --> 03:20.948
در اونصورت "دالیا" فناناپذیر میشه

03:20.949 --> 03:23.951
گفت باید متقاعدت کنم که هر کاری که کرده

03:23.952 --> 03:25.252
باید تنها انجامش میداده

03:25.253 --> 03:26.620
ترکیبات شما برای کشتن

03:26.621 --> 03:28.555
دالیا" اشتباه بوده"
و اون باید تا فهمیدن ترکیبات درست

03:28.556 --> 03:30.257
وقت تلف کنه

03:30.258 --> 03:32.159
چطور؟

03:45.606 --> 03:52.045
با قدرت تو دیگه هیچ‌وقت
لازم نیست یه قرن بخوابم

03:52.046 --> 03:55.915
خب شاید یه چُرت دیگه

04:21.300 --> 04:22.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

04:23.300 --> 04:28.700
"The Originals"
فصل 2
قسمت 22 : خاکستر به خاکستر

04:29.700 --> 04:38.700
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:40.526 --> 04:44.029
زودباش ، زودباش

04:46.165 --> 04:48.634
نه

04:48.635 --> 04:50.870
نباید اینطوری تموم بشه

04:50.871 --> 04:53.005
تو اینطوری نمی‌میری

04:58.645 --> 05:00.713
من همیشه عاشق

05:00.714 --> 05:04.182
یه قدرت‌نمایی خوب بودم

05:04.184 --> 05:07.153
بهت هشدار میدم
اگه هنوزم مجبور به کشتن منی

05:07.154 --> 05:09.020
از الان به بعد حریف قوی‌ای روبروته

05:10.122 --> 05:12.725
قمار ریسک‌داری بود

05:12.726 --> 05:14.726
چاره دیگه‌ای نداشتم

05:16.362 --> 05:19.799
وقتی کلاوس ورق پخش‌کن باشه
باید انتظار دست بد داشت

05:19.800 --> 05:21.233
فقط یه دست بد نیست

05:21.234 --> 05:22.368
تو بازی رو تقلب کرد

05:22.369 --> 05:23.903
چون میدونه چقدر واسم مهمی

05:23.904 --> 05:25.837
به ذهنم نفوذ کرد تا به تو آسیب بزنم

05:38.718 --> 05:41.552
باید جالب باشه

05:48.093 --> 05:49.795
بابت دوستت متاسفم

05:49.796 --> 05:51.130
واقعاً؟

05:51.131 --> 05:52.364
من کارای کلاوس رو توجیح نمی‌کنم

05:52.365 --> 05:54.500
فقط می‌خوام کمک کنم

05:54.501 --> 05:56.935
تنها چیزی که میدونم اینه که کلاوس
...هر کاری لازم باشه برای

05:56.936 --> 05:59.570
کلاوس هر کاری لازم باشه
برای خودش انجام میده

05:59.572 --> 06:02.241
هِيلي" گوشیش رو جواب نمیده"

06:02.242 --> 06:03.909
اون چی‌کار کرده؟

06:03.910 --> 06:06.878
یقه‌ی پیغام‌رسون رو نگیر

06:06.879 --> 06:09.547
ربکا

06:10.949 --> 06:14.119
مثل اینکه نیکلاوس دیشب خیلی کار داشته

06:14.120 --> 06:15.287
..."و در مورد "هِيلي

06:15.288 --> 06:16.555
چی شده؟

06:16.556 --> 06:18.090
وقتی کلاوس بهم حمله کرد طلسمی رو که

06:18.091 --> 06:20.058
گرگینه‌های هلال‌ماهی استفاده کردم رو دزدید

06:20.059 --> 06:24.129
تا بتونه اون رو توی بدن یه هیولا حبس کنه؟

06:24.130 --> 06:25.897
آلایژا ، گوش بده

06:25.898 --> 06:27.599
هِيلي" ماهی یک‌بار تبدیل به انسان میشه"

06:27.600 --> 06:29.434
پیداش می‌کنیم . کمکش می‌کنیم

06:29.435 --> 06:30.635
نه

06:30.636 --> 06:33.672
باید روی اونایی تمرکز کنیم
که الان نیاز به نجات پیدا کردن دارن

06:33.673 --> 06:35.206
فِرِيا" زنگ زد"

06:35.207 --> 06:37.442
دالیا" از کار افتاده"

06:37.443 --> 06:40.779
اونا دو ساعت باهامون فاصله دارن
کنار رودخونه "پِرِل" در "اورچرد" در شمال

06:40.780 --> 06:42.346
هوپ" پیششه"

06:52.157 --> 06:54.893
خب ، ضرب‌المثل‌ام به حقیقت پیوست

06:54.894 --> 06:57.295
هیچ‌وقت اتفاق خوبی توی
یه محوطه‌ی باز تو جنگل نمیوفته

06:57.296 --> 07:00.832
هر جایی که برادرم باشه اتفاق خوبی نمیوفته

07:00.833 --> 07:03.300
البته با یک استثنا

07:04.970 --> 07:06.404
حالش چطوره؟

07:06.405 --> 07:10.108
اون یه مایکلسون‌ـه . بچه قوی‌ایه

07:10.109 --> 07:13.244
وقتی بیدار شدم اینطوری بودن

07:13.245 --> 07:16.146
ربکا گفت نیکلاوس یه نقشه
برای کشتن "دالیا" داره

07:16.148 --> 07:19.350
و میدونسته نقشه ما شکست می‌خوره

07:19.351 --> 07:23.021
آره . به گفته اون ترکیبات ما اشتباه بوده

07:23.022 --> 07:26.324
نیکلاوس وارد ذهن "دالیا" شده

07:26.325 --> 07:28.693
تو قلبش رو نشکستی

07:28.694 --> 07:31.262
ما خون جادوگری رو احتیاج داشتیم
که "دالیا" بیشتر از هر کس دیگه دوستش داشته

07:31.263 --> 07:34.264
و اون جادوگر تو نبودی

07:34.266 --> 07:37.534
این افتخار متعلق به مادر عزیزمونه

07:39.003 --> 07:41.873
پس به خون "اَستِر" نیاز داریم

07:41.874 --> 07:43.741
خب ، این غیرممکنه

07:43.742 --> 07:45.008
چون من کشتمش

07:45.010 --> 07:48.346
اون فقط یک تجسم بوده

07:48.347 --> 07:51.581
مادر ما توی "نیو اورلانز" دفن شده

07:53.117 --> 07:56.419
نیکلاوس می‌خواد بدن اصلیش رو دوباره زنده کنیم

08:04.762 --> 08:07.498
جادوی زمینی

08:07.499 --> 08:10.968
کی اینو رو بهت یاد داده؟

08:10.969 --> 08:12.903
نزدیکترین کسی که میشه اسم معلم واسش گذاشت

08:12.904 --> 08:15.506
کسی که می‌خوام برگردونم‌ـش

08:15.507 --> 08:17.675
خب ، وقتی نماینده شدی نیاکانمون

08:17.676 --> 08:20.411
بهت امکان یک‌بار استفاده از قدرتشون رو دادن

08:20.412 --> 08:24.014
مطمئنی می‌خوای از اون فرصت
برای برگردوندن کول مایکلسون استفاده کنی؟

08:24.015 --> 08:25.916
خیلی وقته تصمیم رو گرفتم

08:25.917 --> 08:27.184
طلسم تقریباً تمومه

08:27.185 --> 08:28.719
از قدرت ارواح استفاده می‌کنم

08:28.720 --> 08:30.921
تا خاک و خاکستر رو به رگ و استخون تبدیل کنم

08:30.922 --> 08:33.657
البته بهتر بود یه روپوش می‌بستم

08:33.658 --> 08:35.526
ببین "دِوینا کِلِیر" ، اگه نصیحت من

08:35.527 --> 08:36.927
به عنوان کسی که تازگی

08:36.928 --> 08:39.028
توی چرخ گوشت مایکلسون‌ها بوده می‌خوای
باید بگم مواظب باش

08:39.030 --> 08:40.764
کول مثل برادرهاش نیست

08:40.765 --> 08:42.432
اونا همیشه بهم نارو میزنن

08:42.433 --> 08:44.568
من در برابر برادرم"
من و برادرم

08:44.569 --> 08:46.770
"در برابر کافر

08:46.771 --> 08:48.372
یعنی چی؟

08:48.373 --> 08:52.209
یعنی برادرها با دعوا می‌کنن
ولی وقتی پاش بیوفته

08:52.210 --> 08:57.681
می‌تونی مطمئن باشی یه مایکلسون
هوای اون یکی رو داره

08:57.682 --> 09:00.983
پس حسابی حواست رو جمع کن

09:03.487 --> 09:06.223
نیک" دیوونه‌ست"

09:06.224 --> 09:07.758
واقعاً می‌خوایم مادرمون رو از زیر خاک بکشیم بیرون

09:07.759 --> 09:10.026
بسوزونیمش . خاکسترش رو با مال کول عوض کنیم

09:10.027 --> 09:12.195
و بعد "دِوینا" رو گول بزنیم
تا از آخرین فرصتش برای

09:12.196 --> 09:14.097
برگردوندن یه نفر از مرگ استفاده کنه؟

09:14.098 --> 09:17.067
تازه فرصت نجات کول رو هم از دست میدیم

09:17.068 --> 09:19.069
البته اگه "دِوینا" ضایع‌مون نکنه

09:19.070 --> 09:21.237
یا میشه یه چاله بزرگ بکنیم
و هردو مشکل اساسی‌مون

09:21.238 --> 09:22.771
رو بندازیم تهش

09:22.773 --> 09:25.642
من میگم یه راه قطعی‌تر انتخاب کنیم

09:25.643 --> 09:27.911
چوب بلوط سفید رو پیدا کنین
کلاوس رو بکشین

09:27.912 --> 09:29.279
دالیا" هم همراهش می‌میره"

09:29.280 --> 09:30.647
آره و همینطور من

09:30.648 --> 09:32.915
و تمام خون‌آشام‌های دیگه‌ای که کلاوس تبدیل کرده

09:35.352 --> 09:41.351
خنجر داره ذوب میشه

09:51.601 --> 09:53.169
چاره‌ای جز انجام

09:53.170 --> 09:55.470
کاری که نیکلاوس تعیین کرده نداریم

10:06.310 --> 10:09.647
چه دوست‌داشتنی ، هوای تازه

10:09.648 --> 10:11.982
پرنده‌ها روی درخت میخونن

10:11.983 --> 10:14.651
یه روز عالی برای بیرون آوردن جسد مامان عزیزمون

10:14.653 --> 10:17.588
یه روز عالی برای انجام خواسته یک روانی

10:17.589 --> 10:21.759
اون ضرب‌المثله چیه که میگح
حقیقت رو از دیوونه بشنو؟

10:21.760 --> 10:23.060
هر چی فکر می‌کنم می‌بینم

10:23.061 --> 10:26.163
نباید فرصت برای زنده کردن کول
رو برای این هرزه به باد بدیم

10:26.164 --> 10:28.197
یه‌جوری صحبت می‌کنی انگار همه چیز تموم شده

10:28.199 --> 10:31.235
یادت نره که هنوز باید "دِوینا کِلِیر" رو فریب بدیم

10:31.236 --> 10:35.005
شاید بهتر باشه یکی از
نقشه‌های کلاوس رو به‌کار بگیریم

10:35.006 --> 10:36.740
اگه ندونه داره بهمون کمک می‌کنه

10:36.741 --> 10:39.376
ممکنه کمک‌مون کنه

10:39.377 --> 10:43.880
گفتم تا وقتی کول رو نجات ندادم
توی اون بدن جادوگر می‌مونم

10:45.649 --> 10:49.820
حالا نه تنها زدم زیر حرفم
بلکه دارم نقشه می‌کشم

10:49.821 --> 10:51.421
تا تنها فرصت "دِوینا" برای زنده کردن

10:51.422 --> 10:53.523
کول رو ازش بگیرم

10:53.524 --> 10:55.459
حس می‌کنم یه خائنم

10:55.460 --> 10:57.861
تو تقصیری نداری

10:57.862 --> 11:00.397
فقط بحث قولم به کول نیست

11:00.398 --> 11:02.632
"به‌خاطر کینه "نیک

11:02.633 --> 11:06.002
1بار دیگه باید یکی رو بکشم

11:06.003 --> 11:08.371
و شانس نجات کسی رو بگیرم

11:11.975 --> 11:17.080
خیلی چیزا هم از تو گرفت برادر عزیز

11:17.081 --> 11:20.349
جیا" بی‌گناه بود"

11:22.186 --> 11:25.055
بی‌گناهی چندان با خانواده ما نمی‌سازه

11:25.056 --> 11:27.891
اون تنها چیزی نبود که "نیک" دیشب ازت دزدید

11:27.892 --> 11:29.526
هِيلي" هیچ‌وقت مال من نبود"
که بخواد بدزدش

11:29.527 --> 11:31.195
آلایژا ، ناراحت میشم وقتی می‌بینم

11:31.196 --> 11:35.232
وانمود می‌کنی لیاقت خوشحالی رو نداری
که لیاقت "هِيلي" رو نداری

11:35.233 --> 11:37.034
خودت چی خواهر؟

11:37.035 --> 11:39.468
خوشحالی تو کجاست؟

11:45.008 --> 11:47.977
گمونم این ویژگی خونوادگیه

11:48.996 --> 11:53.115
عاشق هر چی که باشیم
به خاکستر تبدیلش می‌کنیم

11:57.880 --> 12:00.957
آلایژا گفت نیکلاوس خاکستر
کول رو توی یه کوزه آبی نگه میداشته

12:00.958 --> 12:03.193
ولی کاری که نمی‌کرده
دادن اطلاعات بیشتر بود

12:03.194 --> 12:06.196
انگار آیه نازل شده که همه چیز
توی این خانواده باید مثل راز باشه

12:06.197 --> 12:07.696
باز با وجود عصبانیتت اومدی اینجا

12:07.698 --> 12:09.332
شانست رو روی کلاوس امتحان می‌کنی

12:09.333 --> 12:10.800
به‌خاطر اینکه فکر می‌کنی نقشه‌ش جواب میده؟

12:10.801 --> 12:13.203
به این میگن تناقض خانواده مایکلسون

12:13.204 --> 12:17.674
هم زمان عاشق همدیگه هستیم
و هم قصد جون هم رو می‌کنیم

12:54.778 --> 12:57.446
ببین شانس در خونه کی رو زده

13:03.286 --> 13:05.922
یا تو تعریف جالبی از شانس داری

13:05.923 --> 13:08.057
یا قبل از ما یکی رفته سر وقت اون خاکسترها

13:08.058 --> 13:09.325
خیلی‌خب

13:09.326 --> 13:10.626
باید یه راهی پیدا کنیم

13:10.627 --> 13:12.562
تا جلوی ذوب شدن اون خنجر رو بگیریم

13:12.563 --> 13:15.864
چون اگه دزدمون همونی باشه که حدس میزنم
به مشکل خوردیم

13:18.367 --> 13:23.204
یه خورده عجیبه که با چهره اصلیت ببینمت

13:29.138 --> 13:33.181
برادرم پسر خوش‌قیافه‌ای بود

13:44.893 --> 13:46.562
چقدر سر حرفت موندی

13:46.563 --> 13:48.364
که تا برگردوندن کول جادوگر می‌مونی

13:48.365 --> 13:49.999
اون برادرمه و من صدها سال

13:50.000 --> 13:53.002
قبل از اینکه تو به دنیا بیای دوستش داشتم

13:53.003 --> 13:55.471
هر کاری بتونم برای برگردوندنش انجام میدم

13:55.472 --> 13:57.672
مهم نیست توی چه جسمی باشم

13:59.108 --> 14:03.278
ببخشید . خب ، چی شده؟

14:03.279 --> 14:05.180
"نیک"

14:05.181 --> 14:06.849
گمونم فکر می‌کنه توی این بدن به‌درد بخورترم

14:06.850 --> 14:10.118
و با توجه به اینکه باید جلوی "دالیا" به‌ایستیم

14:10.119 --> 14:12.688
احتمالاً هم درست میگه

14:12.689 --> 14:16.090
واسه همین اومدم اینجا
به کمکت احتیاج دارم

14:16.092 --> 14:18.727
می‌خوای چی‌کار کنم؟

14:18.728 --> 14:21.730
فقط یه جادوگر هست که قدرت این رو داره
که جلوی "دالیا" رو بگیره

14:21.731 --> 14:24.333
و اون شخص "اَستِر" مادر مُرده منه

14:24.334 --> 14:26.368
ازت می‌خوام از قدرتت به عنوان نماینده استفاده کنی

14:26.369 --> 14:27.769
و برگردونی‌ـش -
نه -

14:27.770 --> 14:29.371
من فقط یک‌بار می‌تونم این‌کار رو بکنم

14:29.372 --> 14:30.805
و ازش برای برگردوندن کول استفاده می‌کنم

14:30.807 --> 14:32.074
خواهش می‌کنم عزیزم

14:32.075 --> 14:34.910
بهت قول میدم یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

14:36.579 --> 14:39.147
همتون یه مشت درغگویین

14:40.483 --> 14:42.184
و می‌خوام تنها عضو خانوادتون که

14:42.185 --> 14:44.745
مثل شما نیست رو برگردونم

15:00.168 --> 15:02.504
فایده‌ای نداره

15:02.505 --> 15:04.572
نمی‌تونم سرعت جادوش رو کم کنم

15:04.573 --> 15:07.107
هر تلاشی می‌کنم شکست می‌خوره

15:20.874 --> 15:23.690
باید یه راهی برای کشتنش باشه

15:27.297 --> 15:30.130
هست -
فِرِيا" ، نه" -

15:55.158 --> 15:57.390
فِرِيا" ، یه راه دیگه پیدا می‌کنیم"

15:57.392 --> 15:59.960
ببخشید ولی من راه دیگه‌ای نمی‌بینم

16:09.503 --> 16:11.539
نه ، نه ، نه

16:11.540 --> 16:13.507
اگه اون رو بکشی منم می‌کشی

16:13.508 --> 16:16.243
نمی‌خوام تو رو بکشم

16:16.244 --> 16:19.913
اونو هم نمی‌خوام بکشم

16:29.526 --> 16:35.525
این خانواده‌ایه که همیشه می‌خواستم
...ولی به‌خاطر اون

16:37.399 --> 16:40.867
تا ابد تنها می‌مونم

16:44.204 --> 16:45.738
خواهر

17:11.026 --> 17:13.399
تو دیگه کدوم خری هستی؟

17:26.491 --> 17:28.426
چی‌کار کردی؟

17:28.427 --> 17:30.895
کار ربکا نبود

17:32.330 --> 17:34.733
راستش کار آسونی بود

17:34.734 --> 17:36.668
چقدر پای حرفت موندی

17:36.669 --> 17:38.503
که تا برگردوندن کول جادوگر می‌مونی

17:38.504 --> 17:40.071
اون برادرمه و من صدها سال

17:40.072 --> 17:42.874
قبل از اینکه تو به دنیا بیای دوستش داشتم

17:42.875 --> 17:45.243
هر کاری بتونم برای برگردوندنش انجام میدم

17:45.244 --> 17:48.113
اون تنها فرصتم بود

17:48.114 --> 17:50.148
تنها فرصت کول

17:50.149 --> 17:52.116
حالا می‌فهمم چرا از شما متنفره

17:52.118 --> 17:55.019
خیلی متاسفم عزیزم

17:55.020 --> 17:58.873
بهت قول میدم کول رو برگردونیم
ولی امروز نمیشه

18:00.124 --> 18:02.794
خوش برگشتی مادر

18:02.795 --> 18:04.929
اینکه حاضری تا چه حد
برای نجات دخترت پیش بری

18:04.930 --> 18:10.929
تحت تاثیر قرارم داد
ولی نه به اندازه‌ای که بیخیال همه چیز بشم

18:13.104 --> 18:16.240
ما هنوز به‌هم متصلیم خاله جون

18:16.241 --> 18:20.243
دلت نمی‌خواد با اون سلاح خاص تنبیهم کنی

18:20.245 --> 18:23.214
کاری کردم که اتصال بینمون

18:23.215 --> 18:25.615
با اون خنجر از بین بره

18:28.252 --> 18:30.988
...که یعنی

18:30.989 --> 18:34.157
آزادم بکشمت

18:56.280 --> 18:59.250
چرا "هوپ" رو نبرد؟

18:59.251 --> 19:02.152
چون تنها چیزی که نیاز داشت یه قطره خونش بود

19:02.154 --> 19:03.454
متاسفانه اصلاً نمیدونم

19:03.455 --> 19:05.256
اون عوضی کجا فرار کرد

19:05.257 --> 19:06.991
خیلی‌خب ، برو
هوپ" رو ببر یه جای امن"

19:06.992 --> 19:09.260
من رد اون جادوگر رو میزنم
و وقتی این قضایا تموم شد

19:09.261 --> 19:10.861
می‌مونه تسویه حساب من و تو

19:10.862 --> 19:12.496
اگه از امشب زنده بیرون اومدیم

19:12.497 --> 19:14.664
در خدمتم

19:16.867 --> 19:21.205
دِوینا" ، حالت خوبه؟"
حس کردم اتفاقی افتاده

19:21.206 --> 19:23.240
آلایژا طلسمم رو دزدید

19:23.241 --> 19:25.242
ولی خودت حالت خوبه

19:25.243 --> 19:27.044
من خوب نیستم

19:27.045 --> 19:29.746
بدجور عصبانی‌ام و این‌دفعه می‌تونم یه کاری بکنم

19:29.747 --> 19:31.081
من نماینده‌ی تمام 9 محفل‌ام

19:31.082 --> 19:32.716
تمام جادوگرها رو

19:32.717 --> 19:34.518
برعلیه اون خانواده می‌کنم تا از پا دربیان

19:34.519 --> 19:36.186
منصفانه‌ست

19:36.187 --> 19:39.189
فقط ازت می‌خوام که جنگ واسه یه روز بمونه واسه بعد
فقط یه روز

19:39.190 --> 19:41.325
اینجا چی‌کار می‌کنی؟

19:41.326 --> 19:42.993
حق با توئه

19:42.994 --> 19:44.961
داری به چیزی پی می‌بری که
من بیشتر از 200 ساله که میدونم

19:44.962 --> 19:46.630
اینکه اگه یه مایکلسون نباشی

19:46.631 --> 19:48.632
اون‌وقت تلفات جنگی ولی درحال حاضر

19:48.633 --> 19:51.134
مشکل اونا مشکل منم هست

19:51.135 --> 19:53.570
ازت می‌خوام تا "دالیا" رو پیدا کنی

19:53.571 --> 19:56.273
می‌خوای بهشون کمک کنم

19:56.274 --> 19:58.041
دالیا" می‌خواد همشون رو بکشه ، درسته؟"

19:58.042 --> 20:00.577
اگه کلاوس بمیره منم می‌میرم
جاش" می‌میره"

20:00.578 --> 20:02.212
هر کی که تبدیلش کردم می‌میره

20:02.213 --> 20:06.916
الان بهم کمک کن و همه‌مون زنده می‌مونیم
که یه روز دیگه مبارزه کنیم

20:20.200 --> 20:21.900
" مارسل : جادوگرت رو پيدا کردم "

20:24.667 --> 20:26.970
کمیل" ، به کمکت نیاز دارم"

20:26.971 --> 20:29.439
سلام کلاوس"
سلام کمیل

20:29.440 --> 20:30.940
خیلی ممنون که برادر و خواهر

20:30.941 --> 20:33.276
عصبانیم رو متقاعد کردی تا
به نقشه‌ی حیله‌گرانه‌ام ملحق بشن

20:33.277 --> 20:35.745
آره ، خوش گذشت
اوه ، چی گفتی؟

20:35.746 --> 20:37.247
گردنم چطوره؟
خوب شده

20:37.248 --> 20:38.781
"خیلی ممنون که پرسیدی

20:38.782 --> 20:40.984
حالا داشتی می‌گفتی؟

20:40.985 --> 20:42.819
باید طوری جلوه می‌کردم که به هیچی اهمیت نمیدم

20:42.820 --> 20:48.819
به هیچ‌کس اهمیت نمیدم
...ولی باید بدونی وقتی که بهت صدمه زدم

20:58.367 --> 21:01.637
نبردمون هنوز به پیروزی نرسیده
و ازت می‌خوام از

21:01.638 --> 21:03.839
مهم‌ترین چیز زندگیم محافظت کنی

21:03.840 --> 21:08.444
ازت می‌خوام اینجا ازش محافظت کنی
جایی که جادو اثری نداره

21:08.445 --> 21:11.479
و متأسفم

21:14.483 --> 21:17.319
یه‌جوری برات جبران می‌کنم

21:24.393 --> 21:27.663
بذار حدس بزنم
منو دوباره

21:27.664 --> 21:29.999
زنده کردی تا شکنجه‌ام بدی

21:30.000 --> 21:32.668
مادر عزیزم ، ما فقط به خونت نیاز داریم

21:32.669 --> 21:34.670
ولی اگه به شدت

21:34.671 --> 21:39.275
بهت زجر تحمیل شد قول نمیدم که
از صمیم قلب ازش لذت نبرم

21:39.276 --> 21:41.710
مادر ، درست سر وقت

21:41.711 --> 21:44.413
واسه یکی دیگه از مرگ‌هات رسیدم
و با اینکه صندلی ردیف جلوی نمایش

21:44.414 --> 21:48.117
قدردانم متأسفانه باید جشن رو به تعویق بندازم

21:48.118 --> 21:49.752
روحیه‌ت خیلی تازه‌ست

21:49.753 --> 21:53.455
خوش به‌حال تو . من کسی‌ام که
باید از خطر نجاتمون میداد

21:53.456 --> 21:54.790
اسمش این بود؟

21:54.791 --> 21:56.592
چرا نه؟ نقشه‌ام بی‌نقصانه جواب داد

21:56.593 --> 21:58.594
آروم باش آلایژا

21:58.595 --> 22:02.097
در قرمزت رو می‌بینم که داره آهسته باز میشه

22:02.098 --> 22:03.732
ولی کارمون هنوز تموم نشده

22:03.733 --> 22:05.267
بکُشیمش و قالش رو بکنیم؟

22:05.268 --> 22:07.102
واضحاً بگم خونش رو می‌خوام

22:07.103 --> 22:09.404
ولی روی این خنجر می‌خوامش

22:09.405 --> 22:10.939
که با خاک زادگاه "دالیا" آمیخته‌ش کردم

22:10.940 --> 22:14.042
خاکستر وایکینگ که به جای خود

22:14.043 --> 22:16.378
مرگ مادر باید کمی تعویق پیدا کنه

22:16.379 --> 22:19.581
میدونی ، بهش نیاز دارم تا
حالت دفاعی "دالیا" رو ضعیف کنه

22:19.582 --> 22:21.616
یه خورده جنگ روانکاوانه

22:21.617 --> 22:24.118
قبل از اینکه هردوتون رو قیمه قیمه کنم

22:24.120 --> 22:25.787
آره

22:25.788 --> 22:29.057
انتظار داری با خواست خودم
راسته به سمت مرگم برم

22:29.058 --> 22:31.660
همکاری با خواست خودت
نقش یه جایزه رو میداشت

22:31.661 --> 22:33.295
ولی اصلاً ضروری نیست

22:33.296 --> 22:35.463
اگه لازم باشه خودم به زور می‌برمت

22:35.464 --> 22:39.734
آره مادر عزیز ، اصلاً چاره‌ای نداری

22:39.735 --> 22:41.269
ولی باز که فکر می‌کنم چرا تو باید

22:41.270 --> 22:42.737
با بقیه‌ی ما فرقی داشته باشی؟

22:42.738 --> 22:44.039
ما همه‌مون عروسک‌های رقصان

22:44.040 --> 22:46.875
نمایش خیمه‌شب‌بازی پایانی "نیک‌" هستیم

22:46.876 --> 22:49.044
اون تمام حرکت‌هامون رو با زور عملی می‌کنه

22:49.045 --> 22:50.478
و چقدر می‌خوای اونجا وایسی

22:50.479 --> 22:52.312
و تظاهر کنی که نیاز نداری که این‌کار رو کنم؟

22:52.314 --> 22:54.249
هردوتون از هر جهت

22:54.250 --> 22:57.918
باهام مقابله کردین چاره‌ای جزء اینکه تنهایی
دست به عمل بزنم برام نذاشتین

23:00.576 --> 23:03.324
ما کاملاً با اختلافات

23:03.325 --> 23:06.127
در میدان نبرد آشناییم ولی همینطورم

23:06.128 --> 23:07.896
سابقه‌ی دراز مدتی در انجام هر کار لازم

23:07.897 --> 23:10.464
برای پیروزی جنگ داریم

23:10.466 --> 23:12.199
و "جیا" چی؟

23:19.540 --> 23:21.542
هِيلي"؟"

23:21.543 --> 23:23.343
تلفات‌های ناخواسته

23:27.983 --> 23:32.052
ادعا می‌کنی که کارهات قسمتی از یه حیله‌گری بوده

23:34.188 --> 23:35.990
اون مجازات کردن بود

23:35.991 --> 23:38.926
مجازات؟ واسه چی؟

23:38.927 --> 23:41.295
شاید به‌خاطر خنجری که تو قلبم فرو کردی

23:41.296 --> 23:43.931
خودت باعثش شدی

23:43.932 --> 23:45.533
ما قرن‌‌ها در کنار همدیگه جنگیدیم

23:45.534 --> 23:51.533
و 1بار دیگه برای در هم شکستن دشمنت
خانوادت رو در هم شکستی

23:55.242 --> 23:57.778
خب ، اینو بدون

23:57.779 --> 23:59.346
عاقبت امشب هر چی که باشه

23:59.347 --> 24:02.382
دیگه منو در کنارت نمی‌بینی

24:04.652 --> 24:07.254
می‌خوای تنها باشی؟

24:07.255 --> 24:09.656
خب ، تبریک میگم

24:12.249 --> 24:14.694
به خواسته‌ت رسیدی

24:16.363 --> 24:20.166
بیا مادر

24:32.962 --> 24:34.830
وقتی دعوتت کردم تا بیای پیشم

24:34.831 --> 24:37.665
اصلاً نمیدونستم قراره همچین
مهمون خوشگلی داشته باشیم

24:44.339 --> 24:46.208
اونجات خونیه

24:46.209 --> 24:47.576
آره

24:47.577 --> 24:48.844
حساب خشکشوییم از وقتی که به شهر برگشتم

24:48.845 --> 24:50.344
بدجور زیاد بوده

24:52.115 --> 24:53.515
مشروب‌خوری جلوی یه بچه

24:53.516 --> 24:55.017
بدبختی تازه برات روی کار اومده؟

24:55.018 --> 24:56.351
خب ، تویی که آوردیش به بار

24:58.321 --> 24:59.654
آره

24:59.655 --> 25:04.458
اون قیافه رو می‌شناسم
احساس تعهد و وظیفه

25:04.460 --> 25:07.228
حس می‌کنی چه دینی به اونا داری؟

25:08.997 --> 25:11.867
فراموش کردی قبل از اینکه خانواده‌ای

25:11.868 --> 25:14.736
که انقدر دورش رو گرفتی بدنم رو بدزدن
چندتا مدرک روانشناسی داشتم

25:14.737 --> 25:16.270
پس حالا دیگه داری روان‌درمانیم می‌کنی؟

25:16.272 --> 25:18.139
نه . دارم سعی می‌کنم بفهمم چرا

25:18.140 --> 25:21.042
یه زن باهوش و منطقی مثل تو

25:21.043 --> 25:22.510
بخواد تو شهری بمونه

25:22.511 --> 25:24.512
که از نظر من چیزی جزء خطر برات نداره

25:24.513 --> 25:26.381
من آخرین نفر از جد خانوادگیمم

25:26.382 --> 25:28.349
خانواده‌ی "اُکانل" میراث بلندواره‌ای اینجا دارن

25:28.350 --> 25:30.051
این میراث خانوادگی و این چرت و پرتا رو
"تحویل من نده "کمیل

25:30.052 --> 25:31.519
می‌خوای در مورد میراثات حرف بزنی؟

25:31.520 --> 25:33.621
مامان من ، مامان مامانم و بابابزرگ‌شون

25:33.622 --> 25:34.956
چندتا از بدذات‌ترین جادوگرهای

25:34.957 --> 25:36.524
قسمت غربی شهر که تا به‌حال به خودش دیده بودن

25:36.525 --> 25:38.326
و باز من می‌تونم از جادو می‌کشم کنار

25:38.327 --> 25:40.494
چون میدونم که برام خوب نیست

25:40.496 --> 25:42.363
درست مثل نیکلاوس و کل طایفه‌ش

25:42.364 --> 25:43.765
"که واسه تو خوب نیستن "کمیل

25:43.766 --> 25:45.699
پس داری می‌کشی کنار؟

25:45.701 --> 25:47.335
بیشتر انگار داری مسئولیت‌هات رو

25:47.336 --> 25:49.504
روی دوش یه نوجوون میذاری
که فهم بهتری نداره

25:49.505 --> 25:51.873
بهتر فهم داره . فهم داره

25:51.874 --> 25:53.975
بیشتر از اون چیزی که باید بدونه فهم داره

25:53.976 --> 25:57.045
و اگه مراقب نباشه درست پیش نره

25:57.046 --> 25:59.414
بدذات‌تر از همشون میشه

25:59.415 --> 26:00.982
مطمئن باش

26:00.983 --> 26:04.050
چرا باید بدون یه راهنما ولش کنی؟

26:06.854 --> 26:09.590
خب ، خیلی‌خب منصفانه‌ست . دعوا راه بنداز

26:09.591 --> 26:13.461
منو توش فرا بخون
ولی از یه روانشناس به یکی دیگه

26:13.462 --> 26:15.962
چی رو داری از خودت منحرف می‌کنی؟

26:17.064 --> 26:19.200
می‌خوای بدونی چرا هنوز تو شهر موندم؟

26:19.201 --> 26:21.067
آره

26:21.069 --> 26:24.005
چون برخلاف هر ذره

26:24.006 --> 26:25.940
از قضاوت بهترم روشن‌فکریم

26:25.941 --> 26:28.676
و عقل سلیمم معلوم شد

26:28.677 --> 26:34.756
احساسات پیچیده‌ای نسبت به یه هیولا دارم

26:36.884 --> 26:40.753
و این هیولا هم احساسات پیچیده‌ای نسبت به تو داره؟

26:40.755 --> 26:44.724
فکر کنم کاملاً احتمال داره که داشته باشه ، آره

26:49.763 --> 26:51.732
یه شیشه مشروب دیگه لازم‌مون میشه

26:51.733 --> 26:53.434
آره

27:02.810 --> 27:08.215
دو قرن پیش این شهر خیانتکارهاش
رو همینجا دار میزد

27:08.216 --> 27:10.217
فکر کردم کاملاً مناسبه

27:10.218 --> 27:13.020
که اینجا محل مرگت باشه

27:20.027 --> 27:22.496
واقعاً دلم برات می‌سوزه

27:22.497 --> 27:24.665
طبق دوره‌ی دراز مدت زندگی‌مون

27:24.666 --> 27:27.334
می‌تونستم ببینم که در هم شکستی

27:27.335 --> 27:29.469
قبلاً فکر می‌کردم تقصیر منه

27:29.470 --> 27:35.141
ولی با گذشت زمان فهمیدم توانایی دوست داشتنت
مدت‌ها پیش از بین رفته

27:35.143 --> 27:37.744
میدونی ، تاریکی به دنیا نمیاد

27:37.745 --> 27:40.180
به‌وجود اومده

27:40.181 --> 27:42.682
با خاموش کردن روشنایی

27:42.683 --> 27:45.285
پس هر طوری که فکر می‌کردی
ممکنه منو مرمت کنی

27:45.286 --> 27:47.354
لطفاً بدون که هیچ‌وقت نمی‌تونستی

27:47.355 --> 27:50.956
هر موقعی که تو چشم‌هات نگاه می‌کردم
مادرت رو می‌دیدم

27:50.958 --> 27:55.527
خواهری که قلبم رو سنگ کرد

27:57.631 --> 28:02.669
و با اون سنگ تمام فرزندانش

28:02.670 --> 28:05.671
رو له می‌کنم

28:05.673 --> 28:08.742
یه جمله‌ی معروفی در مورد سنگ‌ها
و خونه‌های شیشه‌ای نیست؟

28:10.144 --> 28:11.945
اگه توانایی مقایسه کردن مفهوم
کلمات رو از دست دادی

28:11.946 --> 28:15.181
فکر می‌کنم برادرم داره هرزه‌ی ریاکار صدات می‌کنه

28:15.182 --> 28:18.784
باز کردن پای خون‌آشام‌ها تو یه جنگ بین جادوگرها

28:18.786 --> 28:21.054
یکی درسش رو یاد نگرفته

28:21.055 --> 28:23.489
خب ، من ممکنه بعضی وقت‌ها خارج از انتظار باشم

28:30.029 --> 28:31.864
گر چه در این مناسبت

28:31.865 --> 28:34.666
میگم که درسِت رو حفظ کردم

28:54.990 --> 28:57.183
...خواهرم

28:59.954 --> 29:01.588
در غل‌ و زنجیر

29:06.595 --> 29:11.232
قراره اون هدیه‌ای در قبال آزادی‌تون باشه؟

29:11.233 --> 29:13.834
چون منم یه چیزی آوردم

29:16.805 --> 29:18.672
یه چوب ، سه نفر از ما

29:18.673 --> 29:20.141
حتی اگه درنگ نکنی

29:20.142 --> 29:23.310
دو نفر دیگه تیکه تیکه‌ت می‌کنن

29:23.311 --> 29:28.816
تفکر مستدلی بود ولی فکر ساده‌ای بود

30:03.283 --> 30:05.052
داری می‌کُشیشون

30:07.388 --> 30:09.957
حالا خواهر ، بیا باهم تماشا کنیم

30:09.958 --> 30:13.427
وقتی که بچه‌هات رو از داخل به بیرون می‌سوزونم

30:20.284 --> 30:25.038
هنوزم بعد از این همه سال

30:25.039 --> 30:27.374
خشم زیادی ازم داری

30:27.375 --> 30:29.042
تو عهدت رو شکستی

30:29.043 --> 30:31.978
ما قرار بود برای همیشه و تا ابد باهم بمونیم

30:31.979 --> 30:36.216
و منو ول کردی تا با اون وایکینگ
پست و احمق ازدواج کنی

30:36.217 --> 30:41.754
به خانواده‌ام پایان دادی
و اون نتایجش بودن

30:43.974 --> 30:45.591
نه

30:49.480 --> 30:52.899
به این میگی خطای من؟

30:52.900 --> 30:59.146
تو وادارم کردی سر معامله
دست از زاده‌ی اولم بکشم . دخترم

30:59.206 --> 31:03.542
نه فقط این زاده‌ی اول
بلکه هر زاده‌ی اول

31:03.544 --> 31:05.411
و حتی اون‌موقع راهی پیدا کردی تا ازم دریغش کنی

31:05.412 --> 31:07.614
چیزی که قسم خوردی مال من میشه

31:07.615 --> 31:09.182
فکر می‌کنی چه حسی داشت؟

31:20.511 --> 31:27.410
اَستِر" ، با آخرین بچه‌هات خداحافظی کن"

31:41.781 --> 31:44.950
خواهر ، صبر کن . صبر کن

31:44.951 --> 31:47.553
"تو بُردی "دالیا

31:47.554 --> 31:50.256
هر چی که همیشه می‌خواستی رو داری

31:50.257 --> 31:52.691
از جمله فرزند زاده‌ی اول یه نسل جدید

31:52.692 --> 31:56.829
روی دست همه‌مون زدی

31:56.830 --> 32:00.566
حداقل بذار سعی کنم برات جبران کنم

32:00.567 --> 32:07.272
بذار باهات شریک بشم
آزادی با شکوهی که در مرگ پیدا کردم

32:19.018 --> 32:20.686
آلایژا؟

32:30.629 --> 32:32.865
ما کجاییم؟

32:32.866 --> 32:35.033
...کجا

32:35.034 --> 32:37.169
چی‌کار کردی؟

32:37.170 --> 32:39.537
کاری که باید هزار سال پیش می‌کردم

32:42.374 --> 32:44.642
پیش تو موندن

32:46.430 --> 32:48.180
وقتی دیدم بچه‌هام حاضرن

32:48.181 --> 32:50.482
برای همدیگه مبارزه کنن خواهر عزیزم

32:50.483 --> 32:52.150
حالاست که می‌فهمم

32:52.151 --> 32:57.054
بدترین خطام پیشت نموندنه

32:59.591 --> 33:02.059
خواهش می‌کنم منو ببخش

33:10.402 --> 33:14.104
معلومه که می‌بخشمت

33:38.162 --> 33:40.165
به نظر میاد رسماً یتیم شدیم

34:45.647 --> 34:48.317
غنایم جنگ؟

34:48.918 --> 34:51.185
یه رسم خانوادگی

34:51.186 --> 34:52.954
منهای خود خانواده

34:52.955 --> 34:54.654
خب ، تو اینجایی

34:54.656 --> 34:57.191
توی پوسته‌ای که تو می‌خواستی . فقط همین

34:57.192 --> 35:00.994
ای بیچاره ، نه که این بدنت خیلی داره سختی می‌کشه

35:02.330 --> 35:03.731
در این بین بقیه‌ی خانواده

35:03.732 --> 35:05.366
از میوه‌ی دست‌رنج‌ام لذت می‌برن

35:05.367 --> 35:07.735
فِرِيا" آزادیش رو از "دالیا" بدست آورده"

35:07.736 --> 35:09.237
و مارسل منو می‌بخشه

35:09.238 --> 35:11.639
وقتی که کنترل شهر رو بهش پس بدم

35:11.640 --> 35:13.907
به‌هرحال دیگه کاری باهاش ندارم

35:13.909 --> 35:17.111
تاجت رو میدی به کس دیگه؟

35:17.112 --> 35:18.679
و چی‌کار می‌کنی؟

35:18.680 --> 35:22.016
دخترم رو با کمک خواهرهام بزرگ می‌کنم

35:22.017 --> 35:25.486
یه خانواده‌ی بزرگ و خوشبخت

35:25.487 --> 35:27.922
حالا این واقعاً هم به نظر مجلل میاد

35:27.923 --> 35:29.924
منهای خالی بودن

35:29.925 --> 35:31.826
جای بزرگ آلایژا تو خونه
و درحالیکه خواهرات

35:31.827 --> 35:33.761
بچه‌ت رو بزرگ می‌کنن مادر بچه

35:33.762 --> 35:36.129
درحال چه کاریه دقیقاً؟

35:40.234 --> 35:45.872
برادر عزیزم ، خوشبختی اینطوری نیستی

36:01.989 --> 36:03.690
می‌خواستی منو ببینی؟

36:03.691 --> 36:07.628
بالاخره آزادی که همیشه می‌خواستم رو دارم

36:07.629 --> 36:10.297
توانایی اینکه سرنوشت خودم رو انتخاب کنم

36:10.298 --> 36:12.265
فکر کردم تو هم باید همینو داشته باشی

36:24.411 --> 36:26.480
من این بدن رو خوب کردم و کاری کردم که

36:26.481 --> 36:28.148
بتونی دوباره توش ساکن بشی

36:28.149 --> 36:29.983
حالا می‌تونی کسی که می‌خوای باشی

36:29.984 --> 36:33.120
یا یه خون‌آشام یا یه جادوگر

36:33.121 --> 36:35.555
حق انتخاب داری

36:35.556 --> 36:38.125
چرا این‌کار رو کردی؟

36:38.126 --> 36:42.261
چون تو اولین کسی بودی
که منو به چشم خواهر دیدی

36:42.263 --> 36:45.165
و از اونجایی که مدت زیادیه عمرت رو
صرف مراقبت از خانوادت کردی

36:45.166 --> 36:47.501
فکر کردم واسه یه‌بارم که شده
مستحق خواهری هستی

36:47.502 --> 36:49.702
که هوای تو رو داشته باشه

36:49.730 --> 36:54.473
برو . آزاد باش ربکا

37:03.350 --> 37:09.349
خب ، کدوم رو انتخاب کردی
نسخه جدید یا مدل گنگستری اصیل؟

37:18.531 --> 37:22.669
تصمیم گرفتم که تصمیم نگیرم . نه فعلاً

37:22.670 --> 37:24.804
درحالیکه دارم دنبال راهی
برای برگردوندن کول می‌گردم

37:24.805 --> 37:26.873
از مزایایی که این جسم داره استفاده می‌کنم

37:26.874 --> 37:29.207
و بعدش خدا میدونه

37:29.209 --> 37:33.145
و تو؟ تو چی‌کار می‌کنی مارسل؟

37:33.147 --> 37:38.050
سعی می‌کنم با برادرت جنگ راه نندازم

37:38.051 --> 37:41.687
بعضی چیزا عوض میشن
بعضی چیزا هم اصلاً

37:41.688 --> 37:46.391
خب ، یه چیزه ثابت دیگه هم هست

38:13.953 --> 38:18.023
78یه سال خوب

38:18.024 --> 38:20.525
یکی از اونا رو باز کن ، باشه؟

38:20.527 --> 38:23.929
بیا ترحم‌داری کنیم سر ترک کردن دوباره
من از طرف خواهرم اونم

38:23.930 --> 38:26.265
دیگه نباید به مشتری‌ها نفوذ ذهنی کنی

38:26.266 --> 38:27.966
انعام‌ها رو لازم دارم

38:33.106 --> 38:37.109
وقتی واسه بار اول اومدم به شهر
یکی از اون صد دلاری‌ها بهم دادی

38:37.110 --> 38:39.144
سر شیفت یکی دیگه بودم

38:39.145 --> 38:42.581
اگه به‌خاطر اون نبود
ممکن بود یکی دیگه الان

38:42.582 --> 38:44.549
به جای من اینجا وایستاده باشه

38:47.119 --> 38:51.123
میدونی ، من ترجیح میدم
از اون طرف بهش نگاه کنم

38:51.124 --> 38:54.193
اگه اون‌شب ، این بار
یا صد دلاری نبود

38:54.194 --> 38:59.965
میدون جکسون می‌بود که
به یه نقاشی خیره شده بودی

38:59.966 --> 39:05.903
یا خیابان فرانسوی که به
موسیقی جاز گوش میدادی

39:10.809 --> 39:12.977
در هر صورت پیدات می‌کردم

39:15.580 --> 39:18.516
...ممنون

39:19.951 --> 39:22.086
بابت مشروب

39:53.117 --> 39:55.753
حالش چطوره؟

39:55.754 --> 40:01.659
حالش خوب و جاش امنه
"بر اساس حرف "فِرِيا

40:01.660 --> 40:05.430
هِيلي" ، بهت قول میدم"
هر طور که لازم باشه

40:05.431 --> 40:08.266
تو رو از این نفرین آزادت می‌کنم

40:08.267 --> 40:12.203
می‌خوام یه قول دیگه‌ای بهم بدی آلایژا

40:12.204 --> 40:15.339
نمی‌تونم بذارم کلاوس تنها چیزی باشه
که "هوپ" می‌شناسه

40:15.340 --> 40:19.210
ازت می‌خوام که پیشش باشی

40:19.211 --> 40:23.813
اینو بهم قول بده . اون بهت نیاز داره

40:36.594 --> 40:42.593
روزی روزگاری یه گرگ‌شاه بود که برای

40:44.669 --> 40:48.037
گرانبها‌ترین گنجینه در تمام قلمروها جنگید

40:49.240 --> 40:53.543
پرنسس کوچولوی زیباش

40:54.378 --> 40:57.447
ولی پیروزی بهایی در پی داشت

40:58.382 --> 41:00.850
متحدان از دست رفتن

41:03.254 --> 41:05.722
دشمنان جدید به‌وجود اومدن

41:11.295 --> 41:16.433
و چنین گرگ‌شاه تنها موند

41:16.434 --> 41:19.536
خوشی و خرم در کار نبود

41:19.537 --> 41:25.242
ولی بعضی وقت‌ها حتی بدترین پایان‌ها

41:25.243 --> 41:27.811
اصلاً پایان نیستن

41:40.390 --> 41:44.294
و باید بدونی کوچیکترین گرگم

41:44.295 --> 41:50.294
که حتی وقتی که همه چیز به نظر میاد
به خاکستر تبدیل شده

41:51.435 --> 41:54.927
در داستان ما همیشه فصل دیگه‌ای
برای تعریف وجود داره

41:55.900 --> 41:56.900
« پایان فصل 2 »

41:57.900 --> 41:58.900
مترجمین : کـيانـــوش و تــــــورج
Kianoosh_93 ‍& STEFAŊ

41:59.900 --> 42:33.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
