WEBVTT

00:02.220 --> 00:03.790
پیش از این در
"The Originals"

00:03.790 --> 00:05.400
هوپ" و گله رو برمیداریم"

00:05.400 --> 00:06.990
و امشب از شهر خارج میشیم

00:06.990 --> 00:08.970
یه کلوب جاز توی "الجری" هست

00:08.970 --> 00:11.740
جوزفین داره به عنوان پناهگاهی
در برابر جادو مسحکمش می‌کنه

00:11.740 --> 00:12.640
وسایلت رو جمع کن

00:12.640 --> 00:14.080
پس تا وقتی من درگیر کارهای خودم هستم

00:14.100 --> 00:16.000
ازت می‌خوام چشم و گوش من بین اونها باشی

00:16.000 --> 00:17.870
نمی‌تونم اینطوری بهش خیانت کنم

00:17.880 --> 00:19.440
فکر نکنم چاره دیگه‌ای داشته باشی

00:19.490 --> 00:20.630
تا الان باید میرسید

00:20.630 --> 00:21.640
حتماً یه اتفاقی افتاده

00:21.640 --> 00:22.720
همه چیز روبراست؟

00:22.800 --> 00:24.400
آخر سر میریم "الجری" یا نه؟

00:24.520 --> 00:26.720
درحال حاضر اون کلوب امن‌ترین جای شهره

00:26.870 --> 00:29.890
تنها چیزی که می‌تونستین
ازش برعلیه من استفاده کنین

00:29.900 --> 00:31.830
یعنی این سلاح رو از دست دادین

00:32.120 --> 00:32.910
نـه

00:33.440 --> 00:35.360
این نقشه من نبود

00:35.360 --> 00:37.750
تو عجله کردی و تنها سلاحمون رو از دست دادی

00:37.760 --> 00:39.860
مواد لازمت به راحتی پیدا میشه

00:44.830 --> 00:46.360
مطمئناً خاکستر وایکینگ چیز کمیابیه

00:46.360 --> 00:49.200
ولی تنها چیزی که احتیاج داری
جسد در حال سوختن یه وایکینگه

00:49.210 --> 00:51.300
باید ازت برای فرستادن یه پیام

00:51.300 --> 00:53.680
برای همه اونهایی که در برابرم
ایستادن استفاده کنم

01:02.690 --> 01:04.510
چیزی شده برادر؟

01:04.520 --> 01:06.400
می‌خوای یه نوشیدنی برات درست کنم؟

01:06.400 --> 01:08.930
ممنون . تو فاز این چیزا نیستم

01:08.940 --> 01:10.840
چه بهتر . خودم می‌خورم

01:10.840 --> 01:13.050
نیکلاوس ، بیا درباره نقشه‌مون صحبت کنیم

01:13.050 --> 01:14.820
واسم سوال شده که آیا اصلاً نقشه‌ای داری

01:15.330 --> 01:16.970
می‌تونیم با خاکستر مایکل شروع کنیم

01:17.140 --> 01:18.830
با توجه به اینکه اون خاکستر جزء اصلی

01:18.830 --> 01:20.140
سلاحمون علیه "دالیا"ست

01:20.140 --> 01:22.190
میشه بگی اون خاکسترها کجا غیبشون زده؟

01:22.280 --> 01:24.140
آلایژا ، من بهترین شیرینی‌پز شهر

01:24.140 --> 01:27.480
رو برای مراسم تهذیب تو آوردم

01:27.540 --> 01:31.630
اون‌وقت تو زحماتم رو با توجه بی‌جا
به این موضوعات مسخره نادیده می‌گیری

01:31.660 --> 01:34.120
میشه یه‌کم آروم‌تر صحبت کنین؟

01:35.890 --> 01:36.810
اون رو بده من

01:37.020 --> 01:37.570
چی شده؟

01:37.580 --> 01:40.660
بدن جدیدت به مشروب‌خوری آخر شب عادت نداره؟

01:40.820 --> 01:42.210
خب ، آره . چند پیکی خوردم

01:42.960 --> 01:44.540
بالاخره آدم هر روز نمی‌تونه شاهد

01:44.540 --> 01:46.060
کشته شدن پدرش به دست برادرش باشه

01:47.080 --> 01:47.670
اون هم برای بار دوم

01:47.670 --> 01:50.300
کی گفته شانس فقط یه بار در خونه‌ی آدم رو میزنه

01:53.460 --> 01:56.320
بس کنین . همه ما قرن‌ها از ظلم مایکل عاصی بودیم

01:56.320 --> 01:57.540
فکر می‌کردم امروز صبح

01:57.540 --> 01:59.070
یه خورده سرحال‌تر باشین

01:59.070 --> 02:00.190
تحت شرایط عادی

02:00.190 --> 02:01.280
مرگ پدرمون

02:01.280 --> 02:03.010
امری ستودنی می‌بود نیکلاوس

02:03.010 --> 02:06.030
متاسفانه ما باید با تهدید بزرگتری مقابله کنیم

02:06.030 --> 02:07.530
میدونی ، برای کسی که

02:07.530 --> 02:09.570
به یک صبحونه پیروزی دعوت شده

02:09.600 --> 02:11.400
شما ضدحال‌های عالی هستین

02:11.470 --> 02:14.530
خب نیکلاوس ، اگه همونطور که میگی

02:14.530 --> 02:15.890
چیزی باعث ضد حال بوده
شاید به‌خاطر اینه

02:15.890 --> 02:18.470
که کشتن پدر تنها کسی که واقعاً میدونه

02:18.470 --> 02:20.790
چطور میشه "دالیا" رو شکست داد رو
ازمون دور می‌کنه

02:20.790 --> 02:23.030
اگه "فِرِيا" می‌خواد عضوی از این خانواده باشه

02:23.030 --> 02:25.090
باید بتونه ما رو قبول کنه

02:25.560 --> 02:26.690
با تمام خوبی‌ها و بدی‌ها

02:26.690 --> 02:27.880
حق با آلایژاست

02:27.960 --> 02:29.380
فِرِيا" عاشق مایکل بود"

02:29.650 --> 02:31.340
و تو به احتمال خیلی زیاد
همه چیز رو خراب کردی

02:31.550 --> 02:33.510
چه بد ، حالا چی‌کار کنم؟

02:33.510 --> 02:35.570
تو هر کاری که دلت بخواد می‌کنی

02:35.710 --> 02:38.550
فکر نکن این خوشحالیم از اینه که حالیم نیست

02:39.180 --> 02:41.110
خیلی خوب متوجه تهدیدی که
باهاش روبروییم هستم

02:41.110 --> 02:44.490
و می‌خوام شخصاً بهش رسیدگی کنم

02:49.490 --> 02:50.520
یکی اینجاست

02:55.440 --> 02:56.410
جوزفین

02:57.340 --> 03:00.020
آلایژا ، عذر می‌خوام که صبح به این زودی اومدم

03:00.680 --> 03:02.410
ولی اومدم یه پیام از طرف

03:02.580 --> 03:04.110
خاله "دالیا"تون برسونم

03:05.200 --> 03:08.310
اون از شما یه طلب داره
و می‌خواد بدهی‌تون رو صاف کنین

03:08.310 --> 03:10.380
می‌تونه بره جهنم

03:10.380 --> 03:13.070
واسه گرفتن چیزی که مادرتون قولش رو داده؟

03:13.910 --> 03:15.050
اگه بخوای از کسی عصبانی باشی

03:15.050 --> 03:18.320
بهتر نیست از کسی باشه که هزار سال پیش

03:18.360 --> 03:19.930
سر بچه‌ت معامله کرد؟

03:20.230 --> 03:23.230
اگه نیاز می‌بینی "اَستِر" رو مقصر بدون

03:23.310 --> 03:27.470
ولی من فقط اومدم به تعهدم عمل کنم

03:28.010 --> 03:30.820
تعهدی که وجود شما

03:30.820 --> 03:33.210
نتیجه اونه

03:33.340 --> 03:35.470
شاید بهتر باشه ازم تشکر کنین

03:43.980 --> 03:44.940
"دالیا"

03:46.070 --> 03:47.690
عزیزم

03:48.140 --> 03:51.930
خاله "دالیا" رو ترجیح میدم

03:55.210 --> 03:57.990
چطور جرات می‌کنی بیای توی خونه من؟

03:57.990 --> 04:00.740
اومدم دنبال چیزی که حقمه

04:02.220 --> 04:04.290
زمان اون رسیده

04:04.810 --> 04:07.730
که قدرت بچه رو به خودم اضافه کنم

04:08.100 --> 04:10.250
گر چه فکر نمی‌کنم اینجا باشه

04:10.490 --> 04:12.800
می‌بینم که از یه طلسم

04:13.420 --> 04:14.690
برای مخفی کردنش استفاده کردی

04:15.060 --> 04:18.900
در هر صورت اون طلسم هم مثل خودتون

04:18.900 --> 04:20.800
از پا درمیاد

04:21.000 --> 04:23.630
خداحافظی‌تون رو بکنین

04:23.630 --> 04:25.850
تا نیمه‌شب فردا وقت دارین

04:26.610 --> 04:30.930
و بعدش بچه مال من میشه

04:31.590 --> 04:34.160
لطف کن و به مادرش خبر بده

04:34.720 --> 04:38.910
دلیلی نداره بخوایم به صورت
غیرمصالحمت‌آمیز این مسئله رو حل کنیم

04:50.500 --> 04:51.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

04:52.500 --> 04:56.900
"The Originals"
فصل 2
When The Levee Breaks : قسمت 19

04:57.900 --> 04:59.900
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:00.140 --> 05:01.240
خب ، خبر خوب

05:01.240 --> 05:03.070
اینه که "دالیا" نمیدونه کجاییم

05:03.070 --> 05:05.010
خبر بد اینه که تا فردا شب بهمون وقت داده

05:05.010 --> 05:06.320
و گفته بعدش میاد "هوپ" رو ببره

05:08.680 --> 05:10.380
خب ، نظر من اینه که از اینجا فرار کنیم

05:10.380 --> 05:12.530
ببین جک ، منم به اندازه تو
دلم می‌خواد از اینجا بریم

05:12.530 --> 05:13.400
ولی یه‌کم فکر کن

05:13.400 --> 05:16.130
"فِرِيا" گفت جادوی "هوپ"
دالیا" رو به سمتش جذب می‌کنه"

05:16.130 --> 05:17.150
هر جا هم که بریم

05:17.150 --> 05:19.020
بازم می‌تونه پیدامون کنه

05:19.020 --> 05:20.730
حداقل اینجا طلسم شده‌ست

05:20.860 --> 05:23.810
هیچ‌کس نمی‌تونه اینجا از جادو استفاده کنه
"چه "هوپ" چه "دالیا

05:23.810 --> 05:25.060
آره . اینجا طلسم شده‌ست

05:25.060 --> 05:27.120
ولی دیدیم طلسم‌های قوی‌تر از این شکسته شدن

05:27.120 --> 05:28.480
من که میگم تا فرصت هست فرار کنیم

05:32.380 --> 05:33.900
در هر صورت ریسکه

05:34.530 --> 05:35.820
اون خیلی کوچیکه

05:36.180 --> 05:37.260
اصلاً عادلانه نیست

05:37.880 --> 05:40.180
افسونگری و طلسم‌های جادویی

05:40.180 --> 05:41.860
اون که نخواسته جادوگر باشه

05:43.910 --> 05:47.620
که یعنی اگه این قدرت‌ها از بین بره
چیزی رو از دست نمیده

05:48.710 --> 05:50.480
جک ، شاید راه حل‌مون همین باشه

05:50.560 --> 05:53.680
دالیا" فقط وقتی می‌تونه وجود "هوپ" رو"
احساس کنه که از جادو استفاده می‌کنه

05:53.940 --> 05:56.020
پس اگه یه راهی باشه که همون اول

05:56.020 --> 05:57.670
جلوی این‌کار رو بگیره چی؟

05:57.670 --> 05:59.350
اون فقط یه بچه‌ست
چطوری می‌خوایم این‌کار رو بکنیم؟

05:59.350 --> 06:00.830
من یه فکری دارم

06:00.970 --> 06:03.380
البته یه خورده خطرناکه

06:03.380 --> 06:04.600
مخصوصاً الان

06:04.740 --> 06:05.670
بسپرینش به من

06:07.070 --> 06:08.770
هر چی که باشه

06:09.400 --> 06:11.870
تقصیر منه که شما دیشب نتونستین فرار کنین

06:12.330 --> 06:13.600
نه . تو تقصیری نداشتی

06:13.600 --> 06:16.700
خواهش می‌کنم بهم یه فرصت جبران بدین

06:28.190 --> 06:31.280
فِرِيا" ، خیلی متاسفم"

06:32.020 --> 06:33.070
واسه چی؟

06:34.260 --> 06:35.770
مطمئناً واسه مرگ پدرمون نیست

06:36.200 --> 06:37.610
فقط من واسش عزاداری می‌کنم

06:37.650 --> 06:39.180
همونطور که فقط من دوستش داشتم

06:40.510 --> 06:41.900
و حالا به‌خاطر کلاوس

06:42.640 --> 06:44.670
پدرم یه بار دیگه ازم گرفته شده

06:48.030 --> 06:49.900
من هیچ‌وقت اون آدمی که داری
واسش عزاداری می‌کنی نمی‌شناختم

06:51.100 --> 06:53.280
توی این هزار سال ندیده بودیم اونقدری که دیروز

06:53.280 --> 06:55.030
با تو مهربون بود با کس دیگه‌ای باشه

06:56.050 --> 06:59.180
تنها چیزایی که ازش یادمه عصبانیت بیش از حد

06:59.340 --> 07:02.730
و ظلم وحشتناکشه مخصوصاً به کلاوس

07:02.730 --> 07:05.090
اینکه نشد دلیل

07:05.120 --> 07:05.880
جدی؟

07:07.320 --> 07:10.240
میدونم ممکنه کلاوس بعضی وقتا بدجور داغ کنه

07:10.460 --> 07:11.750
شاید حتی به آدم خیانت کنه

07:11.870 --> 07:14.170
ولی هیچ متحدی بهتر از اون

07:14.170 --> 07:15.660
برای کشتن "دالیا" نیست

07:19.260 --> 07:22.700
همونقدر که تو آزادیت رو می‌خوای
کلاوس هم می‌خواد از "هوپ" محافظت کنه

07:23.410 --> 07:24.710
ما باید باهم کار کنیم

07:24.710 --> 07:26.600
چطور می‌تونی ازش دفاع کنی؟

07:27.490 --> 07:29.250
دالیا" من رو دزدیده بود"

07:29.250 --> 07:30.540
سال‌ها تحت کنترل خودش گرفته بود

07:30.540 --> 07:32.380
و با اینحال کلاوس جوری رفتار می‌کنه
انگار من دشمن‌ـش هستم

07:33.140 --> 07:36.980
هر جوری می‌تونستم سعی کردم
اعتمادتون رو جلب کنم

07:37.700 --> 07:40.200
و کلاوس هنوز هم من رو پس میزنه

07:41.070 --> 07:42.350
...راستش

07:45.020 --> 07:48.620
نمی‌تونن بفهمم تو چطور هنوز بهش اعتماد داری

07:54.060 --> 07:55.680
تو و آلایژا یه حق انتخاب دارین

07:56.740 --> 08:00.370
از این به بعد یا طرف من هستین یا کلاوس

08:15.720 --> 08:17.630
متوجه هستی که وقت واسه این کارها نیست

08:20.950 --> 08:22.530
نیکلاوس ، اگه خاکستر مایکل

08:22.530 --> 08:23.720
کلید کشتن "دالیا" هستن

08:23.720 --> 08:26.090
پس بهتره بگی کجا گذاشتیشون

08:26.090 --> 08:27.660
دلیلی نمی‌بینم

08:28.270 --> 08:29.640
میدونم بعضی وقتا

08:30.170 --> 08:32.500
حین نقاشی نقشه می‌کشی

08:32.750 --> 08:34.190
"حدس میزنم یه نقشه‌ای داشته باشی "نیک

08:34.190 --> 08:35.900
میگی نقشه‌هام رو بهت بگم

08:35.900 --> 08:37.500
"که صاف بذاری کف دست "فِرِيا

08:37.500 --> 08:39.050
و اون رو هم وارد دایره اعتماد کنی

08:39.050 --> 08:40.300
از این خبرا نیست

08:40.300 --> 08:41.670
این‌کار خیلی واست خطرناکه برادر

08:42.050 --> 08:43.020
نمی‌تونی تنهایی از پسش بربیای

08:43.020 --> 08:45.290
به کی اعتماد کنم که از "هوپ" محافظت کنه؟

08:45.920 --> 08:49.440
خواهر تازه پیدا شده‌مون با
انگیزه‌های چندگانه‌ش؟

08:49.440 --> 08:52.530
هِيلي" که اتحادش با شوهرش"
روز به روز قوی‌تر میشه

08:52.530 --> 08:53.510
یا جکسون

08:53.510 --> 08:55.400
کسی که خودش رو پادشاه گرگینه‌ها میدونه؟

08:55.400 --> 08:56.810
فقط به من اعتماد کن

08:56.810 --> 08:58.600
واقعاً دوست دارم این‌کار رو بکنم

08:58.620 --> 09:00.090
الان بیشتر از هر وقت دیگه‌ای
به برادرم احتیاج دارم

09:00.090 --> 09:02.750
نزدیکترین متحدم ، هم‌خونم

09:04.770 --> 09:05.690
ولی از وقتی مادر وارد سرت شد

09:05.690 --> 09:08.050
تو دیگه مثل قبل نیستی

09:08.600 --> 09:10.050
قضاوتت دیگه مثل سابق نیست

09:10.050 --> 09:11.880
تو اون آلایژا قدیم نیستی

09:12.000 --> 09:14.200
آلایژایی که من می‌شناسم هیچ‌وقت

09:14.200 --> 09:17.370
اینقدر عاجزانه به حرف‌های یه غریبه دورو

09:17.370 --> 09:19.070
که هر چی دلش بخواد بهش میگه دلخوش نمی‌کرد

09:19.070 --> 09:21.010
فِرِيا" هم‌خونِ ماست برادر"

09:21.010 --> 09:23.430
اون هم دلایل زیادی برای کشتن "دالیا" داره

09:23.430 --> 09:24.860
دلیلی برای بی‌اعتمادی بهش نداریم

09:24.860 --> 09:27.320
واسه همینه که نمیشه بهش اعتماد کرد

09:28.690 --> 09:30.340
درسته . فین رو از بین برد

09:30.340 --> 09:32.320
ولی قبلش خود اون بود که زنده‌ش کرد

09:32.320 --> 09:34.860
و با اینکه خیلی برای نجات ربکا از
ایوا سنکلر" مورد تحسین شما واقع شد"

09:34.860 --> 09:36.190
از کجا معلوم خودش نقشی

09:36.190 --> 09:38.190
توی بیدار کردن اون شیطان نداشته؟

09:38.190 --> 09:40.160
نیکلاوس ، اگه ما نتونیم به هم اعتماد کنیم

09:41.070 --> 09:42.500
نمی‌تونیم باهم کار کنیم

09:45.830 --> 09:48.320
نه ، نمی‌تونیم

09:58.400 --> 09:59.240
"اِيدِن"

10:00.490 --> 10:02.150
این ملاقات رو مدیون چی هستم؟

10:02.350 --> 10:05.320
فقط خواستم بهت بگم "هِيلي" ، جکسون

10:05.320 --> 10:07.220
و "هوپ" توی کلوب جاز مارسل هستن

10:07.230 --> 10:10.260
و اونجا جاشون امنه و حسابی تحت محافظتن

10:12.200 --> 10:14.590
خب ، اگه جلوم وایستاده باشی سخته که بتونی

10:14.760 --> 10:16.360
به عنوان چشم و گوش من بین اونا عمل کنی

10:18.390 --> 10:19.440
چرا اومدی اینجا؟

10:20.420 --> 10:22.040
واسه این

10:23.350 --> 10:25.210
هِيلي" گفت دیروز جا گذاشتش"

10:25.210 --> 10:27.700
گمونم اسباب‌بازی مورد علاقه "هوپ"ـه

10:35.250 --> 10:37.000
وفاداریت آدم رو خوشحال می‌کنه

10:42.260 --> 10:43.110
...گر چه

10:45.390 --> 10:47.460
اگه بفهمم اعتمادم بهت اشتباه بوده

10:47.460 --> 10:50.150
ارزش زندگیت واسم کمتر از

10:51.020 --> 10:54.110
پارچه این خرگوش کوچولو خواهد بود

10:55.220 --> 10:56.270
فهمیدی؟

11:00.200 --> 11:01.920
کلاوس به چیزی شک نکرد

11:01.930 --> 11:03.830
آره ، درسته

11:03.830 --> 11:05.280
مطمئنم اون کلاوس مایکلسون شکاک

11:05.280 --> 11:06.700
داستان تو درباره اینکه

11:06.700 --> 11:08.730
از اون سر رودخونه اومدی که
خرگوش "هوپ" رو ببری رو باور کرده

11:08.730 --> 11:10.330
ببین ، این دستبندها طلسم شدن

11:10.330 --> 11:12.130
که جلوی قدرت جادو رو بگیرن ، درسته؟

11:12.890 --> 11:14.680
خب ، اگه بتونی این جادو رو از اینا

11:14.680 --> 11:17.180
به یک چیز کوچیکتر منتقل کنی
بهش فکر کن

11:17.180 --> 11:18.610
اگه بچه نتونه جادویی انجام بده

11:18.610 --> 11:20.050
دالیا" هم نمی‌تونه پیداش کنه"

11:20.240 --> 11:22.220
می‌تونم سعی کنم ولی چه فرقی می‌کنه؟

11:22.310 --> 11:23.790
فکر می‌کردم همین الانش هم جای بچه امنه

11:24.280 --> 11:25.990
جکسون و "هِيلي" دارن آماده میشن
از اینجا فرار کنن

11:30.000 --> 11:30.860
خوش به حالشون

11:33.730 --> 11:36.230
اگه کول قبل از مرگش ازم می‌خواست
...باهاش فرار کنم

11:37.630 --> 11:39.130
خب ، صد درصد قبول می‌کردم

11:44.750 --> 11:48.380
خب ، فرض رو بر این بگیریم که این‌کار رو کردم

11:50.210 --> 11:52.220
یه مسئله خیلی مهم رو از قلم ننداختیم؟

11:54.370 --> 11:55.510
...اگه کلاوس بفهمه چی‌کار کردی

11:55.510 --> 11:57.200
اونش دیگه با خودم

12:24.340 --> 12:25.510
مال "دالیا" هستن

12:26.970 --> 12:28.050
میدونه ما اینجاییم

12:46.130 --> 12:47.160
زودباش

12:54.930 --> 12:57.610
سریع برو به یکی خبر بده . زودباش

13:25.050 --> 13:26.050
پس اینطوره؟

13:26.130 --> 13:27.400
باید بین برادری

13:27.400 --> 13:28.590
که هزار ساله می‌شناسمش

13:28.590 --> 13:30.550
و خواهری که همیشه می‌خواستم
یکی رو انتخاب کنم

13:30.710 --> 13:32.970
و مطمئناً "نیک" با نقاشی کشیدنش

13:33.170 --> 13:34.710
این انتخاب رو برای آدم آسون نمی‌کنه

13:34.790 --> 13:37.420
انگار وقتی روم در آتش می‌سوزه
اون همینجوری برای خودش می‌چرخه

13:37.420 --> 13:40.450
بهترین حالت کلاوس وقتیه
که لازم باشه کسی رو بکشه

13:40.600 --> 13:42.260
مطمئنم یه نقشه‌ای داره

13:43.120 --> 13:44.540
و اگه نقشه‌ش تا قبل از

13:44.540 --> 13:45.880
نیمه‌شب فردا نگیره چی؟

13:46.450 --> 13:47.890
بدتر از اینش رو هم تجربه کردیم

13:47.890 --> 13:48.840
از پسش برمیایم

13:51.680 --> 13:52.990
کاش می‌شد تا این قضایا تموم بشه

13:53.000 --> 13:55.100
بفرستمش ساردینیایی یا همچین جایی

13:55.430 --> 13:57.100
با اون نقاشی‌ها

13:57.100 --> 13:58.540
شراب‌های روی اعصابش

13:59.430 --> 14:00.910
خب ، چاره چیه؟

14:00.910 --> 14:02.090
نه می‌تونیم جلوش وایستیم

14:02.090 --> 14:03.770
نه می‌تونیم جلوش رو بگیریم

14:03.790 --> 14:04.750
آره

14:05.840 --> 14:08.010
در عوض اینجاییم

14:08.380 --> 14:10.490
و داریم واسه نبردی که مرگ و زندگیمون رو
تعیین می‌کنه آماده میشیم

14:10.500 --> 14:13.800
و چیزی که همه نگرانشن حرکت بعدی کلاوس‌ـه

14:23.460 --> 14:25.490
حس می‌کردم قراره دوباره ببینمت

14:27.640 --> 14:30.510
می‌بینم یه بنا یادبود برای پدر درست کردی

14:32.230 --> 14:34.390
می‌خواستم این رو بهت بدم

14:41.380 --> 14:41.920
...چطوری

14:41.920 --> 14:44.350
نیکلاوس خیلی وقت پیش از مایکل دزدیده بودش

14:44.550 --> 14:48.830
باهاش واسه من و ربکا مجسمه‌های

14:48.830 --> 14:50.670
چوبی کوچیک می‌تراشید

14:51.750 --> 14:54.410
مثل خودت نیکلاوس کودکی شادی نداشت

14:54.410 --> 14:57.280
هنر از اون‌موقع تا همین الان

14:57.830 --> 14:59.240
براش یه چیز مقدس بوده

14:59.240 --> 15:01.940
اینها رو میگی که دلم واسش بسوزه

15:02.030 --> 15:04.030
کاری که خودت مدام می‌کنی

15:06.050 --> 15:08.130
فکر می‌کنم ربکا تو رو در جریان
اولتیماتوم من قرار داده

15:08.130 --> 15:09.970
من کسی نیستم که زیر بار اولتیماتوم برم

15:10.130 --> 15:14.010
و یا بین تو و نیکلاوس کسی رو انتخاب کنم

15:14.010 --> 15:17.590
من با اعتماد به کلاوس سر آزادیم قمار نمی‌کنم

15:17.600 --> 15:20.610
که یعنی شما تنهایی با "دالیا" می‌جنگین

15:21.010 --> 15:21.890
و شکست می‌خورین

15:21.890 --> 15:24.620
تو خسته از فرار ، درمانده آزادی

15:24.620 --> 15:26.380
و به دنبال قدرتی

15:26.520 --> 15:27.990
که فقط از خانواده سرچشمه میگیره

15:27.990 --> 15:29.750
به ما پناه آوردی

15:29.750 --> 15:31.380
حالا چه با تو ، چه بدون تو

15:31.380 --> 15:33.450
من و کلاوس "دالیا" رو شکست میدیم

15:33.450 --> 15:35.700
و من ترجیح میدم تو در کنارمون باشی

15:35.700 --> 15:38.130
ازم می‌خوای بمونم و شاهد این باشم

15:38.130 --> 15:39.820
که همگی تحت سلطه "دالیا" قرار بگیریم

15:39.820 --> 15:40.890
...بمون

15:43.360 --> 15:45.200
و باهم "دالیا" رو شکست میدیم

15:46.610 --> 15:47.930
یا می‌تونی بری

15:47.930 --> 15:50.300
و تا ابد در انزوا بمونی

15:50.300 --> 15:53.480
اصلاً حق انتخابی هم هست خواهرجون؟

15:57.640 --> 16:01.350
قسم بخور کلاوس کارها رو خراب نمی‌کنه؟

16:10.590 --> 16:11.550
بد موقع مزاحم شدم؟

16:13.090 --> 16:14.030
"کمیل"

16:14.690 --> 16:15.530
بله

16:15.530 --> 16:17.050
حالا که نشون دادم کسی نمی‌تونه
روی حرفم حرف بزنه

16:17.050 --> 16:18.620
آلایژا ازت خواسته

16:18.620 --> 16:20.980
برای این هیولای وحشی
نقش روانپزشک رو بازی کنی

16:20.980 --> 16:22.200
راسش فقط می‌خواستم بگم

16:22.200 --> 16:24.070
به قیافه‌ت می‌خوره یه خورده
هوای آزاد به‌دردت می‌خوره

16:24.300 --> 16:25.850
شاید بریم یه قدمی بزنیم

16:25.850 --> 16:27.670
می‌تونی چند ثانیه‌ای رو صرف فکر نکردن

16:27.670 --> 16:30.130
به اینکه به کی اعتماد نکنی

16:30.130 --> 16:31.270
یا کی رو بکشی بکنی

16:31.270 --> 16:33.410
از این عقده‌هام لذت می‌برم

16:33.420 --> 16:34.770
خیلی ممنون

16:35.310 --> 16:38.090
نگران نباش . به آلایژا میگم
همونطور که ازت خواسته بودی

16:38.090 --> 16:41.370
و می‌تونی با اطمینان از
اینکه وظیفه‌ت رو انجام دادی بری

16:43.170 --> 16:43.990
کلاوس

16:47.190 --> 16:48.260
باهام حرف بزن

16:49.190 --> 16:50.970
نه به‌خاطر اینکه آلایژا فرستادتم

16:57.770 --> 16:59.180
چیزی نیست عزیزم

17:08.270 --> 17:09.530
چقدر خوشگله

17:10.260 --> 17:11.580
سلام عزیزم

17:14.260 --> 17:15.090
...من

17:19.530 --> 17:21.590
امید یه گفتگوی صمیمی‌تر رو داشتم

17:21.590 --> 17:23.630
ولی با وارد شدن حس کردم

17:24.330 --> 17:26.710
که تو منو دشمنی زیان‌وار میدونی

17:26.710 --> 17:27.560
چرا نمیای تو؟

17:27.560 --> 17:30.400
خیلی دوست دارم یه خورده
مهمون‌نوازیه دورگه‌ای بهت نشون بدم

17:30.400 --> 17:32.240
من فقط می‌خواستم کوچولویی

17:32.240 --> 17:33.810
رو که بهم وعده داد شده رو ببینم

17:34.510 --> 17:36.110
دیگه زیاد طول نمی‌کشه

17:36.340 --> 17:38.860
مطمئناً متوجه شدی طلسمی که
داره ازتون محافظت می‌کنه

17:38.860 --> 17:40.010
داره ضعیف میشه

17:40.010 --> 17:41.930
اگه دست بهش بزنی

17:41.930 --> 17:44.090
قسم می‌خورم از طریقه‌هایی زجرت بدم

17:44.090 --> 17:46.290
که حتی ذهن شرور تو هم نمی‌تونه
تصورش رو بکنه

17:47.790 --> 17:49.220
هِيلي" هستی ، مگه نه؟"

17:49.230 --> 17:50.640
من هیچ ستیزی با تو ندارم

17:50.640 --> 17:53.060
اَستِر" مدت‌ها پیش این معامه رو کرده"

17:53.060 --> 17:55.390
مایه‌ی تأسفه که پای تو درش باز شده

17:55.390 --> 17:57.270
طوری حرف میزنی انگار مجبوری

17:57.270 --> 17:59.110
ولی این خواست خودته

17:59.110 --> 18:01.140
وقتی من قولی میدی بهش عمل می‌کنم

18:01.140 --> 18:03.580
و انتظار دارم بقیه هم همین کار رو کنن

18:03.580 --> 18:06.630
من و "اَستِر" مدت‌ها پیش معامله‌ای کردیم

18:06.630 --> 18:10.540
و پس میدونی ، اون بچه حق منه

18:10.630 --> 18:12.500
تنها سوالی که باید از خودت بپرسی اینه که

18:12.500 --> 18:13.800
حقم رو نمیدی

18:13.800 --> 18:15.490
با اینکه میدونی به‌خاطرش می‌میری؟

18:15.490 --> 18:16.830
تو نمی‌بریش

18:18.330 --> 18:22.550
تو در قبال بچه‌ت ترسیدی

18:23.030 --> 18:24.770
می‌تونم بهت اطمینان بدم
"که هر چیزی که "فِرِيا

18:24.770 --> 18:26.330
ممکنه در مورد زندگی ما بهت گفته

18:26.330 --> 18:28.840
خب ، اون همیشه استعدادی
در رفتار نمایشانه داشته

18:28.840 --> 18:31.060
خب ، به نظر میرسه ارثیه

18:31.290 --> 18:32.390
خب ، البته

18:32.400 --> 18:35.620
ریشه‌ی بیشتر مشکلاتم با "فِرِيا" این بود که

18:35.620 --> 18:38.860
دیر به دنبالش رفتم

18:39.530 --> 18:42.050
خاطرات قوی از خانواده‌ای

18:42.050 --> 18:42.900
که اونو ازش گرفتم داشت

18:42.900 --> 18:46.220
ولی "هوپ" هنوز نوزاده

18:47.430 --> 18:49.670
تو رو به‌خاطر نمیاره

18:49.670 --> 18:52.720
یا در خوابش با گریه صدات نمی‌کنه

18:52.720 --> 18:54.520
می‌تونی مطمئن باشی که

18:54.530 --> 18:58.120
برای اون انگار تو اصلاً وجود نداشتی

18:58.760 --> 18:59.870
بیا نزدیکتر

18:59.970 --> 19:02.710
بیا ببینیم یه جادوگیر بی‌جادو
در مقابل من چند مَرده حلاجه

19:05.140 --> 19:09.630
خب ، بچه رو ناراحت کردی

19:12.040 --> 19:12.550
مایه‌ی افسوسه

19:12.550 --> 19:16.310
نباید ساعات آخری که باهاش هستی
رو اینطوری به هدر بدی

19:16.340 --> 19:19.360
بهتره در زمانی که داری باهاش وداع کنی

19:19.440 --> 19:23.180
نیمه‌شب فردا خیلی زود میرسه

19:25.620 --> 19:30.620
فعلاً خداحافظ کوچولو

19:36.510 --> 19:37.280
تا حالا به این فکر کردی

19:37.280 --> 19:38.870
چقدر واسه "فِرِيا" سخت بوده

19:38.870 --> 19:40.560
که توسط این زن بزرگ بشه؟

19:40.680 --> 19:42.330
یعنی بین همه‌ی آدما حداقل تو دیگه

19:42.330 --> 19:43.520
باید یه خورده از خودت دلسوزی نشون بدی

19:43.520 --> 19:47.370
آره ، آره . "فِرِيا"ی بیچاره
ولی حرف منم دقیقاً همینه

19:47.760 --> 19:50.080
من بین همه‌ی آدما خوب میدونم که
چه اگه پدر و مادری که بزرگت کردن

19:50.080 --> 19:53.210
دوستت داشته باشن یا ازت متنفر باشن
هنوزم اونا شخصیتت رو شکل میدن

19:53.820 --> 19:56.820
بعد از این همه عمر من پسر مایکل نیستم؟

19:57.130 --> 19:57.690
و از این رو

19:57.690 --> 20:00.840
فِرِيا" به خطرناکیه خود "دالیا" نیست؟"

20:01.240 --> 20:02.520
الان 20 دقیقه‌ست که داری حرف میزنی

20:02.520 --> 20:04.130
و این اولین‌باریه که اسم مایکل رو آوردی

20:04.130 --> 20:06.510
دلیلی نمی‌بینم که پشت سر مُرده حرف بزنم

20:06.510 --> 20:07.840
تو باهاش متحد شدی

20:07.850 --> 20:09.120
در کنارش جنگیدی

20:09.300 --> 20:10.460
و بعدش کشتیش

20:10.460 --> 20:12.660
آره ، برای بار دوم

20:12.820 --> 20:13.920
منظورت؟

20:13.970 --> 20:15.740
هیچ حسی نسبت این‌کار نداری؟

20:15.740 --> 20:19.850
من فقط به‌خاطر اینکه دوباره زنده شد

20:19.850 --> 20:21.820
یه حس دلخوری دیر گذر دارم

20:21.830 --> 20:22.970
حرفت رو باور نمی‌کنم

20:22.970 --> 20:24.300
مایکل تو رو بزرگ کرد

20:24.310 --> 20:26.440
و به زندگیش پایان دادم

20:30.130 --> 20:32.360
بعد از اولین روز خوبی که باهم داشتیم

20:32.360 --> 20:33.690
راستش تیم خوبی شدیم

20:33.690 --> 20:37.160
و درست موقعی که به نظر میومد
می‌تونیم برای اولین‌بار باهم متحد باشیم

20:38.950 --> 20:40.840
من یه چوب تو قلبش فرو کردم

20:44.380 --> 20:46.240
چون گفت "فِرِيا" رو دوست داره؟

20:48.170 --> 20:51.480
یا شاید فقط کارم همینه

20:52.990 --> 20:55.810
دشمن‌هام رو می‌کشم
بعضی وقت‌ها دوست‌هامم همینطور

20:55.810 --> 20:58.350
"این ممکنه برات تعجب‌آور باشه "کمیل

20:59.120 --> 21:01.400
ولی من آدم خیلی خوبی نیستم

21:04.950 --> 21:06.130
پس بعد از اینکه فهمیدم

21:06.130 --> 21:07.190
دارم تقریباً روزی سه ساعت تو "ردیت" می‌چرخم
(وبسایت اخبار اجتماعی)

21:07.190 --> 21:08.710
فقط فکر کردم "این مسخره‌ست ، میدونی؟

21:08.710 --> 21:10.130
"میرم روزنامه‌ی تایمز-پیکیون رو می‌خونم
(پیکیون : بی‌ارزش)

21:10.130 --> 21:11.060
یعنی با اینکه

21:11.060 --> 21:12.520
...عجیب‌ترین اسم واسه یه روزنامه‌ست این

21:12.520 --> 21:13.600
"جاش"

21:16.090 --> 21:17.050
دوستت دارم

21:23.960 --> 21:25.010
اوه نه

21:26.010 --> 21:27.270
می‌خوای چی‌کار کنی؟

21:27.290 --> 21:28.240
قضیه اینه

21:28.610 --> 21:30.000
من همینم که هستم ، خب؟

21:30.000 --> 21:31.220
وفاداری تو خونمه

21:31.220 --> 21:33.450
ولی اگه واسه کلاوس جاسوسی کنم
نمی‌تونم با وجدانم کنار بیام

21:33.450 --> 21:35.370
چون مأمور دو جانبه بودن به من نیومده

21:36.050 --> 21:37.840
پس می‌خوام همه چیز رو به جکسون بگم

21:37.890 --> 21:39.240
چی؟ چون خیلی بهتره

21:39.240 --> 21:40.930
که به جای کلاوس جکسون بکُشتت؟

21:40.930 --> 21:43.340
و اگه اصلاً نکشتت اون‌وقت چی؟

21:43.340 --> 21:45.060
اون‌وقت دو ساعت بعد بیا پیشم

21:45.060 --> 21:47.970
بیا از اینجا بریم و بالاخره زندگیمون
رو باهم شروع کنیم

21:50.390 --> 21:54.690
واقعاً فقط می‌خوای
بذاری بری با من؟

21:55.210 --> 21:56.680
همونطوری که گفتم من همینم که هستم

21:57.250 --> 22:01.090
من اهل گله‌ام و حالا تو ‌هم‌گله‌ی منی

22:01.580 --> 22:04.730
بریم؟ خیلی‌خب ، آره

22:05.020 --> 22:08.110
یعنی تازه یاد گرفتم اسم خیابون‌ها
رو درست تلفظ کنم

22:08.330 --> 22:10.340
و میدونم که اینجا مُردم و اینا

22:10.350 --> 22:14.170
ولی خب ، این اولین جایی بود
که حس کردم خودمم

22:14.170 --> 22:16.730
میدونم این خیلی سریع داره اتفاق میوفته

22:18.090 --> 22:19.610
ولی اگه اینو می‌خوای

22:20.590 --> 22:22.010
دو ساعت دیگه می‌بینمت

22:40.060 --> 22:40.870
آره

22:41.910 --> 22:42.840
میام

22:43.700 --> 22:44.540
معلومه که میام

22:44.540 --> 22:45.600
خیلی‌خب

22:56.320 --> 22:57.190
خوبه

23:03.120 --> 23:03.920
"اِيدِن"

23:06.540 --> 23:07.480
منم دوستت دارم

23:27.620 --> 23:29.630
آروم باش . منم

23:29.730 --> 23:31.460
من با صلح اومدم

23:31.830 --> 23:33.890
تو باید از همه بهتر بدونی که
یواشکی نیای سراغم

23:35.460 --> 23:36.860
یواشکی نمیومدم

23:36.870 --> 23:40.260
فقط مدتی میشه باهات حرف نزدم

23:40.520 --> 23:41.790
چی می‌خوای مارسل؟

23:42.490 --> 23:44.360
ببین ، میدونم که داشتی مدت سختی
رو پشت سر میذاشتی

23:44.360 --> 23:46.710
از وقتی که کول مُرد اینجا خودت رو حبس کردی

23:47.240 --> 23:48.600
سعی می‌کنی که برگردونی‌ـش

23:48.600 --> 23:49.640
واسه تو چه اهمیتی داره؟

23:50.200 --> 23:51.380
تو که به‌هرحال ازش متنفر بودی

23:51.380 --> 23:52.420
ازش متنفر نبودم

23:52.430 --> 23:54.280
فقط خیلی ازش خوشم نمیومد

23:54.480 --> 23:57.170
و راستش رو بگم ازش واسه
با تو بودنم خوشم نمیومد

23:57.810 --> 23:59.430
میدونی ، ممکنه یه خورده محافظ‌کاری
از خودم به خرج بدم

23:59.430 --> 24:00.220
آره

24:01.290 --> 24:02.690
اغراق‌گری برتر سال

24:04.670 --> 24:08.670
میدونی ، با اینکه ممنونم که
از دست "ایوا" نجاتم دادی

24:12.250 --> 24:13.640
ولی یه‌بارم به خودت زحمت ندای ازم بپرسی

24:13.640 --> 24:15.320
که بعد از مرگ چه حسی دارم

24:17.810 --> 24:20.650
و حتی بعد از تمام ماجراهای دیوونه‌واری
که پشت سر گذاشتم

24:20.990 --> 24:22.450
اون از همه بدتر بود

24:22.640 --> 24:24.360
اون‌موقع از همه وقت بیشتر بهت نیاز داشتم

24:28.390 --> 24:29.190
حق با توئه

24:29.780 --> 24:32.110
واقعاً متأسفم که پیشت نبودم

24:33.680 --> 24:36.520
ولی یه مشکلی داریم...کلاوس

24:36.920 --> 24:38.050
دیگه چی پیش اومده؟

24:39.850 --> 24:41.220
کول بهم گفت که شما دارین

24:41.220 --> 24:42.920
روی یه سلاح کار می‌کنین
که برعلیه کلاوس ازش استفاده کنین

24:42.920 --> 24:44.990
ربکا شنیده که یه خنجره

24:44.990 --> 24:46.830
خنجری که حتی روی کلاس هم اثر می‌کنه

24:46.830 --> 24:48.550
باید بدونم که درستش کردی

24:48.740 --> 24:49.560
و اگه درستش کردیم چی؟

24:49.560 --> 24:52.060
ببین "دِوینا" ، حالا که این جادوگر "دالیا" اومده

24:52.060 --> 24:53.990
هیچ‌کدوم از اهالی شهر در امان نیستن

24:54.030 --> 24:55.640
حالا کلاوس کنترلش رو از دست داده

24:55.640 --> 24:56.690
و به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنه

24:56.690 --> 24:57.890
و جای تنها سلاحی که

24:57.890 --> 24:59.620
می‌تونه کار این جادوگر رو تموم کنه
رو به کسی نمیگه

25:00.340 --> 25:01.750
اگه اوضاع خراب شد

25:01.750 --> 25:03.640
اون خنجر ممکنه به‌درد بخوره

25:04.010 --> 25:06.500
کول اون خنجر رو واسه محافظت از خودم بهم داد

25:07.480 --> 25:09.780
خودمم تصمیم می‌گیرم که ازش استفاده میشه یا نه

25:12.190 --> 25:13.590
حالا باید برگردم سر کارم

25:19.950 --> 25:23.290
تلاش‌ واضحه‌ت برای روانکاوی
کردن من به‌جایی نرسید برادر

25:24.020 --> 25:26.560
بهت پیشنهاد میدم که بذاری
راه تا خونه رو با آرامش برم

25:26.570 --> 25:28.280
بازی دیگه بسه نیکلاوس

25:28.280 --> 25:29.810
الان وقتش نیست

25:30.170 --> 25:32.110
باید ازت استدعاء کنم که با ما متحد بشی؟

25:32.110 --> 25:34.570
اگه از "ما" منظورت تو و "فِرِيا"ست

25:34.580 --> 25:36.700
اون‌وقت باهاتون متحد نمیشم

25:36.700 --> 25:38.890
اون بهترین شانس‌مون برای نجات بچه‌ی توئه

25:38.890 --> 25:41.420
آره آلایژا ، بچه‌ی من

25:41.420 --> 25:43.300
که به همین خاطر با اینکه وانمود می‌کنه بی‌گناه‌ـه

25:43.300 --> 25:45.210
ناخودآگاه یادم میاد که "فِرِيا" بود که

25:45.210 --> 25:47.610
که برادر روانی‌مون رو به خونه‌ی امن هدایت کرد

25:47.610 --> 25:49.080
که اگه تو توی کارش دخالت نمی‌کردی

25:49.080 --> 25:50.190
خدا میدونه چی‌کار می‌کرد

25:50.190 --> 25:53.000
من یه نفس از کُشتنت فاصله داشتم

25:53.000 --> 25:55.790
فقط چندسال کوتاه اخیر وقتی که نفرینت رو شکستی

25:55.790 --> 25:58.430
من قلب تپش‌ناکت رو دو دستم گرفتم

25:58.430 --> 25:59.930
یادت میاد نیکلاوس؟

26:00.280 --> 26:03.590
و باز الان اینجاییم . هنوز زنده‌ایم
هنوز یه خانواده‌ایم

26:04.030 --> 26:05.260
حالا به "فِرِيا" نیاز داریم نیکلاوس

26:05.260 --> 26:07.160
فِرِيا" از خانوده‌ی ماست"

26:07.160 --> 26:08.290
اگه نمی‌تونی مسئله‌ای که
...از همه مهم‌تره رو ببینی

26:08.290 --> 26:10.860
تو فقط دور پیچ بعدی جاده رو می‌بینی

26:10.860 --> 26:12.370
من دارم از بالا نگاه می‌کنم

26:13.190 --> 26:14.840
فِرِيا" موقعی که در مورد تنها سلاح‌مون"

26:15.100 --> 26:19.280
واسه کشتن "دالیا" غر میزد خودش رو لو داد

26:19.540 --> 26:22.170
مطمئنم راهی هست

26:22.170 --> 26:23.880
"که بتونیم بدون "فِرِيا
دشمن کینه‌ورزمون رو شکست بدیم

26:23.880 --> 26:24.980
پس منو هم در جریان بذار

26:24.980 --> 26:26.890
و تا جایی که توانم میرسه بهت کمک می‌کنم

26:26.890 --> 26:29.050
فِرِيا" رو رها کن و منم در جریانت میذارم"

26:29.050 --> 26:30.550
نیکلاوس ، این دیوونگیه

26:30.550 --> 26:32.230
هوپ" هم خانواده‌ی من"

26:32.420 --> 26:34.110
حالا اگه همچنان به این صورت ادامه بدی

26:34.110 --> 26:36.250
باعث میشی آسیب ببینه

26:36.750 --> 26:39.370
و وقتی اینو بهت میگم درست آویزه‌ی گوشت کن

26:39.440 --> 26:42.700
هر کاری که باشه می‌کنم تا نذارم آسیب ببینه

26:44.170 --> 26:45.310
منم همینطور

26:46.630 --> 26:49.130
پس انتخاب به عده‌ی خودته برادر

26:49.800 --> 26:52.260
"من یا "فِرِيا

27:05.870 --> 27:08.230
آره . پس "دِوینا" میگه اگه
هوپ" اینو دستش باشه"

27:08.230 --> 27:10.180
نمی‌تونه جادو کنه

27:10.780 --> 27:13.530
و بهت بگم که موفق باشی

27:13.850 --> 27:15.080
"کارِت خوب بود "اِيدِن

27:15.400 --> 27:16.170
یالا

27:16.520 --> 27:18.340
...صبر کن ، یه چیزی هست که باید

27:20.460 --> 27:21.360
ببین

27:22.050 --> 27:24.800
دلیل اینکه دیشب نتونستی از اینجا بری

27:24.800 --> 27:25.870
به‌خاطر من بود

27:26.150 --> 27:27.380
ترافیک که دست تو نیست رفیق

27:27.380 --> 27:30.230
نه . عمداً نیومدم

27:31.520 --> 27:32.950
به‌خاطر کلاوس

27:34.780 --> 27:35.680
متقاعدم کردم

27:35.680 --> 27:37.020
به غرور مسخره‌ام نفوذ کرد

27:37.020 --> 27:39.000
هر چی که دلم می‌خواست بشنوم رو بهم گفت

27:39.000 --> 27:41.350
خیلی‌خب ، دیشب می‌خواست حواسم بهتون باشه

27:41.350 --> 27:42.850
جک ، اگه میذاشتم فرار کنی

27:42.860 --> 27:43.880
منو می‌کُشت

27:49.740 --> 27:50.860
به گمونم حقم بود

27:51.010 --> 27:52.660
این حرفی که کلاوس بهت زد
که دلت می‌خواست بشنوی

27:52.660 --> 27:53.680
چی بود؟

27:54.670 --> 27:56.520
بهم گفت من سردسته‌ی خوبی میشم

27:58.500 --> 27:59.780
چه شعری و وری ، نه؟

28:01.150 --> 28:03.500
یه سردسته هیچ‌وقت به گله‌ش پشت نمی‌کنه

28:07.700 --> 28:09.470
آخر سر که پشت نکردی

28:13.000 --> 28:16.080
تنها چیزی که میدونم اینه که امروز
تو جونت رو در خطر انداختی

28:16.730 --> 28:18.420
"واسه "هوپ" و "هِيلي

28:20.460 --> 28:22.260
پس بخشش من حقته

28:22.350 --> 28:24.500
من مستحق این نیستم که جزء گله باشم

28:25.320 --> 28:26.530
واسه همین دارم میرم

28:27.980 --> 28:30.980
من و "جاش" داریم از اینجا میریم

28:32.510 --> 28:35.400
خیلی‌خب ، اگه مثل من زمان نیاز داری

28:35.690 --> 28:36.660
برو

28:36.760 --> 28:38.880
ولی تو همیشه جزئی از این گله‌ای ، خب؟

28:38.880 --> 28:40.550
هنوز آمادگیش رو ندارم که از دستت بدم

28:42.350 --> 28:43.670
جکسون

28:44.900 --> 28:46.880
فقط مراقب خودت باشم

28:47.940 --> 28:50.490
و میدونی ، حواست به کلاوس باشه

28:52.180 --> 28:53.760
بیا اینجا خنگول

29:08.880 --> 29:10.780
معلومه که سعی کردم بهت زنگ بزنم آلایژا

29:10.780 --> 29:12.320
ولی از اونجایی که "دالیا" تونسته

29:12.320 --> 29:13.760
کلاوس و مایکل رو به خاک بشونه

29:13.760 --> 29:16.030
حدس میزنم برج‌‌های تلفن همراه
براش مثل آب خوردن بوده

29:16.030 --> 29:17.410
و گرگینه‌های نگهبان کجا بودن؟

29:17.410 --> 29:19.010
مثل کلاوس

29:19.010 --> 29:20.880
دالیا" زد ناکارشون کرد"

29:20.880 --> 29:23.210
تمومه دیگه . باهام برمیگردی خونه

29:23.210 --> 29:25.510
جایی که "دالیا" امروز صبح جوزفین رو فرستاد؟

29:25.560 --> 29:28.060
امکان نداره . اونجا هم مثل وقتی که
طلسم اینجا از بین بره

29:28.060 --> 29:29.950
کاملاً در خطریم

29:31.690 --> 29:33.220
که به‌خاطر همین باید بریم

29:33.450 --> 29:35.310
جکسون رفته آذوقه جمع کنه

29:35.460 --> 29:36.540
و بعدش ما گرگینه‌ها رو برمیداریم

29:36.540 --> 29:37.760
و میریم به نهر

29:37.760 --> 29:40.260
به مرداب که بچه‌ی من بتونه

29:40.260 --> 29:42.990
توسط همون گرگینه‌هایی که خیلی راحت
دالیا" شکست‌شون داد محافظت بشه؟"

29:42.990 --> 29:44.350
به هیچ‌وجه

29:44.350 --> 29:47.610
میدونی ، من دیگه اصلاً ازت مشورت نمی‌گیرم کلاوس

29:47.610 --> 29:50.050
تنهام کارهایی که تا الان که طبق روش تو انجام شده
فقط "هوپ" رو در خطر انداخته

29:50.050 --> 29:52.280
از الان به بعد کاری که بخوام رو می‌کنم

29:52.730 --> 29:53.700
ما میریم

29:54.940 --> 29:56.610
تو تا من نگم هیچ‌جا نمیری

29:56.610 --> 29:58.630
من اسیرت نیستم کلاوس

29:58.630 --> 30:00.080
هردوتون لطفاً بس کنین

30:00.570 --> 30:02.090
ما داریم به نفع "دالیا" عمل می‌کنیم

30:02.090 --> 30:05.430
کاری که من میگم رو انجام ندیم
"میشه به نفع "دالیا

30:05.550 --> 30:08.060
وقتی شما داشتین قربون صدقه‌ی "فِرِيا" میرفتین

30:08.060 --> 30:10.920
و راه‌های پیدا می‌کردین که مثل ترسوها فرار کنین

30:10.920 --> 30:13.270
من داشتم برنامه‌ی راه جدیدی رو می‌ریختم

30:13.270 --> 30:15.200
میدونم نقشه‌ی "فِرِيا" چی بود

30:15.700 --> 30:18.190
و میدونم چطوری "دالیا" رو بکشم

30:37.730 --> 30:38.940
حیف شد

30:39.410 --> 30:42.350
گل‌ها هم تقریباً به اندازه‌ی تو جوون و زیبا بودن

30:42.450 --> 30:45.450
...چی‌کار -
سلام "اِيدِن" ، پسر نازنین -

30:46.000 --> 30:47.570
بهتره شروع کنیم

30:51.930 --> 30:54.360
نترس . این به زودی تموم میشه

30:58.170 --> 31:01.370
تو یه ‌نقطه‌ی اوجی

31:01.370 --> 31:06.560
برای به جون هم انداختن مایکلسون‌ها

31:08.690 --> 31:10.600
درسته که تو نقش جزئی داری

31:10.600 --> 31:12.160
اما برای آتیش زدن هکتارها جنگل

31:12.160 --> 31:14.300
فقط یه کبریت کافیه

31:14.300 --> 31:15.810
در نقشه‌‌ی من برای تفرقه‌اندازی و غلبه کردن

31:15.810 --> 31:18.490
تو بهترین تحرق برای شروع آتش‌سوزی

31:23.280 --> 31:25.350
چرا داری این‌کار رو باهام می‌کنی؟

31:25.350 --> 31:26.490
...چون

31:31.220 --> 31:34.860
باید متقاعد کننده جلوه‌ش بدم

32:00.980 --> 32:02.590
قول میدم بریم یه جای باحال

32:02.600 --> 32:04.010
تا دلت بخواد بهم سر بزنی

32:04.340 --> 32:08.040
جایی رو می‌پسندی؟ مثلاً برلین؟ ریو؟ جوبرگ؟

32:08.050 --> 32:10.050
میدونی که هر جایی واسه دیدنت میام

32:11.400 --> 32:15.450
میدونی ، متنفرم از اینکه
بعد از مرگ کول برم

32:15.500 --> 32:16.800
فکر کنم یه عوضی‌ام

32:16.940 --> 32:19.510
نه . براتون خوشحالم

32:19.670 --> 32:20.330
واقعاً میگم

32:20.330 --> 32:23.210
خیلی افسرده‌ناک میشه

32:23.210 --> 32:25.250
اگه یکی از ما عاقب خوشی گیرش نیاد

32:29.650 --> 32:30.730
چی؟

32:34.160 --> 32:36.840
نه ، نه

32:37.370 --> 32:39.960
نه ، نه ،‌ نه ، نه ، نه
نه ، نه ، نه

32:48.930 --> 32:49.980
اِيدِن"؟"

32:52.350 --> 32:53.400
"اِيدِن"

33:13.680 --> 33:15.840
فِرِيا" ازمون اعتراض داشت که یه سلاح ساختیم"

33:15.840 --> 33:17.300
چون نقشه‌ش رو لو داده بود

33:17.310 --> 33:18.630
کلاوس

33:18.920 --> 33:19.850
جک؟

33:19.850 --> 33:21.320
کلاوس

33:21.430 --> 33:22.560
اوه خدای من

33:24.920 --> 33:26.070
چه اتفاقی افتاد؟

33:26.230 --> 33:27.930
کلاوس "اِيدِن" رو مجبور کرد جاسوسی‌مون رو کنه

33:27.930 --> 33:30.410
به‌جاش اون همه چیز رو بهم گفت
پس تو هم کُشتیش

33:32.640 --> 33:33.810
تو کشتیش

33:33.810 --> 33:36.620
یکی از گرگینه‌هایی که قسم خورده بود
از دخترمون محافظت کنه؟

33:45.970 --> 33:47.530
خب ، اگه کار من بوده چی؟

33:50.520 --> 33:54.660
هر کی منو دور بزنه این بلا سرش میاد

33:54.660 --> 33:55.900
فقط دستور رو بهمون بده جکسون

33:55.900 --> 33:57.600
آره . بیاین جلو

33:58.280 --> 33:59.800
ولی دارین زندگی‌تون رو فدای

33:59.800 --> 34:02.490
کسی می‌کنین که خودش
می‌خواست بهتون خیانت کنه

34:02.720 --> 34:03.970
شاید اگه یه سردسته‌ی واقعی داشت

34:03.970 --> 34:05.900
این اتفاق اصلاً نمیوفتاد

34:13.330 --> 34:14.830
دلت می‌خواد بمیری؟

34:16.910 --> 34:18.640
می‌خوای منو هم بکشی آلایژا؟

34:21.560 --> 34:25.570
اگه به برادرم حمله کنین با منم طرفین

34:28.550 --> 34:30.810
بهتره از وقتتون استفاده‌ی بهتری بکنین

34:31.880 --> 34:33.420
من دفن کردن مُرده‌تون رو پیشنهاد می‌کنم

34:33.420 --> 34:34.090
گمشو بیرون

34:34.090 --> 34:35.340
نیکلاوس ، تو گفته بودی نقشه‌ای داری

34:35.340 --> 34:36.140
توصیه می‌کنم شروع کنی

34:36.140 --> 34:38.130
فعلاً جای "هوپ" و "هِيلي" امنه

34:39.550 --> 34:40.970
جایی نمیرن

34:43.100 --> 34:44.340
کارم زیاد طول نمی‌کشه

34:49.900 --> 34:51.430
باور نمیشه اینطوری داره میشه

34:51.580 --> 34:53.480
برادرم عقلش رو از دست داده

34:53.480 --> 34:56.260
واقعاً فکر می‌کنی الان دیگه اون گرگینه‌ها
واسه محافظت از "هوپ" می‌جنگن؟

34:57.450 --> 34:59.880
اون هر چی که بهش نزدیک میشه رو
از بین می‌بره

35:00.080 --> 35:02.070
همه رو برعلیه‌مون می‌کنه

35:02.620 --> 35:03.800
مارسل؟

35:08.330 --> 35:11.160
تازه خبر رو شنیدیم . "جاش" باهاته؟

35:11.810 --> 35:16.050
"نه . وقتی جکسون اومد دنبال جسد "اِيدِن

35:16.460 --> 35:18.020
اون گذاشت رفت

35:18.990 --> 35:19.990
"دِوینا"

35:22.970 --> 35:24.490
دِوینا" ، خیلی متأسفم"

35:36.260 --> 35:38.030
یه چیزی برات آوردم

35:45.770 --> 35:47.300
اون همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

35:49.140 --> 35:50.800
خنجری که من و کول درست کردیم

35:51.700 --> 35:53.310
می‌خوام ازش استفاده کنی

35:53.930 --> 35:55.840
می‌خوام کلاوس رو به خاک سیاه بشونی

36:28.910 --> 36:29.980
امروز کارِت عالی بود

36:29.990 --> 36:32.200
اول کلاوس "اِيدِن" رو می‌کشه
و بعد ازش دفاع می‌کنی؟

36:32.200 --> 36:33.180
داشتم از "هوپ" محافظت می‌کردم

36:33.180 --> 36:35.700
آره . خب ، اگه این حرفت حقیقت داشته باشه
الان چی میشه؟

36:35.770 --> 36:38.050
یه‌جورایی فکر نکنم کلاوس بتونه نجاتمون بده

36:38.050 --> 36:39.340
اون "هوپ" رو دوست داره

36:40.640 --> 36:41.920
منم دوستش دارم

36:42.260 --> 36:45.070
خب ، اگه دوستش داری پس بذار بریم

36:45.080 --> 36:47.920
"اگه فرار کنی بری به نهر نمی‌تونم از "دالیا

36:47.920 --> 36:49.770
یا نیکلاوس کمکت کنم

36:49.770 --> 36:51.820
ما یه راهی بلدیم که نذاریم "هوپ" جادو کنه

36:51.820 --> 36:53.960
دالیا" نمی‌تونه ردمون رو بزنه"

36:54.010 --> 36:56.140
جکسون تمامی نهر رو می‌شناسه

36:56.140 --> 36:58.450
می‌تونه ازمون محافظت کنه و مطمئنم
که مارسل کمکمون می‌کنه

36:58.460 --> 36:59.840
از شهر خارج بشیم

37:00.260 --> 37:02.660
فقط تو صد راهمونی

37:02.660 --> 37:04.060
داری ازم درخواست چه کاری رو می‌کنی؟

37:04.490 --> 37:06.120
نمی‌تونیم از دست "دالیا" فرار کنیم

37:06.130 --> 37:08.280
و همزمان از دست کلاوس قایم بشیم

37:10.570 --> 37:12.100
می‌خوای ازمون محافظت کنی؟

37:13.610 --> 37:15.090
یه خورده وقت برامون جور کن

37:33.530 --> 37:35.010
بگو که کار تو نبود

37:36.430 --> 37:38.860
بگو که تو اون پسر نازنین رو نکشتی

37:38.860 --> 37:40.740
"کمیل" -
گفتن قبول کردی که کار تو بوده -

37:40.740 --> 37:42.340
پس اصلاً چرا اومدی اینجا؟

37:43.080 --> 37:44.420
تا خودت ببینی؟

37:45.100 --> 37:46.470
کنجکای ناگوارانه

37:46.470 --> 37:51.110
تکه‌ی جدید پازلی از تحلیل بلند مدت تو
از حرومزاده‌ی جاویدان؟

37:52.250 --> 37:55.350
اگه من بهت بگم که کی هستم
و تو باور نکنی

37:55.350 --> 37:58.160
اون‌وقت ناامیدیت تقصیر من نیست

37:58.390 --> 37:59.890
کاش حرفت رو باور می‌کردم

38:00.720 --> 38:02.370
و میدونی چیه؟
شاید حق با توئه

38:02.550 --> 38:05.750
"شاید در مورد همه چیز ، حتی "فِرِيا

38:05.750 --> 38:07.370
شاید اون چیزی که به نظر میاد نیست

38:07.370 --> 38:08.550
شاید می‌خواد به زمین بشونتت

38:08.550 --> 38:09.900
و داره همه رو برعلیه‌ت می‌کنه

38:09.900 --> 38:12.270
و شاید اون یه آدم وحشتناکه

38:12.270 --> 38:14.990
ولی میدونی اون چی‌کار نکرده کلاوس؟

38:15.000 --> 38:16.830
اون امروز "اِيدِن" رو نکشته

38:17.990 --> 38:21.270
امروز یه پسر بی‌گناه رو نکشته

38:21.270 --> 38:22.610
و منم نکشتم

38:31.790 --> 38:34.360
چی؟ چرا بهشون گفتی تو کشتیش؟

38:34.360 --> 38:36.610
اگه من خون هلال‌ماهی ریخته باشم

38:36.940 --> 38:38.460
اون‌وقت "هِيلي" مجبور میشه که

38:38.470 --> 38:40.310
وفاداری گله‌ش به "هوپ" رو زیر سوال ببره

38:40.310 --> 38:41.730
و رهبری نمی‌کنه

38:41.730 --> 38:43.050
...ولی اگه اونا از "هوپ" محافظت نکنن پس کی

38:43.050 --> 38:44.960
فقط من می‌تونم نجاتش بدم

38:44.960 --> 38:47.050
و اونا باید ازم بترسن

38:51.280 --> 38:53.330
منم باید ازت بترسم؟

38:53.550 --> 38:55.950
اگه می‌ترسیدی به صلاحت بود

38:57.200 --> 39:00.560
باور کنی من هیولایی که اونا منو میدونن هستم

39:02.860 --> 39:05.650
و یه روز وقتی تمام این هیایو گذشت

39:06.120 --> 39:07.530
ممکنه بیام پیدات کنم

39:08.060 --> 39:09.970
و اظهار بی‌گناهی کنم

39:10.760 --> 39:13.400
و چون تو خودتی حرفم رو باور می‌کنی

39:14.800 --> 39:20.440
و یه عصر عالی رو باهم
تو یه کافه می‌گذرونیم

39:24.920 --> 39:27.270
و من آرزوی چیزی جزء این رو ندارم

39:33.180 --> 39:36.130
یه مَرد بهتر با یه دروغ ازت محافظت می‌کنه

39:36.190 --> 39:38.180
ولی من اون مَرد نیستم

39:40.560 --> 39:43.140
و بنابراین تو رو با بار حقیتی تنها میذارم

39:43.200 --> 39:45.080
که هیچ‌وقت باور نمی‌کنه

40:09.080 --> 40:10.900
با رنگ مخلوطشون کردی

40:11.490 --> 40:13.310
خاکسترهای پدر

40:15.350 --> 40:16.290
خاک مقدس

40:16.290 --> 40:18.310
همش جلومون پنهون شده

40:18.670 --> 40:20.110
اینجا چی‌کار می‌کنی؟

40:20.380 --> 40:22.060
قرار بود از "هِيلي" نگهبانی بدی

40:22.060 --> 40:23.290
اون رفته

40:25.360 --> 40:26.380
اون و جکسون "هوپ" رو برداشتن

40:26.380 --> 40:28.380
و تو پیداشون نمی‌کنی برادر

40:31.010 --> 40:33.800
تو به "هِيلي" کمک کردی که

40:35.020 --> 40:35.970
با دختر من فرار کنه؟

40:35.970 --> 40:38.140
خب ، یکی باید از اون بچه محافظت می‌کرد

40:39.460 --> 40:40.930
چطوری جرأت می‌کنی؟

40:47.800 --> 40:49.130
من یه دورگه‌ام آلایژا

40:49.130 --> 40:51.700
چرا باعث شروع مبارزه‌ای بشی که
نمی‌تونی درش پیروز بشی؟

41:00.560 --> 41:01.860
"به‌خاطر "هوپ

41:52.400 --> 41:53.400
مترجمین : کـيانـــوش و تــــــورج
Kianoosh_93 ‍& STEFAŊ

41:54.400 --> 42:32.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
