WEBVTT

00:02.262 --> 00:03.533
پیش از این در
"How I Met Your Mother"

00:03.534 --> 00:05.472
دخترت "دالیا" رو می‌کشونه اینجا

00:05.502 --> 00:07.239
و اون هر کسی که جلوش وایسته رو می‌کشه

00:07.269 --> 00:08.438
ولی تو حاضری جلوش وایستی

00:08.469 --> 00:10.431
تنها شانس من اینه که
با شما متحد بشم و بکشیمش

00:10.462 --> 00:12.436
اگه "فِرِيا" بهمون خیانت کنه

00:12.467 --> 00:13.889
اگه به‌خاطر کارهای اون
اتفاقی برای "هوپ" افتاد چی؟

00:13.920 --> 00:16.569
باید هر سلاحی که در اختیار داریم
رو مد نظر بگیریم

00:16.599 --> 00:20.010
محفل "تِرِمِی" می‌خواد وینسنت گریفت رو پس بگیره

00:23.514 --> 00:24.512
تو کی هستی؟

00:24.514 --> 00:25.847
وینسنت گریفت زنده

00:25.849 --> 00:27.648
و از کنترل برادرم فین خارج شده

00:27.650 --> 00:29.417
"جادوگری به نام "ایوا سنکلر

00:29.419 --> 00:31.966
با دزدیدن بچه‌ها قدرتشون رو
به خودش متصل می‌کرد

00:31.997 --> 00:34.387
با توجه به جادوگری که داخل بدنمه
و می‌خواد بیاد بیرون

00:34.388 --> 00:35.581
بهتره الان تنها نباشم

00:35.612 --> 00:36.669
می‌بینم مارسل آزادت کرده

00:36.700 --> 00:37.751
هر چی میدونستم بهش گفتم

00:37.782 --> 00:39.124
ولی اگه قرار باشه "ایوا" برگرده

00:39.155 --> 00:41.321
نمی‌خوام کاری باهاش داشته باشم

00:41.352 --> 00:43.627
ربکا؟ ربکا؟

00:44.098 --> 00:45.787
یه خاطراتی میاد جلوی چشمم

00:45.817 --> 00:48.295
ولی به همون سرعتی که میان محو میشن

00:56.511 --> 00:59.664
همه ما با شیاطین درونمان زندگی می‌کنیم

00:59.665 --> 01:01.257
ربکا مایکلسون

01:04.640 --> 01:07.083
نمی‌تونی تا ابد ازم مخفی بشی

01:09.443 --> 01:12.637
بعضی روزها میشه اون شیطان رو کنترل کرد

01:15.852 --> 01:18.482
اینجا خونه منه

01:21.634 --> 01:23.077
حالت خوبه؟

01:23.107 --> 01:26.278
و بعضی روزها هم اون تو رو کنترل می‌کنه

01:30.050 --> 01:32.402
و همیشه گرسنه‌ست

01:33.847 --> 01:36.429
و از شهوت

01:36.460 --> 01:38.447
و هوس تغذیه می‌کنه

01:41.717 --> 01:44.548
و در زمانی که شما خوابین

01:44.846 --> 01:46.748
شیطان همیشه بیداره

01:51.175 --> 01:56.252
و شما رو وسوسه می‌کنه از
تمام حد و مرزهاتون عبور کنین

01:58.808 --> 02:01.353
همش دنبالتون می‌کنه

02:04.220 --> 02:06.219
بلای جونتون میشه

02:06.990 --> 02:11.040
باعث میشه نتونی دوست رو از دشمن تشخیص بدی

02:15.871 --> 02:20.262
و وقتی کسانی که دوستشون دارین رو
به دشمنانتون تبدیل می‌کنه

02:20.746 --> 02:24.078
یعنی شیطان کاملاً شما رو تحت اختیار گرفته

02:30.743 --> 02:32.657
ازش دور شو

02:38.970 --> 02:40.401
ربکا ، داری چی‌کار می‌کنی؟

02:56.300 --> 02:57.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:58.300 --> 02:59.300
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:00.300 --> 03:05.200
"The Originals"
فصل 2
قسمت 17 : جسد نفیس

03:05.220 --> 03:06.845
مثل اینکه دیگه نباید اینا رو جمع کنم

03:06.875 --> 03:08.417
همیشه یکی از اعضای خانوادمون پیدا میشه

03:08.448 --> 03:10.608
که لازم باشه ببندیش

03:10.639 --> 03:14.346
ربکا یا "ایوا" یا هر خری که بوده رو پیدا کن

03:14.377 --> 03:16.664
اینا رو ببند بهش تا نتونه از جادو استفاده کنه

03:16.694 --> 03:18.578
حواست باشه آسیبی بهش نزنی

03:18.609 --> 03:21.429
اون قسمت‌های غیردیوونه‌ش هنوز خواهر منه

03:21.601 --> 03:23.730
خیلی‌خب ، البته من تنها کسی نیستم که میره دنبالش

03:23.761 --> 03:25.012
اون بچه جادوگرا رو کشته

03:25.043 --> 03:26.458
اون ‏24 ساعتی که آلایژا از
جادوگرا وقت گرفته بود

03:26.489 --> 03:29.222
‏نیمه‌شب تموم میشه

03:29.252 --> 03:32.953
و تمام جادوگرای شهر میوفتن دنبالش

03:32.955 --> 03:34.248
برو پیش آلایژا

03:34.279 --> 03:35.747
بهش بگو رئیس محفل رو راضی کنه

03:35.778 --> 03:37.023
که بیخیال بشن

03:37.025 --> 03:38.432
اون‌وقت "هوپ" رو تنها بذارم؟

03:38.463 --> 03:39.591
به نظرت بهتر نیست من بمونم اینجا

03:39.593 --> 03:40.714
و از دخترمون محافظت کنم؟

03:40.744 --> 03:42.391
جکسون صبح تا شب تلاش می‌کنه

03:42.422 --> 03:45.762
ارتش گرگینه‌هاش رو دور تا دور
اینجا بچینه و امنیتش رو تامین کنه

03:45.793 --> 03:48.388
تازه نیاز نیست اشاره کنم که منم هستم

03:48.418 --> 03:51.362
و از نظرم بهترین راه محافظت از دخترمون

03:51.393 --> 03:53.701
اینه که ربکا رو از بدن اون
قاتل زنجیره‌ای بیرون بیاریم

03:53.731 --> 03:55.747
و برگردونیم‌ـش به بدن اصلیش

03:55.778 --> 03:58.202
اون‌وقت وقتی ما همه کثیف‌کاری‌ها رو می‌کنیم

03:58.233 --> 04:00.741
جناب عالی چی‌کار می‌کنین؟

04:00.946 --> 04:05.235
به کارهای کثیف‌تر میرسم

04:06.080 --> 04:08.294
مثل همیشه

04:20.269 --> 04:22.924
برم ببینم می‌تونم جوزفین رو پیدا کنم

04:32.079 --> 04:36.473
خب ، حالا فهمیدم که چرا
جواب تلفن‌هام رو نمیدادی

04:36.503 --> 04:39.101
اونم حتماً باید میومد؟

04:39.528 --> 04:41.826
جوزفین لورو" می‌تونه آدم سرسختی باشه"

04:41.857 --> 04:44.349
ولی خب ، از استعداد موسیقی

04:44.350 --> 04:45.660
و روحیه جنگجویانه "جیا" خیلی خوشش اومده

04:45.690 --> 04:48.973
پس جوجه خون‌آشام شده مخ جادوگر زن

04:49.145 --> 04:51.357
خوشحالم کسی با همچین استعدادهایی

04:51.387 --> 04:54.801
رو پیدا کردی که باهاش باشی

04:55.042 --> 04:58.886
دقیقاً از من چی می‌خوای؟

05:01.554 --> 05:02.654
"دوشیزه "لورو

05:02.685 --> 05:06.179
آقای مایکلسون

05:06.994 --> 05:09.083
دوباره اومدین با استعداد کمیاب

05:09.113 --> 05:12.056
جیا" جوان من رو تحت تاثیر قرار بدین؟"

05:15.647 --> 05:19.107
بگین ببینم این یکی چه کاری بلده؟

05:19.108 --> 05:23.105
ایشون از اعضای خانواده‌مون هست دوشیزه

05:23.887 --> 05:26.840
اومدیم خواهشی ازتون بکنیم

05:34.073 --> 05:36.170
خواهرمون خیلی خوشگل بوده

05:36.172 --> 05:37.544
گفتی می‌تونی ربکا

05:37.575 --> 05:39.764
رو برگردونی به بدن اصلیش

05:39.952 --> 05:41.649
انجامش بده

05:41.680 --> 05:43.375
می‌بینم که سر عقل اومدی

05:43.405 --> 05:45.370
چیزی عوض نشده

05:45.371 --> 05:47.006
هنوزم میگم نمیشه به تو اعتماد کرد

05:47.036 --> 05:51.034
ولی خب ، در حال حاضر شرایط

05:51.035 --> 05:52.155
چیز دیگه‌ای ایجاب می‌کنه

05:52.186 --> 05:53.591
چی فرق کرده؟

05:53.622 --> 05:56.360
ایوا سنکلر" کنترل بدنش رو پس گرفته"

05:56.390 --> 05:58.999
و ربکا رو زندونی و بدون هیچ قدرتی اونجا گذاشته

05:59.000 --> 06:01.462
پس هر سحر و جادویی می‌خوای بخون

06:01.493 --> 06:03.799
و خواهرم رو برگردون به بدن اصلیش

06:03.829 --> 06:06.059
متاسفانه به این سادگی هم نیست

06:06.090 --> 06:08.964
بازم وقت تلف می‌کنی . باشه

06:08.965 --> 06:10.830
میدونم نمی‌تونم بکشمت

06:10.832 --> 06:13.425
ولی می‌تونم حسابی از
تلاش برای این‌کار لذت ببرم

06:13.455 --> 06:16.273
بگو ببینم تا حالا زنده زنده پوستت رو کندن؟

06:16.304 --> 06:19.619
مشکل اینجاست که شرایط ربکا وخیم‌تر شده

06:19.650 --> 06:23.477
وقتی من بهتون پیشنهاد کمک دادم
اون هنوز کنترل بدن "ایوا" رو در دست داشت

06:23.507 --> 06:25.085
اگه داخل "ایوا" گم شده باشه

06:25.116 --> 06:28.129
من طلسمی بلد نیستم که بتونه
به ذهن "ایوا" نفوذ کنه و ربکا رو پیدا کنه

06:28.160 --> 06:32.672
خب ، از شانس خوبت من یکی رو می‌شناسم
که تبحر خاصی توی این طلسم‌ها داره

06:37.951 --> 06:40.952
بریم ببینیمش

07:02.381 --> 07:05.103
یه‌کم واسه مشروب خوردن زوده ، نه؟

07:06.892 --> 07:09.070
میدونی چرا تنهایی تو محله نشستم

07:09.071 --> 07:10.950
سر صبح مشروب می‌خورم؟

07:10.981 --> 07:13.606
نمیدونی؟ چون دیگه کاری به کار

07:13.608 --> 07:15.309
خون‌آشام‌ها ، گرگینه‌ها و جادوگرای

07:15.311 --> 07:17.801
این شهر ندارم و اینجور که نگاه‌ها پیداست

07:17.832 --> 07:19.052
اونا هم دیگه کاری به کار من ندارن

07:19.082 --> 07:22.435
پس اگه اینجا بشینم اونا دیگه منو نمی‌بینن

07:22.466 --> 07:25.393
...و اگه مشروب بخورم

07:28.583 --> 07:31.921
بعد از یه مدت منم دیگه اونا رو نمی‌بینم

07:33.287 --> 07:35.952
چندتا پیک باید بزنی تا دیگه این رو نبینی؟

07:35.983 --> 07:37.224
بدش من

07:37.226 --> 07:39.126
باید بدونی "ایوا" برگشته و الانم فراریه

07:39.127 --> 07:41.405
و من باید زودتر از جادوگرا پیداش کنم

07:41.435 --> 07:44.418
تا بتونم دوستم که داخل بدنش
زندانی شده رو نجات بدم

07:44.448 --> 07:46.096
و اومدم پیشت چون تو تنها کسی

07:46.098 --> 07:49.333
توی این شهر هستی که کامل اون رو می‌شناسه

07:53.485 --> 07:57.570
ببین ، بابت دوستت متاسفم

07:58.898 --> 08:01.488
ولی اگه "ایوا" کنترل بدنش رو
...بدست گرفته باشه

08:01.519 --> 08:03.486
باید بذارین جادوگرا

08:03.516 --> 08:05.263
جلوش رو بگیرن

08:05.294 --> 08:08.517
ایوا" از خواهرتون استفاده خواهد کرد"

08:08.548 --> 08:10.259
مثل بقیه

08:10.290 --> 08:11.387
بقیه؟

08:11.418 --> 08:14.725
اولین بچه‌ها دو سال پیش گم شدن

08:15.578 --> 08:17.185
انگار یه عمر از اون زمان گذشته

08:17.187 --> 08:18.648
من همش سرم گرم

08:18.679 --> 08:21.055
دانشگاه و کار و محفل بود

08:21.057 --> 08:22.368
مثل یه زندگی عادی بود

08:22.399 --> 08:25.191
ولی همچین زنی داشتم

08:25.192 --> 08:27.296
وقتی ‏16 سالمون بود آشنا شدیم

08:27.327 --> 08:29.249
اولین جادومون رو باهم انجام دادیم

08:29.280 --> 08:31.007
و رابطه‌مون شروع شد

08:31.038 --> 08:33.423
خیلی شدید

08:33.454 --> 08:37.501
ایوا" یه دختر سرکش و خوشگل بود"
که دنبال جادوهای خطرناک میرفت

08:37.502 --> 08:40.089
ولی اون و وینسنت به قدری خوشحال بودن

08:40.120 --> 08:42.188
که ما کاری بهشون نداشتیم

08:42.219 --> 08:44.380
و بعد گم شدن بچه‌ها شروع شد

08:44.410 --> 08:47.394
"اولیش دختر بچه‌ای بود به اسم "امیلی دوپری

08:47.425 --> 08:50.008
"از "الجری

08:50.039 --> 08:52.531
بعدش "لوئن هیوز" از محفل نهم

08:52.561 --> 08:55.273
"نیکلاوس اسِیس" از "تِرِمِی"

08:55.304 --> 08:57.731
همه‌شون بچه‌های کوچیکی بودن
همشون هم بچه‌های جادوگرهای بااستعداد

08:57.733 --> 08:59.769
همه‌شون آب شدن رفتن تو زمین

08:59.800 --> 09:02.000
پس من یه گروه از اعضای

09:02.001 --> 09:03.066
هر محفل جمع کردم

09:03.068 --> 09:04.360
ولی قاتل بچه‌ها رو به قدری سریع مخفی می‌کرد

09:04.391 --> 09:06.400
که طلسم‌های مکان‌یابمون بی‌فایده بود

09:06.431 --> 09:10.026
ولی به‌خاطر سرسختی وینسنت گرفتنش

09:10.056 --> 09:11.322
یه طعمه بود

09:11.353 --> 09:12.723
تونستم درست بعد از دزدیده شدن

09:12.725 --> 09:14.458
یه طلسم مکان‌یاب روی یکی از بچه‌ها اجرا کنم

09:14.460 --> 09:15.559
اولش هیچی ندیدم

09:15.561 --> 09:18.383
بعدش یه ماشین و بعدش یه صورت

09:18.414 --> 09:20.621
...ولی اون صورت

09:20.882 --> 09:23.737
ایوا" عشق زندگیم بود"

09:25.873 --> 09:28.347
منم گرفتمش . باهاش روبرو شدم

09:28.348 --> 09:30.008
و متوجه حقیقت شدم

09:30.039 --> 09:31.253
مدام التماسم می‌کرد

09:31.284 --> 09:34.991
وینس ، فقط 3تا دختر دیگه"
"فقط 3تای دیگه

09:35.022 --> 09:36.004
چرا 3تا؟

09:36.034 --> 09:38.796
تا مراسم ‏9تایی رو کامل کنه

09:38.797 --> 09:40.775
مراسم ‏9تایی؟

09:40.805 --> 09:42.688
ایوا" فکر می‌کرد اگه یه جادوگر"

09:42.689 --> 09:44.601
از هر کدوم از نه محفل رو قربانی کنه

09:44.631 --> 09:47.808
یه نظم جدید بر جادوگرای "نیو اورلانز" حاکم میشه

09:47.838 --> 09:49.978
یعنی اون از هر پیر محفل

09:50.009 --> 09:51.465
و دختر "دِرو" قوی‌تر می‌شد

09:51.495 --> 09:53.224
وایستا ، وایستا

09:53.255 --> 09:54.739
ولی چرا بچه‌ها رو قربانی کنه؟

09:54.769 --> 09:56.997
چون جادوی اونا دست نخورده‌ست

09:57.027 --> 09:58.638
خالصه

09:58.669 --> 10:00.643
و خیلی راحت‌تر میشه خرشون کرد

10:00.673 --> 10:03.902
پس واسه همین رفته سراغ دخترم

10:04.824 --> 10:07.336
اون دخترتون رو می‌کشت

10:07.367 --> 10:09.545
و قدرتش رو به خودش متصل می‌کرد

10:09.575 --> 10:13.539
همون کاری که با بقیه اون بچه‌های بیچاره کرد

10:14.515 --> 10:17.168
هیچ‌وقت اون بچه‌ها رو پیدا نکردم

10:17.199 --> 10:19.291
اونا تقدیس نشده مردن

10:19.322 --> 10:21.915
و نتونستن به نیاکانمون بپیوندن

10:21.945 --> 10:24.757
و فقط به عنوان یه منبع جادو "ایوا" استفاده شدن

10:24.788 --> 10:26.709
پس کمکم کن تا قبل از اینکه

10:26.740 --> 10:29.075
کس دیگه‌ای از جمله ربکا رو بکشه پیداش کنیم

10:31.471 --> 10:33.710
کمکم کن جلوش رو بگیریم

10:33.967 --> 10:35.977
ما قبول داریم باید جلوش گرفته بشه

10:36.007 --> 10:39.114
جوون‌های شما دیگه نباید کشته بشن

10:39.145 --> 10:41.688
آقای مایکلسون ، برای همین هم

10:41.689 --> 10:45.226
‏24 ساعتتون رو تمدید نمی‌کنم

10:45.688 --> 10:48.598
برای سر "ایوا سینکلر" جایزه گذاشته میشه

10:48.629 --> 10:51.090
با این‌کار خواهرم رو محکوم به مرگ می‌کنی

10:51.121 --> 10:53.891
من از اصطلاح صدمات ناخواسته خوشم نمیاد

10:53.922 --> 10:55.552
ولی دیگه نمیشه کاریش کرد

10:55.582 --> 10:58.937
اگه یک یا دو نفر باید برای

10:58.967 --> 11:01.618
...نابودی "ایوا" فدا بشن

11:01.649 --> 11:03.845
خب ، بشن

11:11.338 --> 11:13.327
لزوم استفاده از اینا رو نمی‌فهمم

11:13.357 --> 11:14.844
من دشمنت نیستم

11:14.846 --> 11:16.692
اونا واسه محافظت از من نیست

11:16.722 --> 11:19.423
واسه اونه کسی که بیشتر از همه ما

11:19.453 --> 11:22.165
در مورد نفوذ ذهنی

11:22.195 --> 11:24.386
و تسخیر جسم میدونه

11:46.061 --> 11:47.376
نه ، نه

11:47.406 --> 11:49.753
مادر

11:50.010 --> 11:51.103
"فِرِيا"

11:51.134 --> 11:54.027
فِرِيا" ، مادر"

11:54.951 --> 11:56.322
امکان نداره

11:56.352 --> 11:59.191
به من اعتماد نداری
بعد به اون اعتماد می‌کنی؟

11:59.193 --> 12:00.874
اعتماد من به مادرمون

12:00.905 --> 12:03.015
به اندازه اعتمادم به یه ماره

12:03.046 --> 12:05.896
خوشبختانه اون الان خون‌آشامه

12:05.926 --> 12:10.267
و آسیب‌پذیر در برابر نفوذ ذهنی من

12:10.618 --> 12:15.916
درست جواب سوال‌هام رو میدی

12:17.925 --> 12:20.273
خب ، حالا حداقل هر چی از دهنش بیاد بیرون

12:20.275 --> 12:23.092
راست خواهد بود

12:23.828 --> 12:27.376
خب ، ببینیم مامان عزیزمون چه طلسم‌هایی بلده

12:33.406 --> 12:34.841
آره

12:49.028 --> 12:51.534
دیگه حوصله سردرد ندارم

12:51.565 --> 12:52.782
شی تاریک

12:52.813 --> 12:54.696
چطور یه خون‌آشام پست منو پیدا کرده؟

12:54.727 --> 12:56.331
یه دوستی که میدونست یه جادوگر تحت تعقیب

12:56.332 --> 13:00.019
ممکنه واسه ترمیم زخم‌هاش کجا بره کمکم کرد

13:03.485 --> 13:05.142
وینس

13:05.450 --> 13:09.150
وقت واسه احوال‌پرسی نیست
فوراً ربکا رو آزاد کن

13:09.181 --> 13:10.330
نباید آسیبی به من بزنی

13:10.361 --> 13:12.279
وگرنه ممکنه دیگه نه اون و نه اون دوست

13:12.310 --> 13:14.006
جادوگر کوچولوت رو ببینی

13:14.037 --> 13:15.993
"دِوینا"

13:16.023 --> 13:17.787
چی گفتی؟

13:19.100 --> 13:21.340
عجب پدری هستی

13:21.371 --> 13:22.759
چندین روزه دارم ازش تغذیه می‌کنم

13:22.790 --> 13:24.776
و تو حتی متوجه نبودش نشدی

13:25.798 --> 13:27.630
اون کجاست؟

13:27.661 --> 13:29.145
ولم کن . اینطوری می‌تونی
هر چی ازش مونده رو داشته باشی

13:29.176 --> 13:30.273
نه

13:31.792 --> 13:32.715
من که میگم اینقدر شکنجه‌ت بدم

13:32.746 --> 13:34.407
تا چیزی که می‌خوام رو بهم بگی

13:34.437 --> 13:36.108
شکنجه جواب نمیده رفیق

13:36.139 --> 13:37.561
نصف جادوگرای شهر رفتن سراغش

13:37.592 --> 13:39.868
و اون یه کلمه هم حرف نزد

13:41.665 --> 13:43.270
تو فکر بهتری داری؟

13:43.301 --> 13:45.100
آره

13:47.045 --> 13:49.540
بذار من باهاش حرف بزنم

13:52.182 --> 13:53.480
دوشیزه "لورو" ، بذارین بهتون اطمینان بدم

13:53.510 --> 13:56.111
ما به شدت از جادوگرهاتون دفاع می‌کنیم

13:56.142 --> 13:58.790
شما خیلی خوب صحبت می‌کنین

13:58.821 --> 14:01.277
لحن صحبتتون لذت‌بخشه

14:01.279 --> 14:04.479
معمولاً می‌تونم کل روز به صحبت‌هاتون گوش کنم

14:04.509 --> 14:08.050
ولی دیگه از این بحث‌ها خسته شدم

14:08.081 --> 14:11.375
نظر من تغییری نمی‌کنه

14:11.406 --> 14:13.957
جدی میگی؟

14:13.987 --> 14:15.473
اون واست ساز میزنه

14:15.504 --> 14:17.687
آلایژا تمام خون‌آشام‌های
محله رو واستون به صف کرده

14:17.689 --> 14:19.726
اون‌وقت تو میگی "کون لقتون"؟

14:19.757 --> 14:20.859
"هِيلي" -
دخالت نکن -

14:20.890 --> 14:23.192
ما اومدیم تا اتحاد بینمون رو گرامی بداریم

14:23.193 --> 14:25.058
ولی اگه می‌خواین لغوش کنین

14:25.089 --> 14:26.853
مشکلی نیست

14:29.011 --> 14:35.818
چطور جرأت می‌کنی بیای توی
خونه‌ام و تهدیدم کنی؟

14:35.849 --> 14:39.074
من کسی نیستم که به شما
نیاز داره آلایژا مایکلسون

14:39.105 --> 14:41.946
شمایین که به ما احتیاج دارین

14:41.977 --> 14:46.442
یا بهتره بگم به زودی احتیاج پیدا می‌کنین

14:49.745 --> 14:53.745
طوفانی در راهه

14:53.775 --> 14:57.375
و تاریک‌ترین شیاطین درونت

14:57.406 --> 14:59.102
علیه‌ت قیام می‌کنن

14:59.133 --> 15:02.052
اسمش رو نمیدونم

15:02.054 --> 15:06.523
ولی وقتی به آینده‌ت نگاه می‌کنم

15:06.553 --> 15:10.822
...تاریکی درش وجود داره

15:10.853 --> 15:14.763
که باید خیلی ازش بترسی

15:17.231 --> 15:19.598
شنیدم گرفته بودنت

15:19.600 --> 15:21.503
که برادر دیوونه اونی که داخل منه

15:21.534 --> 15:23.566
تسخیرت کرده بوده

15:23.597 --> 15:25.173
آره

15:26.601 --> 15:28.378
ولی دیگه برگشتم

15:28.409 --> 15:30.872
که اینطور

15:30.874 --> 15:32.572
کسی که زن خودش رو فروخت

15:32.603 --> 15:33.598
و آینده‌شون رو به باد داد

15:33.629 --> 15:36.309
...ایوا" ، شروع نکن . مارسل گفت"

15:36.339 --> 15:38.844
اوه وینسنت ، حالا شدی خایه‌مال خون‌آشام‌ها؟

15:38.846 --> 15:40.211
اگه تو اونقدر ضعیف و بزدل نبودی

15:40.213 --> 15:42.502
این شهر از وجود اون آشغال‌ها پاک شده بود

15:42.533 --> 15:44.015
تو هیچ چاره‌ای واسم نذاشتی

15:44.017 --> 15:45.430
...نمی‌تونستم بذارم

15:45.461 --> 15:47.141
بس کن . دیدی چقدر اوضاعمون خراب شد

15:47.171 --> 15:49.021
همه محفل‌ها باهم درگیرن

15:49.051 --> 15:50.533
نصفشون با خون‌آشام‌ها همکاری می‌کنن

15:50.563 --> 15:52.309
تغییر لازم بود

15:52.340 --> 15:53.832
اتحاد لازم بود

15:53.863 --> 15:56.020
کشتن اون بچه‌ها لازم بود؟

15:56.051 --> 15:59.185
وینسنت ، من هیچ بچه‌ای رو نکشتم

15:59.215 --> 16:01.252
اونا هنوز زنده‌ان

16:01.283 --> 16:03.475
فقط خوابیدن

16:03.506 --> 16:05.219
البته مخفیشون کردم

16:08.178 --> 16:09.699
همه‌شون؟

16:10.960 --> 16:12.635
فقط به قدرتشون احتیاج داشتم

16:12.637 --> 16:14.166
لازم نبود بمیرن

16:17.432 --> 16:19.755
دختر قشنگم

16:19.785 --> 16:20.797
اولین بچه‌ام

16:20.828 --> 16:22.524
جرات داری بهم دست بزن

16:22.555 --> 16:24.131
با همین زنجیر‌ها خفه‌ت می‌کنم

16:24.162 --> 16:26.435
بله . خب ، حالا که لذتمون رو بردیم

16:26.466 --> 16:29.748
کارمون رو شروع کنیم ، باشه؟

16:29.749 --> 16:33.402
مثل اینکه خواهر عزیزت "دالیا" داره میاد

16:33.433 --> 16:36.444
و کمر بسته دختر من رو بدزده

16:36.475 --> 16:38.854
و من می‌خوام ربکا برگرده به بدن اصلیش

16:38.855 --> 16:40.593
تا کمکم کنه شکستش بدیم

16:40.624 --> 16:43.289
چی؟ بچه‌ات؟

16:43.291 --> 16:45.685
آره . فکر کنم وقتی توی یه مقبره بپوسی

16:45.716 --> 16:47.275
در جریان اتفاقات اخیر قرار گرفتن

16:47.305 --> 16:50.327
می‌تونه کار سختی باشه

16:50.329 --> 16:53.243
خیلی‌خب ، خلاصه میگم

16:53.274 --> 16:55.161
بچه‌ من زنده‌ست

16:55.192 --> 16:56.495
دالیا" توی راهه"

16:56.525 --> 16:59.130
ولی الان صاحب قبلی بدن ربکا

16:59.161 --> 17:01.795
کنترل بدنش رو دست گرفته
و بیخیال بشو هم نیست

17:01.826 --> 17:03.367
فِرِيا"ی جوان گر چه قویه"

17:03.398 --> 17:06.273
ولی طلسمی که ربکا رو به
بدن اصلیش برگردونه بلد نیست

17:06.275 --> 17:09.075
اینجاست که تو وارد قضیه میشی

17:09.076 --> 17:12.877
ازت می‌خوام دختر خوبی باشی

17:12.879 --> 17:17.215
و به اون مغز جادوگریت فشار بیاری

17:18.035 --> 17:22.786
طلسمی که ربکا رو برمیگردونه بگو

17:31.355 --> 17:35.731
میدونی ، حتی وقتی بهم خیانت کردی
سرزنشت نکردم

17:37.629 --> 17:40.662
فقط نمی‌تونستی نور رو ببینی

17:40.664 --> 17:44.670
ولی الان می‌بینیش ، نه؟

17:44.701 --> 17:46.006
حالا که بدنت توسط

17:46.037 --> 17:47.553
همون خانواده‌ای که می‌خوان بدن من

17:47.583 --> 17:50.533
رو هم بدزدن تسخیر شده بوده

17:50.563 --> 17:53.153
می‌فهمی باید چی‌کار کرد

17:57.117 --> 18:00.290
من فقط یه جادوگر دیگه لازم دارم

18:00.718 --> 18:04.106
و بعد می‌تونیم باهم مراسم رو تموم کنیم

18:04.779 --> 18:06.141
تمام قدرت مورد نیازمون رو بدست بیاریم

18:06.143 --> 18:09.962
و بعد اون بچه‌ها می‌تونن
برگردن به آغوش مادرشون

18:10.747 --> 18:14.920
و دیگه هیچ‌وقت کسی کنترلمون کنه

18:16.304 --> 18:20.501
صدای زوزه‌ش رو می‌شنوم
ولی چیزی که واضحه اینه که حرف نمیزنه

18:21.014 --> 18:23.686
گمونم برگشتیم سر خونه اولمون

18:26.424 --> 18:29.186
چرا ، راستش حرف زد

18:29.187 --> 18:31.952
و من تصمیم گرفتم به حرف‌هاش گوش بدم

18:56.531 --> 18:58.617
عالیه . پس "ایوا" هنوز غیبش زده

18:58.617 --> 19:00.463
گر چه یه همدست هم داره

19:00.464 --> 19:02.300
وینسنت گریفت دلربا

19:02.301 --> 19:03.439
بدترم میشه

19:03.449 --> 19:05.156
اگه "دِوینا" دست "ایوا" باشه اون‌وقت 8تا

19:05.156 --> 19:07.463
از جادوگرا رو واسه تموم کردم مراسم داره

19:08.042 --> 19:09.539
فقط یه جادوگر دیگه لازم داره

19:10.957 --> 19:12.893
"اگه بیاد دنبال "هوپ

19:12.954 --> 19:14.181
ربکا باشه یا نه

19:14.182 --> 19:15.694
واسه همیشه می‌کُشمش

19:15.694 --> 19:16.995
این خونه رو مستحکم کنین

19:16.997 --> 19:18.517
وقتی اومدن وینسنت رو بکُش

19:18.738 --> 19:19.438
ایوا" رو اسیر کن"

19:19.439 --> 19:19.959
اسیرش کنه؟

19:19.960 --> 19:22.413
من از خواهرم دست نمی‌کشم

19:24.365 --> 19:25.887
حالا هر چی گرگینه‌ داری جمع کن

19:25.888 --> 19:26.909
حالا که وینسنت طرفشه

19:26.909 --> 19:29.362
با قدرت زیادی حمله می‌کنه

19:44.131 --> 19:46.935
جوزفین لورو" محترم"

19:47.336 --> 19:50.009
امروز حالت چطوره عزیز جان؟

19:51.842 --> 19:53.213
به نظر مضطرب میای

19:54.074 --> 19:55.856
مضطربی جوزی؟

19:57.329 --> 19:58.390
بایدم باشی

19:58.611 --> 20:02.595
میدونی ، من فقط یه جادوگر خاص دیگه نیاز دارم

20:02.596 --> 20:04.217
تا مدار رو تکمیل کنم

20:04.378 --> 20:08.233
حالا بچه‌ی دورگه هدفی از فرصت پیش اومده بود

20:08.234 --> 20:09.185
...تو

20:12.028 --> 20:14.120
تو هدف اختیاری هستی

20:14.872 --> 20:18.086
وینسنت ، تو که به حرف‌ این گوش نمیدی

20:20.239 --> 20:21.991
این اواخر خودت نبودی

20:21.992 --> 20:22.888
درست میگی

20:23.426 --> 20:24.670
نبودم

20:25.768 --> 20:27.275
ولی حالا که خودم شدم

20:27.385 --> 20:29.096
یه چیزی رو می‌فهمم

20:29.686 --> 20:32.037
...تنها وقتی که واقعاً خودم بودم

20:35.340 --> 20:36.600
وقتیه که با اونم

20:38.254 --> 20:39.074
نه

20:44.788 --> 20:46.279
چرا انقدر طولش میدی؟

20:46.280 --> 20:49.223
وقتی می‌خواستی بچه‌ی منو بکشی
که الساعه کار می‌کردی

20:49.633 --> 20:51.564
اون‌کار برام لذتی نداشت

20:52.045 --> 20:53.806
میدونستم اگه دخترت زنده بمونه

20:53.806 --> 20:56.027
دالیا" نه تنها به دنبال اون"

20:56.028 --> 20:57.288
بلکه به دنبال همتون میاد

20:57.289 --> 20:59.161
و گر چه ممکنه ازم متنفر باشی

20:59.161 --> 21:01.252
ولی نمی‌خوام این بالا سرتون بیاد

21:01.303 --> 21:02.804
چه دلربا

21:02.814 --> 21:03.824
واقعاً؟

21:04.255 --> 21:07.227
همیشه می‌خواستم بدونم دلسوزی مادرانه چطوره

21:07.227 --> 21:08.198
البته نمیدونستم

21:08.209 --> 21:10.951
چون وقتی پنج سالم بود منو به بردگی فروختی

21:12.272 --> 21:14.443
وقتی اون معامله رو با خواهرم کردم

21:14.494 --> 21:17.626
اصلاً نمیدونستم مادر بودن یعنی چه

21:18.418 --> 21:19.765
فکر می‌کردم اگه 10‌تا بچه داشته باشم

21:19.765 --> 21:21.870
خلا یکی رو احساس نمی‌کنم

21:23.337 --> 21:24.524
و بعدش تو به دنیا اومدی

21:25.681 --> 21:26.988
تو زیبا بودی

21:28.895 --> 21:30.431
روشنایی تو وجودت بود

21:31.330 --> 21:32.427
خنده رو به لب‌های

21:32.428 --> 21:34.623
سخت‌‌ترین مردی که می‌شناختم گذاشت

21:35.371 --> 21:37.007
و وقتی "دالیا" تو رو ازم گرفت

21:37.915 --> 21:41.358
فکر می‌کردم همون روشنایی ممکنه
قلب تلخ "دالیا" رو هم راه بیاره

21:42.037 --> 21:44.950
که زندگی خوبی خواهی داشت

21:45.420 --> 21:46.757
زندگی خوب؟

21:47.715 --> 21:49.122
تو مادرم بودی

21:51.218 --> 21:52.584
باید میومدی دنبالم

21:53.503 --> 21:56.057
آره . باید میومدم

21:57.903 --> 21:59.620
ولی اشتباه می‌بود

22:00.648 --> 22:02.044
همون اشتباهی که تو اگه بذاری

22:02.045 --> 22:04.160
این دختر بهت کمک کنه مرتکب میشی

22:04.629 --> 22:06.714
محض رضای خدا ، ساده حرفت رو بزن

22:08.481 --> 22:10.956
روشنایی که وقتی "فِرِيا" کوچیک بود درش دیدم

22:11.136 --> 22:12.103
دیگه نیست

22:12.403 --> 22:14.478
اون پنج سال مال من بود

22:14.479 --> 22:17.163
دالیا" هزار سال آموزگارش بود"

22:17.289 --> 22:18.945
و مثل آموزگارش

22:19.284 --> 22:23.613
بهت پیشنهاد میده که مشکلت رو حل کنه
اما به ازای بهایی

22:23.614 --> 22:25.439
هیچ بهایی در کار نیست
من از "دالیا" متنفرم

22:25.439 --> 22:29.579
لطفاً تا طلسم رو می‌نویسه خشونتی نباشه

22:29.629 --> 22:32.780
راستش این همش عصبانیه
و نمیدونم کِی عصبی باشه

22:32.780 --> 22:35.193
من شخصاً خوشحالم بخشیدیش بره

22:35.513 --> 22:36.979
تا من بتونم به دنیا بیام

22:37.807 --> 22:39.842
باید منو به عنوان نسخه‌ی ارتقاء یافته بدونی

22:44.870 --> 22:45.628
اونجا

22:49.019 --> 22:50.107
بقیه کجان؟

23:00.092 --> 23:01.488
اون دختر مراسم "دِرو"ئه

23:02.286 --> 23:03.373
"دِوینا کِلِیر"

23:03.453 --> 23:05.527
حالا وقتی که به جوزفین وصل شدم
می‌تونیم شروع کنیم

23:08.719 --> 23:09.865
ولی باید اعتراف کنم

23:10.715 --> 23:12.759
اون‌موقع یه دروغ کوچیک گفتم

23:13.687 --> 23:15.163
برای نجات خیلی‌ها

23:15.373 --> 23:16.988
باید چند نفری قربانی کرد

23:20.071 --> 23:21.437
می‌فهمی وینس؟

23:22.316 --> 23:23.143
آره

23:36.579 --> 23:39.471
آره . کاملاً فهمیدم

23:41.019 --> 23:41.901
هنوز اثری ازش نیست

23:41.901 --> 23:43.516
ایوا" واسه چی داره صبر می‌کنه؟"

23:43.517 --> 23:44.680
صبر نکرده

23:44.821 --> 23:47.018
نیم ساعت پیش "جوزفین لورو" رو برده

23:47.019 --> 23:48.142
اگه "ایوا" نیازی به "هوپ" نداره

23:48.143 --> 23:49.527
اون‌وقت کجا میره؟

23:49.608 --> 23:51.485
همونجایی که بقیه رو نگه میداشته

23:51.585 --> 23:52.498
جایی که "دِوینا" رو برده

23:52.498 --> 23:54.916
جایی که به مدت دو سال کسی نتونسته پیداش کنه

24:02.303 --> 24:03.165
وقتی پیدات کنم

24:03.176 --> 24:05.343
سرت رو از گردنت جدا می‌کنم

24:05.514 --> 24:07.851
بهتره بیخیال قطع سر باشی

24:08.604 --> 24:09.627
همشون رو پیدا کردم

24:10.450 --> 24:11.604
دِوینا" زنده‌ست"

24:11.886 --> 24:13.993
شرمنده . باید متقاعدانه جلوه می‌کردم

24:13.993 --> 24:15.387
اگه تو توی نقشه بودی

24:15.800 --> 24:16.833
ایوا" بو می‌برد"

24:17.485 --> 24:20.003
آره . اینکه منو پخش چندتا در شیشه‌ای کنی
واقعاً متقاعدانه‌ست

24:20.084 --> 24:21.429
کف ، دست و هورا

24:21.911 --> 24:22.733
حالا چی؟

24:28.484 --> 24:29.728
حالا یه مشکلی داریم

24:30.691 --> 24:33.090
این بچه‌ها همشون بهش متصلن

24:35.519 --> 24:37.364
اگه اون بمیره اونا هم می‌میرن

24:39.181 --> 24:41.237
پس یه جادوگر پیدا می‌کنیم
تا اتصالشون رو جدا کنه

24:42.990 --> 24:45.685
به جادوگر خیلی قوی لازم داریم

24:54.969 --> 24:56.206
نمی‌تونم این‌کار رو کنم

24:56.257 --> 24:58.722
این طلسم مقدار هنگفتی قدرت می‌خواد

24:58.722 --> 24:59.760
که داری

24:59.760 --> 25:01.656
و این قدرت باید به چیزی لنگر بگیره

25:02.067 --> 25:04.712
وگرنه منم همراه با ربکا تو ذهن "ایوا" گم میشم

25:04.882 --> 25:08.086
برخلاف جادوی تو مال من به جایی لنگر نگرفته

25:08.087 --> 25:10.143
به‌خاطره تو من خونه‌ای ندارم

25:10.323 --> 25:11.221
شاید

25:11.660 --> 25:13.088
ولی طلسم‌ دیگه‌ای وجود نداره

25:15.504 --> 25:17.610
تو

25:20.176 --> 25:21.972
می‌تونم از تو به عنوان لنگرم استفاده کنم

25:22.373 --> 25:24.758
وقتی دارم به ذهن "ایوا" نفوذ می‌کنم
به قدرت تو متصل میشم

25:25.647 --> 25:28.422
و ایناهاش...بها

25:28.881 --> 25:31.885
اگه اون بهت متصل بشه
به ذهنت دسترسی پیدا می‌کنه

25:32.036 --> 25:33.604
گذشته و زمان حال

25:33.604 --> 25:35.590
همه چیز رو در موردت می‌فهمه

25:40.541 --> 25:42.648
تمام استراتژی‌ها

25:43.707 --> 25:46.342
و اسرارم یه جا جمع شده

25:47.720 --> 25:49.282
تا به "دالیا" داده بشن

25:53.141 --> 25:55.154
حتماً فکر کردی من احمقم

25:56.066 --> 25:57.608
مگه اینکه حقه نباشه

25:59.583 --> 26:00.745
من لنگر میشم

26:00.745 --> 26:03.491
فکر نکنم برادر

26:03.491 --> 26:06.376
برادر ، هر چی که این هست

26:06.647 --> 26:09.031
نباید چیزی برای نجات
خواهرمون جلودارمون باشه

26:09.032 --> 26:11.356
من ربکا رو از دست نمیدم

26:11.366 --> 26:14.172
"آره ، بفرما . بیا به توله‌ی "دالیا

26:14.173 --> 26:16.246
به تمام اطلاعاتی که برای نابودیمون نیاز داره

26:16.257 --> 26:17.238
دسترسی بدیم

26:17.238 --> 26:19.802
و از کِی تا حالا ما به حرف این مار گوش میدیم؟

26:19.803 --> 26:20.744
بسه دیگه

26:26.236 --> 26:28.670
واسه یه ارتقاء یافته از روی کسی
خیلی چابک نیستی

26:29.863 --> 26:30.694
بریم

26:39.072 --> 26:42.358
اینجا بوی گرگینه میده

26:42.358 --> 26:45.354
خب ، به‌خاطره اینه که جکسون
یه جوخه گرگینه بیرون گذاشته

26:46.547 --> 26:47.639
میدونی ، می‌تونی بری

26:47.639 --> 26:48.961
مجبور نیستی بمونی

26:49.883 --> 26:52.908
آلایژا میگه تو و بچه‌ت
بیشتر از یه دشمن دارین

26:56.457 --> 26:59.452
اگه کسی تونست از جمع سگ‌های بیرون رَد بشه

27:00.224 --> 27:01.426
تو و بچه‌ت در میرین

27:02.198 --> 27:03.485
منم می‌مونم و معطل‌شون می‌کنم

27:03.940 --> 27:05.077
تو منو نمی‌شناسی

27:06.195 --> 27:08.522
چرا بخوای به‌خاطره ما
خودت رو به خطر بندازی؟

27:09.571 --> 27:11.199
نیازی نیست تو رو بشناسم

27:12.718 --> 27:13.856
آلایژا رو می‌شناسم

27:15.606 --> 27:18.802
و میدونم چه ارزشی براش داری

27:21.520 --> 27:23.158
این بچه چه ارزشی براش داره

27:24.247 --> 27:26.435
در مورد من باهات حرف میزنه؟

27:29.593 --> 27:31.680
نه ولی کور که نیستم

27:31.910 --> 27:35.207
کاملاً واضحه که تو دل
آلایژا رو بدجور شکستی

27:36.297 --> 27:38.035
ببین ، بعد از اینکه ازدواج کردی

27:38.095 --> 27:39.683
ما باهم وقت گذروندیم

27:39.703 --> 27:43.099
اون فقط خیلی آزرده بود

27:44.259 --> 27:45.508
فکر کنم حتماً سخته

27:45.508 --> 27:47.675
هزار سال رو به عنوان کسی بگذرونی

27:47.676 --> 27:49.474
که بقیه بهش تیکه کنن

27:52.481 --> 27:57.896
شاید برای 1بار هم که شده فقط نیاز داره
واسه خودش زندگی کنه

28:02.612 --> 28:03.810
بذارینش تو مثلث نمک

28:03.811 --> 28:05.340
و بغلش بخوابین

28:05.340 --> 28:06.658
هردوتون دستش رو بگیرین

28:07.069 --> 28:09.056
من به عنوان پلی به ذهن "ایوا" عمل می‌کنم

28:10.046 --> 28:11.717
ولی دارم بهت اعتماد می‌کنم
که لنگرم باشی برادر

28:11.717 --> 28:12.887
هر کاری لازمه بکن

28:13.839 --> 28:15.180
ربکا تو عمق ذهنشه

28:15.381 --> 28:17.492
ایوا" بدون مبارزه ازش دست نمی‌کشه"

28:17.953 --> 28:19.264
پس مبارزه هم نصیبش میشه

28:19.264 --> 28:21.756
مراقب باشین . دارین وارد ذهن "ایوا" میشین

28:21.756 --> 28:23.577
اگه اون داخل شما رو بکشه گم میشین

28:25.640 --> 28:27.321
و اگه شما قبل از اینکه ربکا رو
آزاد کنین اونو بکُشین

28:27.332 --> 28:29.003
اون‌وقت ربکا برای همیشه از دست میره

28:29.894 --> 28:31.074
وقتی ربکا رو آزاد کردین

28:31.185 --> 28:33.957
فقط و فقط اون‌موقع می‌تونین
به حساب "ایوا" برسین

28:34.447 --> 28:35.317
فهمیدیم

28:36.420 --> 28:37.320
یه سلاح لازم داری

28:41.284 --> 28:42.925
چطور قراره اینو همرام ببرم؟

28:50.913 --> 28:53.054
این درد می‌گیره

29:29.398 --> 29:30.238
ربکا

29:34.412 --> 29:35.392
مارسل

29:48.906 --> 29:51.388
تو سریع بهبود پیدا می‌کنی ولی اونا رفتن

29:51.388 --> 29:52.889
من بهت نفوذ ذهنی کردم که حقیقت رو بگی

29:52.889 --> 29:54.890
نه چیزیه که واضحه

29:55.571 --> 29:57.613
اون اونا رو برعلیه‌ت می‌کنه

29:57.764 --> 29:58.874
تو اینو میدونی

29:59.466 --> 30:01.895
و یهو این برات اهمیت پیدا کرد ، نه؟

30:02.524 --> 30:07.441
کلاوس ، اینکه اینجا خوابیدم
تو تاریکی گرسنگی می‌کشم

30:07.729 --> 30:11.372
فقط به اینکه چطور می‌شد

30:11.582 --> 30:14.774
اگه میذاشتم به عنوان انسان
زندگی کنین فکر می‌کنم

30:16.396 --> 30:19.019
واسه مدتی شایسته زندگی می‌کردیم

30:20.000 --> 30:21.471
و بعدش چیزی ازمون نمی‌موند

30:23.043 --> 30:25.915
میدونی ، تو فکر می‌کنی ما بزرگترین اشتباهتیم

30:25.915 --> 30:29.449
ولی حقیقت اینه که این تنها خطا
از خطاهای بی‌شمارته

30:29.449 --> 30:30.810
که بخشیدم

30:32.522 --> 30:34.353
من همین چیزی که هستیم رو ترجیح میدم

30:36.946 --> 30:38.288
نه پسرم

30:39.169 --> 30:42.071
ما طنینی وحشتناک از خانواده هستیم

30:42.301 --> 30:44.612
و این فقط تقصیر منه

30:44.914 --> 30:47.466
فقط می‌خواستم کار وحشتناکم رو درست کنم

30:48.398 --> 30:50.760
که شاید دوباره دوستم داشته باشین

30:57.906 --> 30:58.887
مادر من

31:00.759 --> 31:02.050
کمدین

31:04.933 --> 31:06.914
از تاریکی لذت ببر

31:21.879 --> 31:22.769
ربکا؟

31:26.283 --> 31:29.206
ربکا چیزی نیست
خطری نیست

31:30.017 --> 31:32.779
شماها اصلاً دست نمی‌کشین ، مگه نه؟

31:32.890 --> 31:33.570
فرار کن

31:38.685 --> 31:40.427
فکر می‌کنی اینجا یه خون‌آشامی

31:40.538 --> 31:42.189
تو دنیای من؟

31:42.490 --> 31:44.592
من اینجا قانون‌گذارم

31:44.592 --> 31:47.865
من میگم تو چطوری می‌میری

32:04.206 --> 32:07.840
مارسل کبیر ، شاه خون‌آشام قبلی

32:09.683 --> 32:10.543
"ایوا"

32:11.806 --> 32:12.696
دیگه بسه

32:13.458 --> 32:14.288
تموم شد

32:18.453 --> 32:19.925
نقش بازی کردنت خوب بود

32:20.586 --> 32:21.857
اون موقعی گولم زدی

32:23.309 --> 32:26.132
خیلی ماهرانه و بی‌رحمانه

32:27.965 --> 32:29.437
بی‌رحمانه‌تر از اونقدری که یادمه

32:33.221 --> 32:34.562
...چشمات

32:35.083 --> 32:37.505
این چشم‌های سکسی لامصب

32:37.846 --> 32:39.638
باعث میشه فکر کنم دوستم داری

32:40.110 --> 32:42.332
درست قبل از اینکه از پشت بهم خنجر بزنی

32:46.006 --> 32:48.638
تو قلبم رو شکستی وینس

32:49.170 --> 32:52.544
1بار گولم زدی خدا ازت نگذره

32:53.386 --> 32:54.697
...2بار گولم بزنی

33:08.754 --> 33:10.146
دارم از دستشون میدم

33:18.665 --> 33:20.217
‌من و تو کارمون باهم تموم نشده

33:20.509 --> 33:21.676
...ولی درحال حاضر

33:22.544 --> 33:23.890
خواهرم رو نجات بده

33:38.241 --> 33:41.043
فکر می‌کنی دل‌شکستگی
همچین حسی داره "ایوا"؟

33:42.344 --> 33:44.165
اصلاً نمیدونی

33:44.605 --> 33:47.616
هر دفعه که بیدار می‌شدم می‌خواستم
قلب خودم رو از جا بکنم

33:47.617 --> 33:49.898
تا نتونم کاری که باهام کردی رو حس کنم

33:50.650 --> 33:52.120
اون درد عمیق از دونستن اینکه

33:52.121 --> 33:55.413
نمی‌تونم اون بچه‌ها رو از دست تو نجات بدم

33:56.504 --> 33:58.705
زنی که بیشتر از جون خودم دوست دارم

34:00.676 --> 34:02.398
می‌تونستیم همه چیز داشته باشیم

34:03.779 --> 34:04.969
تو اینو انتخاب کردی

34:06.411 --> 34:07.391
تقصیر خودته

34:10.463 --> 34:11.204
"ایوا"

34:11.205 --> 34:13.716
خداحافظ وینس

34:43.548 --> 34:44.558
جواب داد؟

34:48.270 --> 34:49.390
من کجام؟

34:55.316 --> 34:56.356
حالشون خوبه

34:56.967 --> 34:57.877
مارسل

35:07.935 --> 35:09.385
چرا بیدار نمیشه؟

35:19.813 --> 35:20.713
عجب وضعی

35:43.851 --> 35:44.781
چیه؟

35:45.722 --> 35:47.973
امیدوارم دنبال تشکر نباشی

35:48.324 --> 35:49.894
قبل اینکه از تو تشکر گیرم بیاد

35:49.895 --> 35:51.335
می‌بینم تو جهنم دارم یخ میزنم

35:52.518 --> 35:54.827
خب ، یالا دیگه
بیا برگردونیم‌ـت به بدن خودت

35:54.827 --> 35:57.626
ولی احتمالاً باید "فِرِيا" و "اَستِر" رو
شکنجه کنم تا برگردونن‌ـت

35:57.627 --> 35:59.476
که راستش ممکنه خیلی خوش بگذره

36:00.637 --> 36:03.157
نه "نیک" . تو همین جسم می‌مونم

36:04.368 --> 36:06.297
...ایوا" واسه همیشه رفته ولی جسمش"

36:06.508 --> 36:09.617
این جسم هنوز به "دِوینا" و اون بچه‌ها وصله

36:10.368 --> 36:11.317
می‌تونم حسش کنم

36:12.048 --> 36:13.438
و اگه ازش بیرون بیام می‌میره

36:13.439 --> 36:15.198
و "دِوینا" و بقیه هم باهاش می‌میرن

36:16.059 --> 36:17.568
خب که چی؟

36:17.839 --> 36:19.678
من از "دِوینا" خوشم میاد

36:20.128 --> 36:21.547
نمیذارم بمیره

36:23.169 --> 36:24.458
به علاوه واقعاً می‌خوای

36:24.459 --> 36:27.628
درست موقعی که "دالیا" میرسه خشم تمام
جادوگرهای "نیو اورلانز" به سرمون نازل بشه؟

36:28.999 --> 36:30.508
نیاز داریم که طرفمون باشن

36:30.509 --> 36:33.189
یا حداقل علیه‌مون نباشن

36:35.740 --> 36:37.449
و تازه کول هم هست

36:38.440 --> 36:40.119
عهد بستم که برگردونم‌ـش

36:40.590 --> 36:42.920
اگه جادوگر نباشم حتی نمی‌تونم سعی کنم

36:46.971 --> 36:48.730
فِرِيا" تو ذهن من بوده"

36:50.167 --> 36:51.902
اسرارم رو میدونه

36:53.589 --> 36:56.564
خب ، میدونه واسه بعضی‌ها خیلی کارها می‌کنی

36:57.153 --> 36:58.461
خب که چی؟

37:01.707 --> 37:05.742
نیکلاوس ، فقط واسه یه ثانیه

37:05.742 --> 37:07.469
میشه فقط چیزی باشیم که باید باشیم

37:08.128 --> 37:09.845
یه خانواده‌ی متحد؟

37:17.296 --> 37:18.104
فعلاً

37:19.053 --> 37:19.901
به‌خاطره تو

37:30.448 --> 37:31.316
"نیک"

37:33.814 --> 37:34.722
ممنون

37:45.058 --> 37:46.715
جمله‌ای تو خانواده‌ی من هست

37:47.495 --> 37:48.743
امروز یه شیطان رو بکش"

37:50.231 --> 37:52.028
"فردا با ابلیس روبرو شو

37:53.177 --> 37:55.943
حتی وقتی روی قبر اون شیطان میرقصی

37:57.471 --> 37:58.988
دست خودت نیست و ذهنت مشغوله

37:59.339 --> 38:00.707
...اون شیطان تنها بود

38:03.053 --> 38:06.009
یا خطرات دیگه‌ای هم هست که
باهاش مبارزه کنی؟

38:08.906 --> 38:11.322
ولی با اینکه پیروزی در نبرد رو جشن می‌گیری

38:15.337 --> 38:16.954
حالا تو یکی از مایی

38:17.265 --> 38:19.125
نیو اورلانز" خونه‌ی توئه"

38:20.385 --> 38:22.795
دوست‌های تو دوست‌های ما هستن

38:22.795 --> 38:25.396
دشمنان تو دشمنان ما هستن

38:28.226 --> 38:30.546
واقعاً برای جنگ آماده شدی؟

38:36.267 --> 38:38.217
اومدی دوباره زنجیر به دستم بزنی برادر؟

38:44.587 --> 38:48.578
شاید دل جادوگرها و خواهر و برادرم

38:49.188 --> 38:50.808
رو بدست آورده باشی

38:52.298 --> 38:53.778
ولی من تو رو

38:54.288 --> 38:55.889
اون چیزی که واقعاً هستی می‌بینم

38:57.029 --> 38:58.689
حتی اگه اونا نمی‌تونن

39:00.419 --> 39:03.459
اونا دارای پارانویای فلج‌کننده نیستن

39:03.959 --> 39:07.650
اون چیزی که باعث میشه تنها توی تاریکی
با خودت زمزمه کنی

39:07.890 --> 39:09.740
بقیه کجا رفتن"؟"

39:11.810 --> 39:13.220
دارم بدجنسی می‌کنم ، آره

39:13.580 --> 39:15.871
نباید اسرار دوران کودکیت رو بگم

39:16.701 --> 39:17.711
ولی نگران نباش

39:17.831 --> 39:19.241
وقتی بهت وصل شدم تنها چیزی که دیدم

39:19.241 --> 39:22.201
مشکلات عصبی بودن
و علاقه‌ی سوال‌برانگیزی در زن‌ها بود

39:24.461 --> 39:27.462
من زمانی تنها بودم برادر

39:29.302 --> 39:32.072
مایه‌ی تأسفه اگه تو کسی باشی

39:32.072 --> 39:34.012
که حالا تنها بشه

39:36.493 --> 39:39.383
البته نیازی نیست اینطوری باشه

39:39.674 --> 39:40.884
ولی مراقب باش

39:41.288 --> 39:43.428
منم تا حدی صبورم

39:45.830 --> 39:49.768
پس وقتی داریم زره‌هایی که برای این
...نبرد جدید لازمه رو به تن می‌کنیم

39:51.994 --> 39:54.196
اول باید به زخم‌هامون رسیدگی کنیم

39:55.103 --> 39:56.927
با عمیق‌ترین‌ها شروع می‌کنیم

40:00.755 --> 40:01.612
"فِرِيا"

40:02.140 --> 40:03.595
تو در موردم اشتباه می‌کردی

40:05.588 --> 40:08.120
من بیشتر از اون چیزی که بدونی از "دالیا" متنفرم

40:10.064 --> 40:12.146
اون روشنایی رو تو وجودم نمی‌بینی؟

40:13.423 --> 40:15.615
به‌خاطره اینه که اون خاموشش کرد

40:16.792 --> 40:18.266
من پنج سالم بود

40:19.174 --> 40:20.908
و اون شیطان بود

40:22.822 --> 40:25.293
اون روشناییم رو ازم گرفت

40:26.759 --> 40:27.825
عشقم رو

40:29.689 --> 40:31.114
تمایلم به زندگی

40:32.869 --> 40:34.501
توانایی مُردنم

40:37.296 --> 40:39.369
تو دیگه مادر من نیستی

40:40.582 --> 40:42.625
ولی من بچه‌ی اونم نیستم

40:45.159 --> 40:46.872
من خیلی متأسفم

40:48.175 --> 40:49.837
یه خورده واسه این دیر شده

40:51.500 --> 40:53.893
ولی معلوم شد در مورد یه چیز درست می‌گفتی

40:55.336 --> 40:58.982
شاید کلاوس نباید میذاشت تو ذهنش سرک بکشم

40:59.714 --> 41:01.667
بهش هشدار دادم حواسش بهت باشه

41:02.428 --> 41:03.649
که ممکنه چی ببینی

41:04.141 --> 41:05.993
چیزهای جالبی دیدم

41:07.146 --> 41:08.669
ولی فقط یه چیزی رو فهمیدم

41:08.669 --> 41:11.473
من و کلاوس هرگز نمی‌تونیم متحد باشیم

41:12.685 --> 41:14.678
حالا می‌بینم که اون هرگز بهم اعتماد نمی‌کنه

41:16.071 --> 41:17.594
پس چاره‌ای برام نمیذاره

41:19.066 --> 41:21.389
مجبورم خانواده رو برعلیه‌ش کنم

41:22.292 --> 41:25.098
یکی یکی و حالا میدونم چطوری این‌کار رو کنم

41:26.092 --> 41:27.657
چرا داری اینو بهم میگی؟

41:32.785 --> 41:35.604
چون تو زنده نمی‌مونی که شاهدش باشی

41:51.700 --> 41:52.700
مترجمین : کـيانـــوش و تــــــورج
Kianoosh_93 ‍& STEFAŊ

41:53.700 --> 42:33.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
