WEBVTT

00:02.222 --> 00:03.851
پیش از این در
"The Originals"

00:03.852 --> 00:06.541
من ربکا مایکلسونم

00:06.542 --> 00:08.015
"جادوگری به نام "ایوا سنکلر

00:08.016 --> 00:10.632
برای استفاده از قدرت بچه‌ها
اونا رو می‌دزدید

00:10.633 --> 00:12.056
مهم نیست اون قبلاً چی‌کار کرده

00:12.057 --> 00:13.947
به‌هرحال من بدون رضایتش
بدنش رو در اختیار گرفتم

00:13.948 --> 00:16.079
گرگینه‌ها به یه رهبر جدید احتیاج دارن

00:16.080 --> 00:20.605
من می‌تونم کمکت کنم بشی
اون رهبری که گله‌ت نیاز داره

00:20.606 --> 00:23.909
محفل "تِرِمِی" خواستار بازگشت وینسنت گریفت‌ـه

00:28.287 --> 00:29.799
تو دیگه کی هستی؟

00:29.800 --> 00:31.435
وینسنت گریفت زنده‌ست

00:31.436 --> 00:33.458
و از کنترل برادرم فین خارج شده

00:33.459 --> 00:36.645
اگه من از خواب بیدار شدم
پس حتماً "دالیا" هم شده

00:36.646 --> 00:38.529
و به محض اینکه قدرت جادویی دخترت رو حس کنه

00:38.530 --> 00:39.790
میاد سراغش

00:42.100 --> 00:46.500
" پادشاهی نروژ ، سال 977 بعد از میلاد "

00:58.661 --> 01:02.332
بخور "فِرِيا" وگرنه از گرسنگی می‌میری

01:07.671 --> 01:09.334
بچه خیره‌سر

01:09.359 --> 01:10.541
باید قوی باشی

01:10.542 --> 01:12.037
تا بتونم بهت یاد بدم از قدرتی

01:12.038 --> 01:14.631
که در خاندان ما جریان داره استفاده کنی

01:14.656 --> 01:16.214
قدرتی که در سرما ما رو گرم می‌کنه

01:16.215 --> 01:18.883
و وقتی بقیه مریض میشن سالم نگه‌مون میداره

01:18.884 --> 01:23.014
با اون قدرت دشمنانمون رو شکست میدیم

01:25.407 --> 01:30.272
می‌تونیم تا ابد زیبا و جوون بمونیم

01:30.297 --> 01:33.358
لازم نیست بترسی

01:33.383 --> 01:38.156
با همدیگه ما به قوی‌ترین جادوگرانی

01:38.157 --> 01:41.324
که دنیا به خودش دیده تبدیل میشیم

01:41.349 --> 01:43.429
من مامانم رو می‌خوام

01:43.430 --> 01:46.197
مامانت تو رو نمی‌خواست

01:46.198 --> 01:48.398
ولت کرد

01:48.399 --> 01:51.270
از الان اینجا خونه توئه

01:51.271 --> 01:54.087
و من تنها کسی هستم که داری

01:57.878 --> 02:02.762
ولی این رو بدون که هیچ چیز
به قدرت خانواده نمیرسه

02:20.100 --> 02:21.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:22.100 --> 02:26.500
"The Originals"
فصل 2
قسمت 16 : روحم را نجات بده

02:27.500 --> 02:28.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:34.189 --> 02:36.155
نه ، نـه

02:48.070 --> 02:51.541
از پنجره فاصله بگیر -
چه خبر شده؟ -

02:51.542 --> 02:52.941
تو همونجا بمون . من ردیفش می‌کنم

02:52.942 --> 02:56.358
ردیف می‌کنی؟ چی رو ردیف می‌کنی؟

03:00.303 --> 03:01.951
هر مشکلی پیش اومده

03:01.952 --> 03:04.866
بهتون قول میدم اگه جور و بساطتون رو جمع نکنین
اوضاع خیلی بدتر از اینی که هست بشه

03:04.891 --> 03:10.421
مارسل جرارد ، میدونی به
یک جادوگر مرتد پناه دادی؟

03:10.422 --> 03:12.389
نمیدونم درباره چی صحبت می‌کنی

03:12.390 --> 03:14.459
مطمئنی؟

03:19.406 --> 03:21.706
گمونم بهت گفتم همونجا بمونی

03:21.707 --> 03:26.282
خب ، من دوست ندارم کسی بهم بگه چی‌کار بکنم
و چی‌کار نکنم واسه همین توجهی نکردم

03:26.283 --> 03:28.210
عذر می‌خوام گلم ولی فکر می‌کنم

03:28.211 --> 03:30.049
تمام این قضایا یه سوءتفاهم ساده‌ست

03:30.050 --> 03:36.255
نه . یک تلافی با ذات شیطانی
توئه که دیشب خودش رو آزاد کرده

03:36.256 --> 03:42.320
بی‌رحمانه به دو نفر از بچه‌های ما حمله شده
یکیشون مُـرده

03:42.345 --> 03:44.656
اون یکی هم گم شده

03:44.657 --> 03:47.718
"تمام نشونه‌ها به تو برمیگرده "ایوا

03:47.719 --> 03:49.286
صبر کنین . اون جادوگری که به اسم

03:49.287 --> 03:51.293
ایوا سنکلر" می‌شناختین"
دیگه وجود نداره ، خب؟

03:51.294 --> 03:54.124
بدنش توسط ربکا مایکلسون تسخیر شده

03:54.149 --> 03:58.494
باید این بهونه‌ت رو باور کنم؟

03:58.495 --> 04:00.724
بگیرینش

04:00.725 --> 04:02.236
نیازی به این‌کار نیست

04:05.760 --> 04:09.296
"دوشیزه "لورو

04:09.297 --> 04:11.933
مایه تاسف خواهد بود که حسن‌نیت

04:11.958 --> 04:14.269
توافق اخیرمون رو لکه‌دار کنیم

04:14.294 --> 04:16.505
من برای فوت اون بچه متاسفم

04:16.506 --> 04:18.337
ولی مارسل حقیقت رو میگه

04:18.338 --> 04:20.874
ربکا بدن "ایوا سنکلر" رو تخت اختیار گرفته

04:20.875 --> 04:24.345
و خواهرم هیچ ربطی به اون جنایت نداره

04:24.346 --> 04:27.911
بهتون قول میدم هر کسی
که مسئول این‌کار بوده رو پیدا کنم

04:27.912 --> 04:30.548
و عدالت رو در موردش اجرا کنم

04:32.646 --> 04:36.649
حالا از همه‌تون می‌خوام اینجا رو ترک کنین

04:36.650 --> 04:38.552
تا فردا وقت داری

04:38.553 --> 04:41.182
بعدش دیگه حرف من اهمیتی نداره

04:41.183 --> 04:45.483
جادوگرا هر کاری برای محافظت
از بچه‌هاشون می‌کنن

04:45.484 --> 04:49.471
انگیزه‌ای که میدونم بهش احترام میذاری

04:53.658 --> 04:55.594
بالاخره تشریف آوردی

04:55.595 --> 04:56.993
کاری پیش اومد

04:56.994 --> 04:58.895
هر لحظه ممکنه مهمون ویژه‌مون از راه برسه

04:58.896 --> 05:01.735
عجیبه . غیبت مهمون‌های

05:01.736 --> 05:03.568
گرگینه‌مون بسیار محسوسه

05:03.593 --> 05:05.238
امیدوارم به‌خاطر اومدن من نبوده باشه

05:05.239 --> 05:07.573
هِيلي" و شوهر بی‌عرضه‌ش رو فرستادم"

05:07.574 --> 05:09.140
امروز رو با گله گرگینه‌هاشون بگذرونن

05:09.141 --> 05:11.405
تا با حد و مرزهای توانایی‌های جدیدشون آشنا بشن

05:11.406 --> 05:15.743
و بذارن هر طور مایلم به مسائل خانوادگیم برسم

05:15.744 --> 05:18.077
نیکلاوس ، وضعیت ربکا دچار تغییراتی شده

05:18.078 --> 05:19.547
ممکنه به کمک "فِرِيا" احتیاج پیدا کنیم

05:19.548 --> 05:22.379
پس هر برنامه‌ای داری لطفاً اجراش نکن

05:22.404 --> 05:25.351
تنها برنامه من یه گپ ساده

05:25.352 --> 05:26.879
با خواهریه که خیلی وقته پیشمون نبوده

05:26.880 --> 05:28.719
خودت گفتی باید حرف‌هاش رو بشنویم

05:28.720 --> 05:31.391
و تو هم گفتی این‌کار حماقت محضه

05:31.392 --> 05:32.591
جدی؟

05:32.592 --> 05:34.527
خب ، به حرف‌های من می‌خوره

05:34.528 --> 05:35.791
اگه بیخیال اون احتمال بشیم

05:35.792 --> 05:38.799
فِرِيا" اطلاعاتی داره که می‌تونه"
از دخترم محافظت کنه

05:38.800 --> 05:41.566
و ترجیح میدم با شرایط من
اونها رو در اختیارم قرار بده

05:41.567 --> 05:44.469
صدای پاش اومد

05:44.470 --> 05:46.778
خواهر

05:46.803 --> 05:47.973
بفرمایید بیا تو

05:47.974 --> 05:49.781
راحت باش

05:55.479 --> 05:57.831
صبح بخیر

05:57.856 --> 05:58.846
حالت چطوره؟

05:58.847 --> 06:00.615
حالت تهوع دارم

06:00.616 --> 06:03.023
نمی‌تونم تمرکز کنم

06:03.024 --> 06:04.223
نمی‌تونم هیچ جادویی انجام بدم

06:04.224 --> 06:07.893
ولی خب ، فکر کنم با توجه به بوی

06:07.894 --> 06:10.156
گل لوبلیایی که توی غذام حس می‌کنم
نباید هم بتونم

06:10.157 --> 06:12.971
جلوی جادوگرا باید همه جوانب رو در نظر گرفت

06:12.996 --> 06:14.929
این چیزیه که با تجربه

06:14.930 --> 06:17.129
بهش رسیدی

06:17.130 --> 06:18.897
تجربه زمانی که با اون قوانین مسخره‌ت

06:18.898 --> 06:21.020
محله جادوگرا رو کنترل می‌کردی

06:21.045 --> 06:23.565
اعدام عمومی؟

06:23.590 --> 06:25.397
من رو می‌شناسی

06:25.398 --> 06:29.403
خوبه چون باید به یک سری
از سوال‌هام جواب بدی

06:29.404 --> 06:31.770
و مثل اینکه میدونی چه بلایی

06:31.771 --> 06:33.435
سر آدمایی میاد چیزی که می‌خوام رو بهم نمیدن

06:33.436 --> 06:35.107
مثلاً میدونم دیگه اینطرفا همه‌کاره نیستی

06:35.108 --> 06:36.212
و نمی‌تونی اینجا نگه‌م داره

06:36.213 --> 06:38.947
من عضو "تِرِمِی" هستم

06:38.948 --> 06:42.178
جادوگرای اونجا یه خورده سرسخت‌تر

06:42.179 --> 06:43.714
از اونی هستن که بهش عادت داری

06:43.715 --> 06:46.171
آره . اونا میان دنبالم

06:46.196 --> 06:48.386
راستش همین الان هم می‌خواد برگردونیم‌ـت

06:48.387 --> 06:54.689
راستش ‏9 ماهه که می‌خوان برگردی

06:54.690 --> 06:57.592
یه نگاه به تاریخ بنداز

06:57.593 --> 07:01.144
احتمالاً متوجه یه فاصله کوچیک میشی

07:03.365 --> 07:05.190
باهام چی‌کار کردی عوضی؟

07:05.215 --> 07:07.931
من؟ من که نمی‌تونم ‏9 ماه کسی رو غیب کنم

07:07.932 --> 07:10.487
مشکل تو برمیگرده به آدمی به اسم فین

07:10.512 --> 07:12.340
ببین ، اون بدن تو رو تسخیر کرده بود

07:12.341 --> 07:13.971
و کلی دردسر درست کرد

07:13.972 --> 07:16.968
و اضافه کنم حسابی برای خودش دشمن تراشید

07:19.501 --> 07:22.443
ببین ، همه اینا رو واست توضیح میدم
کککولی قبلش

07:22.444 --> 07:25.043
باید درباره یکی از جادوگرای
فرقه‌تون که ممکنه بشناسی بگی

07:25.044 --> 07:26.874
"ایوا سنکلر"

07:33.743 --> 07:34.987
موضوع ناراحت کننده‌ایه؟

07:36.789 --> 07:38.491
من دیگه حرفی ندارم

07:40.189 --> 07:41.693
جدی میگی؟

07:41.694 --> 07:43.326
باید بیخیال تمام کار و زندگیم بشم و کمکت کنم

07:43.327 --> 07:44.735
با کابوس‌هات کنار بیای؟

07:44.736 --> 07:46.334
اونا بیشتر از خوابه

07:46.335 --> 07:48.197
ببین ، من اومدم اینجا و امیدوار بودم
با یه روش جادوگری چیزی

07:48.198 --> 07:51.498
بفهمی چه مرگمه و کمکم کنی درستش کنیم

07:51.499 --> 07:54.074
گر چه به نظر اوضاع خودت هم
چندان تعریفی نداره

07:54.075 --> 07:55.705
این اواخر اصلاً پلک روی هم گذاشتی؟

07:55.706 --> 07:58.178
نه . بعد از مرگ کول همش اینجا مشغول خوندن

07:58.179 --> 07:59.842
این کتاب‌ها بودم و فکر می‌کردم
تو همونطور که قول دادی

07:59.843 --> 08:01.788
کمکم می‌کنی برگردونم‌ـش

08:01.813 --> 08:04.246
ببین ، من نمی‌تونم به کول کمکی بکنم
اگه جادوگری که من رو انداخته توی بدنش

08:04.247 --> 08:05.540
دوباره کنترل این بدن رو به‌دست بگیره

08:05.541 --> 08:06.843
یه مشکلی هست

08:06.844 --> 08:08.642
فکر می‌کنم صاحب اصلی این بدن

08:08.643 --> 08:11.631
داره درونم بیدار میشه و خیلی هم عصبانیه

08:16.512 --> 08:18.407
اینا کتاب‌های طلسم کوله

08:18.408 --> 08:20.494
حتماً یه چیزی توش هست که بتونه کمک کنه

08:23.668 --> 08:26.285
این حلقه جادو مال دانمارکه

08:26.286 --> 08:29.284
مال وقتیه که تو قرن شونزدهم
توی کوپنهاگن زندگی می‌کردین؟

08:29.285 --> 08:30.820
عجب دقتی داری

08:30.821 --> 08:32.052
عذر می‌خوام ، اینجا جمع شدیم
در مورد اموال خونوادگی بحث کنیم

08:32.053 --> 08:34.091
یا مسائل مهم‌تری هم هست؟

08:34.092 --> 08:37.123
لطفاً بی‌نزاکتی برادرم رو ببخش

08:37.124 --> 08:41.897
این اواخر چندان حال درست نداشته
ولی درست میگه

08:41.898 --> 08:43.728
من به این امید ازت خواستم بیای اینجا

08:43.729 --> 08:47.366
که بعضی از رازهای "دالیا" رو
باهامون در میون بذاری

08:47.367 --> 08:51.133
خب ، بدون مقدمه بیشتر
بریم سراغ اصل مطلب

08:54.203 --> 08:56.065
اولین چیزی که باید بدونی

08:56.066 --> 08:59.168
اینه که "دالیا" قوی‌ترین جادوگریه
که توی عمرم دیدم

08:59.169 --> 09:01.335
و باز هم دنبال قدرت بیشتره

09:01.336 --> 09:03.502
در حال حاضر اون هم مثل منه

09:03.503 --> 09:05.406
محدود به یک سال زندگی در هر قرن

09:05.407 --> 09:07.605
ولی می‌خواد از این محدودیت آزاد باشه

09:07.606 --> 09:09.709
و جاودانگی واقعی بدست بیاره

09:09.710 --> 09:12.747
و واسه همین میاد اینجا
دخترت اون رو به اینجا می‌کشه

09:12.748 --> 09:16.009
تا قدرت‌های بچه‌ت رو برای خودش برداره

09:16.010 --> 09:18.743
و هر کس که جلوش وایسته رو می‌کشه

09:18.744 --> 09:20.614
با اینحال تو جلوش وایستادی

09:20.615 --> 09:21.918
چاره دیگه‌ای ندارم

09:21.919 --> 09:23.918
اون هیچ‌وقت آزادم نمی‌کنه

09:23.919 --> 09:28.458
شانس من برای آزادی
متحد شدن با شما و کشتن اونه

09:30.053 --> 09:33.120
خب ، حالا که هممون انگیزه خاص
خودمون رو داریم

09:33.121 --> 09:35.506
بهتره راجع به جزئیات صحبت کنیم

09:35.531 --> 09:39.565
برای اینکه بهتر بفهمین
باید از اول شروع کنم

09:40.866 --> 09:43.181
بعد از اینکه من رو از خانواده جدا کرد

09:43.206 --> 09:47.776
دالیا" از من برای ساخت"
یه‌جور جادوی پیوندی جدید استفاده کرد

09:47.777 --> 09:49.774
جادویی که قدرت من رو بهش اضافه می‌کرد

09:49.775 --> 09:51.814
حتی بهش اجازه میداد
قدرت من رو برای خودش بکشه

09:51.839 --> 09:54.843
دستم رو بگیر و طلسم رو شروع کن

10:31.969 --> 10:33.838
وقتی به‌هم متصل شدیم

10:33.839 --> 10:36.192
دیگه نمی‌شد جلوی "دالیا" رو گرفت

10:38.676 --> 10:41.506
برای اثبات قدرتش اصلاً وقت تلف نکرد

10:41.507 --> 10:45.915
رئیس یکی از قبایل اطراف
تهدید کرده بود می‌کشتمون

10:45.916 --> 10:48.587
و به "دالیا" اتهام جادوگری زده بود

10:48.588 --> 10:52.692
اون هم تصمیم گرفت کل اون
قبیله بکنه مثال واسه بقیه

10:52.693 --> 10:57.489
مردها ، زن‌ها ، بچه‌ها

10:57.490 --> 11:02.194
همه‌شون رو فقط با یک حرکت دست کشت

11:02.195 --> 11:06.370
اون اولین‌باری بود که به قدرت "دالیا" پی بردم

11:06.371 --> 11:07.865
تو این هزارساله

11:07.866 --> 11:09.537
روز به روز قوی‌تر شده

11:09.538 --> 11:11.673
و وقتی بیاد سراغ دخترت

11:11.674 --> 11:14.022
از تمام قدرتش علیه‌ت استفاده می‌کنه

11:19.712 --> 11:22.045
ببخشید

11:22.046 --> 11:23.644
ربکا ، حالت چطوره؟

11:23.645 --> 11:26.113
انگار با سر رفتم توی یه دیوار آجری

11:26.114 --> 11:28.048
در مورد "فِرِيا" به موفقیتی نرسیدین؟

11:28.049 --> 11:29.982
موفقیت چندان کلمه مناسبی نیست

11:29.983 --> 11:31.213
بیا اینجا

11:31.214 --> 11:33.643
باشه . تو راهم

11:37.808 --> 11:39.445
خیلی‌خب

11:52.532 --> 11:54.453
داری سریعتر میشی

11:54.454 --> 11:56.127
شاید هم تو کُند شدی

12:03.889 --> 12:05.255
سرت رو بالا بگیر

12:05.256 --> 12:07.294
شکمت رو خم کن . دستات جلوی صورتت

12:13.862 --> 12:16.060
این چه کاری بود؟

12:16.061 --> 12:17.499
تو خودت رو در معرض ضربه قرار دادی

12:17.500 --> 12:19.834
فکر خودت بود بیاییم اینجا و مبارزه کنیم

12:19.835 --> 12:20.929
دارم این‌کار رو به‌خاطر تو می‌کنم

12:20.930 --> 12:22.465
به‌خاطر من؟

12:22.466 --> 12:24.673
تو رهبر یه گله ابرگرگینه‌ای

12:24.674 --> 12:26.273
فکر می‌کنی چقدر طول می‌کشه تا دیگه نخوان

12:26.274 --> 12:27.441
از تو دستور بگیرن؟

12:27.442 --> 12:29.073
چون تنها راهی که می‌تونی سردسته بمونی

12:29.074 --> 12:31.641
اینه که همیشه قوی‌ترین بمونی

12:31.642 --> 12:33.113
کل کل‌تون تموم شد؟

12:33.114 --> 12:34.853
این قلدربازی‌هاتون باحاله

12:34.878 --> 12:37.914
ولی کاری نکنین بیام اونجا
و دهن جفتتون رو سرویس کنم

12:41.355 --> 12:43.354
ببین ، اگه با رهبری من مشکل داری

12:43.355 --> 12:45.290
الان وقت صحبته

12:45.291 --> 12:46.929
کلاوس یه‌جوری رفتار می‌کنه انگار صاحب ماست

12:46.930 --> 12:48.560
فکر می‌کنی بچه‌ها متوجه نمیشن؟

12:48.561 --> 12:50.527
اوضاع داره عوض میشه جکسون

12:50.528 --> 12:51.893
مردم ما دیگه نفرین شده نیستن

12:51.894 --> 12:54.332
قوی شدن

12:54.333 --> 12:55.859
اگه تو به چشم هر کدومشون
آسیب‌پذیر به نظر بیای

12:55.860 --> 12:57.099
سر مقام سردسته‌ای تو رو به چالش می‌کشن

12:57.100 --> 12:59.131
چون کار گرگ‌ها همینه

12:59.132 --> 13:02.497
خودت هم جزء اون دسته‌ای؟

13:02.498 --> 13:04.871
من مراقبتم

13:04.872 --> 13:06.372
همین و بس

13:11.236 --> 13:13.275
داستان‌هات خیلی جالبه

13:13.276 --> 13:16.139
و "دالیا" هم به نظر خیلی خطرناک میاد

13:16.140 --> 13:19.840
ولی من و آلایژا کم از این
جادوگرای بدذات نکشیم

13:19.841 --> 13:21.112
مثل "دالیا" نبودن

13:21.113 --> 13:22.974
نقطه ‌ضعف‌هاش چیه؟

13:22.975 --> 13:25.979
اون متوهم و دیوونه قدرته

13:25.980 --> 13:28.274
عطش شدیدی نسبت به
چیزی که ازش دریغ شده داره

13:28.275 --> 13:30.649
چه عشق باشه ، چه انتقام

13:30.650 --> 13:33.812
بله . با همچین آدمایی آشنایی دارم

13:33.813 --> 13:35.976
وقتی بچه بودم داستان‌هایی

13:35.977 --> 13:37.374
از بچگی خودش برام می‌گفت

13:37.399 --> 13:40.812
که چطور جادوگرهای قوی‌تر آزارش میدادن

13:40.813 --> 13:43.642
و اون هم قسم خورده دیگه هیچ‌وقت ضعیف نباشه

13:43.643 --> 13:46.744
اون سر اولین بچه هر نسل "اَستِر" معامله کرد

13:46.745 --> 13:48.447
و می‌خواست ما رو به سبک خودش بزرگ کنه

13:48.448 --> 13:50.413
و فرقه‌ای تشکیل بده

13:50.414 --> 13:52.514
که بتونه ازش قدرت بی‌پایان بکشه

13:52.515 --> 13:54.113
روزی که فهمید "اَستِر" با
تبدیل بچه‌هاش به خون‌آشام

13:54.114 --> 13:56.310
نسلش رو متوقف کرده

13:56.335 --> 14:00.450
نقشه‌ش نقشِ بر آب شد

14:00.451 --> 14:02.418
و این‌بار مسئولیت به دوش من افتاد

14:02.419 --> 14:04.858
دالیا" ازم خواست اولین بچه‌ای به دنیا بیارم"

14:04.859 --> 14:06.322
تا به قدرتش اضافه بشه

14:06.323 --> 14:11.663
ولی من حاضر نبودم اجازه بدم بچه‌ام
مثل من زندگی کنه

14:11.664 --> 14:15.094
مثل یه برده

14:15.095 --> 14:20.601
برای همین قسم خوردم هیچ‌وقت عاشق نشم
و هیچ‌وقت بچه‌دار نشم

14:23.904 --> 14:27.268
البته هر چی من بیشتر مقاومت می‌کردم

14:27.269 --> 14:30.298
دالیا" بیشتر برای تحت"
اختیار گرفتنم تلاش می‌کرد

14:31.498 --> 14:33.473
تا روزی که آخرین ذره باقی‌مونده

14:33.474 --> 14:37.335
از آزادیم رو گرفت

14:51.837 --> 14:54.034
دستم رو بگیر

14:56.389 --> 14:58.387
نه

14:58.388 --> 15:00.123
این‌کار درست نیست

15:00.124 --> 15:02.334
تو همین الانش هم همه چیزم رو گرفتی

15:02.359 --> 15:04.560
من توی این دیوانگی دنبالت نمی‌کنم

15:04.561 --> 15:08.063
احمق نباش . من دارم پیشنهاد
زندگی ابدی رو بهت میدم

15:08.064 --> 15:09.965
صد سال می‌خوابیم و با قدرتی

15:09.966 --> 15:12.628
که کسی تا به حال مثلش رو ندیده بیدار میشیم

15:12.629 --> 15:13.867
این چیزیه که می‌خواستیم

15:13.868 --> 15:16.130
نه . تو می‌خواستی

15:16.131 --> 15:20.185
خواهش می‌کنم من رو وارد این طلسم نکن

15:26.376 --> 15:28.507
دختره نمک‌نشناس ، صد سال یا دویست سال دیگه

15:28.508 --> 15:30.842
ازم تشکر می‌کنی

15:34.877 --> 15:39.080
و خوابیدیم
جادومون در طول زمان افزایش پیدا کرد

15:39.081 --> 15:42.644
تا وقتی بیدار شدیم و وجودمون
سرشار از قدرتی بی‌کران بود

15:42.645 --> 15:45.410
و اجازه داشتیم یک سال زندگی کنیم

15:45.411 --> 15:47.816
این زندگی هست که این

15:47.817 --> 15:51.044
ده قرن داشتم

15:51.045 --> 15:53.778
...خب

15:53.779 --> 15:57.186
خیلی زندگی سختیه ، نه؟

15:57.187 --> 16:04.438
ولی یه سوالی پیش میاد
چرا خودت رو نکشتی؟

16:04.463 --> 16:08.726
یه پل بلند ، یه طناب محکم

16:08.727 --> 16:10.662
حتماً بهش فکر کردی

16:13.032 --> 16:16.997
آره . خیلی وقت پیش بهش فکر کردم

16:16.998 --> 16:20.963
ولی "دالیا" هرگز حتی این
آزادی رو هم بهم نمیداد

16:20.964 --> 16:23.665
بعداً فهمیدم اون طلسم من رو هم مثل خودش

16:23.690 --> 16:26.000
جاودان کرده

16:26.001 --> 16:28.734
و البته غیرقابل‌آسیب

16:32.440 --> 16:41.238
پس می‌بینین که منم مثل شما
موجودی هستم با قدرت زیاد

16:41.239 --> 16:43.673
و نفرین به ابدیت

16:49.437 --> 16:51.475
...کمی" ، اگه دوست نداری"

16:51.476 --> 16:52.939
خب ، معلومه که دوست ندارم

16:52.940 --> 16:54.706
طرف عملاً می‌خواست من رو بکشه

16:54.707 --> 16:56.009
خب ، این اون نیست

16:56.010 --> 16:57.944
وینسنت گریفت فقط یه قربانی دیگه‌ست

16:57.945 --> 16:59.574
آره ولی تا همین دیروز فین بود

16:59.575 --> 17:01.878
فینی که بهم دروغ گفت
ازم سوءاستفاده کرد

17:01.879 --> 17:04.183
کسی که سعی کرد از بدن خودم حذفم کنه

17:04.184 --> 17:05.981
و حالا باید خیلی راحت بشینم باهاش صحبت کنم

17:05.982 --> 17:07.213
اشکالی نداره . این‌کار رو می‌کنم

17:07.214 --> 17:09.669
فقط قبلش باید یه گیلاس مشروب بخورم

17:11.115 --> 17:12.506
بیارینش

17:18.792 --> 17:20.391
مارسل ، قضیه چیه؟

17:20.392 --> 17:22.054
بدون اینکه یه توضیحی بدی

17:22.055 --> 17:23.729
همش منو از یه خراب شده به یه
خراب شده دیگه می‌کشونی

17:23.762 --> 17:24.562
خراب شده

17:24.630 --> 17:26.261
منو باش که فکر می‌کردم تغییر فضا

17:26.262 --> 17:27.861
ممکنه حالت رو جا بیاره

17:27.862 --> 17:30.796
شاید مشکل منم
واسه همین چطوره بهت فرصت بدم

17:30.797 --> 17:32.901
با دوستم صحبت کنی؟

17:34.267 --> 17:38.936
درست رفتار کن وگرنه بد می‌بینی

17:38.937 --> 17:40.471
من بیرون وایمیستم

17:42.394 --> 17:44.474
می‌خوای بشینی؟

17:46.949 --> 17:49.053
باشه

17:49.054 --> 17:50.502
من "کمی" هستم

17:50.527 --> 17:53.656
ببین ، هر کی که هستی بهتره بدونی

17:53.657 --> 17:55.422
این کارها جواب نمیده

17:55.423 --> 17:58.261
من زبون باز نمی‌کنم . نه جلوی خون‌آشام‌ها

17:58.262 --> 18:01.228
نه جلوی یه دافی که معلوم نیست کی هست

18:01.229 --> 18:02.659
خب ، خیالم راحت شد

18:02.660 --> 18:03.898
آخرین‌باری که صحبت کردیم حس کردم

18:03.899 --> 18:06.265
بدجوری تو کفم هستی

18:06.266 --> 18:08.664
تو کسی که این‌کار رو باهام کرده می‌شناسی؟

18:08.665 --> 18:11.606
اگه بخوای واست تعریف می‌کنم

18:13.964 --> 18:16.066
چه سودی واسه تو داره؟

18:16.067 --> 18:19.767
یه خورده تبادل اطلاعات به کسی ضرر نمیرسونه

18:19.768 --> 18:21.639
ببین ، اگه می‌خوای کسی باشی

18:21.640 --> 18:24.069
که نمیدونه هفته پیش کجا بوده اشکالی نداره

18:24.070 --> 18:25.604
ولی اگه می‌خوای حقیقت رو از زبون

18:25.605 --> 18:30.107
کسی که توی متن امور بوده بشنوی بشین

18:54.215 --> 18:55.445
آلایژا؟

18:55.446 --> 18:57.013
چند ساعت پیش منتظرت بودم

18:57.014 --> 19:01.364
آره . خب ، مثل اینکه زمان از دستم در رفته

19:01.389 --> 19:03.821
چی شده؟ کجایی؟

19:03.822 --> 19:07.154
مسئله همینه . نمیدونم

19:22.740 --> 19:25.402
هنوزم داری به حرف‌های "اِيدِن" فکر می‌کنی؟

19:25.403 --> 19:27.777
اون فقط می‌خواد کمک کنه

19:27.778 --> 19:31.112
میدونی ، سردسته بودن یه افتخاره

19:31.113 --> 19:34.165
افتخاری که هر روز باید بدست بیاری

19:34.190 --> 19:35.782
گله داره عوض میشه

19:35.783 --> 19:37.509
مطمئناً با مشکلاتی روبرو میشیم

19:37.510 --> 19:39.914
می‌خوام بدونن من برای رهبریشون اینجام

19:39.915 --> 19:42.577
و اونا اولویت اول هستن

19:42.578 --> 19:45.447
جک ، همه افراد گله دوسِـت دارن

19:45.448 --> 19:47.446
فقط باید این رو بهشون یادآوری کنی

19:47.447 --> 19:48.950
واسشون یه دور آبجو بخر

19:48.951 --> 19:51.222
و از اون جذابیت خاصت استفاده کن

19:51.223 --> 19:52.852
روی من که جواب داد

19:54.590 --> 19:56.293
اون یکی مشکلمون چی؟

19:56.294 --> 20:00.260
منظورت صاحبخونه بدجنسمونه؟

20:00.261 --> 20:02.491
کلاوس جوری رفتار می‌کنه
انگار ما ارتش خصوصیشم

20:02.492 --> 20:04.266
من بهش اعتماد ندارم

20:04.267 --> 20:07.129
کلاوس رو بذار به عهده من

20:07.130 --> 20:09.600
ما یه تیمـیم ، درسته؟

20:09.601 --> 20:12.471
من و تو گله رو متحد کردیم

20:12.472 --> 20:14.567
اوضاع داره عوض میشه؟ خب ، آره

20:14.568 --> 20:16.604
ولی یکی از اون تغییرات اینه که

20:16.605 --> 20:18.831
دیگه لازم نیست تنهایی با مشکلات روبرو بشیم

20:29.398 --> 20:31.299
کار اون جادوگره "ایوا" بود

20:31.300 --> 20:32.897
بی‌پدرِ عوضی داخل منه

20:32.898 --> 20:34.265
و می‌خواد یه‌جوری راه خودش رو باز کنه

20:34.266 --> 20:36.303
...فِرِيا" پایین منتظره . شاید"

20:36.304 --> 20:38.166
عقلت رو از دست دادی؟

20:38.167 --> 20:39.836
بگو که قصد نداری اجازه بدی
کسی که حتی نمی‌شناسیمش

20:39.837 --> 20:41.834
بره توی سر خواهرمون

20:41.835 --> 20:44.432
محض رضای خدا "نیک" ، اون هم خواهرمونه

20:44.433 --> 20:46.536
از اونجایی که من رو از اون خونه نجات داد معلومه

20:46.537 --> 20:48.807
حرکتی که بدون شک هدفش
بدست آوردن اعتماد تو بوده

20:48.808 --> 20:50.039
شاید واسه همچین موقعی

20:50.040 --> 20:52.480
که وقتی آسیب‌پذیریم ضربه‌ش رو وارد کنه

20:52.481 --> 20:56.079
نه . امکان نداره حتی یه کلمه‌
از حرف‌هاش رو باور کنم

20:56.080 --> 20:58.982
نیکلاوس ، من نگرانیت رو درک می‌کنم

20:58.983 --> 21:01.915
ولی هیچ‌کدوم از ما نمی‌تونیم
به خواهرمون کمک کنیم

21:01.916 --> 21:03.547
حالا یا باید بذاریم ربکا زجر بکشه

21:03.548 --> 21:05.754
یا سرنوشتمون رو به دست کسی می‌سپاریم

21:05.755 --> 21:08.355
که من معتقدم خواهرمونه

21:08.356 --> 21:10.427
در حال حاضر من حاضرم

21:10.428 --> 21:12.962
این ریسک رو قبول کنم

21:14.932 --> 21:16.468
دیشب بیدار شدم

21:16.469 --> 21:17.963
نمیدونستم کجام

21:17.964 --> 21:19.603
یا چند وقته اونجام

21:19.604 --> 21:22.138
و نه میدونستم 9 ماه از عمرم رو از دست دادم

21:22.139 --> 21:24.338
مارسل می‌گفت این طرفی که تسخیرم کرده بوده
همین فین

21:24.339 --> 21:26.506
دشمن‌های زیادی برای خودش تراشیده

21:26.507 --> 21:28.007
مگه چی‌کار کرده؟

21:30.308 --> 21:33.011
...اون

21:33.012 --> 21:34.827
وحشت رو به شهر حاکم کرده بود

21:34.852 --> 21:37.852
دشمن‌هاش رو تهدید و اغفال می‌کرد

21:37.853 --> 21:45.028
سعی کرد یه بچه معصوم رو بدزده
و برادرش رو به قتل رسوند

21:49.824 --> 21:59.300
آقای گریفت...وینسنت ، اتفاقی که تجربه‌ش کردی

21:59.301 --> 22:02.300
تخطی از ذات عمیق انسانیه

22:02.301 --> 22:06.108
و من اینجام تا به احساساتت گوش بدم

22:06.133 --> 22:09.210
همین

22:09.211 --> 22:10.809
چی بگم؟

22:10.810 --> 22:12.440
الان باید به‌خاطر اون آدمایی

22:12.441 --> 22:13.680
که بهشون آسیب رسوندم ناراحت باشم

22:13.681 --> 22:16.751
...یا باید به‌خاطر اونی که کشتم

22:19.218 --> 22:21.014
احساس گناه کنم؟

22:24.056 --> 22:25.881
...من

22:30.728 --> 22:32.064
متاسفم

22:32.065 --> 22:35.830
چیزی نیست . حالت خوب میشه

22:37.503 --> 22:40.396
...اون

22:40.397 --> 22:43.170
به تو هم صدمه رسوند؟

22:43.171 --> 22:44.999
گوش کن

22:45.000 --> 22:47.500
تو هیچ کاری نکردی

22:47.501 --> 22:50.001
و هر اتفاق دیگه‌ای هم که افتاده باشه

22:50.002 --> 22:53.062
تنها کاری که از دستت برمیاد
اینه که به زندگیت ادامه بدی

22:58.606 --> 23:00.106
ربکا

23:01.689 --> 23:03.773
خوشحالم دوباره می‌بینمت

23:03.774 --> 23:06.709
منم همینطور . گر چه ترجیح میدادم
شرایط اینطور نمی‌بود

23:06.710 --> 23:09.682
نیازی به نگرانی نیست
آلایژا مشکل رو واسم توضیح داد

23:09.683 --> 23:10.806
می‌تونم کمکت کنم

23:10.807 --> 23:13.172
چقدر مطمئن

23:18.444 --> 23:20.808
روح بدن میزبان قویه

23:20.833 --> 23:23.850
ولی می‌تونم یه طلسم اجرا کنم
و تو رو به یک خواب عمیق فرو ببرم

23:23.851 --> 23:26.489
و اون‌موقع جلوی اون رو بگیرم

23:26.490 --> 23:28.016
حالت خوب میشه

23:28.017 --> 23:29.942
خیلی هم خوب ، کی شروع کنیم؟

23:29.967 --> 23:31.319
حتماً شوخیت گرفته

23:31.320 --> 23:34.222
یه سری تشخیص جادویی از خودش می‌پرونه

23:34.223 --> 23:35.925
و ما هم باید واسش دست بزنیم

23:35.926 --> 23:37.661
نیک" ، اون می‌خواد کمک کنه"

23:37.662 --> 23:39.365
باشه ولی محض اطمینان

23:39.366 --> 23:41.166
بهتره همه جوانب رو بسنجیم
چطوره طلسم و سحر

23:41.167 --> 23:42.968
رو بنویسی روی کاغذ؟

23:42.969 --> 23:44.840
اینطوری می‌تونیم ببریمش پیش شخص سومی

23:44.841 --> 23:47.407
به طور مثال "دِوینا" تا بررسی کنه
و مطمئن بشیم

23:47.408 --> 23:48.575
دِوینا" عاشق اینه که بهم بگه اشتباه می‌کنم"

23:48.576 --> 23:51.110
شک دارم بتونه متوجه جادوی من بشه

23:51.111 --> 23:53.310
تازه قدرت اجراش رو هم نداره

23:53.311 --> 23:56.076
پس تنها امیدمون تویی؟

23:56.077 --> 23:58.512
چه جالب

24:00.412 --> 24:04.050
نیکلاوس ، میدونم بدست آوردن اعتماد سخته

24:04.051 --> 24:06.217
آوازه‌ت همه جا پیچیده

24:07.496 --> 24:09.585
ولی اگه می‌خوای جلوی "دالیا" وایستی

24:09.586 --> 24:11.560
مجبوری به من اعتماد کنی

24:11.561 --> 24:13.391
با توجه به خطری که ربکا باهاش روبروئه

24:13.392 --> 24:15.254
آیا واقعاً حتی نمی‌تونی یه فرصت بهم بدی

24:15.255 --> 24:18.028
تا بتونم خودم رو بهت ثابت کنم؟

24:21.427 --> 24:28.102
میدونم از نظر شما من یه غریبه‌ام
ولی هزار سال

24:28.103 --> 24:29.501
خواب همه‌تون رو دیدم

24:31.311 --> 24:34.976
آلایژا ، وقتی توی شکم "اَستِر" بودی

24:34.977 --> 24:37.721
ازم می‌خواست واست شعر بخونم

24:37.722 --> 24:40.818
دستم رو میذاشتم روی شکمش

24:40.819 --> 24:43.994
لگد زدنات یادمه

24:43.995 --> 24:46.458
اَستِر" می‌گفت "انگار ثور"

24:46.459 --> 24:47.793
...پتکش رو بالا برده

24:47.794 --> 24:50.231
"و طوفان و آذرخش رو فراخونده

24:54.902 --> 24:56.501
مادر خیلی کم از تو اسم می‌برد

24:56.502 --> 24:58.364
وقتی ازت تعریف می‌کرد می‌گفت

24:58.365 --> 25:01.972
چقدر از به دنیا اومدن من خوشحال بودی

25:01.973 --> 25:07.643
چقدر دلم خواهر و برادرهای بیشتری می‌خواست

25:07.644 --> 25:11.347
"ولی بین "اَستِر" و "دالیا
این آرزو از من گرفته شد

25:11.348 --> 25:13.881
من توسط افرادی که بزرگم کردن نابود شدم

25:13.882 --> 25:16.715
حداقل در این مورد عین هم هستیم

25:20.488 --> 25:24.654
هیچی نمی‌تونه جای چیزی که
از ما گرفته شده رو پر کنه

25:24.655 --> 25:28.621
ولی امیدوارم بتونیم یه چیز بهتر به جاش بذاریم

25:28.622 --> 25:32.314
فقط باید به من اعتماد کنین

25:34.966 --> 25:36.597
"نیک"

25:36.598 --> 25:38.779
خب ، به اندازه کافی شنیدیم
اینطور فکر نمی‌کنین؟

25:42.266 --> 25:45.170
خب ، حالا می‌تونیم یه جلسه
خونوادگی درست داشته باشیم

25:51.812 --> 25:53.736
واقعاً همچین کاری لازم بود؟

25:53.761 --> 25:55.683
بیخیال ، اصلاً نمی‌تونستم تحملش کنم

25:55.684 --> 25:57.446
خیلی کار مسخره‌ای بود
حتی از طرف تو

25:57.447 --> 25:59.117
شما همین امروز دیدینش

25:59.118 --> 26:00.818
نمی‌خواد الکی واسش دل بسوزونین

26:00.843 --> 26:03.314
بعدشم اگه درباره جاودان بودنش راست می‌گفته

26:03.315 --> 26:04.552
تا چند ساعت دیگه بیدار میشه

26:04.553 --> 26:06.383
اگر هم دروغ می‌گفته
خوب شد از شرش خلاص شدیم

26:06.384 --> 26:08.118
بله ، حتما . اگر هم بیدار بشه

26:08.119 --> 26:10.453
با اشتیاق فراوان حاضره بهمون کمک کنه

26:10.478 --> 26:12.818
هردوی شما رو خر کرده بود

26:12.819 --> 26:14.122
واقعاً متوجه نشدین؟

26:14.123 --> 26:16.248
میاد و یه داستان ناراحت کننده از یه بچه کوچیک

26:16.249 --> 26:18.654
که توسط یه جادوگر بدذات گرفته شده
و هردوی شما جوگیر میشین

26:18.655 --> 26:20.054
تا همه چیز رو درست کنین

26:20.055 --> 26:21.464
از کجا اینقدر مطمئنی؟

26:21.489 --> 26:23.524
ساده‌ست

26:23.525 --> 26:25.418
منم بودم دقیقاً همین کار رو می‌کردم

26:26.995 --> 26:29.258
تنها سوال اینه که چه سودی واسه اون داره

26:29.259 --> 26:30.595
خب ، حالا این حرف درست باشه یا نه

26:30.596 --> 26:32.298
الان اون در وضعی نیست که
بتونه کمکی به ما بکنه

26:32.299 --> 26:34.193
خب پس بریم سراغ مارسل

26:34.194 --> 26:35.800
شاید اون خوش‌شانس‌تر بوده

26:35.801 --> 26:38.734
مطمئناً از بعضیا خیلی بیشتر سعی می‌کنه

26:41.905 --> 26:44.304
آلایژا ، خودت هم میدونی حق با منه

26:44.305 --> 26:47.208
نمی‌تونیم با کسی که بهش
اعتماد نداریم متحد بشیم

26:47.209 --> 26:50.208
تو بهش اعتماد نداری
و به خودت مربوطه

26:50.209 --> 26:51.614
فقط امیدوارم این انتخابت

26:51.615 --> 26:55.043
بر اساس دلیل و منطق باشه ، نه ترس

27:06.450 --> 27:10.122
مارسل همیشه بهترین منظره شهر رو انتخاب می‌کنه

27:10.123 --> 27:14.025
بعضی وقتا یادم میره این شهر چقدر قشنگه

27:14.026 --> 27:18.165
مخصوصاً با تمام زشتی‌هایی که داخلشه

27:18.166 --> 27:19.772
همیشه اینجا بودی؟

27:19.797 --> 27:23.499
"آره . زاده و بزرگ شده "تِرِمِی

27:23.500 --> 27:26.320
با بالا و پایین‌هاش سر کردم

27:26.345 --> 27:29.935
بعدش مشکلات خون‌آشام‌ها شروع شد

27:29.936 --> 27:33.071
و مشکلاتی که از اون هم بدتر بود

27:33.072 --> 27:37.407
من جادوگری رو بیخیال شدم
و از فرقه‌ام جدا شدم

27:37.408 --> 27:40.079
گمونم واسه همینه که دوستت
به این راحتی تونست منو تحت اختیار بگیره

27:40.080 --> 27:42.779
اون دوستم نبود

27:50.083 --> 27:53.264
مارسل در مورد "ایوا سنکلر" می‌پرسید

27:53.289 --> 27:55.982
بهش بگو بیاد اینجا

27:55.983 --> 27:58.185
باید یه چیزی رو بدونه

28:04.682 --> 28:07.320
بیدار شدی

28:07.321 --> 28:09.087
خب ، واضحه قدرت‌های تجدیدپذیرت

28:09.088 --> 28:11.422
به سرعتشون مشهور نیستن

28:11.423 --> 28:13.701
جرات کردی روی من دست بلند کنی

28:13.726 --> 28:16.095
خب ، جاودانگی ادعای کمی نیست

28:16.096 --> 28:19.863
باید مطمئن می‌شدم راست میگی

28:19.864 --> 28:22.033
چرا آوردیم اینجا؟

28:22.034 --> 28:24.170
نمی‌تونستم اجازه بدم توی خونه‌ام بمونی

28:24.171 --> 28:26.305
افتخاریه که نصیب کسایی میشه

28:26.306 --> 28:29.105
که از خانوادم میدونم

28:29.106 --> 28:30.809
پس من رو به عنوان خواهرت قبول نداری

28:30.810 --> 28:32.408
خب ، تو نمایش خوبی ارائه دادی

28:32.409 --> 28:34.597
فقط به نظر یه جای کار میلنگید

28:34.622 --> 28:37.224
ولی گمونم آلایژا نظر دیگه‌ای داشت

28:37.249 --> 28:38.650
و همینطور ربکا

28:38.651 --> 28:40.186
آره . خوب تونستی با اون داستان‌های

28:40.187 --> 28:41.986
ملودرامت مخشون رو بزنی

28:41.987 --> 28:45.521
ولی من فکر می‌کنم همچین کامل حقیقت رو نگفتی

28:45.522 --> 28:47.857
حقیقت اینه که آلایژا و ربکا

28:47.858 --> 28:51.113
وقتی بحث روابط خانوادگی پیش میاد
یه خورده ساده‌لوحانه عمل می‌کنن

28:51.138 --> 28:54.127
نمونه بارز سرنوشتون رو سپردن دست من

28:54.128 --> 28:56.894
منم در جواب این وفاداری

28:56.895 --> 28:59.566
دربرابر خیانتی که متوجه‌ش نیستن
ازشون محافظت می‌کنم

28:59.567 --> 29:03.341
و در مورد تو اون خیانت رو حس می‌کنم

29:03.342 --> 29:05.205
می‌خوای با حرف‌های قشنگت
توی دل ما جا باز کنی

29:05.206 --> 29:09.676
می‌خوام بدونم چرا
پس بهت یه فرصت دیگه میدم

29:09.677 --> 29:12.509
تا حقیقت کامل رو بگی خواهر جون

29:12.510 --> 29:15.221
توصیه می‌کنم گند نزنی

29:21.836 --> 29:24.895
می‌خوای بدونی چرا از "دالیا" متنفرم؟

29:25.729 --> 29:27.646
برمیگرده به یک مرد

29:28.065 --> 29:31.487
اسمش "ماتایِس" بود

29:31.488 --> 29:36.192
توی یه سال عالی توی قرن پانزدهم
باهم آشنا شدیم

29:36.193 --> 29:39.254
بیشتر از خودم دوستش داشتم

29:39.255 --> 29:42.524
و "دالیا" هم اجازه داد عاشقش بشم

29:42.525 --> 29:46.564
البته . می‌خواسته یه بچه
نسل اول دیگه براش به دنیا بیاری

29:46.565 --> 29:50.434
قسمم رو شکستم و وارد عشق شدم

29:50.435 --> 29:53.704
و این مقدمه‌ای بود برای تاریک‌ترین لحظه عمرم

29:53.705 --> 29:55.902
روزی که خواستم چیزی
که "دالیا" بیشتر از همه دنبالش بود

29:55.903 --> 29:58.100
رو ازش بدزدم

29:58.101 --> 30:00.539
اون‌وقت میشه بگی دقیقاً چی؟

30:02.804 --> 30:04.674
پسرم

30:06.938 --> 30:10.942
تنها خواسته "ماتایِس" این بود
که بچه‌مون آزاد باشه

30:10.943 --> 30:14.678
واسه همین "دالیا" اون رو کشت

30:14.679 --> 30:16.582
من میدونستم هیچ‌وقت از دستش خلاص نمیشم

30:16.583 --> 30:20.053
و بچه‌ام هم میشه برده‌ش

30:20.054 --> 30:24.318
برای خلاص کردن هردومون
از خبیثی‌های زندگی که می‌شناختم

30:24.319 --> 30:27.660
یه بطری از قوی‌ترین سم "دالیا" خوردم

30:35.467 --> 30:37.345
من بهت همه چیز دادم

30:37.370 --> 30:40.467
چطور جرات می‌کنی چیزی که
مال منه رو ازم بگیری؟

30:42.208 --> 30:44.804
می‌خواستم بمیرم

30:44.805 --> 30:47.139
تا شاید مرگ بتونه اون رهایی

30:47.140 --> 30:48.573
که سال‌ها دنبالش بودم رو
برام به ارمغان بیاره

30:49.274 --> 30:53.252
ولی "دالیا" میدونست مرگ امکان‌پذیر نیست

30:53.253 --> 30:56.752
اون‌روز بود که فهمیدم هیچ‌وقت نمی‌تونم بمیرم

31:01.580 --> 31:03.954
چطور ممکنه؟

31:03.955 --> 31:07.187
چطور نمردم؟

31:07.188 --> 31:08.555
طلسمی که ما رو به خواب برد

31:08.556 --> 31:12.890
از ما در برابر هر آسیبی محافظت می‌کنه

31:12.891 --> 31:17.852
ولی اون طلسم از همه محافظت نکرد

31:22.430 --> 31:24.467
نه

31:24.468 --> 31:27.829
نه

31:27.830 --> 31:29.691
بچـه‌ام

31:33.699 --> 31:38.433
آروم باش

31:38.434 --> 31:41.104
آروم باش عزیزم

31:42.707 --> 31:47.281
یه روزی می‌بخشمت

31:47.282 --> 31:52.953
ولی نباید فراموش کنی
که هیچ‌وقت نمی‌تونی از دست من فرار کنی

31:52.954 --> 31:57.953
حتی با مرگ

31:58.462 --> 32:01.598
دالیا" مجبورم کرد اون‌کار رو بکنم"

32:01.599 --> 32:06.635
اون من رو به یک هیولا تبدیل کرد
و به‌خاطر این کارش نابودش می‌کنم

32:06.636 --> 32:12.571
بگو ببینم برادر ، این حقیقتی بود
که به دنبال شنیدنش بودی؟

32:12.572 --> 32:15.910
مهم نیست من حرف‌هات رو باور کنم یا نه

32:15.935 --> 32:19.546
تو این داستان رو گفتی که
احساسات من رو برانگیخته کنی

32:19.547 --> 32:22.746
فکر کردی حالا که بچه منم در خطره
می‌تونی با این داستان بینمون ارتباط برقرار کنی

32:22.747 --> 32:26.985
ولی نمی‌تونی منو خر کنی

32:26.986 --> 32:31.684
هر جور دوست داری فکر کن
در هر صورت یه حقیقتی ثابت می‌مونه

32:31.685 --> 32:33.420
دالیا" داره میاد سر وقتمون"

32:33.421 --> 32:35.652
اگه با من باشی یه شانسی
برای شکست دادنش داری

32:35.653 --> 32:37.819
بدون من اون دخترت رو می‌گیره

32:37.820 --> 32:39.122
و به برده خودش تبدیل می‌کنه

32:39.123 --> 32:41.089
اون هم مثل من از اینکه هیچ‌وقت

32:41.090 --> 32:42.656
پدر و مادرش رو نشناخته زجر می‌کشه

32:42.657 --> 32:44.927
چون "دالیا" شما رو از هستی پاک می‌کنه

32:44.928 --> 32:47.358
حرفات تموم شد؟

32:47.383 --> 32:49.829
اگه قرار باشه باهم متحد باشیم

32:49.830 --> 32:53.397
من شرایطش رو تعیین می‌کنم

32:53.398 --> 32:58.397
و اگه حتی یه بار سعی کنی منو کنترل کنی

32:59.301 --> 33:01.676
باقی زندگی جاودانت

33:01.677 --> 33:03.573
رو افسوس خواهی خورد خواهر

33:03.574 --> 33:05.678
پس گورت رو گم کن

33:05.679 --> 33:07.846
من همین الانش هم اعتماد
ربکا و آلایژا رو بدست آوردم

33:07.847 --> 33:13.550
و سر جام هم تکون نمی‌خورم
ولی اگه من جای تو بودم برادر

33:13.551 --> 33:16.891
تجدید نظری در مورد متحدینم می‌کردم

33:19.960 --> 33:21.590
در جریانش گذاشتم

33:21.591 --> 33:23.190
ولی هنوز یه خورده استرس داره

33:23.191 --> 33:26.893
خوبه چون وضع منم همینه

33:26.894 --> 33:28.394
...خب

33:29.966 --> 33:32.333
از قیافه‌ت معلومه

33:32.334 --> 33:34.204
که صاحب قبلی این بدن رو می‌شناختی

33:34.205 --> 33:37.340
خیالت راحت . الان ربکا مایکلسون داره
باهات صحبت می‌کنه

33:37.341 --> 33:38.805
حالا بگو تو کی هستی؟

33:38.806 --> 33:40.910
منظورم اینه حالا که برادرم فین نیستی
پس کی هستی؟

33:40.911 --> 33:42.230
وینسنت گریفت

33:42.255 --> 33:43.953
"باید برای رعایت ادب بگم "در خدمت شما

33:43.954 --> 33:46.252
ولی خب ، اونطوری یعنی حق انتخاب داشتم

33:46.253 --> 33:50.093
خوشم اومد . آدم بامزه‌ایه

33:50.094 --> 33:53.032
شنیدم اطلاعاتی واسم داری

33:53.057 --> 33:55.335
فقط یه لحظه صبر کن

34:03.977 --> 34:05.710
وقتی "ایوا" رو تو اون خونه زندانی کردن

34:05.711 --> 34:08.149
فکر نمی‌کردم دیگه بتونم ببینمش

34:08.150 --> 34:11.779
میشه بگی شما خانم "سنکلر" رو
از کجا می‌شناسین؟

34:15.883 --> 34:17.848
زنم بود

34:20.120 --> 34:25.148
خیلی هم عالی ، مگه نه؟

34:30.530 --> 34:31.969
باید باهم صحبت کنیم

34:33.066 --> 34:35.833
واقعاً لازمه؟

34:35.834 --> 34:38.167
اومدی قدردانیت رو نسبت به لطفی

34:38.168 --> 34:40.238
که به شوهرت داشتم ابراز کنی

34:40.239 --> 34:42.206
یا برای تلاشم برای حفظ امنیت تو و گله‌ت

34:42.231 --> 34:44.774
اومدی ازم تشکر کنی

34:44.775 --> 34:47.213
اختلافات بین تو ، جک و گرگینه‌ها

34:47.214 --> 34:49.276
باید تموم بشه

34:49.277 --> 34:53.178
به جک فرصت بده گله رو اونطوری که خودش می‌خواد رهبری کنه

34:53.179 --> 34:55.386
دیگه نه خبری از دستور باشه ، نه خواهش

34:55.411 --> 34:57.753
اون سردسته‌ست . تموم شد و رفت

34:57.754 --> 35:00.687
ببخشید

35:00.688 --> 35:03.022
واقعاً فکر کردی من قبول می‌کنم

35:03.023 --> 35:06.191
جکسون رهبری گرگینه‌ها رو بر عهده داشته باشه؟

35:06.192 --> 35:07.940
باید بهش احترام بذاری کلاوس

35:07.965 --> 35:09.992
اون طرف ماست
و داره به‌خاطر دختر ما می‌جنگه

35:09.993 --> 35:12.800
میدونی ، من کل روز با آدمایی سر و کله زدم

35:12.801 --> 35:14.865
که ادعا می‌کنن به‌خاطر دخترمون می‌جنگن

35:14.866 --> 35:18.705
به بعضیا اعتماد دارم ، به بعضیا نه
ولی از یه چیز مطمئنم

35:18.706 --> 35:20.507
که فقط یه نفر هست

35:20.508 --> 35:23.612
که وقتی بحث امنیت بچه‌ام پیش میاد
بهش اعتماد دارم

35:23.613 --> 35:27.126
اونم خودم هستم

35:27.151 --> 35:29.957
شما فکر کردین اینجا دموکراسیه

35:29.958 --> 35:31.486
بذار خیالت رو راحت کنم از این خبرا نیست

35:31.487 --> 35:34.462
اگه "دالیا" بیاد برای بچه‌ام
یه تهدید محسوب میشه

35:34.463 --> 35:39.199
که یعنی من تصمیم می‌گیرم چطور ازش
محافظت کنیم ، نه هیچ‌کس دیگه

35:39.200 --> 35:42.534
و اگه جکسون یا هر کس دیگه
از مسیری که من تعیین می‌کنم منحرف بشه

35:42.535 --> 35:45.070
باید به من جواب پس بدن

35:45.071 --> 35:47.269
شوهرت باید این رو آویزه گوشش کنه

35:47.270 --> 35:49.708
اصلاً مسئولیت تو اینه که مدام
این رو بهش یادآوری کنی

35:49.709 --> 35:52.819
اینطوری وقتی دوباره باعث خشمم میشه

35:52.844 --> 35:56.238
نمی‌تونی کسی رو جز خودت مقصر بدونی

36:12.124 --> 36:17.428
بعد از اتفاقات امروز بدم نمیاد یه مشروب بزنم

36:17.429 --> 36:19.092
می‌بینم که مارسل آزادت کرده

36:19.093 --> 36:25.774
آره . به عنوان یه خون‌آشام
خوب سر قولش می‌مونه

36:25.775 --> 36:28.775
من هر چی میدونستم بهش گفتم
ولی اگه "ایوا" داره برمیگرده

36:28.776 --> 36:30.079
نمی‌خوام هیچ نقشی توی
متوقف کردنش داشته باشم

36:30.080 --> 36:31.883
بالاخره خیلی وقت بوده می‌شناختمش

36:34.515 --> 36:39.617
تو هم بهتره از اون آدما فاصله بگیری

36:39.618 --> 36:42.477
عین من خودت رو بکن ازشون

36:42.502 --> 36:46.195
قبلاً هم این حرف رو بهم زدن

36:46.196 --> 36:50.362
ولی اگه فقط یه چیز از این شهر فهمیده باشم

36:50.363 --> 36:52.537
اینه که تنهایی همه چیز سخت‌ترـه

37:07.412 --> 37:09.779
مرسی که باهام اومدی

37:09.780 --> 37:12.980
با توجه به جادوگری که داخل بدنمه
و می‌خواد بیاد بیرون

37:12.981 --> 37:15.390
بهتره تنها نباشم

37:15.391 --> 37:18.694
حالت خوب میشه . قول میدم

37:21.033 --> 37:23.363
خنده داره ، نگه نه؟

37:23.364 --> 37:24.732
هزار سال عمر کردم

37:24.733 --> 37:28.945
و حالا توی بدنی گیر کردم که
ممکنه منو در خودش ببلعه

37:28.946 --> 37:31.251
البته اگه "جوزفین لورو" موفق بشه

37:31.252 --> 37:34.279
برمیگردم به اون دیوونه‌خونه جادوگری

37:34.304 --> 37:37.061
این اتفاق نمیوفته

37:37.062 --> 37:40.461
مسئله اینجاست که برای اولین‌بار بعد از سال‌ها

37:40.462 --> 37:45.500
آسیب‌پذیر و یا حتی بهتره بگم ضعیف شدم

37:45.501 --> 37:47.067
وقتی می‌فهمی عملا ترسیدی

37:47.068 --> 37:49.368
لحظه ناراحت کننده‌ایه

37:58.745 --> 38:00.573
اشکالی نداره بترسی

38:01.957 --> 38:09.180
و همه ما آسیب‌پذیریم ولی ضعیف نه

38:09.181 --> 38:11.020
بذار یه چیزی بهت بگم

38:11.021 --> 38:15.618
کلاوس باهوش‌ترین آدمیه که تا به‌حال دیدم

38:15.619 --> 38:21.557
آلایژا با اصول‌ترین‌ـه

38:21.558 --> 38:23.411
ولی تو قوی‌ترینی

38:24.967 --> 38:27.082
حالا توی هر بدنی باشی

38:30.543 --> 38:32.710
چیزی نمی‌خوای؟

38:32.711 --> 38:34.756
بدم نمیاد یه مشروبی بخورم

38:34.781 --> 38:36.447
باشه

38:36.448 --> 38:38.615
الساعه بانوی من

38:58.833 --> 39:00.136
حالت خوبه؟

39:00.137 --> 39:02.473
واقعاً نمیدونم

39:02.474 --> 39:04.640
مدام خاطراتی جلوی چشمم میاد

39:04.641 --> 39:06.910
ولی به همون سرعت که میان پاک میشن

39:08.711 --> 39:11.047
فکر کنم بهتر باشی بمونی

39:11.048 --> 39:12.584
و حواست بهم باشه

39:12.585 --> 39:15.455
باشه . جایی نمیرم ، خب؟

39:40.221 --> 39:41.721
ربکا؟

39:52.917 --> 39:56.050
پس اینجا زندگی می‌کنی

39:56.051 --> 39:58.824
داخلش قشنگ‌تر از بیرونشه

39:58.825 --> 40:02.121
کمکی ازم ساخته‌ست نیکلاوس
یا این همه راه اومدی این سمت رودخونه

40:02.122 --> 40:03.887
که از دکوراسیونم ایراد بگیری؟

40:03.888 --> 40:06.750
گفتم شاید بخوای بدونی اون حرفی که در مورد

40:06.751 --> 40:10.393
اعتماد به خواهر گمشدمون زدی
تحت تاثیرم قرار داد

40:10.418 --> 40:13.813
واسه همین صبر کردم تا بیدار بشه و بعدش

40:13.838 --> 40:15.594
یه صحبت اساسی باهم داشتیم

40:15.595 --> 40:17.994
نظرت تغییری نکرد؟

40:17.995 --> 40:22.296
توی چشماش نگاه کردم و فقط خشم و ترس دیدم

40:22.297 --> 40:24.495
اینکه حاضره برای زنده موندن هر کاری بکنه

40:24.496 --> 40:26.366
بدون توجه به اینکه به کی آسیب میزنه

40:26.367 --> 40:29.268
می‌تونم برای منافع خودم ازش استفاده کنم

40:29.269 --> 40:31.603
ولی هیچ‌وقت نمی‌تونم اجازه بدم
همچین موجود شکست خورده‌ای

40:31.604 --> 40:34.265
درباره نقشه‌هام نظر بده

40:34.266 --> 40:37.602
ممکنه به اون اعتماد نداشته باشی
ولی به من اعتماد کن برادر

40:37.603 --> 40:39.377
ممکنه این اواخر اختلافات خودمون رو داشته باشیم

40:39.378 --> 40:41.105
ولی باید همون احتیاط همیشگی

40:41.106 --> 40:44.678
که نسبت به متحدینمون داشتیم مد نظر قرار بدیم

40:44.679 --> 40:48.983
باشه . می‌سپارمش به تو
...ولی اگه "فِرِيا" بهمون خیانت کنه

40:48.984 --> 40:50.583
حتی اگه اقدام به خیانت بکنه

40:50.584 --> 40:54.184
بلایی به سرش میارم که
مرغ‌های آسمون به حالش گریه کنن

40:54.185 --> 40:58.792
شکی ندارم که این‌کار رو می‌کنی
ولی اگه دیر شده باشه چی؟

40:58.793 --> 41:00.864
اگه "فِرِيا" بهمون نارو زد چی؟

41:00.865 --> 41:04.065
اگه به‌خاطر کارهای اون
اتفاقی برای "هوپ" افتاد چی؟

41:04.066 --> 41:06.169
اون‌موقع نمی‌خواد نگران این باشی
که من هیچ‌وقت نمی‌بخشمت

41:06.170 --> 41:08.568
چون خودت هیچ‌وقت خودت رو نمی‌بخشی

41:08.569 --> 41:12.501
از احساس گناهی تحمل‌ناپذیر رنج می‌بری

41:16.308 --> 41:20.504
برای کسی که نمی‌تونه بمیره
سرنوشت اسفناکیه

41:20.505 --> 41:24.309
هیچ اتفاقی برای بچه‌ت نمیوفته

41:24.310 --> 41:25.677
ولی ما باید از هر سلاحی که در اختیار داریم

41:25.678 --> 41:27.276
استفاده لازم رو ببریم

41:27.277 --> 41:29.848
دالیا" داره میاد"

41:31.666 --> 41:33.346
تنها سوال اینه که کِی

41:53.500 --> 41:54.500
‏Kianoosh_93 : مترجم‏

41:55.500 --> 42:33.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
