WEBVTT

00:02.202 --> 00:03.405
پیش از این در
"The Originals"

00:03.406 --> 00:05.046
متاسفانه دارم

00:05.047 --> 00:06.149
با مادرم صحبت می‌کنم

00:06.150 --> 00:07.659
اومد خانواده‌مون رو درست کنم

00:07.660 --> 00:10.287
من هر کاری رو که کردم از بین می‌برم

00:10.288 --> 00:12.130
و بهتون یک زندگی جدید میدم

00:12.131 --> 00:13.469
باید از اینجا بری

00:13.470 --> 00:15.279
برادرم زیاد اهل بخشش نیست

00:15.280 --> 00:16.487
من ازش نمی‌ترسم

00:16.488 --> 00:18.966
من می‌خوام از دست "کلاوس" خلاص بشم
و تو بهم کمک می‌کنی

00:18.967 --> 00:20.102
تو سردسته هستی

00:20.103 --> 00:21.943
مردم ما نباید برده باشن

00:21.944 --> 00:23.082
تو می‌تونی آزادشون کنی

00:23.083 --> 00:25.192
اولی"؟"

00:25.193 --> 00:28.272
می‌خوام به خانواده برگردی
بدن یک فناپذیر رو بگیری

00:28.273 --> 00:29.747
و ما می‌تونیم دوباره خوشحال باشیم

00:29.748 --> 00:31.219
"نیکلاوس" -
تو واقعی نیستی -

00:31.220 --> 00:33.529
من از گوشت و خونم
از گوشت و خون تو

00:33.530 --> 00:35.037
تو پسر منی

00:35.038 --> 00:38.119
من آوردمش اینجا که پدری باشه
که هرگز نداشتی

00:38.120 --> 00:40.421
تو گفتی "آلایژا" رو می‌خوای
اون خوابیده

00:40.422 --> 00:42.899
وقتی بیدار بشه تصمیم خودش رو می‌گیره

00:44.986 --> 00:46.918
"تو نمی‌تونی من رو بگیری "آلایژا

00:46.919 --> 00:49.757
"تو داری سریعتر میشی "کلاوس
اما به اندازه‌ی کافی سریع نیستی

00:52.769 --> 00:56.292
کلاوس"؟ "نیکلاوس"؟"

00:59.295 --> 01:02.528
تو اینجایی

01:12.835 --> 01:15.464
می‌فهمی ؟

01:18.276 --> 01:21.916
یک روز فقط یک هیولا باقی می‌مونه

01:30.151 --> 01:31.909
میدونم توی یک جنگ گیر کردی

01:33.882 --> 01:35.520
هر چقدر عمیق مادرمون

01:35.521 --> 01:39.193
تو ذهنت رفته صدای من رو گوش کن

01:39.706 --> 01:42.793
مادرمون فکر می‌کنه برنده میشه

01:42.794 --> 01:46.542
چون تو رو تنها گذاشته اما تو تنها نیستی

01:46.543 --> 01:50.679
بزار داخل بشم

01:50.680 --> 01:55.430
بزار کمک کنم هر چیزی که اون
برای شکنجه‌ات استفاده کرده رو پایان بدم

02:02.154 --> 02:03.683
داری چی‌کار می‌کنی ؟

02:07.591 --> 02:12.005
دارم سعی می‌کنم برم داخل
ذهن "آلایژا" تا بیدارش کنم

02:12.006 --> 02:15.645
اَستِر" من رو منع کرده"

02:16.466 --> 02:20.158
این زخم یک عوارض جانبی

02:20.159 --> 02:22.364
از سفر جادوگری که توش هست ؟

02:26.397 --> 02:29.851
از وقتی بچه بودم این رو ندیدم

02:29.852 --> 02:31.555
مایکل" از یک جنگ برگشته بود"

02:31.556 --> 02:33.427
بدتر از همیشه

02:33.428 --> 02:35.669
و مادرمون از

02:35.670 --> 02:38.455
معجون یک ارکیده‌ی نادر
برای خوابوندنش استفاده کرد

02:38.456 --> 02:41.042
اون ذهنش رو ترمیم کرد

02:41.043 --> 02:45.125
و بعد با ریشه‌ی همون گیاه
از خواب بیدارش کرد

02:45.126 --> 02:48.196
اگه الان بهش دسترسی داره

02:48.197 --> 02:50.680
شاید توی باتلاق هم رشد می‌کنه

02:50.681 --> 02:54.390
تو اینجا با گرگ‌هات بمون

02:54.391 --> 02:56.617
ترجیح میدم سر مادرت رو از تنش جدا کنم

02:56.618 --> 02:58.816
از مادرم فاصله بگیر

02:58.817 --> 03:00.694
"واقعا میگم "هِیلی

03:00.695 --> 03:02.833
اون یک‌بار تو رو گرفته

03:02.834 --> 03:04.402
چی می‌شد اگه "آلایژا" بیدار بود

03:04.403 --> 03:06.007
و تو رو قربانی دیونگیش می‌کرد ؟

03:06.008 --> 03:08.642
دنبالش نمیرم

03:08.643 --> 03:11.079
قول میدم

03:19.494 --> 03:22.720
من چندتا چیز از مادرت یاد گرفتم

03:25.105 --> 03:27.671
دنبالش نمیرم

03:29.242 --> 03:31.905
میرم دنبال هر چیزی که دوست داره

03:34.100 --> 03:39.200
"The Originals"
فصل 2
قسمت 7 : در تعقیب دم شیطان

03:40.200 --> 03:41.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:42.200 --> 03:52.200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:39.491 --> 04:43.128
"متاسفم "جک

04:43.129 --> 04:45.342
"چرته "هِیلی

04:45.343 --> 04:47.331
سنت "هلال ماه" میگه

04:47.332 --> 04:50.372
یک تشییع جنازه داری
ولی هیچ‌کس اینجا نیست

04:50.895 --> 04:53.042
...اون وفاداری

04:53.043 --> 04:55.851
اون وفادرای از بین رفته

04:57.878 --> 05:00.751
ما اینجا پیش جسد "اولی" داریم عزاداری می‌کنیم

05:00.752 --> 05:02.866
درحالیکه یک جنگ هست که باید انجام بدیم

05:02.867 --> 05:05.870
"میدونم نیاز داری عزاداری کنی "جک

05:05.871 --> 05:07.328
تو منتظر من بودی

05:07.329 --> 05:09.703
پس منم همون کار رو می‌کنم

05:09.704 --> 05:12.041
اما مردم ما به یک سردسته نیاز دارند

05:24.796 --> 05:27.150
سردسته کجاست ؟

05:27.151 --> 05:28.267
در دسترس نیست

05:28.268 --> 05:29.836
پس تو بچه رو با خودت آوردی ؟

05:29.837 --> 05:31.203
دارم از اینکه از مکان من

05:31.204 --> 05:33.826
به عنوان کمینگاه برای گرگ‌های خودسر
استفاده می‌کنی خسته شدم

05:33.827 --> 05:35.807
می‌خوایم امروز "فین مایکلسون" رو کله‌پا کنیم

05:35.808 --> 05:37.498
و فکر می‌کنم با توجه به این

05:37.499 --> 05:40.014
رفتاری که با خون‌آشامات داشت

05:40.015 --> 05:43.254
تو یک حمام خون بخوای

05:43.255 --> 05:45.714
گوش میدم

05:45.715 --> 05:48.892
آسون نیست

05:48.893 --> 05:51.560
اون به‌وسیله‌ی یک گله از گرگ‌ها گرفته

05:51.561 --> 05:52.930
نقطه ضعفی نداره

05:52.931 --> 05:54.199
راستش داره

05:54.200 --> 05:56.403
و شمارش رو هم دارم

05:56.404 --> 05:57.972
از "کمی" خوشش میاد

05:57.973 --> 06:00.530
"کلاوس" اگه بفهمه که "کمی"
هم قاطی کردیم دیونه میشه

06:00.531 --> 06:03.049
"کلاوس" اینجا نیست و "کمی"

06:03.050 --> 06:07.423
اون از اینکه هی بهش بگن چی‌کار می‌تونه
بکنه و چی‌کار نمی‌تونه بکنه خسته شده

06:07.424 --> 06:11.333
بهت اعتماد کنه همه مردم می‌فهمن

06:12.664 --> 06:14.634
زنگ نزده

06:14.635 --> 06:16.402
اون فکر می‌کنه ازم محافظت می‌کنه

06:16.403 --> 06:19.771
اما فکر نکنم بخوام ازم محافظت بشه

06:19.772 --> 06:21.040
راستش فکر نکنم

06:21.041 --> 06:23.710
بخوام دیگه دور و برش باشم

06:23.711 --> 06:27.521
خب ، این پیشرفت خوبیه

06:31.200 --> 06:32.779
چی تو ذهنته ؟

06:33.253 --> 06:37.289
...داشتم فکر می‌کردم

06:37.290 --> 06:41.129
میدونم این خیلی غیرحرفه‌ایه

06:41.130 --> 06:47.007
اما امیدوار بودم بتونم
یک مشاور جدید پیدا کنم

06:50.839 --> 06:53.310
جلسه‌هامون کارآمد نیست؟

06:53.311 --> 06:55.775
نه ، نه . اینطور نیست

06:55.776 --> 06:57.147
اونا عالی هستن

06:57.148 --> 06:59.650
تو داری من رو می‌شناسی

06:59.651 --> 07:03.119
...فقط

07:03.120 --> 07:05.450
منم می‌خوام بشناسمت

07:13.328 --> 07:15.667
بسیار خب ، آره

07:15.668 --> 07:18.635
عمل خیلی خجالت‌باری بود . من میرم دیگه

07:21.141 --> 07:24.894
"کمیل"

07:29.699 --> 07:31.779
جاز دوست داری ؟

07:55.381 --> 07:56.773
هنوز روش کار می‌کنی

08:00.589 --> 08:02.427
دارم سعی می‌کنم

08:02.428 --> 08:03.704
آسیبب که به جادوی جداکننده‌ام زدی درست کنم

08:06.268 --> 08:08.570
تنها راهی که هنوزم تو این هتل

08:09.129 --> 08:11.442
با تو گیر افتادم به‌خاطر دانش جادوگریت‌ـه

08:11.443 --> 08:14.411
باشه . خب ، یک راز جادویی

08:14.412 --> 08:17.848
از قدیمی‌های رومانی هست که میگه

08:17.849 --> 08:20.017
"بخواب "دِوینا

08:20.018 --> 08:21.813
برای روزها نخوابیدی

08:21.814 --> 08:22.991
یه‌کم سخته که

08:22.992 --> 08:24.694
با یک روانی هزار ساله کنارت بخوابی

08:24.695 --> 08:25.761
وقتی تو این رو بگی

08:25.762 --> 08:27.029
بیشتر چندشم میام

08:27.030 --> 08:28.098
می‌تونی بس کنی ؟

08:28.099 --> 08:29.333
چی رو بس کنم عزیزم؟

08:29.334 --> 08:30.768
من رو عزیزم صدا کنی
و سعی کنی بامزه باشی

08:30.769 --> 08:34.205
و همه اینا

08:34.206 --> 08:37.104
بیشتر دخترا خوششون میاد

08:37.105 --> 08:39.141
تو شبیه بقیه دخترا نیستی ، مگه نه ؟

08:39.142 --> 08:42.676
چیزی که می‌خوام اینه که همینطوری نگردی

08:42.677 --> 08:44.196
باشه "دِوینا" . بسیار خب

08:44.718 --> 08:47.431
سعی می‌کردم جذبت کنم

08:47.432 --> 08:49.184
و مقاومت تو هم خیلی تاثیرگذاره

08:49.185 --> 08:52.095
به اندازه‌ای که گیچ کننده هم هست
اما چیزایی هست

08:52.096 --> 08:54.358
که می‌تونیم انجام بدیم ، چیزای بزرگ

08:54.359 --> 08:57.233
نمی‌تونم رازهام رو باهات درمیان بزارم

08:57.234 --> 08:59.407
تا وقتی که بهم اعتماد کنیم

08:59.408 --> 09:01.833
"من به رازهای تو اهمیت نمیدم "کِیلِب

09:01.834 --> 09:04.748
کول" یا هر چی دوست داری"

09:04.749 --> 09:06.906
"کول مایکلسون"

09:06.907 --> 09:08.374
و اگه تو می‌خوای "کلاوس" رو بکشی

09:08.375 --> 09:10.475
بدون اینکه دوستات بمیرن

09:10.476 --> 09:12.446
پس احمقی که به حرفام گوش ندی

09:17.764 --> 09:19.353
چه اتفاقی داره میفته ؟

09:19.354 --> 09:21.988
مادر عزیزم می‌خواد برم خونه

09:27.495 --> 09:29.166
خب ، تو همیشه میدونی

09:29.167 --> 09:31.672
چطور پیغام بزاری

09:31.673 --> 09:35.166
...اگه همه‌ی پسرام مثل تو بودن

09:35.167 --> 09:37.252
کول" داره میاد خونه"

09:37.253 --> 09:39.155
آلایژا" هم از خوابش بلند میشه"

09:39.156 --> 09:41.292
و می‌فهمه تنها راهی که می‌تونه
انسانیتش رو حفظ کنه

09:41.293 --> 09:44.596
اینه که به خانوادمون بپیونده

09:44.597 --> 09:47.642
که یعنی وقتشه "کمی" رو وارد بازی کنی

09:47.643 --> 09:50.354
بیا . این رو طلسم کردم

09:50.355 --> 09:52.475
که بدون اینکه بهش صدمه بزنه رامش می‌کنه

09:52.476 --> 09:53.984
فکر کردم بیشتر وقت داریم

09:53.985 --> 09:55.645
نداریم

09:55.646 --> 09:57.481
وقتی پدر "کلاوس" روش به اندازه‌ی

09:57.482 --> 10:00.826
کافی اثر بزاره باید سریع عمل کنیم

10:00.827 --> 10:03.660
نه . نیازی به این نیست

10:06.920 --> 10:09.918
می‌تونم بدون این بیارمش

10:32.906 --> 10:35.413
دست از دنبال کردنم بردار

10:42.903 --> 10:44.170
من هیچ قصدی برای قبول کردن
پیشنهاد "اَستِر ندارم

10:44.171 --> 10:45.893
و نمی‌خوام فانی بشم

10:45.894 --> 10:47.105
الان هم عصبانی هستم

10:47.106 --> 10:50.352
و برای کمک به خانواده‌ی واقعیم عجله دارم

10:51.412 --> 10:54.155
دنبال "ارکیده‌ی مارلوک" هستی

10:54.156 --> 10:55.866
از کجا میدونی ؟

10:55.867 --> 10:58.286
دیشب دیدم "آلایژا " رو می‌بردی

10:58.287 --> 11:00.230
فکر کردی کی ارکیده رو برای

11:00.231 --> 11:02.705
مادرت پیدا کرد که بتونه
مایکل" رو بخوابونه؟"

11:02.706 --> 11:06.625
بدون کمک من باید تا ابد بگردی

11:10.345 --> 11:13.110
مادرم تو رو از مرگ برگردوند

11:13.111 --> 11:15.215
حس استراتژیکم میگه به‌خاطر اینکه

11:15.216 --> 11:17.853
پدر و پسری قایم‌موشک بازی کنیم نبوده

11:17.854 --> 11:25.527
اگه دوست داری می‌تونی کله‌شق‌بازی دربیاری
اما پیشنهاد می‌کنم بری سمت غرب

11:49.166 --> 11:50.932
با جادو سرگرم هم میشی

11:50.933 --> 11:53.599
یا فقط وحشت‌زده هستی؟

11:53.600 --> 11:56.605
تو قبل از اینکه خون‌آشام بشی جادوگر بودی ، درسته ؟ -
آره -

11:56.606 --> 11:59.475
هیچ‌کدوم از خواهر و برادرهام
از جادوشون استفاده نکردن

11:59.476 --> 12:02.411
من یه‌کم بچه‌ی باهوشی بودم

12:02.412 --> 12:04.947
عاشقش بودم . عاشق قدرت بودم

12:04.948 --> 12:07.487
از سرعتش خوشم میومد

12:07.488 --> 12:10.470
و وقتی تبدیل شدیم همش رو از دست دادم

12:10.471 --> 12:12.293
و به یک دوره‌ی تاریک رفتم

12:12.294 --> 12:14.162
هزار سال ؟ -
آره -

12:14.163 --> 12:16.402
خب ، من یه‌کم دنبال هیجانم

12:16.403 --> 12:17.837
نمی‌تونستم تو جادو بدستش بیارم دیگه

12:17.838 --> 12:20.442
پس رفتم سراغ یک چیز دیگه

12:20.443 --> 12:22.028
قتل ، ضرب و شتم

12:22.029 --> 12:24.278
حوادث ناگوار جوانی

12:24.279 --> 12:27.116
راستش مدت زیادی با جادوگرها بودم

12:27.117 --> 12:29.954
یاد گرفتن از اونا ، بهشون یاد دادن

12:29.955 --> 12:32.691
سعی کردم چیزی رو که مادرم
ازم گرفت رو پس بگیرم

12:32.692 --> 12:35.493
به‌خاطر همین تو رو به عنوان
یک جادوگر برگردوند ؟

12:35.494 --> 12:40.735
حس می‌کردم برای هدفم این بهترین بدنه

12:40.736 --> 12:44.176
جاسوسی خوشگل‌ترین جادوگر شهر

12:44.177 --> 12:45.947
باورم نمیشه مادرت فرستادت اینجا

12:45.948 --> 12:47.772
تا با من لاس بزنی

12:47.773 --> 12:50.820
نه ، نه . اون من رو فرستاد که تعقیبت کنم

12:50.821 --> 12:55.111
لاس زدن کار خودم بود

13:03.174 --> 13:06.216
"کمی " گفت "وینسنت"
می‌خواد توی سالن ببیندش

13:06.217 --> 13:07.579
اما اینجا بی‌محافظ نیست

13:07.580 --> 13:10.448
تو اینجا و اینجا گرگ‌ها هستن

13:10.977 --> 13:12.767
می‌تونیم این کوچه رو باز بزاریم ؟

13:12.768 --> 13:14.122
عالیه . اینجا منتظر می‌مونیم

13:14.123 --> 13:15.854
و سرش و از تنش جدا می‌کنیم

13:15.855 --> 13:17.272
نه . به بدن دیگه میره

13:17.273 --> 13:18.858
کاری به سرش نداشته باشید

13:18.859 --> 13:21.071
اگه سر نداشته باشه نمی‌تونه به سوالاتمون

13:21.072 --> 13:23.114
جواب بده

13:23.115 --> 13:27.871
عالیه . یک جعبه پر از آت و آشغالای
خاکی و قدیمی . نجات پیدا کردیم

13:27.872 --> 13:30.018
اینا اشیای تاریک هستن که عموم برام گداشته

13:30.019 --> 13:32.055
"داشتم طبق نوشته‌های "کیارِن
دسته‌بندی می‌کردم

13:32.056 --> 13:33.756
تا جایی که می‌تونم بگم

13:33.757 --> 13:35.859
میشه ازشون علیه جادوگرها استفاده کد

13:35.860 --> 13:37.885
زنجیره گیره‌دار

13:37.886 --> 13:39.767
این رو یادمه

13:39.768 --> 13:41.765
صد سال قبل انسان‌ها

13:41.766 --> 13:43.601
یک جنگ برعلیه ملکه‌ی "وودو" ازش استفاده کردن

13:43.602 --> 13:47.245
اینا رو طلسم می‌کردن
وقتی بهشون میزدی

13:47.246 --> 13:49.284
تا وقتی روشون بود نمی‌تونستند جادو کنند

13:49.285 --> 13:50.887
بسیار خب

13:50.888 --> 13:52.357
ما نمی‌تونیم وقتی که دورش رو

13:52.358 --> 13:53.858
گرگ‌ها گرفتن بهش دستبند بزنیم

13:53.859 --> 13:56.286
ما طعمه‌اش می‌کنیم
می‌تونم این‌کار رو کنم

13:56.287 --> 13:59.237
کمی" ، اگه این‌کار رو کنیم"
تو طعمه میشی

13:59.238 --> 14:02.748
مطمئنی مشکلی نداری ؟

14:06.151 --> 14:08.624
فقط قانع کننده‌اش کن

14:08.625 --> 14:10.884
یارو خیلی باهوشه

14:12.302 --> 14:14.872
هزار سال باهم غریبه

14:14.873 --> 14:17.410
و تو سکوت رو انخاب کردی

14:17.411 --> 14:19.607
مطمنئا ازم سوال داری

14:19.608 --> 14:21.920
فقط یکی

14:21.921 --> 14:23.321
راه داره که "آلایژا" رو بدون اینکه

14:23.322 --> 14:27.294
به حرف‌های یک پیرمرد
گوش بدم نجات بدم؟

14:27.295 --> 14:29.958
متاسفانه برای استفاده از تخصص‌هام

14:29.959 --> 14:32.837
باید گفتگو کنی

14:32.838 --> 14:34.543
میدونی ، همش به خودم می‌گفتم

14:34.544 --> 14:37.677
پدر واقعیم از وجود من خبر نداره

14:37.678 --> 14:40.617
وگرنه نمیذاشت زیر دست "مایکل" زجر بکشم

14:40.618 --> 14:42.488
اَستِر" دیدن تو رو برام ممنوع کرده بود"

14:42.489 --> 14:44.225
پس با دونستن اینکه یک روزی

14:44.226 --> 14:45.562
طلسمت رو میشکنی
و به پدر واقعیت احتیاج پیدا می‌کنی

14:45.563 --> 14:48.521
منتظر بودم

14:50.067 --> 14:52.938
اما وقتی این اتفاق افتاد
مایکل"  اول من رو پیدا کرد"

14:54.408 --> 14:56.287
به‌خاطر تو باهاش جنگیدم -
آره -

14:56.288 --> 14:58.811
خب ، این حرفا رو یه‌کم دیر زدی

14:58.812 --> 15:02.183
الان داری مسخره می‌کنی اما میدونم
همیشه یک جای خالی تو زندگیت داشتی

15:02.184 --> 15:04.119
من از اون دنیا نگاهت می‌کردم

15:04.120 --> 15:06.121
تو به همه جای دنیا سفر کردی

15:06.122 --> 15:07.924
ریختن خون غیرعادی‌ترین مردها رو دیدیم

15:07.925 --> 15:09.861
و خوشحال شدی

15:09.862 --> 15:12.430
اما هرگز آرامش واقعی رو پیدا نکردی

15:15.266 --> 15:16.933
تنها لحظات خوشی تو

15:16.934 --> 15:21.503
گر چه گذرا بودن

15:21.504 --> 15:24.410
مثل بالا رفتن از هیمالیا

15:24.411 --> 15:26.813
مراقبت کردن از اسب‌هات

15:26.814 --> 15:28.650
روزهایی که داشتی به
اون پسر شکسپیر یاد میدادی

15:28.651 --> 15:30.787
بسه -
من تماشات کردم -

15:30.788 --> 15:33.056
وقتی که لگدهای دختر به دنیا نیومده‌ات رو
حس کردی تماشات کردم

15:33.590 --> 15:36.260
گفتم بس کن

15:36.261 --> 15:39.267
هزاران سال داشتی من رو می‌دیدی

15:39.268 --> 15:42.227
مگه چشمات بسته بود وقتی که
یک روستای کامل رو قتل‌عام کردم

15:42.228 --> 15:44.476
وقتی به روش خودم از بی‌گناهان تغذیه کردم

15:44.477 --> 15:46.149
چون اینه دیگه

15:46.150 --> 15:48.772
من دوست دارم با غذام بازی کنم

15:53.724 --> 15:58.411
بهم افتخار می‌کنی پدر؟

16:10.350 --> 16:13.061
بهم یادآوری کن بهت یادم چطور اس.ام.اس بدی

16:13.062 --> 16:16.024
تو گفتی چوب بلوط سفید رو گیر میاری

16:16.025 --> 16:18.319
ما الان نیاز داریمش

16:18.320 --> 16:20.822
...با اینحال که پدرت زنده شده

16:20.823 --> 16:24.440
مایکل"؟"

16:24.441 --> 16:26.828
از مرگ برگشته ؟ -
بسه -

16:26.829 --> 16:28.679
تو این رو ازم مخفی کردی

16:28.680 --> 16:30.461
چرا ؟ به‌خاطر "دِوینا کِلِیر"؟

16:30.462 --> 16:31.783
تا برنامه‌ات محافظت کنم

16:31.784 --> 16:33.085
اگه فکر کنه من یک

16:33.086 --> 16:35.301
میمون دست‌آموز یک جادوگر بدجنسم
که بهم اعتماد نمی‌کنه

16:35.302 --> 16:37.382
تحت کنترلمه مادر

16:49.489 --> 16:51.616
من اون چوب رو می‌خوام و برام مهم نیست

16:51.617 --> 16:54.281
باید چی‌کار کنی تا بگیریش

17:20.411 --> 17:23.831
گل شاه‌پسند همه جا هست

17:23.832 --> 17:26.162
مادر بی‌رحم من برام تله گذاشته

17:27.884 --> 17:30.320
برات "مارلوک" رو میارم

17:30.842 --> 17:32.857
و بهاش چیه ؟

17:32.858 --> 17:34.758
چرا از قدرت‌های خون‌آشامیت استفاده نمی‌کنی

17:34.759 --> 17:36.557
و به شک‌هات خاتمه نمیدی ؟

17:36.558 --> 17:37.965
مغزم رو جستجو کن

17:37.966 --> 17:40.003
ببین من به مادرت همکار نیستم

17:40.004 --> 17:42.241
من علاقه‌ای به گشتن

17:42.243 --> 17:45.320
تو مغز تو ندارم

17:45.321 --> 17:46.946
از ترسوییت تعجب می‌کنم

17:46.947 --> 17:49.575
درحالیکه اینجا وایسادی و از من می‌ترسی

17:49.576 --> 17:51.865
برادرت داره زجر می‌کشه

17:54.696 --> 17:58.299
ارکیده ها رو جمع کن

18:09.521 --> 18:11.890
مادرت ازت چی می‌خواد ؟

18:11.891 --> 18:13.959
می‌خواد که چوبی که

18:13.960 --> 18:16.326
تو کیفت هست رو بگیرم و بهش بدم

18:16.327 --> 18:18.228
که تو نتونی "کلاوس" رو بکشی

18:18.229 --> 18:20.299
قبل از اینکه اون خانوادهی بزرگچ
و خوشحالش رو بگیره

18:20.300 --> 18:21.954
به‌خاطر همین گفتی بیام اینجا؟

18:21.955 --> 18:23.581
من عروسک خیمه‌شب‌بازی مادرم نیستم

18:23.582 --> 18:26.628
من یک چیز کاملا متفاوت می‌خوام

18:26.629 --> 18:30.966
خونت رو می‌خوام . آروم عزیزم

18:30.967 --> 18:34.996
نمی‌خوام به زور بگیرم
ازت درخواست می‌کنم

18:34.997 --> 18:36.098
البته . برای تو

18:36.099 --> 18:39.202
بدون هیچ توضیحی خونریزی می‌کنم

18:39.203 --> 18:41.938
نزدیک صد سال پیش

18:41.939 --> 18:44.736
این مقبره اتاق بازی من بود

18:44.737 --> 18:46.347
جادوگرهای که باهاشون بودم

18:46.348 --> 18:49.286
همه رقم جادو توی اینجا انجام میدادن

18:49.287 --> 18:52.020
تا اینکه خوشگل‌ترینشون رو کفری کردم

18:52.021 --> 18:55.167
البته هدفم همین بود
خب ، اونم نذاشت برم تو

18:55.168 --> 18:56.962
حالا برای چی خون من رو می‌خوای ؟

18:56.963 --> 19:01.093
اسمش "مری آلیس کِلِیر" بود

19:01.094 --> 19:05.649
فقط یک جادوگر "کِلِیر" می‌تونه بازش کنه

19:21.074 --> 19:24.012
این چیزا رو کجا آوردی ؟

19:24.013 --> 19:26.015
خب ، من خون‌آشام بودم

19:26.016 --> 19:28.798
هر چی دلم می‌خواست می‌گرفتم

19:28.799 --> 19:30.760
اما نمی‌تونستم جادوگری کنم

19:30.761 --> 19:33.063
پس جادوگرها رو بدست آوردم و بهشون یاد دادم

19:33.064 --> 19:35.370
نوع جدید جادو که در عربستان یاد گرفتم

19:35.371 --> 19:38.172
"که بهش میگن "کیمیا

19:38.173 --> 19:41.508
ما وسایلی ساختیم که می‌تونستم

19:41.509 --> 19:43.861
بدون انجام جادو ، جادو کنم

19:43.862 --> 19:46.050
بهشون یاد دادی چطور اشیای تاریک درست کنن

19:46.051 --> 19:48.521
آره و برای یک مدت

19:49.039 --> 19:50.724
در سرتاسر شهر پراکنده شد

19:50.725 --> 19:52.024
به‌خاطر زندگیم نمی‌تونم بفهمم

19:52.025 --> 19:54.710
الان کجا هستند

19:54.711 --> 19:56.545
اونی که مهمه رو بدست آوردم

19:56.546 --> 19:57.672
این چیه ؟

19:57.673 --> 19:59.470
مسئله این نیست که چیه

19:59.471 --> 20:01.873
مسئله اینه که چی می‌تونه باشه

20:01.874 --> 20:04.429
می‌خوای "کلاوس" رو بکشی ؟

20:04.430 --> 20:08.051
برای چند سال فقط یک چیز می‌خواستم

20:08.052 --> 20:11.066
که یک خنجر فرو کنم تو قلبش

20:11.067 --> 20:14.326
همونطوری که چندین‌بار با من این‌کار رو کرد

20:14.327 --> 20:17.533
اون خنجرها رو کلاوس کار نمی‌کنه

20:17.534 --> 20:19.950
آفرین دختر باهوش

20:19.951 --> 20:23.911
با یه‌کم تمرین و یه‌کم اطمینان

20:23.912 --> 20:26.149
درستش می‌کنیم و این یکی کار می‌کنه

20:26.150 --> 20:28.150
میزاریمش تو یک جعبه

20:28.151 --> 20:29.685
تا وقتی کاملا نمیره

20:29.686 --> 20:32.888
دوستات هم جاشون امنه

20:32.889 --> 20:34.975
چی میگی ؟

20:55.379 --> 20:58.573
ممنون . این عالیه

20:58.574 --> 21:00.476
از وقتی اومدم اینجا

21:00.477 --> 21:01.980
قدر موسیقی رو بیشتر میدونم

21:01.981 --> 21:04.094
قبلا اصلا دوست نداشتم

21:05.561 --> 21:07.025
می‌بینم داری روی سلیقه‌ات

21:07.026 --> 21:09.496
برای آبجوت هم کار می‌کنی

21:09.497 --> 21:11.200
مامانم گفت آبجو خوردن کار خانم‌ها نیست

21:11.201 --> 21:13.654
پس منم یاد گرفتم آبجو بخورم برای سرکشی

21:13.655 --> 21:14.742
تو چی ؟

21:14.743 --> 21:17.181
مادر پر افاده؟ پدر دور؟

21:17.182 --> 21:19.913
خب ، من و مادرم خیلی نزدیکیم

21:19.914 --> 21:21.718
برای ما خیلی فداکاری کرده

21:21.719 --> 21:24.920
همین الان هم هر چیزی که می‌خواد
در برابر کارهای که کرد ناچیز به نظر میرسه

21:26.026 --> 21:29.165
ببخشید ، یک لحظه این رو می‌گیری ؟

21:31.770 --> 21:34.175
باید این رو جواب بدم

21:34.176 --> 21:35.545
یکی از دوستام جای من شیفته

21:35.546 --> 21:38.786
من الان برمیگردم . خیلی متاسفم

22:04.602 --> 22:06.306
هی

22:34.210 --> 22:37.377
همیشه فکر می‌کردم چاقو
استفاده‌های متفاوتی داره

22:37.378 --> 22:39.581
مایکل" بهت یاد داد چطور بکشی"

22:39.582 --> 22:41.733
اما تو به دنیا اومدی که بسازی

22:41.734 --> 22:45.113
قدرت تو اینه که ذات واقعیت رو بشناسی

22:45.114 --> 22:48.293
تو فکر می‌کنی باید پیشنهاد مادر رو بپذیرم

22:48.294 --> 22:50.597
خون‌آشام بودنم رو قربانی کنم

22:50.598 --> 22:53.471
بهدش چی؟ گل بفروشم ؟

22:55.465 --> 22:58.009
هیچی رو قربانی نمی‌کنی

22:58.010 --> 22:59.577
به عنوان یک گرگ می‌تونی یک شاه بشی

22:59.578 --> 23:02.413
برای همه‌ی گونه‌ها

23:02.933 --> 23:05.181
می‌تونی آرامش واقعی رو احساس کنی

23:07.356 --> 23:10.606
می‌تونی پدر بهتری بشی

23:14.370 --> 23:18.275
من دیگه پدر نیستم

23:20.667 --> 23:24.482
تو فرم حیوانی ما همه
چیز رو بیشتر حس می‌کنیم

23:24.483 --> 23:26.221
وقتی تو یک پسر بچه بودی بعد از هر ماه کامل

23:26.222 --> 23:27.959
نزدیکتر به روستاتون بیدار می‌شدم

23:27.960 --> 23:30.960
شب‌ها به سمت تو کشیده می‌شدم

23:31.474 --> 23:34.397
از وقتی برگشتم هر ماه

23:34.398 --> 23:38.353
که تبدیل میشم دورتر از
نیو اورلانز" بیدار میشم"

23:40.145 --> 23:42.734
فراخواندن خون خودم رو میدونم

23:47.685 --> 23:51.204
میدونم بچه‌ات هنوز زنده است

23:57.633 --> 24:01.261
یک گاز گرگ بود . کی خطا کرده ؟

24:01.327 --> 24:03.287
جستجو می‌کنم و می‌فهمم

24:03.288 --> 24:06.041
بزودی می‌فهمم "کمیل" کجاست

24:06.042 --> 24:08.112
بیا اونجا

24:08.113 --> 24:12.048
تنها بیا چون گرگ‌هات
قابل اعتماد نیستند

24:16.789 --> 24:18.558
خب ، باور کرد

24:18.559 --> 24:20.478
طلسم مکان‌یابیش میاردش اینجا

24:20.479 --> 24:21.849
بدون محافظ

24:24.485 --> 24:25.865
فکر می‌کردم دهن یک زن رو گردنم باشه

24:25.866 --> 24:27.530
بیشتر حال داده

24:27.531 --> 24:29.140
سریع خوب میشی

24:29.141 --> 24:32.115
همه‌ی برق‌ها رو خاموش کنیم

24:40.355 --> 24:42.626
به‌خاطر این‌کار جام تو جهنمه

24:42.627 --> 24:45.993
آره . کم‌کم عادت می‌کنی

24:45.994 --> 24:49.465
هی ، میدونم این احتمالا
شب جمعه ایده‌آلت نیست

24:50.021 --> 24:52.206
مطمئنم ترجیح میدادی یک کاری کنی

24:52.207 --> 24:55.977
یا آبجو بخوری با رفقات یا هر چی

24:55.978 --> 24:59.816
خیلی بد نیست

25:00.920 --> 25:02.756
خوب بهم یکبار دیگه نقشه رو بگو

25:02.757 --> 25:04.391
اِیدِن" وینسنت رو می‌بره به محراب"

25:04.392 --> 25:05.792
و بعد می‌پرم روش

25:05.793 --> 25:07.060
اون قدرتمنده پس ما فقط

25:07.061 --> 25:09.162
چند ثانیه وقت داریم
تا بهش دستبند بزنیم

25:09.631 --> 25:10.568
مارسل" کجاست ؟"

25:10.569 --> 25:12.172
دنبال"دِوینا"ست

25:12.173 --> 25:14.015
شنیده برگشته به شهر

25:14.016 --> 25:15.275
کارای محافظتی پدرانه

25:15.276 --> 25:21.564
اگه می‌خوای کشتن "کول مایکلسون " رو
کارهای پدرانه بدونی پس آره ، همینطوره

25:34.643 --> 25:37.412
شکارچی‌هایی که خنجرهای اصیل‌ها رو درست کردن

25:37.413 --> 25:39.114
که خانواده‌ی من رو از پا دربیارن
"نمیدونستن "کلاوس

25:39.115 --> 25:43.053
یک قسمتش گرگینه است
و نسبت به نقره آسیب‌پذیر

25:43.054 --> 25:45.180
حالا غیرممکنه

25:45.181 --> 25:47.475
طلسم روی خنجر رو تغییر بدم

25:47.476 --> 25:50.171
بهم اعتماد کن . من قبلا امتحان کردم
اما غیرممکن نیست

25:50.172 --> 25:52.639
که خود خنجر رو عوض کرد

25:52.640 --> 25:54.641
کیمیا " به جادوگرها اجازه میده"

25:54.642 --> 25:56.078
یک عنصر رو به یک عنصر دیگه تغییر بدیم

25:56.079 --> 25:59.655
مثلا تبدیل نقره به طلا

25:59.656 --> 26:01.692
پس این مدت باهام گشتی

26:01.693 --> 26:03.957
چون خودت به تنهایی قدرت کافی نداشتی

26:03.958 --> 26:07.136
کیمیا" راجع به شیمی"

26:07.137 --> 26:09.209
درباره‌ی ارتباطه و بعد از اتفاقاتی

26:09.210 --> 26:10.644
که با چوب بلوط سفید افتاد

26:10.645 --> 26:12.780
فکر نکنم چیزی که داریم رو انکار کنی

26:12.781 --> 26:15.617
پس دستم رو بگیر

26:15.618 --> 26:17.921
اون یک الماس گنده است

26:17.922 --> 26:19.558
یک الماس بی‌نقصه

26:20.060 --> 26:23.095
ازش برای هدایت قدرت استفاده می‌کردن

26:23.096 --> 26:25.195
نگه داشتن دست واقعا ضروریه ؟

26:25.196 --> 26:26.934
می‌تونیم همدیگر رو ببوسیم

26:26.935 --> 26:30.202
اما کلا حواسمون پرت نمیشه؟

26:31.979 --> 26:34.745
بسیار خب ، هر چی میگم انجام بده

26:39.090 --> 26:40.378
چشمات رو ببند

27:30.077 --> 27:33.041
به‌جای اونی که شکوندم

27:33.042 --> 27:35.545
ما عوضش کردیم

27:35.546 --> 27:37.788
"دِوینا کِلِیر"

27:37.789 --> 27:39.836
ما هر چیزی رو تغییر میدیم

27:48.438 --> 27:51.441
این به آلایژا کمک می‌کنه

27:51.442 --> 27:54.070
"آنسل"

27:54.071 --> 27:57.490
اگه بگم درخواستت خوب نبود دروغ نگفتم

27:57.491 --> 28:01.628
من تا حالا والدینی که خوب باشند ندیدم

28:04.033 --> 28:08.040
فکر کنم دوست داشتم پدرم باشی

28:08.041 --> 28:10.590
ولی مسیر دیگه‌ای برام انتخاب شده بود

28:10.591 --> 28:13.884
و من برای هزار سال گذشته

28:13.885 --> 28:19.225
پسر "مایکل " بودم
بدبین ، انتقام‌جو

28:21.127 --> 28:24.834
و قدرتمند که از دخترم محافظت کنم

28:24.835 --> 28:26.529
می‌خوام کمک کنم ازش دفاع کنی

28:26.530 --> 28:28.744
باور می‌کنم

28:28.745 --> 28:31.573
اما عشق چیزی که "اَستِر" می‌پیچوندش

28:31.574 --> 28:37.126
اون بهترین نیاتت رو میگیره و اون
برعلیه‌ی دخترم استفاده می‌کنه

28:44.627 --> 28:47.031
مدت زیادی منتظر بودی

28:47.032 --> 28:50.394
تا من رو نجات بدی

28:55.337 --> 28:59.866
این اشتباه رو در حق "هوپ" نمی‌کنم

29:06.173 --> 29:08.002
نه

29:10.261 --> 29:12.025
"نه "کلاوس

29:13.362 --> 29:15.262
می‌شناسمت

29:17.980 --> 29:21.522
قادر به این‌کار نیستی

29:23.244 --> 29:25.736
این اولین دروغی هست که بهم گفتی

30:00.459 --> 30:04.084
دیره . باید برم

30:05.020 --> 30:07.924
"فکر کنم می‌خوای برگردی پیش "مارسل

30:07.925 --> 30:09.359
درباره‌ی تو بهش دروغ گفتم

30:09.360 --> 30:10.762
احتمالا برگردم به زیرشیرونی

30:10.763 --> 30:15.468
داوطلبانه برمیگردی به زندانت

30:15.469 --> 30:20.779
حتما همیشه تنها بودی

30:20.780 --> 30:24.614
جادوگر به محفل نیاز داره
حتی اگه 2نفره باشه

30:24.615 --> 30:27.288
کی می‌تونیم روی خنجر کار کنیم ؟

30:27.289 --> 30:33.250
به‌زودی . خیلی کار داریم
که باهام انجام بیم

30:36.455 --> 30:40.140
"تو ازم خوشت میاد "دِوینا کِلِیر

30:40.141 --> 30:43.516
و میزارم تظاهر کنی

30:43.517 --> 30:46.351
همین الان هم دوستم نداری

30:49.508 --> 30:51.477
خب ، پرس و جو کردم

30:51.478 --> 30:53.180
به نظر چندتا از دوستای "اولیور" بودن

30:53.181 --> 30:55.161
که می‌خواستن برای مرگش انتقام بگیرن

30:55.162 --> 30:56.704
کمی" کجاست ؟"

30:56.705 --> 30:58.392
کنار محراب بسته شده

30:58.458 --> 31:00.585
میدونی چیه ؟ مستقیم برو پیشش

31:00.586 --> 31:02.631
از پس بقیه‌شون برمیام ، باشه ؟

31:02.632 --> 31:10.741
اِیدِن ، برادرت بین کسایی بود که
اولیور" نجاتشون داد بود ، مگه نه ؟"

31:34.967 --> 31:38.447
"کمیل" ، "کمیل"

31:41.221 --> 31:42.890
اول دهنت تو رو سرویس می‌کنم

31:42.891 --> 31:44.332
بعدش گله‌ام رو پس می‌گیرم

31:44.818 --> 31:45.658
گله‌ی تو ؟

31:45.659 --> 31:47.161
آخرین‌باری که بررسی کردم

31:47.162 --> 31:48.732
گله‌ی تو کورکورانه داشتن از من پیروی می‌کردن

31:48.733 --> 31:50.530
می‌خوای راجع دنبال کردن حرف بزنیم ؟

31:50.531 --> 31:52.742
مزه‌ی چکمه‌های مادرت چطوره ؟

31:53.912 --> 31:57.781
کمی" رو چی‌کار کردی ؟"

31:59.384 --> 32:03.554
دورگه‌ها با از دست دادن
سرشون یا قلبشون می‌میرن

32:03.555 --> 32:05.392
من اون عضوی رو می‌گیرم

32:05.393 --> 32:07.896
که اول تو رو به این بدبختی انداخت

32:43.447 --> 32:46.272
"می‌خواستی روی من این‌کار کنی "فین

32:49.189 --> 32:51.657
هی ، تو خوبی ؟

32:51.658 --> 32:53.994
ببخشید که منتظرت گذاشتم

32:53.995 --> 32:57.917
راستش زمان‌بندیت عالیه

33:19.615 --> 33:21.825
"ما یک زمانی بی‌گناه بودیم "آلایژا

33:21.826 --> 33:24.076
"ما یک زمانی بی‌گناه بودیم "آلایژا

33:31.089 --> 33:35.526
این عطش خون به اجبار
پدر و مادرمون بود

33:35.527 --> 33:38.267
اونا ما رو از طعمه به شکارچی تبدیل کردند

33:48.906 --> 33:52.159
ما اهریمن‌هایی هستیم که در تاریکی هستیم

33:52.160 --> 33:54.830
ما بدذات و وحشی هستیم

33:54.831 --> 33:58.124
در داستان‌های تخیلی بچه‌ها

33:58.125 --> 34:03.381
اما نه برای بچه‌ی من
"نه برای "هوپ

34:03.382 --> 34:05.052
در داستان اون

34:05.053 --> 34:09.473
ما شوالیه‌های در لباس‌های براق هستیم

34:09.474 --> 34:13.247
بدون تو در کنارم فکر نکنم بتونم

34:13.248 --> 34:16.902
زنده بمونم برای عشق زندگی دخترم

34:16.903 --> 34:21.409
بهت احتیاج دارم

34:21.410 --> 34:25.229
بهت احتیاج دارم برادر

34:25.795 --> 34:27.669
هیولایی که درون منه

34:27.670 --> 34:31.923
با هیولایی که در توئه
جلوش گرفته میشه

34:31.924 --> 34:34.548
فقط باهم می‌تونیم هیولاهامون رو شکست بدیم

34:35.054 --> 34:37.384
و خانواده‌مون رو نجات بدیم

35:18.867 --> 35:20.946
"ما وینسنت رو گذاشتیم پشت ماشین "جاش

35:21.454 --> 35:22.884
اِیدِن" حالش خوبه ؟"

35:22.885 --> 35:26.390
با یه‌کم یخ و مشروب بوربن خوب میشه

35:26.391 --> 35:29.189
از کجا میدونستی کجا باید پیدامون کنی ؟

35:29.757 --> 35:32.429
زمان زیادی وقتی گرگ بودم دنبالت بودم

35:32.430 --> 35:36.344
بهش بگو غرایز حیوانی

35:37.507 --> 35:39.806
"جک"

35:42.813 --> 35:47.954
اولی همش من رو بابت منتظر
تو بودن اذیت می‌کرد

35:47.955 --> 35:52.539
دخترا میومدن و میرفتن
اما همیشه میدونستم تو میای

35:52.540 --> 35:55.668
ببین ، والدین ما خیلی مطمئن بودن

35:55.669 --> 35:59.381
که من و تو می‌تونیم همه چیز رو بهتر کنیم

35:59.382 --> 36:03.795
جک" ، فکر کنم دختری که منتظرش بودی"

36:03.796 --> 36:09.748
آندریا لبونير" ، یه انقلابی مرموز"

36:10.389 --> 36:12.400
ولی به‌جاش "هِیلی مارشال" گیرت اومد

36:12.401 --> 36:17.433
یک دختر با رفتار پسرونه با رفتار بد

36:17.434 --> 36:19.970
بد چیزی گیرت اومده

36:21.622 --> 36:23.776
نه . راست میگی

36:23.777 --> 36:26.313
تو دختری که منتظرش بودم نیستی

36:29.621 --> 36:31.839
بهتری

36:51.358 --> 36:53.960
چیه ؟

36:55.662 --> 36:58.757
من امروز رو با پدرم گذروندم

36:58.758 --> 37:01.464
پدر واقعیم

37:02.774 --> 37:05.311
اَستِر" اون رو از مرگ برگردوند"

37:05.312 --> 37:06.947
با این باور که می‌تونه من رو متقاعد کنه

37:06.948 --> 37:11.584
تا خون‌آشام بودنم رو ول کنم

37:11.585 --> 37:14.458
و فکر اینکه پدر واقعیم

37:14.459 --> 37:17.867
به‌وسیله‌ی اون بزرگ می‌شدم

37:17.868 --> 37:22.456
چی می‌شدم...تربیت می‌شدم

37:22.457 --> 37:26.207
این مال اون بوده

37:45.157 --> 37:47.278
درباره‌ی "هوپ" میدونست

37:48.085 --> 37:51.202
و می‌خواستم بهش اعتماد کنم

37:51.203 --> 37:55.879
...بیشتر از هر چی تو این دنیا می‌خواستم

37:55.880 --> 37:57.734
...اما

38:00.204 --> 38:04.265
نمی‌تونستم مطمئن باشم

38:04.266 --> 38:06.393
و هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم

38:06.394 --> 38:07.850
اگه اتفاقی براش بیفته

38:07.851 --> 38:10.770
به‌خاطر آروزهای خودخواهانه برای پدرم

38:13.126 --> 38:17.033
پس کشتمش

38:17.034 --> 38:21.138
بدون شک کشتمش

38:27.508 --> 38:30.798
برای "هوپ" کشتی‌ـش

38:39.274 --> 38:42.273
هر چقدر هم بی‌گناهی باقی بمونه

38:42.274 --> 38:46.696
باید ازش به هر قیمتی محافظت کنیم

40:26.776 --> 40:30.250
شرمنده . مغازه بسته‌ست

40:30.251 --> 40:33.891
بد شد

40:33.892 --> 40:38.107
شنیدم بهترین "سازِرِک" رو
توی شهر درست می‌کنی

40:38.108 --> 40:40.768
کمیل" ، مگه نه؟"

40:41.279 --> 40:46.285
پسرای من خیلی از تو خوششون اومده

40:54.256 --> 40:57.217
چه حسی داری ؟

40:57.218 --> 40:59.694
بدترینش گذشته

41:00.797 --> 41:04.870
گر چه کابوس‌ها از
تمام شدن هم گذشتن

41:04.871 --> 41:06.306
خب ، قدرت رو جمع کن

41:06.307 --> 41:07.808
بعد از پیغامی که امروز برای مادر فرستادم

41:07.809 --> 41:10.882
احتمال بارش آتش زیاده

41:10.883 --> 41:12.818
قبل از اینکه حمله کنه باید کاری کنیم

41:12.819 --> 41:15.722
راستش حرکت‌ها وقتی تو خواب بودی انجام شده

41:15.723 --> 41:17.367
خوبه سرپا می‌بینمت

41:17.368 --> 41:22.623
من و مارسل برات توی سالن یک هدیه گذاشتیم

41:24.669 --> 41:27.213
قابلی نداره

41:37.657 --> 41:40.320
بچه دزدی

41:40.321 --> 41:43.908
راه خوشایندی برای تجدید دیدار خانوادگی هستش

41:43.909 --> 41:47.659
پس تا وقتی تمام میشه منتظر باش

41:49.600 --> 41:50.600
Negar9171 : مترجم

41:51.600 --> 42:26.600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
