WEBVTT

00:02.144 --> 00:03.750
پیش از این در
"The Originals"

00:03.751 --> 00:06.696
این شهر زمانی خونه من بود
می‌خوام پسش بگیرم

00:06.697 --> 00:09.834
یعنی منو نمی‌شناسی؟ -
خیلی وقته ندیدمت فین -

00:09.835 --> 00:12.000
من "کِیلِب"‌ هستم -
"دِوینا" -

00:12.001 --> 00:14.617
"اَستِر" -
اومدم خونوادم رو درست کنم -

00:14.618 --> 00:15.824
چی می‌تونه از برگشتن

00:15.825 --> 00:17.492
مادرمون مهم‌تر باشه؟

00:17.493 --> 00:19.293
پدرمون...من دیدمش

00:19.294 --> 00:22.296
توسط یه طلسم تحت کنترل "دِوینا" بود

00:28.105 --> 00:30.086
آزادم کن

00:33.626 --> 00:35.259
بیا قال این قضیه رو بکنیم

00:45.749 --> 00:48.557
شاید بدن بعدیت بیشتر

00:48.558 --> 00:50.025
از این یکی دووم بیاره

00:55.034 --> 00:56.935
چی می‌خوای؟

00:56.936 --> 00:59.671
آلایژا ، تنها خواسته من اینه که
دوباره یه خانواده باشیم

01:00.700 --> 01:01.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:02.700 --> 01:10.700
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:22.422 --> 01:24.626
نـه

01:24.627 --> 01:26.693
نـه

01:32.223 --> 01:34.472
یادت رفته کجایی پسرم؟

01:34.473 --> 01:36.808
قدرتت رو ذخیره کن

01:36.809 --> 01:42.219
زنجیرهای من به این آسونی کنده نمیشه

01:42.220 --> 01:45.860
خوب خوابیدی؟

01:45.862 --> 01:48.066
از سرم برو بیرون

01:48.067 --> 01:50.703
من توی سرت نیستم عزیزم

01:50.704 --> 01:53.676
داشتی فریاد میزدی

01:53.677 --> 01:55.846
خودت رو جمع و جور کن

01:55.848 --> 01:57.685
خیلی چیزا هست که باید درباره‌ش صحبت کنیم

02:02.100 --> 02:06.500
"The Originals"
فصل 2
قسمت 5 : در قرمز

02:06.597 --> 02:08.502
وقتی بیدار شدی

02:08.503 --> 02:11.907
داشتی خواب کشتن کی رو می‌دیدی؟

02:11.908 --> 02:14.977
"اون اسباب‌بازی جدیدت "هِیلی

02:14.979 --> 02:17.182
یا یه نفر دیگه؟

02:18.519 --> 02:20.521
آلایژا ، دست از مقابله بردار

02:20.522 --> 02:22.456
آوردمت اینجا که به حرف‌هام گوش کنی

02:22.457 --> 02:24.893
و تا وقتی من حرف‌هام رو نزدم جایی نمیری

02:24.895 --> 02:26.663
خب ، بگو

02:26.665 --> 02:30.037
ازت می‌خوام دوباره به خانواده‌مون بپیوندی
ولی به عنوان یه جادوگر

02:30.039 --> 02:31.741
ازت می‌خوام این ذات وحشی

02:31.743 --> 02:35.379
که خون‌آشام بودن باعثشه رو کنار بذاری

02:35.380 --> 02:39.084
بدن یه انسان رو انتخاب کن
و همگی دوباره کنار هم شاد باشیم

02:39.085 --> 02:40.755
یه شروع تازه

02:40.756 --> 02:44.329
میدونی که مخت کاملاً تاب برداشته ، نه؟

02:44.330 --> 02:45.930
واقعاً؟

02:45.932 --> 02:48.134
منم که بال هر پروانه‌ قشنگی

02:48.135 --> 02:51.106
که پیدا می‌کنم رو مثل اون زنی

02:51.107 --> 02:53.744
که توی کابوس‌هات راه میره

02:53.745 --> 02:55.246
می‌کنم

02:55.247 --> 02:59.886
بذار برم

02:59.888 --> 03:03.960
چقدر زود به ذات وحشیت برگشتی

03:03.962 --> 03:06.996
پسری که بزرگ کردم

03:06.997 --> 03:09.296
الان شده یه ماسک واسه
مخفی کردن شیاطین باستانی

03:09.297 --> 03:10.830
تو هیچی نمیدونی

03:10.831 --> 03:12.534
می‌بینی ، اشتباهت همینجاست

03:12.536 --> 03:15.506
من بیشتر از خودت از اسرارت خبر دارم

03:15.508 --> 03:17.109
می‌خوای بگم؟

03:17.110 --> 03:20.441
می‌تونم از اولین پروانه کوچولویی
که از بین بردی شروع کنم

03:20.443 --> 03:22.613
اون بیوه خوشگل توی روستامون

03:22.614 --> 03:25.518
که وقتی که هنوز انسان بودی چشمت رو گرفت

03:25.519 --> 03:28.253
معلومه که اون رو یادته

03:28.254 --> 03:30.121
چطور میشه اولین دختری

03:30.122 --> 03:33.090
که قلبت رو ربود یادت بره

03:33.092 --> 03:38.665
دختری از نسلی جادویی..."تاتیای" همزاد

03:38.666 --> 03:40.164
من تا روزی که تو جونش رو گرفتی

03:40.165 --> 03:43.169
فقط و فقط بهش عشق ورزیدم

03:43.170 --> 03:46.138
میدونم اینطور فکر می‌کنی

03:46.139 --> 03:50.173
که دقیقاً دلیل اینجا بودنت هم همینه

03:50.174 --> 03:54.177
باید هیولای واقعی وجودت رو بهت نشون بدم

03:54.179 --> 03:58.415
و وقتی اینطور شد
التماسم می‌کنی نجاتت بدم

03:58.417 --> 04:02.332
و منم با خوشحالی این لطف رو بهت می‌کنم

04:05.959 --> 04:07.960
سمهین" بود که رقصیدیم"

04:07.961 --> 04:09.828
و بهترین گاو و گوسفندهامون رو قربانی کردیم

04:09.829 --> 04:12.729
تا خدایان رو برای یه فصل تازه خشنود کنیم

04:15.632 --> 04:18.834
همه زن‌ها به اون حسودی می‌کردن

04:18.836 --> 04:24.810
و همه مردا می‌خواستن اونو داشته باشن
ولی اون فقط از یه نفر خوشش میومد

04:42.392 --> 04:43.660
نگو اومدی لوکی خوکه

04:43.661 --> 04:46.262
رو از سرنوشتش نجات بدی

04:46.263 --> 04:50.769
نه . متاسفانه سرنوشت
لوکی خوکه اینه که غذای ما بشه

04:52.537 --> 04:55.608
همونطور که سرنوشت تو اینه
که یه نفر دیگه رو دوست داشته باشی

04:58.080 --> 05:04.419
همونطور که تقدیر تو اینه
که از تو سایه‌ها نظاره‌گر جشن باشی شهید شریف؟

05:04.420 --> 05:07.754
تقدیر نمی‌تونه برای قلب من تصمیم بگیره آلایژا

05:07.756 --> 05:10.224
تقدیر من این بود که بعد از مرگ همسرم توی جنگ

05:10.225 --> 05:15.062
خودم رو بندازم روی جسد در حال سوختنش
ولی این‌کار رو نکردم

05:15.063 --> 05:20.232
تصمیم گرفتم زنده بمونم
و تصمیم گرفتم یه بار دیگه قلبم

05:20.234 --> 05:23.773
رو به یه انسان قوی ، حامی

05:23.774 --> 05:29.580
خشن ولی در عین حال شرافتمند
و باشخصیت بدم

05:37.257 --> 05:39.124
من تو رو انتخاب می‌کنم آلایژا

05:43.196 --> 05:45.962
و تو برای اولین بوسه‌مون

05:45.963 --> 05:49.666
قربانگاه مادرت رو انتخاب کردی

05:49.667 --> 05:51.402
چندان رومانتیک نیست

05:57.575 --> 06:00.180
شاید بهتر باشه لوکی خوکه رو آزاد کنیم

06:00.182 --> 06:04.086
به نظر میرسه سرنوشت می‌تونه تغییر کنه

06:06.955 --> 06:09.120
ولی این فقط اولش بود

06:09.122 --> 06:11.892
لحظه‌ی کوتاهی از خوشحالی

06:11.894 --> 06:14.129
همیشه اولش همینطوره

06:14.131 --> 06:16.062
یه پروانه بدون آگاهی از مرگ دردناکش

06:16.064 --> 06:19.466
میاد رو دستت میشینه

06:19.468 --> 06:22.605
تا جایی که حافظه‌ام یاری می‌کنه

06:23.973 --> 06:26.078
مرگ دردناکش وقتی بود که تو تمام خون بدنش

06:26.079 --> 06:28.178
رو برای انجام طلسمی برای
ساکت کردن گرگینه درون نیکلاوس کشیدی

06:28.180 --> 06:31.050
راستش حافظه‌ت اصلاً خوب یاری نمی‌کنه آلایژا

06:31.052 --> 06:33.188
هنوز متوجه‌ش نیستی

06:33.189 --> 06:35.723
...ولی وقتی اینجا کارمون تموم بشه

06:38.225 --> 06:39.826
میشی

06:47.169 --> 06:48.970
باید ببریمش بیمارستان

06:48.971 --> 06:51.372
سلام عزیزم

06:51.373 --> 06:54.311
باز دوباره هارت و پورت و دعوا شروع شد؟

06:54.312 --> 06:56.214
میدونی ، خیلی جالبه که چقدر زیاد شده

06:56.215 --> 06:58.346
زبون سرخ سر سبز رو به باد داده

06:58.348 --> 07:00.479
کلاوس ، اون فقط یه بچه‌ست . ولش کن

07:00.481 --> 07:01.814
آره . حق با "کمی"ـه

07:01.816 --> 07:04.454
توصیه می‌کنم یه‌کم
اسطوخودوس بذاری زیر بالشِت

07:04.455 --> 07:06.859
خیلی روی آدم‌های مغرور احمق
با مشکلات روانی کارسازه

07:06.860 --> 07:08.461
هی ، بس کن

07:08.463 --> 07:09.830
قول دادم "دِوینا" رو نکشم

07:09.831 --> 07:12.862
ولی حرفی از این بچه پررو نزدم

07:12.863 --> 07:15.361
کلاوس ، بیا

07:15.362 --> 07:17.097
چند دقیقه پیش می‌تونستی با این

07:17.098 --> 07:18.867
پدرت رو بکشی ولی این‌کار رو نکردی

07:18.868 --> 07:20.736
این پسر رو هم نمی‌کشی

07:25.407 --> 07:28.877
باشه -
ممنون -

07:28.878 --> 07:30.611
برو ماشین رو بیار

07:30.612 --> 07:32.746
ببریمش بیمارستان

07:37.720 --> 07:39.823
جالب حرف میزنی

07:39.824 --> 07:41.357
خب ، زیاد سفر کردم

07:41.359 --> 07:43.897
معلومه خیلی خودداری کردی

07:43.898 --> 07:46.567
تا با حیله‌گری کاری کنی
دِوینا" ازت خوشش بیاد"

07:46.568 --> 07:50.168
و به این وسیله خودت رو
قاطی مسائل خونواده من بکنی

07:50.169 --> 07:53.637
عجیبه ، مگه نه؟

07:53.638 --> 07:56.977
البته مگر اینکه مربوط به خانواده خودت باشه

07:58.280 --> 08:00.547
بعد از شام با فین و مادر

08:00.548 --> 08:03.915
مونده بودم تو کی می‌خوای
خودت رو نشون بدی کول

08:06.721 --> 08:10.324
خب ، پرده‌ها کنار رفت . سلام برادر

08:10.325 --> 08:12.558
اینطور نیست که به‌خاطر

08:12.559 --> 08:15.362
بازگشتت به دنیای زنده‌ها ازت شاکی باشم

08:15.363 --> 08:17.300
فقط یه خورده تو انتخاب دوست‌هات مشکل داری

08:17.302 --> 08:19.303
و برادر ، من در نظر دارم

08:19.304 --> 08:21.105
بهت نشون بدم چقدر در اشتباهی

08:21.106 --> 08:22.939
ولی این‌کار رو نمی‌کنی ، نه؟

08:22.941 --> 08:25.209
چون اون دوست بلوندت

08:25.210 --> 08:27.547
گفته به من کاری نداشته باشی

08:27.548 --> 08:28.483
خیلی کنجکاوم

08:28.484 --> 08:31.120
وقتی می‌برتت بیرون قدم بزنی

08:31.121 --> 08:32.955
از اون کیسه پلاستیکی‌هام برمیداره؟

08:32.956 --> 08:35.321
کمی" ، نظرم عوض شد"

08:35.322 --> 08:37.021
می‌کشمش

08:40.526 --> 08:42.028
"کمی"

09:01.417 --> 09:02.990
آلایژا ، کجایی؟

09:02.991 --> 09:06.146
مایکل با چوب فرار کرده
و "کمی" رو هم گروگان گرفته

09:06.147 --> 09:09.147
و من موندم دست خالی
و بدجور کمک لازمم

09:09.149 --> 09:11.053
بیدارش کن

09:11.054 --> 09:13.725
بهش بگو مایکل رو برگردونه اینجا

09:13.727 --> 09:16.791
بذار یه‌کم در موردش فکر کنم

09:16.793 --> 09:20.259
"نه ولی تو دیگه باید کم‌کم راه بیوفتی "نیک

09:20.260 --> 09:22.295
فکر می‌کنم مایکل الان

09:22.296 --> 09:24.700
بدجور هوس یه میان وعده واسه تجدید قوا کرده

09:24.701 --> 09:26.938
...خیلی ناراحت کننده‌ست که اون

09:26.939 --> 09:29.141
دوستت اسمش چی بود؟ "کمی"؟

09:29.142 --> 09:32.110
رو بدون یه قطره خون تو بدنش پیدا کنی

09:35.184 --> 09:37.120
هنوز کارم باهات تموم نشده

09:50.166 --> 09:56.271
خیلی خوب میشه اگه بیدار بشی

09:56.272 --> 09:59.311
چندتا مشکل خونوادگی درست کردم

09:59.312 --> 10:02.816
باید فلنگ رو ببندیم

10:23.316 --> 10:25.654
مجبور بودی همچین کاری بکنی؟

10:27.257 --> 10:31.061
حالم از پیام صوتی بهم می‌خوره

10:31.062 --> 10:32.863
چوب بلوط سفید دستته؟

10:32.864 --> 10:35.335
راستش یه‌جورایی به مشکل خوردیم

10:35.337 --> 10:37.574
همین رو بهش بگم؟

10:37.575 --> 10:41.341
بهش بگو همه چیز تحت کنترله

10:41.342 --> 10:43.942
حواسم "دِوینا"ست

10:43.943 --> 10:46.212
داره روی یه طلسم کار می‌کنه که دوستاش

10:46.213 --> 10:48.150
رو از بند فرمان کلاوس خارج کنه
تا بتونه بدون کشته شدن اونا

10:48.151 --> 10:50.219
کلاوس رو بکشه

10:51.455 --> 10:52.956
مطمئنم وقتی آماده بشه

10:52.957 --> 10:54.424
چوب هم دوباره وارد میدون میشه

10:54.426 --> 10:56.994
چقدر تا کامل کردن اون طلسم مونده؟

10:56.996 --> 10:58.563
خب ، اون سعی داره ارتباط مادر

10:58.564 --> 11:01.067
و پیمان فرمان‌برداری رو برعکس کنه

11:01.068 --> 11:02.468
واقعاً هوشمندانه‌ست

11:02.469 --> 11:04.837
واسه اتصال از چی استفاده می‌کنه؟

11:04.838 --> 11:06.440
مطمئن نیستم

11:06.441 --> 11:08.210
هنوز داره روی اون کار می‌کنم

11:08.211 --> 11:09.946
بیشتر سعی کن

11:09.947 --> 11:12.216
مادر نیاز داره کلاوس زنده بمونه
و ارتباطش حفظ بشه

11:12.217 --> 11:15.583
پس میشه پیشنهاد کنم
اگه نمی‌تونی اون چوب رو پیدا کنی

11:15.584 --> 11:18.819
یا جلوی طلسم اون رو بگیری
یا دختره رو بکشی

11:20.991 --> 11:23.695
کلاوس پیدات می‌کنه

11:23.696 --> 11:26.931
آره ولی منم آمادگی اومدنش رو دارم

11:26.933 --> 11:29.902
چطور؟ قبلاً دیدم اون خنجر می‌تونه
باعث چه دردی بشه

11:29.904 --> 11:34.776
من بیشتر از هر موجود زنده
یا مرده‌ای با درد مقابله کردم

11:34.777 --> 11:39.516
ولی باید خون بخورم تا قدرتم برگرده

11:39.517 --> 11:42.422
نه از تو

11:42.423 --> 11:46.927
عزیزم ، تو اهرم فشاری

11:46.928 --> 11:50.263
وقتی بگم تو رو جلوی چشماش

11:50.265 --> 11:52.400
می‌کشم کلاوس تردید می‌کنه

11:52.401 --> 11:56.572
و توی اون لحظه ضعف کارش رو تموم می‌کنم

11:56.573 --> 11:58.408
اینکه شما دو نفر اینقدر تلاش می‌کنین

11:58.409 --> 12:00.712
که همدیگر رو بکشین واقعاً مسخره‌ست

12:00.713 --> 12:02.614
مرگ یه نفر تا این حد واست مهمه

12:02.615 --> 12:05.386
اونم فقط واسه اینکه تنها اشتباهش اینه
که یه نفر دیگه پدرشه

12:05.387 --> 12:06.921
ساکت

12:06.922 --> 12:09.522
تو خودت باعث ضعفی

12:09.524 --> 12:13.194
تعجبی نداره اینقدر باهم صمیمی هستین

12:13.195 --> 12:14.796
چی؟

12:14.797 --> 12:21.669
صدای موسیقی می‌شنوم
و هر جا که موسیقی باشه خون هم هست

12:30.508 --> 12:34.781
خب ، اینجا چه خبره؟

12:34.782 --> 12:39.019
هالووین جنگلی...خیلی هم عالی

13:10.049 --> 13:13.016
واسه اتصال از ریشه قندهار استفاده کرده

13:14.121 --> 13:17.124
اینو از کجا پیدا کردی؟

13:31.235 --> 13:32.902
چی شده؟

13:32.903 --> 13:34.169
دِوینا" ، بیدار شدی"

13:34.170 --> 13:36.203
دیگه کم‌کم داشتم نگرانت می‌شدم
حالت خوبه؟

13:36.204 --> 13:38.474
...سرم

13:38.475 --> 13:40.178
کلاوس کجاست؟

13:40.179 --> 13:43.214
همون یارو عصبانیه که نیزه پرت کرد؟

13:43.215 --> 13:46.482
زد اینجا رو درب و داغون کرد
بعدشم رفت

13:46.484 --> 13:47.784
کجا رفت؟

13:47.785 --> 13:50.790
رفت دنبال اون دوست قاتل زنجیریت

13:50.791 --> 13:52.258
گوش کن ، نمی‌خوام یه طرفه به قاضی برم

13:52.259 --> 13:55.461
ولی دارم نگران آدمایی که دورت رو گرفتن میشم

13:55.462 --> 13:57.196
چوب بلوط سفید چی؟

13:57.197 --> 13:59.264
متاسفانه اونم اینجا نیست

13:59.266 --> 14:02.800
اون یارو قاتله بردش

14:04.104 --> 14:07.942
مایکل؟ مایکل؟ مایکل

14:07.943 --> 14:10.245
چرا کار نمی‌کنه؟

14:10.246 --> 14:12.779
بیا یه‌کم بشین

14:12.780 --> 14:14.547
زمان زیادی بیهوش بودی

14:14.548 --> 14:15.815
شاید واسه اونه

14:15.816 --> 14:17.116
بیا یه‌کم آب بخور -
نه -

14:17.117 --> 14:18.250
تو متوجه نیستی

14:18.251 --> 14:20.085
اگه مایکل آزاد باشه
می‌تونه کلاوس رو بکشه

14:20.086 --> 14:22.721
و اون‌موقع دوستای منم می‌میرن

14:22.722 --> 14:24.821
خب ، اگه درست فهمیده باشم
الان قرن‌هاست مایکل

14:24.822 --> 14:26.155
می‌خواد کلاوس رو بکشه

14:26.156 --> 14:28.358
چطور می‌خوای جلوش رو بگیری؟

14:28.359 --> 14:30.794
نمی‌خوام

14:32.097 --> 14:34.498
باید الان طلسمم رو کامل کنم

14:37.736 --> 14:39.439
اون بچه گرگینه‌هایی که کمک کردی

14:39.440 --> 14:42.943
از محله فرار کنن
صحیح و سالم رسیدن خونه امن شمال

14:42.944 --> 14:45.010
خوبه . بعد از سال‌ها یه کار خوب هم کردم

14:45.011 --> 14:46.342
نه ، مرسی

14:46.344 --> 14:47.945
بالاخره شاید خون‌آشام‌ها و ما گرگ‌ها آزاد

14:47.946 --> 14:49.646
بتونیم کنار هم کار کنیم

14:49.648 --> 14:52.318
دشمنِ دشمنم دوست منه

14:53.920 --> 14:56.223
به‌هرحال ممنون واسه کمکت

14:56.224 --> 15:00.194
جای من باید از آلایژا تشکر کنی

15:00.195 --> 15:02.029
اگه می‌تونستم پیداش کنم
حتماً این‌کار رو می‌کردم

15:02.030 --> 15:03.964
یه سر رفتم قصر . فکر می‌کردم اونجاست

15:03.965 --> 15:06.734
واقعاً؟ فکر می‌کردم همیشه آمارش رو داری

15:06.735 --> 15:10.737
این اواخر روابطمون چندان خوب نبوده

15:10.738 --> 15:12.537
با اینحال همینجوری نمیذاره بره

15:12.538 --> 15:15.374
تا جایی که میدونم آخرین‌بار می‌خواست
حواس گرگینه‌ها رو پرت کنه

15:15.375 --> 15:17.811
و اون دوستت اولیور هم قرار بود کمکش کنه

15:17.812 --> 15:19.680
اولیور هم پیداش نیست

15:21.017 --> 15:23.715
...اگه جفتشون غیبشون زده

15:26.388 --> 15:27.823
کجا میری؟

15:27.824 --> 15:29.193
میرم دنبالشون

15:29.194 --> 15:31.594
تنها که نمیشه . وایسا بیام

15:35.631 --> 15:38.034
گرسنه‌ای ، نه؟

15:38.035 --> 15:40.103
خیلی وقته خون نخوردی

15:40.104 --> 15:43.405
چقدر وحشتناکه که از خون بقیه تغذیه کنی

15:43.406 --> 15:46.809
واسه این قضیه خودم و پدرت رو مقصر میدونم

15:46.810 --> 15:49.677
سعی کردیم شما رو قوی کنیم

15:49.678 --> 15:52.447
ولی در عوض نفرینتون کردیم

16:11.866 --> 16:13.433
برادر؟

16:26.877 --> 16:29.655
من چی‌ام؟

16:29.656 --> 16:31.155
چند نفر؟

16:31.156 --> 16:32.855
6تا

16:32.856 --> 16:34.787
تو شش نفر از افراد روستا رو کشتی برادر

16:34.789 --> 16:37.827
جوری تیکه‌تیکه‌شون کردی انگار نه انگار آدمن

16:42.268 --> 16:43.768
...برادر

16:44.903 --> 16:46.605
من به چی تبدیل شدم؟

16:46.607 --> 16:49.911
شبیه گرگ‌های توی روستا بودی

16:49.912 --> 16:53.314
نفرین شدی . با کامل شدن ماه تبدیل بشی

16:55.248 --> 16:57.014
گوش کن

16:58.050 --> 17:00.688
پدر خیلی عصبانیه

17:00.689 --> 17:02.458
مثل اینکه این

17:02.459 --> 17:05.091
نفرین از طریق

17:05.092 --> 17:08.630
ارثی منتقل میشه

17:08.631 --> 17:11.267
بقیه خواهر برادرهامون هم
دچار این نفرین شدن؟

17:11.268 --> 17:15.003
تو هم گرفتیش؟

17:17.506 --> 17:22.782
نه ، ندارم

17:22.783 --> 17:25.353
اون پدرم نیست ، درسته؟

17:26.723 --> 17:28.956
گوش کن ببین چی میگم

17:28.957 --> 17:32.292
این مسئله هیچ چیز رو بین ما تغییر نمیده

17:32.293 --> 17:36.496
ما همیشه مثل الان پیشت خواهیم بود

17:46.957 --> 17:49.139
تاتیا ، تاتیا

17:49.140 --> 17:51.275
متوجه منظورت نشدم

17:51.276 --> 17:54.043
من به ذهن تاتیا نفوذ کردم
و کاری کردم هر چی دیده رو فراموش کنه

17:54.044 --> 17:56.243
اون‌موقع فقط چند روز بود
که خون‌آشام شده بودی

17:56.244 --> 17:58.611
هنوز نفوذ ذهنی رو یاد نگرفته بودی

17:58.612 --> 18:00.948
نه

18:00.949 --> 18:03.386
کاملاً یادمه

18:03.388 --> 18:04.822
جدی؟

18:04.823 --> 18:07.956
هنوز فکر می‌کردی
از یه سری خط قرمزها نمی‌گذری

18:07.957 --> 18:11.723
به یه سری افراد آسیب نمیرسونی
و بعضی کارا رو نمی‌کنی

18:11.725 --> 18:13.594
ولی در اشتباه بودی

18:13.596 --> 18:16.433
منم اومدم همین رو بهت نشون بدم

18:17.435 --> 18:18.501
تاتیا

18:18.502 --> 18:20.536
تاتیا ، تاتیا

18:20.537 --> 18:22.768
وایسا

18:22.769 --> 18:25.072
نزدیک من نیا

18:25.073 --> 18:26.106
باهات کاری ندارم

18:26.108 --> 18:27.408
تو تبدیل به چی شدی؟

18:27.409 --> 18:28.743
من همونیم که همیشه بودم

18:28.744 --> 18:30.145
همونی که عاشقش بودی

18:30.146 --> 18:32.345
میدونستی اون دختر چقدر خاصه

18:32.346 --> 18:34.378
همیشه فکر می‌کردم ازش محافظت می‌کنی

18:34.380 --> 18:35.881
که همسرت میشه

18:35.882 --> 18:37.682
که یه روز دخترم صداش می‌کنم

18:37.683 --> 18:38.849
...ولی در عوض

18:38.850 --> 18:40.519
من بهش آسیب نزدم

18:40.520 --> 18:42.390
این هزار ساله تو یاد گرفتی

18:42.391 --> 18:44.860
از خودت و کارهات پنهان بشی

18:44.861 --> 18:47.194
نه

18:47.195 --> 18:49.960
من به تاتیا آسیب نرسوندم

18:49.962 --> 18:51.299
نمی‌تونستم برسونم

18:51.300 --> 18:52.734
ولی این‌کار رو کردی

18:52.735 --> 18:54.502
مادرت ازم خواست بهش خون بدم

18:54.503 --> 18:56.368
ولی نگفت می‌خواد باهاش جادوی سیاه انجام بده

18:56.369 --> 18:58.535
و شما رو تبدیل به هیولا بکنه

18:58.536 --> 19:00.235
منو نگاه کن

19:00.236 --> 19:02.638
...من هیولا

19:08.580 --> 19:10.382
تاتیا

19:10.383 --> 19:13.919
پسر قشنگم ، دیگه پنهان کاری بسه

19:13.921 --> 19:17.954
دیگه وقتشه همه چیز یادت بیاد

19:17.955 --> 19:19.319
نه ، نه

19:20.656 --> 19:23.596
گفتم بهت آسیب نمیرسونم

19:23.597 --> 19:25.295
و نمی‌خوام

19:28.064 --> 19:29.297
آلایژا

19:29.298 --> 19:30.732
فرار کن

19:32.504 --> 19:34.074
نمی‌خواستی اذیتش کنی

19:34.075 --> 19:35.342
عاشقش بودی

19:35.343 --> 19:37.342
نـه

19:37.343 --> 19:38.943
ولی نتونستی با موجودی که بهش

19:38.944 --> 19:40.609
...تبدیلتون کرده بودم...یه غارتگر

19:42.644 --> 19:45.112
مقابله کنی

19:45.114 --> 19:48.648
و اون شکار تو شد

19:51.349 --> 19:53.784
کار تو بود

19:53.786 --> 19:55.590
تو به‌خاطر خونش اونو کشتی

19:55.591 --> 19:59.327
و با استفاده ازش قرن‌ها
کلاوس رو از قدرتش محروم کردی

20:02.198 --> 20:04.434
دیگه به یه کلمه از حرف‌هات گوش نمیدم

20:04.435 --> 20:06.267
نیازی نیست گوش کنی

20:07.434 --> 20:11.371
فقط باید به یاد بیاری

20:49.073 --> 20:52.103
واقعاً فکر می‌کردی یه خنجر شکنجه‌گر

20:52.105 --> 20:53.838
می‌تونه جلوی منو بگیره؟

20:53.840 --> 20:58.181
برخلاف تو و بقیه موجودات ضعیف
من از درد قدرت می‌گیرم

20:58.182 --> 21:00.150
بزودی طعم بلوط سفید

21:00.151 --> 21:01.718
که به قلبت فرو میره رو می‌چشی

21:01.719 --> 21:03.653
خیلی زیرکانه بود مایکل

21:03.655 --> 21:07.593
مردم رو مجبور کردی حرفایی
که خودت جرات گفتنش رو نداری بهم بگن

21:09.932 --> 21:12.399
از نمایش لذت ببر

21:12.401 --> 21:14.434
اونا فقط مرگ اجتناب‌ناپذیرت رو
به تاخیر بندازن

21:19.343 --> 21:22.909
خب ، شاید بهتره بیخیال بشیم

21:24.044 --> 21:25.647
نه . همه چیز دارم

21:25.648 --> 21:28.388
باید طلسم ارتباطی و فرمان‌برداری رو
باهم ترکییب کنم

21:28.389 --> 21:30.255
فقط ترکیبش باید درست از آب دربیاد

21:30.256 --> 21:31.590
و بعد برعکسش کنی

21:31.591 --> 21:35.062
واسه یه دختر نوجوون مثل تو خیلی خفنه

21:36.098 --> 21:39.770
آدمای زیادی بودن که منو دست‌کم می‌گرفتن

21:39.772 --> 21:41.574
ولی هیچ‌کس واسه بار دوم این اشتباه رو نکرده

21:41.575 --> 21:43.410
خب ، بذار یه‌کم کمکت کنم

21:43.411 --> 21:45.212
تو این کارا یه دستی دارم

21:46.448 --> 21:47.783
فکر نکنم

21:47.784 --> 21:50.254
فقط همین نیست که طلسم‌ها رو برعکس بخونم

21:50.255 --> 21:52.586
...باید زمان افعال رو

21:59.329 --> 22:03.003
گفتم که یه چیزایی بلدم

22:03.004 --> 22:05.770
دست‌کم گرفتن منم چندان رواج نداره

22:07.039 --> 22:09.277
خب ، بیا انجامش بدیم

22:16.583 --> 22:18.454
قبلاً همیشه سعی می‌کردم کلاوس رو راضی کنم

22:18.455 --> 22:19.890
که تو وجود همه خوبی هست

22:19.891 --> 22:21.327
که تو هم یه زمانی

22:21.328 --> 22:23.527
واقعاً بهش اهمیت میدادی

22:25.528 --> 22:30.064
و اون می‌گفت چقدر ساده‌ام
می‌گفت هیچ‌وقت نمی‌تونم

22:30.065 --> 22:32.537
نفرتت رو نسبت بهش درک کنم

22:32.538 --> 22:34.606
من همیشه ازش متنفر نبودم

22:34.607 --> 22:36.640
وقتی نیکلاوس به دنیا اومد
من تو پوست خودم نمی‌گنجیدم

22:36.641 --> 22:38.441
با خودم می‌گفتم این یکی

22:38.442 --> 22:40.545
چشمای یه جنگجو رو داره

22:40.546 --> 22:42.249
آدم باارزشی میشه

22:42.250 --> 22:44.150
ولی خیلی زود امیدم از بین رفت

22:44.151 --> 22:46.617
و وقتی فهمیدم اون پسر واقعیم نیست

22:46.618 --> 22:49.651
سر از پا نمی‌شناختم

22:49.652 --> 22:51.354
ولی وقتی فهمیدم

22:51.355 --> 22:53.858
اون توله یه حیوونه نفرتم چند برابر شد

22:53.859 --> 22:56.127
گناه مادرش که تقصیر اون نبوده

22:56.128 --> 22:57.695
همه اتفاقات بعدش

22:57.696 --> 23:00.898
به‌خاطر علاقه شدید نیکلاوس
به گرگینه‌ها بود

23:00.899 --> 23:03.868
وقتی ماه کامل بود رفت بیرون
تا اونا رو نگاه کنه

23:03.869 --> 23:06.638
و کوچکترین پسرم هنریک رو هم با خودش برد

23:06.639 --> 23:08.375
اون هنوز خیلی بچه بود

23:08.376 --> 23:10.845
و اون شب تیکه‌تیکه شد

23:10.846 --> 23:12.045
یه اتفاق بوده

23:12.046 --> 23:15.980
اتفاق؟ کلاوس زنم رو کشت

23:15.981 --> 23:18.683
مادر خودش...کسی که می‌خواست

23:18.684 --> 23:20.752
اون رو از ذات حیوانیش پاک کنه

23:20.753 --> 23:23.890
اون به من خیانت کرد

23:23.891 --> 23:28.163
همه بچه‌هام رو برعلیه‌ام کرد

23:28.164 --> 23:31.168
و با اینحال تو هنوزم ازش دفاع می‌کنی

23:33.736 --> 23:37.172
من پیشش التماس کردم که راضی بشه

23:37.173 --> 23:39.878
و تو رو نکشه که این خونریزی خانوادگیتون

23:39.879 --> 23:43.013
به یه چرخه بی‌پایان تبدیل نشه

23:43.015 --> 23:46.149
و بعد از قرن‌ها زندگی روی زمین متوجه نشدی

23:46.150 --> 23:49.751
این همه خشونتتون هیچ ثمره‌ای نداشته؟

23:53.454 --> 23:55.492
بذار حدس بزنم

23:55.493 --> 23:58.295
تو از اون کف‌بین‌هایی ، نه؟

23:59.931 --> 24:01.565
این روزا بهمون میگن روانشناس

24:01.566 --> 24:04.403
و اگه بخوام رک باشم
تو واقعاً چند جلسه مشاوره لازم داری

24:04.404 --> 24:07.373
راستش عزیزم ، از اونجایی که

24:07.374 --> 24:09.675
زخمم خوب نمیشه

24:09.676 --> 24:13.814
چیزی که الان لازم دارم غذاست

24:13.815 --> 24:15.817
ولی تو که گفتی از من تغذیه نمی‌کنی

24:15.818 --> 24:17.920
آره ، درسته

24:17.921 --> 24:19.792
و خون تو تاثیر آنچنانی

24:19.793 --> 24:22.196
هم نداره

24:22.197 --> 24:26.231
ولی بعضی وقتا شیطان هم
از پرنده‌ها تعذیه می‌کنه

24:40.473 --> 24:42.641
هِیلی" ، بدجور سرم شلوغه . چی شده؟"

24:42.642 --> 24:44.243
یه اتفاقی واسه آلایژا افتاده

24:44.244 --> 24:46.078
قرار بود دیشب تو نقشه ما
حواس دشمن رو پرت کنه

24:46.079 --> 24:47.777
و حالا آب شده رفته تو زمین

24:47.779 --> 24:49.610
همه جا رو خون گرفته

24:49.611 --> 24:51.847
هم از خون‌آشام ، هم گرگینه

24:51.848 --> 24:53.049
یه ردی هست

24:53.050 --> 24:54.719
به کمکت واسه نیاز دارم که بریم دنبالش

24:54.720 --> 24:56.154
خب ، با وجود اینکه خیلی دلم می‌خواد
کمکتون کنم برادرم رو پیدا کنین

24:56.155 --> 24:59.856
فعلاً باید به مسائل مهم‌تری برسم

24:59.857 --> 25:02.626
چی مهم‌تره از جون برادرت؟

25:02.627 --> 25:03.960
جون خودم

25:03.962 --> 25:05.796
دِوینا" یه طلسم کنترلی"
روی مایکل قرار داده بود

25:05.797 --> 25:07.463
و حالا اون طلسم از بین رفته

25:07.464 --> 25:10.601
و الان خنجر "تونده" و چوب بلوط سفید
"و همینطور "کمی

25:10.602 --> 25:11.870
دست مایکل هستن

25:11.871 --> 25:13.772
دارم میرم نجاتش بدم

25:14.873 --> 25:17.007
و بعدم این قضیه رو برای همیشه تموم کنم

25:17.008 --> 25:19.840
تا آخر شب یکی از ما 2تا
تبدیل به خاکستر میشه

25:19.842 --> 25:21.410
و اگه برادرم رو پیدا کردی

25:21.411 --> 25:22.979
لطفاً بهش بگو خیلی خوب میشه
بیاد یه کمکی بکنه

25:40.677 --> 25:42.679
وایسا . جواب نمیده

25:42.680 --> 25:45.585
شاید داری اشتباه انجامش میدی

25:45.587 --> 25:47.320
نه . باید درست بشه

25:47.321 --> 25:50.422
زندگی "جاش" و مارسل به این طلسم وابسته‌ست

25:50.423 --> 25:51.690
ببین ، تو ورد نخون

25:51.691 --> 25:53.860
قدرتت رو به من وصل کن . من می‌خونم

26:00.268 --> 26:01.266
آزادم کن

26:03.403 --> 26:07.238
مونده بودم کی می‌خوای
خودت رو نشون بدی کول

26:09.905 --> 26:11.538
تو یکی از اونایی

26:14.807 --> 26:16.439
دروغگو

26:21.642 --> 26:23.475
درد داره

26:26.548 --> 26:27.781
خیلی‌خب ، باشه . باشه

26:27.783 --> 26:29.215
تو طلسم رو خراب کردی

26:29.216 --> 26:30.549
و حالا دوستام به‌خاطر کارِت می‌میرن

26:30.550 --> 26:33.750
مادرم گفت یا جلوی طلسم رو بگیرم
یا تو رو بکشم

26:33.751 --> 26:35.585
و من از تو خوشم اومده

26:35.587 --> 26:37.322
بس کن

26:37.323 --> 26:38.557
بالاخره گوش به حرف عزیز کرده مادر نکردن

26:38.558 --> 26:40.293
یه عواقبی هم داره

26:40.294 --> 26:42.161
اون منو به زندگی برگردوند

26:42.163 --> 26:43.830
ولی بدجوری قاطی داره

26:43.831 --> 26:46.433
و اون مردی که کرده بودیش حیوون خونگیت پدرم

26:46.434 --> 26:48.735
خب ، اون به مراتب دیوونه‌تر از مادرمه

26:48.737 --> 26:50.304
خب ، به همین راحتی آزادش کردی؟

26:50.305 --> 26:51.738
تو بودی که اول کار دوباره زنده‌ش کردی

26:51.739 --> 26:53.139
آره ولی تحت کنترلم بود

26:53.140 --> 26:54.707
آره ، دقیقاً . تا وقتی که
نمی‌تونستی کنترلش کنی

26:54.708 --> 26:56.576
و اون‌موقع گفت اگه آزادش نکنم منو می‌کشه

26:56.577 --> 26:58.444
می‌خواست آزاد بشه
منم ولش کردم بره

26:58.445 --> 26:59.811
می‌خوای اسرار منو بدونی؟

26:59.813 --> 27:02.180
خیلی‌خب ، باشه . بفرما

27:02.182 --> 27:03.782
آره . من یکی از اعضای خانواده مایکلسون هستم

27:03.783 --> 27:05.618
ولی دلایل من واسه تنفر از اونا

27:05.619 --> 27:07.185
کمتر از تو نیست

27:11.126 --> 27:14.029
چطور مچ‌بندم رو غیرفعال کردی؟

27:14.030 --> 27:15.630
اون یه شئ اهریمنی‌ـه

27:15.632 --> 27:17.333
و من یه دستی تو ساخت

27:17.334 --> 27:18.568
و نابود کردن این چیزا دارم

27:18.569 --> 27:20.705
نشونم بده

27:20.706 --> 27:22.441
باشه

27:24.677 --> 27:26.577
داری خاطراتم رو به‌هم میریزی

27:26.578 --> 27:28.778
تو تاتیا رو کشتی ، نه من

27:28.780 --> 27:31.782
من از خونش واسه گرفتن جلوی

27:31.783 --> 27:34.749
جنبه گرگینه‌ای نیکلاوس استفاده کردم

27:34.750 --> 27:38.149
ولی وقتی آوردیش پیش من

27:38.151 --> 27:39.753
دیگه کارش تموم شده بود

27:39.754 --> 27:42.159
نمی‌تونی تاریخ رو از نو بنویسی

27:42.160 --> 27:44.360
نه ، نمی‌تونم

27:44.362 --> 27:46.398
و این‌کار رو هم نکردم

27:46.399 --> 27:49.603
نه تا وقتی که خودت خواستی

27:52.973 --> 27:55.575
وقتی به خودت اومدی

27:55.577 --> 27:59.416
آوردیش پیش من ولی دیگه خیلی دیر شده بود

27:59.417 --> 28:01.787
بهت گفتم پسر خوبی بودی

28:01.788 --> 28:03.388
و بذاری من ازش مراقبت کنم

28:03.389 --> 28:05.556
گفتم می‌تونم کاری کنم همه اینا از بین بره

28:14.500 --> 28:17.269
و بعد بهت گفتم
این خاطره یا احساس گناه"

28:17.270 --> 28:20.372
اشتباهی که کردی

28:20.373 --> 28:22.373
هیچ‌وقت آزارت نمیده

28:22.374 --> 28:24.642
هر چی پشت اون دره همونجا می‌مونه

28:24.643 --> 28:26.044
"و فراموش میشه

28:28.515 --> 28:30.784
گفتم بری خودت رو بشوری

28:30.786 --> 28:35.390
و اگه اثری از خون روی بدنت نباشه کسی
نمی‌فهمه چی هستی یا چه کاری کردی

28:41.764 --> 28:43.766
و تو دقیقاً همین کار رو کردی

28:43.767 --> 28:45.668
و البته یه کار اضافه

28:47.573 --> 28:51.046
یه جایی توی ذهنت ساختی
تا قربانی‌هات رو بذاری اونجا

28:51.047 --> 28:53.747
کم‌کم باور کردی تا وقتی

28:53.749 --> 28:56.552
لباست مرتب و دست‌هات تمیز باشه

28:56.553 --> 29:01.458
می‌تونی تو آینه نگاه کنی
و به خودت بگی همه چیز خوبه

29:01.460 --> 29:04.560
لازم نیست کسی بدونه پشت اون در چیه

29:09.765 --> 29:13.568
ولی هزار سال زمان زیادیه آلایژا

29:13.569 --> 29:17.204
و مکانی برای نگه داشتن یه گناه نابخشودنی

29:17.206 --> 29:21.139
الان پر شده از کارهای وحشتناکت

29:21.141 --> 29:22.841
بس کن

29:22.842 --> 29:24.242
چند وقت دیگه جنازه "هِیلی" دوست‌داشتنیت

29:24.243 --> 29:25.443
هم پشت اون در جا می‌گیره؟

29:25.444 --> 29:26.577
ساکت‌شو

29:26.579 --> 29:31.017
حتماً می‌ترسی که عشقت ممکنه باعث مرگش بشه

29:31.018 --> 29:34.487
همونطور که جون "سِلِست" و تاتیا رو گرفت

29:34.489 --> 29:35.789
پیشنهادم رو قبول کنین

29:35.790 --> 29:37.257
"هم تو و هم "هِیلی

29:37.258 --> 29:40.728
دوباره در بدن‌های جدید زنده میشین

29:40.729 --> 29:45.934
باهم یه بچه بیارین تا جای
بچه‌ای که از دست داده رو بگیره

29:47.135 --> 29:50.103
نمی‌تونی اراده منو از هم بپاشونی

29:50.105 --> 29:53.941
عزیزم ، تو همین الانش هم از پاشیدی

29:53.942 --> 29:57.280
ولی هنوزم میشه درستت کرد

29:57.282 --> 30:00.249
من اینجام تا درستت کنم

30:01.652 --> 30:04.489
اومدم همه‌تون رو درست کنم

30:10.002 --> 30:12.158
غیرفعال کردن یه شئ اهریمنی
فوت و فن خاصی داره

30:12.159 --> 30:14.960
و اینکه بدونی چجور شئ
سر و کار داری خیلی کمک می‌کنه

30:14.961 --> 30:16.428
چوب بلوط سفید

30:16.429 --> 30:18.866
می‌خوای چوب بلوط سفید رو
از کار بندازی ، مگه نه؟

30:18.867 --> 30:20.202
اونم یه شئ اهریمنی‌ـه

30:20.203 --> 30:21.505
و اگه نتونم جلوی مایکل رو بگیرم

30:21.506 --> 30:22.774
باید یه‌جوری جلوی چوب رو بگیرم

30:22.775 --> 30:24.310
ببین ، من اصولاً از دخترای
جاه‌طلب خوشم میاد

30:24.311 --> 30:25.845
ولی این حرف دیگه یه چیزی فراتر از دیوانگیه

30:25.846 --> 30:28.314
کِیلِب"‌ ، کول یا هر چیز دیگه‌ای"
که اسمت هست

30:28.315 --> 30:30.485
فقط اون طلسم رو نشونم بده

30:30.486 --> 30:31.687
عزیزم ، مشکل طلسم نیست

30:31.688 --> 30:33.424
چوب بلوط سفیده

30:33.425 --> 30:34.657
اون خیلی قویه

30:34.659 --> 30:35.959
نمیشه همینجوری غیرفعالش کنیم

30:35.960 --> 30:37.660
بهترین چیزی که می‌تونی بهش امید داشته باشی

30:37.661 --> 30:39.127
اینه که یه مدت از کار بندازیش

30:39.129 --> 30:40.730
تو راه حل بهتری سراغ داری؟

30:40.731 --> 30:42.764
چون من وقت جر و بحث ندارم

30:42.766 --> 30:45.100
پس طلسم رو نشونم بده
و سوییچ رو بده برم

30:45.102 --> 30:46.671
می‌خوای چی‌کار کنی؟

30:46.672 --> 30:48.508
همینجوری بری اینور اونور تا پیداشون کنی؟

30:48.509 --> 30:50.110
ممکنه مچ‌بندم رو از کار انداخته باشی

30:50.112 --> 30:52.351
ولی ماه‌ها پیش یه کاری کردم که همیشه بتونم

30:52.352 --> 30:53.619
مایکل رو پیدا کنم

30:53.620 --> 30:56.253
خیلی‌خب ، باشه . جون خودته
هر کار دوست داری باهاش بکن

30:56.255 --> 30:57.956
ولی نمیذارم با ماشین من

30:57.957 --> 31:00.057
رانندگی کنی

31:21.945 --> 31:24.278
تقاص کاری که باهاش کردی رو میدی

31:26.918 --> 31:28.551
چقدر قشنگ

31:28.552 --> 31:31.583
آقا سگه واسه جنده‌ش زوزه می‌کشه

31:33.019 --> 31:35.023
وقتی داشتی می‌سوختی

31:35.024 --> 31:39.128
بقیه خونش رو جلوی چشمات میمکم

32:02.785 --> 32:06.160
دِوینا" ، صبرکن . باید باهم این‌کار رو بکنیم"

32:06.161 --> 32:07.461
خودم تنهایی می‌تونم

32:07.462 --> 32:08.928
نه

32:08.930 --> 32:10.399
گوش کن ، میدونم بهم اعتماد نداری

32:10.400 --> 32:12.968
و حق هم داری ولی الان بحث

32:12.969 --> 32:14.235
سر زندگی دوستاته

32:14.236 --> 32:17.771
تنها راهی که میشه انجامش داد
اینه که باهم کار کنیم

32:17.772 --> 32:19.675
باید بهم اعتماد کنی ، باشه؟

32:19.676 --> 32:21.378
دستم رو بگیر

32:21.379 --> 32:24.182
قدرتم رو به خودت وصل کن

32:32.787 --> 32:35.354
اونطور که یادته ضعیف نیستم ، نه؟

32:50.176 --> 32:51.177
نه

33:20.106 --> 33:22.811
چرا نمی‌سوزی؟

33:25.013 --> 33:28.181
اگه مرده بودی باید آتیش می‌گرفتی

33:30.851 --> 33:32.053
بسوز

33:34.290 --> 33:35.522
کِیلِب"‌ ، نمی‌تونم نگه‌ش دارم"

33:35.524 --> 33:36.556
بهم اعتماد کن

33:39.924 --> 33:42.860
کار توئه جوجه جادوگر؟

33:42.862 --> 33:44.230
پس باید طلسمت رو برعکس کنی

33:44.231 --> 33:46.098
قدرت چوب رو برگردون

34:12.394 --> 34:13.761
کلاوس؟

34:17.432 --> 34:19.100
فکر می‌کنی داری چی‌کار می‌کنی؟

34:19.101 --> 34:20.965
نزدیک ما نشو

34:22.199 --> 34:24.135
وگرنه به خدا قسم با دستای خودم می‌کشمت

34:24.136 --> 34:25.535
تو قلب یه جنگجو رو داری

34:25.537 --> 34:28.204
شاید به عنوان یادگاری نگه‌ش داشتم

34:36.975 --> 34:38.777
دیگه بسه

34:38.778 --> 34:42.044
امشب به اندازه کافی مسخره‌بازی دیدم

34:42.046 --> 34:44.915
همه‌تون رو می‌کشم

34:48.621 --> 34:49.988
فکر نکنم

35:02.791 --> 35:05.961
کارِت تمومه مایکل . تعداد ما بیشتره

35:05.962 --> 35:08.936
الان می‌خوای التماس کنی نکشیمت؟

35:10.404 --> 35:12.571
فکر کردی حالا که چند نفر
دورت رو گرفتن قوی‌تری؟

35:12.572 --> 35:15.005
نه . این نشونه ضعفته

35:17.007 --> 35:19.780
وقتی این احمق‌ها و زن

35:19.781 --> 35:22.815
و بچه به‌جات نجنگیدن بیا جلوم وایسا

35:34.210 --> 35:35.793
حالت خوبه؟

35:35.794 --> 35:37.428
یه‌کم سرگیجه دارم

35:37.429 --> 35:39.029
احتمالاً واسه اونه

35:39.030 --> 35:41.230
که پدر عزیزم زد دهنم رو سرویس کرد

35:41.232 --> 35:43.066
خیلی شانس آوردی هنوز زنده‌ای

35:43.067 --> 35:44.668
میشه بگی پیش خودت چی فکر می‌کردی؟

35:44.670 --> 35:46.204
میشه الان درباره‌ش بحث نکنیم؟

35:46.206 --> 35:48.108
چیه؟ جلوی دوستت خجالت می‌کشی؟

35:49.543 --> 35:51.277
راستی این یارو دیگه کیه؟

35:51.279 --> 35:53.013
همیشه باید همینطوری همو ببینیم؟

35:53.014 --> 35:55.182
اون دوست منه و بهم کمک می‌کنه

35:55.183 --> 35:56.550
کمکت می‌کنه چی‌کار کنی؟
یه جنگ علیه کلاوس راه بندازی

35:56.551 --> 35:58.119
و این وسط‌ها منم به کشتن بدی؟

35:58.120 --> 36:00.686
من همین الان برای محافظت
از تو جون کلاوس رو نجات دادم

36:00.688 --> 36:01.887
آره . در برابر یه خون‌آشام روانی

36:01.888 --> 36:03.420
که خودت از اون دنیا برگردوندی

36:03.422 --> 36:04.988
خیلی‌خب ، بسه

36:04.989 --> 36:07.390
منم فکر می‌کنم بسه

36:07.391 --> 36:09.993
دیگه بسه

36:09.994 --> 36:12.597
الان همه باهم دوستیم ، دیگه نه؟

36:15.801 --> 36:18.303
تا برمیگردم همینجا بمون

36:20.039 --> 36:21.738
کلاوس رو بسپر به من

36:25.774 --> 36:28.444
باید بپیچیم به بازی . بهم اعتماد کن

36:28.445 --> 36:30.376
برادرم آدم چندان دل‌رحمی نیست

36:30.378 --> 36:32.210
حتی اگه اونجا کمکش کرده باشی

36:32.212 --> 36:34.278
تنفرش از خیانت خیلی بیشتر

36:34.279 --> 36:35.948
از حس قدردانیشه

36:35.949 --> 36:37.685
من ازش نمی‌ترسم

36:39.322 --> 36:41.989
حالا حتماً باید خودت رو به کشتن بدی؟

36:41.991 --> 36:44.061
من می‌خوام حسابم رو با کلاوس صاف کنم

36:44.062 --> 36:45.397
و تو هم کمکم کنی

36:45.398 --> 36:48.070
ولی اولش حق با توئه

36:48.071 --> 36:50.173
بیا از اینجا بریم

37:01.359 --> 37:04.460
چوب بلوط رو خیلی به موقع کشیدی بیرون

37:04.461 --> 37:08.100
اگه یه‌کم بیشتر می‌موند کارم تموم بود

37:08.101 --> 37:09.702
نه بابا ، در قبال اینکه نذاشتم

37:09.703 --> 37:11.103
همون موقع که می‌تونستی
اون بی‌شرف رو بکشی

37:11.104 --> 37:13.001
کمترین کاری بود که می‌تونستم انجام بدم

37:14.336 --> 37:16.473
خب ، اون به تو آسیب زد

37:16.474 --> 37:18.876
فقط واسه همون باید می‌کشتمش

37:20.613 --> 37:22.746
میدونی ، تو این هزار سال

37:22.747 --> 37:25.313
فکر می‌کنم این اولین‌باری بود
که دیدم فرار کنه

37:25.314 --> 37:26.549
تو هنوز هم ضعیفی

37:26.550 --> 37:29.418
و اون میدونست نمی‌تونه جلوتون وایسته

37:29.420 --> 37:31.687
منطقه رو بررسی کردیم . فرار کرده رفته

37:33.357 --> 37:35.125
ممنون که کمکم کردی

37:35.126 --> 37:37.628
خب ، اگه تو بمیری منم می‌میرم
خودخواهم دیگه

37:37.630 --> 37:40.499
آره . اگه تو بمیری آدمای زیادی می‌میرن

37:41.871 --> 37:45.343
ولی یه مشکل دیگه‌ای هم هست کلاوس

37:50.381 --> 37:51.717
دیگه نه

37:51.718 --> 37:53.251
متاسفانه تازه کارمون شروع شده

37:53.253 --> 37:56.556
اینجا می‌مونی تا همه چیز رو به یاد بیاری

37:56.557 --> 37:59.560
هر جنایتی که پشت اون در مخفی کردی

37:59.561 --> 38:01.766
میاد آزارت بده

38:01.767 --> 38:04.337
و هر چی ضعیف‌تر بشی قدرتت و اراده‌ت

38:04.338 --> 38:09.036
و امیدت از بین میره

38:09.037 --> 38:14.380
و وقتی داری اینجا می‌پوسی
دوباره به پیشنهادم فکر می‌کنی

38:14.381 --> 38:18.588
یه زندگی جدید ، یه راه واسه
رهایی از شیاطین درونت

38:18.589 --> 38:21.490
یه فرصت واسه آرامش

38:27.462 --> 38:30.367
دیگه بسه ، نه؟

38:30.369 --> 38:32.036
اگه به من بود که قلبش رو
از سینه درمیاوردم

38:32.037 --> 38:34.104
ولی اون راحت می‌پره تو یه بدن دیگه

38:38.512 --> 38:40.316
چطوری اینا رو باز کنم؟

38:40.318 --> 38:42.420
اون عروسک اونجا...بکنش

38:42.421 --> 38:44.955
با اون منو به اینجا بسته

38:51.997 --> 38:54.034
باید خون بخوری

38:54.035 --> 38:55.236
نمی‌تونم

38:55.237 --> 38:56.707
ضعیف شدی

38:56.708 --> 38:58.142
گفتم نمی‌تونم

39:00.546 --> 39:01.780
خون تو رو می‌خوام

39:01.781 --> 39:06.018
ممکنه نتونم جلوی عطشم رو بگیرم

39:08.823 --> 39:10.158
نگام کن

39:12.397 --> 39:14.565
من نمی‌ترسم

39:43.369 --> 39:44.871
باهاش چی‌کار کردی؟

39:46.272 --> 39:47.905
اجازه دادم خواب ببینه

39:49.441 --> 39:53.414
چه باملاحظه

39:54.450 --> 39:56.321
نمیشه فقط با یادآوری

39:56.322 --> 40:00.159
کارهای وحشتناک گذشته‌ش
از تاریکی بیرون بیارمش

40:00.160 --> 40:03.598
باید اجازه بدم دید خودش

40:03.599 --> 40:05.702
از یه دنیای بهتر رو پرورش بده

40:13.808 --> 40:16.276
و وقتی بیدار بشه

40:16.277 --> 40:24.604
می‌فهمه تنها راه برای آرامش راه منه

40:29.400 --> 40:30.400
‏Kianoosh_93 : مترجم‏

40:31.400 --> 41:11.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
