WEBVTT

00:02.260 --> 00:03.689
پیش از این در
"The Originals"

00:03.690 --> 00:06.189
اين شهر خونه‌ي من بود . مي‌خوام برگردونم‌ـش

00:06.190 --> 00:08.479
بعد از اين همه نقشه ريختنت
و دشمن‌هايي که براي خودت تراشيدي

00:08.480 --> 00:10.709
در تک‌تک روزهاي زندگي حقيرت

00:10.710 --> 00:13.039
چه انتظاري داشتي؟

00:13.040 --> 00:15.440
بچه‌ات زندگي شادي داشته باشه؟

00:15.460 --> 00:17.539
اين اميد خانواده‌ي ما بود

00:17.540 --> 00:19.429
بايد دوباره کنترل شهر رو به‌دست بگيريم

00:19.430 --> 00:20.629
من براي خونه‌ام مي‌جنگم

00:20.630 --> 00:22.929
براي شرافت خون‌آشام‌هايي که
از اونجا فرار کردن

00:22.930 --> 00:25.029
هنوزم مي‌توني بهم ملحق بشي

00:25.030 --> 00:26.699
من رو برگردوندي تا پسرم رو بکشم

00:26.700 --> 00:28.429
هر وقت که آماده باشم
زودتر امکان نداره

00:28.430 --> 00:30.279
بايد ميدونستيم مادرمون گرفتار چيز واضحي

00:30.280 --> 00:32.089
مثل مرگ نبوده

00:32.090 --> 00:34.390
کار زيادي براي انجام داريم -
بله مادر -

00:34.410 --> 00:35.520
من "کِیلِب"‌ هستم

00:35.760 --> 00:39.159
فين و کول ، بايد برنامه‌ي تجديد ديدار
خانواده رو بچينيم

00:39.160 --> 00:41.140
مي‌خواي چکار بکني برادر؟

00:41.150 --> 00:44.550
هر کاري که براي نجات خانوادمون لازم باشه

00:50.600 --> 00:53.500
" کادیز ، اسپانیا - سال 1702 "

00:56.510 --> 00:57.500
کول؟

01:03.880 --> 01:06.380
تمام تلاش‌هام براي مخفي نگه داشتن اين خانواده

01:07.710 --> 01:08.559
و اون‌وقت با يه همچين فسق و فجوري

01:08.560 --> 01:10.229
پدر مستقيم از حضورمون مطلع شد

01:10.230 --> 01:13.400
کول ، خودت رو نشون بده

01:13.860 --> 01:15.770
الان وقت بازي کردن نيست

01:21.760 --> 01:23.460
بيخیال برادر

01:25.530 --> 01:27.340
براي بازي کردن هميشه وقت هست

01:29.040 --> 01:30.210
بايد بريم

01:31.510 --> 01:33.249
مايکل خيلي بهمون نزديکه

01:33.250 --> 01:34.719
اگه مايکل بهمون نزديک بود

01:34.720 --> 01:36.699
حدس ميزنم نيکلاوس تا الان مُرده بود

01:36.700 --> 01:38.099
من به سختي فرار کردم

01:38.100 --> 01:39.729
پدر سر اسبم رو روي

01:39.730 --> 01:41.910
يه نيزه توي ميدون شهر گذاشت

01:42.150 --> 01:43.640
تئوي" بيچاره رو کشت؟"

01:44.720 --> 01:46.170
عجب هيولايي

01:47.290 --> 01:50.460
ولي به‌هرحال پدر هميشه از تو
بيشترين تنفر رو داشت

01:51.420 --> 01:53.880
مطمئنم اگه فرار کني و من رو
اينجا ول کني مياد دنبالت

01:55.250 --> 01:56.900
شايد من خودم رو شهردار بکنم

01:56.930 --> 01:59.049
ربکا و فين قبلا سوار کشتي شدن

01:59.050 --> 02:00.769
مهمه که ما پيش همديگه بمونيم

02:00.770 --> 02:02.029
ربکا کاري رو مي‌کنه که بهش گفته شده

02:02.030 --> 02:03.540
چون از "نيک" مي‌ترسه

02:05.010 --> 02:09.919
و فين هم نمي‌تونه بحثي بکنه

02:09.920 --> 02:11.660
چون يه خنجر توي قلبش فرو رفته

02:13.180 --> 02:14.730
من همينجا مي‌مونم

02:19.050 --> 02:22.050
برام جالبه که فکر مي‌کني چاره‌ي
ديگه‌اي هم داري

02:24.480 --> 02:27.370
نه . قسم مي‌خورم روزي ميرسه

02:27.500 --> 02:29.159
که من به اين آسوني مطيع شما نميشم

02:29.160 --> 02:31.920
و در اون‌روز شما رو عذاب ميدم

02:32.310 --> 02:36.040
شايد ولي اون‌روز هنوز نرسيده

03:20.600 --> 03:22.600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:22.600 --> 03:27.500
"The Originals"
فصل 2
قسمت 2 : زنده و لگد زن

03:28.500 --> 03:38.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:01.360 --> 04:02.910
اومدي بهم سر بزني؟

04:03.310 --> 04:04.459
عصر پرحادثه‌اي داشتي؟

04:04.460 --> 04:05.689
امروز خيلي بد بود

04:05.690 --> 04:07.680
براي همين کلاوس من رو برد به پاتيل

04:07.840 --> 04:10.040
اونجا چندتا ساحره ديديم

04:10.210 --> 04:12.520
پس مي‌خواي من باقيمونده‌ي
وعده‌ـت رو جمع کنم؟

04:26.650 --> 04:28.580
قضاوت نکان آلایژا

04:28.700 --> 04:31.260
کاري که من کردم بدتر از
کارهاي کلاوس نبود

04:31.270 --> 04:32.430
اميدوار بودم تو استانداردهاي بالاتري

04:32.440 --> 04:34.559
از نيکلاوس داشته باشي

04:34.560 --> 04:35.870
من الان يه دورگه هستم

04:36.280 --> 04:38.820
مزاج گرگينه‌ايم هم به اشتهام اضافه شده

04:39.130 --> 04:41.469
و ساحره‌هايي که سعي کردن بچه‌ام رو بکشن

04:41.470 --> 04:43.410
ارزششون بيشتر از غذا شدن براي من نيست

04:43.780 --> 04:44.920
ببخشيد

04:46.750 --> 04:49.100
برديش شکار ساحره؟

04:49.320 --> 04:51.379
من فقط مي‌خواستم اون ساحره‌ها رو قانع کنم

04:51.380 --> 04:52.939
که چوب بلوط سفيد رو برام پيدا کنن

04:52.940 --> 04:55.010
وقتي از پسش برنيومدن

04:56.060 --> 04:57.219
گذاشتم "هِیلی" هر کار مي‌خواد باهاشون بکنه

04:57.220 --> 04:58.769
هر روز وحشي‌تر ميشه

04:58.770 --> 05:01.429
نمي‌بيني داره از هم متلاشي ميشه؟

05:01.430 --> 05:04.500
شايد مشکلت استانداردهاي بالاته

05:04.950 --> 05:06.610
هِیلی" الان يکي از ماست"

05:06.860 --> 05:08.619
خون‌آشام بودن فقط در چيزي که واقعا هستي

05:08.620 --> 05:12.810
اغراق ايجاد مي‌کنه ولي گرگ‌ها
موجودات وحشي هستن

05:13.570 --> 05:15.109
ميدونه که هيچ‌وقت نمي‌تونه مثل اون دختر

05:15.110 --> 05:17.739
خوب و مطيعي که تو انتظار داري رفتار کنه

05:17.740 --> 05:19.689
قضاوت کردنت فقط بيشتر دلش رو درد مياره

05:19.690 --> 05:21.470
من دارم سعي مي‌کنم بهش کمک کنم

05:21.490 --> 05:24.380
و از تو خواستم که بهش کمک کني برادر

05:24.930 --> 05:26.720
منم دارم کمک مي‌کنم

05:26.920 --> 05:29.309
بايد ديشب مي‌ديديش

05:29.310 --> 05:32.980
که غرق خون ساحره‌ها شده بود
و تا بناگوش لبخند ميزد

05:33.510 --> 05:37.300
داره از اين وضعيت استقبال مي‌کنه
و اگه يه مقدار کمتر انتقاد بکني

05:37.310 --> 05:39.169
براش مشکلي پيش نمياد

05:39.170 --> 05:41.009
نيکلاوس ، مادر بچه‌ات

05:41.010 --> 05:43.210
لياقت بيشتر از اينا رو داره

05:46.480 --> 05:47.880
داري زندگيش رو محدود مي‌کني

05:47.890 --> 05:49.340
گرگ‌هاي باقيمونده رو پيدا کن

05:49.350 --> 05:51.050
شايد آدماش بتونن باهاش ارتباط برقرار کنن

05:51.150 --> 05:52.679
حالا بیشتر از هر زمان ديگه‌اي
نياز به برقراري ارتباط با

05:52.680 --> 05:57.210
انسانيت و شرافت داره

06:08.030 --> 06:09.459
جيا" خودش رو ثابت کرده"

06:09.460 --> 06:11.599
ميدونه داره درگير چي ميشه

06:11.600 --> 06:13.489
براي همين اولين نفري ميشه
که تبديلش مي‌کنم

06:13.490 --> 06:16.239
بقيه رو بايد اول مطمئن بشم

06:16.240 --> 06:18.990
که مي‌تونين با يه مرحله بالاتر رفتن
در زنجيره‌ي غذايي کنار بيايين

06:19.400 --> 06:24.199
تغييرات احساسي ، تنهايي و علاقه به خون

06:24.200 --> 06:27.360
شنيدن صداي تپش قلب رو تصور کنين

06:27.980 --> 06:30.460
تپش ، تپش

06:30.880 --> 06:33.180
و ميل بيش از حد به غذا خوردن

06:33.570 --> 06:35.580
خون‌آشام بودن يعني اين

06:35.770 --> 06:37.330
براي هر کسي نيست

06:37.780 --> 06:39.209
...بعضي آدما

06:39.210 --> 06:41.430
اينطور بگيم خون‌آشام بودن بهشون نمي‌خوره

06:46.700 --> 06:49.800
" نیو اورلانز ، سال 1821 "

06:50.650 --> 06:51.899
از پسش برنميام

06:51.900 --> 06:53.880
براي خوندن هم همچين حرفي رو زدي

06:54.000 --> 06:54.799
حالا همه چيز رو مي‌خوني

06:54.800 --> 06:55.949
از کتاب شعر تا انجيل

06:55.950 --> 06:58.280
پس خودت رو وقف موسيقي کن

06:58.300 --> 07:00.520
"به زودي ميشي يکي مثل "يوهان سباستين باخ

07:00.540 --> 07:02.090
ولي من مي‌خوام مثل تو بزنم

07:10.110 --> 07:11.689
چه دوست‌داشتني

07:11.690 --> 07:16.890
برادر بزرگم و بچه‌ي تحت قيومتم
دارن باهم مثل داداش کنار ميان

07:17.610 --> 07:19.349
يه وقت ديگه به کارمون ادامه ميديم

07:19.350 --> 07:21.779
برو ادامه‌ي "هملت" رو بخون

07:21.780 --> 07:23.910
فصل اول ، پرده‌ي سوم . برو

07:28.190 --> 07:30.880
تبريک ميگم . داشتي مشروب مي‌خوردي

07:32.080 --> 07:34.879
صرفا براي گريز از اين بي‌تنوعي عاري از زندگي

07:34.880 --> 07:37.150
که بر سر اين خانواده اومده

07:37.170 --> 07:38.809
ميدوني ، ربکا هنوزم به‌خاطر

07:38.810 --> 07:40.500
پسر فرماندار ناراحته

07:40.770 --> 07:42.169
وقتي که اون پسره رو کشتي

07:42.170 --> 07:43.799
انتظار يه نتيجه‌ي متفاوت رو داشتي؟

07:43.800 --> 07:46.590
مارسلوس جوون رو با آموزش بهش

07:46.770 --> 07:48.330
منحصر به خودت کردي

07:49.510 --> 07:51.510
من و اون قبلا خيلي باهم خوش مي‌گذرونديم

07:51.960 --> 07:54.760
اي‌کاش يه نفر بود که مي‌تونستم باهاش

07:54.790 --> 07:57.190
يه مقدار شيطنت بکنم

07:58.160 --> 08:01.030
بله ، درسته

08:02.750 --> 08:03.960
همينه

08:04.230 --> 08:05.520
همچين کاري نکردي

08:15.300 --> 08:16.460
آفرين

08:17.830 --> 08:19.260
لذيذ بود

08:19.820 --> 08:21.430
"ولي اشتباه نکن "نيک

08:21.720 --> 08:23.660
هنوز ناراحتم که بهم خنجر زدي

08:24.140 --> 08:28.090
ولي مي‌توني معذرت‌خواهي بکني

08:28.310 --> 08:29.500
و اين شروعشه

08:30.300 --> 08:32.110
پس از نظر تو تفريح يعني اين؟

08:32.160 --> 08:34.800
خب ، تو و مارسلوس که انقدر باهم خو گرفتين

08:36.230 --> 08:37.640
من چرا تنها باشم؟

08:37.670 --> 08:41.949
آلایژا ، انتظار نداشتم اينطرف رودخونه ببينمت

08:41.950 --> 08:44.750
منم انتظار نداشتم يه انجمن از
خون‌آشام‌هاي جديد ببينم

08:44.920 --> 08:47.000
گمونم ما جفتمون پر از سوپرايزيم

08:47.700 --> 08:49.269
انجمن من مشکلي نداشت تا وقتي که کلاوس

08:49.270 --> 08:51.880
به سرش زد تا حلقه‌هاي ماه رو درست کنه

08:52.050 --> 08:53.990
حالا دختر مراسم "دِرو" داره
حلقه‌ها رو بيشتر مي‌کنه

08:54.060 --> 08:56.439
و اونا رو به گرگ‌ها در ازاي وفاداريشون ميده

08:56.440 --> 08:59.480
گرگ‌ها هم بي‌وقفه جلوش زانو ميزنن

09:00.510 --> 09:02.539
محله تبديل به جاي خطرناکي شده

09:02.540 --> 09:06.070
و تو هم آخرين خون‌آشام واقعي هستي
که باقي مونده

09:06.140 --> 09:08.230
اگه از من بپرسي به نفع خودته
که به انجمنم ملحق بشي

09:08.510 --> 09:09.770
شايد اصلا به همين خاطر اومدي اينجا

09:10.870 --> 09:12.380
اومدم اينجا تا بهت يه پيشنهادي بدم

09:14.140 --> 09:15.300
بهم کمک کن چوب بليط سفيد رو پيدا کنم

09:15.310 --> 09:17.640
و منم ميذارم اين آزمايش اجتماعي
کوچيکت ادامه پيدا کنه

09:17.650 --> 09:19.189
حتي اگه مي‌خواستم کمک کنم هم

09:19.190 --> 09:20.860
بازم نميدونستم چوب کجاست

09:20.870 --> 09:22.989
آره ولي توي "دِوینا" يه دوست داري

09:22.990 --> 09:24.360
اون مي‌تونه پيداش کنه

09:24.480 --> 09:25.989
نکته اينجاست که خودم
مي‌تونستم باهاش صحبت کنم

09:25.990 --> 09:30.020
ولي حس مي‌کنم صحبتمون ممکنه يه
مقدار ناخوشايند تموم بشه

09:30.600 --> 09:32.299
نمي‌خواد بهش نزديک بشي

09:32.300 --> 09:33.560
پس قرارمون رو گذاشتيم

09:34.660 --> 09:36.290
خودت شخصا ميري دنبالش

09:51.800 --> 09:53.330
چه اعصاب خورد کن

09:53.580 --> 09:56.510
يه شاگرد که مي‌خواد تو کار استاد دخالت کنه

09:58.890 --> 10:00.270
اين يه طلسم قطع ارتباط ساده‌ست

10:00.280 --> 10:01.200
ساده؟

10:01.250 --> 10:03.349
داري سعي مي‌کني ارتباط بين کلاوس

10:03.350 --> 10:05.590
و تمام خون‌آشام‌هاي زيردستش رو قطع کني

10:05.830 --> 10:08.839
نه . براي من فقط مارسل و "جاش" مهمن

10:08.840 --> 10:10.559
کلاوس رو بکشي اونا هم مي‌ميرن

10:10.560 --> 10:11.709
مي‌تونم اين رو درست کنم

10:11.710 --> 10:12.719
کتاب طلسم‌هاي "اَستِر" رو دارم

10:12.720 --> 10:14.099
فقط مسئله‌ي زمانه

10:14.100 --> 10:17.690
شايد من بتونم بهت براي حل معما کمک کنم

10:19.230 --> 10:20.359
مگر اينکه بتوني روي من طلسمي اجرا کني

10:20.360 --> 10:22.400
که من رو از کنترلت درمياره

10:22.520 --> 10:24.329
به عنوان کسي که انقدر از کلاوس متنفره

10:24.330 --> 10:26.429
ولي بازم به اندازه‌ي اون بدبيني

10:26.430 --> 10:28.209
هر چي زودتر طلسم رو اجرا کني

10:28.210 --> 10:31.090
منم زودتر مي‌تونم اون حرومزاده رو بکشم

10:32.700 --> 10:34.800
" قهوه؟ همین الان؟ "

10:56.240 --> 10:58.280
خب ، حق داشتي که مشکوک باشي

10:58.340 --> 11:00.229
دِوینا" يه چيزي توي اون زيرشيووني قايم کرده"

11:00.230 --> 11:03.159
در با يه طلسم پيچيده قفل شده بود

11:03.160 --> 11:04.969
مي‌تونه يه سلاح باشه . يه‌جور منبع قدرت

11:04.970 --> 11:07.029
ترجيح ميدم چيزي رو به شانس واگذار نکنم

11:07.030 --> 11:10.070
بهتره بدونيم چي داره و طرف کيه

11:10.190 --> 11:12.429
براي همين شام دعوتش مي‌کني

11:12.430 --> 11:14.090
من براي قهوه دعوتش کردم و قالش گذاشتم

11:14.690 --> 11:15.869
احتمالا الان ازم متنفره

11:15.870 --> 11:16.859
کاري که بهت گفته شده رو انجام بده کول

11:16.860 --> 11:19.879
البته . فينِ چاپلوس به حرف مياد

11:19.880 --> 11:23.220
مي‌خواي تا آخر عمرت از
مامانت دستور بگيري يا که چي؟

11:23.340 --> 11:24.940
جفتتون تمومش کنين

11:25.330 --> 11:27.060
درگيري به اندازه کافي خواهيم داشت

11:29.260 --> 11:31.650
اين آدم‌هاي پررو رو داشته باش

11:32.510 --> 11:33.860
مزخرف نگو

11:34.150 --> 11:37.699
اينا دوستامونن . گرگ‌هاي نيازمند هديه‌اي

11:37.700 --> 11:41.050
که تنها من مي‌تونم تهيه کنم...حلقه‌هاي ماه

11:45.660 --> 11:47.820
ساحره‌ها شبانه‌روزي کار مي‌کردن

11:48.490 --> 11:51.380
به زودي به اندازه‌ي يه ارتش حلقه جمع مي‌کنيم

11:51.810 --> 11:53.070
و وقتي اين‌کار رو کرديم

11:53.490 --> 11:55.640
يه سري به برادرهات ميزنيم

12:01.660 --> 12:05.040
بهشون اشتباهات بد

12:05.660 --> 12:07.900
راه‌هاي خون‌آشاميشون رو نشون ميديم

12:20.710 --> 12:22.599
بهت گفته بودم که اينجا متروکه‌ست

12:22.600 --> 12:24.830
نه . بوشون تازه‌ست

12:24.930 --> 12:26.050
قايم شدن

12:27.510 --> 12:29.679
يعني همين دور و برها

12:29.680 --> 12:31.849
باقيمونده‌ي گروهت رو پيدا مي‌کنيم

12:31.850 --> 12:33.110
و بعدش چي؟

12:33.620 --> 12:35.930
اينجوري هم نيست که بخوان
بهمون خوشامد بگن

12:35.940 --> 12:37.129
اگه فقط يه چيز هست که اين
آدما ازش بيشتر از خون‌آشام‌ها

12:37.130 --> 12:39.209
متنفر باشن دورگه‌هاست

12:39.210 --> 12:41.570
اونا از کمبود قدرت متنفرن

12:41.610 --> 12:42.889
براي همينه که دوست‌هاشون حاضر به

12:42.890 --> 12:45.430
اون ساحره در ازاي اون حلقه‌ها هستن

12:46.360 --> 12:47.799
ولي اون ساحره هنوز به آدماي تو نرسيده

12:47.800 --> 12:49.680
براي همينه که بايد ما اول پيداشون کنيم

12:49.760 --> 12:51.670
و مطمئن بشيم که باهامون متحد ميشن

12:52.060 --> 12:53.090
عالي شد

12:53.420 --> 12:55.109
فقط بايد پيداشون کنيم

12:55.110 --> 12:59.190
کاري که به تو مي‌سپارمش . خب ، برو

12:59.430 --> 13:01.539
تو الان يه دورگه با حواس پنج‌گانه قوي هستي

13:01.540 --> 13:04.570
برخلاف هر چيز ديگه‌اي که اين دور و بره

13:15.420 --> 13:16.079
اين احمقانه‌ست

13:16.080 --> 13:18.030
مردمت نياز به يه رهبر دارن

13:19.410 --> 13:20.760
تو ملکه‌شون هستي

13:20.770 --> 13:22.950
من يه بي‌عرضم

13:23.180 --> 13:25.270
تمام روز گريه مي‌کنم
تمام شب غذا مي‌خورم

13:28.300 --> 13:31.980
فقط هم به اين فکر مي‌کنم که
چقدر دلم براي دخترم تنگ شده

13:34.330 --> 13:36.199
فکر مي‌کني فقط خودت اين درد رو داري؟

13:36.200 --> 13:38.659
حتي يه بار هم بهش فکر کردي؟

13:38.660 --> 13:41.440
يه لحظه هم نشده که بهش فکر نکنم

13:41.670 --> 13:44.489
وقتي قلبم رو به‌درد مياره با فکر کردن به

13:44.490 --> 13:46.950
بلايي که قراره سر اونايي که مي‌خوان
بهش دست بزنن بيارم خودم رو خوشحال مي‌کنم

14:01.310 --> 14:02.690
تمرکز کن

14:19.690 --> 14:21.040
دِوینا" تو راهه"

14:21.280 --> 14:23.329
وقتي که برسه اينجا بايد رفته باشي

14:23.330 --> 14:26.089
من تا وقتي از جاي اون چوب مطلع نشم
هيچ جايي نميرم

14:26.090 --> 14:28.750
فکر مي‌کني اگه اينجا باشي
اون باهامون همکاري مي‌کنه؟

14:30.020 --> 14:31.889
اولين چيزي که با زندگي با خانواده‌ـت ياد گرفتم

14:31.890 --> 14:33.280
اين بود که هر جايي که شما ميرين

14:33.310 --> 14:34.949
جنگ و خونريزي هم دنبال سرتون مياد

14:34.950 --> 14:39.740
براي همين آفتابي نشو
سعي کن کسي رو نکشي

14:51.190 --> 14:52.930
46

14:53.400 --> 14:55.460
يه ساختمان کاملا استيجاري

14:55.470 --> 14:59.630
46جسد غرق شدن

15:00.370 --> 15:01.570
مزخرفه

15:02.280 --> 15:03.670
حداقل 60تا بود

15:04.220 --> 15:07.090
يادشون رفت زيرشيرووني رو بررسي کنن

15:07.420 --> 15:08.929
چرا مردم از زيرشيرووني فرارين؟

15:08.930 --> 15:10.079
با عقل جور درنمياد

15:10.080 --> 15:11.499
اينکه بخوايم مخفيانه توي اين شهر باشيم

15:11.500 --> 15:12.669
با اين نوعي که شما دارين
با نهايت قدرتون سعي مي‌کنين

15:12.670 --> 15:15.210
توجهات رو به خودتون جلب کنين

15:15.230 --> 15:16.229
خيلي سخت و دشواره

15:16.230 --> 15:19.380
غافلگير شدم مي‌بينم اصلا
وقت نگران ما شدن رو هم داري

15:19.620 --> 15:22.829
با توجه به اين همه زماني که صرف
آموزش و نگهداري از مارسلوس مي‌کني

15:22.830 --> 15:24.760
قضيه سر اينه؟

15:26.030 --> 15:28.459
به دوستيم با مارسلوس حسادت مي‌کني

15:28.460 --> 15:31.610
نيکلاوس ، خودت اون بچه رو آوردي به اين خونه

15:33.350 --> 15:34.820
الان ديگه اينجا جاش در امان نيست

15:35.250 --> 15:37.159
نمي‌تونم اجازه بدم که اينجا بمونه

15:37.160 --> 15:39.029
مي‌خواي پسره رو به‌خاطر رفتار کول مجازات کني؟

15:39.030 --> 15:40.689
ترجيح ميدم اول کول رو بندازيم توي يه جعبه

15:40.690 --> 15:42.339
اون توله سگ رو به
خونواده‌ي خودت ترجيح ميدي؟

15:42.340 --> 15:44.430
اون توله سگ هم جزوي از خونواده‌ي ماست

15:47.810 --> 15:49.280
مارسلوس همينجا مي‌مونه

15:58.620 --> 16:00.019
خيلي وقته نديدمت "دي" کوچولو

16:00.020 --> 16:01.939
پيغامت رو گرفتم . چي شده؟

16:01.940 --> 16:03.640
بيا اينجا ببينم . بغلم نمي‌کني؟

16:04.980 --> 16:06.540
خوشحالم مي‌بينمت مارسل

16:07.730 --> 16:09.060
منم خوشحالم مي‌بينمت

16:09.300 --> 16:11.430
ممنون که خودت رو رسوندي اينجا

16:12.300 --> 16:15.010
دبیرستان چطوره؟ دوست جديد پيدا نکردي؟

16:15.350 --> 16:16.019
نميدونم

16:16.020 --> 16:20.550
يه يارويي من رو بيرون دعوت کرد
ولي بعدش نيومد سر قرار

16:20.770 --> 16:22.100
قالت گذاشت؟

16:22.170 --> 16:23.550
لب تر کن تا برم بکشمش

16:26.130 --> 16:26.779
خيلي خب ، ببين

16:26.780 --> 16:28.559
بدم مياد که ازت بخوام در حقم لطف بکني

16:28.560 --> 16:31.960
ولي نياز به يه طلسم مکان‌ياب دارم

16:32.460 --> 16:35.579
يه چيزي گم شده . يه چوب بلوط سفيد

16:35.580 --> 16:37.530
قدرت کشتن يه اصيل رو هم داره

16:39.850 --> 16:41.540
يکي از همونا بهت گفت اين‌کار رو بکني؟

16:41.760 --> 16:43.510
دي" ، اگه با اون چوب کلاوس رو بکشن"

16:43.520 --> 16:46.479
تمام خون‌آشام‌هاي زيردستش هم از بين ميرن

16:46.480 --> 16:47.390
ميدونم

16:48.510 --> 16:49.950
اگه پيداش کردم چي؟

16:50.890 --> 16:52.879
قرار نيست که بدمش به کلاوس

16:52.880 --> 16:54.189
هم اون و هم آلایژا 2تا هيولاي

16:54.190 --> 16:55.369
وحشتي و خونخوارن

16:55.370 --> 16:57.600
...اي‌کاش که مي‌تونستم باهات مخالفت کنم

16:59.040 --> 17:01.060
ولي متاسفانه حق با توئه

17:05.980 --> 17:08.880
گر چه من و تو جفتمون يه دليل عالي
براي پيدا کردن اون سلاح داريم

17:09.930 --> 17:10.999
من اون رو براي محافظت از خانوادم مي‌خوام

17:11.000 --> 17:12.840
و تو هم اون رو براي محافظت
از دوستات مي‌خواي

17:13.870 --> 17:17.850
بهتره ديگه اختلافاتمون رو فراموش کنيم
و باهم متحد بشيم

17:20.200 --> 17:21.260
نه

17:22.410 --> 17:24.100
...دِوینا" ، ميشه فقط" -
نه -

17:24.230 --> 17:26.350
نه . ديگه گوش نمي‌کنم

17:28.190 --> 17:31.230
براي يه مدت طولاني قدرت
دست تو و خانواده‌ـت بود

17:31.640 --> 17:34.490
هر کسي که جلوي راهتون قرار مي‌گرفت رو
يا اغفال مي‌کردين يا مي‌کشتين

17:35.680 --> 17:36.950
اون زمونه به سر رسيده

17:37.380 --> 17:39.630
از الان به بعد مي‌توني با
معني ترس هم آشنا بشي

17:45.920 --> 17:47.710
بهت گفتم که آفتابي نشي

17:47.840 --> 17:49.359
مي‌خواستم شخصا باهاش صحبت کنم

17:49.360 --> 17:51.600
چرا؟ تا عصباني بکنيش؟

17:52.130 --> 17:53.900
مي‌خواستم خودم ببينم

17:55.390 --> 17:57.189
برات ارزش قائله ولي چقدر شجاعانه

17:57.190 --> 17:59.630
با خطري که الان روبرويي برخورد کرد

18:00.300 --> 18:01.199
منظورت چيه؟

18:01.200 --> 18:02.639
اون ميدونه که از چوب استفاده نميشه

18:02.640 --> 18:04.830
چون دقيقا ميدونه کجاست

18:06.380 --> 18:07.850
تمام مدت دست خودش بود

18:12.300 --> 18:13.729
جکسون گم و گور شده

18:13.730 --> 18:15.800
و اوليور هم فکر مي‌کنه آلفاست

18:16.240 --> 18:17.600
به حرفم گوش نمي‌کنن

18:17.830 --> 18:18.909
نشون هلال ماه روي شونه‌ت

18:18.910 --> 18:21.450
وقتي که دورگه شدي از بين نرفت

18:22.280 --> 18:24.000
برو و باهاشون صحبت کن

18:35.470 --> 18:36.580
شما 2تا چي مي‌خواين؟

18:36.590 --> 18:37.359
زبونت رو نگه دار

18:37.360 --> 18:39.059
وگرنه از حلقوم‌ـت مي‌کشمش بيرون

18:39.060 --> 18:40.930
نيومديم اينجا تا بجنگيم اوليور

18:42.550 --> 18:44.049
گروهمون توسط آدم‌هايي تقسيم شده

18:44.050 --> 18:46.110
که مي‌خوان ما رو تبديل به برده‌هاشون بکنن

18:46.500 --> 18:48.700
ما الان نياز به يه رهبر داريم

18:48.860 --> 18:52.030
کسي که ما رو دوباره متحد و قدرتمند بکنه

18:52.270 --> 18:54.360
کسي که براي گروهمون بجنگه

18:55.670 --> 18:58.150
اگه بذارين من مي‌تونم اين رهبر باشم

18:58.240 --> 18:59.590
فکر مي‌کني مي‌تونيم بهت اعتماد کنيم؟

18:59.840 --> 19:02.289
تو يکي از ما نيستي . حتي گرگينه هم نيستي

19:02.290 --> 19:04.339
يه خون‌آشام خونخوار و کثيفي

19:04.340 --> 19:07.250
مي‌خواي دوباره اين حرفت رو تکرار کني
و ببيني چه اتفاقي ميوفته اليور؟

19:07.320 --> 19:08.450
چه دختر گردن کلفتي

19:08.740 --> 19:11.630
مي‌خواي جلوي همشون بهم حمله کني؟

19:12.970 --> 19:14.289
همين الان بهشون يه دليل ديگه دادي تا به

19:14.290 --> 19:16.019
کسي" و حلقه‌هاي ماه‌ـش جواب مثبت بدن"

19:16.020 --> 19:18.990
آره . يه ساحره رو به تو ترجيح ميدن

19:19.300 --> 19:22.250
من که ترجيح ميدم بميرم تا
تو رو دنبال کنم

19:24.100 --> 19:26.120
نبايد گنده برميداشتي

19:26.810 --> 19:27.640
ولش کن کلاوس

19:27.650 --> 19:29.689
بايد سياست رو ياد بگيري عزيزم

19:29.690 --> 19:31.709
با کشتن مخالف‌هاته که مي‌توني
قدرت رو بدست بياري

19:31.710 --> 19:33.089
شايد زياد از من خوششون نياد

19:33.090 --> 19:36.409
ولي اين آدم‌ها از جمله اوليور
خانواده‌ي من هستن

19:36.410 --> 19:38.340
ولش کن

19:41.940 --> 19:44.560
ملکه‌ـتون رو مي‌بينين؟

19:45.260 --> 19:49.600
قدرتمند ، شجاع و برخلاف من بخشنده

19:53.880 --> 19:56.570
اين آدما بايد بهت احترام
بيشتري نشون بدن

19:57.900 --> 19:59.970
رهبري کردنشون ديگه با خودته

20:00.760 --> 20:01.880
کجا ميري؟

20:02.660 --> 20:04.390
ميرم ساحره رو پيدا کنم

20:05.020 --> 20:07.319
به نظر مياد بايد بهش ياد بدم که توي شهر من

20:07.320 --> 20:09.290
اجازه داره چه کاري رو بکنه
و چه کاري رو نکنه

20:15.940 --> 20:16.849
جاي چوب در امانه

20:16.850 --> 20:19.179
چون باعث کشته شدن من ميشه
دِوینا" چوب رو برعليه کلاوس استفاده نمي‌کنه"

20:19.180 --> 20:21.820
ولي خيلي راحت مي‌تونه
عليه من ازش استفاده بکنه

20:22.170 --> 20:23.820
گمونم بهتره مراقب رفتارت باشي

20:24.380 --> 20:26.480
و چقدر طول مي‌کشه تا يه نفر ديگه
هم به اين راز پي ببره؟

20:26.490 --> 20:28.209
اگه چوب بيوفته دست دشمن چي؟

20:28.210 --> 20:30.339
ببين ، قانعش مي‌کنم که چوب رو پس بده . باشه؟

20:30.340 --> 20:31.779
يه مقدار بهم زمان بده

20:31.780 --> 20:32.629
متاسفانه مارسل

20:32.630 --> 20:35.550
برخلاف اين آدم‌هاي بدبختي که اينجا آوردي

20:36.230 --> 20:38.509
قول دادن‌هات خيلي کم من رو
تحت تاثير قرار ميده

20:38.510 --> 20:40.579
به‌هرحال هر جور شده
دِوینا" باهامون کنار مياد"

20:40.580 --> 20:41.720
خيلي خب

20:42.420 --> 20:45.629
تا حالا شده از خودت بپرسي چرا
خانواده‌ـت انقدر دشمن داره؟

20:45.630 --> 20:47.270
به‌خاطر اينکه يه همچين
حرکات احمقانه‌اي انجام ميدين

20:47.280 --> 20:48.559
واقعا باعث ميشه به اين فکر کنم چطوري من

20:48.560 --> 20:50.240
بين شماها جون سالم به‌در بردم

20:50.480 --> 20:52.270
بذار برم خونه

20:52.980 --> 20:55.019
آقای کول من از این‌کار خوشم نمیاد

20:55.020 --> 20:56.369
ضد حال نزن

20:56.370 --> 20:58.919
شکسپیر رو باید واقعی تجربه کرد

20:58.920 --> 21:00.649
راستش اینا بهترین بازیگرهای ممکن نیستن

21:00.650 --> 21:02.530
ولی خب ، ما در قسمت‌های تحت استعمار هستیم

21:03.050 --> 21:04.000
...خب

21:04.610 --> 21:05.690
کجا بودیم؟

21:07.400 --> 21:09.500
پس نتیجه کارِت رو ببین

21:14.930 --> 21:16.949
"منو عفو بفرمایید جناب "هارلت

21:16.950 --> 21:18.010
نه

21:21.640 --> 21:23.670
چندبار باید بهت بگم؟

21:25.970 --> 21:28.210
"هملت" درسته ، نه "هارلت"

21:30.360 --> 21:32.100
بعضی وقتا واقعاً نمیدونم
چرا اینقدر به خودم زحمت میدم

21:32.970 --> 21:34.040
چی‌کار کردی؟

21:35.150 --> 21:37.840
هیچی . فقط مارسلوس رو با تئاتر آشنا کردم

21:38.030 --> 21:39.940
فکر می‌کردم خوشحال بشی

21:40.910 --> 21:43.890
تصورات فاسد تو اصلاً حد و مرزی داره برادر؟

21:44.040 --> 21:45.619
اگه قراره این پسر یه خون‌آشام بشه

21:45.620 --> 21:48.020
باید یه‌جوری آموزش ببینه دیگه ، نه؟

21:49.400 --> 21:50.400
بیا

21:50.700 --> 21:52.709
من از خونم بهش دادم

21:52.710 --> 21:54.730
تنها کاری که می‌مونه اینه که بکشیش

21:54.880 --> 21:58.140
و اون میشه یکی از ما

21:59.880 --> 22:01.450
تو هم همین رو می‌خوای دیگه

22:02.870 --> 22:03.890
درسته؟

22:05.370 --> 22:08.720
آلایژا ، ولش کن

22:12.660 --> 22:13.950
"مرسی "نیک

22:14.390 --> 22:16.620
حداقل یه نفر معنای خانواده رو میدونه

22:16.930 --> 22:18.600
قبلاً هم بهت گفته بودم

22:21.080 --> 22:23.580
مارسلوس یکی از اعضای خونواده‌ست

22:26.580 --> 22:28.169
هم تو حق داری مشکوک باشی

22:28.170 --> 22:29.879
"و همینطور نمیشه به "دِوینا
برای اهانتش خورده گرفت

22:29.880 --> 22:31.849
ولی این‌وضع حاد الانمون رو عوض نمی‌کنه

22:31.850 --> 22:33.580
اون چوب دست "دِوینا"ست

22:34.140 --> 22:35.380
و من می‌خوامش

22:36.320 --> 22:37.339
هر چقدر دوست داری نگاهش کن

22:37.340 --> 22:39.209
ولی تا زمانی که این دستبند دست منه

22:39.210 --> 22:40.830
من صاحب تو هستم

22:41.070 --> 22:42.779
دختر کوچولوی احمق

22:42.780 --> 22:45.419
منو اینجا حبس کردی . کمکم رو قبول نمی‌کنی

22:45.420 --> 22:45.919
اونم وقتی که

22:45.920 --> 22:48.540
اون دورگه بی‌عاطفه کنترل شهر رو دستش گرفته

22:48.600 --> 22:50.970
و آزادانه هر کسی که واست مهمه رو آزار میده

22:51.270 --> 22:53.250
البته اون عده انگشت‌شماری که هنوز زنده‌ان

22:57.700 --> 22:59.900
" میشه اشتباهم رو سر شام جبران کنم؟ "

23:02.110 --> 23:04.310
ادبتون کجا رفته؟

23:04.760 --> 23:07.330
اینجا کسی مهمان‌نوازی بلد نیست؟

23:22.770 --> 23:24.490
حالا شد یه چیزی

23:25.640 --> 23:28.199
گر چه یه خورده ناامید شدم

23:28.200 --> 23:31.250
که می‌بینم این همه از هم‌گونه‌های وحشیم

23:31.260 --> 23:34.900
توسط یه دختر ‏16 ساله رام شدن

23:36.230 --> 23:37.740
اون کجاست؟

23:38.730 --> 23:41.959
اون جادوگری که جرات می‌کنه بدون اجازه من

23:41.960 --> 23:43.420
انگشتر ماه بسازه کجاست؟

23:45.630 --> 23:47.130
نیکلاوس

23:55.510 --> 23:57.450
منتظرت بودم

24:04.200 --> 24:07.260
بابت از دست دادن بچه‌ت

24:07.680 --> 24:09.689
بهت تسلیت میگم

24:09.690 --> 24:12.480
مگه همین فرقه شما نبود
که قصد جونش رو کرده بود؟

24:14.700 --> 24:17.219
الان این چای واسه برقراری صلحه؟

24:17.220 --> 24:20.350
بابونه خواص دارویی زیادی داره

24:23.220 --> 24:26.010
میدونستی از گیاهانیِ که گل میدن؟

24:26.520 --> 24:27.610
آره

24:28.430 --> 24:30.519
نزدیکی محل زندگی دوران بچگیم رشد می‌کردن

24:30.520 --> 24:32.959
ولی نه چای و نه اطلاعات گیاهیت

24:32.960 --> 24:34.419
ساختن انگشترهای ماه

24:34.420 --> 24:37.589
رو توجیح نمی‌کنه

24:37.590 --> 24:39.640
فکر می‌کردم واضحه

24:40.810 --> 24:42.599
اتحاد گرگینه‌ها و جادوگرا

24:42.600 --> 24:44.780
تعادل رو به شهر برمیگردونه

24:45.130 --> 24:48.150
واسه یه دختر بچه هدف بزرگیه

24:49.520 --> 24:52.489
مدت‌ها قبل گرگینه‌ها
و جادوگرا باهم در صلح بودن

24:52.490 --> 24:54.520
بعدش خون‌آشام‌ها اومدن

24:55.250 --> 24:58.010
یه بلا از جنس گوشت و خون

24:58.020 --> 25:00.040
نفرینی بر زمین

25:00.360 --> 25:03.170
شما بویی از انسانیت نبردین

25:03.240 --> 25:06.060
و واسه همین کسایی که
مثل شما نیستن رو آزار میدین

25:06.070 --> 25:09.239
جادوگرها یه فرقه دارن و گرگینه‌ها گله دارن

25:09.240 --> 25:11.619
و ما تو رو مدام یاد چیزایی میندازیم

25:11.620 --> 25:14.359
که نبودش رو احساس می‌کنی

25:14.360 --> 25:17.899
موجوداتی مثل تو همیشه از زنده‌ها متنفر خواهند بود

25:17.900 --> 25:21.650
و ما هم باید بتونیم از خودمون دفاع کنیم

25:22.620 --> 25:25.000
انگشترها تعادل دو کفه ترازو رو برقرار می‌کنن

25:25.010 --> 25:26.849
اگه ما متحد باشیم

25:26.850 --> 25:29.220
هیچ چیزی نمی‌تونه در برابرمون قرار بگیره

25:30.830 --> 25:32.680
استراتژی جاه‌طلبانه‌ایه

25:33.490 --> 25:37.309
ولی بذار شجاعت به خرج بدم

25:37.310 --> 25:39.210
و چند کلمه‌ای نصیحتت کنم

25:39.290 --> 25:42.690
نيو اورلانز" شهر فاسدیه"

25:43.470 --> 25:46.000
و دشمنات همه جا هستن

25:46.740 --> 25:50.610
پشت سرت ، جلوی چشمات

25:50.710 --> 25:52.759
باید حسابی حواست رو جمع کسایی کنی

25:52.760 --> 25:55.050
که قصد دارن از سر راه برت دارن

25:55.160 --> 25:57.560
ممکنه اصلاً انتظار بعضی‌شون رو نداشته باشی

25:57.970 --> 26:01.270
نیازی به گفتن نیست
خودم جوانب احتیاط رو رعایت می‌کنم

26:02.080 --> 26:05.180
راستش همین الان که داریم صحبت می‌کنیم
هم حواسم به همه جا هست

26:08.720 --> 26:09.890
خونوادم؟

26:10.130 --> 26:11.140
نه

26:11.150 --> 26:13.050
یه مشت عوضی‌ان

26:14.370 --> 26:15.570
خانواده تو چطور؟

26:15.950 --> 26:17.340
چیز زیادی واسه گفتن نیست

26:17.420 --> 26:18.720
تک فرزندم

26:19.010 --> 26:20.700
بابام همیشه ازمون دور بود

26:22.100 --> 26:24.050
که البته خیلی بهتر از بودنِ مامانمه

26:24.730 --> 26:26.070
پس با مامانت مشکل داری ، آره؟

26:26.270 --> 26:28.220
شرط می‌بندم از اون سختگیراست ، نه؟

26:29.040 --> 26:30.460
آره . مامان منم همینطوریه

26:31.330 --> 26:34.260
به‌خاطر اونه که این همه مدت
جادوگری رو گذاشتیم کنار

26:35.990 --> 26:37.230
تو جادوگری؟

26:37.840 --> 26:39.959
اینقدر متعجب نگام نکن گلم

26:39.960 --> 26:42.540
فقط به‌خاطر خوشگلیت که
نخواستم دوست‌دخترم بشی

26:43.640 --> 26:47.119
ما یه‌جورایی مثل همیم

26:47.120 --> 26:48.330
منظورت چیه؟

26:48.690 --> 26:50.680
"من داستانت رو میدونم "دِوینا

26:50.820 --> 26:52.559
یه‌جورایی مشهوری

26:52.560 --> 26:55.440
تو اون دختر مراسم "دِرو" هستی
که از فرقه‌اش جدا شده

26:56.780 --> 26:58.300
منم خیلی شبیه تو هستم

26:58.820 --> 27:01.800
اعتقادی به قانون و این حرفا ندارم

27:02.800 --> 27:04.780
شجاعتت واقعاً قابل‌تقدیره

27:10.530 --> 27:12.340
ببخشید

27:13.230 --> 27:15.750
تا جواب ندم ول کن نیست

27:17.980 --> 27:19.370
سریع برمیگردم

27:24.890 --> 27:26.130
داری لفتش میدی

27:26.640 --> 27:29.070
اصلاً ضایع نیست

27:29.110 --> 27:30.920
که حتی سر قرار هم تحت نظرت داشته باشن

27:31.550 --> 27:33.189
دست از تعریف و تمجید بردار

27:33.190 --> 27:33.969
و بفهم دختره چی رو پنهان کرده

27:33.970 --> 27:35.719
دارم مخش رو میزنم وینسنت

27:35.720 --> 27:38.839
و واسه این‌کار آدم باید باشخصیت
و دوست‌داشتنی باشه

27:38.840 --> 27:40.810
مسائلی که تو کلاً ازش سر درنمیاری

27:41.900 --> 27:43.579
مادر منتظر جوابه

27:43.580 --> 27:45.009
و اگه تو نتونی بدستشون بیاری

27:45.010 --> 27:46.019
مجبور میشم به روش خودم وارد عمل بشم

27:46.020 --> 27:46.829
می‌خوای چی‌کار کنی؟

27:46.830 --> 27:47.629
با این حرفات اینقدر حوصله‌ش رو سر ببری

27:47.630 --> 27:49.840
تا خسته بشه و خودش همه چیز رو بگه؟

27:50.050 --> 27:51.589
اگه می‌خوای ببینی کسی سلاحی داری یا نه

27:51.590 --> 27:53.620
باید تحریکش کنی تا ازش استفاده کنه

27:53.900 --> 27:55.480
من نگفتم دست منه

27:55.840 --> 27:57.909
خب ، مسئله اینجاست که
آلایژا فکر می‌کنه دست توئه

27:57.910 --> 27:59.889
راستش تقریباً مطمئنه

27:59.890 --> 28:02.090
خب ، آلایژا می‌تونه هر جوری
دوست داره فکر کنه

28:03.330 --> 28:04.270
دِوینا" ، تو در خطری"

28:04.280 --> 28:06.039
هر کسی که دنبال کشتن یه اصیله

28:06.040 --> 28:07.489
میوفته دنبالت

28:07.490 --> 28:08.320
مشکلی نیست

28:08.600 --> 28:09.779
بذار سعیشون رو بکنن

28:09.780 --> 28:11.860
دِوینا" ، بس کن . بگو الان کجایی"

28:12.280 --> 28:13.489
میشه با صحبت حلش کرد

28:13.490 --> 28:15.039
بار "روسو" ، لازم نکرده بیای

28:15.040 --> 28:16.340
دارم میرم

28:22.900 --> 28:23.860
کِیلِب"‌؟"

28:25.370 --> 28:26.569
چی شده؟

28:26.570 --> 28:28.139
یه یارویی گفت به‌خاطر یه مهمونی خصوصی

28:28.140 --> 28:29.790
رستوران تعطیله

28:29.960 --> 28:31.199
باید همین الان بریم

28:31.200 --> 28:32.710
عجله‌ت واسه چیه خوشگله؟

28:33.300 --> 28:35.310
بمون باهم عشق و حال کنیم

28:35.640 --> 28:37.270
از سر راهمون برو کنار

28:41.760 --> 28:43.229
...می‌تونی با بقیه‌شونم همین کار رو بکنی یا

28:43.230 --> 28:44.600
همه باهم نه

29:19.110 --> 29:21.340
سگ‌های کثیف

29:47.670 --> 29:48.910
...خب

29:49.140 --> 29:51.520
چه جالب ورق برگشت

29:59.390 --> 30:01.630
از کشتنت حسابی لذت می‌برم دخترجون

30:08.080 --> 30:09.170
پدر

30:09.290 --> 30:10.379
سلام پسرم

30:10.380 --> 30:11.889
امیدوار بودم اول برادرت رو ببینم

30:11.890 --> 30:15.600
ولی خب ، ما هم یه سری کارای نیمه‌تموم داریم

30:22.360 --> 30:23.409
باید از اینجا بریم

30:23.410 --> 30:25.290
نه مارسل . من باید دستبندم رو پیدا کنم

30:25.990 --> 30:27.620
باهاش می‌تونم مایکل رو کنترل کنم

30:36.510 --> 30:37.700
وایسا

30:39.270 --> 30:40.670
برگرد خونه

30:58.050 --> 30:59.300
چیزی می‌خوای بگی؟

30:59.800 --> 31:01.000
نه داداش

31:01.670 --> 31:02.920
حرفی نیست

31:06.000 --> 31:07.210
بابونه

31:08.450 --> 31:10.630
مادرم هم همین چای رو درست می‌کرد

31:10.970 --> 31:12.770
حالم از اون چای به‌هم می‌خورد

31:14.370 --> 31:15.920
نعناع رو ترجیح میدی؟

31:16.710 --> 31:19.790
میدونی ، مادرم دیوانه بود

31:20.500 --> 31:21.620
جدی میگم

31:21.630 --> 31:23.849
معتقد بود ما نجسیم

31:23.850 --> 31:25.779
نفرینی بر زمین"

31:25.780 --> 31:27.699
"که گریبانگیر نسل‌های زیادی از انسان‌ها شده

31:27.700 --> 31:29.220
اینطور توصیفش می‌کرد

31:30.170 --> 31:32.840
ولی هیولای واقعی خودش بود

31:33.300 --> 31:35.409
اون بچه‌هاش رو تغییر داد

31:35.410 --> 31:38.589
معصومیتمون رو ازمون گرفت
و ما رو به خون‌آشام تبدیل کرد

31:38.590 --> 31:41.830
محکوم شدیم که تا ابد تشنه خون باشیم

31:42.180 --> 31:43.270
...و بعدش

31:45.020 --> 31:47.190
یه‌جوری رفتار می‌کرد انگار ما مقصر بودیم

31:48.490 --> 31:50.170
به نظر خیلی آدم بدی بوده

31:51.370 --> 31:54.080
نیکلاوس ، از این حرفات می‌خوای به جایی برسی؟

31:54.450 --> 31:56.580
تو اسمم رو کامل میگی

31:57.360 --> 31:59.330
انگار خیلی به‌هم نزدیک هستیم

32:00.990 --> 32:03.680
ولی من این‌کار رو توهین میدونم

32:05.140 --> 32:08.609
یه جادوگر قبل از مرگش بهم گفت

32:08.610 --> 32:11.790
فرقه شما تحت تاثیر مادرمه

32:14.140 --> 32:15.870
الانم باهات صحبت می‌کنه؟

32:16.490 --> 32:18.170
نیازی به این‌کار نیست

32:19.490 --> 32:22.500
دقیقاً میدونم اگه اینجا بود چی می‌گفت

32:23.050 --> 32:25.000
می‌گفت واسه اینکه خیلی بی‌ادبی

32:25.010 --> 32:27.290
بری توی اتاقت

32:36.840 --> 32:40.090
چیزی نیست . نیکلاوس دیگه داشت تشریف می‌برد

32:41.630 --> 32:43.449
بدون ذره‌ای تاسف همه‌شون رو می‌کشم

32:43.450 --> 32:44.779
خب ، اون‌موقع اعضای گله‌ای رو کشتی

32:44.780 --> 32:47.930
که همچنان امیدواری یه روزی رهبرش بشی

32:49.570 --> 32:53.740
تازه نیازی به خونریزی نیست

32:54.180 --> 32:57.810
می‌تونیم روزهای آینده بحثمون رو ادامه بدیم

32:59.090 --> 33:01.810
شب بخیر نیکلاوس

33:04.270 --> 33:06.040
بزودی دوباره باهم صحبت می‌کنیم

33:09.290 --> 33:11.090
اوضاع بدتر از اونیه که فکر می‌کردیم

33:13.810 --> 33:17.150
"امروز رفتم پیش اون جادوگره "کسی

33:17.300 --> 33:19.649
...زیر نظرش گرفتم . حضورش

33:19.650 --> 33:21.840
...راه رفتنش

33:22.630 --> 33:26.830
حرارت توی صداش وقتی
می‌گفت چقدر از ما خون‌آشام‌ها متنفره

33:27.540 --> 33:29.389
توی چشمای اون دختر نگاه کردم

33:29.390 --> 33:31.319
و به جون خودت قسم

33:31.320 --> 33:33.619
اون فقط توسط مادرمون راهنمایی نمیشه

33:33.620 --> 33:35.790
اون خودِ مادرمونه

33:37.130 --> 33:38.590
چه اتفاقی داره میوفته؟

33:38.620 --> 33:40.110
می‌کشمش

33:40.330 --> 33:42.079
اگه لازمه برای نابودیش

33:42.080 --> 33:44.709
استخون‌هاش رو می‌جوشونم
و میندازم جلوی سگ

33:44.710 --> 33:45.789
نیکلاوس

33:45.790 --> 33:46.800
چیه؟

33:46.980 --> 33:48.750
چی می‌تونه از برگشتن

33:48.760 --> 33:50.069
مادرمون مهم‌تر باشه؟

33:50.070 --> 33:51.350
پدرمون

33:52.550 --> 33:56.180
مثل تو که الان جلوم وایسادی جلوی چشمام بود

33:58.360 --> 34:00.809
دِوینا" با یه طلسم اونو تحت کنترل خودش درآورده"

34:00.810 --> 34:04.230
چوب هم دست اونه

34:06.370 --> 34:08.560
...اگه "دِوینا" آزادش کنه

34:14.290 --> 34:15.759
خب ، فقط یه سوال باقی می‌مونه

34:15.760 --> 34:17.460
درسته؟

34:24.230 --> 34:28.210
اول کدومشون رو بکشیم؟

34:33.160 --> 34:35.530
برین توی هر کدوم از اتاق‌های
طبقه اول که دوست داشتین

34:36.000 --> 34:37.820
اینجا شده مرکز نگهداری از بی‌خانمان‌ها؟

34:38.440 --> 34:39.810
خودم بهشون میرسم

34:40.010 --> 34:41.009
دشمنای مختلف محاصره‌مون کردن

34:41.010 --> 34:42.819
الان وقت مناسبی بری مهمون دعوت کردن نیست

34:42.820 --> 34:43.809
اگه با ما نباشن

34:43.810 --> 34:45.159
یعنی با جادوگران

34:45.160 --> 34:46.180
ازم خواستی وارد عمل بشم

34:46.190 --> 34:47.710
خب ، شدم

34:50.050 --> 34:53.010
بالاخره به نظر میرسه داری به حرفم گوش میدی

34:53.680 --> 34:55.410
کلاوس عوض شده

34:55.980 --> 34:57.979
بعد از قرن‌ها

34:57.980 --> 35:00.520
به‌خاطر صلاح یه نفر دیگه از خودگذشتگی کرد

35:01.270 --> 35:03.430
فکر می‌کنم کلید روح آشفته برادرمون

35:03.600 --> 35:06.080
دست این پسرک جوان مارسلوس‌ـه

35:06.460 --> 35:09.979
پسری که باهاش خو گرفته و حتی بزرگش کرده

35:09.980 --> 35:11.630
متاسفانه

35:12.630 --> 35:14.999
رفتارهای پست تو فقط اون رو از این مسیر ارزنده

35:15.000 --> 35:17.020
منحرف می‌کنه

35:18.160 --> 35:19.879
ممکنه از نظرت من یه آدم دورو باشم

35:19.880 --> 35:21.119
که اینطوری به تو خیانت کردم

35:21.120 --> 35:22.680
ولی به‌خاطر کلاوس هم که شده

35:23.660 --> 35:25.400
باید بخوابی

35:28.500 --> 35:31.270
...برای اینکه رابطه اون پسر

35:33.520 --> 35:35.579
با نیکلاوس حفظ بشه

35:35.580 --> 35:37.820
خودم هم باید از خودگذشتگی‌هایی بکنم

35:41.300 --> 35:42.429
آلایژا ، موفق شدم

35:42.430 --> 35:44.029
کل متن رو حفظ کردم

35:44.030 --> 35:45.129
الان می‌تونم واست اجراش کنم؟

35:45.130 --> 35:46.280
واقعاً؟

35:46.390 --> 35:47.439
مارسلوس ، تا حالا به این مسئله فکر کردی

35:47.440 --> 35:49.789
که ممکنه همه چیز حول تو نباشه؟

35:49.790 --> 35:51.039
نیکلاوس

35:51.040 --> 35:52.449
از دستم عصبانی هستی؟

35:52.450 --> 35:54.299
خسته شدن توصیف بهتریه

35:54.300 --> 35:55.879
نیکلاوس ، بیا دیگه

35:55.880 --> 35:56.920
چیه؟

35:57.570 --> 35:58.630
چی شده؟

35:58.800 --> 36:00.000
بفرستش بره

36:01.080 --> 36:01.589
تو آوردیش اینجا

36:01.590 --> 36:02.669
اگه قراره با این جانور

36:02.670 --> 36:03.820
زندگی کنیم

36:03.830 --> 36:06.490
مسئولیتش با خودته

36:13.180 --> 36:15.030
بیا بریم جنگجوی کوچولو

36:15.760 --> 36:17.810
بریم یه بار یه چیزی بخوریم

36:26.430 --> 36:28.339
اولیور رو بینشون نمی‌بینم

36:28.340 --> 36:30.439
باید فرض رو بر این قرار بدم
که کارش رو تموم کردی؟

36:30.440 --> 36:31.660
باهم یه قراری گذاشتیم

36:31.880 --> 36:33.469
وفاداریش به "کسی" رو اعلام می‌کنه

36:33.470 --> 36:36.379
و میاد و هر چی که فهمیده به من گزارش میده

36:36.380 --> 36:37.540
آفرین

36:46.310 --> 36:48.130
دخترا ، شما می‌تونین برین اینجا

36:49.630 --> 36:51.370
خب ، می‌بینم که سرتون شلوغ شده

36:51.890 --> 36:53.580
داشتی جایی میرفتی؟

36:57.300 --> 36:59.020
راستش اگه بخوام باهات روراست باشم

37:00.140 --> 37:01.290
حضور اونا اینجا

37:01.300 --> 37:03.270
یه خورده واسم زیادیه

37:06.340 --> 37:09.070
شاید واسه صلاح همه اینطوری بهتره

37:09.320 --> 37:10.840
تو باید با هم‌نوعانت باشی

37:19.210 --> 37:21.370
اون دیگه چه کاری بود کردی؟

37:22.780 --> 37:24.809
آروم باش

37:24.810 --> 37:26.389
چیزی نمونده بود منو به کشتن بدی

37:26.390 --> 37:27.859
اون گرگینه‌ها فقط سر وقت "دِوینا" نرفتن

37:27.860 --> 37:29.199
به منم حمله کردن

37:29.200 --> 37:31.670
میدونم . خودم دستورش رو دادم

37:36.420 --> 37:38.450
حمله باید متقاعد کننده به نظر میومد

37:38.990 --> 37:40.570
سرم رو نگاه کن

37:41.230 --> 37:43.629
تا چند هفته خوب نمیشه

37:43.630 --> 37:45.569
هزار ساله جاییم زخم نشده

37:45.570 --> 37:48.330
چیزیت نمیشه . تازه مهم‌تر از اون

37:48.340 --> 37:50.880
دِوینا" حس می‌کنه بهت مدیونه"

37:51.660 --> 37:53.239
سعی می‌کنه به‌خاطر حمله‌ای

37:53.240 --> 37:54.669
که فکر می‌کنه باعثش شده

37:54.670 --> 37:57.049
طبق نقشه من ازت عذرخواهی کنه

37:57.050 --> 37:59.010
خب ، دیگه از این نقشه‌هات خسته شدم

37:59.340 --> 38:01.719
منو توی این بدن زندونی کردی

38:01.720 --> 38:04.450
مجبورم می‌کنی عین یه آدم چاپلوس
دور و بر اون دختره بچرخم

38:04.460 --> 38:06.249
اگه زندگی جدیدی که نقشه‌ش رو کشیدی اینه

38:06.250 --> 38:07.269
می‌تونی پسش بگیری

38:07.270 --> 38:10.800
تو به‌خاطر من اینجایی

38:10.970 --> 38:13.969
و به‌خاطر منم می‌مونی

38:13.970 --> 38:15.390
روشنه؟

38:15.400 --> 38:16.710
آره

38:38.770 --> 38:39.839
برادرت موقع حمله

38:39.840 --> 38:41.139
توی اتاقک زیرشیروانی بود

38:41.140 --> 38:43.610
فین ، بگو چی دیدی

38:44.140 --> 38:46.760
در باز بود و اتاق خالی بود

38:48.480 --> 38:50.889
خب ، "دِوینا" چطوری تونست

38:50.890 --> 38:54.510
یه دست گرگینه رو تیکه تیکه کنه؟

38:55.050 --> 38:56.639
حتماً اون سلاح همراهش بوده

38:56.640 --> 38:59.159
چی بود؟ یه شئ سیاه؟

38:59.160 --> 39:00.760
یه کتاب طلسم؟

39:02.090 --> 39:03.470
نمیدونم

39:06.370 --> 39:08.370
اون‌موقع من بیهوش بودم

39:09.180 --> 39:10.710
هیچی ندیدم

39:36.030 --> 39:37.099
بذار حدس بزنم

39:37.100 --> 39:38.930
دِوینا" آب شده رفته تو زمین"

39:39.550 --> 39:41.129
توی اتاق زیرشیرونی نبود

39:41.130 --> 39:42.470
دور و بر دبیرستان هم نبود

39:42.480 --> 39:44.109
افرادم رو فرستادم کل شهر رو بگردن

39:44.110 --> 39:45.699
غیبش زده

39:45.700 --> 39:47.639
بدون شک دلیلش محافظت از مایکله

39:47.640 --> 39:49.860
تا جراحاتش کاملاً ترمیم بشه

39:49.990 --> 39:51.170
دِوینا" ترسیده"

39:51.390 --> 39:52.820
چه انتظاری داری؟

39:54.940 --> 39:58.110
اگه بفهمم کوچکترین حدسی نسبت به اینکه

39:58.310 --> 39:59.529
...اون پدرم رو برگردونده داشتی

39:59.530 --> 40:00.650
که چی؟

40:01.040 --> 40:02.849
می‌خوای بازم من و افرادم رو تهدید کنی؟

40:02.850 --> 40:04.960
برو ته صف . جادوگرا از ما بدشون میاد

40:04.970 --> 40:07.239
گرگینه‌ها می‌تونن هر وقت
دلشون خواست بکشنمون

40:07.240 --> 40:08.629
بدون به خطر انداختن جونم

40:08.630 --> 40:10.369
حتی نمی‌تونم پام رو توی محله بذارم

40:10.370 --> 40:11.839
و من کسی هستم که یه زمانی
اونجا حکمرانی می‌کردم

40:11.840 --> 40:13.690
حالا هم که مایکل برگشته

40:13.860 --> 40:16.769
خون‌آشامی که خون‌آشام‌ها رو می‌کشه

40:16.770 --> 40:18.880
واقعاً به نظرت این وضع به نفع منه؟

40:19.730 --> 40:21.379
اگه می‌خوای کمکت کنم "دِوینا" رو پیدا کنی

40:21.380 --> 40:23.059
باید بدونم کدوم طرفی

40:23.060 --> 40:25.360
مشخصه کلاوس رفته طرف گرگینه‌ها

40:25.760 --> 40:26.900
تو کدوم طرفی؟

40:27.110 --> 40:28.469
من طرفی ندارم

40:28.470 --> 40:30.490
متاسفم ولی اینطوری نمیشه

40:30.970 --> 40:32.540
ببین ، تو یه اصیلی

40:32.730 --> 40:34.600
هر خون‌آشامی که به وجود اومده

40:34.610 --> 40:37.960
نسلش برمیگرده به تو و خانواده‌ت

40:38.240 --> 40:39.889
می‌تونی بیخیال این قضیه بشی

40:39.890 --> 40:42.099
و با کلاوس بری سمت گرگینه‌ها

40:42.100 --> 40:43.740
ولی تو از اونا نیستی

40:44.820 --> 40:46.190
و هیچ‌وقت هم نخواهی بود

40:47.360 --> 40:49.179
متحد می‌خوای؟

40:49.180 --> 40:50.340
یه نگاه به دور و برت بنداز

40:51.080 --> 40:54.240
اینجا مبنع یه جامعه خون‌آشامیه

40:54.250 --> 40:56.049
ممکنه فکر کنی از ما سرتری

40:56.050 --> 40:57.370
ولی ما تنها متحدینت هستیم

40:58.780 --> 41:00.219
چرا باید دلم بخواد نقش سرپرست

41:00.220 --> 41:02.800
یه مشت بچه گمشده رو بازی کنم؟

41:03.180 --> 41:04.250
درسته

41:05.020 --> 41:06.810
هیچ‌وقت رابطه خوبی با بچه‌ها نداشتی

41:07.060 --> 41:11.200
ولی چه خوشت بیاد ، چه نیاد
شما دلیل وجود خون‌آشام‌هایین

41:14.230 --> 41:16.830
و این بچه‌ها به کمکت نیاز دارن

41:27.500 --> 41:28.850
اسمش "جیا"ست

41:28.910 --> 41:30.980
چند ساعت پیش از خونم بهش دادم

41:31.210 --> 41:34.010
وقتی بیدار میشه به یه استاد نیاز داره

41:37.930 --> 41:40.590
امیدوارم رفتارت باهاش بهتر از من باشه

41:48.000 --> 41:49.000
‏Arian Drama & Kianoosh_93 : مترجمین‏

41:50.000 --> 42:26.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
