WEBVTT

00:02.013 --> 00:03.818
پیش از این در
"The Originals"

00:03.819 --> 00:06.673
اين شهر زماني خانه‌ي من بود
مي‌خوام پسش بگيرم

00:06.674 --> 00:08.795
شهر به داشتن يک پادشاه عادت کرده

00:08.796 --> 00:10.114
تو اين تاج و تخت رو مي‌خواستي

00:10.115 --> 00:12.016
اگه تو کاري نمي‌کني من مي‌کنم

00:12.017 --> 00:15.764
کيارِن " تنها خانواده‌اي هست که برام مونده"
من از تنها بودن خسته شدم

00:17.653 --> 00:21.349
تو قرار بود يکي از دخترانِ مراسم "دِرو" باشي
اما شايد به اينجا تعلق نداري

00:21.350 --> 00:22.856
"يه جنگ در حال تشکيل شدن ـه "تي

00:22.857 --> 00:24.356
وقتي همه مشغولِ انتخاب هم‌پيماناشون هستن

00:24.357 --> 00:26.605
من يه راهي پيدا مي‌کنم که شهرمونو پس بگيرم

00:26.606 --> 00:28.607
انگشترهاي روشنايي از خون‌آشام‌ها
در مقابل خورشيد محافظت مي‌کنن

00:28.608 --> 00:32.705
پس چرا يه انگشترِ نور ماه نباشه که از
گرگينه‌ها در مقابل نفرين حفاظت کنه؟

00:32.706 --> 00:34.406
تو با "کلاوس مايکلسون" قرار بستي؟

00:34.407 --> 00:37.032
ما بالاخره مي‌تونيم کنترل کنيم که چي هستيم

00:37.033 --> 00:39.611
انسان‌هايي که شکارمون مي‌کنن
جادوگرايي که نفرينمون کردن

00:39.612 --> 00:41.282
و خون‌آشام‌هايي که ازمون متنفرن

00:41.283 --> 00:44.789
اينجوري ديگه هم‌ترازشون نيستيم
بلکه ازشون برتريم

00:51.572 --> 00:53.982
زود از خواب بيدار شدي

00:53.983 --> 00:56.482
بعد از شبي که داشتيم انتظار داشتم
تا دير وقت بخوابي

00:57.026 --> 01:00.350
آره . خب ، خورشيدِ صبحگاهي بهترين نور رو داره

01:02.702 --> 01:03.770
همونجا وايسا

01:04.907 --> 01:06.307
ديگه تقريبا تمومه

01:08.848 --> 01:12.526
تو زندگی قبلیم اگه یه جا لخت بودم
خیلی متواضع بودم

01:12.527 --> 01:14.632
خب پس خیلی پیشرفت داشتی

01:15.336 --> 01:17.301
تواضع براي افراد ضعيفه

01:24.970 --> 01:27.332
خب ، بهم نشونش ميدي يا نه؟

01:27.333 --> 01:29.521
اين نقاشي يه هديه هست

01:29.522 --> 01:34.050
يه هديه براي احترام به پیمانمون

01:35.167 --> 01:36.369
پیمانمون؟

01:36.370 --> 01:37.636
ما يه شب فوق‌العاده باهم داشتيم

01:37.637 --> 01:39.886
ولی حالا مي‌بينم که شب ـمون يه
وسيله براي رسيدن به هدفت بوده

01:39.887 --> 01:44.449
يه وسيله‌ي خوشمزه و عالي براي
رسيدن به يه هدف مشترک

01:44.450 --> 01:46.922
بهم بگو به غير از لذتِ ديشب

01:46.923 --> 01:50.158
و وعده‌ي يه نقاشي که مطمئنم زيبا هست

01:50.159 --> 01:52.196
يه جادوگرِ محله فرانسوي‌ها با پيوستن به تو

01:52.197 --> 01:54.001
دقيقا چه چيزي نصيبش ميشه؟

01:54.002 --> 01:56.641
خب ، اون پيماني که برادر عزيزم
با گروه‌هاي متخاصمِ

01:56.642 --> 01:58.905
اين شهر مذاکره کرد

01:58.906 --> 02:00.577
هموني که خودت هم امضاش کردي

02:02.446 --> 02:05.385
...شکي نيست که همه نيت خوبي دارن اما به‌هرحال

02:05.386 --> 02:06.958
به‌هرحال اينجا محله فرانسوي‌هاست؟

02:07.959 --> 02:10.863
يه شهر مملو از دشمنانِ طبيعيِ هم

02:10.864 --> 02:16.771
چيزي که جادوگرا نياز دارن
حفاظتيه که فقط من مي‌تونم تامين کنم

02:16.772 --> 02:18.758
نه خون‌آشام‌ها ، نه گرگينه‌ها

02:18.759 --> 02:22.599
و نه حتي برادرم جرات نمي‌کنن باهات در بيفتن
اگه بفهمن که من سمتِ تو هستم

02:24.017 --> 02:28.856
و در قبالش من دقيقا بايد چي به تو بدم؟

02:31.161 --> 02:35.442
تنها چيزي که مي‌خوام وعده‌ي
اينه که با من پيمان بستي

02:35.443 --> 02:39.941
هيچ‌کس نميدونه که چه زماني
يه جادوگر قدرتمند لازم ميشه

02:40.711 --> 02:42.532
...خب پس

03:18.500 --> 03:23.698
مونيک" ، حالت خوبه؟"
مونيک" ، به نظر ميومد که تسخير شده باشي"

03:23.699 --> 03:25.742
من تسخير نشده بودم

03:25.743 --> 03:28.078
داشتم به نياکانمون متصل مي‌شدم

03:28.079 --> 03:30.458
اونا گفتن وقتشه که مراسمِ "دِرو" رو تکميل کنيم

03:31.680 --> 03:34.918
براي اين‌کار چهارمين دخترِ "دِرو" شده بايد زنده بشه

03:34.919 --> 03:39.031
که يعني وقتشه "جِنِويو"  بميره

03:39.900 --> 03:40.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:41.900 --> 03:46.700
"The Originals"
فصل 1
قسمت 18 : بزرگ ناآرام

03:47.700 --> 03:50.700
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:50.741 --> 03:52.852
اين سر و صداها ديگه کافيه

03:52.853 --> 03:54.682
مشکلي هست برادر؟

03:54.683 --> 03:56.398
آقايون ، خواهش مي‌کنم

03:56.399 --> 04:00.694
من قبول کردم یه‌کم اینجا رو تغییر بدیم
نه اینکه همش رو خراب کنیم

04:00.695 --> 04:02.627
مارسل" و نوچه‌هاش براي تقريبا يک قرن از"

04:02.628 --> 04:04.496
خونه ـمون سوءاستفاده کردن

04:04.497 --> 04:07.117
حالا شايد تو حاضر باشي تو این
کثافت‌کاری زندگي کني اما من نه

04:07.118 --> 04:08.800
منم با برادرت موافقم

04:08.801 --> 04:10.937
الان يه دورانِ جديد تو محله فرانسوي‌ها هست

04:10.938 --> 04:13.043
اين خونه به يه تغير دکوراسيونِ اساسي نياز داره

04:13.044 --> 04:14.478
"مواظب باش "آلايژا

04:14.479 --> 04:19.217
وقتي اين باهات موافقت مي‌کنه
مطمئن باش يه چيزي ازت مي‌خواد

04:19.218 --> 04:23.008
راستش يه درخواست دارم

04:23.009 --> 04:25.496
بهم گفته شده که گروهِ من از وقتي
مارسل" استفاده از جادو رو"

04:25.497 --> 04:28.730
منع کرده ديگه نتونستن روزهای
جشن رو تو فضاي آزاد جشن بگيرن

04:28.731 --> 04:31.700
حالا با پيمان صلح جديدمون
مي‌خوام اين موضوع عوض بشه

04:31.701 --> 04:34.639
و به نظرم تو هم يه روزِ جشنِ رو مد نظر داري

04:34.640 --> 04:37.397
جشن دعای خیر

04:37.398 --> 04:39.482
جشن برکت در گذشته

04:39.483 --> 04:41.580
اعضاي جامعه در ازای برکت و نعمت

04:41.581 --> 04:43.049
يه سري هديه به جادوگرا پیشکش می‌کردن

04:43.050 --> 04:44.552
ما مي‌خوايم از اين جشن براي معرفيِ

04:44.553 --> 04:47.488
"دختران جوانِ مراسم "دِرو
به جامعه‌ي جادوگرا استفاده کنيم

04:47.489 --> 04:49.617
پس جامعه جادوگرا تلاش کردن
خانواده منو نابود کنن

04:49.618 --> 04:53.425
و خودِ تو هم برادر و خواهر من رو
توی عذابي عليم نگه داشتي

04:53.426 --> 04:55.832
و حالا ازم اجازه‌ي يه جشن براي جادوگرا رو مي‌خواي؟

04:58.419 --> 05:00.256
من با برادرت روابطم رو بهبود بخشيدم

05:03.273 --> 05:04.775
چرا تو هم بهش فکر نمي‌کني؟

05:07.714 --> 05:09.951
"اينقدر خشک نباش "آلايژا

05:09.952 --> 05:11.931
توريست‌ها از يه جشنِ بزرگ خوششون مياد

05:11.932 --> 05:13.885
تازه چه راهي بهتر از نشون دادنِ ايمان
و حمايتون نسبت به

05:13.886 --> 05:16.561
جادوگراني که زماني دشمنمون بودن
باعث استحکام پيمانمون ميشه

05:16.562 --> 05:21.107
دشمني که تو باهاش بسيار صميمي شدي

05:21.108 --> 05:24.319
کي گفته حفظ اتحاد نمي‌تونه
با سرگرمي و شادي همراه باشه؟

05:24.320 --> 05:26.802
بعضي‌ها اگه بودن به رفع نيازهاي

05:26.803 --> 05:29.741
مادر بچه‌هاشون بيشتر توجه نشون ميدادن

05:29.742 --> 05:34.496
پس دليل اينکه امروز اينقدر متفکر شدي همينه

05:34.497 --> 05:37.317
آلايژا" ، حقيقت اينه که مادر بچه‌ي من"
از خاندان سلطنتيِ گرگينه‌هاست

05:37.318 --> 05:39.120
وقتي با گله‌اش تو مرداب باشن

05:39.121 --> 05:40.922
امنيتش در مقايسه با اينجا بودنش بيشتره

05:42.478 --> 05:46.156
نگران نباش . قبل از به دنيا اومدن
بچه ميارمش خونه

05:47.625 --> 05:50.825
هيچ‌کدوم از بچه‌هاي من نبايد تو باتلاق به دنيا بيان

05:50.826 --> 05:52.059
حتما شوخيت گرفته

05:52.060 --> 05:53.515
جدي ميگم ، جريان چيه؟

05:53.516 --> 05:54.927
اين مَردُم کي هستن؟

05:54.928 --> 05:58.164
چرا اين بيرون وايسادن؟

05:58.165 --> 06:00.647
اونا از طرف همه‌ي گله‌هاي گرگينه‌ها اومدن

06:00.648 --> 06:03.775
چرا؟ که يه بچه‌اي که هنوز به دنيا نيومده رو ببينن؟

06:03.776 --> 06:07.946
بچه رو بيخيال . اينا اومدن تو رو ببينن

06:07.947 --> 06:09.304
با توجه به جايگاهي که پدر و مادرت تو

06:09.305 --> 06:11.042
ساختارِ گله داشتن شايد فکر مي‌کنن که

06:11.043 --> 06:14.577
تو قراره امام زمانِ غايب ـشون باشي

06:14.578 --> 06:17.831
عالي شد . اصلا هم فشاري روم نيست

06:20.944 --> 06:22.012
الو؟

06:22.013 --> 06:24.981
اوليور" ، حدس ميزنم يه به‌روز رساني"
در مورد اون مساله‌اي که حرف زديم داري

06:24.982 --> 06:27.984
...آره ، درباره اون موضوع

06:27.985 --> 06:30.185
الان گرگينه‌ها دارن قطار قطار ميان محلِ زندگيمون

06:30.186 --> 06:32.521
پس يه‌کم سخت ميشه که يه آدم مناسب رو پيدا کنم

06:32.522 --> 06:34.156
آخه تنها چيزي که تو بهم دادي يه اسم ـه

06:34.157 --> 06:35.351
آره . اسمش "کَري" هست

06:35.826 --> 06:38.184
موهاي بلوند و چشم‌هاي قهوه‌ای داره

06:38.185 --> 06:40.196
اون يکي از اعضاي قبيله من ـه
يکي از آشنايانِ دور

06:40.197 --> 06:42.105
از گله‌ي شمال شرقيِ اقيانوس اطلس

06:42.106 --> 06:45.733
اگه بخوايم به نقشه‌مون ادامه بديم حضورش الزاميه

06:45.734 --> 06:47.801
پيداش کن و بيارش پيشم

06:48.703 --> 06:50.036
خيلي خب ، باشه . ميرم سر وقتش

06:50.037 --> 06:52.470
يه چيز ديگه
برادرم به زودي تو رو به يه

06:52.471 --> 06:54.540
جشن براي بزرگداشت جادوگرا دعوت مي‌کنه

06:54.541 --> 06:58.246
تو و دوستات با بزرگواري دعوتش رو قبول مي‌کنين

06:58.247 --> 07:00.457
چرا بايد همچين کاري بکنم؟

07:00.458 --> 07:02.448
چون اگه "آلايژا" فکر کنه که پيمانش کار مي‌کنه

07:02.449 --> 07:04.183
کمتر ميل پيدا مي‌کنه که تو راهمون قرار بگيره

07:15.197 --> 07:16.364
چي مي‌خواي؟

07:16.365 --> 07:20.059
من با يکي پيمان بستم که
ممکنه بتونه به عمو ـت کمک کنه

07:20.060 --> 07:23.572
بزار حدس بزنم
قدبلند ، مو قرمز ، خشن؟

07:23.573 --> 07:25.175
اون جادوگراي زنده شده همونايي هستن که

07:25.176 --> 07:26.210
کيارِن" رو طلسم کردن"

07:26.211 --> 07:27.775
چرا بايد بخواد که بهم کمک کنه؟

07:27.776 --> 07:30.114
چون من بهش فرمان ميدم که بهت کمک کنه

07:32.337 --> 07:35.408
فکر کنم کلمه‌اي که دنبالشي "متشکرم" باشه

07:35.409 --> 07:38.921
ولي اگه يه راه حل ديگه داري
به راه من جواب منفي بده

07:42.727 --> 07:43.895
نه

07:51.203 --> 07:52.678
صبر کن

07:55.609 --> 07:56.711
هر کاري مي‌خواي انجام بده

07:56.712 --> 07:58.244
فقط بهش کمک کن

08:05.356 --> 08:07.724
ازم خواستي حواسم به "کلاوس" باشه
منم همين کار رو کردم

08:07.725 --> 08:09.026
اگه ازم بپرسي من ميگم خیلی خوبه که

08:09.027 --> 08:10.561
کلاوس" پا پیچِ دختریه که"

08:10.562 --> 08:12.595
تو داری کنترلش می‌کنی
این بهمون کمک می‌کنه

08:12.596 --> 08:14.267
نمي‌خوام "کمي" آسيب ببينه

08:14.268 --> 08:16.533
همين الانم جادوگرا دارن جاسوسيش رو مي‌کنن

08:16.534 --> 08:18.304
ميدوني اگه "کلاوس" بفهمه که ما باهم خوابیدیم

08:18.305 --> 08:20.078
اون‌وقت چکار مي‌کنه؟

08:20.079 --> 08:21.204
مشکل من نيست

08:21.205 --> 08:24.791
چيزي که بايد نگرانش باشيم
اينه که بدونیم دنبال چي هست

08:24.792 --> 08:26.782
داره يه قول و قراري با جادوگرا مي‌بنده

08:26.783 --> 08:28.916
و داره اين‌کار رو پشت سرِ "آلايژا" انجام ميده

08:28.917 --> 08:31.451
هر کاري که مي‌خواد بکنه
...اگه فقط مدرکشو داشتم

08:31.452 --> 08:34.117
اون‌وقت چي؟ اون‌وقت ميرفتي چُقُلي ـش رو
پيش برادر بزرگش مي‌کردي؟

08:34.118 --> 08:36.010
مي‌خواستي اونا رو برعليه هم بشوروني؟

08:36.011 --> 08:37.762
تو از محله تبعيد شدي

08:37.763 --> 08:39.658
اگه "آلايژا" بو ببره که اومدي درجا مي‌ميري

08:39.659 --> 08:42.560
اونجور که من مي‌شناسمشون تو اونا رو نمي‌شناسي

08:43.075 --> 08:45.228
اونا همين الانم نصفه نيمه برعليه هم شدن

08:45.229 --> 08:49.899
هزار سال مشکلات خانوادگي و غرور و گناه و حسادت

08:49.900 --> 08:52.068
از اون خانواده يه انبار باروت ساخته

08:52.069 --> 08:54.938
تنها کاري که بايد کرد روشن کردن يه کبريت ـه

08:54.939 --> 08:56.803
پس بايد از کجا کبريت خريد؟

08:59.341 --> 09:02.120
دور و برت رو ببين "مارسل" . ما هيچي نداريم

09:02.121 --> 09:03.624
منم با هيچي شروع کردم

09:05.411 --> 09:08.129
تازه تا وقتي تو رو تبديل نکردم هيچي درست نشد

09:09.726 --> 09:13.984
تو و آهنگ‌هات و شهری که برای تصاحب داشتیم

09:13.985 --> 09:16.655
"اون‌موقع‌ها اینجوری بود "تي

09:16.656 --> 09:18.264
بيا اون‌روزها رو پس بگيريم

09:20.654 --> 09:22.307
و کي تو رو رئيس کرد؟

09:22.308 --> 09:24.360
من با اجدادمون ارتباط برقرار کردم

09:24.361 --> 09:27.398
اونا گفتن وقتشه که خودت رو قرباني کني

09:31.369 --> 09:37.033
البته . اين يه افتخاره که
وظيفه‌ام نسبت به گروهم رو انجام بدم

09:38.672 --> 09:41.075
اما هنوز زمانِ من نرسيده

09:41.076 --> 09:42.513
اجدادمون خيلي واضح صحبت کردن

09:42.514 --> 09:44.616
تو بايد بميري تا گروهمون بتونه

09:44.617 --> 09:46.456
قدرتِ کاملِ مراسم "دِرو" رو داشته باشه

09:46.457 --> 09:48.291
"حواست باشه "مونيک

09:48.292 --> 09:50.918
خيلي وقت پيش نبود که منم يکي از نياکان بودم

09:50.919 --> 09:53.129
يه روح که مجبور بود تماشا کنه که چطور

09:53.130 --> 09:56.344
جادوگرا کم‌کم همه چيز رو
به خون‌آشام‌ها تسليم مي‌کنن

09:58.775 --> 10:01.406
ما ديگه زير سلطه "مارسل" نيستيم

10:01.407 --> 10:05.975
اما من يکي که دوست ندارم
به "آلايژا" جوابگو باشيم

10:05.976 --> 10:08.561
مي‌خوام قبل از اينکه برم مطمئن بشم قدرت اينو

10:08.562 --> 10:11.916
دارين که سرنوشت خودتون رو خودتون رقم بزنين

10:11.917 --> 10:14.820
"مادر "مايکلسون"ها يعني "استر
يه جادوگرِ قدرتمند بود

10:16.043 --> 10:19.993
کتابش شامل طلسم‌هاييه که مي‌تونيم
براي نيازهامون ازش استفاده کنيم

10:19.994 --> 10:21.964
مي‌تونم براي گروهمون بدزدمش و اينجور

10:21.965 --> 10:24.163
ديگه هيچ‌وقت تحت سلطه خون‌آشامها نخواهيم بود

10:26.011 --> 10:27.704
...من رو هم قرباني مي‌کني

10:29.010 --> 10:32.261
اما قبل از اينکه بميرم بايد به يه سري کارها برسم

10:35.231 --> 10:37.575
ازمون مي‌خواي بريم به جشنِ جادوگرا

10:37.576 --> 10:39.016
زانو بزنيم و بهشون هديه بديم؟

10:40.415 --> 10:42.186
شرمنده اما الان يادم اومد که امشب

10:42.187 --> 10:44.933
مشغول انجام دادن يه چيز ديگه هستيم
که مجبور نشيم بيايم مراسمشون

10:44.934 --> 10:46.423
ديئِگو" ، اين يه درخواست نيست"

10:46.424 --> 10:47.924
اسم تو هم تو پيمان ـمون اومده

10:47.925 --> 10:50.125
حالا اگه برات سخته که موقعيت فعليت رو حفظ کني

10:50.126 --> 10:54.404
خيلي خوشحال ميشم که تو رو از سِمَتِت برکنار کنم

10:57.971 --> 10:59.672
هيچ‌وقت فکر نمي‌کردم روزي رو ببينم که

10:59.673 --> 11:01.840
خون‌آشام‌ها در مقابل جادوگرا زانو بزنن

11:01.841 --> 11:04.275
من اين کارشون رو به عنوان
نمايش نشون دادنِ قدرت ميدونم

11:04.276 --> 11:06.580
با به رسميت شناختن يه دسته‌ي کوچيک

11:06.581 --> 11:09.503
اما تو که درخواست نمی‌کنی ، مگه نه؟

11:12.988 --> 11:16.325
"مي‌بينم چيزي که در مورد تو ميگن درسته "آلايژا

11:16.326 --> 11:19.493
تو حتی کاری می‌کنی که زورگویی هم
به نظر شرافتمندانه بیاد

11:21.328 --> 11:27.003
خب ، توريست‌ها عاشق اينجور چيزا هستن

11:27.004 --> 11:28.372
ميدوني اگه يهو مي‌فهميدن که ماوراطبيعيه وجود داره

11:28.373 --> 11:31.273
چکار مي‌کردن؟

11:31.274 --> 11:33.472
حدس میزنم ازم مي‌خواي برم مراسم جشن

11:33.473 --> 11:35.692
و بعدشم برم به جشن خصوصيشون

11:35.693 --> 11:37.177
درسته

11:37.178 --> 11:38.845
خوشحال ميشم که برم

11:40.463 --> 11:43.684
و اينجوري يه لطف به انسان‌ها بدهکار ميشی

11:44.820 --> 11:46.421
مردم ـت منحصرا آماده هستن تا

11:46.422 --> 11:48.925
درس عبرتی برای بقیه مَردُمِ
محله فرانسوی‌ها درست کنن

11:48.926 --> 11:52.029
و برای همین مهمه که گرگینه‌ها هم شرکت بکنن

11:52.030 --> 11:54.044
ممنون اما رد می‌کنیم؟

11:54.045 --> 11:55.296
بزار ببینیم چی میگه

11:55.297 --> 11:58.399
جادوگرا اونایی هستن که گله‌ات رو جادو کردن

11:58.400 --> 11:59.868
و از اولین‌باری که اومدم تو شهر به غیر از آزار

11:59.869 --> 12:01.902
و اذیتم دیگه هیچ‌کاری نکردن پس نه

12:03.605 --> 12:04.724
ما نمیایم

12:04.820 --> 12:07.539
"الان یه دوران جدید تو شهر هست "هِیلی

12:07.540 --> 12:08.836
من با "اولیور" موافقم

12:10.706 --> 12:12.908
اگه بخوایم باهم زندگی مصالمت‌آمیز
داشته باشیم باید شرکت کنیم

12:12.909 --> 12:15.986
ما هم یه نماینده با یه هدیه می‌فرستیم

12:29.894 --> 12:31.294
خیلی آسون بود

12:32.890 --> 12:34.198
بهشون اعتماد نکن

12:35.768 --> 12:37.202
به هیچ‌کدومشون اعتماد نکن

12:46.779 --> 12:50.418
اگه همین الان از پیچ و تاب خوردن دست برنداری
برام اهمیتی نداری کی رو می‌شناسی

12:50.419 --> 12:52.144
همینجا استخون پات رو میشکنم

12:52.145 --> 12:55.763
وقتی ازت خواستم "کری" رو برام بیاری
یعنی "کری" مهمانم بود

12:55.764 --> 12:58.824
می‌تونم بهت پیشنهاد کنم که قبل از
اینکه از زندگیِ فانی ـت آزادت کنم

12:58.825 --> 13:00.113
کری" رو آزاد کنی؟"

13:02.407 --> 13:05.845
من همینطور که خواسته بودی
پیداش کردم اما اون بهم حمله کرد

13:05.846 --> 13:06.912
گله‌ی اون خیلی وقته با

13:06.913 --> 13:09.244
گله‌ی من مشکل دارن و منم
هیچی بهشون بدهکار نیستم

13:09.245 --> 13:11.320
می‌بینی؟ همین رفتار کوته‌بینانه هست که باعث شده

13:11.321 --> 13:13.457
گرگینه‌ها افت و سقوط داشته باشن

13:13.458 --> 13:15.587
"ولی من مطمئنم "مارسل
و "جادوگرا" این‌کار رو کردن

13:16.067 --> 13:17.878
گله‌ها باید باهم متحد میشدن

13:17.879 --> 13:20.338
اما "مارسل" اون نقطه ضعف
رو دید و ازش سوءاستفاده کرد

13:20.339 --> 13:22.641
اگه می‌خوای که فقط گله
گرگینه‌های هلال ماه شورش کنن

13:22.642 --> 13:25.013
همون بهتر که تو کلبه‌هاتون تو باتلاق بمونین

13:29.828 --> 13:32.283
فکر نکنم افتخار آشنایی با شما رو داشته باشم

13:32.284 --> 13:34.220
افسانه‌ها میگن تو از تبارِ خونیِ ما هستی

13:34.221 --> 13:36.104
افسانه‌ها حقیقت دارن

13:36.105 --> 13:40.631
بیا اینجا . من فهمیدم که این انگشتر بین

13:40.632 --> 13:42.497
نسل‌های مختلف خاندانمون دست به دست شده

13:45.171 --> 13:47.199
می‌خوام بدونم که چه سنگی تو این انگشتر بوده

13:47.200 --> 13:49.034
من هیچ‌وقت سنگی رو تو این انگشتر ندیدم

13:49.035 --> 13:51.661
می‌تونی از بقیه برای من این سوال رو بپرسی؟

13:51.662 --> 13:53.979
ببین چی می‌تونی پیدا کنی

13:53.980 --> 13:56.982
تو نمی‌تونی خودت تنهایی وقتی اینور رودخونه

13:56.983 --> 13:58.585
و تو تبعید هستی یه شورش رو رهبری کنی

13:58.586 --> 14:01.757
یعنی خوشت بیاد یا نیاد
نقشه "آلایژا" الان واقعیتِ جدید شده

14:01.758 --> 14:03.891
آلایژا" مجبورت کرده که به جادوگرا تعظیم کنی"

14:03.892 --> 14:07.195
به نظرت چقدر طول می‌کشه تا
مجبورت کنه به گرگینه‌ها هم تعظیم کنی؟

14:07.196 --> 14:11.402
درسته . حالا کی می‌خواد این شورش رو
به عهده بگیره؟ تو؟

14:12.871 --> 14:14.505
چندتا فکر خوب دارم

14:17.176 --> 14:20.984
آخرین‌باری که پیشِ تو در مقابلِ
یه اصیل وایسادم رو یادمه

14:20.985 --> 14:22.359
خیلی خوب پیش نرفت

14:22.360 --> 14:24.790
تنها کاری که باید بکنیم اینه که
نشون بدیم نمی‌خوایم تعظیم کنیم

14:24.791 --> 14:26.657
اگه به اندازه کافی سر و صدا تولید کنیم اونا میرن

14:26.658 --> 14:30.330
و من فکر کردم اگه باهم باشیم
می‌تونیم حتی بیشتر سر و صدا کنیم

14:30.331 --> 14:34.269
ببین ، "آلایژا مایکلسون" یه آدم عوضیه . درست

14:34.270 --> 14:36.638
مساله اینه که با اون حداقل میدونم کجای کار هستم

14:36.639 --> 14:38.003
واقعا؟

14:38.099 --> 14:40.005
ما "کلاوس" رو تحت نظر داریم

14:40.540 --> 14:45.006
با جادوگرا معامله می‌کنه
مخفیانه به ملاقات گرگینه‌ها میره

14:45.007 --> 14:46.883
تو نمی‌تونی بهشون اعتماد کنی

14:46.884 --> 14:48.969
تو کسی هستی که سکه‌ی "کلاوس" رو برداشتی

14:48.970 --> 14:50.008
"تو "مارسل

14:50.009 --> 14:52.409
شاید حافظه "تيئِري" ضعیف باشه اما من نه

14:54.115 --> 14:55.395
تو یه آدم ترسو هستی

14:57.177 --> 14:59.112
هی ، صبر کن ببینم . وایسا

15:02.848 --> 15:05.549
وقتی اون سکه رو برداشتم می‌خواستم زندگی ـت رو نجات بدم

15:05.550 --> 15:07.198
کلاوس" می‌خواست همه‌تون رو بکشه"

15:08.115 --> 15:10.717
یه رهبر خوب میدونه کی از مبارزه دست بکشه
تا بتونه یه روز دیگه مبارزه کنه

15:10.718 --> 15:11.949
امروز همون روزه

15:11.950 --> 15:13.885
من آماده‌ام . همراه من می‌جنگی؟

15:13.886 --> 15:17.088
با چی؟ اطراف‌ـت رو نگاه کن

15:17.089 --> 15:20.126
"تنها چیزی که داری فقط "تيئِري
و یه مشت وعده وعیده

15:20.127 --> 15:22.396
به نظر میاد شماها نمی‌فهمین من چی میگم
تو باختی ، درست؟

15:22.397 --> 15:25.127
من طرف برنده رو انتخاب کردم
پس اگه می‌خوای یه جنگ شروع کنی

15:26.094 --> 15:27.662
داری برعلیه من می‌جنگی

15:34.363 --> 15:36.476
وقتشه که یه‌کم قانع‌کننده‌تر باشیم

15:42.546 --> 15:44.481
این چیه؟ دبیرستان؟

15:44.482 --> 15:46.650
چرا متوجه نمیشی چی میگم
که سرت به کار خودت گرم باشه؟

15:48.919 --> 15:49.989
این گله‌ی من ـه

15:49.990 --> 15:51.618
که باعث میشه این کارِ من باشه

15:52.625 --> 15:54.060
لازم نیست اینقدر به خودت فشار بیاری

15:54.061 --> 15:55.095
"برات خوب نیست "هِیلی

15:55.096 --> 15:56.730
من سعی کردم خوش برخورد باشم

15:56.731 --> 15:59.789
اما آخرین ماه بارداری پر از تغییر
توی هورمون‌ها و تغییر اخلاقه

15:59.790 --> 16:01.997
پس اگه نمی‌خوای دستت رو بشکونم به نفعته

16:01.998 --> 16:04.398
که بهم بگی جریان چیه

16:04.399 --> 16:05.967
برو به جهنم -
خفه‌شو -

16:05.968 --> 16:07.469
دیگه نیازی نیست اینو ازش مخفی نگه داریم

16:07.470 --> 16:08.938
ولی من یه دلیل به ذهنم میرسه

16:08.939 --> 16:11.510
یه دلیلِ قد بلند و نامیرا که دستمال جیبی می‌پوشه

16:11.511 --> 16:14.947
هِیلی" ، تو یکی از ما هستی"
پس باید حقیقت رو بدونی

16:14.948 --> 16:16.181
حالا ولش کن

16:24.489 --> 16:28.793
ما یه پیمان بستیم که می‌تونه
همه چیز رو برای گرگینه‌ها عوض کنه

16:28.794 --> 16:30.737
یه پیمان با کی؟

16:30.738 --> 16:31.738
"کلاوس"

16:34.829 --> 16:36.632
همه چیز رو بهم بگو

16:36.633 --> 16:39.172
تو این همه راه اومدی که
برای جون یه انسان التماس کنی؟

16:39.173 --> 16:43.309
وقتِ پدر "کیارِن" داره تموم میشه
و اون همیشه یه متحد واقعی برام بوده

16:43.310 --> 16:46.478
"متحدِ تو و عموی "کمی

16:47.714 --> 16:51.282
شرمنده . همونطور که قبلا گفتم
هیچ راهی برای از بین بردن طلسم نیست

16:51.283 --> 16:54.085
بیخیال ، من و تو میدونیم که
طبیعت همیشه یه راه فرار می‌سازه

16:54.086 --> 16:56.022
برای این یکی نه

16:56.023 --> 16:57.559
حداقل بین مَردُمِ من که نیست

16:57.655 --> 16:59.494
هر چند یه ایده دارم

17:00.663 --> 17:03.264
ماردت یه جادوگرِ قدرتمند بود

17:03.265 --> 17:05.814
اون می‌تونسته به همه این
طلسم‌ها دسترسی داشته باشه

17:05.815 --> 17:07.444
شاید بتونم یه نگاهی به کتاب طلسم‌های

17:07.540 --> 17:09.272
مادرت بندازم

17:09.273 --> 17:11.375
تو می‌خوای از بیماری پدر "کیارِن" به عنوان

17:11.376 --> 17:13.709
بهانه‌ای برای نگاه کردن به کتاب
طلسم‌های مادرم استفاده کنی

17:13.710 --> 17:15.008
خیلی زیرکانه هست

17:15.009 --> 17:17.328
بیخیال ، کتاب طلسم‌ها به‌درد تو نمی‌خوره

17:18.478 --> 17:21.951
اما با قدرتش می‌تونم جا پام رو بین جادوگرا محکم کنم

17:21.952 --> 17:23.253
نه . شرمنده عشقم

17:23.254 --> 17:26.459
به اندازه کافی بد هست که قدرت مادرم
بعد از دفنش اینجا با نیاکان ـت پیوند خورده

17:26.460 --> 17:28.122
و آخرین چیزی که نیاز دارم اینه که تو بتونی

17:28.123 --> 17:31.339
تو کتابِ سراسر حقه و نیرنگ‌های کثیفش نگاه کنی

17:31.340 --> 17:33.564
خیلی بد شد

17:33.565 --> 17:35.598
"مخصوصا برای پدر "کیارِن

17:36.860 --> 17:38.600
فکر کنم اینطوری خودت به "کمی" میگی

17:41.490 --> 17:43.943
فکر می‌کنی برعلیه من اهرم فشار داری؟

17:43.944 --> 17:46.880
کسی نمی‌تونه منو کنترل کنه

17:52.334 --> 17:55.586
و هیچ‌کس هم نمی‌تونه تهدیدم کنه
پس بین خودمون 2تا بمونه

17:55.587 --> 17:57.121
هردو میدونیم کجای کار وایسادیم

17:57.122 --> 17:59.826
تا زمانی که بتونیم اون احترام متقابل رو حفظ کنیم

17:59.827 --> 18:02.457
دیگه هیچ نیازی به تظاهر به قدرت نیست

18:02.964 --> 18:04.501
دیگه بهم زنگ نزن

18:43.596 --> 18:45.237
وقتشه

18:45.238 --> 18:49.073
کلاوس" میره مراسم جشن"
که یعنی خونه خالی میشه

18:49.074 --> 18:50.508
میدونی باید چکار کنی

19:09.520 --> 19:13.271
حالا با توجه به جشنِ دعای خیر ـمون

19:13.272 --> 19:16.992
جادوگرانِ "نیو اورلانز" به شما برکت میدن

20:28.527 --> 20:30.524
یه‌کم آسون بود ، مگه نه؟

20:32.664 --> 20:34.486
انتظارت رو می‌کشیدم

20:36.167 --> 20:37.403
دیر اومدی

20:45.760 --> 20:46.977
"دِوینا"

20:48.429 --> 20:49.957
"آلایژا"

20:49.958 --> 20:51.218
خیلی خوبه که تو رو می‌بینم

20:52.392 --> 20:54.587
و شرایط هم خیلی بهتر شده

20:54.588 --> 20:56.055
واقعاً؟

20:56.056 --> 20:58.727
دوستم "تیم" هنوز مُرده
و برادرِ تو هنوز نفس می‌کشه

20:58.728 --> 21:00.231
دِوینا" ، دیگه کافیه"

21:00.232 --> 21:02.386
آلایژا" امشب حامیِ ما بوده"

21:02.387 --> 21:04.558
پس بهش احترام نشون میدیم

21:08.574 --> 21:10.009
ممنون به‌خاطر همه اینها

21:10.010 --> 21:11.687
این برای تو نیست

21:11.688 --> 21:14.214
تو هم به خوبی من میدونی که
مَردُمِ ـت هیچ صلحی رو قبول نمی‌کنن

21:14.215 --> 21:16.451
مگر اینکه بهشون یه‌کم احترام نشون بدیم

21:16.452 --> 21:17.751
پس بزار احترام نشونشون بدیم

21:20.378 --> 21:22.159
از جشن لذت ببر

21:30.096 --> 21:34.496
چه عجیب . فکر می‌کردم پیش دوستِ رنگارنگت باشی

21:34.497 --> 21:37.796
خب ، تو یه نماینده از طرف گرگینه‌ها خواستی

21:37.797 --> 21:41.099
پس یا منو قبول کن یا پاشم برم

21:51.817 --> 21:53.019
مشکلی پیش اومده؟

21:54.662 --> 21:57.459
این مَردُم برای ستایش جادوگرا اومدن

21:57.460 --> 21:59.561
اون چکار کرده که خودش رو ارزشمند نشون داده؟

21:59.562 --> 22:02.162
اون یکی از دخترای مراسم "دِرو"ـه ، مثل خودت

22:03.834 --> 22:06.305
قدرت‌های ما یه هدیه از نیاکانمون ـه

22:06.306 --> 22:08.905
من باید خیلی چیزا رو قربانی می‌کردم
تا اون قدرت رو بدست بیارم

22:10.136 --> 22:13.165
من مادر و خاله‌ام رو از دست دادم

22:13.166 --> 22:15.128
دِوینا" هیچ کاری به غیر از مقابله با ما انجام نداده"

22:15.979 --> 22:18.212
اون فقط به یه درس کوچیک نیاز داره

22:18.213 --> 22:21.718
اگه یه چیز باشه که بلد باشم
اینه که چطور مردم رو سر جاشون بشونم

22:27.487 --> 22:32.732
خوش آمدید . همونطور که رسومِ قدیمیِ ما میگن

22:32.733 --> 22:35.970
همتون می‌تونین هدایای پیشکشی خود رو بیارید

22:36.454 --> 22:39.879
این رسم ما هست که پیشکش هیچ‌کس رو رَد نمی‌کنیم

22:39.880 --> 22:42.181
و هیچ‌کس رو دست خالی نمی‌فرستیم

23:24.210 --> 23:25.799
میشه به تو هم هدیه داد؟

23:28.536 --> 23:29.604
اینجا چکار می‌کنی؟

23:29.605 --> 23:32.369
به‌طور فنی مهمون ناخونده هستم
اما اومدم تو رو ببینم

23:32.370 --> 23:35.167
نگران نباش . فقط می‌خوام چیزی که
تو ذهنمه رو بگم و بعدش میرم

23:35.979 --> 23:37.210
بیا

23:37.781 --> 23:39.293
و این چیه؟

23:39.294 --> 23:41.413
یه پیشکش از طرف من

23:41.414 --> 23:43.172
میدونم هیچ دلیلی نداریم که
همدیگه رو دوست داشته باشیم

23:43.173 --> 23:45.591
اما می‌خوام به چیزی که
آلایژا" ساخته احترام بزارم"

23:45.592 --> 23:47.676
چیزی که عموم به‌خاطرش تلاش کرد

23:47.677 --> 23:50.429
پس موضوع درباره عمو ـته

23:50.430 --> 23:54.395
همونطور که گفتم میدونی هیچ دلیلی نداری
که بهم کمک کنی اما "کلاوس" بهم گفت

23:54.396 --> 23:57.167
خیلی وقت پیش زندگی تو رو به ناحق ازت گرفتن

23:57.168 --> 24:02.507
و اگه من و تو نتونیم به "کیارِن" کمک کنیم
پس زندگی اونم به ناحق ازش گرفته میشه

24:02.508 --> 24:06.406
پس من بهت التماس می‌کنم . خواهش می‌کنم

24:11.653 --> 24:14.036
کلاوس" گفت تو مال این دوره هستی"

24:14.037 --> 24:18.525
...و من فکر کردم با این موهای قرمز رنگ ـت -
منم دقیقا یکی مثل همینو داشتم -

24:24.501 --> 24:27.170
شاید بتونم بهت کمک کنم

24:44.195 --> 24:47.194
جاش" ، اینجا چکار می‌کنی؟"

24:47.195 --> 24:48.530
چی؟ شوخی می‌کنی؟

24:48.531 --> 24:50.163
اصلا راه نداره که روز بزرگِ تو رو از دست بدم

24:50.671 --> 24:52.741
تازه موسیقی ، یاد ، آتش

24:52.742 --> 24:55.122
نوجوونِ درونیِ من الان داره تو بهشت سر می‌کنه

24:58.143 --> 25:00.752
هر چند به نظر نمیاد که به تو خوش بگذره

25:02.781 --> 25:06.630
بیخیال ، بیا از اینجا بریم بیرون

25:06.631 --> 25:08.354
"جاشوا"

25:08.856 --> 25:11.304
چه اتفاق خوشایندی که اینجا دیدمت

25:12.985 --> 25:14.593
ما باهم یه کارِ نیمه‌تموم داریم

25:19.334 --> 25:20.568
باید همین الان از اینجا بری

25:20.569 --> 25:21.870
اگه بخوایم با انصاف باشیم

25:21.871 --> 25:23.672
تو دیگه قدرت سابقت رو نداری ، مگه نه؟

25:23.673 --> 25:25.439
تو توی جایگاهی نیستی که بخوای دستور بدی

25:27.575 --> 25:28.709
بیخیال رفیق

25:28.710 --> 25:30.042
هی ، می‌تونیم در این مورد حرف بزنیم؟

25:30.043 --> 25:31.242
"جاش"

25:33.513 --> 25:38.139
خانم‌ها و آقایون ، می‌تونم توجهتون رو جلب کنم؟

25:38.140 --> 25:43.815
ما امروز اینجا جمع شدیم تا
با جادوگرای عزیزمون پیمان ببندیم

25:44.560 --> 25:50.154
اما یه جادوگرِ خاص به‌طور کامل نادیده گرفته شده

25:51.994 --> 25:54.117
به نظر من که یه‌کم نامنصفانه هست

25:57.103 --> 25:58.271
نه

26:00.803 --> 26:02.417
من هدیه‌ی تو رو نمی‌خوام

26:04.973 --> 26:08.943
میدونم که با توجه به گذشته‌مون
چرا نمی‌خوای منو قبول کنی

26:10.912 --> 26:16.553
در حقیقت خیلی از ما که امروز اینجا هستیم
تو میدانِ نبرد بینمون آسیب دیدیم

26:16.554 --> 26:18.718
تا وقتی که پیمانِ برادرم این آسیب رو به پایان رسوند

26:18.719 --> 26:22.188
دوست من "جاش" توی یه نقشه
برای کشتنم دست داشت

26:22.189 --> 26:28.188
این تو محدوده حق قانونی من هست
که همینجا اعدامش کنم

26:31.632 --> 26:36.071
اما به‌خاطر ایجاد همبستگی

26:36.072 --> 26:40.163
و به‌خاطر تو "دِوینا" بدین‌وسیله
من "جاش" رو می‌بخشم

26:41.552 --> 26:46.628
جاش" ، از امروز به بعد لازم نیست از چیزی بترسی"

26:52.333 --> 26:53.500
خواهش می‌کنم

27:14.000 --> 27:15.615
خب ، می‌خوای بازش کنی؟

27:27.587 --> 27:29.793
چیه؟ این چی هست؟

27:29.794 --> 27:31.839
این طلسمیه که انگشتر روشنایی می‌سازه

27:40.486 --> 27:43.274
شنیدم روی گرگینه‌ها خیلی تاثیر گذاشتی

27:44.643 --> 27:46.877
قرار من با اونا باید یه راز می‌موند اما می‌بینم

27:46.878 --> 27:48.611
که با زور ازشون کشیدیش بیرون

27:48.612 --> 27:50.146
خیلی حرکت جسورانه‌ای بود

27:50.147 --> 27:55.777
و اینکه تصمیم گرفتی امروز تنهایی
اینجا نماینده گرگینه‌ها باشی

27:55.778 --> 27:58.857
بهت اعتماد می‌کنم که نخوای
نقشه‌هام رو به‌هم بریزی

27:58.858 --> 28:01.616
واقعا می‌خوای "آلایژا" رو دور بزنی؟

28:01.617 --> 28:04.597
تا وقتی مردم ـت سود ببرن
دیگه چه فرقی برات می‌کنه؟

28:04.598 --> 28:10.206
اگه بفهمم داری سرمون بازی درمیاری
...تا یکی از نقشه‌هات رو عملی کنی

28:10.207 --> 28:11.542
میدونی ، تو خیلی پیشرفت کردی

28:11.543 --> 28:13.047
"گرگ کوچولو"

28:14.513 --> 28:17.282
میدونستم سرسخت و حیله‌گر هستی

28:17.283 --> 28:19.251
اما نمیدونستم که یه ملکه‌ی تمام‌عیار هم هستی

28:44.952 --> 28:48.162
جشن برکت مبارک

28:48.163 --> 28:55.506
ما از طرف "مارسل جرارد" به پیام براتون داریم

29:12.721 --> 29:14.317
خودتون رو کنترل کنین

29:15.192 --> 29:17.275
این یه حقه‌ی رکیک هست

29:17.276 --> 29:20.448
ما عهد خودمون رو نقض نمی‌کنیم

29:26.238 --> 29:27.404
"هِیلی"

29:29.088 --> 29:30.488
از اینجا ببرشون بیرون

29:39.980 --> 29:41.883
"آلایژا" -
"هِیلی" -

29:41.884 --> 29:44.380
مشکلی نیست . همه چیز مرتبه

29:56.600 --> 30:00.100
" هیچ صلحی در کار نخواهد بود "

30:05.749 --> 30:07.782
خون روی دیوار ، ‌پشت جسدها

30:08.062 --> 30:09.862
به‌طور کلی من که میگم پیام رسونده شد

30:09.863 --> 30:11.362
همون اول "دِوینا" رو خارج کردی؟

30:11.363 --> 30:13.499
طبق نقشه "جاش" حواسش به "دِوینا" بود

30:13.500 --> 30:15.836
من مطمئن شدم که بقیه دخترای
مراسم "دِرو" هم سالم خارج شدن

30:15.837 --> 30:18.174
این فقط برای اخطار دادن بود

30:18.175 --> 30:19.543
حالا دوباره بازم ریسک می‌کنیم

30:19.544 --> 30:20.909
"مارسل"

30:25.618 --> 30:27.055
من بهت اخطار دادم

30:28.920 --> 30:31.326
و باز هم به‌هرحال تو به محله فرانسوی‌ها برگشتی

30:31.327 --> 30:33.957
می‌خوای منو بکشی "آلایژا"؟ ادامه بده

30:34.053 --> 30:36.564
اما اون‌وقت نمی‌فهمی که "کلاوس" با اون جادوگر چه

30:36.565 --> 30:38.034
نقشه‌هایی کشیده

30:38.035 --> 30:39.501
حالا باید چکار کنم؟

30:39.502 --> 30:41.211
فکر کنم می‌تونم همینجوری ازش بپرسم

30:41.212 --> 30:43.574
آره . مطمئن شو که درباره

30:43.575 --> 30:46.378
ملاقات مخفیانه‌ـش با گرگینه‌ها همه چیز رو بهت بگه

30:46.379 --> 30:49.017
همینه . اگه هنوزم با تو حرف میزنه

30:49.018 --> 30:50.762
وقتی بفهمه که منو کشتی

30:50.763 --> 30:52.553
تو هنوز منو نشناختی

31:02.373 --> 31:03.778
به‌خاطر تخلفاتت

31:08.946 --> 31:11.161
نه ، نه ، نه

31:18.423 --> 31:23.430
طبق خواسته من یا زنده می‌مونی یا می‌میری

31:25.801 --> 31:27.003
سعی کن اینو یادت بمونه

31:39.091 --> 31:40.815
تو بدون هدیه‌ی پیشکشیِ من رفتی

31:41.928 --> 31:43.960
خون‌آشام‌هات جشن منو خراب کردن

31:43.961 --> 31:47.235
اونا دیگه خون‌آشام‌های من نیستن عشقم

31:47.236 --> 31:48.900
هر چند مطمئنا "مارسل" یه ترفند از

31:48.901 --> 31:51.971
ترفندهای من برای گذاشتن تاثیرات مهلک رو دزدیده

31:51.972 --> 31:56.081
ببین ، من به "دِوینا" یه تسلی‌خاطر بدهکار بودم
چون عشق اولش رو کشتم

31:58.313 --> 32:00.749
من همیشه سعی می‌کنم کارهای اشتباهمو درست کنم

32:00.750 --> 32:03.155
همینطور دعوای کوچیکی که بینمون اتفاق افتاد

32:04.856 --> 32:06.758
پس بیا

32:07.824 --> 32:09.803
امشب اینو برات آورده بودم

32:09.899 --> 32:13.164
یکی از دوستات یه‌کم بهم کمک کرد

32:13.165 --> 32:14.599
و اون کدوم دوست بود؟

32:14.600 --> 32:16.670
خب ، بازش کن و خوت ببینش

32:21.776 --> 32:25.860
واقعا فکر کردی من کتاب طلسم‌های
مادرم رو بدون حفاظت رها می‌کنم؟

32:32.129 --> 32:38.248
یه قرن پیش آرزوم این بود که با تو باشم

32:39.720 --> 32:41.373
حالا خوشحالم که هیچ‌وقت باهات نبودم

32:41.374 --> 32:44.527
شاید من اونقدر احمق بودم که
عاشقت بشم یا ازت بترسم

32:44.528 --> 32:48.264
اما تو مُردن خیلی چیزا یاد گرفتم

32:48.265 --> 32:50.699
و یکیش این بود که این تویی که باید ازم بترسی

32:54.670 --> 32:56.808
چه حیف دلم ، برای سکسمون تنگ میشه

32:59.341 --> 33:01.021
دوستت "کمی" امشب اومد

33:02.368 --> 33:04.880
پیشکشش خیلی خوب بود

33:05.683 --> 33:08.915
پس این امید رو بهش دادم که
طلسم "کیارِن" رو برمیدارم

33:08.916 --> 33:10.071
اما هیچ امیدی نیست

33:11.711 --> 33:13.825
یا اگه قبلا بود الان دیگه نیست

33:14.357 --> 33:16.892
اگه کشیش بمیره باور کن که تو هم

33:16.893 --> 33:18.659
به سرعت پشت سرش راهی میشی

33:18.660 --> 33:25.870
اگه منو که می‌تونم یه متحد بالقوه برات باشم
رو برای دفاع ار چندتا انسان ضعیف

33:25.871 --> 33:29.171
که تازه داره با دشمنت "مارسل" هم

33:29.172 --> 33:32.245
می‌خوابه بکشی اون‌وقت کار احمقانه‌ای کردی

33:37.281 --> 33:38.848
من درسم رو امروز گرفتم

33:38.849 --> 33:40.615
اولش مخالف نقشه‌ات بودم

33:40.616 --> 33:43.586
فکر می‌کردم بهتره با پیمانِ "آلایژا" زندگی کنیم

33:43.587 --> 33:47.314
اما بعد از اون جشن و مرگ انسان‌های بی‌گناه

33:47.315 --> 33:49.231
معلوم شد که هیچ‌وقت صلحی به‌وجود نمیاد

33:49.232 --> 33:53.653
ضعیف‌ها همیشه باید به قوی‌ترها التماس کنن

33:53.654 --> 33:55.280
الان شده مساله‌ی بقای قوی‌ترین گونه

33:55.281 --> 33:58.075
ما باید از خودمون حفاظت کنیم

33:58.632 --> 34:02.999
و ما باید از همدیگه محافظت کنیم

34:09.191 --> 34:12.088
باید تا وقتی "کلاوس" مایله بهمون کمک کنه
ازش کمک بگیریم

34:12.089 --> 34:18.130
اما "جکسون" ، از الان به بعد
باید همه چیز رو بهم بگی

34:18.131 --> 34:22.769
و هر چی هم شد نباید به "کلاوس" اعتماد کنیم

34:32.216 --> 34:34.781
خب ، می‌بینم که انتقام گرگ کوچولو رو گرفتی

34:37.819 --> 34:40.992
اما با توجه به ظاهرت می‌بینم
هنوز تشنه خون هستی

34:40.993 --> 34:43.160
اگه تعریف دیوانگی یعنی یه کاری رو پشت سرهم

34:43.161 --> 34:45.761
انجام بدی ولی انتظار نتایج مختلف داشته باشی

34:45.762 --> 34:48.296
پس مطمئنا تلاش من برای نجات تو باعث شده

34:48.297 --> 34:50.667
که من دیوانه‌ترینِ موجوداتِ روی زمین باشم

34:52.170 --> 34:56.800
بیخیال ، این‌بار پسرِ حرومزاده چه کارِ
اشتباهی رو انجام داده؟

34:56.801 --> 34:59.845
میدونی که قبلا من از روش‌هات برای دستکاریِ

34:59.846 --> 35:02.055
ذهن دیگران خوشم میومد

35:02.056 --> 35:05.392
هر چند حالا اینجا در حال ورود
به مرحله‌ای هستیم که

35:05.393 --> 35:07.644
نه تنها باعث منفعت تو میشه
بلکه به نفع بچه‌ات هم هست

35:07.645 --> 35:10.939
و تو پشت سر من میری
با گرگینه‌ها دسیسه‌چینی می‌کنی

35:10.940 --> 35:13.817
دسیسه‌چینی کلمه‌ای نیست که
من برای یه ملاقات خانوادگی استفاده کنم

35:13.818 --> 35:15.830
"اگر فراموش کردی "آلایژا
اونا بیشتر از هر مایکلسونی

35:15.831 --> 35:17.163
خانواده‌ی من محسوب میشن

35:17.164 --> 35:20.243
یه اسمی که در حقیقت حتی
نمی‌تونم رو خودم بزارم

35:22.132 --> 35:25.242
چقدر معمولی 1000 سال وفاداریم
به خودت رو رد می‌کنی

35:25.243 --> 35:26.843
و حالا که باقیمانده اون یکی

35:26.844 --> 35:29.040
خانواده‌ام رو پیدا کردم باید به همین سادگی
چشمم رو به وضعیت اسف‌بارشون ببندم؟

35:29.041 --> 35:31.445
من فکر کردم تو از تصمیم برای کمک بهشون

35:31.446 --> 35:33.815
"و در این حین کمک به "هِیلی
و بچه‌ام خوشحال بشی

35:33.816 --> 35:36.464
وفاداریِ من نسبت به بچه رو زیر سوال نبر

35:36.465 --> 35:38.219
"و فکر کنم محبتت نسبت به "هِیلی

35:38.220 --> 35:40.510
هیچ ربطی به فداکاری‌های خستگی‌ناپذیرت نداره

35:40.511 --> 35:43.725
آره . من میدونم امشب چقدر
بهش علاقه نشون دادی

35:44.192 --> 35:46.141
اسمش رو توی تاریکی صدا زدی

35:46.142 --> 35:49.355
اشتیاقت برای از بین بردن کسانی
که بهش آسیب میرسونن

35:52.496 --> 35:56.735
من هر علاقه و انگیزه‌ای که
برای "هِیلی" داشتم رو سرکوب کردم

35:56.736 --> 35:58.274
به‌خاطر یه حرمت نابه‌حقی که

35:58.275 --> 36:01.656
برای هدف‌هایی که تو اون اهداف رو نداری

36:01.657 --> 36:03.644
...بهت هشدار میدم -
بهت هشدار میدم -

36:03.645 --> 36:05.994
من تو رو بخشیدم . پشتت وایسادم

36:05.995 --> 36:08.121
و هر خواسته‌ی کوچیکی که داشتم رو به‌خاطر

36:08.122 --> 36:11.166
رستگاریِ مسخره‌ی تو فدا کردم

36:11.167 --> 36:14.506
اما دیگه تحمل نمی‌کنم
از این به بعد اگه چیزی بخوام

36:16.295 --> 36:17.591
به راحتی بدستش میارم

36:18.439 --> 36:23.938
و هیچی...هیچی جلودارم نیست

36:45.425 --> 36:46.459
...کلاوس" ، داری چکار"

36:46.460 --> 36:48.493
اومدم ازت معذرت بخوام

36:50.097 --> 36:52.045
من یه اشتباه بزرگ رو مرتکب شدم

36:52.532 --> 36:54.132
هر اشتباهی که کردی بهتره فعلا بخوابی

36:54.133 --> 36:55.764
مطمئنم می‌تونی تا صبح صبر کنی

36:57.500 --> 36:59.634
"تو رفتی پیش "جِنِويو

36:59.635 --> 37:01.535
به‌خاطر درخواستی که کردی دلش به رحم اومد

37:01.536 --> 37:03.174
و شاید می‌تونست "کیارِن" رو درمان کنه

37:03.175 --> 37:05.224
اما من بهش توهین کردم

37:06.905 --> 37:11.272
و به‌خاطر انتقام گرفتن
حالا "کیارِن" رو درمان نمی‌کنه

37:12.880 --> 37:19.790
کیارِن" به‌خاطر من می‌میره"
و این مرگ خیلی دردناک خواهد بود

37:23.161 --> 37:25.286
چرا داری اینا رو به من میگی؟

37:25.382 --> 37:30.436
چون من معتقدم که راز مثل زهر می‌مونه

37:30.437 --> 37:33.139
اونا رو باید از بدن خارج کرد
وگرنه آدم رو مسموم می‌کنن

37:33.140 --> 37:35.275
مثل راز تو

37:35.276 --> 37:37.677
درباره اون‌موقع که با "مارسل" خوابیدی

37:44.776 --> 37:46.719
مگه همینو نمی‌خواستی؟

37:47.955 --> 37:50.099
تو بهم نفوذ ذهنی کردی
که با "مارسل" برم بیرون

37:50.100 --> 37:51.558
تو من رو جاسوس خودت کردی

37:51.559 --> 37:53.728
و شاید مقصر خودتی که ما برگشتیم پیش هم

37:53.729 --> 37:56.229
و تو فقط عصبانی هستی
چون نتونستی کنترلش کنی

37:58.499 --> 38:04.498
به "مارسل" بگو اگه دوباره ببینمش
درجا می‌کشمش

38:27.998 --> 38:29.700
لازم نیست هی بیای بیرون

38:32.616 --> 38:36.346
اگه مشکلی پیش بیاد بهت میگم

38:36.347 --> 38:37.780
اما اون حالش خوبه

38:40.217 --> 38:43.223
اون دختر یه استعداد ذاتی برای رهبری داره

38:43.224 --> 38:45.366
همه رو متعجب کرد

38:47.061 --> 38:48.262
همه رو نه

39:00.046 --> 39:02.416
می‌خوای بهمون ملحق بشی؟

39:05.691 --> 39:07.155
...چیزی که من می‌خوام

39:10.193 --> 39:12.062
اینه که اون دختر خوشحال باشه

39:15.906 --> 39:17.406
بهش نگو اینجا بودم

39:22.950 --> 39:25.155
این "تيئِري ونچور" هست

39:25.156 --> 39:29.492
نوازنده شیپور و معشوق زن‌های چابک که می‌تونن

39:29.493 --> 39:31.659
انسان ، خون‌آشام و جادوگر باشن

39:37.347 --> 39:42.406
من این شهر رو با کمکش ساختم
و "تيئِري" همیشه پشتم رو داشت

39:42.407 --> 39:44.707
حتی وقتی همه چیز رو خراب کردم
و یادم رفت که هواشو داشته باشم

39:46.643 --> 39:47.877
...و حالا

39:49.614 --> 39:51.685
...و حالا تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که

39:53.757 --> 39:55.603
بهت قول بدم مرگت بیهوده نباشه

39:57.200 --> 39:58.560
من شهرمون رو پس می‌گیرم

40:02.702 --> 40:03.986
حتی اگه مجبور بشم اول کامل بسوزونمش

40:08.177 --> 40:10.034
می‌خوای برعلیه اصیل‌ها حرکت کنی؟

40:12.385 --> 40:14.369
واقعا؟ پا پس نمی‌کشی؟

40:14.370 --> 40:15.989
پا پس نمی‌کشم

40:43.330 --> 40:44.665
تو باعث ناامیدیمون شدی

40:44.666 --> 40:46.401
بهت که گفتم اینجور چیزا زمان لازم دارن

40:46.402 --> 40:48.835
فکر می‌کنی نیاکانمون به
دلیل‌های مسخره تو گوش میدن؟

40:48.836 --> 40:51.671
خون‌آشام‌ها بهمون حمله کردن
ما هم تا وقتی تمام قدرتمون رو نداشته باشیم

40:51.672 --> 40:53.578
نمی‌تونیم حمله‌شون رو تلافی کنیم

40:54.744 --> 40:56.814
قربانی شدنِ تو آخرین مرحله هست

41:20.792 --> 41:22.273
دارن چی میگن؟

41:23.726 --> 41:25.651
بهم گفتن اجازه بدم زنده بمونی

41:27.791 --> 41:29.905
اما در ازاش یه پیشکش دیگه می‌خوان

41:31.753 --> 41:33.573
یکی با انتخاب خودشون

41:33.574 --> 41:36.617
بهم بگو . هر چی می‌خوان
مطمئن میشم که بهش برسن

41:36.618 --> 41:37.910
قسم می‌خورم

41:37.911 --> 41:39.332
بچه رو می‌خوان

41:40.929 --> 41:43.311
اونا ازمون می‌خوان بچه‌ی "کلاوس" رو بکشیم

41:44.400 --> 41:45.400
مترجم : کامران

41:46.400 --> 42:23.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
