WEBVTT

00:02.120 --> 00:03.590
پیش از این در
"The Originals"

00:03.590 --> 00:06.790
این شهر زمانی خانه من بود
می‌خوام پسش بگیرم

00:06.790 --> 00:07.360
بنوش

00:07.360 --> 00:09.490
این تنها راهیه که می‌تونم
چیزی که می‌خوامو نشونت بدم

00:09.490 --> 00:11.710
"فقط یه نفر بوده که "کلاوس
واقعا ازش می‌ترسیده

00:11.710 --> 00:12.460
"پدرم "مایکل

00:12.460 --> 00:14.380
ازت می‌خوام که "مایکل" رو برام پیدا کنی -
حتما -

00:14.380 --> 00:16.150
باید اینو می‌دیدی

00:16.150 --> 00:19.090
و حالا می‌تونی انتقامتو بگیری

00:23.910 --> 00:25.930
برین . تا جایی که می‌تونین
سریع برین و فرار کنین

00:25.930 --> 00:28.250
متاسفانه ما گیر افتادیم

00:29.140 --> 00:30.400
طلسم مرز

00:30.400 --> 00:32.330
اصیل‌ها می‌تونن وارد بشن اما نمی‌تونن خارج بشن

00:32.330 --> 00:36.130
ربکا" ، نفس‌هایی که تو سینه‌ات می‌کشی رو عزیز بدون"

00:36.130 --> 00:38.200
چون اینا آخرین نفس‌هاته

00:39.200 --> 00:40.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:41.200 --> 00:55.200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:57.820 --> 01:00.670
آروم باش . این فقط یه طوفانه

01:01.420 --> 01:05.350
نترس . نمیزارم بهت آسیبی برسه

01:08.480 --> 01:10.630
نیک" ، نرو"

01:18.750 --> 01:20.670
من اینو برای پدر تراشیدم

01:22.110 --> 01:24.210
این یه شوالیه شجاعه

01:25.460 --> 01:27.710
حالا تو هم می‌تونی شجاع باشی

01:29.970 --> 01:33.420
با من تا پایان طوفان می‌مونی؟

01:36.640 --> 01:39.620
"من همیشه با تو می‌مونم "ربکا

01:39.690 --> 01:41.380
مهم نیست چه اتفاقی بیفته

01:47.600 --> 01:49.410
"ربکا"

01:51.280 --> 01:52.450
فرار کن

01:52.450 --> 01:54.380
تکون نخور

01:54.380 --> 01:55.240
ما رو تنها بزار

01:55.240 --> 01:57.550
نمی‌تونم . اینجا گیر کردیم

02:00.010 --> 02:01.970
آلایژا" ، اون یه چوب از درخت بلوط سفید داره"

02:01.980 --> 02:04.100
من اینو برای تو آوردم خواهرم

02:04.100 --> 02:05.140
از جلوی چشم‌هاش دور شو

02:05.140 --> 02:07.630
حضور تو اینجا فقط باعث عصبانیتش میشه

02:07.630 --> 02:09.700
به من واگذارش کن

02:16.510 --> 02:18.840
به عنوان یه برادر از برادرم درخواست می‌کنم

02:20.350 --> 02:22.270
ما الان این مزخرفاتو پایان میدیم

02:22.270 --> 02:23.930
تو طرف اون خائن رو می‌گیری؟

02:23.930 --> 02:25.000
من طرف کسی رو نمی‌گیرم

02:25.000 --> 02:28.640
اما بهت اجازه نمیدم که خواهرمونو اذیت کنی

02:31.150 --> 02:34.630
"ما نمی‌تونیم از این قبرستون بریم بیرون "آلایژا

02:35.590 --> 02:38.220
فکر می‌کنی چقدر می‌تونی ازش دفاع کنی؟

02:42.120 --> 02:43.900
...تا هر وقت لازم باشه

02:45.470 --> 02:47.580
و هر جور که لازم باشه

02:48.000 --> 02:52.800
"The Originals"
فصل 1
Storyville قسمت 16 : خداحافظی با

02:55.390 --> 02:57.020
هر طور شده فقط زنده بمون

02:57.020 --> 02:58.620
بهت قول میدم از اینجا بیارمت بیرون

02:58.620 --> 03:00.340
تا حالا اینجوری ندیده بودمش

03:00.340 --> 03:01.670
با خشمش دیوونه شده

03:01.670 --> 03:05.560
و تموم شب بیدار بود
و پشت سرهم حرف‌های زشت و رکیک میزد

03:06.100 --> 03:07.430
می‌خواد منو بکشه

03:07.440 --> 03:09.290
خیلی خب ، تا جایی که می‌تونی ازش دور بمون

03:09.290 --> 03:10.330
این یه استراتژیِ عالیه اما

03:10.330 --> 03:11.900
"با توجه به اینکه اون هرزه‌ی مُرده "سِلِست

03:11.910 --> 03:14.240
ما رو تا طلوع ماه اینجا گیر انداخته

03:14.240 --> 03:15.710
پس انتخاب‌هام یه‌کم محدود هستن

03:15.710 --> 03:17.090
من اینجا تنهات نمیزارم

03:17.090 --> 03:19.240
دِوینا" یه راه فرار پیدا می‌کنه
که از اینجا بیارتت بیرون"

03:19.240 --> 03:20.650
بعدش هممون می‌تونیم باهم بریم

03:20.650 --> 03:21.600
اگه "کلاوس" دنبالمون بیاد

03:21.600 --> 03:23.480
ما هم باهاش مقابله می‌کنیم

03:23.480 --> 03:26.440
برای قرن‌ها جوری زندگی کردم که
باید همش حواسم می‌بود

03:26.470 --> 03:27.830
و تو یک لحظه مجبور به فرار بودم

03:27.830 --> 03:29.940
حالا باید به همون وضع برگردم؟

03:29.950 --> 03:30.790
بعدا نگران این موضوع باش

03:30.790 --> 03:32.420
فعلا فقط یه‌کم وقت برام بخر

03:32.420 --> 03:34.820
بهت قول میدم که از اینجا میارمت بیرون

03:39.010 --> 03:41.000
هی "دِوینا" ، چه احساسی داری؟

03:42.820 --> 03:46.290
صابون ارگانیک و شمعهای معطر

03:46.290 --> 03:48.100
یه‌کم بُخور

03:49.070 --> 03:53.340
فقط می‌خوام کمک کنم که
به حالت اول خودت برگردی

04:00.550 --> 04:03.290
تو شهر شایعه شده که جادوگرا دارن جشن می‌گیرن

04:03.510 --> 04:06.750
تو اون 4 دختری که برای مراسم "دِرو" کشته شدن
3تاشون دوباره زنده شدن

04:06.750 --> 04:08.390
اولش دوستت "مونیک" بود

04:08.390 --> 04:10.940
و بعد یه دختر دیگه و بعدشم تو

04:11.430 --> 04:13.899
از اون چیزی که شنیدم
بقیه دارن میگن که تو مدتی

04:13.900 --> 04:15.700
که مرده بودن

04:15.701 --> 04:17.100
اجدادشون باهاشون بودن

04:17.100 --> 04:18.760
باهاشون حرف میزدن و بهشون آموزش میدادن

04:18.760 --> 04:20.910
میگن که از همیشه قوی‌تر هستن

04:23.080 --> 04:24.780
برای تو هم اینطوری بود؟

04:26.030 --> 04:27.650
نه

04:28.030 --> 04:29.600
من هیچ احساسی نداشتم

04:30.370 --> 04:34.040
اونجا سرد تاریخ و خالی بود

04:34.470 --> 04:36.350
و برای مدت زمان خیلی طولانی ادامه داشت

04:40.810 --> 04:41.950
"من واقعا متاسفم "دِوینا

04:41.950 --> 04:44.250
نمی‌خوام درباره این موضوع صحبت کنم

04:44.470 --> 04:48.440
خواهش می‌کنم "مارسل" . مجبورم نکن

04:51.160 --> 04:53.310
الان ساعت‌هاست داریم این‌کار رو می‌کنیم

04:53.320 --> 04:54.510
که آخرش چی بشه؟

04:54.510 --> 04:57.840
نیکلاوس" ، من تو رو می‌شناسم"
و تو دوران بزرگ شدنمون خیلی باهم دعوا کردیم

04:58.300 --> 05:01.200
تو نه می‌تونی منو بزنی
و نه می‌تونی متقاعدم کنی

05:01.580 --> 05:03.020
نمی‌تونی ازم رد بشی

05:03.020 --> 05:04.700
می‌تونم ازت رد بشم

05:04.700 --> 05:07.640
هر چند اینجوری مجبورم از جسدت رد بشم

05:07.780 --> 05:09.300
هر چی نباشه تو اون چاقو رو
توی سینه ام فرو کردی

05:09.300 --> 05:12.810
و مجبورم کردی که ساعت‌ها
دردِ غیرقابل‌باوری رو تحمل کنم

05:14.000 --> 05:17.390
شاید بهتر باشه خشمم رو
به سمت تو نشونه بگیرم

05:17.390 --> 05:19.070
باید الان قیافه خودتو ببینی

05:19.070 --> 05:22.950
حالت خشم و مرگباری گرفتی
و احساس حق به‌جانبی می‌کنی

05:23.640 --> 05:25.660
الان مثل پدر شدی

05:28.820 --> 05:30.470
من مثل پدرمون نیستم

05:31.220 --> 05:33.380
خیانتِ "ربکا" خشم من رو توجیه می‌کنه

05:33.390 --> 05:35.180
اما خشم پدرمون به‌خاطر دیونگیش بود

05:35.180 --> 05:37.570
اون هیچ‌وقت خشمش رو سَرِ تو خالی نمی‌کرد

05:37.570 --> 05:39.750
"سرِ هیچ‌کدومتون . نه "کول" ، نه "فین

05:39.750 --> 05:41.420
هیچ‌کدومتون

05:43.340 --> 05:46.760
فکر کنم تو فراموش کردی که
پدرمون واقعا چطور آدمی بود

05:46.760 --> 05:48.210
نه

05:49.390 --> 05:51.280
فراموش نکردم

05:53.890 --> 05:55.400
سر جات بمون

05:55.450 --> 05:57.280
نفس عمیق بکش

05:57.720 --> 06:00.130
وایسا . حالا

06:03.140 --> 06:04.880
هدف‌گیریت بهتر شده

06:05.440 --> 06:06.970
ان‌شاالله دفعه بعدی

06:06.980 --> 06:09.220
تو داری تشویقش می‌کنی "آلایژا"؟

06:10.460 --> 06:12.570
اما اون هر روز رقت‌انگیزتر میشه

06:12.570 --> 06:13.290
من رقت‌انگیز نیستم

06:13.290 --> 06:15.750
با من حرف نزن

06:16.330 --> 06:17.920
هنوز اینقدر مرد نشدی که این سلاحو برداری

06:17.920 --> 06:19.030
اگه نتونی شکار کنی

06:19.050 --> 06:20.230
پس فقط یه بارِ مسئولیت هستی

06:20.570 --> 06:21.410
ببخشید

06:21.660 --> 06:24.840
چقدر بده که معذرت‌خواهی‌هات
نمی‌تونه شکممون رو سیر کنه

06:24.840 --> 06:26.480
چون این تنها مهارت تو هست

06:27.120 --> 06:28.140
پدر ، تمومش کن

06:28.230 --> 06:30.600
عقب بمون وگرنه بعدی خودتی

06:31.500 --> 06:33.330
این پسر باید قوی بار بیاد

06:50.600 --> 06:52.200
نیکلاوس" ، من می‌فهمم برای چی خشمگین هستی"

06:52.940 --> 06:56.040
اما بهت التماس می‌کنم که بهتر از پدرمون باشی

06:56.040 --> 06:57.170
کاری رو بکن که پدرمون نکرد

06:59.810 --> 07:03.020
به جای این ظلم و ستم
لطف و رحمتت رو نشون بده

07:03.020 --> 07:05.860
تو بهم میگی به کسی که بهم
خیانت کرده رحم نشون بدم؟

07:07.960 --> 07:11.140
مثل اینکه اصلا منو نمی‌شناسی ، مگه نه برادر؟

07:11.670 --> 07:12.570
کافیه

07:14.050 --> 07:15.410
هر کار اشتباهی که کردم

07:15.560 --> 07:18.700
گناهم در مقایسه با گناه تو هیچه

07:20.340 --> 07:21.550
می‌خوای انتقام بگیری؟

07:21.550 --> 07:23.690
باشه اما قبل از اینکه انتقام بگیری

07:23.690 --> 07:25.020
می‌خوام تو چشم‌هات نگاه کنم و بهت بگم که

07:25.020 --> 07:28.450
چرا ظلم و ستم و کارهای تو بود که ما رو

07:29.220 --> 07:30.430
به اینجا کشوند

07:31.520 --> 07:32.490
خیلی خب پس بگو

07:33.870 --> 07:35.220
حرفت رو بزن

07:36.250 --> 07:38.190
و وقتی تموم شدی
من مجازاتی که لیاقتش رو داری

07:38.190 --> 07:39.910
رو بهت اعطا می‌کنم حتی اگه

07:41.590 --> 07:44.360
مجبور بشم از "آلایژا" رد بشم تا مجازاتت کنم

07:58.000 --> 07:58.820
"دِوینا"

08:09.430 --> 08:11.130
مارسل" بهم گفت که این بالا هستی"

08:11.760 --> 08:13.290
می‌خوای بهم بگی چه اتفاقی افتاده؟

08:16.520 --> 08:17.570
من مُردم

08:19.790 --> 08:21.250
اولش تنها بودم

08:22.980 --> 08:24.330
اما بعد صداشونو شنیدم

08:26.500 --> 08:28.430
صداهایی که تو گوشم نجوا می‌کردن

08:29.200 --> 08:30.010
کیا بودن؟

08:30.510 --> 08:31.740
اجدادم

08:33.090 --> 08:35.540
اونا از دستم خیلی عصبانی هستن

08:36.900 --> 08:38.820
من از قدرتم برعلیه همنوعانم استفاده کردم

08:39.870 --> 08:43.600
و اونا گفتن اگه دوباره از قدرتم استفاده نابجا کنم

08:43.600 --> 08:45.540
بلای خیلی بدی به سرم میارن

08:47.280 --> 08:50.520
پس یه قرن پیش تو به "کلاوس" خیانت کردی

08:50.520 --> 08:52.540
به خطرناک‌ترین خون‌آشامِ تاریخ

08:52.540 --> 08:54.140
و الان تنها کسی که می‌تونه نجاتت بده

08:54.140 --> 08:57.690
دختریه که تو زیرشیروانیِ من قایمش کردی

08:57.690 --> 08:59.250
اما اون دختر حالش خوب نیست پس

08:59.250 --> 09:01.770
تنها امید تو برادرزاده‌ی من ـه که

09:01.770 --> 09:04.700
جادوگرِ جوانِ از مرگ برگشته رو روانکاوی کنه

09:04.700 --> 09:06.000
خلاصه‌ی مشکلاتت همین بود؟

09:06.000 --> 09:08.540
تو به عنوان شخصی که جادوگرا
طلسمش کردن خیلی ازخودراضی هستی

09:09.430 --> 09:11.480
جادوی "دِوینا" تنها شانس تو برای نجات پیدا کردنه

09:14.210 --> 09:16.690
بهتره اینقدر چیزهای واضح رو به رخ هم نکشیم

09:16.690 --> 09:18.860
این طلسم پایانِ کارِ من ـه

09:19.690 --> 09:21.080
هر طلسمی یه راه فرار داره

09:21.670 --> 09:23.740
بین این همه آدم تو دیگه باید ایمانِ بیشتری داشته باشی

09:26.480 --> 09:28.540
من وقتی "شان" مرد ایمانمو از دست دادم

09:30.960 --> 09:33.440
وقتی من به "نیو اورلانز" برگشتم

09:33.440 --> 09:35.460
هیچی نداشتم به غیر از امید
برای جلوگیری از جنگ

09:35.460 --> 09:37.450
بین خون‌آشام‌ها و جادوگرا و حالا

09:37.450 --> 09:39.020
جادوگرا از کنترل خارج شدن

09:39.020 --> 09:42.080
و تو اجازه دادی یه خون‌آشامِ اصیل

09:42.160 --> 09:44.790
کنترلِ محله رو در دست بگیره

09:45.160 --> 09:47.560
نه . هیچ امیدی نیست

09:47.720 --> 09:49.230
نه برای تو ، نه برای شهر

09:49.230 --> 09:50.830
و مطمئنا نه برای من

09:51.380 --> 09:54.360
اگه "دِوینا" بهم برگرده یه راهی پیدا می‌کنم
که "کلاوس" رو به زیر بکشم

09:54.360 --> 09:57.200
نه . "کلاوس" از این تله‌ای که داخلشه خارج میشه

09:57.370 --> 09:59.500
و وقتی خارج شد تو رو پیدا می‌کنه

09:59.980 --> 10:02.210
و بعد تیکه بزرگَت گوشِت ـه

10:04.470 --> 10:06.030
"هر چی بکاری همونو درو می‌کنی "مارسل

10:07.570 --> 10:08.520
بزار شروع بشه

10:09.430 --> 10:12.800
"دادگاهِ "ربکا مایکلسون

10:13.240 --> 10:15.210
خب ، خیالمون راحت شد شخصیتش دست نخورده

10:15.610 --> 10:16.910
فقط حرف دل ـت رو بزن

10:18.150 --> 10:20.290
منم مطمئن میشم که درست رفتار کنه

10:20.890 --> 10:23.290
تو اینجا ایستادی و متهم به
خیانت به هم‌خونِ خودت هستی

10:24.160 --> 10:25.260
چطور از خودت دفاع می‌کنی؟

10:25.540 --> 10:27.730
از خودم با خفه کردنِ ـت تا گوش کنی دفاع می‌کنم

10:27.880 --> 10:29.220
تو پدرمون رو احظار کردی

10:29.220 --> 10:30.560
تو آوردیش تو شهرمون

10:30.600 --> 10:32.600
چه دفاعی می‌تونی از خودت داشته باشی؟

10:32.600 --> 10:34.390
میدونستم اون تنها چیزیه که ازش می‌ترسی

10:34.400 --> 10:35.930
و من می‌خواستم تا تو فرار کنی

10:36.010 --> 10:37.160
چون تو از من متنفری

10:37.330 --> 10:38.440
چون وجودت پر از نفرته

10:38.440 --> 10:40.090
تو آزادیِ من برای عاشق شدن رو ازم گرفتی

10:40.380 --> 10:41.760
پس دفاعیه‌ی تو اینه

10:43.610 --> 10:45.810
تو "مایکل" نابود کننده شکارچی خون‌آشام‌ها رو

10:45.810 --> 10:48.380
به شهر آوردی چون من جلوتو گرفتم که

10:48.380 --> 10:50.700
نری سراغ این خواستگارهای خسته کننده؟

10:50.700 --> 10:51.690
تو بی‌رحم و کنترل کننده

10:52.200 --> 10:54.260
و سوءاستفاده‌گر بودی

10:54.260 --> 10:56.300
من داشتم سعی می‌کردم تو رو از دست

10:56.930 --> 10:59.700
آدم‌های ابله و زالوصفت

10:59.720 --> 11:01.990
و صدالبته قضاوتِ ضعیفِ خودت نجات بدم

11:01.990 --> 11:04.790
پس اون مردی که اینقدر دوستش داشتی
که بهش می‌گفتی رفیق چی؟

11:05.920 --> 11:07.850
چرا منو منع کردی که "مارسل" رو
دوست داشته باشم؟

11:08.350 --> 11:09.970
اسمشو جلوی من نیار

11:10.880 --> 11:12.170
چه اتفاقی برای تو افتاد؟

11:14.080 --> 11:17.170
من پسر خوب و دوست‌داشتنی که منو می‌خندوند

11:17.690 --> 11:18.940
و بهم هدیه میداد و عاشقِ

11:20.880 --> 11:22.900
هنر و موسیقی بود رو یادمه

11:24.380 --> 11:26.220
من می‌خواستم دقیقا مثل تو بشم

11:29.000 --> 11:31.020
چطور تونستی اینقدر تغییر کنی؟

11:34.440 --> 11:39.220
تو میگی از "ربکا" به‌خاطر خیانتش متنفری

11:39.390 --> 11:43.840
اما هیچ‌کس به اندازه اون اینقدر رو پیش تو نمونده

11:43.840 --> 11:45.080
نه حتی خودِ من

11:45.540 --> 11:47.140
شاید خودت هستی که فراموش کرده

11:49.050 --> 11:50.350
اون‌روزی رو یادمه که پدرمون مچِ تو رو

11:50.350 --> 11:53.450
موقع تراشیدن مهره‌های شطرنج
با چاقوی شکاریش گرفت

11:54.530 --> 11:58.080
اینقدر تو رو بدون رحم و شفقت زد که

11:59.150 --> 12:00.860
من برای زندگیت نگران شدم

12:01.890 --> 12:02.600
پدر

12:05.800 --> 12:08.110
تمومش کن . تمومش کن

12:11.290 --> 12:13.180
بهت اجازه نمیدم بیشتر از این بزنیش

12:14.630 --> 12:17.190
تو برای اون مقابلِ من

12:18.580 --> 12:19.370
وایمیسی؟

12:33.420 --> 12:37.070
پس می‌خوای "ربکا" رو به عنوان
یه خواهر وفادار جا بزنی

12:37.680 --> 12:40.320
اما اون برای شهوتش به "مارسل" به من خیانت کرد

12:42.200 --> 12:43.770
شایدم واقعا به دلیلی که میگی بهم خیانت کردی

12:44.760 --> 12:45.590
به‌خاطر عشق

12:46.790 --> 12:48.450
شاید اگه "ربکا" اعتراف کنه که

12:48.450 --> 12:49.970
قربانیِ حماقت خودش شده و اینکه

12:49.980 --> 12:53.040
مارسل" از عشق بزرگش"
سوءاستفاده کرده تا خانوادمون رو

12:53.040 --> 12:57.320
سرنگون کنه و شهرمون رو بگیره
منم خشمم رو نادیده بگیرم

12:57.420 --> 12:59.300
مارسل" با ذهن من بازی نکرد"

13:01.870 --> 13:05.670
تو ازش دفاع می‌کنی اما هنوز هم شک داری که

13:06.180 --> 13:07.620
شاید حق با من باشه

13:08.030 --> 13:09.230
ما همدیگه رو دوست داشتیم

13:10.290 --> 13:12.900
این امتناع تو از قبول عشقمون بود
که باعث نابودیت شد

13:12.900 --> 13:14.660
پس چرا وقتی تو از "نیواورلانز" فرار کردی

13:14.660 --> 13:16.320
اون دنبالت نیومد؟

13:16.650 --> 13:18.150
آره ، درسته

13:18.150 --> 13:20.530
اون اینجا بود و داشت چیزهایی که
من ساخته بودم رو می‌دزدید

13:20.530 --> 13:22.430
تو می‌خوای "مارسل" رو گناهکار بدونم

13:23.410 --> 13:25.970
و ازت طلب بخشش کنم؟

13:27.380 --> 13:28.310
این‌کار رو نمی‌کنم

13:28.860 --> 13:32.420
مارسل" مقصر نیست"
چون من "مایکل" رو فراخوندم

13:33.440 --> 13:33.980
...ربکا" ، تو حتما"

13:33.980 --> 13:35.600
من بودم که "مایکل" رو به "نیو اورلانز" آوردم

13:35.600 --> 13:37.540
اونم به‌خاطر شرارت‌های تو

13:38.900 --> 13:40.640
من عشق و شادی رو می‌خواستم

13:40.640 --> 13:42.940
اما تو منو از بدست آوردن جفتشون بازداشتی

13:43.530 --> 13:47.280
آره . منم از پدرمون می‌ترسیدم و نفرت داشتم

13:47.750 --> 13:49.650
اما ظلمِ پدرمون از تو کمتر بود

13:50.140 --> 13:52.550
برادر حرومزاده‌ی من که خودشو نگرانم جلوه میداد

13:52.550 --> 13:54.190
و مثل الان تهدیدم می‌کرد

13:55.260 --> 13:56.500
من می‌خواستم از دستت خلاص بشم

13:58.000 --> 14:01.270
و اگه الانم حق انتخاب داشتم
بازم این‌کار رو می‌کردم

14:13.710 --> 14:14.760
خواهر ، ما رو تنها بزار

14:15.500 --> 14:18.160
من نمیرم -
بهت گفتم تنهامون بزار . خواهش می‌کنم -

14:23.160 --> 14:24.150
تو به حرف‌هاش گوش ندادی

14:26.700 --> 14:28.230
پس حالا باید با من سر کنی

14:37.970 --> 14:40.610
من اثرات و صدمات ناشی از
سوءرفتار رو بررسی کردم

14:41.230 --> 14:43.070
جادوگرایی که مجبورت کردن
مراسم "دِرو" رو انجام بدی

14:43.070 --> 14:44.490
اونا بهت دروغ گفتن و بهت آسیب رسوندن

14:44.490 --> 14:45.430
"کمی"

14:46.230 --> 14:49.030
هیچیزی نیست که خونده باشی
و بتونه الان بهم کمک کنه

14:49.650 --> 14:53.130
خیلی خب ، کتابا رو فراموش کن

14:54.320 --> 14:56.860
بزار از تجربه بهت بگم که چی میدونم

14:57.250 --> 14:59.710
وقتی برادرم مُرد هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
دوباره حالم خوب بشه

15:01.310 --> 15:02.860
هفته‌ها گریه می‌کردم و خودمو مقصر میدونستم

15:02.860 --> 15:04.800
اونو مقصر میدونستم و بعد فهمیدم

15:04.800 --> 15:09.410
تمام این ناراحتی‌ها دارن منو از درون می‌خورن

15:09.410 --> 15:11.850
و بعد تصمیم گرفتم که نزارم ناراحتی‌هام اذیتم کنن

15:13.480 --> 15:15.390
"تو هم می‌تونی این تصمیمو بگیری "دِوینا

15:17.600 --> 15:19.980
تو جوری این حرفو میزنی انگار خیلی ساده هست

15:21.140 --> 15:23.490
اما جادوگرا نمیزارن من به این راحتی‌ها
از دستشون خلاص بشم

15:23.600 --> 15:25.110
اونا کارشون با من تموم نشده

15:25.290 --> 15:28.190
هیچ‌کس نمی‌تونه تو رو کنترل کنه
مگر زمانی که بهشون اجازه بدی

15:28.190 --> 15:30.150
اصلا از کجا بفهمم به کی اعتماد کنم؟

15:30.790 --> 15:32.410
به "مارسل" اعتماد کنم؟

15:34.480 --> 15:36.330
وقتی زنده شدم اولین کاری که کرد این بود که

15:36.330 --> 15:38.810
ازم برای نجات "ربکا" کمک بگیره

15:40.850 --> 15:42.240
"راستشو بگو "کمی

15:43.650 --> 15:45.670
چیزی نیست که تو هم بخوای؟

15:47.540 --> 15:49.870
چرا ، عموم حالش خوب نیست

15:49.870 --> 15:51.240
فکر می‌کردم شاید بتونی بهش کمک کنی

15:54.880 --> 15:56.290
اما دلیل اینجا اومدنم این نیست

15:56.710 --> 16:00.040
من بهت اهمیت میدم و می‌خوام بهت کمک کنم

16:00.040 --> 16:01.060
تو چکار می‌تونی بکنی؟

16:01.500 --> 16:03.650
وقتی من زنده شدم صداهایی که باهام حرف میزدن

16:03.650 --> 16:05.070
بهم گفتن تنها کسی که می‌تونه بهم کمک کنه

16:05.070 --> 16:07.970
بقیه جادوگرا هستن
اما بعد از بلاهایی که سرشون آوردم

16:07.980 --> 16:09.440
اونا از من متنفر شدن

16:10.290 --> 16:13.270
پس با چه رویی حالا برم و ازشون کمک بخوام؟

16:23.520 --> 16:24.910
چه آدم احمقی هستم

16:25.990 --> 16:29.050
من حقیقتا فکر کردم "دِوینا" می‌تونه بهمون کمک کنه

16:29.180 --> 16:30.310
یکی دیگه رو میارم

16:30.310 --> 16:31.720
تمام شهر پر از جادوگره

16:31.720 --> 16:33.210
تمامِ اونا از تو متنفر هستن

16:33.210 --> 16:34.210
یه فکری به حالش می‌کنم

16:34.210 --> 16:35.580
در این بین "کلاوس" رو بیشتر از اونی که الان هست

16:35.580 --> 16:37.060
عصبانی نکن

16:37.060 --> 16:38.590
یه‌کم دیر شده

16:38.590 --> 16:40.760
احتمالا بازم یه‌کم تحریکش کردم

16:41.290 --> 16:43.260
اما به‌هرحال از اینکه تو رو متهم به سوءاستفاده از

16:43.260 --> 16:45.620
من برای آوردن "مایکل" به اینجا کرد خوشم نیومد

16:45.620 --> 16:48.220
صبر کن ببینم
من هیچ‌وقت همچین کاری رو نمی‌کنم

16:52.730 --> 16:53.920
ما تقریبا فرار کردیم

16:54.940 --> 16:55.880
و اگه به راهمون ادامه میدادیم

16:55.880 --> 16:58.270
الان می‌تونستیم هر جای دنیا می‌خوایم باشیم

17:00.480 --> 17:02.190
کلاوس" احتمالا پیدامون می‌کرد و می‌کشتمون"

17:02.190 --> 17:04.010
اما به‌هرحال آخرش این‌کار رو می‌کنه

17:04.060 --> 17:06.800
خوب می‌شد اگه اولش یه‌کم شادی و خوشحالی داشتیم

17:06.800 --> 17:09.450
قرار نیست تو رو بکشه . تو خواهرشی

17:09.450 --> 17:10.690
و تو هم مثل فرزندش هستی

17:10.690 --> 17:12.790
اما باور کن که می‌خواد تو رو بکشه

17:17.260 --> 17:19.980
میدونی ، من واقعا خیلی به مُردن فکر نکرده بودم

17:21.400 --> 17:23.690
یکی از خوبی‌های جاودانه بودن همینه

17:26.260 --> 17:29.810
چه چیز عجیبیه که یه لحظه اینجا باشی

17:29.810 --> 17:31.290
و یه لحظه دیگه نباشی

17:33.680 --> 17:35.090
واقعا وحشتناکه

17:37.960 --> 17:38.780
"ربکا"

17:38.780 --> 17:40.910
"تو باید فرار کنی "مارسل

17:41.920 --> 17:43.370
وقتی ماه به اوج خودش برسه

17:43.370 --> 17:44.820
کلاوس" آزاد میشه و بلایی که"
می‌خواد سر من بیاره رو

17:44.820 --> 17:47.110
سر تو هم میاره اما بدتر از اون

17:48.440 --> 17:52.210
همین الان برو و دیگه برنگرد

17:56.430 --> 17:57.690
خب ، حالا چی میشه؟

17:57.980 --> 18:00.010
جفت سلاح‌ها دستت هست

18:00.200 --> 18:01.840
خنجرِ "تونده" منو زمین گیر می‌کنه

18:01.840 --> 18:04.460
اما چوب درخت بلوط می‌تونه
منو برای همیشه بکشه

18:04.800 --> 18:07.620
خب ، برخلاف تو من هیچ علاقه‌ای
به برادرکُشی ندارم

18:08.040 --> 18:10.620
من فقط برای این نگهشون داشتم
که به دست تو نیفتن

18:12.870 --> 18:14.090
این فقط بیمه‌ی من ـه

18:14.090 --> 18:16.540
چرا ازش دفاع می‌کنی؟

18:17.550 --> 18:19.530
ربکا" وقتی "مایکل" رو به اینجا کشوند"

18:19.530 --> 18:21.070
به تو هم خیانت کرد

18:21.070 --> 18:22.670
چون "ربکا" خواهرمون ـه

18:23.200 --> 18:25.160
و چون دوست دارم اونو همونطوری
که قبلا بود به یاد بیارم

18:25.160 --> 18:27.950
قبل از اینکه به چیزی که الان هستیم تبدلی بشیم

18:29.250 --> 18:30.670
اون یه دختر بی‌گناه بود که

18:31.330 --> 18:33.600
راحت می‌شد خندوندِش و پر از زندگی بود

18:36.000 --> 18:39.490
خاطرات من باعث میشن که
خیانتش خیلی بدتر و دردآورتر بشن

18:40.020 --> 18:43.090
پس می‌تونی کمی از گناهاشو به گردن بگیری؟

18:43.850 --> 18:45.670
چون هر چی نباشه ظلم و ستم خودت بود که

18:45.670 --> 18:47.220
باعث شد این‌کار رو بکنه

18:47.220 --> 18:48.130
نمی‌بینی "آلایژا"؟

18:48.130 --> 18:49.810
اون نمی‌خواست من فرار کنم

18:49.810 --> 18:51.020
اون می‌خواست من بمیرم

18:51.020 --> 18:51.960
اشتباه می‌کنی

18:53.700 --> 18:55.220
اون همیشه ازم متنفر بوده

18:55.680 --> 18:57.130
و خودتم میدونی که درست میگم

18:57.670 --> 18:59.800
تو اصلا روحتم خبر نداره ، مگه نه؟

19:00.810 --> 19:03.830
اصلا نمیدونی حاضر شده بود برات چکار کنه

19:05.470 --> 19:07.740
وقتی خواهرمون چیزی رو می‌بینه که به نظرش

19:07.740 --> 19:10.010
بی‌عدالتی هست می‌تونه
خیلی خیره‌سر ، بی پروا

19:10.010 --> 19:13.510
و حتی خیلی خطرناک بشه

19:14.290 --> 19:15.470
و این موضوع زمانی کاملا آشکار شد که

19:15.470 --> 19:18.030
یه شب خواهرمون سعی کرد پدرمون رو بکشه

19:18.390 --> 19:19.350
این چیه؟

19:20.280 --> 19:24.320
یه داستان ملودارم که برای برانگیختنِ
حس همدردیِ من طراحی شده؟

19:24.320 --> 19:26.340
این حقیقته

19:28.260 --> 19:29.080
...من اونجا بودم

19:31.850 --> 19:33.170
و اگه من جلوشو نمی‌گرفتم برای

19:33.750 --> 19:37.890
محافظت از تو حتما اونو می‌کشت

19:42.300 --> 19:45.030
من بعضی وقتها آرزو می‌کردم
می‌تونستم به اون لحظه برگردم

19:45.690 --> 19:47.570
و خودم کارش رو تموم کنم

19:48.130 --> 19:50.380
چرا الان داری اینو بهم میگی؟

19:51.660 --> 19:54.550
نیکلاوس" ، بعضی وقت‌ها خواهرمون"
بدون فکر کاری رو انجام میده

19:54.980 --> 19:55.920
میشه گفت تندمزاجه

19:55.920 --> 19:59.210
خیلی زود عاشق این و اون میشه
ولی تو رو دوست داره

20:00.600 --> 20:03.660
اما درمان‌های مخربِ تو قلبش رو شکسته

20:04.360 --> 20:07.040
پس آره ، با فراخوندن پدرمون عملت رو جبران کرد

20:07.040 --> 20:08.910
و آره ، کارش اشتباه بود

20:10.130 --> 20:12.460
و کاملا مطمئن نیستم که بتونم اونو سرزنش کنم

20:16.940 --> 20:18.190
من می‌تونم

20:23.480 --> 20:24.680
نیکلاوس" ، پس بهم کمک کن"

20:24.680 --> 20:26.730
واقعا می‌خوای در مقابل من بایستی

20:26.780 --> 20:28.440
و با اون خنجرِ مسخره

20:28.440 --> 20:30.320
که به‌هرحال مجبوری یه روز
از بدنم بیرونش بکشی

20:30.590 --> 20:32.970
و بعد همونقدر که از ربکا متنفرم
از تو هم متنفر میشم

20:33.180 --> 20:35.340
اگه می‌خوای از ربکا محافظت کنی

20:35.950 --> 20:38.650
باید از شاخه درخت بلوط استفاده کنی

20:38.880 --> 20:40.860
لازم نیست به این مزخرفات گوش بدم

20:40.870 --> 20:43.390
وانمود نکن که بهش فکر نکردی

20:43.890 --> 20:45.290
وقتی به من نگاه می‌کنی همه‌ی چیزهایی که

20:45.290 --> 20:47.300
ازشون متنفر هستی رو در من می‌بینی

20:48.000 --> 20:51.610
البته درسته که با این لباس‌های زیبا

20:51.610 --> 20:53.400
و دستمال‌هات و نقابِ ادب و بلاغتت

20:53.560 --> 21:01.140
مخفیشون می‌کنی اما تو هم به
اندازه من یه موجود پلید هستی

21:01.660 --> 21:02.920
و حتی بدتر

21:03.450 --> 21:07.250
پس ادامه بده "آلایژا" . ادامه بده

21:08.300 --> 21:10.380
از شاخه‌ی درخت بلوط سفید استفاده کن

21:15.980 --> 21:19.090
من اینقدر ترسو نیستم که
"بخوام تو رو بکشم "نیکلاوس

21:20.010 --> 21:23.100
اما اگه مجبور بشم به تو عذاب بدم
تا از "ربکا" محافظت کنم

21:23.100 --> 21:25.210
مطمئن باش این‌کار رو می‌کنم

21:27.790 --> 21:31.600
می‌بینی؟ من میدونستم که
نمی‌تونی این‌کار رو بکنی

21:31.830 --> 21:35.380
تو هنوز به این امید واهی چسبیدی
که من می‌تونم نجات داده بشم

21:35.380 --> 21:38.570
و اگه این حرومزاده می‌تونه نجات داده بشه

21:39.560 --> 21:41.330
پس شاید برای تو هم راه نجاتی باشه

21:45.180 --> 21:46.010
بفرما

21:47.140 --> 21:48.980
حالا میدونی این چه احساسی داره

21:56.060 --> 21:57.970
این باید حرف من می‌بود

22:01.010 --> 22:02.370
حالا من اینو دارم

22:03.610 --> 22:06.600
پس من تصمیم می‌گیرم کی بمیره
و کی زنده بمونه

22:14.510 --> 22:16.110
من می‌خوام خنجر رو ازش بیرون بکشم

22:16.140 --> 22:17.830
تو باید اول منو بکشی

22:17.830 --> 22:19.400
و حالا وسیله انجامشو هم داری

22:19.400 --> 22:22.320
چرا کاری که یه قرن پیش
شروع کردی رو تموم نکنی؟

22:22.320 --> 22:25.440
من نمی‌خواستم تو بمیری
می‌خواستم فرار کنی

22:25.440 --> 22:28.030
دروغگو . تو می‌خواستی انتقام بگیری

22:28.030 --> 22:29.980
تو مجبورم کردی بهت خیانت کنم

22:29.980 --> 22:31.290
و حالا می‌خوای موضوع رو بپیچونی
و بدترش کنی تا

22:31.300 --> 22:32.620
بتونی به جای قبول اشتباهات خودت

22:32.630 --> 22:35.260
کشتن من رو توجیه کنی

22:35.860 --> 22:37.580
تنها کاری که من کردم عاشق دوستت شدن بود

22:38.370 --> 22:40.590
می‌تونستی برامون خوشحال بشی

22:41.390 --> 22:44.250
اما به جاش تو ذهن پیچیده و خرابت از این

22:44.250 --> 22:46.180
ترسیدی که جفتمون رو از دست بدی

22:46.800 --> 22:48.530
و به‌خاطر ترسیدنت جفتمون رو از دست دادی

22:50.890 --> 22:53.500
هیچ‌کس دیگه‌ای نیست که بتونی مقصر بدونی

22:54.350 --> 22:55.350
فقط خودت هستی

22:57.260 --> 23:00.120
مارسل" حالا کجاست؟"

23:00.910 --> 23:02.610
فکر می‌کردم تو رو دوست داره

23:03.500 --> 23:07.110
ولی تو رو اینجا ول کرده تا با من باشی

23:09.750 --> 23:13.070
مشکل جادوگرای تو شهر
اینه که مسیرشون رو نمیدونن

23:13.150 --> 23:16.620
خوشبختانه گروه ما یه رئیس جدید پیدا کرده

23:17.220 --> 23:18.120
من

23:18.650 --> 23:20.040
تو ازم درخواست کمک داری

23:20.300 --> 23:22.130
که طلسم مرزِ "سِلِست" رو بردارم

23:22.370 --> 23:24.640
اما تو دیگه جادوگرای محله رو کنترل نمی‌کنی

23:24.640 --> 23:25.820
تو می‌خوای به مردمت کمک کنی؟

23:25.830 --> 23:27.380
پس باید میانجی‌گرِ صلح بشی

23:27.810 --> 23:29.460
باید با خون‌آشام‌ها صلح کنی

23:30.040 --> 23:30.890
من می‌تونم کمک کنم

23:30.900 --> 23:33.030
آخرین‌باری که برای صحبت کردن اومدم

23:33.030 --> 23:34.450
تو سعی کردی منو بکشی

23:34.450 --> 23:35.660
من درسم رو یاد گرفتم

23:35.810 --> 23:37.410
اگه نمی‌تونی بزنیشون
بهشون پیشنهاد یه معامله بده

23:37.410 --> 23:38.520
پس پیشنهاد من اینه

23:38.520 --> 23:41.660
اگه الان بهم کمک کنی بهت قول میدم

23:41.880 --> 23:43.940
خون‌آشام‌ها از محله تون دور بمونن

23:44.640 --> 23:46.100
و دیگه هیچ اعدامی در کار نباشه

23:46.190 --> 23:50.150
شروع خوبی بود اما اگه می‌خوای کمکت کنم
که طلسم برداشته بشه

23:50.160 --> 23:52.370
باید بهم "دِوینا کِلِیر" رو هم بدی

23:55.980 --> 23:58.290
شما به اندازه کافی به اون دختر آسیب ترسوندین؟

23:58.330 --> 24:00.940
باید بدونی تقصیر توئه که تو زمان مرگش عذاب کشیده

24:01.540 --> 24:04.710
اون به‌خاطر متحد شدن با
تو توسط اجدادمون طرد شده

24:05.530 --> 24:06.820
همه اون موضوع تموم شده

24:06.880 --> 24:08.440
اما حالا می‌تونیم با خوش‌آمدگویی
پیشمون برگردونیم‌ـش

24:08.640 --> 24:10.690
توسط همه افرادمون مورد احترام قرار می‌گیره

24:11.190 --> 24:13.290
و من بهش یاد میدم که قدرتشو کنترل کنه

24:14.040 --> 24:15.900
و یه خونه بهش میدم که در امنیت باشه

24:16.270 --> 24:18.270
توسط خون‌آشام‌ها احاطه نشده باشه

24:19.780 --> 24:21.380
دِوینا" رو بهمون برگردون و منم"

24:22.010 --> 24:24.260
یه راهی برای شکستن
طلسم "سِلِست" پیدا می‌کنم

24:25.040 --> 24:28.280
اگه نه خب ، بزار بگم که

24:28.280 --> 24:30.440
من یکی قرار نیست برای "ربکا" گریه و زاری کنم

24:32.630 --> 24:33.910
تو برعلیه من؟

24:34.140 --> 24:35.380
اینکه اصلا منصفانه نیست ، مگه نه؟

24:35.380 --> 24:37.040
به‌هرحال شاید اگه "مارسل" اینجا بود

24:37.040 --> 24:40.070
یه شانسی داشتین اما احتمالا

24:40.070 --> 24:42.340
تا همین الان یه دختر دیگه برای خودش پیدا کرده

24:42.650 --> 24:45.350
مطمئنا یکی خوشگل‌تر و جوون‌تر از تو

24:45.350 --> 24:46.940
تو از درد دیگران لذت می‌بری و بعد

24:46.940 --> 24:48.620
در تعجبی که چرا ازت متنفرم

24:48.620 --> 24:51.980
آره و این نفرت باعث شد
کاری که کردی رو انجام بدی

24:52.300 --> 24:53.690
به حقیقت اعتراف کن

24:54.000 --> 24:55.690
اعتراف کن که می‌خواستی من بمیرم

24:55.690 --> 24:59.440
برخلاف توهماتت من فقط
می‌خواستم تو فرار کنی . همین

24:59.440 --> 25:01.120
آلایژا" داره درد می‌کشه"

25:01.120 --> 25:02.980
و منم بهت اجازه میدم کمکش کنی

25:02.990 --> 25:04.990
فقط باید اعتراف کنی

25:04.990 --> 25:07.470
تو دیوونه‌ای -
آره ، آره -

25:07.470 --> 25:09.780
من یه هیولای بی‌عاطفه و وحشی هستم

25:09.780 --> 25:11.440
و بعد تو "مایکل" رو احضار کردی که منو بکشه

25:11.440 --> 25:12.890
بهش اعتراف کن -
اما این حقیقت نداره -

25:12.890 --> 25:14.300
خودت میدونی چکار کردی

25:14.300 --> 25:15.340
اعتراف کن -
من این‌کار رو نکردم -

25:15.340 --> 25:17.480
تو می‌خواستی من بمیرم

25:18.430 --> 25:19.530
اعتراف کن

25:30.390 --> 25:31.660
شاید می‌خواستم

25:40.930 --> 25:41.830
"نیکلاوس"

26:17.920 --> 26:19.400
تو قلبم نزدی

26:21.210 --> 26:22.610
شاید اینطور بوده

26:26.000 --> 26:28.370
یا شاید هیچ‌وقت نمی‌خواستم تو رو بکشم

26:29.000 --> 26:31.260
شاید فقط می‌خواستم یه ذره
"از ترسی که موقع اومدن "مایکل

26:31.270 --> 26:34.630
داشتم رو احساس کنی

26:36.310 --> 26:38.590
خودت حقیقت رو میدونی؟

26:38.740 --> 26:39.890
اینو میدونم

26:40.260 --> 26:42.670
تو منو به شیطانی بودن محکوم می‌کنی

26:42.670 --> 26:45.090
اما تو کسی هستی که توطئه می‌کنی

26:45.100 --> 26:46.820
تا هم‌خونِ خودت رو بکشی

26:47.360 --> 26:49.390
تو زندگیمون رو به جهنم تبدیل کردی

26:50.160 --> 26:51.720
باعث رنج و عذابمون شدی

26:51.720 --> 26:54.150
من عاشق خانواده‌ام هستم

26:54.340 --> 26:58.200
"تو ، "آلایژا

27:00.600 --> 27:01.970
من همه شما رو دوست داشتم

27:11.420 --> 27:13.260
میدونم تحمل من می‌تونه سخت باشه

27:14.100 --> 27:16.720
اما من خودم رو اینطوری نساختم

27:19.350 --> 27:21.630
مایکل" بود که باعث نابودی و تباهیِ من شد"

27:22.700 --> 27:24.560
اون من رو هم نابود کرد

27:26.070 --> 27:27.600
این چیزیه که تو فراموش کردی

27:30.230 --> 27:32.450
قرن‌ها بعد

27:32.450 --> 27:34.430
همه‌ی ما از درون شکستیم

27:35.360 --> 27:38.080
تو با خشم و بدبینی‌هات

27:39.740 --> 27:43.790
من با ترس از تنها موندم

27:46.330 --> 27:48.160
و "آلایژای" بیچاره

27:50.500 --> 27:54.370
اون خودشو وقف همه می‌کنه به غیر از خودش

27:57.470 --> 28:00.030
ما قوی‌ترین موجوداتِ عالم هستیم

28:00.500 --> 28:02.620
اما ماورای تعمیر شدن آسیب دیدیم

28:04.380 --> 28:06.210
ما بدون امید زنده هستیم

28:07.870 --> 28:09.770
اما هیچ‌وقت هم نخواهیم مُرد

28:12.810 --> 28:15.650
ما تعریف واقعیِ "نفرین شده" هستیم

28:17.580 --> 28:20.190
همیشه و تا ابد

28:29.300 --> 28:30.230
حالش چطوره؟

28:30.960 --> 28:32.180
افسرده

28:32.510 --> 28:33.910
اون به کمکِ واقعی نیاز داره

28:33.910 --> 28:35.590
شاید موندن تو یه موئسسه‌ای که شبانه‌روزی

28:35.590 --> 28:37.060
بهش دارو و درمان داده بشه

28:37.060 --> 28:38.830
نه ، نه . اگه تو هیچین جایی بره

28:38.830 --> 28:39.870
دیگه بیرون نخواهد اومد

28:39.870 --> 28:41.080
تو فکر بهتری داری؟

28:45.250 --> 28:47.050
می‌تونم برگردونم‌ـش پیش همنوعانش

28:48.880 --> 28:49.690
چی؟

28:49.960 --> 28:52.320
"الان اتفاق بزرگتری در حال افتادنه "کمی

28:52.320 --> 28:53.890
این تنها شانسیه که داره

28:53.890 --> 28:55.000
ما باید درباره این موضوع حرف بزنیم

28:55.010 --> 28:56.480
من ازت اجازه نمی‌خوام

29:24.140 --> 29:25.390
حالا باهم مساوی شدیم

29:39.000 --> 29:40.270
پس باهم قرار داریم؟

29:40.470 --> 29:41.280
دِوینا" خوابه"

29:41.280 --> 29:43.360
وقتی بیدار شد همه چیز رو بهش توضیح میدم

29:43.360 --> 29:44.460
بعد میارمش اینجا

29:44.460 --> 29:46.350
تو این بین هم باید اون مانع رو برداری

29:46.350 --> 29:48.300
سِلِست" یه طلسم قدرتمند رو اجرا کرده"

29:49.480 --> 29:51.550
شانسِ تو "سِلِست" از اینجا رفته

29:51.670 --> 29:53.870
قدرت‌هاش تو زمین رفتن

29:56.510 --> 29:59.090
حالا می‌تونم بهشون دسترسی داشته باشم
و ازشون استفاده کنم

30:00.150 --> 30:01.030
یه‌کم زمان می‌بره

30:01.030 --> 30:02.800
اما من تو کارم خیلی واردم

30:03.330 --> 30:04.220
یه چیز دیگه

30:04.550 --> 30:06.110
ازت می‌خوام که کشیش رو خوب کنی

30:07.650 --> 30:08.460
شرمنده

30:09.700 --> 30:12.170
یه طلسم مثل اون اگه ریشه بگیره

30:12.200 --> 30:13.420
دیگه نمیشه درستش کرد

30:14.540 --> 30:16.950
خیلی خب ، فقط "ربکا" رو نجات بده

30:17.710 --> 30:19.610
باید کل طلسم رو باطل کنم

30:20.510 --> 30:21.500
نمی‌تونم بدون آزاد کردن بقیه اصیل‌ها

30:21.500 --> 30:22.700
فقط یه اصیل رو بیرون بیارم

30:22.700 --> 30:24.990
مهم نیست و فقط برای اینکه بدونی

30:25.560 --> 30:28.300
حتی اگه "کلاوس" آزاد باشه
...اگه به "دِوینا" آسیبی برسونی

30:28.300 --> 30:32.330
مارسل" دیگه تموم شد . تو باختی"

30:33.200 --> 30:34.940
سعی کن یه‌کم وقار برات باقی بمونه

30:39.070 --> 30:40.480
ما هنوز اینجا گیر کردیم

30:41.870 --> 30:44.320
هر بلایی می‌خوای سر من بیاری زود انجامش بده

30:46.180 --> 30:48.230
تو گفتی پدرمون ما رو به تباهی کشوند

30:51.720 --> 30:53.940
و نمی‌تونم به این موضوع فکر نکنم که

30:55.300 --> 30:57.200
شاید پدر اون هم اون رو به تباهی کشونده

31:05.530 --> 31:06.760
حصار از بین رفت

31:09.360 --> 31:12.060
میدونم ازم متنفری اما کاری که
انجام شده دیگه انجام شده

31:12.060 --> 31:13.640
کاری که انجام شده انجام نشده

31:14.680 --> 31:16.130
داستان بین ما باقی می‌مونه

31:16.690 --> 31:18.840
داستانی که به هم میگیم تا

31:19.190 --> 31:20.720
یادمون بمونه چجور آدمایی هستیم

31:22.050 --> 31:23.390
یه پدرِ وحشی

31:25.420 --> 31:26.620
یه پسرِ حرومزاده

31:28.790 --> 31:29.740
و خواهری که

31:31.180 --> 31:32.550
به برادرش خیانت کرد

31:35.470 --> 31:37.630
شاید وقتش باشه یه داستان دیگه بگیم

31:44.160 --> 31:45.920
چی می‌خوای "ربکا"؟

31:46.090 --> 31:48.760
همون چیزی که از بچگی می‌خواستم

31:50.940 --> 31:54.460
یه خونه می‌خواستم . یه خانواده می‌خواستم

31:55.320 --> 31:56.860
یکیو می‌خواستم که دوستم داشته باشه

31:59.100 --> 32:00.280
و می‌خواستم زندگی کنم

32:04.150 --> 32:05.150
پس برو

32:07.410 --> 32:10.320
برو و دیگه برنگرد

32:11.750 --> 32:14.250
ما اینقدر آسیب دیدیم که
نمی‌تونیم پیش هم باقی بمونیم

32:15.180 --> 32:16.140
دیگه یک خانواده نیستیم

32:16.140 --> 32:18.660
و فقط مخلوطی از موادِ بی‌ثبات هستیم

32:20.850 --> 32:22.400
نیو اورلانز" مال من خواهد بود"

32:23.690 --> 32:25.460
من بچه‌ام رو اینجا تو شهری که

32:25.880 --> 32:27.610
تو ازم گرفتی بزرگ می‌کنم

32:28.550 --> 32:30.980
بدون شک "آلایژا" هم تصمیم می‌گیره پیشم بمونه

32:32.260 --> 32:35.890
...اما تو خواهر عزیز

32:37.770 --> 32:38.930
تو آزادی

33:30.650 --> 33:32.100
فکر می‌کردم اینجا پیدات کنم

33:33.080 --> 33:34.810
فقط اومدم آخرین چیزهاییم که تو آتش

33:34.810 --> 33:36.430
نسوختن رو بردارم

33:36.770 --> 33:38.090
به زودی از اینجا میرم

33:39.000 --> 33:41.340
فکر نکنم علاقه داشته باشی که بهم بپیوندی

33:45.310 --> 33:47.530
هر چند امیدوارم هر چی دنبالش هستی رو پیدا کنی

33:52.760 --> 33:54.190
آلایژا" ، وقتی من "مایکل" رو آوردم اینجا"

33:54.310 --> 33:56.380
حتی برای یه لحظه نمی‌خواستم به تو آسیبی برسونم

33:59.300 --> 34:00.240
میدونم

34:03.020 --> 34:05.370
هر چند مطمئن بودم
نیکلاوس" می‌خواد منو بکشه"

34:06.550 --> 34:08.230
هر چند شاید اصلا نمی‌خواست منو بکشه

34:08.400 --> 34:09.860
یا شایدم تو لحظه آخر نظرش عوض شد

34:12.450 --> 34:14.180
شاید تو اعماق وجودش هنوز اون

34:15.560 --> 34:17.440
برادری باشه که زمانی می‌شناختیم

34:18.190 --> 34:19.760
...خیلی عمیق اما

34:23.570 --> 34:24.810
هنوز اون داخل هست

34:36.390 --> 34:37.900
کمک ـش کن راهش رو پیدا کنه

34:51.660 --> 34:54.560
دلیلی داره که شما ولگردها تو خونه‌ی من هستین؟

34:54.560 --> 34:56.000
من ازشون خواستم بیان اینجا

34:56.920 --> 34:58.420
من و تو باید این موضوعو بین بقیه

34:58.600 --> 34:59.660
حل می‌کردیم

35:02.150 --> 35:03.680
فکر می‌کردم تا الان فرار کردی

35:03.680 --> 35:05.900
آره . خب ، اینجا شهر منه

35:06.310 --> 35:07.850
شاید بخوای ازت طلب بخشش کنم

35:07.850 --> 35:09.610
اما من اصلا متاسف نیستم

35:11.230 --> 35:12.190
شاید نتونم تو رو شکست بدم

35:12.190 --> 35:13.750
اما اومدم اینجا تا باهات مواجه بشم

35:14.080 --> 35:17.040
و موضوع رو جلوی مَردُمَم خاتمه بدم

35:20.330 --> 35:21.760
اگه می‌خوای به‌خاطر این موضوع منو بکشی

35:22.910 --> 35:24.050
پس ادامه بده

35:49.320 --> 35:50.290
عصر بخیر

35:51.730 --> 35:54.670
فکر نکنم به معرفی نیاز داشته باشم

35:54.670 --> 35:58.040
به‌هرحال اینجا زمانی خانه‌ی خانوادگیِ من بود

35:59.640 --> 36:02.990
امشب اینجا رو پس می‌گیرم

36:04.810 --> 36:06.390
امتیازاتی که اینجا داشتی ازت گرفته شدن

36:06.390 --> 36:08.790
مارسلوس" ، به‌خاطر احترامی که به خواهرم میزارم"

36:08.790 --> 36:11.460
یک‌بار دیگه بهت رحم می‌کنم

36:11.470 --> 36:14.610
بهت اجازه میدم زندگیتو نگه داری

36:15.020 --> 36:17.900
هر چند بدین‌وسیله از اینجا اخراج شدی

36:18.100 --> 36:21.910
اگه یه ردپای کوچیک ازت
توی محله فرانسوی‌ها پیدا کنم

36:21.920 --> 36:23.820
برات به خوبی و خوشی تموم نمیشه

36:23.950 --> 36:25.030
متوجه شدی؟

36:29.590 --> 36:30.580
همین

36:32.670 --> 36:33.510
فرار کن

36:44.170 --> 36:45.650
خوب بود برادر

36:47.510 --> 36:49.420
کم‌کم داری مثل من میشی

36:50.270 --> 36:51.510
تحت تاثیر قرار گرفتم

36:59.990 --> 37:01.120
داشتم فکر می‌کردم

37:01.990 --> 37:05.080
مادرم اینجا دفن و تقدیس شده

37:06.510 --> 37:08.810
و برای همیشه به این زمین پیوند خورده

37:09.620 --> 37:10.710
اما من نه

37:13.680 --> 37:15.360
و بالاخره آزاد شدم

37:19.550 --> 37:20.470
و تو؟

37:22.870 --> 37:25.330
برادرات جوری اومدن توی شهر
انگار مالک اینجا بودن

37:26.980 --> 37:30.360
انگار صاحب من بودن . خونه‌ام رو گرفتن

37:31.560 --> 37:35.090
مردمم رو گرفتن . همه چیزم رو گرفتن

37:37.510 --> 37:38.940
نمی‌تونم همینجوری فقط فرار کنم

37:40.220 --> 37:41.870
منم ازت نمی‌خوام این‌کار رو بکنی

37:43.870 --> 37:45.050
من که احمق نیستم

37:47.900 --> 37:50.000
میدونم چقدر این شهر رو دوست داری

37:51.590 --> 37:54.420
و منم دختری نیستم که بخوام
تو رو با کسی قسمت کنم

38:09.490 --> 38:12.280
هر چند امیدوار بودم ساخت
خونه‌مون رو تموم کرده باشی

38:14.950 --> 38:17.050
هر چند اگه هیچ‌وقت پا داخلش نزارم

38:18.680 --> 38:21.680
خیلی خوب می‌شد اگه بعد از این ماجراها

38:21.680 --> 38:24.260
یه چیزِ زیبا سرپا وایساده بود

38:43.160 --> 38:45.050
"خداحافظ "مارسل جرارد

38:48.530 --> 38:50.040
سعی کن زنده بمونی

39:09.380 --> 39:12.730
ربکا" ، اینجا چکار می‌کنی؟"

39:15.430 --> 39:16.620
اومدم ازت خداحافظی کنم

39:17.910 --> 39:19.930
پس چی شد می‌گفتی دخترا باید به‌هم بچسبن؟

39:20.520 --> 39:24.610
خب ، من و "نیک" به یه قراردادِ
هیچی یا همه چیز" رسیدیم"

39:24.740 --> 39:26.920
اگه شهر رو ترک کنم بهم اجازه میده

39:28.240 --> 39:29.540
نمی‌تونم اینو رد کنم

39:31.290 --> 39:32.520
هزار سال با "کلاوس" موندی

39:32.520 --> 39:34.840
فکر کنم به چند روز مرخصی نیاز داشته باشی

39:35.040 --> 39:37.810
گوش کن ، "نیکلاوس" یه هیولا هست

39:38.660 --> 39:40.110
پس هیچ‌وقت سعی نکن بهش کلک بزنی

39:40.860 --> 39:42.030
اما از زندگی چیزهایی بیشتر از

39:42.040 --> 39:44.190
ترسوندن دیگران هم می‌خواد

39:44.620 --> 39:46.630
اینقدر آسیب روحی دیده که
نمی‌تونه خودش اینو پیدا کنه

39:47.650 --> 39:49.580
اما مطمئنم تو بچه‌ای که تو شکم توئه

39:50.780 --> 39:52.240
امیدی برای رستگاریِ "کلاوس" هست

39:54.650 --> 39:56.240
صحبت از بچه‌ات شد

39:56.410 --> 39:58.680
خانواده ما هر چی نداشته باشه دشمن زیاد داره

39:59.100 --> 40:00.650
بچه‌ات هم همه اینها رو به ارث می‌بره

40:01.310 --> 40:03.300
خواهش می‌کنم مراقب باش

40:08.210 --> 40:10.290
میدونی که همیشه می‌تونی برگردی
و ملاقاتمون کنی

40:10.300 --> 40:13.170
من می‌تونم 1-2تا راز رو از "کلاوس" نگه دارم

40:14.210 --> 40:15.480
خب ، اگه نتونستم

40:16.020 --> 40:17.450
مطمئن شو که این بچه داستان‌های

40:17.450 --> 40:19.880
عمه‌ی دیوونه‌اش "ربکا" رو بدونه

40:20.460 --> 40:23.910
و بهش بگو هر چند من پیشش نیستم

40:23.910 --> 40:26.010
اما واقعا دوستش دارم

41:50.100 --> 41:51.100
مترجم : کامران

41:52.100 --> 42:28.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
