1
00:00:02,166 --> 00:00:03,400
<font color="#ff0000"><i>پيش از اين در
"The Originals"</i></font>

2
00:00:03,401 --> 00:00:05,884
<i>اين شهر زماني خانه‌ي من بود</i>

3
00:00:05,885 --> 00:00:08,274
<i>و در غياب من "مارسل" تمام چيزهايي که من</i>

4
00:00:08,275 --> 00:00:09,856
<i>مي‌خواستم را بدست آورده</i>

5
00:00:09,857 --> 00:00:11,485
<i>مي‌خوام همشو پس بگيرم</i>

6
00:00:11,486 --> 00:00:13,326
<i>بدين‌وسيله وفاداريم رو به تو تعهد مي‌کنم</i>

7
00:00:13,327 --> 00:00:15,929
<i>"سِلِست" -
سِلِست"؟" -</i>

8
00:00:15,930 --> 00:00:18,263
<i>هر کي بود خيلي جذاب بود</i>

9
00:00:18,264 --> 00:00:19,631
<i>من باور دارم که وقتي يکي رو دوست داشته باشي</i>

10
00:00:19,632 --> 00:00:21,067
<i>به‌طور منحصر به فردي آسيب‌پذير هستي</i>

11
00:00:21,068 --> 00:00:22,369
<i>اون به‌خاطر من مُرد</i>

12
00:00:22,370 --> 00:00:24,070
<i>دِوينا" يه اسلحه ي قدرتمنده"</i>

13
00:00:24,071 --> 00:00:25,438
<i>آره</i>

14
00:00:25,439 --> 00:00:26,740
<i>ميدونم که بايد کشته مي‌شدم تا مراسم</i>

15
00:00:26,741 --> 00:00:29,709
<i>دِرو" بتونه کامل بشه"</i>

16
00:00:29,710 --> 00:00:32,544
<i>اون مُرده . مي‌فهمي؟</i>

17
00:00:32,545 --> 00:00:35,136
<i>چهار نفر قرار بود زنده بشن ولي هيچ‌کدوم نشدن</i>

18
00:00:35,137 --> 00:00:37,263
<i>اون همه قدرت کجا رفت؟</i>

19
00:00:37,264 --> 00:00:40,386
<i>يکي ما رو فراخوانده . کي؟</i>

20
00:00:40,387 --> 00:00:41,921
<i>من</i>

21
00:00:41,922 --> 00:00:44,353
<i>...و ممنون ميشم اگه با اسم واقعيم صدام کنيد</i>

22
00:00:44,354 --> 00:00:46,425
<i>"سِلِست"</i>

23
00:00:47,500 --> 00:00:48,500
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

24
00:00:49,500 --> 00:00:53,500
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ @AvaMovie_in ]

25
00:00:53,100 --> 00:00:55,968
اين گورستان رو به ياد ميارم

26
00:00:55,969 --> 00:00:58,604
يه ذره هم عوض نشده

27
00:00:58,605 --> 00:01:00,745
بيش از يک قرنه که با قيافه‌هاي مختلف

28
00:01:00,746 --> 00:01:03,079
به اين مکان ميام

29
00:01:25,264 --> 00:01:29,301
کلارا سامرلين" ، ميشه بيخيال بشي؟"

30
00:01:29,302 --> 00:01:31,837
وگرنه همه چيز رو از دست ميديم

31
00:01:47,019 --> 00:01:48,834
بهت که گفتم

32
00:01:48,835 --> 00:01:50,920
همه‌ي جادوگراي محله اينجا هستن تا

33
00:01:50,921 --> 00:01:53,504
بتونن "پاپا تونده" ـي بزرگ رو ببينن

34
00:02:14,713 --> 00:02:17,749
جادوگران محله‌ي فرانسوي‌ها

35
00:02:17,750 --> 00:02:19,657
به‌خاطر خوش‌آمدگويي‌ـتون تشکر مي‌کنم

36
00:02:19,658 --> 00:02:21,784
خيلي خوبه که بين مَردُمي با ايمان باشم

37
00:02:21,785 --> 00:02:24,223
من هم جادوي اجدادي رو تمرين مي‌کنم

38
00:02:24,224 --> 00:02:27,259
و به اونايي که قبل از ما
اين مسير رو رفتن احترام ميزارم

39
00:02:27,260 --> 00:02:29,874
از اونا قدرتمون رو بدست مي‌آوريم

40
00:02:31,430 --> 00:02:33,421
و ما به اون قدرت نياز داريم

41
00:02:33,422 --> 00:02:35,548
چون يک تاريکيِ بزرگ در حال اومدن هست

42
00:02:35,549 --> 00:02:38,070
شهري که اجدادتون براتون جا گذاشتن الان توسط

43
00:02:38,071 --> 00:02:41,177
دزدهاي دريايي ، هيولاها
و خون‌آشام‌ها اداره ميشه

44
00:02:59,030 --> 00:03:01,760
من جادوي ديگري رو هم انجام ميدم

45
00:03:01,761 --> 00:03:03,200
جادوي قرباني کردن

46
00:03:03,201 --> 00:03:05,530
از زندگي موجوداتي که پيشکش مي‌کنم قدرت مي‌گيرم

47
00:03:05,531 --> 00:03:07,766
و از اين قدرت براي پيروز شدن
بر دشمنانم استفاده مي‌کنم

48
00:03:07,767 --> 00:03:11,374
و مطمئن باشين که دشمنان شما رو هم
به‌خاطر طمع ـشون مجازات مي‌کنم

49
00:03:13,505 --> 00:03:18,041
در ازاي اين‌کار شما خانواده‌ام رو
به جمع قبيله‌ـتون راه ميدين

50
00:03:20,979 --> 00:03:23,886
و من رو به عنوان رهبرتون انتخاب مي‌کنين

51
00:03:29,187 --> 00:03:32,390
آقايون ، اينجا رو خونه‌ي خودتون فرض کنيد

52
00:03:32,391 --> 00:03:34,533
به نظر مياد شهردار "اوکانل" دير کرده اما

53
00:03:34,534 --> 00:03:36,561
موضوعات زيادي هست که بايد
بحث بشن پس شروع مي‌کنم

54
00:03:36,562 --> 00:03:39,096
لطفا يک لحظه صبر کن برادر

55
00:03:39,571 --> 00:03:41,199
ميدوني که چقدر از اين گردهمايي‌هاي

56
00:03:41,200 --> 00:03:43,467
غيرقانوني خوشم مياد

57
00:03:43,468 --> 00:03:45,036
نگران نباشيد

58
00:03:45,037 --> 00:03:46,938
برخلاف شهرت برادرم مي‌تونم بهتون اطمينان بدم که

59
00:03:46,939 --> 00:03:48,621
ما اينجا جمع شديم که در صلح باهم بحث کنيم

60
00:03:48,622 --> 00:03:50,174
مي‌تونين روي قولم حساب کنين

61
00:03:50,175 --> 00:03:51,309
و از شانس خوبتون

62
00:03:51,310 --> 00:03:53,666
برادرم هميشه به قول‌هاش وفا مي‌کنه

63
00:03:55,813 --> 00:03:59,783
شما 2تا از خانواده مافيايي "گوئِرا" هستيد

64
00:03:59,784 --> 00:04:02,854
يه دسته‌ي بي‌شعور از دزدها و قاتل‌ها و اين

65
00:04:02,855 --> 00:04:04,822
در مقايسه با چيزي که تو ماه کامل بهش تبديل ميشين

66
00:04:04,823 --> 00:04:06,324
هيچي نيست ، مگه نه؟

67
00:04:06,325 --> 00:04:07,458
آره ، آره ، آره

68
00:04:07,459 --> 00:04:09,060
البته يه گاز از گونه‌ي شما

69
00:04:09,061 --> 00:04:10,661
براي يه اصيل خطرناک نيست

70
00:04:10,662 --> 00:04:12,830
اگه بينمون تعارضي پيش بياد

71
00:04:12,831 --> 00:04:15,032
اتفاق خوبي براي شما نميفته

72
00:04:15,033 --> 00:04:16,434
بزارين پيشنهادمون رو بهتون بگيم

73
00:04:16,435 --> 00:04:18,651
من و برادرم بنادرِ شهر رو کنترل مي‌کنيم

74
00:04:18,652 --> 00:04:20,671
اما با اين قانونِ منع که بزودي تصويب ميشه

75
00:04:20,672 --> 00:04:22,907
نيروهاي فدرالي که ما نمي‌خوايم باهاشون

76
00:04:22,908 --> 00:04:26,510
برخورد داشته باشيم اينجا زياد ميشه

77
00:04:26,511 --> 00:04:28,846
بنابراين مي‌خوام يه سيستمي رو پيشنهاد بدم که

78
00:04:28,847 --> 00:04:31,848
"در اون زير نظرِ ما خانواده‌ي "گوئِرا

79
00:04:31,849 --> 00:04:33,984
مي‌تونه به ازاي يک درصدي از سود

80
00:04:33,985 --> 00:04:36,120
الکل رو به شهر وارد کنه

81
00:04:36,121 --> 00:04:37,755
ما هنوز هم مسئول بنادر خواهيم بود

82
00:04:37,756 --> 00:04:41,325
اما حاکميتمون يه راز باقي مي‌مونه

83
00:04:43,461 --> 00:04:45,362
اينا همه خوب به نظر ميرسن اما

84
00:04:45,363 --> 00:04:47,097
به من بگين

85
00:04:47,098 --> 00:04:48,722
چه سودي به جادوگرها ميرسه؟

86
00:04:48,723 --> 00:04:50,833
من متاسفم اما اين يه جلسه خصوصي هست

87
00:04:51,351 --> 00:04:53,811
بله . جلسه خصوصي براي پادشاهانِ شهر

88
00:04:53,812 --> 00:04:55,839
اما من هم يه پادشاه هستم

89
00:04:55,840 --> 00:04:57,440
و براي خودم قوانيني دارم

90
00:04:57,441 --> 00:05:00,343
تحت تاثير قرار گرفتم

91
00:05:00,777 --> 00:05:03,529
تو يا واقعا جاه‌طلب هستي يا واقعا احمق

92
00:05:03,530 --> 00:05:05,406
اسمت چيه رفيق؟

93
00:05:05,407 --> 00:05:08,351
من "آلفونز بلاتونده دلگالو" هستم

94
00:05:08,785 --> 00:05:10,687
اما پيروانم منو "پاپا تونده" صدا ميزنن

95
00:05:10,688 --> 00:05:12,122
و اومدم که ازتون بخوام جادوگرها هم

96
00:05:12,123 --> 00:05:13,490
براي اجازه دادن به زندگي شما در اينجا

97
00:05:13,491 --> 00:05:15,539
يک سهم منصفانه‌اي ببَرَن

98
00:05:16,027 --> 00:05:17,828
داري پيشنهاد ميدي که از طرف

99
00:05:17,829 --> 00:05:19,795
جادوگران محله فرانسوي‌ها صحبت مي‌کني؟

100
00:05:19,796 --> 00:05:21,964
الان ديگه آره و پيشنهاد ميدم

101
00:05:22,465 --> 00:05:25,068
مذاکرات آينده‌مون به خوبي و نرمي پيش بره

102
00:05:25,069 --> 00:05:29,071
و به عنوان ضمانت هديه‌اي براتون آوردم

103
00:05:33,477 --> 00:05:36,685
منتظر گردهمايي بعديمون خواهم بود

104
00:05:51,261 --> 00:05:54,328
خب ، مثل اينکه به يه شهردار جديد نياز داريم

105
00:05:56,200 --> 00:06:01,100
<font color="#ff0000">"The Originals"
فصل 1
قسمت 12 : بازگشت از مرگ</font>

106
00:06:01,774 --> 00:06:04,841
هي "مارسل" ، شايد بدوني اينجا چه اتفاقي داره ميفته

107
00:06:04,842 --> 00:06:06,810
کلاوس" دستور داد هممون اينجا جمع بشيم"

108
00:06:06,811 --> 00:06:08,111
ولي حالا خودش هنوز نيومده

109
00:06:08,112 --> 00:06:09,679
از جونم چي مي‌خواين؟

110
00:06:09,680 --> 00:06:12,930
اين يه حکومت جديده . بهش عادت کنين

111
00:06:15,268 --> 00:06:18,821
برادران عزيزم ، مي‌تونم توجهتون رو جلب کنم؟

112
00:06:18,822 --> 00:06:22,724
"شکي نيست که همتون از ديدن "تيئِري ونچور

113
00:06:22,725 --> 00:06:24,526
که قرار بود به‌خاطر کشتن يکي از همنوعانش

114
00:06:24,527 --> 00:06:26,563
تو باغ بپوسه و مجازات بشه سوپرايز شدين

115
00:06:26,564 --> 00:06:30,600
و من به شخصه تصميم گرفتم بهش عفو بدم

116
00:06:30,601 --> 00:06:34,771
اميدوارم همتون به "تيئِري" خوش‌آمدگويي کنين

117
00:06:34,772 --> 00:06:36,639
به خونه خوش اومدي رفيق

118
00:06:41,628 --> 00:06:44,146
خيلي سرحالي

119
00:06:44,547 --> 00:06:46,382
"بهتره بيشتر از اين بري "ميستيک‌فالز

120
00:06:46,383 --> 00:06:47,817
خب ، هر چند که خيلي دوست دارم اما

121
00:06:47,818 --> 00:06:50,050
اينجا مسئوليت‌هاي زيادي دارم

122
00:06:51,554 --> 00:06:55,724
حالا همونطور که همتون ميدونين

123
00:06:55,725 --> 00:06:58,493
جادوگر "دِوينا" ديگه با ما نيست

124
00:06:58,494 --> 00:07:00,728
بدون "دِوينا" ما ديگه نمي‌تونيم فعاليت‌هاي

125
00:07:01,265 --> 00:07:03,691
جادوگرا تو همسايگيمون رو کنترل کنيم

126
00:07:03,692 --> 00:07:07,270
هر چند از اونجايي که مراسم "دِرو" موفق نبود

127
00:07:07,271 --> 00:07:10,364
جادوشون بزودي از بين ميره و تا

128
00:07:10,365 --> 00:07:13,576
اون‌موقع بهتره اونا رو معطل نگه داريم

129
00:07:13,577 --> 00:07:17,745
ديئِگو" ، مي‌توني يه حمله به"

130
00:07:17,746 --> 00:07:19,538
محل زندگي جادوگرا رو رهبري کني؟

131
00:07:24,787 --> 00:07:28,132
مارسل" ، اميدوار بودم به "ديئِگو" محلق بشي"

132
00:07:28,133 --> 00:07:30,291
نه

133
00:07:31,727 --> 00:07:33,761
مي‌خوام يه روز مرخصي بگيرم

134
00:07:36,031 --> 00:07:38,225
حالا شايد بهش شک کني

135
00:07:38,226 --> 00:07:40,202
امروز "نيکلاوس" رو ديدم که به يکي از دشمنانش

136
00:07:40,203 --> 00:07:41,737
رحم و مروت نشون داد

137
00:07:41,738 --> 00:07:43,305
اگه اين پيشرفت نيست پس چي هست؟

138
00:07:43,306 --> 00:07:44,773
"خواهش مي‌کنم "آلايژا

139
00:07:44,774 --> 00:07:46,542
فکر مي‌کني کي "کلاوس" رو متقاعد کرد
که "تيئِري" رو آزاد کنه؟

140
00:07:46,543 --> 00:07:49,378
چرا بايد همچين کاري رو انجام بدي؟

141
00:07:49,379 --> 00:07:51,080
"چون برخلاف تعويق مجازاتش توسط "کلاوس

142
00:07:51,081 --> 00:07:53,515
تيئِري" هنوز ازش متنفره"

143
00:07:53,516 --> 00:07:54,783
و از اين خصوصيت "تيئِري" خوشم مياد

144
00:07:54,784 --> 00:07:56,151
و همچنين از اين موضوع که قبلا با
يه جادوگر دوست بوده هم خوشم مياد

145
00:07:56,152 --> 00:07:58,320
چون اينجوري از قبيله‌هاي جادوگرا اطلاعات داره

146
00:07:58,321 --> 00:07:59,655
شايد بتونه منو به کسي که جادوي

147
00:07:59,656 --> 00:08:01,190
مراسم "دِرو" رو دزديد برسونه

148
00:08:01,191 --> 00:08:02,458
ربکا" ، ما همه به‌خاطر نتيجه‌ي اين"

149
00:08:02,459 --> 00:08:03,992
مراسم ناراحت هستيم

150
00:08:03,993 --> 00:08:05,794
خب ، موضوع همينه
هيچ نتيجه‌اي وجود نداشت

151
00:08:05,795 --> 00:08:09,064
جفتمون ميدونيم که جادويي
با اين قدرت همينجوري ناپديد نميشه

152
00:08:09,065 --> 00:08:11,533
من ميگم يکي اونو دزديد

153
00:08:11,534 --> 00:08:12,935
دوست دارم بدونم کي

154
00:08:12,936 --> 00:08:14,970
و بعد دوست دارم باهاش متحد بشم

155
00:08:14,971 --> 00:08:18,240
که آخرش چي بشه؟

156
00:08:18,241 --> 00:08:20,142
من از تهديد شدن و کنترل شدن توسط

157
00:08:20,143 --> 00:08:22,186
برادرِ مستبد و ستم کارمون خسته شدم

158
00:08:22,187 --> 00:08:24,546
اگه بخواي يه قلدر رو متوقف کني

159
00:08:24,547 --> 00:08:26,148
بايد قدرتشو داشته باشي که در مقابلش وايستي

160
00:08:26,149 --> 00:08:27,783
من از "نيکلاوس" انتظار چنين رفتاري رو دارم

161
00:08:27,784 --> 00:08:29,217
اما وقتي اين رفتار از طرف تو مياد خيلي

162
00:08:29,218 --> 00:08:30,943
نااميد کننده هست

163
00:08:31,354 --> 00:08:33,220
نمي‌بيني که به روش خودش

164
00:08:33,221 --> 00:08:35,323
داره سعي و تلاش مي‌کنه؟

165
00:08:35,324 --> 00:08:37,559
دعوتمون کرده که به خونه‌ي خانوادگيمون برگرديم

166
00:08:37,560 --> 00:08:39,928
و در آرزوي اينه که خانوادمون دوباره به‌هم بپيونده

167
00:08:39,929 --> 00:08:41,363
آره . الان تو حس و حال خوبيه اما

168
00:08:41,364 --> 00:08:42,454
تا کِي؟

169
00:08:42,965 --> 00:08:44,666
"اين حُقه‌اش ـه "آلايژا

170
00:08:44,667 --> 00:08:47,202
کلاوس" احساس کاذب"

171
00:08:47,203 --> 00:08:48,703
رفاقت و خويشاوندي رو بهت ميده

172
00:08:48,704 --> 00:08:51,172
و بعد مثل يه مار برعليه ـت ميشه
و بهت حمله مي‌کنه

173
00:08:51,173 --> 00:08:52,440
من هر بار خرِ ـش ميشم

174
00:08:52,441 --> 00:08:53,775
و به‌خاطر کارهام يه خنجر تو سينه‌ام

175
00:08:53,776 --> 00:08:55,110
فرو مي‌کنه

176
00:08:55,111 --> 00:08:56,544
ديگه نه

177
00:08:56,545 --> 00:08:57,879
من باور دارم که "کلاوس" در حال رسيدن به

178
00:08:57,880 --> 00:08:59,514
يه شکلي از صلح و آرامش هست

179
00:08:59,515 --> 00:09:01,600
مثل اينکه پادشاهي کردن يه چيز مفيد براش بوده

180
00:09:01,601 --> 00:09:04,059
حالا خواهر ، ازت خواهش مي‌کنم که

181
00:09:04,060 --> 00:09:05,720
اگه نمي‌توني ازش پشتيباني کني

182
00:09:05,721 --> 00:09:09,773
حداقل تحريکش نکن

183
00:09:13,962 --> 00:09:16,965
يعني الان به اينجا رسيديم؟

184
00:09:16,966 --> 00:09:18,399
تمام پادشاهيمون رو من مي‌گردونم

185
00:09:18,400 --> 00:09:20,200
و تو اينجا مثل بچه‌ها لب و لوچه‌ات آويزونه؟

186
00:09:20,201 --> 00:09:21,703
خودت مي‌خواستي پادشاه بشي

187
00:09:21,704 --> 00:09:23,705
تازه به نظر مياد همه چيز رو تحت کنترل داري

188
00:09:23,706 --> 00:09:25,707
اگه افراد ببينن که از زير مسئوليت‌هات

189
00:09:25,708 --> 00:09:27,275
شونه خالي مي‌کني اونا هم همين کار رو مي‌کنن

190
00:09:27,276 --> 00:09:30,677
بهت گفتم که حوصله‌ي مشکلات خون‌آشام‌ها رو ندارم

191
00:09:30,678 --> 00:09:32,747
نه . تو ترجيح ميدي براي
دوست کوچولوي از دست رفته‌ـت

192
00:09:32,748 --> 00:09:34,315
زانوي غم بقل بگيري

193
00:09:34,316 --> 00:09:35,917
اعصابم رو خورد نکن

194
00:09:35,918 --> 00:09:38,086
من متاسفم که "دِوينا" مُرد

195
00:09:38,087 --> 00:09:40,054
متاسفم اما اين عزاداري

196
00:09:40,055 --> 00:09:43,658
شايسته تو نيست و من رو هم خسته کرده

197
00:09:43,659 --> 00:09:47,644
هي بچه‌ها ، ما يه مشکلي داريم

198
00:09:50,932 --> 00:09:52,266
اومديم که همونطور که گفتي

199
00:09:52,267 --> 00:09:54,168
جادوگرا رو اذيت کنيم

200
00:09:54,169 --> 00:09:56,237
و اين 2تا که گم شده بودن رو

201
00:09:56,238 --> 00:09:57,823
اينجوري پيدا کرديم

202
00:09:57,824 --> 00:10:00,532
حتي چوب هم تو بدنشوت فرو نرفته فقط مُردن

203
00:10:06,332 --> 00:10:08,848
داري کجا ميري؟

204
00:10:09,252 --> 00:10:11,168
يکي بايد تاوان اينو بده

205
00:10:13,754 --> 00:10:16,673
اگه مي‌خواي انتقام بگيري خودت بگير

206
00:10:18,259 --> 00:10:20,928
اين علامت مربوط به يه جادوي سياهه

207
00:10:21,296 --> 00:10:22,662
و هر کدومتون که عقل داشته باشه برميگردين

208
00:10:22,663 --> 00:10:25,057
به خونه و خودتون رو از اين موضوع کنار مي‌کشين

209
00:10:34,208 --> 00:10:36,977
ما کسي که اين‌کار رو کرده رو پيدا مي‌کنيم

210
00:10:36,978 --> 00:10:40,281
و بهشون نشون ميديم که رنج يعني چي

211
00:10:40,282 --> 00:10:43,149
<i>قبلا براي "مارسل" چيزايي رو اينجا جابجا مي‌کردم</i>

212
00:10:43,150 --> 00:10:44,518
"فکر کردم بهتره اينو قبل از "نيکلاوس

213
00:10:44,519 --> 00:10:45,537
ببيني

214
00:10:45,538 --> 00:10:47,187
هنوز يه روز هم نيست از باغ آزاد شدي

215
00:10:47,188 --> 00:10:48,589
و همين الان مفيد بودنتو نشون دادي

216
00:10:48,590 --> 00:10:49,708
ما يه قرار داشتيم

217
00:10:49,709 --> 00:10:51,592
و اگه چيزي که پيدا کردم چيزها رو به‌هم بريزه

218
00:10:51,593 --> 00:10:53,994
من پايه هستم اما راستشو بخواي

219
00:10:53,995 --> 00:10:56,529
اينا باعث ميشه مور مور بشم

220
00:10:56,530 --> 00:10:59,700
تا حالا هيچي شبيه اين نديده بودم

221
00:10:59,701 --> 00:11:02,135
من خيلي وقت پيش ديده بودم

222
00:11:04,805 --> 00:11:07,559
يکي داره از کاراي يه جادوگر خطرناک تقليد مي‌کنه

223
00:11:07,560 --> 00:11:09,876
اونا قدرتشون رو از قرباني‌هاشون بدست ميارن

224
00:11:09,877 --> 00:11:11,645
فقط نمي‌فهمم چرا يکي

225
00:11:11,646 --> 00:11:14,565
اينجا بزارتش تا ما پيداش کنيم

226
00:11:17,517 --> 00:11:19,720
مگر اينکه مي‌خواسته ما پيداش کنيم

227
00:11:19,721 --> 00:11:22,032
"دوشيزه "مايکلسون

228
00:11:22,033 --> 00:11:23,890
اين امکان نداره

229
00:11:23,891 --> 00:11:27,593
معلومه که امکان داره . جادوئه ديگه

230
00:11:49,721 --> 00:11:50,889
يکي بايد تاوان اين‌کار رو پس بده

231
00:11:50,890 --> 00:11:52,390
قابل توجه که من هم موافقم

232
00:11:52,391 --> 00:11:53,558
هر چند دوست دارم بدونم

233
00:11:53,559 --> 00:11:55,026
چرا همچين جادوي سياهي رو ياد گرفتن

234
00:11:55,027 --> 00:11:57,729
اميدوار بودم ديگه هيچ‌وقت اون علامت رو نبينم

235
00:11:57,730 --> 00:11:59,564
يادم مياد اين علامت اون احمقي بود

236
00:11:59,565 --> 00:12:01,198
که يه زماني برعليه ما قيام کرد

237
00:12:01,199 --> 00:12:04,202
واضحه که يه جادوگر تازه به دوران رسيده
داره از جادوهاي قديمي استفاده مي‌کنه

238
00:12:04,203 --> 00:12:07,071
همونطور که اون يکي رو کشتم اينو هم مي‌کشم

239
00:12:07,072 --> 00:12:08,387
"ديئِگو"

240
00:12:09,741 --> 00:12:11,676
وقتي شب شد مي‌خوام هر چي خون‌آشام

241
00:12:11,677 --> 00:12:13,944
توي محله هست رو جمع کني

242
00:12:13,945 --> 00:12:16,948
سر هر کي که اين‌کار رو کرده رو برام بيار

243
00:12:16,949 --> 00:12:18,691
و بزنش سرِ نيزه

244
00:12:18,692 --> 00:12:20,585
خب ، يه مشکلي داريم

245
00:12:20,586 --> 00:12:22,653
همه ترسيدن

246
00:12:22,654 --> 00:12:24,389
خيلي وقته که جادوگرا نتونستن

247
00:12:24,390 --> 00:12:25,923
خون‌آشام‌ها رو بکشن

248
00:12:25,924 --> 00:12:27,759
مارسل" يه کاري کرد که نتونن"

249
00:12:27,760 --> 00:12:30,492
مارسل" مثل يه بچه‌ي ترسو فرار کرده"

250
00:12:32,539 --> 00:12:34,246
شما همتون گير من افتادين

251
00:12:36,100 --> 00:12:40,738
حالا کدوم يکي از شما

252
00:12:40,739 --> 00:12:43,338
همراه من مي‌جنگه تا از خونه‌مون دفاع کنيم؟

253
00:12:48,555 --> 00:12:50,780
يعني يکيتون هم حاضر نميشه با من باشه؟

254
00:12:50,781 --> 00:12:53,650
يعني اينقدر از اين تهديدِ جديد مي‌ترسين؟

255
00:12:56,062 --> 00:12:57,686
بايد ميدونستم

256
00:12:59,657 --> 00:13:02,733
خودم موضوع رو حل مي‌کنم

257
00:13:07,198 --> 00:13:10,601
<i>سوفي" ، وضع رستوران يه فاجعه هست"</i>

258
00:13:10,602 --> 00:13:12,469
فکر مي‌کني ممکنه بتوني امروز بياي؟

259
00:13:12,470 --> 00:13:14,638
<i>صندوق پستي کاربر پر است . خدانگهدار</i>

260
00:13:14,639 --> 00:13:15,873
مثل اينکه بايد ديشب

261
00:13:15,874 --> 00:13:17,208
اينجا ميومدم

262
00:13:17,209 --> 00:13:18,808
قبل از اينکه هر کاري بکني
من گل شاه‌پسند خوردم

263
00:13:18,809 --> 00:13:20,277
آره . "کلاوس" اشاره کرد که از نفوذ ذهنيش

264
00:13:20,278 --> 00:13:21,376
خلاص شدي

265
00:13:21,846 --> 00:13:24,548
خوش به‌حالت . "سوفي" اين دور و بر هست؟

266
00:13:24,549 --> 00:13:25,964
نه . چرا؟

267
00:13:26,418 --> 00:13:28,634
يه مشکل جادوگري دارم
گفتم شايد بتونه بهم کمک کنه

268
00:13:31,221 --> 00:13:34,123
مشکلي نيست منتظرش بمونم؟

269
00:13:36,226 --> 00:13:38,928
يه‌کم زوده که مشروب بخوري

270
00:13:38,929 --> 00:13:41,732
بزار حدس بزنم...با "کلاوس" مشکل داري؟

271
00:13:41,733 --> 00:13:43,833
فکر کردم الان که "دِوينا" پيشت برگشته

272
00:13:44,277 --> 00:13:46,028
خيلي خوشحال باشي

273
00:13:46,029 --> 00:13:48,237
دِوينا" مُرده"

274
00:13:51,910 --> 00:13:53,010
کلاوس" اونو کشت؟"

275
00:13:53,011 --> 00:13:54,620
...بهش گفتم که اگه دست بهش بزنه

276
00:13:54,621 --> 00:13:56,613
اينجوري‌ها نبود

277
00:13:56,614 --> 00:13:58,782
قدرتي که داشت خيلي زياد بود

278
00:13:58,783 --> 00:14:00,484
سعي کرديم با يه مراسم حالش رو خوب کنيم

279
00:14:00,485 --> 00:14:01,852
و يه چيزي درست از آب درنيومد

280
00:14:01,853 --> 00:14:03,520
...حالا اون

281
00:14:03,521 --> 00:14:04,821
تو برزخ گير افتاده يا

282
00:14:04,822 --> 00:14:07,024
پيش نياکانش گير کرده

283
00:14:12,996 --> 00:14:16,899
"مارسل"

284
00:14:16,900 --> 00:14:18,600
من متاسفم

285
00:14:21,204 --> 00:14:24,940
آره . منم همينطور

286
00:14:30,156 --> 00:14:33,015
تو اينجايي

287
00:14:33,016 --> 00:14:35,450
من اينجام

288
00:14:37,854 --> 00:14:40,541
"نقاشي‌هاي "دِوينا

289
00:14:40,542 --> 00:14:43,393
آره ، وحشت‌آوره . ميدونم

290
00:14:43,394 --> 00:14:45,361
داشتم فکر مي‌کردم که ما هيچ‌وقت نفهميديم

291
00:14:45,362 --> 00:14:48,465
که چرا اون تصاويرو از "سِلِست" کشيد

292
00:14:48,466 --> 00:14:49,899
به‌هرحال حالا که نمي‌تونم از اينجا خارج بشم

293
00:14:49,900 --> 00:14:51,935
دارم فقط وقت تلف مي‌کنم

294
00:14:51,936 --> 00:14:53,570
هر کي اين‌کار رو کرده
ما باهاشون برخورد مي‌کنيم

295
00:14:53,571 --> 00:14:54,971
خيلي طول نمي‌کشه

296
00:14:54,972 --> 00:14:57,307
من نگران نيستم

297
00:14:57,308 --> 00:14:58,541
فقط فکر مي‌کنم خيلي جالبه که

298
00:14:58,542 --> 00:15:00,577
يه تهديد بزرگ ماوراءطبيعيه بايد باعث بشه که

299
00:15:00,578 --> 00:15:03,579
تو حتي توي يه اتاق با من باشي

300
00:15:06,317 --> 00:15:08,859
اگه احساس فراموش شدن مي‌کني ازت عذر مي‌خوام

301
00:15:09,253 --> 00:15:11,119
سرم شلوغ بوده

302
00:15:11,120 --> 00:15:12,789
برادر و خواهرم در حال نزاع هستن

303
00:15:12,790 --> 00:15:14,389
نيکلاوس" هنوز آشفته هست"

304
00:15:14,390 --> 00:15:16,909
و تو يادت مياد که حتي کوچکترين تعاملاتمون

305
00:15:17,361 --> 00:15:21,730
باعث خشمگين شدنش ميشه

306
00:15:23,099 --> 00:15:25,234
پس "کلاوس" يه آدم عوضيه

307
00:15:25,235 --> 00:15:27,837
و تو مي‌خواي يه برادر بزرگترِ خوب باشي

308
00:15:27,838 --> 00:15:31,274
پس ما نمي‌تونيم باهم بگرديم

309
00:15:31,275 --> 00:15:33,775
جمع صحبت‌هات همين بود؟

310
00:15:37,680 --> 00:15:39,448
"من متوجه هستم "آلايژا

311
00:15:39,449 --> 00:15:42,309
فقط به نظر مياد يه معامله‌ي خيلي احمقانه باشه

312
00:15:51,821 --> 00:15:53,028
رئيس جمهورتونه؟

313
00:15:53,397 --> 00:15:55,906
دوست داره بدونه افرادش کجا هستن

314
00:15:55,907 --> 00:15:58,600
دقيقا چرا بهش وفاداري؟

315
00:15:58,601 --> 00:16:00,469
براي يکي که ميگه نمي‌تونه طرف رو تحمل کنه

316
00:16:00,470 --> 00:16:02,771
مطمئنا خيلي سوال داري درباره‌ـش مي‌پرسي

317
00:16:02,772 --> 00:16:06,274
علاقه من به "کلاوس" کاملا علمي و آموزشي هست

318
00:16:06,275 --> 00:16:08,410
ميدونم داري چکار مي‌کني

319
00:16:08,411 --> 00:16:09,979
تو ناراحتي که ازت سوءاستفاده کرده

320
00:16:09,980 --> 00:16:11,881
و مي‌خواي ازش انتقام بگيري

321
00:16:11,882 --> 00:16:12,982
شايد اميدواري که اشتباهي يکي از

322
00:16:12,983 --> 00:16:14,218
نقطه ضعف‌هاي "کلاوس" رو بگم

323
00:16:14,219 --> 00:16:16,051
يه نصيحت دوستانه مي‌کنم . اين‌کار رو نکن

324
00:16:16,586 --> 00:16:18,620
خوب تموم نميشه

325
00:16:22,602 --> 00:16:25,194
بزار يه داستاني رو در مورد يکي که

326
00:16:25,195 --> 00:16:26,829
برعليه "کلاوس" ايستاد رو بگم

327
00:16:29,199 --> 00:16:30,899
<i>جريان دقيقا مال زمانيه که از</i>

328
00:16:30,900 --> 00:16:33,035
<i>جنگ جهاني اول برگشتم</i>

329
00:16:33,036 --> 00:16:36,871
<i>سعي مي‌کردم براي مدتي
از "نيو اورلانز" دور بشم</i>

330
00:16:43,345 --> 00:16:45,080
<i>اما يه چيزي منو برميگردوند به اونجا</i>

331
00:16:49,651 --> 00:16:50,886
چرا برامون يه‌کم "مارتيني" نمياري؟

332
00:16:50,887 --> 00:16:52,921
ممنون

333
00:16:57,259 --> 00:16:59,427
نمي‌خواي بهم خوش‌آمد بگي؟

334
00:16:59,428 --> 00:17:00,629
نمي‌خوام فکر کني که از ديدنت

335
00:17:00,630 --> 00:17:02,224
خوشحال هستم

336
00:17:02,225 --> 00:17:04,351
تا کِي مي‌خواي ازم متنفر بموني؟

337
00:17:04,352 --> 00:17:06,701
تو منو تو يه تابوت براي 52 سال ول کردي

338
00:17:06,702 --> 00:17:10,107
دو برابرِ اون‌زمان به نظر منصفانه مياد

339
00:17:10,108 --> 00:17:13,275
بياين پسرا

340
00:17:17,045 --> 00:17:19,447
ايناهاش

341
00:17:19,448 --> 00:17:22,884
قهرمان جنگمون پيروزمندانه برگشته

342
00:17:22,885 --> 00:17:25,186
"خيلي خوبه که برگشتي "مارسلوس

343
00:17:25,187 --> 00:17:26,580
به خونه خوش اومدي

344
00:17:33,596 --> 00:17:36,363
پسر ولخرجمون آخرش ياد گرفت که
چطور بدون مست شدن مشروب بخوره

345
00:17:36,364 --> 00:17:38,099
آدم اينو تو ارتش ياد مي‌گيره

346
00:17:38,100 --> 00:17:39,400
خب ، خيلي خوبه که برگشتي

347
00:17:39,401 --> 00:17:41,803
نيکلاوس" در غيابِ تو خودش نبود"

348
00:17:41,804 --> 00:17:43,738
حالا که اينجا اومدي

349
00:17:43,739 --> 00:17:45,851
شايد بتوني کمک کني
يه بحث رو به سرانجام برسونيم

350
00:17:45,852 --> 00:17:47,809
مي‌بيني؟ يه جنگ خارجي رو ول کردي تا

351
00:17:48,277 --> 00:17:50,544
بياي توي يه جنگ توي محله شرکت کني

352
00:17:50,545 --> 00:17:54,415
يه جادوگر سرکش تکه‌اي از
شهري که ما ساختيم رو مي‌خواد

353
00:17:54,416 --> 00:17:58,386
و "آلايژا" به دلايلي که متوجشون نميشم

354
00:17:58,387 --> 00:18:01,956
اصرار داره که مذاکرات بهترين راه چاره‌ي ما هست

355
00:18:02,157 --> 00:18:04,292
آره . تو درک اين موضوع شکست خوردي
و غافل بودي که

356
00:18:04,293 --> 00:18:06,294
به عنوان يه سرباز

357
00:18:06,295 --> 00:18:07,728
مارسل" حالا نه تنها ميدونه"

358
00:18:07,729 --> 00:18:09,364
که دنيا چقدر کوچيک شده

359
00:18:09,365 --> 00:18:10,798
و اخبار چقدر زود سفر مي‌کنن بلکه

360
00:18:10,799 --> 00:18:13,453
از وحشت‌هاي جنگ نيز آگاه هست

361
00:18:13,454 --> 00:18:15,502
مطمئنا "مارسل" با من موافقه که

362
00:18:15,503 --> 00:18:17,638
بهترين راه براي دفاع از خونه‌مون

363
00:18:17,639 --> 00:18:20,740
اعمال اختيار و صلاحديد هست

364
00:18:20,741 --> 00:18:22,842
خب ، اون جادوگري که مي‌خواي بکشي کيه؟

365
00:18:22,843 --> 00:18:25,513
اسمش "پاپا تونده" هست

366
00:18:25,514 --> 00:18:29,009
من که فکر مي‌کنم فقط يه شارلاتانه

367
00:18:30,518 --> 00:18:32,620
خب ، "مارسل" مي‌تونه براي اين موضوع

368
00:18:32,621 --> 00:18:35,355
خودش تصميم بگيره

369
00:18:37,937 --> 00:18:39,560
تو دعوتش کردي بياد اينجا

370
00:18:39,561 --> 00:18:42,814
البته . ما که وحشي نيستيم ، مگه نه؟

371
00:18:46,696 --> 00:18:51,538
ممنون که دعوتمون رو قبول کردين و خوش اومدين

372
00:18:51,539 --> 00:18:53,992
اميدوارم اجازه بدين که نقش ميزبان رو اجرا کنم

373
00:18:53,993 --> 00:18:55,660
...اگه به چيزي نياز داشتين

374
00:18:59,380 --> 00:19:01,541
هر چيزي

375
00:19:05,005 --> 00:19:07,154
پس قبل از کار بريم سراغ لذت بردن

376
00:19:10,858 --> 00:19:12,721
<i>اولش نفهميدم موضوع چيه</i>

377
00:19:12,722 --> 00:19:15,962
<i>کلاوس" کسي بود که مي‌خواست"
با طرف وارد جنگ بشه</i>

378
00:19:15,963 --> 00:19:19,298
<i>پس چرا دشمنش رو به خونه‌اش دعوت کرده؟</i>

379
00:19:19,299 --> 00:19:22,803
<i>چرا با يکي که مي‌خواد بکشتش بخشنده باشه</i>

380
00:19:22,804 --> 00:19:25,732
<i>اما موضوع همينه</i>

381
00:19:25,733 --> 00:19:28,508
<i>اينا همه قسمتي از نقشه "کلاوس" بود</i>

382
00:19:28,509 --> 00:19:30,310
داشت طرف رو از لاکش مي‌کشيد بيرون

383
00:19:30,311 --> 00:19:32,379
نقات قوت و ضعفش رو ياد مي‌گرفت

384
00:19:32,380 --> 00:19:34,491
مجبورش مي‌کرد که گاردش رو بياره پايين

385
00:19:34,916 --> 00:19:36,850
کلاوس" اينجوري عمل مي‌کنه"

386
00:19:36,851 --> 00:19:39,386
بعد از اون هم براي کشتنش وارد عمل ميشه

387
00:19:39,387 --> 00:19:42,589
چون "کلاوس" يه روانيِ دورو هست

388
00:19:42,590 --> 00:19:45,058
هيچي تو کارهايي که "کلاوس" مي‌کنه
قابل حسرت خوردن نيست

389
00:19:45,059 --> 00:19:47,127
اون يه هيولا هست

390
00:19:47,128 --> 00:19:49,129
"ما همه هيولا هستيم "کمي

391
00:19:49,130 --> 00:19:50,564
اگه مثل "کلاوس" قدرتمند باشي

392
00:19:50,565 --> 00:19:52,766
ديگه لازم نيست از بقيه مخفيش کني

393
00:19:52,767 --> 00:19:56,269
دِوينا" هم قدرتمند بود"

394
00:19:56,270 --> 00:19:58,971
اما هيولا نبود

395
00:20:35,341 --> 00:20:38,596
تموم شد

396
00:20:38,597 --> 00:20:41,314
قدرت خواهرِ اصيل در من جريان داره

397
00:20:41,315 --> 00:20:43,895
و اين کافيه که باعث رنج "کلاوس" بشي؟

398
00:20:43,896 --> 00:20:46,786
"من همونطور که "کلاوس مايکلسون
بهم آسيب زد باعث رنجش ميشم

399
00:20:46,787 --> 00:20:48,755
وقتي کارم تموم بشه

400
00:20:48,756 --> 00:20:52,357
آرزو مي‌کنه که اي‌کاش مي‌تونست بميره

401
00:20:59,894 --> 00:21:01,963
مي‌خواي امروز اينجا رو باز کني؟

402
00:21:02,364 --> 00:21:04,551
و ريسک کنم که تو بتوني همه مشتري‌ها رو بخوري؟

403
00:21:04,552 --> 00:21:06,033
و داشتم فکر مي‌کردم

404
00:21:06,034 --> 00:21:08,235
داره کم‌کم دوباره ازم خوشت مياد

405
00:21:16,355 --> 00:21:18,412
تصميم گرفتي نااميدي‌هات رو اونقدر ناديده بگيري که

406
00:21:18,413 --> 00:21:19,747
بتونه موبايلت رو جواب بدي

407
00:21:19,748 --> 00:21:21,115
گفتم اگه جواب ندم همينجوري زنگ ميزني

408
00:21:21,116 --> 00:21:22,382
<i>الان تو محله جادوگرا هستم</i>

409
00:21:22,383 --> 00:21:23,718
مي‌توني بياي اينجا پيشم

410
00:21:23,719 --> 00:21:25,987
مي‌تونيم اونايي که رد ميشن رو مجازات کنيم

411
00:21:25,988 --> 00:21:28,742
شرمنده . مي‌خوام سرنخ خودم رو دنبال کنم

412
00:21:28,743 --> 00:21:31,125
و سرنخ ـت کجاست؟

413
00:21:31,126 --> 00:21:32,826
ته يه بطريِ اسکاچ؟

414
00:21:32,827 --> 00:21:34,894
من تو رستوران "سوفي دِوِرو" هستم

415
00:21:34,895 --> 00:21:37,832
<i>تصميم گرفتم همينجا بشينم
و مشروب بخورم تا "سوفي" بياد</i>

416
00:21:37,833 --> 00:21:39,867
يا مي‌توني از حال و هوات بياي بيرون

417
00:21:39,868 --> 00:21:42,302
و بياي پيشم و بهم کمک کني
که همه چيز رو تموم کنم

418
00:21:49,388 --> 00:21:53,146
کلاوس مايکلسونِ" بزرگ و بَد"

419
00:21:55,436 --> 00:21:57,812
"سوفي"

420
00:21:57,813 --> 00:22:01,087
همون جادوگري که مي‌خواستم بهش خشونت نشون بدم

421
00:22:01,609 --> 00:22:04,023
شايد بتوني يه حمله به افرادم رو توضيح بدي

422
00:22:09,797 --> 00:22:12,099
ربکا" موبايلش رو جواب نميده"

423
00:22:12,100 --> 00:22:14,034
نگراني کسي که اون خون‌آشام‌ها رو کشته

424
00:22:14,035 --> 00:22:15,569
هنوز آزاد باشه؟

425
00:22:15,570 --> 00:22:16,670
"راستشو بخواي نگرانم که "ربکا

426
00:22:16,671 --> 00:22:18,772
يه دستي توي اين ماجرا داشته باشه

427
00:22:18,773 --> 00:22:21,169
اون خيلي از دست "نيکلاوس" ناراحته

428
00:22:21,170 --> 00:22:25,590
شايدم حتي با کمک ديگران

429
00:22:25,591 --> 00:22:27,648
توطئه‌چيني مي‌کنه

430
00:22:27,649 --> 00:22:30,783
تيئِري" ، درسته؟"

431
00:22:31,985 --> 00:22:33,819
آره

432
00:22:33,820 --> 00:22:35,850
خواهر من خيلي از تو خوشش مياد

433
00:22:35,851 --> 00:22:39,358
عجيبه چون معمولا جذب افراد بي‌اهميت نميشه

434
00:22:39,359 --> 00:22:43,817
مي‌توني توضيح بدي چرا يهو جذبت شده؟

435
00:22:43,818 --> 00:22:46,694
...نميدوني داري چي

436
00:22:46,695 --> 00:22:49,487
يا مي‌توني بهم بگي چي ميدوني يا

437
00:22:49,488 --> 00:22:52,532
مي‌تونم تکه‌هاي کوچيکي از بدنت رو
تو گوشه‌هاي شهر پخش کنم

438
00:22:52,533 --> 00:22:55,703
ازم خواست که حواسم رو به جادوگرا جمع کنم

439
00:22:55,704 --> 00:22:57,844
يه چيزي پيدا کردم و وقتي بهش نشونش دادم

440
00:22:57,845 --> 00:22:59,846
يه يارويي بهمون حلمه کرد

441
00:22:59,847 --> 00:23:02,615
طرف با يه لمس "ربکا" رو خشک کرد

442
00:23:02,616 --> 00:23:05,785
و تو هم مثل يه ترسو فرار کردي

443
00:23:05,786 --> 00:23:07,153
بايد چکار مي‌کردم؟

444
00:23:07,154 --> 00:23:09,300
با يه جادوگر که به راحتي يه
اصيل رو ناکار کرد مبارزه کنم؟

445
00:23:09,301 --> 00:23:11,625
دقيقا کجا بود؟

446
00:23:11,626 --> 00:23:14,561
57 اسکله ، انبار شماره

447
00:23:14,562 --> 00:23:16,474
فقط داشتم کاري که خواسته بود رو انجام ميدادم

448
00:23:16,475 --> 00:23:18,764
نمي‌توني به "کلاوس" درباره اين چيزي بگي

449
00:23:23,148 --> 00:23:26,190
به درخواستت فکر مي‌کنم

450
00:23:26,191 --> 00:23:27,318
من باهات ميام

451
00:23:27,319 --> 00:23:30,076
نه ، همينجا بمون . خونه امنيت داره

452
00:23:30,077 --> 00:23:32,010
ربکا" تو دردسره پس من هم ميام"

453
00:23:35,119 --> 00:23:38,283
از جلوي چشم‌هام دور نشو . فهميدي؟

454
00:23:39,915 --> 00:23:42,855
وقتي رابطه‌ي بينمون رو به‌هم زدم

455
00:23:42,856 --> 00:23:45,170
به‌خاطر عدم علاقه‌ام نبود

456
00:23:45,171 --> 00:23:49,261
مي‌خواستم تو رو از اين جريانا بيرون نگه دارم

457
00:23:51,064 --> 00:23:55,263
خب ، ازت ممنونم "مجنون" اما حالا منم درگيرم

458
00:23:55,264 --> 00:23:57,770
خب ، کي به قسمت‌هاي خوب داستانِ

459
00:23:57,771 --> 00:24:00,059
کلاوس" و "پاپا تونده" ميرسي؟"

460
00:24:00,060 --> 00:24:03,009
پاپا تونده" گفت مي‌خواد به جادوگرا قدرت ببخشه"

461
00:24:03,010 --> 00:24:05,678
اما بيشتر پول و ملک و املاک مي‌خواست

462
00:24:05,679 --> 00:24:07,780
کلاوس" و "آلايژا" نمي‌خواستن اينا رو بهش بدن"

463
00:24:07,781 --> 00:24:10,783
پاپا تونده" هم خوشش نيومد
پس رفت سراغ وحشيگري"

464
00:24:10,784 --> 00:24:12,952
هيچ‌کس امنيت نداشت

465
00:24:15,455 --> 00:24:17,495
<i>نه انسان‌هايي که از وجودمون خبر داشتن</i>

466
00:24:21,498 --> 00:24:23,228
<i>نه گرگينه‌ها</i>

467
00:24:26,795 --> 00:24:31,297
<i>و نه حتي جادوگرايي که مخالفش بودن</i>

468
00:24:32,171 --> 00:24:34,640
<i>آلايژا" پيشنهاد صلح داد"</i>

469
00:24:34,641 --> 00:24:36,475
<i>در واقع حتي قول داد</i>

470
00:24:36,476 --> 00:24:40,846
<i>اما "کلاوس" يه ايده‌ي ديگه داشت</i>

471
00:24:40,847 --> 00:24:42,348
"دير اومدي "آلايژا

472
00:24:42,349 --> 00:24:43,616
به برادرِ شريف نمياد که منو

473
00:24:43,617 --> 00:24:44,850
منتظر بزاره

474
00:24:44,851 --> 00:24:46,619
شرمنده رفيق

475
00:24:46,620 --> 00:24:48,053
آلايژا" برادريه که موقع مذاکرات"

476
00:24:48,054 --> 00:24:50,422
مي‌توني باهاش ملاقات کني

477
00:24:50,423 --> 00:24:54,030
وقتي هم مذاکره‌اي در کار نباشه منو ملاقات مي‌کني

478
00:24:54,031 --> 00:24:55,561
تو نمي‌توني منو بترسوني

479
00:24:55,562 --> 00:24:57,396
حتي روحتم خبر نداره که چقدر قدرتمندم

480
00:24:57,397 --> 00:24:59,064
در حقيقت من وقت گذاشتم که همه چيز رو

481
00:24:59,065 --> 00:25:01,299
درباره قدرت‌هات متوجه بشم

482
00:25:01,300 --> 00:25:02,768
متوجه شدم که تقريبا هميشه پيش

483
00:25:02,769 --> 00:25:04,435
اون 2تا پسرهاي دوقلوت هستي

484
00:25:04,436 --> 00:25:06,805
چطور اونا علامت منحصر بفردتو رو بدنشون دارن

485
00:25:06,806 --> 00:25:09,507
منو به فکر واداشت

486
00:25:09,508 --> 00:25:12,511
تو از قدرت اونا استفاده مي‌کني ، مگه نه؟

487
00:25:12,512 --> 00:25:14,980
که البته اين سوال پيش مياد که

488
00:25:14,981 --> 00:25:16,348
اگه با مرگ پسرهات که

489
00:25:16,349 --> 00:25:19,184
به زندگيشون وابسته هستي

490
00:25:19,185 --> 00:25:21,653
اون‌وقت چه بلايي

491
00:25:21,654 --> 00:25:26,724
سر اون قدرت‌هات مياد؟

492
00:25:43,580 --> 00:25:46,378
براي اين‌کار مي‌کُشمت

493
00:25:46,379 --> 00:25:49,669
من نمي‌تونم کشته بشم

494
00:25:49,670 --> 00:25:50,920
...هر چند تو

495
00:25:53,465 --> 00:25:55,887
اين خيلي بده

496
00:25:55,888 --> 00:25:57,922
براي "کلاوس" اين فقط تجارته

497
00:25:59,457 --> 00:26:01,026
و فکر نمي‌کني يه چيزي از پايه

498
00:26:01,027 --> 00:26:02,765
مشکل داشته باشه؟

499
00:26:02,766 --> 00:26:04,390
نگران نيستي که آخر و عاقبت تو هم

500
00:26:04,864 --> 00:26:07,498
مثل قرباني‌هاش يا بدتر از اون مثل خودش بشه؟

501
00:26:09,100 --> 00:26:12,269
مارسلوس" بيچاره"

502
00:26:13,805 --> 00:26:18,175
تو هميشه تو سايه‌ي پدرت باقي مي‌موني

503
00:26:18,657 --> 00:26:20,911
از زير سايه‌اش بيا بيرون تا

504
00:26:20,912 --> 00:26:23,280
حداقل مثل يک مَرد بميري

505
00:26:28,312 --> 00:26:30,210
کمي" ، بهتره فرار کني"

506
00:26:30,683 --> 00:26:31,983
پشت سرت رو نگاه نکن . فقط فرار کن

507
00:26:31,984 --> 00:26:33,284
فکر کنم بهتره بمونه

508
00:26:33,285 --> 00:26:34,919
ترجيح ميدم يه تماشاچي داشته باشم

509
00:26:34,920 --> 00:26:36,888
مخصوصا اينکه قراره يه نمايش خفن راه بندازم

510
00:26:42,628 --> 00:26:43,661
مارسل"؟"

511
00:26:43,662 --> 00:26:46,397
بهت گفتم برو بيرون

512
00:26:46,398 --> 00:26:49,187
تو نمي‌توني منو شکست بدي

513
00:26:49,188 --> 00:26:51,369
الان به قدرت‌هاي يه خون‌آشام اصيل دسترسي دارم

514
00:26:51,370 --> 00:26:55,527
بزودي نيروي 3تا اصيل‌ها رو بدست ميام
اما قبلش تو رو مي‌کُشم

515
00:27:13,724 --> 00:27:15,965
اين يه طلسم پيچيده هست که

516
00:27:15,966 --> 00:27:18,968
از جادوي قرباني کردن نشات مي‌گيره

517
00:27:18,969 --> 00:27:22,554
هر کي اين بلا رو سر افراد آورده حدس ميزنم

518
00:27:22,555 --> 00:27:24,933
قرباني براي بدست آوردن قدرت بيشتر بودن

519
00:27:24,934 --> 00:27:27,977
هر چي بيشتر آدم بکشن قدرتمندتر ميشن

520
00:27:32,744 --> 00:27:36,067
انتظار نداشتم به اين زودي بهم زنگ بزني

521
00:27:36,068 --> 00:27:37,715
"بايد همين الان بياي رستوران "روسو

522
00:27:37,716 --> 00:27:40,583
يه جادوگر ديوونه‌ي رواني داره "مارسل" رو مي‌کشه

523
00:27:40,584 --> 00:27:42,785
هر چي مي‌توني از اونجا دور بشو

524
00:27:47,357 --> 00:27:48,992
"ربکا"

525
00:27:48,993 --> 00:27:51,394
اوه

526
00:27:51,395 --> 00:27:53,429
چه اتفاقي داره ميفته؟

527
00:27:54,331 --> 00:27:58,423
يه‌جور طلسم مرزگذاري هست

528
00:27:58,424 --> 00:28:00,270
يکي داره ازش نيرو مي‌گيره

529
00:28:00,271 --> 00:28:01,905
به‌طور کلي اين يه پروسه‌ي مرگ‌آوره اما

530
00:28:01,906 --> 00:28:03,970
چون يه اصيله نمي‌تونه بميره

531
00:28:05,909 --> 00:28:07,677
درعوض يه منبع بي‌پايان از انرژي هست

532
00:28:07,678 --> 00:28:09,946
خب ، بايد چکار کنيم؟

533
00:28:11,181 --> 00:28:13,313
بايد از اونجا بيرون بياريمش

534
00:28:14,785 --> 00:28:17,454
تا اونجايي که يادم مياد تو يکي ار محدود آدم‌هايي

535
00:28:17,455 --> 00:28:20,820
هستي که "نيکلاوس مايکلسون" بهشون اهميت ميداد

536
00:28:21,958 --> 00:28:24,407
تو ميدوني اون چه بلايي سر خانواده‌ام آورد

537
00:28:29,633 --> 00:28:33,537
تقاص گناهان پدر توسط فرزندان داده ميشه

538
00:28:33,538 --> 00:28:38,241
"از گفتن شيوه‌ي مرگت به "کلاوس
تمام لذت رو خواهم برد

539
00:28:38,242 --> 00:28:41,591
کشتن تو رو يادم مياد
بهتره دوباره ازش لذت ببرم

540
00:28:41,592 --> 00:28:44,093
چه لذتي داره که خاطرات
مورد علاقه‌ام رو دوباره زنده کنم

541
00:28:47,083 --> 00:28:50,053
تو اينجايي . چه خوب

542
00:28:50,054 --> 00:28:53,089
مي‌تونم تو رو جلوي چشمان پسرت نابود کنم

543
00:28:53,090 --> 00:28:55,980
و بعد جفتتون رو مصرف مي‌کنم

544
00:29:00,430 --> 00:29:03,999
اين‌بار من قوي‌تر هستم

545
00:29:07,136 --> 00:29:09,772
تو به حرفم گوش نميدي
ما نمي‌تونيم وارد دايره بشيم

546
00:29:09,773 --> 00:29:12,207
يه‌جور طلسم مرزبندي يا همچين چيزي هست

547
00:29:12,208 --> 00:29:14,344
اگه نتونم بيارمش بيرون
نمي‌تونيم پيوند رو از بين ببريم

548
00:29:14,345 --> 00:29:15,979
<i>اين يه طلسم پيچيده هست</i>

549
00:29:15,980 --> 00:29:17,614
مثل يه دستور پخت هست

550
00:29:17,615 --> 00:29:19,015
مي‌توني تعادلش رو با اضافه کردن

551
00:29:19,016 --> 00:29:20,383
مواد تشکيل دهنده قوي‌تر مثل

552
00:29:20,384 --> 00:29:22,051
<i>يه عامل اتصال جادويي ، مثل خاکستر کوهستان</i>

553
00:29:22,052 --> 00:29:24,186
<i>سنگ نمک يا هر چيزي از بين ببري</i>

554
00:29:24,595 --> 00:29:26,596
هر چيزي مي‌تونه باشه حتي چشم سمندر

555
00:29:26,597 --> 00:29:28,591
خون جادوگر چطور؟

556
00:29:28,592 --> 00:29:30,391
مگه خون جادوگر داري؟

557
00:29:36,399 --> 00:29:38,968
يه لطفي مي‌خوام ازت بکنم

558
00:29:38,969 --> 00:29:41,737
بچه

559
00:29:41,738 --> 00:29:44,362
يک چهارمش جادوگره

560
00:30:50,606 --> 00:30:53,141
مُرده؟ -
از اينجا برو بيرون -

561
00:30:53,142 --> 00:30:55,226
مارسل" مُرده؟ يارو کشتش؟"

562
00:30:55,227 --> 00:30:58,080
نه . کارشو تموم نکرد
مارسل" به خون نياز داره تا خوب بشه"

563
00:30:58,081 --> 00:31:00,215
برو يکي رو از تو خيابون پيدا کن

564
00:31:00,216 --> 00:31:02,817
من خون ميدم -
نه -

565
00:31:02,818 --> 00:31:04,653
تو نه

566
00:31:04,654 --> 00:31:06,922
نمي‌خوام درگير اين ماجرا بشي

567
00:31:06,923 --> 00:31:11,282
تو ديگه نمي‌توني منو کنترل کني ، يادت مياد؟

568
00:31:16,498 --> 00:31:18,432
"مشکلي نيست "مارسل

569
00:31:19,868 --> 00:31:23,638
"مشکلي نيست . مشکلي نيست "مارسل

570
00:31:50,041 --> 00:31:52,075
بايد اون قلب ترسو ـت رو از سينه دربيارم

571
00:31:52,076 --> 00:31:53,477
چيه "ربکا"؟

572
00:31:53,478 --> 00:31:55,112
ما قرار گذاشتيم که برادرت رو از سر راه برداريم

573
00:31:55,113 --> 00:31:57,347
اما آخر روز هر کي بايد خودشو نجات بده

574
00:31:57,348 --> 00:32:01,385
ديگه از دست شما خود شيفته‌هاي خودخواه خسته شدم

575
00:32:01,386 --> 00:32:04,721
واقعا مَردها از متعهد شدن به يه پيمان اينقدر ناتوانن؟

576
00:32:09,394 --> 00:32:11,862
ازت خواستم که اين حرکت‌هاي کوچوک برعليه خانواده‌ات

577
00:32:11,863 --> 00:32:14,197
رو تموم کني اما تو با اين احمق

578
00:32:14,198 --> 00:32:16,199
پيمان بستي؟

579
00:32:16,200 --> 00:32:17,701
واقعا کارِت به اينجا رسيده که

580
00:32:17,702 --> 00:32:19,445
برعليه خانواده خودت رفتار کني؟

581
00:32:19,446 --> 00:32:21,538
تلاش نکن که منو شرمنده کني

582
00:32:21,539 --> 00:32:23,106
نيکلاوس" هر روز قوي‌تر ميشه اما تو"

583
00:32:23,107 --> 00:32:24,674
فقط اونو تشويق و ترغيب مي‌کني

584
00:32:24,675 --> 00:32:26,343
من مشاوره‌ام رو بهش پيشنهاد کردم چون

585
00:32:26,344 --> 00:32:28,744
واضحه که مي‌خواد اين شهر رو به خونه‌مون تبديل کنه

586
00:32:28,745 --> 00:32:32,949
حالا شايد رهبري اين احمق‌ها از

587
00:32:32,950 --> 00:32:35,018
بعضي از رفتارهاي احمقانه‌اش جلوگيري کنه

588
00:32:35,019 --> 00:32:36,713
و يک مقداري از شادي رو بهش برسونه

589
00:32:36,714 --> 00:32:38,721
تو هميشه درباره خوشحالي "نيکلاوس" حرف ميزني

590
00:32:38,722 --> 00:32:40,356
بيش از 1000 ساله که "نيکلاوس" منو

591
00:32:40,357 --> 00:32:42,510
از هر گونه خوشحالي براي خودم دريغ کرده

592
00:32:42,511 --> 00:32:45,261
پس من چي "آلايژا"؟

593
00:32:45,262 --> 00:32:46,862
يعني من براي تو اهميت ندارم؟

594
00:32:46,863 --> 00:32:48,531
ما همه به اسم خانواده چيزهايي رو

595
00:32:48,532 --> 00:32:50,133
"قرباني مي‌کنيم "ربکا
اما اينو بدون که

596
00:32:50,134 --> 00:32:53,603
من هيچ‌وقت برعليه تو يا "نيکلاوس" نميشم

597
00:32:53,604 --> 00:32:56,105
پس "هِيلي" چي؟

598
00:32:56,106 --> 00:32:58,908
هيچ‌کدوم از توطئه‌ها و خيانت‌هاي من به اندازه

599
00:32:58,909 --> 00:33:02,144
"احساسات تو به "هِيلي
اين خانواده رو به خطر نميندازه

600
00:33:03,949 --> 00:33:07,483
"تو يه آدم رياکار هستي "آلايژا

601
00:33:07,484 --> 00:33:09,452
تو عشق رو به خانواده ات ترجيح ميدي

602
00:33:09,453 --> 00:33:12,254
و بعد منو به‌خاطر همين کار محکوم مي‌کني

603
00:33:26,502 --> 00:33:28,973
چه خوب شد که اينجا ديدمت

604
00:33:28,974 --> 00:33:32,641
اين علامت همين الانم تو کل محله هست

605
00:33:33,103 --> 00:33:34,812
و بازم بيشتر دارن اينو و اونور ظاهر ميشن

606
00:33:34,813 --> 00:33:38,773
من حدس ميزنم "پاپا تونده" داره اين‌کار رو انجام ميده

607
00:33:38,774 --> 00:33:40,615
بهم گفتن تو هم اونو ديدي

608
00:33:40,616 --> 00:33:42,351
آره

609
00:33:42,352 --> 00:33:45,354
خاطرات زيادي رو زنده کرد

610
00:33:45,355 --> 00:33:47,490
خاطراتي که بهتره فراموش شده باقي بمونه

611
00:34:09,612 --> 00:34:11,546
به نظر مياد مستي

612
00:34:16,146 --> 00:34:19,321
شکست "پاپا تونده" توسط "کلاوس" رو جشن مي‌گيري؟

613
00:34:19,322 --> 00:34:22,223
جشن نه . غم‌هام رو دفن مي‌کنم

614
00:34:26,862 --> 00:34:31,499
من کسي بودم که "تونده" رو به شهر آوردم

615
00:34:38,418 --> 00:34:39,627
چي؟

616
00:34:39,628 --> 00:34:41,838
وقتي خارج از کشور بودم يه سري سوال پرسيدم

617
00:34:41,839 --> 00:34:44,713
قوي‌ترين جادوگري که مي‌شد پيدا کرد رو مي‌خواستم

618
00:34:44,714 --> 00:34:46,682
چرا اين‌کار رو کردي؟

619
00:34:46,683 --> 00:34:48,750
براي تو

620
00:34:48,751 --> 00:34:51,553
فکر کردم اگه يکي به بديِ "تونده" بياد تو شهر

621
00:34:51,554 --> 00:34:54,756
شايد "کلاوس" بترسه و فرار کنه

622
00:34:54,757 --> 00:34:57,359
يا حداقل اونقدر سرش شلوغ ميشه که نمي‌تونه

623
00:34:57,360 --> 00:34:59,427
جلوي من رو براي بودن با تو بگيره

624
00:35:01,396 --> 00:35:03,732
يعني ميگي حاضري هر چيزي که خانواده‌ام

625
00:35:03,733 --> 00:35:05,486
ساخته هر چيزي که تو کمک کردي تا

626
00:35:05,487 --> 00:35:07,701
ساخته بشه رو خراب کني

627
00:35:07,702 --> 00:35:10,539
و زندگي خودت رو هم تو خطر بندازي

628
00:35:10,540 --> 00:35:12,908
تا يه شانس کوچيک داشته باشي که بتوني

629
00:35:12,909 --> 00:35:15,442
دل من رو بدست بياري؟

630
00:35:16,945 --> 00:35:18,479
آره

631
00:35:19,881 --> 00:35:21,382
اين‌کار رو هم کردم

632
00:35:23,852 --> 00:35:26,654
و دوباره هم خواهم کرد

633
00:35:29,958 --> 00:35:33,060
کلاوس" تو عمرش بيش از هزاران "تونده" رو کشته"

634
00:35:33,061 --> 00:35:34,596
تو تمام زندگيش فقط يک نفر هست که

635
00:35:34,597 --> 00:35:36,730
کلاوس" واقعا ازش مي‌ترسه"

636
00:35:36,731 --> 00:35:39,645
"پدرم "مايکل

637
00:35:39,646 --> 00:35:41,939
خون‌آشامي که خون‌آشام‌ها رو شکار مي‌کنه

638
00:35:41,940 --> 00:35:43,471
اگه بياد اينجا

639
00:35:43,472 --> 00:35:45,672
کلاوس" فرار مي‌کنه و هيچ‌وقت برنميگرده"

640
00:35:48,030 --> 00:35:49,910
تنها چيزي که مي‌خوايم يه جادوگره که

641
00:35:49,911 --> 00:35:52,512
بتونه کمکمون کنه تا پيداش کنيم

642
00:36:53,910 --> 00:36:58,714
مدت زمان زيادي نگذشته که
همتون برعليه من متحد شدين

643
00:37:00,278 --> 00:37:01,821
و شکست خوردين

644
00:37:01,822 --> 00:37:06,856
از اون‌موقع تا حالا به‌خاطر خيرخواهيم
گناهانتون رو ناديده گرفتم

645
00:37:06,857 --> 00:37:10,460
اما به نظر ميرسه که شما فکر مي‌کنين اين منم که

646
00:37:10,461 --> 00:37:14,584
بايد احترام و وفاداري شما رو کسب کنم

647
00:37:14,585 --> 00:37:15,960
اما اشتباه مي‌کنيد

648
00:37:15,961 --> 00:37:20,256
اين شمايين که بايد خودتونو به من اثبات کنين

649
00:37:20,257 --> 00:37:26,308
جامعه‌ي ما زير فشار حمله هست
و من به سرباز نياز دارم

650
00:37:26,309 --> 00:37:31,079
به جنگجو نياز دارم نه يه مشت ترسو

651
00:37:34,104 --> 00:37:36,553
هر کدوم از شما بايد يه تصميم رو بگيريد

652
00:37:36,554 --> 00:37:39,922
يا همراه با من مي‌جنگين

653
00:37:39,923 --> 00:37:44,320
يا از اينجا ميرين . همين الان

654
00:37:55,471 --> 00:37:59,712
ما هيچي به تو بدهکار نيستيم

655
00:37:59,713 --> 00:38:03,257
اگه موندن تو محله يعني زيردست تو بودن

656
00:38:03,258 --> 00:38:06,258
همون بهتر که زود از اينجا برم

657
00:38:41,584 --> 00:38:43,089
<i>بايد اعتراف کنم فکر مي‌کردم</i>

658
00:38:43,090 --> 00:38:45,387
بيشتر از اين آدم از دست بدي

659
00:38:45,388 --> 00:38:47,389
خب ، همون بهتر که از دستشون خلاص شديم

660
00:38:47,390 --> 00:38:49,258
ما جايي براي يه مشت ترسو تو پادشاهيمون

661
00:38:49,259 --> 00:38:51,626
نداريم

662
00:38:54,477 --> 00:38:56,978
حالا که آرامشت رو بدست آوردي

663
00:38:56,979 --> 00:38:58,681
بهتره بريم سراغ موضوع بعدي

664
00:38:58,682 --> 00:39:00,482
تو ليست کارهامون که

665
00:39:00,483 --> 00:39:05,487
با کمک دوستمون "سوفي" حلش مي‌کنيم

666
00:39:05,488 --> 00:39:07,723
من هيچ دليلي ندارم که بهت کمک کنم

667
00:39:07,724 --> 00:39:09,491
و مطمئنن هيچ دليلي هم براي کمک به اين ندارم

668
00:39:09,492 --> 00:39:11,867
حالا ديگه سختگيري نکن عشقم

669
00:39:11,868 --> 00:39:14,129
تو تا زماني زنده‌اي که براي من فايده داشته باشي

670
00:39:14,130 --> 00:39:16,065
و الان بهترين استفاده تو اينه که بگي چرا

671
00:39:16,066 --> 00:39:18,467
جادوگري که 100 سال پيش کشتم

672
00:39:18,468 --> 00:39:20,903
برگشته تا انتقام بگيره

673
00:39:20,904 --> 00:39:22,237
بيخيال

674
00:39:22,238 --> 00:39:26,132
جادوگر زنده شده که خيلي هم قدرتمنده

675
00:39:26,133 --> 00:39:27,676
اينا همش به‌خاطر مراسم "دِرو" هست

676
00:39:27,677 --> 00:39:30,745
چهار دختر بايد مي‌مُردن و زنده مي‌شدن

677
00:39:30,746 --> 00:39:32,147
نميدونم چطور اما

678
00:39:32,148 --> 00:39:34,049
يکي اون قدرت‌ها رو دزديده

679
00:39:34,050 --> 00:39:37,553
و ازشون براي زنده کردن 4 جادوگر استفاده کرده

680
00:39:37,554 --> 00:39:39,645
فقط نه اون جادوگرايي که بايد زنده مي‌شدن

681
00:39:39,646 --> 00:39:42,022
پس هنوز يه شانسي هست

682
00:39:42,023 --> 00:39:44,760
اگه اون قدرت برگرده مي‌تونيم "دِوينا" رو نجات بديم

683
00:39:44,761 --> 00:39:45,927
بياين فعلا رو مشکل اصليمون

684
00:39:45,928 --> 00:39:47,262
تمرکز کنيم ، باشه؟

685
00:39:47,263 --> 00:39:50,154
پاپا تونده" مي‌خواد انتقام بگيره"

686
00:39:50,155 --> 00:39:51,733
و با نيرويي که از خون‌آشام‌هاي مُرده

687
00:39:51,734 --> 00:39:54,169
بدست مياد هي به ما حمله مي‌کنه

688
00:39:54,170 --> 00:39:56,772
هر چي بيشتر بکشه قوي‌تر ميشه

689
00:39:56,773 --> 00:39:59,999
پس چطور زندگيشو تموم کنم؟

690
00:40:00,000 --> 00:40:02,918
اون به قرباني کردن نياز داره تا نيرو بگيره

691
00:40:04,779 --> 00:40:06,915
پس جلوشو مي‌گيريم که ديگه خون‌آشامي نکشه

692
00:40:06,916 --> 00:40:08,299
شروع خوبيه

693
00:40:08,300 --> 00:40:12,687
مگر اينکه يه جا رو پيدا کنه که

694
00:40:12,688 --> 00:40:17,092
يه عالمه خون‌آشام براي
قرباني کردن وجود داشته باشه

695
00:40:44,819 --> 00:40:47,154
تموم شد؟

696
00:40:50,992 --> 00:40:53,595
حالا اين چاقو تمام نيرويي که از قرباني کردن

697
00:40:53,596 --> 00:40:55,302
خون‌آشام‌ها بدست آوردم رو داره

698
00:40:55,798 --> 00:40:57,932
اين کارهايي مي‌کنه که از مرگ هم بدتره

699
00:40:57,933 --> 00:41:00,349
حتي براي يه اصيل

700
00:41:03,771 --> 00:41:06,574
حالا براي آخرين قرباني کردن آماده‌اي؟

701
00:41:06,575 --> 00:41:09,902
به اسم جادوگراي محله فرانسوي

702
00:41:09,903 --> 00:41:12,903
اين افتخار منه

703
00:41:25,669 --> 00:41:28,662
"ممنون "پاپا تونده

704
00:41:44,800 --> 00:41:45,800
مترجم : کامران

705
00:41:46,800 --> 00:42:23,800
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
