WEBVTT

00:01.000 --> 00:02.000
پیش از این در
"The Originals"

00:02.560 --> 00:04.580
من و برادرانم اولین خون‌آشام‌ها

00:04.610 --> 00:06.630
در طول تاریخ هستیم...اصیل‌ها

00:07.270 --> 00:09.790
300سال پیش ما "نیو اورلانز" رو
خونه‌ی خودمون دونستیم

00:10.570 --> 00:14.030
من برای مدّتی اینجا خوشبخت بودم

00:15.740 --> 00:18.370
حالا ما برگشتیم فقط برای پیدا کردن یک معجزه

00:18.440 --> 00:20.850
نیکلاوس" ، این دختر بچّه‌ی تو رو توی شکمش داره"

00:20.850 --> 00:22.800
و همراه اون یک مسئولیت جدید برامون به وجود اومده

00:22.900 --> 00:24.260
من همیشه از تو محافظت می‌کنم

00:24.670 --> 00:25.950
می‌تونی روی قولم حساب کنی

00:26.190 --> 00:27.770
امّا خانواده‌ی ما دشمنان زیادی داره

00:27.970 --> 00:30.110
کلاوس تموم چیزای خوب زندگی منو نابود کرد

00:30.110 --> 00:32.030
پس منم می‌خوام چیزی که
بیشتر از همه می‌خوادُ ازش بگیرم

00:32.260 --> 00:34.260
این تهدیدها باید موجب اتّحاد ما می‌شد

00:34.920 --> 00:37.050
امّا به جاش کلاوس ما رو از هم جدا کرد

00:37.060 --> 00:37.660
بعد از کاری که با "آلایژا" کردی

00:37.660 --> 00:39.170
چرا من باید بهت کمک کنم؟

00:39.210 --> 00:40.240
تو خانواده‌ی منی

00:40.650 --> 00:42.790
کلاوس هیچ‌وقت دست از کنترل کردن تو برنمیداره

00:43.540 --> 00:44.240
خودت چی می‌خوای؟

00:44.240 --> 00:45.930
برادرم از من توقّع وفاداری داره

00:46.060 --> 00:48.250
چون 1000 سال وفاداری منو داشت امّا الان شاید

00:48.250 --> 00:49.910
وقت اون رسیده که انتخاب دیگه‌ای کنم

01:00.010 --> 01:01.420
من هیچ‌وقت نباید به اینجا برمیگشتم

01:02.900 --> 01:04.490
این شهریه که من توش عاشق شدم

01:05.540 --> 01:06.970
و جاییه که عشق ما رو ناامید کرد

01:09.400 --> 01:11.110
تصوّر می‌کنم بدونی درباره‌ی کی دارم حرف میزنم

01:11.450 --> 01:12.690
"باید بدونی که من و "مارسل

01:12.690 --> 01:15.220
الان زیاد روابطمون باهم حسنه نیست

01:16.090 --> 01:18.050
امّا مگه تو یه کشیش فعّال نیستی

01:18.640 --> 01:20.290
که آمادگی و توانایی شنیدن
اعترافات منو داشته باشی؟

01:21.070 --> 01:22.890
معمولاً لغت "تمایل داری" هم

01:22.890 --> 01:25.240
یه جا توی اون جمله باید گنجونده بشه

01:25.400 --> 01:26.870
تو اصلاً مگه کاتولیکی؟

01:27.970 --> 01:29.530
من 1000 ساله که روی این زمینم

01:29.530 --> 01:32.220
نمی‌تونم با قطعیت بگم که
به چیزی به اسم خدا اعتقاد دارم

01:32.220 --> 01:35.370
امّا به آمرزش نیاز دارم

01:36.370 --> 01:39.080
از یه نفر ، هر کسی

01:41.510 --> 01:43.310
آخر تمایل داری اعترافات منو بشنوی یا نه؟

01:48.490 --> 01:50.810
پدر ، برای تمام گناهانم برام طلب آمرزش کن

01:52.350 --> 01:55.540
من یه دروغگو هستم . خیانتکارم

01:56.960 --> 01:59.150
من برای هم‌خون خودم توطئه چیدم

02:01.540 --> 02:03.370
و شک دارم که حتّی خدای تو هم بتونه منو نجات بده

02:03.000 --> 02:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:05.300 --> 02:06.300
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:06.800 --> 02:11.800
"The Originals"
فصل 1
قسمت 8 : رودخانه در جهت معکوس

02:12.000 --> 02:15.400
" 24ساعت قبل "

02:20.530 --> 02:22.910
امروز با دوست خوبمون مارسل حرف زدی؟

02:23.310 --> 02:24.460
نه . باید حرف میزدم؟

02:24.490 --> 02:26.410
خب ، اون به طرز اسرارآمیزی آرومه

02:26.500 --> 02:28.180
و میشه گفت که به من محل نمیذاره

02:29.010 --> 02:30.950
فکر کردم شاید دلایلشو

02:30.950 --> 02:32.660
توی گوش تو زمزمه کرده باشه

02:33.350 --> 02:35.650
همراه بقیه‌ی اون "هیچی"‌های شیرین

02:35.650 --> 02:37.070
اگه دیدمش حتماً ازش می‌پرسم که

02:37.070 --> 02:38.450
هنوز از دستت ناراحته یا نه

02:41.400 --> 02:43.780
بذار بگم با اون نگاهت سعی داری چی بگی

02:44.040 --> 02:46.860
برادر شریف و نجیب من داره کنار رودخونه از درد "

02:46.860 --> 02:48.070
به خودش می‌پیچه و با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنه

02:48.160 --> 02:50.380
و قربانی گاز برادر حرومزاده ـم شده

02:50.890 --> 02:52.700
در حالیکه فقط یکی دو قطره از خونش

02:52.710 --> 02:54.900
"می‌تونه درد اونو ساکت کنه

02:55.220 --> 02:56.180
"اتّفاقاً برعکس "نیک

02:56.180 --> 02:58.010
من دارم به سادگی از زمان صبحگاهیِ

02:58.010 --> 02:59.550
انتظارم برای خوب شدن آلایژا لذّت می‌برم

02:59.610 --> 03:00.810
بیخیال ربکا

03:00.820 --> 03:02.900
تو تمام صبح داشتی منو چپ چپ نگاه می‌کردی

03:03.240 --> 03:04.020
کاملاً هم واضح بود

03:04.400 --> 03:07.300
شاید نگرانم که اگه نظرم درباره‌ی

03:07.310 --> 03:09.110
کاری که با آلایژا کردی رو با صدای بلند بگم

03:09.110 --> 03:11.270
منم آخر و عاقبتم با اونطرف
دندون دورگه‌ای زهرآلودت باشه

03:12.450 --> 03:14.670
حرف مفت نزن . من هیچ‌وقت تو رو گاز نمی‌گیرم

03:15.490 --> 03:17.620
آلایژا اتّهامات فوق‌العاده توهین‌آمیزی

03:17.620 --> 03:19.460
درباره‌ی قصد و نیت من نسبت به بچّه ـم به من زد

03:19.460 --> 03:22.000
یکی دو روز عذاب کشیدن حقّشه

03:23.700 --> 03:26.180
در ضمن میدونی که شیوه‌ی مجازاتی که برای

03:26.180 --> 03:28.200
بی‌ملاحظگی‌های تو ترجیح میدم

03:28.200 --> 03:29.410
خنجره

03:37.760 --> 03:40.110
تو کلّاً از پایه و اساس مشکل داری

03:49.450 --> 03:50.840
بیا اینُ بخور

04:00.110 --> 04:01.830
خواهش می‌کنم من رو ببخش

04:02.010 --> 04:02.920
اشکالی نداره

04:05.780 --> 04:07.270
وقتی سلامتیتُ بدست آوردی

04:07.270 --> 04:08.540
یادم بنداز که برادرتُ ادب کنم

04:08.580 --> 04:09.780
باشه . بهم یادآوری کن که بهت یادآوری کنم

04:09.790 --> 04:11.010
که دست به‌کار بشی

04:11.980 --> 04:14.330
اینکه تصمیم گرفتیم وسط دریاچه

04:14.330 --> 04:16.190
باهم بخوابیم هم جواب نداد

04:22.710 --> 04:24.180
حالت خوبه؟ -
چیزیم نیست -

04:24.180 --> 04:27.780
خواهش می‌کنم به مطالعه کردنت ادامه بده

04:28.250 --> 04:30.340
خب ، همه ـش رو دیدم

04:30.340 --> 04:32.410
این فقط یه انجیل معمولیه

04:34.090 --> 04:35.700
با یه شجره‌نامه‌ی خانوادگی ثبت شده

04:35.830 --> 04:37.220
که ممکنه من باشم یا نباشم

04:37.370 --> 04:38.870
امّا میدونی که من یه‌کم سرگرمِ

04:38.870 --> 04:40.020
نگرانی برای تو بودم

04:40.130 --> 04:41.030
هِیلی" ، خواهش می‌کنم"

04:41.410 --> 04:42.870
این تب باعث ناپایداری من میشه

04:42.880 --> 04:44.570
و زمانی که توهّمات شروع بشه

04:44.650 --> 04:46.690
من شروع به دیدن یه چیزایی می‌کنم

04:47.370 --> 04:48.640
شروع به گفتن یه چیزایی می‌کنم

04:48.650 --> 04:50.500
تو باید منو اینجا ول کنی و بری

04:50.510 --> 04:52.250
من اینجوری ولت نمی‌کنم

05:24.930 --> 05:27.740
خیلی خب ، من اینجام . بیا انجامش بدیم

05:30.460 --> 05:31.720
صاف و پوست کنده بگم

05:32.800 --> 05:36.320
این بچّه دشمن قدیمی شخص مورد علاقه‌ـتون کلاوس ـه

05:36.320 --> 05:37.870
الان خیلی حرفا برای زدن داره

05:37.870 --> 05:39.140
در مورد اینکه اون وحشیِ

05:39.140 --> 05:41.430
حرومزاده داره پشت سر من چه کارایی می‌کنه

05:41.760 --> 05:44.070
حالا واسه اونایی که قلبشون ضعیفه

05:45.280 --> 05:49.360
در بازه که برن امّا اونایی که می‌مونن

05:49.360 --> 05:51.080
به منزله‌ی اعلان جنگه

06:00.120 --> 06:02.630
شما همه ـتون میدونین که
کلاوس همیشه دورگه نبوده

06:02.630 --> 06:05.000
وقتی نفرینی رو شکست که بخش گرگینه‌ای
وجودش رو ساکت نگه داشته بود

06:05.000 --> 06:05.610
یه جایی این وسطا

06:05.610 --> 06:08.560
این بخشا تونستن به بخش
خون‌آشامی وجودش غلبه کنن

06:09.020 --> 06:11.610
مثل داشتن توانایی انتقال ژن گرگینه‌ای

06:12.410 --> 06:15.250
اینجا همونجاییه که پای اون دختر گرگینه‌ای
که سعی داشت ازتون مخفی کنه میاد وسط

06:15.250 --> 06:17.560
اون خودش رو وارد شهر من کرد
تظاهر کرد که دوست منه

06:17.560 --> 06:19.280
و آخرش سر از آغوش اون درآورد

06:20.210 --> 06:21.910
الان هم بچّه‌ی اونو توی شکمش داره

06:23.290 --> 06:24.390
اینا چه مزخرفاتی‌ـه؟

06:24.390 --> 06:25.460
گوش کن

06:27.520 --> 06:29.310
وقتی که کلاوس دورگه شد

06:29.840 --> 06:31.700
یه راهی پیدا کرد که بتونه گرگینه‌های توانا رو

06:31.700 --> 06:33.280
به موجوداتی مثل خودش تبدیل کنه

06:33.790 --> 06:35.150
الان هم دارین به یکیشون نگاه می‌کنین

06:35.740 --> 06:38.610
نکته‌ی مثبتش اینه که ما به
خون‌آشام بودنمون مغرور بودیم

06:38.890 --> 06:40.960
ما قوی‌تر بودیم . سریعتر بودیم

06:41.390 --> 06:44.160
و زهری که توی گازمون وجود داشت
هنوز می‌تونست خون‌آشاما رو بکشه

06:44.230 --> 06:46.330
امّا نکته‌ی منفیش این بود که
ما به اون وفادار بودیم

06:46.800 --> 06:49.470
انگار یه‌جور ماورائی وفادار بودیم

06:49.570 --> 06:52.340
درسته . اون‌وقت به‌خاطر همین اینجا نشستی
داری همه‌ی رازاشو لو میدی؟

06:52.340 --> 06:54.340
"نه . نکته ـش همینجاست "ديئِگو

06:55.180 --> 06:56.690
اون یه راهی پیدا کرده که بتونه ازش خلاص بشه

06:56.690 --> 06:58.410
و به بقیه‌ـشون هم کمک کردم

06:59.210 --> 07:01.220
بعد کلاوس به‌خاطر خیانتشون اونا رو کشت

07:03.100 --> 07:05.060
چون این کار کلاوس ـه

07:10.480 --> 07:10.980
به من توجّه نکنین

07:10.980 --> 07:12.770
من زیادی جذب قصّه شدم

07:13.980 --> 07:16.060
سلام تایلر -
ربکا -

07:16.190 --> 07:17.770
پارسال دوست امسال آشنا

07:18.570 --> 07:19.800
چیزی که کلاوس می‌خواست بهتون بگه اینه که

07:19.800 --> 07:21.990
برادر من می‌تونه از خون بچّه ـش استفاده کنه

07:21.990 --> 07:23.690
و دورگه‌های بیشتری رو به نوکری بسازه

07:24.360 --> 07:27.760
چیزی که همه‌ـتون خواهین فهمید اینه که اون‌وقت
دیگه برای خون‌آشاما هیچ شانسی نمی‌مونه

07:29.990 --> 07:33.160
پس تایلر ، من گمون می‌کنم که تو داشتی
سعی می‌کردی اینا رو بسیج کنی

07:33.160 --> 07:35.100
که مطمئن بشی این بچّه هیچ‌وقت متولّد نمیشه

07:35.420 --> 07:36.370
آره

07:37.180 --> 07:39.510
اگه خوشت نیومده آزادی که بری
و طرف برادرتُ بگیری

07:39.510 --> 07:40.700
امّا میدونی که حق با منه

07:40.940 --> 07:43.340
من مطمئنم که در مورد نیت این خانم اشتباه برداشت کردی

07:43.590 --> 07:45.150
خیلی خب ، اینجا چه خبره؟

07:45.150 --> 07:47.130
کاملاً حق با تو ـه تایلر

07:47.400 --> 07:50.300
برادر من به خودی خود
و تکی یه آشغال به تمام معناست

07:50.540 --> 07:54.020
آخرین چیزی که نیاز داره
یه نژاد برتره که تحت فرمانش باشن

07:56.250 --> 07:57.470
ادامه بده . می‌تونی بهشون بگی

07:58.300 --> 07:59.850
اون اینجا نیست که با ما مقابله کنه

08:00.070 --> 08:01.470
اینجاست که به ما کمک کنه

08:04.800 --> 08:07.410
...درسته امّا اول

08:14.200 --> 08:16.570
صحبت کردن درباره‌ی نابود کردن اون بچّه بسّه

08:18.640 --> 08:20.800
کلاوس کسیه که ما می‌خوایم متوقّفش کنیم

08:25.770 --> 08:27.740
اونا همه ـشون منو ول کردن

08:28.260 --> 08:30.300
اونا درست به اندازه‌ی پدر و مادرم نیرنگ‌باز

08:30.300 --> 08:32.330
و فاسد هستن

08:34.410 --> 08:38.130
منو به این متّهم می‌کنن که از بچّه‌ی
خودم می‌خوام برای منافعم استفاده کنم

08:39.590 --> 08:42.350
به غریبه‌ها بیشتر از هم‌خون خودشون اعتماد می‌کنن

08:42.460 --> 08:44.280
می‌مردی یه لپتاپ می‌گرفتی؟

08:44.280 --> 08:46.480
این ماشین تایپ واسه "همینگوی" خوب جواب داد
(ریچارد همینگوی : نویسنده‌ی مشهور)

08:46.480 --> 08:47.860
تشابهتون کاملاً مشهوده

08:47.860 --> 08:49.760
الکل و حرکات خشونت‌آمیز تصادفی

08:49.760 --> 08:52.360
آلایژا و ربکا با دروغای فاسدشون درباره‌ی من

08:52.360 --> 08:54.490
منُ داغون کردن

08:54.490 --> 08:56.300
در حالیکه من تمام تلاشم این بود که

08:56.300 --> 08:58.590
توی این جنگ به مارسل پیروز بشم

08:58.590 --> 09:02.210
که کنترل این محلّه رو به دست گرفته
واسه اینکه بتونم خونه ـمون رو پس بگیرم

09:02.210 --> 09:03.480
خواهشاً تایپ کن

09:03.480 --> 09:04.620
که چی بشه؟

09:04.620 --> 09:07.580
تو یه چیزُ هی داری 100بار تکرار می‌کنی

09:07.580 --> 09:10.540
ربکا اون بیرونه و می‌خواد شکستت بده
آلایژا اون بیرونه و می‌خواد شکستت بده

09:10.630 --> 09:13.060
اصلاً کسی هست که برای سرنگونی تو توطئه نکنه؟

09:13.060 --> 09:15.010
من شک دارم تو به سایه‌ی خودتم اعتماد داشته باشی

09:15.010 --> 09:16.570
اگه خنجرا رو گم نکرده بودم

09:16.570 --> 09:18.700
یکی تو قلب هر کدومشون فرو می‌کردم

09:19.270 --> 09:23.170
و چند قرن خودمو از شرّ سنگینی بار
خواهر و برادرام خلاص می‌کردم

09:23.170 --> 09:24.490
یه نگاه به خودت بنداز

09:24.840 --> 09:28.910
همون چرخه‌ی معیوبُ هی داری تکرار می‌کنی

09:29.070 --> 09:32.630
تو سازنده‌ی بدبختی خودت هستی

09:32.840 --> 09:35.390
یادم نمیاد ازت نصیحت خواسته باشم

09:35.780 --> 09:36.900
واقعاً؟

09:36.990 --> 09:38.370
"واسه همین بین این همه آدم توی "نیو اورلانز

09:38.370 --> 09:40.420
یکی رو که توی روانشناسی تخصّص داره انتخاب کردی

09:40.420 --> 09:42.200
تا داستان زندگیتو ثبت کنه؟

09:42.330 --> 09:43.430
تو بالای 1000 سالته

09:43.430 --> 09:45.290
کاملاً مطمئنم که تایپ کردن بلدی

09:45.510 --> 09:48.010
حقیقت اینه که تو به من نفوذ ذهنی کردی تا بیام اینجا

09:48.010 --> 09:49.820
چون کس دیگه‌ای رو نداشتی که باهاش حرف بزنی

09:49.820 --> 09:51.700
و نیاز داری که درکت کنن

09:51.730 --> 09:52.930
بعد هم بهم نفوذ ذهنی کردی تا به محض اینکه

09:52.930 --> 09:53.870
از پیش تو میرم همه چیزُ فراموش کنم

09:53.870 --> 09:55.780
چون از اعتماد کردن خیلی می‌ترسی

09:55.820 --> 09:57.790
من از هیچی نمی‌ترسم

10:05.720 --> 10:06.820
این چیه؟

10:07.340 --> 10:10.420
این یه نقشه‌ی کهن و اسرارآمیزه که دارم
ازش استفاده می‌کنم تا تو رو نابود کنم

10:11.290 --> 10:13.240
آروم باش . این یه طرح خالکوبیه

10:14.440 --> 10:15.790
توی وقت خودت طراحی کن

10:16.220 --> 10:19.710
این وقت منه . تو داری از من می‌دزدیش

10:27.930 --> 10:28.860
می‌خوای کجا بذارمش؟

10:28.860 --> 10:30.410
خب ، هر جا که خوبه بذارش

10:30.410 --> 10:32.330
تا وقتی که کار کلاوس ساخته بشه

10:33.710 --> 10:35.180
کلاوس رو می‌خوایم کجا بذاریم؟

10:38.200 --> 10:40.000
اون باید از همه دور باشه

10:40.310 --> 10:42.200
نباید بذاریم با حرفاش کسی رو فریب بده

10:42.410 --> 10:43.480
میدونی که چقدر خوب بلده با کلمات بازی کنه

10:43.480 --> 10:45.050
می‌تونه با زبونش خودشو از جهنّم هم نجات بده

10:45.050 --> 10:47.360
آره . یه جای اختصاصی واسش اون پشت آماده کردم

10:47.570 --> 10:48.930
واسه 52 سال آینده با تنها کسی که

10:48.930 --> 10:51.220
می‌تونه حرف بزنه خودشه

10:51.420 --> 10:52.470
52؟

10:52.470 --> 10:55.580
هر سال به ازای یه سالی که توی
قرن 18 تو رو خنجر خورده نگه داشت

10:56.030 --> 10:58.090
منظورت اینه که خودت بهش اجازه دادی
منو خنجر خورده نگه داره

10:58.960 --> 11:04.170
و من هر سال که کلاوس اینجاست رو صرف
معذرت‌خواهی کردن از تو می‌کنم

11:04.170 --> 11:05.800
خب ، به اندازه‌ای می‌مونم که بالاخره

11:05.800 --> 11:09.020
طعم یه ذره خوشبختی رو بچشم

11:09.410 --> 11:10.730
و اطمینان حاصل کنم که برادرزاده ـم قرار نیست

11:10.730 --> 11:12.670
تبدیل به دستگاه پرورش دورگه بشه

11:14.060 --> 11:15.980
اینجا نگه داشتنش سخته

11:16.080 --> 11:16.980
اون جادوگر کوچولوت

11:16.980 --> 11:18.730
کمک می‌کنه بهمون که مشکلی پیش نیاد

11:19.010 --> 11:20.180
نمی‌تونم ریسک کنم

11:20.220 --> 11:23.170
کنترلش روی جادوش اخیراً داره کم و کمتر میشه

11:23.180 --> 11:24.870
حتّی نمی‌تونم از زیرشیروونی کلیسا بیرون بیارمش

11:24.870 --> 11:27.660
چه برسه که بخوام روش حساب کنم
که با کلاوس بجنگه

11:27.660 --> 11:29.480
پس به بهترین جنگجوهات نیاز داریم

11:29.480 --> 11:31.350
کلاوس قوی و با مهارته

11:31.350 --> 11:34.910
و خیانت هم به‌طور خاصی وحشی‌ترش می‌کنه

11:36.890 --> 11:39.150
کاری که ما می‌خوایم با کلاوس بکنیم بلایی نیست

11:39.150 --> 11:41.500
که اون سر تو و برادرت چندین‌بار

11:41.520 --> 11:43.010
درنیاورده باشه

11:43.770 --> 11:46.040
الان نظرت که عوض نشده ، نه؟

11:46.490 --> 11:48.330
نه . این واسه عوض شدن نظرم نیست

11:50.140 --> 11:51.680
این حسّ پشیمونیه

11:53.510 --> 11:55.610
من باید 100ها سال پیش دفنش می‌کردم

11:57.070 --> 11:59.140
اینجوری می‌تونستیم 100ها سال باهم باشیم

12:20.440 --> 12:22.460
چیزی نیست

12:32.230 --> 12:33.400
"سِلِست"

12:43.950 --> 12:46.980
هِیلی" ، منو ببخش"

12:47.040 --> 12:48.420
فکر کردم تو یکی دیگه‌ای

12:48.420 --> 12:50.350
سِلِست"؟" -
آره -

12:50.360 --> 12:53.590
هر کی که بوده حسابی جذّاب بوده

12:54.460 --> 12:55.440
...چجوری

12:56.480 --> 12:58.380
من اجازه دادم تو وارد افکارم بشی؟

13:00.290 --> 13:02.300
من حالم خوب نیست . باید برم

13:03.770 --> 13:06.140
...این -
این هیچ مسئله‌ای نیست -

13:06.310 --> 13:09.500
آلایژا ، تو مریضی . منم دارم ازت مراقبت می‌کنم

13:14.030 --> 13:15.380
دارن کشیک ما رو می‌کشن

13:50.960 --> 13:54.080
پسر ، من هیچ‌وقت به این عادت نمی‌کنم

13:54.190 --> 13:56.230
چرا من حس می‌کنم تو تئاتر خوندی؟

13:56.240 --> 13:58.850
تمام دنیا صحنه‌ی نمایشه "جاشوا" جوان

13:58.860 --> 13:59.960
و الان هم داره اتّفاق میفته چون من یه

13:59.960 --> 14:02.150
نقش واست دارم که تو زندگیت ندیدی

14:11.170 --> 14:12.260
چی داری "جاش"؟

14:12.260 --> 14:13.730
چی دارم؟

14:14.270 --> 14:17.870
کلاوس از من می‌خواد که
یه خنجری رو از شماها بدزدم

14:17.870 --> 14:19.110
این یه امتحانه

14:19.110 --> 14:20.760
اون میدونه من برای شماها کار می‌کنم . مطمئنم

14:20.760 --> 14:22.590
اون حرومزاده دوباره می‌خواد به ما خنجر بزنه

14:22.590 --> 14:24.600
هر بلایی که قراره سرش بیاد حقّشه

14:25.190 --> 14:26.230
آروم باش

14:26.230 --> 14:29.000
اگه میدونست تا الان ستون فقراتتو
از تو دماغت کشیده بود بیرون

14:29.100 --> 14:30.450
چه عالی

14:30.650 --> 14:32.230
الان کاملاً آروم شدم

14:32.400 --> 14:33.270
من باید چی‌کار بکنم؟

14:33.270 --> 14:35.120
بهش بگو همه جا رو زیر و رو کردی

14:35.120 --> 14:36.410
امّا نتونستی خنجرُ پیدا کنی

14:36.420 --> 14:37.890
خدایا ، مرگم قطعیه

14:37.890 --> 14:40.550
بعد بهش بگو که دیدی اون همراه منه

14:40.550 --> 14:42.520
بگو اگه می‌خوادش باید خودش بیاد بگیره

14:42.520 --> 14:44.750
که آسون نخواهد بود چون من روانی شدم

14:44.750 --> 14:46.410
و همه‌ی نیروهامو هم جمع کردم

14:47.570 --> 14:49.030
خیلی خب ، در مهارت‌های دیوانه‌وارِ

14:49.030 --> 14:51.530
نابود کننده‌ی خون‌آشامی تو هیچ شکّی نیست

14:51.530 --> 14:53.320
امّا مارسل الان تو اوج عصبانیته

14:53.320 --> 14:55.860
دور و ورشم یه چیزی مثل ارتش داره

14:55.890 --> 14:58.720
...تو قطعاً کارِت تمومه مگر اینکه

14:58.720 --> 14:59.840
مگر اینکه چی؟

15:00.750 --> 15:02.520
من تصادفی شنیدم که داشت با "دیئِگو" بحث می‌کرد

15:02.530 --> 15:03.160
ظاهراً

15:03.160 --> 15:06.200
امشب داره محوّطه رو برای قراری چیزی خالی می‌کنه

15:06.690 --> 15:08.510
خودش هم همونجاست

15:09.220 --> 15:10.330
وقتی که من "نيو اورلانز" رو اداره کنم

15:10.330 --> 15:13.770
یه انگشتر روشنایی روز همیشگی
"برای تو اونجا خواهد بود "جاشوا

15:14.010 --> 15:16.940
به پاس خدماتی که به پادشاه حقیقی عرضه کردی

15:18.950 --> 15:19.910
چه خوب

15:21.030 --> 15:26.630
امّا اگر یه موقعی به من خیانت کنی

15:26.630 --> 15:29.720
کاری می‌کنم که بقیه‌ی عمر جاودانه‌ـتو

15:29.720 --> 15:34.180
توی جون کندن برای مرگ دست و پا بزنی
و آرزو کنی که با مرگ خلاص بشی

15:49.370 --> 15:50.870
خدافظ کلاوس

16:00.950 --> 16:02.380
چی می‌خوای؟

16:02.800 --> 16:04.000
این "پوچین" ـه
(یک نوشیدنی الکلی ایرلندی و فوق‌العاده قوی)

16:06.490 --> 16:07.700
این از مرگ برمیگردونه

16:07.700 --> 16:09.670
می‌کشتشون بعد دوباره برمیگردونه

16:15.530 --> 16:18.900
می‌خوام درباره‌ی برادرزاده ـت
کمیل" باهات حرف بزنم"

16:18.900 --> 16:20.860
مطمئنم تا الان خودتم از روی وقفه‌هایی که

16:20.860 --> 16:22.620
در حافظه ـش وجود داره شک کردی

16:23.580 --> 16:24.780
من بهش نفوذ ذهنی کردم

16:26.260 --> 16:28.670
اولش به‌خاطر این بود که
اون یه جاسوس به‌دردبخور بود

16:28.670 --> 16:31.000
امّا الان برای حفاظت خودش

16:31.200 --> 16:34.110
من گمون می‌کردم که یه خون‌آشام داره
با ذهن اون بازی می‌کنه

16:34.110 --> 16:36.430
با این وجود هیچ‌وقت توقّع اعتراف نداشتم

16:36.430 --> 16:38.010
اون بیخیال نمیشه

16:38.770 --> 16:40.480
ذهنش به شدّت فعّالیت می‌کنه و به عقب برمیگرده

16:40.490 --> 16:41.810
که چه اتّفاقی توی این کلیسا افتاده

16:41.810 --> 16:43.680
به وقتی که برادر دوقلوش رفت به تفریح قتل‌عامی‌ـش

16:43.680 --> 16:46.180
حالا اگه بفهمه که واقعاً چه اتّفاقی افتاده

16:46.860 --> 16:49.180
که خون‌آشاما و جادوی جادوگرا در کار بوده

16:49.180 --> 16:52.740
اون کنکاش می‌کنه و کنکاش می‌کنه
و اینقدر عمیق کنکاش می‌کنه

16:52.800 --> 16:54.440
که خودش رو به کشتن میده

16:55.720 --> 16:57.850
نیو اورلانز" بستر مرگ اون میشه"

16:59.390 --> 17:00.730
اون باید بره

17:02.560 --> 17:04.220
و با وجود اینکه خیلی مسخره به نظر میرسه

17:04.220 --> 17:06.150
من معتقدم که خودش باید این تصمیمُ بگیره

17:07.070 --> 17:09.990
آره . مسخره‌ست که درباره‌ی اراده‌ی آزاد

17:09.990 --> 17:11.970
با یه خون‌آشامی که ذهنُ کنترل می‌کنه حرف بزنی

17:15.610 --> 17:16.960
اون دختر باهوشیه

17:17.320 --> 17:19.710
امروز نظرشو باهام در میون گذاشت

17:20.250 --> 17:22.200
من به‌خاطر کمتر از این حرفا آدم کشتم

17:24.920 --> 17:26.950
زنده موندش برام مهمه

17:27.690 --> 17:29.700
بوی جنگ به مشامم میرسه

17:29.790 --> 17:31.140
و در هر جنگی

17:31.140 --> 17:33.310
افراد بی‌گناهی قربانی میشن که
اگر به‌موقع خودشون رو کنار می‌کشیدن

17:33.310 --> 17:35.890
جون سالم به‌در می‌بردن

17:35.890 --> 17:39.850
خواهشاً راضیش کن از "نیو اورلانز" بره

17:42.330 --> 17:45.450
وگرنه مجبور میشم با
نفوذ ذهنی بفرستمش بره

18:11.790 --> 18:14.010
آقای باشخصیت ، کمکم کن لطفاً

18:14.120 --> 18:17.690
نه . بنده ترجیح میدم از این منظره‌ی زیبا لذّت ببرم

18:17.960 --> 18:19.170
بی‌نظیره

18:21.190 --> 18:24.600
برادرت نقشه‌های خطرناکی داره

18:25.020 --> 18:26.660
داره اشراف‌زادگان رو به دوئل دعوت می‌کنه

18:26.660 --> 18:29.250
انگار که اونا فرصت مبارزه‌ی منصفانه رو دارند

18:29.250 --> 18:33.140
از اینکه دائماً از خوشی و لذت خودم بزنم

18:33.150 --> 18:35.240
تا جلوی رفتارهای شرورآمیز
برادرمو بگیرم خسته شدم

18:37.020 --> 18:38.820
مطمئناً می‌تونی جادویی چیزی اجرا کنی

18:39.130 --> 18:40.420
کلاوس رو سر جای خودش بشونه

18:41.050 --> 18:44.040
برای اجرای همچین جادویی به
نیروی 100تا جادوگر نیاز داریم

18:44.200 --> 18:47.290
از این گذشته اون فقط از تو حرف‌شنوی داره

18:47.290 --> 18:48.220
درسته

18:49.130 --> 18:52.070
باید یه‌کم گوشمالی بدمش

18:54.000 --> 18:56.570
شاید ضربه به پشتش بتونه اونو ادب کنه

18:57.280 --> 18:59.430
گمونم در این زمینه نیاز به تمرین دارم . یالا

19:12.680 --> 19:14.900
...هِیلی" تو رو خدا . این تب"

19:14.900 --> 19:18.890
این خاطرات عذاب‌آوری که به ذهنم هجوم آوردن

19:18.890 --> 19:20.120
باید از اینجا بری

19:20.120 --> 19:21.410
آخه مشکل تو چیه؟

19:22.080 --> 19:23.740
خوشت نمیاد بقیه ازت مراقبت کنن؟

19:23.740 --> 19:25.930
مراقبت از من عواقبِ خاص خودشو داره

19:27.820 --> 19:29.710
نمیذارم تو بهای این‌کار بپردازی

19:30.260 --> 19:32.690
گیریم تو خوابای سکسی عجیب و غریبِ
مربوط به گذشته رو می‌بینی

19:32.690 --> 19:34.700
فراموشش کن . من پیشت می‌مونم

19:38.130 --> 19:39.610
اونی که به دیدنمون اومده بود چی؟

19:40.470 --> 19:41.550
چی‌کار داره؟

19:41.980 --> 19:43.240
گمونم اون همون شخصیِ که

19:43.240 --> 19:46.160
دیشب کتاب‌مقدس مرموز رو
جلوی در ورودی گذاشته بود

19:46.160 --> 19:47.520
اگه اینقدری اینجا بمونه که

19:47.520 --> 19:49.170
دلیل این‌کارشو بهم بگه خیلی خوب میشه

19:49.430 --> 19:52.530
هِیلی" ، تو اومدی اینجا تا بتونی"
در مورد خانواده‌ت اطلاعات به دست بیاری

19:52.530 --> 19:55.570
نه که بیای پرستاری یه خون‌‌‌آشام تب‌دار رو بکنی

19:55.570 --> 19:59.490
لطفاً پیداش کن . ببین چی گیرت میاد

20:01.610 --> 20:04.400
نه . پیشت می‌مونم

20:27.840 --> 20:29.050
کلاوس

20:31.150 --> 20:33.340
جواب تلفن‌هامو نمیدادی

20:33.500 --> 20:35.300
این اواخر از دستت شاکی بودم

20:35.300 --> 20:37.970
عذرخواهی بابت رفتارم بمونه واسه بعد

20:38.480 --> 20:41.870
یه چیزی که مالِ منه توی چنگِ توئه
باید بهم پسش بدی

20:44.240 --> 20:46.990
شرمنده . امکانش نیست

20:52.030 --> 20:53.200
این‌کارها برای چیه؟

20:53.200 --> 20:55.060
عذرخواهی بابت رفتارت؟

20:55.630 --> 20:58.150
"تو هیچ‌وقت عذرخواهی نمی‌کنی "نیک
فقط عمل می‌کنی

20:58.150 --> 21:01.360
دیگه تحمل ندارم . به اندازه کافی از دستت کشیدیم

21:02.780 --> 21:05.860
نگاهش کن . بالاخره صاحبِ

21:05.860 --> 21:08.740
تنها چیزی شدی که می‌تونه نابودت کنه

21:10.150 --> 21:12.580
چه حسی داره؟ -
معرکه ـست -

21:25.520 --> 21:26.770
پس همینه

21:26.790 --> 21:30.750
کلاوس عوضی دیوصفت پاشو از گلیمش درازتر کرده

21:30.810 --> 21:32.510
و باید مجازات بشه

21:32.510 --> 21:35.210
اونم توسط خواهر خودش

21:35.220 --> 21:37.300
چقدر این ماجرا شبیه داستان‌های توی کتاب مقدس ـه

21:39.080 --> 21:40.600
ضمناً تو مارسل

21:40.600 --> 21:43.490
اینجوری می‌خوای بهم ضربه بزنی؟

21:43.490 --> 21:47.230
برای نابود کردن دشمنت روش‌های
درست و حساب‌تری یادت داده بودم

21:47.420 --> 21:53.060
به خیالت با این چهار نفر می‌تونی منو شکست بدی؟

21:53.770 --> 21:57.930
نه ولی فکر کنم با این بتونم

22:33.170 --> 22:34.450
..."سِلِست"

22:37.810 --> 22:39.050
منو ببخش

22:39.780 --> 22:40.990
متأسفم

22:43.790 --> 22:45.580
تا حد مرگ مبارزه می‌کنیم

22:46.070 --> 22:48.800
هشت ، هفت ، شش ، پنج

22:48.800 --> 22:51.070
چهار ، سه ، دو

22:58.890 --> 23:00.140
همین بود؟

23:01.240 --> 23:04.370
قَدرترین مرد "نيو اورلانز" همین بود؟

23:08.970 --> 23:12.180
برادر ، خواهش می‌کنم . این‌کار واقعاً احمقانه‌ست

23:12.180 --> 23:13.790
اینکه در چند هفته‌ی اخیر دو جین

23:13.790 --> 23:15.520
آدمو به قتل رسوندی کافی نیست؟

23:15.520 --> 23:16.060
...راستش

23:16.060 --> 23:17.710
خبر روی هم جمع شدن اجساد در یک شهر

23:17.720 --> 23:18.950
مطمئناً از اقیانوس‌ها می‌گذره
و به گوش همه میرسه

23:18.950 --> 23:21.140
دلت می‌خواد پدرمون بیاد سراغمون؟

23:21.140 --> 23:22.690
آروم باش برادر

23:22.690 --> 23:24.590
چُو انداختم جادوگرا برای اجرای مراسم مذهبی‌شون

23:24.590 --> 23:28.210
دست به آدمکُشی زدند

23:29.010 --> 23:30.360
چی‌کار کردی؟

23:31.280 --> 23:33.540
فراموش کردی "سِلِست" هم
از همین قُماشی هستش که

23:33.540 --> 23:35.790
جنابعالی با بی‌ملاحظگی متهم‌شون کردی؟

23:35.790 --> 23:37.090
سِلِست" کیه دیگه؟"

23:37.250 --> 23:39.620
آره . همون جادوگری که تو باهاش ریختی رو هم

23:39.620 --> 23:40.340
نترس بابا

23:40.340 --> 23:42.000
توی محله از این هرزه دوزاری‌ها ریخته

23:42.000 --> 23:44.280
همینجوری زیر دست و پا ریختن

23:51.200 --> 23:54.490
به دخترِ علاقه داری . مایه‌ی تأسفه

23:54.490 --> 23:57.920
شنیدم همین الان که ما گرم صحبت هستیم
دارند دخل تمام جادوگرای شهر رو میارند

24:05.220 --> 24:06.970
آلایژا؟

24:06.970 --> 24:10.030
نیکلاوس ، می‌کشمت ای حرومزاده

24:10.940 --> 24:12.320
آلایژا؟

24:27.200 --> 24:28.710
سلام علیکم

24:33.330 --> 24:35.510
بهتره این نمایش مسخره رو تمومش کنیم

24:38.050 --> 24:40.980
"خون‌آشام‌های "نيو اورلانز

24:41.830 --> 24:46.660
به یاد دارید که من یک اصیل هستم . یک دورگه

24:46.660 --> 24:48.750
و کُشته نخواهم شد

24:49.110 --> 24:52.480
ابدیت مدت بسیار زیادی طول می‌کشه

24:53.010 --> 24:57.680
به نظرتون تا کِی حکومت دستِ مارسل می‌مونه؟

24:58.890 --> 25:05.000
اگر یکی از شماها منو آزاد بکنه

25:05.000 --> 25:09.610
چون میدونه من تا ابد مدیونش میشم چی؟

25:10.420 --> 25:15.790
خدا به دادِ اونایی که جرأت کردند
و منو دور زدند برسه

25:15.790 --> 25:17.270
بهتون اطمینان میدم

25:17.880 --> 25:22.480
آخر و عاقبتتون تماشایی خواهد بود

25:24.490 --> 25:26.210
این ترفند رو

25:27.220 --> 25:29.090
از یه دوست قدیمی یاد گرفتم

25:31.210 --> 25:36.290
هر کسی که این سکه رو برداره

25:37.010 --> 25:38.510
جون سالم به‌در می‌بره

25:42.160 --> 25:44.200
خب ، کدوم یک از شما پدرسوخته‌های ناقلا

25:44.200 --> 25:45.400
به من ملحق میشه؟

25:45.400 --> 25:47.200
هر کسی که این سکه رو می‌خواد

25:47.440 --> 25:49.390
و می‌خواد با کلاوس متحد بشه

25:50.140 --> 25:51.450
همین الان برش‌داره

25:52.220 --> 25:56.240
زود باشید . تصمیمش با خودتونه

26:06.810 --> 26:08.020
بگیریدش

27:28.150 --> 27:31.370
مارسل ، بیا کارمو بساز

27:31.370 --> 27:32.640
نه

27:34.880 --> 27:37.170
سکه رو بردار -
چی گفتی؟ -

27:38.200 --> 27:39.540
تا موقعی که دخل همه رو نیاره ول نمی‌کنه

27:39.540 --> 27:40.830
قطعاً تو رو هم می‌کشه

27:40.830 --> 27:44.010
تمومش کن . سکه رو بردار

27:56.580 --> 27:58.230
کافیه

28:17.140 --> 28:19.470
به به و به به

28:20.660 --> 28:22.090
مارسل کبیر

28:22.090 --> 28:25.210
کسی که خودشو پادشاهِ "نيو اورلانز" میدونه

28:25.210 --> 28:27.270
جلوی من زانوی زده

28:27.870 --> 28:29.160
بفرما

28:30.210 --> 28:32.710
بدین وسیله وفاداری خودم
نسبت به تو رو اعلام می‌کنم

28:34.940 --> 28:36.830
حکومت من کاملاً در اختیارِ تو هستش

28:39.650 --> 28:40.980
مالِ خودته

28:57.440 --> 28:59.360
داشتم میرفتم خونه که

28:59.720 --> 29:01.380
دیدم یهو اومدی اینجا

29:02.580 --> 29:04.290
میدونستم دقیقاً کجا باید پیدات کنم

29:04.290 --> 29:05.830
دیگه شورشو درآوردن

29:05.970 --> 29:07.550
این هفته دومین‌باره

29:07.550 --> 29:08.850
سومین‌بار

29:09.370 --> 29:11.520
آخه پریروز من نوشته رو پاک کردم

29:11.520 --> 29:13.970
این‌کار بی‌فایده‌ست
بازم میان همینا رو می‌نویسند

29:14.390 --> 29:16.090
اهالی شهر برای کنار اومدن
با این قضیه احتیاج به زمان دارن

29:17.030 --> 29:19.060
شان" آدمای بی‌گناهی رو کُشت"

29:19.530 --> 29:21.940
عمراً کسی به این زودیا این قضیه رو فراموش کنه

29:23.850 --> 29:25.120
...فکر کنم

29:26.210 --> 29:28.350
فکر کنم منم دارم مثلِ "شان" دیوونه میشم

29:29.870 --> 29:32.120
اینو توی جیبم پیدا کردم

29:34.730 --> 29:36.070
این خط‌ها

29:36.610 --> 29:38.100
من و "شان" وقتی بچه بودیم

29:38.100 --> 29:39.900
ازشون به عنوان کلمه‌ی رمز استفاده می‌کردیم

29:40.680 --> 29:43.010
ولی اصلاً یادم نمیاد اینو کِشیده باشم

29:43.920 --> 29:47.070
یه جای کار میلنگه امّا من نمی‌تونم سر دربیارم کجاش

29:47.220 --> 29:49.750
بیا بغلم

29:54.390 --> 29:58.970
شاید بهتر باشه یه مدتی از شهر بری

30:01.440 --> 30:03.510
تا یه‌کم فکرت رو آزاد کنی

30:04.120 --> 30:05.650
من با رئیس دانشکده‌ت آشنا هستم

30:06.300 --> 30:08.130
میشه ارائه‌ی پایان‌نامه‌ـت رو چند وقتی عقب بندازی

30:08.130 --> 30:09.470
نمی‌تونم

30:10.880 --> 30:12.610
این یه معنایی داره

30:12.800 --> 30:14.260
فقط  سر درنمیارم که چیه

30:14.260 --> 30:16.290
قرار نیست همه چیز معنی داشته باشن که

30:17.050 --> 30:19.440
گاهی اوقات باید بیخیال بشی

30:20.040 --> 30:21.740
بهتره از "نيو اورلانز" بری

30:21.930 --> 30:24.000
این شهر مناسب همه‌‌ی آدما نیست

30:24.590 --> 30:25.820
خواهش می‌کنم

30:31.380 --> 30:33.240
مطمئئم سوالاتی برات پیش اومده

30:33.240 --> 30:35.030
آره . یه هزارتایی سوال دارم

30:35.030 --> 30:36.180
مثلاً جنابعالی کی هستی؟

30:36.180 --> 30:38.020
چرا دنبال من راه افتادی؟

30:38.350 --> 30:39.540
بقیه اهالی اینجا کدوم گوری هستن؟

30:39.540 --> 30:41.360
و اگر آدمای توی این کتاب

30:41.360 --> 30:43.710
واقعاً فامیل من هستن
چه بلایی سرشون اومده؟

30:43.710 --> 30:45.140
ایو" هستم"

30:45.270 --> 30:46.680
تو رو تعقیب می‌کنم چون پایِ

30:46.680 --> 30:48.450
یک اصیل رو به روستای گرگینه‌ها باز کردی

30:48.450 --> 30:50.530
ضمناً دلیل جیم شدن اهالی روستا

30:50.530 --> 30:52.240
میشه گفت همینه

30:52.240 --> 30:53.350
اگر دلت می‌خواد بدونی چه بلایی

30:53.350 --> 30:55.580
سر افراد توی اون شجره‌نامه اومده

30:55.860 --> 30:58.180
خلاصه و مفید بهت بگم

30:58.490 --> 31:00.120
بلای مارسل سرشون نازل شده

31:00.120 --> 31:01.540
اون چی‌کار کرده؟

31:01.630 --> 31:03.220
اکثرشون رو کُشته

31:04.210 --> 31:06.630
بعدها هم برای نوادگان اونایی که

31:06.630 --> 31:10.050
تونستن از مُردن قسر در برن
یه ارتش جادوگر رو به خدمت گرفت

31:10.050 --> 31:12.080
تا اونا رو نفرین کنند

31:12.140 --> 31:13.700
چه جور نفرینی؟

31:14.190 --> 31:17.200
گونه اونا رو کاملاً تغییر داد

31:17.510 --> 31:20.530
به این ترتیب که طبیعت اصلی‌شون گرگینه بودن باشه

31:20.530 --> 31:23.180
اونا فقط موقع قمر کامل به شکل انسان درمیان

31:24.530 --> 31:26.490
ما توسط نشانه‌ای که روی بدنمون هست شکار میشیم

31:26.490 --> 31:28.530
هلال ماه‌گرفتگی مادرزادی

31:29.320 --> 31:31.000
واسه همین از شرّ هلال خودم خلاص شدم

31:31.350 --> 31:33.250
نمی‌خواستم گیرم بیارند

31:33.750 --> 31:35.130
شب بخیر

31:38.790 --> 31:41.610
گمونم یه چیزی دستِ منه که

31:41.610 --> 31:43.700
به شما تعلق داره

31:43.700 --> 31:48.040
آلایژا ، این قضیه رو بسپارش به من . حالت خوبه؟

31:48.150 --> 31:49.820
جراحتم خوب شده . تب هم ندارم

31:49.820 --> 31:52.660
ولی بنا به دلیل غریبی

31:53.500 --> 31:57.270
درد شدیدی توی کمرم احساس می‌کنم

31:59.320 --> 32:02.970
باید ببرمش خونه ولی حتماً برمیگردم ، باشه؟

32:03.440 --> 32:04.850
باید چیزای بیشتری بهم بگی

32:04.850 --> 32:06.850
روی اون علامت رو بپوشون

32:12.880 --> 32:14.170
چی شد؟

32:18.970 --> 32:21.180
یکی از اعضای خانواده‌م رو دیدم

33:01.030 --> 33:03.050
داری به نتیجه‌ی کارِت نگاه می‌کنی؟

33:04.520 --> 33:06.000
ببین ، اگر قصد کُشتنِ منو داری

33:06.000 --> 33:07.520
بیا خلاصم کن

33:07.520 --> 33:09.020
چرا باید بکشمت؟

33:09.880 --> 33:11.430
تو سکه رو برداشتی

33:11.770 --> 33:14.020
مارسل ، در مبارزه قوانین خاصی وجود داره

33:14.020 --> 33:15.830
بدون این قوانین هرج و مرج حاکم میشه

33:17.000 --> 33:18.720
با اینحال تمایل دارم راجع به

33:18.720 --> 33:21.000
محل زندگی ـت صحبت کنم

33:21.000 --> 33:23.940
مثلاً محله‌‌هایی که در اون ساکن هستی

33:24.560 --> 33:26.730
فکر کنم در گذشته اینا مالِ من بودند

33:27.120 --> 33:29.590
کل محله رو می‌خوای؟ باشه . مال خودت

33:29.590 --> 33:32.230
برام مهم نیست اگه بازم منو آواره‌ی خیابونا کنی

33:33.590 --> 33:35.300
ولی بذار یه نکته رو راحت بهت بگم

33:35.500 --> 33:37.110
...تو هیچ‌وقت اینو بدست نمیاری

33:39.340 --> 33:40.680
وفاداری

33:41.260 --> 33:43.640
چون نه خریدنی ـه و نه میشه صاحبش شد

33:43.640 --> 33:44.820
نمیشه کسی رو مجبور به وفادار بودن کرد

33:44.820 --> 33:47.460
وفاداری نتیجه‌ی احترام و علاقه‌ی

33:47.460 --> 33:49.520
افرادیِ که بهت صمیمانه باور دارند

33:52.380 --> 33:55.040
نیکلاوس مایکلسون ، تو چیزای زیادی یادم دادی

33:55.040 --> 33:57.050
ولی این یه مورد رو خودم یاد گرفتم

33:57.960 --> 34:00.880
وفاداری چیزیِ که تو هرگز درکش نمی‌کنی

34:05.830 --> 34:07.550
از پادشاهی ـت لذّت ببر

34:40.030 --> 34:41.760
ممنون رسوندیم خونه

34:42.880 --> 34:45.410
یه ماجراجوییِ کوتاه و ناجور بود . موافق نیستی؟

34:46.760 --> 34:47.960
بابت اینکه می‌خواستم بهت صدمه بزنم عذر می‌خوام

34:47.960 --> 34:49.800
کاملاً غیرعمدی بود

34:51.270 --> 34:52.630
آلایژا

34:53.140 --> 34:54.590
بگو چه بلایی سر "سِلِست" اومد

34:54.590 --> 34:55.320
مهم نیست

34:55.360 --> 34:56.310
اتفاقاً مهمه

34:57.040 --> 34:58.260
هزار سال خاطره داری

34:58.260 --> 35:00.270
اون‌وقت موقعی که تب داری
باید اینو یادت بیاد؟

35:02.020 --> 35:05.040
می‌خوام بدونم . نشونم بده

35:54.000 --> 35:57.680
برای جادوگر بودن زمانه‌ی
خطرناک و مرگ‌آوری بود

35:58.500 --> 36:00.160
البته به لطف برادر عزیز خودم اینطور بود

36:01.870 --> 36:03.160
اون به‌خاطر کلاوس کُشته شد؟

36:03.160 --> 36:04.270
به‌خاطر من کُشته شد

36:06.460 --> 36:08.120
چون از صمیم قلب بهش علاقه داشتم

36:09.770 --> 36:12.660
من از برادرم غفلت کردم

36:12.730 --> 36:15.860
زمانی که "سِلِست" تمام لحظاتمو از آن خودش کرده بود
افسار کلاوس رو رها کردم

36:16.380 --> 36:18.640
به‌خاطر خوشبحتی خودم اونو به امان خدا ول کرده بودم

36:21.350 --> 36:22.590
و "سِلِست" هم بهای این‌کارمو پرداخت

36:22.830 --> 36:27.530
متوجه نمیشم . برای چی اینجا هستیم؟

36:28.320 --> 36:30.690
وقتی تابلوئه برادرت از دست رفته

36:30.690 --> 36:33.270
برای چی می‌خوای خانواده‌ت رو دور هم جمع کنی؟

36:33.570 --> 36:35.200
از نظر من "از دست رفته" یعنی

36:35.200 --> 36:38.000
هنوزم جا برای درست کردن و اصلاحش هست

36:38.760 --> 36:40.490
من یک عمر بی‌پایان برای

36:40.490 --> 36:42.950
به انجام رسوندن یک کار دارم...رستگاریِ برادرم

36:42.950 --> 36:44.610
اگه از این وظیفه‌ام سر باز بزنم خودت بگو

36:44.610 --> 36:48.460
...چه ارزشی برای خانواده‌ام ، خودم

36:51.500 --> 36:52.530
یا بچه‌ی تو دارم؟

36:58.830 --> 37:01.240
"خواهش می‌کنم نکن "هِیلی

37:02.160 --> 37:03.470
خودت دیدی نتیجه‌ی این‌کار چیه

37:39.340 --> 37:41.210
آلایژا به خونه برگشته
و فقط یک خنجر وجود داره

37:42.070 --> 37:43.910
امروز کدوم‌مون قراره تقاص پس بده؟

37:44.250 --> 37:45.660
برای انتخاب از بین شماها بازیِ

37:46.450 --> 37:50.520
آن مان نَوارا دو دو اسکاچی"
آنا مانا کَلاچی" مد نظر داشتم

37:51.060 --> 37:54.810
تو بهم خیانت کردی...خواهر خودم

37:54.890 --> 37:56.440
نیکلاوس ، جرأت نداری

37:56.500 --> 37:58.990
خب ، شایدم باید تو رو انتخاب کنم داداش

37:59.130 --> 38:01.750
هر لحظه‌ با زبون‌بازی و

38:01.750 --> 38:03.530
محبتی که "هِیلی" نشون میدی
بچه‌ی منو ازم دور می‌کنی

38:03.530 --> 38:04.890
این قضیه هیچ ربطی به "هِیلی" نداره

38:04.890 --> 38:06.700
اتفاقاً خیلی هم به اون ربط داره

38:08.990 --> 38:11.870
از لحظه‌ای که سر و کله‌ش پیدا شد تو رو می‌پرستید

38:13.200 --> 38:16.230
و حالا فرزند من...بچه‌ای که از خون منه

38:16.240 --> 38:18.100
قراره تو رو پدر صدا بزنه

38:20.150 --> 38:21.180
موضوع اینه؟

38:21.520 --> 38:24.840
یک‌بار دیگه ترس برت‌داشته که
قراره تنها و جدا از ما بیوفتی؟

38:25.990 --> 38:27.210
از گذشته هیچی درس نگرفتی؟

38:27.210 --> 38:28.880
نیک" ، این ما نیستیم که تو رو تنها میذاریم"

38:28.880 --> 38:30.050
تویی که ما رو از خودت میرونی

38:33.310 --> 38:34.300
پس اینطوریاست؟

38:37.600 --> 38:40.650
تازگیا جز همکاری با شماها
مگه کار دیگه‌ای هم کردم؟

38:41.170 --> 38:43.480
داداش جون ، من که برای قضیه‌ی جبران خنجر زدنت

38:44.190 --> 38:45.660
و نقشه‌ی مهم‌مون برای پس گرفتن خونه‌مون

38:45.860 --> 38:48.550
گوش به فرمانت بودم و جلوت تعظیم کردم

38:48.900 --> 38:50.500
خودت چی خواهر جون؟

38:51.020 --> 38:53.520
در حالیکه دوباره همون اشتباه
همیشگی رو با مارسل تکرار می‌کردی

38:53.520 --> 38:56.150
یک‌بار دیگه عاشق مردی شدی که نباید باهاش باشی

38:56.430 --> 38:59.290
اونم وقتی که اون مرتیکه امپراطوری
که ما ساختیم رو کنترل می‌کنه

38:59.290 --> 39:01.420
حکومتی که اون از چنگمون درآورده

39:04.330 --> 39:08.380
من برای گناهان گذشته‌ام بهانه‌ای نمی‌تراشم

39:08.780 --> 39:11.190
ولی زمانی که شما دو نفر

39:11.300 --> 39:15.310
می‌تونستید کنارم باشید و بهم اعتقاد داشته باشید

39:17.420 --> 39:20.540
و باور کنید نیتم برای کمک
به بچه‌ی خودم پاک و خالصه

39:22.300 --> 39:24.280
ترجیح دادید علیه من جبهه بگیرید

39:24.950 --> 39:27.030
و طرف دشمنم رو بگیرید

39:33.150 --> 39:34.870
می‌خواستم خونه‌‌مون رو پس بگیرم

39:36.430 --> 39:37.760
که حالا گرفتم

39:38.550 --> 39:40.220
واسه همین دیگه میرم اونجا زندگی کنم

39:40.710 --> 39:42.030
شما دو نفر هم

39:44.520 --> 39:49.280
همینجا بمونید و بپوسید

40:15.890 --> 40:17.330
تو با من میای گرگینه کوچولو

40:17.700 --> 40:19.350
اصلاً چرا باید همراهت بیام؟

40:19.820 --> 40:21.480
چون "هِیلی" ، بچه‌ای که در شکمِ توئه

40:21.490 --> 40:23.670
تنها چیزیِ که توی این دنیا برام مهمه

40:24.190 --> 40:26.750
الانم می‌تونی در برابرم مقاوت کنی
ولی مطمئاً می‌بازی

40:30.290 --> 40:31.830
درست مثلِ هر کس دیگه‌ای که سعی کنه

40:31.830 --> 40:33.380
نذاره تو سوار این ماشین بشی

40:55.950 --> 40:58.770
معنی یادداشت رو فهمیدم

40:59.390 --> 41:01.750
داشتم بهش فکر می‌کردم از دست دادن زمان

41:01.750 --> 41:03.170
گیج  و مبهم شدن افکارم

41:03.300 --> 41:05.270
خیال می‌کردم حتماً دارم مثلِ "شان" دیوونه میشم

41:05.940 --> 41:08.030
ولی بعدش به ذهنم رسید "اگه یه جایی

41:08.030 --> 41:12.020
در ناخودآگاهم داشتم سعی می‌کردم
"به خودم یه پیغام بفرستم چی؟

41:15.510 --> 41:16.500
همینطورم بود

41:22.590 --> 41:26.270
اینو توی آرشیو روزنامه‌ی
پیکایون" سال 1919 پیدا کردم"

41:30.800 --> 41:32.360
این عکس رو ببین

41:37.410 --> 41:40.190
من این مردا رو می‌شناسم

41:42.590 --> 41:43.760
جفتشون رو می‌شناسم

41:47.000 --> 41:48.000
مترجمین : نوشین و سعیده

41:49.000 --> 42:26.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
