WEBVTT

00:01.000 --> 00:02.000
پيش از اين در
"The Originals"

00:02.438 --> 00:05.368
من و برادرانم اولين خون‌آشام‌ها هستيم

00:05.369 --> 00:07.854
در کلّ تاريخ...اصيل‌ها

00:07.855 --> 00:11.274
300سال پيش ما در ساختن "نيو اورلانز" کمک کرديم

00:11.275 --> 00:14.193
حالا که ما برگشتيم مي‌بينيم که شهر يک پادشاه جديد داره

00:14.194 --> 00:16.829
کسي که با کمک يک دختر قدرتمند فرمانروايي مي‌کنه

00:16.830 --> 00:19.615
آنها برادر من آلايژا رو تحت تصرّف گرفتند

00:19.616 --> 00:22.285
يک گروه جادوگر اون دختر رو براي خودشون مي‌خوان

00:22.286 --> 00:24.070
اونها به دنبال اين هستن که از کمک من استفاده کنن

00:24.071 --> 00:26.539
از طريق واسطه قرار دادن بچّه ـم که هنوز متولّد نشده

00:26.540 --> 00:28.791
با اين وجود من شک دارم که اونها
هدف‌هاي بعدي هم داشته باشند

00:32.046 --> 00:35.747
پس من براي خودم نقشه‌اي کشيدم

00:35.749 --> 00:39.001
من برادرم رو آزاد مي‌کنم و شهر رو
براي خانواده‌ي خودم نجات ميدم

00:39.002 --> 00:41.219
اون‌وقت من پادشاه ميشم

00:42.200 --> 00:43.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:44.200 --> 00:45.200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:51.230 --> 00:53.215
در طول مدّت زندگيم

00:53.216 --> 00:55.935
با عدّه‌ي بسيار زيادي از آدم‌ها
مواجه شدم که به‌طور قطعي

00:55.936 --> 00:58.570
درباره‌ي خوب و بد حرف ميزدند

01:01.691 --> 01:04.409
اين اصطلاحات هيچ معنايي ندارند

01:07.330 --> 01:11.117
مردم کاري رو مي‌کنن که
توش بيشترين نفع براشون باشه

01:11.118 --> 01:13.635
بدون توجّه به اينکه چه کسي آسيب مي‌بينه

01:15.438 --> 01:19.074
آيا اين بده که کسي چيزي رو
که مي‌خواد بدست بياره

01:19.075 --> 01:22.345
که گرسنگيش رو برطرف کنه حتّي اگه

01:22.346 --> 01:24.430
اين‌کار باعث عذاب فرد ديگه‌اي بشه؟

01:24.431 --> 01:26.466
اون چيزي که بعضيا اسمش رو کار بد ميزارن

01:26.467 --> 01:28.768
من معتقدم که يه پاسخ مناسبه

01:28.769 --> 01:32.254
به يه جهان خشن و بي‌عدالت

01:32.255 --> 01:33.940
بهتون برنخوره امّا من هنوز نميدونم که

01:33.941 --> 01:36.141
چرا شما منو دعوت کردين اينجا

01:37.360 --> 01:39.245
چون از مصاحبت باهات لذّت مي‌برم

01:39.246 --> 01:41.047
و من احساس مي‌کنم که تو ظرفيتِ

01:41.048 --> 01:45.034
درک کردن کسي به پيچيدگي من رو داري

01:45.035 --> 01:47.320
"ميدوني ، من برگشتم به "نيو اورلانز

01:47.321 --> 01:50.272
که به تهديدي که برعليه من
شکل گرفته بود رسيدگي کنم

01:50.273 --> 01:52.441
امّا چيزي که پيدا کردم يه زن جوون

01:52.442 --> 01:55.044
و حامله بود که به محافظت نياز داشت

01:55.045 --> 01:56.629
برادر من همون که هميشه کار خوب مي‌کنه

01:56.630 --> 01:59.114
سعي کرد کاري کنه که باعث بشه
من به اون دختر کمک کنم

01:59.115 --> 02:00.716
اون فکر کرد که اين‌کار باعث رهايي من ميشه

02:00.717 --> 02:02.618
مشکل اينجاست که از اون‌موقع من متوجّه حضورِ

02:02.619 --> 02:06.506
يه زن جوون ديگه شدم
در واقع يه دختر

02:06.507 --> 02:09.192
کسي با پتانسيل خيلي بالا

02:09.193 --> 02:13.629
که توسّط يه آدم ستمگر به اسارت گرفته شده

02:13.630 --> 02:16.232
من مي‌خوام به هردوي اين زن‌ها کمک کنم

02:16.233 --> 02:19.485
از يکي محافظت کنم و اون يکي رو آزاد کنم

02:19.486 --> 02:23.972
"پس بهم بگو "کمي

02:23.974 --> 02:26.826
آيا اين‌کار به نظر تو بد مياد؟

02:26.827 --> 02:29.362
من به کار بد به عنوان يک عيب اعتقاد ندارم

02:29.363 --> 02:32.481
من فکر مي‌کنم تو روابط شخصي ناپايداري داري

02:32.482 --> 02:34.650
جنون ناشي از اضطراب داري

02:34.651 --> 02:36.819
مشکلات عصبي مزمن
و ترس از رها شدن هم داري

02:36.820 --> 02:42.819
من فکر مي‌کنم که اگر با يه آدم متخصّص حرف بزني خيلي به نفعته

02:43.159 --> 02:46.996
فکر کنم ترجيح ميدم که با تو حرف بزنم

02:46.997 --> 02:50.098
پس مي‌خوام بهت يه پيشنهاد کاري بکنم

02:50.100 --> 02:53.352
به عنوان تندنويس من

02:53.353 --> 02:55.354
خب ، حالا چي قراره بنويسيم؟

02:55.355 --> 02:58.024
مسلّماً شرح حال من

02:58.025 --> 03:00.193
يکي بايد داستان منو بدونه

03:00.194 --> 03:01.777
و اين‌کار به ما فرصت کافي رو ميده که

03:01.778 --> 03:03.679
درباره‌ي بقيه‌ي موضوعات مرتبط هم صحبت کنيم

03:03.680 --> 03:06.348
مثلاً اون عاشق خوشتيپ تو مارسل

03:06.349 --> 03:07.899
...معذرت مي‌خوام ، زندگي خصوصي من

03:07.901 --> 03:10.236
زندگي خصوصي تو اينطور که مشخّصه

03:10.237 --> 03:12.238
براي نقشه‌هاي من ضروريه

03:12.239 --> 03:14.874
ببين ، مارسل تو رو مي‌خواد

03:14.875 --> 03:16.642
و به همين خاطر به تو اعتماد مي‌کنه

03:16.643 --> 03:19.579
که براي من خيلي سودمنده

03:19.580 --> 03:22.048
مسئله اينجاست که محلّه‌ي فرانسوي‌ها

03:22.049 --> 03:24.050
در شرف جنگه

03:24.051 --> 03:27.236
يه طرف قضيه منم و

03:27.237 --> 03:31.557
اونطرف مارسل با همراهي
يه جادوگر فوق‌العاده قدرتمند

03:31.558 --> 03:33.509
و يک ارتش از خون‌آشام‌ها

03:33.510 --> 03:36.429
چي؟

03:36.430 --> 03:38.598
تو ترسيدي

03:38.599 --> 03:40.315
نترس

03:48.574 --> 03:51.327
من ديگه نمي‌ترسم

03:51.328 --> 03:52.995
...اين عاليه . چطوري تونستي

03:52.996 --> 03:54.614
به اين‌کار ميگن نفوذ ذهني

03:54.615 --> 03:56.282
اين يکي از حقّه‌هاي تميز خون‌آشاميه

03:56.283 --> 03:58.501
که برات ميگم

03:58.502 --> 04:03.889
امّا اول بيا يه‌کم بيشتر در مورد مارسل صحبت کنيم

04:07.400 --> 04:11.000
"The Originals"
فصل 1
"قسمت 4 : دختري در "نيو اورلانز

04:11.047 --> 04:12.282
جهنده‌ي خونخوار

04:12.783 --> 04:15.051
مثل سوسکيه که کت و شلوار پوشيده

04:15.052 --> 04:18.253
ديگه مهم نيست . به‌هرحال وقتشه که
آلايژاي پير رو تحويل کلاوس بديم

04:18.254 --> 04:20.940
تو از من خواسته بودي که بفهمم
چطوري ميشه اصيل‌ها رو کشت

04:20.941 --> 04:22.141
من هنوز کارم تموم نشده

04:22.142 --> 04:23.809
خنجر نقره به اونا آسيب ميزنه

04:23.810 --> 04:25.427
امّا فقط آسيب

04:25.428 --> 04:27.947
دِوينا" ، قبلاً راجع بهش حرف زده بوديم"

04:27.948 --> 04:30.933
کلاوس جون منو نجات داده و من بهش مديونم

04:30.934 --> 04:32.601
...حالا که اون برادرشو مي‌خواد

04:32.602 --> 04:35.371
امشب فستيوال سالانه‌ي موسيقي خياباني
پسر ارشد پادشاه فرانسه‌ست

04:35.372 --> 04:37.573
من مي‌خوام برم

04:37.574 --> 04:39.325
خواهش مي‌کنم

04:39.326 --> 04:40.609
تمام هدف اينکه تو اينجايي

04:40.610 --> 04:42.444
اينه که هيچ‌وقت سر و کلّت بيرون پيدا نشه

04:42.445 --> 04:44.380
ميدوني که وسط فستيوال
سر و کلّه‌ي کي ممکنه پيدا بشه

04:44.381 --> 04:46.799
سوفي دِوِرو"...همون جادوگر رو مخ"

04:46.800 --> 04:49.118
و ميدوني که اگه جادوگرا دستشون
به تو برسه چه بلايي سرت ميارن

04:49.119 --> 04:50.636
امّا تو که جادوگرا رو کنترل مي‌کني

04:50.637 --> 04:51.954
يه کاري کن بره گم بشه

04:51.955 --> 04:53.389
مارسل ، فقط يه شبه

04:53.390 --> 04:55.006
گفتم که نه

04:57.343 --> 04:59.261
من هر کاري که تو بگي مي‌کنم

04:59.262 --> 05:03.649
امّا بعضي وقتا فکر مي‌کنم فراموش مي‌کني
که چه کارايي مي‌تونم بکنم

05:03.650 --> 05:06.986
ميدوني مي‌تونم يه کاري کنم
که خون يه نفر به جوش بياد؟

05:06.987 --> 05:09.020
تنها کاري که لازمه بکنم تمرکزه

05:27.840 --> 05:31.377
باشه . به توافق ميرسيم ، باشه؟

05:31.378 --> 05:33.495
تنها بيرون رفتنت خيلي خطرناکه

05:33.496 --> 05:36.015
امّا من تو رو به يکي از دوستام
که اونجاست معرفي مي‌کنم

05:36.016 --> 05:37.767
خيلي خب؟ يه خانم خوبه

05:37.768 --> 05:39.769
شما 2تا باهم مي‌ترکونين

05:47.560 --> 05:49.561
"سلام "کمي

05:51.981 --> 05:54.533
چطوريه که الان وقتي مياي سراغ من

05:54.534 --> 05:55.901
و کس ديگه‌اي اين اطراف نيست

05:55.902 --> 05:58.154
من يهو يادم مياد که بهم گفتي

05:58.155 --> 06:00.740
که يه خون‌آشامي و داري ذهن منو کنترل مي‌کني

06:00.741 --> 06:02.575
و وقتي که ميري و من دوباره فکر مي‌کنم

06:02.576 --> 06:04.693
فقط يه پسر جذّابي

06:04.694 --> 06:06.011
با يه لهجه‌ي ناز و پول زيادي که

06:06.012 --> 06:07.863
که مي‌خواي واسه سرگذشت درهم برهمت بسوزوني؟

06:07.864 --> 06:10.216
خب ، نفوذ ذهني همينجوري کار مي‌کنه ديگه عشقم

06:10.217 --> 06:11.884
آره اما چه اتّفاقي داره ميفته؟

06:11.885 --> 06:14.303
اين هيپنوتيزمه؟ نوروناي مغزم يه‌جوري از کار ميفتن؟

06:14.304 --> 06:16.972
تو هميشه دانشجوي کنجکاوي بودي

06:16.973 --> 06:20.092
بيا درباره‌ي مارسل حرف بزنيم

06:20.093 --> 06:24.046
گفته بودي که مقداري اطلاعات داري که بهم بدي

06:24.047 --> 06:26.682
اون امشب داره يه نفر رو مياره به فستيوال موسيقي

06:26.683 --> 06:28.150
يه دختري که داره بهش آموزش ميده

06:28.151 --> 06:29.769
ظاهراً اون دختر داره شرايط سختي رو مي‌گذرونه

06:29.770 --> 06:31.454
در مقابل قوانين ياغي‌گري مي‌کنه
مشکلات عصبي داره

06:31.455 --> 06:32.772
از همين چيزا

06:32.773 --> 06:34.056
من فکر مي‌کنم که با توجّه به مدرک روانشناسيم

06:34.057 --> 06:35.324
اون فکر کرده که من مي‌تونم دختره رو درستش کنم

06:35.325 --> 06:36.725
امّا من گفتم نه

06:36.726 --> 06:37.977
من مي‌خوام ازت بخوام و پافشاري کنم

06:37.978 --> 06:40.528
که جوابت رو به بله تغيير بدي

06:43.616 --> 06:47.368
تو مي‌خواي منو مجبور به اين‌کار کني ، مگه نه؟

06:47.370 --> 06:51.624
پس چرا وقتتو براي مؤدّب بودن هدر ميدي؟

06:51.625 --> 06:53.758
چون ازت خوشم مياد

06:56.411 --> 06:59.748
خوشم مياد که مغزت اينجوري کار مي‌کنه

06:59.749 --> 07:01.183
تحت شرايط متفاوت

07:01.184 --> 07:04.136
فکر مي‌کنم که مي‌تونيم دوست هم باشيم

07:04.137 --> 07:07.923
امّا شرايط اينم ندارم که

07:07.924 --> 07:11.260
بخوام فرصت امشب رو از دست بدم

07:11.261 --> 07:13.863
"ببين ، علاوه بر اينکه اين دختره "دِوينا

07:13.864 --> 07:15.364
سلاح مخفيانه و قوي مارسل‌ـه

07:15.365 --> 07:20.703
برادر منم به اسارت گرفته

07:20.704 --> 07:23.255
به عبارت ديگه

07:23.256 --> 07:25.374
اين دختره به کمک تو نياز داره

07:25.375 --> 07:27.042
به مارسل زنگ بزن

07:27.043 --> 07:29.961
بهش بگو که خوشحال ميشي
و اين لطفو در حقش مي‌کني

07:32.447 --> 07:34.800
گفتم که "اگنس" . حالم خيلي خوبه

07:34.801 --> 07:37.470
موقع چکاپ ـته

07:37.471 --> 07:40.990
چي‌کار قراره بکنم؟
يهو بپرم وسط محلّه واسه شنيدن يه آهنگ بلند؟

07:40.991 --> 07:43.893
يه گرگينه‌ي حامله که يه جادوگر همراهي‌ـش مي‌کنه؟

07:43.894 --> 07:45.361
اصلاً هم مشکوک نيست

07:45.362 --> 07:47.295
خيلي از زنا از خداشونه که بچّه داشته باشن

07:47.297 --> 07:50.098
باعث تعجّب منه که بهتر از اينا
از مال خودت مواظبت نمي‌کني

07:52.351 --> 07:56.522
من يه دکتر دم رودخونه سراغ دارم
که خارج از جاده‌ي اصليه

07:56.523 --> 07:58.858
حالا من به خودم اين اختيار رو ميدم
که يه وقت واست ازش بگيرم

07:58.859 --> 08:02.661
براي امشب ، بعد از چند ساعت . فقط خودمون 2تا

08:02.662 --> 08:05.747
خون‌آشاما روحشون هم خبردار نميشه

08:07.500 --> 08:09.919
خيلي خب ، باشه

08:09.920 --> 08:13.037
همون دکتر زنان دم رودخونه خوبه

08:18.210 --> 08:20.379
خواهشاً خواهر جون بگو که هنوز درگيرِ

08:20.380 --> 08:21.663
جستجوي اينترنتي نيستي

08:21.664 --> 08:23.264
از کجا شروع مي‌کني؟

08:23.266 --> 08:25.167
اونجا تايپ مي‌کني "زيرشيرووني ناشناخته"؟

08:25.168 --> 08:26.435
يکي بالاخره بايد آلايژا رو پيدا کنه

08:26.436 --> 08:28.437
حتّي اگه مجبور باشم تمام زيرشيرووني‌هاي لعنتيِ

08:28.438 --> 08:29.504
نيو اورلانز" رو بررسي بکنم"

08:29.505 --> 08:30.689
درست مثل پيدا کردنِ

08:30.690 --> 08:32.892
سوزن توي انبار کاه مي‌مونه

08:32.893 --> 08:35.361
من جزئيات اون زيرشيرووني که
مارسل منو برد رو يادمه

08:35.362 --> 08:37.196
پنجره‌هاي پشت تابوت آلايژا

08:37.197 --> 08:38.847
حفاظ داشتن

08:38.848 --> 08:40.733
خب ، اين شديداً منطقه‌ي جستجو رو محدود مي‌کنه

08:40.734 --> 08:43.118
من به شخصه يه استراتژي واقعي رو ترجيح ميدم

08:43.119 --> 08:45.287
که دقيقاً برعکس خرکاري ذهنيه

08:45.288 --> 08:47.323
تعلّل مارسل در برگردوندن برادرمون

08:47.324 --> 08:51.360
باعث ميشه که من گمون کنم که ديگه شرايط تحت کنترل اون نيست

08:51.361 --> 08:54.547
اگر وفاداري "دِوينا" به مارسل سست شده باشه

08:54.548 --> 08:56.432
پس احتمالاً جادوگر جوان آمادگيِ

08:56.433 --> 08:59.034
بحث در مورد يه اتّحاد ديگه رو داره

08:59.035 --> 09:01.387
مثل هميشه بدست آوردن قدرت برات مهم‌تر از

09:01.388 --> 09:03.172
نجات دادن برادرته

09:03.173 --> 09:07.059
من ترجيح ميدم اينجوري بهش نگاه کنم
که با يه تير دارم 2 نشون ميزنم

09:07.060 --> 09:09.778
سلاح مخفي مارسل رو از چنگش درميارم

09:09.779 --> 09:11.931
برادرمونم ميارم خونه

09:17.486 --> 09:19.187
"هي "ديئِگو

09:24.393 --> 09:27.746
خب...ببين ، راهي وجود داره

09:27.747 --> 09:30.749
که زودتر انگشتر روشنايي روز گرفت؟

09:30.750 --> 09:33.402
وقتي که به حلقه‌ي دروني دعوت بشي
انگشتر روشنايي روز هم مي‌گيري

09:33.403 --> 09:36.288
واسه تو ممکنه هيچ‌وقت اين اتّفاق نيفته

09:36.289 --> 09:38.073
آره امّا يه جاي خالي هست ، مگه نه؟

09:38.074 --> 09:40.909
..."منظورم اينه که حالا که "تيئِري
خب ، ميدوني ديگه خودت

09:40.910 --> 09:42.628
خفه‌شو و درباره‌ي "تيئِري" حرف نزن ، خب؟

09:42.629 --> 09:44.096
بلايي که سرش اومد حقّش نبود

09:44.097 --> 09:46.632
مارسل فقط داشت جلوي کلاوس تظاهر مي‌کرد

09:46.633 --> 09:49.685
بي‌صبرانه منتظرم که کون باستاني‌شو
هم بکشه و از اينجا بره

09:49.686 --> 09:51.804
پس با من هم‌عقيده‌اي

09:51.805 --> 09:52.971
خب ، نگاه کنين پسرا . واسه خودمون يه

09:52.973 --> 09:55.858
خون‌آشام اصيل باکلاس جور کرديم

09:55.859 --> 09:57.142
چه جذّاب

09:57.143 --> 09:58.977
اگه بهت بگم که مي‌تونم توي اون مشکلت

09:58.979 --> 10:00.762
درباره‌ي کلاوس کمکت کنم در ازاي

10:00.763 --> 10:03.315
يه ذرّه خبرچيني کوچولو چي؟

10:03.316 --> 10:04.750
مثلاً چي؟

10:04.751 --> 10:06.151
ممکنه اون شايعات رو درباره‌ي اينکه من و مارسل

10:06.152 --> 10:08.370
قبلنا باهم يه داستانايي داشتيم رو شنيده باشي

10:08.371 --> 10:09.604
به نظر مياد که اون ديگه فراموش کرده

10:09.605 --> 10:12.791
و من مي‌خوام بدونم که به‌خاطر کي؟

10:12.792 --> 10:14.627
تو که با اون مسئول بار ديديش

10:14.628 --> 10:17.246
چي؟ اون دختر هيچي‌ندار ساده که باهاش مي‌چرخه؟

10:17.247 --> 10:20.082
خب ، فقط يه مرد کور ممکنه اونو به من ترجيح بده

10:20.083 --> 10:23.335
يه دختر ديگه بايد تو حرمسراش باشه

10:23.336 --> 10:27.973
ببين ، من فقط يه دليل ساده مي‌خوام
براي اينکه از خير اون بگذرم

10:27.974 --> 10:29.390
و اون‌وقت "نيو اورلانز" رو ترک مي‌کنم

10:29.392 --> 10:31.343
و اطمينان حاصل مي‌کنم که
کلاوس هم همراه من بياد

10:31.344 --> 10:36.231
که بيا قبول کنيم باعث ميشه
زندگي تو به مراتب ساده‌تر بشه

10:36.232 --> 10:39.902
ببين ، مارسل سرش خيلي شلوغه

10:39.903 --> 10:41.220
اگه اون داره با يه جيگر ديگه مي‌پره

10:41.221 --> 10:42.688
حتماً يه جايي توي محلّه‌ست

10:42.689 --> 10:46.191
احتمالاً همين نزديکياست

10:46.192 --> 10:48.609
و خانم محترم ، اين تنها چيزيه که من ميدونم

11:01.507 --> 11:03.592
امشب رويداد بزرگيه . يه عالمه آدم مي‌نوشن

11:03.593 --> 11:04.843
يه عالمه چشم هست براي نگاه کردن

11:04.844 --> 11:06.178
من هيچ دردسري نمي‌خوام

11:06.179 --> 11:07.546
که معنيش اينه که هيچ جادوگري نبايد باشه

11:07.547 --> 11:08.830
به پاتيل پيغام بفرست

11:08.831 --> 11:10.766
هر جادوگري که پاشو اينجا بذاره مي‌کشيمش

11:10.767 --> 11:12.434
و تا زماني که ادامه داره هيچ اصيلي هم نبايد باشه

11:12.435 --> 11:14.269
من دوست ندارم که ربکا همينجوري
راست راست همه جا مي‌گرده

11:14.270 --> 11:15.387
دوست‌دخترم "کمي" داره مياد

11:15.388 --> 11:16.671
اون با يکي از دوستاش

11:16.672 --> 11:18.557
مي‌خوام کلّ مدّت حواستون به اونا باشه

11:18.558 --> 11:20.693
6دنگ ، باشه؟

11:20.694 --> 11:22.394
نمي‌خوام هيچ‌کس به هيچ‌کدوم از اونا نزديک بشه

11:22.395 --> 11:25.280
هر کسي يه پستي داره
همه هم حواسشون به کارشونه

11:25.281 --> 11:26.949
مشکلي که ندارين؟

11:35.576 --> 11:37.492
بيا

11:50.205 --> 11:51.807
خب ، همه چيز همونجوري که مي‌خواستي هست؟

11:51.808 --> 11:54.476
آره

11:59.014 --> 12:03.068
خب پس بهتره يه بار ديگه قوانين رو دوره کنيم

12:03.069 --> 12:04.719
من با هيچ‌کس در مورد هيچي حرف نميزنم

12:04.720 --> 12:07.022
هيچي درباره‌ي خون‌آشاما و جادوگرا

12:07.023 --> 12:09.490
يا اصيل‌ها يا تو نميگم

12:11.710 --> 12:13.995
امّا تو که گفته بودي همين اطرف مي‌پلکي
و تنهام ميذاري

12:24.416 --> 12:26.241
اينجا مطب دکتره؟

12:26.242 --> 12:27.909
دکتر "پِيج" فقط به اين خاطر اين همه اومده دور

12:27.910 --> 12:30.846
چون آدماي مارسل مرتّباً مريضاشو مي‌کشتن

12:30.847 --> 12:33.598
برو . گاز نمي‌گيره

12:44.626 --> 12:48.186
بفرستشون تو و بهشون بگو
کارشون رو سريع انجام بدن

13:12.535 --> 13:14.670
از ديدنت خوشحالم

13:14.671 --> 13:16.038
نگران بودن که بعد از غيب شدنم توي اون بالماسکه

13:16.039 --> 13:18.424
فکر کني يه آدم دمدمي‌مزاجم

13:18.425 --> 13:21.594
ما همه لحظات دمدمي بودن داريم

13:21.595 --> 13:23.546
به‌هرحال من ديگه تا زمان تميز کاري کارم تموم شده

13:23.547 --> 13:25.047
پس ما 2تا دخترا مي‌تونيم باهم باشيم

13:25.048 --> 13:28.017
اگه تو دلت مي‌خواد بري يه‌کم بگردي يا هر چي

13:28.018 --> 13:32.337
ميدوني ، اون قرار بود 10 دقيقه پيش
دست از اينجا پلکيدنش برداره

13:32.338 --> 13:34.690
ديدي چي ميگم؟ با قوانين مشکل داره

13:34.691 --> 13:36.225
من ميرم با شهردار حرف بزنم

13:36.226 --> 13:39.027
اون ميدونه چطوري بايد به طرفش احترام بذاره

13:46.068 --> 13:47.453
حالا اسمش چي هست؟

13:47.454 --> 13:50.706
همون پسر جذّاب ويلوني

13:50.707 --> 13:52.958
"تيم"

13:52.959 --> 13:54.210
ميدونستم که مياد اينجا

13:54.211 --> 13:55.628
اون هميشه توي اين مراسم ميزنه

13:55.629 --> 13:57.112
شما 2تا چند وقته همديگه رو مي‌شناسين؟

13:57.114 --> 14:00.299
از وقتي 10 سالمون بود

14:00.300 --> 14:02.034
من بايد از مدرسه ميرفتم

14:02.035 --> 14:03.969
و فرصت نشد که خداحافظي کنم

14:03.970 --> 14:08.507
به‌خاطر همين اميدوار بودم که
امشب بتونم باهاش حرف بزنم

14:11.094 --> 14:12.844
خودشه

14:26.175 --> 14:27.576
کليسا بسته‌ست

14:27.577 --> 14:28.661
اگه مي‌خواي مشکل‌ـت درست حل بشه

14:28.662 --> 14:29.962
برو يه گردش با ارواح

14:29.963 --> 14:31.730
ارواح زياد واسم مهم نيستن

14:31.731 --> 14:34.450
امّا خيلي زياد با حفاظ پنجره‌ها حال مي‌کنم

14:34.451 --> 14:36.902
کلّ روز توي شهر دنبال اينا در گردش بودم

14:36.903 --> 14:41.457
ديدم که پنجره‌هاي زيرشيرووني شما حفاظ داره

14:41.458 --> 14:45.127
تو واقعاً به حفاظ علاقه‌مندي؟

14:45.128 --> 14:48.130
بهتون اطمينان ميدم که در حال حاضر عقده‌ي زندگيمه

14:48.131 --> 14:49.265
اسمتون چيه؟

14:49.266 --> 14:51.434
پدر "کيارِن" و شما؟

14:51.435 --> 14:54.103
يه‌کم کنجکاوم

14:54.104 --> 14:56.037
اينجا چه اتّفاقي افتاده؟

14:59.308 --> 15:02.495
سِينت.آن" قبلاً قلب اين همسايگي بود"

15:02.496 --> 15:05.314
الان مدّتيه که متروکه‌ست

15:05.315 --> 15:07.282
بعد از اون‌شب قتل‌عام

15:13.572 --> 15:18.326
9تا شاگرد علوم ديني توسّط
يکي از خودشون به قتل رسيدن

15:21.781 --> 15:23.299
تو روي خون ايستادي

15:23.300 --> 15:25.384
من نازک نارنجي نيستم

15:25.385 --> 15:26.501
اتاق زيرشيرووني کجاست؟

15:26.503 --> 15:29.554
همونطور که گفتم کليسا تعطيله

15:32.558 --> 15:34.176
زيرشيرووني کجاست؟

15:34.177 --> 15:37.396
بعد از محلّ نگهداري ظروف مقدّس ، بالاي پلّه‌ها

15:37.397 --> 15:40.849
ممنون . حالا فراموش کن که من اينجا بودم

15:48.924 --> 15:51.326
ميدونستم

16:02.506 --> 16:04.489
اين چه جهنّم درّه‌ايه؟

16:04.490 --> 16:07.126
ربکا ، حواست به حرف زدنت باشه لطفاً

16:07.127 --> 16:08.776
آلايژا

16:12.464 --> 16:14.600
اينا چي هستن؟

16:14.601 --> 16:16.685
يادت نمياد؟

16:16.686 --> 16:19.989
من و تو باهم رفتيم به خانه‌ي اُپرا

16:19.990 --> 16:22.274
اون اولين چپاول تو به جامعه‌ي "نيو اورلانز" بود

16:22.275 --> 16:24.894
بعد از اينکه کلاوس خنجر رو از توي تنت درآورد

16:24.895 --> 16:27.196
اين يه خاطره‌ايه بين من و تو

16:27.197 --> 16:31.433
همچنين مي‌خوام بدوني که
اين يکي ديگه از حقّه‌هاي "دِوينا" نيست

16:31.434 --> 16:32.868
خب ، تو اصلاً چجوري بيداري؟

16:32.869 --> 16:34.003
دِوينا" خنجر رو درآورد"

16:34.004 --> 16:35.571
بدون اينکه بدونه حتّي يه بار انجام اين‌کار

16:35.572 --> 16:37.740
قدرتش رو معکوس مي‌کنه

16:37.741 --> 16:39.691
چند ساعت ديگه من به خوبي اولم ميشم

16:39.692 --> 16:41.026
پس منو برگردون به زيرشيرووني

16:41.027 --> 16:42.377
که يه راهي پيدا کنيم تو رو از اونجا ببريم بيرون

16:42.379 --> 16:43.913
متأسّفم ربکا امّا هنوز

16:43.914 --> 16:45.697
کاملاً آماده نيستم که برم

16:45.698 --> 16:48.717
اين دختره "دِوينا" خيلي کنجکاوه

16:48.718 --> 16:50.803
خيلي هم خودسره

16:50.804 --> 16:52.204
به زودي من مي‌تونم باهاش صحبت کنم

16:52.205 --> 16:54.423
شايد حتّي بتونم يه‌جورايي
درخواست آتش‌بس بدم بهش

16:54.424 --> 16:56.392
پس اگر بتونيم اين جنگ بينِ

16:56.393 --> 16:58.210
خون‌آشاما و جادوگرا رو تموم کنيم

16:58.211 --> 16:59.678
مي‌تونيم تهديداتي که براي "هِيلي" و بچّه ـش هست

16:59.679 --> 17:01.713
رو حذف کنيم

17:01.714 --> 17:04.400
شايد اون‌موقع نيکلاوس و کلّ خاندان ما

17:04.401 --> 17:06.101
بتونن بالاخره طعم صلح و آرامش رو بچشن

17:06.102 --> 17:09.488
در اين حين من از تو مي‌خوام
که مراقب "هِيلي" باشي

17:09.489 --> 17:11.555
اون الان جزو خانواده‌ي ماست

17:11.557 --> 17:13.442
پس من مي‌خوام که اون و نوزاد متولّد نشده ـش

17:13.443 --> 17:15.594
تحت حفاظت ما قرار بگيرن

17:15.595 --> 17:18.529
قسم بخور ربکا

17:18.531 --> 17:21.115
قسم مي‌خورم

17:25.421 --> 17:28.257
ضربان قلب بچّه ـت عاليه

17:28.258 --> 17:31.376
ميدونستم . اونم عين مامانش قويه

17:36.748 --> 17:39.751
چه ماه گرفتگي خاصّي

17:39.752 --> 17:41.470
تقريباً کارمون تموم شد ، نه؟

17:44.400 --> 17:45.900
" ربکا : کجايي؟ "

17:44.774 --> 17:46.642
فشار خونت يه‌کم بالاست

17:46.643 --> 17:48.393
يه چيزي واسش دارم

17:54.400 --> 17:56.100
" کلينيک دم رودخونه پيش دکتر "

18:13.969 --> 18:18.457
ميدوني ، من زياد ميونه ـم با قرص خوب نيست

18:18.458 --> 18:21.643
خب ، اگه راستشو بخواي منم اينجوريم

19:05.437 --> 19:07.690
"سلام "تيم

19:07.691 --> 19:11.192
فکر کنم ما باهم يه آشنايي قبلي داريم

19:12.361 --> 19:15.730
پسر خوبي باش و به من کمک کن
که براش يه پيغام بفرستم

19:21.236 --> 19:22.404
نمي‌تونه خيلي دور شده باشه

19:22.405 --> 19:24.907
همين يه دقيقه پيش از روي صحنه رفت پايين

19:24.908 --> 19:27.209
مهم نيست . به‌هرحال فکر احمقانه‌اي بود

19:27.210 --> 19:28.827
"نه . نبود "دِوينا

19:28.828 --> 19:31.463
فراموشش کن

19:31.464 --> 19:34.049
بهش بگو اين از طرف يکي از موزيسين‌هاست

19:34.050 --> 19:35.700
اون مي‌خواد که بره

19:35.701 --> 19:38.053
و تو کمکش مي‌کني که از در پشتي جيم بشه

19:38.054 --> 19:40.005
که مارسل اونو نبينه

19:40.006 --> 19:41.206
هر کار مي‌کني

19:41.207 --> 19:44.008
حواست باشه يه لحظه هم ازش چشم برنداري

19:48.180 --> 19:49.647
دِوينا" ، صبر کن"

19:59.613 --> 20:01.498
نمي‌تونم اين‌کار رو بکنم

20:07.755 --> 20:09.035
سلام

20:09.201 --> 20:11.625
تيم" ، يادداشت ـت به دستم رسيد"

20:11.626 --> 20:12.960
اس.ام.اس ـت بهم رسيد

20:12.961 --> 20:15.261
بابت اينکه راضي شدي اينجا ببينمت ازت ممنونم

20:18.632 --> 20:20.317
خيلي خوشحالم مي‌بينمت

20:20.318 --> 20:22.319
اصلاً باورم نميشه الان اينجا ايستادم

20:22.320 --> 20:25.155
....من فقط

20:25.156 --> 20:27.740
عجب

20:27.742 --> 20:29.493
خب ، کجاها بودي

20:29.494 --> 20:31.345
و چرا مي‌خواستي اينجا همو ببينيم؟

20:31.346 --> 20:33.180
به‌خاطر اتفاقات وحشتناکي که اينجا افتادن

20:33.181 --> 20:35.165
يه‌جورايي ترسناکه

20:35.166 --> 20:36.951
نميدونم ، يه‌جورايي از اينجا خوشم مياد

20:36.952 --> 20:39.336
ميدوني ، ساکته

20:39.337 --> 20:40.921
يعني صرفاً به اين دليل که يه
اتفاق ناجور اينجا افتاده

20:40.922 --> 20:44.124
دليل نميشه که کلاً محل بدي باشه . درسته؟

20:44.125 --> 20:46.627
صبر کن ، نه . خيلي‌خب ، برگرديم عقب

20:46.628 --> 20:49.830
خب ، يه روز همينطوري ديگه نيومدي مدرسه

20:49.831 --> 20:52.383
بعد يه‌جورايي انگار آب شدي رفتي توي زمين

20:52.384 --> 20:56.720
يه سري مشکلات پيش اومده بود
ضمناً بايد ترتيب يه سري مسائل رو ميدادم

20:56.721 --> 20:58.055
روبراهي؟

20:58.056 --> 20:59.773
يعني ظاهرت که نشون ميده خوبي

20:59.774 --> 21:02.610
راستيتش بايد بگم خيلي سرحالي

21:02.611 --> 21:05.862
خب ، مي‌خواي برگردي مدرسه؟

21:09.016 --> 21:10.429
نه

21:12.264 --> 21:18.318
ولي مي‌خوام بدوني با اينکه ازت دور بودم

21:18.687 --> 21:20.543
دلم برات تنگ شده

21:23.998 --> 21:25.716
دلم براي اينکه توي مدرسه ببينمت

21:25.717 --> 21:29.035
و در حال ويولون زدن تماشات کنم تنگ شده

21:32.923 --> 21:35.709
...خب

21:35.710 --> 21:38.511
وضعيت صداي اينجا خيلي خوبه

22:19.019 --> 22:21.405
اين پسر خيلي بااستعداد ـه

22:21.406 --> 22:25.776
نميشه با نفوذ ذهني کاري کني
يه نفر اينطوري ساز بزنه

22:25.777 --> 22:28.145
خوب ميدونم تو چي هستي

22:28.146 --> 22:31.315
از نظر من مسخره‌س ولي
دست‌کم با عقل جور درمياد

22:31.316 --> 22:36.620
ولي اين قتل‌عام يه کار وحشيانه و بيهوده بود

22:36.621 --> 22:38.922
توي عمرت همچين ماجرايي

22:38.923 --> 22:40.940
به گوشت خورده بود

22:40.942 --> 22:42.876
يه انسان نجيب ، يک کشيش بلندپرواز

22:42.877 --> 22:46.946
اينطوري با کُشتن ملّت حال کنه

22:49.483 --> 22:50.784
من توي عمرم

22:50.785 --> 22:53.137
هر چيزي که فکر کني ديدم

22:53.138 --> 22:55.973
دنيا محل وحشتناکي ـه

22:55.974 --> 22:59.059
بهتره همينطوري که هست قبولش کنيم

22:59.060 --> 23:02.096
نه . دنيا وحشتناک و بد نيست

23:02.097 --> 23:04.765
حتّي آدم‌ها هم بد نيستن

23:04.766 --> 23:06.483
اونا مي‌خوان انسان‌هاي خوبي باشند

23:06.484 --> 23:08.568
ولي يه چيزي باعث ميشه بد بشن

23:08.570 --> 23:10.487
باعث ميشه دچار فروپاشي رواني بشن

23:10.488 --> 23:12.355
باعث ميشه کنترل خودشون از دست بدن

23:14.525 --> 23:16.760
هميشه قبل اينکه يکي دچار فروپاشي روحي بشه

23:16.761 --> 23:19.730
نشونه‌هايي وجود داره

23:19.731 --> 23:22.266
کسي که مرتکب اين کارها شد
هيچ نشونه‌اي نداشت

23:22.267 --> 23:24.284
نه اهل مشروب بود و نه مواد

23:24.285 --> 23:27.036
خوب راجب اين موضوع اطلاعات داري

23:31.625 --> 23:35.345
طرف رو مي‌شناختي ، درسته؟

23:35.346 --> 23:38.315
اسمش "شان" بود

23:38.316 --> 23:41.351
برادرم بود

23:41.352 --> 23:43.169
در واقع دوقلوي هم بوديم

23:46.640 --> 23:48.475
نمي‌تونم بخوابم

23:48.476 --> 23:52.396
همش خواب اتفاقي که افتاد رو مي‌بينم

23:52.397 --> 23:53.864
و احساس تنفر بهم دست ميده

23:53.865 --> 23:56.450
از اينکه نتونستم بهش کمک کنم متنفرم

23:56.451 --> 24:00.120
همه‌ي ما بايد به تنهايي با
اهريمن درون‌مون روبرو بشيم

24:00.121 --> 24:04.991
اگر روزي برسه که روح خبيثِ منم
مثله اون خودي نشون بده چي؟

24:08.648 --> 24:10.414
من يه سري کار دارم

24:10.415 --> 24:11.899
که بايد بهشون رسيدگي کنم

24:11.900 --> 24:15.335
...امّا قبل اينکه مشغول بشم

24:15.336 --> 24:16.637
تو بايد بري

24:16.638 --> 24:20.757
از موسيقي لذّت ببر
به اين چيزا هم فکر نکن

24:30.851 --> 24:32.384
مارسل

24:33.320 --> 24:35.773
پدر "کيارِن" ، خوش اومديد

24:35.774 --> 24:37.224
مطمئن نبودم کِي به خونه برميگرديد

24:37.225 --> 24:38.826
با توجه به اوضاع اتاق زير شيروونيِ کليسا ـم

24:38.827 --> 24:41.695
کاملاً مشخصه

24:41.696 --> 24:43.831
گمون مي‌کردم از نظرتون ايرادي نداشته باشه

24:43.832 --> 24:46.333
خدا ميدونه که من در حقتون 1-2باري محبت کردم

24:46.334 --> 24:50.737
از حرفتون اينطور برداشت مي‌کنم که
خبردار شديد اصيل‌ها برگشتن

24:50.738 --> 24:53.757
خواهرِ ربکا رو يه‌کم قبل‌تر

24:53.758 --> 24:57.009
دور و ور کليسا ديدم
راجب اتاق زيرشيرووني سوال مي‌پرسيد

24:57.011 --> 24:59.429
خبر نداره من شاه‌پسند خوردم

24:59.430 --> 25:01.849
بايد ترتيب اين مشکل رو بدي

25:01.850 --> 25:03.767
نه که بخوام به روش عزاداري

25:03.768 --> 25:05.102
جنابعالي يا کليسا‌تون بي‌احترامي کنم

25:05.103 --> 25:07.104
ولي محض اينکه بدونم
اينجا تشريف آورديد که کمک حال من باشيد

25:07.105 --> 25:11.108
يا فقط مي‌خوايد انتقاد کنيد و تيکه بندازيد؟

25:11.109 --> 25:14.111
مارسل ، هرگز فراموش نکن

25:14.112 --> 25:16.396
تو به لطف کسايي که از رازت خبرداشتن

25:16.397 --> 25:18.898
و تحمل ـت کردن

25:18.900 --> 25:21.235
تونستي توي اين شهر دوام بياري

25:21.236 --> 25:24.321
البته اين شهر به‌خاطرِ

25:24.322 --> 25:25.706
من و افراد منِ هستش که رونق پيدا کرده

25:25.707 --> 25:27.107
هر موقع نياز به يادآوري اين نکته داشتي

25:27.108 --> 25:30.610
يه ندا به خودم بده

25:30.611 --> 25:34.781
مارسل ، "ديئِگو" گفت دختر رو گم کرده

25:34.782 --> 25:36.299
اين ماجرا ادامه دارد

25:44.308 --> 25:47.728
شما 2تا خيلي به‌هم ميايد

25:47.729 --> 25:49.596
ذوق مي‌کنم مي‌بينمتون . جدي ميگم

25:49.597 --> 25:51.431
ولي بايد با خانم جوان چند کلمه‌اي حرف بزنم

25:51.432 --> 25:55.018
واسه همين "تيم" ، برو بگير بشين

25:55.019 --> 25:59.306
و تا صد هزار بشمار

25:59.307 --> 26:01.491
خيلي بي‌سر و صدا . آفرين پسر خوب

26:01.492 --> 26:04.444
فکر کنم خوب ميدوني من کي هستم

26:04.445 --> 26:07.313
واسه همين بهتره يه راست بريم
سر اصل مطلب ، باشه؟

26:12.703 --> 26:16.823
از نظر تو من متحد بدي به‌حساب ميام

26:16.824 --> 26:18.992
تو نسبت به مارسل وفاداري

26:18.993 --> 26:21.411
با اين وجود اون تو رو
توي يه اتاق زيرشيرووني قايمت کرده

26:21.412 --> 26:26.633
حتماً تو ترجيح ميدي آزادي بيشتري داشته باشي

26:26.634 --> 26:29.519
با اينحال مارسل زنداني نگهت ميداره

26:29.520 --> 26:31.221
مارسل منو زنداني نکرده

26:31.222 --> 26:32.723
مي‌خواد جاي من امن باشه

26:32.724 --> 26:34.190
اون دوستِ منه

26:34.192 --> 26:36.226
خب ، حتماً همينطوره که تو ميگي

26:36.227 --> 26:40.864
ولي براي دختري که وسط جنگ
بين جادوگرها و خون‌آشام‌ها گير کرده

26:40.865 --> 26:44.384
احتمالاً اينجانب دوستِ بهتري هستم

26:44.385 --> 26:47.621
علاوه بر اينکه امنيت ‌ـت رو تأمين مي‌کنم

26:47.622 --> 26:51.875
بهت اجازه ميدم آزاد باشي

26:51.876 --> 26:54.628
اگر مارسل از پس همچين کاري برمياد

26:54.629 --> 26:56.529
چرا تا الان کاري نکرده

26:56.530 --> 26:59.549
و اين سوال پيش مياد که

26:59.550 --> 27:01.868
اگر مارسل نمي‌تونه از تو محافظت کنه

27:01.869 --> 27:03.887
سر اونايي که تو دوستشون داري چه بلايي مياد؟

27:03.888 --> 27:07.057
اگر کسي بخواد به عزيزاي من صدمه بزنه

27:07.058 --> 27:08.258
خودم مي‌کُشمش

27:08.259 --> 27:09.710
خب ، با اين حساب

27:09.711 --> 27:13.312
ظاهراً به هيچ وجه به مارسل نياز نداري

27:13.314 --> 27:16.316
شايد خودت هم تمام مدت به اين موضوع شک داشتي

27:16.317 --> 27:19.186
که مارسل جونت گول زده

27:19.187 --> 27:20.904
تا خواسته‌هاش رو برآورده کني

27:20.905 --> 27:26.076
و در حاليکه تو رو توي يه
اتاق زير‌شيرووني تنها ول کرده تا بپوسي

27:26.077 --> 27:30.280
در حاليکه تيموتي جوان داره
به زندگيش ادامه ميده

27:30.281 --> 27:32.582
احساس کردي؟

27:32.583 --> 27:35.451
خونِ توئه که داره کم‌کم به جوش مياد

27:42.242 --> 27:43.743
چقدر حيفه که وقتي

27:43.744 --> 27:45.345
تازه پيداش کردي از دستش بدي

27:45.346 --> 27:48.849
تازه بايد بگم ويولون زدنت حرف نداره

27:48.850 --> 27:50.766
اگر جرأت داري بهش صدمه بزن

27:50.768 --> 27:52.436
راستش عزيزدلم ، منم اميدوارم
مجبور به همچين کاري نشم

27:52.437 --> 27:54.971
امّا اينجاي قضيه به جنابعالي بستگي داره

28:03.298 --> 28:05.150
ولش کن . زود باش

28:05.151 --> 28:07.886
تو که ديگه بايد بدوني من
خوش ندارم کسي بهم دستور بده

28:12.358 --> 28:15.109
ايول ولي تو دلت نمي‌خواد با من درگير بشي

28:15.111 --> 28:16.427
چون راحت ميشه دخل

28:16.428 --> 28:17.896
آدماي بي‌گناه رو آورد

28:17.897 --> 28:18.947
تو رو خدا ولم کن

28:18.948 --> 28:20.899
انتخاب با توئه جادوگر فسقلي

28:20.900 --> 28:22.450
قسم بخور فقط نسبت به من وفاداري

28:22.451 --> 28:23.952
تا پسرِ زنده بمونه

28:23.953 --> 28:26.320
...اگر در برابرم مقاومت کني

29:16.504 --> 29:18.489
بايد بگم تحت تأثير قرار گرفتم

29:18.490 --> 29:19.624
چطوري پيدام کردي؟

29:19.625 --> 29:20.792
يه‌کم اس.ام.اس ـت کمک کرد

29:20.793 --> 29:22.210
بقيه‌ش هم که به لطف شنواييِ قويِ خون‌آشام‌ها بود

29:22.211 --> 29:23.328
اونا کي هستن؟

29:23.329 --> 29:25.963
جادوگر ، ساحره
يه چي تو همين مايه‌ها ديگه

29:28.300 --> 29:30.468
بازم هستن

29:30.469 --> 29:32.052
فرار کن

29:33.805 --> 29:35.006
اگه هر بار که خانواده‌ام منو توي درسر مي‌انداختن

29:35.007 --> 29:37.174
يه دلار مي‌گرفتم الان مايه‌دار بودم

29:40.362 --> 29:42.147
ربکا

29:54.125 --> 29:55.827
دختر کجاست؟ "دِوينا" کجاست؟

29:55.828 --> 29:58.546
با يه پسرِ توي کليساي "سِينت.آن" قرار داشت

29:58.547 --> 30:01.031
اينجا بمون . شايد يه وقت برگرده

30:17.882 --> 30:19.266
چي شد؟

30:20.935 --> 30:24.977
هِيلي"؟ "هِيلي"؟"

30:33.581 --> 30:35.282
"تيم"

30:41.572 --> 30:43.258
يعني چي گم شده؟

30:43.259 --> 30:44.542
خودت فکر مي‌کني منظورم چيه؟

30:44.543 --> 30:46.211
همه‌جا پُر از خون و جسد هستش

30:46.212 --> 30:47.679
يه نفر تيکه تيکه‌شون کرده

30:47.680 --> 30:51.683
و خبري از دختر حامله‌ي پرمدعا نيست

30:51.684 --> 30:54.134
بازم بگرد . دارم ميام

30:58.223 --> 30:59.891
تو رو خدا کاريم نداشته باش

30:59.892 --> 31:01.860
منم همچين قصدي نداشتم

31:01.861 --> 31:05.897
ولي متأسفانه ديگه وقت
واسه خوش‌رفتاري کردن ندارم

31:19.855 --> 31:22.023
تيم"؟ نه"

31:22.024 --> 31:25.143
نه . تو رو خدا

31:25.144 --> 31:27.062
متأسفم . خيلي متأسفم

31:27.063 --> 31:29.231
نمي‌خواستم بهت آسيب برسونم

31:29.232 --> 31:31.599
يکي از عواقبِ فاجعه‌آميز جنگ

31:31.600 --> 31:35.103
شاهد بي‌گناه

31:35.104 --> 31:37.405
چطور مي‌خواي با بار اين گناه سر کني؟

31:37.406 --> 31:40.292
خون تيموتي جوان گردنِ توئه

31:40.293 --> 31:41.441
ازش فاصله بگير

31:41.443 --> 31:43.611
الان بهتره جوش نياري

31:43.612 --> 31:46.881
هر چي باشه من مي‌تونم شفاش بدم

31:49.751 --> 31:51.785
...تنها کاري که بايد بکني

31:53.588 --> 31:55.406
اينه که درخواست کني

32:03.131 --> 32:04.349
خواهش مي‌کنم

32:04.350 --> 32:08.736
به‌خاطر تو "دِوينا" و با کمال ميل

32:24.219 --> 32:28.290
هر اتقاقي که بعد از کنسرت افتاد رو فراموش مي‌کني

32:28.291 --> 32:32.994
از جمله ديدار با "دِوينا" رو

32:32.995 --> 32:35.430
چي؟ نه

32:35.431 --> 32:37.132
اگه تو رو به‌خاطر بياره

32:37.133 --> 32:38.633
ممکنه راه بيوفته دنبالت بگرده

32:38.634 --> 32:39.834
اون‌وقت اگر جادوگرها از وجودش خبردار بشن

32:39.835 --> 32:41.052
مي‌فهمن که تو يه نقطه ضعف داري

32:41.053 --> 32:43.171
اينطوري آخر سر "تيم" بيچاره
به عنوان يه اهرم فشار

32:43.172 --> 32:47.225
توي يه نقشه کثيف استفاده ميشه
تا بتونن مجدداً تو رو کنترل کنن

32:47.226 --> 32:50.946
خيلي‌خب ، يالا . پاشو ببينم

32:50.947 --> 32:53.031
ساک ويولون‌ـت رو با خودت ببر

32:53.032 --> 32:57.469
يادت مياد که سازت رو پشت صحنه
بعد از اجرا گم کردي

32:57.470 --> 33:02.374
واقعاً بايد بيشتر حواست رو جمع کني

33:02.375 --> 33:04.492
همه چيز حل شد

33:04.493 --> 33:06.660
حالا تو يکي بهم بدهکار شدي

33:24.846 --> 33:27.682
"دِوينا"

33:27.683 --> 33:29.050
چي شده؟

33:29.051 --> 33:30.652
اينجا چي‌کار مي‌کني؟

33:30.653 --> 33:32.719
من اينجا زندگي مي‌کنم ، يادت که نرفته؟

33:47.519 --> 33:49.688
خب ، تو بيخيال قدرت شدي

33:49.689 --> 33:51.539
تا از خانواده‌ـت حمايت کني

33:51.540 --> 33:52.841
روز بدي داشتي؟

33:52.842 --> 33:53.841
کي اونو دزديده ربکا؟

33:53.843 --> 33:55.010
نميدونم

33:55.011 --> 33:57.412
يعني چي ميگي نميدوني؟

33:57.413 --> 33:59.014
پس کي اوني که بهش حمله کرده رو کُشته؟

33:59.015 --> 34:02.083
نميدونم . يه تير توي قلب بنده فرو رفته بود

34:02.084 --> 34:03.852
...اگر کُشتن اونا کار "هِيلي" نبود پس

34:08.024 --> 34:11.758
چه عالي . شايدم فک و فاميل‌هاش
فهميدن اون کجاست

34:17.265 --> 34:21.903
هِيلي" ، چي شد؟"
بگو ببينم جريان چي بود

34:21.904 --> 34:25.440
يادم نمياد

34:25.441 --> 34:27.826
تو کاملاً خوب شدي

34:27.827 --> 34:29.210
حتّي جاي يه زخم هم روت نيست

34:29.211 --> 34:31.463
يکي از مزاياي گرگينه بودن همينه ، يادته که؟

34:31.464 --> 34:33.415
نه . به اين زودي خوب نميشه

34:33.416 --> 34:34.948
دست از سرش بردار

34:36.881 --> 34:38.837
به‌خاطر بچّه‌س

34:38.838 --> 34:43.258
خون خون‌آشام...خونِ کلاس که
توي بدن‌ ـت وجود داره

34:43.259 --> 34:46.394
مي‌تونه هر زخمي رو درمان کنه

34:46.395 --> 34:50.131
بچّه‌ي خودت زخم‌هات رو خوب کرده

34:50.132 --> 34:51.281
چطوري فرار کردي؟

34:51.283 --> 34:53.902
هم تعداد ـت کم بوده و هم مسلح نبودي

34:53.903 --> 34:57.405
اون مردا همشون تيکه تيکه شده بودن

34:57.406 --> 35:00.742
گمونم کار گرگينه بود

35:00.743 --> 35:02.527
به نظرم مي‌خواد ازم محافظت کنه

35:02.528 --> 35:06.414
جادوگرها خيرسرشون قرارِ ازت محافظت کنن

35:06.415 --> 35:07.999
...وقتي دستم به "سوفي دِوِرو" برسه

35:08.000 --> 35:09.501
کار سوفي نبود

35:09.502 --> 35:10.668
کار اگنس بود

35:10.669 --> 35:11.786
باشه بابا . اگنس ، سوفي

35:11.787 --> 35:13.471
واسه من همشون يه خر حساب ميشن

35:13.472 --> 35:14.589
همشون رو تيکه پاره مي‌کنم

35:14.590 --> 35:15.990
البته اين در صورتيه که آلايژا اوّل به اونجا نرسه

35:15.991 --> 35:18.993
آلايژا؟

35:18.994 --> 35:20.278
پيداش کردي؟

35:20.279 --> 35:23.998
باهامون ارتباط برقرار کرد
و يه نقشه هم داره

35:23.999 --> 35:26.767
فقط ازمون خواست از تو مراقبت کنيم

35:32.223 --> 35:36.360
پس الان ديگه ميشه بريم خونه؟

35:36.362 --> 35:39.480
خيلي دوست دارم چند روزي بخوابم

35:44.019 --> 35:47.187
گرفتمت عشقم . گرفتمت

35:56.846 --> 35:59.083
خيلي روشن و واضح گفتم

35:59.084 --> 36:01.252
هميشه چهارچشمي مواظبِ دخترا باشي

36:01.253 --> 36:04.138
چي؟ دوست‌دختر فسقلي تو
از مهموني مي‌پيچه به بازي

36:04.139 --> 36:05.923
اون‌وقت اين تقصير منه؟

36:05.924 --> 36:09.309
چيه مارسل؟ نکنه مي‌خواي منم بفرستي توي باغ؟

36:16.483 --> 36:17.985
وقتي به‌هوش اومد

36:17.986 --> 36:19.820
بهش بگو يه معذرت‌خواهي خشک و خالي

36:19.821 --> 36:22.689
به جاي اون اخلاق تندش بيشتر به کارش ميومد

36:26.860 --> 36:29.446
اتقاق توي کليسا خيلي وحشتناک بود

36:29.447 --> 36:31.348
شنيدم مي‌خوان بگي گاز نَشت کرده بوده

36:31.349 --> 36:33.083
چه حيف

36:33.084 --> 36:35.319
شنيدم توي عمليات امروز حسابي ترکوندي

36:35.320 --> 36:37.588
چي بگم؟ دلم مي‌خواد آلايژا برگرده

36:37.589 --> 36:39.672
فقط همين رو مي‌خواي؟

36:41.158 --> 36:43.227
آلايژا برميگرده پيشت

36:43.228 --> 36:45.145
توي اين مدت به اين بار

36:45.146 --> 36:47.047
و افرادم کاري نداشته باش

36:47.048 --> 36:48.515
چي شده؟ حسودي‌ ـت گُل کرده؟

36:48.516 --> 36:50.768
من؟ بنده قبلاً ملکه‌ي خودم رو پيدا کردم

36:50.769 --> 36:54.138
کمي"؟ همون متصدي بارَ رو ميگي؟"

36:54.139 --> 36:57.274
مارسل اينقدر خودت رو خر نکن

36:57.275 --> 36:58.525
اون دمِ‌دستته

36:58.526 --> 37:00.227
چيزيه که حواسِ تو رو

37:00.228 --> 37:01.928
از کسي که واقعاً‌ مي‌خواي پرت مي‌کنه

37:01.929 --> 37:03.530
بعد از اين همه سال

37:03.531 --> 37:05.032
نميشه انکارش کرد

37:05.033 --> 37:07.617
چون من همينجا جلوي چشم‌ت وايسادم

37:29.258 --> 37:32.009
کلاوس؟

37:32.010 --> 37:33.176
اينجا چي‌کار مي‌کني؟

37:33.178 --> 37:35.395
شب سختي داشتم

37:38.232 --> 37:42.436
يادمه يه چيزايي راجبِ
کابوس و بدخواب شدن ميزدي

37:42.437 --> 37:46.273
گمونم مي‌تونم کمکت کنم
ميشه بيام تو؟

37:46.274 --> 37:49.108
شديداً عجيبه . بيا داخل

37:52.145 --> 37:54.448
صبر کن

37:54.449 --> 37:56.884
درسته . من برات تعريف کردم چي شده

37:56.885 --> 38:02.884
هيچ‌وقت قضيه رو به کسي نگفتم
ولي براي تو تعريف کردم

38:03.425 --> 38:05.292
تو هم يه چيزي تو مايه‌هاي اينکه شان

38:05.293 --> 38:07.795
به تنهايي با اهريمن‌هاش مقابله مي‌کنه گفتي

38:07.796 --> 38:09.213
وقتي اون آدما رو کُشت

38:09.214 --> 38:10.798
خيال کردم لابد رواني ـه

38:10.799 --> 38:15.335
ولي اگر واقعاً روح خبيثش بوده چي؟

38:15.336 --> 38:17.421
اگر يه خون‌آشام بهش نفوذ ذهني کرده باشه چي؟

38:17.422 --> 38:19.390
اگر موضوع اين باشه حاضري خودت رو فدا کني تا

38:19.391 --> 38:22.259
طرف مقصر رو گير بندازي؟

38:22.260 --> 38:26.363
حاضري همه چيز رو فدا کني
تا به حقيقت پي ببري؟

38:26.364 --> 38:28.181
که به چي برسي؟

38:28.182 --> 38:29.867
که به چي برسم؟

38:29.868 --> 38:32.569
تنها دليل اومدنم به "نيو اورلانز" همينه

38:32.570 --> 38:35.355
کمي" ، هر دروغ ديگه‌اي که راجب"
اين موضوع اسرارآميز بهت گفته بشه

38:35.356 --> 38:37.791
فقط به درد و رنج ـت اضافه مي‌کنه

38:37.792 --> 38:40.994
هيچي برادرت رو زنده نمي‌کنه

38:40.995 --> 38:44.848
تنها اميدت براي پيدا کردنِ آرامش اينه که
...اين ماجرا فراموش کني

38:44.849 --> 38:45.867
نه

38:45.868 --> 38:47.118
و به زندگيت ادامه بدي

38:47.119 --> 38:48.552
نه . به ذهنم نفوذ نکن
تا اين قضيه رو فراموش کنم

38:48.553 --> 38:50.471
اگر بذارم تو اينا رو به‌خاطر بياري

38:50.972 --> 38:53.140
دونستش باعث ميشه ذره ذره از درون نابود بشي

38:53.141 --> 38:56.477
تلاش ‌ـت بيراي پيدا کردن حقيقت
باعث ميشه توي خطر بيفتي

38:56.478 --> 38:58.512
تو هيچ اهميتي به من نميدي

38:58.513 --> 39:00.814
دلت مي‌خواد اين موضوع رو فراموش کنم
تا همه‌ي تمرکزم روي مارسل باشه

39:00.815 --> 39:03.884
تا اينکه جاسوس کوچولوي خوبي برات باشم

39:03.885 --> 39:06.153
آره . من به وفاداريِ تو نياز دارم

39:06.154 --> 39:07.688
شايد اين موضوع از نظر تو خودخواهانه باشه

39:07.689 --> 39:10.607
ولي ابعاد اين نقشه فراتر از خودِ منه

39:10.608 --> 39:16.497
قدرت به کنار ، دارم سعي مي‌کنم
ياد برادرم رو گرامي نگه دارم

39:16.498 --> 39:19.065
...برادر من

39:19.066 --> 39:22.235
برادر دوقلوي من چي؟

39:22.236 --> 39:25.622
ما تمام عمرمون به‌هم نزديک بوديم

39:25.623 --> 39:30.344
واسه همين ميدونم مطمئنم که
اينطور نبوده که کنترلش رو از دست بده

39:30.345 --> 39:32.212
بايد بفهمم کي اونو کُشته

39:32.213 --> 39:35.015
و بايد همه چيز رو درست کنم

39:35.016 --> 39:38.250
نه . اين حقو ازم نگير

39:39.686 --> 39:41.254
تو هيچ کاري نمي‌کني

39:41.255 --> 39:43.357
برادرت بيمار بود

39:43.358 --> 39:46.593
واسه همين خودش و اون آدما رو به قتل رسوند

39:46.594 --> 39:50.096
و اين يه واقعه‌ي غم‌انگيز بود

39:50.097 --> 39:54.233
تنها کاري که از دستت برمياد
اينه که به زندگيت ادامه بدي

40:05.278 --> 40:07.998
بدون که برادرت به آرامش رسيده

40:07.999 --> 40:11.919
و جاي نگراني نيست

40:11.920 --> 40:14.087
من سر درميارم چه اتفاقي رخ داده

40:14.088 --> 40:16.757
و وقتي بفهمم

40:16.758 --> 40:21.478
هر کاري بتونم مي‌کنم تا
اوني که اين بلا رو سر برادرت آورده

40:21.479 --> 40:24.431
عذاب بکشه

40:24.432 --> 40:27.401
و در مورد تو هم

40:27.402 --> 40:30.521
امشب راحت مي‌خوابي

40:30.522 --> 40:36.309
و خوابِ دنيايي بهتر از ايني که هست رو مي‌بيني

40:36.310 --> 40:42.332
دنيايي که توش نه موجود شروري هست و نه اهريمني

40:42.333 --> 40:45.618
...و تمام مردم اشتياق

40:49.122 --> 40:51.591
به خوب بودن دارن

41:35.085 --> 41:39.039
"طوري نيست "دِوينا

41:39.040 --> 41:42.175
قصد ندارم بهت صدمه بزنم

41:42.176 --> 41:44.361
گر چه وقتش رسيده که
باهم يه صحبتي داشته باشيم

41:47.200 --> 41:48.200
مترجمين : نوشين و سعيده

41:49.200 --> 42:24.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
