WEBVTT

00:03.252 --> 00:05.350
در طول زندگی طولانی ـم

00:05.351 --> 00:09.014
به این باور رسیدم که ما تا ابد به افرادی
که خونمون با اونها یکسانه گره خوردیم

00:09.215 --> 00:12.035
و در حالیکه ممکنه ما نتونیم
خانواده‌ی خودمون رو انتخاب کنیم

00:12.036 --> 00:15.045
رابطه با آنها می‌تونه بیشترین قدرت ما باشه

00:15.046 --> 00:17.865
یا عمیق‌ترین پشمونی ما

00:17.866 --> 00:22.388
این حقیقت تأسّف‌آور از زمانی که
به یاد میارم روح منو تسخیر کرده

00:21.100 --> 00:25.400
" رودخانه میسی‌سیپی ، 300 سال قبل "

00:26.374 --> 00:28.835
از نظرت اون چیه؟

00:28.836 --> 00:30.919
هیچ بیرق و هیچ پرچمی

00:30.920 --> 00:32.955
متعلّق به اوناییه که از ناکجاآباد اومدن

00:32.956 --> 00:35.516
یه کشتی معجزه‌آسا

00:35.517 --> 00:38.009
چرا اونجا مونده؟

00:39.244 --> 00:41.778
تصور می‌کنم زمان اون رسیده که بفهمیم

00:54.796 --> 00:57.214
افرادش کدوم گوری هستن؟

00:57.215 --> 00:58.627
رها شده‌ست

00:58.628 --> 01:01.113
این باعث میشه که به صورت قانونی
بشه به عنوان غنیمت برداشت‌ـش

01:01.114 --> 01:03.235
هر چی به‌دردتون می‌خوره بردارین

01:05.228 --> 01:06.867
اینا چی می‌تونن باشن؟

01:11.328 --> 01:12.695
بازشون کن

01:19.670 --> 01:22.472
این دیگه چیه؟

01:41.075 --> 01:44.028
سلام

01:46.998 --> 01:49.066
چقدر لذّت‌بخشه که بعد از یه سفر طولانی

01:49.067 --> 01:50.734
چنین چهره‌ی جذّابی رو ببینی

01:50.735 --> 01:52.286
می‌تونم بخورمش برادر؟

01:52.287 --> 01:54.621
ترجیح میدادم این‌کار رو نکنی

01:57.207 --> 01:59.710
نیازی نیست بترسی

01:59.711 --> 02:02.262
اون دقیقاً همون کاری رو می‌کنه که من بگم

02:02.263 --> 02:04.765
اون هیچ چیزی رو به یاد نخواهد آورد

02:04.766 --> 02:06.600
من هیچ چیزی رو به یاد نخواهم آورد

02:06.601 --> 02:08.052
ما سفر واقعاً درازی رو داشتیم

02:08.053 --> 02:09.303
که متأسّفانه در حین اون

02:09.304 --> 02:10.437
تمام خدمه‌مون رو از دست دادیم

02:10.438 --> 02:12.723
پس در کمال ادب از تو درخواست می‌کنیم که

02:12.724 --> 02:14.607
وسایل ما رو به ساحل ببری

02:14.609 --> 02:17.111
شماها چه‌جور اهریمن‌های جهنّمی هستین؟

02:17.112 --> 02:19.229
ما خون‌آشام هستیم عزیز دلم

02:19.230 --> 02:21.981
خون‌آشام‌های اصیل

02:21.983 --> 02:24.318
ربکا ، آلایژا

02:24.319 --> 02:25.703
برادرانمون کول و فین

02:25.704 --> 02:27.287
که روحشون قرین رحمت باشه

02:27.288 --> 02:29.740
بهترین رو نگه داشتی واسه آخر؟

02:29.741 --> 02:32.375
و برادر دورگه‌مون نیکلاوس

02:33.544 --> 02:35.495
بهش توجّهی نکن . اون یه دیوه

02:41.086 --> 02:43.721
از اروپا گریختیم و از بین دریاها
جون سالم به‌در بردیم

02:43.722 --> 02:45.055
تو ترجیح میدی که من گرسنه

02:45.056 --> 02:47.007
روی سواحل سرزمین مادریمون قدم بذارم؟

02:47.008 --> 02:48.976
نیکلاوس ، اخلاقیات تو طبق معمول همیشه

02:48.977 --> 02:51.261
از هیچ گونه توازنی برخوردار نیست

02:51.262 --> 02:54.064
جناب ، میشه این لطف رو
در حق ما بکنید و بگین که

02:54.065 --> 02:56.466
جایی که ما لنگر گرفتیم کجاست؟

02:56.467 --> 02:58.969
"مستملکات فرانسویان "لوییزیانا

02:58.970 --> 03:02.156
کمی بیرون از سواحل شهری که
اونها "نیو اورلانز" نام گذاشتن

03:02.157 --> 03:05.475
من از شما خیلی ممنونم

03:05.476 --> 03:07.861
در ضمن تأکید می‌کنم که شما برای

03:07.862 --> 03:09.980
حمل این اسباب برای خودتون یه‌کم کمک جور کنید

03:09.981 --> 03:12.749
عذرخواهی صمیمانه‌ی من رو بپذیرید

03:26.200 --> 03:27.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:28.200 --> 03:33.400
"The Originals"
فصل 1
قسمت 1 : همیشه و تا ابد

03:34.400 --> 03:38.400
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:42.312 --> 03:45.182
خب ، چی تو رو به "در دسترس بزرگ" کشونده؟
("لقب شهر "نیو اورلانز)

03:45.183 --> 03:47.016
من قبلاً اینجا زندگی می‌کردم

03:47.018 --> 03:48.569
جدّاً؟ کی؟

03:48.570 --> 03:50.820
انگار 100 سال پیش بود

03:50.822 --> 03:52.522
من خودم تازه به اینجا نقل مکان کردم

03:52.523 --> 03:53.574
چی تو رو به اینجا برگردونده؟

03:53.575 --> 03:54.875
خب ، برادر من یه جایی همینجاهاست

03:54.876 --> 03:56.460
من از این ترس دارم که اون ممکنه خودش رو

03:56.461 --> 03:57.995
گرفتار یک سری قید و بندها کرده باشه

03:57.996 --> 03:59.630
یه‌جوری میگی انگار این اتّفاق معموله

03:59.631 --> 04:01.215
خب ، اون پیچیده‌ست

04:02.584 --> 04:07.179
اون جسور ، بیمارگونه و یه‌کم دمدمی‌مزاجه

04:09.840 --> 04:12.042
میدونی ، ما پدرامون یکی نیستن

04:12.043 --> 04:13.393
البتّه که این مسئله هیچ‌وقت باعث آزار من نبوده

04:13.394 --> 04:15.662
امّا برادر من از اعماق وجودش از این بابت منزجره

04:15.663 --> 04:17.714
هیچ‌وقت احساس تعلّق نکرد

04:17.915 --> 04:19.549
با همه‌ی اینایی که گفتم

04:19.550 --> 04:20.634
اون ید طولایی در به دردسر انداختن خودش داره

04:20.635 --> 04:22.052
خب ، من حدس میزنم که تو هم ید طولایی در

04:22.053 --> 04:24.087
خلاص کردنش داری

04:24.088 --> 04:26.523
برادرت درگیر چه‌جور گرفتاری شده؟

04:26.524 --> 04:28.108
اون معتقده که مردمی در این شهر وجود دارن

04:28.109 --> 04:29.976
که دارن برعلیه ـش توطئه می‌کنن

04:29.978 --> 04:33.430
چه از خود متشکّر و توهّم زده‌ست

04:33.431 --> 04:34.948
ببخشید

04:34.949 --> 04:37.267
مسئول بار با تخصّص در امور روانشناسی

04:37.268 --> 04:39.152
دیگه کاملاً کلیشه‌ای شده

04:39.153 --> 04:41.070
"گوش کن "کمیل

04:41.072 --> 04:43.323
من دنبال شخصی می‌گردم که تصویر روشن‌تری از

04:43.324 --> 04:45.075
مخمصه‌ی کنونی اون بهم بده

04:45.076 --> 04:46.960
"اون اینجا کار می‌کنه..."جِين.ان.دِوِرو

04:46.961 --> 04:48.494
میدونی کجا می‌تونم پیداش کنم؟

04:48.496 --> 04:51.298
نه امّا شخصی رو می‌شناسم که ممکنه بدونه

04:51.299 --> 04:53.500
به "نیو اورلانز" خوش اومدین

04:53.501 --> 04:55.618
و به نگین انگشتری شهر "کواسان"ها
(نام نوعی شیرینی فرانسوی)

04:55.619 --> 04:57.137
به محلّه‌ی فرانسوی‌نشین

04:57.138 --> 05:00.924
جاز و آش شله قلمکار
عاشقانه‌ها و شعرها

05:00.925 --> 05:04.978
بدون اشاره به هیولاهایی که در شب ضربه میزنن

05:04.979 --> 05:08.181
هیولاهایی که از خون انسان تغذیه می‌کنن

05:08.182 --> 05:10.734
اوراح کینه‌توز مرگ

05:10.735 --> 05:14.321
و کسانی که به شخصه بیشتر از
همه بهشون علاقه دارم...جادوگرا

05:14.322 --> 05:16.973
اینجا ما فروشگاه طلسم و جادو داریم
"ژاردین گریس"

05:16.974 --> 05:19.275
بفرمایید داخل . دنبال جادو بگردین

05:21.194 --> 05:23.497
آلایژا ، می‌خوای به تعقیب کردن من ادامه بدی؟

05:23.498 --> 05:25.982
یا می‌خوای حرف بزنی؟

05:25.983 --> 05:27.317
تو میدونی من کی هستم

05:27.318 --> 05:29.786
خون‌آشام اصیلی که همیشه کت و شلوار می‌پوشه

05:29.787 --> 05:32.255
تو و خانواده ـت بین جادوگرا خیلی مشهورین

05:32.256 --> 05:36.208
خصوصاً به‌خاطر اینکه برادرت به شهر برگشته

05:36.210 --> 05:37.461
خب ، نیکلاوس اینجاست چون فهمیده بود که

05:37.462 --> 05:39.262
یه جادوگر داره برعلیه ـش توطئه می‌کنه

05:39.263 --> 05:41.664
"شخصی به اسم "جِين.ان.دِوِرو

05:41.665 --> 05:42.966
خب پس اگر دنبال "جِين.ان" می‌گرده

05:42.967 --> 05:46.553
یه‌کم دیر تشریف آورده

05:46.554 --> 05:49.722
داری میگی که اون مُرده؟

05:52.976 --> 05:55.178
بیا

05:55.179 --> 05:57.146
خواهرش سوفی حتماً می‌خواد باهات حرف بزنه

06:27.677 --> 06:30.814
این "جِين.ان"ـه؟

06:30.815 --> 06:32.899
در عموم کشته شده که مایه‌ی عبرت همه بشه

06:32.900 --> 06:34.101
تنها افرادی که این اطرف میان

06:34.102 --> 06:35.885
جادوگرا هستن

06:35.886 --> 06:38.855
حالا خواهرش اومده که جسدش رو ببره

06:38.856 --> 06:40.240
روحش تا زمانی که به طرز معقولی

06:40.241 --> 06:42.241
توی قبرستون دفن نشه به آرامش نمیرسه

06:43.944 --> 06:45.529
خواهش می‌کنم بگو که برادر من

06:45.530 --> 06:47.414
هیچ ربطی به این قضیه نداره

06:47.415 --> 06:50.367
نه . "جِين.ان" مُرد چون موقع
جادو کردن دستگیر شد

06:50.368 --> 06:53.236
منظورت چیه که میگی
موقع جادو کردن دستگیر شده؟

06:56.873 --> 06:58.959
می‌خوای بدونی کی "جِين.ان" رو کشته؟

06:58.960 --> 07:00.177
الان در شرف دیدن اولین تصویر از

07:00.178 --> 07:01.244
مارسل در حین عمل هستی

07:01.245 --> 07:02.378
مارسل خون‌آشام؟

07:02.380 --> 07:03.847
از وقتی خانواده‌ی تو رفتن همه چیز عوض شده

07:03.848 --> 07:05.714
و مارسل هم عوض شده

07:10.554 --> 07:13.089
من ازت می‌خوام که مخفی بمونی

07:13.090 --> 07:14.641
اگر مارسل بفهمه که یه جادوگر

07:14.642 --> 07:15.924
اصیل‌ها رو برگردونده به شهر

07:15.926 --> 07:18.310
کلّ هم‌نوعان من قتل‌عام میشن

07:19.229 --> 07:23.399
خب خب خب ، اینجا چی داریم؟

07:23.401 --> 07:25.285
باید بهت بگم سوفی که این گوشه‌ی خیابون

07:25.286 --> 07:26.786
امشب اثبات کرد که خوش‌یمن‌ترین جا

07:26.787 --> 07:28.604
برای خانواده‌ی تو نیست

07:30.774 --> 07:32.626
کمتر از نیم ساعت پیش

07:32.627 --> 07:34.411
مجبور شدیم به خواهرت یه درس کوچولو بدیم

07:34.412 --> 07:36.446
ما می‌خوایم اونو به آرامش برسونیم مارسل

07:36.447 --> 07:38.498
ما رو تنها بذار

07:38.499 --> 07:40.450
من هیچ‌وقت نگفتم که شماها
می‌تونین جنازه رو تکون بدین

07:40.451 --> 07:43.503
در واقع باید بگم که من اینجا رو
به یه دلیلی ترک کردم

07:43.504 --> 07:45.305
برای رسوندن یه پیغام

07:45.306 --> 07:47.457
اگر کسی در فکر پیوستن به یه

07:47.458 --> 07:50.293
طغیان و شورشه قوانین من بیان می‌کنن که

07:50.294 --> 07:53.180
جادوگرا حق ندارن توی محلّه تمرین جادوگری کنن

07:53.181 --> 07:55.732
و یه کلاغه به من خبر داد که

07:55.733 --> 07:57.234
جِين.ان" داشته یه آش خوشمزه‌ی"

07:57.235 --> 07:59.369
جادویی می‌پخته

07:59.370 --> 08:01.521
آره

08:01.522 --> 08:04.024
در حالیکه من داشتم واسه شماها یه
درس عبرت کوچولو درست می‌کردم

08:04.025 --> 08:06.742
دوست قدیمی من کلاوس دورگه

08:06.744 --> 08:08.645
یهو از آسمون سر و کلّه ـش پیدا میشه

08:08.646 --> 08:11.865
در حالیکه بین این همه آدم داره
دنبال "جِين.ان" می‌گرده

08:11.866 --> 08:15.652
هیچ میدونی چرا؟ -
من نمیدونم -

08:15.653 --> 08:18.087
جادوگرا توی مسائل خون‌آشامی دخالتی نمی‌کنن

08:18.089 --> 08:21.341
خب ، اونکه مسلّماً خیلی احمقانه می‌شد

08:21.342 --> 08:23.510
در این که شکی نیست

08:23.511 --> 08:26.012
یه چیزی بهت میگم

08:26.013 --> 08:28.180
برگرد به اون رستوران

08:28.182 --> 08:30.517
یه‌کمی از اون خورشت بامیه‌های معروف درست کن

08:30.518 --> 08:32.719
و گردشگرا رو خوشحال کن

08:32.720 --> 08:34.304
جنازه رو بردارین

08:34.305 --> 08:37.006
نه . صبر کنین ، صبر کنین . مارسل

08:37.007 --> 08:39.175
من جنازه‌ی خواهرت رو نگه میدارم

08:39.176 --> 08:41.695
که شاید تو یادت بیاد که چرا کلاوس اینجاست

08:41.696 --> 08:42.979
مارسل ، لطفاً

08:42.980 --> 08:44.697
بدن اون توی آرامش نیست

08:44.699 --> 08:47.349
این دیگه مشکل من نیست

08:48.919 --> 08:50.871
تو می‌خوای به من بگی
که بعد از این همه سال

08:50.872 --> 08:52.289
مارسل زنده و سر حاله؟

08:52.290 --> 08:53.457
کاملاً

08:53.458 --> 08:55.175
به نظر میاد که برادرمون توی
منطقه‌ی جنگی سرگردون شده

08:55.176 --> 08:56.676
و منم نتونستم که پیداش کنم

08:56.677 --> 08:59.012
مارسل همون کسی که برادرمون به نوکری گرفتش و

08:59.013 --> 09:00.797
زیر بال و پر خودش گرفت
الان به یه سلّاخ خونه

09:00.798 --> 09:03.500
پر از خون‌آشامای وحشی حکمرانی می‌کنه
که وحشی میشن

09:03.501 --> 09:05.552
و توی انظار آدم می‌کشن که
هر آدمی هم رد شد ببینه

09:05.553 --> 09:07.220
جادوگرا تحت اطاعت قرار گرفتن

09:07.221 --> 09:08.855
من شک دارم که کلاوس کوچکترین تصوّری داشته

09:08.856 --> 09:10.273
که داره کجا قدم میذاره

09:10.274 --> 09:11.808
ببخشید ، این چی بود؟

09:11.809 --> 09:12.842
من دست از توجّه کردن برداشتم

09:12.843 --> 09:14.111
وقتی حرف برادرمون شد -
ربکا -

09:14.112 --> 09:16.313
برادر حرومزاده‌ی منفور خیانتکار ما

09:16.314 --> 09:18.231
تمام همدردی‌هایی که من یک زمانی براش داشتم

09:18.232 --> 09:20.217
رو از بین برد با گذاشتن همه‌ی
همّ و غمّش روی اینکه

09:20.218 --> 09:22.235
ثابت کنه نه تو و نه من هیچ چیزی از خوشبختی

09:22.236 --> 09:24.237
خارج از محدوده‌های جهان
خودخواهانه‌ی اون نمیدونیم

09:24.238 --> 09:26.039
همیشه و تا ابد ربکا

09:26.040 --> 09:27.874
این چیزیه که ما یه زمانی برای هم قسم خوردیم

09:27.875 --> 09:29.743
اینو به عنوان پس گرفتن قسمم در نظر بگیر

09:29.744 --> 09:31.795
تو یه دوجین‌بار قسمتو توی این قرن‌ها پس گرفتی

09:31.796 --> 09:33.663
و با اینحال وقتی پدرمون ما رو پیدا کرد و

09:33.664 --> 09:35.715
از همین شهر دنبالمون کرد

09:35.716 --> 09:38.535
من ممکنه پیر باشم آلایژا امّا اصلاً خرفت نیستم

09:38.536 --> 09:40.370
من خیلی خوب میدونم که به پای کلاوس موندم

09:40.371 --> 09:42.055
و هنوز 3 سال نگذشته بود که اون یه خنجر فرو کرد

09:42.056 --> 09:44.024
توی سینه ـم و به مدّت 90 سال

09:44.025 --> 09:45.041
منو فرستاد به یه چُرت جادویی

09:45.042 --> 09:46.259
هیچ میدونی چرا؟

09:46.260 --> 09:47.594
چون من جسارت اینو داشتم و سعی کردم

09:47.595 --> 09:49.729
که برای خودم زندگی کنم و بدون اون

09:49.730 --> 09:52.015
کافیه . من معتقدم که برادر ما توی دردسر افتاده

09:52.016 --> 09:53.767
پس هر اتّفاقی که بین مارسل و جادوگرا داره میفته

09:53.768 --> 09:55.385
به اندازه‌ای شوم هست که اونا ریسک

09:55.386 --> 09:57.304
برگردوندن یه اصیل رو به شهر به جون خریدن

09:57.305 --> 09:58.455
جادوگرا اونو فریب دادن و کشوندن اینجا

09:58.456 --> 10:00.357
من می‌خوام بدونم چرا

10:21.128 --> 10:24.631
"تو منو کشوندی توی این بازی "جِین

10:24.632 --> 10:27.600
به من قدرتشو بده که تمومش کنم

10:45.735 --> 10:47.621
اینجا در داره ، میدونستی؟

10:47.622 --> 10:50.407
تو داری جادو می‌کنی؟

10:50.408 --> 10:52.242
من دارم برای خواهر مُرده ـم دعا می‌خونم

10:52.243 --> 10:54.544
بفرمایید . ادای احترامتونو بکنین

10:54.545 --> 10:56.996
ماجرا درست نکن سوفی

10:56.998 --> 10:58.631
دورگه داشت دنبال "جِين.ان" می‌گشت

10:58.633 --> 11:00.450
مارسل می‌خواد بدونه چرا

11:00.451 --> 11:03.386
می‌خواستم بگم از خودش بپرسید
امّا فکر کنم نتونید . میدونید چرا؟

11:03.387 --> 11:06.138
چون مارسل اونو کشت

11:27.611 --> 11:29.478
من آلایژا هستم

11:30.697 --> 11:33.483
درباره‌ی من شنیدی؟

11:33.484 --> 11:34.867
آره

11:34.869 --> 11:37.537
پس چطوره بهم بگی که

11:37.538 --> 11:40.440
خانواده‌ی تو چه بساطی با برادر من داره؟

11:55.104 --> 11:56.972
اینجا یه زمین موقوفی ـه

11:56.973 --> 11:59.690
به این معنی که خون‌آشام‌ها باید دعوت بشن داخل

12:01.193 --> 12:04.465
امّا از اونجایی که من مستأصلم...بیا تو

12:06.066 --> 12:09.101
می‌تونیم اینجا با خیال راحت حرف بزنیم

12:09.102 --> 12:11.537
پس پیشنهاد می‌کنم که شروع به حرف زدن بکنی

12:11.538 --> 12:14.323
خواهر تو با نیکلاوس چی‌کار داشته؟

12:14.324 --> 12:16.558
این واضح نیست؟

12:16.559 --> 12:19.161
ما یه مشکل خون‌آشامی داریم و به کمک نیاز داریم

12:19.162 --> 12:21.663
مارسل یه ارتش داره که ازش پشتیبانی می‌کنن

12:21.664 --> 12:23.432
جادوگرا داشتن سعی می‌کردن که مقابله کنن

12:23.433 --> 12:25.117
ما شانس زیادی نداشتیم

12:25.118 --> 12:27.469
تا اینکه خواهرم "جِين.ان" با یه دختری آشنا شد

12:27.470 --> 12:29.688
"یه گرگینه‌ای اهل یه شهر کوچیک توی "ویرجینیا

12:29.689 --> 12:31.974
که داشت از محلّه گذر می‌کرد

12:31.975 --> 12:36.010
اون یه وابستگی ویژه به برادر تو داشت

12:36.012 --> 12:37.479
چه‌جور وابستگی؟

12:37.480 --> 12:40.648
ظاهراً اونا یه زمانی رو باهم گذروندن

12:40.650 --> 12:42.267
همه چیز دست به دست هم داده

12:42.268 --> 12:44.887
و الان این دختر گرگینه‌ی ویژه

12:44.888 --> 12:46.688
حامله‌ست و پدر بچّه‌ای که

12:46.689 --> 12:48.640
توی شکمش داره

12:48.641 --> 12:50.943
برادر تو کلاوس ـه

12:50.944 --> 12:52.644
این غیرممکنه

12:52.645 --> 12:54.913
هیج چیز غیرممکن نیست

12:54.914 --> 12:56.614
خصوصاً وقتی پای برادر تو وسط باشه

12:56.616 --> 12:58.150
بهش فکر کن

12:58.151 --> 13:01.186
اون رو دورگه صدا می‌کنن ، درسته؟

13:01.187 --> 13:03.004
بیارینش بیرون

13:19.171 --> 13:21.355
تو دیگه چه خری هستی؟

13:29.565 --> 13:32.183
خواهشاً چند لحظه تنهامون بذارید

13:33.485 --> 13:35.621
پس اونا برخلاف خواسته‌ی تو

13:35.622 --> 13:37.706
اینجا نگهت داشتن؟

13:37.707 --> 13:40.042
اونا منو با کلک کشوندن به رودخونه

13:40.043 --> 13:41.660
و گیرم انداختن

13:41.661 --> 13:45.264
بعدش هم کلّی آزمایش جادویی
عجیب غریب روم انجام دادن

13:45.265 --> 13:48.217
من اصلاً نمی‌فهمم
این اتّفاق چطور ممکنه افتاده باشه؟

13:48.218 --> 13:50.886
یعنی خب ، خون‌آشاما که مُردن

13:50.887 --> 13:53.087
اونا نمی‌تونن بچّه داشته باشن

13:53.089 --> 13:54.306
شاید اگر داستان برادر منو میدونستی

13:54.307 --> 13:56.642
توضیح میداد که چطور امکانش هست

13:56.643 --> 13:57.876
...بیا ، اگر اجازه بدی

13:57.877 --> 14:00.511
چی‌کار می‌کنی؟ -
آروم باش -

14:02.481 --> 14:04.850
اگر ذهنتو به روی من باز کنی

14:04.851 --> 14:06.383
من می‌تونم نشونت بدم

14:11.556 --> 14:15.444
در ابتدا خانواده‌ی ما انسان بودن

14:15.445 --> 14:17.496
هزاران سال پیش

14:17.497 --> 14:18.563
"یالّا "هِنری

14:18.564 --> 14:19.948
برادرامون بازم دارن می‌جنگن

14:19.949 --> 14:21.283
با وجود اینکه مادر من

14:21.284 --> 14:22.417
توی هنرهای سیاه دستی داشت

14:22.418 --> 14:24.069
ما یه خانواده‌ی بزرگ بودیم که داشتیم تلاش
می‌کردیم توی یه زمانی زنده بمونیم

14:24.070 --> 14:27.071
که خیلی این‌کار سخت بود

14:27.923 --> 14:30.092
...و ما کم و بیش

14:30.093 --> 14:32.911
خوشبخت بودیم

14:32.912 --> 14:35.012
این تا زمانی بود که یک شب

14:35.014 --> 14:36.715
کوچکترین برادر ما کشته شد

14:36.716 --> 14:39.017
توسّط بزرگترین عوامل تهدید روستای ما

14:39.018 --> 14:41.720
مـــــادر

14:41.721 --> 14:43.138
مردانی که می‌تونستن خودشون
رو در زمان ماه کامل

14:43.139 --> 14:46.225
به گرگ تبدیل کنن

14:46.226 --> 14:48.694
خاندان ما ویرون شده بود

14:48.695 --> 14:51.612
ویرونی هیچ‌کس اندازه‌ی نیکلاوس نبود

14:51.614 --> 14:53.431
در حالیکه در محافظت از بقیه‌ی
اعضا مستأصل مونده بودیم

14:53.432 --> 14:55.400
پدرمون مادرمون رو مجبور کرد که

14:55.401 --> 14:59.321
از جادوی سیاهش استفاده کنه
تا ما رو قوی‌تر بکنه

14:59.322 --> 15:01.206
بخور

15:01.207 --> 15:02.439
بخور

15:03.875 --> 15:06.328
اینطور بود که اولین خون‌آشام‌ها متولّد شدن

15:06.329 --> 15:08.780
امّا این سرعت و این قدرت

15:08.781 --> 15:13.885
این جاودانگی تبدیل به یک عطش فجیع شد

15:13.886 --> 15:16.453
هیچ‌کس به اندازه‌ی نیکلاوس
این عطش رو حس نمی‌کرد

15:21.093 --> 15:23.145
وقتی که برای اولین‌بار آدم کشت

15:23.146 --> 15:25.062
فهمید که واقعاً کیه

15:31.738 --> 15:33.405
چه بلایی داره سر من میاد؟

15:33.406 --> 15:36.658
نه . نکن ، نکن

15:36.659 --> 15:41.330
بابا ، درد داره

15:44.701 --> 15:48.669
اون یه هیولاست . یه موجود پلیدـه

15:52.624 --> 15:55.060
اون فقط یه خون‌آشام نبود

15:55.061 --> 15:58.330
اون یه گرگینه هم بوده

15:58.331 --> 16:02.167
نفرین گرگینه همینجوری عمل می‌کنه

16:02.168 --> 16:04.635
تا وقتی جون کسی رو نگیری فعّال نمیشه

16:04.637 --> 16:06.471
نیکلاوس حاصل بی‌ملاحظگی بود که

16:06.472 --> 16:09.041
مادر من از ما پنهان کرده بود

16:09.042 --> 16:12.510
یک رابطه‌ی عاشقانه با یک گرگینه مثل خودت

16:12.511 --> 16:14.363
پدرم که از این خیانت خیلی خشمگین شده بود

16:14.364 --> 16:16.181
مادرم رو مجبور کرد که طلسمی رو اجرا کنه که

16:16.182 --> 16:19.201
وجه گرگینه‌ای کلاوس رو سرکوب کنه
که برای اون هر گونه ارتباطی رو با

16:19.202 --> 16:20.986
خود واقعیش انکار بکنه

16:23.239 --> 16:25.791
آلایژا ، آلایژا...نگهش‌دار

16:25.792 --> 16:30.161
برادر ، خواهش می‌کنم
نذار این‌کار رو با من بکنن

16:30.163 --> 16:32.213
الان این‌کار رو بکن پسر

16:35.917 --> 16:37.385
کمکم کن

16:39.204 --> 16:41.505
پدرت یه عوضی تمام عیار بوده

16:43.425 --> 16:46.378
راستی من "هِیلی" هستم

16:46.379 --> 16:48.480
احتمالاً وقتی می‌خوای کلّ
داستان زندگیتو برای من بگی

16:48.481 --> 16:51.483
بهتره اسمم رو بدونی

16:51.484 --> 16:53.051
منظورم اینه که من اسم تو رو میدونم

16:53.052 --> 16:56.071
خانواده‌ی تو افسانه‌ای هستن

16:56.072 --> 16:58.240
برادر تو یه روانی بدنامه

16:58.241 --> 17:02.194
که من باهاش خوابیدم . من چه خریم

17:02.195 --> 17:03.945
من نمی‌تونم رفتار بد اون رو توجیح کنم

17:03.946 --> 17:06.230
امّا تو باید درک کنی که

17:06.232 --> 17:08.199
پدر من دنبال شکار کردن اون بود

17:08.201 --> 17:09.951
اون قرن‌ها دنبال شکار ما بود

17:09.952 --> 17:11.903
هر زمانی که ما یک لحظه احساس خوشبختی کردیم

17:11.904 --> 17:14.739
"مجبور شدیم که فرار کنیم حتّی اینجا توی "نیو اورلانز

17:14.740 --> 17:16.541
جایی که ما از هر جایی خوشبخت‌تر بودیم

17:16.542 --> 17:19.010
مدّت کوتاهی بعد از اینکه نیکلاوس طلسمی رو شکست

17:19.011 --> 17:21.413
که مانع می‌شد که اون یک دورگه باشه

17:21.414 --> 17:24.049
اون پدرمون رو شکست داد

17:24.050 --> 17:26.268
من فکر می‌کردم این باعث خوشحالی اون میشه

17:26.269 --> 17:29.253
امّا اون خشمگین‌تر از هر زمان دیگه‌ای بود

17:30.222 --> 17:32.757
من فکر می‌کنم که شاید این بچّه

17:32.758 --> 17:35.977
راهی برای برادرم باشه تا بالاخره
به خوشبختی دست پیدا کنه

17:35.978 --> 17:39.763
یه راهی که اون رو از خودش نجات بده

17:40.932 --> 17:43.485
خوشحالم که چنین حسّی داری

17:43.486 --> 17:45.687
چون ما به کمک تو نیاز داریم

17:45.688 --> 17:47.105
شما دقیقاً چی می‌خواین؟

17:47.106 --> 17:48.623
به این دختر چه ربطی داره؟

17:48.624 --> 17:50.409
ما می‌خوایم مارسل و خون‌آشاماش رو

17:50.410 --> 17:51.927
از شهر فراری بدیم

17:51.928 --> 17:53.944
کلاوس کلید این کاره

17:53.946 --> 17:55.797
هر چیزی که مارسل درباره‌ی خون‌آشام بودن میدونه

17:55.798 --> 17:57.632
رو از کلاوس یاد گرفته

17:57.633 --> 18:00.502
مارسل به اون اعتماد داره
روی اون خیلی حساب می‌کنه

18:00.503 --> 18:02.454
اون به هیچ وجه احتمال خیانت رو نمیده

18:02.455 --> 18:03.955
بله . خب ، از اونجایی که حتماً خودتون هم میدونید

18:03.956 --> 18:06.091
برادرم نیکلاوس دوست نداره
بهش بگن چی‌کار باید بکنه

18:06.092 --> 18:08.977
به همین خاطر من تو رو آوردم اینجا

18:08.978 --> 18:11.329
مارسل گرگینه‌ها رو چند دهه پیش

18:11.330 --> 18:13.098
از شهر بیرون کرد

18:13.099 --> 18:15.400
واقعاً فکر می‌کنید از به دنیا اومدن یه

18:15.401 --> 18:17.918
بچّه‌ی دورگه توی این همسایگی خوشحال میشه؟

18:19.438 --> 18:21.440
کلاوس رو متقاعد کن که به ما کمک کنه

18:21.441 --> 18:23.091
که در اونصورت دیگه نیازی نیست
هیچ‌کس درباره‌ی

18:23.092 --> 18:24.693
جدیدترین عضو خاندان اصیل‌ها چیزی بدونه

18:24.694 --> 18:27.211
به طرز قابل توجّهی مثل اخّاذیه

18:27.213 --> 18:32.149
همونطور که گفتم من مستأصلم

18:34.753 --> 18:37.205
...خب پس

18:37.206 --> 18:39.840
راه خیلی سختی پیش روی منه ، نه؟

18:54.976 --> 18:57.378
عصر بخیر آلایژا

18:57.379 --> 18:59.113
نیکلاوس

18:59.114 --> 19:01.633
چه غافلگیری کاملاً ناخوشایندی

19:01.634 --> 19:04.785
و چه خوش‌آمدگویی بدون غافلگیری

19:04.786 --> 19:06.004
با من بیا

19:06.005 --> 19:07.872
من تا وقتی نفهمم کی داره علیه من توطئه می‌کنه

19:07.873 --> 19:10.090
هیچ جا نمیرم

19:10.092 --> 19:12.926
انگار من برات پیداش کردم

19:14.979 --> 19:17.265
نه . این امکان نداره

19:17.266 --> 19:18.650
خود منم همینو گفتم

19:18.651 --> 19:21.352
اين يه دروغه . همتون داريد دروغ ميگين

19:21.353 --> 19:23.471
خون‌آشاما نمي‌تونن توليد مثل کنن

19:23.472 --> 19:25.405
امّا گرگينه‌ها مي‌تونن

19:25.407 --> 19:27.025
جادو تو رو خون‌آشام کرده

19:27.026 --> 19:29.359
امّا تو يه گرگينه به دنيا اومدي

19:29.361 --> 19:31.312
تو دورگه‌ي اصيلي

19:31.313 --> 19:34.148
اولين موجودي از نوع خودت و اين حاملگي

19:34.149 --> 19:36.983
يکي از حفره‌هاي طبيعته

19:40.121 --> 19:42.156
تو با کس ديگه‌اي بودي . اعتراف کن

19:42.157 --> 19:44.158
هي ، من روزها تو کنار يه رودخونه‌ي

19:44.159 --> 19:46.010
تمساح چندش‌آور اسير بودم

19:46.011 --> 19:47.344
چون اينا فکر مي‌کنن که من

19:47.346 --> 19:48.780
توي شکمم يه بچّه‌ي معجزه‌آساي جادويي دارم

19:48.781 --> 19:50.298
فکر مي‌کني اگه مال تو نبود

19:50.299 --> 19:51.549
خودم به حرف نمي‌اومدم؟

19:51.550 --> 19:53.968
خواهرم جونشو داد تا طلسمي رو اجرا کنه

19:53.969 --> 19:56.336
که واسه تاييد اين حاملگي الزامي بود

19:56.338 --> 19:58.272
"به‌خاطر اين فداکاري "جِين.ان

19:58.274 --> 19:59.858
زندگي اين دختر و بچّه ـش

19:59.859 --> 20:01.526
توسّط ما کنترل ميشه

20:01.527 --> 20:04.112
...ما مي‌تونيم ازشون مراقبت کنيم

20:04.113 --> 20:07.315
يا مي‌تونيم اونا رو بکشيم

20:07.316 --> 20:10.368
اگه کمکمون نکني که "مارسل" رو سرنگون کنيم

20:10.369 --> 20:12.820
اگر کمکم نکنيد "هِیلی" به قدري زنده نمي‌مونه

20:12.821 --> 20:14.572
تا اولين لباس حاملگيشو ببينه

20:14.573 --> 20:15.990
وايسا ، چي؟

20:15.991 --> 20:17.125
اين بحثو تموم کنيد

20:17.126 --> 20:18.126
اگر مي‌خوايد "مارسل" بميره مي‌ميره

20:18.127 --> 20:19.961
خودم اين‌کار رو مي‌کنم -
نه -

20:19.962 --> 20:21.763
نمي‌تونيم . هنوز نه

20:21.764 --> 20:23.581
ما يه نقشه‌ي روشن داريم که بايد ازش پيروي کنيم

20:23.582 --> 20:27.000
و قوانيني وجود داره

20:31.506 --> 20:35.559
چه‌جوري جرأت مي‌کني به من فرمان بدي؟

20:35.561 --> 20:37.729
منو با چيزي که

20:37.730 --> 20:40.098
به غلط فکر مي‌کني نقطه ضعف منه تهديد کني؟

20:40.099 --> 20:42.383
اين يه فريب کثيف ـه

20:42.384 --> 20:44.235
من ديگه هيج دروغي رو نمي‌خوام بشنوم

20:44.236 --> 20:47.321
نيکلاوس

20:52.894 --> 20:55.279
گوش کن

21:43.795 --> 21:47.581
اون و بچّه رو بکش

21:48.750 --> 21:51.886
چرا بايد واسم مهم باشه؟

21:51.887 --> 21:54.755
ول کن . من از اينجا ميرم

21:58.359 --> 22:02.546
هيچ‌کس به دختر دست نزنه
اين قضيه رو درستش مي‌کنم

22:08.987 --> 22:11.806
نيکلاوس

22:11.807 --> 22:13.156
اين يه حقّه‌ست آلايژا

22:13.158 --> 22:15.360
نه داداش . يه نعمته

22:15.361 --> 22:17.362
اين شانس تو ـه . شانس ماست

22:17.363 --> 22:18.696
که چي‌کار کنيم؟

22:18.697 --> 22:20.365
که از نو شروع کنيم هر چيزي رو
که از دست داديم پس بگيريم

22:20.366 --> 22:22.316
هر چيزي که ازمون گرفتن رو بدست بياريم

22:22.317 --> 22:25.987
نيکلاوس ، پدر و مادر خود ما ازمون متنفّر شدن

22:25.988 --> 22:27.321
خانواده‌ي ما نابود شد

22:27.322 --> 22:28.706
ما نابود شديم و از اون زمان

22:28.707 --> 22:30.074
تنها چيزي که تو هميشه خواستي

22:30.075 --> 22:32.126
تنها چيزي که ما هميشه خواستيم

22:32.127 --> 22:36.464
يه خانواده بود

22:36.465 --> 22:40.051
من فريب نمي‌خورم

22:40.052 --> 22:41.702
به فرض که دارن فريبت ميدن

22:41.703 --> 22:42.703
خب که چي؟

22:42.704 --> 22:44.305
با وجود اونا...اون دختر و بچّه

22:44.306 --> 22:48.925
بچّه‌ي تو...زنده مي‌مونن

22:48.927 --> 22:54.215
من تک تک اونا رو مي‌کشم

22:54.216 --> 22:55.566
و بعدش چي؟

22:55.567 --> 22:56.734
بعدش برميگردي به ميستيک‌فالز

22:56.735 --> 22:58.186
که زندگيتو به عنوان يه آدم منفور ادامه بدي؟

22:58.187 --> 22:59.487
به عنوان دورگه‌ي شيطاني؟

22:59.488 --> 23:00.988
اينکه مردم با شنيدن اسم تو
لرزه به اندامشون بيفته

23:00.989 --> 23:02.573
اينقدر واست مهمه؟

23:02.574 --> 23:04.242
مردم لرزه به اندامشون ميفته
چون من قدرت اينو دارم

23:04.243 --> 23:05.860
که اونا رو بترسونم

23:05.861 --> 23:07.161
اين بچّه واسه من چه سودي داره؟

23:07.162 --> 23:08.829
قدرت منو تضمين مي‌کنه؟

23:08.831 --> 23:11.282
خانواده همون قدرته نيکلاوس

23:11.283 --> 23:13.801
عشق ، وفاداري...اينا قدرته

23:13.802 --> 23:15.787
اينا قولاييه که ما هزاران سال پيش به هم داديم

23:15.788 --> 23:17.404
قبل از اينکه زندگي اون مقدار کم انسانيتي که

23:17.405 --> 23:20.541
واست مونده بود رو ازت بگيره
قبل از خودخواهي ، قبل از خشم

23:20.542 --> 23:23.077
قبل از توهّمي که توي اين موجود شکل گرفته

23:23.078 --> 23:27.264
کسي که من به سختي مي‌تونم
به عنوان برادر خودم بشناسمش

23:29.083 --> 23:31.552
اين ماييم

23:31.553 --> 23:33.220
خانواده‌ي اصيل

23:35.273 --> 23:39.559
ما باهم مي‌مونيم براي هميشه و تا ابد

23:41.762 --> 23:44.031
من ازت مي‌خوام که اينجا بموني

23:44.032 --> 23:46.267
من بهت کمک مي‌کنم و کنارت مي‌مونم

23:46.268 --> 23:48.119
برادرت خواهم بود

23:48.120 --> 23:51.539
ما اينجا باهم يه خونه مي‌سازيم

23:51.540 --> 23:54.909
پس اين دختر رو نجات بده

23:54.910 --> 23:58.211
فرزندتو نجات بده

24:07.505 --> 24:08.805
نه

24:17.326 --> 24:20.349
مارسل و خون‌آشام‌هاش از کنترل خارج شدن

24:20.350 --> 24:21.667
باید یه کاری در موردشون انجام بشه

24:21.668 --> 24:24.368
اون‌وقت راه حلش اینه که خون‌آشام‌های
بیشتری وارد شهر بشن؟

24:24.370 --> 24:26.670
اگنس" ، اینا خون‌آشام‌هایِ معمولی نیستن"

24:26.672 --> 24:28.055
اینا خاندان اصیل‌ها هستن

24:28.057 --> 24:30.942
اون‌وقت چی باعث شده خیال کنی
می‌تونی از پس کنترل کردنِ دورگه بربیای؟

24:30.943 --> 24:32.193
اون نمی‌تونه

24:36.648 --> 24:40.118
حتّی مطمئن نیستم منم بتونم

24:40.119 --> 24:41.953
ولی حالا که این محفلِ شما
باعث عصبانیتِ کلاوس شده

24:41.954 --> 24:43.538
یه سوالی برام پیش اومده

24:43.539 --> 24:45.273
چی جلوی برادرم رو می‌گیره
که به جای اینکه تو رو بکُشه

24:45.274 --> 24:47.992
باهات همکاری بکنه؟

24:59.054 --> 25:00.755
چه غلطی می‌کنی؟

25:02.157 --> 25:04.126
جادویی که خواهرم اجرا کرد

25:04.127 --> 25:05.560
همونی که باعث شد کُشته بشه

25:05.561 --> 25:07.312
فقط برای این نبود که بارداری "هِیلی" تأیید بشه

25:07.313 --> 25:08.930
منو به "هِیلی"‌ متصل کرده

25:08.931 --> 25:10.982
بنابراین هر بلایی که سرِ من بیاد

25:10.983 --> 25:14.803
سر "هِیلی" هم میاد . این یعنی اینکه
مرگ و زندگی اون دستِ منه

25:14.804 --> 25:18.106
شاید کلاوس به بچّه‌ـش اهمیتی نده

25:18.107 --> 25:21.359
ولی تابلوئه که همین الانشم تو
حسابی به این بچّه اهمیت میدی

25:22.911 --> 25:26.998
پس اگر مجبور بشم به "هِیلی" آسیب
برسونم یا حتّی بدتر از این

25:26.999 --> 25:30.451
که توجه تو رو جلب کنم
مطمئن باش که درنگ نمی‌کنم

25:32.921 --> 25:35.407
به چه جر‌‌أتی یه خون‌آشام اصیل رو تهدید می‌کنی؟

25:35.408 --> 25:37.208
من چیزی واسه از دست دادن ندارم

25:38.543 --> 25:40.629
تا نیمه‌شب فرصت داری

25:40.630 --> 25:43.682
که یه کاری کنی کلاوس نظرش رو عوض کنه

25:51.857 --> 25:54.942
هي پسر ، تو کجا غيبت زد؟

25:58.780 --> 26:01.400
يه نفر عصبيت کرده انگار

26:01.401 --> 26:02.567
چه کاري از من ساخته‌ست؟

26:02.568 --> 26:03.819
کاري که مي‌توني بکني اينه که بهم بگي

26:03.820 --> 26:06.788
جريان تو با اين جادوگرا چيه

26:06.789 --> 26:09.124
ميدوني که من هر چي دارمو مديون تو هستم

26:09.125 --> 26:11.993
امّا متأسّفانه بايد رو اين يکي رو خط بکشي

26:11.994 --> 26:13.662
اين موضوع مربوط به منه

26:13.663 --> 26:15.447
من جادوگراي شهر خودمو کنترل مي‌کنم

26:15.448 --> 26:18.083
بيا اينو همينجا رها کنيم

26:18.084 --> 26:20.001
شهر خودت؟ -
زدي تو خال -

26:20.002 --> 26:23.889
خنده داره چون 100 سال پيش

26:23.890 --> 26:25.674
که من از اينجا رفتم

26:25.675 --> 26:27.759
تو فقط يه اوباش بدبخت رقّت‌انگيز بودي

26:27.760 --> 26:29.294
که داشت از ترس اونايي که بهش زور مي‌گفتن

26:29.295 --> 26:30.645
خودشو خيس مي‌کرد

26:30.646 --> 26:34.466
و الان به خودت نگاه کن
امپراطوري خودتو داري

26:34.467 --> 26:37.268
شاهزاده‌ي شهر

26:38.069 --> 26:41.522
مي‌خوام بدونم که چطوري تونستي -
چرا؟ -

26:42.958 --> 26:44.358
حسوديت ميشه؟

26:47.446 --> 26:49.030
هي پسر ، من مي‌فهمم

26:49.031 --> 26:50.665
300سال پيش تو کمک کردي

26:50.666 --> 26:52.816
و از يه جاي دورافتاده‌ي پرت
يه چيز درست حسابي ساختي

26:52.818 --> 26:54.836
تو شروعش کردي امّا بعدش رفتي

26:54.837 --> 26:57.038
در واقع ازش فرار کردي

26:57.039 --> 26:59.841
من از نزديک ديدم
به دور و اطرافت نگاه کن

26:59.842 --> 27:01.658
خون‌آشاما الان به اين شهر حکمراني مي‌کنن

27:01.660 --> 27:03.512
من از شرّ گرگينه‌ها خلاص شدم

27:03.513 --> 27:05.679
حتّي يه راهي پيدا کردم که جادوگرا رو خفه کنم

27:05.681 --> 27:07.499
خونريزي هيچ‌وقت تموم نميشه

27:07.500 --> 27:09.851
و عيش و نوش ما هميشه برقراره

27:09.852 --> 27:11.336
دوست داري از اينجا گذر کني؟

27:11.337 --> 27:13.004
دوست داري يه مدّت اينجا بموني؟

27:13.005 --> 27:14.672
خب ، عاليه . چيزي که مال منه متعلّق به خودته

27:14.673 --> 27:18.443
امّا مال منه . خونه‌ي من

27:18.444 --> 27:21.562
خاندان من ، قوانين من

27:22.864 --> 27:25.901
و اگر کسي اين قوانينو بشکنه؟

27:25.902 --> 27:27.652
مي‌ميره

27:27.653 --> 27:29.070
رحم کردن مال آدماي ضعيفه

27:29.071 --> 27:31.039
اينم خودت يادم دادي

27:31.040 --> 27:35.060
و من شاهزاده‌ي اين محلّه نيستم دوست من

27:35.061 --> 27:37.629
من پادشاهم

27:37.630 --> 27:39.914
بهم اداي احترام کن

27:59.401 --> 28:02.487
دوستت تا آخر هفته مي‌ميره

28:02.488 --> 28:06.157
که معنيش اينه که من يکي از قوانينتو شکستم

28:06.158 --> 28:10.110
ولي با اين وجود نمي‌تونم کشته بشم

28:12.080 --> 28:14.331
من جاودانه‌ام

28:16.401 --> 28:21.071
حالا قدرت دست کيه دوستم؟

28:23.908 --> 28:26.177
اون حاضره از همه چیزش بگذره

28:26.178 --> 28:27.412
بیخیال آلایژا

28:27.413 --> 28:28.763
واقعاً غافلگیر شدی؟

28:28.764 --> 28:31.600
می‌تونم ببینم که شدیداً جوش آورده

28:31.601 --> 28:33.418
عصبانیت چشماش رو کور کرده

28:33.419 --> 28:34.886
میدونی آخرین‌بار که اینطوری دیدمش

28:34.887 --> 28:36.421
200سال طول کشید تا درست بشه؟

28:36.422 --> 28:37.806
خب ، ولش کن . بذار با عصبانیتش خوش باشه

28:37.807 --> 28:39.223
و بیا خونه

28:39.225 --> 28:41.393
اگه شانس بیاریم این رویداد ناگوار

28:41.394 --> 28:44.262
باعث میشه یه مدت مجنون شدنش به تعویق بیافته

28:44.263 --> 28:46.063
خیلی نزدیک بود

28:46.065 --> 28:47.315
وقتی صدای ضربان قلبِ بچّه رو شنید

28:47.316 --> 28:49.066
توی چشماش می‌خوندم که

28:49.068 --> 28:50.986
دلش می‌خواد نگهش داره

28:50.987 --> 28:55.073
چیزی نمونده بود طعم خوشبختی رو بچِشه

28:55.074 --> 28:57.459
ولی حالا خشمش همه چیز رو نابود کرد

28:57.460 --> 28:59.944
حتّی اگه موفق می‌شدم
سر عقل بیارمش

28:59.945 --> 29:02.330
اون اعتماد مارسل به خودش رو از دست داده

29:02.331 --> 29:06.167
واسه همین فرصت چندانی
برای بدست آوردن دخترِ ندارم

29:06.168 --> 29:07.652
دختر رو بدست بیاری؟

29:07.653 --> 29:09.037
زده به سرت؟

29:09.038 --> 29:10.388
نکنه زدیم توی کارِ یتیم‌خونه داری؟

29:10.389 --> 29:11.840
هر چی دوست داری راجب نیکلاوس بگو

29:11.841 --> 29:13.391
ولی به جون خودم قسم

29:13.392 --> 29:16.094
من نمیذارم بلایی سر اون بچّه بیاد

29:16.095 --> 29:19.130
پیداش کردی بهم زنگ بزن

29:19.131 --> 29:22.434
نگران نباش . خوب بلدم
چطوری با کلاوس کنار بیام

29:22.435 --> 29:26.153
واقعاً؟ لطفاً بیشتر توضیح بده

29:27.155 --> 29:29.574
آلایژا مایکلسون

29:29.575 --> 29:32.910
نه . خودم حواسم هست . همه چیز مرتبه

29:41.002 --> 29:44.371
وقتش رسیده باهم یه گپ مختصر بزنیم

29:49.119 --> 29:51.421
خب ، اگه حرفی داری که بزن

29:51.422 --> 29:52.706
اگه نه من برم به کار و زندگیم برسم

29:52.707 --> 29:54.291
طی قرن گذشته حسابی

29:54.292 --> 29:55.591
با اعتماد به نفس شدی ، نه؟

29:55.593 --> 29:57.794
من؟ به نظرِ من که این تو و برادرت
هستید که مغرور شدید

29:57.795 --> 29:59.595
یه‌جوری اومدین به شهر من
انگار صاحبِ اینجا هستین

29:59.597 --> 30:01.348
راستش یه زمانی صاحبِ اینجا بودیم

30:01.349 --> 30:02.933
تا اونجایی که یادمه کلی اینجا شاد بودیم

30:02.934 --> 30:04.434
ولی هیچ‌وقت نتونستیم

30:04.435 --> 30:06.803
اون جادوگرهایِ مزاحم محلّه‌ی
فرانسوی‌ها رو کنترل کنیم

30:06.804 --> 30:08.455
تو چطوری موفق به این‌کار شدی؟

30:08.456 --> 30:11.507
داداشت همین سوال رو ازم پرسید

30:11.508 --> 30:13.676
منم دقیقاً همین جواب رو بهش دادم
به خودم مربوطه

30:13.677 --> 30:17.781
هر چی که توی محله اتفاق میفته
به من مربوط میشه

30:17.782 --> 30:20.016
کلاوس اولش از در دوستی
و مهربونی پاشه میاد اینجا

30:20.017 --> 30:22.252
بعدش شروع می‌کنه به سرک کشیدن توی کار من

30:22.253 --> 30:23.954
انگار که از روی یکی از نقاشی‌های مسخره‌ـش

30:23.955 --> 30:25.404
کپی ناشیانه‌ و بی‌کلاسی انجام دادم

30:25.406 --> 30:27.223
بعدش مثله یه لاشی کوچولو قاطی می‌کنه و

30:27.224 --> 30:28.475
یکی از افرادِ منو گاز می‌گیره

30:28.476 --> 30:31.011
خب ، من بابت رفتارِ نادرست
کلاوس ازت عذرخواهی می‌کنم

30:31.012 --> 30:32.996
گمونم میدونی که اون گاز

30:32.997 --> 30:36.416
طی چند روز آینده دوستت رو می‌کُشه

30:36.417 --> 30:42.339
البته خونِ نیکلاوس اون رو درمان می‌کنه

30:42.340 --> 30:43.706
چی؟ -
بله -

30:43.707 --> 30:44.891
ظاهراً خونِ دورگه

30:44.892 --> 30:46.843
گاز گرگینه‌ها رو درمان می‌کنه

30:46.844 --> 30:49.045
وقعاً برگ برنده در مذاکره

30:49.046 --> 30:52.983
چیز کوچیک و مفیدی ـه

30:52.984 --> 30:55.702
الان سر چی داریم مذاکره می‌کنیم؟

30:55.703 --> 30:57.304
جسدِ "جِين.ان" رو برگردون

30:57.305 --> 30:58.954
بذار هم‌نوع‌هاش اون رو به آرامش برسونن

30:58.956 --> 31:01.557
تو چی‌کار به جادوگرها داری؟

31:02.942 --> 31:05.779
خب ، اینش دیگه به من ربط داره . درسته؟

31:13.736 --> 31:15.422
فرصتش تموم شده

31:15.423 --> 31:17.624
سوفی ، حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟

31:17.625 --> 31:20.343
همون کاری که گفتم رو می‌کنم

31:20.344 --> 31:23.245
چی؟ بزنی دخلِ دختر رو بیاری؟
خودت رو بکُشی؟

31:23.247 --> 31:25.264
کلاوس اهمیتی برای این بچّه قائل نیست

31:25.266 --> 31:27.683
ولی من براش اهمیت قائلم

31:33.857 --> 31:35.558
و برای اینکه ثابت کنم

31:35.559 --> 31:39.112
قصدم برایِ کمک به تو جدی ـه مدرک آوردم

31:39.113 --> 31:41.764
جسدِ دوستِ مرحومت

31:41.765 --> 31:44.451
که از خود مارسل گرفتم

31:44.452 --> 31:46.536
"جِين.ان"

31:46.537 --> 31:49.121
به این امید که به آرامش برسه

31:53.593 --> 31:56.296
کلاوس با شرایطتت موافقت می‌کنه

31:56.297 --> 31:58.131
فقط یه‌کم بهم زمان بده

31:58.132 --> 31:59.782
بهت فرصت دادیم حالا تموم شده

31:59.783 --> 32:03.470
اگنس" ، خفه‌شو"

32:03.471 --> 32:07.090
فعلاً این قرار رو قبول کن

32:07.091 --> 32:09.859
به دخترِ و بچّه‌ـش آسیبی وارد نمیشه

32:09.860 --> 32:12.978
...در غیر اینصورت کلاوس همه‌تون رو می‌کُشه

32:19.402 --> 32:22.104
و من هم کمکش می‌کنم

32:35.920 --> 32:39.205
یعنی حالیت نشد که می‌خوام تنها باشم؟

32:39.206 --> 32:40.573
دستِ‌کم صد سال یه بار

32:40.574 --> 32:41.824
هوس می‌کنی تنها باشی

32:41.825 --> 32:44.127
واسه همین این حرفت دیگه تأثیری نداره

32:44.128 --> 32:47.346
واسه چی گیر دادی به قضیه‌ی بچه؟

32:47.348 --> 32:49.382
اون بچّه هرگز متولد نخواهد شد

32:49.383 --> 32:53.268
در واقع ممکنه "هِیلی" الان مُرده باشه

32:54.187 --> 32:56.890
عمراً از این موضوع قِسِر در بری

32:56.891 --> 33:00.842
ولم کن -
نه -

33:05.104 --> 33:07.367
مجبورم نکن دوباره حرفام رو تکرار کنم

33:07.368 --> 33:10.869
ولت نمی‌کنم . نمیذارم بری

33:14.157 --> 33:16.192
حتّی اگه مجبور باشم
تمام عمرم رو صرف این کنم که

33:16.193 --> 33:18.962
تو رو از خودِ لجباز گستاخ

33:18.963 --> 33:21.998
رذل‌ـت حفظ کنم می‌کنم

33:21.999 --> 33:24.501
حتّی اگر مجبور باشم مثله پدرت کتکت بزنم

33:24.502 --> 33:27.086
تا تو رو یادِ انسانیتت بندازم

33:27.087 --> 33:29.587
تا یه کاری کنم به چیز دیگه‌ای به جز
خودت اهمیت بدی این‌کار رو می‌کنم

33:39.899 --> 33:42.884
خیلی بدبخت و رقت‌انگیزی آلایژا

33:45.572 --> 33:48.775
کی بیشتر رقت‌انگیز ـه

33:48.776 --> 33:51.860
کسی که امید داره تا خانواده‌ش رو دوباره بسازه؟

33:54.063 --> 33:56.065
یا اونی که بزدل ـه

33:56.066 --> 33:58.751
و از دریچه‌ی ترس دنیا رو می‌بینه؟

33:58.752 --> 34:01.971
من قرن‌هاست به چیزی اهمیت ندادم

34:01.972 --> 34:04.674
آخه تو چرا اهمیت میدی؟

34:04.675 --> 34:06.758
چون ناامیدت کردم

34:08.928 --> 34:12.232
چون اولین‌بار که پدر دست روت بلند کرد

34:12.233 --> 34:15.368
باید در حد مرگ میزدمش

34:15.369 --> 34:18.103
...به علاوه بهت قول دادم

34:20.023 --> 34:26.022
همیشه و تا ابد خانواده برام در اولویت باشه

34:43.746 --> 34:47.966
تو یه احمقِ احساساتی هستی

34:47.968 --> 34:50.669
شاید

34:52.805 --> 34:56.475
با این وجود این همه مدت زنده موندم ، مگه نه؟

35:14.522 --> 35:16.524
اتحاد خانواده‌مون قدرت نامحدودی

35:16.525 --> 35:19.126
بهمون اعطا می‌کنه

35:29.137 --> 35:32.924
ولی ما باید چیزهایی که همراه
با این قدرت میان رو هم بپذیریم

35:38.981 --> 35:43.601
باعث میشه ما وظیفه داشته باشیم
بدون قید و شرط بقیه رو دوست داشته باشیم

35:45.854 --> 35:48.406
بدون اینکه عذرخواهی کنیم

35:58.417 --> 36:00.702
هرگز نباید از قدرت اون اتحاد چشم‌پوشی کنیم

36:00.703 --> 36:02.903
حتّی اگر به بوته‌ی آزمایش گذاشته بشه

36:05.841 --> 36:10.678
این اتحاد به ما نیرو میده
باعث قدرتمندیِ ما میشه

36:12.914 --> 36:15.616
بدونِ این قدرت ما هیچی نداریم

36:17.119 --> 36:21.472
اين شهر يه زماني خونه‌ي من بود
و در غياب من

36:21.474 --> 36:25.377
مارسل" همه‌ي چيزايي رو که"
هميشه مي‌خواستم ازم گرفت

36:25.378 --> 36:31.377
قدرت ، وفاداري ، خانواده

36:32.035 --> 36:35.653
من خودم اونو بال و پر دادم امّا از من جلو زد

36:37.939 --> 36:41.927
من چيزي رو مي‌خوام که اون داره

36:41.928 --> 36:45.213
مي‌خوام که اين چيزا برگرده

36:45.214 --> 36:47.515
مي‌خوام پادشاه باشم

36:51.920 --> 36:54.923
...یعنی این بچّه از نظر تو

36:54.924 --> 36:59.094
وسیله‌ای برای کسبِ قدرت ـه؟

36:59.095 --> 37:01.846
واسه خودت چه معنی داره؟

37:01.848 --> 37:05.633
به گمونم این بچّه

37:05.634 --> 37:07.135
بهت چیزی رو اعطا می‌کنه که

37:07.136 --> 37:09.471
هرگز باورت نمی‌شد بدستش بیاری

37:09.472 --> 37:10.938
اون‌وقت اون چی هست؟

37:12.941 --> 37:16.193
عشق بی‌قید و شرطِ خانواده

37:23.118 --> 37:26.454
به "سوفی دِوِرو" بگو شرایطش رو قبول کردم

37:40.385 --> 37:42.054
حالت خوبه؟

37:42.055 --> 37:44.005
گرد و خاک گرفته اینجا رو

37:44.006 --> 37:45.840
این خونه مال عهدِ بوقه

37:45.841 --> 37:48.593
آره . برای رسیدن به اهدافمون لازم ـه

37:48.594 --> 37:53.280
اینطوری از کسب و کارمون توی محلّه هم دوره

37:55.683 --> 37:57.202
در حال حاضر تو مهم‌ترین عضوِ

37:57.203 --> 37:58.370
این خانواده هستی

37:58.371 --> 38:00.538
به خونه‌‌ی خوب و شیک نیاز داری

38:02.457 --> 38:04.692
کنجکاو شدم

38:04.693 --> 38:06.078
توی این مدت کسی

38:06.079 --> 38:07.996
جویای احوالت شده؟

38:07.997 --> 38:09.214
به‌خاطر اینکه به طرز معجزه‌آسایی از

38:09.215 --> 38:11.432
یه روانی اونم با یه شب رابطه حامله شدم؟

38:11.434 --> 38:13.467
راجب مادر شدنت

38:20.675 --> 38:23.812
...من

38:23.813 --> 38:26.098
وقتی به دنیا اومدم خانواده‌م رهام کردن

38:26.099 --> 38:29.017
و پدر و مادر خونده‌م به محض اینکه

38:29.018 --> 38:31.853
تبدیل به گرگینه شدم
منو از خونه پرت کردن بیرون

38:31.854 --> 38:36.158
بنابراین نمیدونم مادر بودن

38:36.159 --> 38:38.243
چه احساسی داره

38:38.244 --> 38:43.832
چون خودم یه مادر درست حسابی بالا سرم نبوده

38:43.833 --> 38:46.751
من همیشه ازت حمایت می‌کنم

38:48.070 --> 38:49.954
بهت قول میدم

38:52.090 --> 38:56.294
تازه آلایژا شرافتمند همیشه پای قولش وایمیسه

38:56.295 --> 38:57.546
تموم شد؟

38:57.547 --> 38:59.264
حقیقت رو بخوای آره

38:59.265 --> 39:02.100
اون قول و قرار مخفیانه‌ـت خیلی خوب پیش رفت

39:02.101 --> 39:04.770
مارسل با ذوق و شوق خون رو قبول کرد

39:04.771 --> 39:07.856
حتّی عذرخواهی صمیمانه‌ی من رو هم پذیرفت

39:07.857 --> 39:09.558
زیردستش "تيئِري" هم زنده می‌مونه

39:09.559 --> 39:12.694
از حضور من در محله‌ی فرانسوی هم استقبال میشه

39:12.695 --> 39:15.147
الان تنها دغدغه ـم

39:15.148 --> 39:18.600
این محفل جادوگرهای بی‌چشم و روئه

39:18.601 --> 39:20.869
به نظر من سر حرفشون می‌مونن

39:20.870 --> 39:23.238
اونا "هِیلی" رو آزاد کردن

39:23.239 --> 39:26.274
البته کاملاً هم با ما روراست نبودن

39:26.275 --> 39:28.376
مشخصه مارسل چیزی داره که

39:28.377 --> 39:30.378
جادوگرا شدیداً بهش نیاز دارن

39:30.379 --> 39:32.714
نمی‌خوان مارسل بمیره

39:32.715 --> 39:35.000
حتماً دلیلی برای این موضوع وجود داره

39:51.132 --> 39:55.803
انگار اوضاع اون بیرون آروم شده

39:55.804 --> 39:58.740
جادوگرا اینقدری حالیشون هست که
از جادو استفاده نکنن

39:58.741 --> 40:01.492
اونا میدونن اگر این‌کار رو بکنن من متوجه میشم

40:04.162 --> 40:06.947
اون قدیمی‌ها چطور؟

40:06.949 --> 40:08.200
اونا خطرناک هستن

40:08.201 --> 40:09.317
و دلم نمی‌خواد بهت صدمه بزنن

40:09.318 --> 40:11.552
اصیل‌ها؟

40:11.554 --> 40:14.705
دِوینا" ، با وجود این همه نیروی تو"

40:14.707 --> 40:17.209
اونا هیچ شانسی ندارن

40:17.210 --> 40:19.094
علاوه بر سلاح مخفی

40:19.095 --> 40:20.595
که استفاده می‌کنه و باهاش
جادوگرها رو کنترل می‌کنه

40:20.596 --> 40:24.299
مارسل یه ارتش خون‌آشام دور خودش جمع کرده

40:24.300 --> 40:28.770
اگه باهم همکاری کنیم
می‌تونیم از درون نابودشون کنیم

40:28.771 --> 40:30.472
ربکا چی؟

40:30.473 --> 40:31.857
اینقدری اخم و تَخم کرد که

40:31.858 --> 40:33.808
بخواد به محفل عشق و کیف ما ملحق بشه؟

40:33.809 --> 40:37.695
اون علاقه‌مند نبودنش رو کاملاً‌ نشون داده

40:37.697 --> 40:39.180
واسه اینکه 1000بار بهش

40:39.181 --> 40:41.233
خنجر زدم و کردمش تو یه تابوت ناراحته

40:41.234 --> 40:44.870
یا اینکه باهات راجبِ اینکه

40:44.871 --> 40:48.874
میشه منو نجات داده موافق نیست؟

40:48.875 --> 40:51.409
ربکا ممکنه هنوزم غافلگیرمون کنه

40:51.410 --> 40:54.913
هر چی باشه هممون سوگند مشابهی رو یاد کردیم

40:54.914 --> 41:00.535
دعا می‌کنم تا جایی که میشه ازم فاصله بگیره

41:00.536 --> 41:04.221
چون به‌خاطر این تمایلم که دوباره

41:04.223 --> 41:06.725
شهری که اینقدر عزیزِ
برای مارسل و از من دزدیدتش

41:06.726 --> 41:08.977
به این نتیجه رسیدم

41:08.978 --> 41:13.014
چیزی که بیش از همه باعث آسیب‌پذیری میشه

41:13.015 --> 41:16.851
تنها نقطه ضعفی که مارسل
می‌تونه ازش سوءاستفاده کنه

41:16.852 --> 41:18.736
اون چیه اون‌وقت؟

41:20.021 --> 41:21.573
تو

41:25.945 --> 41:28.162
منو ببخش برادر

41:29.731 --> 41:32.900
در عشق هیچ‌گونه قدرتی وجود نداره

41:32.901 --> 41:38.900
رحم و دلسوزی آدم رو ضعیف می‌کنه
خانواده انسان رو ضعیف می‌کنه

41:41.242 --> 41:45.347
اگر بخوام این جنگ رو پیروز بشم

41:45.348 --> 41:47.848
باید تنهایی عمل کنم

41:48.300 --> 41:49.300
مترجمین : نوشین و سعیده

41:50.300 --> 42:27.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
