1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:05,630 --> 00:00:07,150
‫[ آنچه در گروه شکار گذشت... ]

3
00:00:07,550 --> 00:00:08,940
‫اسمش گوداله.

4
00:00:08,970 --> 00:00:10,270
‫خونه خطرناک ترین و خشن ترین

5
00:00:10,300 --> 00:00:11,610
‫مجرمای تاریخه، همونایی که دنیا

6
00:00:11,640 --> 00:00:12,930
‫فکر میکنه مُردن.

7
00:00:13,050 --> 00:00:15,390
‫یا حداقل تا قبل از اون انفجار اینجوری بود.

8
00:00:17,140 --> 00:00:18,280
‫چند تا زندانی فرار کردن؟

9
00:00:18,310 --> 00:00:20,770
‫مامور هندرسون، تو اینجایی
‫تا به ما کمک کنی بگیریمشون.

10
00:00:20,940 --> 00:00:23,330
‫میتونی برام یه فایل صوتی رو
‫تشخیص صدا بدی؟

11
00:00:23,360 --> 00:00:25,780
‫میخوام بی سر و صدا انجام بشه.

12
00:00:25,900 --> 00:00:27,740
‫اولین لازاروس اصلا وجود خارجی نداره.

13
00:00:27,860 --> 00:00:29,750
‫ظاهرا میتونسته یک مایل رو
‫زیر 5 دقیقه بدوئه.

14
00:00:29,780 --> 00:00:31,040
‫پس اگه سرعت دویدنش نزدیک به این باشه،

15
00:00:31,070 --> 00:00:33,210
‫حتما یه سابقه ای از شرکت کردنش
‫تو مسابقات هست،

16
00:00:33,240 --> 00:00:35,780
‫و اینجوریه که قراره
‫اسم واقعیش رو پیدا کنیم.

17
00:00:35,950 --> 00:00:37,910
‫پیدات کردم، کیتلین تیلور.

18
00:00:44,040 --> 00:00:47,640
‫[ نیویورک - 2017 ]

19
00:00:48,100 --> 00:00:54,100
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

20
00:00:54,600 --> 00:00:57,600
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

21
00:00:58,100 --> 00:01:00,110
‫چشماتو ببند.

22
00:01:00,140 --> 00:01:03,140
‫نفس عمیق بکش.

23
00:01:03,270 --> 00:01:06,200
‫و... بدنت رو شل کن.

24
00:01:06,230 --> 00:01:08,150
‫خوبه.

25
00:01:08,280 --> 00:01:10,580
‫نسبت به همیشه یه کم بدنت سفت تره.

26
00:01:12,450 --> 00:01:14,500
‫اون تمرینایی که بهت یاد دادم رو انجام دادی؟

27
00:01:14,530 --> 00:01:16,090
‫دارم سعیمو میکنم.

28
00:01:16,120 --> 00:01:18,790
‫چون خیلی مهمه که برای آرامشت وقت بذاری،

29
00:01:18,910 --> 00:01:21,630
‫تا فشارهای عصبی رو از خودت دور کنی.

30
00:01:21,660 --> 00:01:27,210
‫و باز هم ببخشید که
‫هفته پیش دقیقه نودی کنسل کردم.

31
00:01:27,380 --> 00:01:30,140
‫- آخه راستش...
‫- مشکلی نیست.

32
00:01:30,170 --> 00:01:32,510
‫راستش خواهرم یه مدتی بود مریض بود.

33
00:01:32,680 --> 00:01:38,440
‫خب، بیشتر از یه مدت، و اون...

34
00:01:38,470 --> 00:01:40,280
‫اون در واقع همین تازگی فوت کرد.

35
00:01:40,310 --> 00:01:42,980
‫ببخشید، اشکالی نداره اگه حرف نزنیم؟

36
00:01:44,560 --> 00:01:47,270
‫البته.

37
00:01:47,400 --> 00:01:49,200
‫عالیه، ممنون.

38
00:01:55,910 --> 00:01:58,130
‫آماندا، چه خبر شده؟

39
00:02:00,080 --> 00:02:01,970
‫کجا رفتی؟

40
00:02:07,670 --> 00:02:09,520
‫نفس عمیق بکش.

41
00:02:15,930 --> 00:02:18,020
‫خودشه.

42
00:02:19,540 --> 00:02:22,440
‫[ شاین، وایومینگ ]
‫زمان حال

43
00:02:22,520 --> 00:02:24,610
‫این سرهنگ لازاروسه؟

44
00:02:26,600 --> 00:02:28,730
‫این کیتلین تیلوره.

45
00:02:28,860 --> 00:02:32,330
‫درست یه روز قبل از اینکه
‫مثلا با خودکشی بمیره.

46
00:02:32,360 --> 00:02:35,580
‫اما ببین دیگه کی توی این عکسه.

47
00:02:35,610 --> 00:02:36,700
‫دکتر دالس.

48
00:02:40,080 --> 00:02:42,170
‫اگه سرهنگ لازاروس
‫همون کیتلین تیلور باشه،

49
00:02:42,200 --> 00:02:44,590
‫یعنی یه زندانی از گودال،

50
00:02:44,620 --> 00:02:46,410
‫الان یه سرهنگ توی ارتش آمریکاست.

51
00:02:46,580 --> 00:02:48,180
‫اصلا چطور همچین چیزی ممکنه؟

52
00:02:48,210 --> 00:02:49,970
‫زندانیا از گودال بیرون نمیرن،
‫چه برسه به اینکه

53
00:02:50,000 --> 00:02:51,800
‫- به راحتی از وست پوینت سر در بیارن.
‫- مگه اینکه برن.

54
00:02:53,630 --> 00:02:54,840
‫دیگه کی از این موضوع خبر داره؟

55
00:02:54,970 --> 00:02:56,730
‫فعلا فقط من و تو.

56
00:02:56,760 --> 00:02:58,900
‫منم میخوام تا وقتی مدارک بیشتری
‫پیدا نکردم همینجوری بمونه،

57
00:02:58,930 --> 00:03:02,030
‫و تو تنها کسی هستی که
‫میتونی توی این کار بهم کمک کنی.

58
00:03:04,390 --> 00:03:06,030
‫یه چیز دیگه هم هست.

59
00:03:06,060 --> 00:03:07,640
‫خب.

60
00:03:07,770 --> 00:03:09,580
‫چند هفته پیش، شین یه فایل صوتی بهم داد،

61
00:03:09,610 --> 00:03:12,320
‫پرسید میتونم صداش رو
‫با کسی مطابقت بدم یا نه.

62
00:03:12,440 --> 00:03:15,400
‫بررسیش کردم، معلوم شد
‫صدای سرهنگ لازاروسه.

63
00:03:17,240 --> 00:03:18,910
‫خیلی خب.

64
00:03:19,030 --> 00:03:20,710
‫داشت روی چی کار میکرد؟

65
00:03:20,740 --> 00:03:22,380
‫نمیدونم.

66
00:03:22,410 --> 00:03:24,510
‫و وقتی بهش گفتی که
‫این صدای سرهنگ لازاروسه،

67
00:03:24,540 --> 00:03:25,800
‫چی گفت؟

68
00:03:25,830 --> 00:03:28,000
‫نگفتم.

69
00:03:28,120 --> 00:03:32,460
‫میخواستم بگم، ولی بعدش الیور مُرد.

70
00:03:33,380 --> 00:03:35,270
‫پس شین میدونه که اون یه زندانیه؟

71
00:03:35,300 --> 00:03:37,310
‫شاید بدونه.

72
00:03:37,340 --> 00:03:40,260
‫ولی چرا نباید چیزی بگه؟

73
00:03:45,230 --> 00:03:46,480
‫یه مورد پیدا کردیم.

74
00:03:52,610 --> 00:03:54,700
‫چی داریم؟

75
00:03:54,820 --> 00:03:56,030
‫صبح بخیر.

76
00:03:56,190 --> 00:03:58,000
‫قتل، کاوینگتون، کنتاکی.

77
00:03:58,030 --> 00:04:00,130
‫ریک هاول، ساکن خیابون الم پلاک ۱۴۴.

78
00:04:00,160 --> 00:04:02,000
‫مددکار اجتماعی امروز صبح
‫برای سرکشی رفته بود اونجا.

79
00:04:02,030 --> 00:04:05,200
‫جسدش رو پیدا کرده که
‫حداقل 2 هفته ای میشده اونجا بوده.

80
00:04:05,330 --> 00:04:06,850
‫کبودی های روی گردن و تنه نشون میده

81
00:04:06,910 --> 00:04:08,890
‫که یه درگیری فیزیکی رخ داده.

82
00:04:08,920 --> 00:04:10,720
‫پلیس محلی دیده چیزی گم نشده به جز

83
00:04:10,750 --> 00:04:13,060
‫نیسان سنترا قرمز مقتول.
‫دستور توقیفش رو دادم.

84
00:04:13,090 --> 00:04:15,600
‫اثر انگشتای دیجیتالی با آماندا وایس،
‫زندانی گودال، مطابقت داره.

85
00:04:15,630 --> 00:04:17,470
‫همون ماساژوره.

86
00:04:17,590 --> 00:04:19,150
‫هر دوتون میشناسینش؟

87
00:04:19,180 --> 00:04:21,310
‫وقتی طرف یه زن باشه،
‫سخت میشه فراموشش کرد.

88
00:04:21,470 --> 00:04:23,860
‫بذار حدس بزنم،
‫تو کوانتیکو یه مقاله در موردش نوشتی.

89
00:04:23,890 --> 00:04:26,230
‫و بعدش تا 3 سال نرفتم ماساژ.

90
00:04:26,350 --> 00:04:27,900
‫آماندا وایس حاصل یه مادر آزارگر بود

91
00:04:27,930 --> 00:04:29,740
‫که هم فیزیکی و هم روانی اذیتش میکرد

92
00:04:29,770 --> 00:04:33,450
‫و نشونه های کلاسیک اولیه
‫روان پریشی رو داشت...

93
00:04:33,480 --> 00:04:35,870
‫احساسات سطحی، جذابیت فریبنده،

94
00:04:35,900 --> 00:04:38,030
‫و تمایل به خشونت حساب شده.

95
00:04:38,150 --> 00:04:40,780
‫اما اون یه خواهر هم داشت، لوسی.

96
00:04:40,910 --> 00:04:43,800
‫لوسی کل دوران نوجوونیش رو
‫توی کمپ های ترک اعتیاد میگذروند.

97
00:04:43,830 --> 00:04:46,460
‫آماندا مثل سپر بلای لوسی بود.

98
00:04:46,490 --> 00:04:48,630
‫رابطه خواهری که بینشون شکل گرفت
‫از شرایط بدی اومده بود،

99
00:04:48,660 --> 00:04:50,720
‫اما همین رابطه آماندا رو سر پا نگه میداشت،

100
00:04:50,750 --> 00:04:53,750
‫و نمیذاشت دنبال فانتزی های خشنش بره.

101
00:04:53,880 --> 00:04:55,430
‫چون میدونست اگه بیفته زندان،

102
00:04:55,460 --> 00:04:57,430
‫کسی نیست که مراقب لوسی باشه.

103
00:04:57,460 --> 00:05:00,600
‫ واسه همین وقتی لوسی
‫با فنتانیل اوردوز کرد، آماندا قاطی کرد

104
00:05:00,630 --> 00:05:03,480
‫توی عرض یک هفته
‫شش تا از مشتری هاش رو کشت

105
00:05:03,510 --> 00:05:07,860
‫ گردنشون رو از مهره های
‫4 و 5 میشکست و درجا میکشتشون

106
00:05:07,890 --> 00:05:09,650
‫پس اون یه قاتل زنجیره ای لحظه ایه
‫این مورد نادریه، درسته؟

107
00:05:09,680 --> 00:05:11,140
‫آره، خیلی.

108
00:05:11,270 --> 00:05:12,570
‫وقتی از دست دادن
‫خواهرش آماندا رو از تعادل خارج کرد،

109
00:05:12,600 --> 00:05:14,410
‫احساس کرد طرد شده.

110
00:05:14,440 --> 00:05:15,740
‫خب این چه ربطی به یه یاروی رندوم

111
00:05:15,770 --> 00:05:17,650
‫توی کنتاکی داره؟

112
00:05:17,670 --> 00:05:19,670
‫[ لکسینگتون -کنتاکی ]

113
00:06:09,240 --> 00:06:10,410
‫چرا؟ صندلیت کجاست؟

114
00:06:10,580 --> 00:06:12,430
‫نمیدونم.

115
00:06:15,000 --> 00:06:16,420
‫نمیدونی؟

116
00:06:16,580 --> 00:06:19,720
‫من نه با بخش معمولی میرم،
‫نه بلیط معمولی میگیرم.

117
00:06:26,050 --> 00:06:27,590
‫این یه هواپیمای کوچیکه.

118
00:06:27,760 --> 00:06:29,720
‫الان دیگه عمرا گیرت نمیاد.
‫فرست کلاس صندلی درجه یک

119
00:06:30,270 --> 00:06:31,240
‫اونا رفتن دم یه خروجی دیگه.

120
00:06:31,270 --> 00:06:32,900
‫من صندلی نوزده آ هستم.

121
00:06:32,930 --> 00:06:35,160
‫امیدوارم پیش تو باشم.

122
00:06:40,150 --> 00:06:42,320
‫من آخرین نفری میشم
‫که از هواپیما پیاده میشه.

123
00:06:47,740 --> 00:06:49,740
‫[ 2 سال قبل ]

124
00:06:52,790 --> 00:06:57,510
‫آماندا، امیدوار بودم امروز بتونیم
‫دوباره این کار رو امتحان کنیم.

125
00:07:00,590 --> 00:07:03,180
‫از خواسته هات برام بگو.

126
00:07:09,600 --> 00:07:12,280
‫بیمار جوابی نمیده.

127
00:07:16,390 --> 00:07:21,240
‫اثر این سکوت چیه، آماندا؟

128
00:07:21,270 --> 00:07:24,250
‫بیمار جوابی نمیده.

129
00:07:24,280 --> 00:07:26,500
‫میدونی، برام سواله که تو از این کار

130
00:07:26,530 --> 00:07:28,780
‫چه لذتی میبری؟

131
00:07:30,620 --> 00:07:34,250
‫واو، این دقیقا مثل تماشای
‫رنگیه که نمیخواد خشک بشه.

132
00:07:35,960 --> 00:07:37,960
‫آماندا جلوی دو تا روانپزشک اولی
‫که گودال براش فرستاد مقاومت کرد،

133
00:07:38,080 --> 00:07:40,010
‫واسه همین یه مهره گردن کلفت رو آوردن،

134
00:07:40,040 --> 00:07:41,920
‫دکتر سلیا اریکسون،

135
00:07:42,050 --> 00:07:44,980
‫یکی از پیشروهای نظریه روانکاوی پست لاکانی.

136
00:07:45,010 --> 00:07:46,650
‫انگار آماندا بدون اینکه حتی عرق بریزه،

137
00:07:46,680 --> 00:07:49,690
‫اون مهره گردن کلفتشون رو
‫برگردونده روی نیمکت ذخیره.

138
00:07:49,720 --> 00:07:51,480
‫من بعضی از نوشته های
‫دکتر اریکسون رو خوندم.

139
00:07:51,510 --> 00:07:52,940
‫سوالاش یه کم غیر متعارفن،

140
00:07:52,970 --> 00:07:54,440
‫اما دقیقا برای این طراحی شدن که

141
00:07:54,470 --> 00:07:57,450
‫نقشه روانی و چارچوب اخلاقی
‫بیمار رو شناسایی کنن.

142
00:07:57,480 --> 00:07:59,410
‫و این دقیقا یعنی چی؟

143
00:07:59,440 --> 00:08:01,330
‫یعنی نحوه پاسخگویی بیمار،

144
00:08:01,360 --> 00:08:03,160
‫فرم و گرامر جواب ها

145
00:08:03,190 --> 00:08:05,710
‫خیلی مهم تر از کلمه هاییه که انتخاب میکنن.

146
00:08:05,740 --> 00:08:08,790
‫و، این دقیقا یعنی چی؟

147
00:08:08,820 --> 00:08:12,500
‫ببین، وقتی حرف میزنیم،
‫تصمیم میگیریم چی بگیم،

148
00:08:12,530 --> 00:08:13,740
‫و از چه کلمه هایی استفاده کنیم.

149
00:08:13,870 --> 00:08:15,760
‫اما خیلی کم پیش میاد که از قبل گرامر

150
00:08:15,790 --> 00:08:17,210
‫اون جمله ها رو انتخاب کنیم.

151
00:08:17,330 --> 00:08:20,470
‫و دقیقا همین انتخاب ها هستن
‫که ناخودآگاه ما رو لو میدن.

152
00:08:20,500 --> 00:08:22,000
‫مگه اینکه اصلا حرف نزنن.

153
00:08:22,130 --> 00:08:25,210
‫یه جورایی آره،
‫ولی حتی جواب ندادن آماندا هم

154
00:08:25,340 --> 00:08:27,600
‫توی ذات خودش یه جوابه.

155
00:08:27,630 --> 00:08:30,940
‫خیلی خب، پس چطوری یه روانپزشک
‫میتونه سوژه رو وادار به حرف زدن کنه

156
00:08:30,970 --> 00:08:32,220
‫وقتی خودش نمیخواد؟

157
00:08:32,390 --> 00:08:33,900
‫به این گوش کن.

158
00:08:33,930 --> 00:08:36,440
‫طبق یادداشت های دکتر اریکسون،
‫برای اینکه درمان آماندا

159
00:08:36,470 --> 00:08:38,910
‫موفقیت آمیز باشه، آماندا باید

160
00:08:38,940 --> 00:08:40,730
‫یه وابستگی عاطفی مشابه به اون پیدا میکرد.

161
00:08:40,850 --> 00:08:42,440
‫خب، این یه کم ساده لوحانه هست.

162
00:08:42,560 --> 00:08:43,950
‫منظورم اینه که
‫با توجه به روان پریشی آماندا،

163
00:08:43,980 --> 00:08:45,480
‫امکان نداشت که اون بخواد

164
00:08:45,610 --> 00:08:47,210
‫یه رابطه عاطفی با دکتر اریکسون برقرار کنه،

165
00:08:47,240 --> 00:08:49,420
‫مخصوصا با اون گارد دفاعی که داشت.

166
00:08:49,450 --> 00:08:50,870
‫اریکسون داره خودش رو گول میزنه.

167
00:08:50,990 --> 00:08:52,990
‫آره، و کاملا هم معلومه.

168
00:08:53,990 --> 00:08:55,490
‫اینو ببین.

169
00:08:55,620 --> 00:08:58,800
‫آماندا، توی این مقطع، فکر میکنم کاملا واضحه

170
00:08:58,830 --> 00:09:00,720
‫که تو هیچ سودی از این جلسات نمیبری،

171
00:09:00,750 --> 00:09:03,090
‫و راستش رو بخوای، منم همینطور.

172
00:09:03,250 --> 00:09:06,730
‫هر هفته بلند شدن و اومدن اینجا،
‫فقط وقت تلف کردنه.

173
00:09:06,760 --> 00:09:09,560
‫پس من درمان رو متوقف میکنم.

174
00:09:09,590 --> 00:09:11,350
‫خداحافظ، آماندا.

175
00:09:14,350 --> 00:09:15,730
‫وایسا، همینجوری ول کرد رفت؟

176
00:09:15,760 --> 00:09:17,360
‫آره دیگه، دید به جایی نمیرسه.

177
00:09:17,390 --> 00:09:19,030
‫نه، منظورم اینه که خیلی راحت تسلیم شد.

178
00:09:19,060 --> 00:09:20,660
‫انتظارش رو نداشتم.

179
00:09:20,690 --> 00:09:23,320
‫مورالس، همین الان
‫اون نیسان قرمز مفقودی رو پیدا کردن.

180
00:09:23,440 --> 00:09:25,950
‫- کجا؟
‫- لکسینگتون، کنتاکی.

181
00:09:25,980 --> 00:09:28,290
‫بیرون خونه ای متعلق
‫به یه نفر به اسم تیفانی بلر،

182
00:09:28,320 --> 00:09:30,210
‫که امروز صبح هم سر کار نرفته.

183
00:09:33,950 --> 00:09:35,920
‫- من از پشت میرم.
‫- باشه.

184
00:09:46,630 --> 00:09:48,130
‫اتاق جلویی پاکه. میرم طبقه بالا.

185
00:09:58,350 --> 00:10:00,020
‫تیفانی کجاست؟

186
00:10:31,720 --> 00:10:34,230
‫هی.

187
00:10:34,260 --> 00:10:35,680
‫هی، صدام رو میشنوی؟

188
00:10:41,220 --> 00:10:43,780
‫کمک!

189
00:10:43,810 --> 00:10:45,980
‫لطفا!

190
00:10:46,100 --> 00:10:48,850
‫لطفا کمک کنید!

191
00:11:02,070 --> 00:11:04,070
‫[ گروه شکار ]
‫فصل دوم - قسمت چهارم

192
00:11:11,590 --> 00:11:12,800
‫هیچ جا خونی نریخته.

193
00:11:12,920 --> 00:11:15,170
‫این نودلا هم اونقدر موندن
‫که حتی منم نمیخورمشون.

194
00:11:17,890 --> 00:11:20,400
‫خب، هر اتفاقی که اینجا افتاده
‫مال امروز نیست.

195
00:11:20,430 --> 00:11:22,060
‫طبقه بالا هم خبری ازشون نیست.

196
00:11:22,180 --> 00:11:24,180
‫یه جا کلیدی پیدا کردم
‫که هیچ کلیدی توش نیست.

197
00:11:24,310 --> 00:11:26,280
‫مورالس، ببین تیفانی چه ماشینی داشته.

198
00:11:26,310 --> 00:11:27,450
‫شاید وایس با اون در رفته باشه.

199
00:11:27,480 --> 00:11:28,830
‫منم نیسان رو چک میکنم.

200
00:11:33,780 --> 00:11:36,040
‫خب، نظرت چیه؟

201
00:11:36,070 --> 00:11:40,250
‫اگه پای آماندا وایس وسط نبود،
‫میگفتم این یه آدم رباییه.

202
00:11:40,280 --> 00:11:42,960
‫آره، ولی اون اهل آدم ربایی نیست.

203
00:11:42,990 --> 00:11:44,590
‫قبل از قضیه گودال،
‫آماندا همیشه قربانی هاش رو

204
00:11:44,620 --> 00:11:46,260
‫توی خونه های خودشون رها میکرد.

205
00:11:46,290 --> 00:11:48,420
‫پس چرا باید تیفانی رو با خودش ببره؟

206
00:11:52,630 --> 00:11:54,640
‫هی.

207
00:11:54,670 --> 00:11:56,350
‫توی ماشین چیزی نبود؟

208
00:11:56,380 --> 00:11:58,920
‫یه کیف حمل غذا،
‫چند تا منوی رامن، و این.

209
00:11:59,050 --> 00:12:02,100
‫فکر کنم آماندا واسه
‫یه سرویس پیک کار میکرده.

210
00:12:05,890 --> 00:12:07,780
‫بینگو.

211
00:12:07,810 --> 00:12:10,200
‫فکر میکنی وایس و تیفانی
‫توی یه جلسه ان ای همو دیدن؟

212
00:12:10,230 --> 00:12:11,530
‫آماندا معتاد نبود.

213
00:12:11,560 --> 00:12:13,480
‫نه، ولی خواهرش لوسی بود.

214
00:12:13,610 --> 00:12:15,410
‫اون تکیه گاهشه، کل دنیاشه.

215
00:12:15,440 --> 00:12:18,150
‫- چندش آوره.
‫- خیلی شبیه هم هستن.

216
00:12:30,000 --> 00:12:31,790
‫هیچ کدوم اینا اتفاقی نبود.

217
00:12:31,920 --> 00:12:33,560
‫آماندا دنبال یه لوسی دیگه میگشت،

218
00:12:33,590 --> 00:12:35,180
‫و دقیقا میدونست کجا باید دنبالش بگرده.

219
00:12:35,210 --> 00:12:36,600
‫جلسات ان ای.

220
00:12:36,630 --> 00:12:38,060
‫شرط میبندم چند روز تیفانی رو زیر نظر داشته.

221
00:12:38,090 --> 00:12:40,110
‫درست همون بیرون توی
‫ماشینش مینشسته و تماشا میکرده،

222
00:12:40,140 --> 00:12:42,520
‫تا تصمیم بگیره که بدزدتش یا نه.

223
00:12:42,640 --> 00:12:43,900
‫بعدش رفتارش رو مطالعه کرده و از

224
00:12:43,930 --> 00:12:46,150
‫قضیه پیک غذا استفاده کرده تا بهش دارو بده.

225
00:12:46,180 --> 00:12:48,570
‫- بکس؟
‫- هی. چه خبر؟

226
00:12:48,600 --> 00:12:50,730
‫شاید یه وضعیت اضطراری داشته باشیم.

227
00:12:50,850 --> 00:12:52,240
‫اون کسی که آماندا 2 هفته پیش کشت،

228
00:12:52,270 --> 00:12:54,230
‫قربانی کاوینگتون، ریک هاول،

229
00:12:54,360 --> 00:12:56,750
‫داشتیم دنبال هر جور ارتباطی
‫ با آماندا میگشتیم،

230
00:12:56,780 --> 00:13:00,290
‫و معلوم شد خونه اش
‫قبلا مال دکتر سلیا اریکسون بوده،

231
00:13:00,320 --> 00:13:01,880
‫درمانگر آماندا توی گودال.

232
00:13:01,910 --> 00:13:04,130
‫آماندا رفته بوده اونجا دنبال اریکسون.

233
00:13:04,160 --> 00:13:05,840
‫و وقتی پیداش نکرده،
‫ لابد اوضاع بیخ پیدا کرده.

234
00:13:05,870 --> 00:13:09,050
‫شاید تیفانی تنها کسی نباشه
‫که آماندا گرفتتش.

235
00:13:09,080 --> 00:13:12,760
‫مورالس، دکتر اریکسون روز انفجار
‫توی گودال بود؟

236
00:13:12,790 --> 00:13:14,380
‫نه.

237
00:13:14,500 --> 00:13:17,850
‫توی دانشگاهش توی ایندیانا بود.

238
00:13:17,880 --> 00:13:21,060
‫فکر میکنی آماندا وایس
‫دکتر اریکسون رو دزدیده؟

239
00:13:21,090 --> 00:13:23,380
‫دکتر اریکسون الان دقیقا کجاست؟

240
00:13:33,770 --> 00:13:35,980
‫هی. هی. آروم باش. طوری نیست.

241
00:13:36,110 --> 00:13:37,830
‫من اینجام. هی.

242
00:13:37,860 --> 00:13:39,120
‫تنها نیستی، باشه؟

243
00:13:39,150 --> 00:13:41,150
‫بیا، بذار کمکت کنم.

244
00:13:44,950 --> 00:13:46,540
‫چه خبر شده؟

245
00:13:49,950 --> 00:13:51,760
‫تو کی هستی؟

246
00:13:51,790 --> 00:13:53,790
‫[ دفتر FBI ]
‫لکسینگتون - کنتاکی

247
00:13:59,800 --> 00:14:01,510
‫ببخشید، یه لحظه.

248
00:14:01,630 --> 00:14:03,150
‫هی، مورالس.

249
00:14:03,180 --> 00:14:05,520
‫بکس، همین الان تیممون تایید کرد،

250
00:14:05,550 --> 00:14:08,470
‫دکتر اریکسون سالمه
‫و دارن میارنش دفتر عملیاتی.

251
00:14:09,930 --> 00:14:11,700
‫آره، بهشون گفتیم داریم
‫یه قاتل رو ردزنی میکنیم،

252
00:14:11,730 --> 00:14:13,070
‫و خانم دکتر هم مشاورمونه.

253
00:14:13,230 --> 00:14:14,530
‫قصه مون اینه.

254
00:14:14,560 --> 00:14:16,030
‫خب به حقیقت هم خیلی نزدیکه.

255
00:14:16,060 --> 00:14:17,560
‫کجا بود؟

256
00:14:17,690 --> 00:14:19,290
‫وسط یه سخنرانی.

257
00:14:19,320 --> 00:14:21,080
‫زیاد خوشحال نشد، ولی بچه های ما

258
00:14:21,110 --> 00:14:22,250
‫انتخاب دیگه ای براش نذاشتن.

259
00:14:22,280 --> 00:14:23,880
‫خب، امیدوارم دکتر اریکسون

260
00:14:23,910 --> 00:14:26,000
‫بتونه یه سرنخ هایی بهمون بده.

261
00:14:26,160 --> 00:14:27,700
‫میتونی بری روی یه خط امن؟

262
00:14:29,660 --> 00:14:30,660
‫حتما.

263
00:14:31,870 --> 00:14:33,680
‫انجام شد. چیه؟

264
00:14:33,710 --> 00:14:35,220
‫اون چیزی که قبلا درباره اش حرف زدیم،

265
00:14:35,250 --> 00:14:37,250
‫چیز جدیدی دستگیرت نشد؟

266
00:14:38,750 --> 00:14:42,210
‫زیاد وقت نکردم بگردم.

267
00:14:42,340 --> 00:14:44,630
‫سخته یه لحظه پیدا کنی
‫که کسی زاغ سیاهتو چوب نزنه.

268
00:14:44,760 --> 00:14:46,940
‫ولی تا الان، هیچ اثری از کیتلین تیلور نیست.

269
00:14:46,970 --> 00:14:48,320
‫اگه زندانی بوده، حتما باید

270
00:14:48,350 --> 00:14:50,990
‫یه جایی یه مدرکی ازش باشه.

271
00:14:51,020 --> 00:14:52,820
‫آره، میدونم.

272
00:14:52,850 --> 00:14:55,470
‫با شین درباره اون فایل های صوتی حرف زدی؟

273
00:14:55,600 --> 00:14:57,990
‫نه، هنوز نه، ولی باید برم، فعلا.

274
00:15:18,670 --> 00:15:20,220
‫هی، اون فایل صوتی چی بود
‫که چند هفته پیش دادی مورالس

275
00:15:20,250 --> 00:15:22,680
‫درباره اش تحقیق کنه؟

276
00:15:22,710 --> 00:15:23,890
‫فایل صوتی؟

277
00:15:23,920 --> 00:15:25,850
‫آره.

278
00:15:25,880 --> 00:15:31,190
‫اون... اون یه سرنخ بود که داشتم

279
00:15:31,220 --> 00:15:32,780
‫توی پرونده جنا ولز دنبال میکردم.

280
00:15:32,810 --> 00:15:34,950
‫کاشف به عمل اومد که بن بسته.

281
00:15:34,980 --> 00:15:37,740
‫مورالس بهت گفت؟

282
00:15:37,770 --> 00:15:39,950
‫نه نه، فقط دیدم داره روش کار میکنه،

283
00:15:39,980 --> 00:15:41,540
‫خواستم ازت بپرسم قضیه اش چیه.

284
00:15:41,570 --> 00:15:43,410
‫ولی اون بهم نگفت موضوع چیه.

285
00:15:43,440 --> 00:15:44,650
‫باشه.

286
00:15:44,820 --> 00:15:46,110
‫چیز خاصی نبود.

287
00:15:47,280 --> 00:15:48,710
‫هی.

288
00:15:48,740 --> 00:15:50,340
‫اریکسون همین الان رسید.

289
00:15:50,370 --> 00:15:52,370
‫خیلی خب.

290
00:15:52,490 --> 00:15:54,490
‫- انگار نوبت توئه.
‫- نوبت منه.

291
00:16:01,290 --> 00:16:04,180
‫دکتر اریکسون، من
‫مامور ویژه ربکا هندرسون هستم.

292
00:16:04,210 --> 00:16:06,770
‫لطفا از این طرف بیاید.

293
00:16:06,800 --> 00:16:10,650
‫میدونم کی هستی و چه اتفاقی برات افتاده.

294
00:16:10,680 --> 00:16:12,650
‫درسته، خب، دلیل تعلیق من از اف بی آی

295
00:16:12,680 --> 00:16:14,570
‫موضوع بحث امروز ما نیست.

296
00:16:14,600 --> 00:16:17,070
‫منظورم دلایلی بود
‫که باعث شد وارد اف بی آی بشی.

297
00:16:17,100 --> 00:16:19,450
‫یادمه پرونده الی جانسون رو خوندم.

298
00:16:19,480 --> 00:16:21,200
‫اون موقع فقط یه دختربچه بودی.

299
00:16:21,230 --> 00:16:24,250
‫ولی نباید تعجب کنم که سر از اینجا درآوردی.

300
00:16:24,280 --> 00:16:27,420
‫تروما یه چرخه هست.

301
00:16:27,450 --> 00:16:29,240
‫بیاید درباره آماندا وایس حرف بزنیم.

302
00:16:35,790 --> 00:16:37,210
‫دوربینا خاموشه.

303
00:16:38,670 --> 00:16:40,880
‫فقط من و شماییم.

304
00:16:41,000 --> 00:16:42,000
‫میخواید براتون قهوه بیارم؟

305
00:16:42,170 --> 00:16:43,380
‫تلخ باشه.

306
00:16:45,090 --> 00:16:47,190
‫پس آماندا هنوز زنده هست؟

307
00:16:47,220 --> 00:16:49,900
‫و حدس میزنم تو و دوستات باید

308
00:16:49,930 --> 00:16:52,820
‫بخشی از تیم بازگردانی باشید.

309
00:16:52,850 --> 00:16:54,860
‫ما خود تیم بازگردانی هستیم،

310
00:16:54,890 --> 00:16:57,980
‫واسه همینه که به کمکت احتیاج داریم.

311
00:17:00,600 --> 00:17:03,400
‫بیاید درباره جلساتتون
‫با آماندا توی گودال حرف بزنیم.

312
00:17:05,320 --> 00:17:07,160
‫بهم گفته بودن هیچ وقت لازم نیست بابت

313
00:17:07,190 --> 00:17:08,920
‫کارهایی که اون پایین کردم جواب پس بدم.

314
00:17:08,950 --> 00:17:11,130
‫متاسفانه، اون مال قبل از انفجار بود

315
00:17:11,160 --> 00:17:13,250
‫و قبل از اینکه آماندا تصمیم بگیره یه نفر رو

316
00:17:13,280 --> 00:17:15,740
‫توی خیابون الم پلاک ۱۴۴ توی کاوینگتون بکشه.

317
00:17:16,700 --> 00:17:18,840
‫ریک هاول؟

318
00:17:18,870 --> 00:17:21,330
‫خب، این خیلی مایه تاسفه.

319
00:17:23,540 --> 00:17:25,710
‫یه زندگی بی گناه دیگه هم در خطره.

320
00:17:27,210 --> 00:17:28,750
‫فکر میکنیم آماندا دزدیدتش.

321
00:17:30,760 --> 00:17:32,610
‫شما رو یاد کسی توی زندگی آماندا نمیندازه؟

322
00:17:34,760 --> 00:17:40,190
‫انتقال. این قوی ترین
‫ابزار روانشناختی توی روح و روان انسانه.

323
00:17:41,730 --> 00:17:43,370
‫آماندا چطوری این کار رو کرد؟

324
00:17:43,400 --> 00:17:46,540
‫فکر کنم سوال بهتر اینه که چطوری آماندا

325
00:17:46,570 --> 00:17:49,620
‫آدرس خونه شما رو توی جیبش داشت.

326
00:17:49,780 --> 00:17:51,250
‫نمیدونم.

327
00:17:51,280 --> 00:17:52,530
‫گوگل؟

328
00:17:55,330 --> 00:17:57,920
‫میدونین، من آخرین جلستون با آماندا رو دیدم.

329
00:17:59,410 --> 00:18:01,010
‫شما بیخیال شدین.

330
00:18:01,040 --> 00:18:02,720
‫کلافه شده بودم.

331
00:18:02,750 --> 00:18:06,380
‫اون همه کار، و آماندا هنوز
‫هیچ واکنشی نشون نمیداد.

332
00:18:08,630 --> 00:18:11,300
‫دکتر اریکسون،
‫شما توی هاروارد شاگرد اول بودی.

333
00:18:11,420 --> 00:18:13,730
‫4 سال بعدش پی اچ دیتون رو از آکسفورد گرفتی.

334
00:18:13,760 --> 00:18:16,300
‫بیشتر از ۲۱۲ تا مقاله علمی چاپ شده داری.

335
00:18:17,600 --> 00:18:19,360
‫شما اهل رها کردن نیستی.
‫اهل باختن نیستی.

336
00:18:19,390 --> 00:18:20,670
‫حتی فکر نکنم بلد باشی چطوری ببازی.

337
00:18:21,940 --> 00:18:23,240
‫دارین از این کار لذت میبرین.

338
00:18:23,270 --> 00:18:24,990
‫دارین با من لجبازی میکنین.

339
00:18:25,020 --> 00:18:26,480
‫فکر میکنی علتش چیه؟

340
00:18:28,730 --> 00:18:31,920
‫چون فکر نمیکنم
‫درمان آماندا رو متوقف کرده باشین.

341
00:18:31,950 --> 00:18:33,580
‫فکر کنم فقط تاکتیکتون رو عوض کردین.

342
00:18:35,910 --> 00:18:40,420
‫واضح بود که آماندا
‫هیچ وقت به من اعتماد نمیکنه،

343
00:18:40,450 --> 00:18:43,890
‫چون من یه شخصیت قدرتمندم،
‫درست مثل مادرش.

344
00:18:43,920 --> 00:18:47,850
‫واسه همین یه راه حل خلاقانه رو امتحان کردم.

345
00:18:47,880 --> 00:18:49,390
‫چه حسی داره؟

346
00:18:49,420 --> 00:18:50,920
‫اینجوری بهتره؟

347
00:18:51,050 --> 00:18:53,020
‫یه پروتکل تئوری جدید به اسم دلبستگی

348
00:18:53,050 --> 00:18:56,190
‫متقابل ناشی از استرس.

349
00:18:56,220 --> 00:18:57,860
‫خب، این فقط یه اسم دهن پر کن

350
00:18:57,890 --> 00:18:59,350
‫واسه همون پیوند تروما نیست؟

351
00:18:59,470 --> 00:19:01,140
‫هر چی میخوای صداش کن.

352
00:19:01,270 --> 00:19:02,520
‫جواب داد.

353
00:19:10,190 --> 00:19:12,250
‫تنها کسی که آماندا تا حالا بهش

354
00:19:12,280 --> 00:19:16,290
‫وابستگی عاطفی واقعی پیدا کرده بود،
‫خواهرش لوسی بود.

355
00:19:16,320 --> 00:19:19,380
‫پس ما یه زندانی درست مثل لوسی رو آوردیم

356
00:19:19,410 --> 00:19:21,750
‫تا آماندا رو از لاک خودش بیرون بکشه.

357
00:19:21,870 --> 00:19:24,130
‫ببخشید، شما اجازه دادید
‫اون با یه زندانی دیگه در ارتباط باشه؟

358
00:19:24,160 --> 00:19:26,300
‫اسمش آلیس بود.

359
00:19:26,330 --> 00:19:29,100
‫اونم یه قاتل زنجیره ای بود،
‫درست مثل بل گانس،

360
00:19:29,130 --> 00:19:31,630
‫ولی در عین حال معتاد هم بود.

361
00:19:31,760 --> 00:19:35,930
‫آلیس تنها کسی بود که میدونستیم
‫آماندا میتونه باهاش پیوند برقرار کنه،

362
00:19:36,050 --> 00:19:40,530
‫مخصوصا با توجه به شرایط دردناک گودال.

363
00:19:40,560 --> 00:19:44,070
‫پس آلیس رو گذاشتیم توی سلول بغلی آماندا.

364
00:19:44,100 --> 00:19:45,360
‫چطوری با هم ارتباط میگرفتن؟

365
00:19:45,390 --> 00:19:46,520
‫با ضربه زدن به دیوار.

366
00:19:46,640 --> 00:19:48,890
‫بین زندانیا خیلی رایجه. میدونید که...

367
00:19:51,000 --> 00:19:58,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

368
00:20:00,580 --> 00:20:02,260
‫فهمیدیم که آماندا قبل از اینکه

369
00:20:02,290 --> 00:20:05,130
‫منتقل بشه به گودال، این رو یاد گرفته بود.

370
00:20:05,160 --> 00:20:07,340
‫در عرض چند روز،
‫زبان همدیگه رو کاملا میفهمیدن.

371
00:20:13,760 --> 00:20:15,980
‫آماندا همه چیز رو با آلیس در میون میذاشت.

372
00:20:16,010 --> 00:20:19,760
‫اون کلید باز کردن قفل روانشناسی آماندا بود.

373
00:20:27,230 --> 00:20:31,030
‫فقط قضیه اینه که آلیس
‫اصلا وجود خارجی نداشت، مگه نه؟

374
00:20:31,060 --> 00:20:32,540
‫شما اون نقش رو بازی کردین.

375
00:20:32,570 --> 00:20:34,330
‫آماندا هیچ وقت چشمش به آلیس نیفتاد

376
00:20:34,360 --> 00:20:35,910
‫چون اونی که اون طرف دیوار ضربه میزد

377
00:20:35,940 --> 00:20:37,940
‫شما بودین، نه؟

378
00:20:38,070 --> 00:20:40,820
‫واسه همینم آدرس
‫خونه اتون توی کاوینگتون رو داشت.

379
00:20:40,950 --> 00:20:44,500
‫از بخش های زندگی واقعی خودتون
‫استفاده کردین تا آلیس رو بسازین، درسته؟

380
00:20:44,620 --> 00:20:45,970
‫آره.

381
00:20:46,000 --> 00:20:47,840
‫همیشه به یاد آوردن حقیقت راحت تره.

382
00:20:47,960 --> 00:20:50,300
‫منتها اون حقیقت همین الان
‫یه آدم بی گناه رو به کشتن داد،

383
00:20:50,420 --> 00:20:51,960
‫و وقتی آماندا نتونست آلیس رو پیدا کنه،

384
00:20:52,090 --> 00:20:53,590
‫تصمیم گرفت با دزدیدن یه زن دیگه

385
00:20:53,710 --> 00:20:55,430
‫اون موقعیت رو بازسازی کنه.

386
00:20:55,460 --> 00:20:57,600
‫همونطور که خودتون گفتین،
‫تروما یه چرخه هست، مگه نه؟

387
00:20:57,630 --> 00:20:59,090
‫قرار نبود فرار کنه.

388
00:21:01,090 --> 00:21:04,300
‫اون مردی که ما رو گرفت، دیدیش؟

389
00:21:06,560 --> 00:21:09,740
‫صورتش رو دیدم.

390
00:21:09,770 --> 00:21:11,980
‫وقتی منو گرفت باهاش جنگیدم.

391
00:21:12,110 --> 00:21:14,910
‫من حتی ندیدمش.
‫فقط اینجا از خواب بیدار شدم.

392
00:21:17,740 --> 00:21:20,080
‫خیلی متاسفم که داری اینا رو تحمل میکنی.

393
00:21:21,570 --> 00:21:23,160
‫ولی خوشحالم که تنها نیستم.

394
00:21:30,250 --> 00:21:33,140
‫بسیار تحسین برانگیزه، مامور هندرسون.

395
00:21:33,170 --> 00:21:35,600
‫- باهوش تر از اون چیزی هستی که به نظر میای.
‫- ممنون. خیلیا بهم اینو میگن.

396
00:21:35,630 --> 00:21:38,130
‫خب، حالا که آماندا رو
‫انقدر خوب میشناسین، ممکنه کجا باشه؟

397
00:21:38,260 --> 00:21:41,060
‫خب، اگه هنوز دنبال آلیس میگرده،

398
00:21:41,180 --> 00:21:43,610
‫تصور میکنم بره به کوه های کامبرلند.

399
00:21:43,640 --> 00:21:45,270
‫چرا اونجا؟

400
00:21:45,390 --> 00:21:49,110
‫آماندا و آلیس توی
‫رویاهاشون با هم فرار میکردن

401
00:21:49,140 --> 00:21:52,660
‫و به یکی از اون کلبه های
‫زیاد اون منطقه پناه میبردن.

402
00:21:52,690 --> 00:21:54,830
‫اونجا آروم و رویاییه.

403
00:21:54,860 --> 00:21:57,500
‫خانواده آلیس وقتی اون بچه بود،
‫تابستونا میرفتن اونجا.

404
00:21:57,530 --> 00:21:59,210
‫نه، در واقع خانواده خودتون
‫تابستونا میرفتن اونجا.

405
00:21:59,240 --> 00:22:00,240
‫کدوم کلبه؟

406
00:22:04,410 --> 00:22:06,460
‫قراره ما رو بکشه؟

407
00:22:06,490 --> 00:22:08,210
‫کِی قراره برگرده؟

408
00:22:08,240 --> 00:22:10,620
‫من چند روزه که اینجام.

409
00:22:10,750 --> 00:22:12,210
‫میدونم اوضاع چطوریه.

410
00:22:12,330 --> 00:22:13,460
‫بهم اعتماد کن.

411
00:22:15,130 --> 00:22:17,930
‫اون چه جور آدمیه؟

412
00:22:17,960 --> 00:22:20,340
‫از اینکه جلوش وایستی خوشش نمیاد،

413
00:22:20,470 --> 00:22:21,770
‫پس بهتره که ساکت بمونی.

414
00:22:22,840 --> 00:22:25,550
‫هی، هی، بیا اینجا.

415
00:22:25,680 --> 00:22:27,280
‫بیا اینجا. طوری نیست.
‫ما همدیگه رو داریم.

416
00:22:27,310 --> 00:22:28,900
‫ما تنها نیستیم.

417
00:22:33,600 --> 00:22:35,440
‫یه میخ از کف زمین زده بیرون.

418
00:22:35,560 --> 00:22:36,910
‫چی؟

419
00:22:36,940 --> 00:22:38,830
‫اگه بتونم درش بیارم،
‫میتونم از اینجا فراریت بدم.

420
00:22:38,860 --> 00:22:39,830
‫نه، نه، نه، فکر نکنم باید این کارو بکنیم.

421
00:22:39,860 --> 00:22:41,030
‫اگه ببینه چی؟

422
00:22:41,150 --> 00:22:42,330
‫اگه اینجا بمونیم، میمیریم.

423
00:22:42,360 --> 00:22:43,460
‫نکن...

424
00:22:45,700 --> 00:22:47,120
‫کجا داری میری؟

425
00:22:47,240 --> 00:22:48,960
‫اونجا یه جاده میبینم.

426
00:22:48,990 --> 00:22:50,470
‫اگه برسیم اونجا،
‫میتونیم واسه یه ماشین دست تکون بدیم.

427
00:22:50,500 --> 00:22:52,090
‫نه، نه، نه، نه. اگه خودش باشه چی؟

428
00:22:52,120 --> 00:22:53,760
‫اگه سمت ماشین اشتباهی بدویم،
‫کارمون تمومه.

429
00:22:53,790 --> 00:22:56,100
‫باید همین دور و برا با هم بمونیم.

430
00:22:56,130 --> 00:22:57,340
‫هی، هی، طوری نیست.

431
00:22:57,460 --> 00:22:59,310
‫موفق میشیم.

432
00:22:59,340 --> 00:23:00,850
‫باید تلاشمونو بکنیم.

433
00:23:00,880 --> 00:23:02,800
‫فقط بیا، من تنهات نمیذارم.

434
00:23:05,510 --> 00:23:07,510
‫چی شده؟

435
00:23:08,390 --> 00:23:10,730
‫قرار نبود از کلبه بری بیرون.

436
00:23:26,410 --> 00:23:28,950
‫نمیتونم نفس بکشم.

437
00:23:38,130 --> 00:23:39,760
‫بچه ها، کوه های کامبرلند

438
00:23:39,790 --> 00:23:41,850
‫هزاران هکتار بیابون
‫و حیات وحش دورافتاده داره،

439
00:23:41,880 --> 00:23:45,520
‫و اونجا صدها کلبه هست.

440
00:23:45,550 --> 00:23:48,180
‫خانواده اریکسون توی این سالها ده ها
‫کلبه اجاره کردن.

441
00:23:48,300 --> 00:23:50,190
‫آماندا ممکنه تیفانی رو توی
‫هر کدومشون نگه داشته باشه.

442
00:23:50,220 --> 00:23:51,680
‫مثل پیدا کردن سوزن توی انبار کاهه.

443
00:23:51,810 --> 00:23:54,450
‫تازه با این همه تپه و دره،
‫پهپاد هم به درد نمیخوره.

444
00:23:54,480 --> 00:23:55,650
‫پیداش میکنیم.

445
00:24:12,330 --> 00:24:14,620
‫هیچکس نمیدونه کجایی، تیفانی.

446
00:24:15,790 --> 00:24:17,590
‫هیچکس حتی نمیدونه که نیستی.

447
00:24:17,620 --> 00:24:19,080
‫اینو میفهمی، مگه نه؟

448
00:24:20,670 --> 00:24:22,310
‫میدونم.

449
00:24:22,340 --> 00:24:24,480
‫داشتم نگاهت میکردم.

450
00:24:24,510 --> 00:24:27,400
‫واسه همین میدونم که هیچکسی رو نداری.

451
00:24:27,430 --> 00:24:29,150
‫ولی طوری نیست.

452
00:24:29,180 --> 00:24:31,400
‫طوری نیست چون میدونم چه حسی داره،

453
00:24:31,430 --> 00:24:33,110
‫و واقعا افتضاحه.

454
00:24:33,140 --> 00:24:34,360
‫ولی لازم نیست تنها باشی.

455
00:24:34,390 --> 00:24:36,320
‫لازم نیست تنها باشیم.

456
00:24:36,350 --> 00:24:38,450
‫ما الان همدیگه رو داریم،

457
00:24:38,480 --> 00:24:40,410
‫و این تمام چیزیه که
‫واسه خوشحالی لازم داریم.

458
00:24:40,440 --> 00:24:43,160
‫واسه همین آوردمت اینجا،

459
00:24:43,190 --> 00:24:48,360
‫تا بتونیم مثل خواهرای واقعی
‫به همدیگه تکیه کنیم.

460
00:24:49,910 --> 00:24:51,210
‫قبوله؟

461
00:24:52,700 --> 00:24:55,370
‫باشه، باشه، فهمیدم، فهمیدم.

462
00:24:55,500 --> 00:24:56,880
‫وقت لازم داری.

463
00:24:58,540 --> 00:25:02,630
‫ولی میبینی،
‫درد فقط ما رو به هم نزدیکتر میکنه.

464
00:25:02,750 --> 00:25:07,140
‫و هر اتفاقی هم که بیفته، من هواتو دارم.

465
00:25:16,520 --> 00:25:17,800
‫اگه آماندا اون بیرون اردو زده باشه،

466
00:25:17,850 --> 00:25:19,110
‫حتما توی شهر واسه خرید آذوقه و

467
00:25:19,640 --> 00:25:22,410
‫تجهیزات و آب توقف کرده.

468
00:25:22,440 --> 00:25:24,790
‫میدلزبرو، یه شهر کوچیک
‫پایین کوهپایه هست.

469
00:25:24,820 --> 00:25:27,820
‫فکر هوشمندانه ای بود، فلورنس.

470
00:25:27,940 --> 00:25:30,740
‫خیله خب، انگار باید
‫به روش قدیمی پرس و جو کنیم.

471
00:25:42,630 --> 00:25:43,970
‫سلام.

472
00:25:44,000 --> 00:25:45,560
‫خیلی وقت بود که بیرون بودی.

473
00:25:45,590 --> 00:25:48,260
‫نه، نه، نه، نه.

474
00:25:48,380 --> 00:25:50,310
‫هیس، هیس، هیس.

475
00:25:50,340 --> 00:25:51,350
‫نگران نباش.

476
00:25:51,380 --> 00:25:54,650
‫حالت خوب میشه، قول میدم.

477
00:25:54,680 --> 00:25:57,270
‫ما قراره کنار هم خیلی خوشبخت بشیم.

478
00:25:57,390 --> 00:25:58,390
‫بیا.

479
00:26:01,190 --> 00:26:03,780
‫آره. باشه.

480
00:26:06,860 --> 00:26:09,040
‫آروم باش، خب؟

481
00:26:09,070 --> 00:26:10,210
‫سعی کن یه کم استراحت کنی.

482
00:26:15,660 --> 00:26:17,260
‫قوزک پات حتما خیلی درد میکنه.

483
00:26:18,870 --> 00:26:20,710
‫ولی من مراقبتم.

484
00:26:22,290 --> 00:26:23,380
‫صبر کن!

485
00:26:24,710 --> 00:26:25,800
‫قلبم داره به شدت میزنه.

486
00:26:25,920 --> 00:26:27,680
‫قرصامو لازم دارم.

487
00:26:27,710 --> 00:26:29,850
‫نه، نه، نه، تو نباید چیزی بخوری،
‫سنجاب کوچولوی احمق.

488
00:26:29,880 --> 00:26:31,020
‫تو توی دوره درمانی هستی.

489
00:26:31,050 --> 00:26:33,860
‫نه، مواد نه.

490
00:26:33,890 --> 00:26:36,020
‫من صدای اضافی قلب دارم.

491
00:26:36,050 --> 00:26:38,440
‫دارومو لازم دارم.

492
00:26:38,470 --> 00:26:41,470
‫خواهش میکنم،
‫ اگه قرصامو نخورم، میمیرم.

493
00:26:42,940 --> 00:26:44,860
‫هی. این خانمو دیدین؟

494
00:26:51,440 --> 00:26:53,320
‫کسی عکس آماندا رو نمیشناسه.

495
00:26:53,450 --> 00:26:55,090
‫آره، واسه منم همینطور.

496
00:26:55,120 --> 00:26:56,590
‫ظاهرا ما تنها غریبه هایی هستیم که

497
00:26:56,620 --> 00:26:58,800
‫اخیرا گذرمون به این شهر افتاده.

498
00:26:58,830 --> 00:27:00,470
‫حس میکنم جایی مثل اینجا

499
00:27:00,500 --> 00:27:03,000
‫زیاد خوشش نمیاد دولت سرک بکشه توی کارش.

500
00:27:03,120 --> 00:27:05,500
‫- بچه ها، پیداش کردم.
‫- داروخونه، سمت شمال شهر.

501
00:27:09,340 --> 00:27:11,560
‫تنهاست؟

502
00:27:11,590 --> 00:27:13,270
‫آره، فکر کنم.

503
00:27:13,300 --> 00:27:15,050
‫شین، بگیرش. ما داریم میایم.

504
00:27:21,310 --> 00:27:22,610
‫داره با دکتر داروخونه حرف میزنه.

505
00:27:22,640 --> 00:27:24,350
‫صبر کن. نه، شین، دست نگه دار.

506
00:27:26,060 --> 00:27:28,030
‫ما هنوز نمیدونیم تیفانی رو کجا نگه داشته.

507
00:27:28,060 --> 00:27:30,020
‫حتی نمیدونیم تیفانی هنوز زنده است یا نه.

508
00:27:30,150 --> 00:27:31,910
‫زنده است.

509
00:27:31,940 --> 00:27:33,420
‫ولی با توجه به اینکه جلوی اریکسون
‫چطوری مقاومت کرد، اگه الان بگیریمش،

510
00:27:33,450 --> 00:27:35,080
‫هیچ اطلاعاتی بهمون نمیده.

511
00:27:35,200 --> 00:27:36,460
‫خب، اگه بخوایم با ماشین تعقیبش کنیم،

512
00:27:36,490 --> 00:27:38,030
‫مطمئنا متوجه ما میشه.

513
00:27:41,370 --> 00:27:43,460
‫من یه نقشه دارم.

514
00:27:53,010 --> 00:27:54,440
‫تکون نخور، تکون نخور.

515
00:27:54,470 --> 00:27:56,190
‫ولم کن.

516
00:27:56,220 --> 00:27:57,560
‫داری واسه فدرال ها کار میکنی؟

517
00:27:57,680 --> 00:27:58,820
‫چی؟ داری درباره چی حرف میزنی؟

518
00:27:58,850 --> 00:28:00,230
‫گودال. دقیقا همونجا.

519
00:28:02,430 --> 00:28:03,640
‫داری با اونا کار میکنی؟

520
00:28:03,770 --> 00:28:04,950
‫نه، نه، کار نمیکنم.

521
00:28:04,980 --> 00:28:06,860
‫- باید بهم قول بدی.
‫- قول میدم.

522
00:28:11,480 --> 00:28:13,410
‫تو کی هستی؟

523
00:28:13,440 --> 00:28:14,750
‫منم.

524
00:28:14,780 --> 00:28:15,910
‫آلیس ام.

525
00:28:19,700 --> 00:28:21,420
‫کجا بودی؟

526
00:28:21,450 --> 00:28:22,920
‫همه چیو برات توضیح میدم، قول میدم،

527
00:28:22,950 --> 00:28:24,510
‫ولی الان باید بریم، مگه اینکه بخوای

528
00:28:24,540 --> 00:28:27,250
‫دوباره برگردی به اون گودال.

529
00:28:27,370 --> 00:28:29,080
‫میدونستم که کوهستان یادت میمونه.

530
00:28:32,920 --> 00:28:34,960
‫یه جای عالی واسه خودمون پیدا کردم.

531
00:28:58,410 --> 00:29:00,540
‫گرفتمشون، دارن از
‫سمت شرق از شهر میرن بیرون.

532
00:29:00,570 --> 00:29:01,920
‫مفهومه. دید داریم روشون.

533
00:29:01,950 --> 00:29:03,340
‫دارن میرن سمت کوه ها.

534
00:29:03,370 --> 00:29:04,790
‫آماندا قبلا ماشین شاسی بلند ما رو دیده،

535
00:29:04,910 --> 00:29:06,220
‫پس باید با فاصله خیلی زیاد دنبالشون بریم.

536
00:29:06,250 --> 00:29:07,680
‫باشه، بهشون فضا بدین.

537
00:29:07,710 --> 00:29:09,170
‫ما از این طرف داریم ردشونو میزنیم.

538
00:29:19,130 --> 00:29:21,220
‫خیله خب، دیگه نمیبینمشون.

539
00:29:21,340 --> 00:29:23,340
‫فکر کنم اوضاع روبراهه.

540
00:29:23,470 --> 00:29:25,760
‫چه اتفاقی برات افتاد؟

541
00:29:25,890 --> 00:29:27,640
‫رفتم به خونه خانوادگی شما.

542
00:29:30,270 --> 00:29:32,610
‫توی خیابون الم؟

543
00:29:32,730 --> 00:29:34,980
‫پدر و مادرم هنوز اونجان؟

544
00:29:35,110 --> 00:29:36,910
‫نه.

545
00:29:36,940 --> 00:29:38,900
‫فقط فکر کردم که میری اونجا.

546
00:29:40,610 --> 00:29:42,170
‫نه، من...

547
00:29:42,200 --> 00:29:43,590
‫از گودال اومدم بیرون، و یه دو هفته ای رو

548
00:29:43,620 --> 00:29:45,010
‫توی کسپر مخفی شده بودم.

549
00:29:45,040 --> 00:29:47,210
‫فدرال ها و ارتش همه جا بودن،

550
00:29:47,330 --> 00:29:50,960
‫ولی به محض اینکه تونستم،
‫با ماشینای گذری اومدم سمت جنوب.

551
00:29:52,790 --> 00:29:55,380
‫راستشو بخوای میدونستم تو هم میای اینجا.

552
00:30:00,590 --> 00:30:03,720
‫چی شده؟

553
00:30:03,850 --> 00:30:05,230
‫هیچی.

554
00:30:05,260 --> 00:30:08,680
‫فقط... تو رو یه جور دیگه تصور کرده بودم.

555
00:30:11,140 --> 00:30:13,350
‫قدت بلندتر از اونیه که فکر میکردم.

556
00:30:17,230 --> 00:30:19,520
‫اینو فقط واسه این میگی
‫چون لوسی قدش بلند بود.

557
00:30:21,240 --> 00:30:26,250
‫ببین، واقعا ای کاش

558
00:30:26,280 --> 00:30:28,510
‫میتونستم ببینمش.
‫فکر کنم با هم دوست میشدیم.

559
00:30:35,590 --> 00:30:38,520
‫بکس، مطمئن نیستم که حرفاتو باور کرده باشه.

560
00:30:38,550 --> 00:30:40,140
‫دووم بیار،

561
00:30:40,170 --> 00:30:41,730
‫بکس، ما حدود نیم مایل پشت سرتیم،

562
00:30:41,760 --> 00:30:43,480
‫ولی با نگاه به نقشه،
‫جاده به زودی تموم میشه،

563
00:30:43,510 --> 00:30:44,560
‫پس مجبوریم عقب بمونیم.

564
00:30:44,590 --> 00:30:45,520
‫ولی ازت دور نمیشیم.

565
00:30:45,550 --> 00:30:47,090
‫خیله خب، تو میتونی.

566
00:31:06,660 --> 00:31:08,050
‫برو جلو.

567
00:31:08,080 --> 00:31:09,340
‫تو راه رو بلدی.

568
00:31:09,370 --> 00:31:11,290
‫منم پشت سرت میام.

569
00:31:37,190 --> 00:31:42,330
‫میدونی، من توی اینترنت دنبالت گشتم.

570
00:31:42,360 --> 00:31:45,710
‫سعی کردم بفهمم کجا رفتی یا حتی

571
00:31:45,740 --> 00:31:47,210
‫بفهمم اصلا چه شکلی هستی.

572
00:31:47,240 --> 00:31:49,550
‫ولی هیچی نبود.

573
00:31:49,580 --> 00:31:52,830
‫حتی یه مقاله هم نتونستم درباره ات پیدا کنم

574
00:31:52,950 --> 00:31:56,410
‫یا اینکه چیکار کردی، کی رو کشتی.

575
00:31:57,630 --> 00:31:59,260
‫چرا نتونستم پیدات کنم، آلیس؟

576
00:32:12,310 --> 00:32:14,770
‫میخوای بدونی وقتی
‫دنبالت گشتم چی پیدا کردم؟

577
00:32:16,730 --> 00:32:18,200
‫تو مُرده بودی.

578
00:32:18,230 --> 00:32:19,620
‫آره، تو توی زندان خودکشی کردی.

579
00:32:19,650 --> 00:32:21,870
‫حتی اون یادداشتی رو که نوشتی خوندم.

580
00:32:21,900 --> 00:32:25,360
‫اون رو آنلاین گذاشتن تا همه رو
‫متقاعد کنن که حقیقت همونه.

581
00:32:25,490 --> 00:32:29,330
‫میدونی این آدما چقدر قدرتمند هستن؟

582
00:32:31,910 --> 00:32:35,330
‫اگه اونا میتونن تو رو بکشن،
‫پس میتونن منو هم پاک کنن.

583
00:32:36,460 --> 00:32:38,680
‫ولی من اون مردا رو کشتم.

584
00:32:38,710 --> 00:32:42,090
‫آره، سرشونو داغون کردم،
‫مثل خوک سلاخیشون کردم.

585
00:32:44,460 --> 00:32:47,270
‫اون از سلاخی کردن خوک چی میدونه؟

586
00:32:47,300 --> 00:32:50,180
‫یادمه درباره اون یارو
‫اهل مینه سوتا بهم گفتی.

587
00:32:53,810 --> 00:32:55,070
‫آدم مضحکی بود.

588
00:32:55,100 --> 00:32:56,450
‫آره، بود.

589
00:32:56,480 --> 00:32:57,410
‫اسمش چی بود دوباره؟

590
00:32:57,440 --> 00:33:01,110
‫جو بود یا جان؟

591
00:33:03,690 --> 00:33:07,280
‫- جان بود.
‫- جان، درسته.

592
00:33:07,400 --> 00:33:09,360
‫یادته از جان چی رو پیش خودت نگه داشتی؟

593
00:33:12,490 --> 00:33:13,760
‫چیزی برداشته بودم؟

594
00:33:13,790 --> 00:33:17,380
‫آره، بهم گفتی که یه یادگاری برداشتی.

595
00:33:17,410 --> 00:33:20,010
‫یادته چی بود؟

596
00:33:20,040 --> 00:33:22,180
‫چون من یادمه چی بود.

597
00:33:36,220 --> 00:33:37,640
‫یادم نمیاد چیزی برداشته باشم.

598
00:33:39,640 --> 00:33:41,530
‫به جز یه ساعت.

599
00:33:52,820 --> 00:33:54,320
‫واقعا خودتی.

600
00:34:04,590 --> 00:34:07,180
‫دکتر اریکسون گفت که
‫شخصیت آلیس رو از روی بل گانس ساخته.

601
00:34:07,210 --> 00:34:09,230
‫وقتی گانس رو گرفتن، یه قربانی پیدا کردن،

602
00:34:09,260 --> 00:34:11,440
‫یه یارو از مینه سوتا، جان مو.

603
00:34:11,470 --> 00:34:15,610
‫و اینو داشته باش، گانس ساعتشو
‫واسه خودش نگه داشته بود.

604
00:34:15,640 --> 00:34:16,850
‫ایول، بکس.

605
00:34:26,190 --> 00:34:27,230
‫نظرت چیه؟

606
00:34:30,780 --> 00:34:32,670
‫این فوق العاده هست.

607
00:34:32,700 --> 00:34:35,420
‫آره، این دقیقا مثل همونیه که
‫تو بچگیام میرفتم.

608
00:34:35,450 --> 00:34:37,790
‫آره، دقیقا همونجوریه
‫که از رو قصه هات تصور میکردم.

609
00:34:37,950 --> 00:34:39,170
‫حرف نداره.

610
00:34:39,200 --> 00:34:42,840
‫اینجا کنار هم جاش امنه.

611
00:34:42,870 --> 00:34:44,890
‫چیزی برات بیارم؟

612
00:34:44,920 --> 00:34:47,760
‫آب میخوای؟ غذا میخوای؟

613
00:34:53,590 --> 00:34:55,400
‫راستش فقط یه ذره سرده.

614
00:34:55,430 --> 00:34:57,150
‫میتونیم یه تنه درخت دیگه بندازیم تو آتیش؟

615
00:34:57,180 --> 00:34:58,780
‫- سردته؟
‫- یه ذره.

616
00:34:58,810 --> 00:35:00,230
‫آره، فکر خوبیه.

617
00:35:03,140 --> 00:35:04,140
‫الان ردیفش میکنم.

618
00:35:04,230 --> 00:35:05,580
‫ممنون.

619
00:35:23,960 --> 00:35:26,340
‫داری چیکار میکنی؟

620
00:35:29,380 --> 00:35:31,840
‫داشتم دنبال اتاقم میگشتم.

621
00:35:31,970 --> 00:35:33,270
‫خب، پیداش کردی.

622
00:35:33,300 --> 00:35:34,930
‫ولی الان نمیتونی بری اون تو.

623
00:35:36,430 --> 00:35:38,230
‫واسه چی اونوقت؟

624
00:35:38,260 --> 00:35:39,850
‫باید توضیح بدم.

625
00:35:41,060 --> 00:35:42,400
‫آماندا، چرا در این اتاق قفله؟

626
00:35:42,430 --> 00:35:46,680
‫آخه... نمیتونستم دوباره تنها بمونم،

627
00:35:46,810 --> 00:35:48,910
‫نه بعد از اون همه اتفاق.

628
00:35:48,940 --> 00:35:50,450
‫کسی تو این اتاقه؟

629
00:35:50,480 --> 00:35:52,460
‫آره، ولی اون هیچی نیست.

630
00:35:52,490 --> 00:35:54,830
‫اون هیچی نیست. یه آدم بی ارزشه.

631
00:35:54,950 --> 00:35:56,660
‫این رابطمون واقعیه.

632
00:35:56,780 --> 00:35:58,590
‫ما واقعی هستیم.

633
00:35:58,620 --> 00:36:00,340
‫خودم درستش میکنم.

634
00:36:00,370 --> 00:36:01,960
‫آماندا، بس کن. آماندا.

635
00:36:11,630 --> 00:36:15,510
‫میخوام این کارو بکنم...
‫واسه خاطر خودمون.

636
00:36:18,050 --> 00:36:19,720
‫بیخیال، بذار من انجامش بدم.
‫تفنگو بده به من.

637
00:36:22,020 --> 00:36:24,860
‫با همدیگه انجامش میدیم.

638
00:36:24,890 --> 00:36:25,890
‫باشه.

639
00:36:36,360 --> 00:36:39,570
‫توروخدا، یکی کمک کنه!

640
00:36:42,410 --> 00:36:43,880
‫آماندا، وایسا!

641
00:36:57,010 --> 00:36:58,260
‫داری چیکار میکنی؟

642
00:36:58,890 --> 00:36:59,890
‫بچه ها، تیفانی رو پیدا کنین.

643
00:37:00,010 --> 00:37:00,860
‫اون بیرونه، یه جایی زخمی شده.

644
00:37:00,890 --> 00:37:02,310
‫آماندا با منه.

645
00:37:04,180 --> 00:37:06,810
‫میرم سراغ تیفانی. تو برو سمت کلبه.

646
00:37:06,940 --> 00:37:08,660
‫کمک!

647
00:37:13,530 --> 00:37:15,910
‫تو با اونایی. تو مال گودالی.

648
00:37:16,030 --> 00:37:17,540
‫تفنگو بذار زمین، آماندا.

649
00:37:17,570 --> 00:37:18,790
‫از همون لحظه اول که دیدمت

650
00:37:18,820 --> 00:37:20,500
‫فهمیدم یه ریگی تو کفشته.

651
00:37:20,530 --> 00:37:22,420
‫تفنگو بذار زمین!

652
00:37:22,450 --> 00:37:24,340
‫آلیس کجاست؟

653
00:37:24,370 --> 00:37:25,630
‫اون کجاست؟

654
00:37:25,660 --> 00:37:26,790
‫اون پیش ما تو بازداشته.

655
00:37:28,580 --> 00:37:30,010
‫نه.

656
00:37:30,040 --> 00:37:31,250
‫داری دروغ میگی.

657
00:37:31,380 --> 00:37:32,260
‫وقتی پیداش کردیم تو سلولش بود.

658
00:37:32,290 --> 00:37:33,290
‫کاملا تنها بود.

659
00:37:33,380 --> 00:37:35,920
‫بعد از انفجار نتونست بیاد بیرون.

660
00:37:36,050 --> 00:37:39,100
‫ولی هر روز داره سراغ تو رو میگیره.

661
00:37:43,430 --> 00:37:44,890
‫خب، پس باید آزادش کنی.

662
00:37:45,020 --> 00:37:46,740
‫نمیتونم این کارو بکنم.

663
00:37:46,770 --> 00:37:50,120
‫خودت میدونی که نمیتونم،
‫ولی میتونم ببرمت پیشش.

664
00:37:50,150 --> 00:37:53,240
‫آماندا، قول میدم که
‫میتونین پیش هم باشین.

665
00:37:53,270 --> 00:37:56,080
‫یا اینکه هر دوتامون همینجا بمیریم.

666
00:37:56,110 --> 00:37:57,570
‫انتخاب با خودته.

667
00:38:00,200 --> 00:38:02,750
‫این کارو باهاش نکن.
‫اون دلش برات تنگ شده.

668
00:38:02,780 --> 00:38:05,160
‫آلیس بهت نیاز داره.

669
00:38:06,450 --> 00:38:07,660
‫واقعا دلش برات تنگ شده.

670
00:38:10,790 --> 00:38:12,170
‫تفنگو بذار زمین، آماندا.

671
00:38:19,420 --> 00:38:20,920
‫فقط منو ببر آلیس رو ببینم.

672
00:38:23,850 --> 00:38:24,820
‫کمک!

673
00:38:24,850 --> 00:38:26,940
‫تیفانی!

674
00:38:26,970 --> 00:38:29,900
‫کمک!

675
00:38:29,930 --> 00:38:32,220
‫یکی کمک کنه!

676
00:38:37,940 --> 00:38:38,870
‫هی. هی.

677
00:38:38,900 --> 00:38:40,280
‫گرفتمت.

678
00:38:43,780 --> 00:38:45,000
‫من از اف بی آی هستم.

679
00:38:45,030 --> 00:38:46,090
‫چیزی نیست.

680
00:38:54,540 --> 00:38:56,810
‫مثل خوک سلاخیشون کردم؟

681
00:38:56,840 --> 00:38:58,100
‫داشتم میرفتم تو نقش.

682
00:38:58,130 --> 00:38:59,100
‫آره، قشنگ معلوم بود.

683
00:38:59,130 --> 00:39:00,940
‫آره دیگه.

684
00:39:00,970 --> 00:39:03,150
‫خدایی یه ذره زیادی باورپذیر بودی به نظرم.

685
00:39:03,180 --> 00:39:04,970
‫نه بابا. منو نندازین تو گودال.

686
00:39:05,100 --> 00:39:09,150
‫هی، آماندا وایس تو راه بازداشتگاه جدیده،

687
00:39:09,180 --> 00:39:11,200
‫و هنوز فکر میکنه آلیس واقعیه،

688
00:39:11,230 --> 00:39:13,020
‫پس وقتی بفهمه دروغ گفتی

689
00:39:13,140 --> 00:39:14,740
‫زیاد از دستت خوشحال نمیشه.

690
00:39:14,770 --> 00:39:16,910
‫تا وقتی پشت میله هاست،
‫برام مهم نیست.

691
00:39:16,940 --> 00:39:19,660
‫من رفتم.

692
00:39:19,690 --> 00:39:20,660
‫نه بابا.

693
00:39:20,690 --> 00:39:22,040
‫آره دیگه.

694
00:39:22,070 --> 00:39:23,500
‫امروز کارت عالی بود.

695
00:39:23,530 --> 00:39:24,920
‫- فعلا.
‫- تا فردا.

696
00:39:24,950 --> 00:39:27,080
‫ممنون رئیس.

697
00:39:32,000 --> 00:39:34,130
‫ببخشید.

698
00:39:34,250 --> 00:39:39,050
‫هیچوقت تو رو اینقدر
‫ساکت یا جدی ندیده بودم.

699
00:39:42,470 --> 00:39:45,520
‫باشه.

700
00:39:45,550 --> 00:39:47,150
‫ببخشید، دلمو زدم به دریا.

701
00:39:47,180 --> 00:39:48,600
‫واسه چی اونوقت؟

702
00:39:51,980 --> 00:39:53,490
‫یه چیزایی درباره من هست

703
00:39:53,520 --> 00:39:58,030
‫که نمیدونی و دلم میخواد بهت بگم.

704
00:39:59,270 --> 00:40:00,770
‫باشه.

705
00:40:00,900 --> 00:40:03,370
‫بهت گفتم که کار توی گودال رو شروع کردم

706
00:40:03,400 --> 00:40:05,540
‫تا به خونواده ام نزدیکتر باشم.

707
00:40:05,570 --> 00:40:07,450
‫ولی این همه حقیقت نیست.

708
00:40:09,120 --> 00:40:11,510
‫من این شغل رو قبول کردم...

709
00:40:11,540 --> 00:40:13,790
‫چون دنبال یه زندانی اون پایین میگشتم.

710
00:40:16,040 --> 00:40:17,620
‫دنبال کی میگشتی؟

711
00:40:22,260 --> 00:40:24,350
‫مردم دارن سوال میپرسن.

712
00:40:24,380 --> 00:40:28,130
‫سوال پرسیدن اجتناب ناپذیره.

713
00:40:29,640 --> 00:40:32,810
‫مادر واقعیم.

714
00:40:34,930 --> 00:40:37,180
‫اون صدای ضبط شده ای
‫که درباره اش پرسیدی،

715
00:40:37,310 --> 00:40:38,950
‫تمام چیزیه که ازش دارم.

716
00:40:38,980 --> 00:40:41,370
‫حتی اسمشو نمیدونم.

717
00:40:41,400 --> 00:40:42,750
‫میدونی، شاید هیچوقت هم نفهمم.

718
00:40:42,780 --> 00:40:45,750
‫ببخشید، اون صدای ضبط شده
‫مال مامانت بود؟

719
00:40:45,780 --> 00:40:48,250
‫پس اون پسره چی؟

720
00:40:48,280 --> 00:40:49,820
‫پای قولم میمونم.

721
00:40:51,490 --> 00:40:54,220
‫فقط میخواستم بدونم کی هستم...

722
00:40:55,710 --> 00:40:57,050
‫از کجا اومدم.

723
00:40:58,670 --> 00:41:00,560
‫و دیگه هیچوقت بهت دروغ نمیگم.

724
00:41:02,250 --> 00:41:03,380
‫اوضاعتون اینجا ردیفه؟

725
00:41:03,510 --> 00:41:04,730
‫چیزی براتون بیارم؟

726
00:41:04,760 --> 00:41:06,140
‫نه، ممنون.

727
00:41:06,260 --> 00:41:08,430
‫خوبیم. دستت درد نکنه.

728
00:41:11,010 --> 00:41:12,320
‫به سلامتی شروع های تازه؟

729
00:41:13,000 --> 00:41:33,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
