WEBVTT

00:01.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:05.630 --> 00:07.150
‫[ آنچه در گروه شکار گذشت... ]

00:07.550 --> 00:08.940
‫اسمش گوداله.

00:08.970 --> 00:10.270
‫خونه خطرناک ترین و خشن ترین

00:10.300 --> 00:11.610
‫مجرمای تاریخه، همونایی که دنیا

00:11.640 --> 00:12.930
‫فکر میکنه مُردن.

00:13.050 --> 00:15.390
‫یا حداقل تا قبل از اون انفجار اینجوری بود.

00:17.140 --> 00:18.280
‫چند تا زندانی فرار کردن؟

00:18.310 --> 00:20.770
‫مامور هندرسون، تو اینجایی
‫تا به ما کمک کنی بگیریمشون.

00:20.940 --> 00:23.330
‫میتونی برام یه فایل صوتی رو
‫تشخیص صدا بدی؟

00:23.360 --> 00:25.780
‫میخوام بی سر و صدا انجام بشه.

00:25.900 --> 00:27.740
‫اولین لازاروس اصلا وجود خارجی نداره.

00:27.860 --> 00:29.750
‫ظاهرا میتونسته یک مایل رو
‫زیر 5 دقیقه بدوئه.

00:29.780 --> 00:31.040
‫پس اگه سرعت دویدنش نزدیک به این باشه،

00:31.070 --> 00:33.210
‫حتما یه سابقه ای از شرکت کردنش
‫تو مسابقات هست،

00:33.240 --> 00:35.780
‫و اینجوریه که قراره
‫اسم واقعیش رو پیدا کنیم.

00:35.950 --> 00:37.910
‫پیدات کردم، کیتلین تیلور.

00:44.040 --> 00:47.640
‫[ نیویورک - 2017 ]

00:48.100 --> 00:54.100
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:54.600 --> 00:57.600
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

00:58.100 --> 01:00.110
‫چشماتو ببند.

01:00.140 --> 01:03.140
‫نفس عمیق بکش.

01:03.270 --> 01:06.200
‫و... بدنت رو شل کن.

01:06.230 --> 01:08.150
‫خوبه.

01:08.280 --> 01:10.580
‫نسبت به همیشه یه کم بدنت سفت تره.

01:12.450 --> 01:14.500
‫اون تمرینایی که بهت یاد دادم رو انجام دادی؟

01:14.530 --> 01:16.090
‫دارم سعیمو میکنم.

01:16.120 --> 01:18.790
‫چون خیلی مهمه که برای آرامشت وقت بذاری،

01:18.910 --> 01:21.630
‫تا فشارهای عصبی رو از خودت دور کنی.

01:21.660 --> 01:27.210
‫و باز هم ببخشید که
‫هفته پیش دقیقه نودی کنسل کردم.

01:27.380 --> 01:30.140
‫- آخه راستش...
‫- مشکلی نیست.

01:30.170 --> 01:32.510
‫راستش خواهرم یه مدتی بود مریض بود.

01:32.680 --> 01:38.440
‫خب، بیشتر از یه مدت، و اون...

01:38.470 --> 01:40.280
‫اون در واقع همین تازگی فوت کرد.

01:40.310 --> 01:42.980
‫ببخشید، اشکالی نداره اگه حرف نزنیم؟

01:44.560 --> 01:47.270
‫البته.

01:47.400 --> 01:49.200
‫عالیه، ممنون.

01:55.910 --> 01:58.130
‫آماندا، چه خبر شده؟

02:00.080 --> 02:01.970
‫کجا رفتی؟

02:07.670 --> 02:09.520
‫نفس عمیق بکش.

02:15.930 --> 02:18.020
‫خودشه.

02:19.540 --> 02:22.440
‫[ شاین، وایومینگ ]
‫زمان حال

02:22.520 --> 02:24.610
‫این سرهنگ لازاروسه؟

02:26.600 --> 02:28.730
‫این کیتلین تیلوره.

02:28.860 --> 02:32.330
‫درست یه روز قبل از اینکه
‫مثلا با خودکشی بمیره.

02:32.360 --> 02:35.580
‫اما ببین دیگه کی توی این عکسه.

02:35.610 --> 02:36.700
‫دکتر دالس.

02:40.080 --> 02:42.170
‫اگه سرهنگ لازاروس
‫همون کیتلین تیلور باشه،

02:42.200 --> 02:44.590
‫یعنی یه زندانی از گودال،

02:44.620 --> 02:46.410
‫الان یه سرهنگ توی ارتش آمریکاست.

02:46.580 --> 02:48.180
‫اصلا چطور همچین چیزی ممکنه؟

02:48.210 --> 02:49.970
‫زندانیا از گودال بیرون نمیرن،
‫چه برسه به اینکه

02:50.000 --> 02:51.800
‫- به راحتی از وست پوینت سر در بیارن.
‫- مگه اینکه برن.

02:53.630 --> 02:54.840
‫دیگه کی از این موضوع خبر داره؟

02:54.970 --> 02:56.730
‫فعلا فقط من و تو.

02:56.760 --> 02:58.900
‫منم میخوام تا وقتی مدارک بیشتری
‫پیدا نکردم همینجوری بمونه،

02:58.930 --> 03:02.030
‫و تو تنها کسی هستی که
‫میتونی توی این کار بهم کمک کنی.

03:04.390 --> 03:06.030
‫یه چیز دیگه هم هست.

03:06.060 --> 03:07.640
‫خب.

03:07.770 --> 03:09.580
‫چند هفته پیش، شین یه فایل صوتی بهم داد،

03:09.610 --> 03:12.320
‫پرسید میتونم صداش رو
‫با کسی مطابقت بدم یا نه.

03:12.440 --> 03:15.400
‫بررسیش کردم، معلوم شد
‫صدای سرهنگ لازاروسه.

03:17.240 --> 03:18.910
‫خیلی خب.

03:19.030 --> 03:20.710
‫داشت روی چی کار میکرد؟

03:20.740 --> 03:22.380
‫نمیدونم.

03:22.410 --> 03:24.510
‫و وقتی بهش گفتی که
‫این صدای سرهنگ لازاروسه،

03:24.540 --> 03:25.800
‫چی گفت؟

03:25.830 --> 03:28.000
‫نگفتم.

03:28.120 --> 03:32.460
‫میخواستم بگم، ولی بعدش الیور مُرد.

03:33.380 --> 03:35.270
‫پس شین میدونه که اون یه زندانیه؟

03:35.300 --> 03:37.310
‫شاید بدونه.

03:37.340 --> 03:40.260
‫ولی چرا نباید چیزی بگه؟

03:45.230 --> 03:46.480
‫یه مورد پیدا کردیم.

03:52.610 --> 03:54.700
‫چی داریم؟

03:54.820 --> 03:56.030
‫صبح بخیر.

03:56.190 --> 03:58.000
‫قتل، کاوینگتون، کنتاکی.

03:58.030 --> 04:00.130
‫ریک هاول، ساکن خیابون الم پلاک ۱۴۴.

04:00.160 --> 04:02.000
‫مددکار اجتماعی امروز صبح
‫برای سرکشی رفته بود اونجا.

04:02.030 --> 04:05.200
‫جسدش رو پیدا کرده که
‫حداقل 2 هفته ای میشده اونجا بوده.

04:05.330 --> 04:06.850
‫کبودی های روی گردن و تنه نشون میده

04:06.910 --> 04:08.890
‫که یه درگیری فیزیکی رخ داده.

04:08.920 --> 04:10.720
‫پلیس محلی دیده چیزی گم نشده به جز

04:10.750 --> 04:13.060
‫نیسان سنترا قرمز مقتول.
‫دستور توقیفش رو دادم.

04:13.090 --> 04:15.600
‫اثر انگشتای دیجیتالی با آماندا وایس،
‫زندانی گودال، مطابقت داره.

04:15.630 --> 04:17.470
‫همون ماساژوره.

04:17.590 --> 04:19.150
‫هر دوتون میشناسینش؟

04:19.180 --> 04:21.310
‫وقتی طرف یه زن باشه،
‫سخت میشه فراموشش کرد.

04:21.470 --> 04:23.860
‫بذار حدس بزنم،
‫تو کوانتیکو یه مقاله در موردش نوشتی.

04:23.890 --> 04:26.230
‫و بعدش تا 3 سال نرفتم ماساژ.

04:26.350 --> 04:27.900
‫آماندا وایس حاصل یه مادر آزارگر بود

04:27.930 --> 04:29.740
‫که هم فیزیکی و هم روانی اذیتش میکرد

04:29.770 --> 04:33.450
‫و نشونه های کلاسیک اولیه
‫روان پریشی رو داشت...

04:33.480 --> 04:35.870
‫احساسات سطحی، جذابیت فریبنده،

04:35.900 --> 04:38.030
‫و تمایل به خشونت حساب شده.

04:38.150 --> 04:40.780
‫اما اون یه خواهر هم داشت، لوسی.

04:40.910 --> 04:43.800
‫لوسی کل دوران نوجوونیش رو
‫توی کمپ های ترک اعتیاد میگذروند.

04:43.830 --> 04:46.460
‫آماندا مثل سپر بلای لوسی بود.

04:46.490 --> 04:48.630
‫رابطه خواهری که بینشون شکل گرفت
‫از شرایط بدی اومده بود،

04:48.660 --> 04:50.720
‫اما همین رابطه آماندا رو سر پا نگه میداشت،

04:50.750 --> 04:53.750
‫و نمیذاشت دنبال فانتزی های خشنش بره.

04:53.880 --> 04:55.430
‫چون میدونست اگه بیفته زندان،

04:55.460 --> 04:57.430
‫کسی نیست که مراقب لوسی باشه.

04:57.460 --> 05:00.600
‫ واسه همین وقتی لوسی
‫با فنتانیل اوردوز کرد، آماندا قاطی کرد

05:00.630 --> 05:03.480
‫توی عرض یک هفته
‫شش تا از مشتری هاش رو کشت

05:03.510 --> 05:07.860
‫ گردنشون رو از مهره های
‫4 و 5 میشکست و درجا میکشتشون

05:07.890 --> 05:09.650
‫پس اون یه قاتل زنجیره ای لحظه ایه
‫این مورد نادریه، درسته؟

05:09.680 --> 05:11.140
‫آره، خیلی.

05:11.270 --> 05:12.570
‫وقتی از دست دادن
‫خواهرش آماندا رو از تعادل خارج کرد،

05:12.600 --> 05:14.410
‫احساس کرد طرد شده.

05:14.440 --> 05:15.740
‫خب این چه ربطی به یه یاروی رندوم

05:15.770 --> 05:17.650
‫توی کنتاکی داره؟

05:17.670 --> 05:19.670
‫[ لکسینگتون -کنتاکی ]

06:09.240 --> 06:10.410
‫چرا؟ صندلیت کجاست؟

06:10.580 --> 06:12.430
‫نمیدونم.

06:15.000 --> 06:16.420
‫نمیدونی؟

06:16.580 --> 06:19.720
‫من نه با بخش معمولی میرم،
‫نه بلیط معمولی میگیرم.

06:26.050 --> 06:27.590
‫این یه هواپیمای کوچیکه.

06:27.760 --> 06:29.720
‫الان دیگه عمرا گیرت نمیاد.
‫فرست کلاس صندلی درجه یک

06:30.270 --> 06:31.240
‫اونا رفتن دم یه خروجی دیگه.

06:31.270 --> 06:32.900
‫من صندلی نوزده آ هستم.

06:32.930 --> 06:35.160
‫امیدوارم پیش تو باشم.

06:40.150 --> 06:42.320
‫من آخرین نفری میشم
‫که از هواپیما پیاده میشه.

06:47.740 --> 06:49.740
‫[ 2 سال قبل ]

06:52.790 --> 06:57.510
‫آماندا، امیدوار بودم امروز بتونیم
‫دوباره این کار رو امتحان کنیم.

07:00.590 --> 07:03.180
‫از خواسته هات برام بگو.

07:09.600 --> 07:12.280
‫بیمار جوابی نمیده.

07:16.390 --> 07:21.240
‫اثر این سکوت چیه، آماندا؟

07:21.270 --> 07:24.250
‫بیمار جوابی نمیده.

07:24.280 --> 07:26.500
‫میدونی، برام سواله که تو از این کار

07:26.530 --> 07:28.780
‫چه لذتی میبری؟

07:30.620 --> 07:34.250
‫واو، این دقیقا مثل تماشای
‫رنگیه که نمیخواد خشک بشه.

07:35.960 --> 07:37.960
‫آماندا جلوی دو تا روانپزشک اولی
‫که گودال براش فرستاد مقاومت کرد،

07:38.080 --> 07:40.010
‫واسه همین یه مهره گردن کلفت رو آوردن،

07:40.040 --> 07:41.920
‫دکتر سلیا اریکسون،

07:42.050 --> 07:44.980
‫یکی از پیشروهای نظریه روانکاوی پست لاکانی.

07:45.010 --> 07:46.650
‫انگار آماندا بدون اینکه حتی عرق بریزه،

07:46.680 --> 07:49.690
‫اون مهره گردن کلفتشون رو
‫برگردونده روی نیمکت ذخیره.

07:49.720 --> 07:51.480
‫من بعضی از نوشته های
‫دکتر اریکسون رو خوندم.

07:51.510 --> 07:52.940
‫سوالاش یه کم غیر متعارفن،

07:52.970 --> 07:54.440
‫اما دقیقا برای این طراحی شدن که

07:54.470 --> 07:57.450
‫نقشه روانی و چارچوب اخلاقی
‫بیمار رو شناسایی کنن.

07:57.480 --> 07:59.410
‫و این دقیقا یعنی چی؟

07:59.440 --> 08:01.330
‫یعنی نحوه پاسخگویی بیمار،

08:01.360 --> 08:03.160
‫فرم و گرامر جواب ها

08:03.190 --> 08:05.710
‫خیلی مهم تر از کلمه هاییه که انتخاب میکنن.

08:05.740 --> 08:08.790
‫و، این دقیقا یعنی چی؟

08:08.820 --> 08:12.500
‫ببین، وقتی حرف میزنیم،
‫تصمیم میگیریم چی بگیم،

08:12.530 --> 08:13.740
‫و از چه کلمه هایی استفاده کنیم.

08:13.870 --> 08:15.760
‫اما خیلی کم پیش میاد که از قبل گرامر

08:15.790 --> 08:17.210
‫اون جمله ها رو انتخاب کنیم.

08:17.330 --> 08:20.470
‫و دقیقا همین انتخاب ها هستن
‫که ناخودآگاه ما رو لو میدن.

08:20.500 --> 08:22.000
‫مگه اینکه اصلا حرف نزنن.

08:22.130 --> 08:25.210
‫یه جورایی آره،
‫ولی حتی جواب ندادن آماندا هم

08:25.340 --> 08:27.600
‫توی ذات خودش یه جوابه.

08:27.630 --> 08:30.940
‫خیلی خب، پس چطوری یه روانپزشک
‫میتونه سوژه رو وادار به حرف زدن کنه

08:30.970 --> 08:32.220
‫وقتی خودش نمیخواد؟

08:32.390 --> 08:33.900
‫به این گوش کن.

08:33.930 --> 08:36.440
‫طبق یادداشت های دکتر اریکسون،
‫برای اینکه درمان آماندا

08:36.470 --> 08:38.910
‫موفقیت آمیز باشه، آماندا باید

08:38.940 --> 08:40.730
‫یه وابستگی عاطفی مشابه به اون پیدا میکرد.

08:40.850 --> 08:42.440
‫خب، این یه کم ساده لوحانه هست.

08:42.560 --> 08:43.950
‫منظورم اینه که
‫با توجه به روان پریشی آماندا،

08:43.980 --> 08:45.480
‫امکان نداشت که اون بخواد

08:45.610 --> 08:47.210
‫یه رابطه عاطفی با دکتر اریکسون برقرار کنه،

08:47.240 --> 08:49.420
‫مخصوصا با اون گارد دفاعی که داشت.

08:49.450 --> 08:50.870
‫اریکسون داره خودش رو گول میزنه.

08:50.990 --> 08:52.990
‫آره، و کاملا هم معلومه.

08:53.990 --> 08:55.490
‫اینو ببین.

08:55.620 --> 08:58.800
‫آماندا، توی این مقطع، فکر میکنم کاملا واضحه

08:58.830 --> 09:00.720
‫که تو هیچ سودی از این جلسات نمیبری،

09:00.750 --> 09:03.090
‫و راستش رو بخوای، منم همینطور.

09:03.250 --> 09:06.730
‫هر هفته بلند شدن و اومدن اینجا،
‫فقط وقت تلف کردنه.

09:06.760 --> 09:09.560
‫پس من درمان رو متوقف میکنم.

09:09.590 --> 09:11.350
‫خداحافظ، آماندا.

09:14.350 --> 09:15.730
‫وایسا، همینجوری ول کرد رفت؟

09:15.760 --> 09:17.360
‫آره دیگه، دید به جایی نمیرسه.

09:17.390 --> 09:19.030
‫نه، منظورم اینه که خیلی راحت تسلیم شد.

09:19.060 --> 09:20.660
‫انتظارش رو نداشتم.

09:20.690 --> 09:23.320
‫مورالس، همین الان
‫اون نیسان قرمز مفقودی رو پیدا کردن.

09:23.440 --> 09:25.950
‫- کجا؟
‫- لکسینگتون، کنتاکی.

09:25.980 --> 09:28.290
‫بیرون خونه ای متعلق
‫به یه نفر به اسم تیفانی بلر،

09:28.320 --> 09:30.210
‫که امروز صبح هم سر کار نرفته.

09:33.950 --> 09:35.920
‫- من از پشت میرم.
‫- باشه.

09:46.630 --> 09:48.130
‫اتاق جلویی پاکه. میرم طبقه بالا.

09:58.350 --> 10:00.020
‫تیفانی کجاست؟

10:31.720 --> 10:34.230
‫هی.

10:34.260 --> 10:35.680
‫هی، صدام رو میشنوی؟

10:41.220 --> 10:43.780
‫کمک!

10:43.810 --> 10:45.980
‫لطفا!

10:46.100 --> 10:48.850
‫لطفا کمک کنید!

11:02.070 --> 11:04.070
‫[ گروه شکار ]
‫فصل دوم - قسمت چهارم

11:11.590 --> 11:12.800
‫هیچ جا خونی نریخته.

11:12.920 --> 11:15.170
‫این نودلا هم اونقدر موندن
‫که حتی منم نمیخورمشون.

11:17.890 --> 11:20.400
‫خب، هر اتفاقی که اینجا افتاده
‫مال امروز نیست.

11:20.430 --> 11:22.060
‫طبقه بالا هم خبری ازشون نیست.

11:22.180 --> 11:24.180
‫یه جا کلیدی پیدا کردم
‫که هیچ کلیدی توش نیست.

11:24.310 --> 11:26.280
‫مورالس، ببین تیفانی چه ماشینی داشته.

11:26.310 --> 11:27.450
‫شاید وایس با اون در رفته باشه.

11:27.480 --> 11:28.830
‫منم نیسان رو چک میکنم.

11:33.780 --> 11:36.040
‫خب، نظرت چیه؟

11:36.070 --> 11:40.250
‫اگه پای آماندا وایس وسط نبود،
‫میگفتم این یه آدم رباییه.

11:40.280 --> 11:42.960
‫آره، ولی اون اهل آدم ربایی نیست.

11:42.990 --> 11:44.590
‫قبل از قضیه گودال،
‫آماندا همیشه قربانی هاش رو

11:44.620 --> 11:46.260
‫توی خونه های خودشون رها میکرد.

11:46.290 --> 11:48.420
‫پس چرا باید تیفانی رو با خودش ببره؟

11:52.630 --> 11:54.640
‫هی.

11:54.670 --> 11:56.350
‫توی ماشین چیزی نبود؟

11:56.380 --> 11:58.920
‫یه کیف حمل غذا،
‫چند تا منوی رامن، و این.

11:59.050 --> 12:02.100
‫فکر کنم آماندا واسه
‫یه سرویس پیک کار میکرده.

12:05.890 --> 12:07.780
‫بینگو.

12:07.810 --> 12:10.200
‫فکر میکنی وایس و تیفانی
‫توی یه جلسه ان ای همو دیدن؟

12:10.230 --> 12:11.530
‫آماندا معتاد نبود.

12:11.560 --> 12:13.480
‫نه، ولی خواهرش لوسی بود.

12:13.610 --> 12:15.410
‫اون تکیه گاهشه، کل دنیاشه.

12:15.440 --> 12:18.150
‫- چندش آوره.
‫- خیلی شبیه هم هستن.

12:30.000 --> 12:31.790
‫هیچ کدوم اینا اتفاقی نبود.

12:31.920 --> 12:33.560
‫آماندا دنبال یه لوسی دیگه میگشت،

12:33.590 --> 12:35.180
‫و دقیقا میدونست کجا باید دنبالش بگرده.

12:35.210 --> 12:36.600
‫جلسات ان ای.

12:36.630 --> 12:38.060
‫شرط میبندم چند روز تیفانی رو زیر نظر داشته.

12:38.090 --> 12:40.110
‫درست همون بیرون توی
‫ماشینش مینشسته و تماشا میکرده،

12:40.140 --> 12:42.520
‫تا تصمیم بگیره که بدزدتش یا نه.

12:42.640 --> 12:43.900
‫بعدش رفتارش رو مطالعه کرده و از

12:43.930 --> 12:46.150
‫قضیه پیک غذا استفاده کرده تا بهش دارو بده.

12:46.180 --> 12:48.570
‫- بکس؟
‫- هی. چه خبر؟

12:48.600 --> 12:50.730
‫شاید یه وضعیت اضطراری داشته باشیم.

12:50.850 --> 12:52.240
‫اون کسی که آماندا 2 هفته پیش کشت،

12:52.270 --> 12:54.230
‫قربانی کاوینگتون، ریک هاول،

12:54.360 --> 12:56.750
‫داشتیم دنبال هر جور ارتباطی
‫ با آماندا میگشتیم،

12:56.780 --> 13:00.290
‫و معلوم شد خونه اش
‫قبلا مال دکتر سلیا اریکسون بوده،

13:00.320 --> 13:01.880
‫درمانگر آماندا توی گودال.

13:01.910 --> 13:04.130
‫آماندا رفته بوده اونجا دنبال اریکسون.

13:04.160 --> 13:05.840
‫و وقتی پیداش نکرده،
‫ لابد اوضاع بیخ پیدا کرده.

13:05.870 --> 13:09.050
‫شاید تیفانی تنها کسی نباشه
‫که آماندا گرفتتش.

13:09.080 --> 13:12.760
‫مورالس، دکتر اریکسون روز انفجار
‫توی گودال بود؟

13:12.790 --> 13:14.380
‫نه.

13:14.500 --> 13:17.850
‫توی دانشگاهش توی ایندیانا بود.

13:17.880 --> 13:21.060
‫فکر میکنی آماندا وایس
‫دکتر اریکسون رو دزدیده؟

13:21.090 --> 13:23.380
‫دکتر اریکسون الان دقیقا کجاست؟

13:33.770 --> 13:35.980
‫هی. هی. آروم باش. طوری نیست.

13:36.110 --> 13:37.830
‫من اینجام. هی.

13:37.860 --> 13:39.120
‫تنها نیستی، باشه؟

13:39.150 --> 13:41.150
‫بیا، بذار کمکت کنم.

13:44.950 --> 13:46.540
‫چه خبر شده؟

13:49.950 --> 13:51.760
‫تو کی هستی؟

13:51.790 --> 13:53.790
‫[ دفتر FBI ]
‫لکسینگتون - کنتاکی

13:59.800 --> 14:01.510
‫ببخشید، یه لحظه.

14:01.630 --> 14:03.150
‫هی، مورالس.

14:03.180 --> 14:05.520
‫بکس، همین الان تیممون تایید کرد،

14:05.550 --> 14:08.470
‫دکتر اریکسون سالمه
‫و دارن میارنش دفتر عملیاتی.

14:09.930 --> 14:11.700
‫آره، بهشون گفتیم داریم
‫یه قاتل رو ردزنی میکنیم،

14:11.730 --> 14:13.070
‫و خانم دکتر هم مشاورمونه.

14:13.230 --> 14:14.530
‫قصه مون اینه.

14:14.560 --> 14:16.030
‫خب به حقیقت هم خیلی نزدیکه.

14:16.060 --> 14:17.560
‫کجا بود؟

14:17.690 --> 14:19.290
‫وسط یه سخنرانی.

14:19.320 --> 14:21.080
‫زیاد خوشحال نشد، ولی بچه های ما

14:21.110 --> 14:22.250
‫انتخاب دیگه ای براش نذاشتن.

14:22.280 --> 14:23.880
‫خب، امیدوارم دکتر اریکسون

14:23.910 --> 14:26.000
‫بتونه یه سرنخ هایی بهمون بده.

14:26.160 --> 14:27.700
‫میتونی بری روی یه خط امن؟

14:29.660 --> 14:30.660
‫حتما.

14:31.870 --> 14:33.680
‫انجام شد. چیه؟

14:33.710 --> 14:35.220
‫اون چیزی که قبلا درباره اش حرف زدیم،

14:35.250 --> 14:37.250
‫چیز جدیدی دستگیرت نشد؟

14:38.750 --> 14:42.210
‫زیاد وقت نکردم بگردم.

14:42.340 --> 14:44.630
‫سخته یه لحظه پیدا کنی
‫که کسی زاغ سیاهتو چوب نزنه.

14:44.760 --> 14:46.940
‫ولی تا الان، هیچ اثری از کیتلین تیلور نیست.

14:46.970 --> 14:48.320
‫اگه زندانی بوده، حتما باید

14:48.350 --> 14:50.990
‫یه جایی یه مدرکی ازش باشه.

14:51.020 --> 14:52.820
‫آره، میدونم.

14:52.850 --> 14:55.470
‫با شین درباره اون فایل های صوتی حرف زدی؟

14:55.600 --> 14:57.990
‫نه، هنوز نه، ولی باید برم، فعلا.

15:18.670 --> 15:20.220
‫هی، اون فایل صوتی چی بود
‫که چند هفته پیش دادی مورالس

15:20.250 --> 15:22.680
‫درباره اش تحقیق کنه؟

15:22.710 --> 15:23.890
‫فایل صوتی؟

15:23.920 --> 15:25.850
‫آره.

15:25.880 --> 15:31.190
‫اون... اون یه سرنخ بود که داشتم

15:31.220 --> 15:32.780
‫توی پرونده جنا ولز دنبال میکردم.

15:32.810 --> 15:34.950
‫کاشف به عمل اومد که بن بسته.

15:34.980 --> 15:37.740
‫مورالس بهت گفت؟

15:37.770 --> 15:39.950
‫نه نه، فقط دیدم داره روش کار میکنه،

15:39.980 --> 15:41.540
‫خواستم ازت بپرسم قضیه اش چیه.

15:41.570 --> 15:43.410
‫ولی اون بهم نگفت موضوع چیه.

15:43.440 --> 15:44.650
‫باشه.

15:44.820 --> 15:46.110
‫چیز خاصی نبود.

15:47.280 --> 15:48.710
‫هی.

15:48.740 --> 15:50.340
‫اریکسون همین الان رسید.

15:50.370 --> 15:52.370
‫خیلی خب.

15:52.490 --> 15:54.490
‫- انگار نوبت توئه.
‫- نوبت منه.

16:01.290 --> 16:04.180
‫دکتر اریکسون، من
‫مامور ویژه ربکا هندرسون هستم.

16:04.210 --> 16:06.770
‫لطفا از این طرف بیاید.

16:06.800 --> 16:10.650
‫میدونم کی هستی و چه اتفاقی برات افتاده.

16:10.680 --> 16:12.650
‫درسته، خب، دلیل تعلیق من از اف بی آی

16:12.680 --> 16:14.570
‫موضوع بحث امروز ما نیست.

16:14.600 --> 16:17.070
‫منظورم دلایلی بود
‫که باعث شد وارد اف بی آی بشی.

16:17.100 --> 16:19.450
‫یادمه پرونده الی جانسون رو خوندم.

16:19.480 --> 16:21.200
‫اون موقع فقط یه دختربچه بودی.

16:21.230 --> 16:24.250
‫ولی نباید تعجب کنم که سر از اینجا درآوردی.

16:24.280 --> 16:27.420
‫تروما یه چرخه هست.

16:27.450 --> 16:29.240
‫بیاید درباره آماندا وایس حرف بزنیم.

16:35.790 --> 16:37.210
‫دوربینا خاموشه.

16:38.670 --> 16:40.880
‫فقط من و شماییم.

16:41.000 --> 16:42.000
‫میخواید براتون قهوه بیارم؟

16:42.170 --> 16:43.380
‫تلخ باشه.

16:45.090 --> 16:47.190
‫پس آماندا هنوز زنده هست؟

16:47.220 --> 16:49.900
‫و حدس میزنم تو و دوستات باید

16:49.930 --> 16:52.820
‫بخشی از تیم بازگردانی باشید.

16:52.850 --> 16:54.860
‫ما خود تیم بازگردانی هستیم،

16:54.890 --> 16:57.980
‫واسه همینه که به کمکت احتیاج داریم.

17:00.600 --> 17:03.400
‫بیاید درباره جلساتتون
‫با آماندا توی گودال حرف بزنیم.

17:05.320 --> 17:07.160
‫بهم گفته بودن هیچ وقت لازم نیست بابت

17:07.190 --> 17:08.920
‫کارهایی که اون پایین کردم جواب پس بدم.

17:08.950 --> 17:11.130
‫متاسفانه، اون مال قبل از انفجار بود

17:11.160 --> 17:13.250
‫و قبل از اینکه آماندا تصمیم بگیره یه نفر رو

17:13.280 --> 17:15.740
‫توی خیابون الم پلاک ۱۴۴ توی کاوینگتون بکشه.

17:16.700 --> 17:18.840
‫ریک هاول؟

17:18.870 --> 17:21.330
‫خب، این خیلی مایه تاسفه.

17:23.540 --> 17:25.710
‫یه زندگی بی گناه دیگه هم در خطره.

17:27.210 --> 17:28.750
‫فکر میکنیم آماندا دزدیدتش.

17:30.760 --> 17:32.610
‫شما رو یاد کسی توی زندگی آماندا نمیندازه؟

17:34.760 --> 17:40.190
‫انتقال. این قوی ترین
‫ابزار روانشناختی توی روح و روان انسانه.

17:41.730 --> 17:43.370
‫آماندا چطوری این کار رو کرد؟

17:43.400 --> 17:46.540
‫فکر کنم سوال بهتر اینه که چطوری آماندا

17:46.570 --> 17:49.620
‫آدرس خونه شما رو توی جیبش داشت.

17:49.780 --> 17:51.250
‫نمیدونم.

17:51.280 --> 17:52.530
‫گوگل؟

17:55.330 --> 17:57.920
‫میدونین، من آخرین جلستون با آماندا رو دیدم.

17:59.410 --> 18:01.010
‫شما بیخیال شدین.

18:01.040 --> 18:02.720
‫کلافه شده بودم.

18:02.750 --> 18:06.380
‫اون همه کار، و آماندا هنوز
‫هیچ واکنشی نشون نمیداد.

18:08.630 --> 18:11.300
‫دکتر اریکسون،
‫شما توی هاروارد شاگرد اول بودی.

18:11.420 --> 18:13.730
‫4 سال بعدش پی اچ دیتون رو از آکسفورد گرفتی.

18:13.760 --> 18:16.300
‫بیشتر از ۲۱۲ تا مقاله علمی چاپ شده داری.

18:17.600 --> 18:19.360
‫شما اهل رها کردن نیستی.
‫اهل باختن نیستی.

18:19.390 --> 18:20.670
‫حتی فکر نکنم بلد باشی چطوری ببازی.

18:21.940 --> 18:23.240
‫دارین از این کار لذت میبرین.

18:23.270 --> 18:24.990
‫دارین با من لجبازی میکنین.

18:25.020 --> 18:26.480
‫فکر میکنی علتش چیه؟

18:28.730 --> 18:31.920
‫چون فکر نمیکنم
‫درمان آماندا رو متوقف کرده باشین.

18:31.950 --> 18:33.580
‫فکر کنم فقط تاکتیکتون رو عوض کردین.

18:35.910 --> 18:40.420
‫واضح بود که آماندا
‫هیچ وقت به من اعتماد نمیکنه،

18:40.450 --> 18:43.890
‫چون من یه شخصیت قدرتمندم،
‫درست مثل مادرش.

18:43.920 --> 18:47.850
‫واسه همین یه راه حل خلاقانه رو امتحان کردم.

18:47.880 --> 18:49.390
‫چه حسی داره؟

18:49.420 --> 18:50.920
‫اینجوری بهتره؟

18:51.050 --> 18:53.020
‫یه پروتکل تئوری جدید به اسم دلبستگی

18:53.050 --> 18:56.190
‫متقابل ناشی از استرس.

18:56.220 --> 18:57.860
‫خب، این فقط یه اسم دهن پر کن

18:57.890 --> 18:59.350
‫واسه همون پیوند تروما نیست؟

18:59.470 --> 19:01.140
‫هر چی میخوای صداش کن.

19:01.270 --> 19:02.520
‫جواب داد.

19:10.190 --> 19:12.250
‫تنها کسی که آماندا تا حالا بهش

19:12.280 --> 19:16.290
‫وابستگی عاطفی واقعی پیدا کرده بود،
‫خواهرش لوسی بود.

19:16.320 --> 19:19.380
‫پس ما یه زندانی درست مثل لوسی رو آوردیم

19:19.410 --> 19:21.750
‫تا آماندا رو از لاک خودش بیرون بکشه.

19:21.870 --> 19:24.130
‫ببخشید، شما اجازه دادید
‫اون با یه زندانی دیگه در ارتباط باشه؟

19:24.160 --> 19:26.300
‫اسمش آلیس بود.

19:26.330 --> 19:29.100
‫اونم یه قاتل زنجیره ای بود،
‫درست مثل بل گانس،

19:29.130 --> 19:31.630
‫ولی در عین حال معتاد هم بود.

19:31.760 --> 19:35.930
‫آلیس تنها کسی بود که میدونستیم
‫آماندا میتونه باهاش پیوند برقرار کنه،

19:36.050 --> 19:40.530
‫مخصوصا با توجه به شرایط دردناک گودال.

19:40.560 --> 19:44.070
‫پس آلیس رو گذاشتیم توی سلول بغلی آماندا.

19:44.100 --> 19:45.360
‫چطوری با هم ارتباط میگرفتن؟

19:45.390 --> 19:46.520
‫با ضربه زدن به دیوار.

19:46.640 --> 19:48.890
‫بین زندانیا خیلی رایجه. میدونید که...

19:51.000 --> 19:58.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:00.580 --> 20:02.260
‫فهمیدیم که آماندا قبل از اینکه

20:02.290 --> 20:05.130
‫منتقل بشه به گودال، این رو یاد گرفته بود.

20:05.160 --> 20:07.340
‫در عرض چند روز،
‫زبان همدیگه رو کاملا میفهمیدن.

20:13.760 --> 20:15.980
‫آماندا همه چیز رو با آلیس در میون میذاشت.

20:16.010 --> 20:19.760
‫اون کلید باز کردن قفل روانشناسی آماندا بود.

20:27.230 --> 20:31.030
‫فقط قضیه اینه که آلیس
‫اصلا وجود خارجی نداشت، مگه نه؟

20:31.060 --> 20:32.540
‫شما اون نقش رو بازی کردین.

20:32.570 --> 20:34.330
‫آماندا هیچ وقت چشمش به آلیس نیفتاد

20:34.360 --> 20:35.910
‫چون اونی که اون طرف دیوار ضربه میزد

20:35.940 --> 20:37.940
‫شما بودین، نه؟

20:38.070 --> 20:40.820
‫واسه همینم آدرس
‫خونه اتون توی کاوینگتون رو داشت.

20:40.950 --> 20:44.500
‫از بخش های زندگی واقعی خودتون
‫استفاده کردین تا آلیس رو بسازین، درسته؟

20:44.620 --> 20:45.970
‫آره.

20:46.000 --> 20:47.840
‫همیشه به یاد آوردن حقیقت راحت تره.

20:47.960 --> 20:50.300
‫منتها اون حقیقت همین الان
‫یه آدم بی گناه رو به کشتن داد،

20:50.420 --> 20:51.960
‫و وقتی آماندا نتونست آلیس رو پیدا کنه،

20:52.090 --> 20:53.590
‫تصمیم گرفت با دزدیدن یه زن دیگه

20:53.710 --> 20:55.430
‫اون موقعیت رو بازسازی کنه.

20:55.460 --> 20:57.600
‫همونطور که خودتون گفتین،
‫تروما یه چرخه هست، مگه نه؟

20:57.630 --> 20:59.090
‫قرار نبود فرار کنه.

21:01.090 --> 21:04.300
‫اون مردی که ما رو گرفت، دیدیش؟

21:06.560 --> 21:09.740
‫صورتش رو دیدم.

21:09.770 --> 21:11.980
‫وقتی منو گرفت باهاش جنگیدم.

21:12.110 --> 21:14.910
‫من حتی ندیدمش.
‫فقط اینجا از خواب بیدار شدم.

21:17.740 --> 21:20.080
‫خیلی متاسفم که داری اینا رو تحمل میکنی.

21:21.570 --> 21:23.160
‫ولی خوشحالم که تنها نیستم.

21:30.250 --> 21:33.140
‫بسیار تحسین برانگیزه، مامور هندرسون.

21:33.170 --> 21:35.600
‫- باهوش تر از اون چیزی هستی که به نظر میای.
‫- ممنون. خیلیا بهم اینو میگن.

21:35.630 --> 21:38.130
‫خب، حالا که آماندا رو
‫انقدر خوب میشناسین، ممکنه کجا باشه؟

21:38.260 --> 21:41.060
‫خب، اگه هنوز دنبال آلیس میگرده،

21:41.180 --> 21:43.610
‫تصور میکنم بره به کوه های کامبرلند.

21:43.640 --> 21:45.270
‫چرا اونجا؟

21:45.390 --> 21:49.110
‫آماندا و آلیس توی
‫رویاهاشون با هم فرار میکردن

21:49.140 --> 21:52.660
‫و به یکی از اون کلبه های
‫زیاد اون منطقه پناه میبردن.

21:52.690 --> 21:54.830
‫اونجا آروم و رویاییه.

21:54.860 --> 21:57.500
‫خانواده آلیس وقتی اون بچه بود،
‫تابستونا میرفتن اونجا.

21:57.530 --> 21:59.210
‫نه، در واقع خانواده خودتون
‫تابستونا میرفتن اونجا.

21:59.240 --> 22:00.240
‫کدوم کلبه؟

22:04.410 --> 22:06.460
‫قراره ما رو بکشه؟

22:06.490 --> 22:08.210
‫کِی قراره برگرده؟

22:08.240 --> 22:10.620
‫من چند روزه که اینجام.

22:10.750 --> 22:12.210
‫میدونم اوضاع چطوریه.

22:12.330 --> 22:13.460
‫بهم اعتماد کن.

22:15.130 --> 22:17.930
‫اون چه جور آدمیه؟

22:17.960 --> 22:20.340
‫از اینکه جلوش وایستی خوشش نمیاد،

22:20.470 --> 22:21.770
‫پس بهتره که ساکت بمونی.

22:22.840 --> 22:25.550
‫هی، هی، بیا اینجا.

22:25.680 --> 22:27.280
‫بیا اینجا. طوری نیست.
‫ما همدیگه رو داریم.

22:27.310 --> 22:28.900
‫ما تنها نیستیم.

22:33.600 --> 22:35.440
‫یه میخ از کف زمین زده بیرون.

22:35.560 --> 22:36.910
‫چی؟

22:36.940 --> 22:38.830
‫اگه بتونم درش بیارم،
‫میتونم از اینجا فراریت بدم.

22:38.860 --> 22:39.830
‫نه، نه، نه، فکر نکنم باید این کارو بکنیم.

22:39.860 --> 22:41.030
‫اگه ببینه چی؟

22:41.150 --> 22:42.330
‫اگه اینجا بمونیم، میمیریم.

22:42.360 --> 22:43.460
‫نکن...

22:45.700 --> 22:47.120
‫کجا داری میری؟

22:47.240 --> 22:48.960
‫اونجا یه جاده میبینم.

22:48.990 --> 22:50.470
‫اگه برسیم اونجا،
‫میتونیم واسه یه ماشین دست تکون بدیم.

22:50.500 --> 22:52.090
‫نه، نه، نه، نه. اگه خودش باشه چی؟

22:52.120 --> 22:53.760
‫اگه سمت ماشین اشتباهی بدویم،
‫کارمون تمومه.

22:53.790 --> 22:56.100
‫باید همین دور و برا با هم بمونیم.

22:56.130 --> 22:57.340
‫هی، هی، طوری نیست.

22:57.460 --> 22:59.310
‫موفق میشیم.

22:59.340 --> 23:00.850
‫باید تلاشمونو بکنیم.

23:00.880 --> 23:02.800
‫فقط بیا، من تنهات نمیذارم.

23:05.510 --> 23:07.510
‫چی شده؟

23:08.390 --> 23:10.730
‫قرار نبود از کلبه بری بیرون.

23:26.410 --> 23:28.950
‫نمیتونم نفس بکشم.

23:38.130 --> 23:39.760
‫بچه ها، کوه های کامبرلند

23:39.790 --> 23:41.850
‫هزاران هکتار بیابون
‫و حیات وحش دورافتاده داره،

23:41.880 --> 23:45.520
‫و اونجا صدها کلبه هست.

23:45.550 --> 23:48.180
‫خانواده اریکسون توی این سالها ده ها
‫کلبه اجاره کردن.

23:48.300 --> 23:50.190
‫آماندا ممکنه تیفانی رو توی
‫هر کدومشون نگه داشته باشه.

23:50.220 --> 23:51.680
‫مثل پیدا کردن سوزن توی انبار کاهه.

23:51.810 --> 23:54.450
‫تازه با این همه تپه و دره،
‫پهپاد هم به درد نمیخوره.

23:54.480 --> 23:55.650
‫پیداش میکنیم.

24:12.330 --> 24:14.620
‫هیچکس نمیدونه کجایی، تیفانی.

24:15.790 --> 24:17.590
‫هیچکس حتی نمیدونه که نیستی.

24:17.620 --> 24:19.080
‫اینو میفهمی، مگه نه؟

24:20.670 --> 24:22.310
‫میدونم.

24:22.340 --> 24:24.480
‫داشتم نگاهت میکردم.

24:24.510 --> 24:27.400
‫واسه همین میدونم که هیچکسی رو نداری.

24:27.430 --> 24:29.150
‫ولی طوری نیست.

24:29.180 --> 24:31.400
‫طوری نیست چون میدونم چه حسی داره،

24:31.430 --> 24:33.110
‫و واقعا افتضاحه.

24:33.140 --> 24:34.360
‫ولی لازم نیست تنها باشی.

24:34.390 --> 24:36.320
‫لازم نیست تنها باشیم.

24:36.350 --> 24:38.450
‫ما الان همدیگه رو داریم،

24:38.480 --> 24:40.410
‫و این تمام چیزیه که
‫واسه خوشحالی لازم داریم.

24:40.440 --> 24:43.160
‫واسه همین آوردمت اینجا،

24:43.190 --> 24:48.360
‫تا بتونیم مثل خواهرای واقعی
‫به همدیگه تکیه کنیم.

24:49.910 --> 24:51.210
‫قبوله؟

24:52.700 --> 24:55.370
‫باشه، باشه، فهمیدم، فهمیدم.

24:55.500 --> 24:56.880
‫وقت لازم داری.

24:58.540 --> 25:02.630
‫ولی میبینی،
‫درد فقط ما رو به هم نزدیکتر میکنه.

25:02.750 --> 25:07.140
‫و هر اتفاقی هم که بیفته، من هواتو دارم.

25:16.520 --> 25:17.800
‫اگه آماندا اون بیرون اردو زده باشه،

25:17.850 --> 25:19.110
‫حتما توی شهر واسه خرید آذوقه و

25:19.640 --> 25:22.410
‫تجهیزات و آب توقف کرده.

25:22.440 --> 25:24.790
‫میدلزبرو، یه شهر کوچیک
‫پایین کوهپایه هست.

25:24.820 --> 25:27.820
‫فکر هوشمندانه ای بود، فلورنس.

25:27.940 --> 25:30.740
‫خیله خب، انگار باید
‫به روش قدیمی پرس و جو کنیم.

25:42.630 --> 25:43.970
‫سلام.

25:44.000 --> 25:45.560
‫خیلی وقت بود که بیرون بودی.

25:45.590 --> 25:48.260
‫نه، نه، نه، نه.

25:48.380 --> 25:50.310
‫هیس، هیس، هیس.

25:50.340 --> 25:51.350
‫نگران نباش.

25:51.380 --> 25:54.650
‫حالت خوب میشه، قول میدم.

25:54.680 --> 25:57.270
‫ما قراره کنار هم خیلی خوشبخت بشیم.

25:57.390 --> 25:58.390
‫بیا.

26:01.190 --> 26:03.780
‫آره. باشه.

26:06.860 --> 26:09.040
‫آروم باش، خب؟

26:09.070 --> 26:10.210
‫سعی کن یه کم استراحت کنی.

26:15.660 --> 26:17.260
‫قوزک پات حتما خیلی درد میکنه.

26:18.870 --> 26:20.710
‫ولی من مراقبتم.

26:22.290 --> 26:23.380
‫صبر کن!

26:24.710 --> 26:25.800
‫قلبم داره به شدت میزنه.

26:25.920 --> 26:27.680
‫قرصامو لازم دارم.

26:27.710 --> 26:29.850
‫نه، نه، نه، تو نباید چیزی بخوری،
‫سنجاب کوچولوی احمق.

26:29.880 --> 26:31.020
‫تو توی دوره درمانی هستی.

26:31.050 --> 26:33.860
‫نه، مواد نه.

26:33.890 --> 26:36.020
‫من صدای اضافی قلب دارم.

26:36.050 --> 26:38.440
‫دارومو لازم دارم.

26:38.470 --> 26:41.470
‫خواهش میکنم،
‫ اگه قرصامو نخورم، میمیرم.

26:42.940 --> 26:44.860
‫هی. این خانمو دیدین؟

26:51.440 --> 26:53.320
‫کسی عکس آماندا رو نمیشناسه.

26:53.450 --> 26:55.090
‫آره، واسه منم همینطور.

26:55.120 --> 26:56.590
‫ظاهرا ما تنها غریبه هایی هستیم که

26:56.620 --> 26:58.800
‫اخیرا گذرمون به این شهر افتاده.

26:58.830 --> 27:00.470
‫حس میکنم جایی مثل اینجا

27:00.500 --> 27:03.000
‫زیاد خوشش نمیاد دولت سرک بکشه توی کارش.

27:03.120 --> 27:05.500
‫- بچه ها، پیداش کردم.
‫- داروخونه، سمت شمال شهر.

27:09.340 --> 27:11.560
‫تنهاست؟

27:11.590 --> 27:13.270
‫آره، فکر کنم.

27:13.300 --> 27:15.050
‫شین، بگیرش. ما داریم میایم.

27:21.310 --> 27:22.610
‫داره با دکتر داروخونه حرف میزنه.

27:22.640 --> 27:24.350
‫صبر کن. نه، شین، دست نگه دار.

27:26.060 --> 27:28.030
‫ما هنوز نمیدونیم تیفانی رو کجا نگه داشته.

27:28.060 --> 27:30.020
‫حتی نمیدونیم تیفانی هنوز زنده است یا نه.

27:30.150 --> 27:31.910
‫زنده است.

27:31.940 --> 27:33.420
‫ولی با توجه به اینکه جلوی اریکسون
‫چطوری مقاومت کرد، اگه الان بگیریمش،

27:33.450 --> 27:35.080
‫هیچ اطلاعاتی بهمون نمیده.

27:35.200 --> 27:36.460
‫خب، اگه بخوایم با ماشین تعقیبش کنیم،

27:36.490 --> 27:38.030
‫مطمئنا متوجه ما میشه.

27:41.370 --> 27:43.460
‫من یه نقشه دارم.

27:53.010 --> 27:54.440
‫تکون نخور، تکون نخور.

27:54.470 --> 27:56.190
‫ولم کن.

27:56.220 --> 27:57.560
‫داری واسه فدرال ها کار میکنی؟

27:57.680 --> 27:58.820
‫چی؟ داری درباره چی حرف میزنی؟

27:58.850 --> 28:00.230
‫گودال. دقیقا همونجا.

28:02.430 --> 28:03.640
‫داری با اونا کار میکنی؟

28:03.770 --> 28:04.950
‫نه، نه، کار نمیکنم.

28:04.980 --> 28:06.860
‫- باید بهم قول بدی.
‫- قول میدم.

28:11.480 --> 28:13.410
‫تو کی هستی؟

28:13.440 --> 28:14.750
‫منم.

28:14.780 --> 28:15.910
‫آلیس ام.

28:19.700 --> 28:21.420
‫کجا بودی؟

28:21.450 --> 28:22.920
‫همه چیو برات توضیح میدم، قول میدم،

28:22.950 --> 28:24.510
‫ولی الان باید بریم، مگه اینکه بخوای

28:24.540 --> 28:27.250
‫دوباره برگردی به اون گودال.

28:27.370 --> 28:29.080
‫میدونستم که کوهستان یادت میمونه.

28:32.920 --> 28:34.960
‫یه جای عالی واسه خودمون پیدا کردم.

28:58.410 --> 29:00.540
‫گرفتمشون، دارن از
‫سمت شرق از شهر میرن بیرون.

29:00.570 --> 29:01.920
‫مفهومه. دید داریم روشون.

29:01.950 --> 29:03.340
‫دارن میرن سمت کوه ها.

29:03.370 --> 29:04.790
‫آماندا قبلا ماشین شاسی بلند ما رو دیده،

29:04.910 --> 29:06.220
‫پس باید با فاصله خیلی زیاد دنبالشون بریم.

29:06.250 --> 29:07.680
‫باشه، بهشون فضا بدین.

29:07.710 --> 29:09.170
‫ما از این طرف داریم ردشونو میزنیم.

29:19.130 --> 29:21.220
‫خیله خب، دیگه نمیبینمشون.

29:21.340 --> 29:23.340
‫فکر کنم اوضاع روبراهه.

29:23.470 --> 29:25.760
‫چه اتفاقی برات افتاد؟

29:25.890 --> 29:27.640
‫رفتم به خونه خانوادگی شما.

29:30.270 --> 29:32.610
‫توی خیابون الم؟

29:32.730 --> 29:34.980
‫پدر و مادرم هنوز اونجان؟

29:35.110 --> 29:36.910
‫نه.

29:36.940 --> 29:38.900
‫فقط فکر کردم که میری اونجا.

29:40.610 --> 29:42.170
‫نه، من...

29:42.200 --> 29:43.590
‫از گودال اومدم بیرون، و یه دو هفته ای رو

29:43.620 --> 29:45.010
‫توی کسپر مخفی شده بودم.

29:45.040 --> 29:47.210
‫فدرال ها و ارتش همه جا بودن،

29:47.330 --> 29:50.960
‫ولی به محض اینکه تونستم،
‫با ماشینای گذری اومدم سمت جنوب.

29:52.790 --> 29:55.380
‫راستشو بخوای میدونستم تو هم میای اینجا.

30:00.590 --> 30:03.720
‫چی شده؟

30:03.850 --> 30:05.230
‫هیچی.

30:05.260 --> 30:08.680
‫فقط... تو رو یه جور دیگه تصور کرده بودم.

30:11.140 --> 30:13.350
‫قدت بلندتر از اونیه که فکر میکردم.

30:17.230 --> 30:19.520
‫اینو فقط واسه این میگی
‫چون لوسی قدش بلند بود.

30:21.240 --> 30:26.250
‫ببین، واقعا ای کاش

30:26.280 --> 30:28.510
‫میتونستم ببینمش.
‫فکر کنم با هم دوست میشدیم.

30:35.590 --> 30:38.520
‫بکس، مطمئن نیستم که حرفاتو باور کرده باشه.

30:38.550 --> 30:40.140
‫دووم بیار،

30:40.170 --> 30:41.730
‫بکس، ما حدود نیم مایل پشت سرتیم،

30:41.760 --> 30:43.480
‫ولی با نگاه به نقشه،
‫جاده به زودی تموم میشه،

30:43.510 --> 30:44.560
‫پس مجبوریم عقب بمونیم.

30:44.590 --> 30:45.520
‫ولی ازت دور نمیشیم.

30:45.550 --> 30:47.090
‫خیله خب، تو میتونی.

31:06.660 --> 31:08.050
‫برو جلو.

31:08.080 --> 31:09.340
‫تو راه رو بلدی.

31:09.370 --> 31:11.290
‫منم پشت سرت میام.

31:37.190 --> 31:42.330
‫میدونی، من توی اینترنت دنبالت گشتم.

31:42.360 --> 31:45.710
‫سعی کردم بفهمم کجا رفتی یا حتی

31:45.740 --> 31:47.210
‫بفهمم اصلا چه شکلی هستی.

31:47.240 --> 31:49.550
‫ولی هیچی نبود.

31:49.580 --> 31:52.830
‫حتی یه مقاله هم نتونستم درباره ات پیدا کنم

31:52.950 --> 31:56.410
‫یا اینکه چیکار کردی، کی رو کشتی.

31:57.630 --> 31:59.260
‫چرا نتونستم پیدات کنم، آلیس؟

32:12.310 --> 32:14.770
‫میخوای بدونی وقتی
‫دنبالت گشتم چی پیدا کردم؟

32:16.730 --> 32:18.200
‫تو مُرده بودی.

32:18.230 --> 32:19.620
‫آره، تو توی زندان خودکشی کردی.

32:19.650 --> 32:21.870
‫حتی اون یادداشتی رو که نوشتی خوندم.

32:21.900 --> 32:25.360
‫اون رو آنلاین گذاشتن تا همه رو
‫متقاعد کنن که حقیقت همونه.

32:25.490 --> 32:29.330
‫میدونی این آدما چقدر قدرتمند هستن؟

32:31.910 --> 32:35.330
‫اگه اونا میتونن تو رو بکشن،
‫پس میتونن منو هم پاک کنن.

32:36.460 --> 32:38.680
‫ولی من اون مردا رو کشتم.

32:38.710 --> 32:42.090
‫آره، سرشونو داغون کردم،
‫مثل خوک سلاخیشون کردم.

32:44.460 --> 32:47.270
‫اون از سلاخی کردن خوک چی میدونه؟

32:47.300 --> 32:50.180
‫یادمه درباره اون یارو
‫اهل مینه سوتا بهم گفتی.

32:53.810 --> 32:55.070
‫آدم مضحکی بود.

32:55.100 --> 32:56.450
‫آره، بود.

32:56.480 --> 32:57.410
‫اسمش چی بود دوباره؟

32:57.440 --> 33:01.110
‫جو بود یا جان؟

33:03.690 --> 33:07.280
‫- جان بود.
‫- جان، درسته.

33:07.400 --> 33:09.360
‫یادته از جان چی رو پیش خودت نگه داشتی؟

33:12.490 --> 33:13.760
‫چیزی برداشته بودم؟

33:13.790 --> 33:17.380
‫آره، بهم گفتی که یه یادگاری برداشتی.

33:17.410 --> 33:20.010
‫یادته چی بود؟

33:20.040 --> 33:22.180
‫چون من یادمه چی بود.

33:36.220 --> 33:37.640
‫یادم نمیاد چیزی برداشته باشم.

33:39.640 --> 33:41.530
‫به جز یه ساعت.

33:52.820 --> 33:54.320
‫واقعا خودتی.

34:04.590 --> 34:07.180
‫دکتر اریکسون گفت که
‫شخصیت آلیس رو از روی بل گانس ساخته.

34:07.210 --> 34:09.230
‫وقتی گانس رو گرفتن، یه قربانی پیدا کردن،

34:09.260 --> 34:11.440
‫یه یارو از مینه سوتا، جان مو.

34:11.470 --> 34:15.610
‫و اینو داشته باش، گانس ساعتشو
‫واسه خودش نگه داشته بود.

34:15.640 --> 34:16.850
‫ایول، بکس.

34:26.190 --> 34:27.230
‫نظرت چیه؟

34:30.780 --> 34:32.670
‫این فوق العاده هست.

34:32.700 --> 34:35.420
‫آره، این دقیقا مثل همونیه که
‫تو بچگیام میرفتم.

34:35.450 --> 34:37.790
‫آره، دقیقا همونجوریه
‫که از رو قصه هات تصور میکردم.

34:37.950 --> 34:39.170
‫حرف نداره.

34:39.200 --> 34:42.840
‫اینجا کنار هم جاش امنه.

34:42.870 --> 34:44.890
‫چیزی برات بیارم؟

34:44.920 --> 34:47.760
‫آب میخوای؟ غذا میخوای؟

34:53.590 --> 34:55.400
‫راستش فقط یه ذره سرده.

34:55.430 --> 34:57.150
‫میتونیم یه تنه درخت دیگه بندازیم تو آتیش؟

34:57.180 --> 34:58.780
‫- سردته؟
‫- یه ذره.

34:58.810 --> 35:00.230
‫آره، فکر خوبیه.

35:03.140 --> 35:04.140
‫الان ردیفش میکنم.

35:04.230 --> 35:05.580
‫ممنون.

35:23.960 --> 35:26.340
‫داری چیکار میکنی؟

35:29.380 --> 35:31.840
‫داشتم دنبال اتاقم میگشتم.

35:31.970 --> 35:33.270
‫خب، پیداش کردی.

35:33.300 --> 35:34.930
‫ولی الان نمیتونی بری اون تو.

35:36.430 --> 35:38.230
‫واسه چی اونوقت؟

35:38.260 --> 35:39.850
‫باید توضیح بدم.

35:41.060 --> 35:42.400
‫آماندا، چرا در این اتاق قفله؟

35:42.430 --> 35:46.680
‫آخه... نمیتونستم دوباره تنها بمونم،

35:46.810 --> 35:48.910
‫نه بعد از اون همه اتفاق.

35:48.940 --> 35:50.450
‫کسی تو این اتاقه؟

35:50.480 --> 35:52.460
‫آره، ولی اون هیچی نیست.

35:52.490 --> 35:54.830
‫اون هیچی نیست. یه آدم بی ارزشه.

35:54.950 --> 35:56.660
‫این رابطمون واقعیه.

35:56.780 --> 35:58.590
‫ما واقعی هستیم.

35:58.620 --> 36:00.340
‫خودم درستش میکنم.

36:00.370 --> 36:01.960
‫آماندا، بس کن. آماندا.

36:11.630 --> 36:15.510
‫میخوام این کارو بکنم...
‫واسه خاطر خودمون.

36:18.050 --> 36:19.720
‫بیخیال، بذار من انجامش بدم.
‫تفنگو بده به من.

36:22.020 --> 36:24.860
‫با همدیگه انجامش میدیم.

36:24.890 --> 36:25.890
‫باشه.

36:36.360 --> 36:39.570
‫توروخدا، یکی کمک کنه!

36:42.410 --> 36:43.880
‫آماندا، وایسا!

36:57.010 --> 36:58.260
‫داری چیکار میکنی؟

36:58.890 --> 36:59.890
‫بچه ها، تیفانی رو پیدا کنین.

37:00.010 --> 37:00.860
‫اون بیرونه، یه جایی زخمی شده.

37:00.890 --> 37:02.310
‫آماندا با منه.

37:04.180 --> 37:06.810
‫میرم سراغ تیفانی. تو برو سمت کلبه.

37:06.940 --> 37:08.660
‫کمک!

37:13.530 --> 37:15.910
‫تو با اونایی. تو مال گودالی.

37:16.030 --> 37:17.540
‫تفنگو بذار زمین، آماندا.

37:17.570 --> 37:18.790
‫از همون لحظه اول که دیدمت

37:18.820 --> 37:20.500
‫فهمیدم یه ریگی تو کفشته.

37:20.530 --> 37:22.420
‫تفنگو بذار زمین!

37:22.450 --> 37:24.340
‫آلیس کجاست؟

37:24.370 --> 37:25.630
‫اون کجاست؟

37:25.660 --> 37:26.790
‫اون پیش ما تو بازداشته.

37:28.580 --> 37:30.010
‫نه.

37:30.040 --> 37:31.250
‫داری دروغ میگی.

37:31.380 --> 37:32.260
‫وقتی پیداش کردیم تو سلولش بود.

37:32.290 --> 37:33.290
‫کاملا تنها بود.

37:33.380 --> 37:35.920
‫بعد از انفجار نتونست بیاد بیرون.

37:36.050 --> 37:39.100
‫ولی هر روز داره سراغ تو رو میگیره.

37:43.430 --> 37:44.890
‫خب، پس باید آزادش کنی.

37:45.020 --> 37:46.740
‫نمیتونم این کارو بکنم.

37:46.770 --> 37:50.120
‫خودت میدونی که نمیتونم،
‫ولی میتونم ببرمت پیشش.

37:50.150 --> 37:53.240
‫آماندا، قول میدم که
‫میتونین پیش هم باشین.

37:53.270 --> 37:56.080
‫یا اینکه هر دوتامون همینجا بمیریم.

37:56.110 --> 37:57.570
‫انتخاب با خودته.

38:00.200 --> 38:02.750
‫این کارو باهاش نکن.
‫اون دلش برات تنگ شده.

38:02.780 --> 38:05.160
‫آلیس بهت نیاز داره.

38:06.450 --> 38:07.660
‫واقعا دلش برات تنگ شده.

38:10.790 --> 38:12.170
‫تفنگو بذار زمین، آماندا.

38:19.420 --> 38:20.920
‫فقط منو ببر آلیس رو ببینم.

38:23.850 --> 38:24.820
‫کمک!

38:24.850 --> 38:26.940
‫تیفانی!

38:26.970 --> 38:29.900
‫کمک!

38:29.930 --> 38:32.220
‫یکی کمک کنه!

38:37.940 --> 38:38.870
‫هی. هی.

38:38.900 --> 38:40.280
‫گرفتمت.

38:43.780 --> 38:45.000
‫من از اف بی آی هستم.

38:45.030 --> 38:46.090
‫چیزی نیست.

38:54.540 --> 38:56.810
‫مثل خوک سلاخیشون کردم؟

38:56.840 --> 38:58.100
‫داشتم میرفتم تو نقش.

38:58.130 --> 38:59.100
‫آره، قشنگ معلوم بود.

38:59.130 --> 39:00.940
‫آره دیگه.

39:00.970 --> 39:03.150
‫خدایی یه ذره زیادی باورپذیر بودی به نظرم.

39:03.180 --> 39:04.970
‫نه بابا. منو نندازین تو گودال.

39:05.100 --> 39:09.150
‫هی، آماندا وایس تو راه بازداشتگاه جدیده،

39:09.180 --> 39:11.200
‫و هنوز فکر میکنه آلیس واقعیه،

39:11.230 --> 39:13.020
‫پس وقتی بفهمه دروغ گفتی

39:13.140 --> 39:14.740
‫زیاد از دستت خوشحال نمیشه.

39:14.770 --> 39:16.910
‫تا وقتی پشت میله هاست،
‫برام مهم نیست.

39:16.940 --> 39:19.660
‫من رفتم.

39:19.690 --> 39:20.660
‫نه بابا.

39:20.690 --> 39:22.040
‫آره دیگه.

39:22.070 --> 39:23.500
‫امروز کارت عالی بود.

39:23.530 --> 39:24.920
‫- فعلا.
‫- تا فردا.

39:24.950 --> 39:27.080
‫ممنون رئیس.

39:32.000 --> 39:34.130
‫ببخشید.

39:34.250 --> 39:39.050
‫هیچوقت تو رو اینقدر
‫ساکت یا جدی ندیده بودم.

39:42.470 --> 39:45.520
‫باشه.

39:45.550 --> 39:47.150
‫ببخشید، دلمو زدم به دریا.

39:47.180 --> 39:48.600
‫واسه چی اونوقت؟

39:51.980 --> 39:53.490
‫یه چیزایی درباره من هست

39:53.520 --> 39:58.030
‫که نمیدونی و دلم میخواد بهت بگم.

39:59.270 --> 40:00.770
‫باشه.

40:00.900 --> 40:03.370
‫بهت گفتم که کار توی گودال رو شروع کردم

40:03.400 --> 40:05.540
‫تا به خونواده ام نزدیکتر باشم.

40:05.570 --> 40:07.450
‫ولی این همه حقیقت نیست.

40:09.120 --> 40:11.510
‫من این شغل رو قبول کردم...

40:11.540 --> 40:13.790
‫چون دنبال یه زندانی اون پایین میگشتم.

40:16.040 --> 40:17.620
‫دنبال کی میگشتی؟

40:22.260 --> 40:24.350
‫مردم دارن سوال میپرسن.

40:24.380 --> 40:28.130
‫سوال پرسیدن اجتناب ناپذیره.

40:29.640 --> 40:32.810
‫مادر واقعیم.

40:34.930 --> 40:37.180
‫اون صدای ضبط شده ای
‫که درباره اش پرسیدی،

40:37.310 --> 40:38.950
‫تمام چیزیه که ازش دارم.

40:38.980 --> 40:41.370
‫حتی اسمشو نمیدونم.

40:41.400 --> 40:42.750
‫میدونی، شاید هیچوقت هم نفهمم.

40:42.780 --> 40:45.750
‫ببخشید، اون صدای ضبط شده
‫مال مامانت بود؟

40:45.780 --> 40:48.250
‫پس اون پسره چی؟

40:48.280 --> 40:49.820
‫پای قولم میمونم.

40:51.490 --> 40:54.220
‫فقط میخواستم بدونم کی هستم...

40:55.710 --> 40:57.050
‫از کجا اومدم.

40:58.670 --> 41:00.560
‫و دیگه هیچوقت بهت دروغ نمیگم.

41:02.250 --> 41:03.380
‫اوضاعتون اینجا ردیفه؟

41:03.510 --> 41:04.730
‫چیزی براتون بیارم؟

41:04.760 --> 41:06.140
‫نه، ممنون.

41:06.260 --> 41:08.430
‫خوبیم. دستت درد نکنه.

41:11.010 --> 41:12.320
‫به سلامتی شروع های تازه؟

41:13.000 --> 41:33.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
