WEBVTT

00:00.480 --> 00:04.380
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:05.105 --> 00:06.585
‫آنچه گذشت...

00:06.773 --> 00:10.310
‫دکتر دالس، یه ملاقاتی داری.

00:10.343 --> 00:13.179
‫فقط بابات می‌تونه بهم بگه

00:13.213 --> 00:15.215
‫والدین واقعیم کیان.

00:15.248 --> 00:17.250
‫یه نفوذ تو سیلو 12 رخ داده.

00:17.283 --> 00:18.818
‫باید سیلو 12 رو ببینیم.

00:18.852 --> 00:21.554
‫این دارو رو می‌شناسم...
‫همون داروییه که به ریچارد هریس دادن.

00:21.588 --> 00:23.423
‫اسم شرکت بیوتکنولوژی که

00:23.456 --> 00:25.558
‫کیسه سرم رو ساخته پیدا کردیم...
‫دارو سازی ویتمور.

00:25.592 --> 00:27.127
‫اون ویتموره.

00:27.160 --> 00:28.595
‫و اون ای جی مالوریه.

00:28.628 --> 00:32.599
‫وظیفه تو اینه که مطمئن بشی

00:32.632 --> 00:35.101
‫همه زندانی‌های فراری
‫از گودال دوباره دستگیر بشن.

00:35.135 --> 00:36.736
‫یه چیزایی درباره انفجار می‌دونم.

00:43.610 --> 00:46.146
‫هیس.

00:46.179 --> 00:49.282
‫چشم ازش برندار.

00:49.315 --> 00:50.850
‫این مهمه.

00:50.884 --> 00:53.286
‫وقتمون با هم داره تموم می‌شه.

00:53.319 --> 00:56.356
‫پس یه چیزی بهم بگو.

00:56.389 --> 01:00.894
‫اگه می‌تونستی خانوادت رو
‫برای آخرین بار ببینی...

01:00.927 --> 01:03.596
‫چی می‌گفتی؟

01:06.266 --> 01:10.537
‫بگو دیگه، جواب بده.

01:10.570 --> 01:13.173
‫به... به پدر و مادرم می‌گفتم

01:13.206 --> 01:14.708
‫چقدر دوستشون دارم.

01:16.910 --> 01:20.313
‫دیگه چی؟

01:20.347 --> 01:24.217
‫که دلم براشون تنگ می‌شه...

01:24.250 --> 01:28.855
‫و ناراحت نشن چون...

01:28.888 --> 01:31.291
‫چون می‌دونم اونا هم منو دوست دارن.

01:36.696 --> 01:39.199
‫حالا خوب دقت کن.

01:39.823 --> 01:46.823
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:47.847 --> 01:50.847
‫.::: مترجم مرتضی راکی :::.

01:51.478 --> 01:53.780
‫نه! نه!

01:53.813 --> 01:55.648
‫نه، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

01:55.682 --> 01:57.951
‫آخ! خواهش می‌کنم!

02:07.994 --> 02:09.129
‫سلام دانشجوها.

02:09.162 --> 02:12.899
‫کتابخونه کالج محلی کسپر داره بسته می‌شه.

02:12.932 --> 02:16.302
‫لطفاً هر کتابی که امانت گرفتید رو
‫قبل از رفتن پس بدید.

02:16.336 --> 02:18.338
‫ممنون.

02:21.608 --> 02:24.611
‫بازم داری تا نصف شب درس می‌خونی، لیلی؟

02:24.644 --> 02:28.214
‫اوه، ببخشید خانم فلنری،
‫یه امتحان بزرگ دارم،

02:28.248 --> 02:30.950
‫و باز حواسم به زمان نبود... دوباره.

02:30.984 --> 02:33.653
‫اوه، فردا می‌بینمتون.

03:09.489 --> 03:11.725
‫شین، از دیدنت دوباره خوشحالم.

03:11.758 --> 03:14.260
‫- سلام.
‫- چی داری می‌کشی؟

03:14.294 --> 03:16.396
‫این جلسه‌ها رو یادت میاد؟

03:16.429 --> 03:19.666
‫وقتی اینقدر کوچیک بودم نه.

03:19.699 --> 03:22.602
‫یه دفتر دیگه یادمه که پدر و مادرم
‫مجبورم می‌کردن برم،

03:22.635 --> 03:24.337
‫ولی...

03:24.371 --> 03:27.774
‫من نوجوان بودم، نه یه بچه کوچیک.

03:27.807 --> 03:30.310
‫می‌خوام چند تا عکس بهت نشون بدم،

03:30.343 --> 03:32.812
‫و تو بهم بگی چی می‌بینی، باشه؟

03:34.781 --> 03:37.617
‫- اون یه پرنده‌اس.
‫- یه پرنده.

03:37.650 --> 03:39.853
‫شین، بابام خیلی چیزا بود،

03:39.886 --> 03:42.722
‫ولی روانشناس کودک نبود، پس...

03:42.756 --> 03:44.824
‫چرا اینقدر به من علاقه داشت؟

03:44.858 --> 03:47.327
‫این یکی چطوره؟

03:47.360 --> 03:48.895
‫جیمز ویتمور این بیانیه رو

03:48.928 --> 03:50.497
‫هفته پیش برای شرکت فرستاده.

03:50.530 --> 03:52.732
‫صبح بخیر، دوستان و همکاران گرامی.

03:52.766 --> 03:54.834
‫دیروز یکی از خودمون رو از دست دادیم،

03:54.868 --> 03:57.771
‫یکی از باهوش‌ترین ذهن‌های این شرکت.

03:57.804 --> 04:01.474
‫دکتر میشل الیوت تو یه تصادف ماشین فوت کرد.

04:01.508 --> 04:02.909
‫کلمات کافی ندارم

04:02.942 --> 04:05.078
‫که بگم میشل چقدر
‫برای این شرکت ارزش داشت

04:05.111 --> 04:06.346
‫یا برای من شخصاً.

04:06.379 --> 04:08.815
‫میشل الیوت رئیس بخش تحقیق و توسعه

04:08.848 --> 04:10.483
‫شرکت ویتمور ساینسز بود.

04:10.517 --> 04:12.852
‫همونطور که می‌دونیم،
‫ویتمور به گودال داروهایی رو می‌رسوند

04:12.886 --> 04:14.387
‫که روی زندانی‌ها استفاده می‌شد.

04:14.421 --> 04:15.989
‫پس کمتر از یه هفته بعد از انفجار،

04:16.022 --> 04:18.892
‫رئیس بخش تحقیق و توسعه ویتمور ت
‫و یه تصادف عجیب ماشین کشته شد.

04:18.925 --> 04:20.803
‫یکم عجیبه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

04:20.827 --> 04:22.095
‫زنم دوست داره بگه

04:22.128 --> 04:25.331
‫ "تصادف وقتیه که نمی‌تونی
‫ببینی کی داره نخ‌ها رو می‌کشه."

04:25.365 --> 04:26.966
‫چهار برابر حد مجاز الکل تو خونش بوده.

04:27.000 --> 04:30.704
‫مشکل اینه که میشل الیوت 14 سال پاک بود.

04:30.737 --> 04:32.706
‫پس ویتمور می‌دونه که ممکنه

04:32.739 --> 04:34.874
‫به خاطر آزمایش‌های انسانی رسوا بشن.

04:34.908 --> 04:36.910
‫فکر نمی‌کنی که جیمز ویتمور

04:36.943 --> 04:39.713
‫رئیس بخش تحقیق و توسعه‌اش رو
‫ یه جورایی اضافه ببینه، ها؟

04:39.746 --> 04:41.581
‫یه دوست تو اداره کلانتری دارم.

04:41.614 --> 04:43.917
‫می‌بینم می‌تونم جزئیات بیشتری
‫درباره تصادفش به دست بیارم.

04:43.950 --> 04:44.884
‫و اینکه،

04:44.918 --> 04:48.388
‫باید درباره جیمز ویتمور بیشتر بدونیم.

04:48.421 --> 04:50.690
‫یاد نور میشل رو گرامی بداریم.

04:52.659 --> 04:55.095
‫و با روحیه اون ادامه بدیم.

04:55.128 --> 04:56.996
‫وقتشه بریم سر کار.

04:59.666 --> 05:00.776
‫مورالس تازه بهم خبر داد.

05:00.800 --> 05:03.003
‫شاهدان تو کسپر، وایومینگ،
‫ یه مرد رو دیدن که

05:03.036 --> 05:04.637
‫یه دوچرخه‌سوار رو از جاده پرت کرد.

05:04.671 --> 05:07.107
‫قبل از اینکه با سرعت فرار کنه،
‫اون رو تو یه ون سفید پنل‌دار کشوند.

05:07.140 --> 05:08.875
‫ون سفید پنل‌دار... چقدر مبتکرانه.

05:08.908 --> 05:12.012
‫هی، اسم قربانی لیلی جیکوبزه.

05:12.045 --> 05:13.947
‫خب، چیز دیگه ای هم داریم؟

05:13.980 --> 05:15.858
‫پلیس کسپر چند تا اثر انگشت
‫از دوچرخه برداشت.

05:15.882 --> 05:17.893
‫خوشبختانه، ما یه الگوریتم داریم
‫که دخالت می‌کنه،

05:17.917 --> 05:19.719
‫پس محلی‌ها دست خالی برگشتن.

05:19.753 --> 05:21.588
‫همه تطابق‌ها با
‫فراری‌ها مستقیم به ما می‌رسه.

05:21.621 --> 05:23.990
‫اثر انگشت‌ها مال تام بیچرن.

05:28.495 --> 05:30.530
‫چیه؟ چی رو از دست دادم؟

05:35.001 --> 05:37.871
‫تام بیچر یه پرونده قدیمی بود
‫که من روش کار کردم.

05:37.904 --> 05:40.840
‫قبل از اینکه بالاخره دستگیر بشه،
‫ بیشتر از یه دوجین زن رو کشت.

05:40.874 --> 05:43.076
‫بیچر یه الگوی رفتاری خیلی مشخص داشت

05:43.109 --> 05:44.611
‫که حول محور حداکثر کردن

05:44.644 --> 05:46.613
‫رنج روانی قربانی‌هاش شکل گرفته بود.

05:46.646 --> 05:48.615
‫از ناتوانی اونا لذت می‌برد.

05:48.648 --> 05:52.018
‫دخترای اوایل تا اواسط دهه بیست
‫زندگیشون رو هدف قرار می‌داد.

05:52.052 --> 05:55.488
‫یه دختر رو برای چند روز زنده نگه می‌داشت

05:55.522 --> 05:57.033
‫در حالی که دنبال یه قربانی دوم می‌گشت.

05:57.057 --> 05:59.426
‫بعد وقتی بالاخره دو تا زن رو
‫تحت کنترلش در می‌آورد،

05:59.459 --> 06:01.027
‫اولی رو جلوی دومی شکنجه می‌کرد و می‌کشت،

06:01.061 --> 06:03.196
‫مجبورش می‌کرد تماشا کنه

06:03.229 --> 06:05.598
‫وقتی با یه کیسه پلاستیکی خفه‌اش می‌کرد.

06:05.632 --> 06:07.500
‫- این دیگه اوج شرارته.
‫- تو طول اسارتشون،

06:07.534 --> 06:09.803
‫به پدر و مادرهای قربانی‌هاش زنگ می‌زد.

06:09.836 --> 06:12.639
‫مثل قاتل گلدن استیت،
‫از مسخره کردنشون لذت می‌برد.

06:12.672 --> 06:14.641
‫اِ، از مسخره کردن هم فراتر می‌رفت.

06:14.674 --> 06:16.042
‫با جزئیات کامل شرح می‌داد

06:16.076 --> 06:18.545
‫که چطوری می‌خواد بچه‌هاشون رو شکنجه کنه.

06:18.578 --> 06:20.213
‫یه چیز دیگه هم هست.

06:20.246 --> 06:23.049
‫این پرونده زندانی بیچره.

06:25.018 --> 06:27.120
‫چرا اینقدر از بقیه سبک‌تره؟

06:27.153 --> 06:29.823
‫هفت سال آخر رو تو بخش پزشکی گذروند،

06:29.856 --> 06:31.658
‫پس نه درمان روانی می‌گرفت،

06:31.691 --> 06:33.526
‫نه تو هیچ مطالعه‌ای شرکت داشت.

06:33.560 --> 06:34.994
‫زندانی‌های اونجا معمولاً

06:35.028 --> 06:37.664
‫تو شرایط آخر عمر بودن،
‫مثل مراقبت‌های تسکینی.

06:37.697 --> 06:38.965
‫پس مشکلش چی بود؟

06:38.998 --> 06:40.734
‫تو پرونده نوشته که بعد از ورود به گودال،

06:40.767 --> 06:42.178
‫یه سری سکته مغزی کرده.

06:42.202 --> 06:44.571
‫چطور یه آدم تو اون وضعیت بعد از انفجار

06:44.604 --> 06:45.972
‫- از گودال فرار می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم.

06:46.006 --> 06:48.074
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫اون تنها زندانی از بخش پزشکیه

06:48.108 --> 06:50.110
‫که این کار رو کرده.

06:50.143 --> 06:52.645
‫به کند و کاو ادامه می‌دم.

06:52.679 --> 06:54.481
‫می‌ریم خونه پدر و مادر لیلی.

06:54.514 --> 06:57.250
‫بیچر همون بیچره...
‫به زودی با اونا تماس می‌گیره.

07:02.856 --> 07:04.958
‫هی، اگه... اگه درست یادم باشه،

07:04.991 --> 07:07.560
‫کسپر، وایومینگ، زادگاه تو هم هست.

07:07.594 --> 07:09.562
‫خب، همه یه جایی به دنیا اومدن.

07:13.600 --> 07:16.069
‫اوه، من خوبم، بکس، واقعاً.

07:16.102 --> 07:18.004
‫آره...

07:18.038 --> 07:21.908
‫چون ما لیلی جیکوبز رو سالم
‫ به خونه برمی‌گردونیم، باشه؟

07:21.941 --> 07:23.977
‫آره.

07:41.695 --> 07:43.129
‫نگران نباش.

07:43.163 --> 07:46.132
‫به زودی برات یه دوست پیدا می‌کنم.

08:11.291 --> 08:14.060
‫آقای و خانم جیکوبز...

08:14.094 --> 08:17.197
‫نمی‌تونم تصور کنم شماها چه حسی دارید.

08:17.230 --> 08:18.732
‫منم یه دختر دارم.

08:18.765 --> 08:21.701
‫یکم از لیلی کوچیکتره.

08:21.735 --> 08:25.205
‫ تنها چیزی که می‌خوایم اینه که.
‫دخترتون رو سالم به خونه برگردونیم

08:25.238 --> 08:28.308
‫دیروز صبح، وقتی لیلی رفت زیر دوش بودم.

08:28.341 --> 08:31.044
‫فرصت نکردم بهش بگم دوستش دارم.

08:31.077 --> 08:33.747
‫ همیشه سعی می‌کنم.

08:33.780 --> 08:35.148
‫هر صبح یه بوس و یه بغل بهش بدم

08:35.181 --> 08:37.751
‫مطمئنم لیلی می‌دونه چقدر دوستش دارید.

08:37.784 --> 08:39.853
‫گفتید اف بی آی یه سرنخ از یه مظنون داره.

08:39.886 --> 08:41.254
‫پس این آدم چی می‌خواد؟

08:41.287 --> 08:42.956
‫باج؟
‫- نه.

08:42.989 --> 08:45.158
‫- ما پول نداریم.
‫- نه، نه، باید واضح بگم.

08:45.191 --> 08:46.626
‫این مسئله ربطی به پول نداره.

08:46.659 --> 08:49.062
‫این مسئله درباره قدرت و کنترله.

08:49.095 --> 08:51.364
‫این مرد می‌خواد شما
‫دو تا احساس ناتوانی کنید.

08:51.398 --> 08:53.700
‫ما که همین الانشم این حس رو داریم.

08:53.733 --> 08:56.002
‫دیگه چقدر می‌تونیم احساس ناتوانی کنیم؟

09:00.974 --> 09:03.143
‫این مرد بهتون زنگ می‌زنه،

09:03.176 --> 09:05.645
‫و یه سری حرف‌های خیلی وحشتناک می‌زنه.

09:05.679 --> 09:07.781
‫حرف‌هایی که شنیدنشون
‫ممکنه خیلی دردناک باشه.

09:07.814 --> 09:10.050
‫اگه مسئله پول نیست، پس چرا زنگ می‌زنه؟

09:10.083 --> 09:12.385
‫چون یه هیولاست.

09:12.419 --> 09:15.155
‫ببخشید.

09:15.188 --> 09:16.656
‫باید ازتون بخوام

09:16.690 --> 09:18.291
‫سخت‌ترین کار ممکن رو انجام بدید،

09:18.324 --> 09:22.128
‫و وقتی زنگ می‌زنه،
‫ باید جواب بدید و باهاش حرف بزنید

09:22.162 --> 09:24.698
‫و تا جایی که می‌تونید
‫طولانی مدت نگهش دارید.

09:33.239 --> 09:36.109
‫واقعاً همه‌اش تقصیر منه.

09:36.142 --> 09:39.713
‫ماشینم تعمیرگاه بود، برای همین
‫اون پیشنهاد داد ماشینش رو بهم قرض بده.

09:39.746 --> 09:42.215
‫تنها دلیل اینکه با دوچرخه
‫به خونه می‌رفت همین بود.

09:42.248 --> 09:44.951
‫نباید اینطوری فکر کنید.

09:44.984 --> 09:47.087
‫لیلی همچین آدمی بود.

09:47.120 --> 09:49.089
‫حاضر بود جونشم براتون بده.

09:49.122 --> 09:50.323
‫فقط... اگه من...

09:53.860 --> 09:56.730
‫خیلی خب.

09:56.763 --> 09:59.399
‫- شروع کنیم.
‫- فقط سرگرم نگهش دار، باشه؟

10:06.006 --> 10:07.107
‫الو؟

10:07.140 --> 10:09.009
‫سلام مامان.

10:09.042 --> 10:10.844
‫شما کی هستید؟

10:10.877 --> 10:12.145
‫می‌دونی، دخترت یه زن جوون خیلی خاصیه...

10:12.178 --> 10:14.848
‫خیلی پر از زندگی.

10:14.881 --> 10:17.183
‫باهاش چیکار کردی؟

10:17.217 --> 10:18.752
‫اوه، برنامه‌های زیادی دارم.

10:18.785 --> 10:20.787
‫من و اون قراره خیلی خوش بگذرونیم.

10:20.820 --> 10:22.989
‫خب، حداقل به من خوش می‌گذره.

10:23.023 --> 10:25.392
‫اون از شما سراغ می‌گرفت.

10:25.425 --> 10:27.060
‫می‌خواید باهاش حرف بزنید؟

10:27.093 --> 10:29.696
‫اون همینجاست.

10:29.729 --> 10:31.865
‫لیلی، لیلی، صدامو می‌شنوی؟

10:31.898 --> 10:34.801
‫لیلی، لیلی، صدامو می‌شنوی؟

10:34.834 --> 10:36.102
‫الو؟

10:36.136 --> 10:39.172
‫لی-لیلی، من اینجام عزیزم.

10:39.205 --> 10:42.308
‫کسی اونجاست؟

10:42.342 --> 10:44.944
‫الو؟
‫- لیلی! لیلی! لیلی!

10:44.978 --> 10:47.414
‫الو؟ من کجام؟

10:47.447 --> 10:50.950
‫چرا... چرا... چرا صدامو نمی‌شنوه؟

10:50.984 --> 10:52.786
‫نمی‌دونی، بچه جون؟

10:52.819 --> 10:54.921
‫اینجا جاییه که قراره بکشمت.

10:56.523 --> 10:59.159
‫صبر کن، صبر کن...

11:04.197 --> 11:06.232
‫مورالس، تونستی موقعیت مکانی رو پیدا کنی؟

11:06.266 --> 11:08.368
‫پیداش کردم. داره از یه گوشی موبایل
‫ثبت نشده استفاده می‌کنه.

11:08.401 --> 11:10.870
‫تماس از یه دکل مخابراتی
‫در سمت شرق شهر ردگیری شد.

11:10.904 --> 11:12.372
‫میتونی موقعیت مکانی رو
‫دقیق مشخص کنی؟

11:12.405 --> 11:13.773
‫دارم روش کار می‌کنم.

11:13.807 --> 11:16.176
‫تقریباً.

11:16.209 --> 11:17.777
‫پیداش کردم.

11:17.811 --> 11:20.780
‫اون تو متل برایتون، خیابان دوم شرقیه.

11:54.214 --> 11:56.216
‫- تکون نخور! برو پایین!
‫- برو رو تخت!

11:56.249 --> 11:58.985
‫دستات پشت سرت! دستاتو پشت سرت بذار!

11:59.019 --> 12:01.221
‫بیچر دستگیر شد.

12:01.254 --> 12:02.555
‫لیلی چی؟

12:02.589 --> 12:04.324
‫- تورو یادمه.
‫- اون کجاست؟

12:04.357 --> 12:06.757
‫می‌دونیم یه دختر رو دزدیدی.
‫- تو حموم ولش کردم.

12:08.261 --> 12:09.829
‫لیلی، مقاومت کن.

12:12.132 --> 12:15.168
‫خیلی خب. همه‌چی...
‫همه‌چی مرتبه. من با پلیسم.

12:15.201 --> 12:16.970
‫تو در امانی. تو در امانی. تو در امانی.

12:17.003 --> 12:18.838
‫همه‌چی مرتبه. الان دیگه در امانی.

12:18.872 --> 12:21.241
‫- بکس، لیلی حالش خوبه؟
‫- اون لیلی نیست.

12:21.274 --> 12:22.042
‫چی؟

12:22.075 --> 12:24.110
‫یعنی چی اون لیلی نیست؟

12:24.144 --> 12:26.479
‫- لیلی اینجا نیست.
‫- پس کجاست؟

12:26.513 --> 12:27.914
‫بشین.

12:30.216 --> 12:32.919
‫با اون دختر دیگه چیکار کردی؟

12:32.952 --> 12:36.389
‫همه‌چی مرتبه.
‫ما تو رو از اینجا می‌بریم بیرون، باشه؟

12:36.423 --> 12:38.158
‫اینا دیگه چه کوفتیه؟

12:53.340 --> 12:55.075
‫الو؟

12:56.543 --> 12:59.245
‫کسی اونجاست؟

12:59.279 --> 13:01.614
‫الو؟

13:01.648 --> 13:03.183
‫الو؟

13:03.216 --> 13:05.318
‫لیلی اصلاً تو اون تماس تلفنی نبود.

13:11.224 --> 13:13.035
‫زن جوونی که تو متل بود، سوفیا آلونسو بود...

13:13.059 --> 13:15.195
‫24 ساله، هیچ ارتباطی با لیلی نداره،

13:15.228 --> 13:16.629
‫هیچ ارتباطی با تام بیچر نداره.

13:16.663 --> 13:19.032
‫اون الان تو اورژانس با ضربه مغزی
‫درجه 3 بستریه،

13:19.065 --> 13:20.967
‫ولی کاملاً خوب می‌شه.

13:21.001 --> 13:22.469
‫می‌دونیم قربانی‌های بیچر همپوشانی دارن.

13:22.502 --> 13:24.347
‫تونست چیزی درباره لیلی جیکوبز بهمون بگه؟

13:24.371 --> 13:26.606
‫متاسفانه، نه. بیچر اصلاً با سوفیا حرفی نزد،

13:26.639 --> 13:28.074
‫و اونم کس دیگه‌ای رو ندید.

13:28.108 --> 13:29.976
‫خب، ون الان داره برای
‫ اثر انگشت بررسی می‌شه،

13:30.010 --> 13:31.911
‫و حداقل دو تا اثر انگشت با لیلی تطابق داره.

13:31.945 --> 13:33.222
‫و داریم یادداشت‌ها رو
‫هم بررسی می‌کنیم.

13:33.246 --> 13:36.349
‫هیچ نشونی از آدرس یا
‫موقعیت مکانی لیلی توشون نیست.

13:36.383 --> 13:38.223
‫اون ضبط صدایی که تو صحنه پیدا شد چی؟

13:38.251 --> 13:40.353
‫آره، چرا بیچر اون رو با لیلی ضبط کرده؟

13:40.387 --> 13:42.989
‫فقط برای اینکه برای پدر و مادرش پخش کنه؟
‫ این یه رفتار جدیده، درسته؟

13:43.023 --> 13:44.533
‫شاید یه جور یادگاری یا یادبود باشه،

13:44.557 --> 13:46.435
‫روش اون برای زنده کردن
‫اون لحظه بارها و بارها؟

13:46.459 --> 13:47.527
‫یادبود؟

13:47.560 --> 13:49.505
‫یعنی فکر می‌کنی لیلی دیگه مرده؟

13:49.529 --> 13:50.964
‫نه، لیلی زنده است.

13:50.997 --> 13:52.541
‫اون سوفیا رو دزدید تا ببره به جایی

13:52.565 --> 13:54.510
‫که لیلی رو قایم کرده، یعنی باید پیداش کنیم.

13:54.534 --> 13:56.136
‫وقتش داره تموم می‌شه.

13:56.169 --> 13:58.471
‫خب، پس بهتره بری با تام بیچر حرف بزنی.

14:14.354 --> 14:16.656
‫سلام تام.

14:16.690 --> 14:19.392
‫قبلاً هم اینجا بودیم، مگه نه؟

14:19.426 --> 14:22.062
‫یعنی می‌دونی آخرش چی می‌شه.

14:25.031 --> 14:26.099
‫لیلی جیکوبز کجاست؟

14:26.132 --> 14:29.202
‫اگه بگم یادم نمیاد باور می‌کنی؟

14:29.235 --> 14:30.103
‫نه.

14:30.136 --> 14:33.006
‫حافظه چیز عجیبیه.

14:33.039 --> 14:35.542
‫یادمه تو قد بلندتر بودی.

14:40.113 --> 14:41.614
‫اون کجاست؟

14:41.648 --> 14:45.018
‫این کل ماجرا خیلی آشناست، مگه نه؟

14:45.051 --> 14:48.221
‫تقریباً مثل دژاوو.

14:49.756 --> 14:52.158
‫من، زنجیر شده به این میز،

14:52.192 --> 14:56.996
‫تو، نشستی اونجا و سعی می‌کنی
‫مثل یه آدم سنگی به نظر برسی، درست مثل الان.

15:01.167 --> 15:04.137
‫چی شده لیلی؟

15:04.170 --> 15:05.739
‫من می‌ترسونمت؟

15:05.772 --> 15:09.242
‫منو نکش، خواهش می‌کنم.

15:11.778 --> 15:16.683
‫بگو ببینم، اگه می‌تونستی
‫همین الان به یه نفر زنگ بزنی...

15:16.716 --> 15:18.518
‫اون کی بود؟

15:20.387 --> 15:22.622
‫مامانم.

15:22.655 --> 15:25.692
‫اون خیلی نگرانم می‌شه.

15:27.794 --> 15:30.130
‫اوه، چرا...

15:30.163 --> 15:33.166
‫داشت به جاهای خوبش می‌رسید.

15:33.199 --> 15:36.302
‫چرا مکالمه‌ات با لیلی رو ضبط می‌کردی؟

15:36.336 --> 15:38.138
‫این جدیده.

15:38.171 --> 15:42.008
‫خب، اگه تغییر نکنی، همون قبلی می‌مونی.

15:42.042 --> 15:44.077
‫راستش...

15:44.110 --> 15:46.346
‫بعد از اون همه سال زندان،

15:46.379 --> 15:49.015
‫فکر کنم فهمیدم بیشتر از فقط خاطرات

15:49.049 --> 15:52.118
‫دخترهام رو می‌خوام...

15:52.152 --> 15:55.288
‫یا شاید تو سن پیری احساساتی شدم.

15:57.657 --> 15:59.359
‫لیلی کجاست؟

15:59.392 --> 16:01.127
‫تام بیچر هفت سال تو بخش پزشکی بود

16:01.161 --> 16:03.396
‫برای مراقبت‌های آخر عمر، درسته؟

16:03.430 --> 16:06.666
‫ولی این شبیه یه آدم
‫در حال مرگ به نظر می‌رسه؟

16:06.700 --> 16:09.636
‫دیوونه، آره. در حال مرگ، نه.

16:09.669 --> 16:10.770
‫و پرونده‌اش هم خیلی نازکه،

16:10.804 --> 16:13.406
‫دارم فکر می‌کنم یکی یه چیزایی رو مخفی کرده.

16:16.109 --> 16:17.277
‫سلام الیور.

16:17.310 --> 16:19.179
‫به اطلاعات درباره یه زندانی نیاز دارم،

16:19.212 --> 16:21.081
‫از اون مدل اطلاعاتی که تو پرونده نیست.

16:21.114 --> 16:23.083
‫اینطوری که نمیشه الیور.

16:23.116 --> 16:24.651
‫من منبع اطلاعاتی نیستم.

16:24.684 --> 16:26.252
‫پس چی هستی؟

16:26.286 --> 16:28.088
‫فکر کردم ماها هم‌دستیم.

16:28.121 --> 16:29.389
‫درسته؟

16:29.422 --> 16:31.391
‫چون بکس و حسنی دارن درباره

16:31.424 --> 16:33.393
‫تصادف ماشین میشل الیوت سوال و جواب می‌کنن.

16:34.561 --> 16:37.397
‫می‌دونی چیه؟ خسته شدم.
‫از این بازی‌ها خسته شدم.

16:37.430 --> 16:41.101
‫وقتشه همه چیز رو به بکس و حسنی بگی.

16:41.134 --> 16:42.335
‫بررسی می‌کنم.

16:42.369 --> 16:45.605
‫خب، تا اون موقع، من هنوز اطلاعات می‌خوام.

16:45.638 --> 16:48.842
‫تام بیچر چند سال قبل از اومدن من

16:48.875 --> 16:51.611
‫تو بخش پزشکی بستری شد.

16:51.644 --> 16:55.081
‫یه چیزی بهم می‌گه که ماجرا از این بیشتره.

16:55.115 --> 16:57.183
‫خیلی خب.

16:57.217 --> 17:01.521
‫تام بیچر یکی از...
‫ پروژه‌های ویژه دکتر دالس بود.

17:01.554 --> 17:04.791
‫بیا بهشون بگیم "پروژه‌های ویژه".

17:07.560 --> 17:10.463
‫قبلاً خیلی وسواس داشتی
‫که رد پاهات رو پاک کنی...

17:10.497 --> 17:13.400
‫اوه، اون پارانویا، اون برنامه‌ریزی دقیق.

17:13.433 --> 17:15.435
‫حالا داری از یه گوشی موبایل
‫داخل متلی که توش اقامت داری،

17:15.468 --> 17:19.239
‫به خانواده جیکوبز زنگ می‌زنی؟

17:21.341 --> 17:24.110
‫فکر می‌کنم اون جراحت
‫باعث شده بی‌احتیاط بشی.

17:24.144 --> 17:27.480
‫بیا رو راست باشیم تام...
‫دیگه اون قاتل سابق نیستی.

17:27.514 --> 17:29.582
‫فکر کنم یه سری سکته مغزی
‫همچین بلایی سر آدم میاره.

17:29.616 --> 17:32.719
‫ "سکته مغزی"؟

17:32.752 --> 17:35.121
‫این چیزیه که بهت گفتن؟

17:37.157 --> 17:39.468
‫- الیور، داری چیکار می‌کنی؟
‫- اون نمی‌تونه بهمون کمک کنه لیلی رو پیدا کنیم.

17:39.492 --> 17:41.294
‫یادش نمیاد کجاست.

17:41.327 --> 17:42.696
‫چی داری میگی؟

17:42.729 --> 17:44.464
‫- الیور، وایسا...
‫ - اون به خاطر یه عمل...

17:44.497 --> 17:47.867
‫جراحی مغز آزمایشی تو بخش پزشکی بود

17:47.901 --> 17:49.602
‫نه سکته مغزی.

17:49.636 --> 17:53.239
‫بعد از کاری که دالس باهاش کرد،
‫هیچی یادش نمیاد.

17:55.241 --> 17:56.743
‫سعی کردم بهت بگم.

17:58.778 --> 18:01.147
‫من اصلاً نمی‌دونم اون کجاست.

18:13.693 --> 18:15.013
‫هر کسی که این عمل رو انجام داده،

18:15.595 --> 18:18.631
‫بدون هیچ توجهی به اخلاق
‫ یا انسانیت این کار رو کرده.

18:18.665 --> 18:19.532
‫این واقعاً وحشیانه‌ست.

18:19.566 --> 18:21.768
‫دکتر، این نوع عمل می‌تونه

18:21.801 --> 18:23.370
‫به حافظه کسی آسیب بزنه؟

18:23.403 --> 18:24.771
‫نابودش می‌کنه.

18:24.804 --> 18:26.439
‫شکی ندارم که این آدم

18:26.473 --> 18:29.809
‫دچار فراموشی پیش گستر
‫کامل و غیرقابل برگشت شده.

18:29.843 --> 18:31.378
‫یعنی چی؟

18:31.411 --> 18:33.446
‫حافظه بلند مدتشون سالم می‌مونه،

18:33.480 --> 18:35.749
‫ولی حافظه کوتاه مدتشون هر بار
‫که وارد خواب REM می‌شن،

18:35.782 --> 18:37.584
‫پاک می‌شه.

18:37.617 --> 18:40.286
‫خب، آیا کاری می‌شه کرد
‫که به این فرد کمک کنه

18:40.320 --> 18:42.722
‫یادش بیاد یه روز
‫یا دو روز پیش چیکار می‌کرده؟

18:42.756 --> 18:45.358
‫بعضی از افراد می‌تونن
‫به حافظه عضلانی‌شون تکیه کنن،

18:45.392 --> 18:46.593
‫بعضی‌هاشون حتی

18:46.626 --> 18:50.530
‫استراتژی‌های مقابله‌ای پیچیده‌ای
‫برای مدیریت زندگی روزمره‌شون ایجاد کردن.

18:50.563 --> 18:53.900
‫برای مدیریت زندگی روزمره‌شون.

18:53.933 --> 18:55.502
‫ممنون دکتر.

18:57.437 --> 18:59.272
‫خب، پس تنها شانسی که

18:59.305 --> 19:00.345
‫برای زنده برگردوندن لیلی

19:00.373 --> 19:02.575
‫اینه که اون یه جور مکانیزم مقابله‌ای

19:02.609 --> 19:04.778
‫یا یه راه ارتباطی با خودش ایجاد کرده باشه.

19:04.811 --> 19:06.780
‫- اگه بزرگیه.
‫- آره.

19:06.813 --> 19:08.982
‫چرا دالس همچین کاری با یه نفر می‌کنه...

19:09.015 --> 19:11.451
‫به حافظه‌اش آسیب بزنه؟

19:11.484 --> 19:13.553
‫فقط... فقط بی‌رحمانه به نظر می‌رسه.

19:13.586 --> 19:15.422
‫می‌دونی، دالس وقتی من به گودال رسیدم،

19:15.455 --> 19:17.257
‫خیلی وقت بود رفته بود،

19:17.290 --> 19:19.259
‫ولی یه شایعه‌ای بود...

19:19.292 --> 19:21.761
‫که آلزایمر داشته.

19:21.795 --> 19:24.230
‫پس، اگه این یه جور
‫کار خارج از چارچوب بود...

19:24.264 --> 19:25.799
‫شاید برای خودش این کار رو می‌کرد...

19:25.832 --> 19:28.435
‫تا بیماری که سراغش می‌اومد رو درک کنه.

19:28.468 --> 19:30.603
‫فکر می‌کنی دالس از بیچر
‫به عنوان یه خوکچه هندی استفاده کرد

19:30.637 --> 19:32.906
‫تا بفهمه چطوری
‫زوال عقل خودش رو درمان کنه؟

19:32.939 --> 19:35.442
‫یا یه جور مکانیزم مقابله‌ای رو
‫داشت توسعه می‌داد.

19:35.475 --> 19:36.752
‫مثل همون مدلی که بهش اجازه بده

19:36.776 --> 19:38.645
‫یادش بیاد لیلی جیکوبز رو کجا قایم کرده.

19:38.678 --> 19:41.514
‫بکس، گفتی بیچر خیلی پارانوئید بود، درسته؟

19:41.548 --> 19:44.718
‫خب، آدم‌های پارانوئید تو چی مهارت دارن؟

19:44.751 --> 19:46.453
‫حرف زدن با رمز.

19:46.486 --> 19:47.596
‫ ،خیلی خب، شین، مورالس

19:47.620 --> 19:49.489
‫می‌تونید همه یادداشت‌های چسبناک

19:49.522 --> 19:50.900
‫و مدارک اون اتاق متل رو بررسی کنید؟

19:50.924 --> 19:53.693
‫اگه رمزی داشته باشه،
‫رمزگشایی‌اش می‌کنیم.

19:57.897 --> 19:59.966
‫تام، این کاریه که دالس با مغزت کرد.

20:00.000 --> 20:01.401
‫این بافت اسکار هست.

20:01.434 --> 20:04.304
‫به همین دلیله که
‫نمی‌تونی خاطرات جدید بسازی.

20:07.507 --> 20:09.709
‫می‌دونی چرا این کار رو باهات کرد؟

20:11.845 --> 20:14.881
‫می‌دونی چرا تورو
‫موش آزمایشگاهی کوچولوش کرد؟

20:17.050 --> 20:19.519
‫تام، می‌دونستی مریض بود؟

20:19.552 --> 20:21.721
‫اوه، نصف ماجرا رو هم نمی‌دونی.

20:25.925 --> 20:29.429
‫اون موقع‌ها که بار اول رو
‫پرونده‌ام کار می‌کردی،

20:29.462 --> 20:32.365
‫هیچ وقت نپرسیدی از چی بیشتر از همه
‫تو کشتن اون دخترا لذت می‌بردم.

20:32.399 --> 20:36.036
‫هیچ وقت نپرسیدی.

20:36.069 --> 20:40.040
‫ناتوانی‌شون...

20:40.073 --> 20:44.377
‫ناتوانی کامل و مطلق.

20:44.411 --> 20:46.379
‫به همین خاطر به خانواده‌هاشون زنگ می‌زدم.

20:46.413 --> 20:48.615
‫می‌تونستی تو صداشون بشنوی...

20:48.648 --> 20:50.717
‫فقط...

20:50.750 --> 20:52.452
‫ناتوان.

20:54.754 --> 20:57.424
‫و الانم تو چهره‌ی تو می‌بینم.

20:57.457 --> 21:00.694
‫می‌دونی که هیچ وقت پیداش نمی‌کنی.

21:00.727 --> 21:04.798
‫زندگی لیلی داره از لای انگشتات سر می‌خوره.

21:04.831 --> 21:07.534
‫من تنها کسی تو دنیام

21:07.567 --> 21:10.937
‫که می‌تونم بهت کمک کنم...

21:10.970 --> 21:13.940
‫ولی نمی‌کنم...

21:13.973 --> 21:17.777
‫چون این...

21:17.811 --> 21:21.948
‫همین جا، اوه...

21:21.981 --> 21:23.950
‫این قسمت خوبشه.

21:27.120 --> 21:29.823
‫هنوز احساس ناتوانی می‌کنی؟

21:30.847 --> 21:36.847
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:38.565 --> 21:41.468
‫- مورالس، چیزی لازم داری؟
‫- این کار جواب نمی‌ده.

21:41.501 --> 21:42.912
‫داریم هزاران ترکیب رو
‫تو هر دقیقه اجرا می‌کنیم،

21:42.936 --> 21:44.738
‫و حتی یه ذره هم الگو

21:44.771 --> 21:46.773
‫تو اون یادداشت‌های چسبناک یا...
‫یا تو ضبط‌های تام نیست.

21:46.806 --> 21:49.442
‫هی، تو داری هر کاری
‫از دستت برمیاد رو می‌کنی.

21:49.476 --> 21:51.544
‫پیداش می‌کنیم.

21:54.948 --> 21:56.149
‫اون برنامه‌ریزی کرده بود

21:56.182 --> 21:58.385
‫پاییز برای تحصیلاتش
‫ به دانشگاه نیویورک منتقل بشه.

21:58.418 --> 22:01.654
‫می‌دونی چقدر سخته
‫از یه شهر مثل کسپر فرار کنی؟

22:03.656 --> 22:06.826
‫همه درباره‌اش حرف می‌زنن،
‫ ولی هیچ‌کس واقعاً این کار رو نمی‌کنه.

22:06.860 --> 22:09.129
‫خب، تو این کار رو کردی...

22:09.162 --> 22:11.131
‫و اونم می‌کنه.

22:11.164 --> 22:12.832
‫تموم نشده.

22:15.669 --> 22:18.104
‫اونقدری که فکر می‌کنی باهوش نیستی، تام.

22:18.138 --> 22:19.472
‫می‌دونیم که یه راهی برای خودت گذاشتی

22:19.506 --> 22:21.141
‫که یادت بمونه لیلی کجاست.

22:21.174 --> 22:23.009
‫پس رمزش رو می‌شکنیم.

22:23.043 --> 22:27.113
‫نه، نمی‌تونید،
‫چون شما دارین رمز منو نمی‌شکنین.

22:27.147 --> 22:29.182
‫دارین رمز اون رو می‌شکنین.

22:29.215 --> 22:32.786
‫دکتر دالس بهم یادش داد.

22:37.691 --> 22:39.592
‫آره. نه، حق با توئه.

22:39.626 --> 22:40.860
‫ما نمی‌تونیم رمزش رو بشکنیم...

22:40.894 --> 22:43.196
‫حداقل نه به موقع برای نجات لیلی.

22:43.229 --> 22:46.599
‫به خاطر همینه که خودت
‫این کار رو برامون می‌کنی.

22:46.633 --> 22:48.635
‫چی داری میگی؟

22:48.668 --> 22:51.671
‫می‌دونی چیه؟ آره، حتماً، می‌تونم بهت بگم.

22:51.705 --> 22:55.008
‫به هر حال یادت نمی‌مونه، درسته؟

22:56.843 --> 22:58.954
‫ببین، قضیه از این قراره.
‫این کاریه که می‌خوایم انجام بدیم.

22:58.978 --> 23:01.047
‫می‌خوایم دوباره بخوابونیمت،

23:01.081 --> 23:02.291
‫همه خاطرات کوچولوت رو پاک کنیم،

23:02.315 --> 23:04.884
‫بعد تو دقیقاً تو همون اتاق متلی بیدار می‌شی

23:04.918 --> 23:07.554
‫که دستگیرت کردیم، فقط این که نمی‌دونی.

23:07.587 --> 23:10.724
‫نمی‌دونی که گیر افتادی.

23:10.757 --> 23:15.495
‫نمی‌دونی که همه‌مون داریم تماشات می‌کنیم.

23:15.528 --> 23:17.797
‫و ببین، اینجاست که قسمت باحالش شروع می‌شه.

23:17.831 --> 23:21.167
‫تو ما رو مستقیم به لیلی می‌رسونی.

23:21.201 --> 23:23.003
‫هنوز احساس ناتوانی می‌کنی؟

23:25.705 --> 23:28.541
‫نه، اصلاً.

23:28.575 --> 23:30.710
‫جدی داری پیشنهاد می‌کنی

23:30.744 --> 23:32.846
‫- یه قاتل سریالی رو ول کنیم؟
‫- ولش نمی‌کنیم.

23:32.879 --> 23:34.690
‫متلش، ماشینش،
‫ همه‌چیش رو شنود می‌ذاریم،

23:34.714 --> 23:35.982
‫تک تک حرکاتش رو ردیابی می‌کنیم.

23:36.016 --> 23:38.118
‫و اون ما رو مستقیم می‌بره پیش لیلی.

23:38.151 --> 23:39.853
‫ریسکش بالاست، ولی حق با بکسه.

23:39.886 --> 23:42.922
‫اگه بخوابونیمش، هیچی از اینا یادش نمی‌مونه.

23:42.956 --> 23:44.557
‫از این کار خوشم نمیاد.

23:44.591 --> 23:47.560
‫خب، باید یه کاری بکنیم.

23:47.594 --> 23:50.730
‫یه چیز رو داریم یادمون می‌ره.

23:50.764 --> 23:52.842
‫اون تا یه دختر دیگه رو نداشته باشه

23:52.866 --> 23:54.100
‫که ببره پیش لیلی، برنمی‌گرده.

23:54.134 --> 23:56.670
‫نه، نمی‌تونیم...
‫نمی‌تونیم از سوفیا بخوایم دوباره بره تو وان.

23:56.703 --> 23:58.681
‫نه، حق با اونه. به یه دختر دیگه
‫تو اون وان احتیاج داریم.

23:58.705 --> 24:00.273
‫و باید با مشخصات جور دربیاد.

24:00.306 --> 24:02.108
‫خب، من اصلاً از کسی نمی‌خوام

24:02.142 --> 24:04.577
‫خودش رو تو همچین موقعیت خطرناکی قرار بده.

24:04.611 --> 24:06.713
‫لازم نیست از کسی بخوای.
‫خودم این کار رو می‌کنم.

24:17.957 --> 24:18.957
‫بریم. بریم.

24:19.426 --> 24:21.628
‫باید تک تک سانت‌های این اتاق متل رو
‫زیر نظر داشته باشیم.

24:21.661 --> 24:25.598
‫دوربین‌ها و میکروفون‌ها رو
‫تو پنج دقیقه آماده کنید.

24:25.632 --> 24:27.901
‫همه‌چیز رو دقیقاً همون‌جوری
‫که پیدا کردیم برگردونید.

24:27.934 --> 24:31.304
‫هیچ ردی از اینکه اینجا بودیم نذارید.

24:37.210 --> 24:39.112
‫تیم کل مدت حواسش بهتونه.

24:39.145 --> 24:41.114
‫هیچ‌وقت بیشتر از ده ثانیه
‫ ازت عقب نمی‌مونیم.

24:41.147 --> 24:43.216
‫و می‌تونیم بدون اینکه تام متوجه بشه
‫باهات ارتباط برقرار کنیم.

24:43.249 --> 24:44.851
‫بدون اینکه تام متوجه بشه.

24:47.821 --> 24:49.989
‫مورالس، مجبور نیستی این کار رو بکنی.

24:51.691 --> 24:53.827
‫خب، هیچ‌کدوممون مجبور نیستیم.

24:53.860 --> 24:56.062
‫ولی اگه این کار کمک می‌کنه
‫ لیلی رو به خونه برگردونیم،

24:56.096 --> 24:58.598
‫من اصلاً نمی‌تونم فقط بشینم و تماشا کنم.

25:00.133 --> 25:03.069
‫این فرصت منه که واقعاً حضور داشته باشم،

25:03.103 --> 25:04.971
‫و ببینم چه تاثیری می‌ذاریم.

25:06.740 --> 25:08.341
‫به علاوه، مامانم همیشه بهم می‌گه

25:08.375 --> 25:10.353
‫که باید انقدر وقتم رو
‫پای صفحه‌های نمایش نگذرونم.

25:10.377 --> 25:13.046
‫این کار جواب می‌ده.

25:13.079 --> 25:14.748
‫کل مدت باهاتیم.

25:14.781 --> 25:16.158
‫و اگه مشکلی پیش اومد یا خواستی بیای بیرون،

25:16.182 --> 25:18.027
‫یه دوربین تو پنل سقفی ون هست.

25:18.051 --> 25:20.687
‫فقط کافیه نگاه بالا کنی،
‫ سرت رو تکون بدی، یه علامت بدی،

25:20.720 --> 25:24.024
‫و ما همه‌چیز رو متوقف می‌کنیم، باشه؟
‫- باشه.

25:24.057 --> 25:26.760
‫هی.

25:26.793 --> 25:29.896
‫یه چاقوی کوچولو تو پاشنه کفشت جاسازی کردم.

25:29.929 --> 25:30.864
‫باحاله.

25:30.897 --> 25:32.899
‫یه حرکت قدیمی سی‌آی‌ایه.

25:32.932 --> 25:35.335
‫امیدوارم لازم نشه ازش استفاده کنی.

25:37.637 --> 25:40.173
‫می‌دونی، برای یه بچه ارتشی،
‫خیلی شجاعی، مورالس.

25:40.206 --> 25:43.076
‫نمی‌تونم بذارم فقط تفنگداران دریایی
‫خوش بگذرونن، مگه نه؟

25:47.414 --> 25:48.848
‫بست‌های زیپی رو نیمه‌بریدیم.

25:48.882 --> 25:51.117
‫تام متوجه نمی‌شه،
‫ولی اگه لازم شد خودت رو آزاد کنی،

25:51.151 --> 25:53.119
‫خیلی راحت‌تر می‌شه.

25:53.153 --> 25:54.988
‫دستات پشت سرت.

26:01.895 --> 26:04.664
‫خیلی خب، بریم بذاریمت تو وان.

26:10.236 --> 26:11.871
‫حالت خوبه؟
‫- آره.

26:11.905 --> 26:13.807
‫کل مدت حواسمون بهت هست.

26:24.317 --> 26:27.754
‫خیلی خب، بذارید مطمئن بشیم
‫پخش زنده‌ها خوبه.

26:27.787 --> 26:29.823
‫نقطه کور، اشتباه، ممنوع.

26:29.856 --> 26:32.025
‫صدا رو داریم؟
‫- صدا الان وصل شد.

26:32.058 --> 26:34.794
‫- تیم آلفا.
‫- تیم آلفا در موقعیت قرار داره.

26:34.828 --> 26:36.730
‫خیلی خب، بذارید افرادمون رو
‫از اونجا ببریم بیرون

26:36.763 --> 26:38.298
‫و نمایش رو شروع کنیم.

26:44.237 --> 26:46.306
‫یه داروی آرام‌بخش
‫مثل اون چقدر طول می‌کشه تا...

26:46.339 --> 26:47.707
‫اوه، بیدار شد. بیدار شد.

27:01.488 --> 27:03.356
‫بریم. بکس، آماده‌ای؟

27:03.390 --> 27:04.391
‫کاملاً آماده.

27:04.424 --> 27:06.760
‫هی، مورالس، اون بیدار شد.

27:06.793 --> 27:09.095
‫تو از پسش برمیای، باشه؟

27:17.270 --> 27:20.206
‫- الان داره چیکار می‌کنه؟
‫- داره آب و هوا رو چک می‌کنه؟

27:20.240 --> 27:23.209
‫نمی‌دونم. این یارو ترسیده به نظر می‌رسه.

27:23.243 --> 27:24.878
‫زود باش.

27:24.911 --> 27:27.147
‫زود باش، زود باش.

27:50.003 --> 27:52.472
‫همه‌چیز رو همون‌جوری که بود برگردوندیم.

27:52.505 --> 27:54.174
‫باید جواب بده.

27:54.207 --> 27:57.143
‫یادداشت‌های چسبناکی که نگاه کرد رو
‫زیر نظر داشته باشیم.

28:05.552 --> 28:07.987
‫الو؟

28:08.021 --> 28:10.056
‫کسی اونجاست؟

28:12.225 --> 28:13.993
‫لطفاً.

28:14.027 --> 28:16.796
‫خیلی تاریکه، نمی‌تونم ببینم.

28:16.830 --> 28:19.366
‫کسی اونجاست؟

28:19.399 --> 28:21.434
‫الو؟

28:21.468 --> 28:23.837
‫الو؟

28:23.870 --> 28:26.406
‫من کجام؟

28:36.549 --> 28:38.785
‫خیلی خب، بچه‌ها، داره تماس می‌گیره.

28:38.818 --> 28:40.553
‫حواسمون هست. بذارید دو بار زنگ بخوره.

28:44.190 --> 28:46.092
‫بفرستیدش به پست صوتی.

28:46.126 --> 28:48.928
‫سلام، به سندی جیکوبز رسیدید. متاسفم...

28:48.962 --> 28:50.563
‫اگه پدر و مادر لیلی جواب ندن،

28:50.597 --> 28:52.298
‫امکانش هست برنامه‌اش رو عوض کنه؟

28:52.332 --> 28:54.801
‫اسم و شماره‌تون رو بذارید،
‫در اولین فرصت باهاتون تماس می‌گیرم.

28:54.834 --> 28:57.103
‫در اولین فرصت باهاتون تماس می‌گیرم.

29:04.411 --> 29:06.813
‫مورالس، داره میاد سمتت، باشه؟

29:06.846 --> 29:09.015
‫فقط آروم باش. ما همین‌جاییم.

29:10.316 --> 29:12.152
‫زود باش.

29:12.185 --> 29:14.054
‫برو بالا.

29:14.087 --> 29:16.556
‫سر و صدا نکن.

29:16.589 --> 29:18.958
‫آروم باش. آروم باش.

29:36.509 --> 29:39.312
‫مورالس، عالی داری کار می‌کنی.
‫داره جواب می‌ده.

29:43.350 --> 29:45.485
‫خیلی خب، بیچر وارد عمل شد.

29:45.518 --> 29:47.153
‫تیم آلفا، صبر کنید.

29:47.187 --> 29:49.322
‫تا وقتی بکس دستور نداده، هیچ حرکتی نکنید.

29:49.356 --> 29:51.424
‫پهپاد رو از دید خارج نگه دارید،
‫ولی بیچر رو زیر نظر داشته باشید.

29:51.458 --> 29:54.361
‫آلفا موقعیت رو حفظ کرده.
‫ پهپاد در حال پروازه.

30:10.076 --> 30:11.911
‫فقط بذار برم.

30:11.945 --> 30:13.947
‫لطفاً.

30:13.980 --> 30:17.150
‫لیلی، بهت گفتم
‫که نمی‌تونم این کار رو بکنم...

30:19.219 --> 30:21.654
‫وقتی قراره با هم کلی خوش بگذرونیم.

30:21.688 --> 30:23.623
‫فقط بذار از اینجا برم بیرون.

30:25.492 --> 30:28.461
‫من و تو هر دو می‌دونیم
‫که هیچ‌وقت خونه نمی‌ری.

30:28.495 --> 30:31.131
‫داره زمزمه می‌کنه؟

30:31.164 --> 30:34.401
‫چی داره زمزمه می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم.

30:34.434 --> 30:36.236
‫بتهوون. "سونات مهتاب".

30:38.705 --> 30:42.976
‫بگو... اگه می‌تونستی
‫همین الان به یه نفر زنگ بزنی،

30:43.009 --> 30:45.645
‫اون کی بود؟

30:45.679 --> 30:47.580
‫مامانم.

30:47.614 --> 30:50.984
‫اون خیلی نگرانم می‌شه.

30:51.017 --> 30:53.153
‫اوه، نگران نباش.

30:53.186 --> 30:55.922
‫مطمئن می‌شم به زودی بهش زنگ بزنم.

30:59.292 --> 31:01.461
‫چراغ سبزه. چرا حرکت نمی‌کنه؟

31:01.494 --> 31:02.996
‫داره چیکار می‌کنه؟

31:03.029 --> 31:04.931
‫بذار بهش زنگ بزنم.

31:04.964 --> 31:08.168
‫اگه می‌شد، این کار رو می‌کردم،
‫ ولی نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

31:08.201 --> 31:10.437
‫بهش می‌گی کجایی.

31:10.470 --> 31:13.206
‫نه، نمی‌گم.

31:13.239 --> 31:15.308
‫به مامانت زنگ بزنی یا بابات؟

31:15.342 --> 31:16.676
‫بابام.

31:16.710 --> 31:19.312
‫مطمئنی؟

31:19.346 --> 31:22.182
‫زود باش.

31:22.215 --> 31:25.452
‫از این خوشم نمیاد. یه چیزی مشکوکه.

31:58.118 --> 32:00.220
‫اینجا هیچ پوششی نیست.

32:00.253 --> 32:02.088
‫اگه دنبالش کنیم، ما رو می‌بینه.

32:02.122 --> 32:03.990
‫خیلی داره دور می‌شه.

32:04.024 --> 32:05.625
‫- تیم آلفا، عقب بمونید.
‫- آلفا در حال حفظ موقعیت.

32:05.658 --> 32:08.528
‫بکس، اینجا چی می‌گی؟

32:08.561 --> 32:10.730
‫خیلی خب، همه، صبر کنید.
‫پهپادها رو روشون نگه دارید.

32:10.764 --> 32:13.133
‫مورالس، ما هنوز اینجاییم.
‫حواسمون بهت هست.

32:13.166 --> 32:14.634
‫حالت خوبه؟

32:14.668 --> 32:17.137
‫دریافت شد. همه صبر کنید.

32:20.674 --> 32:23.209
‫منتظر چی هستی؟

32:23.243 --> 32:25.211
‫چطوری این کار رو بکنم؟

32:25.245 --> 32:27.180
‫بدون درد تمومش کن.

32:40.160 --> 32:42.529
‫داره می‌ایسته. اینجا همون‌جاست؟

32:42.562 --> 32:44.674
‫اینجا ساختمونی نیست.
‫جایی برای مخفی کردن لیلی نیست.

32:44.698 --> 32:47.200
‫یه پناهگاه یا یه پناهگاه زیرزمینی چی؟

32:47.233 --> 32:49.135
‫یا یه همچین چیزی؟

32:49.169 --> 32:51.204
‫زود باش تام، داری چیکار می‌کنی؟

33:01.614 --> 33:04.150
‫می‌دونی یه چیزی هست که

33:04.184 --> 33:06.720
‫ تو این مرحله از با هم بودنمون دوست دارم؟

33:06.753 --> 33:09.122
‫اصلاً نمی‌دونی کجا می‌ری

33:09.155 --> 33:13.760
‫یا وقتی رسیدی اونجا چه بلایی سرت میاد.

33:13.793 --> 33:16.696
‫ولی من آزمایش‌های
‫روانی زیادی رو پشت سر گذاشتم

33:16.730 --> 33:18.565
‫که یه تله رو تشخیص بدم.

33:20.567 --> 33:23.169
‫نه، فهمید. برید، برید، برید، برید!

33:25.205 --> 33:27.707
‫برید تو، برید تو! تیم آلفا،
‫برید، برید، برید!

33:34.614 --> 33:36.216
‫تو کی هستی؟

33:42.689 --> 33:43.689
‫ماموریت رو لغو کنید!

33:44.391 --> 33:46.259
‫مورالس، تموم شد.

33:46.292 --> 33:49.729
‫بچه‌ها، زودتر برین اونجا،
‫ وقتش داره تموم می‌شه!

33:49.763 --> 33:51.331
‫از اونجا بیا بیرون!

33:51.364 --> 33:53.333
‫می‌دونی این چیه؟

33:53.366 --> 33:54.777
‫مورالس، زود باش، ماموریت رو لغو کن!

33:54.801 --> 33:57.871
‫گرافیت.

33:57.904 --> 34:00.640
‫مطمئنم خودت می‌دونی،
‫برای پیدا کردن اثر انگشت استفاده می‌شه.

34:00.674 --> 34:04.411
‫تو کی هستی؟

34:04.444 --> 34:06.680
‫نمی‌دونم داری درباره چی حرف می‌زنی.

34:06.713 --> 34:08.314
‫کی شما رو فرستاده؟

34:08.348 --> 34:10.784
‫گودال؟ دکتر دالس؟

34:10.817 --> 34:12.719
‫فقط خواهش می‌کنم بذارید برم.

34:12.752 --> 34:15.155
‫شما کی هستین؟

34:15.188 --> 34:17.123
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم بذارید برم.

34:17.157 --> 34:18.324
‫جواب اشتباه.

34:36.710 --> 34:39.212
‫برید، برید، برید!

34:39.245 --> 34:40.413
‫- خودشه!
‫- مورالس!

34:40.447 --> 34:41.748
‫عیب نداره! خون من نیست!

34:41.781 --> 34:43.183
‫هی! همونجا وایسا!

34:43.216 --> 34:44.393
‫دستات بالا! بذارشون بالا!

34:44.417 --> 34:46.686
‫چاقو رو بنداز، تام!

34:46.720 --> 34:48.655
‫من تو رو می‌شناسم.

34:48.688 --> 34:50.190
‫خوب بود.

34:50.223 --> 34:51.858
‫خوب بود. تقریباً گولم زدی.

34:51.891 --> 34:54.394
‫- چاقو رو بنداز.
‫- وگرنه چی؟

34:54.427 --> 34:55.929
‫منو شلیک نمی‌کنی.

34:55.962 --> 34:57.564
‫هنوز یه دختر اون بیرون هست،

34:57.597 --> 34:59.733
‫و بدون من پیداش نمی‌کنید.

34:59.766 --> 35:02.235
‫بگو کجاست، تام.

35:02.268 --> 35:04.504
‫نه، اون می‌میره.

35:06.339 --> 35:07.640
‫و شما نمی‌تونید جلوش رو بگیرید.

35:07.674 --> 35:10.310
‫بذارش زمین، بیچر. تموم شد.

35:13.213 --> 35:16.316
‫آره، فکر کنم حق با توئه.

35:16.349 --> 35:18.618
‫تموم شد.

35:18.651 --> 35:22.722
‫نه، نه، نه!

35:22.756 --> 35:24.924
‫پزشک! به پزشک زنگ بزنید!
‫یه پزشک بیارید اینجا!

35:24.958 --> 35:28.628
‫نه، تام، اون کجاست؟ تام، بگو کجاست!

35:28.661 --> 35:30.196
‫زود باش.

35:30.230 --> 35:32.265
‫زود باش، تام، تام!

35:32.298 --> 35:34.434
‫تام، نه!

35:34.467 --> 35:37.203
‫بیچر افتاد.

35:37.237 --> 35:40.840
‫تکرار کن... بیچر افتاد.

35:40.874 --> 35:43.510
‫بکس، آروم باش. اینجا داریم چیکار می‌کنیم؟

35:43.543 --> 35:45.545
‫لیلی می‌میره، مگه اینکه رمز رو بشکنیم.

35:45.578 --> 35:47.747
‫الان باید همه‌چیز رو،
‫تک تک جزئیات رو، بررسی کنیم.

35:47.781 --> 35:49.549
‫یه چیزی رو از قلم انداختیم.

35:49.582 --> 35:52.552
‫خیلی خب، از کجا شروع کنیم؟

35:52.585 --> 35:54.263
‫بیچر این ضبط صدای لیلی رو پخش می‌کرد

35:54.287 --> 35:55.455
‫وقتی داشت با ون رانندگی می‌کرد.

35:55.488 --> 35:57.757
‫پس هر پیامی که برای خودش گذاشته،
‫ تو همون ضبطه.

35:57.791 --> 35:59.826
‫خب، اگه باشه، یه جوری رمزش کرده.

35:59.859 --> 36:01.771
‫و بدون یه جور کلید نمی‌شه رمز رو شکست.

36:01.795 --> 36:03.496
‫و نگم برات که ما قبلاً اینو

36:03.530 --> 36:05.465
‫از ده‌ها الگوریتم مختلف رد کردیم.

36:05.498 --> 36:07.009
‫- هیچ الگویی توش نیست.
‫- این کلید چقدر می‌تونه طولانی باشه؟

36:07.033 --> 36:08.768
‫اوه، مثل هر رمز عبور دیگه...

36:08.802 --> 36:10.904
‫یه سری حروف و اعداد.

36:10.937 --> 36:12.439
‫هر چیزی می‌تونه باشه.

36:12.472 --> 36:14.507
‫ممکنه کلید رو یه یادداشت چسبناک باشه؟

36:14.541 --> 36:16.676
‫خب، هر چی که لازم داریم تو این اتاقه.

36:16.710 --> 36:19.279
‫اگه تو این اتاق نباشه چی؟

36:19.312 --> 36:21.848
‫ "سونات مهتاب"...
‫بیچر داشت اینو زمزمه می‌کرد

36:21.881 --> 36:24.417
‫وقتی داشت تو ون به
‫نوار لیلی گوش می‌داد، درسته؟

36:24.451 --> 36:26.586
‫- آره.
‫- این باید یه معنی داشته باشه.

36:26.619 --> 36:30.457
‫- خب، ولی چی می‌تونه باشه...
‫- مثل یه رمز دیاتونیک.

36:30.490 --> 36:31.558
‫بگو... چی چی؟

36:31.591 --> 36:33.536
‫رمز دیاتونیک...
‫منظورم رمزنگاری موسیقیه.

36:33.560 --> 36:35.395
‫از هفت نت اصلی مقیاس موسیقی،

36:35.428 --> 36:36.963
‫ از A تا G، استفاده می‌کنه.

36:36.996 --> 36:40.500
‫یکم مال دوره ویکتوریاییه، ولی...

36:40.533 --> 36:43.269
‫کاملاً جواب می‌ده.

36:43.303 --> 36:45.805
‫پس هر نت

36:45.839 --> 36:48.942
‫با یه عدد مطابقت داره.

36:48.975 --> 36:52.879
‫A می‌شه 1، B می‌شه 2، و همین‌طور الی آخر.

36:52.912 --> 36:57.283
‫اوه، تو ون، بیچر "سونات مهتاب" رو
‫هی زمزمه می‌کرد.

36:57.317 --> 36:58.785
‫هی زمزمه می‌کرد.

36:58.818 --> 37:00.863
‫آره، وقتی داشت به ضبط صدای لیلی گوش می‌داد.

37:00.887 --> 37:04.024
‫درسته، مثل...

37:04.057 --> 37:07.627
‫- B، E، G.
‫- B، E، G.

37:07.660 --> 37:09.763
‫چیه؟ آهنگ معروفیه.

37:09.796 --> 37:11.398
‫چرا وقتی یه چیزی می‌دونم
‫همه تعجب می‌کنن؟

37:11.431 --> 37:12.599
‫وقتی یه چیزی می‌دونم همه تعجب می‌کنن؟

37:12.632 --> 37:14.601
‫B، E و G می‌شن 2، 5، 7.

37:14.634 --> 37:16.503
‫رمز تو ضبطه، مطمئنم.

37:16.536 --> 37:18.972
‫این می‌تونه کلید باز کردن همه‌چیز باشه،

37:19.005 --> 37:20.807
‫مثل... مثل یه... مثل یه کد پین.

37:20.840 --> 37:23.343
‫بهش اجازه می‌ده از یه حرف استفاده کنه
‫ولی یه حرف دیگه رو منظور داشته باشه.

37:23.376 --> 37:25.412
‫پس یادداشت‌های چسبناک
‫کمکی نمی‌کنن.

37:25.445 --> 37:27.614
‫می‌دونم پیچیده‌ست، ولی مثل یه زبونه.

37:27.647 --> 37:29.949
‫حتی با وجود اینکه حافظه‌اش رفته،
‫الگوهایی مثل این

37:29.983 --> 37:32.852
‫با حافظه عضلانی و تجربی قابل یادآوری هستن.

37:37.457 --> 37:39.592
‫من... من به کامپیوترم احتیاج دارم.

37:39.626 --> 37:42.429
‫خیلی خب، فرض کنیم بیچر تو مصاحبه‌اش

37:42.462 --> 37:43.963
‫ با لیلی پیام‌های کدگذاری شده
‫برای خودش گذاشته،

37:43.997 --> 37:48.868
‫می‌تونیم هر کلمه‌ای که گفته رو
‫با کلید 2-5-7 خودمون مقایسه کنیم و...

37:53.573 --> 37:55.775
‫خیلی خب، اوه، مشکلی نیست.

37:55.809 --> 38:00.814
‫اوه، فقط حرف اول هر کلمه رو امتحان می‌کنیم.

38:04.617 --> 38:06.619
‫بازم هیچی.

38:06.653 --> 38:10.090
‫اوه، خب، امم، حرف اول

38:10.123 --> 38:14.361
‫اولین کلمه هر سوالی که پرسید؟

38:18.498 --> 38:21.368
‫نه، اینم نیست.

38:21.401 --> 38:22.769
‫امم، باید امتحان کنیم...

38:22.802 --> 38:24.771
‫فقط صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن.

38:26.806 --> 38:29.442
‫خب، شاید داریم اشتباه به قضیه نگاه می‌کنیم.

38:31.044 --> 38:34.447
‫فرض کردیم بیچر سوال‌هایی که
‫می‌پرسید رو رمزگذاری کرده،

38:34.481 --> 38:35.915
‫ولی...

38:35.949 --> 38:38.551
‫اگه کدش رو تو حرف‌های
‫لیلی قایم کرده باشه چی؟

38:38.585 --> 38:40.020
‫اصلاً چطوری ممکنه؟

38:40.053 --> 38:42.055
‫باید می‌دونست اون چی می‌خواد بگه.

38:42.088 --> 38:43.556
‫جواب‌هاش رو از قبل نوشته بود.

38:43.590 --> 38:47.027
‫به خاطر همینه که تو تماس انقدر
‫عجیب غریب حرف می‌زد.

38:47.060 --> 38:48.595
‫بریم ببینیم چی می‌شه.

38:55.435 --> 38:57.537
‫حق با تو بود.

39:02.709 --> 39:04.711
‫- اینا...
‫- آره، آدرسن.

39:04.744 --> 39:06.813
‫- بزن بریم.
‫- دمت گرم، مورالس.

39:06.846 --> 39:08.682
‫- آره.
‫- همین الان راه بیفتید.

39:08.715 --> 39:10.684
‫آدرس رو براتون می‌فرستیم.

39:10.717 --> 39:13.186
‫هی، مورالس، تو هم با ما میای.

39:15.455 --> 39:17.457
‫لیلی جیکوبز؟

39:17.490 --> 39:19.693
‫لیلی، صدامون رو می‌شنوی؟

39:19.726 --> 39:22.729
‫- لیلی! لیلی!
‫- اونجاست! اونجاست!

39:22.762 --> 39:24.682
‫لیلی، می‌خوایم بیاریمت بیرون، باشه؟

39:36.609 --> 39:40.146
‫مامان! مامان!

39:40.180 --> 39:42.449
‫- خدای من.
‫- سلام عزیزم.

39:42.482 --> 39:44.617
‫ما اینجاییم.

39:44.651 --> 39:46.986
‫چی شده؟

39:47.020 --> 39:49.189
‫فقط نگاهش کن.

39:58.765 --> 40:01.634
‫- فردا همین موقع؟
‫- آره.

40:05.505 --> 40:07.674
‫فردا همین موقع.

40:15.048 --> 40:16.149
‫- هی.
‫- بیا تو.

40:16.182 --> 40:17.784
‫ممنون. چی شده؟

40:17.817 --> 40:20.854
‫پیامت مهم به نظر می‌رسید.
‫- آره.

40:20.887 --> 40:22.489
‫همه‌ی نوارها رو دیدم.

40:22.522 --> 40:24.024
‫ببخشید. نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

40:24.057 --> 40:26.593
‫ولی یه چیزی پیدا کردم که باید ببینی.

40:33.033 --> 40:35.935
‫برای امروز کافیه، شین.

40:35.969 --> 40:37.504
‫آره.

40:44.577 --> 40:46.079
‫چی حس می‌کنی؟

40:46.112 --> 40:49.082
‫- واقعاً خودشه؟
‫- آره.

40:49.115 --> 40:52.052
‫اون پسرتونه.

40:52.085 --> 40:53.219
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم؟

40:53.253 --> 40:55.522
‫خواهش می‌کنم، فقط یه بار.

40:55.555 --> 40:57.290
‫می‌دونی که نمی‌تونی.

41:17.143 --> 41:20.580
‫خیلی متاسفم، شین.

41:20.613 --> 41:22.115
‫باورم نمیشه پدرم اصلاً

41:22.148 --> 41:24.617
‫جزوی از این ماجرا باشه.

41:30.690 --> 41:32.025
‫اون مادرمه.

41:41.134 --> 41:43.803
‫خیلی خب، اولیور، منو کشوندی اینجا.

41:43.837 --> 41:45.705
‫قضیه چیه؟

41:45.739 --> 41:49.242
‫گفتی می‌خوای با رابطم ملاقات کنی.

41:49.275 --> 41:51.711
‫مامور ویژه هندرسون.

41:51.745 --> 41:53.980
‫باید درباره انفجار حرف بزنیم.

41:54.945 --> 42:14.945
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
