1
00:00:00,480 --> 00:00:04,380
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:05,105 --> 00:00:06,585
‫آنچه گذشت...

3
00:00:06,773 --> 00:00:10,310
‫دکتر دالس، یه ملاقاتی داری.

4
00:00:10,343 --> 00:00:13,179
‫فقط بابات می‌تونه بهم بگه

5
00:00:13,213 --> 00:00:15,215
‫والدین واقعیم کیان.

6
00:00:15,248 --> 00:00:17,250
‫یه نفوذ تو سیلو 12 رخ داده.

7
00:00:17,283 --> 00:00:18,818
‫باید سیلو 12 رو ببینیم.

8
00:00:18,852 --> 00:00:21,554
‫این دارو رو می‌شناسم...
‫همون داروییه که به ریچارد هریس دادن.

9
00:00:21,588 --> 00:00:23,423
‫اسم شرکت بیوتکنولوژی که

10
00:00:23,456 --> 00:00:25,558
‫کیسه سرم رو ساخته پیدا کردیم...
‫دارو سازی ویتمور.

11
00:00:25,592 --> 00:00:27,127
‫اون ویتموره.

12
00:00:27,160 --> 00:00:28,595
‫و اون ای جی مالوریه.

13
00:00:28,628 --> 00:00:32,599
‫وظیفه تو اینه که مطمئن بشی

14
00:00:32,632 --> 00:00:35,101
‫همه زندانی‌های فراری
‫از گودال دوباره دستگیر بشن.

15
00:00:35,135 --> 00:00:36,736
‫یه چیزایی درباره انفجار می‌دونم.

16
00:00:43,610 --> 00:00:46,146
‫هیس.

17
00:00:46,179 --> 00:00:49,282
‫چشم ازش برندار.

18
00:00:49,315 --> 00:00:50,850
‫این مهمه.

19
00:00:50,884 --> 00:00:53,286
‫وقتمون با هم داره تموم می‌شه.

20
00:00:53,319 --> 00:00:56,356
‫پس یه چیزی بهم بگو.

21
00:00:56,389 --> 00:01:00,894
‫اگه می‌تونستی خانوادت رو
‫برای آخرین بار ببینی...

22
00:01:00,927 --> 00:01:03,596
‫چی می‌گفتی؟

23
00:01:06,266 --> 00:01:10,537
‫بگو دیگه، جواب بده.

24
00:01:10,570 --> 00:01:13,173
‫به... به پدر و مادرم می‌گفتم

25
00:01:13,206 --> 00:01:14,708
‫چقدر دوستشون دارم.

26
00:01:16,910 --> 00:01:20,313
‫دیگه چی؟

27
00:01:20,347 --> 00:01:24,217
‫که دلم براشون تنگ می‌شه...

28
00:01:24,250 --> 00:01:28,855
‫و ناراحت نشن چون...

29
00:01:28,888 --> 00:01:31,291
‫چون می‌دونم اونا هم منو دوست دارن.

30
00:01:36,696 --> 00:01:39,199
‫حالا خوب دقت کن.

31
00:01:39,823 --> 00:01:46,823
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

32
00:01:47,847 --> 00:01:50,847
‫.::: مترجم مرتضی راکی :::.

33
00:01:51,478 --> 00:01:53,780
‫نه! نه!

34
00:01:53,813 --> 00:01:55,648
‫نه، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

35
00:01:55,682 --> 00:01:57,951
‫آخ! خواهش می‌کنم!

36
00:02:07,994 --> 00:02:09,129
‫سلام دانشجوها.

37
00:02:09,162 --> 00:02:12,899
‫کتابخونه کالج محلی کسپر داره بسته می‌شه.

38
00:02:12,932 --> 00:02:16,302
‫لطفاً هر کتابی که امانت گرفتید رو
‫قبل از رفتن پس بدید.

39
00:02:16,336 --> 00:02:18,338
‫ممنون.

40
00:02:21,608 --> 00:02:24,611
‫بازم داری تا نصف شب درس می‌خونی، لیلی؟

41
00:02:24,644 --> 00:02:28,214
‫اوه، ببخشید خانم فلنری،
‫یه امتحان بزرگ دارم،

42
00:02:28,248 --> 00:02:30,950
‫و باز حواسم به زمان نبود... دوباره.

43
00:02:30,984 --> 00:02:33,653
‫اوه، فردا می‌بینمتون.

44
00:03:09,489 --> 00:03:11,725
‫شین، از دیدنت دوباره خوشحالم.

45
00:03:11,758 --> 00:03:14,260
‫- سلام.
‫- چی داری می‌کشی؟

46
00:03:14,294 --> 00:03:16,396
‫این جلسه‌ها رو یادت میاد؟

47
00:03:16,429 --> 00:03:19,666
‫وقتی اینقدر کوچیک بودم نه.

48
00:03:19,699 --> 00:03:22,602
‫یه دفتر دیگه یادمه که پدر و مادرم
‫مجبورم می‌کردن برم،

49
00:03:22,635 --> 00:03:24,337
‫ولی...

50
00:03:24,371 --> 00:03:27,774
‫من نوجوان بودم، نه یه بچه کوچیک.

51
00:03:27,807 --> 00:03:30,310
‫می‌خوام چند تا عکس بهت نشون بدم،

52
00:03:30,343 --> 00:03:32,812
‫و تو بهم بگی چی می‌بینی، باشه؟

53
00:03:34,781 --> 00:03:37,617
‫- اون یه پرنده‌اس.
‫- یه پرنده.

54
00:03:37,650 --> 00:03:39,853
‫شین، بابام خیلی چیزا بود،

55
00:03:39,886 --> 00:03:42,722
‫ولی روانشناس کودک نبود، پس...

56
00:03:42,756 --> 00:03:44,824
‫چرا اینقدر به من علاقه داشت؟

57
00:03:44,858 --> 00:03:47,327
‫این یکی چطوره؟

58
00:03:47,360 --> 00:03:48,895
‫جیمز ویتمور این بیانیه رو

59
00:03:48,928 --> 00:03:50,497
‫هفته پیش برای شرکت فرستاده.

60
00:03:50,530 --> 00:03:52,732
‫صبح بخیر، دوستان و همکاران گرامی.

61
00:03:52,766 --> 00:03:54,834
‫دیروز یکی از خودمون رو از دست دادیم،

62
00:03:54,868 --> 00:03:57,771
‫یکی از باهوش‌ترین ذهن‌های این شرکت.

63
00:03:57,804 --> 00:04:01,474
‫دکتر میشل الیوت تو یه تصادف ماشین فوت کرد.

64
00:04:01,508 --> 00:04:02,909
‫کلمات کافی ندارم

65
00:04:02,942 --> 00:04:05,078
‫که بگم میشل چقدر
‫برای این شرکت ارزش داشت

66
00:04:05,111 --> 00:04:06,346
‫یا برای من شخصاً.

67
00:04:06,379 --> 00:04:08,815
‫میشل الیوت رئیس بخش تحقیق و توسعه

68
00:04:08,848 --> 00:04:10,483
‫شرکت ویتمور ساینسز بود.

69
00:04:10,517 --> 00:04:12,852
‫همونطور که می‌دونیم،
‫ویتمور به گودال داروهایی رو می‌رسوند

70
00:04:12,886 --> 00:04:14,387
‫که روی زندانی‌ها استفاده می‌شد.

71
00:04:14,421 --> 00:04:15,989
‫پس کمتر از یه هفته بعد از انفجار،

72
00:04:16,022 --> 00:04:18,892
‫رئیس بخش تحقیق و توسعه ویتمور ت
‫و یه تصادف عجیب ماشین کشته شد.

73
00:04:18,925 --> 00:04:20,803
‫یکم عجیبه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

74
00:04:20,827 --> 00:04:22,095
‫زنم دوست داره بگه

75
00:04:22,128 --> 00:04:25,331
‫ "تصادف وقتیه که نمی‌تونی
‫ببینی کی داره نخ‌ها رو می‌کشه."

76
00:04:25,365 --> 00:04:26,966
‫چهار برابر حد مجاز الکل تو خونش بوده.

77
00:04:27,000 --> 00:04:30,704
‫مشکل اینه که میشل الیوت 14 سال پاک بود.

78
00:04:30,737 --> 00:04:32,706
‫پس ویتمور می‌دونه که ممکنه

79
00:04:32,739 --> 00:04:34,874
‫به خاطر آزمایش‌های انسانی رسوا بشن.

80
00:04:34,908 --> 00:04:36,910
‫فکر نمی‌کنی که جیمز ویتمور

81
00:04:36,943 --> 00:04:39,713
‫رئیس بخش تحقیق و توسعه‌اش رو
‫ یه جورایی اضافه ببینه، ها؟

82
00:04:39,746 --> 00:04:41,581
‫یه دوست تو اداره کلانتری دارم.

83
00:04:41,614 --> 00:04:43,917
‫می‌بینم می‌تونم جزئیات بیشتری
‫درباره تصادفش به دست بیارم.

84
00:04:43,950 --> 00:04:44,884
‫و اینکه،

85
00:04:44,918 --> 00:04:48,388
‫باید درباره جیمز ویتمور بیشتر بدونیم.

86
00:04:48,421 --> 00:04:50,690
‫یاد نور میشل رو گرامی بداریم.

87
00:04:52,659 --> 00:04:55,095
‫و با روحیه اون ادامه بدیم.

88
00:04:55,128 --> 00:04:56,996
‫وقتشه بریم سر کار.

89
00:04:59,666 --> 00:05:00,776
‫مورالس تازه بهم خبر داد.

90
00:05:00,800 --> 00:05:03,003
‫شاهدان تو کسپر، وایومینگ،
‫ یه مرد رو دیدن که

91
00:05:03,036 --> 00:05:04,637
‫یه دوچرخه‌سوار رو از جاده پرت کرد.

92
00:05:04,671 --> 00:05:07,107
‫قبل از اینکه با سرعت فرار کنه،
‫اون رو تو یه ون سفید پنل‌دار کشوند.

93
00:05:07,140 --> 00:05:08,875
‫ون سفید پنل‌دار... چقدر مبتکرانه.

94
00:05:08,908 --> 00:05:12,012
‫هی، اسم قربانی لیلی جیکوبزه.

95
00:05:12,045 --> 00:05:13,947
‫خب، چیز دیگه ای هم داریم؟

96
00:05:13,980 --> 00:05:15,858
‫پلیس کسپر چند تا اثر انگشت
‫از دوچرخه برداشت.

97
00:05:15,882 --> 00:05:17,893
‫خوشبختانه، ما یه الگوریتم داریم
‫که دخالت می‌کنه،

98
00:05:17,917 --> 00:05:19,719
‫پس محلی‌ها دست خالی برگشتن.

99
00:05:19,753 --> 00:05:21,588
‫همه تطابق‌ها با
‫فراری‌ها مستقیم به ما می‌رسه.

100
00:05:21,621 --> 00:05:23,990
‫اثر انگشت‌ها مال تام بیچرن.

101
00:05:28,495 --> 00:05:30,530
‫چیه؟ چی رو از دست دادم؟

102
00:05:35,001 --> 00:05:37,871
‫تام بیچر یه پرونده قدیمی بود
‫که من روش کار کردم.

103
00:05:37,904 --> 00:05:40,840
‫قبل از اینکه بالاخره دستگیر بشه،
‫ بیشتر از یه دوجین زن رو کشت.

104
00:05:40,874 --> 00:05:43,076
‫بیچر یه الگوی رفتاری خیلی مشخص داشت

105
00:05:43,109 --> 00:05:44,611
‫که حول محور حداکثر کردن

106
00:05:44,644 --> 00:05:46,613
‫رنج روانی قربانی‌هاش شکل گرفته بود.

107
00:05:46,646 --> 00:05:48,615
‫از ناتوانی اونا لذت می‌برد.

108
00:05:48,648 --> 00:05:52,018
‫دخترای اوایل تا اواسط دهه بیست
‫زندگیشون رو هدف قرار می‌داد.

109
00:05:52,052 --> 00:05:55,488
‫یه دختر رو برای چند روز زنده نگه می‌داشت

110
00:05:55,522 --> 00:05:57,033
‫در حالی که دنبال یه قربانی دوم می‌گشت.

111
00:05:57,057 --> 00:05:59,426
‫بعد وقتی بالاخره دو تا زن رو
‫تحت کنترلش در می‌آورد،

112
00:05:59,459 --> 00:06:01,027
‫اولی رو جلوی دومی شکنجه می‌کرد و می‌کشت،

113
00:06:01,061 --> 00:06:03,196
‫مجبورش می‌کرد تماشا کنه

114
00:06:03,229 --> 00:06:05,598
‫وقتی با یه کیسه پلاستیکی خفه‌اش می‌کرد.

115
00:06:05,632 --> 00:06:07,500
‫- این دیگه اوج شرارته.
‫- تو طول اسارتشون،

116
00:06:07,534 --> 00:06:09,803
‫به پدر و مادرهای قربانی‌هاش زنگ می‌زد.

117
00:06:09,836 --> 00:06:12,639
‫مثل قاتل گلدن استیت،
‫از مسخره کردنشون لذت می‌برد.

118
00:06:12,672 --> 00:06:14,641
‫اِ، از مسخره کردن هم فراتر می‌رفت.

119
00:06:14,674 --> 00:06:16,042
‫با جزئیات کامل شرح می‌داد

120
00:06:16,076 --> 00:06:18,545
‫که چطوری می‌خواد بچه‌هاشون رو شکنجه کنه.

121
00:06:18,578 --> 00:06:20,213
‫یه چیز دیگه هم هست.

122
00:06:20,246 --> 00:06:23,049
‫این پرونده زندانی بیچره.

123
00:06:25,018 --> 00:06:27,120
‫چرا اینقدر از بقیه سبک‌تره؟

124
00:06:27,153 --> 00:06:29,823
‫هفت سال آخر رو تو بخش پزشکی گذروند،

125
00:06:29,856 --> 00:06:31,658
‫پس نه درمان روانی می‌گرفت،

126
00:06:31,691 --> 00:06:33,526
‫نه تو هیچ مطالعه‌ای شرکت داشت.

127
00:06:33,560 --> 00:06:34,994
‫زندانی‌های اونجا معمولاً

128
00:06:35,028 --> 00:06:37,664
‫تو شرایط آخر عمر بودن،
‫مثل مراقبت‌های تسکینی.

129
00:06:37,697 --> 00:06:38,965
‫پس مشکلش چی بود؟

130
00:06:38,998 --> 00:06:40,734
‫تو پرونده نوشته که بعد از ورود به گودال،

131
00:06:40,767 --> 00:06:42,178
‫یه سری سکته مغزی کرده.

132
00:06:42,202 --> 00:06:44,571
‫چطور یه آدم تو اون وضعیت بعد از انفجار

133
00:06:44,604 --> 00:06:45,972
‫- از گودال فرار می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم.

134
00:06:46,006 --> 00:06:48,074
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫اون تنها زندانی از بخش پزشکیه

135
00:06:48,108 --> 00:06:50,110
‫که این کار رو کرده.

136
00:06:50,143 --> 00:06:52,645
‫به کند و کاو ادامه می‌دم.

137
00:06:52,679 --> 00:06:54,481
‫می‌ریم خونه پدر و مادر لیلی.

138
00:06:54,514 --> 00:06:57,250
‫بیچر همون بیچره...
‫به زودی با اونا تماس می‌گیره.

139
00:07:02,856 --> 00:07:04,958
‫هی، اگه... اگه درست یادم باشه،

140
00:07:04,991 --> 00:07:07,560
‫کسپر، وایومینگ، زادگاه تو هم هست.

141
00:07:07,594 --> 00:07:09,562
‫خب، همه یه جایی به دنیا اومدن.

142
00:07:13,600 --> 00:07:16,069
‫اوه، من خوبم، بکس، واقعاً.

143
00:07:16,102 --> 00:07:18,004
‫آره...

144
00:07:18,038 --> 00:07:21,908
‫چون ما لیلی جیکوبز رو سالم
‫ به خونه برمی‌گردونیم، باشه؟

145
00:07:21,941 --> 00:07:23,977
‫آره.

146
00:07:41,695 --> 00:07:43,129
‫نگران نباش.

147
00:07:43,163 --> 00:07:46,132
‫به زودی برات یه دوست پیدا می‌کنم.

148
00:08:11,291 --> 00:08:14,060
‫آقای و خانم جیکوبز...

149
00:08:14,094 --> 00:08:17,197
‫نمی‌تونم تصور کنم شماها چه حسی دارید.

150
00:08:17,230 --> 00:08:18,732
‫منم یه دختر دارم.

151
00:08:18,765 --> 00:08:21,701
‫یکم از لیلی کوچیکتره.

152
00:08:21,735 --> 00:08:25,205
‫ تنها چیزی که می‌خوایم اینه که.
‫دخترتون رو سالم به خونه برگردونیم

153
00:08:25,238 --> 00:08:28,308
‫دیروز صبح، وقتی لیلی رفت زیر دوش بودم.

154
00:08:28,341 --> 00:08:31,044
‫فرصت نکردم بهش بگم دوستش دارم.

155
00:08:31,077 --> 00:08:33,747
‫ همیشه سعی می‌کنم.

156
00:08:33,780 --> 00:08:35,148
‫هر صبح یه بوس و یه بغل بهش بدم

157
00:08:35,181 --> 00:08:37,751
‫مطمئنم لیلی می‌دونه چقدر دوستش دارید.

158
00:08:37,784 --> 00:08:39,853
‫گفتید اف بی آی یه سرنخ از یه مظنون داره.

159
00:08:39,886 --> 00:08:41,254
‫پس این آدم چی می‌خواد؟

160
00:08:41,287 --> 00:08:42,956
‫باج؟
‫- نه.

161
00:08:42,989 --> 00:08:45,158
‫- ما پول نداریم.
‫- نه، نه، باید واضح بگم.

162
00:08:45,191 --> 00:08:46,626
‫این مسئله ربطی به پول نداره.

163
00:08:46,659 --> 00:08:49,062
‫این مسئله درباره قدرت و کنترله.

164
00:08:49,095 --> 00:08:51,364
‫این مرد می‌خواد شما
‫دو تا احساس ناتوانی کنید.

165
00:08:51,398 --> 00:08:53,700
‫ما که همین الانشم این حس رو داریم.

166
00:08:53,733 --> 00:08:56,002
‫دیگه چقدر می‌تونیم احساس ناتوانی کنیم؟

167
00:09:00,974 --> 00:09:03,143
‫این مرد بهتون زنگ می‌زنه،

168
00:09:03,176 --> 00:09:05,645
‫و یه سری حرف‌های خیلی وحشتناک می‌زنه.

169
00:09:05,679 --> 00:09:07,781
‫حرف‌هایی که شنیدنشون
‫ممکنه خیلی دردناک باشه.

170
00:09:07,814 --> 00:09:10,050
‫اگه مسئله پول نیست، پس چرا زنگ می‌زنه؟

171
00:09:10,083 --> 00:09:12,385
‫چون یه هیولاست.

172
00:09:12,419 --> 00:09:15,155
‫ببخشید.

173
00:09:15,188 --> 00:09:16,656
‫باید ازتون بخوام

174
00:09:16,690 --> 00:09:18,291
‫سخت‌ترین کار ممکن رو انجام بدید،

175
00:09:18,324 --> 00:09:22,128
‫و وقتی زنگ می‌زنه،
‫ باید جواب بدید و باهاش حرف بزنید

176
00:09:22,162 --> 00:09:24,698
‫و تا جایی که می‌تونید
‫طولانی مدت نگهش دارید.

177
00:09:33,239 --> 00:09:36,109
‫واقعاً همه‌اش تقصیر منه.

178
00:09:36,142 --> 00:09:39,713
‫ماشینم تعمیرگاه بود، برای همین
‫اون پیشنهاد داد ماشینش رو بهم قرض بده.

179
00:09:39,746 --> 00:09:42,215
‫تنها دلیل اینکه با دوچرخه
‫به خونه می‌رفت همین بود.

180
00:09:42,248 --> 00:09:44,951
‫نباید اینطوری فکر کنید.

181
00:09:44,984 --> 00:09:47,087
‫لیلی همچین آدمی بود.

182
00:09:47,120 --> 00:09:49,089
‫حاضر بود جونشم براتون بده.

183
00:09:49,122 --> 00:09:50,323
‫فقط... اگه من...

184
00:09:53,860 --> 00:09:56,730
‫خیلی خب.

185
00:09:56,763 --> 00:09:59,399
‫- شروع کنیم.
‫- فقط سرگرم نگهش دار، باشه؟

186
00:10:06,006 --> 00:10:07,107
‫الو؟

187
00:10:07,140 --> 00:10:09,009
‫سلام مامان.

188
00:10:09,042 --> 00:10:10,844
‫شما کی هستید؟

189
00:10:10,877 --> 00:10:12,145
‫می‌دونی، دخترت یه زن جوون خیلی خاصیه...

190
00:10:12,178 --> 00:10:14,848
‫خیلی پر از زندگی.

191
00:10:14,881 --> 00:10:17,183
‫باهاش چیکار کردی؟

192
00:10:17,217 --> 00:10:18,752
‫اوه، برنامه‌های زیادی دارم.

193
00:10:18,785 --> 00:10:20,787
‫من و اون قراره خیلی خوش بگذرونیم.

194
00:10:20,820 --> 00:10:22,989
‫خب، حداقل به من خوش می‌گذره.

195
00:10:23,023 --> 00:10:25,392
‫اون از شما سراغ می‌گرفت.

196
00:10:25,425 --> 00:10:27,060
‫می‌خواید باهاش حرف بزنید؟

197
00:10:27,093 --> 00:10:29,696
‫اون همینجاست.

198
00:10:29,729 --> 00:10:31,865
‫لیلی، لیلی، صدامو می‌شنوی؟

199
00:10:31,898 --> 00:10:34,801
‫لیلی، لیلی، صدامو می‌شنوی؟

200
00:10:34,834 --> 00:10:36,102
‫الو؟

201
00:10:36,136 --> 00:10:39,172
‫لی-لیلی، من اینجام عزیزم.

202
00:10:39,205 --> 00:10:42,308
‫کسی اونجاست؟

203
00:10:42,342 --> 00:10:44,944
‫الو؟
‫- لیلی! لیلی! لیلی!

204
00:10:44,978 --> 00:10:47,414
‫الو؟ من کجام؟

205
00:10:47,447 --> 00:10:50,950
‫چرا... چرا... چرا صدامو نمی‌شنوه؟

206
00:10:50,984 --> 00:10:52,786
‫نمی‌دونی، بچه جون؟

207
00:10:52,819 --> 00:10:54,921
‫اینجا جاییه که قراره بکشمت.

208
00:10:56,523 --> 00:10:59,159
‫صبر کن، صبر کن...

209
00:11:04,197 --> 00:11:06,232
‫مورالس، تونستی موقعیت مکانی رو پیدا کنی؟

210
00:11:06,266 --> 00:11:08,368
‫پیداش کردم. داره از یه گوشی موبایل
‫ثبت نشده استفاده می‌کنه.

211
00:11:08,401 --> 00:11:10,870
‫تماس از یه دکل مخابراتی
‫در سمت شرق شهر ردگیری شد.

212
00:11:10,904 --> 00:11:12,372
‫میتونی موقعیت مکانی رو
‫دقیق مشخص کنی؟

213
00:11:12,405 --> 00:11:13,773
‫دارم روش کار می‌کنم.

214
00:11:13,807 --> 00:11:16,176
‫تقریباً.

215
00:11:16,209 --> 00:11:17,777
‫پیداش کردم.

216
00:11:17,811 --> 00:11:20,780
‫اون تو متل برایتون، خیابان دوم شرقیه.

217
00:11:54,214 --> 00:11:56,216
‫- تکون نخور! برو پایین!
‫- برو رو تخت!

218
00:11:56,249 --> 00:11:58,985
‫دستات پشت سرت! دستاتو پشت سرت بذار!

219
00:11:59,019 --> 00:12:01,221
‫بیچر دستگیر شد.

220
00:12:01,254 --> 00:12:02,555
‫لیلی چی؟

221
00:12:02,589 --> 00:12:04,324
‫- تورو یادمه.
‫- اون کجاست؟

222
00:12:04,357 --> 00:12:06,757
‫می‌دونیم یه دختر رو دزدیدی.
‫- تو حموم ولش کردم.

223
00:12:08,261 --> 00:12:09,829
‫لیلی، مقاومت کن.

224
00:12:12,132 --> 00:12:15,168
‫خیلی خب. همه‌چی...
‫همه‌چی مرتبه. من با پلیسم.

225
00:12:15,201 --> 00:12:16,970
‫تو در امانی. تو در امانی. تو در امانی.

226
00:12:17,003 --> 00:12:18,838
‫همه‌چی مرتبه. الان دیگه در امانی.

227
00:12:18,872 --> 00:12:21,241
‫- بکس، لیلی حالش خوبه؟
‫- اون لیلی نیست.

228
00:12:21,274 --> 00:12:22,042
‫چی؟

229
00:12:22,075 --> 00:12:24,110
‫یعنی چی اون لیلی نیست؟

230
00:12:24,144 --> 00:12:26,479
‫- لیلی اینجا نیست.
‫- پس کجاست؟

231
00:12:26,513 --> 00:12:27,914
‫بشین.

232
00:12:30,216 --> 00:12:32,919
‫با اون دختر دیگه چیکار کردی؟

233
00:12:32,952 --> 00:12:36,389
‫همه‌چی مرتبه.
‫ما تو رو از اینجا می‌بریم بیرون، باشه؟

234
00:12:36,423 --> 00:12:38,158
‫اینا دیگه چه کوفتیه؟

235
00:12:53,340 --> 00:12:55,075
‫الو؟

236
00:12:56,543 --> 00:12:59,245
‫کسی اونجاست؟

237
00:12:59,279 --> 00:13:01,614
‫الو؟

238
00:13:01,648 --> 00:13:03,183
‫الو؟

239
00:13:03,216 --> 00:13:05,318
‫لیلی اصلاً تو اون تماس تلفنی نبود.

240
00:13:11,224 --> 00:13:13,035
‫زن جوونی که تو متل بود، سوفیا آلونسو بود...

241
00:13:13,059 --> 00:13:15,195
‫24 ساله، هیچ ارتباطی با لیلی نداره،

242
00:13:15,228 --> 00:13:16,629
‫هیچ ارتباطی با تام بیچر نداره.

243
00:13:16,663 --> 00:13:19,032
‫اون الان تو اورژانس با ضربه مغزی
‫درجه 3 بستریه،

244
00:13:19,065 --> 00:13:20,967
‫ولی کاملاً خوب می‌شه.

245
00:13:21,001 --> 00:13:22,469
‫می‌دونیم قربانی‌های بیچر همپوشانی دارن.

246
00:13:22,502 --> 00:13:24,347
‫تونست چیزی درباره لیلی جیکوبز بهمون بگه؟

247
00:13:24,371 --> 00:13:26,606
‫متاسفانه، نه. بیچر اصلاً با سوفیا حرفی نزد،

248
00:13:26,639 --> 00:13:28,074
‫و اونم کس دیگه‌ای رو ندید.

249
00:13:28,108 --> 00:13:29,976
‫خب، ون الان داره برای
‫ اثر انگشت بررسی می‌شه،

250
00:13:30,010 --> 00:13:31,911
‫و حداقل دو تا اثر انگشت با لیلی تطابق داره.

251
00:13:31,945 --> 00:13:33,222
‫و داریم یادداشت‌ها رو
‫هم بررسی می‌کنیم.

252
00:13:33,246 --> 00:13:36,349
‫هیچ نشونی از آدرس یا
‫موقعیت مکانی لیلی توشون نیست.

253
00:13:36,383 --> 00:13:38,223
‫اون ضبط صدایی که تو صحنه پیدا شد چی؟

254
00:13:38,251 --> 00:13:40,353
‫آره، چرا بیچر اون رو با لیلی ضبط کرده؟

255
00:13:40,387 --> 00:13:42,989
‫فقط برای اینکه برای پدر و مادرش پخش کنه؟
‫ این یه رفتار جدیده، درسته؟

256
00:13:43,023 --> 00:13:44,533
‫شاید یه جور یادگاری یا یادبود باشه،

257
00:13:44,557 --> 00:13:46,435
‫روش اون برای زنده کردن
‫اون لحظه بارها و بارها؟

258
00:13:46,459 --> 00:13:47,527
‫یادبود؟

259
00:13:47,560 --> 00:13:49,505
‫یعنی فکر می‌کنی لیلی دیگه مرده؟

260
00:13:49,529 --> 00:13:50,964
‫نه، لیلی زنده است.

261
00:13:50,997 --> 00:13:52,541
‫اون سوفیا رو دزدید تا ببره به جایی

262
00:13:52,565 --> 00:13:54,510
‫که لیلی رو قایم کرده، یعنی باید پیداش کنیم.

263
00:13:54,534 --> 00:13:56,136
‫وقتش داره تموم می‌شه.

264
00:13:56,169 --> 00:13:58,471
‫خب، پس بهتره بری با تام بیچر حرف بزنی.

265
00:14:14,354 --> 00:14:16,656
‫سلام تام.

266
00:14:16,690 --> 00:14:19,392
‫قبلاً هم اینجا بودیم، مگه نه؟

267
00:14:19,426 --> 00:14:22,062
‫یعنی می‌دونی آخرش چی می‌شه.

268
00:14:25,031 --> 00:14:26,099
‫لیلی جیکوبز کجاست؟

269
00:14:26,132 --> 00:14:29,202
‫اگه بگم یادم نمیاد باور می‌کنی؟

270
00:14:29,235 --> 00:14:30,103
‫نه.

271
00:14:30,136 --> 00:14:33,006
‫حافظه چیز عجیبیه.

272
00:14:33,039 --> 00:14:35,542
‫یادمه تو قد بلندتر بودی.

273
00:14:40,113 --> 00:14:41,614
‫اون کجاست؟

274
00:14:41,648 --> 00:14:45,018
‫این کل ماجرا خیلی آشناست، مگه نه؟

275
00:14:45,051 --> 00:14:48,221
‫تقریباً مثل دژاوو.

276
00:14:49,756 --> 00:14:52,158
‫من، زنجیر شده به این میز،

277
00:14:52,192 --> 00:14:56,996
‫تو، نشستی اونجا و سعی می‌کنی
‫مثل یه آدم سنگی به نظر برسی، درست مثل الان.

278
00:15:01,167 --> 00:15:04,137
‫چی شده لیلی؟

279
00:15:04,170 --> 00:15:05,739
‫من می‌ترسونمت؟

280
00:15:05,772 --> 00:15:09,242
‫منو نکش، خواهش می‌کنم.

281
00:15:11,778 --> 00:15:16,683
‫بگو ببینم، اگه می‌تونستی
‫همین الان به یه نفر زنگ بزنی...

282
00:15:16,716 --> 00:15:18,518
‫اون کی بود؟

283
00:15:20,387 --> 00:15:22,622
‫مامانم.

284
00:15:22,655 --> 00:15:25,692
‫اون خیلی نگرانم می‌شه.

285
00:15:27,794 --> 00:15:30,130
‫اوه، چرا...

286
00:15:30,163 --> 00:15:33,166
‫داشت به جاهای خوبش می‌رسید.

287
00:15:33,199 --> 00:15:36,302
‫چرا مکالمه‌ات با لیلی رو ضبط می‌کردی؟

288
00:15:36,336 --> 00:15:38,138
‫این جدیده.

289
00:15:38,171 --> 00:15:42,008
‫خب، اگه تغییر نکنی، همون قبلی می‌مونی.

290
00:15:42,042 --> 00:15:44,077
‫راستش...

291
00:15:44,110 --> 00:15:46,346
‫بعد از اون همه سال زندان،

292
00:15:46,379 --> 00:15:49,015
‫فکر کنم فهمیدم بیشتر از فقط خاطرات

293
00:15:49,049 --> 00:15:52,118
‫دخترهام رو می‌خوام...

294
00:15:52,152 --> 00:15:55,288
‫یا شاید تو سن پیری احساساتی شدم.

295
00:15:57,657 --> 00:15:59,359
‫لیلی کجاست؟

296
00:15:59,392 --> 00:16:01,127
‫تام بیچر هفت سال تو بخش پزشکی بود

297
00:16:01,161 --> 00:16:03,396
‫برای مراقبت‌های آخر عمر، درسته؟

298
00:16:03,430 --> 00:16:06,666
‫ولی این شبیه یه آدم
‫در حال مرگ به نظر می‌رسه؟

299
00:16:06,700 --> 00:16:09,636
‫دیوونه، آره. در حال مرگ، نه.

300
00:16:09,669 --> 00:16:10,770
‫و پرونده‌اش هم خیلی نازکه،

301
00:16:10,804 --> 00:16:13,406
‫دارم فکر می‌کنم یکی یه چیزایی رو مخفی کرده.

302
00:16:16,109 --> 00:16:17,277
‫سلام الیور.

303
00:16:17,310 --> 00:16:19,179
‫به اطلاعات درباره یه زندانی نیاز دارم،

304
00:16:19,212 --> 00:16:21,081
‫از اون مدل اطلاعاتی که تو پرونده نیست.

305
00:16:21,114 --> 00:16:23,083
‫اینطوری که نمیشه الیور.

306
00:16:23,116 --> 00:16:24,651
‫من منبع اطلاعاتی نیستم.

307
00:16:24,684 --> 00:16:26,252
‫پس چی هستی؟

308
00:16:26,286 --> 00:16:28,088
‫فکر کردم ماها هم‌دستیم.

309
00:16:28,121 --> 00:16:29,389
‫درسته؟

310
00:16:29,422 --> 00:16:31,391
‫چون بکس و حسنی دارن درباره

311
00:16:31,424 --> 00:16:33,393
‫تصادف ماشین میشل الیوت سوال و جواب می‌کنن.

312
00:16:34,561 --> 00:16:37,397
‫می‌دونی چیه؟ خسته شدم.
‫از این بازی‌ها خسته شدم.

313
00:16:37,430 --> 00:16:41,101
‫وقتشه همه چیز رو به بکس و حسنی بگی.

314
00:16:41,134 --> 00:16:42,335
‫بررسی می‌کنم.

315
00:16:42,369 --> 00:16:45,605
‫خب، تا اون موقع، من هنوز اطلاعات می‌خوام.

316
00:16:45,638 --> 00:16:48,842
‫تام بیچر چند سال قبل از اومدن من

317
00:16:48,875 --> 00:16:51,611
‫تو بخش پزشکی بستری شد.

318
00:16:51,644 --> 00:16:55,081
‫یه چیزی بهم می‌گه که ماجرا از این بیشتره.

319
00:16:55,115 --> 00:16:57,183
‫خیلی خب.

320
00:16:57,217 --> 00:17:01,521
‫تام بیچر یکی از...
‫ پروژه‌های ویژه دکتر دالس بود.

321
00:17:01,554 --> 00:17:04,791
‫بیا بهشون بگیم "پروژه‌های ویژه".

322
00:17:07,560 --> 00:17:10,463
‫قبلاً خیلی وسواس داشتی
‫که رد پاهات رو پاک کنی...

323
00:17:10,497 --> 00:17:13,400
‫اوه، اون پارانویا، اون برنامه‌ریزی دقیق.

324
00:17:13,433 --> 00:17:15,435
‫حالا داری از یه گوشی موبایل
‫داخل متلی که توش اقامت داری،

325
00:17:15,468 --> 00:17:19,239
‫به خانواده جیکوبز زنگ می‌زنی؟

326
00:17:21,341 --> 00:17:24,110
‫فکر می‌کنم اون جراحت
‫باعث شده بی‌احتیاط بشی.

327
00:17:24,144 --> 00:17:27,480
‫بیا رو راست باشیم تام...
‫دیگه اون قاتل سابق نیستی.

328
00:17:27,514 --> 00:17:29,582
‫فکر کنم یه سری سکته مغزی
‫همچین بلایی سر آدم میاره.

329
00:17:29,616 --> 00:17:32,719
‫ "سکته مغزی"؟

330
00:17:32,752 --> 00:17:35,121
‫این چیزیه که بهت گفتن؟

331
00:17:37,157 --> 00:17:39,468
‫- الیور، داری چیکار می‌کنی؟
‫- اون نمی‌تونه بهمون کمک کنه لیلی رو پیدا کنیم.

332
00:17:39,492 --> 00:17:41,294
‫یادش نمیاد کجاست.

333
00:17:41,327 --> 00:17:42,696
‫چی داری میگی؟

334
00:17:42,729 --> 00:17:44,464
‫- الیور، وایسا...
‫ - اون به خاطر یه عمل...

335
00:17:44,497 --> 00:17:47,867
‫جراحی مغز آزمایشی تو بخش پزشکی بود

336
00:17:47,901 --> 00:17:49,602
‫نه سکته مغزی.

337
00:17:49,636 --> 00:17:53,239
‫بعد از کاری که دالس باهاش کرد،
‫هیچی یادش نمیاد.

338
00:17:55,241 --> 00:17:56,743
‫سعی کردم بهت بگم.

339
00:17:58,778 --> 00:18:01,147
‫من اصلاً نمی‌دونم اون کجاست.

340
00:18:13,693 --> 00:18:15,013
‫هر کسی که این عمل رو انجام داده،

341
00:18:15,595 --> 00:18:18,631
‫بدون هیچ توجهی به اخلاق
‫ یا انسانیت این کار رو کرده.

342
00:18:18,665 --> 00:18:19,532
‫این واقعاً وحشیانه‌ست.

343
00:18:19,566 --> 00:18:21,768
‫دکتر، این نوع عمل می‌تونه

344
00:18:21,801 --> 00:18:23,370
‫به حافظه کسی آسیب بزنه؟

345
00:18:23,403 --> 00:18:24,771
‫نابودش می‌کنه.

346
00:18:24,804 --> 00:18:26,439
‫شکی ندارم که این آدم

347
00:18:26,473 --> 00:18:29,809
‫دچار فراموشی پیش گستر
‫کامل و غیرقابل برگشت شده.

348
00:18:29,843 --> 00:18:31,378
‫یعنی چی؟

349
00:18:31,411 --> 00:18:33,446
‫حافظه بلند مدتشون سالم می‌مونه،

350
00:18:33,480 --> 00:18:35,749
‫ولی حافظه کوتاه مدتشون هر بار
‫که وارد خواب REM می‌شن،

351
00:18:35,782 --> 00:18:37,584
‫پاک می‌شه.

352
00:18:37,617 --> 00:18:40,286
‫خب، آیا کاری می‌شه کرد
‫که به این فرد کمک کنه

353
00:18:40,320 --> 00:18:42,722
‫یادش بیاد یه روز
‫یا دو روز پیش چیکار می‌کرده؟

354
00:18:42,756 --> 00:18:45,358
‫بعضی از افراد می‌تونن
‫به حافظه عضلانی‌شون تکیه کنن،

355
00:18:45,392 --> 00:18:46,593
‫بعضی‌هاشون حتی

356
00:18:46,626 --> 00:18:50,530
‫استراتژی‌های مقابله‌ای پیچیده‌ای
‫برای مدیریت زندگی روزمره‌شون ایجاد کردن.

357
00:18:50,563 --> 00:18:53,900
‫برای مدیریت زندگی روزمره‌شون.

358
00:18:53,933 --> 00:18:55,502
‫ممنون دکتر.

359
00:18:57,437 --> 00:18:59,272
‫خب، پس تنها شانسی که

360
00:18:59,305 --> 00:19:00,345
‫برای زنده برگردوندن لیلی

361
00:19:00,373 --> 00:19:02,575
‫اینه که اون یه جور مکانیزم مقابله‌ای

362
00:19:02,609 --> 00:19:04,778
‫یا یه راه ارتباطی با خودش ایجاد کرده باشه.

363
00:19:04,811 --> 00:19:06,780
‫- اگه بزرگیه.
‫- آره.

364
00:19:06,813 --> 00:19:08,982
‫چرا دالس همچین کاری با یه نفر می‌کنه...

365
00:19:09,015 --> 00:19:11,451
‫به حافظه‌اش آسیب بزنه؟

366
00:19:11,484 --> 00:19:13,553
‫فقط... فقط بی‌رحمانه به نظر می‌رسه.

367
00:19:13,586 --> 00:19:15,422
‫می‌دونی، دالس وقتی من به گودال رسیدم،

368
00:19:15,455 --> 00:19:17,257
‫خیلی وقت بود رفته بود،

369
00:19:17,290 --> 00:19:19,259
‫ولی یه شایعه‌ای بود...

370
00:19:19,292 --> 00:19:21,761
‫که آلزایمر داشته.

371
00:19:21,795 --> 00:19:24,230
‫پس، اگه این یه جور
‫کار خارج از چارچوب بود...

372
00:19:24,264 --> 00:19:25,799
‫شاید برای خودش این کار رو می‌کرد...

373
00:19:25,832 --> 00:19:28,435
‫تا بیماری که سراغش می‌اومد رو درک کنه.

374
00:19:28,468 --> 00:19:30,603
‫فکر می‌کنی دالس از بیچر
‫به عنوان یه خوکچه هندی استفاده کرد

375
00:19:30,637 --> 00:19:32,906
‫تا بفهمه چطوری
‫زوال عقل خودش رو درمان کنه؟

376
00:19:32,939 --> 00:19:35,442
‫یا یه جور مکانیزم مقابله‌ای رو
‫داشت توسعه می‌داد.

377
00:19:35,475 --> 00:19:36,752
‫مثل همون مدلی که بهش اجازه بده

378
00:19:36,776 --> 00:19:38,645
‫یادش بیاد لیلی جیکوبز رو کجا قایم کرده.

379
00:19:38,678 --> 00:19:41,514
‫بکس، گفتی بیچر خیلی پارانوئید بود، درسته؟

380
00:19:41,548 --> 00:19:44,718
‫خب، آدم‌های پارانوئید تو چی مهارت دارن؟

381
00:19:44,751 --> 00:19:46,453
‫حرف زدن با رمز.

382
00:19:46,486 --> 00:19:47,596
‫ ،خیلی خب، شین، مورالس

383
00:19:47,620 --> 00:19:49,489
‫می‌تونید همه یادداشت‌های چسبناک

384
00:19:49,522 --> 00:19:50,900
‫و مدارک اون اتاق متل رو بررسی کنید؟

385
00:19:50,924 --> 00:19:53,693
‫اگه رمزی داشته باشه،
‫رمزگشایی‌اش می‌کنیم.

386
00:19:57,897 --> 00:19:59,966
‫تام، این کاریه که دالس با مغزت کرد.

387
00:20:00,000 --> 00:20:01,401
‫این بافت اسکار هست.

388
00:20:01,434 --> 00:20:04,304
‫به همین دلیله که
‫نمی‌تونی خاطرات جدید بسازی.

389
00:20:07,507 --> 00:20:09,709
‫می‌دونی چرا این کار رو باهات کرد؟

390
00:20:11,845 --> 00:20:14,881
‫می‌دونی چرا تورو
‫موش آزمایشگاهی کوچولوش کرد؟

391
00:20:17,050 --> 00:20:19,519
‫تام، می‌دونستی مریض بود؟

392
00:20:19,552 --> 00:20:21,721
‫اوه، نصف ماجرا رو هم نمی‌دونی.

393
00:20:25,925 --> 00:20:29,429
‫اون موقع‌ها که بار اول رو
‫پرونده‌ام کار می‌کردی،

394
00:20:29,462 --> 00:20:32,365
‫هیچ وقت نپرسیدی از چی بیشتر از همه
‫تو کشتن اون دخترا لذت می‌بردم.

395
00:20:32,399 --> 00:20:36,036
‫هیچ وقت نپرسیدی.

396
00:20:36,069 --> 00:20:40,040
‫ناتوانی‌شون...

397
00:20:40,073 --> 00:20:44,377
‫ناتوانی کامل و مطلق.

398
00:20:44,411 --> 00:20:46,379
‫به همین خاطر به خانواده‌هاشون زنگ می‌زدم.

399
00:20:46,413 --> 00:20:48,615
‫می‌تونستی تو صداشون بشنوی...

400
00:20:48,648 --> 00:20:50,717
‫فقط...

401
00:20:50,750 --> 00:20:52,452
‫ناتوان.

402
00:20:54,754 --> 00:20:57,424
‫و الانم تو چهره‌ی تو می‌بینم.

403
00:20:57,457 --> 00:21:00,694
‫می‌دونی که هیچ وقت پیداش نمی‌کنی.

404
00:21:00,727 --> 00:21:04,798
‫زندگی لیلی داره از لای انگشتات سر می‌خوره.

405
00:21:04,831 --> 00:21:07,534
‫من تنها کسی تو دنیام

406
00:21:07,567 --> 00:21:10,937
‫که می‌تونم بهت کمک کنم...

407
00:21:10,970 --> 00:21:13,940
‫ولی نمی‌کنم...

408
00:21:13,973 --> 00:21:17,777
‫چون این...

409
00:21:17,811 --> 00:21:21,948
‫همین جا، اوه...

410
00:21:21,981 --> 00:21:23,950
‫این قسمت خوبشه.

411
00:21:27,120 --> 00:21:29,823
‫هنوز احساس ناتوانی می‌کنی؟

412
00:21:30,847 --> 00:21:36,847
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

413
00:21:38,565 --> 00:21:41,468
‫- مورالس، چیزی لازم داری؟
‫- این کار جواب نمی‌ده.

414
00:21:41,501 --> 00:21:42,912
‫داریم هزاران ترکیب رو
‫تو هر دقیقه اجرا می‌کنیم،

415
00:21:42,936 --> 00:21:44,738
‫و حتی یه ذره هم الگو

416
00:21:44,771 --> 00:21:46,773
‫تو اون یادداشت‌های چسبناک یا...
‫یا تو ضبط‌های تام نیست.

417
00:21:46,806 --> 00:21:49,442
‫هی، تو داری هر کاری
‫از دستت برمیاد رو می‌کنی.

418
00:21:49,476 --> 00:21:51,544
‫پیداش می‌کنیم.

419
00:21:54,948 --> 00:21:56,149
‫اون برنامه‌ریزی کرده بود

420
00:21:56,182 --> 00:21:58,385
‫پاییز برای تحصیلاتش
‫ به دانشگاه نیویورک منتقل بشه.

421
00:21:58,418 --> 00:22:01,654
‫می‌دونی چقدر سخته
‫از یه شهر مثل کسپر فرار کنی؟

422
00:22:03,656 --> 00:22:06,826
‫همه درباره‌اش حرف می‌زنن،
‫ ولی هیچ‌کس واقعاً این کار رو نمی‌کنه.

423
00:22:06,860 --> 00:22:09,129
‫خب، تو این کار رو کردی...

424
00:22:09,162 --> 00:22:11,131
‫و اونم می‌کنه.

425
00:22:11,164 --> 00:22:12,832
‫تموم نشده.

426
00:22:15,669 --> 00:22:18,104
‫اونقدری که فکر می‌کنی باهوش نیستی، تام.

427
00:22:18,138 --> 00:22:19,472
‫می‌دونیم که یه راهی برای خودت گذاشتی

428
00:22:19,506 --> 00:22:21,141
‫که یادت بمونه لیلی کجاست.

429
00:22:21,174 --> 00:22:23,009
‫پس رمزش رو می‌شکنیم.

430
00:22:23,043 --> 00:22:27,113
‫نه، نمی‌تونید،
‫چون شما دارین رمز منو نمی‌شکنین.

431
00:22:27,147 --> 00:22:29,182
‫دارین رمز اون رو می‌شکنین.

432
00:22:29,215 --> 00:22:32,786
‫دکتر دالس بهم یادش داد.

433
00:22:37,691 --> 00:22:39,592
‫آره. نه، حق با توئه.

434
00:22:39,626 --> 00:22:40,860
‫ما نمی‌تونیم رمزش رو بشکنیم...

435
00:22:40,894 --> 00:22:43,196
‫حداقل نه به موقع برای نجات لیلی.

436
00:22:43,229 --> 00:22:46,599
‫به خاطر همینه که خودت
‫این کار رو برامون می‌کنی.

437
00:22:46,633 --> 00:22:48,635
‫چی داری میگی؟

438
00:22:48,668 --> 00:22:51,671
‫می‌دونی چیه؟ آره، حتماً، می‌تونم بهت بگم.

439
00:22:51,705 --> 00:22:55,008
‫به هر حال یادت نمی‌مونه، درسته؟

440
00:22:56,843 --> 00:22:58,954
‫ببین، قضیه از این قراره.
‫این کاریه که می‌خوایم انجام بدیم.

441
00:22:58,978 --> 00:23:01,047
‫می‌خوایم دوباره بخوابونیمت،

442
00:23:01,081 --> 00:23:02,291
‫همه خاطرات کوچولوت رو پاک کنیم،

443
00:23:02,315 --> 00:23:04,884
‫بعد تو دقیقاً تو همون اتاق متلی بیدار می‌شی

444
00:23:04,918 --> 00:23:07,554
‫که دستگیرت کردیم، فقط این که نمی‌دونی.

445
00:23:07,587 --> 00:23:10,724
‫نمی‌دونی که گیر افتادی.

446
00:23:10,757 --> 00:23:15,495
‫نمی‌دونی که همه‌مون داریم تماشات می‌کنیم.

447
00:23:15,528 --> 00:23:17,797
‫و ببین، اینجاست که قسمت باحالش شروع می‌شه.

448
00:23:17,831 --> 00:23:21,167
‫تو ما رو مستقیم به لیلی می‌رسونی.

449
00:23:21,201 --> 00:23:23,003
‫هنوز احساس ناتوانی می‌کنی؟

450
00:23:25,705 --> 00:23:28,541
‫نه، اصلاً.

451
00:23:28,575 --> 00:23:30,710
‫جدی داری پیشنهاد می‌کنی

452
00:23:30,744 --> 00:23:32,846
‫- یه قاتل سریالی رو ول کنیم؟
‫- ولش نمی‌کنیم.

453
00:23:32,879 --> 00:23:34,690
‫متلش، ماشینش،
‫ همه‌چیش رو شنود می‌ذاریم،

454
00:23:34,714 --> 00:23:35,982
‫تک تک حرکاتش رو ردیابی می‌کنیم.

455
00:23:36,016 --> 00:23:38,118
‫و اون ما رو مستقیم می‌بره پیش لیلی.

456
00:23:38,151 --> 00:23:39,853
‫ریسکش بالاست، ولی حق با بکسه.

457
00:23:39,886 --> 00:23:42,922
‫اگه بخوابونیمش، هیچی از اینا یادش نمی‌مونه.

458
00:23:42,956 --> 00:23:44,557
‫از این کار خوشم نمیاد.

459
00:23:44,591 --> 00:23:47,560
‫خب، باید یه کاری بکنیم.

460
00:23:47,594 --> 00:23:50,730
‫یه چیز رو داریم یادمون می‌ره.

461
00:23:50,764 --> 00:23:52,842
‫اون تا یه دختر دیگه رو نداشته باشه

462
00:23:52,866 --> 00:23:54,100
‫که ببره پیش لیلی، برنمی‌گرده.

463
00:23:54,134 --> 00:23:56,670
‫نه، نمی‌تونیم...
‫نمی‌تونیم از سوفیا بخوایم دوباره بره تو وان.

464
00:23:56,703 --> 00:23:58,681
‫نه، حق با اونه. به یه دختر دیگه
‫تو اون وان احتیاج داریم.

465
00:23:58,705 --> 00:24:00,273
‫و باید با مشخصات جور دربیاد.

466
00:24:00,306 --> 00:24:02,108
‫خب، من اصلاً از کسی نمی‌خوام

467
00:24:02,142 --> 00:24:04,577
‫خودش رو تو همچین موقعیت خطرناکی قرار بده.

468
00:24:04,611 --> 00:24:06,713
‫لازم نیست از کسی بخوای.
‫خودم این کار رو می‌کنم.

469
00:24:17,957 --> 00:24:18,957
‫بریم. بریم.

470
00:24:19,426 --> 00:24:21,628
‫باید تک تک سانت‌های این اتاق متل رو
‫زیر نظر داشته باشیم.

471
00:24:21,661 --> 00:24:25,598
‫دوربین‌ها و میکروفون‌ها رو
‫تو پنج دقیقه آماده کنید.

472
00:24:25,632 --> 00:24:27,901
‫همه‌چیز رو دقیقاً همون‌جوری
‫که پیدا کردیم برگردونید.

473
00:24:27,934 --> 00:24:31,304
‫هیچ ردی از اینکه اینجا بودیم نذارید.

474
00:24:37,210 --> 00:24:39,112
‫تیم کل مدت حواسش بهتونه.

475
00:24:39,145 --> 00:24:41,114
‫هیچ‌وقت بیشتر از ده ثانیه
‫ ازت عقب نمی‌مونیم.

476
00:24:41,147 --> 00:24:43,216
‫و می‌تونیم بدون اینکه تام متوجه بشه
‫باهات ارتباط برقرار کنیم.

477
00:24:43,249 --> 00:24:44,851
‫بدون اینکه تام متوجه بشه.

478
00:24:47,821 --> 00:24:49,989
‫مورالس، مجبور نیستی این کار رو بکنی.

479
00:24:51,691 --> 00:24:53,827
‫خب، هیچ‌کدوممون مجبور نیستیم.

480
00:24:53,860 --> 00:24:56,062
‫ولی اگه این کار کمک می‌کنه
‫ لیلی رو به خونه برگردونیم،

481
00:24:56,096 --> 00:24:58,598
‫من اصلاً نمی‌تونم فقط بشینم و تماشا کنم.

482
00:25:00,133 --> 00:25:03,069
‫این فرصت منه که واقعاً حضور داشته باشم،

483
00:25:03,103 --> 00:25:04,971
‫و ببینم چه تاثیری می‌ذاریم.

484
00:25:06,740 --> 00:25:08,341
‫به علاوه، مامانم همیشه بهم می‌گه

485
00:25:08,375 --> 00:25:10,353
‫که باید انقدر وقتم رو
‫پای صفحه‌های نمایش نگذرونم.

486
00:25:10,377 --> 00:25:13,046
‫این کار جواب می‌ده.

487
00:25:13,079 --> 00:25:14,748
‫کل مدت باهاتیم.

488
00:25:14,781 --> 00:25:16,158
‫و اگه مشکلی پیش اومد یا خواستی بیای بیرون،

489
00:25:16,182 --> 00:25:18,027
‫یه دوربین تو پنل سقفی ون هست.

490
00:25:18,051 --> 00:25:20,687
‫فقط کافیه نگاه بالا کنی،
‫ سرت رو تکون بدی، یه علامت بدی،

491
00:25:20,720 --> 00:25:24,024
‫و ما همه‌چیز رو متوقف می‌کنیم، باشه؟
‫- باشه.

492
00:25:24,057 --> 00:25:26,760
‫هی.

493
00:25:26,793 --> 00:25:29,896
‫یه چاقوی کوچولو تو پاشنه کفشت جاسازی کردم.

494
00:25:29,929 --> 00:25:30,864
‫باحاله.

495
00:25:30,897 --> 00:25:32,899
‫یه حرکت قدیمی سی‌آی‌ایه.

496
00:25:32,932 --> 00:25:35,335
‫امیدوارم لازم نشه ازش استفاده کنی.

497
00:25:37,637 --> 00:25:40,173
‫می‌دونی، برای یه بچه ارتشی،
‫خیلی شجاعی، مورالس.

498
00:25:40,206 --> 00:25:43,076
‫نمی‌تونم بذارم فقط تفنگداران دریایی
‫خوش بگذرونن، مگه نه؟

499
00:25:47,414 --> 00:25:48,848
‫بست‌های زیپی رو نیمه‌بریدیم.

500
00:25:48,882 --> 00:25:51,117
‫تام متوجه نمی‌شه،
‫ولی اگه لازم شد خودت رو آزاد کنی،

501
00:25:51,151 --> 00:25:53,119
‫خیلی راحت‌تر می‌شه.

502
00:25:53,153 --> 00:25:54,988
‫دستات پشت سرت.

503
00:26:01,895 --> 00:26:04,664
‫خیلی خب، بریم بذاریمت تو وان.

504
00:26:10,236 --> 00:26:11,871
‫حالت خوبه؟
‫- آره.

505
00:26:11,905 --> 00:26:13,807
‫کل مدت حواسمون بهت هست.

506
00:26:24,317 --> 00:26:27,754
‫خیلی خب، بذارید مطمئن بشیم
‫پخش زنده‌ها خوبه.

507
00:26:27,787 --> 00:26:29,823
‫نقطه کور، اشتباه، ممنوع.

508
00:26:29,856 --> 00:26:32,025
‫صدا رو داریم؟
‫- صدا الان وصل شد.

509
00:26:32,058 --> 00:26:34,794
‫- تیم آلفا.
‫- تیم آلفا در موقعیت قرار داره.

510
00:26:34,828 --> 00:26:36,730
‫خیلی خب، بذارید افرادمون رو
‫از اونجا ببریم بیرون

511
00:26:36,763 --> 00:26:38,298
‫و نمایش رو شروع کنیم.

512
00:26:44,237 --> 00:26:46,306
‫یه داروی آرام‌بخش
‫مثل اون چقدر طول می‌کشه تا...

513
00:26:46,339 --> 00:26:47,707
‫اوه، بیدار شد. بیدار شد.

514
00:27:01,488 --> 00:27:03,356
‫بریم. بکس، آماده‌ای؟

515
00:27:03,390 --> 00:27:04,391
‫کاملاً آماده.

516
00:27:04,424 --> 00:27:06,760
‫هی، مورالس، اون بیدار شد.

517
00:27:06,793 --> 00:27:09,095
‫تو از پسش برمیای، باشه؟

518
00:27:17,270 --> 00:27:20,206
‫- الان داره چیکار می‌کنه؟
‫- داره آب و هوا رو چک می‌کنه؟

519
00:27:20,240 --> 00:27:23,209
‫نمی‌دونم. این یارو ترسیده به نظر می‌رسه.

520
00:27:23,243 --> 00:27:24,878
‫زود باش.

521
00:27:24,911 --> 00:27:27,147
‫زود باش، زود باش.

522
00:27:50,003 --> 00:27:52,472
‫همه‌چیز رو همون‌جوری که بود برگردوندیم.

523
00:27:52,505 --> 00:27:54,174
‫باید جواب بده.

524
00:27:54,207 --> 00:27:57,143
‫یادداشت‌های چسبناکی که نگاه کرد رو
‫زیر نظر داشته باشیم.

525
00:28:05,552 --> 00:28:07,987
‫الو؟

526
00:28:08,021 --> 00:28:10,056
‫کسی اونجاست؟

527
00:28:12,225 --> 00:28:13,993
‫لطفاً.

528
00:28:14,027 --> 00:28:16,796
‫خیلی تاریکه، نمی‌تونم ببینم.

529
00:28:16,830 --> 00:28:19,366
‫کسی اونجاست؟

530
00:28:19,399 --> 00:28:21,434
‫الو؟

531
00:28:21,468 --> 00:28:23,837
‫الو؟

532
00:28:23,870 --> 00:28:26,406
‫من کجام؟

533
00:28:36,549 --> 00:28:38,785
‫خیلی خب، بچه‌ها، داره تماس می‌گیره.

534
00:28:38,818 --> 00:28:40,553
‫حواسمون هست. بذارید دو بار زنگ بخوره.

535
00:28:44,190 --> 00:28:46,092
‫بفرستیدش به پست صوتی.

536
00:28:46,126 --> 00:28:48,928
‫سلام، به سندی جیکوبز رسیدید. متاسفم...

537
00:28:48,962 --> 00:28:50,563
‫اگه پدر و مادر لیلی جواب ندن،

538
00:28:50,597 --> 00:28:52,298
‫امکانش هست برنامه‌اش رو عوض کنه؟

539
00:28:52,332 --> 00:28:54,801
‫اسم و شماره‌تون رو بذارید،
‫در اولین فرصت باهاتون تماس می‌گیرم.

540
00:28:54,834 --> 00:28:57,103
‫در اولین فرصت باهاتون تماس می‌گیرم.

541
00:29:04,411 --> 00:29:06,813
‫مورالس، داره میاد سمتت، باشه؟

542
00:29:06,846 --> 00:29:09,015
‫فقط آروم باش. ما همین‌جاییم.

543
00:29:10,316 --> 00:29:12,152
‫زود باش.

544
00:29:12,185 --> 00:29:14,054
‫برو بالا.

545
00:29:14,087 --> 00:29:16,556
‫سر و صدا نکن.

546
00:29:16,589 --> 00:29:18,958
‫آروم باش. آروم باش.

547
00:29:36,509 --> 00:29:39,312
‫مورالس، عالی داری کار می‌کنی.
‫داره جواب می‌ده.

548
00:29:43,350 --> 00:29:45,485
‫خیلی خب، بیچر وارد عمل شد.

549
00:29:45,518 --> 00:29:47,153
‫تیم آلفا، صبر کنید.

550
00:29:47,187 --> 00:29:49,322
‫تا وقتی بکس دستور نداده، هیچ حرکتی نکنید.

551
00:29:49,356 --> 00:29:51,424
‫پهپاد رو از دید خارج نگه دارید،
‫ولی بیچر رو زیر نظر داشته باشید.

552
00:29:51,458 --> 00:29:54,361
‫آلفا موقعیت رو حفظ کرده.
‫ پهپاد در حال پروازه.

553
00:30:10,076 --> 00:30:11,911
‫فقط بذار برم.

554
00:30:11,945 --> 00:30:13,947
‫لطفاً.

555
00:30:13,980 --> 00:30:17,150
‫لیلی، بهت گفتم
‫که نمی‌تونم این کار رو بکنم...

556
00:30:19,219 --> 00:30:21,654
‫وقتی قراره با هم کلی خوش بگذرونیم.

557
00:30:21,688 --> 00:30:23,623
‫فقط بذار از اینجا برم بیرون.

558
00:30:25,492 --> 00:30:28,461
‫من و تو هر دو می‌دونیم
‫که هیچ‌وقت خونه نمی‌ری.

559
00:30:28,495 --> 00:30:31,131
‫داره زمزمه می‌کنه؟

560
00:30:31,164 --> 00:30:34,401
‫چی داره زمزمه می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم.

561
00:30:34,434 --> 00:30:36,236
‫بتهوون. "سونات مهتاب".

562
00:30:38,705 --> 00:30:42,976
‫بگو... اگه می‌تونستی
‫همین الان به یه نفر زنگ بزنی،

563
00:30:43,009 --> 00:30:45,645
‫اون کی بود؟

564
00:30:45,679 --> 00:30:47,580
‫مامانم.

565
00:30:47,614 --> 00:30:50,984
‫اون خیلی نگرانم می‌شه.

566
00:30:51,017 --> 00:30:53,153
‫اوه، نگران نباش.

567
00:30:53,186 --> 00:30:55,922
‫مطمئن می‌شم به زودی بهش زنگ بزنم.

568
00:30:59,292 --> 00:31:01,461
‫چراغ سبزه. چرا حرکت نمی‌کنه؟

569
00:31:01,494 --> 00:31:02,996
‫داره چیکار می‌کنه؟

570
00:31:03,029 --> 00:31:04,931
‫بذار بهش زنگ بزنم.

571
00:31:04,964 --> 00:31:08,168
‫اگه می‌شد، این کار رو می‌کردم،
‫ ولی نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

572
00:31:08,201 --> 00:31:10,437
‫بهش می‌گی کجایی.

573
00:31:10,470 --> 00:31:13,206
‫نه، نمی‌گم.

574
00:31:13,239 --> 00:31:15,308
‫به مامانت زنگ بزنی یا بابات؟

575
00:31:15,342 --> 00:31:16,676
‫بابام.

576
00:31:16,710 --> 00:31:19,312
‫مطمئنی؟

577
00:31:19,346 --> 00:31:22,182
‫زود باش.

578
00:31:22,215 --> 00:31:25,452
‫از این خوشم نمیاد. یه چیزی مشکوکه.

579
00:31:58,118 --> 00:32:00,220
‫اینجا هیچ پوششی نیست.

580
00:32:00,253 --> 00:32:02,088
‫اگه دنبالش کنیم، ما رو می‌بینه.

581
00:32:02,122 --> 00:32:03,990
‫خیلی داره دور می‌شه.

582
00:32:04,024 --> 00:32:05,625
‫- تیم آلفا، عقب بمونید.
‫- آلفا در حال حفظ موقعیت.

583
00:32:05,658 --> 00:32:08,528
‫بکس، اینجا چی می‌گی؟

584
00:32:08,561 --> 00:32:10,730
‫خیلی خب، همه، صبر کنید.
‫پهپادها رو روشون نگه دارید.

585
00:32:10,764 --> 00:32:13,133
‫مورالس، ما هنوز اینجاییم.
‫حواسمون بهت هست.

586
00:32:13,166 --> 00:32:14,634
‫حالت خوبه؟

587
00:32:14,668 --> 00:32:17,137
‫دریافت شد. همه صبر کنید.

588
00:32:20,674 --> 00:32:23,209
‫منتظر چی هستی؟

589
00:32:23,243 --> 00:32:25,211
‫چطوری این کار رو بکنم؟

590
00:32:25,245 --> 00:32:27,180
‫بدون درد تمومش کن.

591
00:32:40,160 --> 00:32:42,529
‫داره می‌ایسته. اینجا همون‌جاست؟

592
00:32:42,562 --> 00:32:44,674
‫اینجا ساختمونی نیست.
‫جایی برای مخفی کردن لیلی نیست.

593
00:32:44,698 --> 00:32:47,200
‫یه پناهگاه یا یه پناهگاه زیرزمینی چی؟

594
00:32:47,233 --> 00:32:49,135
‫یا یه همچین چیزی؟

595
00:32:49,169 --> 00:32:51,204
‫زود باش تام، داری چیکار می‌کنی؟

596
00:33:01,614 --> 00:33:04,150
‫می‌دونی یه چیزی هست که

597
00:33:04,184 --> 00:33:06,720
‫ تو این مرحله از با هم بودنمون دوست دارم؟

598
00:33:06,753 --> 00:33:09,122
‫اصلاً نمی‌دونی کجا می‌ری

599
00:33:09,155 --> 00:33:13,760
‫یا وقتی رسیدی اونجا چه بلایی سرت میاد.

600
00:33:13,793 --> 00:33:16,696
‫ولی من آزمایش‌های
‫روانی زیادی رو پشت سر گذاشتم

601
00:33:16,730 --> 00:33:18,565
‫که یه تله رو تشخیص بدم.

602
00:33:20,567 --> 00:33:23,169
‫نه، فهمید. برید، برید، برید، برید!

603
00:33:25,205 --> 00:33:27,707
‫برید تو، برید تو! تیم آلفا،
‫برید، برید، برید!

604
00:33:34,614 --> 00:33:36,216
‫تو کی هستی؟

605
00:33:42,689 --> 00:33:43,689
‫ماموریت رو لغو کنید!

606
00:33:44,391 --> 00:33:46,259
‫مورالس، تموم شد.

607
00:33:46,292 --> 00:33:49,729
‫بچه‌ها، زودتر برین اونجا،
‫ وقتش داره تموم می‌شه!

608
00:33:49,763 --> 00:33:51,331
‫از اونجا بیا بیرون!

609
00:33:51,364 --> 00:33:53,333
‫می‌دونی این چیه؟

610
00:33:53,366 --> 00:33:54,777
‫مورالس، زود باش، ماموریت رو لغو کن!

611
00:33:54,801 --> 00:33:57,871
‫گرافیت.

612
00:33:57,904 --> 00:34:00,640
‫مطمئنم خودت می‌دونی،
‫برای پیدا کردن اثر انگشت استفاده می‌شه.

613
00:34:00,674 --> 00:34:04,411
‫تو کی هستی؟

614
00:34:04,444 --> 00:34:06,680
‫نمی‌دونم داری درباره چی حرف می‌زنی.

615
00:34:06,713 --> 00:34:08,314
‫کی شما رو فرستاده؟

616
00:34:08,348 --> 00:34:10,784
‫گودال؟ دکتر دالس؟

617
00:34:10,817 --> 00:34:12,719
‫فقط خواهش می‌کنم بذارید برم.

618
00:34:12,752 --> 00:34:15,155
‫شما کی هستین؟

619
00:34:15,188 --> 00:34:17,123
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم بذارید برم.

620
00:34:17,157 --> 00:34:18,324
‫جواب اشتباه.

621
00:34:36,710 --> 00:34:39,212
‫برید، برید، برید!

622
00:34:39,245 --> 00:34:40,413
‫- خودشه!
‫- مورالس!

623
00:34:40,447 --> 00:34:41,748
‫عیب نداره! خون من نیست!

624
00:34:41,781 --> 00:34:43,183
‫هی! همونجا وایسا!

625
00:34:43,216 --> 00:34:44,393
‫دستات بالا! بذارشون بالا!

626
00:34:44,417 --> 00:34:46,686
‫چاقو رو بنداز، تام!

627
00:34:46,720 --> 00:34:48,655
‫من تو رو می‌شناسم.

628
00:34:48,688 --> 00:34:50,190
‫خوب بود.

629
00:34:50,223 --> 00:34:51,858
‫خوب بود. تقریباً گولم زدی.

630
00:34:51,891 --> 00:34:54,394
‫- چاقو رو بنداز.
‫- وگرنه چی؟

631
00:34:54,427 --> 00:34:55,929
‫منو شلیک نمی‌کنی.

632
00:34:55,962 --> 00:34:57,564
‫هنوز یه دختر اون بیرون هست،

633
00:34:57,597 --> 00:34:59,733
‫و بدون من پیداش نمی‌کنید.

634
00:34:59,766 --> 00:35:02,235
‫بگو کجاست، تام.

635
00:35:02,268 --> 00:35:04,504
‫نه، اون می‌میره.

636
00:35:06,339 --> 00:35:07,640
‫و شما نمی‌تونید جلوش رو بگیرید.

637
00:35:07,674 --> 00:35:10,310
‫بذارش زمین، بیچر. تموم شد.

638
00:35:13,213 --> 00:35:16,316
‫آره، فکر کنم حق با توئه.

639
00:35:16,349 --> 00:35:18,618
‫تموم شد.

640
00:35:18,651 --> 00:35:22,722
‫نه، نه، نه!

641
00:35:22,756 --> 00:35:24,924
‫پزشک! به پزشک زنگ بزنید!
‫یه پزشک بیارید اینجا!

642
00:35:24,958 --> 00:35:28,628
‫نه، تام، اون کجاست؟ تام، بگو کجاست!

643
00:35:28,661 --> 00:35:30,196
‫زود باش.

644
00:35:30,230 --> 00:35:32,265
‫زود باش، تام، تام!

645
00:35:32,298 --> 00:35:34,434
‫تام، نه!

646
00:35:34,467 --> 00:35:37,203
‫بیچر افتاد.

647
00:35:37,237 --> 00:35:40,840
‫تکرار کن... بیچر افتاد.

648
00:35:40,874 --> 00:35:43,510
‫بکس، آروم باش. اینجا داریم چیکار می‌کنیم؟

649
00:35:43,543 --> 00:35:45,545
‫لیلی می‌میره، مگه اینکه رمز رو بشکنیم.

650
00:35:45,578 --> 00:35:47,747
‫الان باید همه‌چیز رو،
‫تک تک جزئیات رو، بررسی کنیم.

651
00:35:47,781 --> 00:35:49,549
‫یه چیزی رو از قلم انداختیم.

652
00:35:49,582 --> 00:35:52,552
‫خیلی خب، از کجا شروع کنیم؟

653
00:35:52,585 --> 00:35:54,263
‫بیچر این ضبط صدای لیلی رو پخش می‌کرد

654
00:35:54,287 --> 00:35:55,455
‫وقتی داشت با ون رانندگی می‌کرد.

655
00:35:55,488 --> 00:35:57,757
‫پس هر پیامی که برای خودش گذاشته،
‫ تو همون ضبطه.

656
00:35:57,791 --> 00:35:59,826
‫خب، اگه باشه، یه جوری رمزش کرده.

657
00:35:59,859 --> 00:36:01,771
‫و بدون یه جور کلید نمی‌شه رمز رو شکست.

658
00:36:01,795 --> 00:36:03,496
‫و نگم برات که ما قبلاً اینو

659
00:36:03,530 --> 00:36:05,465
‫از ده‌ها الگوریتم مختلف رد کردیم.

660
00:36:05,498 --> 00:36:07,009
‫- هیچ الگویی توش نیست.
‫- این کلید چقدر می‌تونه طولانی باشه؟

661
00:36:07,033 --> 00:36:08,768
‫اوه، مثل هر رمز عبور دیگه...

662
00:36:08,802 --> 00:36:10,904
‫یه سری حروف و اعداد.

663
00:36:10,937 --> 00:36:12,439
‫هر چیزی می‌تونه باشه.

664
00:36:12,472 --> 00:36:14,507
‫ممکنه کلید رو یه یادداشت چسبناک باشه؟

665
00:36:14,541 --> 00:36:16,676
‫خب، هر چی که لازم داریم تو این اتاقه.

666
00:36:16,710 --> 00:36:19,279
‫اگه تو این اتاق نباشه چی؟

667
00:36:19,312 --> 00:36:21,848
‫ "سونات مهتاب"...
‫بیچر داشت اینو زمزمه می‌کرد

668
00:36:21,881 --> 00:36:24,417
‫وقتی داشت تو ون به
‫نوار لیلی گوش می‌داد، درسته؟

669
00:36:24,451 --> 00:36:26,586
‫- آره.
‫- این باید یه معنی داشته باشه.

670
00:36:26,619 --> 00:36:30,457
‫- خب، ولی چی می‌تونه باشه...
‫- مثل یه رمز دیاتونیک.

671
00:36:30,490 --> 00:36:31,558
‫بگو... چی چی؟

672
00:36:31,591 --> 00:36:33,536
‫رمز دیاتونیک...
‫منظورم رمزنگاری موسیقیه.

673
00:36:33,560 --> 00:36:35,395
‫از هفت نت اصلی مقیاس موسیقی،

674
00:36:35,428 --> 00:36:36,963
‫ از A تا G، استفاده می‌کنه.

675
00:36:36,996 --> 00:36:40,500
‫یکم مال دوره ویکتوریاییه، ولی...

676
00:36:40,533 --> 00:36:43,269
‫کاملاً جواب می‌ده.

677
00:36:43,303 --> 00:36:45,805
‫پس هر نت

678
00:36:45,839 --> 00:36:48,942
‫با یه عدد مطابقت داره.

679
00:36:48,975 --> 00:36:52,879
‫A می‌شه 1، B می‌شه 2، و همین‌طور الی آخر.

680
00:36:52,912 --> 00:36:57,283
‫اوه، تو ون، بیچر "سونات مهتاب" رو
‫هی زمزمه می‌کرد.

681
00:36:57,317 --> 00:36:58,785
‫هی زمزمه می‌کرد.

682
00:36:58,818 --> 00:37:00,863
‫آره، وقتی داشت به ضبط صدای لیلی گوش می‌داد.

683
00:37:00,887 --> 00:37:04,024
‫درسته، مثل...

684
00:37:04,057 --> 00:37:07,627
‫- B، E، G.
‫- B، E، G.

685
00:37:07,660 --> 00:37:09,763
‫چیه؟ آهنگ معروفیه.

686
00:37:09,796 --> 00:37:11,398
‫چرا وقتی یه چیزی می‌دونم
‫همه تعجب می‌کنن؟

687
00:37:11,431 --> 00:37:12,599
‫وقتی یه چیزی می‌دونم همه تعجب می‌کنن؟

688
00:37:12,632 --> 00:37:14,601
‫B، E و G می‌شن 2، 5، 7.

689
00:37:14,634 --> 00:37:16,503
‫رمز تو ضبطه، مطمئنم.

690
00:37:16,536 --> 00:37:18,972
‫این می‌تونه کلید باز کردن همه‌چیز باشه،

691
00:37:19,005 --> 00:37:20,807
‫مثل... مثل یه... مثل یه کد پین.

692
00:37:20,840 --> 00:37:23,343
‫بهش اجازه می‌ده از یه حرف استفاده کنه
‫ولی یه حرف دیگه رو منظور داشته باشه.

693
00:37:23,376 --> 00:37:25,412
‫پس یادداشت‌های چسبناک
‫کمکی نمی‌کنن.

694
00:37:25,445 --> 00:37:27,614
‫می‌دونم پیچیده‌ست، ولی مثل یه زبونه.

695
00:37:27,647 --> 00:37:29,949
‫حتی با وجود اینکه حافظه‌اش رفته،
‫الگوهایی مثل این

696
00:37:29,983 --> 00:37:32,852
‫با حافظه عضلانی و تجربی قابل یادآوری هستن.

697
00:37:37,457 --> 00:37:39,592
‫من... من به کامپیوترم احتیاج دارم.

698
00:37:39,626 --> 00:37:42,429
‫خیلی خب، فرض کنیم بیچر تو مصاحبه‌اش

699
00:37:42,462 --> 00:37:43,963
‫ با لیلی پیام‌های کدگذاری شده
‫برای خودش گذاشته،

700
00:37:43,997 --> 00:37:48,868
‫می‌تونیم هر کلمه‌ای که گفته رو
‫با کلید 2-5-7 خودمون مقایسه کنیم و...

701
00:37:53,573 --> 00:37:55,775
‫خیلی خب، اوه، مشکلی نیست.

702
00:37:55,809 --> 00:38:00,814
‫اوه، فقط حرف اول هر کلمه رو امتحان می‌کنیم.

703
00:38:04,617 --> 00:38:06,619
‫بازم هیچی.

704
00:38:06,653 --> 00:38:10,090
‫اوه، خب، امم، حرف اول

705
00:38:10,123 --> 00:38:14,361
‫اولین کلمه هر سوالی که پرسید؟

706
00:38:18,498 --> 00:38:21,368
‫نه، اینم نیست.

707
00:38:21,401 --> 00:38:22,769
‫امم، باید امتحان کنیم...

708
00:38:22,802 --> 00:38:24,771
‫فقط صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن.

709
00:38:26,806 --> 00:38:29,442
‫خب، شاید داریم اشتباه به قضیه نگاه می‌کنیم.

710
00:38:31,044 --> 00:38:34,447
‫فرض کردیم بیچر سوال‌هایی که
‫می‌پرسید رو رمزگذاری کرده،

711
00:38:34,481 --> 00:38:35,915
‫ولی...

712
00:38:35,949 --> 00:38:38,551
‫اگه کدش رو تو حرف‌های
‫لیلی قایم کرده باشه چی؟

713
00:38:38,585 --> 00:38:40,020
‫اصلاً چطوری ممکنه؟

714
00:38:40,053 --> 00:38:42,055
‫باید می‌دونست اون چی می‌خواد بگه.

715
00:38:42,088 --> 00:38:43,556
‫جواب‌هاش رو از قبل نوشته بود.

716
00:38:43,590 --> 00:38:47,027
‫به خاطر همینه که تو تماس انقدر
‫عجیب غریب حرف می‌زد.

717
00:38:47,060 --> 00:38:48,595
‫بریم ببینیم چی می‌شه.

718
00:38:55,435 --> 00:38:57,537
‫حق با تو بود.

719
00:39:02,709 --> 00:39:04,711
‫- اینا...
‫- آره، آدرسن.

720
00:39:04,744 --> 00:39:06,813
‫- بزن بریم.
‫- دمت گرم، مورالس.

721
00:39:06,846 --> 00:39:08,682
‫- آره.
‫- همین الان راه بیفتید.

722
00:39:08,715 --> 00:39:10,684
‫آدرس رو براتون می‌فرستیم.

723
00:39:10,717 --> 00:39:13,186
‫هی، مورالس، تو هم با ما میای.

724
00:39:15,455 --> 00:39:17,457
‫لیلی جیکوبز؟

725
00:39:17,490 --> 00:39:19,693
‫لیلی، صدامون رو می‌شنوی؟

726
00:39:19,726 --> 00:39:22,729
‫- لیلی! لیلی!
‫- اونجاست! اونجاست!

727
00:39:22,762 --> 00:39:24,682
‫لیلی، می‌خوایم بیاریمت بیرون، باشه؟

728
00:39:36,609 --> 00:39:40,146
‫مامان! مامان!

729
00:39:40,180 --> 00:39:42,449
‫- خدای من.
‫- سلام عزیزم.

730
00:39:42,482 --> 00:39:44,617
‫ما اینجاییم.

731
00:39:44,651 --> 00:39:46,986
‫چی شده؟

732
00:39:47,020 --> 00:39:49,189
‫فقط نگاهش کن.

733
00:39:58,765 --> 00:40:01,634
‫- فردا همین موقع؟
‫- آره.

734
00:40:05,505 --> 00:40:07,674
‫فردا همین موقع.

735
00:40:15,048 --> 00:40:16,149
‫- هی.
‫- بیا تو.

736
00:40:16,182 --> 00:40:17,784
‫ممنون. چی شده؟

737
00:40:17,817 --> 00:40:20,854
‫پیامت مهم به نظر می‌رسید.
‫- آره.

738
00:40:20,887 --> 00:40:22,489
‫همه‌ی نوارها رو دیدم.

739
00:40:22,522 --> 00:40:24,024
‫ببخشید. نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

740
00:40:24,057 --> 00:40:26,593
‫ولی یه چیزی پیدا کردم که باید ببینی.

741
00:40:33,033 --> 00:40:35,935
‫برای امروز کافیه، شین.

742
00:40:35,969 --> 00:40:37,504
‫آره.

743
00:40:44,577 --> 00:40:46,079
‫چی حس می‌کنی؟

744
00:40:46,112 --> 00:40:49,082
‫- واقعاً خودشه؟
‫- آره.

745
00:40:49,115 --> 00:40:52,052
‫اون پسرتونه.

746
00:40:52,085 --> 00:40:53,219
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم؟

747
00:40:53,253 --> 00:40:55,522
‫خواهش می‌کنم، فقط یه بار.

748
00:40:55,555 --> 00:40:57,290
‫می‌دونی که نمی‌تونی.

749
00:41:17,143 --> 00:41:20,580
‫خیلی متاسفم، شین.

750
00:41:20,613 --> 00:41:22,115
‫باورم نمیشه پدرم اصلاً

751
00:41:22,148 --> 00:41:24,617
‫جزوی از این ماجرا باشه.

752
00:41:30,690 --> 00:41:32,025
‫اون مادرمه.

753
00:41:41,134 --> 00:41:43,803
‫خیلی خب، اولیور، منو کشوندی اینجا.

754
00:41:43,837 --> 00:41:45,705
‫قضیه چیه؟

755
00:41:45,739 --> 00:41:49,242
‫گفتی می‌خوای با رابطم ملاقات کنی.

756
00:41:49,275 --> 00:41:51,711
‫مامور ویژه هندرسون.

757
00:41:51,745 --> 00:41:53,980
‫باید درباره انفجار حرف بزنیم.

758
00:41:54,945 --> 00:42:14,945
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
