WEBVTT

00:00.548 --> 00:04.548
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:05.172 --> 00:06.572
آنچه گذشت

00:06.655 --> 00:07.655
‫اسمش "گودال" ه.

00:07.689 --> 00:08.872
‫خونه خطرناک‌ترین

00:08.896 --> 00:10.176
‫و خشن‌ترین جنایتکارای تاریخه،

00:10.310 --> 00:12.517
‫همه‌شون کسایی هستن که دنیا فکر می‌کنه مردن.

00:12.586 --> 00:14.379
‫یا حداقل تا قبل از انفجار اینطور بود.

00:15.931 --> 00:17.034
‫چند تا زندانی فرار کردن؟

00:17.103 --> 00:18.448
‫تعداد دقیقشون مشخص نیست.

00:18.517 --> 00:19.562
‫ولی شما اینجایید، مامور هندرسون،

00:19.586 --> 00:20.724
‫که به ما کمک کنید دستگیرشون کنیم.

00:20.793 --> 00:22.137
‫اونا کارایی با زندانیا کردن.

00:22.206 --> 00:23.689
‫- چه کارایی؟
‫- آزمایش.

00:23.758 --> 00:26.724
‫انفجاری که باعث فروپاشی گودال شد،
‫یه اتفاق نبود.

00:26.793 --> 00:28.137
‫یه فرار از زندان بود.

00:28.206 --> 00:29.527
‫یه چیزی بهم می‌گه

00:29.551 --> 00:30.931
‫که اودل داره خیلی چیزا رو دروغ می‌گه.

00:31.000 --> 00:32.137
‫اونا دارن سوال می‌پرسن.

00:32.206 --> 00:34.068
‫چرا نمی‌ذاری من نگران این موضوع باشم؟

00:46.379 --> 00:47.517
‫اوم.

00:51.541 --> 00:58.541
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:59.565 --> 01:03.565
‫.::: مترجم مرتضی راکی :::.

01:04.620 --> 01:05.827
‫اوه، آره.

01:59.689 --> 02:00.827
‫ایزکیل مالاک.

02:00.896 --> 02:03.862
‫دکتر ایزکیل مالاک. دکتر.

02:03.931 --> 02:06.793
‫به خاطر قتل بی‌رحمانه ۲۴ نفر بی‌گناه،

02:06.862 --> 02:09.068
‫ایالت بزرگ ایلینوی شما رو محکوم کرده

02:09.137 --> 02:12.137
‫به مرگ با تزریق سم.

02:12.206 --> 02:14.206
‫آخرین حرفات چیه؟

02:14.275 --> 02:16.344
‫بهت می‌گم آخرین حرفای اسکار وایلد چی بود.

02:16.413 --> 02:17.620
‫روی تخت مرگش بود.

02:17.689 --> 02:20.448
‫به کاغذ دیواری نگاه کرد و گفت،

02:20.517 --> 02:24.413
‫یا تو می‌ری، یا من می‌رم.

02:26.655 --> 02:30.896
‫آدمای بزرگ همیشه سوءتفاهم می‌شن.

03:03.103 --> 03:06.965
‫زمان مرگ: ۱:۳۰ بامداد.

03:07.034 --> 03:10.310
‫خدا روح تو رو بیامرزه.

03:55.862 --> 03:58.482
‫شروع کنیم.

03:58.551 --> 03:59.827
‫اسم من دکتر دالس هست.

03:59.896 --> 04:01.310
‫یه سری سوال ازت دارم.

04:01.379 --> 04:03.103
‫این چیه؟ من کجام؟

04:03.172 --> 04:06.137
‫اگه مادر سوزی بچه نداشته باشه،

04:06.206 --> 04:09.275
‫پس سوزی کیه؟

04:09.344 --> 04:11.241
‫این دیگه چه کوفتیه؟

04:11.310 --> 04:15.137
‫چرا تو زمستون یخ می‌زنه،

04:15.206 --> 04:16.931
‫و تو بهار شبنم؟

04:17.000 --> 04:19.344
‫داری چی می‌گی؟

04:19.413 --> 04:20.586
‫من کجام؟

04:23.620 --> 04:25.206
‫جواب منو بده.

04:25.275 --> 04:28.586
‫من کجام؟

04:30.965 --> 04:32.931
‫چه خبره؟

04:35.000 --> 04:37.275
‫من کجام؟

04:37.344 --> 04:39.379
‫من کجام؟

05:17.586 --> 05:20.344
‫آره، آره. نه، الان گرفتم.

05:20.413 --> 05:22.965
‫باشه.

05:23.034 --> 05:25.862
‫هی، گوش کن، بعدا بهت زنگ میزنم.

05:28.517 --> 05:30.206
‫یه کیک فنجونی، واقعا؟

05:30.275 --> 05:32.413
‫خب، یا اون بود یا پای مرنگ لیمو

05:32.482 --> 05:35.241
‫از کافه‌تریا، که می‌دونم ازش متنفری.

05:36.793 --> 05:39.965
‫ببین، الیور، من از این کارت ممنونم،

05:40.034 --> 05:43.448
‫ولی نمی‌تونم تو کیک فنجونی رو
‫روی میز من بذاری.

05:44.931 --> 05:47.344
‫خب، اول از همه، این یه کیک فنجونیه،
‫نه کیک فنجونی‌ها.

05:47.413 --> 05:50.241
‫و اینجوری نیست که برات گل خریده باشم.

05:50.310 --> 05:53.758
‫بکس، تولدته.

05:53.827 --> 05:55.241
‫فکر کردم یه قدردانی کوچیک

05:55.310 --> 05:58.448
‫در محدوده ادب حرفه‌ای قرار می‌گیره.

06:00.137 --> 06:01.413
‫ادب حرفه‌ای؟

06:01.482 --> 06:03.068
باشه؟ باشه

06:03.137 --> 06:04.206
‫باشه

06:04.275 --> 06:06.241
‫خب، با این حساب، پس چند بار

06:06.310 --> 06:09.689
‫کیک فنجونی رو روی میز اون یارو گذاشتی؟

06:12.310 --> 06:14.103
‫خب، اون یارو تازه وارده، پس...

06:14.172 --> 06:15.413
‫واقعا؟

06:20.068 --> 06:21.758
‫خیلی خب، باشه.

06:21.827 --> 06:23.827
‫حرفتو فهمیدم.

06:23.896 --> 06:25.586
‫کاملا حرفه‌ای.

06:25.655 --> 06:26.896
‫ممنون.

06:26.965 --> 06:29.000
‫هی، وایستا.

06:31.344 --> 06:34.689
‫ببین، این کل ماجرا، تو و من...

06:34.758 --> 06:37.103
‫من موقعیتی که توش گذاشتمت رو می‌فهمم،

06:37.172 --> 06:39.103
‫و قصد نداشتم که...

06:39.172 --> 06:40.758
‫- چیه؟
‫- هی، بچه‌ها، اینو ببینید.

06:40.827 --> 06:43.241
‫یه موقعیت مکانی از دکتر مالاک پیدا کردیم.

06:43.310 --> 06:45.103
‫به نظر میاد مورالس یه چیزی پیدا کرده.

06:47.931 --> 06:49.586
‫- مورالس، چی داریم؟
‫- یه رد آی‌اس‌پی.

06:49.655 --> 06:51.586
‫یه نفر تو سایت "شیکاگو تریبون"

06:51.655 --> 06:53.241
‫دنبال مقاله در مورد اعدام مالاک گشته.

06:53.310 --> 06:55.586
‫- خودش رو جستجو کرده؟
‫- ده بار خودش رو جستجو کرده.

06:55.655 --> 06:57.344
‫آدرس آی‌پی یه کتابخونه تو شیکاگوئه.

06:57.413 --> 06:59.275
‫- رفته خونه‌ش.
‫- ما تو ایالت اشتباهی هستیم.

06:59.344 --> 07:01.379
‫- بریم.
‫- دریافت شد.

07:06.482 --> 07:08.482
‫بفرمایید.

07:08.551 --> 07:11.310
‫شماها چقدر در مورد مالاک می‌دونید؟

07:11.379 --> 07:13.068
‫خب، من می‌دونم که خیلی دوست داره حرف بزنه.

07:13.137 --> 07:14.320
‫ظاهرا یه جورایی دکتر بوده

07:14.344 --> 07:15.586
‫قبل از اینکه تو گودال باشه.

07:15.655 --> 07:17.000
‫یه روانپزشک بیمارستان بود

07:17.068 --> 07:18.286
‫تا وقتی که معلوم شد

07:18.310 --> 07:20.000
‫داره بیمارا رو تو بخش مراقبت‌های ویژه می‌کشه.

07:20.068 --> 07:21.137
‫ "دکتر تاریکی."

07:21.206 --> 07:22.389
‫مالاک به قربانی‌هاش

07:22.413 --> 07:23.689
‫یه دوز کشنده دیگوکسین تزریق می‌کرد،

07:23.758 --> 07:25.689
‫یه دارویی که باعث ایست قلبی می‌شه.

07:25.758 --> 07:27.413
‫رسما ۲۴ تا قربانی به اسمش ثبت شده،

07:27.482 --> 07:28.931
‫ولی احتمالا خیلی بیشتره.

07:29.000 --> 07:30.562
‫همه قربانیاش رو تخت بیمارستان بودن.

07:30.586 --> 07:31.655
‫این یارو خیلی ترسوئه.

07:31.724 --> 07:33.324
‫خب، در واقع، اون یه خودشیفته بدخیم

07:33.379 --> 07:36.103
‫خیلی باهوشه که
‫یه عقده خدایی پیچیده داره، ولی...

07:36.172 --> 07:38.482
‫آره، اگه بخوای یه برچسب روش بذاری.

07:38.551 --> 07:40.965
‫انگیزه مالاک قدرت و کنترل بود،

07:41.034 --> 07:43.724
‫بنابراین به معنای واقعی کلمه،
‫اون تصمیم می‌گرفت که کدوم بیمارا زنده بمونن

07:43.793 --> 07:45.689
‫و کدوم بمیرن.

07:45.758 --> 07:47.482
‫این یه سفر ایگوی حسابی بود.

07:47.551 --> 07:49.010
‫حالا اون دوباره تو شهریه که ازش اومده،

07:49.034 --> 07:51.965
‫پس خیلی بهتر از ما اوضاع اونجا رو می‌دونه.

07:52.034 --> 07:53.965
‫- چقدر طول می‌کشه دوباره بکشه؟
‫- بهترین حدس؟

07:54.034 --> 07:55.206
‫اون الان داره شکار می‌کنه.

08:02.103 --> 08:03.965
‫از شما می‌خوام که سلامتی جسمی‌شو برگردونید،

08:04.034 --> 08:06.379
‫از طریق مسیح پروردگارمون،
‫اونو به خانوادش برگردونید.

08:06.448 --> 08:07.689
‫آمین.

08:15.379 --> 08:17.862
‫دکتر، ندیدم کِی اومدید تو.

08:19.586 --> 08:21.000
‫متاسفم، پدر.

08:21.068 --> 08:23.000
‫باید یه سری به بیمارمون بزنم.

08:40.140 --> 08:42.940
‫گروه شکار
‫قسمت چهارم

08:51.448 --> 08:54.275
‫- کتاب چطوره؟
‫- نمی‌شه خوندش.

08:54.344 --> 08:56.206
‫جامعه‌ستیزی مالاک
‫صفحه به صفحه‌ش رو گرفته.

08:56.275 --> 08:57.389
‫باورم نمی‌شه که تونسته اینقدر

08:57.413 --> 08:58.862
‫مدت طولانی مورد شک قرار نگیره.

08:58.931 --> 09:04.137
‫خب، ذات واقعی یه آدم می‌تونه
‫خیلی راحت از چشم دور بمونه.

09:04.206 --> 09:07.965
‫هی، صبح تو دفتر اودل دیدمت.

09:09.379 --> 09:10.862
‫تولدت مبارک.

09:10.931 --> 09:12.700
‫- یادآوری نکن.
‫- از تولدت خوشت نمیاد؟

09:12.724 --> 09:13.976
‫کسی هست که از تولدش خوشش بیاد؟

09:14.000 --> 09:15.241
‫من عاشقشم.

09:15.310 --> 09:17.275
‫امسال رفتیم فادرکرز.

09:17.344 --> 09:19.862
‫خیلی عالی بود.

09:19.931 --> 09:21.562
‫من به اودل چیزی که بهم گفتی رو نگفتم،

09:21.586 --> 09:22.734
‫اگه همین رو می‌خواستی بدونی.

09:22.758 --> 09:24.241
‫نمی‌خواستم.

09:24.310 --> 09:26.586
‫هی، اگه این دفعه کسی پرسید،

09:26.655 --> 09:29.448
‫ما از امنیت داخلی هستیم.

09:29.517 --> 09:32.448
‫تو اینا رو همینجوری تو جیبت

09:32.517 --> 09:33.551
‫هر جا می‌ری، با خودت می‌بری؟

09:33.620 --> 09:35.413
‫آره، دوست دارم آماده باشم.

09:35.482 --> 09:37.413
‫- اوه.
‫- بله!

09:37.482 --> 09:39.965
‫هی، بچه‌ها. مورالس یه چیزی داره.

09:40.034 --> 09:42.275
‫خیلی خب، من الان تصویر رو براتون می‌فرستم.

09:43.965 --> 09:45.310
‫این کِی بوده؟

09:45.379 --> 09:48.103
‫یه ساعت پیش، بیمارستان
‫یادبود زایون مرکز شهر.

09:48.172 --> 09:49.389
‫ما شناسایی داریم از کسی که باهاشه؟

09:49.413 --> 09:51.689
‫پدر روپرت اوبراین،
‫مسئول مراسم مذهبی بیمارستان.

09:51.758 --> 09:53.344
‫یه مسئول مراسم مذهبی رو دزدیده؟

09:53.413 --> 09:55.448
‫شما هنوز ۳۰ دقیقه
‫با فرودگاه اوهر فاصله دارید.

09:55.517 --> 09:56.838
‫خیلی زیاده؛ منظورم اینه که،
‫اینجوری نیست

09:56.862 --> 09:58.862
‫که اونو دزدیده باشه
‫که بتونه به گناهاش اعتراف کنه.

09:58.931 --> 10:01.620
‫یه باند فرودگاه نزدیک هست
‫که سیا ازش استفاده می‌کنه.

10:01.689 --> 10:02.689
‫من هماهنگش می‌کنم.

10:02.758 --> 10:04.103
‫چی در مورد اوبراین می‌دونیم؟

10:04.172 --> 10:05.562
‫- آیا تا حالا با مالاک برخورد داشته؟
‫- تا جایی که می‌دونیم نه،

10:05.586 --> 10:06.734
‫ولی ما داریم به خونه‌ی مسئول مراسم مذهبی

10:06.758 --> 10:08.113
‫ماشین پلیس می‌فرستیم فقط برای احتیاط

10:08.137 --> 10:09.596
‫- که شاید اونجا رفته باشن.
‫- باشه.

10:09.620 --> 10:12.172
‫خیلی خب. ممنون، جِن.

10:17.896 --> 10:20.448
‫قصد داری منو بکشی؟

10:20.517 --> 10:21.965
‫در عجبم، پدر، چند نفر رو

10:22.034 --> 10:24.413
‫دیدید که دارن می‌میرن، چند بار

10:24.482 --> 10:27.344
‫لحظه آخر نفس کشیدنشون حاضر بودید.

10:27.413 --> 10:30.689
‫حتما هزاران نفر.

10:30.758 --> 10:33.344
‫من زندگیمو وقف کمک به بیمارا کردم

10:33.413 --> 10:36.448
‫که تو این دنیا و دنیای دیگه رستگاری پیدا کنن.

10:36.517 --> 10:39.034
‫شما باور دارید که مرگشون نشونه‌ای بود

10:39.103 --> 10:42.344
‫از رفتن به یه جای بهتر،

10:42.413 --> 10:46.551
‫یه رهایی از رنج.

10:46.620 --> 10:50.241
‫فقط با دور انداختن ظرف‌های خاکی‌شون

10:50.310 --> 10:52.655
‫می‌تونن وارد ملکوت خدا بشن.

10:57.448 --> 11:00.344
‫منم قبلا همین باور رو داشتم،

11:00.413 --> 11:03.310
‫ولی درک خیلی محدودی

11:03.379 --> 11:06.827
‫از زندگی و مرگ داشتم.

11:06.896 --> 11:10.448
‫و یه روز...

11:14.241 --> 11:16.517
‫چشمام باز شد.

11:18.241 --> 11:19.620
‫مریم، مادر مسیح...

11:27.034 --> 11:28.310
‫ببخشید، امنیت داخلی.

11:28.379 --> 11:30.241
‫مسئول کیه؟

11:30.310 --> 11:32.172
‫هی، می‌شه یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟

11:32.241 --> 11:34.413
‫بچه‌ها، برید جلو.

11:34.482 --> 11:36.137
‫یه لیستی از همه کسایی که

11:36.206 --> 11:38.000
‫تو اون آپارتمان بودن رو می‌خوام.

11:38.068 --> 11:40.517
‫چه حیوونی این کارو می‌کنه؟

12:08.793 --> 12:10.862
‫خب، این شبیه کاری که
‫مالاک قبلا می‌کرد نیست.

12:10.931 --> 12:12.724
‫نه، این فرق داره.

12:12.793 --> 12:14.241
‫وقتی مالاک تو بیمارستان کار می‌کرد،

12:14.310 --> 12:16.896
‫مجبور بود قتل‌هاشو پنهون کنه،
‫از حاشیه نگاه کنه.

12:19.551 --> 12:21.931
‫اینجا، وقت گذاشته.

12:22.000 --> 12:23.965
‫از این کار لذت برده.

12:24.034 --> 12:26.827
‫خب دقیقا این یعنی چی؟

12:26.896 --> 12:28.241
‫یعنی داره تکامل پیدا می‌کنه.

12:39.448 --> 12:41.241
‫هی، مامان! تولدت مبارک.

12:41.310 --> 12:42.965
‫دوستت دارم. فقط می‌خواستم یه ذره از تول...

12:43.034 --> 12:44.551
‫- هی.
‫- یه ذره از تول...

12:44.620 --> 12:47.655
‫هی، چی شده؟

12:47.724 --> 12:49.275
‫بیا اینجا.

12:54.206 --> 12:56.206
‫فکر کردم باید بدونی که اودل دوباره دیشب

12:56.275 --> 12:58.758
‫از اون شماره ناشناس یه تماس دیگه داشت.

12:58.827 --> 13:01.137
‫همون کسی که در مورد انفجار بهش گفته بود؟

13:01.206 --> 13:02.286
‫خب، هنوز خط روشنه،

13:02.310 --> 13:04.344
‫که این یعنی هر کسی که تماس گرفته

13:04.413 --> 13:05.893
‫شک نداره که ما ازش خبر داریم.

13:05.931 --> 13:09.655
‫این... این خبر خوبه.

13:09.724 --> 13:11.103
‫خبر بد چیه؟

13:11.172 --> 13:14.379
‫تماس از یه جایی داخل
‫دفتر دادستان کل گرفته شده.

13:14.448 --> 13:16.517
‫فکر نمی‌کنی مالوری...

13:16.586 --> 13:17.931
‫نمی‌دونم.

13:18.000 --> 13:19.596
‫تماس ۱۰ ثانیه طول کشید و اودل

13:19.620 --> 13:21.206
‫خیلی عجله‌ای از پایگاه رفت.

13:21.275 --> 13:22.896
‫خب. کجا رفت؟

13:22.965 --> 13:24.793
‫اینم یه خبر بد دیگه.

13:24.862 --> 13:27.344
‫گوشیش رمزگذاری نظامی داره،

13:27.413 --> 13:30.482
‫که یعنی من نمی‌تونم از راه دور
‫هکش کنم یا ردیابیش کنم.

13:30.551 --> 13:32.148
‫چرا حس می‌کنم می‌خوای ازم بخوای

13:32.172 --> 13:33.655
‫یه کار خلاف انجام بدم؟

13:36.931 --> 13:38.689
‫این رو ۵ ثانیه به گوشیش وصل کن.

13:38.758 --> 13:40.758
‫همه اطلاعات جی‌پی‌اس رو می‌گیره

13:40.827 --> 13:42.286
‫و دقیقا می‌دونیم دیشب کجا بوده.

13:42.310 --> 13:44.241
‫دقیقا انتظار داری
‫من این کارو چجوری انجام بدم؟

13:44.310 --> 13:45.724
‫یه راهی پیدا می‌کنی.

13:45.793 --> 13:48.241
‫می‌خوای از همکار قبلیم سوءاستفاده کنم؟

13:48.310 --> 13:49.724
‫سوءاستفاده؟

13:49.793 --> 13:51.655
‫چیه؟ جاسوس روسی
‫تو یه فیلم درجه B شدی؟

13:51.724 --> 13:53.620
‫نه، اصلا این چیزی که من می‌گم نیست.

13:53.689 --> 13:56.275
‫چیزی که من می‌گم اینه که،
‫اگه حتی یه ذره احتمال داره

13:56.344 --> 13:57.941
‫که اون تو اون انفجار دستی داشته،

13:57.965 --> 14:01.034
‫باید بفهمیم چی رو داره پنهون می‌کنه.

14:01.103 --> 14:02.241
‫هی، مامورا.

14:06.413 --> 14:08.586
‫شماها باید اینو ببینید.

14:10.241 --> 14:13.724
‫فلورانس.

14:13.793 --> 14:14.827
‫بله.

14:14.896 --> 14:17.827
‫من آمادم.

14:17.896 --> 14:19.103
‫خیلی خب.

14:19.172 --> 14:21.793
‫مسئول مراسم مذهبی
‫روپرت اوبراین، مرد، ۷۶ سال سن.

14:21.862 --> 14:23.758
‫هنوز منتظر جواب کامل
‫آزمایش سم‌شناسی هستیم.

14:23.827 --> 14:26.448
‫علت اولیه مرگ،
‫آریتمی ناگهانی قلبی اعلام شده.

14:26.517 --> 14:27.769
‫در مورد سوختگی‌های روی سینه‌ش چی؟

14:27.793 --> 14:29.137
‫ایده‌ای دارید که علتش چی بوده؟

14:29.206 --> 14:31.758
‫هنوز نه، ولی هر چی که بوده،
‫دلیل مرگش نبوده.

14:31.827 --> 14:33.275
‫می‌خوای بگی شکنجه شده؟

14:33.344 --> 14:35.551
‫درسته. سوختگی‌ها قبل از مرگ بودن.

14:35.620 --> 14:38.896
‫آقای اوبراین اینجا به خاطر
‫سمیت شدید دیگوکسین کشته شده.

14:38.965 --> 14:43.137
‫اونقدر تو بدنش بوده که
‫یه فیل رو... دو بار بکشه.

14:43.206 --> 14:46.068
‫طفلک حتی بیشتر از
‫نفر قبلی هم تو بدنش بود.

14:46.137 --> 14:48.103
‫وایستا، چی؟ نفر قبلی؟

14:48.172 --> 14:50.655
‫به خاطر همینه که شما اینجایید، مگه نه؟

14:50.724 --> 14:52.206
‫اون اولین نفر نیست.

15:01.965 --> 15:03.827
‫دو تا قربانی تو یه هفته آزادی.

15:03.896 --> 15:06.000
‫هر دوتاشون پر از دیگوکسین شدن.

15:06.068 --> 15:07.586
‫حالا داره شکنجه‌شون می‌کنه.

15:07.655 --> 15:09.010
‫خب، برای قاتل‌های سریالی نایابه که

15:09.034 --> 15:12.724
‫کم کم شروع به میل بیشتر به تجربه کنن.

15:12.793 --> 15:14.551
‫همونطور که گفتی، داره تکامل پیدا می‌کنه.

15:14.620 --> 15:16.724
‫درسته.

15:16.793 --> 15:18.241
‫به جز...

15:20.275 --> 15:22.103
‫به جز چی؟

15:22.172 --> 15:25.206
‫خب، قبلا، مالاک آدما رو می‌کشت

15:25.275 --> 15:27.068
‫ولی اونا زجر نمی‌کشیدن.

15:27.137 --> 15:28.482
‫موضوع، تجربه اونا نبود.

15:28.551 --> 15:30.068
‫موضوع، کنترل دست مالاک بود.

15:30.137 --> 15:31.482
‫ولی الان انگار

15:31.551 --> 15:33.079
‫دنبال یه چیز کاملا متفاوته.

15:33.103 --> 15:34.543
‫هنوزم همونجوری داره می‌کشه،

15:34.586 --> 15:36.724
‫ولی الان یه شو بزرگتر ازش درمیاره.

15:36.793 --> 15:38.251
‫خب، چطور ما تا الان از این یارو خبر نداشتیم؟

15:38.275 --> 15:40.862
‫خوش اومدی به شیکاگو.

15:40.931 --> 15:42.931
‫تیم ما همه چیز ممکن رو داره بررسی می‌کنه،

15:43.000 --> 15:44.389
‫ولی ما نمی‌تونیم از اطلاعاتی که نداریم

15:44.413 --> 15:45.827
‫به خاطر حجم زیاد کار استفاده کنیم.

15:45.896 --> 15:48.103
‫این حرفو به مسئول مراسم مذهبی بزن.

16:05.413 --> 16:07.275
‫ببخشید، من...

16:07.344 --> 16:09.793
‫سیبتون داشت فرار می‌کرد.

16:09.862 --> 16:12.655
‫- شاید بخواید اینو بشورید.
‫- متوجه شدم.

16:12.724 --> 16:14.448
‫کمکی لازمه؟ متوجه شدم...

16:14.517 --> 16:15.793
‫آره، این کلید لعنتی هیچوقت کار نمی‌کنه.

16:15.862 --> 16:17.182
‫آره، دیدم اینجا داشتید تقلا می‌کردید.

16:17.206 --> 16:18.448
‫میشه یه لحظه؟

16:21.034 --> 16:23.103
‫آره، این یه کم مشکل داره.

16:23.172 --> 16:24.862
‫بفرمایید.

16:24.931 --> 16:26.206
‫و ولا.

16:30.379 --> 16:32.689
‫حتی یه تشکرم نکرد.

16:32.758 --> 16:34.896
‫فقط یکی از قربانیا از بیمارستان برداشته شده،

16:34.965 --> 16:37.379
‫ولی هیچکدومشون با روش قبلیش جور در نمیاد.

16:37.448 --> 16:38.655
‫آره، ولی الگو چیه؟

16:38.724 --> 16:39.896
‫چطور به هم مرتبط هستن؟

16:39.965 --> 16:43.241
‫به جز اینکه تنها تو شیکاگو زندگی می‌کردن.

16:43.310 --> 16:44.551
‫همینه.

16:44.620 --> 16:46.344
‫هر کدوم از قربانیا تنها زندگی می‌کردن.

16:46.413 --> 16:48.172
‫مالاک می‌دونست که با اونا وقت داره

16:48.241 --> 16:50.068
‫که اونجوری که می‌خواد بکشتشون.

16:50.137 --> 16:52.689
‫همونطور که گفتی، اون از این
‫تجربه بیشتر می‌خواست.

16:52.758 --> 16:54.217
‫آره، ولی اون حداقل یه بار
‫باید باهاشون برخورد می‌داشت

16:54.241 --> 16:57.482
‫که بدونه تنها زندگی می‌کنن.

16:57.551 --> 17:01.517
‫در مورد کتابخونه چی،

17:01.586 --> 17:04.448
‫جایی که اولین بار مالاک رو دیدیم؟

17:04.517 --> 17:06.724
‫هر دو قربانی کمتر از ۱۰ بلوک فاصله داشتن.

17:06.793 --> 17:08.344
‫شاید اونجا دنبال قربانی می‌گشته.

17:08.413 --> 17:10.896
‫ما هیچوقت دوربین مداربسته
‫ روزهای قبل رو چک نکردیم، مگه نه؟

17:10.965 --> 17:12.458
‫چون فقط فرض کردیم که اون اولین باری بوده

17:12.482 --> 17:14.137
‫که مالاک تو اون کتابخونه بوده.

17:14.206 --> 17:15.965
‫چی می‌شد اگه اینطور نبود؟

17:16.034 --> 17:17.620
‫کارت عالی بود، شین.

17:17.689 --> 17:19.148
‫چرا شماها تصاویر کتابخونه رو

17:19.172 --> 17:20.862
‫برای چند روز قبل‌تر چک نمی‌کنید؟

17:20.931 --> 17:23.724
‫من باید این تماس رو بگیرم.
‫زود برمی‌گردم.

17:29.482 --> 17:31.000
‫- هی.
‫- الیور.

17:31.068 --> 17:33.896
‫فقط می‌خواستم یه خبری بگیرم. اوضاع چطوره؟

17:33.965 --> 17:36.068
‫ما تو یه هتل مرکز شهر مستقر شدیم.

17:36.137 --> 17:37.931
‫مالاک اومد خونه چون اینجا راحته،

17:38.000 --> 17:39.344
‫و قرار نیست شهر رو ترک کنه.

17:39.413 --> 17:41.344
‫فقط به یه راهی نیاز داریم که ازش جلو بزنیم.

17:41.413 --> 17:43.586
‫آره، نه، من در مورد قربانی اول شنیدم.

17:43.655 --> 17:45.172
‫هیچ راهی برای ما وجود نداشت که بدونیم.

17:45.241 --> 17:47.482
‫پلیس شیکاگو هنوز
‫یه گزارش رسمی ثبت نکرده.

17:47.551 --> 17:48.631
‫آره، می‌دونم که ما نمی‌تونیم

17:48.655 --> 17:50.172
‫با اطلاعاتی که نداریم کار کنیم،

17:50.241 --> 17:52.458
‫ولی من نمی‌تونم از آدم‌ها در برابر قاتل‌هایی
‫که نمی‌شناسم محافظت کنم.

17:52.482 --> 17:55.137
‫گوش کن، واقعیت اینه که، تا وقتی که

17:55.206 --> 17:57.793
‫کل این زندان رو حفاری نکنیم،
‫نمی‌دونیم کی بیرون اومده

17:57.862 --> 17:59.655
‫و کی هنوز اون زیر دفنه.

17:59.724 --> 18:01.764
‫ولی بهت قول می‌دم،
‫ما داریم از همه ابزارهای موجود

18:01.827 --> 18:04.551
‫برای NSA و CIA استفاده می‌کنیم
‫تا همه زندانی‌هایی که

18:04.620 --> 18:07.275
‫هنوز حسابشون نیومده رو
‫جستجو کنیم، باشه؟

18:07.344 --> 18:08.793
‫و من تو رو می‌شناسم.

18:08.862 --> 18:11.068
‫تو داری هر کاری که می‌تونی انجام می‌دی.

18:11.137 --> 18:13.724
‫و هی، گوش کن، فقط می‌خواستم دوباره بگم،

18:13.793 --> 18:15.482
‫متاسفم بابت قبل.

18:15.551 --> 18:17.724
‫منظورم اینه که، خیلی خودتو...

18:17.793 --> 18:19.068
‫خیلی واضح کردی.

18:19.137 --> 18:23.586
‫فقط، ما قبلا خیلی برای هم مهم بودیم و...

18:23.655 --> 18:28.586
‫الیور، ببین، سال‌ها پیش بود، باشه؟

18:28.655 --> 18:30.172
‫ما همکار بودیم.

18:30.241 --> 18:33.241
‫اتفاقاتی افتاد.

18:33.310 --> 18:35.517
‫ما رفتیم ردش کردیم، پس بیا فقط ادامه بدیم

18:37.310 --> 18:39.586
‫متوجه شدم.

18:39.655 --> 18:42.034
‫خب، ما رو از پیشرفتتون باخبر کنید.

18:42.103 --> 18:43.965
‫ما آماده‌ایم.

18:57.448 --> 18:58.689
‫گرفتیمش. سه روز پیش.

18:58.758 --> 19:00.137
‫داره چیکار می‌کنه؟

19:00.206 --> 19:01.458
‫کلی کامپیوتر عمومی روشن هست.

19:01.482 --> 19:02.734
‫چرا از اون استفاده می‌کنه
‫و خودشو به گرفتار شدن می‌ندازه؟

19:02.758 --> 19:04.286
‫شاید دنبال چیزی می‌گرده که نمی‌شه

19:04.310 --> 19:06.517
‫تو سرور عمومی پیداش کرد.

19:09.965 --> 19:12.172
‫مورالس، اون کتابخونه کتابشو داره؟

19:12.241 --> 19:15.827
‫دارم چک می‌کنم. یه نسخه، آره.

19:15.896 --> 19:17.379
‫فکر می‌کنی داره دنبال آدمایی می‌گرده

19:17.448 --> 19:18.655
‫که کتابشو امانت گرفتن؟

19:18.724 --> 19:20.655
‫اه. این یارو خیلی رو مخه.

19:20.724 --> 19:21.907
‫نمی‌فهمم. چرا اونا رو هدف قرار می‌ده؟

19:21.931 --> 19:23.413
‫آه، چون فکر می‌کنه نجات دهنده‌ست.

19:23.482 --> 19:24.700
‫و کی بیشتر از کسی که

19:24.724 --> 19:25.872
‫یه کتاب در مورد غم و اندوه امانت گرفته،
‫به نجات دهنده نیاز داره؟

19:25.896 --> 19:26.793
‫اه.

19:26.862 --> 19:29.896
‫آره، اون خیلی رو مخه.

19:29.965 --> 19:31.310
‫بکس، حق با تو بود.

19:31.379 --> 19:32.838
‫هر دو قربانیمون
‫کتاب مالاک رو امانت گرفته بودن.

19:32.862 --> 19:34.206
‫کارت عالی بود.

19:34.275 --> 19:36.517
‫یه لیستی از همه کسایی که
‫این کتاب رو امانت گرفتن تهیه کنید.

19:36.586 --> 19:38.424
‫خیلی خب، ما آدرس‌های
‫سمت جنوب رو برمی‌داریم.

19:38.448 --> 19:39.734
‫مورالس، چند تا ماشین پلیس

19:39.758 --> 19:41.079
‫بفرست یه حال و احوالی از بقیه بگیرن.

19:41.103 --> 19:42.482
‫باشه. الان می‌فرستمشون.

19:49.034 --> 19:50.965
‫خانم فولمر، اینجا پلیس شیکاگوئه!

19:54.862 --> 19:56.068
‫خانم فولمر؟

19:58.724 --> 20:00.137
‫امنه.

20:02.241 --> 20:05.724
‫رفتن. همین الان یه آمبولانس خبر کن!

20:05.793 --> 20:07.862
‫ما تونستیم دیگوکسین تو بدنش رو خنثی کنیم

20:07.931 --> 20:09.206
‫و وضعیتشو ثابت کنیم،

20:09.275 --> 20:11.068
‫ولی تو یه وضعیت فوق‌العاده شکننده‌ست.

20:11.137 --> 20:12.137
‫چیزی گفته؟

20:12.206 --> 20:13.724
‫هیچی که معنی خاصی داشته باشه.

20:13.793 --> 20:16.655
‫ولی راستش، اینکه هنوز زنده ست یه معجزه‌ست.

20:16.724 --> 20:18.758
‫انگار یه روح دیده.

20:18.827 --> 20:21.034
‫باید باهاش صحبت کنیم.

20:21.103 --> 20:23.793
‫ببینید، من می‌دونم
‫شماها همتون یه وظیفه‌ای دارید،

20:23.862 --> 20:25.310
‫ولی اون زن خیلی سختی کشیده،

20:25.379 --> 20:27.068
‫و الان، اون بیمار منه.

20:27.137 --> 20:28.493
‫اون وضعیتی نداره که با کسی صحبت کنه.

20:28.517 --> 20:29.734
‫نمی‌خوام بی‌رحم به نظر بیام،

20:29.758 --> 20:31.182
‫ولی دولت ایالات متحده اصرار داره

20:31.206 --> 20:33.413
‫که ما بریم تو.

20:33.482 --> 20:35.620
‫نه ما نه. فقط من.

20:35.689 --> 20:36.793
‫بذارید تنها باهاش صحبت کنم.

20:39.689 --> 20:40.689
‫باشه.

20:45.793 --> 20:47.137
‫ممنون.

20:52.275 --> 20:59.275
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:04.275 --> 21:05.275
‫خانم فولمر؟

21:09.689 --> 21:12.896
‫من مامور ویژه ربکا هندرسون هستم

21:12.965 --> 21:17.172
‫و من اون مردی که
‫بهت آسیب زده رو می‌گیرم، باشه؟

21:17.241 --> 21:20.103
‫ولی می‌خوام یه چند تا سوال ازتون بپرسم.

21:20.172 --> 21:21.241
‫مشکلی نیست؟

21:27.379 --> 21:28.931
‫می‌تونید بهم بگید چی شد؟

21:31.793 --> 21:34.724
‫دوباره و دوباره.

21:34.793 --> 21:38.103
‫اون دوباره و دوباره این کارو کرد.

21:38.172 --> 21:41.689
‫چی کار کرد، خانم فولمر؟ دوباره چی کار کرد؟

21:41.758 --> 21:46.586
‫می‌خواست بدونه هر دفعه چی می‌دیدم.

21:48.931 --> 21:51.172
‫هر دفعه چی؟

21:51.241 --> 21:52.793
‫هر دفعه که منو می‌کشت.

21:59.000 --> 22:00.413
‫کمکم کنید.

22:00.482 --> 22:03.620
‫نمی‌خوام بمیرم! نمی‌خوام بمیرم!

22:03.689 --> 22:05.827
‫نمی‌خوام دوباره بمیرم!

22:15.620 --> 22:17.275
‫داره زنده شون می‌کنه.

22:17.344 --> 22:18.562
‫چی؟ داری در مورد چی صحبت می‌کنی؟

22:18.586 --> 22:19.941
‫جای سوختگی روی سینه اون و اوبراین،

22:19.965 --> 22:21.125
‫از دستگاه شوک قلبی هست.

22:21.172 --> 22:22.689
‫مالاک قلبشون رو با استفاده
‫از دیگوکسین متوقف می‌کنه

22:22.758 --> 22:24.148
‫فقط برای اینکه این تجربه
‫نزدیک به مرگ رو بهشون بده

22:24.172 --> 22:25.251
‫و بعد با دستگاه شوکر زنده شون می‌کنه،

22:25.275 --> 22:26.689
‫فقط برای اینکه دوباره
‫و دوباره این کارو انجام بده.

22:26.758 --> 22:27.965
‫آخه چرا باید این کارو بکنه؟

22:28.034 --> 22:29.793
‫چون گودال این کارو باهاش کرده.

22:32.379 --> 22:34.103
‫باید آپارتمان آدلاید رو ببینم.

22:40.931 --> 22:42.068
‫خب، به این گوش کنید.

22:42.137 --> 22:43.655
‫"به محض اینکه گیجی اولیه اش برطرف شد،

22:43.724 --> 22:45.344
‫"زندانی D37 آرامش،

22:45.413 --> 22:47.275
‫"تقریبا یه حالت نشاط آور
‫در وضعیت ذهنی خود نشان داد.

22:47.344 --> 22:49.286
‫"او باور داشت که یه لحظه
‫وضوح الهی رو تجربه کرده

22:49.310 --> 22:50.379
‫"وقتی قلبش ایستاد،

22:50.448 --> 22:52.517
‫ "و به دنبال اون
‫یه معجزه رستاخیز اتفاق افتاد."

22:52.586 --> 22:54.551
‫خب، اگه اون قبل از رفتن
‫به گودال عقده خدایی نداشت،

22:54.620 --> 22:56.758
‫الان که حسابی داره.

22:56.827 --> 22:58.862
‫این از فرم پذیرش اون از گوداله،

22:58.931 --> 23:01.137
‫که توسط یه دکتر دالس نوشته شده.

23:01.206 --> 23:03.000
‫این اسم براتون آشناست؟

23:03.068 --> 23:04.448
‫نه واقعا.

23:04.517 --> 23:06.586
‫منظورم اینه که، تقریبا
‫مطمئنم قبل از دوران من رفته بود.

23:06.655 --> 23:07.965
‫مثلا، بازنشسته شده یا فوت کرده؟

23:08.034 --> 23:09.389
‫چون اگه بتونیم دالس رو پیدا کنیم...

23:09.413 --> 23:11.551
‫تقریبا مطمئنم که... که مُرده.

23:11.620 --> 23:14.862
‫حداقل این چیزیه که من شنیدم.

23:14.931 --> 23:16.531
‫خب، مالاک می‌دونه که ما بهش مشکوک شدیم

23:16.586 --> 23:18.389
‫و اونقدر باهوشه که برای
‫قتل بعدیش الگو رو عوض کنه،

23:18.413 --> 23:19.758
‫پس به یه رویکرد جدید نیاز داریم.

23:19.827 --> 23:22.068
‫مردم محلی دم صحنه جرم ایستادن.

23:22.137 --> 23:24.724
‫اوضاع آرومه، پس می‌تونیم بریم
‫تو و یه نگاهی بندازیم.

23:27.310 --> 23:29.182
‫خب، اونا هنوز کار بررسی
‫آپارتمان رو تموم نکردن.

23:29.206 --> 23:30.758
‫ولی اولین مامورایی که اونجا بودن گفتن

23:30.827 --> 23:33.655
‫که اونو اینجا، نیمه هوشیار، دیدن

23:33.724 --> 23:35.517
‫و در پشتی باز بود.

23:35.586 --> 23:37.724
‫پس مالاک صدای پلیس رو می‌شنوه

23:37.793 --> 23:40.206
‫وقتی داره سعی می‌کنه
‫یه دوز کشنده دیگوکسین تزریق کنه،

23:40.275 --> 23:42.172
‫فرار می‌کنه، از در پشتی فرار می‌کنه.

23:42.241 --> 23:43.413
‫دوربینی هم بود؟

23:43.482 --> 23:44.842
‫نه، هیچ دوربینی تو این منطقه نیست،

23:44.896 --> 23:45.976
‫شانسی هم با شاهدها نداشتیم.

23:46.034 --> 23:47.413
‫مالاک کنترل رو دوست داره.

23:47.482 --> 23:48.803
‫قربانیاشو به خونه‌شون برمی‌گردونه

23:48.827 --> 23:49.896
‫که بتونه وقت بذاره.

23:49.965 --> 23:51.310
‫ولی این یکی، کار خراب می‌شه.

23:51.379 --> 23:52.758
‫یه نفر مزاحمش می‌شه.

23:52.827 --> 23:54.068
‫فرار می‌کنه.

23:54.137 --> 23:55.620
‫الان به چی فکر می‌کنه؟

23:55.689 --> 24:00.068
‫بیمارستان گفت مالاک
‫یه جعبه دیگوکسین دزدیده، درسته؟

24:00.137 --> 24:01.458
‫پس من دقیقا می‌دونم به چی فکر می‌کنه.

24:01.482 --> 24:03.000
‫به بیشتر نیاز داره.

24:03.068 --> 24:04.665
‫اگه قراره به کشتن ادامه بده،
‫باید دوباره ذخیره کنه.

24:04.689 --> 24:06.689
‫و تنها جایی که می‌شه
‫دیگوکسین گیر آورد بیمارستانه.

24:06.724 --> 24:08.758
‫مشکل اینه که بیش از صد تا تو شیکاگو هست.

24:08.827 --> 24:10.068
‫خب چطور محدودش کنیم؟

24:10.137 --> 24:11.355
‫خب، اون ناامیده، پس احتمالا می‌ره

24:11.379 --> 24:12.620
‫سراغ اولین جایی که می‌بینه.

24:12.689 --> 24:13.941
‫نزدیک‌ترین بیمارستان وست جنرال هست،

24:13.965 --> 24:15.241
‫حدود پنج بلوک فاصله داره.

24:15.310 --> 24:16.551
‫- بریم.
‫- گرفتم.

24:29.137 --> 24:30.931
‫DHS. دفتر حفاظتیتون کجاست؟

24:31.000 --> 24:33.000
‫- طبقه بالا.
‫- راهنمایی کن.

24:33.068 --> 24:34.827
‫روی ارتباط بمونید. گرفتم.

24:37.793 --> 24:39.034
‫الان با حفاظت هستم.

24:39.103 --> 24:40.463
‫می‌خوایم شروع به بررسی دوربین‌ها کنیم.

24:40.517 --> 24:42.448
‫به محض اینکه به یه نخ برسیم
‫بهتون خبر می‌دم.

24:42.517 --> 24:43.827
‫ICU رو بررسی کن.

24:43.896 --> 24:47.000
‫کد نقره‌ای. تکرار می‌کنم، کد نقره‌ای.

24:47.068 --> 24:49.482
‫تکرار می‌کنم، کد نقره‌ای.

24:49.551 --> 24:51.068
‫امنیت داخلی. چی شده؟

24:51.137 --> 24:52.551
‫چاقو خورده.

24:52.620 --> 24:54.344
‫یه نفر تو اتاق دارو بهش حمله کرده.

24:54.413 --> 24:55.862
‫اون اینجاست. بخش قلب.

24:55.931 --> 24:57.344
‫دیگوکسین رو گرفته. گرفتم.

24:57.413 --> 24:59.251
‫شین، بچرخ و ما هر طبقه رو بررسی می‌کنیم.

24:59.275 --> 25:01.344
‫در حال تعقیب. راه پله جنوب غربی.

25:01.413 --> 25:03.000
‫بکس، منتظرم باش.

25:03.068 --> 25:05.517
‫نیروهای امنیتی رو می‌فرستم خروجی‌های
‫طبقه همکف رو پوشش بدن.

25:05.586 --> 25:07.206
‫بکس، من دارم میام پایین.

25:07.275 --> 25:09.310
‫فکر می‌کنم از در پشتی رفته بیرون.

25:18.827 --> 25:20.793
‫بکس. بکس، کجایی؟

25:20.862 --> 25:23.000
‫بکس، یه موقعیت بده.

26:14.344 --> 26:16.241
‫اینجایی.

26:18.137 --> 26:21.310
‫تقریبا مطمئنم که از قبل می‌دونی

26:21.379 --> 26:23.758
‫که امشب قراره بمیری،

26:23.827 --> 26:26.793
‫ولی چیزی که هنوز نمی‌فهمی

26:26.862 --> 26:29.586
‫هدیه‌ایه که قراره دریافت کنی.

26:31.379 --> 26:32.448
‫نه، نه، نه!

26:40.448 --> 26:42.241
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام اینه که،

26:42.310 --> 26:46.034
‫لطفا در مورد چیزی که
‫تو نور می‌بینی صادق باش.

27:37.517 --> 27:39.172
‫- بکس رو گرفته.
‫- این چطور اتفاق افتاد؟

27:39.241 --> 27:40.724
‫شما سه نفر بودید.

27:40.793 --> 27:42.148
‫ما برای پوشش بیشتر
‫منطقه تو بیمارستان از هم جدا شدیم.

27:42.172 --> 27:43.551
‫هیچوقت نباید این اتفاق می‌افتاد.

27:43.620 --> 27:44.838
‫خیلی درسته که نباید این اتفاق می‌افتاد!

27:44.862 --> 27:46.217
‫فکر می‌کنی داری با کی حرف می‌زنی؟

27:46.241 --> 27:47.803
‫می‌تونی هر چقدر می‌خوای منو سرزنش کنی،
‫ولی تنها چیزی که الان مهمه

27:47.827 --> 27:49.689
‫پیدا کردن بکسه.
‫خیلی خب، خیلی خب، بچه‌ها، بچه‌ها.

27:49.758 --> 27:52.068
‫ما همه‌مون یه چیز می‌خوایم، درسته؟

27:52.137 --> 27:54.137
‫الان، مالاک اونقدر باهوش بود
‫که گوشیشو جا بذاره،

27:54.206 --> 27:55.517
‫و این یه شهر خیلی بزرگه.

27:55.586 --> 27:57.344
‫پس حتی اگه به تک تک آدرس‌هایی که

27:57.413 --> 27:59.344
‫قبلا بهش مرتبط بودن بریم،
‫ما فقط دو نفریم،

27:59.413 --> 28:00.493
‫و به اندازه کافی سریع نخواهیم بود.

28:00.517 --> 28:02.137
‫عکس بکس رو برای پلیس شیکاگو بفرستید.

28:02.206 --> 28:03.827
‫- بهشون زنگ بزنید و در جریان بذارید.
‫- یه لحظه.

28:03.896 --> 28:05.665
‫باهات موافقم، ولی دادستان کل
‫هیچوقت قبول نمی‌کنه.

28:05.689 --> 28:08.172
‫من از پس دادستان کل برمیام!

28:08.241 --> 28:10.724
‫این بکسه.

28:10.793 --> 28:12.413
‫ما هر کاری که لازم باشه انجام می‌دیم.

28:55.379 --> 28:56.724
‫خوش برگشتی.

28:59.379 --> 29:00.793
‫من مامور FBI هستم.

29:00.862 --> 29:02.724
‫یه... یه تیمی از آدما

29:02.793 --> 29:04.310
‫اون بیرون دنبال منن.

29:04.379 --> 29:06.103
‫می‌دونم کی هستی.

29:06.172 --> 29:09.482
‫راستش، این... خیلی هیجان‌انگیزه.

29:11.896 --> 29:13.517
‫هیجان‌انگیز.

29:16.724 --> 29:18.758
‫ولی حق با شماست.

29:18.827 --> 29:22.310
‫وقت زیادی نداریم.

29:22.379 --> 29:24.379
‫وقت زیاد برای چی؟

29:24.448 --> 29:26.793
‫یه پیشرفت.

29:26.862 --> 29:28.620
‫تو لحظات بعد از مرگ بالینی،

29:28.689 --> 29:30.103
‫یه انفجار فعالیت وجود داره

29:30.172 --> 29:33.448
‫تو مرکز یادآوری حافظه مغزمون.

29:33.517 --> 29:37.068
‫به‌ویژه تو یادآوری حافظه احساسی، درست...

29:37.137 --> 29:38.896
‫همین جا.

29:43.586 --> 29:45.137
‫می‌خوای یه چیزی رو به یاد بیارم؟

29:45.206 --> 29:46.620
‫می‌خوام یه چیزی رو به یاد بیاری؟

29:46.689 --> 29:47.689
‫نه، نه، نه، نه.

29:47.758 --> 29:48.941
‫نه، موضوع این نیست که من چی می‌خوام.

29:48.965 --> 29:51.310
‫موضوع اینه که تو به چی نیاز داری.

29:51.379 --> 29:54.517
‫ببین، تو زندگی، ما دیوار می‌کشیم.

29:54.586 --> 29:58.241
‫حقیقت‌ها رو دفن می‌کنیم، حتی از خودمون.

29:58.310 --> 30:03.275
‫ولی تو مرگ، ذهنمون بالاخره
‫می‌تونه صادق باشه.

30:03.344 --> 30:08.206
‫تو اون لحظات آخر،
‫یه چیزی بهمون نشون داده می‌شه.

30:08.275 --> 30:11.482
‫به ما نشون داده می‌شه
‫که چی برامون از همه مهم‌تره،

30:11.551 --> 30:14.275
‫چیزی که بیشتر بهش نیاز داریم.

30:14.344 --> 30:19.137
‫مثل یه هدیه نهایی از ناخودآگاهه.

30:19.206 --> 30:25.275
‫ذهنت یه چیزی رو بهت نشون داد، مگه نه؟

30:25.344 --> 30:26.931
‫بله.

30:27.000 --> 30:30.620
‫بله، نشون داد. همونجاست.

30:30.689 --> 30:31.896
‫پس...

30:33.517 --> 30:37.965
‫مامور ویژه هندرسون،

30:38.034 --> 30:39.965
‫وقتی مردی چی دیدی؟

30:44.931 --> 30:46.389
‫اون این شهر رو خیلی بهتر از ما می‌شناسه.

30:46.413 --> 30:47.793
‫الان می‌دونه که ما داریم میایم.

30:47.862 --> 30:49.251
‫غیر ممکنه که بکس رو به هیچ جایی که

30:49.275 --> 30:50.862
‫که بهش مرتبط باشیم.

30:50.931 --> 30:53.172
‫خب، بکس گفت که داره...
‫داره تکامل پیدا می‌کنه، درسته؟

30:53.241 --> 30:55.034
‫می‌خواد باهاش وقت بگذرونه.

30:55.103 --> 30:56.286
‫پس هر جا که ببرتش، باید

30:56.310 --> 30:57.734
‫یه جای شخصی باشه،
‫یه جایی که بتونه کنترل کنه.

30:57.758 --> 30:59.458
‫منظورم اینه که، همه قربانی‌های قبلیش
‫از وقتی از گودال فرار کرده،

30:59.482 --> 31:01.000
‫به خونه‌شون برگردونده شدن.

31:01.068 --> 31:03.379
‫درسته، مشکل اینه که بکس خونه نداره.

31:03.448 --> 31:04.758
‫نه، ولی یه اتاق هتل داره.

31:06.448 --> 31:07.517
‫هی، شین.

31:07.586 --> 31:08.827
‫سلام، مورالس.

31:08.896 --> 31:10.286
‫آره، ازت می‌خوایم هر چیزی که

31:10.310 --> 31:12.379
‫می‌تونی در مورد هتلمون...
‫آره، تصاویر امنیتی،

31:12.448 --> 31:15.379
‫دوربین‌های ترافیکی،
‫هر چی که داری رو بررسی کنی.

31:15.448 --> 31:17.896
‫فکر می‌کنیم مالاک بکس رو
‫به اتاقش برگردونده.

31:17.965 --> 31:19.068
‫حق با شما بود.

31:19.137 --> 31:20.655
‫مالاک اونقدر باهوش بود که
‫از دوربین مداربسته اجتناب کنه،

31:20.724 --> 31:23.241
‫ولی کلید اتاق بکس
‫ ۱۵ دقیقه پیش کشیده شده.

31:23.310 --> 31:24.689
‫بجنبید، بچه‌ها.

31:26.413 --> 31:29.758
‫ما الان پلیس محلی و نیروهای اورژانس رو
‫به اتاق هتل می‌فرستیم.

31:29.827 --> 31:31.344
‫امیدوارم بهشون نیازی نباشه.

31:33.241 --> 31:36.103
‫خیلی عجیبه، مگه نه، که تو روز تولدت بمیری؟

31:36.172 --> 31:39.551
‫یه چیزی به‌طرز شگفت‌انگیزی
‫متقارن در موردش هست.

31:39.620 --> 31:44.413
‫و تعجب می‌کنم که آیا این کسیه که دیدی.

31:44.482 --> 31:46.689
‫تولدت مبارک. دوستت دارم.

31:46.758 --> 31:48.320
‫فقط می‌خواستم
‫یه کم عشق تولد برات بفرستم.

31:48.344 --> 31:49.620
‫خاموشش کن، لطفا.

31:49.689 --> 31:50.803
‫می‌دونم که دوست نداری جشن بگیری،

31:50.827 --> 31:52.931
‫ولی به نظر من... خاموشش کن.

31:53.000 --> 31:55.172
‫- شبیه تو نیست.
‫- خاموشش کن!

31:58.724 --> 32:00.344
‫شاید اون کسی نباشه که دیدی.

32:00.413 --> 32:02.137
‫چقدر جالب.

32:02.206 --> 32:06.758
‫همونقدر حقیقت تو چیزی که نمی‌بینیم هست
‫که تو چیزی که می‌بینیم.

32:08.827 --> 32:10.551
‫حقیقت رو می‌خوای، مالاک؟

32:10.620 --> 32:12.655
‫تصورات نزدیک به مرگ چیزی بیشتر

32:12.724 --> 32:14.206
‫از عملکردهای عادی مغز
‫که دچار مشکل شدن نیست،

32:14.275 --> 32:17.482
‫پس هر هدیه‌ای که تو گودال گرفتی،

32:17.551 --> 32:19.448
‫بی‌معنی بود.

32:19.517 --> 32:22.862
‫یه توهم خالی بود که تو...

32:26.689 --> 32:28.275
‫کاری که من اینجا انجام می‌دم به عنوان

32:28.344 --> 32:30.931
‫مهم‌ترین و بزرگ‌ترین درک

32:31.000 --> 32:35.482
‫از روانشناسی انسان
‫از زمان زیگموند فروید ثبت خواهد شد.

32:41.172 --> 32:43.275
‫می‌دونی، این می‌تونه
‫ یه تجربه خیلی معنادار باشه

32:43.344 --> 32:46.241
‫اگه به خودت اجازه بدی که صادق باشی.

32:46.310 --> 32:47.689
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

32:50.000 --> 32:52.413
‫چی دیدی؟

32:53.724 --> 32:55.965
‫چی دیدی؟

32:56.034 --> 32:57.379
‫هیچی ندیدم.

32:57.448 --> 32:59.413
‫نه، نه. دروغ می‌گی.

32:59.482 --> 33:01.517
‫داری به من دروغ می‌گی. باورت نمی‌کنم.

33:01.586 --> 33:03.000
‫برام مهم نیست.

33:03.068 --> 33:06.827
‫پس وقت دور دوم رسیده.

33:16.620 --> 33:17.724
‫صبر کن، مالاک، نه، نه، نه.

33:17.793 --> 33:19.758
‫صبر کن. صبر کن، صبر کن، صبر کن، باشه.

33:19.827 --> 33:21.827
‫منو گرفتی، باشه؟ منو گرفتی.

33:21.896 --> 33:23.448
‫هیچ جا نمی‌رم.

33:23.517 --> 33:25.758
‫چی دیدی؟ چی دیدی؟

33:25.827 --> 33:29.275
‫وقتی اعدامت کردن، یه هدیه گرفتی.

33:29.344 --> 33:30.793
‫هیچکس از تو نپرسید، درسته؟

33:30.862 --> 33:32.413
‫حتی دالس.

33:32.482 --> 33:33.896
‫اون حتی از تو نپرسید.

33:33.965 --> 33:35.172
‫پس بهتره به من بگی.

33:35.241 --> 33:37.931
‫دالس یه احمق بود،

33:38.000 --> 33:41.275
‫نسبت به معجزه‌ای که
‫به خلقش کمک کرد نابینا بود.

33:44.896 --> 33:46.965
‫پدرم رو دیدم.

33:47.034 --> 33:48.620
‫فکر می‌کنی چرا اینطور بود؟

33:48.689 --> 33:50.724
‫ببین، تو می‌تونی...
‫می‌تونی با من صادق باشی.

33:50.793 --> 33:54.310
‫من... اون دکتر بود، درسته؟

33:54.379 --> 33:56.344
‫بله. یه غول بود.

33:56.413 --> 33:57.862
‫آره.

33:57.931 --> 33:59.251
‫زندگی تو سایه والدین سخته.

33:59.275 --> 34:00.655
‫آدما این رو فراموش می‌کنن.

34:00.724 --> 34:02.551
‫مخصوصا پدرها.

34:02.620 --> 34:07.379
‫تو زندگی، اون هیچوقت
‫یه کلمه مهربون به من نگفت،

34:07.448 --> 34:13.172
‫ولی تو اون لحظه بهشتی،

34:13.241 --> 34:17.655
‫بهم گفت که به من افتخار می‌کنه.

34:17.724 --> 34:21.206
‫اون باور داشت که من هنوز می‌تونم به عظمتی

34:21.275 --> 34:24.310
‫که قرار بود نشون بدم برسم.

34:24.379 --> 34:30.931
‫یه لحظه شفا عمیق بود.

34:37.724 --> 34:40.034
‫مالاک، من پرونده‌ات رو خوندم.

34:40.103 --> 34:41.689
‫بابات بهت افتخار نمی‌کرد.

34:41.758 --> 34:44.034
‫نه، اون تو تلویزیون جلوی

34:44.103 --> 34:45.551
‫میلیون‌ها نفر بهت گفت هیولا

34:45.620 --> 34:47.965
‫چون حرفه رقت‌انگیزت به آتش کشیده شده بود.

34:48.034 --> 34:49.344
‫هیچکس بهت ایمان نداشت.

34:49.413 --> 34:51.655
‫در واقع، فکر می‌کنم بابات... چی گفت؟

34:51.724 --> 34:53.965
‫تو حتی یه دکتر واقعی هم نیستی. خفه شو!

34:54.034 --> 34:55.758
‫من این پروفایل رو کامل ساختم...

34:55.827 --> 34:56.941
‫- خفه شو.
‫- روی کسی که فکر می‌کردم

34:56.965 --> 34:58.482
‫از یه چیزی الهام گرفته،

34:58.551 --> 35:00.724
‫ولی تمام این مدت، مشکل بابا بود؟

35:00.793 --> 35:03.241
‫گفتم خفه شو!

35:17.206 --> 35:19.126
‫تموم شد، مالاک. از این جا در نمی‌ری.

35:22.965 --> 35:24.517
‫من اصلا قرار نبود که برم.

35:27.310 --> 35:29.137
‫مالاک، داریم میایم تو!

35:29.206 --> 35:30.517
‫اون تو دستشوییه!

35:36.379 --> 35:37.517
‫افتاد!

35:37.586 --> 35:40.413
‫به جهنم که افتاد.

35:40.482 --> 35:41.689
‫برو، برو، برو.

35:41.758 --> 35:44.931
‫بکس. بکس، داری چی کار می‌کنی؟

35:45.000 --> 35:47.344
‫اون قرار نیست از این جا فرار کنه.

35:56.827 --> 35:58.172
‫بیدار شو، بیدار شو.

35:58.241 --> 36:00.413
‫این دفعه بابا چی گفت؟

36:16.034 --> 36:18.620
‫می‌دونی، یه بار به من شلیک شد.

36:20.517 --> 36:23.310
‫خب، فنی که بگیم... دو بار بود.

36:23.379 --> 36:26.103
‫دو تا گلوله، یه بار.

36:26.172 --> 36:29.862
‫به هر حال، فقط یه کم به کلیه‌ام نخورد

36:29.931 --> 36:32.724
‫حدودا یه ربع اینچ.

36:32.793 --> 36:36.758
‫بعد از اون دکتر گفت که
‫تقریبا مطمئنه که من، می‌دونی،

36:36.827 --> 36:38.344
‫تموم کارم بود.

36:38.413 --> 36:41.000
‫یه گلوله ۳۹ خوردم تو شونم.

36:41.068 --> 36:42.965
‫- غیر ممکنه.
‫- آره، تو بلاروس.

36:43.034 --> 36:44.275
‫مرد، رفیق. باحال بود.

36:44.344 --> 36:45.544
‫آره، باید جای خروجشو ببینی.

36:45.586 --> 36:47.034
‫شرط می‌بندم. این رو ببین.

36:49.482 --> 36:50.689
‫IED.

36:50.758 --> 36:52.241
‫نه! منم همینطور.

36:52.310 --> 36:54.827
‫- واقعا؟ - آره، اینجا.

36:54.896 --> 36:56.344
‫لعنتی، خیلی خب.

36:56.413 --> 36:59.000
‫خب، منظورم این بود که
‫مال من بزرگتره، ولی، می‌دونی.

36:59.068 --> 37:00.068
‫مرد، این سر منه.

37:00.103 --> 37:02.206
‫آره، خیلی چیزا رو توضیح می‌ده.

37:05.137 --> 37:06.517
‫ممنون.

37:10.275 --> 37:13.827
‫هی، یالا. برو خونه. یه کم بخواب.

37:13.896 --> 37:15.931
‫بعدا می‌تونم بخوابم.

37:16.000 --> 37:19.310
‫به علاوه، تقریبا مطمئنم که...
‫آره، کلاس اسپینم رو از دست دادم.

37:22.655 --> 37:24.793
‫بکس.

37:24.862 --> 37:26.482
‫می‌دونی چی؟

37:26.551 --> 37:29.068
‫اگه عجله کنم،
‫احتمالا می‌تونم به اون کلاس برسم.

37:29.137 --> 37:30.896
‫هی، شین.

37:30.965 --> 37:32.689
‫ممنون.

37:32.758 --> 37:34.310
‫آره، حتما.

37:39.344 --> 37:41.689
‫هی. حالت چطوره؟

37:41.758 --> 37:44.000
‫آره، قطعا تولدای بهتری داشتم.

37:47.965 --> 37:51.517
‫می‌دونی، وقتی بهم گفتن
‫که مالاک تو رو گرفته،

37:51.586 --> 37:53.172
‫فکر کردم که قراره...

37:56.034 --> 37:59.000
‫فکر کردم که قراره تو رو از دست بدیم.

38:01.965 --> 38:03.551
‫خوشحالم که حالت خوبه.

38:05.827 --> 38:07.758
‫به هر حال، مطمئنم
‫که به یه کم استراحت نیاز داری،

38:07.827 --> 38:10.793
‫پس من میرم

38:10.862 --> 38:14.206
‫الیور، صبر کن. صبر کن.

38:14.275 --> 38:17.482
‫وقتی مالاک منو بسته بود، بهم گفت

38:17.551 --> 38:20.172
‫که تو لحظات آخر، ذهنم نشون می‌ده

38:20.241 --> 38:21.424
‫که چی برام از همه مهم‌تره.

38:21.448 --> 38:22.620
‫خب، اون دیوونه بود.

38:24.310 --> 38:29.172
‫به‌طرز عجیبی، ولی اشتباه نمی‌کرد.

38:29.241 --> 38:31.000
‫من مردم، الیور.

38:31.068 --> 38:34.413
‫قلبم ایستاد.

38:34.482 --> 38:38.172
‫و تو اون لحظه آخر، سم رو دیدم.

38:38.241 --> 38:40.724
‫و تو رو دیدم.

38:46.655 --> 38:51.241
‫متاسفم که جوری رفتار کردم که
‫انگار چیزی که بینمون بود مهم نبود.

38:51.310 --> 38:53.862
‫بود.

38:53.931 --> 38:55.896
‫خیلی خوشحالم که اینجایی.

38:58.275 --> 38:59.724
‫من... می‌تونم بمونم.

39:02.793 --> 39:05.655
‫عیبی نداره.

39:05.724 --> 39:07.655
‫راستش، فکر می‌کنم فقط باید حدود

39:07.724 --> 39:09.689
‫یه هفته بخوابم تو این موقعیت.

39:09.758 --> 39:11.896
‫آره.

39:11.965 --> 39:14.965
‫در واقع، می‌تونم از گوشیت استفاده کنم؟

39:15.034 --> 39:18.793
‫مال منو گرفتن،
‫و من واقعا باید به سم زنگ بزنم.

39:18.862 --> 39:21.172
‫- آره، بیا.
‫- ممنون.

39:21.241 --> 39:23.517
‫اگه چیزی لازم داشتی،
‫من همین بیرون هستم.

39:41.482 --> 39:43.689
‫سلام، این گوشی سام هست.

39:43.758 --> 39:45.586
‫می‌دونی باید چی کار کنی.

39:45.655 --> 39:47.137
‫هی، سام.

39:47.206 --> 39:49.344
‫منم. فقط می‌خواستم یه خبری بدم.

39:52.137 --> 39:54.000
‫شین، از دیدنت خوشحال شدم.

39:54.068 --> 39:56.379
‫- هی.
‫- دنبالم بیا.

39:56.448 --> 39:57.482
‫حالش چطوره؟

39:57.551 --> 39:59.689
‫اوه، روزای خوب و بد داره.

39:59.758 --> 40:02.310
‫موسیقی بهش کمک می‌کنه.

40:02.379 --> 40:04.862
‫دکتر دالس.

40:04.931 --> 40:07.137
‫دکتر دالس، یه ملاقاتی داری.

40:08.241 --> 40:09.310
‫ممنون.

40:19.517 --> 40:21.310
‫سلام، بابا.

40:45.724 --> 40:47.344
‫اطلاعات GPS از گوشی اودل

40:47.413 --> 40:49.482
‫نشون می‌ده که درست
‫بعد از تماس تلفنی مرموزش،

40:49.551 --> 40:52.172
‫۱۵ مایل به این انبار رفته.

40:52.241 --> 40:54.931
‫بررسی کردم، یه واحد
‫به اسم خودش اجاره شده.

41:32.275 --> 41:34.344
‫بکس.

41:42.172 --> 41:43.452
‫این دیگه چه کوفتیه که داریم می‌بینیم؟

41:43.482 --> 41:45.310
‫- اینا مختصاته.
‫- از کجا می‌دونی؟

41:45.379 --> 41:46.620
‫چون اونی که آبیه

41:46.689 --> 41:49.034
‫مختصات ماهواره‌ای گوداله.

41:51.551 --> 41:53.586
‫اون پنج تای دیگه چی؟

41:55.551 --> 42:15.551
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
