1
00:00:00,548 --> 00:00:04,548
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:05,172 --> 00:00:06,572
آنچه گذشت

3
00:00:06,655 --> 00:00:07,655
‫اسمش "گودال" ه.

4
00:00:07,689 --> 00:00:08,872
‫خونه خطرناک‌ترین

5
00:00:08,896 --> 00:00:10,176
‫و خشن‌ترین جنایتکارای تاریخه،

6
00:00:10,310 --> 00:00:12,517
‫همه‌شون کسایی هستن که دنیا فکر می‌کنه مردن.

7
00:00:12,586 --> 00:00:14,379
‫یا حداقل تا قبل از انفجار اینطور بود.

8
00:00:15,931 --> 00:00:17,034
‫چند تا زندانی فرار کردن؟

9
00:00:17,103 --> 00:00:18,448
‫تعداد دقیقشون مشخص نیست.

10
00:00:18,517 --> 00:00:19,562
‫ولی شما اینجایید، مامور هندرسون،

11
00:00:19,586 --> 00:00:20,724
‫که به ما کمک کنید دستگیرشون کنیم.

12
00:00:20,793 --> 00:00:22,137
‫اونا کارایی با زندانیا کردن.

13
00:00:22,206 --> 00:00:23,689
‫- چه کارایی؟
‫- آزمایش.

14
00:00:23,758 --> 00:00:26,724
‫انفجاری که باعث فروپاشی گودال شد،
‫یه اتفاق نبود.

15
00:00:26,793 --> 00:00:28,137
‫یه فرار از زندان بود.

16
00:00:28,206 --> 00:00:29,527
‫یه چیزی بهم می‌گه

17
00:00:29,551 --> 00:00:30,931
‫که اودل داره خیلی چیزا رو دروغ می‌گه.

18
00:00:31,000 --> 00:00:32,137
‫اونا دارن سوال می‌پرسن.

19
00:00:32,206 --> 00:00:34,068
‫چرا نمی‌ذاری من نگران این موضوع باشم؟

20
00:00:46,379 --> 00:00:47,517
‫اوم.

21
00:00:51,541 --> 00:00:58,541
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22
00:00:59,565 --> 00:01:03,565
‫.::: مترجم مرتضی راکی :::.

23
00:01:04,620 --> 00:01:05,827
‫اوه، آره.

24
00:01:59,689 --> 00:02:00,827
‫ایزکیل مالاک.

25
00:02:00,896 --> 00:02:03,862
‫دکتر ایزکیل مالاک. دکتر.

26
00:02:03,931 --> 00:02:06,793
‫به خاطر قتل بی‌رحمانه ۲۴ نفر بی‌گناه،

27
00:02:06,862 --> 00:02:09,068
‫ایالت بزرگ ایلینوی شما رو محکوم کرده

28
00:02:09,137 --> 00:02:12,137
‫به مرگ با تزریق سم.

29
00:02:12,206 --> 00:02:14,206
‫آخرین حرفات چیه؟

30
00:02:14,275 --> 00:02:16,344
‫بهت می‌گم آخرین حرفای اسکار وایلد چی بود.

31
00:02:16,413 --> 00:02:17,620
‫روی تخت مرگش بود.

32
00:02:17,689 --> 00:02:20,448
‫به کاغذ دیواری نگاه کرد و گفت،

33
00:02:20,517 --> 00:02:24,413
‫یا تو می‌ری، یا من می‌رم.

34
00:02:26,655 --> 00:02:30,896
‫آدمای بزرگ همیشه سوءتفاهم می‌شن.

35
00:03:03,103 --> 00:03:06,965
‫زمان مرگ: ۱:۳۰ بامداد.

36
00:03:07,034 --> 00:03:10,310
‫خدا روح تو رو بیامرزه.

37
00:03:55,862 --> 00:03:58,482
‫شروع کنیم.

38
00:03:58,551 --> 00:03:59,827
‫اسم من دکتر دالس هست.

39
00:03:59,896 --> 00:04:01,310
‫یه سری سوال ازت دارم.

40
00:04:01,379 --> 00:04:03,103
‫این چیه؟ من کجام؟

41
00:04:03,172 --> 00:04:06,137
‫اگه مادر سوزی بچه نداشته باشه،

42
00:04:06,206 --> 00:04:09,275
‫پس سوزی کیه؟

43
00:04:09,344 --> 00:04:11,241
‫این دیگه چه کوفتیه؟

44
00:04:11,310 --> 00:04:15,137
‫چرا تو زمستون یخ می‌زنه،

45
00:04:15,206 --> 00:04:16,931
‫و تو بهار شبنم؟

46
00:04:17,000 --> 00:04:19,344
‫داری چی می‌گی؟

47
00:04:19,413 --> 00:04:20,586
‫من کجام؟

48
00:04:23,620 --> 00:04:25,206
‫جواب منو بده.

49
00:04:25,275 --> 00:04:28,586
‫من کجام؟

50
00:04:30,965 --> 00:04:32,931
‫چه خبره؟

51
00:04:35,000 --> 00:04:37,275
‫من کجام؟

52
00:04:37,344 --> 00:04:39,379
‫من کجام؟

53
00:05:17,586 --> 00:05:20,344
‫آره، آره. نه، الان گرفتم.

54
00:05:20,413 --> 00:05:22,965
‫باشه.

55
00:05:23,034 --> 00:05:25,862
‫هی، گوش کن، بعدا بهت زنگ میزنم.

56
00:05:28,517 --> 00:05:30,206
‫یه کیک فنجونی، واقعا؟

57
00:05:30,275 --> 00:05:32,413
‫خب، یا اون بود یا پای مرنگ لیمو

58
00:05:32,482 --> 00:05:35,241
‫از کافه‌تریا، که می‌دونم ازش متنفری.

59
00:05:36,793 --> 00:05:39,965
‫ببین، الیور، من از این کارت ممنونم،

60
00:05:40,034 --> 00:05:43,448
‫ولی نمی‌تونم تو کیک فنجونی رو
‫روی میز من بذاری.

61
00:05:44,931 --> 00:05:47,344
‫خب، اول از همه، این یه کیک فنجونیه،
‫نه کیک فنجونی‌ها.

62
00:05:47,413 --> 00:05:50,241
‫و اینجوری نیست که برات گل خریده باشم.

63
00:05:50,310 --> 00:05:53,758
‫بکس، تولدته.

64
00:05:53,827 --> 00:05:55,241
‫فکر کردم یه قدردانی کوچیک

65
00:05:55,310 --> 00:05:58,448
‫در محدوده ادب حرفه‌ای قرار می‌گیره.

66
00:06:00,137 --> 00:06:01,413
‫ادب حرفه‌ای؟

67
00:06:01,482 --> 00:06:03,068
باشه؟ باشه

68
00:06:03,137 --> 00:06:04,206
‫باشه

69
00:06:04,275 --> 00:06:06,241
‫خب، با این حساب، پس چند بار

70
00:06:06,310 --> 00:06:09,689
‫کیک فنجونی رو روی میز اون یارو گذاشتی؟

71
00:06:12,310 --> 00:06:14,103
‫خب، اون یارو تازه وارده، پس...

72
00:06:14,172 --> 00:06:15,413
‫واقعا؟

73
00:06:20,068 --> 00:06:21,758
‫خیلی خب، باشه.

74
00:06:21,827 --> 00:06:23,827
‫حرفتو فهمیدم.

75
00:06:23,896 --> 00:06:25,586
‫کاملا حرفه‌ای.

76
00:06:25,655 --> 00:06:26,896
‫ممنون.

77
00:06:26,965 --> 00:06:29,000
‫هی، وایستا.

78
00:06:31,344 --> 00:06:34,689
‫ببین، این کل ماجرا، تو و من...

79
00:06:34,758 --> 00:06:37,103
‫من موقعیتی که توش گذاشتمت رو می‌فهمم،

80
00:06:37,172 --> 00:06:39,103
‫و قصد نداشتم که...

81
00:06:39,172 --> 00:06:40,758
‫- چیه؟
‫- هی، بچه‌ها، اینو ببینید.

82
00:06:40,827 --> 00:06:43,241
‫یه موقعیت مکانی از دکتر مالاک پیدا کردیم.

83
00:06:43,310 --> 00:06:45,103
‫به نظر میاد مورالس یه چیزی پیدا کرده.

84
00:06:47,931 --> 00:06:49,586
‫- مورالس، چی داریم؟
‫- یه رد آی‌اس‌پی.

85
00:06:49,655 --> 00:06:51,586
‫یه نفر تو سایت "شیکاگو تریبون"

86
00:06:51,655 --> 00:06:53,241
‫دنبال مقاله در مورد اعدام مالاک گشته.

87
00:06:53,310 --> 00:06:55,586
‫- خودش رو جستجو کرده؟
‫- ده بار خودش رو جستجو کرده.

88
00:06:55,655 --> 00:06:57,344
‫آدرس آی‌پی یه کتابخونه تو شیکاگوئه.

89
00:06:57,413 --> 00:06:59,275
‫- رفته خونه‌ش.
‫- ما تو ایالت اشتباهی هستیم.

90
00:06:59,344 --> 00:07:01,379
‫- بریم.
‫- دریافت شد.

91
00:07:06,482 --> 00:07:08,482
‫بفرمایید.

92
00:07:08,551 --> 00:07:11,310
‫شماها چقدر در مورد مالاک می‌دونید؟

93
00:07:11,379 --> 00:07:13,068
‫خب، من می‌دونم که خیلی دوست داره حرف بزنه.

94
00:07:13,137 --> 00:07:14,320
‫ظاهرا یه جورایی دکتر بوده

95
00:07:14,344 --> 00:07:15,586
‫قبل از اینکه تو گودال باشه.

96
00:07:15,655 --> 00:07:17,000
‫یه روانپزشک بیمارستان بود

97
00:07:17,068 --> 00:07:18,286
‫تا وقتی که معلوم شد

98
00:07:18,310 --> 00:07:20,000
‫داره بیمارا رو تو بخش مراقبت‌های ویژه می‌کشه.

99
00:07:20,068 --> 00:07:21,137
‫ "دکتر تاریکی."

100
00:07:21,206 --> 00:07:22,389
‫مالاک به قربانی‌هاش

101
00:07:22,413 --> 00:07:23,689
‫یه دوز کشنده دیگوکسین تزریق می‌کرد،

102
00:07:23,758 --> 00:07:25,689
‫یه دارویی که باعث ایست قلبی می‌شه.

103
00:07:25,758 --> 00:07:27,413
‫رسما ۲۴ تا قربانی به اسمش ثبت شده،

104
00:07:27,482 --> 00:07:28,931
‫ولی احتمالا خیلی بیشتره.

105
00:07:29,000 --> 00:07:30,562
‫همه قربانیاش رو تخت بیمارستان بودن.

106
00:07:30,586 --> 00:07:31,655
‫این یارو خیلی ترسوئه.

107
00:07:31,724 --> 00:07:33,324
‫خب، در واقع، اون یه خودشیفته بدخیم

108
00:07:33,379 --> 00:07:36,103
‫خیلی باهوشه که
‫یه عقده خدایی پیچیده داره، ولی...

109
00:07:36,172 --> 00:07:38,482
‫آره، اگه بخوای یه برچسب روش بذاری.

110
00:07:38,551 --> 00:07:40,965
‫انگیزه مالاک قدرت و کنترل بود،

111
00:07:41,034 --> 00:07:43,724
‫بنابراین به معنای واقعی کلمه،
‫اون تصمیم می‌گرفت که کدوم بیمارا زنده بمونن

112
00:07:43,793 --> 00:07:45,689
‫و کدوم بمیرن.

113
00:07:45,758 --> 00:07:47,482
‫این یه سفر ایگوی حسابی بود.

114
00:07:47,551 --> 00:07:49,010
‫حالا اون دوباره تو شهریه که ازش اومده،

115
00:07:49,034 --> 00:07:51,965
‫پس خیلی بهتر از ما اوضاع اونجا رو می‌دونه.

116
00:07:52,034 --> 00:07:53,965
‫- چقدر طول می‌کشه دوباره بکشه؟
‫- بهترین حدس؟

117
00:07:54,034 --> 00:07:55,206
‫اون الان داره شکار می‌کنه.

118
00:08:02,103 --> 00:08:03,965
‫از شما می‌خوام که سلامتی جسمی‌شو برگردونید،

119
00:08:04,034 --> 00:08:06,379
‫از طریق مسیح پروردگارمون،
‫اونو به خانوادش برگردونید.

120
00:08:06,448 --> 00:08:07,689
‫آمین.

121
00:08:15,379 --> 00:08:17,862
‫دکتر، ندیدم کِی اومدید تو.

122
00:08:19,586 --> 00:08:21,000
‫متاسفم، پدر.

123
00:08:21,068 --> 00:08:23,000
‫باید یه سری به بیمارمون بزنم.

124
00:08:40,140 --> 00:08:42,940
‫گروه شکار
‫قسمت چهارم

125
00:08:51,448 --> 00:08:54,275
‫- کتاب چطوره؟
‫- نمی‌شه خوندش.

126
00:08:54,344 --> 00:08:56,206
‫جامعه‌ستیزی مالاک
‫صفحه به صفحه‌ش رو گرفته.

127
00:08:56,275 --> 00:08:57,389
‫باورم نمی‌شه که تونسته اینقدر

128
00:08:57,413 --> 00:08:58,862
‫مدت طولانی مورد شک قرار نگیره.

129
00:08:58,931 --> 00:09:04,137
‫خب، ذات واقعی یه آدم می‌تونه
‫خیلی راحت از چشم دور بمونه.

130
00:09:04,206 --> 00:09:07,965
‫هی، صبح تو دفتر اودل دیدمت.

131
00:09:09,379 --> 00:09:10,862
‫تولدت مبارک.

132
00:09:10,931 --> 00:09:12,700
‫- یادآوری نکن.
‫- از تولدت خوشت نمیاد؟

133
00:09:12,724 --> 00:09:13,976
‫کسی هست که از تولدش خوشش بیاد؟

134
00:09:14,000 --> 00:09:15,241
‫من عاشقشم.

135
00:09:15,310 --> 00:09:17,275
‫امسال رفتیم فادرکرز.

136
00:09:17,344 --> 00:09:19,862
‫خیلی عالی بود.

137
00:09:19,931 --> 00:09:21,562
‫من به اودل چیزی که بهم گفتی رو نگفتم،

138
00:09:21,586 --> 00:09:22,734
‫اگه همین رو می‌خواستی بدونی.

139
00:09:22,758 --> 00:09:24,241
‫نمی‌خواستم.

140
00:09:24,310 --> 00:09:26,586
‫هی، اگه این دفعه کسی پرسید،

141
00:09:26,655 --> 00:09:29,448
‫ما از امنیت داخلی هستیم.

142
00:09:29,517 --> 00:09:32,448
‫تو اینا رو همینجوری تو جیبت

143
00:09:32,517 --> 00:09:33,551
‫هر جا می‌ری، با خودت می‌بری؟

144
00:09:33,620 --> 00:09:35,413
‫آره، دوست دارم آماده باشم.

145
00:09:35,482 --> 00:09:37,413
‫- اوه.
‫- بله!

146
00:09:37,482 --> 00:09:39,965
‫هی، بچه‌ها. مورالس یه چیزی داره.

147
00:09:40,034 --> 00:09:42,275
‫خیلی خب، من الان تصویر رو براتون می‌فرستم.

148
00:09:43,965 --> 00:09:45,310
‫این کِی بوده؟

149
00:09:45,379 --> 00:09:48,103
‫یه ساعت پیش، بیمارستان
‫یادبود زایون مرکز شهر.

150
00:09:48,172 --> 00:09:49,389
‫ما شناسایی داریم از کسی که باهاشه؟

151
00:09:49,413 --> 00:09:51,689
‫پدر روپرت اوبراین،
‫مسئول مراسم مذهبی بیمارستان.

152
00:09:51,758 --> 00:09:53,344
‫یه مسئول مراسم مذهبی رو دزدیده؟

153
00:09:53,413 --> 00:09:55,448
‫شما هنوز ۳۰ دقیقه
‫با فرودگاه اوهر فاصله دارید.

154
00:09:55,517 --> 00:09:56,838
‫خیلی زیاده؛ منظورم اینه که،
‫اینجوری نیست

155
00:09:56,862 --> 00:09:58,862
‫که اونو دزدیده باشه
‫که بتونه به گناهاش اعتراف کنه.

156
00:09:58,931 --> 00:10:01,620
‫یه باند فرودگاه نزدیک هست
‫که سیا ازش استفاده می‌کنه.

157
00:10:01,689 --> 00:10:02,689
‫من هماهنگش می‌کنم.

158
00:10:02,758 --> 00:10:04,103
‫چی در مورد اوبراین می‌دونیم؟

159
00:10:04,172 --> 00:10:05,562
‫- آیا تا حالا با مالاک برخورد داشته؟
‫- تا جایی که می‌دونیم نه،

160
00:10:05,586 --> 00:10:06,734
‫ولی ما داریم به خونه‌ی مسئول مراسم مذهبی

161
00:10:06,758 --> 00:10:08,113
‫ماشین پلیس می‌فرستیم فقط برای احتیاط

162
00:10:08,137 --> 00:10:09,596
‫- که شاید اونجا رفته باشن.
‫- باشه.

163
00:10:09,620 --> 00:10:12,172
‫خیلی خب. ممنون، جِن.

164
00:10:17,896 --> 00:10:20,448
‫قصد داری منو بکشی؟

165
00:10:20,517 --> 00:10:21,965
‫در عجبم، پدر، چند نفر رو

166
00:10:22,034 --> 00:10:24,413
‫دیدید که دارن می‌میرن، چند بار

167
00:10:24,482 --> 00:10:27,344
‫لحظه آخر نفس کشیدنشون حاضر بودید.

168
00:10:27,413 --> 00:10:30,689
‫حتما هزاران نفر.

169
00:10:30,758 --> 00:10:33,344
‫من زندگیمو وقف کمک به بیمارا کردم

170
00:10:33,413 --> 00:10:36,448
‫که تو این دنیا و دنیای دیگه رستگاری پیدا کنن.

171
00:10:36,517 --> 00:10:39,034
‫شما باور دارید که مرگشون نشونه‌ای بود

172
00:10:39,103 --> 00:10:42,344
‫از رفتن به یه جای بهتر،

173
00:10:42,413 --> 00:10:46,551
‫یه رهایی از رنج.

174
00:10:46,620 --> 00:10:50,241
‫فقط با دور انداختن ظرف‌های خاکی‌شون

175
00:10:50,310 --> 00:10:52,655
‫می‌تونن وارد ملکوت خدا بشن.

176
00:10:57,448 --> 00:11:00,344
‫منم قبلا همین باور رو داشتم،

177
00:11:00,413 --> 00:11:03,310
‫ولی درک خیلی محدودی

178
00:11:03,379 --> 00:11:06,827
‫از زندگی و مرگ داشتم.

179
00:11:06,896 --> 00:11:10,448
‫و یه روز...

180
00:11:14,241 --> 00:11:16,517
‫چشمام باز شد.

181
00:11:18,241 --> 00:11:19,620
‫مریم، مادر مسیح...

182
00:11:27,034 --> 00:11:28,310
‫ببخشید، امنیت داخلی.

183
00:11:28,379 --> 00:11:30,241
‫مسئول کیه؟

184
00:11:30,310 --> 00:11:32,172
‫هی، می‌شه یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟

185
00:11:32,241 --> 00:11:34,413
‫بچه‌ها، برید جلو.

186
00:11:34,482 --> 00:11:36,137
‫یه لیستی از همه کسایی که

187
00:11:36,206 --> 00:11:38,000
‫تو اون آپارتمان بودن رو می‌خوام.

188
00:11:38,068 --> 00:11:40,517
‫چه حیوونی این کارو می‌کنه؟

189
00:12:08,793 --> 00:12:10,862
‫خب، این شبیه کاری که
‫مالاک قبلا می‌کرد نیست.

190
00:12:10,931 --> 00:12:12,724
‫نه، این فرق داره.

191
00:12:12,793 --> 00:12:14,241
‫وقتی مالاک تو بیمارستان کار می‌کرد،

192
00:12:14,310 --> 00:12:16,896
‫مجبور بود قتل‌هاشو پنهون کنه،
‫از حاشیه نگاه کنه.

193
00:12:19,551 --> 00:12:21,931
‫اینجا، وقت گذاشته.

194
00:12:22,000 --> 00:12:23,965
‫از این کار لذت برده.

195
00:12:24,034 --> 00:12:26,827
‫خب دقیقا این یعنی چی؟

196
00:12:26,896 --> 00:12:28,241
‫یعنی داره تکامل پیدا می‌کنه.

197
00:12:39,448 --> 00:12:41,241
‫هی، مامان! تولدت مبارک.

198
00:12:41,310 --> 00:12:42,965
‫دوستت دارم. فقط می‌خواستم یه ذره از تول...

199
00:12:43,034 --> 00:12:44,551
‫- هی.
‫- یه ذره از تول...

200
00:12:44,620 --> 00:12:47,655
‫هی، چی شده؟

201
00:12:47,724 --> 00:12:49,275
‫بیا اینجا.

202
00:12:54,206 --> 00:12:56,206
‫فکر کردم باید بدونی که اودل دوباره دیشب

203
00:12:56,275 --> 00:12:58,758
‫از اون شماره ناشناس یه تماس دیگه داشت.

204
00:12:58,827 --> 00:13:01,137
‫همون کسی که در مورد انفجار بهش گفته بود؟

205
00:13:01,206 --> 00:13:02,286
‫خب، هنوز خط روشنه،

206
00:13:02,310 --> 00:13:04,344
‫که این یعنی هر کسی که تماس گرفته

207
00:13:04,413 --> 00:13:05,893
‫شک نداره که ما ازش خبر داریم.

208
00:13:05,931 --> 00:13:09,655
‫این... این خبر خوبه.

209
00:13:09,724 --> 00:13:11,103
‫خبر بد چیه؟

210
00:13:11,172 --> 00:13:14,379
‫تماس از یه جایی داخل
‫دفتر دادستان کل گرفته شده.

211
00:13:14,448 --> 00:13:16,517
‫فکر نمی‌کنی مالوری...

212
00:13:16,586 --> 00:13:17,931
‫نمی‌دونم.

213
00:13:18,000 --> 00:13:19,596
‫تماس ۱۰ ثانیه طول کشید و اودل

214
00:13:19,620 --> 00:13:21,206
‫خیلی عجله‌ای از پایگاه رفت.

215
00:13:21,275 --> 00:13:22,896
‫خب. کجا رفت؟

216
00:13:22,965 --> 00:13:24,793
‫اینم یه خبر بد دیگه.

217
00:13:24,862 --> 00:13:27,344
‫گوشیش رمزگذاری نظامی داره،

218
00:13:27,413 --> 00:13:30,482
‫که یعنی من نمی‌تونم از راه دور
‫هکش کنم یا ردیابیش کنم.

219
00:13:30,551 --> 00:13:32,148
‫چرا حس می‌کنم می‌خوای ازم بخوای

220
00:13:32,172 --> 00:13:33,655
‫یه کار خلاف انجام بدم؟

221
00:13:36,931 --> 00:13:38,689
‫این رو ۵ ثانیه به گوشیش وصل کن.

222
00:13:38,758 --> 00:13:40,758
‫همه اطلاعات جی‌پی‌اس رو می‌گیره

223
00:13:40,827 --> 00:13:42,286
‫و دقیقا می‌دونیم دیشب کجا بوده.

224
00:13:42,310 --> 00:13:44,241
‫دقیقا انتظار داری
‫من این کارو چجوری انجام بدم؟

225
00:13:44,310 --> 00:13:45,724
‫یه راهی پیدا می‌کنی.

226
00:13:45,793 --> 00:13:48,241
‫می‌خوای از همکار قبلیم سوءاستفاده کنم؟

227
00:13:48,310 --> 00:13:49,724
‫سوءاستفاده؟

228
00:13:49,793 --> 00:13:51,655
‫چیه؟ جاسوس روسی
‫تو یه فیلم درجه B شدی؟

229
00:13:51,724 --> 00:13:53,620
‫نه، اصلا این چیزی که من می‌گم نیست.

230
00:13:53,689 --> 00:13:56,275
‫چیزی که من می‌گم اینه که،
‫اگه حتی یه ذره احتمال داره

231
00:13:56,344 --> 00:13:57,941
‫که اون تو اون انفجار دستی داشته،

232
00:13:57,965 --> 00:14:01,034
‫باید بفهمیم چی رو داره پنهون می‌کنه.

233
00:14:01,103 --> 00:14:02,241
‫هی، مامورا.

234
00:14:06,413 --> 00:14:08,586
‫شماها باید اینو ببینید.

235
00:14:10,241 --> 00:14:13,724
‫فلورانس.

236
00:14:13,793 --> 00:14:14,827
‫بله.

237
00:14:14,896 --> 00:14:17,827
‫من آمادم.

238
00:14:17,896 --> 00:14:19,103
‫خیلی خب.

239
00:14:19,172 --> 00:14:21,793
‫مسئول مراسم مذهبی
‫روپرت اوبراین، مرد، ۷۶ سال سن.

240
00:14:21,862 --> 00:14:23,758
‫هنوز منتظر جواب کامل
‫آزمایش سم‌شناسی هستیم.

241
00:14:23,827 --> 00:14:26,448
‫علت اولیه مرگ،
‫آریتمی ناگهانی قلبی اعلام شده.

242
00:14:26,517 --> 00:14:27,769
‫در مورد سوختگی‌های روی سینه‌ش چی؟

243
00:14:27,793 --> 00:14:29,137
‫ایده‌ای دارید که علتش چی بوده؟

244
00:14:29,206 --> 00:14:31,758
‫هنوز نه، ولی هر چی که بوده،
‫دلیل مرگش نبوده.

245
00:14:31,827 --> 00:14:33,275
‫می‌خوای بگی شکنجه شده؟

246
00:14:33,344 --> 00:14:35,551
‫درسته. سوختگی‌ها قبل از مرگ بودن.

247
00:14:35,620 --> 00:14:38,896
‫آقای اوبراین اینجا به خاطر
‫سمیت شدید دیگوکسین کشته شده.

248
00:14:38,965 --> 00:14:43,137
‫اونقدر تو بدنش بوده که
‫یه فیل رو... دو بار بکشه.

249
00:14:43,206 --> 00:14:46,068
‫طفلک حتی بیشتر از
‫نفر قبلی هم تو بدنش بود.

250
00:14:46,137 --> 00:14:48,103
‫وایستا، چی؟ نفر قبلی؟

251
00:14:48,172 --> 00:14:50,655
‫به خاطر همینه که شما اینجایید، مگه نه؟

252
00:14:50,724 --> 00:14:52,206
‫اون اولین نفر نیست.

253
00:15:01,965 --> 00:15:03,827
‫دو تا قربانی تو یه هفته آزادی.

254
00:15:03,896 --> 00:15:06,000
‫هر دوتاشون پر از دیگوکسین شدن.

255
00:15:06,068 --> 00:15:07,586
‫حالا داره شکنجه‌شون می‌کنه.

256
00:15:07,655 --> 00:15:09,010
‫خب، برای قاتل‌های سریالی نایابه که

257
00:15:09,034 --> 00:15:12,724
‫کم کم شروع به میل بیشتر به تجربه کنن.

258
00:15:12,793 --> 00:15:14,551
‫همونطور که گفتی، داره تکامل پیدا می‌کنه.

259
00:15:14,620 --> 00:15:16,724
‫درسته.

260
00:15:16,793 --> 00:15:18,241
‫به جز...

261
00:15:20,275 --> 00:15:22,103
‫به جز چی؟

262
00:15:22,172 --> 00:15:25,206
‫خب، قبلا، مالاک آدما رو می‌کشت

263
00:15:25,275 --> 00:15:27,068
‫ولی اونا زجر نمی‌کشیدن.

264
00:15:27,137 --> 00:15:28,482
‫موضوع، تجربه اونا نبود.

265
00:15:28,551 --> 00:15:30,068
‫موضوع، کنترل دست مالاک بود.

266
00:15:30,137 --> 00:15:31,482
‫ولی الان انگار

267
00:15:31,551 --> 00:15:33,079
‫دنبال یه چیز کاملا متفاوته.

268
00:15:33,103 --> 00:15:34,543
‫هنوزم همونجوری داره می‌کشه،

269
00:15:34,586 --> 00:15:36,724
‫ولی الان یه شو بزرگتر ازش درمیاره.

270
00:15:36,793 --> 00:15:38,251
‫خب، چطور ما تا الان از این یارو خبر نداشتیم؟

271
00:15:38,275 --> 00:15:40,862
‫خوش اومدی به شیکاگو.

272
00:15:40,931 --> 00:15:42,931
‫تیم ما همه چیز ممکن رو داره بررسی می‌کنه،

273
00:15:43,000 --> 00:15:44,389
‫ولی ما نمی‌تونیم از اطلاعاتی که نداریم

274
00:15:44,413 --> 00:15:45,827
‫به خاطر حجم زیاد کار استفاده کنیم.

275
00:15:45,896 --> 00:15:48,103
‫این حرفو به مسئول مراسم مذهبی بزن.

276
00:16:05,413 --> 00:16:07,275
‫ببخشید، من...

277
00:16:07,344 --> 00:16:09,793
‫سیبتون داشت فرار می‌کرد.

278
00:16:09,862 --> 00:16:12,655
‫- شاید بخواید اینو بشورید.
‫- متوجه شدم.

279
00:16:12,724 --> 00:16:14,448
‫کمکی لازمه؟ متوجه شدم...

280
00:16:14,517 --> 00:16:15,793
‫آره، این کلید لعنتی هیچوقت کار نمی‌کنه.

281
00:16:15,862 --> 00:16:17,182
‫آره، دیدم اینجا داشتید تقلا می‌کردید.

282
00:16:17,206 --> 00:16:18,448
‫میشه یه لحظه؟

283
00:16:21,034 --> 00:16:23,103
‫آره، این یه کم مشکل داره.

284
00:16:23,172 --> 00:16:24,862
‫بفرمایید.

285
00:16:24,931 --> 00:16:26,206
‫و ولا.

286
00:16:30,379 --> 00:16:32,689
‫حتی یه تشکرم نکرد.

287
00:16:32,758 --> 00:16:34,896
‫فقط یکی از قربانیا از بیمارستان برداشته شده،

288
00:16:34,965 --> 00:16:37,379
‫ولی هیچکدومشون با روش قبلیش جور در نمیاد.

289
00:16:37,448 --> 00:16:38,655
‫آره، ولی الگو چیه؟

290
00:16:38,724 --> 00:16:39,896
‫چطور به هم مرتبط هستن؟

291
00:16:39,965 --> 00:16:43,241
‫به جز اینکه تنها تو شیکاگو زندگی می‌کردن.

292
00:16:43,310 --> 00:16:44,551
‫همینه.

293
00:16:44,620 --> 00:16:46,344
‫هر کدوم از قربانیا تنها زندگی می‌کردن.

294
00:16:46,413 --> 00:16:48,172
‫مالاک می‌دونست که با اونا وقت داره

295
00:16:48,241 --> 00:16:50,068
‫که اونجوری که می‌خواد بکشتشون.

296
00:16:50,137 --> 00:16:52,689
‫همونطور که گفتی، اون از این
‫تجربه بیشتر می‌خواست.

297
00:16:52,758 --> 00:16:54,217
‫آره، ولی اون حداقل یه بار
‫باید باهاشون برخورد می‌داشت

298
00:16:54,241 --> 00:16:57,482
‫که بدونه تنها زندگی می‌کنن.

299
00:16:57,551 --> 00:17:01,517
‫در مورد کتابخونه چی،

300
00:17:01,586 --> 00:17:04,448
‫جایی که اولین بار مالاک رو دیدیم؟

301
00:17:04,517 --> 00:17:06,724
‫هر دو قربانی کمتر از ۱۰ بلوک فاصله داشتن.

302
00:17:06,793 --> 00:17:08,344
‫شاید اونجا دنبال قربانی می‌گشته.

303
00:17:08,413 --> 00:17:10,896
‫ما هیچوقت دوربین مداربسته
‫ روزهای قبل رو چک نکردیم، مگه نه؟

304
00:17:10,965 --> 00:17:12,458
‫چون فقط فرض کردیم که اون اولین باری بوده

305
00:17:12,482 --> 00:17:14,137
‫که مالاک تو اون کتابخونه بوده.

306
00:17:14,206 --> 00:17:15,965
‫چی می‌شد اگه اینطور نبود؟

307
00:17:16,034 --> 00:17:17,620
‫کارت عالی بود، شین.

308
00:17:17,689 --> 00:17:19,148
‫چرا شماها تصاویر کتابخونه رو

309
00:17:19,172 --> 00:17:20,862
‫برای چند روز قبل‌تر چک نمی‌کنید؟

310
00:17:20,931 --> 00:17:23,724
‫من باید این تماس رو بگیرم.
‫زود برمی‌گردم.

311
00:17:29,482 --> 00:17:31,000
‫- هی.
‫- الیور.

312
00:17:31,068 --> 00:17:33,896
‫فقط می‌خواستم یه خبری بگیرم. اوضاع چطوره؟

313
00:17:33,965 --> 00:17:36,068
‫ما تو یه هتل مرکز شهر مستقر شدیم.

314
00:17:36,137 --> 00:17:37,931
‫مالاک اومد خونه چون اینجا راحته،

315
00:17:38,000 --> 00:17:39,344
‫و قرار نیست شهر رو ترک کنه.

316
00:17:39,413 --> 00:17:41,344
‫فقط به یه راهی نیاز داریم که ازش جلو بزنیم.

317
00:17:41,413 --> 00:17:43,586
‫آره، نه، من در مورد قربانی اول شنیدم.

318
00:17:43,655 --> 00:17:45,172
‫هیچ راهی برای ما وجود نداشت که بدونیم.

319
00:17:45,241 --> 00:17:47,482
‫پلیس شیکاگو هنوز
‫یه گزارش رسمی ثبت نکرده.

320
00:17:47,551 --> 00:17:48,631
‫آره، می‌دونم که ما نمی‌تونیم

321
00:17:48,655 --> 00:17:50,172
‫با اطلاعاتی که نداریم کار کنیم،

322
00:17:50,241 --> 00:17:52,458
‫ولی من نمی‌تونم از آدم‌ها در برابر قاتل‌هایی
‫که نمی‌شناسم محافظت کنم.

323
00:17:52,482 --> 00:17:55,137
‫گوش کن، واقعیت اینه که، تا وقتی که

324
00:17:55,206 --> 00:17:57,793
‫کل این زندان رو حفاری نکنیم،
‫نمی‌دونیم کی بیرون اومده

325
00:17:57,862 --> 00:17:59,655
‫و کی هنوز اون زیر دفنه.

326
00:17:59,724 --> 00:18:01,764
‫ولی بهت قول می‌دم،
‫ما داریم از همه ابزارهای موجود

327
00:18:01,827 --> 00:18:04,551
‫برای NSA و CIA استفاده می‌کنیم
‫تا همه زندانی‌هایی که

328
00:18:04,620 --> 00:18:07,275
‫هنوز حسابشون نیومده رو
‫جستجو کنیم، باشه؟

329
00:18:07,344 --> 00:18:08,793
‫و من تو رو می‌شناسم.

330
00:18:08,862 --> 00:18:11,068
‫تو داری هر کاری که می‌تونی انجام می‌دی.

331
00:18:11,137 --> 00:18:13,724
‫و هی، گوش کن، فقط می‌خواستم دوباره بگم،

332
00:18:13,793 --> 00:18:15,482
‫متاسفم بابت قبل.

333
00:18:15,551 --> 00:18:17,724
‫منظورم اینه که، خیلی خودتو...

334
00:18:17,793 --> 00:18:19,068
‫خیلی واضح کردی.

335
00:18:19,137 --> 00:18:23,586
‫فقط، ما قبلا خیلی برای هم مهم بودیم و...

336
00:18:23,655 --> 00:18:28,586
‫الیور، ببین، سال‌ها پیش بود، باشه؟

337
00:18:28,655 --> 00:18:30,172
‫ما همکار بودیم.

338
00:18:30,241 --> 00:18:33,241
‫اتفاقاتی افتاد.

339
00:18:33,310 --> 00:18:35,517
‫ما رفتیم ردش کردیم، پس بیا فقط ادامه بدیم

340
00:18:37,310 --> 00:18:39,586
‫متوجه شدم.

341
00:18:39,655 --> 00:18:42,034
‫خب، ما رو از پیشرفتتون باخبر کنید.

342
00:18:42,103 --> 00:18:43,965
‫ما آماده‌ایم.

343
00:18:57,448 --> 00:18:58,689
‫گرفتیمش. سه روز پیش.

344
00:18:58,758 --> 00:19:00,137
‫داره چیکار می‌کنه؟

345
00:19:00,206 --> 00:19:01,458
‫کلی کامپیوتر عمومی روشن هست.

346
00:19:01,482 --> 00:19:02,734
‫چرا از اون استفاده می‌کنه
‫و خودشو به گرفتار شدن می‌ندازه؟

347
00:19:02,758 --> 00:19:04,286
‫شاید دنبال چیزی می‌گرده که نمی‌شه

348
00:19:04,310 --> 00:19:06,517
‫تو سرور عمومی پیداش کرد.

349
00:19:09,965 --> 00:19:12,172
‫مورالس، اون کتابخونه کتابشو داره؟

350
00:19:12,241 --> 00:19:15,827
‫دارم چک می‌کنم. یه نسخه، آره.

351
00:19:15,896 --> 00:19:17,379
‫فکر می‌کنی داره دنبال آدمایی می‌گرده

352
00:19:17,448 --> 00:19:18,655
‫که کتابشو امانت گرفتن؟

353
00:19:18,724 --> 00:19:20,655
‫اه. این یارو خیلی رو مخه.

354
00:19:20,724 --> 00:19:21,907
‫نمی‌فهمم. چرا اونا رو هدف قرار می‌ده؟

355
00:19:21,931 --> 00:19:23,413
‫آه، چون فکر می‌کنه نجات دهنده‌ست.

356
00:19:23,482 --> 00:19:24,700
‫و کی بیشتر از کسی که

357
00:19:24,724 --> 00:19:25,872
‫یه کتاب در مورد غم و اندوه امانت گرفته،
‫به نجات دهنده نیاز داره؟

358
00:19:25,896 --> 00:19:26,793
‫اه.

359
00:19:26,862 --> 00:19:29,896
‫آره، اون خیلی رو مخه.

360
00:19:29,965 --> 00:19:31,310
‫بکس، حق با تو بود.

361
00:19:31,379 --> 00:19:32,838
‫هر دو قربانیمون
‫کتاب مالاک رو امانت گرفته بودن.

362
00:19:32,862 --> 00:19:34,206
‫کارت عالی بود.

363
00:19:34,275 --> 00:19:36,517
‫یه لیستی از همه کسایی که
‫این کتاب رو امانت گرفتن تهیه کنید.

364
00:19:36,586 --> 00:19:38,424
‫خیلی خب، ما آدرس‌های
‫سمت جنوب رو برمی‌داریم.

365
00:19:38,448 --> 00:19:39,734
‫مورالس، چند تا ماشین پلیس

366
00:19:39,758 --> 00:19:41,079
‫بفرست یه حال و احوالی از بقیه بگیرن.

367
00:19:41,103 --> 00:19:42,482
‫باشه. الان می‌فرستمشون.

368
00:19:49,034 --> 00:19:50,965
‫خانم فولمر، اینجا پلیس شیکاگوئه!

369
00:19:54,862 --> 00:19:56,068
‫خانم فولمر؟

370
00:19:58,724 --> 00:20:00,137
‫امنه.

371
00:20:02,241 --> 00:20:05,724
‫رفتن. همین الان یه آمبولانس خبر کن!

372
00:20:05,793 --> 00:20:07,862
‫ما تونستیم دیگوکسین تو بدنش رو خنثی کنیم

373
00:20:07,931 --> 00:20:09,206
‫و وضعیتشو ثابت کنیم،

374
00:20:09,275 --> 00:20:11,068
‫ولی تو یه وضعیت فوق‌العاده شکننده‌ست.

375
00:20:11,137 --> 00:20:12,137
‫چیزی گفته؟

376
00:20:12,206 --> 00:20:13,724
‫هیچی که معنی خاصی داشته باشه.

377
00:20:13,793 --> 00:20:16,655
‫ولی راستش، اینکه هنوز زنده ست یه معجزه‌ست.

378
00:20:16,724 --> 00:20:18,758
‫انگار یه روح دیده.

379
00:20:18,827 --> 00:20:21,034
‫باید باهاش صحبت کنیم.

380
00:20:21,103 --> 00:20:23,793
‫ببینید، من می‌دونم
‫شماها همتون یه وظیفه‌ای دارید،

381
00:20:23,862 --> 00:20:25,310
‫ولی اون زن خیلی سختی کشیده،

382
00:20:25,379 --> 00:20:27,068
‫و الان، اون بیمار منه.

383
00:20:27,137 --> 00:20:28,493
‫اون وضعیتی نداره که با کسی صحبت کنه.

384
00:20:28,517 --> 00:20:29,734
‫نمی‌خوام بی‌رحم به نظر بیام،

385
00:20:29,758 --> 00:20:31,182
‫ولی دولت ایالات متحده اصرار داره

386
00:20:31,206 --> 00:20:33,413
‫که ما بریم تو.

387
00:20:33,482 --> 00:20:35,620
‫نه ما نه. فقط من.

388
00:20:35,689 --> 00:20:36,793
‫بذارید تنها باهاش صحبت کنم.

389
00:20:39,689 --> 00:20:40,689
‫باشه.

390
00:20:45,793 --> 00:20:47,137
‫ممنون.

391
00:20:52,275 --> 00:20:59,275
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

392
00:21:04,275 --> 00:21:05,275
‫خانم فولمر؟

393
00:21:09,689 --> 00:21:12,896
‫من مامور ویژه ربکا هندرسون هستم

394
00:21:12,965 --> 00:21:17,172
‫و من اون مردی که
‫بهت آسیب زده رو می‌گیرم، باشه؟

395
00:21:17,241 --> 00:21:20,103
‫ولی می‌خوام یه چند تا سوال ازتون بپرسم.

396
00:21:20,172 --> 00:21:21,241
‫مشکلی نیست؟

397
00:21:27,379 --> 00:21:28,931
‫می‌تونید بهم بگید چی شد؟

398
00:21:31,793 --> 00:21:34,724
‫دوباره و دوباره.

399
00:21:34,793 --> 00:21:38,103
‫اون دوباره و دوباره این کارو کرد.

400
00:21:38,172 --> 00:21:41,689
‫چی کار کرد، خانم فولمر؟ دوباره چی کار کرد؟

401
00:21:41,758 --> 00:21:46,586
‫می‌خواست بدونه هر دفعه چی می‌دیدم.

402
00:21:48,931 --> 00:21:51,172
‫هر دفعه چی؟

403
00:21:51,241 --> 00:21:52,793
‫هر دفعه که منو می‌کشت.

404
00:21:59,000 --> 00:22:00,413
‫کمکم کنید.

405
00:22:00,482 --> 00:22:03,620
‫نمی‌خوام بمیرم! نمی‌خوام بمیرم!

406
00:22:03,689 --> 00:22:05,827
‫نمی‌خوام دوباره بمیرم!

407
00:22:15,620 --> 00:22:17,275
‫داره زنده شون می‌کنه.

408
00:22:17,344 --> 00:22:18,562
‫چی؟ داری در مورد چی صحبت می‌کنی؟

409
00:22:18,586 --> 00:22:19,941
‫جای سوختگی روی سینه اون و اوبراین،

410
00:22:19,965 --> 00:22:21,125
‫از دستگاه شوک قلبی هست.

411
00:22:21,172 --> 00:22:22,689
‫مالاک قلبشون رو با استفاده
‫از دیگوکسین متوقف می‌کنه

412
00:22:22,758 --> 00:22:24,148
‫فقط برای اینکه این تجربه
‫نزدیک به مرگ رو بهشون بده

413
00:22:24,172 --> 00:22:25,251
‫و بعد با دستگاه شوکر زنده شون می‌کنه،

414
00:22:25,275 --> 00:22:26,689
‫فقط برای اینکه دوباره
‫و دوباره این کارو انجام بده.

415
00:22:26,758 --> 00:22:27,965
‫آخه چرا باید این کارو بکنه؟

416
00:22:28,034 --> 00:22:29,793
‫چون گودال این کارو باهاش کرده.

417
00:22:32,379 --> 00:22:34,103
‫باید آپارتمان آدلاید رو ببینم.

418
00:22:40,931 --> 00:22:42,068
‫خب، به این گوش کنید.

419
00:22:42,137 --> 00:22:43,655
‫"به محض اینکه گیجی اولیه اش برطرف شد،

420
00:22:43,724 --> 00:22:45,344
‫"زندانی D37 آرامش،

421
00:22:45,413 --> 00:22:47,275
‫"تقریبا یه حالت نشاط آور
‫در وضعیت ذهنی خود نشان داد.

422
00:22:47,344 --> 00:22:49,286
‫"او باور داشت که یه لحظه
‫وضوح الهی رو تجربه کرده

423
00:22:49,310 --> 00:22:50,379
‫"وقتی قلبش ایستاد،

424
00:22:50,448 --> 00:22:52,517
‫ "و به دنبال اون
‫یه معجزه رستاخیز اتفاق افتاد."

425
00:22:52,586 --> 00:22:54,551
‫خب، اگه اون قبل از رفتن
‫به گودال عقده خدایی نداشت،

426
00:22:54,620 --> 00:22:56,758
‫الان که حسابی داره.

427
00:22:56,827 --> 00:22:58,862
‫این از فرم پذیرش اون از گوداله،

428
00:22:58,931 --> 00:23:01,137
‫که توسط یه دکتر دالس نوشته شده.

429
00:23:01,206 --> 00:23:03,000
‫این اسم براتون آشناست؟

430
00:23:03,068 --> 00:23:04,448
‫نه واقعا.

431
00:23:04,517 --> 00:23:06,586
‫منظورم اینه که، تقریبا
‫مطمئنم قبل از دوران من رفته بود.

432
00:23:06,655 --> 00:23:07,965
‫مثلا، بازنشسته شده یا فوت کرده؟

433
00:23:08,034 --> 00:23:09,389
‫چون اگه بتونیم دالس رو پیدا کنیم...

434
00:23:09,413 --> 00:23:11,551
‫تقریبا مطمئنم که... که مُرده.

435
00:23:11,620 --> 00:23:14,862
‫حداقل این چیزیه که من شنیدم.

436
00:23:14,931 --> 00:23:16,531
‫خب، مالاک می‌دونه که ما بهش مشکوک شدیم

437
00:23:16,586 --> 00:23:18,389
‫و اونقدر باهوشه که برای
‫قتل بعدیش الگو رو عوض کنه،

438
00:23:18,413 --> 00:23:19,758
‫پس به یه رویکرد جدید نیاز داریم.

439
00:23:19,827 --> 00:23:22,068
‫مردم محلی دم صحنه جرم ایستادن.

440
00:23:22,137 --> 00:23:24,724
‫اوضاع آرومه، پس می‌تونیم بریم
‫تو و یه نگاهی بندازیم.

441
00:23:27,310 --> 00:23:29,182
‫خب، اونا هنوز کار بررسی
‫آپارتمان رو تموم نکردن.

442
00:23:29,206 --> 00:23:30,758
‫ولی اولین مامورایی که اونجا بودن گفتن

443
00:23:30,827 --> 00:23:33,655
‫که اونو اینجا، نیمه هوشیار، دیدن

444
00:23:33,724 --> 00:23:35,517
‫و در پشتی باز بود.

445
00:23:35,586 --> 00:23:37,724
‫پس مالاک صدای پلیس رو می‌شنوه

446
00:23:37,793 --> 00:23:40,206
‫وقتی داره سعی می‌کنه
‫یه دوز کشنده دیگوکسین تزریق کنه،

447
00:23:40,275 --> 00:23:42,172
‫فرار می‌کنه، از در پشتی فرار می‌کنه.

448
00:23:42,241 --> 00:23:43,413
‫دوربینی هم بود؟

449
00:23:43,482 --> 00:23:44,842
‫نه، هیچ دوربینی تو این منطقه نیست،

450
00:23:44,896 --> 00:23:45,976
‫شانسی هم با شاهدها نداشتیم.

451
00:23:46,034 --> 00:23:47,413
‫مالاک کنترل رو دوست داره.

452
00:23:47,482 --> 00:23:48,803
‫قربانیاشو به خونه‌شون برمی‌گردونه

453
00:23:48,827 --> 00:23:49,896
‫که بتونه وقت بذاره.

454
00:23:49,965 --> 00:23:51,310
‫ولی این یکی، کار خراب می‌شه.

455
00:23:51,379 --> 00:23:52,758
‫یه نفر مزاحمش می‌شه.

456
00:23:52,827 --> 00:23:54,068
‫فرار می‌کنه.

457
00:23:54,137 --> 00:23:55,620
‫الان به چی فکر می‌کنه؟

458
00:23:55,689 --> 00:24:00,068
‫بیمارستان گفت مالاک
‫یه جعبه دیگوکسین دزدیده، درسته؟

459
00:24:00,137 --> 00:24:01,458
‫پس من دقیقا می‌دونم به چی فکر می‌کنه.

460
00:24:01,482 --> 00:24:03,000
‫به بیشتر نیاز داره.

461
00:24:03,068 --> 00:24:04,665
‫اگه قراره به کشتن ادامه بده،
‫باید دوباره ذخیره کنه.

462
00:24:04,689 --> 00:24:06,689
‫و تنها جایی که می‌شه
‫دیگوکسین گیر آورد بیمارستانه.

463
00:24:06,724 --> 00:24:08,758
‫مشکل اینه که بیش از صد تا تو شیکاگو هست.

464
00:24:08,827 --> 00:24:10,068
‫خب چطور محدودش کنیم؟

465
00:24:10,137 --> 00:24:11,355
‫خب، اون ناامیده، پس احتمالا می‌ره

466
00:24:11,379 --> 00:24:12,620
‫سراغ اولین جایی که می‌بینه.

467
00:24:12,689 --> 00:24:13,941
‫نزدیک‌ترین بیمارستان وست جنرال هست،

468
00:24:13,965 --> 00:24:15,241
‫حدود پنج بلوک فاصله داره.

469
00:24:15,310 --> 00:24:16,551
‫- بریم.
‫- گرفتم.

470
00:24:29,137 --> 00:24:30,931
‫DHS. دفتر حفاظتیتون کجاست؟

471
00:24:31,000 --> 00:24:33,000
‫- طبقه بالا.
‫- راهنمایی کن.

472
00:24:33,068 --> 00:24:34,827
‫روی ارتباط بمونید. گرفتم.

473
00:24:37,793 --> 00:24:39,034
‫الان با حفاظت هستم.

474
00:24:39,103 --> 00:24:40,463
‫می‌خوایم شروع به بررسی دوربین‌ها کنیم.

475
00:24:40,517 --> 00:24:42,448
‫به محض اینکه به یه نخ برسیم
‫بهتون خبر می‌دم.

476
00:24:42,517 --> 00:24:43,827
‫ICU رو بررسی کن.

477
00:24:43,896 --> 00:24:47,000
‫کد نقره‌ای. تکرار می‌کنم، کد نقره‌ای.

478
00:24:47,068 --> 00:24:49,482
‫تکرار می‌کنم، کد نقره‌ای.

479
00:24:49,551 --> 00:24:51,068
‫امنیت داخلی. چی شده؟

480
00:24:51,137 --> 00:24:52,551
‫چاقو خورده.

481
00:24:52,620 --> 00:24:54,344
‫یه نفر تو اتاق دارو بهش حمله کرده.

482
00:24:54,413 --> 00:24:55,862
‫اون اینجاست. بخش قلب.

483
00:24:55,931 --> 00:24:57,344
‫دیگوکسین رو گرفته. گرفتم.

484
00:24:57,413 --> 00:24:59,251
‫شین، بچرخ و ما هر طبقه رو بررسی می‌کنیم.

485
00:24:59,275 --> 00:25:01,344
‫در حال تعقیب. راه پله جنوب غربی.

486
00:25:01,413 --> 00:25:03,000
‫بکس، منتظرم باش.

487
00:25:03,068 --> 00:25:05,517
‫نیروهای امنیتی رو می‌فرستم خروجی‌های
‫طبقه همکف رو پوشش بدن.

488
00:25:05,586 --> 00:25:07,206
‫بکس، من دارم میام پایین.

489
00:25:07,275 --> 00:25:09,310
‫فکر می‌کنم از در پشتی رفته بیرون.

490
00:25:18,827 --> 00:25:20,793
‫بکس. بکس، کجایی؟

491
00:25:20,862 --> 00:25:23,000
‫بکس، یه موقعیت بده.

492
00:26:14,344 --> 00:26:16,241
‫اینجایی.

493
00:26:18,137 --> 00:26:21,310
‫تقریبا مطمئنم که از قبل می‌دونی

494
00:26:21,379 --> 00:26:23,758
‫که امشب قراره بمیری،

495
00:26:23,827 --> 00:26:26,793
‫ولی چیزی که هنوز نمی‌فهمی

496
00:26:26,862 --> 00:26:29,586
‫هدیه‌ایه که قراره دریافت کنی.

497
00:26:31,379 --> 00:26:32,448
‫نه، نه، نه!

498
00:26:40,448 --> 00:26:42,241
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام اینه که،

499
00:26:42,310 --> 00:26:46,034
‫لطفا در مورد چیزی که
‫تو نور می‌بینی صادق باش.

500
00:27:37,517 --> 00:27:39,172
‫- بکس رو گرفته.
‫- این چطور اتفاق افتاد؟

501
00:27:39,241 --> 00:27:40,724
‫شما سه نفر بودید.

502
00:27:40,793 --> 00:27:42,148
‫ما برای پوشش بیشتر
‫منطقه تو بیمارستان از هم جدا شدیم.

503
00:27:42,172 --> 00:27:43,551
‫هیچوقت نباید این اتفاق می‌افتاد.

504
00:27:43,620 --> 00:27:44,838
‫خیلی درسته که نباید این اتفاق می‌افتاد!

505
00:27:44,862 --> 00:27:46,217
‫فکر می‌کنی داری با کی حرف می‌زنی؟

506
00:27:46,241 --> 00:27:47,803
‫می‌تونی هر چقدر می‌خوای منو سرزنش کنی،
‫ولی تنها چیزی که الان مهمه

507
00:27:47,827 --> 00:27:49,689
‫پیدا کردن بکسه.
‫خیلی خب، خیلی خب، بچه‌ها، بچه‌ها.

508
00:27:49,758 --> 00:27:52,068
‫ما همه‌مون یه چیز می‌خوایم، درسته؟

509
00:27:52,137 --> 00:27:54,137
‫الان، مالاک اونقدر باهوش بود
‫که گوشیشو جا بذاره،

510
00:27:54,206 --> 00:27:55,517
‫و این یه شهر خیلی بزرگه.

511
00:27:55,586 --> 00:27:57,344
‫پس حتی اگه به تک تک آدرس‌هایی که

512
00:27:57,413 --> 00:27:59,344
‫قبلا بهش مرتبط بودن بریم،
‫ما فقط دو نفریم،

513
00:27:59,413 --> 00:28:00,493
‫و به اندازه کافی سریع نخواهیم بود.

514
00:28:00,517 --> 00:28:02,137
‫عکس بکس رو برای پلیس شیکاگو بفرستید.

515
00:28:02,206 --> 00:28:03,827
‫- بهشون زنگ بزنید و در جریان بذارید.
‫- یه لحظه.

516
00:28:03,896 --> 00:28:05,665
‫باهات موافقم، ولی دادستان کل
‫هیچوقت قبول نمی‌کنه.

517
00:28:05,689 --> 00:28:08,172
‫من از پس دادستان کل برمیام!

518
00:28:08,241 --> 00:28:10,724
‫این بکسه.

519
00:28:10,793 --> 00:28:12,413
‫ما هر کاری که لازم باشه انجام می‌دیم.

520
00:28:55,379 --> 00:28:56,724
‫خوش برگشتی.

521
00:28:59,379 --> 00:29:00,793
‫من مامور FBI هستم.

522
00:29:00,862 --> 00:29:02,724
‫یه... یه تیمی از آدما

523
00:29:02,793 --> 00:29:04,310
‫اون بیرون دنبال منن.

524
00:29:04,379 --> 00:29:06,103
‫می‌دونم کی هستی.

525
00:29:06,172 --> 00:29:09,482
‫راستش، این... خیلی هیجان‌انگیزه.

526
00:29:11,896 --> 00:29:13,517
‫هیجان‌انگیز.

527
00:29:16,724 --> 00:29:18,758
‫ولی حق با شماست.

528
00:29:18,827 --> 00:29:22,310
‫وقت زیادی نداریم.

529
00:29:22,379 --> 00:29:24,379
‫وقت زیاد برای چی؟

530
00:29:24,448 --> 00:29:26,793
‫یه پیشرفت.

531
00:29:26,862 --> 00:29:28,620
‫تو لحظات بعد از مرگ بالینی،

532
00:29:28,689 --> 00:29:30,103
‫یه انفجار فعالیت وجود داره

533
00:29:30,172 --> 00:29:33,448
‫تو مرکز یادآوری حافظه مغزمون.

534
00:29:33,517 --> 00:29:37,068
‫به‌ویژه تو یادآوری حافظه احساسی، درست...

535
00:29:37,137 --> 00:29:38,896
‫همین جا.

536
00:29:43,586 --> 00:29:45,137
‫می‌خوای یه چیزی رو به یاد بیارم؟

537
00:29:45,206 --> 00:29:46,620
‫می‌خوام یه چیزی رو به یاد بیاری؟

538
00:29:46,689 --> 00:29:47,689
‫نه، نه، نه، نه.

539
00:29:47,758 --> 00:29:48,941
‫نه، موضوع این نیست که من چی می‌خوام.

540
00:29:48,965 --> 00:29:51,310
‫موضوع اینه که تو به چی نیاز داری.

541
00:29:51,379 --> 00:29:54,517
‫ببین، تو زندگی، ما دیوار می‌کشیم.

542
00:29:54,586 --> 00:29:58,241
‫حقیقت‌ها رو دفن می‌کنیم، حتی از خودمون.

543
00:29:58,310 --> 00:30:03,275
‫ولی تو مرگ، ذهنمون بالاخره
‫می‌تونه صادق باشه.

544
00:30:03,344 --> 00:30:08,206
‫تو اون لحظات آخر،
‫یه چیزی بهمون نشون داده می‌شه.

545
00:30:08,275 --> 00:30:11,482
‫به ما نشون داده می‌شه
‫که چی برامون از همه مهم‌تره،

546
00:30:11,551 --> 00:30:14,275
‫چیزی که بیشتر بهش نیاز داریم.

547
00:30:14,344 --> 00:30:19,137
‫مثل یه هدیه نهایی از ناخودآگاهه.

548
00:30:19,206 --> 00:30:25,275
‫ذهنت یه چیزی رو بهت نشون داد، مگه نه؟

549
00:30:25,344 --> 00:30:26,931
‫بله.

550
00:30:27,000 --> 00:30:30,620
‫بله، نشون داد. همونجاست.

551
00:30:30,689 --> 00:30:31,896
‫پس...

552
00:30:33,517 --> 00:30:37,965
‫مامور ویژه هندرسون،

553
00:30:38,034 --> 00:30:39,965
‫وقتی مردی چی دیدی؟

554
00:30:44,931 --> 00:30:46,389
‫اون این شهر رو خیلی بهتر از ما می‌شناسه.

555
00:30:46,413 --> 00:30:47,793
‫الان می‌دونه که ما داریم میایم.

556
00:30:47,862 --> 00:30:49,251
‫غیر ممکنه که بکس رو به هیچ جایی که

557
00:30:49,275 --> 00:30:50,862
‫که بهش مرتبط باشیم.

558
00:30:50,931 --> 00:30:53,172
‫خب، بکس گفت که داره...
‫داره تکامل پیدا می‌کنه، درسته؟

559
00:30:53,241 --> 00:30:55,034
‫می‌خواد باهاش وقت بگذرونه.

560
00:30:55,103 --> 00:30:56,286
‫پس هر جا که ببرتش، باید

561
00:30:56,310 --> 00:30:57,734
‫یه جای شخصی باشه،
‫یه جایی که بتونه کنترل کنه.

562
00:30:57,758 --> 00:30:59,458
‫منظورم اینه که، همه قربانی‌های قبلیش
‫از وقتی از گودال فرار کرده،

563
00:30:59,482 --> 00:31:01,000
‫به خونه‌شون برگردونده شدن.

564
00:31:01,068 --> 00:31:03,379
‫درسته، مشکل اینه که بکس خونه نداره.

565
00:31:03,448 --> 00:31:04,758
‫نه، ولی یه اتاق هتل داره.

566
00:31:06,448 --> 00:31:07,517
‫هی، شین.

567
00:31:07,586 --> 00:31:08,827
‫سلام، مورالس.

568
00:31:08,896 --> 00:31:10,286
‫آره، ازت می‌خوایم هر چیزی که

569
00:31:10,310 --> 00:31:12,379
‫می‌تونی در مورد هتلمون...
‫آره، تصاویر امنیتی،

570
00:31:12,448 --> 00:31:15,379
‫دوربین‌های ترافیکی،
‫هر چی که داری رو بررسی کنی.

571
00:31:15,448 --> 00:31:17,896
‫فکر می‌کنیم مالاک بکس رو
‫به اتاقش برگردونده.

572
00:31:17,965 --> 00:31:19,068
‫حق با شما بود.

573
00:31:19,137 --> 00:31:20,655
‫مالاک اونقدر باهوش بود که
‫از دوربین مداربسته اجتناب کنه،

574
00:31:20,724 --> 00:31:23,241
‫ولی کلید اتاق بکس
‫ ۱۵ دقیقه پیش کشیده شده.

575
00:31:23,310 --> 00:31:24,689
‫بجنبید، بچه‌ها.

576
00:31:26,413 --> 00:31:29,758
‫ما الان پلیس محلی و نیروهای اورژانس رو
‫به اتاق هتل می‌فرستیم.

577
00:31:29,827 --> 00:31:31,344
‫امیدوارم بهشون نیازی نباشه.

578
00:31:33,241 --> 00:31:36,103
‫خیلی عجیبه، مگه نه، که تو روز تولدت بمیری؟

579
00:31:36,172 --> 00:31:39,551
‫یه چیزی به‌طرز شگفت‌انگیزی
‫متقارن در موردش هست.

580
00:31:39,620 --> 00:31:44,413
‫و تعجب می‌کنم که آیا این کسیه که دیدی.

581
00:31:44,482 --> 00:31:46,689
‫تولدت مبارک. دوستت دارم.

582
00:31:46,758 --> 00:31:48,320
‫فقط می‌خواستم
‫یه کم عشق تولد برات بفرستم.

583
00:31:48,344 --> 00:31:49,620
‫خاموشش کن، لطفا.

584
00:31:49,689 --> 00:31:50,803
‫می‌دونم که دوست نداری جشن بگیری،

585
00:31:50,827 --> 00:31:52,931
‫ولی به نظر من... خاموشش کن.

586
00:31:53,000 --> 00:31:55,172
‫- شبیه تو نیست.
‫- خاموشش کن!

587
00:31:58,724 --> 00:32:00,344
‫شاید اون کسی نباشه که دیدی.

588
00:32:00,413 --> 00:32:02,137
‫چقدر جالب.

589
00:32:02,206 --> 00:32:06,758
‫همونقدر حقیقت تو چیزی که نمی‌بینیم هست
‫که تو چیزی که می‌بینیم.

590
00:32:08,827 --> 00:32:10,551
‫حقیقت رو می‌خوای، مالاک؟

591
00:32:10,620 --> 00:32:12,655
‫تصورات نزدیک به مرگ چیزی بیشتر

592
00:32:12,724 --> 00:32:14,206
‫از عملکردهای عادی مغز
‫که دچار مشکل شدن نیست،

593
00:32:14,275 --> 00:32:17,482
‫پس هر هدیه‌ای که تو گودال گرفتی،

594
00:32:17,551 --> 00:32:19,448
‫بی‌معنی بود.

595
00:32:19,517 --> 00:32:22,862
‫یه توهم خالی بود که تو...

596
00:32:26,689 --> 00:32:28,275
‫کاری که من اینجا انجام می‌دم به عنوان

597
00:32:28,344 --> 00:32:30,931
‫مهم‌ترین و بزرگ‌ترین درک

598
00:32:31,000 --> 00:32:35,482
‫از روانشناسی انسان
‫از زمان زیگموند فروید ثبت خواهد شد.

599
00:32:41,172 --> 00:32:43,275
‫می‌دونی، این می‌تونه
‫ یه تجربه خیلی معنادار باشه

600
00:32:43,344 --> 00:32:46,241
‫اگه به خودت اجازه بدی که صادق باشی.

601
00:32:46,310 --> 00:32:47,689
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

602
00:32:50,000 --> 00:32:52,413
‫چی دیدی؟

603
00:32:53,724 --> 00:32:55,965
‫چی دیدی؟

604
00:32:56,034 --> 00:32:57,379
‫هیچی ندیدم.

605
00:32:57,448 --> 00:32:59,413
‫نه، نه. دروغ می‌گی.

606
00:32:59,482 --> 00:33:01,517
‫داری به من دروغ می‌گی. باورت نمی‌کنم.

607
00:33:01,586 --> 00:33:03,000
‫برام مهم نیست.

608
00:33:03,068 --> 00:33:06,827
‫پس وقت دور دوم رسیده.

609
00:33:16,620 --> 00:33:17,724
‫صبر کن، مالاک، نه، نه، نه.

610
00:33:17,793 --> 00:33:19,758
‫صبر کن. صبر کن، صبر کن، صبر کن، باشه.

611
00:33:19,827 --> 00:33:21,827
‫منو گرفتی، باشه؟ منو گرفتی.

612
00:33:21,896 --> 00:33:23,448
‫هیچ جا نمی‌رم.

613
00:33:23,517 --> 00:33:25,758
‫چی دیدی؟ چی دیدی؟

614
00:33:25,827 --> 00:33:29,275
‫وقتی اعدامت کردن، یه هدیه گرفتی.

615
00:33:29,344 --> 00:33:30,793
‫هیچکس از تو نپرسید، درسته؟

616
00:33:30,862 --> 00:33:32,413
‫حتی دالس.

617
00:33:32,482 --> 00:33:33,896
‫اون حتی از تو نپرسید.

618
00:33:33,965 --> 00:33:35,172
‫پس بهتره به من بگی.

619
00:33:35,241 --> 00:33:37,931
‫دالس یه احمق بود،

620
00:33:38,000 --> 00:33:41,275
‫نسبت به معجزه‌ای که
‫به خلقش کمک کرد نابینا بود.

621
00:33:44,896 --> 00:33:46,965
‫پدرم رو دیدم.

622
00:33:47,034 --> 00:33:48,620
‫فکر می‌کنی چرا اینطور بود؟

623
00:33:48,689 --> 00:33:50,724
‫ببین، تو می‌تونی...
‫می‌تونی با من صادق باشی.

624
00:33:50,793 --> 00:33:54,310
‫من... اون دکتر بود، درسته؟

625
00:33:54,379 --> 00:33:56,344
‫بله. یه غول بود.

626
00:33:56,413 --> 00:33:57,862
‫آره.

627
00:33:57,931 --> 00:33:59,251
‫زندگی تو سایه والدین سخته.

628
00:33:59,275 --> 00:34:00,655
‫آدما این رو فراموش می‌کنن.

629
00:34:00,724 --> 00:34:02,551
‫مخصوصا پدرها.

630
00:34:02,620 --> 00:34:07,379
‫تو زندگی، اون هیچوقت
‫یه کلمه مهربون به من نگفت،

631
00:34:07,448 --> 00:34:13,172
‫ولی تو اون لحظه بهشتی،

632
00:34:13,241 --> 00:34:17,655
‫بهم گفت که به من افتخار می‌کنه.

633
00:34:17,724 --> 00:34:21,206
‫اون باور داشت که من هنوز می‌تونم به عظمتی

634
00:34:21,275 --> 00:34:24,310
‫که قرار بود نشون بدم برسم.

635
00:34:24,379 --> 00:34:30,931
‫یه لحظه شفا عمیق بود.

636
00:34:37,724 --> 00:34:40,034
‫مالاک، من پرونده‌ات رو خوندم.

637
00:34:40,103 --> 00:34:41,689
‫بابات بهت افتخار نمی‌کرد.

638
00:34:41,758 --> 00:34:44,034
‫نه، اون تو تلویزیون جلوی

639
00:34:44,103 --> 00:34:45,551
‫میلیون‌ها نفر بهت گفت هیولا

640
00:34:45,620 --> 00:34:47,965
‫چون حرفه رقت‌انگیزت به آتش کشیده شده بود.

641
00:34:48,034 --> 00:34:49,344
‫هیچکس بهت ایمان نداشت.

642
00:34:49,413 --> 00:34:51,655
‫در واقع، فکر می‌کنم بابات... چی گفت؟

643
00:34:51,724 --> 00:34:53,965
‫تو حتی یه دکتر واقعی هم نیستی. خفه شو!

644
00:34:54,034 --> 00:34:55,758
‫من این پروفایل رو کامل ساختم...

645
00:34:55,827 --> 00:34:56,941
‫- خفه شو.
‫- روی کسی که فکر می‌کردم

646
00:34:56,965 --> 00:34:58,482
‫از یه چیزی الهام گرفته،

647
00:34:58,551 --> 00:35:00,724
‫ولی تمام این مدت، مشکل بابا بود؟

648
00:35:00,793 --> 00:35:03,241
‫گفتم خفه شو!

649
00:35:17,206 --> 00:35:19,126
‫تموم شد، مالاک. از این جا در نمی‌ری.

650
00:35:22,965 --> 00:35:24,517
‫من اصلا قرار نبود که برم.

651
00:35:27,310 --> 00:35:29,137
‫مالاک، داریم میایم تو!

652
00:35:29,206 --> 00:35:30,517
‫اون تو دستشوییه!

653
00:35:36,379 --> 00:35:37,517
‫افتاد!

654
00:35:37,586 --> 00:35:40,413
‫به جهنم که افتاد.

655
00:35:40,482 --> 00:35:41,689
‫برو، برو، برو.

656
00:35:41,758 --> 00:35:44,931
‫بکس. بکس، داری چی کار می‌کنی؟

657
00:35:45,000 --> 00:35:47,344
‫اون قرار نیست از این جا فرار کنه.

658
00:35:56,827 --> 00:35:58,172
‫بیدار شو، بیدار شو.

659
00:35:58,241 --> 00:36:00,413
‫این دفعه بابا چی گفت؟

660
00:36:16,034 --> 00:36:18,620
‫می‌دونی، یه بار به من شلیک شد.

661
00:36:20,517 --> 00:36:23,310
‫خب، فنی که بگیم... دو بار بود.

662
00:36:23,379 --> 00:36:26,103
‫دو تا گلوله، یه بار.

663
00:36:26,172 --> 00:36:29,862
‫به هر حال، فقط یه کم به کلیه‌ام نخورد

664
00:36:29,931 --> 00:36:32,724
‫حدودا یه ربع اینچ.

665
00:36:32,793 --> 00:36:36,758
‫بعد از اون دکتر گفت که
‫تقریبا مطمئنه که من، می‌دونی،

666
00:36:36,827 --> 00:36:38,344
‫تموم کارم بود.

667
00:36:38,413 --> 00:36:41,000
‫یه گلوله ۳۹ خوردم تو شونم.

668
00:36:41,068 --> 00:36:42,965
‫- غیر ممکنه.
‫- آره، تو بلاروس.

669
00:36:43,034 --> 00:36:44,275
‫مرد، رفیق. باحال بود.

670
00:36:44,344 --> 00:36:45,544
‫آره، باید جای خروجشو ببینی.

671
00:36:45,586 --> 00:36:47,034
‫شرط می‌بندم. این رو ببین.

672
00:36:49,482 --> 00:36:50,689
‫IED.

673
00:36:50,758 --> 00:36:52,241
‫نه! منم همینطور.

674
00:36:52,310 --> 00:36:54,827
‫- واقعا؟ - آره، اینجا.

675
00:36:54,896 --> 00:36:56,344
‫لعنتی، خیلی خب.

676
00:36:56,413 --> 00:36:59,000
‫خب، منظورم این بود که
‫مال من بزرگتره، ولی، می‌دونی.

677
00:36:59,068 --> 00:37:00,068
‫مرد، این سر منه.

678
00:37:00,103 --> 00:37:02,206
‫آره، خیلی چیزا رو توضیح می‌ده.

679
00:37:05,137 --> 00:37:06,517
‫ممنون.

680
00:37:10,275 --> 00:37:13,827
‫هی، یالا. برو خونه. یه کم بخواب.

681
00:37:13,896 --> 00:37:15,931
‫بعدا می‌تونم بخوابم.

682
00:37:16,000 --> 00:37:19,310
‫به علاوه، تقریبا مطمئنم که...
‫آره، کلاس اسپینم رو از دست دادم.

683
00:37:22,655 --> 00:37:24,793
‫بکس.

684
00:37:24,862 --> 00:37:26,482
‫می‌دونی چی؟

685
00:37:26,551 --> 00:37:29,068
‫اگه عجله کنم،
‫احتمالا می‌تونم به اون کلاس برسم.

686
00:37:29,137 --> 00:37:30,896
‫هی، شین.

687
00:37:30,965 --> 00:37:32,689
‫ممنون.

688
00:37:32,758 --> 00:37:34,310
‫آره، حتما.

689
00:37:39,344 --> 00:37:41,689
‫هی. حالت چطوره؟

690
00:37:41,758 --> 00:37:44,000
‫آره، قطعا تولدای بهتری داشتم.

691
00:37:47,965 --> 00:37:51,517
‫می‌دونی، وقتی بهم گفتن
‫که مالاک تو رو گرفته،

692
00:37:51,586 --> 00:37:53,172
‫فکر کردم که قراره...

693
00:37:56,034 --> 00:37:59,000
‫فکر کردم که قراره تو رو از دست بدیم.

694
00:38:01,965 --> 00:38:03,551
‫خوشحالم که حالت خوبه.

695
00:38:05,827 --> 00:38:07,758
‫به هر حال، مطمئنم
‫که به یه کم استراحت نیاز داری،

696
00:38:07,827 --> 00:38:10,793
‫پس من میرم

697
00:38:10,862 --> 00:38:14,206
‫الیور، صبر کن. صبر کن.

698
00:38:14,275 --> 00:38:17,482
‫وقتی مالاک منو بسته بود، بهم گفت

699
00:38:17,551 --> 00:38:20,172
‫که تو لحظات آخر، ذهنم نشون می‌ده

700
00:38:20,241 --> 00:38:21,424
‫که چی برام از همه مهم‌تره.

701
00:38:21,448 --> 00:38:22,620
‫خب، اون دیوونه بود.

702
00:38:24,310 --> 00:38:29,172
‫به‌طرز عجیبی، ولی اشتباه نمی‌کرد.

703
00:38:29,241 --> 00:38:31,000
‫من مردم، الیور.

704
00:38:31,068 --> 00:38:34,413
‫قلبم ایستاد.

705
00:38:34,482 --> 00:38:38,172
‫و تو اون لحظه آخر، سم رو دیدم.

706
00:38:38,241 --> 00:38:40,724
‫و تو رو دیدم.

707
00:38:46,655 --> 00:38:51,241
‫متاسفم که جوری رفتار کردم که
‫انگار چیزی که بینمون بود مهم نبود.

708
00:38:51,310 --> 00:38:53,862
‫بود.

709
00:38:53,931 --> 00:38:55,896
‫خیلی خوشحالم که اینجایی.

710
00:38:58,275 --> 00:38:59,724
‫من... می‌تونم بمونم.

711
00:39:02,793 --> 00:39:05,655
‫عیبی نداره.

712
00:39:05,724 --> 00:39:07,655
‫راستش، فکر می‌کنم فقط باید حدود

713
00:39:07,724 --> 00:39:09,689
‫یه هفته بخوابم تو این موقعیت.

714
00:39:09,758 --> 00:39:11,896
‫آره.

715
00:39:11,965 --> 00:39:14,965
‫در واقع، می‌تونم از گوشیت استفاده کنم؟

716
00:39:15,034 --> 00:39:18,793
‫مال منو گرفتن،
‫و من واقعا باید به سم زنگ بزنم.

717
00:39:18,862 --> 00:39:21,172
‫- آره، بیا.
‫- ممنون.

718
00:39:21,241 --> 00:39:23,517
‫اگه چیزی لازم داشتی،
‫من همین بیرون هستم.

719
00:39:41,482 --> 00:39:43,689
‫سلام، این گوشی سام هست.

720
00:39:43,758 --> 00:39:45,586
‫می‌دونی باید چی کار کنی.

721
00:39:45,655 --> 00:39:47,137
‫هی، سام.

722
00:39:47,206 --> 00:39:49,344
‫منم. فقط می‌خواستم یه خبری بدم.

723
00:39:52,137 --> 00:39:54,000
‫شین، از دیدنت خوشحال شدم.

724
00:39:54,068 --> 00:39:56,379
‫- هی.
‫- دنبالم بیا.

725
00:39:56,448 --> 00:39:57,482
‫حالش چطوره؟

726
00:39:57,551 --> 00:39:59,689
‫اوه، روزای خوب و بد داره.

727
00:39:59,758 --> 00:40:02,310
‫موسیقی بهش کمک می‌کنه.

728
00:40:02,379 --> 00:40:04,862
‫دکتر دالس.

729
00:40:04,931 --> 00:40:07,137
‫دکتر دالس، یه ملاقاتی داری.

730
00:40:08,241 --> 00:40:09,310
‫ممنون.

731
00:40:19,517 --> 00:40:21,310
‫سلام، بابا.

732
00:40:45,724 --> 00:40:47,344
‫اطلاعات GPS از گوشی اودل

733
00:40:47,413 --> 00:40:49,482
‫نشون می‌ده که درست
‫بعد از تماس تلفنی مرموزش،

734
00:40:49,551 --> 00:40:52,172
‫۱۵ مایل به این انبار رفته.

735
00:40:52,241 --> 00:40:54,931
‫بررسی کردم، یه واحد
‫به اسم خودش اجاره شده.

736
00:41:32,275 --> 00:41:34,344
‫بکس.

737
00:41:42,172 --> 00:41:43,452
‫این دیگه چه کوفتیه که داریم می‌بینیم؟

738
00:41:43,482 --> 00:41:45,310
‫- اینا مختصاته.
‫- از کجا می‌دونی؟

739
00:41:45,379 --> 00:41:46,620
‫چون اونی که آبیه

740
00:41:46,689 --> 00:41:49,034
‫مختصات ماهواره‌ای گوداله.

741
00:41:51,551 --> 00:41:53,586
‫اون پنج تای دیگه چی؟

742
00:41:55,551 --> 00:42:15,551
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
