WEBVTT

00:01.060 --> 00:02.720
‫نه!

00:02.720 --> 00:04.270
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید...

00:04.270 --> 00:05.600
‫نیک همه‌چی رو بهم گفت

00:05.600 --> 00:08.480
‫مقاومت نقشه‌ی یه قتل عام رو
‫کشیده بود. من جلوش رو گرفتم.

00:08.480 --> 00:10.690
‫طوری وانمود می‌کنی، انگار که
‫فرمانده یا دیده‌بان نیستم

00:10.690 --> 00:11.770
‫مگر اینکه به نفع خودت باشه

00:11.770 --> 00:15.190
‫تو اون زن‌ها رو لو دادی
‫تا خودت رو نجات بدی

00:15.190 --> 00:16.320
‫جون!

00:16.320 --> 00:17.650
‫من روت حساب می‌کردم!

00:17.660 --> 00:19.740
‫تنها کسی که باید روش حساب کنی خودتی

00:19.740 --> 00:22.240
‫فرمانده بل جنین رو می‌خواد

00:22.240 --> 00:24.740
‫دخترِ عزیزم، داره سازگار میشه؟

00:24.750 --> 00:26.460
‫خب، از صبح داریم
‫روی سازگاریش کار می‌کنیم

00:26.460 --> 00:29.000
‫فعلاً آمادگیِ حضور در انظار عمومی رو نداره

00:29.000 --> 00:31.290
‫همسرها امروز خیلی بی‌اعتنا بودن

00:31.290 --> 00:33.300
‫باید یادشون بیاد که با کی طرفن

00:33.300 --> 00:35.670
‫یه عروسی درست‌حسابی یادشون میاره

00:35.670 --> 00:37.920
‫خیلی‌خب، باید عروسی‌مون رو
‫توی بوستون بگیریم

00:37.930 --> 00:40.470
‫یه جشن بزرگ در خور ارشدترین فرمانده،

00:40.470 --> 00:42.760
‫با حضور بقیه‌ی فرمانده‌ها و همسران‌شون

00:42.760 --> 00:45.060
‫اون به زودی قراره بشه
‫ملکه‌ی گیلیاد

00:45.060 --> 00:47.390
‫- تو قراره کجا باشی، جون؟
‫- تو عروسی

00:47.390 --> 00:49.980
‫اون‌همه ندیمه‌ توی عروسی؟
‫یه گروه بزرگِ ناشناس با روبنده؟

00:49.980 --> 00:52.400
‫- من باهات میام
‫- اونا هیچ سلاحی ندارن

00:53.150 --> 00:54.400
‫اونا رو می‌بریم مرکزِ سرخ،

00:54.400 --> 00:56.490
‫بعد اونا رو به دستِ ندیمه‌های
‫حاضر در عروسی می‌رسونیم

00:57.030 --> 00:58.990
‫از تمام دوست‌هامون
‫کمک می‌گیریم. همه‌شون

00:58.990 --> 01:01.200
‫و هرکسی که چشم دیدن گیلیاد رو نداره

01:01.200 --> 01:04.200
‫هرکسی که تا حالا گیلیاد بهش کیر زده

01:04.950 --> 01:07.120
‫من یه جلسه برات ترتیب دادم

01:07.120 --> 01:10.080
‫سازمان بازتوزیع نیروی انسانی

01:10.080 --> 01:11.540
‫فردا برنامه‌تون رو می‌شنوه

01:11.540 --> 01:13.340
‫اینجوری عروسی وارتون‌ها رو از دست میدم

01:13.340 --> 01:14.710
‫یه فداکاری کوچیکـه

01:14.710 --> 01:16.920
‫دوست ندارم قبل از عروسی
‫دخترها رو ترک کنم،

01:16.920 --> 01:18.340
‫ولی نمیشه کاریش کرد.

01:18.340 --> 01:20.260
‫بیاید انقلاب رو شروع کنیم

01:20.260 --> 01:22.680
‫خدای عزیز، به ما قدرت بده که

01:22.680 --> 01:24.500
‫اون مادرجنده‌های عوضی رو بکشیم

01:26.000 --> 01:37.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:39.900 --> 01:42.910
‫می‌خواستن جوری به نظر بیایم که
‫انگار توی خون غرق شدیم

01:43.870 --> 01:46.660
‫یه شخصیت افسانه‌ای با شنل قرمز

01:52.250 --> 01:55.290
‫الان مضحک به نظر می‌رسه که
‫فکر کنیم لباس‌ها

01:55.290 --> 01:57.630
‫قبلاً چقدر برامون مهم بودن

01:59.920 --> 02:01.470
‫یه عالمه از اون لباس‌ها
‫توی کمدهامون داشتیم

02:02.840 --> 02:05.470
‫مشغول کارهایی بودیم که ازشون نفرت داشتیم،
‫تا بتونیم لباس‌های بیشتری بخریم

02:07.060 --> 02:10.730
‫تا خوش‌تیپ باشیم. تا روی مُد باشیم

02:11.850 --> 02:13.310
‫نمی‌دونستیم چطوری
‫باید از شرشون خلاص بشیم

02:15.900 --> 02:17.440
‫پس انداختیم‌شون تو زباله‌دونی‌ها

02:19.070 --> 02:20.400
‫آب رو مسموم کردیم

02:23.070 --> 02:24.910
‫باعث فروپاشی زیست‌محیطی شدیم

02:27.790 --> 02:30.200
‫همه‌اش فقط به خاطر این بود که
‫فکر می‌کردیم لباس‌هایی که می‌پوشیم،

02:30.201 --> 02:32.420
‫هویت‌مون رو برای دنیا تعریف می‌کنن

02:35.590 --> 02:36.630
‫همه‌اش دروغ بود

02:37.630 --> 02:39.130
‫دروغی که گیلیاد هم باورش داشت

02:41.550 --> 02:42.840
‫پس برامون رنگ مشخص کردن

02:47.470 --> 02:51.730
‫اونا تعیین می‌کردن چی بپوشیم و کی باشیم

02:53.350 --> 02:55.350
‫با لباس‌هامون بین‌مون تفرقه انداختن

02:56.810 --> 02:58.400
‫واسه اینکه ما رو از انسانیت تُهی کنن

03:01.150 --> 03:04.110
‫ولی امشب، همون لباس‌ها
‫میشن سلاح ما

03:07.450 --> 03:11.040
‫امشب با همین لباس‌ها
‫شیپور جنگ رو می‌زنیم

03:54.210 --> 03:58.750
‫اونا ما رو قرمز پوشوندن، رنگ خون،
‫تا نماد بشیم

04:16.640 --> 04:19.610
‫یادشون رفته که قرمز، رنگ خشم هم هست

04:26.000 --> 04:33.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:40.001 --> 04:44.001
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سینا صداقت

05:27.001 --> 05:31.001
‫« سرگذشت ندیمه - فصل ششم »
‫« قسمت هشتم: خروج »

08:55.130 --> 08:58.630
‫بیایید پروردگار را مدح کنیم

09:00.260 --> 09:05.220
‫زیرا پروردگار، خدایی بزرگ و
‫شاهی برتر از تمامی خدایان است

09:05.980 --> 09:09.900
‫بیایید تا پروردگارمان را عبادت کنیم،
‫او که آفریننده‌ی ماست

09:13.940 --> 09:19.240
‫پروردگارا، ما در اینجا گرد هم آمده‌ایم
‫تا آغاز تازه‌ای را جشن بگیریم،

09:21.280 --> 09:26.200
‫پیوندی جدید میان مؤمنان و صالحان،

09:28.410 --> 09:31.210
‫مطابق با قوانین الهی گیلیاد

09:32.040 --> 09:37.840
‫فرمانده ارشد وارتون، همان‌گونه که شما

09:37.840 --> 09:43.390
‫وفاداری و تعهد خود را به همسر جدیدتان
‫عهد می‌کنید، ما نیز وفاداری و تعهدمان را

09:43.390 --> 09:44.680
‫به همراهانمان تجدید می‌کنیم

09:46.390 --> 09:49.060
‫زیرا ما خداوند را گرامی می‌داریم و
‫در کنار همسرانمان استوار می‌مانیم،

09:50.390 --> 09:52.560
‫دیگر دو تن نیستیم، بلکه یک جسم واحدیم

09:54.650 --> 09:58.030
‫آنچه را که خداوند به هم پیوند داده،
‫هیچ انسانی نباید از هم جدا کند

09:59.610 --> 10:00.990
‫پروردگار عزیز...

10:05.870 --> 10:11.120
‫از تو می‌طلبیم که این پیوند را مبارک گردانی،
‫همان‌گونه که گناهان ما را می‌بخشایی و

10:11.830 --> 10:15.000
‫ما را از هر ناپاکی و وسوسه‌ی اراده

10:15.000 --> 10:16.750
‫تطهیر می‌فرمایی

10:18.090 --> 10:19.300
‫همه‌ی ما گناه کرده‌ایم و

10:19.300 --> 10:21.180
‫از جلال خداوند دور افتاده‌ایم

10:22.090 --> 10:25.140
‫همه‌ی ما همانند گوسفندانی هستیم که
‫از راه راست منحرف شده‌ایم

10:26.260 --> 10:29.390
‫اما در نهایت حکمتت، به ما
‫اجازه می‌دهی که توبه کنیم و

10:29.390 --> 10:33.860
‫اگر مورد رضایت تو باشد، ای پروردگار قادر مطلق،
‫ما را به خانه‌ی حقیقی‌مان هدایت فرمایی

10:34.520 --> 10:36.610
‫- صبر کنیم؟
‫- نقشه‌ی دوم

10:36.610 --> 10:38.440
‫موقع پذیرایی دست‌به‌دست‌شون کنید

10:38.440 --> 10:40.900
‫و ای پروردگار، این پیوند جدید را
‫به باروری همانند

10:41.570 --> 10:46.200
‫پیوند مبارک من با همسرم بگردان،

10:47.540 --> 10:53.120
‫تا فرزندی از آن پدید آید،
‫نخستین و جاودان.

11:27.070 --> 11:29.870
‫دخترها، به خواهران‌تون
‫از مرکز سرخ خوشامد بگید

11:31.870 --> 11:34.160
‫باشد که ثمره متبرک شود

11:34.170 --> 11:36.000
‫امید است خداوند رحمتش را ارزانی کند

11:36.000 --> 11:37.170
‫خدا به همراه‌تون

11:42.970 --> 11:44.260
‫خانم‌ها و آقایان،

11:44.260 --> 11:47.800
‫لطفاً به فرمانده ارشد وارتون و
‫خانم گابریل وارتون خوشامد بگید

13:29.610 --> 13:32.320
‫- جوزف
‫- سرینا

13:32.330 --> 13:35.660
‫- چرا اینقدر دست‌پاچه‌ای؟
‫- دست‌پاچه؟

13:35.660 --> 13:37.450
‫چرا باید دست‌پاچه باشم؟

13:37.460 --> 13:40.330
‫خب، علیرغم این‌همه تشریفات و نمایش،

13:40.330 --> 13:42.130
‫به اهداف‌مون پشت نکردم

13:42.130 --> 13:44.250
‫هنوزم مثل همیشه پایبند
‫به اصلاحات‌مون هستم

13:45.550 --> 13:48.170
‫برات آرزوی قدرت می‌کنم، سرینا

13:49.300 --> 13:51.180
‫فقط واسه من نه، جوزف

13:52.090 --> 13:54.060
‫قدرت برای تمام زنان گیلیاد

13:55.100 --> 13:56.140
‫درود

13:56.930 --> 14:00.350
‫ببخشید، میرم به مهم‌ترین
‫مهمونام سر بزنم

14:08.610 --> 14:12.660
‫می‌دونی، اون ندیمه‌ات
‫حالا شده ندیمه‌ی من؟

14:15.330 --> 14:16.950
‫راستش، پدرم

14:17.450 --> 14:19.710
‫بهترین ندیمه‌ی کل کشور رو داره

14:20.370 --> 14:23.330
‫با هر مراسم یه دوقلو پس می‌ندازه

14:26.460 --> 14:27.960
‫لعنتی. سرینا داره میاد این طرفی

14:28.840 --> 14:31.760
‫- تف توش
‫- ندیمه‌ها، لطفاً جمع شید

14:31.760 --> 14:33.720
‫می‌خوام با همه‌تون صحبت کنم

14:33.720 --> 14:35.890
‫دخترها، سریع دور خانم وارتون جمع بشید

14:38.810 --> 14:40.020
‫برو اون پشت

14:51.820 --> 14:55.910
‫برام خیلی باارزشـه که شماها هم اینجایید

14:56.490 --> 15:01.500
‫من به‌وضوح و با اندوه آگاه هستم که چقدر کم

15:01.500 --> 15:02.870
‫قدردان خدمت مقدس شما بودیم

15:04.080 --> 15:05.710
‫ولی تغییرات در راهـه

15:06.710 --> 15:08.960
‫این تغییرات شده هدف شخصی‌ من

15:09.800 --> 15:11.050
‫بی‌نظیره

15:11.050 --> 15:12.760
‫دخترها، بگید ممنون، خانم وارتون

15:13.300 --> 15:14.760
‫ممنون، خانم وارتون

15:14.760 --> 15:16.050
‫خیلی ممنون

15:20.680 --> 15:25.350
‫می‌دونید، قبلاً خودم هم
‫یه ندیمه داشتم

15:26.810 --> 15:31.070
‫می‌تونستم باهاش مهربون‌تر باشم

15:31.500 --> 15:33.600
‫حقیقتش، اون هم می‌تونست
‫با من مهربون‌تر باشه

15:34.700 --> 15:36.700
‫هر دوی ما چیزهایی گفتیم و
‫کارهایی کردیم که

15:36.701 --> 15:38.030
‫هرگز قابل بخشش نیستن

15:38.030 --> 15:41.450
‫ولی همین ما رو توی انتقام و نفرت برابر کرد

15:42.750 --> 15:46.040
‫حالا می‌تونم جزو دوستای خوبم بدونمش

15:46.040 --> 15:49.040
‫با این‌که ترمیم رابطه‌مون

15:49.050 --> 15:50.590
‫سخت بوده

15:50.590 --> 15:55.220
‫معتقدم ندیمه‌ی سابقم منو بخشیده

15:56.970 --> 15:59.180
‫- خانم وارتون، ریتا
‫- ریتا

16:00.600 --> 16:02.350
‫داشتم راجع به بخشش و

16:02.350 --> 16:04.310
‫اهمیتِ گیر نکردن روی یه نقطه می‌گفتم

16:04.310 --> 16:06.400
‫چطوره برامون بگی که
‫خودت چطور این کار رو کردی

16:07.730 --> 16:13.530
‫اوه... خب، یه هدف مشخص می‌کنی،
‫بعدش واسش تلاش می‌کنی

16:15.740 --> 16:17.450
‫چشم از هدف برندارید، خانم‌ها

16:18.160 --> 16:19.620
‫آره، عالیه

16:21.620 --> 16:24.330
‫خیلی دلم می‌خواد
‫چهره‌‌ی همه‌تون رو ببینم

16:24.330 --> 16:27.000
‫شرمنده می‌پرم وسط سرینا،
‫ولی الان وقتشـه

16:27.630 --> 16:29.290
‫زود نیست؟

16:29.290 --> 16:32.380
‫- نه، نه، نه. الان عالیه
‫- خیلی‌خب

16:34.340 --> 16:36.130
‫برمی‌گردم عکس دسته‌جمعی بندازیم

16:36.130 --> 16:38.090
‫می‌خوام واسه عکس
‫همگی روبنده‌هاتون رو باز کنید

16:38.090 --> 16:40.390
‫می‌خوام از هر کدومتون،
‫به‌عنوان یه شخص منحصر‌به‌فرد،

16:40.390 --> 16:41.640
‫قدردانی کنم

16:42.270 --> 16:44.520
‫خدا بهتون برکت بده و حافظ‌تون باشه

16:45.890 --> 16:46.940
‫ثمره متبرک باد

16:47.730 --> 16:50.190
‫- امید است خداوند رحمتش را ارزانی کند
‫- از این طرف

16:51.150 --> 16:53.190
‫- ممنون. مرسی
‫- ممنون

17:28.520 --> 17:31.360
‫- چقدر طول می‌کشه؟
‫- یک الی دو ساعت

17:31.650 --> 17:33.820
‫میرن خونه و همون لحظه خواب‌شون می‌بره

17:34.570 --> 17:35.740
‫بعدش ما دست به کار می‌شیم

17:36.610 --> 17:38.200
‫متبرک باد، ندیمه‌های در حال انجام وظیفه

17:49.120 --> 17:50.710
‫آره، می‌دونم، خوبه

17:51.170 --> 17:52.420
‫این چقدر خوشمزه‌ست

17:52.420 --> 17:54.040
‫من سیر شدم، ولی...

17:54.050 --> 17:55.420
‫- نه، ممنون
‫- بردار

17:55.420 --> 17:56.590
‫بازم بخور

17:56.590 --> 17:57.710
‫گمونم بسمـه

17:57.720 --> 18:00.090
‫نه، نه، نه.
‫این غذا به درد تو نمی‌خوره.

18:00.090 --> 18:01.800
‫مثل پرنده‌ها غذا می‌خوری

18:13.860 --> 18:15.610
‫اونا رو برگردونید به مرکز سرخ

18:15.610 --> 18:17.610
‫من با ندیمه‌های اعزامی میرم

18:17.610 --> 18:19.110
‫در ضمن مراقب باشید

18:19.110 --> 18:21.400
‫باید برداری.
‫خوش‌شانسی میاره.

18:21.410 --> 18:22.950
‫- آره، برمی‌دارم
‫- مراقبت کن

18:23.490 --> 18:25.490
‫- حواست باشه از هوش رفته‌ باشه
‫- نگران نباش

18:26.290 --> 18:27.250
‫آماده‌شون کن

18:28.120 --> 18:29.540
‫ثمره متبرک باد، عزیزان

18:29.540 --> 18:31.370
‫امید است خداوند رحمتش را ارزانی کند

18:31.370 --> 18:34.000
‫وقت خداحافظی مبارکمون رسیده،
‫زود باشید

18:34.590 --> 18:36.170
‫دخترهای من، برمی‌گردن مرکز سرخ

18:36.170 --> 18:37.670
‫بقیه‌تون هم به خونه‌ی فرمانده‌تون

18:45.300 --> 18:47.310
‫برید توی صف، دخترها.
‫سریع و مرتب.

18:54.400 --> 18:55.940
‫توی مرکز سرخ می‌بینیمت

18:56.820 --> 18:58.530
‫- خدانگهدار
‫- مراقبشون باش

19:03.200 --> 19:06.200
‫لیدیا، چقدر خوشحالم که
‫قبل از رفتن دیدمت

19:06.200 --> 19:08.330
‫خانم وارتون، چقدر زیبا شدید

19:08.330 --> 19:09.330
‫ممنون

19:09.870 --> 19:11.460
‫میگم یه بشقاب غذا براتون بیارن

19:11.460 --> 19:13.330
‫شنیدم خیلی خوشمزه‌ست،
‫البته که

19:13.330 --> 19:16.090
‫خودمون حتی یه دقیقه هم
‫وقت نکردیم امتحانش کنیم

19:17.550 --> 19:18.710
‫خوش بگذره. ثمره متبرک باد

19:18.710 --> 19:19.840
‫ثمره متبرک باد

19:28.350 --> 19:29.430
‫جون؟

19:31.850 --> 19:32.850
‫جون!

19:37.320 --> 19:38.440
‫جون!

19:44.450 --> 19:46.490
‫جون!

19:48.030 --> 19:50.750
‫- ثمره متبرک باد، عمه لیدیا
‫- عمه لیدیا

19:50.950 --> 19:52.870
‫چقدر خوشحالم که خودتون رو رسوندید

19:57.710 --> 20:01.880
‫لیدیا! جلسه‌های من رو پیچوندی

20:26.490 --> 20:28.620
‫فکر می‌کنم جون آزبورن اینجاست

20:30.450 --> 20:35.040
‫داری پاک عقلت رو از دست میدی.
‫جون آزبورن توی آلاسکاست.

20:36.170 --> 20:37.240
‫آلاسکا؟

20:37.750 --> 20:39.210
‫فرمانده لارنس، خواهش می‌کنم

20:40.460 --> 20:43.590
‫عمه لیدیا شب و روز
‫طولانی‌ای رو توی سفر بوده

20:43.970 --> 20:46.130
‫باید یه صندلی براتون بیارم
‫تا غش نکردید

20:46.680 --> 20:49.350
‫یه تیکه میوه براش بیار.
‫داره توهم می‌زنه.

20:51.510 --> 20:53.680
‫سلام، ببخشید.
‫میشه عمه لیدیا رو ببرید و

20:53.680 --> 20:55.930
‫یه استیک بزرگ و
‫یه لیوان شراب قرمز بهش بدید؟

20:55.940 --> 20:57.770
‫واسه دسر هم کیک

20:58.770 --> 21:00.610
‫- خیلی ممنون. باشه
‫- از این طرف

21:25.130 --> 21:26.470
‫به خونه خوش اومدید، فرمانده

21:26.970 --> 21:28.630
‫- خانم وارتون
‫- ممنون

21:31.470 --> 21:33.890
‫هدیه‌ای از طرف فرمانده بلِ پدر
‫توی اتاق پذیراییـه

21:34.310 --> 21:36.060
‫ممنون. فکر کنم می‌دونم چیه

21:39.440 --> 21:40.810
‫صبر کن

21:43.570 --> 21:45.610
‫آره

21:45.610 --> 21:47.400
‫لحظه‌شماری می‌کردم که این کارو بکنم

21:49.530 --> 21:50.860
‫به خونه‌ی جدیدت خوش اومدی

21:52.740 --> 21:54.120
‫اوه

21:58.210 --> 21:59.620
‫نظرت چیه؟

22:00.370 --> 22:01.670
‫عالیه

22:16.720 --> 22:17.780
‫خواهش می‌کنم

22:20.480 --> 22:22.940
‫- باشد که ثمره متبرک شود
‫- امید است خداوند رحمتش را ارزانی کند

22:22.940 --> 22:25.150
‫- من فرمانده وارتون هستم
‫- خوشوقتم

22:25.150 --> 22:26.940
‫امیدوارم خدا من رو حقیقتاً شایسته کنه

22:28.530 --> 22:29.610
‫این افتخارِ بزرگیه

22:29.610 --> 22:32.200
‫بهم گفتن اون بارورترین ندیمه‌ی گیلیاده

22:34.450 --> 22:35.540
‫ولی من خودم بارورم

22:37.870 --> 22:40.620
‫بله، البته، به امید خدا

22:40.620 --> 22:43.580
‫و سعی می‌کنیم،
‫ولی تو فقط یه نفری، عشقم.

22:43.580 --> 22:44.750
‫نه

22:46.130 --> 22:49.470
‫نه، من اجازه نمیدم
‫یه ندیمه توی خونه‌مون باشه

22:50.494 --> 22:56.494
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:58.930 --> 23:00.770
‫ما در مورد داشتن یه خانواده‌ی بزرگ حرف زدیم

23:02.150 --> 23:04.270
‫- حالا، آف‌گابریل...
‫- به این اسم صداش نکن

23:04.810 --> 23:06.440
‫- این اسمشه
‫- نه، اینطور نیست

23:09.110 --> 23:11.400
‫اون بهمون کمک می‌کنه به وظیفه‌مون
‫نسبت به خداوند عمل کنیم

23:12.530 --> 23:15.240
‫به عنوانِ وسیله‌ی مقدسمون
‫کمک می‌کنه تولید مثل کنیم

23:15.410 --> 23:17.700
‫اون وسیله نیست. اون آدمه

23:29.050 --> 23:31.880
‫- اسمت چیه؟
‫- آف‌گابریل، خانم

23:31.880 --> 23:33.050
‫نه

23:33.550 --> 23:34.930
‫اسمِ واقعیت چیه؟

23:40.640 --> 23:42.890
‫- کریستینا
‫- کریستینا

23:44.730 --> 23:46.237
‫از این خونه برو

23:46.738 --> 23:48.281
‫فرار کن

23:48.823 --> 23:51.034
‫و دیگه هرگز برنگرد

23:51.190 --> 23:53.150
‫آف‌گابریل، لطفاً برو توی اتاقت

24:03.830 --> 24:05.120
‫تو چته؟

24:05.120 --> 24:07.670
‫خیلی احمق بودم که دوباره این کارو کردم!

24:07.670 --> 24:09.750
‫- سرینا...
‫- در موردت اشتباه می‌کردم

24:10.050 --> 24:11.590
‫فکر می‌کردم تو مرد بهتری هستی،

24:11.590 --> 24:13.880
‫ولی تو درست عینِ بقیه‌شون هستی!

24:13.880 --> 24:15.220
‫کافیه!

24:24.020 --> 24:27.650
‫خب من دائم به میلت رفتار کردم،

24:28.980 --> 24:31.070
‫کوتاه اومدم و خودم رو وفق دادم

24:32.110 --> 24:35.200
‫توی زندگی‌ام تغییراتِ اساسی ایجاد کردم،

24:35.200 --> 24:38.490
‫در برابر گرایشاتِ لیبرالت
‫انعطاف نشون دادم،

24:38.490 --> 24:43.620
‫ولی هرگز به خدا پشت نمی‌کنم

24:44.620 --> 24:47.670
‫فکر می‌کنی خدا این ازدواج نکبت رو می‌خواد؟

24:51.630 --> 24:53.170
‫تو فریبم دادی

25:06.600 --> 25:07.770
‫سرینا!

25:08.400 --> 25:10.400
‫فکر کنم شما رو می‌خواد، خانم وارتون

25:16.740 --> 25:17.950
‫نمی‌تونیم اینجا بمونیم

25:17.950 --> 25:20.160
‫تو دیوونه شدی. وایسا!

25:26.870 --> 25:28.580
‫من اجازه نمیدم بری

25:36.760 --> 25:38.720
‫بذار برم بیرون

25:40.300 --> 25:44.470
‫نه. تو الان همسرِ منی

25:46.890 --> 25:49.190
‫جات توی این خونه‌ست

25:51.230 --> 25:52.440
‫جایی برای رفتن نداری

25:52.440 --> 25:54.780
‫تو تحتِ...

25:56.610 --> 25:57.860
‫تحتِ چی تو هستم؟

26:01.530 --> 26:03.240
‫تحتِ چی تو هستم؟

26:04.450 --> 26:05.620
تحتِ سلطه‌ات؟

26:06.660 --> 26:07.870
‫می‌خوای چیکار کنی؟

26:08.500 --> 26:09.750
‫انگشتم رو می‌بری؟

26:10.540 --> 26:11.830
‫با یه کمربند کتکم می‌زنی؟

26:12.500 --> 26:15.300
‫چون همه‌ی اینا،
‫همش قبلاً برام اتفاق افتاده،

26:15.300 --> 26:16.840
‫و من از پسشون برمیام

26:17.470 --> 26:19.260
‫و از پس تو برمیام

26:23.140 --> 26:24.810
‫من چیزی نیستم که
‫بخوای از پسش بربیای

26:28.560 --> 26:29.770
‫من یه مرد خوب...

26:32.480 --> 26:33.650
‫و یه شوهرِ خوبم

26:34.900 --> 26:35.980
‫نمی‌تونی باشی

26:38.860 --> 26:39.990
‫تو یه فرماندهی

26:48.790 --> 26:50.000
‫برو کنار، هری

26:52.790 --> 26:54.340
‫خانم وارتون می‌خوان برن بیرون

27:41.010 --> 27:42.880
‫آقا، کی اونجا بود؟

27:43.760 --> 27:45.760
‫- خانم؟
‫- کی اونجا نشسته بود؟

27:47.010 --> 27:48.430
‫ندیمه‌ها، خانم

30:27.170 --> 30:30.010
‫عمه لیدیا، حالتون بهتره؟

30:30.260 --> 30:31.430
‫دخترها خوبن؟

30:31.840 --> 30:32.720
‫البته

30:32.720 --> 30:34.850
‫همه‌شون صحیح و سالم خوابیدن

30:35.100 --> 30:37.850
‫با استفاده از دستور پختتون
‫چندتا کوکی درست کردم

30:37.850 --> 30:39.100
‫بیاید آشپزخونه، نشونتون میدم

30:39.100 --> 30:40.520
‫باید به دخترها سر بزنم

30:41.150 --> 30:42.400
‫یه خبرهایی هست

31:05.420 --> 31:08.460
‫عمه لیدیا. عصر بخیر

31:08.840 --> 31:09.970
‫عروسی چطور بود؟

31:09.970 --> 31:12.550
‫قفل این درو باز کن. بازش کن!

31:18.220 --> 31:20.100
‫اوه، محض رضای خدا

31:20.100 --> 31:25.570
‫شرمنده. عذر می‌خوام، خانم.
‫عه... باشه.

31:25.940 --> 31:27.020
‫بازش کن!

31:27.650 --> 31:30.110
‫- پیتر، هوشیار باش
‫- بله، خانم

31:30.110 --> 31:31.740
‫محض رضای خدا

32:06.770 --> 32:09.070
‫اونا بیشتر از یک ساعته
‫که خوابیدن، عمه لیدیا

34:04.970 --> 34:06.020
‫بل

34:07.940 --> 34:10.690
‫چی؟ تکرار کن

34:19.700 --> 34:20.820
‫جون آزبورن

34:26.330 --> 34:27.410
‫از آشنایی باهات خوشحالم

35:58.840 --> 35:59.840
‫جون؟

36:08.760 --> 36:10.970
‫- سلام
‫- سلام

36:17.400 --> 36:18.400
‫مرسی

36:26.030 --> 36:28.740
‫«پروردگارا، ای خدای انتقام،

36:28.740 --> 36:30.450
‫خدای انتقام، پدیدار شو!

36:30.750 --> 36:32.580
‫ای داورِ جهان متعال شو،

36:32.580 --> 36:35.250
‫و بر متکبّران مکافات برسان!

36:35.630 --> 36:39.250
‫فکر می‌کنید خداوند نمی‌داند شما چه می‌کنید؟

36:40.000 --> 36:42.630
‫او که گوش را آفرید، آیا نمی‌شنود؟

36:43.260 --> 36:45.890
‫او که چشم را آفرید، آیا نمی‌بیند؟

36:46.390 --> 36:51.390
‫و او که همه را می‌شناسد
‫اشرار را مجازات نخواهد کرد؟»

36:54.520 --> 36:55.560
‫پیتر!

36:58.020 --> 36:59.560
‫نه! لیدیا...

36:59.570 --> 37:01.230
‫تو! دروغگو!

37:01.230 --> 37:02.740
‫چه نقشه‌ای تو  سرته؟

37:03.030 --> 37:04.950
‫چرا هنوز لباس‌هاشون تنشونه؟

37:04.950 --> 37:06.610
‫چرا کیک‌هاشون رو مخفی کردن؟

37:07.280 --> 37:08.414
‫عمه لیدیا!

37:10.291 --> 37:12.168
‫از اون دور شو لعنتی!

37:18.380 --> 37:19.420
‫تو کی هستی؟

37:21.250 --> 37:22.420
‫من رو یادت نمیاد؟

37:26.470 --> 37:27.470
‫اسمت چیه؟

37:29.010 --> 37:29.930
‫چرا برات مهمه؟

37:31.310 --> 37:33.600
‫چرا برات مهمه،
‫وقتی اسمم رو ازم دزدیدی؟

37:41.070 --> 37:44.780
‫اسمِ من مویراست...

37:47.410 --> 37:49.110
‫زنیکه‌ی جنده!

37:50.830 --> 37:52.370
‫تو با اون کار می‌کنی!

37:52.580 --> 37:55.410
‫- کی؟
‫- حق با من بود. اون برگشته

37:55.540 --> 37:57.040
‫می‌دونم که برگشته

37:57.460 --> 37:59.290
‫اون کجاست؟

37:59.880 --> 38:01.670
‫نمی‌دونم از کی حرف می‌زنی؟

38:01.670 --> 38:02.960
‫اون کجاست؟

38:04.380 --> 38:07.260
‫برای شلیک به یه خائن
‫لحظه‌ای تردید نمی‌کنم

38:07.430 --> 38:11.470
بگید ببینم، جون آزبورن کجاست؟

38:12.430 --> 38:13.510
‫من اینجام

38:17.600 --> 38:20.060
‫می‌دونستم. می‌دونستم!

38:21.440 --> 38:22.570
‫تو این کارو کردی

38:23.110 --> 38:25.320
‫نه، عمه لیدیا

38:26.820 --> 38:28.610
‫کارِ خودت بود

38:30.530 --> 38:34.370
‫تو ما رو تعلیم دادی که اینجوری باشیم

38:35.950 --> 38:40.250
‫بعد از این که ما رو کتک زدی
‫و بعد از این که قطع عضومون کردی

38:40.250 --> 38:42.000
‫بعد از این که شکنجه‌مون کردی...

38:43.920 --> 38:45.760
‫بعد از این که بچه‌هامون رو گرفتی

38:49.380 --> 38:50.380
‫تو این کارو کردی

38:52.390 --> 38:56.640
‫ولی به نظرم چیزهایی دیدی

38:57.520 --> 38:58.640
‫که نمی‌تونی نادیده بگیری

39:00.440 --> 39:02.230
‫و به نظرم چیزهایی فهمیدی

39:02.230 --> 39:04.860
‫که نمی‌تونی از یاد ببری

39:08.190 --> 39:11.450
‫و می‌دونم که ته دلت،

39:14.200 --> 39:15.790
‫می‌دونی که تجاوز تجاوزه،

39:18.000 --> 39:19.540
‫و می‌دونی که تقصیرِ ما نبود

39:21.170 --> 39:22.670
‫و ما مستحق این نیستیم

39:24.790 --> 39:26.090
‫و ما زن‌های بی‌منزلت نیستیم

39:30.970 --> 39:35.100
‫ما تعالی پیدا می‌کنیم
‫چون در وجود تک تکمون

39:36.760 --> 39:42.480
‫روح پاک و معصومی هست
‫که خدا بهمون داده

39:45.270 --> 39:51.150
‫که فقط فریاد می‌زنه برای منزلت

39:53.320 --> 39:54.570
‫و آزادی

39:54.990 --> 39:59.750
‫فرض نکن می‌دونی توی دل من یا خدا چیه

40:03.210 --> 40:04.830
‫آره. نه، حق با توئه

40:08.130 --> 40:09.050
‫فرض نمی‌کنم

40:12.840 --> 40:15.260
‫ولی می‌خوام از خودت بپرسی...

40:18.260 --> 40:21.640
‫لیدیا، این که فکر می‌کنی...

40:24.060 --> 40:26.810
‫خدا این رو برای ما می‌خواد؟

40:28.520 --> 40:29.570
‫برای دخترهات؟

40:31.650 --> 40:36.820
‫خدا اجازه میده این اتفاقات رخ بدن؟

40:38.660 --> 40:39.700
‫یا...

40:42.870 --> 40:44.210
‫خدایی هست...

40:45.960 --> 40:49.670
‫که به زنی مثل تو قدرت میده

40:52.050 --> 40:53.420
‫که از ما دفاع کنی

40:58.680 --> 41:00.010
‫که به راه راست رو بیاری

41:02.140 --> 41:03.940
‫و بالأخره اعلام کنی...

41:07.440 --> 41:08.440
‫کافیه

41:09.860 --> 41:16.740
‫چون ما، همه‌مون، باهم...

41:23.790 --> 41:25.000
‫ما دیگه خسته شدیم

41:29.170 --> 41:30.090
‫اوه!

41:34.220 --> 41:35.380
‫اون بهم صدمه زد، عمه لیدیا

41:38.590 --> 41:39.510
‫اونا به ما صدمه زدن

41:43.220 --> 41:44.980
‫اونا بهمون تجاوز کردن

41:47.520 --> 41:49.940
‫تو ما رو به اونا دادی

41:53.570 --> 41:57.950
‫من همیشه فقط می‌خواستم
‫دخترهام رو نجات بدم

41:58.910 --> 42:02.910
‫اگه می‌خوای ما رو نجات بدی،
‫بذار بریم.

42:06.870 --> 42:08.330
‫خواهش می‌کنم، عمه لیدیا

43:10.140 --> 43:13.770
‫متأسفم که بهت صدمه زد، عزیزم

43:20.110 --> 43:21.240
‫بیاید

43:21.240 --> 43:23.450
‫آره، آره. یالا، بیاید بریم

43:23.450 --> 43:24.450
‫بیاید بریم

43:36.340 --> 43:37.800
‫یالا، یالا. بیاید بریم

44:29.270 --> 44:30.680
‫خدایا، کمکم کن!

44:32.600 --> 44:34.230
‫خدایا، کمکم کن!

44:34.440 --> 44:37.560
‫خدایا، کمکم کن

44:37.570 --> 44:38.690
‫خدایا، کمکم کن

44:40.940 --> 44:42.240
‫خدایا، کمکم کن

44:43.150 --> 44:45.030
‫خدایا، کمکم کن

44:55.540 --> 44:58.170
‫ما توسط لباس‌هایی که باهاشون
‫ما رو به بردگی گرفته بودن

44:58.170 --> 44:59.750
‫خودمون رو آزاد کردیم

45:01.670 --> 45:03.880
‫ما زیرِ اون لباس‌ها کی بودیم؟

45:04.680 --> 45:05.930
‫کی می‌تونستیم باشیم؟

45:07.090 --> 45:09.140
‫ما رو از چه هویتی محروم کرده بودن؟

45:10.640 --> 45:14.600
‫مادرها و دخترها.
‫خواننده‌ها و نویسنده‌ها.

45:15.270 --> 45:17.360
‫متخصص‌ها. دوست‌ها

45:19.480 --> 45:20.480
‫ما عصبانی بودیم

45:21.360 --> 45:22.690
‫ذوق‌زده بودیم

45:23.610 --> 45:25.240
‫برای آغازی جدید آماده بودیم

45:26.860 --> 45:28.410
‫لباس تبدیل به یونیفرم ما شد

45:30.330 --> 45:31.490
‫ما تبدیل به یک ارتش شدیم

45:56.640 --> 45:59.730
‫ارتشی برای آزاد کردن خودمون از زندانِ لباس

46:01.110 --> 46:04.490
‫برای این که خودمون رو آزاد کنیم
‫تا تبدیل به کسایی بشیم که قرار بود باشیم

46:05.490 --> 46:06.990
‫کسایی که حقمون بود باشیم

46:08.320 --> 46:09.660
‫ما آزادی‌مون رو به دست می‌آوردیم

46:09.910 --> 46:13.450
‫و از ذره‌ذره‌اش برای جنگیدن استفاده می‌کردیم

46:20.250 --> 46:21.800
‫و بنابراین فرار کردیم...

46:23.093 --> 46:24.845
‫از تاریکی دور شدیم...

46:26.510 --> 46:28.598
‫از درون و بیرون...

46:30.726 --> 46:32.646
‫و به سوی نور راهی شدیم

46:34.000 --> 46:54.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
