WEBVTT

00:01.189 --> 00:03.373
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید...

00:03.397 --> 00:04.754
‫می‌خوان از دیوار آویزونم کنن، جون

00:04.778 --> 00:05.991
‫شاید کنار هم دیگه آویزون شدیم

00:06.015 --> 00:08.828
‫نظرت چیه که بهت بگم
‫تا هفته‌ی دیگه همین موقع،

00:08.852 --> 00:12.035
‫تک‌تک اون لاشی‌های لعنتی مُردن؟

00:12.059 --> 00:15.621
‫سرینا جوی، به من افتخار میدی و
‫با من ازدواج می‌کنی؟

00:15.645 --> 00:17.369
‫ما قراره با هم گیلیاد رو اصلاح کنیم

00:17.393 --> 00:20.416
‫هنوزم داری خودت رو تحتِ سلطه‌ی
‫یه مرد قدرتمند قرار میدی، سرینا

00:20.440 --> 00:21.625
‫وای، جینا!

00:21.649 --> 00:24.332
‫می‌مونم. ولی فقط تا وقتی که
‫بتونی خانواده‌ام رو خارج کنی

00:24.356 --> 00:25.831
‫می‌تونی این کار رو بکنی دیگه؟

00:25.855 --> 00:27.773
‫دیر یا زود آره. ممکنه
‫یکی دو سالی وقت ببره

00:28.312 --> 00:31.665
‫اون فرمانده بل لاشی
‫دست از سرش برنمی‌داره

00:31.689 --> 00:32.744
‫بدجور چشمش رو گرفته

00:32.768 --> 00:35.161
‫دارم سعی می‌کنم راه خلاصی
‫پیش پات بذارم!

00:35.185 --> 00:37.199
‫راه خلاصی‌ای در کار نیست!

00:37.223 --> 00:39.561
‫لیدیا. چطوری می‌تونی
‫اینقدر کور باشی لامصب؟

00:40.480 --> 00:42.994
‫به دخترم خیانت کردی؟

00:43.018 --> 00:44.083
‫نه، قربان

00:44.107 --> 00:46.370
‫پس امشب اونجا چه غلطی می‌کردی؟

00:46.394 --> 00:49.457
‫این دروغ‌ها، تو رو می‌برن
‫بالای دیوارِ اعدام

00:49.481 --> 00:52.284
‫اگه کاملاً باهام صادق نباشی
‫نمی‌تونم کمکت کنم،

00:52.308 --> 00:54.033
‫- می‌فهمی؟
‫- آره

00:54.057 --> 00:56.750
‫تو نیمه‌ی گمشده‌ی منی.
‫همیشه تو بودی.

00:56.774 --> 00:57.869
‫قایم شید!

00:57.893 --> 00:59.157
‫- ساکت باشید!
‫- برید!

00:59.181 --> 01:00.746
‫خانه‌ی ایزابل، اون کلوب بدنام
‫توی مرکز شهر بود؟

01:00.770 --> 01:02.284
‫- آره
‫- تعطیلش کردم

01:02.308 --> 01:04.872
‫فهمیدم که مقاومت
‫نقشه‌ی یه قتل عام رو کشیده،

01:04.896 --> 01:07.119
‫کشتارِ تمام فرماندهان حاضر در اونجا

01:07.143 --> 01:10.031
‫نیک بود که نقشه‌شون رو کشف کرد.
‫نیک بود که همه چی رو بهم گفت.

01:20.371 --> 01:31.371
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:33.417 --> 01:35.915
‫واقعاً زرنگی کرد، خودش مستقل
‫تحقیقات کرد

01:38.505 --> 01:40.004
‫خیلی عالیه

01:43.630 --> 01:45.878
‫وای خدا

01:57.666 --> 01:58.731
‫بلند شید!

01:58.755 --> 02:02.381
‫پاشو! بجنب! یالا! یالا!

02:03.211 --> 02:04.525
‫نه! بس کن!

02:04.549 --> 02:06.837
‫ولم کن! نه!

02:30.333 --> 02:31.768
‫بلند شید! یالا!

02:31.792 --> 02:32.937
‫حرکت کنید، خائن‌های لعنتی!

02:32.961 --> 02:34.815
‫- برید داخل!
‫- دهن‌تون رو ببندید!

02:34.839 --> 02:36.893
‫خواهش می‌کنم بهشون صدمه نزنید!
‫مجبور نیستید بهشون آسیب بزنید

02:36.917 --> 02:39.021
‫بهشون صدمه نزنید.
‫نه، مجبور نیستید این کار رو بکنید!

02:39.045 --> 02:40.110
‫این کار رو نکنید!

02:40.134 --> 02:41.398
‫وایسا!

02:41.422 --> 02:43.526
‫ما هیچ کاری نکردیم!
‫هیچ نقشه‌ای نداریم!

02:43.550 --> 02:44.775
‫اون نه

02:44.799 --> 02:49.504
‫نه! نه! بهشون شلیک نکنید!
‫بهشون شلیک نکنید!

02:52.172 --> 02:54.549
‫نــه!

02:59.334 --> 03:01.043
‫نــه!

03:06.417 --> 03:09.085
‫- بریم یه قدمی بزنیم؟
‫- چرا که نه

03:11.174 --> 03:18.174
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:19.198 --> 03:23.198
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سینا صداقت

03:25.159 --> 03:28.156
‫« سرگذشت ندیمه - فصل ششم »
‫« قسمت هفتم: در هم شکسته »

03:46.587 --> 03:48.086
‫دوستت رو بُردن

03:50.084 --> 03:51.582
‫ولی می‌فهمم کجا

03:59.374 --> 04:01.083
‫می‌خواست اونجا از بیخ محو بشه

04:05.838 --> 04:07.336
‫من هیچ‌وقت نگفتم...

04:08.335 --> 04:09.834
‫من نگفتم کار اونا بوده

04:12.461 --> 04:14.839
‫نگفتم دخترها دستی توی ماجرا داشتن

04:21.752 --> 04:23.250
‫مُردن؟

04:28.625 --> 04:30.133
‫فکر نمی‌کردم همچین کاری بکنه

04:37.926 --> 04:39.424
‫منو برگردون

05:04.839 --> 05:08.101
‫ماشین رو نگه دار.
‫چیزی نمونده برسیم. نگه دار.

05:08.125 --> 05:09.400
‫بذار تا تهش ببرمت

05:09.424 --> 05:10.923
‫نه. بذار برم

05:11.462 --> 05:13.380
‫- جون، چیکار می‌کنی؟
‫- بذار پیاده بشم

05:20.383 --> 05:24.879
‫جون. آهای! وقتی کمکت کردم
‫اصلاً کاری که کردم برات مهم نبود

05:25.758 --> 05:29.610
‫من اون دو تا نگهبان رو کُشتم تا
‫از تو و دوستت محافظت کنم

05:29.634 --> 05:31.132
‫همینطور شوهرت

05:31.462 --> 05:34.879
‫تازه اون مردها فقط داشتن کارشون رو
‫می‌کردن. یکی‌شون 19 سالش بود.

05:36.257 --> 05:38.175
‫طوری وانمود می‌کنی که انگار فرمانده یا

05:38.875 --> 05:40.373
‫دیده‌بان نیستم،

05:41.212 --> 05:42.711
‫مگر اینکه به نفع خودت باشه

05:43.340 --> 05:44.839
‫من هیچ‌وقت وانمود نکردم

05:45.758 --> 05:47.256
‫خب، باهاش روبرو نشدی

05:47.926 --> 05:49.424
‫حالا مجبوری

05:54.129 --> 05:57.852
‫تو اون زن‌ها رو لو دادی
‫تا خودت رو نجات بدی

05:57.876 --> 06:01.252
‫همه‌مون می‌خوایم خودمون رو نجات بدیم.
‫ناسلامتی انسانیم. ذات‌مون همینـه.

06:05.418 --> 06:06.917
‫تو هم عین اونایی

06:07.626 --> 06:09.124
‫تو هم دوستم داری،

06:10.133 --> 06:11.632
‫پس خودت این وسط چی حساب میشی؟

06:18.925 --> 06:20.673
‫- جون
‫- بس کن

06:33.920 --> 06:35.418
‫جون!

06:39.124 --> 06:40.623
‫جون!

06:44.803 --> 06:46.391
‫لعنتی

06:58.469 --> 06:59.968
‫نه

08:03.764 --> 08:06.102
‫نه، مویرا هم نمی‌دونه چطوری بو بردن

08:06.851 --> 08:09.284
‫مهم اینـه که همه‌ی اون زن‌ها مُردن

08:09.308 --> 08:10.807
‫سلام

08:11.886 --> 08:13.384
‫اوه

08:16.641 --> 08:18.140
‫حالت خوبه؟

08:26.391 --> 08:27.786
‫شنیدی؟

08:27.810 --> 08:30.517
‫آره. آره

08:32.136 --> 08:33.974
‫ببین، ما...

08:34.593 --> 08:36.511
‫داریم سعی می‌کنیم بفهمیم چی شده

08:38.929 --> 08:40.427
‫نیک بهشون گفت

08:49.218 --> 08:50.717
‫چـ...

08:50.807 --> 08:52.435
‫از کجا فهمیده؟

09:00.177 --> 09:01.976
‫جون. جون

09:04.553 --> 09:06.431
‫فکر می‌کردم میشه بهش اعتماد کرد

09:14.183 --> 09:17.470
‫اون توی گیلیاد یه فرماندهـه

09:18.559 --> 09:20.703
‫گروه مقاومت به تخمش هم نیست

09:20.727 --> 09:23.934
‫اون... نمی‌خواد ما برنده بشیم!

09:25.432 --> 09:27.810
‫تنها چیزی که تابحال بهش اهمیت داده

09:28.889 --> 09:30.387
‫تو بودی

09:31.346 --> 09:35.262
‫به خاطر همین هم قراره
‫مثل قهرمان دور بچرخی؟

09:36.971 --> 09:43.304
‫انگار همون ناجی‌ وامونده‌ایـه که
‫از وقتی برگشتی، دلت براش لک زده

09:51.226 --> 09:52.725
‫خیال می‌کنی نمی‌فهمم؟

09:59.059 --> 10:00.557
‫چیه؟

10:04.683 --> 10:06.181
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم

10:06.891 --> 10:09.388
‫دلبسته‌ی یه نازی لعنتی نشو!

10:11.436 --> 10:12.935
‫این چطوره؟

10:41.017 --> 10:42.515
‫فرمانده بلین

10:42.935 --> 10:44.643
‫ریتا بلو برای دیدن شما اومده

10:52.095 --> 10:54.263
‫سلام

10:55.552 --> 10:58.679
‫من... فقط می‌خواستم مطمئن بشم
‫جون به سلامت رفت

11:01.266 --> 11:02.765
‫آره، رفت

11:04.553 --> 11:06.051
‫حیف که رفت

11:13.434 --> 11:16.287
‫دوباره یه روز همدیگه رو می‌بینید

11:16.311 --> 11:17.810
‫شک نکن

11:18.099 --> 11:19.598
‫بعید می‌دونم

11:22.725 --> 11:24.223
‫چرا نه؟

11:24.763 --> 11:26.261
‫خیال می‌کنه یه پا هیولام

11:29.728 --> 11:31.686
‫نیک، من یه عمره می‌شناسمت

11:33.804 --> 11:34.949
‫تو آدم خوبی هستی

11:34.973 --> 11:36.117
‫نه، اون نباشه، آدم خوبی نیستم

11:36.141 --> 11:37.640
‫چرا، بودی

11:39.218 --> 11:40.717
‫بودی

11:42.185 --> 11:44.529
‫یادته، خیلی قبل‌تر از اینکه
‫جون بیاد، ما دوست بودیم...

11:44.553 --> 11:45.948
‫ما دوست نبودیم

11:45.972 --> 11:48.429
‫من از تو می‌ترسیدم.
‫تو هم از من می‌ترسیدی.

11:51.636 --> 11:53.894
‫توی یه چشم به‌هم زدن
‫همدیگه رو می‌فروختیم اگه...

11:54.933 --> 11:56.561
‫باعث نجات‌ پیدا کردن‌مون می‌شد

12:00.767 --> 12:02.265
‫آره، شاید

12:03.934 --> 12:05.432
‫شاید

12:07.560 --> 12:09.058
‫قبل اینکه همدیگه رو بشناسیم...

12:11.306 --> 12:12.281
‫ولی الان نه

12:12.305 --> 12:15.512
‫اینو میگی چون می‌خوای
‫خانواده‌ات رو ببرم بیرون

12:22.435 --> 12:23.934
‫تو...

12:26.391 --> 12:29.114
‫نمی‌خوای آدمی باشی که
‫کارِ درست رو انجام میده؟

12:29.138 --> 12:31.016
‫زندگی طبق خواسته‌هام به من نمی‌رسه

12:39.598 --> 12:41.186
‫من روت حساب می‌کردم

12:48.099 --> 12:49.598
‫اینجا گیلیاده

12:52.475 --> 12:54.763
‫تنها کسی که باید روش حساب کنی خودتی

13:15.392 --> 13:18.325
‫اصلاً به فکر جشن عروسی نبودم

13:18.349 --> 13:20.557
‫خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم

13:20.559 --> 13:22.164
‫خب، باید جشن می‌گرفتیم

13:22.188 --> 13:24.621
‫رفتی ماریگولد لباست رو بگیری؟

13:24.645 --> 13:27.079
‫جداً لباس‌های بی‌نظیری درست می‌کنن

13:27.103 --> 13:31.898
‫خوبه. نگران بودم نکنه بری سراغ
‫یه بوتیک بی‌کلاس توی بیت‌لحم جدید

13:33.476 --> 13:37.119
‫داستان‌های زیادی شنیدیم.
‫اونجا واقعاً چطوریـه؟

13:37.143 --> 13:40.415
‫به اون اندازه که مردم میگن... مُدرنـه؟

13:40.439 --> 13:42.084
‫محدودیت‌ها کمتره

13:42.108 --> 13:45.750
‫ولی همچنان پیرو همون
‫ارزش‌های گیلیاد هستیم

13:45.774 --> 13:49.247
‫ولی آیا همه‌ی اون پناهنده‌ها
‫پیرو کلام خداوند هستن؟

13:49.271 --> 13:52.543
‫وقتی کسی بالا سرشون نباشه و
‫ول بچرخن، نمیشه احساس امنیت کرد

13:52.567 --> 13:54.831
‫واقعاً خیلی آرومـه

13:54.855 --> 13:58.118
‫ساکنان خیلی خوشحالن که
‫دوباره کنار خانواده‌هاشون جمع شدن

13:58.142 --> 13:59.940
‫از صدقه‌سری شوهر توئـه

14:00.979 --> 14:02.743
‫موفقیت بیت‌لحم جدید واقعاً

14:02.767 --> 14:05.644
‫به پای فرمانده ارشد لارنس نوشته میشه

14:06.933 --> 14:11.019
‫خب، شده وِرد زبونش

14:12.977 --> 14:15.910
‫شوهرم میگه ایده‌هاش زیادی افراطی هستن

14:15.934 --> 14:17.872
‫شوهر من میگه ایده‌هاش زیادی بی‌پرواست

14:18.471 --> 14:19.876
‫مگه توی جامعه‌ای که

14:19.900 --> 14:22.493
‫بر اساس ایمان به خدا ساخته شده باشه،
‫چیز بی‌پروایی هست؟

14:22.517 --> 14:25.105
‫زندگی‌شون بر مبنای هماهنگی و
‫احترام متقابلـه؟

14:27.392 --> 14:29.077
‫خب، شوهر من میگه که...

14:29.101 --> 14:30.599
‫نظر خودت چیه؟

14:33.187 --> 14:36.733
‫امید و رؤیاهای شما
‫برای آینده‌ی گیلیاد چیه؟

14:41.648 --> 14:44.451
‫من یه مرکز باروری دیگه
‫توی بیت‌لحم جدید راه می‌ندازم،

14:44.475 --> 14:47.482
‫که یعنی بچه‌های سالم بیشتر میشن

14:49.310 --> 14:52.068
‫مگه از اول، شروع قضیه به خاطر همین نبود؟

14:52.727 --> 14:56.749
‫آره ولی... سیستم فعلی جواب میده

14:56.773 --> 14:58.651
‫گمونم همگی می‌تونیم
‫بر عملکردش گواهی بدیم

15:02.188 --> 15:04.621
‫توی بیت‌لحم جدید
‫ندیمه‌ای در کار نیست

15:04.645 --> 15:06.329
‫البته به جز اونایی که بازنشسته میشن و

15:06.353 --> 15:08.707
‫توی مرکز باروری کار می‌کنن

15:08.731 --> 15:10.245
‫هیچکس چشم دیدن اون زن‌ها رو نداره

15:10.269 --> 15:12.164
‫خدایا، نه. بچه‌ی منو بهم بده،

15:12.188 --> 15:14.002
‫خدا خیرت بده، برو پی کارت

15:14.026 --> 15:17.193
‫برن پی کدوم کار؟
‫چیکار کنن؟

15:18.311 --> 15:20.455
‫این زن‌ها ابزارهای الهی هستن

15:20.479 --> 15:23.266
‫اونا بچه‌هامون رو باردار بودن

15:25.564 --> 15:27.748
‫پیشنهاد می‌کنید بازنشستگی‌شون رو
‫کجا سپری کنن؟

15:27.772 --> 15:30.150
‫خب، این تصمیمش با فرمانده‌هاست

15:32.937 --> 15:34.371
‫ولی باید بگم،

15:34.395 --> 15:39.480
‫شنیدن اینکه این‌قدر به این موضوع
‫فکر کردی، واقعاً دلگرم‌کننده‌ست

15:42.068 --> 15:44.411
‫- کی بازم چایی می‌خواد؟
‫- من می‌خوام

15:44.435 --> 15:47.103
‫عالیه. ممنون

15:55.644 --> 15:58.667
‫دفترم چند تا گزینه واسه انتخاب خونه
‫توی بوستون فرستاده،

15:58.691 --> 16:03.067
‫ولی پیدا کردن یه جای شیک که اندازه‌اش
‫هم مناسب باشه، کار راحتی نیست

16:05.145 --> 16:06.643
‫سرینا؟

16:08.811 --> 16:11.149
‫همسرها امروز خیلی بی‌اعتنا بودن

16:12.267 --> 16:13.452
‫ایده‌هام رو مسخره کردن

16:13.476 --> 16:15.330
‫به نظرشون بیت‌لحم جدید
‫حماقت محضـه

16:15.354 --> 16:17.232
‫- کدوم همسرها؟
‫- همه‌شون

16:19.350 --> 16:23.266
‫خب، تو خانم وارتون آینده‌ای.
‫با احترام باهات رفتار می‌کنن.

16:25.065 --> 16:28.917
‫انگار شوهرهاشون هم از ایده‌های
‫اصلاحات‌مون حمایت نمی‌کنن

16:28.941 --> 16:33.186
‫خب، پس باید یادشون بیاد که
‫با کی طرفن

16:39.650 --> 16:41.268
‫یه عروسی درست‌حسابی یادشون میاره

16:51.268 --> 16:53.107
‫خیلی‌خب...

16:54.275 --> 16:56.983
‫این یعنی نمی‌تونیم توی
‫بیت‌لحم جدید عروسی کنیم

16:58.062 --> 16:59.956
‫باید عروسی‌مون رو توی بوستون بگیریم

16:59.980 --> 17:03.792
‫یه جشن بزرگ در خور ارشدترین فرمانده،

17:03.816 --> 17:05.790
‫با حضور بقیه‌ی فرمانده‌ها و همسران‌شون

17:05.814 --> 17:07.248
‫مردها و زن‌های طبقه‌ی متوسط

17:07.272 --> 17:09.270
‫عمه‌ها، مارتاها، ندیمه‌ها

17:11.188 --> 17:12.687
‫ندیمه‌ها؟

17:13.686 --> 17:17.852
‫بدون حضور کل اقشار جامعه که
‫نمیشه ازدواج سنتی گیلیادی

17:21.148 --> 17:23.292
‫آره. گمونم حق با توئـه

17:23.316 --> 17:28.062
‫میشه یه نمایش اتحاد،
‫همه حضور دارن و ما در رأس هستیم

17:33.356 --> 17:35.750
‫فقط امیدوارم وقت کافی
‫برای تغییر مکان داشته باشیم

17:35.774 --> 17:38.771
‫خب، اگه کسی بتونه ردیفش کنه،

17:39.650 --> 17:41.148
‫خودتی

18:03.816 --> 18:06.829
‫- روز به‌خیر، عمه لیدیا
‫- امروز حوصله ندارم

18:06.853 --> 18:08.351
‫وای خدا

18:09.310 --> 18:10.809
‫خبر رو نشنیدید

18:11.308 --> 18:12.953
‫لطفاً بگو، عمه فیبی

18:12.977 --> 18:16.119
‫فرمانده بل اصرار داره که یه ردا و لباس نو

18:16.143 --> 18:18.117
‫برای ندیمه‌ی جدیدش بفرستیم

18:18.141 --> 18:20.479
‫خانواده‌ی بل ندیمه می‌خوان؟

18:21.308 --> 18:22.703
‫ولی اونا که تازه ازدواج کردن

18:22.727 --> 18:26.733
‫فرمانده اصرار داره.
‫خواسته‌اش رو واضح گفته.

18:27.772 --> 18:29.270
‫جنین رو می‌خواد

18:30.399 --> 18:33.356
‫از اون کابوس توی فاحشه‌خونه نجاتش داد

18:37.442 --> 18:38.941
‫اوه!

18:39.400 --> 18:42.543
‫وای، خدایا شکرت!

18:42.567 --> 18:44.685
‫خدا رو شکر

18:46.103 --> 18:47.288
‫خدا رو شکر!

18:47.312 --> 18:49.980
‫جنین اونجاست، عمه لیدیا، توی خونه‌اش

18:50.479 --> 18:52.317
‫خدا رو شکر

18:53.356 --> 18:55.184
‫خدا رو شکر

18:56.523 --> 18:58.247
‫خدا رو شکر

18:58.271 --> 19:00.349
‫- خدا رو شکر
‫- خدا رو شکر

19:17.890 --> 19:20.517
‫به نظرم باید حرکت کنیم.
‫حالا چیکار کنیم؟

19:22.000 --> 19:29.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

19:30.477 --> 19:32.605
‫مدت زیادی بهش اعتماد داشتم. من...

19:35.812 --> 19:37.310
‫یادم رفت کیه

19:41.596 --> 19:43.764
‫هیچ بهانه‌ای بهت نداد که بهش اعتماد نکنی

19:45.312 --> 19:48.639
‫یعنی، توی گیلیاد گیر کرده بودی و

19:51.396 --> 19:53.104
‫اون باهات مهربون بود

19:54.853 --> 19:56.351
‫اون کمکت کرد زنده بمونی

19:57.980 --> 20:00.187
‫یعنی، اگه اون نبود تو مُرده بودی

20:00.727 --> 20:02.225
‫جون، شاید همه‌مون مُرده بودیم

20:02.475 --> 20:04.449
‫می‌دونی که این هیچی رو توجیه نمی‌کنه

20:04.473 --> 20:05.972
‫نه...

20:07.730 --> 20:09.518
‫عه، ولی یه جورایی...

20:12.515 --> 20:14.263
‫نمی‌دونم، قابل درکش می‌کنه؟

20:17.769 --> 20:20.896
‫لعنتی، اگه یه فرمانده توی خانه‌ی ایزابل بود
‫که سعی داشت نجاتم بده،

20:22.354 --> 20:24.143
‫فکر کنم منم عاشقش می‌شدم

20:28.059 --> 20:29.557
‫راست میگم

20:30.436 --> 20:32.554
‫جدی، اگه به اندازه‌ی کافی جذاب بود

20:34.852 --> 20:36.430
‫هیچکس به اندازه‌ی کافی جذاب نیست

20:37.349 --> 20:40.556
‫منظورم در حد آنجلینا جولی جذابه

20:41.395 --> 20:44.328
‫نیک در حد آنجلینا جولی جذاب نیست.
‫حتی نزدیکش هم نیست.

20:44.352 --> 20:47.060
‫- هالی بری؟
‫- به هیچ وجه

20:49.687 --> 20:51.531
‫سیگورنی ویور توی بیگانه؟

20:51.555 --> 20:54.248
‫یا، اوف، ریحانا؟

20:54.272 --> 20:56.640
‫شوخی می‌کنی؟
‫اصلاً داری از چی حرف می‌زنی؟

20:57.179 --> 20:59.597
‫هیچکس جذاب‌تر از ریحانا نیست

21:21.515 --> 21:23.014
‫می‌دونم

21:35.931 --> 21:37.729
‫- میذارم به کارت برسی
‫- الان برمی‌گردم

21:37.979 --> 21:39.477
‫چند دقیقه طول می‌کشه

21:40.226 --> 21:41.725
‫- اِلن...
‫- نه

21:59.557 --> 22:01.056
‫فکر کنم...

22:01.685 --> 22:05.062
‫نمی‌تونستم به این فکر کنم
‫که چقدر آزارت می‌دادم

22:07.639 --> 22:09.137
‫آره، خب

22:10.057 --> 22:11.741
‫تو سختی‌های زیادی از سر گذرونده بودی

22:11.765 --> 22:13.263
‫این حرف رو نزن

22:15.271 --> 22:16.770
‫این بهونه نمیشه

22:18.098 --> 22:21.105
‫نمی‌خوام چون دلت برام می‌سوزه با من بمونی

22:22.684 --> 22:24.182
‫نمی‌خوام بهم ترحم کنی

22:28.019 --> 22:29.517
‫چی می‌خوای؟

22:32.055 --> 22:33.553
‫می‌خوام خوشحال باشی

22:35.721 --> 22:40.226
‫و می‌خوام با کسی باشی
که لیاقتت رو داره

22:50.056 --> 22:51.555
‫تو چی می‌خوای؟

23:00.306 --> 23:01.805
‫باید بخوام ترکت کنم

23:04.182 --> 23:05.681
‫ولی نمی‌تونم

23:09.647 --> 23:11.145
‫منم نمی‌تونم

23:21.475 --> 23:23.063
‫دلم خیلی براش تنگ شده

23:29.807 --> 23:32.724
‫فکر می‌کنی هانا تنها دلیل اینه که
‫هنوز باهم هستیم؟

23:44.102 --> 23:45.641
‫تنها دلیلش نیست

24:20.396 --> 24:23.199
‫عمه لیدیا، روز به‌خیر

24:23.223 --> 24:26.656
‫فرمانده بل، از دیدارتون خوشحال و مفتخرم

24:26.680 --> 24:29.203
‫اوهوم. اجازه بدید اون رو براتون بیارم

24:29.227 --> 24:33.159
‫من برای نجاتش به درگاه خدا دعا کردم
‫و اون شما رو فرستاد

24:34.602 --> 24:37.809
‫می‌دونید، خدا جواب دعاهای منم داد

24:39.187 --> 24:41.911
‫دخترِ عزیزم، آف‌پائول،

24:41.935 --> 24:43.579
‫داره سازگار میشه؟

24:43.603 --> 24:46.310
‫خب، از صبح داریم
‫روی سازگاریش کار می‌کنیم

24:46.810 --> 24:48.728
‫آتیش‌پاره‌ایه واسه خودش، مگه نه؟

24:52.054 --> 24:53.553
‫روز خوبی داشته باشید

24:53.763 --> 24:56.140
‫امکانش هست ببینمش؟

24:57.139 --> 24:58.614
‫اوه متأسفم، عمه لیدیا، نه

24:58.638 --> 25:01.355
‫دخترمون بعد از تمام اتفاقاتی که
‫از سر گذرونده خیلی خسته‌ست

25:02.474 --> 25:04.828
‫خب، پس توی عروسی می‌بینمش

25:04.852 --> 25:07.309
‫عه، نه. قرار نیست توی عروسی شرکت کنه

25:07.769 --> 25:08.744
‫چرا نه؟

25:08.768 --> 25:11.555
‫خب، فعلاً آمادگیِ حضور
‫در انظار عمومی رو نداره

26:46.841 --> 26:48.339
‫یه ماشین داره میاد!

27:06.461 --> 27:08.379
‫باید به خاطر اتفاقی که افتاد بکشیمت

27:09.298 --> 27:10.273
‫به بقیه ملحق شید

27:10.297 --> 27:12.061
‫شاهین‌های جنگ‌طلب هم می‌خوان بکشنش

27:12.085 --> 27:13.350
‫فرمانده لارنس، اِلن

27:13.374 --> 27:15.018
‫پس چون می‌ترسی اومدی اینجا؟

27:15.042 --> 27:17.356
‫می‌خوای بعد از تمام کمک‌هایی که کردم
‫اینطوری بهم نگاه کنی،

27:17.380 --> 27:19.184
‫راحت باش. هر کاری دلت می‌خواد بکن

27:19.208 --> 27:21.666
‫کلی کار داریم.
‫باید شاهین‌های جنگ‌طلب رو بکشیم.

27:22.215 --> 27:24.713
‫من از فرماندهان گیلیاد دستور نمی‌گیرم

27:26.921 --> 27:28.419
‫برو به سلامت

27:28.549 --> 27:30.757
‫چه غلطا؟ اون فکر کرده کیه؟

27:30.877 --> 27:33.963
‫اِلن، اون کسی نیست که لومون داد

27:35.752 --> 27:37.540
‫بازم یه فاشیستِ کثیفه

27:47.250 --> 27:48.749
‫داری وسایلت رو جمع می‌کنی؟

27:59.708 --> 28:02.505
‫همیشه فکر می‌کردم احمقی
‫که به نیک اعتماد داشتی

28:05.422 --> 28:08.065
‫خب، تو هم بهش اعتماد داشتی.
‫بهش مسئولیت دادی.

28:08.089 --> 28:11.062
‫همیشه مراقب حرف‌هایی
که بهش می‌زدم بودم

28:11.086 --> 28:13.810
‫و قطعاً هیچوقت نمیذاشتم نگاه نافذش

28:13.834 --> 28:15.358
‫مانع قضاوتِ بهترم بشه

28:15.382 --> 28:16.880
‫چرا اومدی اینجا؟

28:17.457 --> 28:19.891
‫می‌خوام این جماعت رو راضی کنی
‫یه راه دیگه

28:19.915 --> 28:23.122
‫برای کشتن اون فرمانده‌ها پیدا کنن،
‫همونطور که قول دادی.

28:24.790 --> 28:26.748
‫اونا نمی‌خوان حرفی از من بشنون

28:27.417 --> 28:28.802
‫کِی تا حالا این مانعت شده؟

28:28.826 --> 28:31.413
‫ببین، واقعاً متأسفم که...

28:34.200 --> 28:36.079
‫اون فرمانده‌ها می‌خوان بکشنت،

28:37.078 --> 28:39.641
‫و متأسفم که احتمالاً قراره موفق بشن

28:39.665 --> 28:44.200
‫ولی واقعاً الان نمی‌تونم
‫کاری برات بکنم. پس...

28:44.830 --> 28:46.328
‫سرینا هیچوقت تسلیم نشد

28:49.036 --> 28:50.534
‫نه

28:51.203 --> 28:52.768
‫اون دوباره با چنگ و دندون به قدرت رسید

28:52.792 --> 28:57.893
‫قراره بشه خانم وارتون، ملکه‌ی گیلیاد

28:57.917 --> 28:59.495
‫تو قراره کجا باشی، جون؟

29:01.623 --> 29:06.248
‫مراسم باشکوهشون توی بوستون رو
‫از تریلر پارکی توی آلاسکا تماشا می‌کنی؟

29:07.207 --> 29:10.180
‫چی باعث میشه فکر کنی
‫برام مهمه سرینا چیکار می‌کنه؟

29:10.204 --> 29:13.557
‫پس وقتی تصویرِ سرینا در سراسر دنیا پخش میشه

29:13.581 --> 29:15.185
‫در حالی که لباس عروسِ خوشگلش رو پوشیده

29:15.209 --> 29:19.971
‫و ندیمه‌هایی با روبنده‌های
‫قرمز خوشگل دوره‌اش کردن

29:19.995 --> 29:22.019
‫و به زمین زُل زدن

29:22.043 --> 29:25.080
‫چون اجازه ندارن باهاش
‫چشم تو چشم بشن...

29:28.826 --> 29:30.834
‫می‌تونی همچین چیزی رو قبول کنی؟

29:33.122 --> 29:34.620
‫میراثت اینه؟

29:36.708 --> 29:40.085
‫فصلِ آخر جون آزبورن
‫توی گیلیاد اینجوری تموم میشه؟

29:41.953 --> 29:44.830
‫فصلِ آخرم توی گیلیاد وقتی
‫که اون زن‌ها مُردن تموم شد

29:49.036 --> 29:50.534
‫جنین نمرده

29:56.788 --> 29:58.536
‫احتمالاً آرزو می‌کنه مُرده بود

29:59.325 --> 30:01.543
‫اون بلِ منحرف

30:02.702 --> 30:04.200
‫جنین رو ندیمه‌ی خودش کرده

30:13.371 --> 30:15.619
‫امیدوارم توی خواب بکشتش

30:26.668 --> 30:28.166
‫توی عروسی...

30:32.332 --> 30:34.450
‫گفتی ندیمه‌ها هم قراره شرکت کنن؟

30:35.909 --> 30:37.843
‫اون تمام افراد مهم رو دعوت می‌کنه

30:37.867 --> 30:41.519
‫یه نمایش عظیم برگزار می‌کنه.
‫و قراره تمام حرکاتِ رو برنامه‌ریزی کنه.

30:41.543 --> 30:43.677
‫تمام جزئیاتِ رو به دقت مدیریت می‌کنه

30:43.701 --> 30:46.894
‫محل نشستن آدم‌ها.
‫چیزی که تجربه می‌کنن.

30:46.918 --> 30:52.598
‫هیچکدوم از افراد حاضر در مراسم قرار نیست
‫چیزی رو ببینن که اون نمی‌خواد ببینن

30:52.622 --> 30:56.434
‫و وقتی اون عروسیِ بی‌نقصش رو برنامه‌ریزی می‌کنه،

30:56.458 --> 30:58.302
‫ما هم نقشه می‌کشیم

30:58.326 --> 31:00.810
‫تازه توی خانه‌ی ایزابل لو رفتیم.
‫تمام اون زن‌ها مُردن.

31:00.834 --> 31:02.888
‫دقیقاً. اونا تازه یه بُرد بزرگ داشتن

31:02.912 --> 31:05.595
‫مغرور و خاطرجمع هستن.
‫گاردشون رو پایین میارن.

31:05.619 --> 31:07.143
‫ندیمه‌ها دخالتی توی خانه‌ی ایزابل نداشتن

31:07.167 --> 31:08.552
‫هیچکس به اونا مشکوک نمیشه

31:08.576 --> 31:09.761
تعداد ندیمه‌ها خیلی زیاده

31:09.785 --> 31:12.098
‫احتمال لو رفتن به شدت بالاست

31:12.122 --> 31:13.927
‫ندیمه‌ها آموزش دیدن حرف نزنن

31:13.951 --> 31:15.885
‫تمام اون ندیمه‌های توی عروسی؟

31:15.909 --> 31:18.512
‫یه گروه بزرگِ ناشناس با روبنده؟

31:18.536 --> 31:21.283
‫- که در کنار هم حرکت می‌کنن
‫- آره، اینجوری مخفی می‌شیم

31:23.371 --> 31:24.476
‫مطمئنی آماده‌ای برگردی؟

31:24.500 --> 31:27.327
‫معلومه که آره. من باهات میام

31:27.997 --> 31:29.875
‫اونا هیچ سلاحی ندارن

31:30.664 --> 31:32.582
‫هرچی که می‌تونن استفاده کنن قرنطینه شده

31:34.120 --> 31:35.619
‫قاچاقی واردشون می‌کنم

31:36.248 --> 31:37.643
‫اونا رو می‌بریم مرکزِ سرخ،

31:37.667 --> 31:39.785
‫بعد اونا رو به دستِ ندیمه‌های
‫حاضر در عروسی می‌رسونیم

31:41.493 --> 31:44.266
‫نمی‌تونیم خارجتون کنیم.
‫نه تا وقتی که تموم شه.

31:44.290 --> 31:46.264
‫قراره این عملیات رو به سرانجام برسونیم

31:46.288 --> 31:47.917
‫بمب‌ها هنوز اونجا هستن

31:48.746 --> 31:50.010
‫حیف میشه ازشون استفاده نکنیم

31:50.034 --> 31:53.137
‫هرج و مرج، هول و هراس
‫و سردرگمی شهر رو فرا می‌گیره

31:53.161 --> 31:55.265
‫بهترین زمان برای آوردنِ ارتشتونه

31:55.289 --> 31:58.012
‫با این رویداد که توش تمام اون فرمانده‌ها
‫یک جا جمع میشن...

31:58.036 --> 31:59.721
‫گیلیاد تدابیرِ امنیتی رو افزایش میده

31:59.745 --> 32:03.887
‫سرینا قطعاً اصرار می‌کنه نگهبانان اضافه
‫توی اون عروسی باشن

32:03.911 --> 32:07.708
‫و اونا رو از سراسر شهر و مرز فرا می‌خونه،

32:07.732 --> 32:10.375
‫و اینجوری بوستون بی‌دفاع‌تر از قبل میشه

32:24.830 --> 32:27.433
‫از تمام دوست‌هامون استفاده می‌کنیم. همه

32:27.457 --> 32:29.301
‫و هرکسی که از گیلیاد متنفره

32:29.325 --> 32:33.161
‫هرکسی که تا حالا توسط اونجا آزار دیده

32:43.041 --> 32:46.804
‫سرینا مطمئن میشه
‫چشمِ همه به اون باشه

32:46.828 --> 32:51.809
‫خودشیفتگی‌اش باعث سرنگونی یه ملت شد
‫و حالا قراره یه ملتِ دیگه رو سرنگون کنه

32:51.833 --> 32:57.683
‫چون اون فرمانده‌ها و اون همسرها قراره
‫به حدی سرگرم خوردن و رقصیدن

32:57.707 --> 33:02.622
‫و خوش‌گذرونی باشن که هرگز
‫حمله‌ی ما رو پیش‌بینی نمی‌کنن

33:13.411 --> 33:14.909
‫عصر به‌خیر، فرمانده

33:15.682 --> 33:17.480
‫بی‌شک همینطوره

33:21.396 --> 33:23.740
‫چی باعث شده به مرکز سرخ
‫تشریف بیارید، فرمانده؟

33:23.764 --> 33:26.327
‫من یه جلسه برات ترتیب دادم

33:26.351 --> 33:30.823
‫سازمان بازتوزیع نیروی انسانی
‫فردا برنامه‌تون رو می‌شنوه

33:30.847 --> 33:31.912
‫توی واشنگتن

33:31.936 --> 33:35.119
‫انتظار نداشتم ندیمه‌های بازنشسته
‫براتون مهم باشن

33:35.143 --> 33:39.438
‫خب، کلینیک باروری توی بیت‌لحم جدید
‫بهترین جاذبه‌ی گردشگریه

33:53.105 --> 33:54.949
‫اینجوری عروسی وارتون‌ها رو از دست میدم

33:54.973 --> 33:57.390
‫اوه، یه فداکاری کوچیکه

33:58.179 --> 34:03.200
‫کسی به ذهنم نمی‌رسه که بتونه
‫بهتر از شما این طرح رو به واشنگتن ارائه بده

34:03.224 --> 34:07.520
‫اوه، خب، البته که دلم می‌خواد برم، ولی...

34:08.599 --> 34:10.163
‫می‌تونم به تعویق بندازمش؟

34:10.187 --> 34:12.911
‫نه، نه، نه. ماشین چند دقیقه دیگه می‌رسه

34:12.935 --> 34:15.812
‫پروازتون... امشبه

34:19.139 --> 34:20.873
‫- کمکی ازم برمیاد؟
‫- بله!

34:20.897 --> 34:23.121
‫سلام. به کمکت نیاز دارم

34:23.145 --> 34:26.931
‫فکر کنم یه پارگی کوچیک
‫توی فنسِ اون طرف دیدم...

34:27.810 --> 34:29.638
‫شاید کارِ یه حیوون باشه،
‫شاید یه راسو بوده؟

34:30.687 --> 34:32.895
‫خدا نکنه یکی از دخترها بوده باشه،
‫ولی کی چه می‌دونه؟

34:33.604 --> 34:34.619
‫میرم یه نگاهی میندازم

34:34.643 --> 34:36.601
‫ممنون. احتیاط شرط عقله، درسته؟

34:37.180 --> 34:38.679
‫عزیزی

34:39.188 --> 34:40.323
‫شب خوبی داشته باشی

34:40.347 --> 34:43.354
‫دخترهات بهت نیاز دارن، لیدیا

34:43.934 --> 34:47.560
‫- خب، به یاری خدا
‫- به یاری خدا

35:10.557 --> 35:12.056
‫باشد که ثمره متبرک شود

35:16.431 --> 35:18.099
‫بیاید انقلاب رو شروع کنیم

36:33.139 --> 36:34.767
‫باورم نمیشه شماها اومدید اینجا

36:35.476 --> 36:37.780
‫ندیمه‌ها موافق هستن،
‫ولی باورشون نمیشه،

36:37.804 --> 36:39.328
‫نه تا وقتی که شما رو ببینن

36:39.352 --> 36:40.971
‫شبکه‌ی مارتاها چی؟

36:41.640 --> 36:42.655
‫اونا هم آماده و منتظرن

36:42.679 --> 36:44.177
‫کارتون عالی بود

36:45.017 --> 36:47.684
‫فرمانده بل نمیذاره دوستتون جنین
‫بیاد عروسی

36:48.353 --> 36:51.406
‫پس، اون نقشه رو نمی‌دونه،
‫در جریان قرار نگرفته.

36:51.430 --> 36:52.785
‫- چی؟
‫- لعنتی

36:52.809 --> 36:54.307
‫من ترتیبش رو میدم

36:54.477 --> 36:55.992
‫صبر کن، چی... جون

36:56.016 --> 36:59.352
‫نمی‌تونیم جنین رو جا بذاریم
‫و نمی‌تونیم بذاریم بل قسر در بره، پس...

37:01.560 --> 37:03.059
‫مطمئنی؟

37:04.517 --> 37:06.016
‫چیزیم نمیشه

37:06.645 --> 37:08.144
‫باشه

37:24.267 --> 37:26.661
‫مواظب باش

37:26.685 --> 37:27.870
‫خیلی متأسفم، عمه لیدیا

37:27.894 --> 37:29.948
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

37:29.972 --> 37:35.033
‫دنبال سطل و تِی می‌گشتم

37:35.057 --> 37:38.119
‫- و دارم دور خودم می‌چرخم
‫- تِی؟

37:38.143 --> 37:40.117
‫یکم چایی ریختم زمین

37:40.141 --> 37:42.429
‫و می‌دونید، الان تر و تمیزه، پس...

37:43.428 --> 37:44.493
‫بازم شرمنده، عمه لیدیا

37:44.517 --> 37:46.531
‫خب، می‌دونی، من امشب میرم واشنگتن

37:46.555 --> 37:47.870
‫امشب، خدای من

37:47.894 --> 37:51.656
‫دوست ندارم قبل از عروسی دخترها رو ترک کنم،
‫ولی نمیشه کاریش کرد.

37:51.680 --> 37:55.073
‫دخترها بهترین رفتارشون رو نشون میدن،
‫بهتون قول میدم.

37:55.097 --> 37:57.434
‫و من تو رو مسئولش می‌دونم

37:58.603 --> 38:00.287
‫خدا ناظره

38:00.311 --> 38:02.036
‫و از ما محافظت می‌کنه

38:02.060 --> 38:03.768
‫و از شما هم در سفرتون محافظت می‌کنه

38:04.437 --> 38:05.936
‫سفر به‌خیر، عمه لیدیا

38:37.854 --> 38:40.811
‫عه... خیلی خب، اینجا چیکار می‌کنیم؟

38:47.304 --> 38:48.803
‫ما به خاطر جنین اومدیم

38:49.182 --> 38:50.681
‫آره

38:51.680 --> 38:53.784
‫به خاطر تمام اون زن‌ها اومدیم

38:53.808 --> 38:56.055
‫آره. آره

38:56.805 --> 38:58.603
‫پس، ادامه بده

39:00.811 --> 39:04.227
‫یالا، یه حرفِ رهبرانه بزن. رهبری کن

39:05.226 --> 39:07.030
‫- رهبرانه
‫- آره

39:07.054 --> 39:09.472
‫عه...

39:18.014 --> 39:20.352
‫«خدا شبانِ ماست...
‫(فصل 23 مزامیر - انجیل)

39:21.100 --> 39:22.599
‫محتاج هیچ چیز نخواهیم بود

39:26.395 --> 39:30.561
‫و حتی اگر در وادیِ سایه‌ی مرگ راه رویم

39:32.679 --> 39:34.453
‫از هیچ شرّی نخواهیم ترسید،

39:34.477 --> 39:36.435
‫چون تو با ما هستی

39:37.804 --> 39:42.559
‫تو به ما در حضور دشمنانمان
‫تسلّی خاطر می‌دهی

39:44.767 --> 39:46.265
‫کاسه‌هایمان لبریز شده‌اند

39:48.393 --> 39:52.059
‫همانا نیکی و رحمت

39:54.387 --> 39:56.805
‫در تمام ایامِ عمرمان در پیِ ما خواهند بود

39:57.644 --> 39:59.722
‫و در خانه‌ی خداوند ساکن خواهیم بود

40:00.561 --> 40:02.059
‫تا ابد»

40:03.138 --> 40:06.145
‫و خواهش می‌کنم، خدای عزیز...

40:10.641 --> 40:14.017
‫به ما قدرت بده که
‫اون مادرجنده‌های عوضی رو بکشیم

40:15.436 --> 40:16.935
‫آمین لامصب!

40:18.000 --> 40:38.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
