WEBVTT

00:05.964 --> 00:08.132
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید...

00:08.133 --> 00:10.301
‫بهتره ندونه اینجا بودم

00:10.302 --> 00:13.262
‫تو یکی از بدترین آدمایی هستی که تابحال دیدم

00:13.263 --> 00:16.724
‫کجا می‌بریدش؟
‫فرمانده لارنس رو خبر می‌کنم!

00:16.725 --> 00:18.726
‫- دستورش رو فرمانده لارنس داده
‫- جنین!

00:18.727 --> 00:20.102
‫رمزنگاری شده

00:20.103 --> 00:22.605
‫اگه وقتی زنگ می‌زنم نمی‌تونی جواب بدی،
‫در اسرع وقت بهم زنگ بزن

00:22.606 --> 00:26.108
‫ما برنامه‌ی گشت‌های گیلیاد
‫توی نواحی علامت‌گذاری‌شده رو لازم داریم

00:26.109 --> 00:29.403
‫حواست به بیت‌لحم جدید باشه.
‫اونقدر درخواست دادن که توش موندیم.

00:29.404 --> 00:32.907
‫یه سؤال ازت دارم.
‫خانم واترفورد کجای این قضیه بود؟

00:32.908 --> 00:35.243
‫- سرینا؟
‫- کردیش سفیر بین‌المللی‌مون

00:35.244 --> 00:36.744
‫ولی فکر می‌کردم بخوای اقلاً واسه

00:36.745 --> 00:38.746
‫ بازدیدهای دیپلماتیک اینجا باشه

00:38.747 --> 00:40.373
‫من سرینا جوی واترفورد رو لازم دارم

00:40.374 --> 00:43.251
‫بیت‌لحم جدید گیلیادی که یادته نیست
‫مهربون‌تر و ملایم‌تره

00:43.252 --> 00:45.002
‫و تو چهره‌ی پیشرفت و اصلاحات میشی

00:45.003 --> 00:48.798
‫خدا برای من یه برنامه داره.
‫دنیا در هم شکسته.

00:48.799 --> 00:50.383
‫من برای علاجش فرا خونده شدم

00:50.384 --> 00:53.344
‫من دست روی دست نمی‌ذارم.
‫دخترم هنوز پیش اوناست!

00:53.345 --> 00:54.887
‫مِی‌دی داره یه حرکتی می‌زنه

00:54.888 --> 00:57.640
‫می‌خوان فرمانده‌هایی رو شناسایی کنن که
‫ هواپیماهامون رو زدن و

00:57.641 --> 00:59.892
‫-  نذاشتن به هانا برسی
‫- من پایه‌ام

00:59.893 --> 01:02.228
‫لوک و مویرا توی منطقه‌ی بی‌طرف گیر افتادن

01:02.229 --> 01:04.730
‫- خب تو چیکار می‌کنی؟
‫- کمک می‌کنم برشون گردونن

01:04.731 --> 01:06.524
‫باید یه راه دیگه باشه!

01:06.525 --> 01:08.734
‫تنها راه اینه که برم و بجنگم!

01:08.735 --> 01:10.320
‫بیاید اونا رو برگردونیم خونه

01:18.954 --> 01:22.954
‫♪ Andy Williams - Somewhere, My Love ♪

01:26.579 --> 01:37.579
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:42.394 --> 01:43.894
‫جون

01:45.814 --> 01:47.190
‫جون؟ باید بریم

01:50.819 --> 01:52.445
‫چند وقتـه اونجا گیر افتادن؟

01:52.446 --> 01:54.030
‫چهار روز

01:54.031 --> 01:57.033
آذوقه‌شون محدوده. خدا کنه
چهارتا چیز واسه خوردن پیدا کرده باشن

01:57.034 --> 02:00.578
منطقه‌ی بی‌طرف مگه فروشگاه داره؟
واسه چی جلوشون رو نگرفتی؟

02:00.579 --> 02:02.997
‫عملیات مِی‌دیـه.
‫من فقط قصدم کمکـه.

02:02.998 --> 02:05.416
شوخی نکن. مِی‌دی دستش تو جیب ارتشـه و

02:05.417 --> 02:08.878
دارید از مردم بی‌گناه واسه
کارهای کثیف‌تون استفاده می‌کنید

02:08.879 --> 02:11.881
خودشون می‌دونستن ماجرا از چه قراره و
داوطلب شدن

02:11.882 --> 02:14.425
بگو ببینم ماجرا از چه قراره؟

02:14.426 --> 02:18.387
‫مِی‌دی برنامه داره
‫فرماندهان تندرو رو سر به نیست کنه

02:18.388 --> 02:20.931
جنگ‌طلب‌هاشون؛ همون جماعتی که ‫
به هواپیمامون حمله کردن؟

02:20.932 --> 02:23.768
‫مِی‌دی باید هویت‌شون رو شناسایی کنه و

02:23.769 --> 02:26.937
در بهترین زمان و مکان
ضربه‌ی کاری رو بزنه

02:26.938 --> 02:29.148
‫پس چرا لوک و مویرا؟ واسه‌ی چی اونها؟

02:29.149 --> 02:30.900
‫خودشون اصرار داشتن برن، جون

02:32.569 --> 02:34.153
‫یه مأموریت ساده‌ست

02:34.154 --> 02:37.406
وسایلت رو جمع کن و
‫بشین تا ماشین بیاد برگردی خونه

02:37.407 --> 02:40.242
‫یهو که سروکله‌ی اون گشت‌ها پیدا شد،

02:40.243 --> 02:42.411
‫عملیات نجات‌مون ناتموم موند

02:42.412 --> 02:45.206
‫چرا نیک جواب تلفن‌هات رو نمیده؟

02:45.207 --> 02:47.125
‫امروز روز سرنوشت‌سازیـه براش

02:48.377 --> 02:53.047
‫توی بیت‌لحم جدید میزبان مقامات خارجیـه

02:53.048 --> 02:54.131
‫بیت‌لحم جدید؟

02:54.132 --> 02:55.634
‫پس لارنس کار خودش رو کرد؟

02:56.259 --> 02:58.470
‫سرینا رو هم پیدا کرد

02:59.429 --> 03:01.848
‫برگردوندش تا به
فروش اونجا کمک کنه

03:04.226 --> 03:05.310
‫سرینا؟

03:08.063 --> 03:09.106
‫حا...

03:11.608 --> 03:13.485
‫حالش... خوبـه پس؟

03:14.444 --> 03:15.820
‫نوحا خوبـه؟

03:15.821 --> 03:17.322
‫ظاهراً جفت‌شون سرحالن

03:18.198 --> 03:19.573
رو سرشون جا دارن

03:21.868 --> 03:23.161
‫جای تعجبی نیست

03:25.914 --> 03:27.457
بلده گلیم خودشو از آب بکشه بیرون

03:31.086 --> 03:33.295
‫رو چه حساب میگی نیک میاد؟

03:33.296 --> 03:34.756
‫میاد. به خاطر تو

03:39.970 --> 03:43.055
‫مقامات خارجی از راه رسیدن

03:43.056 --> 03:46.560
‫امیدوارم، چشم‌اندازمون
‫برای گیلیاد دیگه...

03:48.145 --> 03:49.812
‫اونقدر ترسناک نباشه

03:49.813 --> 03:51.605
‫خب، بعید می‌دونم فروشش سخت باشه

03:51.606 --> 03:55.443
‫کشورهای دیگه حاضرن به هر دری بزنن
‫از شر پناهنده‌هامون خلاص بشن

03:55.444 --> 04:00.739
‫خب، فرستادن مردمت به کشوری که
‫کارش سلاخی کردنِ شهروندهای خودشـه،

04:00.740 --> 04:02.491
‫براشون وجهه‌ی خوبی نداره

04:02.492 --> 04:06.328
‫باید این دیپلمات‌ها رو متقاعد کنیم که
‫اینجا مثل دیزنی‌لند امن و امانـه

04:06.329 --> 04:08.164
‫توقع داری آهنگ «شیرشاه» رو بخونم؟

04:08.165 --> 04:11.584
‫می‌خوام حتی اگه لازم شد
خودتو شبیه دونالد داک کنی

04:11.585 --> 04:12.878
‫امروز روز موعوده، نیک

04:13.753 --> 04:14.795
‫باید عملیش کنیم

04:14.796 --> 04:17.965
‫تو حکم شهردار اینجا رو داری

04:17.966 --> 04:19.258
‫پس از هیچ کاری دریغ نکن

04:19.259 --> 04:21.093
‫وای خدا

04:21.094 --> 04:22.928
‫اصلاً حوصله‌ی سروکله‌زدن با آدم‌ها رو ندارم

04:22.929 --> 04:24.973
‫الانم باید برم سراغ سرینا

04:26.349 --> 04:29.185
‫بَه! آقای اشتراوس. روز به‌خیر

04:29.186 --> 04:30.728
‫فرمانده لارنس. روز شما بخیر

04:30.729 --> 04:34.815
‫نیک... ایشون سرپرست بیت‌لحم جدیده؛

04:34.816 --> 04:36.567
‫فرمانده بلین

04:36.568 --> 04:40.779
‫نیک، افتخار دادن زبده‌ترین معاون
امور خارجه‌‌ی آلمان رو برامون فرستادن

04:40.780 --> 04:44.575
‫صرفاً یه معاون دستیار ساده‌ام

04:44.576 --> 04:46.494
‫خب، شما با هم اختلاط کنید

04:46.495 --> 04:49.622
من باید برم گل بخرم

04:49.623 --> 04:52.626
‫واسه تور دیر نکنید ها. بدرود

04:55.086 --> 04:57.171
‫شرمنده مصدع اوقات شدم، فرمانده

04:57.172 --> 04:59.381
‫بالاخره سعادت دیدارتون نصیبم شد

04:59.382 --> 05:02.969
‫خیلی مشتاقم بدونم چه برنامه‌هایی
برای اینجا در سر دارید

05:04.012 --> 05:05.262
‫هر سؤالی هست، بنده در خدمتم

05:05.263 --> 05:07.139
‫نه، نه، نه، نه

05:07.140 --> 05:10.185
‫خیر، سؤالی نیست.
‫فقط... یه پیغام دارم.

05:12.771 --> 05:15.941
‫جون آزبورن حوالی کیلومتر ۱۷ـه

05:18.551 --> 05:25.551
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:26.575 --> 05:30.575
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »

05:35.795 --> 05:38.912
‫« سرگذشت ندیمه - فصل ششم »
‫« قسمت سوم: جان‌فشانی »

06:36.605 --> 06:37.772
‫من حالم خوبـه

06:40.233 --> 06:41.400
‫جاش امنـه

06:41.401 --> 06:45.238
‫توی آلاسکا... پیش مامانمـه، نیک

06:50.076 --> 06:51.328
‫پیش هالیـه

06:52.912 --> 06:54.247
‫- پیش مامانت؟
‫- آره

06:55.915 --> 06:57.626
‫چه خبره؟ جریان چیـه؟

07:01.004 --> 07:04.923
‫لوک و مویرا درگیر
یکی از عملیات‌های مِی‌دی بودن که

07:04.924 --> 07:09.011
‫به خاطر گشت‌های گیلیاد
‫توی منطقه‌ی بی‌طرف گیر افتادن

07:09.012 --> 07:10.929
‫چه خطرناک. چرا همچین حرکتی زدن؟

07:10.930 --> 07:13.432
چون ‫من نبودم که جلوشون رو بگیرم

07:13.433 --> 07:17.478
‫الان هم توی منطقه‌ی هفت‌ان،
‫توی یه پارک آبی داخل رونسون و

07:17.479 --> 07:21.857
‫گویا امروز توی بیت‌لحم جدید یه همایش دارن

07:21.858 --> 07:24.151
‫ازت می‌خوام یه جوری ردشون کنی، نیک.
‫بلکه بتونیم...

07:24.152 --> 07:26.820
‫این یعنی امنیت بیشتر، یعنی...

07:26.821 --> 07:28.739
هیچ‌جوره نمی‌تونم گشت رو بپیچونم

07:28.740 --> 07:30.532
‫خیلی مشکوکـه

07:30.533 --> 07:32.786
‫واقعاً دلم می‌خواد کمک کنم. فقط...

07:33.662 --> 07:35.537
‫مارک باید به فکر یه راه دیگه باشه

07:35.538 --> 07:37.206
‫راه دیگه‌ای وجود نداره

07:37.207 --> 07:40.584
‫چون نمی‌تونه ارتش رو بفرسته و
‫خطر درگیری رو به جون بخره،

07:40.585 --> 07:43.170
‫بعد مِی‌دی هم به خاطر
‫گشت‌های گیلیاد نمی‌تونه ورود کنه

07:43.171 --> 07:44.923
پس ‫دست‌مون به هیچ جا بند نیست

07:45.924 --> 07:47.217
‫نمی...

07:50.178 --> 07:53.514
‫باشه. عیبی نداره. متوجه شدم.
‫می‌فهمم که خطر داره. می‌فهمم.

07:53.515 --> 07:55.683
‫با مارک حرف می‌زنم.
‫خودم با ماشین میام.

07:55.684 --> 07:57.851
‫- نمیشه این کار رو بکنی
‫- ولی نمیشه وقت رو هم تلف کرد

07:57.852 --> 08:00.438
‫چون نمی‌دونم چی در انتظارشونـه

08:03.650 --> 08:04.651
خودم میرم

08:06.319 --> 08:07.570
‫جدی؟

08:08.279 --> 08:09.531
‫برمی‌گردونم‌شون

08:10.198 --> 08:11.241
باشه

08:13.034 --> 08:14.119
‫ممنونم

08:15.870 --> 08:18.414
‫وایسا ببینم، چیکار می‌کنی؟ ‫کجا؟

08:18.415 --> 08:21.083
‫- من هم باهات میام
‫- نه، نه. باید همینجا بمونی

08:21.084 --> 08:22.711
‫نمیشه همراهم بیای

08:27.757 --> 08:29.092
‫عقب

08:30.552 --> 08:33.470
‫عقب بشین. سرتو بگیر پایین

08:33.471 --> 08:34.556
‫باشه بابا!

08:57.412 --> 09:00.622
‫روز به‌خیر. سلام علیکم!

09:00.623 --> 09:03.709
‫نائومی بهم گفت
‫زشتـه بدون گل بیام

09:03.710 --> 09:05.210
‫ممنون

09:05.211 --> 09:09.965
‫خب، حاضری دلِ دوازده‌تا
‫دیپلمات بدبین رو ببری؟

09:09.966 --> 09:13.635
‫رو چه حساب اینقدر مطمئنی
‫بتونیم این کشور رو از نو بسازیم؟

09:13.636 --> 09:14.678
‫تو، سرینا

09:14.679 --> 09:16.722
‫این واقعیت که من تو رو برگردوندم اینجا

09:16.723 --> 09:20.100
‫سفیر بین‌المللی‌مون، سرینا جوی واترفورد؟

09:20.101 --> 09:24.230
‫تنها وایکینگ برجسته‌ی این کره‌ی خاکی،
با چنین هوش و ذکاوتی؟

09:27.233 --> 09:28.693
‫می‌دونم چرا من رو انتخاب کردی

09:30.987 --> 09:34.490
من ‫باید مطمئن بشم برگزیده‌ی خداوندی

09:34.491 --> 09:36.533
‫ای بابا

09:36.534 --> 09:39.328
‫«آنگاه در هر آنچه دستانم به عمل آورده بود و
‫محنتی که در این کار کشیده بودم تأمل کردم؛

09:39.329 --> 09:40.871
‫اینک تمام آن بطالت بود و

09:40.872 --> 09:44.584
‫در پیِ باد دویدن و
‫زیرِ آفتاب هیچ منفعتی نبود»

09:47.670 --> 09:49.088
‫خب، از شنیدنش متأثر شدم

09:50.173 --> 09:52.342
جامعه، ‫باب ۲ آیه‌ی ۱۱؟

09:53.760 --> 09:54.928
‫درستـه، صحیح

09:58.765 --> 10:03.686
‫تا حالا تو عمرت زانو زدی و
‫دست به دعا شدی؟

10:04.270 --> 10:05.355
‫البته

10:06.731 --> 10:08.233
‫خیلی‌خب. با من دست به دعا شو

10:09.275 --> 10:11.652
‫- جدی؟ الان؟
‫- بله

10:11.653 --> 10:14.363
‫من می‌دونم که می‌تونم
اینجا رو با حضور خدا متبرک کنم

10:14.364 --> 10:16.698
‫ولی خداوند رو
‫توی وجود تو نمی‌بینم

10:16.699 --> 10:19.369
‫نه... کاملاً

10:21.079 --> 10:22.122
‫بسیارخب

10:29.546 --> 10:34.758
‫«بارالهی، می‌دانیم که همه چیز
‫برای خیریت آنانی که

10:34.759 --> 10:36.510
‫خدا را دوست می‌دارند، به کار می‌رود و

10:36.511 --> 10:40.306
‫برای کسانی که برحسب اراده‌ی او
‫فراخوانده شده‌اند

10:41.140 --> 10:43.976
‫آنان را که فراخواند، نیز عادل گردانید»
‫(رومیان، باب ۸، آیات ۲۸ تا ۳۰)

10:43.977 --> 10:46.311
‫این که دعای دیشبمـه

10:46.312 --> 10:47.980
‫آره، حفظش کردم

10:49.566 --> 10:52.526
‫- سرینا، اگه خدایی وجود داشته باشه...
‫- اگه؟

10:52.527 --> 10:55.362
‫نه واسه حرف‌های بی‌سَروته و
‫تشریفات مسخره اومدیم اینجا

10:55.363 --> 10:57.656
‫نه ایشون وایساده اون بالا
‫حضورغیاب کنه

10:57.657 --> 10:59.449
‫پس واسه چی اومدی؟

10:59.450 --> 11:01.536
‫اگه انگیزه‌ات خدا نیست، پس چیـه؟

11:02.162 --> 11:03.204
‫شاید خداست

11:05.874 --> 11:07.292
‫شاید هم خانم مرحومم

11:09.627 --> 11:11.169
‫یا که عذاب‌وجدانم

11:11.170 --> 11:14.131
‫خب، این مشیت الهی نیست؟
‫مگه تو الان نشدی برگزیده‌ی خداوند؟

11:14.132 --> 11:17.885
‫باشه. نه تو می‌تونی اثباتش کنی،
‫نه من می‌تونم انکارش کنم

11:17.886 --> 11:20.179
‫توی کتاب مورمون هم نوشته دیگه

11:20.180 --> 11:23.307
‫خود خدا هم یه همچین برنامه‌ای
‫توی سرش داشت، درست نمیگم؟

11:23.308 --> 11:24.850
‫کتاب مورمون؟

11:24.851 --> 11:26.060
‫همون موزیکاله

11:28.855 --> 11:30.981
‫واقعاً کی هستی؟

11:30.982 --> 11:34.776
‫بگو که اینجا بودنم
نشون از بی‌عقلیم نیست

11:34.777 --> 11:38.322
‫شرمندتم، سرینا. نشون از بی‌عقلیتـه.
‫جفت‌مون عقل‌مون رو از دست دادیم.

11:38.323 --> 11:41.867
‫تار و پود این کشور رو از هم دریدیم و
‫حالا وقتِ جبرانـه

11:41.868 --> 11:45.037
‫یه فکر احمقانه هم تو سرمـه،
‫تو اسمش رو بذار ایمان

11:45.038 --> 11:49.666
‫باور دارم که با همدیگه
‫می‌تونیم از پسش بر بیایم

11:49.667 --> 11:52.085
‫تو هم به نوبه‌ی خودت باورش داری

11:52.086 --> 11:55.464
‫اینکه خدا برگردوندتت تا
‫به من کمک کنی

11:55.465 --> 11:59.885
‫اگه بدونی که چقدر به کمکت احتیاج دارم

11:59.886 --> 12:03.555
‫پس تو رو خدا مجبورم نکن
‫دوباره زانو بزنم

12:03.556 --> 12:05.975
‫بیا با همدیگه این اتفاق رو رقم بزنیم

12:09.270 --> 12:13.357
‫«آنگاه خواهی خواند و
‫خداوند اجابت خواهد فرمود؛

12:13.358 --> 12:18.279
‫فریاد خواهی کرد و او خواهد گفت:
‫«اینک حاضر هستم.»»
‫(اشعیا، باب ۹، آیه‌ی ۵۸)

12:20.406 --> 12:21.491
‫خدا رو شکر

12:23.743 --> 12:26.955
‫ضمناً من فریاد نزدم

12:27.956 --> 12:30.959
‫همین الان داری فریاد می‌زنی؛
ولی از درون

13:04.033 --> 13:05.076
‫عمه لیدیا

13:06.119 --> 13:07.328
‫عمه میریام

13:08.538 --> 13:10.080
‫فکر نمی‌کردم بیای

13:10.081 --> 13:14.501
‫خب، پیغامت به دستم رسید.
‫باید با چشم‌های خودم ببینم.

13:14.502 --> 13:15.586
‫البته

13:42.822 --> 13:45.365
اینجا ‫مارتاها صورت‌هاشون رو می‌پوشونن؟

13:45.366 --> 13:48.201
‫برای اینکه مراجعین به گناه نیفتن

14:13.603 --> 14:16.980
‫♪ Big Thief - Capacity ♪

14:42.799 --> 14:43.965
‫جنین

14:53.059 --> 14:55.769
‫حتماً سردتـه، عزیزم

14:55.770 --> 14:59.314
‫خیلی‌خب. تو اینجا چیکار می‌کنی؟

14:59.315 --> 15:01.192
‫به محض اینکه فهمیدم اومدم

15:02.735 --> 15:04.861
‫- خب، برو پی کارت
‫- نخیر

15:04.862 --> 15:07.739
‫نمی‌ذارم توی این خونه‌ی فساد بمونی!

15:07.740 --> 15:11.284
‫نکن! تو رو خدا هیچ کاری نکن

15:11.285 --> 15:14.580
‫هر دفعه میای یه کمکی بکنی،
‫فقط خرابیِ جدید به بار میاری

15:17.291 --> 15:19.710
‫ولی تو نورچشمیِ منی، جنین

15:22.421 --> 15:24.089
‫حالت خوبـه؟

15:24.090 --> 15:25.633
‫آره، آره

15:26.509 --> 15:28.719
‫آهای، من می‌شناسمت

15:30.054 --> 15:32.181
‫با اون کلاه فسقلیِ گوگولیت

15:34.058 --> 15:35.267
‫عفریته

15:36.602 --> 15:38.603
‫جان؟

15:38.604 --> 15:41.566
‫لیدیا. آف‌جیسونـه

15:42.441 --> 15:44.276
‫آف...

15:44.277 --> 15:48.990
‫آف‌جرج هم هست

15:50.700 --> 15:51.742
‫اونم...

15:52.535 --> 15:54.203
‫اونی که اونجاست، آف‌کایلـه

15:56.622 --> 15:58.874
‫به هممون گفتی نورچشمیتیم

15:58.875 --> 16:02.627
‫- همشون دخترهای من هستن؟
‫- فقط ما چهار نفریم

16:02.628 --> 16:05.339
‫ولی شانس با ما یار بود

16:06.382 --> 16:08.508
‫اکثر ندیمه‌ها سر از کلنی‌ها در میارن

16:08.509 --> 16:12.470
‫ولی اینجا جای شما نیست.
‫شما همه دامن‌تون سبز شده.

16:12.471 --> 16:15.307
‫به من گفتن بابت زحمات‌تون
‫پاداش می‌گیرید

16:15.308 --> 16:18.727
‫خب سورپرایز؛ همش زرِ مفت بود

16:20.897 --> 16:22.814
‫بیاید دعا کنیم، دخترها

16:22.815 --> 16:24.858
‫دست به درگاه پروردگار ببریم
‫بلکه معجزه‌ای بر ما نازل فرماید

16:24.859 --> 16:27.903
‫- کاش خفه‌خون بگیری!
‫- دعاتو بذار دم کوزه آبشو بخور

16:27.904 --> 16:30.780
آخه ‫یه نگاه به ما بنداز. خدا کجا بود؟!

16:30.781 --> 16:35.243
‫خداوند همه‌جا هست.
‫علی‌الخصوص توی تاریک‌ترین مکان‌ها.

16:35.244 --> 16:37.788
‫کیتی؟ فرمانده بل منتظرتـه

16:40.541 --> 16:41.918
‫چی... وایسا

16:42.835 --> 16:44.754
‫می‌تونیم با هم یه راه چاره پیدا کنیم

16:46.839 --> 16:48.173
‫واقعاً قصدت کمکـه؟

16:48.174 --> 16:50.176
‫البته، عزیزم. همیشه

16:52.345 --> 16:53.429
‫منو فراموش کن

17:09.737 --> 17:11.905
‫گیلیاد در حال تغییر و تحولـه

17:11.906 --> 17:14.741
‫اینجا توی بیت‌لحم جدید
‫پیشرفت‌های چشمگیری داشتیم

17:14.742 --> 17:19.454
‫تونستیم یه نظام دینی و متعصب رو اصلاح کنیم

17:19.455 --> 17:22.958
‫آرزوی خیلی از کشورهایی که
‫در این مسیر ناکام موندن

17:22.959 --> 17:28.130
‫ولی ما تونستیم بدون ریختن قطره‌ای خون،
‫راه رو برای آزادی بیشتر هموار کنیم

17:31.008 --> 17:35.096
‫محیط اینجا امن و آرومـه
‫به همراه امکانات آموزشی درجه یک...

17:40.560 --> 17:41.894
‫خانم واترفورد

17:44.522 --> 17:45.815
‫فرمانده وارتون

17:46.899 --> 17:48.608
‫حال شما؟

17:48.609 --> 17:52.654
‫از آخرین دیدارمون، خدا می‌دونه چه فراز و
‫نشیب‌هایی که پشت‌سر نذاشتید

17:52.655 --> 17:54.364
‫با این وجود،
‫لطف خدا شامل حالم شده و

17:54.365 --> 17:56.742
‫آرامش رو به زندگیم برگردونده

17:57.493 --> 17:59.411
‫صد البته

17:59.412 --> 18:03.082
‫با این حال،
چیزی از کمالات‌تون کم نشده

18:05.876 --> 18:07.753
‫ممنونم. نظر لطف شماست

18:10.798 --> 18:15.302
برگشتید و اینجا رو منور کردید

18:15.303 --> 18:18.097
‫انشالله خداوند حافظ جان و
‫مال همگی ما باشه، فرمانده

18:45.249 --> 18:49.294
‫نگهبان‌ها رو بسپار به خودم

18:49.295 --> 18:52.465
‫یعنی نگم خدا پشت‌وپناهِ آمریکا و
‫حرف از قانون اساسی نزنم؟

18:53.632 --> 18:57.177
‫زیاد جلب توجه نکن

18:57.178 --> 18:58.721
‫هر از گاهی هر کار می‌کنم نمیشه

19:00.306 --> 19:01.349
‫در جریان هستم

19:13.194 --> 19:15.070
‫قرار بود برن توی گیفت‌شاپ،

19:15.071 --> 19:16.906
‫ولی الان ممکنه هر جایی باشن

19:18.407 --> 19:20.950
حالا چرا اینجا رو انتخاب کردن؟

19:20.951 --> 19:23.412
‫خیلی وقتـه درِش تخته شده.
‫کلاً مگس پَر نمی‌زنه اینجا.

19:26.832 --> 19:27.833
‫بیا

19:35.341 --> 19:36.550
‫خیلی‌خب. بیا بریم

19:45.476 --> 19:47.185
‫نمی‌دونم چطوری هم فرماندهی و

19:47.186 --> 19:50.021
‫هم با آمریکایی‌ها سَر و سِر داری

19:50.022 --> 19:51.273
دو طرف رو با هم داری

19:54.110 --> 19:55.736
‫چی باعث شد نظرت عوض بشه؟

20:01.283 --> 20:02.284
‫لعنتی

20:14.004 --> 20:15.256
‫شنیدم آسیب دیدی

20:16.132 --> 20:17.633
‫با اون کامیون تصادف کردی

20:21.679 --> 20:23.013
واسه دیدنت اومدم

20:25.516 --> 20:26.600
‫توی بیمارستان

20:28.310 --> 20:29.478
‫اومدی اونجا؟

20:34.358 --> 20:36.902
‫واسه این راضی شدی
‫برای آمریکایی‌ها جاسوسی کنی؟

20:39.321 --> 20:40.448
‫واسه دیدنِ من؟

20:41.157 --> 20:42.199
‫چاره‌ای نداشتم

20:45.619 --> 20:46.662
‫باید می‌دیدمت

20:52.501 --> 20:53.627
‫باید بریم

20:54.545 --> 20:55.588
‫اینجا امن نیست

21:04.263 --> 21:07.140
‫دامادم کجاست؟

21:07.141 --> 21:10.518
‫نمی‌دونم، ولی ظاهراً خیلی خوب
‫تونسته پیش بره

21:10.519 --> 21:12.312
‫...توزیع محصولات‌شون

21:12.313 --> 21:16.024
‫با تسهیل رفت‌وآمد کالا و افراد از مرز،

21:16.025 --> 21:20.361
‫در واقع می‌شیم یه چیزی
‫تو مایه‌های دبیِ غرب

21:20.362 --> 21:22.655
‫بگی‌نگی همون زندون خودمون دیگه؟

21:22.656 --> 21:26.284
‫درستـه سِیل پناهنده‌های شما
‫فشار کمرشکنی رو به کانادا تحمیل کرده

21:26.285 --> 21:29.204
‫ولی با این حال، وجدان‌مون اجازه نمیده
‫برگردونیم‌شون جایی که هنوز

21:29.205 --> 21:32.540
‫دارید به شکل فجیعی مردم خودتون رو
‫شکنجه و قتل‌عام می‌کنید

21:32.541 --> 21:34.000
‫بهتون اطمینان‌خاطر میدم

21:34.001 --> 21:36.711
‫اینجا هیچ‌کس حقوق بشر رو نقض نکنه

21:36.712 --> 21:40.549
‫چطوری می‌تونیم رو حرف‌تون حساب کنیم،
‫به‌ویژه وقتی پای خانم‌ها وسطـه؟

21:43.070 --> 21:45.400
‫راستش رو بخوای،
‫من هم مثل تو نگران بودم و

21:50.240 --> 21:55.290
‫متأسفانه خودم... مثال نقض این قضیه‌ام

22:01.290 --> 22:04.130
‫وقتی که گیلیاد شروع به سرکوب کرد، من...

22:05.800 --> 22:07.010
‫همه چیزم رو از دست دادم

22:08.470 --> 22:12.260
‫هویتم و آزادی بیانم رو از دست دادم

22:12.260 --> 22:17.390
‫کارهای وحشتناکی انجام دادم
‫چون احساس ناتوانی می‌کردم

22:17.390 --> 22:21.650
واسه همین هم خودم رو با اذیت‌وآزارِ
بقیه تخلیه می‌کردم

22:24.730 --> 22:27.650
‫الباقی عمرم رو هم صرف توبه و
‫جبران خطاهام می‌کنم،

22:27.650 --> 22:31.240
‫هر روز از کسایی که بهشون صدمه زدم

22:31.240 --> 22:32.950
‫طلب مغفرت می‌کنم

22:34.620 --> 22:38.548
‫حتی مطمئن نیستم که
‫خدا بخواد منو ببخشه، ولی...

22:38.573 --> 22:42.653
‫این رو خوب می‌دونم که
‫خدا دوباره راهم رو به اینجا باز کرده

22:43.460 --> 22:45.750
‫تا فرصت دوباره‌ای بهم بده

22:45.760 --> 22:49.430
‫توی بیت‌لحم جدید، خانم‌ها می‌تونن
‫مطالعه کنن، بنویسن و کار کنن

22:49.430 --> 22:52.260
‫اگه چیزی غیر از این بود
‫من خودم برنمی‌گشتم

22:53.600 --> 22:57.140
‫در ضمن، اگه بخاطر
‫تدابیری که گیلیاد اتخاذ کرده نبود،

22:57.140 --> 23:01.350
‫من الان پسری نداشتم

23:01.350 --> 23:05.610
‫گیلیاد آب و هوا رو پاکسازی کرده

23:05.610 --> 23:10.450
‫زنان‌مون دارن باردار میشن و
‫بچه‌هامون دارن ترقی می‌کنن

23:10.450 --> 23:13.120
‫خودتون خوب می‌دونید که همچین چیزی

23:13.120 --> 23:14.870
‫راجع‌به کشورهای خودتون صحت نداره

23:16.290 --> 23:18.830
‫ما همگی به... دنیا...

23:18.830 --> 23:26.090
‫دنیا به بیت‌لحم جدید نیاز داره
‫تا کار، رشد و ترقی کنه

23:31.470 --> 23:33.550
‫این پسر کوچولو دیگه کیـه؟

23:34.850 --> 23:38.680
‫ایشون نوحاست. نور زندگیم

23:38.680 --> 23:43.900
‫عینهو پنجه‌ی آفتاب می‌مونه.
‫می‌تونم بغلش کنم؟

23:43.900 --> 23:45.770
‫- اجازه هست؟
‫- آره. البته

23:48.110 --> 23:49.110
‫سلام!

23:50.450 --> 23:53.530
‫نرخ زاد و ولد توی گیلیاد
‫امسال به تنهایی دو برابر شده،

23:53.530 --> 23:58.450
‫که با اختلاف چشم‌گیری تقریباً از
‫تمامی کشورهای توسعه‌یافته بیشتره

24:01.290 --> 24:04.000
‫ایشون هم خانم رز بلین هستن که

24:04.000 --> 24:06.790
‫مفتخریم اعلام کنیم که پنج ماهـه باردارن

24:07.800 --> 24:11.760
‫خدای من، تبریک میگم!

24:11.760 --> 24:13.590
اجازه هست؟

24:13.889 --> 24:15.439
‫خواهش می‌کنم، راحت باش

24:17.260 --> 24:20.470
‫- پسره یا دختر؟
‫- پسره

24:20.480 --> 24:23.310
‫اینم مصداق بارزش، خانم‌ها و آقایون

24:23.310 --> 24:25.940
‫یه بچه اینجا حی و حاضره و
‫یکی دیگه توی راهـه

24:25.940 --> 24:29.980
‫گلستانِ گیلیاد، بی هیچ خار و خسی

24:29.980 --> 24:31.950
‫این وعده‌ایـه که با بیت‌لحم جدید میدیم

24:33.570 --> 24:35.610
‫نظر تو چیـه، لوئیز؟

24:35.620 --> 24:38.700
‫اگه امنیت‌شون رو تضمین کنید،

24:38.700 --> 24:45.540
‫می‌تونیم پیشنهاد بازگشت
‫داوطلبانه‌ی پناهندگان رو مطرح کنیم

24:45.540 --> 24:48.500
‫به شرط نظارت بین‌المللیِ سازمان ملل

24:50.630 --> 24:51.840
‫لوئیس، متأسفم

24:51.840 --> 24:53.630
‫باید بچه رو پس بدی

24:53.630 --> 24:55.970
‫- پسرِ خوب
‫- بریم؟

24:55.970 --> 24:57.640
برو پیش مامانی

24:58.664 --> 25:05.664
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:07.190 --> 25:11.360
‫خانم واترفورد،
‫شما آدم‌ها رو به خوبی متقاعد می‌کنید

25:11.360 --> 25:13.240
‫لطف دارید

25:13.240 --> 25:16.110
‫راستش رو بخواید،
‫انتظار نداشتم انقدر شخصی بشه

25:16.110 --> 25:19.280
‫خب، برای من که مهیج بود

25:19.280 --> 25:22.950
‫جداً میگم. آخرین باری که
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم رو یادم نمیاد

25:25.170 --> 25:27.420
‫گمونم از تور کتابم جا موندید

25:31.170 --> 25:33.880
خدا می‌دونه که چقدر بی‌نصیب موندم

25:40.671 --> 25:43.541
‫« بستنی »

25:59.870 --> 26:02.240
‫باید از این پارک ببرمت بیرون

26:02.240 --> 26:04.790
‫چی؟ نه. دیگه چیزی تا گیفت‌شاپ نمونده

26:04.790 --> 26:07.210
‫- فقط... فکر می‌کنم...
‫- اگه اونجا نباشن چی؟

26:07.210 --> 26:09.790
‫اینجا بزرگـه. نکنه انتظار داری
‫متر به متر ساختمون‌ها و

26:09.790 --> 26:11.090
‫- ماشین‌ها رو بگردم؟
‫- آره!

26:11.090 --> 26:13.130
‫می‌دونی با اینجا موندن
‫چه ریسکی رو به جون میخری؟

26:13.130 --> 26:15.880
‫ممکنه کشته بشن!
‫به درک که چه بلایی سر من میاد!

26:15.880 --> 26:17.880
‫هی! من واسه توئه که اینجام

26:17.880 --> 26:19.760
‫همین‌جوریش هم
‫کم توی خونه داستان ندارم

26:19.760 --> 26:22.810
‫حتی اگه بهت فکر هم کنم، رز بو می‌بره

26:22.810 --> 26:25.810
‫آره، حق با توئه، حق با توئه.
‫بهتره که برگردی.

26:25.810 --> 26:27.060
‫تو رو اینجا تنها بذارم؟

26:27.060 --> 26:31.020
‫تو زن و بچه داری

26:31.020 --> 26:32.310
‫واسه خودت خونه و زندگی داری

26:32.320 --> 26:35.240
‫واقعاً؟ چون وقتی پیش توام خیلی مطمئن نیستم

26:37.320 --> 26:39.150
‫ببخشید

26:39.160 --> 26:45.700
‫من واسه نجات همسرت
‫قید هر چی که داشتم رو زدم

26:48.830 --> 26:52.630
‫چون تو اون رو انتخاب کردی.
‫تو لوک رو انتخاب کردی.

26:56.647 --> 26:58.179
‫اون منتظرم موند

27:00.180 --> 27:01.220
‫منتظر موند

27:05.560 --> 27:06.600
‫من تو رو داشتم

27:09.600 --> 27:10.900
‫دوستت داشتم

27:12.190 --> 27:14.570
‫اون منتظرم موند، نیک. سال‌ها منتظر موند

27:14.570 --> 27:15.650
‫«دوستم داشتی!»

27:18.490 --> 27:19.530
‫دارم

27:25.580 --> 27:28.450
‫می‌دونی عاشق تو بودن چه شکلیـه؟

27:31.080 --> 27:35.077
‫بهش که فکر می‌کنم... باید عذاب‌آور باشه

27:42.430 --> 27:44.930
‫نمی‌تونم از دست‌شون بدم. نمی‌تونم

27:44.930 --> 27:46.930
‫اونا جزئی از من هستن و من فقط...

27:49.180 --> 27:50.270
‫نمی‌تونم از دست‌شون بدم

27:56.730 --> 27:58.480
‫منم بهت همین حس رو دارم

28:01.240 --> 28:03.110
‫فقط به تو این حس رو دارم و

28:03.110 --> 28:08.580
‫بارها و بارها از دستت دادم

28:15.943 --> 28:17.258
‫الان دیگه کنارتم

28:21.930 --> 28:22.970
‫کنارتم

28:28.513 --> 28:30.231
‫اونا جون سالم به در نمی‌برن، نیک

28:32.310 --> 28:33.350
‫نمی‌برن

28:35.730 --> 28:36.730
‫باشه

28:39.320 --> 28:40.360
‫باشه

28:50.453 --> 28:51.543
‫لعنتی

28:52.790 --> 28:55.460
‫حرومی‌ها چرا نمیرن؟

28:55.460 --> 28:58.250
‫مِی‌دی عمراً بیاد.
‫ما رو ول کردن.

29:00.093 --> 29:01.093
‫بل

29:02.840 --> 29:04.880
‫- لوک!
‫- کالهون

29:04.880 --> 29:06.970
‫لوک، گوشِت با منـه؟

29:06.970 --> 29:08.850
‫اونجا چیکار می‌کنی، پسر؟

29:09.817 --> 29:11.607
‫بازم داری لیست فرمانده‌ها رو می‌خونی؟

29:12.730 --> 29:16.400
‫بل. کالهون. دوپر...

29:18.230 --> 29:19.940
‫- بسـه
‫- کالهون

29:19.940 --> 29:20.940
‫بسـه

29:21.900 --> 29:24.030
‫تمام اسامی رو داریم

29:25.490 --> 29:26.950
‫انقدر فکرت رو مشغول نکن

29:26.950 --> 29:30.450
‫دل تو دلم نیست که بچه‌هامون
‫بزنن مغزشون رو بترکونن

29:30.450 --> 29:31.990
‫آسیاب به نوبت،
‫بیا فعلاً از اینجا بریم

29:32.000 --> 29:33.660
‫چون فقط برامون پروتئین بار مونده

29:33.660 --> 29:35.910
‫با یه کیسه هویج

29:35.920 --> 29:38.170
‫از اون اولش هم نباید میذاشتم باهام بیای

29:38.170 --> 29:42.090
‫چی؟ مگه اجازه‌ی من دست توئه، لوک؟

29:42.090 --> 29:44.050
‫تازه‌شم، تو باید تورنتو می‌موندی

29:44.050 --> 29:49.090
‫که چیکار کنم؟ عینهو بچه‌های خوب
‫منتظر جلسه‌ی رسیدگیم باشم؟

29:49.100 --> 29:51.510
‫همین رو می‌خواستی؟ بیفتم گوشه‌ی هلفدونی؟

29:51.510 --> 29:55.270
‫نه. گور باباش. گور باباش! نمی‌تونم...

29:56.980 --> 29:58.270
‫چی؟ نمی‌تونی چی؟

29:58.270 --> 30:01.150
‫نمی‌تونم این یکی هم خراب کنم!
‫این رو دیگه خرابش نمی‌کنم

30:01.150 --> 30:02.730
‫چیزی رو خراب نکردی

30:02.730 --> 30:04.860
‫ماشین گشت یهو پیداش شد.
‫خودت این رو بهتر می‌دونی.

30:04.860 --> 30:08.030
‫آره، ولی جون که این فکر رو نمی‌کنه.
‫جون چه فکری می‌کنه؟

30:08.030 --> 30:10.530
‫فکر می‌کنه که من موفق نشدم،
‫درسته؟ درسته یا نه؟

30:16.710 --> 30:17.710
‫هی

30:18.670 --> 30:20.540
‫لازم نیست خودت رو اثبات کنی

30:21.840 --> 30:23.960
‫تو بهترین مردی هستی که می‌شناسم

30:25.510 --> 30:26.510
‫جدی میگم

30:27.760 --> 30:29.380
‫جون به نفعشـه که اینو بدونه

30:29.390 --> 30:30.800
‫من فقط می‌خوام دخترم رو پس بگیرم

30:30.800 --> 30:32.350
‫- همین. دیگه هیچی به...
‫- خودم می‌دونم

30:34.810 --> 30:35.980
‫برو، برو، برو

30:50.070 --> 30:52.580
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا

31:14.310 --> 31:15.350
‫لوک؟

31:18.020 --> 31:19.140
‫مویرا؟

31:24.480 --> 31:25.570
‫خدای من

31:26.900 --> 31:28.400
‫جون؟

31:28.400 --> 31:30.610
‫خدایا... خدای من

31:30.610 --> 31:32.910
‫- خیلی‌خب. تو...
‫- چرا اینجا اومدی؟

31:32.910 --> 31:35.410
‫سالمی. خدا رو شکر سالمی

31:35.410 --> 31:38.040
‫بیا اینجا. بیا اینجا. چیکار کردی؟

31:38.040 --> 31:41.620
‫خدایا، چقدر تو احمقی.
‫چرا این کارو کردی؟ هان؟

31:41.620 --> 31:44.000
‫با مارک تماس گرفتم.
‫از دلشوره مُردم.

31:45.130 --> 31:46.460
‫اون که مارک نیست

31:50.050 --> 31:51.970
‫- سلام
‫- سلام

31:53.010 --> 31:54.140
‫اسمش نیکـه

31:55.260 --> 31:57.560
‫واو. نیک

31:59.310 --> 32:00.930
‫چه‌خبرا، نیک؟

32:00.940 --> 32:05.610
‫سلام. بهتره که... جمع کنیم بریم

32:05.610 --> 32:07.940
‫یالا، باید بریم.
‫باید از اینجا بریم.

32:08.990 --> 32:10.360
‫یالا. باید بریم

32:19.160 --> 32:20.250
‫بیا

32:23.250 --> 32:25.420
‫سر جاتون بمونید

32:25.420 --> 32:26.750
‫- خدایا
‫- وایسید

32:28.500 --> 32:31.800
‫خیلی‌خب. سوار ماشین شید.
‫سوار ماشین شید.

32:31.800 --> 32:32.800
‫هی

32:33.840 --> 32:34.930
‫بیاید اینجا

32:34.930 --> 32:36.550
‫برید، برید. یالا.

32:42.480 --> 32:43.980
‫روز بخیر

32:43.980 --> 32:46.860
‫فرمانده بلین. روز بخیر، قربان

32:46.860 --> 32:48.900
‫قربان. این مورد رو گزارش بدیم؟

32:48.900 --> 32:52.490
‫چیز خاصی نیست.
‫خودم ترتیبش رو دادم.

32:52.490 --> 32:54.320
‫خدا قوت

32:54.320 --> 32:57.410
‫ولی باید واسه هر گونه فعالیت
‫شورشگرایانه‌ای رو گزارش بدیم، قربان

32:57.410 --> 32:58.620
‫دستورالعملـه

33:20.180 --> 33:21.180
‫بریم

33:22.730 --> 33:24.890
‫باید فرار کنیم. سوار شید

33:27.400 --> 33:28.480
‫سوار شید

33:33.150 --> 33:34.240
‫بجنبید

33:54.760 --> 33:59.140
‫سرینا، به قول معروف،
‫سر زبون‌ها افتاده

33:59.140 --> 34:03.140
‫تمامی دیپلمات‌ها موافقت کردن و
‫نوحا کوچولو هم قراره حقوق‌بگیر بشه

34:04.077 --> 34:06.020
‫انتظار میره که خانواده‌های مستأصل

34:06.020 --> 34:08.850
‫به زودی برای دیدار دوباره
‫سمت‌مون هجوم بیارن

34:08.850 --> 34:11.400
‫خب، اونوقت مجبوریم
‫دنبال گسترش و توسعه باشیم

34:11.400 --> 34:14.320
‫به خواست خدا، کلی مکان داریم که

34:14.320 --> 34:17.400
‫می‌تونن به نوبه‌ی خودشون
‫یه بیت‌لحم جدیدِ بی‌نقص باشن

34:17.410 --> 34:20.370
‫هنوز زوده بخوایم دل‌مون رو
‫با این چیزها خوش کنیم

34:20.370 --> 34:22.280
‫نمی‌دونم این کشور شرایط

34:22.290 --> 34:23.740
‫یه بیت‌لحم جدیدِ دیگه رو داره یا نه

34:23.740 --> 34:26.040
‫چه برسه به یه جایی بزرگ‌تر از اون

34:26.040 --> 34:28.302
‫هر چی بزرگ‌تر، بهتر. مگه نه؟

34:32.920 --> 34:34.710
‫مگه همین‌جوری نمیگن؟

34:37.970 --> 34:42.220
‫اگر برادران ما خواهان بازگشت به وطن باشن،

34:42.220 --> 34:44.430
‫موظفیم که به این خواسته جواب بدیم؟

34:45.023 --> 34:47.120
‫فکر می‌کنم که موظفیم

34:47.755 --> 34:50.755
‫اونوقت به عنوان یک ملت،

34:50.799 --> 34:53.618
‫از این رویداد سربلندتر و
‫قدرتمندتر بیرون میایم، مگه نه؟

34:53.643 --> 34:55.395
‫فکر می‌کنم که میایم

34:58.900 --> 35:00.780
‫بازم این بحث رو ادامه میدیم

35:01.081 --> 35:04.921
‫تا اینجای کار هم امروز
‫به دستاوردهای زیادی رسیدید

35:04.946 --> 35:06.326
‫به خودتون افتخار کنید

35:07.250 --> 35:08.790
‫به سلامتی شروعی تازه

35:08.790 --> 35:10.170
‫به سلامتی شروعی تازه

35:10.170 --> 35:13.040
‫رز، فکر کردم گفتی
‫نیک تا این ساعت میاد

35:13.040 --> 35:14.460
‫قرارمون همین بود

35:14.460 --> 35:15.800
‫تقصیر منـه

35:15.800 --> 35:20.510
‫من فرستادمش سمت مسیر تجاری
‫تا به یه مسئله‌ای رسیدگی کنه

35:21.680 --> 35:22.850
‫مسئله‌ی جدی‌ایـه؟

35:22.875 --> 35:24.505
‫نه، نه، نه. نه، به هیچ وجه

35:24.600 --> 35:28.776
‫فقط اونقدری که نیاز به رسیدگی داشته باشه

35:30.440 --> 35:33.400
‫خب، دیگه زمان استراحت نوحاست

35:33.400 --> 35:35.680
‫فرمانده، امکانش هست تا
خونه همراهی‌مون کنید؟

35:35.705 --> 35:37.665
‫خیلی دوست دارم یکم بیشتر
‫وقت‌تون رو بگیرم و

35:37.690 --> 35:39.940
‫راجع‌به پتانسیل خدادادی
‫بیت‌لحم جدید باهاتون صحبت کنم

35:39.950 --> 35:45.580
‫خب، قول نمیدم که بتونید نظرم رو عوض کنید

35:45.580 --> 35:48.125
‫ولی قطعاً از تلاش‌تون لذت می‌برم

35:48.150 --> 35:50.026
‫می‌دونید که چقدر عاشق چالش‌ام

35:52.920 --> 35:54.040
‫وقت بخیر

36:03.840 --> 36:07.220
‫یه دسر بستنی ساندی، لطفاً!
‫داریم جشن می‌گیریم

36:07.220 --> 36:11.883
‫فرمانده، منو ببخشید.
‫برای رسیدگی به یه مسئله‌ی مهم اینجام

36:11.908 --> 36:14.255
‫تقاضا دارم که از دفترم یه وقت بگیرید

36:14.280 --> 36:15.921
‫متأسفانه مسئله‌ی حیاتی‌ایـه

36:15.946 --> 36:19.035
‫مطلع شدم که آف‌جوزف... جنین...

36:19.060 --> 36:21.430
‫خدایا. باز دوباره شروع نکن

36:21.650 --> 36:26.200
‫اونجوری که شایسته‌ی شماست
‫ازتون طلب بخشش می‌کنه، خانم لورنس

36:26.200 --> 36:28.330
‫اگه به هر نحوی
‫رفتار ناشایستی ازش سر زد،

36:28.330 --> 36:31.000
‫من خودم رو جهت
‫هر گونه اصلاحی در اختیار میذارم

36:31.000 --> 36:32.790
‫با هر شدت و وخامتی

36:32.790 --> 36:35.040
‫- وسوسه‌کننده‌ست
‫- نه

36:36.301 --> 36:38.356
‫ما یه فرصت بهش دادیم

36:38.381 --> 36:40.881
‫امکانش هست که تجدیدنظر کنید؟

36:44.010 --> 36:50.930
‫اون یه هرزه کوچولوی
‫بی‌ادب، پست و نمک‌نشناسـه و

36:50.930 --> 36:52.480
‫ما دیگه باهاش کاری نداریم

36:57.588 --> 37:00.258
‫حالت خوبـه؟ شنیدم حالت خوش نیست

37:00.283 --> 37:02.144
‫بیماری جدیدی که نداری؟

37:02.169 --> 37:03.629
‫نه، خوبم

37:03.780 --> 37:08.530
‫خوبـه. خب... ممنون که سر زدی

37:08.530 --> 37:10.120
‫فرمانده، خواهش می‌کنم

37:10.120 --> 37:11.910
‫شاید اون اینجا جایی نداشته باشه،

37:11.910 --> 37:15.592
‫اما اگه جنین رو توی
‫اون لونه‌ی فساد رها کنیم...

37:15.617 --> 37:17.265
‫بقیه‌ی دخترهام هم همینطور

37:17.290 --> 37:21.000
‫این انصاف نیست! من اجازه نمیدم!

37:21.010 --> 37:23.170
‫برو خدا رو شکر کن که
سر از کلنی‌ها در نیاوردن

37:23.170 --> 37:25.559
‫این شانس رو دارن که زنده بمونن

37:25.584 --> 37:27.340
‫اسم این رو زندگی میذاری؟

37:27.340 --> 37:30.140
‫چرا نتونن بعد از بازنشستگی‌شون
‫زنان خدماتی بشن؟

37:30.140 --> 37:34.810
‫چون اونا هرگز یه ندیمه‌ی سابق
‫بی‌آبرو رو توی جامعه‌شون قبول نمی‌کنن

37:35.900 --> 37:37.440
‫بی‌آبرو؟

37:37.440 --> 37:40.270
‫دخترهای من در راه خدا خدمت کردن!

37:40.270 --> 37:43.740
‫جنین یه فرزند زیبا به دنیا آورد!
‫فرزند شما رو!

37:43.740 --> 37:47.570
‫مطمئناً شما و خانم لورنس
‫می‌تونید از اون حمایت کنید!

37:47.570 --> 37:49.660
‫خودت که شنیدی خانم لورنس چی گفت.
‫شدنی نیست.

37:49.660 --> 37:53.580
‫اون از اون همسرهای گیلیادیِ سنتیـه.
‫مثل سرینا واترفورد نیست.

37:53.580 --> 37:56.370
‫- خانم واترفورد؟
‫- آره، آره. شنیدی؟

37:56.370 --> 37:58.330
‫برگشته. به بیت‌لحم جدید اومده

37:58.330 --> 37:59.878
‫از این‌رو به اون‌رو شده

37:59.903 --> 38:02.418
عجیب پیشرفت کرده

38:04.630 --> 38:07.300
‫جنین رفته، عمه لیدیا

38:07.300 --> 38:09.850
‫همون لحظه‌ای که
‫روش دست بلند کردی رفت

38:12.180 --> 38:13.220
‫خودت هم اینو می‌دونی

38:16.140 --> 38:17.940
‫یه لطفی کن به خودت. ازش بگذر

38:20.810 --> 38:22.520
‫عصر به‌خیر، فرمانده

39:08.780 --> 39:11.030
‫خوشحالم بالاخره دیدمت

39:11.780 --> 39:13.450
‫- منم همینطور
‫- آره

39:13.450 --> 39:14.660
‫خوش برگشتی

39:14.660 --> 39:16.410
‫ممنون، دادا. حتماً...

39:16.410 --> 39:18.883
‫کلی نگران‌مون بودی

39:18.908 --> 39:21.788
‫متأسفم که توی اون شرایط قرار گرفتید و

39:21.813 --> 39:24.483
‫خیلی خوشحالم که موفق شدید

39:24.508 --> 39:25.838
‫باید بریم

39:25.920 --> 39:27.630
‫- آره. خیلی‌خب
‫- باشه

39:27.630 --> 39:30.170
‫- ممنون بابت زحمت‌های امشب
‫- مرسی

39:30.195 --> 39:32.525
‫ولی باز دوباره غیبت نزنه

39:34.510 --> 39:37.430
‫هی، بهش زنگ زدی و اونم جوابت رو داد

39:37.430 --> 39:40.180
‫چون تو اینجا بودی و الان هم داری میری

39:40.190 --> 39:42.650
‫فرمانده‌ی ارشد توی خونه‌ام زندگی می‌کنه

39:42.650 --> 39:44.810
‫نمی‌تونم به هر سازت برقصم

39:44.820 --> 39:48.891
‫فقط پای توافق‌مون بمون
‫وگرنه لوت میدم

39:48.916 --> 39:50.070
‫نه، همچین کاری نمی‌کنی

39:51.450 --> 39:53.160
‫مُرده‌ی من به هیچ دردت نمی‌خوره

40:09.017 --> 40:11.437
‫نیک، نگهبان‌ها رو می‌خوای چیکار کنی؟

40:11.462 --> 40:14.572
‫خودم ردیفش می‌کنم.
‫فقط برگرد خونه پیشش.

40:15.430 --> 40:17.180
‫- حتماً
‫- مراقب باش

40:18.640 --> 40:20.890
‫- تو هم
‫- یه زندگی خوب واسه خودت بساز

40:22.310 --> 40:23.850
‫بیخیال، تمومش کن

40:23.850 --> 40:25.360
‫چی رو؟

40:25.360 --> 40:28.980
‫فقط تمومش کن.
‫حواست هست که همیشه کارمون همینـه؟

40:28.980 --> 40:32.410
‫- چه کاری رو؟
‫- همین حرف‌های قبل از خداحافظی

40:33.110 --> 40:35.990
‫بیخیال، سر کی رو شیره می‌مالیم؟

40:39.410 --> 40:42.580
‫باشه. حالا... میگی به جاش چی بگیم؟

40:45.266 --> 40:47.104
‫نظرت راجع‌به «به امید دیدار» چیـه؟

40:47.292 --> 40:48.292
‫باشه

40:50.780 --> 40:51.990
‫به امید دیدار

40:54.469 --> 40:55.760
‫به امید دیدار

40:58.000 --> 41:28.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

43:14.070 --> 43:15.650
‫باید بهت می‌گفتم که

43:15.650 --> 43:17.030
‫اینجا داشتم با مِی‌دی کار می‌کردم

43:17.030 --> 43:20.200
‫بمب‌های خودمو جایی که
‫خودم می‌خوام ارسال می‌کنم

43:20.200 --> 43:21.410
‫تو نمی‌دونی داری چیکار می‌کنی و

43:21.410 --> 43:23.450
‫آخرش هم جون سالم به در نمی‌بری

43:23.450 --> 43:25.142
‫این شانس منـه که برای هانا بجنگم

43:25.162 --> 43:26.165
‫« آنچه در این فصل از
‫سرگذشت ندیمه خواهید دید »

43:26.189 --> 43:28.450
‫پسرم، اون یه رخنه امنیتی خطرناک بود

43:28.460 --> 43:30.080
‫بدون هیچ شاهد عینی‌ای،
‫یکی از قربانی‌ها فوت کرده و

43:30.080 --> 43:31.370
‫اون یکی توی کماست

43:31.380 --> 43:32.750
‫داره به تدریج هوشیاریش رو بدست میاره

43:32.750 --> 43:35.880
‫می‌تونه هویت کسی که دست به
‫این کار گستاخانه زد رو شناسایی کنه

43:35.880 --> 43:38.219
‫حالا دیگه ازت انتظار دارن

43:38.244 --> 43:40.800
‫از پس هر چیزی که
‫اتاق فکر برام تدارک ببینه بر میام

43:40.800 --> 43:41.800
‫جون، وایسا

43:43.643 --> 43:44.773
‫جون

43:44.798 --> 43:47.258
‫می‌خوام ما رو از اینجا ببری بیرون

43:47.283 --> 43:48.403
‫من به کمک تو نیازی ندارم

43:48.442 --> 43:51.343
‫دارم سعی می‌کنم یه راه فرار نشونت بدم

43:51.368 --> 43:54.360
‫هیچ راه فراری در کار نیست

43:54.360 --> 43:56.480
‫مطمئنی واسه برگشتن حاضری؟

43:56.480 --> 43:57.780
‫چه‌جورم

43:57.780 --> 43:59.820
‫این رو تا آخرش میریم

44:03.620 --> 44:05.780
‫سرینا با چنگ و دندون به قدرت برگشت

44:05.780 --> 44:08.240
‫می‌خواد ملکه‌ی گیلیاد بشه

44:08.250 --> 44:10.580
‫من واقعاً معتقدم که
‫خدا منو به اینجا برگردوند تا

44:10.580 --> 44:11.870
‫کشور رو متحول کنم

44:11.870 --> 44:13.500
‫بیا باهم این کارو کنیم

44:13.500 --> 44:14.750
‫بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم که

44:14.750 --> 44:16.920
‫تو تنها ستاره‌ی آسمون ابری زندگی منی

44:16.920 --> 44:21.220
‫جون آزبورن، اینا پای توئه

44:22.470 --> 44:23.640
‫چه اتفاقی داره میفته؟

44:25.220 --> 44:26.300
‫شورش
