WEBVTT

00:01.000 --> 00:02.709
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید...

00:02.710 --> 00:07.297
‫باید بشی سفیر جهانی‌ تا
‫نماینده‌ی جمهوری مقدس‌مون باشی

00:07.298 --> 00:09.340
‫این طرح بزرگت. اسمش چی بود؟

00:09.341 --> 00:10.633
‫بیت‌لحم جدید

00:10.634 --> 00:14.929
‫جزیره‌ای مدرن که پناهندگان گیلیاد
‫می‌تونن بهش برگردن و

00:14.930 --> 00:18.099
‫امید دیدارِ دوباره با خانواده و
‫دوستان از دست‌رفته زنده میشه

00:18.100 --> 00:19.350
‫بلین!

00:19.351 --> 00:21.978
‫- ممکن بود به کُشتن بدیش!
‫- فرمانده، تقصیر من نبود!

00:21.979 --> 00:23.313
‫از شوهرت چه خبر؟

00:23.314 --> 00:24.397
‫دستگیرش کردن

00:24.398 --> 00:26.191
‫مردی که با ماشین زده بود بهم، مُرد

00:26.192 --> 00:27.650
‫اون حق داره ازم دلخور باشه

00:27.651 --> 00:29.444
‫رزی همیشه حساس بوده

00:29.445 --> 00:31.112
‫برنمی‌گردید واشینگتن؟

00:31.113 --> 00:35.867
‫گمونم بتونن یه مدت بدونِ من سر کنن

00:35.868 --> 00:37.160
‫نمی‌تونیم همینطوری بذاریم برنده بشن

00:37.161 --> 00:38.495
‫مِی‌دی باهاشون پنجه در پنجه شده

00:38.496 --> 00:41.122
‫حتماً لازم دارید که یه عده
‫از مرز رد بشن، وارد گیلیاد بشن

00:41.123 --> 00:42.290
‫می‌خوام کمک کنم

00:42.291 --> 00:45.461
‫چندتا برگه هست که باید امضاء کنی.
‫جزئیات توافق‌مون هستن.

00:46.420 --> 00:47.629
‫مشتاقم همکاری داشته باشیم

00:47.630 --> 00:50.840
‫اگه توی کانادا دستگیر بشم،
‫اونا نوحا رو میدن به ویلرها و

00:50.841 --> 00:52.217
‫دیگه هیچوقت نمی‌بینمش

00:52.218 --> 00:54.677
‫جون! جون!

00:54.678 --> 00:56.679
‫سرینا، باید از قطار بپری پایین

00:56.680 --> 00:58.014
‫نمی‌تونم

00:59.475 --> 01:01.911
‫جون! جون آزبورن!

01:03.000 --> 01:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:17.001 --> 01:21.001
‫« سرگذشت ندیمه - فصل ششم »
‫« قسمت دوم: تـبـعـیـد »

01:23.002 --> 01:30.002
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:31.003 --> 01:34.003
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سینا صداقت

03:12.983 --> 03:15.403
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

03:24.078 --> 03:25.579
‫خدا همیشه باهامونـه

03:55.401 --> 03:56.402
‫سلام؟

03:58.320 --> 04:01.699
‫سلام. کمک می‌خوای؟

04:44.992 --> 04:47.870
‫هیس

05:08.057 --> 05:10.642
‫سلام. من ابیگیل هستم.
‫به کنعان خوش اومدی.

05:10.643 --> 05:12.103
‫فضل، رحمت و آرامش بر تو باد

05:13.270 --> 05:15.355
‫ولی نگران نباش،
‫هنوز توی کانادایی

05:16.899 --> 05:19.110
‫تو اولین پناهجویی نیستی که رسیده اینجا

05:20.277 --> 05:23.531
‫من... پناهجو نیستم

05:25.866 --> 05:27.450
‫تا هر وقت بخوای می‌تونی بمونی

05:27.451 --> 05:29.119
‫ما یه جامعه‌ی مبتنی بر ایمان هستیم

05:29.120 --> 05:31.413
‫اینجا فقط زن‌ و بچه‌ هستن

05:31.414 --> 05:34.165
‫این گوگولی رو نگاه

05:34.166 --> 05:36.794
‫فرزندان میراثی از جانب خداوند هستن

05:37.628 --> 05:38.921
‫چی صدات کنیم؟

05:40.214 --> 05:41.716
‫ریچل

05:42.925 --> 05:43.926
‫خیلی‌خب

06:04.739 --> 06:06.865
‫♪ الحق که زیبایی ♪

06:06.866 --> 06:12.829
‫♪ ولی اگه نذاری چشمانت باشم ♪

06:12.830 --> 06:17.877
‫♪ دست یاری‌دهنده‌ات در تاریکی ♪
‫♪ تا نترسی ♪

06:21.172 --> 06:25.092
‫♪ وقتی حس می‌کنی شب ♪
‫♪ تمام افکارت رو آشکار کرده ♪

06:26.218 --> 06:31.014
‫♪ که باطنت بی‌مهر و پیچیده‌ست ♪

06:31.015 --> 06:35.810
‫♪ بذار با قطعیت بگم که ♪
‫♪ هنوز چشمت باز نشده ♪

06:35.811 --> 06:42.234
‫♪ لطفاً دستات رو بیار پایین ♪
‫♪ چون من می‌بینمت ♪

06:45.154 --> 06:49.866
‫♪ من آیینه‌ی خودنمای تو میشم ♪

06:49.867 --> 06:54.746
‫♪ یادت نره که برات باد میشم ♪

06:54.747 --> 06:57.791
‫♪ بارون و غروب آفتاب میشم ♪

06:57.792 --> 07:01.879
‫♪ روشنایی دم درت میشم
‫که بدونی خونه‌ای ♪

07:02.963 --> 07:03.964
‫چیکار...

07:05.716 --> 07:07.259
‫خیلی نازه

07:08.761 --> 07:13.181
‫خیلی هم باهوشـه. باهوش

07:13.182 --> 07:15.850
‫نیم‌وجبیِ نابغه بودن هم سخته ها

07:16.851 --> 07:19.020
‫بریم بریم

07:19.021 --> 07:21.606
‫سلام عزیزم. سلام

07:21.607 --> 07:25.236
‫آخی! یه فسقلی نابغه

07:25.986 --> 07:27.237
‫گهواره‌ی بازی گرفتی

07:27.238 --> 07:29.948
‫اوهوم. از دیوار مهربانی

07:29.949 --> 07:32.243
‫اینجا همه به هم کمک می‌کنن

07:33.077 --> 07:35.078
‫می‌خوام یه نگاهی به بازوت بندازم

07:35.079 --> 07:37.873
‫نه، چیزیم نیست.
‫خیلی بهترم.

07:45.840 --> 07:47.924
‫- هنوزم داره ذوق‌ذوق می‌کنه؟
‫- نه، نه

07:47.925 --> 07:51.095
‫خیلی بهتر شده.
‫داروها و خواب تأثیر داشتن.

07:54.640 --> 07:56.642
‫می‌دونی که می‌تونم
‫اون بیل‌بیلک رو برات در بیارم

07:58.352 --> 08:00.354
‫قبلاً بارها این کار رو کردم

08:01.564 --> 08:03.107
‫می‌تونی از شرش خلاص شی

08:05.484 --> 08:06.485
‫نه

08:07.486 --> 08:09.947
‫نه، نمی‌تونم. نه تا زمانی که
‫همه‌ی ندیمه‌ها آزاد بشن

08:12.867 --> 08:16.078
‫خب پس بذار یه چیزی برات درست کنم.
‫با پن‌کیک چطوری؟

08:16.746 --> 08:18.372
‫باشه. خوبـه

08:19.165 --> 08:21.542
‫خیلی‌خب

08:29.675 --> 08:31.844
‫ما... دنبالت گشتیم

08:34.346 --> 08:35.639
‫رفتیم آپارتمانت

08:36.891 --> 08:40.393
‫در باز بود و کل کتاب‌هات رو
‫پاره‌پوره کرده بودن

08:40.394 --> 08:45.107
‫اون مجسمه‌ی برزیلی رو شکستن.
‫همه‌چی رو نابود کرده بودن.

08:46.359 --> 08:48.277
‫آره

08:50.529 --> 08:52.197
‫منو خِرکِش بردن بیرون

08:52.198 --> 08:56.160
‫و توی دادگاه نمایشی‌شون محاکمه‌ام کردن

08:57.703 --> 09:01.791
‫ماسک زده بودن.
‫حتی نتونستم چهره‌هاشون رو ببینم.

09:02.625 --> 09:03.876
‫یه مشت بی‌خایه

09:06.295 --> 09:08.672
‫یه عکس ازت دیدم توی کلنی‌ها

09:10.925 --> 09:11.926
‫فکر کردم...

09:15.054 --> 09:16.389
‫چطوری از اونجا جون سالم به در بردی؟

09:20.559 --> 09:22.895
‫دکتر باشی به کار میای خب

09:24.980 --> 09:31.696
‫مجبورم کردن به عمه‌ها و
‫نگهبان‌ها رسیدگی کنم

09:34.073 --> 09:37.576
‫ما رو به بند کشیدن و دوستام رو کُشتن

09:44.166 --> 09:49.088
‫ولی من دووم آوردم.
‫به این امید که یه روز ببینمت.

09:53.384 --> 09:54.468
‫رو چه حساب؟

09:56.887 --> 10:00.975
‫چون تو رو می‌شناسم.
‫خوب هم می‌دونم چطوری تربیتت کردم.

10:02.476 --> 10:06.188
‫اوضاع هرچقدر هم که بی‌ریخت می‌شد،
‫همیشه ایمان داشتم که نجات پیدا می‌کنی

10:08.774 --> 10:10.359
‫حالا هم اینجایی

10:18.075 --> 10:19.368
‫چطوری فرار کردی، مامان؟

10:22.496 --> 10:23.539
‫کار ارتش بود

10:25.041 --> 10:27.877
‫حدوداً شش ماه پیش کلنی منو آزاد کردن

10:28.753 --> 10:31.756
‫- ارتش آمریکا؟
‫- آره

10:33.424 --> 10:35.051
‫بقایاش

10:36.385 --> 10:39.429
‫منو فرستادن اینجا و
‫سعی کردم ازت خبر بگیرم

10:39.430 --> 10:42.098
‫ولی گیلیاد آلاسکا رو از دنیا جدا کرده

10:42.099 --> 10:45.018
‫نه اینترنتی، نه موبایل، نه اخبار. پس...

10:45.019 --> 10:48.355
‫هر هفته 5 دقیقه با تلفن عمومی
‫فرجه‌ی حرف زدن داریم

10:48.356 --> 10:52.317
‫من هم به هر سفارت و هر سازمان
‫پناهندگی‌ای که تونستم زنگ زدم

10:52.318 --> 10:54.152
‫همراه با میلیون‌ها نفر دیگه

10:54.153 --> 10:58.156
‫ولی نتونستم کسی رو پیدا کنم که
‫بتونه کمکی بکنه، پس من...

10:58.157 --> 11:01.326
‫هفته‌ی پیش برگشتم و دوباره سعی کردم

11:01.327 --> 11:04.372
‫دوباره و دوباره.
‫فقط همین از دستم برمی‌اومد.

11:07.166 --> 11:11.337
‫البته قرار بود این اردوگاه موقتی باشه، ولی

11:14.090 --> 11:17.258
‫یه ایستگاه موقت واسه مقصد بعدی

11:17.259 --> 11:18.427
‫به کجا؟

11:19.387 --> 11:21.097
‫یه جای دیگه توی آلاسکا

11:22.098 --> 11:23.808
‫یا یه جایی توی هاوایی

11:24.475 --> 11:27.478
‫یا گوام. لیست انتظار خیلی درازه

11:29.146 --> 11:32.775
‫هاوایی خوب می‌شد

11:34.026 --> 11:36.362
‫نه، می‌خواستم تا حد ممکن همینجا بمونم

11:38.489 --> 11:39.782
‫چرا؟

11:40.533 --> 11:42.159
‫به خاطر تو، عزیزم

11:43.285 --> 11:44.704
‫منتظر تو بودم و...

11:56.716 --> 11:58.175
‫خب، هانا چی شد؟

12:00.386 --> 12:01.512
‫آ...

12:03.723 --> 12:06.392
‫وقتی منو گرفتن، اونو با خودشون بردن

12:07.226 --> 12:09.353
‫و دادنش به یه فرمانده و همسرش

12:11.355 --> 12:13.481
‫ولی عرضم به حضورت که...
‫اون زنده‌ست

12:13.482 --> 12:16.317
‫من... دیدمش

12:16.318 --> 12:18.820
‫آره، دیدمش. حالش خوبه

12:18.821 --> 12:20.823
‫اون... سالم و سلامتـه

12:22.033 --> 12:24.534
‫خیلی هم خوشگلـه

12:24.535 --> 12:25.911
‫وای خدا

12:29.582 --> 12:31.499
‫واقعاً هم سعی کردم نجاتش بدم

12:31.500 --> 12:33.210
‫خیلی زور زدم از اونجا خارجش کنم

12:34.628 --> 12:36.756
‫آره

12:39.258 --> 12:41.552
‫خیلی خیلی نزدیک شده بودم

12:45.181 --> 12:46.182
‫ولی، می‌دونی...

12:51.395 --> 12:54.023
‫ولی آخرین باری که دیدمش، مامان، اون...

13:01.530 --> 13:03.824
‫منو یادش نمی‌اومد، پس...

13:07.078 --> 13:08.495
‫عزیزم

13:08.496 --> 13:11.665
‫ولی اشکالی نداره.
‫هنوزم خیلی خوشگلـه.

13:28.641 --> 13:30.184
‫تو سرسختی

13:37.358 --> 13:38.943
‫ولی هنوز تموم نشده

14:03.000 --> 14:05.000
‫« ورود ممنوع »

14:20.234 --> 14:21.235
‫سلام رفیق

14:25.114 --> 14:26.615
‫خوشحالم می‌بینمت

14:28.159 --> 14:30.035
‫تونستن برسن آلاسکا؟

14:30.036 --> 14:31.286
‫- آره
‫- جدی؟

14:31.287 --> 14:33.038
‫آره، مارک شنیده که قطار رسیده

14:33.039 --> 14:35.331
‫خیلی‌خب. میشه بهشون زنگ بزنیم؟

14:35.332 --> 14:36.958
‫نه، نمی‌تونیم.
‫کلاً دکل مخابراتی نیست.

14:36.959 --> 14:40.086
‫دسترسی به تلفن هم شدنی نیست.
‫مطمئنم خیلی سعی کرده.

14:40.087 --> 14:43.507
‫ممنون که درم آوردی، رفیق

14:44.383 --> 14:46.010
‫ممنون بابت همه‌چی

14:47.595 --> 14:48.803
‫از بازداشتگاه درت آوردم

14:48.804 --> 14:51.222
‫هنوز دارم سعی می‌کنم جلسه‌ی
‫تفهیم اتهامت رو جلو بندازم

14:51.223 --> 14:52.892
‫چقدر طول می‌کشه؟

14:53.517 --> 14:55.268
‫سه ماه، شایدم چهار ماه

14:55.269 --> 14:57.729
‫- چهار ماه؟
‫- چهار ماه؟

14:57.730 --> 15:00.190
‫اون همسرش رو از دستِ
‫یه روانی کیری نجات داد

15:00.191 --> 15:03.568
‫لوک یه پناهنده‌ست که علیه
‫یه شهروند کانادایی مرتکب جرم شده

15:03.569 --> 15:05.362
‫پس اینجا گیر کردم

15:05.363 --> 15:08.783
‫دیگه به اینجام رسیده

15:10.451 --> 15:13.411
‫اونا جون رو توی خیابون زیر کردن!

15:13.412 --> 15:15.789
‫هواپیماهاتون رو روی هوا زدن.
‫نمی‌تونم هانا رو نجات بدم.

15:15.790 --> 15:18.166
‫- تقصیر تو نبود
‫- برام مهم نیست!

15:18.167 --> 15:19.585
‫دخترم هنوز پیش اوناست

15:21.212 --> 15:24.964
‫می‌دونی چه بلایی
‫سر اون دخترها میارن دیگه؟

15:24.965 --> 15:26.925
‫می‌دونی با اون دخترها چیکار می‌کنن؟

15:26.926 --> 15:28.010
‫- آره؟ آره
‫- می‌دونم

15:28.844 --> 15:30.887
‫هر روز هم داره سنش بالا و بالاتر میره

15:30.888 --> 15:34.850
‫من همینجا دست روی دست نمیذارم.
‫خب؟ باید یه کاری بکنم. پس...

15:35.768 --> 15:36.769
‫پس چی کار کنم؟

15:37.937 --> 15:39.020
‫چیکار کنم؟

15:39.021 --> 15:42.315
‫- مِی‌دی داره یه حرکتی می‌زنه
‫- چی؟

15:42.316 --> 15:44.318
‫وایسا. چی؟ دارن چیکار می‌کنن؟

15:45.111 --> 15:48.071
‫می‌خوان فرمانده‌هایی رو شناسایی کنن که
‫هواپیماهامون رو زدن و

15:48.072 --> 15:49.407
‫نذاشتن به هانا برسی

15:50.449 --> 15:51.450
‫و اونا رو بکُشن

15:53.744 --> 15:54.744
‫من پایه‌ام

15:54.745 --> 15:57.330
‫وایسا، حتی نمی‌دونی به چی ختم میشه

15:57.331 --> 15:59.166
‫مهم نیست. من پایه‌ام

16:02.878 --> 16:04.004
‫من هم هستم

16:17.476 --> 16:18.852
‫اونجا رو جا انداختی

16:18.853 --> 16:21.021
‫اونا رو کجا می‌بری؟ بده من

16:21.022 --> 16:23.565
‫وایسا. نه. صبر کن،
‫من ازش خواستم اونا رو ببره

16:23.566 --> 16:25.025
‫چرا؟

16:25.026 --> 16:27.235
‫چون می‌خوام بذارمشون توی زیرزمین

16:27.236 --> 16:28.570
‫درموردش حرف زده بودیم

16:28.571 --> 16:30.363
‫با بقیه‌ی خونه هر کاری خواستی بکن،

16:30.364 --> 16:32.073
‫ولی کتابخونه مال خودمـه

16:32.074 --> 16:35.201
‫آره، ولی قرار هم شد که
‫خونه رو امروزی‌تر بکنیم

16:35.202 --> 16:37.287
‫که اتفاقاً امروزی‌تر هم شده

16:37.288 --> 16:39.164
‫ولی اونا بی‌ریختن و اتاق رو زشت می‌کنن

16:39.165 --> 16:42.376
‫این اتاق واسه اینـه که
‫خرت و پرت‌هام رو توش نگه دارم

16:45.588 --> 16:46.797
‫روز به‌خیر، فرمانده

16:48.632 --> 16:51.343
‫- سلام، قهرمان
‫- روز به‌خیر

16:53.971 --> 16:55.431
‫بیا داخل

16:59.810 --> 17:01.979
‫به اینا دست نزن، لطفاً

17:04.106 --> 17:05.900
‫ناسلامتی فرمانده‌ام

17:11.781 --> 17:15.116
‫اومدی کار رو تموم کنی؟
‫برم محافظِ لثه و دهانم رو بیارم؟

17:15.117 --> 17:18.244
‫راستش اومدم پیش‌پیش
‫یه چیزی رو بهت خبر بدم

17:18.245 --> 17:20.538
‫پدرزنم داره میاد اینجا

17:20.539 --> 17:21.624
‫عه

17:25.378 --> 17:30.715
‫ببین، من هیچ دخلی به
‫اتفاقی که برای جون افتاد نداشتم

17:30.716 --> 17:35.345
‫کاملاً با این حس که بخوام با یه کامیون
‫از روش رد بشم، آشنام،

17:35.346 --> 17:37.181
‫ولی این دفعه کار من نبود

17:38.599 --> 17:39.600
‫باشه

17:40.935 --> 17:43.020
‫پس، حرفمو باور می‌کنی؟

17:45.064 --> 17:46.357
‫می‌تونیم بیخیالش بشیم؟

17:47.274 --> 17:50.319
‫باورم اینـه که نه قدرتش رو داری
‫نه تواناییش رو

17:54.031 --> 17:55.366
‫تشریف‌فرما شد!

17:56.283 --> 17:57.451
‫جوزف

17:59.412 --> 18:00.871
‫دیدنت همیشه باعث افتخاره

18:05.000 --> 18:06.334
‫داور لازم دارید؟

18:06.335 --> 18:09.421
‫نه، ردیفیم. نیک یاد گرفت
‫چطوری عصبانیتش رو کنترل کنه

18:09.422 --> 18:12.632
‫من هم یاد گرفتم چطوری جاخالی بدم

18:12.633 --> 18:14.384
‫هنوزم حواسم بهش هست

18:14.385 --> 18:18.472
‫نه، حواست به بیت‌لحم جدید باشه.
‫اونقدر درخواست دادن که توش موندیم.

18:19.098 --> 18:22.726
‫مهدکودک‌های اعیانی بروکلین هم
‫ثبت‌نام‌شون اینقدر دنگ و فنگ نداشت

18:22.727 --> 18:25.729
‫برات خوشحالم، جوزف. جدی میگم

18:25.730 --> 18:29.399
‫طرح نامعقولی بود،
‫ولی بر پایه‌ی رحم و بخشش بود

18:29.400 --> 18:30.775
‫به خاطر همین، ازت تقدیر می‌کنم

18:30.776 --> 18:33.111
‫ممنون، گابریل

18:33.112 --> 18:34.738
‫کی فکرش رو می‌کرد آقای حسابگر
‫قلب هم داشته باشه؟

18:34.739 --> 18:37.115
‫سوءتفاهم پیش نیاد.
‫پول هنگفتی هم به جیب می‌زنیم.

18:37.116 --> 18:39.743
‫این مسیر تجاری تازه از بیت‌لحم جدید...

18:39.744 --> 18:41.661
‫داره خوب سود میده

18:41.662 --> 18:43.580
‫ما آب تصفیه‌شده و
‫محصولات کشاورزی می‌فروشیم،

18:43.581 --> 18:46.624
‫ماشین و لوازم الکترونیکی وارد می‌کنیم.
‫همه راضی‌ان.

18:46.625 --> 18:49.919
‫با تندروها و نگرانی‌های امنیتی‌شون
‫چطوری کنار اومدی؟

18:49.920 --> 18:52.700
‫به محض اینکه فهمیدن
‫می‌تونن از مرز رد بشن و

18:52.701 --> 18:55.843
‫مرسدس بنز و ساعت رولکس بخرن،
‫نگرانی‌هاشون برطرف شد

18:57.219 --> 18:59.472
‫- یه سؤال ازت دارم
‫- بپرس

19:01.974 --> 19:03.893
‫خانم واترفورد کجای این قضیه بود؟

19:05.728 --> 19:07.104
‫- سرینا؟
‫- آره

19:07.813 --> 19:11.525
‫نمی‌خوای اینجا باشه و از
‫شهروندان‌مون استقبال کنه؟

19:12.943 --> 19:16.404
‫راستش فکر بدی نیست

19:16.405 --> 19:18.656
‫خب، ممنون

19:18.657 --> 19:21.242
‫یعنی جوزف، تو سرینا رو کردی
‫سفیر بین‌المللی‌مون،

19:21.243 --> 19:23.746
‫ولی چند وقتیـه که
‫ازش خبری نشنیدیم. چرا؟

19:24.747 --> 19:28.541
‫هنوز توی خونه‌ی... ویلرهاست؟

19:28.542 --> 19:31.711
‫خانواده‌ی ویلر دردسرساز از آب در اومدن

19:31.712 --> 19:33.338
‫در ضمن تازه بچه‌اش به دنیا اومد

19:33.339 --> 19:36.341
‫واسه بهبودی نیاز به زمان داره.
‫مرخصی زایمان و غیره.

19:36.342 --> 19:37.635
‫خانم‌ها و امورات‌شون

19:38.302 --> 19:40.095
‫خب، من چه بدونم؟

19:40.096 --> 19:44.100
‫ولی فکر می‌کردم بخوای اقلاً واسه
‫بازدیدهای دیپلماتیک اینجا باشه

19:46.394 --> 19:47.561
‫- نه!
‫- وای!

19:48.729 --> 19:50.855
‫بیخیال! تو از کجا پیدات شد؟

19:50.856 --> 19:53.066
‫آنجلا، اون پایین چیکار...

19:53.067 --> 19:56.111
‫نائومی! بیا بچه‌ات رو گردن بگیر!

19:56.112 --> 19:57.904
‫ناسلامتی جلسه داریم

19:57.905 --> 20:00.115
‫بچه‌ست دیگه

20:00.116 --> 20:03.077
‫بیا بغلم. اوه!

20:04.078 --> 20:07.873
‫نظرت چیه بریم پیش مامانت و
‫از شر این پیرمرد بداخلاق خلاص شیم؟

20:08.666 --> 20:11.252
‫اون کجاست؟

20:16.298 --> 20:18.092
‫باید سرینا رو برگردونیم

20:23.097 --> 20:27.226
‫اگه وارتون ازت بخواد
‫از پل بپری پایین...

20:28.310 --> 20:32.815
‫نه، بلندترین پل رو پیدا می‌کنم و
‫توکل به خدا

20:34.650 --> 20:38.946
‫نمیشه ما... لازمـه دوباره
‫اون رو وارد این قضایا کنیم؟

20:42.116 --> 20:43.325
‫می‌دونی کجاست؟

20:45.286 --> 20:47.580
‫نه. نه، فقط...

20:49.707 --> 20:52.500
‫می‌تونم با دیدبان‌ها حرف بزنم.
‫ببینم سرنخی دارن یا نه.

20:52.501 --> 20:54.754
‫خوبه. پیداش کن

20:56.547 --> 20:58.382
‫وقتشـه سرینا رو برگردونیم به گیلیاد

21:01.802 --> 21:03.636
‫نه، من... اینجا نمی‌مونم

21:03.637 --> 21:05.472
‫خیلی‌خب، آره،
‫می‌فهمم چرا می‌خوای کمک کنی

21:05.473 --> 21:07.015
‫ولی فقط خدا می‌دونه
‫تهش به چی ختم میشه

21:07.016 --> 21:08.267
‫مراقبیم

21:09.685 --> 21:10.935
‫خونه‌ات چی شد؟

21:10.936 --> 21:15.607
‫امروز صبح خانواده‌ی طبقه‌ی پایین رو
‫انداختن بیرون و فرستادن‌شون پناهگاه

21:15.608 --> 21:18.318
‫مجبور شدن نصف وسایل‌شون رو
‫توی خیابون ول کنن

21:18.319 --> 21:19.737
‫کیر توی این دولت

21:20.696 --> 21:21.781
‫می‌دونم نفر بعدی منم

21:23.407 --> 21:24.908
‫کمکت می‌کنم

21:24.909 --> 21:27.589
‫دارن همه‌مون رو بیرون می‌کنن، کاریش
‫نمیشه کرد، دیر یا زود همین میشه، مویرا

21:28.788 --> 21:32.624
‫من... شاید به بیت‌لحم جدید سر بزنم

21:32.625 --> 21:34.042
‫ریتا، نه

21:34.043 --> 21:36.087
‫شاید از خواهرم سرنخی داشته باشن

21:36.837 --> 21:39.964
‫ببین متوجهم، ولی نباید بهشون اعتماد کنی

21:39.965 --> 21:43.176
‫باشه

21:43.177 --> 21:44.427
‫- خودشـه
‫- خیلی‌خب

21:44.428 --> 21:47.098
‫از نقشه‌مون لام تا کام هیچی بهش نگو. خب؟

21:47.765 --> 21:48.849
‫سلام، جون؟

21:50.976 --> 21:52.895
‫- لوک؟
‫- سلام

21:54.480 --> 21:56.773
‫چی؟ لوک، چیکار می‌کنی؟

21:56.774 --> 21:59.943
‫- لوکـه! لوک، آزاد شدی؟
‫- آره، آره

21:59.944 --> 22:01.695
‫- مارک پارتی‌بازی کرد
‫- بذارش روی اسپیکر

22:01.696 --> 22:04.155
‫میذارمت روی اسپیکر.
‫میذارمت روی اسپیکر.

22:04.156 --> 22:06.074
‫- سلام!
‫- جون!

22:06.075 --> 22:08.576
‫سلام! سلام!

22:08.577 --> 22:10.203
‫حالت چطوره؟
‫نیکول چطوره؟

22:10.204 --> 22:13.540
‫اون... خوبه. نیکول حالش خوبه

22:13.541 --> 22:16.501
‫ما... اینجاییم. ولی یه لحظه گوشی دستت

22:16.502 --> 22:18.294
‫می‌خوام با یکی صحبت کنی

22:18.295 --> 22:20.672
‫سلام، لوک

22:20.673 --> 22:23.550
‫- هالی؟
‫- هالی؟ خدای من!

22:23.551 --> 22:25.385
‫- مویرا؟
‫- گرفتی ما رو؟

22:25.386 --> 22:26.594
‫- هالی!
‫- حالت خوبه؟

22:26.595 --> 22:30.974
‫آره. آره. و نگران نباش.
‫چهارچشمی از این دخترها مراقبت می‌کنم.

22:30.975 --> 22:32.706
‫و گوش کن، توی این تماس‌ها وقت زیادی نداریم

22:32.730 --> 22:34.436
‫پس به زودی می‌بینم‌تون

22:34.437 --> 22:36.230
‫- باشه، دوستت دارم!
‫- خدافظ

22:40.735 --> 22:42.360
‫باشه. الان میام اونجا

22:42.361 --> 22:44.154
‫- سلام، جون؟
‫- سلام

22:44.155 --> 22:48.616
‫مامانت؟ این فوق‌العاده‌ست.
‫این خیلی خوبه.

22:48.617 --> 22:50.410
‫می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم

22:50.411 --> 22:54.539
‫و تو و نیکول...
‫با قطار سالم رسیدید اونجا؟

22:54.540 --> 22:56.083
‫آره. آره، ما خوبیم

22:56.917 --> 22:58.377
‫خوبیم

23:00.004 --> 23:01.047
‫جون؟

23:01.756 --> 23:02.756
‫جون؟

23:02.757 --> 23:04.091
‫باورت نمیشه...

23:04.884 --> 23:07.969
‫این رو باورت نمیشه،
‫ولی سرینا توی قطار بود با...

23:07.970 --> 23:09.138
‫با نوحا

23:10.056 --> 23:11.974
‫صبر کن، سرینا؟

23:13.601 --> 23:14.601
‫چطور ممکنه؟

23:14.602 --> 23:17.270
‫لوک، نمی‌دونم.
‫نمی‌دونم چه اتفاقی براشون افتاد.

23:17.271 --> 23:19.023
‫پس...

23:21.317 --> 23:25.153
‫بگذریم، من زیاد وقت ندارم.
‫پس می‌تونی بهم بگی چه خبره؟

23:25.154 --> 23:26.905
‫پرونده‌ات رو مختومه می‌کنن یا...

23:26.906 --> 23:29.157
‫نه، منتظر جلسه‌ی دادگاهم می‌مونم

23:29.158 --> 23:31.743
‫باشه، چقدر طول می‌کشه؟

23:31.744 --> 23:33.453
‫- چند ماه طول می‌کشه، ولی...
‫- چی؟

23:33.454 --> 23:34.579
‫می‌دونم، می‌دونم

23:34.580 --> 23:37.165
‫- مارک بهترین وکیل‌ها رو گرفته...
‫- لعنتی!

23:37.166 --> 23:39.542
‫و پرونده‌ی خیلی محکمی داریم. آره

23:39.543 --> 23:43.421
‫- پس نگرانم نباش
‫- باشه، خیلی خب. باشه

23:43.422 --> 23:47.008
‫خب، ما فقط... منتظر می‌مونیم

23:47.009 --> 23:48.135
‫منتظر می‌مونیم

23:49.011 --> 23:51.388
‫هر هفته فقط یه تماس تلفنی داریم،
‫ولی بهت زنگ می‌زنم.

23:51.389 --> 23:53.807
‫هفته‌ی بعد بهت زنگ می‌زنم. باشه؟

23:53.808 --> 23:55.934
‫باشه. خیلی خب. خیلی خب.
‫بهتره زنگ بزنی.

23:55.935 --> 23:58.145
‫زنگ می‌زنم. زنگ می‌زنم

24:01.691 --> 24:03.734
‫دلم برات تنگ شده

24:07.697 --> 24:08.864
‫دوستت دارم

24:11.534 --> 24:12.743
‫دوستت دارم

25:05.755 --> 25:07.131
‫جون و نیکول سالم هستن؟

25:08.340 --> 25:09.842
‫قطارشون به آلاسکا رسید

25:16.557 --> 25:17.767
‫رمزنگاری شده

25:19.101 --> 25:21.937
‫اگه وقتی زنگ می‌زنم نمی‌تونی جواب بدی،
‫در اسرع وقت بهم زنگ بزن.

25:23.814 --> 25:25.003
‫همچنین...

25:26.588 --> 25:31.092
‫ما برنامه‌ی گشت‌های گیلیاد
‫توی نواحی علامت‌گذاری‌شده رو لازم داریم

25:31.113 --> 25:33.698
‫توی منطقه‌ی بی‌طرف؟

25:33.699 --> 25:36.868
‫ارتش آمریکا چرا می‌خواد
‫نواحی گشت ما رو بدونه؟

25:36.869 --> 25:39.455
‫یا مِی‌دی سعی داره کاری بکنه؟

25:41.040 --> 25:42.041
‫مِی‌دی چیه؟

25:43.709 --> 25:45.293
‫خودت توی نیروهای شبه نظامی بودی

25:45.294 --> 25:48.254
‫این افرادی که توی مِی‌دی دارید،
‫آموزش ندیدن.

25:48.255 --> 25:51.716
‫اونا معلم، داروساز و راننده اوبرن

25:51.717 --> 25:54.345
‫اونا به آزادی باور دارن.
‫می‌خوان کشورشون رو پس بگیرن.

25:55.012 --> 25:56.555
‫خب، اونا هیچ شانسی ندارن

25:57.264 --> 25:59.599
‫نگهبان‌ها دستگیرشون می‌کنن
‫و به دیدبان‌ها تحویلشون میدن

25:59.600 --> 26:01.394
‫یا همونجا بهشون شلیک می‌کنن

26:03.312 --> 26:06.439
‫قراره چندتا جسد رو طعمه‌ی آتیش کنید؟

26:06.440 --> 26:07.650
‫کِی بس میشه؟

26:09.360 --> 26:11.654
‫وقتی هیچکس برای جنگیدن نمونه

26:21.678 --> 26:28.678
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:43.310 --> 26:47.439
‫اوه! این یکی از کتاب‌های
‫مورد علاقه‌ی مامانه

26:47.440 --> 26:49.983
‫آره!

26:49.984 --> 26:53.445
‫ولی حیوونکی مجبور بود
‫همه‌ی کارها رو تنهایی انجام بده

26:53.446 --> 26:54.738
‫هیچکس نبود که کمکش کنه

26:54.739 --> 26:56.740
‫آره. باورت میشه؟

26:56.741 --> 26:58.616
‫باورت میشه؟

27:00.119 --> 27:01.412
‫فکر کنم شاید من باور کنم

27:48.709 --> 27:50.210
‫اونا دارن خوب می‌رسن

27:51.295 --> 27:53.963
‫و تو امروز چندتا گوجه چیدی، مرد کوچک؟

27:53.964 --> 27:56.967
‫اون هیچ کمکی نکرد.
‫تمام روز رو خوابید.

28:19.407 --> 28:20.824
‫گل‌های آزالیام رو لگد نکن

28:20.825 --> 28:23.828
‫یه بار بود، بابا

28:25.204 --> 28:26.247
‫یه بار

28:27.873 --> 28:30.750
‫خوشحالم که خونه‌ای، عزیزم

28:30.751 --> 28:32.169
‫خوشحالم که برگشتم

28:36.966 --> 28:38.175
‫تورِ کتاب چطوره؟

28:40.428 --> 28:43.930
‫کوچیکه. ولی انگار مردم
‫واکنشِ خوبی نشون میدن

28:43.931 --> 28:47.100
‫اونا تشنه‌ی تغییر و ایمان هستن

28:47.101 --> 28:48.769
‫از منبرم می‌بینمش

28:49.478 --> 28:50.771
‫روزهای تاریکی رو سپری می‌کنیم

28:51.772 --> 28:54.734
‫مردم باید به یه چیزی ایمان داشته باشن

28:56.360 --> 28:57.903
‫خوشحالم که چشم‌شون به توئـه

28:59.113 --> 29:00.905
‫حالا، بیا بریم یکم لیموناد بخوریم

29:00.906 --> 29:03.825
‫می‌خوام همه چی رو در مورد اون پسره
‫که دست از سرت برنمی‌داره بدونم

29:03.826 --> 29:06.786
‫اسمش فرده

29:06.787 --> 29:07.872
‫فرد

29:21.761 --> 29:24.805
‫لارنس آینده‌اش رو کاملاً
‫به بیت‌لحم جدید گره زده

29:25.973 --> 29:26.974
‫و آینده‌ی تو رو هم

29:29.643 --> 29:31.312
‫فکر کنم خودش بگه آینده‌ی گیلیاد

29:36.067 --> 29:38.736
‫می‌دونی ما چرا به خودمون می‌گیم:
‫«پسران یعقوب»؟

29:40.738 --> 29:44.158
‫به خاطر این که خیلی‌هامون مجبور بودیم
‫بدون پدرهای واقعی سر کنیم

29:50.706 --> 29:52.582
‫و می‌دونم مادرت تمام تلاشش رو کرد،

29:52.583 --> 29:55.418
‫ولی اون مجبور بود بیرون از خونه
‫کار کنه، مگه نه؟

29:55.419 --> 29:56.670
‫خب، اون شغلش رو دوست داشت

29:57.671 --> 29:58.923
‫مطمئنم همینطور بود

30:00.424 --> 30:04.762
‫هیچ مادری غذا پختن توی غذاخوری رو
‫به غذا پختن برای خانواده‌اش ترجیح نمی‌داد

30:10.559 --> 30:12.894
‫می‌دونم پدرت مرد بدقلقی بود

30:15.147 --> 30:17.274
‫اینم... اینم یه نوع تعبیره

30:23.239 --> 30:24.657
‫واترفورد

30:25.866 --> 30:26.909
‫حالا لارنس

30:27.993 --> 30:32.790
‫تو گذاشتی این مردها وارد زندگیت بشن
‫و راهنماییت کنن

30:34.500 --> 30:40.923
‫ببین، من هیچوقت در مورد نقش‌هایی
‫که اونا توی زندگی‌ام داشتن گیج نشدم

30:42.633 --> 30:43.676
‫خب...

30:45.052 --> 30:46.387
‫تو به زودی پدر میشی

30:48.264 --> 30:50.224
‫و معیار رو برای پسرت تعیین می‌کنی

30:52.601 --> 30:54.019
‫و یادت باشه،

30:55.104 --> 30:56.731
‫هر تصمیمی که می‌گیری،

30:58.024 --> 31:00.776
‫از خودت بپرس چجور الگویی
‫برای اون به جا میذاری

31:02.778 --> 31:04.071
‫قراره چه احساسی پیدا کنه

31:06.907 --> 31:09.410
‫این کمکش می‌کنه یا بهش صدمه می‌زنه؟

31:17.752 --> 31:19.211
‫تصمیم‌های خوبی بگیر، پسرم

31:21.088 --> 31:22.465
‫این تنها کاریه که باید بکنی

31:26.385 --> 31:27.678
‫تو استعداد خیلی زیادی داری

32:47.049 --> 32:50.051
‫مشترک مورد در دسترس نمی‌باشد

32:50.052 --> 32:52.804
‫لطفاً پس از صدای بوق پیغام بگذارید

32:52.805 --> 32:55.224
‫سلام عزیزم. منم. عه...

32:56.642 --> 32:58.852
‫چند بار سعی کردم باهات تماس بگیرم

32:58.853 --> 33:00.353
‫دارم نگران میشم

33:00.354 --> 33:01.604
‫پس...

33:01.605 --> 33:02.982
‫حالت خوبه؟

33:03.899 --> 33:06.317
‫می‌خواستم بدونم جلسه‌ی دادگاهت
‫برگزار شد یا نه

33:06.318 --> 33:09.404
‫فکر می‌کردم شاید اتفاق افتاده ولی...

33:09.405 --> 33:10.572
‫بجنب، زن

33:10.573 --> 33:11.698
‫باشه

33:11.699 --> 33:13.325
‫ببین، میشه لطفاً فقط...

33:13.951 --> 33:15.952
‫فقط سعی کن دفعه‌ی بعد جواب بدی، باشه؟

33:15.953 --> 33:19.414
‫چون زنگ زدن از اینجا واقعاً سخته
‫و من به تلاش ادامه میدم، ولی...

33:20.541 --> 33:21.625
‫باشه

33:22.710 --> 33:24.545
‫خدایا، فقط امیدوارم خوب باشی

33:26.922 --> 33:27.923
‫دلمون برات تنگ شده

33:28.716 --> 33:29.717
‫دوستت دارم

33:50.112 --> 33:51.197
‫اینجا رو ببین

33:52.239 --> 33:55.159
‫شانس آوردی که خدا تو رو
‫پیش ما آورد، ریچل

33:59.747 --> 34:02.124
‫می‌دونی اسمم ریچل نیست

34:03.042 --> 34:04.293
‫خانم واترفورد

34:05.252 --> 34:07.088
‫دو ماه پیش که دیدمت می‌دونستم

34:07.630 --> 34:08.631
‫کتابت رو خوندم

34:09.298 --> 34:11.300
‫و با این حال اینجا ازت استقبال کردم

34:14.095 --> 34:15.096
‫اوه

34:17.014 --> 34:20.684
‫می‌دونم مردم در مورد کارهایی که کردم
‫چه فکری می‌کنن

34:21.769 --> 34:23.854
‫نظرت در مورد کارهایی که کردی چیه؟

34:26.148 --> 34:28.359
‫می‌خواستم به قداستِ خداوند خدمت کنم

34:30.236 --> 34:31.237
‫فقط همین؟

34:35.866 --> 34:37.702
‫خب، طبق برنامه پیش نرفت

34:38.953 --> 34:39.954
‫خراب شد

34:42.039 --> 34:43.040
‫کاملاً خود به خود

34:47.336 --> 34:48.337
‫من اشتباه می‌کردم

34:50.089 --> 34:51.173
‫پس درستش کن

34:52.967 --> 34:54.301
‫می‌دونی که خدا نظاره‌گره

35:01.892 --> 35:04.645
‫ای کاش وقت بیشتری داشتم که
‫به رُزهات رسیدگی کنم، ولی...

35:05.479 --> 35:07.398
‫سرم خیلی شلوغه

35:15.948 --> 35:18.743
‫اتفاق بزرگی قراره بیفته، بابا

35:21.412 --> 35:23.622
‫ما قراره کشور رو عوض کنیم

35:25.958 --> 35:28.461
‫بالأخره داریم به کلامِ خداوند
‫عمل می‌کنیم و...

35:29.462 --> 35:33.215
‫و کل دنیا قراره تبدیل به بهشتی جدید بشه

35:35.259 --> 35:37.011
‫همونطور که همیشه می‌خواستی

36:16.342 --> 36:17.967
‫نامه نمی‌نویسی. زنگ نمی‌زنی

36:22.765 --> 36:24.266
‫روز به‌خیر، جوزف

36:24.809 --> 36:26.310
‫روز به‌خیر، سرینا

36:27.812 --> 36:29.187
‫نائومی؟

36:29.188 --> 36:30.481
‫خانم لارنس

36:31.607 --> 36:33.608
‫اینجا گیلیاد نیست، فرمانده

36:33.609 --> 36:34.860
‫شما بی‌اجازه وارد اینجا شدید

36:36.028 --> 36:37.071
‫ما با نیتِ صلح‌آمیز اومدیم

36:41.617 --> 36:43.869
‫فقط می‌خوایم کمی وقتت رو بگیریم

36:51.210 --> 36:53.879
‫خب... خانم لارنس

36:54.880 --> 36:57.925
‫آره، پاتنم به طرز ناخوشایندی از دنیا رفت

37:00.136 --> 37:01.762
‫نمی‌تونم بگم که غافلگیر شدم

37:03.806 --> 37:04.974
‫خب، اینجا خیلی قشنگه

37:06.267 --> 37:07.268
‫این همه زن هستن؟

37:07.852 --> 37:10.979
‫یه اجتماعه که اعضاش از هم حمایت
‫و به خدا خدمت می‌کنن

37:10.980 --> 37:12.605
‫مردها همه چی رو خراب می‌کنن

37:12.606 --> 37:14.608
‫از بس حوصله‌ات سر رفته
‫هوش از سرت پریده

37:18.654 --> 37:20.656
‫توی بیت‌لحم جدید بهت نیاز دارم

37:21.532 --> 37:23.617
‫به سرینا جوی واترفورد نیاز دارم

37:24.326 --> 37:27.455
‫تو بهم گفتی توی گیلیاد
‫برای زنی مثل من جایی نیست

37:28.039 --> 37:31.125
‫از دونستنش خوشحال میشی که
‫از قرار معلوم من اشتباه می‌کردم

37:31.917 --> 37:34.044
‫بیت‌لحم جدید گیلیادی که یادته نیست

37:34.045 --> 37:35.588
‫مهربون‌تر و ملایم‌تره

37:36.630 --> 37:40.633
‫چیزیه که گیلیاد می‌تونست باشه.
‫چیزیه که می‌تونه با کمکت بهش تبدیل شه.

37:40.634 --> 37:43.804
‫و تو چهره‌ی پیشرفت و اصلاحات میشی

37:45.056 --> 37:46.265
‫بازم قراره عکس بگیریم؟

37:48.100 --> 37:49.185
‫بیخیال، سرینا

37:50.561 --> 37:53.855
‫می‌دونی که می‌دونم نقطه قوتت
‫صرفاً قیافه‌ی خوشگلت نیست

37:53.856 --> 37:55.815
‫نه، تو صاحب نفوذ واقعی میشی

37:55.816 --> 37:58.193
‫بهت قول میدم استقلال داشته باشی

37:58.194 --> 38:01.071
‫به عنوان زنی که بچه داره،

38:01.072 --> 38:03.240
‫می‌دونی که مجبور میشم
‫دوباره ازدواج کنم

38:04.075 --> 38:06.284
‫توی بیت‌لحم جدید
‫زن‌ها می‌تونن تنها زندگی کنن

38:06.285 --> 38:08.411
‫می‌تونن بخونن، بنویسن، تجارت کنن

38:08.412 --> 38:11.207
‫از قرار معلوم
‫زن‌ها توانایی‌های خارق‌العاده‌ای دارن

38:13.959 --> 38:15.836
‫نمی‌دونم. اینجا حضور خدا رو احساس می‌کنم

38:16.962 --> 38:18.713
‫خب، اونجا نمی‌تونی احساسش کنی؟

38:18.714 --> 38:21.342
‫فکر می‌کردم خدا همه جا هست.
‫اگه نه، با خودت بیارش.

38:22.009 --> 38:23.386
‫راه راست رو به بقیه نشون بده

38:24.553 --> 38:27.723
‫مگه هدفِ اصلی‌ات این نیست، سرینا؟
‫مگه رسالتت این نیست؟

38:33.813 --> 38:35.731
‫دیدبان‌ها می‌دونن کجایی

38:44.990 --> 38:47.576
‫دیر یا زود ویلرها هم می‌فهمن

38:55.543 --> 38:56.876
‫وایسا

38:56.877 --> 38:59.462
‫تو دیروز و پریروز اینجا بودی

38:59.463 --> 39:01.840
‫نتونستم تماس بگیرم، باشه؟
‫یه مورد اضطراریه.

39:01.841 --> 39:04.217
‫آره. کارِ همه‌شون اضطراریه.
‫توی صف منتظر بمون.

39:05.928 --> 39:09.305
‫یالا. این آخرین باره. قول میدم

39:11.976 --> 39:14.477
‫یالا، یالا، یالا

39:16.188 --> 39:18.273
‫مارک. جون هستم

39:18.274 --> 39:20.151
‫زنگ زدم چون...

39:21.694 --> 39:22.695
‫اوهوم

39:27.658 --> 39:29.325
‫- مِی‌دی؟
‫- آره

39:29.326 --> 39:30.870
‫اون کله‌خرها داوطلب شدن

39:32.121 --> 39:33.246
‫که چیکار کنن؟

39:33.247 --> 39:35.081
‫نمی‌دونم. و حالا لوک و مویرا

39:35.082 --> 39:37.877
‫توی منطقه‌ی بی‌طرف گیر کردن
‫و اونا نمی‌تونن بیارنشون بیرون

39:38.836 --> 39:39.879
‫خدای من

39:40.671 --> 39:42.839
‫خب، تو چیکار می‌کنی؟

39:42.840 --> 39:44.883
‫سفارتِ آمریکا قراره من رو
‫با پرواز از اینجا خارج کنه

39:44.884 --> 39:47.761
‫- کمک می‌کنم برشون گردونن
‫- از چی حرف می‌زنی؟

39:47.762 --> 39:49.722
‫تو جاسوس نیستی.
‫تو سرباز هم نیستی.

39:50.389 --> 39:52.641
‫روحت هم خبر نداره چه کارهایی کردم، مامان

39:53.601 --> 39:54.643
‫پس بهم بگو

39:55.644 --> 39:59.147
‫باشه. یه فرمانده هست
‫و حالا با آمریکایی‌ها کار می‌کنه

39:59.148 --> 40:02.360
‫می‌تونه کمک کنه،
‫ولی دیگه جواب تماس‌هاشون رو نمیده.

40:03.194 --> 40:04.195
‫خب؟

40:05.154 --> 40:06.238
‫به من جواب میده

40:11.118 --> 40:12.411
‫اون پدرِ نیکوله؟

40:17.124 --> 40:18.583
‫پس تو ندیمه‌اش بودی

40:18.584 --> 40:19.668
‫نه، نه

40:20.378 --> 40:22.129
‫نه، اون راننده‌ی فرمانده من بود

40:25.591 --> 40:26.926
‫راننده‌ها دیدبان هستن

40:28.594 --> 40:31.055
‫اون یه دیدبان بود
‫و حالا یه فرمانده‌ست؟

40:36.352 --> 40:37.353
‫باشه

40:38.062 --> 40:39.355
‫کاری رو کردی که باید می‌کردی

40:40.564 --> 40:42.899
‫ولی نمی‌تونی به این مرد اعتماد کنی

40:42.900 --> 40:45.402
‫این ممکنه تله‌ای برای گرفتن تو و نیکول باشه

40:45.403 --> 40:47.195
‫نه، نه، نه

40:47.196 --> 40:48.947
‫نیک، اون نیکول رو دوست داره

40:48.948 --> 40:50.198
‫اون واقعاً... اون نیکول رو دوست داره

40:50.199 --> 40:52.534
‫اون اونجوری نیست

40:52.535 --> 40:54.619
‫همه‌شون اونجوری هستن

40:54.620 --> 40:55.787
‫اونا هیولان!

40:55.788 --> 40:58.415
‫نه، اون نه. نه، اون نه

40:58.416 --> 41:00.667
‫داری به خودت دروغ میگی!

41:00.668 --> 41:03.503
‫حتی وقتی من داشتم بخیه‌شون می‌زدم،
‫می‌دونستم چی هستن.

41:03.504 --> 41:05.714
‫درسته، خب باید چیکار کنم؟
‫باید اونجا ولشون کنم؟

41:05.715 --> 41:08.883
‫لوک و مویرا رو اونجا ول کنم
‫تا دستگیر، شکنجه و اعدام بشن؟

41:08.884 --> 41:10.844
‫باید یه راه دیگه باشه

41:10.845 --> 41:12.179
‫هیچ راه دیگه‌ای نیست

41:12.722 --> 41:16.517
‫تنها راه اینه که برم و بجنگم،
‫همون کاری که تو یادم دادی.

41:17.268 --> 41:18.811
‫و من اشتباه می‌کردم!

41:19.353 --> 41:20.479
‫من شکست خوردم

41:21.272 --> 41:24.941
‫باعث شد کمتر باهات وقت بگذرونم و
!به خدا که پشیمونم

41:24.942 --> 41:29.654
‫تنها کاری که ازت برمیاد اینه که زنده بمونی
‫و از عزیزانت محافظت کنی

41:29.655 --> 41:31.032
‫دارم همین کارو می‌کنم!

41:31.574 --> 41:34.868
‫و این فرمانده، این نیک،
‫یکی از اون آدم‌هاست؟

41:34.869 --> 41:37.287
‫تو...

41:37.288 --> 41:39.373
‫تو نمی‌دونی از چی حرف می‌زنی

41:40.166 --> 41:42.042
‫نه... نه

41:42.043 --> 41:45.837
‫می‌دونم دخترم با یه نازی خوابیده
‫و داره میره اون سر کشور که دوباره ببینتش

41:45.838 --> 41:48.758
‫- کونِ لقت
‫- می‌خوای بری؟ باشه

41:49.258 --> 41:50.259
‫برو

41:50.551 --> 41:52.802
‫ولی بذار اون بچه اینجا پیش من بمونه

41:52.803 --> 41:54.805
‫چرا؟ تا بتونی اونم ول کنی؟

42:02.897 --> 42:03.898
‫مامان

42:28.964 --> 42:31.841
‫خب، این خیلی خوشمزه به نظر میاد

42:31.842 --> 42:32.926
‫ممنون

42:32.927 --> 42:34.844
‫ممنون که با من تقسیمش می‌کنید

42:34.845 --> 42:36.721
‫خب، میزِ من پذیرای همه‌ست

42:38.557 --> 42:39.892
‫می‌خواید دعا کنید؟

42:41.811 --> 42:44.230
‫عه... من...

42:44.730 --> 42:48.900
‫من بیشتر اهل دعا در سکوتم

42:48.901 --> 42:51.278
‫برام یه مسئله‌ی خیلی شخصیه

42:51.987 --> 42:53.238
‫باشه

42:53.239 --> 42:54.323
‫خانم لارنس

42:55.825 --> 42:57.326
‫بله

42:58.160 --> 42:59.704
‫ممنون

43:00.079 --> 43:01.080
‫خب...

43:04.625 --> 43:05.710
‫خدایا شکرت

43:07.837 --> 43:08.838
‫عه...

43:09.046 --> 43:10.715
‫برای این خوراکِ متبرک

43:12.675 --> 43:14.093
‫و برای محبتت

43:15.970 --> 43:19.348
‫و برای این دوستان جدید،

43:20.599 --> 43:21.851
‫در این مکان

43:23.728 --> 43:26.022
‫و چیزهایی که...

43:26.439 --> 43:30.066
‫و می‌دانیم که همه چیز باهم
‫برای خوبان در کارند،

43:30.067 --> 43:31.568
‫برای آنان که خدا را دوست دارند،

43:31.569 --> 43:34.363
‫برای آنان که در راه هدفش فراخوانده شدند

43:35.531 --> 43:39.118
‫و کسانی را که فراخوانده توجیه کرده

43:39.744 --> 43:43.121
‫و کسانی  را که توجیه کرده
‫سرفراز نیز گردانده

43:43.122 --> 43:46.208
‫چون او به ما امید و آینده می‌بخشد

43:46.917 --> 43:50.253
‫او همه‌ی ما را از مکان‌هایی که تبعید کرده
‫دور هم جمع می‌کند،

43:50.254 --> 43:53.799
‫و ما را از تبعید باز خواهد گرداند

43:54.675 --> 43:56.051
‫- آمین
‫- آمین

43:56.052 --> 43:57.803
‫- آمین
‫- آمین

44:13.319 --> 44:17.072
‫می‌خوام از همه‌ی کسایی
‫که اینجان تشکر کنم

44:17.073 --> 44:20.242
‫به خاطر استقبال از من و نوحا...

44:22.620 --> 44:25.288
‫وقتی هیچی و هیچ جایی برای رفتن نداشتیم

44:27.666 --> 44:29.667
‫شما در خونه‌ها و قلب‌هاتون رو باز کردید

44:29.668 --> 44:33.339
‫و تا ابد به خاطرش قدردانم

44:36.175 --> 44:38.928
‫ولی الان وقتشه بریم

44:43.265 --> 44:44.809
‫خدا برای من یه برنامه داره،

44:47.019 --> 44:50.648
‫همونطور که برای ایلیا، موسی
‫و نوح برنامه داشت

44:53.275 --> 44:56.112
‫و دیگه نمی‌تونم از برنامه‌اش پنهان شم

44:59.448 --> 45:01.659
‫دنیا در هم شکسته و...

45:02.993 --> 45:05.246
‫من برای علاجش فرا خونده میشم

45:30.604 --> 45:34.275
‫هر بار که سعی می‌کردم پیدات کنم،
‫دست به سرم می‌کردن یا...

45:35.693 --> 45:38.612
‫یه صدای ضبط شده برام پخش می‌شد
‫یا جوابم رو نمی‌دادن، من...

45:39.280 --> 45:41.157
‫یکم خیالم راحت می‌شد

45:43.534 --> 45:46.494
‫چون اگه هیچکس نمی‌تونست بهم بگه تو کجایی
‫به این معنا بود که...

45:46.495 --> 45:48.414
‫ممکن بود هنوز یه جایی زنده باشی

45:51.584 --> 45:56.088
‫ولی اگه جواب می‌گرفتم
‫و یکی می‌گفت تو مُردی...

46:00.301 --> 46:03.512
‫تکیه کردن به امید زنده بودنت
‫من رو سر پا نگه می‌داشت

46:06.766 --> 46:08.809
‫و من تازه دوباره به دستت آوردم

46:11.437 --> 46:13.064
‫نمی‌تونم دوباره از دستت بدم

46:20.154 --> 46:21.572
‫از حرفی که زدم منظوری نداشتم

46:26.619 --> 46:28.204
‫می‌دونم من رو ول نکردی

46:32.792 --> 46:33.834
‫این رو می‌دونم

46:39.048 --> 46:40.424
‫می‌دونم باید بری

46:42.009 --> 46:44.345
‫و می‌دونم من مادری نبودم که باید می‌بودم

46:45.763 --> 46:47.347
‫ولی خواهش می‌کنم جون

46:47.348 --> 46:49.183
‫خواهش می‌کنم بذار بچه اینجا پیش من بمونه

46:49.850 --> 46:54.689
‫بهت قول میدم،
‫با تمام وجودم ازش مراقبت می‌کنم.

46:57.233 --> 46:58.609
‫من کنارت نبودم

47:00.611 --> 47:01.821
‫یا کنار هانا نبودم

47:03.906 --> 47:06.826
‫لطفاً بذار کنار اون باشم

47:24.093 --> 47:26.554
‫باشه. ولی زیاد طول نمی‌کشه، باشه؟

47:28.556 --> 47:30.890
‫چون من میرم اونجا...

47:30.891 --> 47:32.308
‫و اونا رو پیدا می‌کنم

47:32.309 --> 47:34.603
‫و بعدش بلافاصله برمی‌گردم. باشه؟

47:36.564 --> 47:39.692
‫و من و نیکول همین‌جا منتظرت می‌مونیم

47:40.860 --> 47:41.861
‫باشه

47:50.327 --> 47:51.328
‫نیکول

47:55.166 --> 47:56.167
‫مامان

47:59.378 --> 48:00.838
‫وقتی اون به دنیا اومد...

48:04.633 --> 48:05.926
‫اسمِ تو رو روش گذاشتم

48:08.012 --> 48:09.180
‫اسمش هالیه

48:13.184 --> 48:14.185
‫اسم واقعیش اینه

48:40.753 --> 48:43.421
‫مامان قراره یه مدت بره، باشه؟

48:43.422 --> 48:45.549
‫ولی من خیلی زود برمی‌گردم

48:46.133 --> 48:49.886
‫و بابا و خاله مویرا رو برمی‌گردونم،

48:49.887 --> 48:53.181
‫و همه‌مون قراره با مامان‌بزرگ
‫اینجا باشیم، خب؟

48:53.182 --> 48:55.934
‫ازش خوشت میاد؟ نگاهش کن

48:55.935 --> 48:57.268
‫می‌خوای بیاریش این طرف؟

48:57.269 --> 48:59.979
‫اون چیه؟

48:59.980 --> 49:01.649
‫می‌خوای اون رو بذاری اینجا؟

49:03.150 --> 49:04.235
‫آفرین

49:06.529 --> 49:07.654
‫عالیه!

50:21.771 --> 50:26.771
♪ Burn the Witch ♪
♪ Song by Radiohead ♪

53:00.000 --> 53:20.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

53:23.452 --> 53:24.453
‫سلام

53:25.538 --> 53:26.956
‫اسمِ من جونه

53:30.334 --> 53:31.960
‫بیاید اونا رو برگردونیم خونه
