1
00:00:01,002 --> 00:00:02,923
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» گذشت...

2
00:00:03,089 --> 00:00:05,970
‫صمیمانه پیشنهاد می‌دم
‫مراسم مناسبی واسه فرد بگیرید.

3
00:00:06,722 --> 00:00:08,809
‫قانعـشون کردم قبول کنن.

4
00:00:09,143 --> 00:00:10,187
‫چطوری؟

5
00:00:10,312 --> 00:00:11,481
‫بخاطر زن نبودنـم.

6
00:00:12,149 --> 00:00:13,569
‫چه زیبا شدی عزیزم.

7
00:00:13,694 --> 00:00:16,032
‫عمه لیدیا به نظرتون اگه
‫خانواده پاتنوم استر رو انتخاب کنن،

8
00:00:16,157 --> 00:00:18,663
‫ممکنه بتونم دخترم رو ببینم؟

9
00:00:18,955 --> 00:00:20,499
‫دلم نمی‌خواد اعزام بشم.

10
00:00:20,917 --> 00:00:24,006
‫کاری کن فرمانده‌ات ازت خوشش بیاد،
‫این‌طوری زودتر باردار می‌شی.

11
00:00:24,340 --> 00:00:26,177
‫یعنی می‌خوام کمی بیشتر
‫باهات آشنا بشم.

12
00:00:27,012 --> 00:00:28,348
‫شکلات می‌خوری؟

13
00:00:28,431 --> 00:00:30,728
‫برای رسیدن به هانا
‫به کمکت نیاز دارم.

14
00:00:31,271 --> 00:00:32,439
‫دوباره برگشتیم سر این موضوع؟

15
00:00:32,732 --> 00:00:35,530
‫باید پیش من و پدرش باشه.

16
00:00:35,613 --> 00:00:38,493
‫واقعا؟
‫خونه‌ی گرم و صمیمی داره.

17
00:00:38,619 --> 00:00:39,705
‫اونجا خونه‌ی هانا نیست!

18
00:00:39,830 --> 00:00:40,873
‫دوست دارم.

19
00:00:41,499 --> 00:00:43,169
‫ترجیح نمی‌دی
‫جای پرسیدن حال دخترت،

20
00:00:43,295 --> 00:00:44,715
‫خودت از نزدیک ببینیش؟

21
00:00:44,965 --> 00:00:45,883
‫چنین امری خیال خامه.

22
00:00:46,510 --> 00:00:48,096
‫اگه وظایفت رو به درستی انجام بدی،

23
00:00:48,221 --> 00:00:49,473
‫می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم.

24
00:00:49,600 --> 00:00:50,852
‫من واسه تو مهم نیستم.

25
00:00:51,144 --> 00:00:52,187
‫تو از من سوءاستفاده کردی.

26
00:00:53,440 --> 00:00:54,901
‫یکی کمک کنه!

27
00:00:55,027 --> 00:00:57,114
‫نه! خدایا! جنین!

28
00:00:57,949 --> 00:00:59,368
‫انگشت شوهرش رو واسش فرستادی.

29
00:00:59,493 --> 00:01:01,707
‫چطوری قراره این کارت
‫به خونواده‌ـمون کمکی بکنه؟

30
00:01:01,832 --> 00:01:04,003
‫این کارت هانا رو برنمی‌گردونه.

31
00:01:04,378 --> 00:01:06,174
‫میخواستم بدونه که کار من بود.

32
00:01:12,614 --> 00:01:20,614
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33
00:01:28,662 --> 00:01:36,662
‫تـرجمه از «آیـــدا Ayda.NDR و iredprincess»

34
00:01:56,315 --> 00:01:57,317
‫حالت خوبه؟

35
00:01:58,403 --> 00:01:59,823
‫چی پوشیده بود؟

36
00:02:02,035 --> 00:02:04,875
‫من... یادم نیست.

37
00:02:08,006 --> 00:02:09,008
‫من دیدمش.

38
00:02:10,302 --> 00:02:12,599
‫داشتم به پشتیبانی پناهندگی زنگ می‌زدم.

39
00:02:12,891 --> 00:02:14,936
‫اصلا وصل نشد، احتمالا خیلی درگیرن.

40
00:02:16,105 --> 00:02:17,357
‫اون چه رنگی بود؟

41
00:02:17,901 --> 00:02:18,903
‫هیچ خری نمی‌دونه.

42
00:02:19,236 --> 00:02:21,282
‫حالا مارک داشت با سرینا چه غلطی می‌کرد؟

43
00:02:21,700 --> 00:02:23,537
‫احتمالا با آمریکایی‌ها
‫یه معامله‌ای کرده.

44
00:02:23,662 --> 00:02:25,081
‫لعنت بهشون!

45
00:02:26,417 --> 00:02:27,629
‫چی پوشیده بود؟

46
00:02:29,089 --> 00:02:30,676
‫آخه اون چه رنگی بود؟

47
00:02:30,801 --> 00:02:32,095
‫نمی‌دونم. رنگ پیراهنش رو تا حالا

48
00:02:32,221 --> 00:02:35,853
‫ندیده بودم. شبیه به ارغوانی یا بنفش بود.

49
00:02:36,145 --> 00:02:38,066
‫آره بنفش بود. بنفش یعنی چی؟

50
00:02:38,191 --> 00:02:39,736
‫- نمی‌دونم.
‫- نمی‌دونم.

51
00:02:39,861 --> 00:02:40,905
‫صورتی که نبود.

52
00:02:41,865 --> 00:02:43,159
‫دیگه یه دختربچه نیست.

53
00:02:52,637 --> 00:02:53,681
‫لعنتی.

54
00:02:58,732 --> 00:02:59,818
‫نیک اونجا بود.

55
00:03:00,695 --> 00:03:02,239
‫می‌تونم با اون صحبت کنم.
‫باید باهاش صحبت کنم.

56
00:03:02,364 --> 00:03:05,370
‫نه، خارج از دفتر توئلو نمی‌تونیم
‫باهاش تماس برقرار کنیم.

57
00:03:08,544 --> 00:03:09,963
‫یه گروهی سر مرز هستن.

58
00:03:11,382 --> 00:03:12,384
‫گروهی از زنان.

59
00:03:13,052 --> 00:03:14,764
‫رسمی نیست اما...

60
00:03:16,183 --> 00:03:17,185
‫شنیدم موفق شدن یه سری

61
00:03:17,311 --> 00:03:19,189
‫پیغوم به افراد داخلی برسونن.

62
00:03:23,866 --> 00:03:24,784
‫چی؟

63
00:03:30,128 --> 00:03:31,464
‫کِی می‌خواستی بهم بگی که...

64
00:03:31,590 --> 00:03:32,925
‫اصلا نمی‌خواستم اینو بهت بگم،

65
00:03:33,552 --> 00:03:35,514
‫آخه به نظرم این کارشون رسما خودکشیـه.

66
00:03:35,848 --> 00:03:38,019
‫یه مُشت پناهنده‌ان که ضربه روحی خوردن،

67
00:03:38,144 --> 00:03:40,273
‫و الانـم تنها کسایی که نباید
‫پیششون باشی، دقیقا همونان.

68
00:03:40,357 --> 00:03:41,943
‫تو نباید در این مورد تصمیم بگیریا.

69
00:03:48,081 --> 00:03:49,249
‫باشه، بهشون درخواست ملاقات می‌دم.

70
00:03:51,128 --> 00:03:52,005
‫بخاطر هانا.

71
00:03:54,636 --> 00:03:56,263
‫البته فقط من و تو می‌تونیم.
‫حضور مردان ممنوعه.

72
00:04:10,002 --> 00:04:13,939
‫«سرگذشت ندیمه»
‫[فصل پنجم، قسمت سوّم]

73
00:04:49,119 --> 00:04:51,875
‫لیلی؟ من مویراـم.

74
00:04:53,670 --> 00:04:54,881
‫جون آزبورن.

75
00:04:55,841 --> 00:04:57,177
‫فکر می‌‌کردم قد بلندتر باشی.

76
00:04:58,387 --> 00:05:00,350
‫خیلیا بهم می‌گن.

77
00:05:02,020 --> 00:05:03,649
‫خب بهم نیاز داری که واست
‫یه پیغومی رو برسونم؟

78
00:05:04,609 --> 00:05:07,197
‫اگه می‌تونی آره.
‫به یه فرمانده‌ای باید برسونی.

79
00:05:09,368 --> 00:05:10,370
‫خیله‌خب.

80
00:05:11,748 --> 00:05:12,750
‫بوستون؟

81
00:05:12,875 --> 00:05:13,877
‫آره.

82
00:05:14,921 --> 00:05:16,132
‫از مردهای یک جزبل بزرگه؟
‫(فاحشه‌های دنیای گیلیاد)

83
00:05:20,766 --> 00:05:22,018
‫نه، اون...

84
00:05:23,605 --> 00:05:24,607
‫نه.

85
00:05:24,983 --> 00:05:26,235
‫چقدر بد.

86
00:05:26,570 --> 00:05:28,782
‫چند نفری رو توی بوستون داریم.

87
00:05:30,368 --> 00:05:31,538
‫تنها راهـش فقط همین نیست.

88
00:05:33,040 --> 00:05:36,046
‫قبل از اینکه چشم‌ها بگیرنـم، باید
‫یکمی شبکه‌ـمون رو گسترش بدم.

89
00:05:39,052 --> 00:05:41,140
‫من یکی از اون زنانی هستم که
‫با واترفورد معاوضه کردید.

90
00:05:48,614 --> 00:05:49,866
‫شرمنده که زودتر انجامش ندادم.

91
00:05:53,247 --> 00:05:54,751
‫نمی‌دونم چطوری ترتیب این کار رو دادی.

92
00:05:56,003 --> 00:05:56,922
‫ما و همه‌ی اون بچه‌ها

93
00:05:58,049 --> 00:05:59,217
‫رو آزاد کردی.

94
00:06:01,305 --> 00:06:02,307
‫شانس بهم رو زد.

95
00:06:04,394 --> 00:06:05,438
‫خانم‌ها همیشه وقتی

96
00:06:05,564 --> 00:06:07,317
‫معجزه می‌کنن،
‫این حرفا رو می‌زنن.

97
00:06:14,498 --> 00:06:15,501
‫دنبالم بیاید.

98
00:06:33,745 --> 00:06:34,914
‫این نشونِ خونوادگی کیه؟

99
00:06:36,292 --> 00:06:37,753
‫خونواده‌ی برادریک‌ها توی واشنگتن.

100
00:06:39,006 --> 00:06:42,345
‫فرمانده کریستوفر برادریک؟
‫عجب چیزی.

101
00:06:42,888 --> 00:06:44,851
‫لطف کردن وقت گذاشتن.

102
00:06:45,686 --> 00:06:48,775
‫خب، دیروز نمایش بزرگی به پا کردی.

103
00:06:48,859 --> 00:06:50,863
‫تعجبی نداره که رهبری قدردانـه.

104
00:06:52,282 --> 00:06:53,367
‫خیلی هم قدردانـه.

105
00:06:54,662 --> 00:06:57,501
‫خیالـم راحت شد بالاخره فرد احترامی که

106
00:06:57,626 --> 00:06:59,463
‫لایقش بود رو دریافت کرد.

107
00:07:00,632 --> 00:07:03,220
‫امیدوارم توی اداره مرکزی،
‫زیادی واست دردسر

108
00:07:03,345 --> 00:07:04,389
‫نساخته باشم.

109
00:07:04,766 --> 00:07:07,646
‫مطمئنم از بابت تمامی
‫این قضایا خوشحال نیستن.

110
00:07:07,980 --> 00:07:09,399
‫برات استثنا قائل شدن

111
00:07:09,525 --> 00:07:11,487
‫تا شوهرت رو توی وطنـش دفن کنی.

112
00:07:11,613 --> 00:07:13,157
‫رسما این کاری که در پیش گرفتی

113
00:07:13,282 --> 00:07:15,746
‫به ما مرتبط نیست.

114
00:07:16,246 --> 00:07:18,292
‫اومدی اینجا که بهم پیشنهاد محافظت بدی.

115
00:07:20,923 --> 00:07:24,680
‫بخاطر سوءتفاهم ناخوشایندی که بابت
‫انتقال فرمانده واترفورد به بازداشتگاه

116
00:07:24,806 --> 00:07:27,895
‫پیش اومده، از این طریق عذرخواهی می‌کنیم.

117
00:07:30,066 --> 00:07:33,657
‫و اصلا درگیر اطلاعات جمع کردن برای

118
00:07:33,782 --> 00:07:36,203
‫برگردوندنِ آمریکایی‌ها یا
‫کانادایی‌ها نیستی؟

119
00:07:38,124 --> 00:07:39,167
‫ابدا.

120
00:07:41,046 --> 00:07:42,925
‫خب با این حال، نباید زیاد اینجا بمونی.

121
00:07:44,052 --> 00:07:46,098
‫هتل مارتاس گزارش میده بهشون.

122
00:07:47,267 --> 00:07:50,941
‫نگرانِ اعتبارتی؟

123
00:07:56,870 --> 00:07:59,166
‫فقط نمی‌خوام کسی فکر اشتباهی کنه.

124
00:08:02,338 --> 00:08:03,340
‫درسته.

125
00:08:06,556 --> 00:08:07,766
‫پس تنهات می‌ذارم.

126
00:08:09,311 --> 00:08:12,902
‫برمی‌گردم تا پیش فرمانده لارنس همراهیت کنم.

127
00:09:10,224 --> 00:09:13,480
‫نمیشه زیاد مراقب بود.
‫خیلی به سرزمین بی‌طرف نزدیکـه.

128
00:09:14,274 --> 00:09:16,361
‫هی، بیا اینجا.

129
00:09:19,159 --> 00:09:20,871
‫مویرا و جون آزبورن هستن.

130
00:09:21,664 --> 00:09:22,833
‫هردوشون توی بوستون بودن.

131
00:09:23,877 --> 00:09:25,171
‫جون توی عملیات نجات
‫«پرواز فرشتگان» دست داشت.

132
00:09:45,378 --> 00:09:47,841
‫بیاید، به رابطـم پیام می‌دم.

133
00:09:48,467 --> 00:09:50,388
‫می‌تونیم با تلفن‌های ماهواره‌ای
‫از کنترل دکل‌های مخابراتی رد شیم،

134
00:09:50,514 --> 00:09:52,601
‫اما روندش زمانبـره.

135
00:09:52,851 --> 00:09:54,814
‫طول می‌کشه تا دستت به طرفت برسه.

136
00:10:06,629 --> 00:10:07,673
‫این چیه؟

137
00:10:09,426 --> 00:10:11,096
‫تموم کسایی که تونستیم خارج کنیم.

138
00:10:11,597 --> 00:10:13,560
‫یا درکل، اکثرشون اینجان.

139
00:10:18,068 --> 00:10:19,237
‫محشرـه.

140
00:10:22,368 --> 00:10:23,580
‫زیادی متاثر نشید.

141
00:10:25,458 --> 00:10:27,253
‫اینجا کسایی هستن که
‫در این سال‌ها از دست دادیمشون.

142
00:10:39,194 --> 00:10:40,196
‫متاسفم.

143
00:10:40,947 --> 00:10:41,949
‫منم همینطور.

144
00:10:43,160 --> 00:10:45,582
‫اما هرکسی که با می‌دی کار می‌کنه
‫خطراتـشم به جون می‌خره.

145
00:10:53,848 --> 00:10:54,892
‫می‌دی؟

146
00:10:55,769 --> 00:10:56,813
‫می‌دی.

147
00:10:57,648 --> 00:10:58,775
‫می‌دی توی کاناداست؟

148
00:11:00,695 --> 00:11:01,739
‫می‌دی همه‌جا هست.

149
00:11:02,950 --> 00:11:04,369
‫صبر کن ببینم، چطوری نگرفتنـتون؟

150
00:11:05,622 --> 00:11:08,586
‫خب هیچ پرچم یا چیز خاصی نداریم.

151
00:11:09,003 --> 00:11:11,551
‫فقط یه سری پایگاه‌های
‫کوچیک مثل اینجا رو داریم.

152
00:11:12,218 --> 00:11:14,515
‫گاهی‌وقتا خونواده‌ها هستن، خودِ مردم.

153
00:11:15,182 --> 00:11:16,936
‫مردمی که سعی دارن
‫یکم کار خیر بکنن.

154
00:11:17,270 --> 00:11:18,690
‫و همه توی مرز هستن؟

155
00:11:19,315 --> 00:11:20,359
‫خبر ندارم.

156
00:11:20,694 --> 00:11:22,029
‫اینطوری برای همه ایمن‌تـره.

157
00:11:23,448 --> 00:11:25,452
‫اکثر آدمای گروهـم هنوز داخل کشورن.

158
00:11:26,288 --> 00:11:27,373
‫من یک مارتا بودم.

159
00:11:28,208 --> 00:11:30,254
‫ما اطلاعاتمون رو از اینجا خارج می‌کردیم.

160
00:11:30,755 --> 00:11:32,008
‫می‌دی واسمون تسلیحات،

161
00:11:32,133 --> 00:11:34,972
‫مواد منفجره و یه سری چیزمیز
‫واسه دردسر درست کردن فرستاد.

162
00:11:35,974 --> 00:11:38,437
‫و وقتی می‌گرفتنت و رسما به فنا می‌رفتی،

163
00:11:39,523 --> 00:11:41,443
‫کسایی بودن که حداقل واسه
‫نجاتت تلاش کنن.

164
00:11:43,405 --> 00:11:44,658
‫این می‌دیِ من بود.

165
00:11:51,004 --> 00:11:52,256
‫ما فکر می‌کردیم از خودمون درآوردیمش.

166
00:11:56,641 --> 00:11:57,934
‫فکر می‌کردیم واقعی نیست.

167
00:11:59,938 --> 00:12:01,776
‫فکر می‌کردیم چون مجبور بودیم،
‫از خودمون درآوردیمش.

168
00:12:04,364 --> 00:12:07,036
‫خب پس خودتـم می‌دی بودی.

169
00:12:11,796 --> 00:12:14,467
‫حالا بگذریم، همونطوری که گفتم
‫یکمی باید دندون رو جیگر بذارین

170
00:12:14,593 --> 00:12:15,804
‫تا به فرمانده‌ـتون دسترسی پیدا کنیم.

171
00:12:22,776 --> 00:12:27,284
‫خانم واترفورد و آقای توئلو پرتوان.

172
00:12:28,120 --> 00:12:29,707
‫روزتون بخیر فرمانده لارنس.

173
00:12:29,915 --> 00:12:33,296
‫وقتـشه. دوستانتون منتظرن.

174
00:12:33,422 --> 00:12:34,842
‫مهمانِ افتخاری.

175
00:12:37,263 --> 00:12:42,273
‫ما سیاستِ سفت‌وسختی مبنی
‫بر «ورود جاسوسین ممنوع» داریم.

176
00:12:43,108 --> 00:12:44,068
‫به دل نگیرید.

177
00:12:44,444 --> 00:12:46,281
‫نه، نه... ابدا.

178
00:12:46,406 --> 00:12:49,830
‫اما بعدا زمانی رو مشخص کنید
‫که باهم گفتگو کنیم.

179
00:12:49,955 --> 00:12:51,458
‫به نظرم چیزهای زیادی هست
‫که باید درموردشون صحبت کنیم.

180
00:12:54,172 --> 00:12:55,174
‫بسیارخب.

181
00:13:06,154 --> 00:13:07,364
‫سرینا.

182
00:13:08,743 --> 00:13:10,496
‫از صمیم قلب تسلیت می‌گم.

183
00:13:10,663 --> 00:13:12,082
‫ممنون فرمانده مکنزی.

184
00:13:12,918 --> 00:13:14,212
‫همسرم رو که می‌شناسید؟

185
00:13:14,755 --> 00:13:15,757
‫بله کمابیش.

186
00:13:16,132 --> 00:13:17,511
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمتون.

187
00:13:17,636 --> 00:13:20,057
‫متاسفم که چنین شرایطی رخ داده.

188
00:13:20,182 --> 00:13:23,523
‫مایه‌ی تسکینـه مراسمی که سزاوارش بود
‫رو براش گرفتیم و باهاش خداحافظی کردیم.

189
00:13:23,648 --> 00:13:24,983
‫خدا بیامرزدشون.

190
00:13:26,027 --> 00:13:27,739
‫البته ترجیح ما این بود که
‫محاکمه‌ی منصفانه‌ای

191
00:13:27,864 --> 00:13:29,743
‫براشون رقم بزنیم،

192
00:13:29,868 --> 00:13:31,831
‫همونطوری که فرمانده لارنس
‫سعی بر فراهم کردن شرایط داشتن.

193
00:13:33,709 --> 00:13:35,713
‫شدیدا مایه‌ی تاسفـه که

194
00:13:35,839 --> 00:13:38,385
‫خانم آزبورن تونستن مداخله کنن.

195
00:13:41,934 --> 00:13:43,103
‫شما... خبر دارید؟

196
00:13:43,604 --> 00:13:45,190
‫تنهایی نمی‌تونست از پس این کار بربیاد.

197
00:13:46,067 --> 00:13:48,781
‫و تا جایی که منطقیه،
‫حتما کمکی بهشون شده.

198
00:13:49,950 --> 00:13:52,789
‫از دستِ آمریکایی‌ها، عجیبه واقعا.

199
00:13:52,914 --> 00:13:54,960
‫انتظار میره وضعیتِ تضعیف‌شده‌ـشون

200
00:13:55,085 --> 00:13:57,047
‫مسببِ مهارِ تمایل عجیبـشون
‫به سوء قصدهای

201
00:13:57,172 --> 00:14:01,472
‫سیاسی بشه.
‫اما گمونم پای سنت‌ها درمیونه.

202
00:14:04,437 --> 00:14:07,276
‫- رز!
‫- خانم مکنزی!

203
00:14:07,401 --> 00:14:08,529
‫خیلی از دیدنت خوشحالم.

204
00:14:08,654 --> 00:14:10,324
‫- خیلی وقته ندیدمت.
‫- اصلا نمی‌خوایم فرصتِ دیدن رزی

205
00:14:10,449 --> 00:14:13,539
‫یا آشنا شدن با شوهر جدیدش رو از دست بدیم.

206
00:14:14,791 --> 00:14:15,877
‫ممنون که منم دعوت کردید.

207
00:14:18,674 --> 00:14:21,471
‫شما فرمانده رو از قبل می‌شناسید، درسته؟

208
00:14:21,597 --> 00:14:23,559
‫بله، نیک از دوستانِ قدیمی ماست.

209
00:14:24,519 --> 00:14:26,523
‫افتخار آشنایی با خانم بلین رو نداشتم.

210
00:14:26,649 --> 00:14:28,653
‫لطفا رز صدام کنید خانم واترفورد.

211
00:14:28,778 --> 00:14:30,865
‫شوهرم با احترام زیادی از شما صحبت می‌کنه.

212
00:14:30,990 --> 00:14:32,326
‫واقعا؟

213
00:14:33,203 --> 00:14:35,667
‫خب تعریف کنید ببینیم چطوری باهم آشنا شدید؟

214
00:14:36,167 --> 00:14:37,754
‫چند ماه پیش با هم آشنا شدیم.

215
00:14:38,088 --> 00:14:40,008
‫نیک توی واشنگتن مشغول به کار بود.

216
00:14:40,425 --> 00:14:43,975
‫توی سومین مراسم گالایی که
‫هردو بودیم، این عشق اتفاق افتاد.

217
00:14:44,100 --> 00:14:45,687
‫همیشه از صحبت با رز لذت می‌بردم.

218
00:14:46,187 --> 00:14:47,732
‫چقدر دوست داشتنی.

219
00:14:49,068 --> 00:14:50,655
‫و چه خوش شانسید که تونستید

220
00:14:50,780 --> 00:14:53,536
‫چنین زوج فوق‌العاده‌ای رو بسازید.

221
00:14:54,453 --> 00:14:55,915
‫خداوند بهم لطف کرده.

222
00:14:57,334 --> 00:14:58,504
‫برای بچه‌ـتون.

223
00:14:59,046 --> 00:15:00,340
‫تبریک می‌گم.

224
00:15:01,927 --> 00:15:03,346
‫یه پلیور کوچیکه.

225
00:15:03,597 --> 00:15:04,933
‫امیدوارم خوشتون بیاد.

226
00:15:05,058 --> 00:15:06,645
‫هنوز بافندگیـم خوب نشده.

227
00:15:06,770 --> 00:15:08,023
‫اولیش رو باید ببینید.

228
00:15:08,231 --> 00:15:10,570
‫هیچکس نباید اونو ببینه.

229
00:15:11,279 --> 00:15:12,741
‫بابت زحماتتون ممنونم.

230
00:15:17,625 --> 00:15:19,880
‫شام آماده‌ست. بریم؟

231
00:16:48,599 --> 00:16:49,726
‫من...

232
00:17:33,396 --> 00:17:34,983
‫خدای من!

233
00:17:42,039 --> 00:17:45,086
‫حقش نیست اینجا باشه.

234
00:17:46,464 --> 00:17:49,345
‫خودت می‌دونی که این حقش نیست.

235
00:17:50,138 --> 00:17:54,188
‫می‌دونم که گاها بخاطر بعضی از رفتارهام

236
00:17:55,650 --> 00:17:59,239
‫ناراحت شدی. منم کنترلم رو از دست دادم.

237
00:17:59,323 --> 00:18:03,791
‫یه سری تصمیمات گرفتم.

238
00:18:03,916 --> 00:18:06,713
‫من یه سری تصمیماتی گرفتم.

239
00:18:07,297 --> 00:18:09,009
‫من فقط سعی داشتم

240
00:18:09,134 --> 00:18:14,269
‫دخترام رو... در امان نگه دارم.

241
00:18:16,733 --> 00:18:18,444
‫مطمئنم اینو درک می‌کنی.

242
00:18:19,405 --> 00:18:21,910
‫لطفا اون و مجازات نکن.

243
00:18:22,411 --> 00:18:24,582
‫لطفا اون و برای درس زندگی به
‫من دادن مجازات نکن.

244
00:18:24,707 --> 00:18:27,462
‫من همه چیز رو درست می‌کنم!

245
00:18:27,880 --> 00:18:30,343
‫من می‌تونم درستش کنم!
‫این کار رو می‌کنم.

246
00:18:30,553 --> 00:18:33,976
‫طریقه‌ی زندگیم رو تغییر می‌دم.

247
00:18:36,313 --> 00:18:37,734
‫طریقه‌ی زندگیم رو تغییر می‌دم.

248
00:18:39,319 --> 00:18:42,702
‫بهت قول می‌دم. بهت قول می‌دم.

249
00:18:48,379 --> 00:18:49,465
‫خواهش می‌کنم.

250
00:18:56,479 --> 00:18:59,359
‫امروز صبح داشتم یه سری
‫از گزارش‌ها رو می‌خوندم،

251
00:18:59,485 --> 00:19:02,867
‫بازخورد خیلی مثبتی بابت پخش
‫مراسم تشیع دریافت کردیم.

252
00:19:02,992 --> 00:19:05,873
‫نمایش آغازینِ ستودنی.

253
00:19:06,625 --> 00:19:09,506
‫شاید بهتر باشه راهبرد آزمایشی جدیدی

254
00:19:09,631 --> 00:19:12,803
‫برای صادرات به اروپا در نظر بگیریم...

255
00:19:12,929 --> 00:19:15,976
‫فردا توی جلسه‌ی شورا در
‫این مورد صحبت می‌کنیم.

256
00:19:16,268 --> 00:19:19,609
‫داری حوصله‌ی خانم‌ها رو با
‫این حرفات سر می‌بری جوزف.

257
00:19:21,988 --> 00:19:24,117
‫عذرخواهی می‌کنم.
‫اگه مایه‌ی تسلیـه خانم، باید بگم که

258
00:19:24,243 --> 00:19:26,247
‫من حوصله‌ی خودمم سر می‌برم.

259
00:19:26,372 --> 00:19:28,376
‫بعد تجدید فراشتون

260
00:19:28,502 --> 00:19:31,215
‫دوباره چم و خم گفتگو دستتون میاد.

261
00:19:31,340 --> 00:19:32,885
‫آقایون توی این هنر مهارتی ندارن.

262
00:19:34,973 --> 00:19:37,603
‫من برنامه‌ای برای تجدید فراش ندارم.

263
00:19:38,814 --> 00:19:39,816
‫بعدا درمورد

264
00:19:39,941 --> 00:19:40,985
‫این موضوع هم صحبت می‌کنیم.

265
00:19:41,570 --> 00:19:43,824
‫مرد مجرد هیچ جایی توی رهبری نداره.

266
00:19:50,796 --> 00:19:53,760
‫دیروز از دیدن اگنس خیلی خوشحال شدم.

267
00:19:54,386 --> 00:19:56,265
‫خیلی قدردان

268
00:19:56,390 --> 00:19:59,021
‫و ممنونم که خونواده‌ـتون این همه
‫راه رو تا اینجا اومدن.

269
00:19:59,522 --> 00:20:00,774
‫برای ادای احترام اومدیم.

270
00:20:01,233 --> 00:20:03,697
‫و بخوام رک بگم،
‫اومدیم که با شما

271
00:20:03,822 --> 00:20:05,993
‫درمورد دشمنِ مشترکـمون صحبت کنیم.

272
00:20:07,412 --> 00:20:09,584
‫امیدوار بودیم با رفتن خانم آزبورن به تورنتو

273
00:20:09,709 --> 00:20:11,504
‫بالاخره همه‌چیز تموم می‌شد اما...

274
00:20:11,630 --> 00:20:13,508
‫هیچوقت دست از این کارها برنمی‌داره.

275
00:20:14,259 --> 00:20:16,388
‫نه، اصلا اینطور به نظر نمیاد.

276
00:20:17,934 --> 00:20:19,687
‫و وقتی دستش به فرد رسید،

277
00:20:19,812 --> 00:20:23,194
‫متاسفانه باید بگم به کمکِ آمریکایی‌ها،

278
00:20:23,319 --> 00:20:25,950
‫ممکنه بتونه به خونواده‌ی ما
‫هم دسترسی پیدا کنه.

279
00:20:27,620 --> 00:20:29,999
‫بابت مداخلات قبلیـم برای دفاع ازش

280
00:20:30,124 --> 00:20:31,168
‫پشیمونم.

281
00:20:34,759 --> 00:20:37,472
‫ما اصلا دلمون نمی‌خواد اگنس خبردار بشه که

282
00:20:37,598 --> 00:20:38,767
‫اتفاق وحشتناکی برای مادر خونی‌ش افتاده.

283
00:20:39,936 --> 00:20:41,480
‫که اینطوری بهش ضربه‌ای وارد نشه.

284
00:20:42,817 --> 00:20:43,902
‫یکی از اسرار اعجاب‌انگیزِ پروردگارـه

285
00:20:44,027 --> 00:20:47,117
‫که چنین فرشته‌ی شیرینی از
‫چنان زن عفریته‌ای زاده شده.

286
00:20:49,246 --> 00:20:52,586
‫بله خب،
‫ما با عشق و عاطفه همراهیش کردیم،

287
00:20:52,712 --> 00:20:54,632
‫و جز مهربانی و عطوفت چیزی از ما ندیده.

288
00:20:57,053 --> 00:20:58,849
‫اما اَگنس خیلی قویه،

289
00:20:59,767 --> 00:21:02,523
‫و وقی زمانش برسه، خودش درک می‌کنه.

290
00:21:06,155 --> 00:21:07,867
‫جون آزبورن یه بَلای‌ آسمونیه.

291
00:21:08,910 --> 00:21:10,204
‫باید از شرش خلاص شیم.

292
00:21:24,274 --> 00:21:25,318
‫مرسی که حاضر شدی کمک بدی.

293
00:21:26,445 --> 00:21:27,615
‫قابلی نداره.

294
00:21:29,911 --> 00:21:30,996
‫آفرین.

295
00:21:31,790 --> 00:21:34,294
‫خب، شماها جز نقش و اینجور چیزها

296
00:21:34,419 --> 00:21:35,631
‫دیگه چی می‌دوزید؟

297
00:21:37,050 --> 00:21:38,344
‫نمی‌دونم، بستگی داره.

298
00:21:38,637 --> 00:21:41,601
‫مال تو قراره حاوی پودر آرسنیک باشه.

299
00:21:41,893 --> 00:21:44,565
‫امیدواریم بتونیم هفته آینده یه فرمانده
‫از واشنگتن دی‌سی رو بُکشیم.

300
00:21:45,776 --> 00:21:49,784
‫مرگ با آرسنیک خیلی دردآوره.

301
00:21:54,334 --> 00:21:55,336
‫خوبه...

302
00:22:00,806 --> 00:22:02,893
‫- شلیک نکنید!
‫- تفنگ کوفتی رو بذار زمین!

303
00:22:03,018 --> 00:22:04,146
‫شلیک نکنید!

304
00:22:06,191 --> 00:22:08,028
‫تکون نخور و تفنگ کوفتی رو بذار زمین.

305
00:22:08,154 --> 00:22:09,406
‫- لطفاً
‫- تفنگت رو بذار زمین.

306
00:22:09,532 --> 00:22:12,370
‫شماها تفنگ‌هاتون رو بذارید زمین،
‫من دشمن نیستم. دوست‌ام

307
00:22:12,495 --> 00:22:13,497
‫مایک کجاست؟

308
00:22:13,623 --> 00:22:15,586
‫نتونست بیاد، جاش من رو فرستاد
‫و رمز مخفی رو بهم گفت.

309
00:22:15,711 --> 00:22:16,796
‫خیلی‌خب، پس اگه می‌دونی رمز چیه...

310
00:22:16,921 --> 00:22:18,633
‫«گل‌های رُز روی صندلی بودند»

311
00:22:19,635 --> 00:22:20,804
‫یه لحظه بذارید فکرکنم...

312
00:22:20,971 --> 00:22:22,766
‫«گل‌های رُز روی صندلی بودند»

313
00:22:22,892 --> 00:22:24,729
‫«یونس، انگار از آن‌ها خون دمیده شده بود»

314
00:22:24,854 --> 00:22:26,733
‫«انگار از آن‌ها خون دمیده شده بود»

315
00:22:26,858 --> 00:22:27,860
‫ریچل!

316
00:22:28,402 --> 00:22:30,323
‫لطفاً کاری باهاش نداشته باشید،
‫اون دوست منه!

317
00:22:30,448 --> 00:22:32,285
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫همه‌چی امن و امانه.

318
00:22:36,669 --> 00:22:38,965
‫ممنون، بابت همه‌چی.

319
00:22:39,424 --> 00:22:40,426
‫خدا پشت و پناهت.

320
00:22:41,971 --> 00:22:44,977
‫خیلی خوشحالیم که حالت خوبه،
‫چیزی نیست...

321
00:22:45,729 --> 00:22:47,733
‫ریچل خانواده‌ات در به در دنبالت می‌گردن.

322
00:22:47,858 --> 00:22:49,695
‫خیلی‌خب پس، ممنون.

323
00:22:51,239 --> 00:22:52,242
‫هی...

324
00:22:55,749 --> 00:22:56,751
‫داری می‌ری؟

325
00:22:57,670 --> 00:22:58,672
‫اره.

326
00:23:00,132 --> 00:23:02,011
‫باید عجله کنم، زن و بچه‌ام
‫تو خونه منتظرن.

327
00:23:05,184 --> 00:23:06,436
‫نمی‌تونم تنهاشون بذارم.

328
00:23:29,399 --> 00:23:30,819
‫یه لحظه وایسا الان میام.

329
00:23:30,944 --> 00:23:32,030
‫باشه، مراقب باش.

330
00:23:42,383 --> 00:23:43,427
‫فرمانده بلین.

331
00:23:44,638 --> 00:23:47,018
‫خب ببین من...

332
00:23:48,730 --> 00:23:50,567
‫من می‌خوام درمورد جـون باهاش صحبت کنم.

333
00:23:52,028 --> 00:23:53,030
‫با رُز یعنی...

334
00:23:56,078 --> 00:23:57,748
‫- حتماً
‫- خیلی‌خب

335
00:23:59,502 --> 00:24:00,879
‫به اون مسئله‌ای که درموردش حرف زدیم

336
00:24:00,962 --> 00:24:02,800
‫به اندازه کافی فکر کردید؟

337
00:24:05,806 --> 00:24:08,520
‫اره، نه. الان وقت اون قضیه نیست.

338
00:24:11,399 --> 00:24:12,736
‫عصر بخیر فرمانده.

339
00:24:13,237 --> 00:24:14,782
‫صحبت‌تون خیلی طول می‌کشه؟

340
00:24:15,032 --> 00:24:16,034
‫نه قربان.

341
00:24:17,871 --> 00:24:19,415
‫چون خیلی زشته که همسرت رو اینطوری

342
00:24:19,542 --> 00:24:20,836
‫توی سرما منتظر بذاری.

343
00:24:22,380 --> 00:24:23,465
‫می‌شه تنهامون بذارید؟

344
00:24:25,010 --> 00:24:26,054
‫حتماً.

345
00:24:30,062 --> 00:24:31,983
‫پدر رُز از دوست‌های قدیمی‌مونه.

346
00:24:32,985 --> 00:24:35,489
‫امیدوارم که جایگاه فرماندار ارشد، وارتون...

347
00:24:35,615 --> 00:24:37,619
‫هیچ ربطی به علاقه ناگهانی تو، فرمانده جوان

348
00:24:37,744 --> 00:24:40,040
‫به جهت ترفیعِ گرفتن نباشه.

349
00:24:42,128 --> 00:24:43,172
‫معلومه که نه.

350
00:24:44,299 --> 00:24:45,844
‫حواسم بهت هست.

351
00:24:46,219 --> 00:24:47,388
‫به بهترین نحو باهاش رفتار کن.

352
00:24:48,600 --> 00:24:49,602
‫چشم قربان.

353
00:24:53,818 --> 00:24:55,947
‫لعنتی...

354
00:24:58,786 --> 00:25:00,707
‫النور خیلی پرجنب‌ و جوش بود.

355
00:25:02,210 --> 00:25:05,132
‫حتماً بدون اون خونه خیلی سوت و کورـه...

356
00:25:07,971 --> 00:25:09,015
‫همینطوره.

357
00:25:11,854 --> 00:25:13,106
‫خیلی دوستش داشتم...

358
00:25:16,029 --> 00:25:19,912
‫ببخشید می‌گم اما فکرنکنم اون از
‫تو خوشش می‌اومد.

359
00:25:22,208 --> 00:25:24,838
‫خب، زن‌ها هیچوقت رابطه خوبی با من نداشتن.

360
00:25:24,964 --> 00:25:27,719
‫واقعاً نمی‌دونم چرا...

361
00:25:36,027 --> 00:25:37,990
‫فرد نباید همچین کاری باهات می‌کرد!

362
00:25:43,041 --> 00:25:44,210
‫اره، نباید می‌کرد.

363
00:25:45,129 --> 00:25:47,509
‫انسان ضعیفی بود،

364
00:25:48,886 --> 00:25:53,478
‫کسی که شور مرد سالاری رو...
‫به‌طرز فجیعی درآورده بود.

365
00:25:55,190 --> 00:25:59,575
‫دانش‌آموزهاـم عاشقِ این اصطلاح بودن.

366
00:26:01,620 --> 00:26:05,879
‫کم کم دارم با خودم می‌گم خداروشکر که...

367
00:26:06,004 --> 00:26:08,425
‫نیست و نمی‌تونه بچه‌مون رو بزرگ کنه.

368
00:26:11,599 --> 00:26:14,730
‫من عاشق فرد بودم، اما یه پسر پدری می‌خواد...

369
00:26:14,855 --> 00:26:16,274
‫که مثل کوه توی زندگی پشت و پناهش باشه.

370
00:26:17,652 --> 00:26:19,656
‫همسرم اشتباهات زیادی داشت.

371
00:26:23,873 --> 00:26:26,587
‫خب امیدوارم توی ازدواج بعدی‌تون
‫شانس باهاتون یار باشه.

372
00:26:32,348 --> 00:26:33,518
‫مکنزی درست می‌گفت.

373
00:26:35,980 --> 00:26:39,153
‫توی گیلیاد، مردی که ازدواج نکرده باشه
‫هیج تاثیر به‌سزایی نداره.

374
00:26:44,998 --> 00:26:48,171
‫سرینا، ازدواج به جانب قدرت...

375
00:26:48,296 --> 00:26:51,386
‫همیشه آخر و عاقبت خوشی نداره.

376
00:26:54,100 --> 00:26:55,310
‫بستگی به اون رابطه داره.

377
00:27:05,122 --> 00:27:07,627
‫وقتی شکم‌ش سیر می‌شد،
‫حسابی فعال می‌شد.

378
00:27:18,858 --> 00:27:21,906
‫ما ازت مراقبت می‌کنیم، سرینا.

379
00:27:22,031 --> 00:27:23,116
‫تو و پسرت.

380
00:27:31,592 --> 00:27:33,094
‫به امید خدا.

381
00:27:56,432 --> 00:27:58,813
‫خانم پاتنوم...

382
00:27:59,690 --> 00:28:01,317
‫خدا خیرتون بده که اومدین.

383
00:28:01,902 --> 00:28:03,948
‫چاره‌ای نداشتم آخه، نه؟

384
00:28:05,200 --> 00:28:07,329
‫خب با این اوصاف...

385
00:28:08,583 --> 00:28:11,462
‫به یاد دارم وقتی که آنجلا در بستر بیماری بود،

386
00:28:11,589 --> 00:28:15,429
‫حضور جنین در بیمارستان کنارم
‫ موجب تسلی‌خاطر بود.

387
00:28:17,767 --> 00:28:18,769
‫حتماً همینطور بوده.

388
00:28:20,272 --> 00:28:21,482
‫دکترها زیاد...

389
00:28:23,361 --> 00:28:24,363
‫خوش‌بین نیستن.

390
00:28:27,621 --> 00:28:30,668
‫متاسفم لیدیا،
‫اون واقعاً یه موهبت الهی بود.

391
00:28:31,127 --> 00:28:33,924
‫و هست! خوب می‌شه.

392
00:28:34,801 --> 00:28:35,845
‫قطعاً.

393
00:28:40,563 --> 00:28:43,778
‫نمی‌خوای سلام کنی؟ سلام نمی‌کنی؟

394
00:28:53,506 --> 00:28:54,841
‫سلام کن...

395
00:29:10,915 --> 00:29:12,752
‫بهت اطمینان می‌دم آنجلا رو جوری بزرگ می‌کنم

396
00:29:12,877 --> 00:29:14,631
‫که بدون لبخند خوشگل‌ش به کی رفته!

397
00:29:19,014 --> 00:29:20,768
‫و همینطور ذاتِ پاک‌ش.

398
00:29:23,566 --> 00:29:24,568
‫احسنت.

399
00:29:26,989 --> 00:29:28,283
‫هرگز فراموشت نمی‌کنیم.

400
00:29:37,927 --> 00:29:41,142
‫باید بابت این شب فوق‌العاده
‫ازت تشکر کنم،

401
00:29:41,267 --> 00:29:43,313
‫البته که به تو بیشتر خوش گذشت!

402
00:29:43,438 --> 00:29:45,777
‫واقعاً ببخشید.
‫فکرمی‌کردم دیگه حداقل...

403
00:29:45,902 --> 00:29:47,697
‫اجازه بدن بیای داخل یه گوشه بشینی.

404
00:29:47,822 --> 00:29:49,576
‫اره.

405
00:29:49,701 --> 00:29:53,124
‫خیلی دوست داشتم فرمانده لاورنس رو ببینم

406
00:29:53,249 --> 00:29:55,253
‫ولی انتظار می رفت...

407
00:29:55,880 --> 00:29:57,842
‫مردان صاحب قدرت نمی‌تونن
‫ جلوی خودشون رو بگیرن

408
00:29:57,967 --> 00:29:59,846
‫تا قدرتی که دارن رو به رخ بقیه نکشن.

409
00:30:01,683 --> 00:30:03,646
‫اما اینجا بودن تجربه جالبی بود.

410
00:30:04,523 --> 00:30:07,570
‫سال‌ها از عمرم رو صرف
‫مطالعه روی این کشور کردم.

411
00:30:08,906 --> 00:30:10,408
‫با اون چیزی که انتظار داشتی فرق می‌کرد؟

412
00:30:11,870 --> 00:30:13,958
‫نه زیاد، نه.

413
00:30:15,085 --> 00:30:17,715
‫زیبایی ظاهری نهایتِ تلاشش رو می‌کنه تا

414
00:30:17,841 --> 00:30:20,262
‫فساد و ریاکاری های حاکم رو ماست‌مالی کنه.

415
00:30:23,561 --> 00:30:26,315
‫چه حیف که نمی‌تونی زحماتی
‫که برای این ملت کشیدیم رو ببینی.

416
00:30:32,411 --> 00:30:33,413
‫شب بخیر، سرینا.

417
00:30:33,539 --> 00:30:35,835
‫راستی، یه موضوعی هست

418
00:30:35,960 --> 00:30:38,131
‫که می‌خوام درموردش باهات مشورت کنم،
‫یه لحظه میای؟

419
00:30:52,660 --> 00:30:55,456
‫مگه چیه که نمی‌تونی تا فردا که
‫داریم برمی‌گردیم خونه‌مون، صبرکنی؟

420
00:30:57,419 --> 00:30:58,589
‫من الان تو خونه‌ام هستم.

421
00:31:01,637 --> 00:31:02,639
‫چی؟

422
00:31:04,224 --> 00:31:05,686
‫خونه من اینجاست.

423
00:31:08,107 --> 00:31:11,447
‫خیلی کارها هست که
‫می‌خوام انجام بدم.

424
00:31:12,199 --> 00:31:13,702
‫می‌خوام همینجا بمونم.

425
00:31:16,374 --> 00:31:17,376
‫بلاخره آزاد و رها شدی.

426
00:31:17,501 --> 00:31:20,508
‫مطمئنی که می‌خوای...
‫قیدش رو بزنی؟

427
00:31:28,691 --> 00:31:30,402
‫می‌خوام بابت تمامِ کارهایی که تا الان

428
00:31:30,528 --> 00:31:31,738
‫برام انجام دادی ازت تشکر کنم.

429
00:31:38,585 --> 00:31:39,587
‫وظیفه‌ام بوده.

430
00:31:40,798 --> 00:31:41,842
‫هنوزم...

431
00:32:07,894 --> 00:32:12,862
‫سرینا، اینجا موندن می‌تونه
‫اشتباه خیلی بزرگی باشه.

432
00:32:17,997 --> 00:32:19,458
‫ببخشید که همچین حسی داری...

433
00:32:21,087 --> 00:32:24,426
‫باید بدونی که اینجا برای یه زن تنها امن نیست.

434
00:32:25,846 --> 00:32:27,558
‫مخصوصاً یه زن مجرد.

435
00:32:27,767 --> 00:32:30,689
‫فکرنکنم مدت زیادی مجرد بمونم!

436
00:32:32,777 --> 00:32:34,363
‫چی؟ می‌خوای دوباره ازدواج کنی؟

437
00:32:34,488 --> 00:32:38,162
‫نه. من هنوز...عزادارم!

438
00:32:42,922 --> 00:32:44,091
‫بیا.

439
00:32:47,557 --> 00:32:48,976
‫شب بخیر خانم واترفورد.

440
00:32:49,101 --> 00:32:50,688
‫گفتن اطلاع بدم که فردا ساعت یازده...

441
00:32:50,813 --> 00:32:52,775
‫حتماً در شورا حضور داشته باشید.

442
00:32:53,276 --> 00:32:54,696
‫حضورتون رو تائید کنم خانم؟

443
00:32:54,821 --> 00:32:55,990
‫حتماً.

444
00:32:56,533 --> 00:32:58,244
‫فرمانده لاورنس جلسه رو ترتیب داده؟

445
00:32:58,829 --> 00:32:59,956
‫نمی‌دونم خانم.

446
00:33:00,081 --> 00:33:01,793
‫به من گفتن فقط بهتون اطلاع بدم.

447
00:33:03,797 --> 00:33:04,799
‫ممنون.

448
00:33:15,905 --> 00:33:16,948
‫خداحافظ سرینا.

449
00:33:20,079 --> 00:33:21,081
‫مراقب باش.

450
00:33:33,982 --> 00:33:34,984
‫جون.

451
00:33:37,782 --> 00:33:39,577
‫وای ممنون.

452
00:33:47,802 --> 00:33:48,804
‫نیک؟

453
00:33:51,267 --> 00:33:53,897
‫جون سلام!

454
00:33:57,487 --> 00:33:58,699
‫سلام.

455
00:34:00,326 --> 00:34:01,663
‫خوشحالم که صدات رو می‌شنوم.

456
00:34:03,207 --> 00:34:04,293
‫همچنین.

457
00:34:07,048 --> 00:34:09,386
‫هانا حالش خوبه، نتونستم باهاش حرف بزنم
‫اما حالش خوبه.

458
00:34:13,520 --> 00:34:14,689
‫پیش سریناست؟

459
00:34:16,651 --> 00:34:19,323
‫نه، آخرین بار توی خاک‌سپاری
‫هم رو دیدن.

460
00:34:20,909 --> 00:34:23,707
‫لباس بنفش رنگی که هانا پوشیده بود.

461
00:34:23,832 --> 00:34:24,834
‫چه معنی ای داشت؟

462
00:34:27,213 --> 00:34:28,257
‫یعنی اون آماده‌ست.

463
00:34:30,888 --> 00:34:31,931
‫آماده برای چی؟

464
00:34:33,142 --> 00:34:34,227
‫مدرسه جدید.

465
00:34:35,271 --> 00:34:38,779
‫جایی که دختران فرمانده‌های ارشد
‫برای ازدواج تعلیم داده می شن.

466
00:34:43,538 --> 00:34:44,540
‫ازدواج؟

467
00:34:46,795 --> 00:34:48,047
‫از الان آماده‌شون می‌کنن.

468
00:34:48,130 --> 00:34:49,967
‫تا جایی که می‌دونم
‫جز این برنامه دیگه ای ندارن.

469
00:34:51,930 --> 00:34:54,560
‫اما مشکلی براش پیش نمیاد،
‫مثل خودت سرسخته!

470
00:34:54,685 --> 00:35:00,321
‫و خانواده مکنزی واقعاً دوستش دارن.

471
00:35:03,077 --> 00:35:05,708
‫چه دوست‌داشتنیه که دارن
‫یه دختر 12 ساله رو...

472
00:35:05,833 --> 00:35:06,918
‫می‌فرستن مدرسه تعلیم ازدواج؟

473
00:35:09,674 --> 00:35:10,884
‫ببخشید که کاری از دستم برنمیاد.

474
00:35:12,387 --> 00:35:13,890
‫خب شاید...

475
00:35:15,686 --> 00:35:17,732
‫میدونم خواسته زیادیه، اما شاید بتونی هانا رو...

476
00:35:17,857 --> 00:35:21,321
‫به خونه خودش، اونجا منتقل کنی
‫و حواست بهش باشه.

477
00:35:22,449 --> 00:35:24,161
‫- می‌شه؟
‫- ای کاش می‌شد.

478
00:35:24,286 --> 00:35:25,371
‫اما من...

479
00:35:31,175 --> 00:35:32,427
‫وظایف زیادی روی دوشمه.

480
00:35:34,097 --> 00:35:35,183
‫وظایف جدید.

481
00:35:38,189 --> 00:35:39,357
‫ازدواج کردم.

482
00:35:42,447 --> 00:35:43,950
‫می‌دونی که چی می‌گم.

483
00:35:46,623 --> 00:35:47,875
‫اره.

484
00:35:52,342 --> 00:35:53,344
‫با کی؟

485
00:35:54,639 --> 00:35:55,933
‫اسمش رُزـه.

486
00:35:58,229 --> 00:35:59,356
‫درموردت خیلی براش تعریف کردم.

487
00:36:04,032 --> 00:36:06,119
‫ازش خوشم میاد؟

488
00:36:06,495 --> 00:36:09,125
‫اره اره، خیلی دوست‌داشتنیه.

489
00:36:13,342 --> 00:36:14,386
‫از نیکول چه خبر؟

490
00:36:14,637 --> 00:36:17,141
‫خوشگل، خیلی باهوشه!

491
00:36:18,728 --> 00:36:20,983
‫عاشقِ اون عروسکیه که
‫تو براش خریدی.

492
00:36:24,615 --> 00:36:26,661
‫گوش‌کن جون، باید حسابی مراقب خودت باشی.

493
00:36:27,245 --> 00:36:28,623
‫مکنزی خیلی قدرتمنده!

494
00:36:30,544 --> 00:36:33,299
‫باید مراقب خودت باشی، مراقبِ نیکول باشی
‫قول بده!

495
00:36:36,054 --> 00:36:37,223
‫قول می‌دم، مراقبم.

496
00:36:38,935 --> 00:36:41,524
‫یه مدت نمی‌تونیم اصلاً با هم حرف بزنیم، ببخشید خلاصه.

497
00:36:44,905 --> 00:36:46,283
‫نه من...

498
00:36:48,162 --> 00:36:49,289
‫منظورم اینه که

499
00:36:51,836 --> 00:36:52,880
‫درک می‌کنم.

500
00:37:00,896 --> 00:37:02,190
‫نیک...

501
00:37:06,824 --> 00:37:08,202
‫حسابی عشق و حال کن، باشه؟

502
00:38:02,895 --> 00:38:04,022
‫کجا بردنش؟

503
00:38:10,869 --> 00:38:12,371
‫چندساعت پیش به‌هوش اومد.

504
00:38:13,081 --> 00:38:14,627
‫حالش یکم بهتر شده.

505
00:38:15,796 --> 00:38:17,549
‫هوای تازه براش مُفیده.

506
00:38:50,489 --> 00:38:51,617
‫صبح‌بخیر.

507
00:38:53,580 --> 00:38:55,584
‫تو جلسه رو ترتیب دادی؟

508
00:38:57,504 --> 00:38:59,132
‫نه، نه.

509
00:39:00,259 --> 00:39:03,432
‫چیزی شده؟

510
00:39:06,271 --> 00:39:07,315
‫نه.

511
00:39:08,400 --> 00:39:09,945
‫عجیب‌غریب می‌زنی!

512
00:39:12,491 --> 00:39:18,504
‫سرینا، تو از من انتظار اینا داری؟

513
00:39:22,512 --> 00:39:23,848
‫نه، معلومه که نه!

514
00:39:35,872 --> 00:39:37,083
‫پس ببخشید سرینا...

515
00:40:12,863 --> 00:40:15,075
‫روز پربرکتی داشته باشی، سرینا.

516
00:40:17,581 --> 00:40:19,375
‫همچنین فرماندهان ارشد.

517
00:40:20,545 --> 00:40:22,048
‫ما درمورد آینده تو...

518
00:40:22,173 --> 00:40:24,135
‫توجه زیادی قائل شدیم و
‫چیزهای زیادی در نظر گرفتیم.

519
00:40:28,936 --> 00:40:30,147
‫یه خبر خوب برات داریم.

520
00:40:32,151 --> 00:40:34,990
‫یه فرصت‌ عالی برای عضوی مفید بودن.

521
00:40:39,373 --> 00:40:41,545
‫با افزایش تاثیرات و نفوذ این ملت بزرگ...

522
00:40:41,670 --> 00:40:45,344
‫ما می‌خوایم از حضور و تخصص تو بهره‌مند بشیم.

523
00:40:46,471 --> 00:40:50,396
‫تقریباً مثل یک سفیر بین‌الملل خواهی بود،

524
00:40:51,649 --> 00:40:53,736
‫البته به طور غیرسمی.

525
00:40:55,405 --> 00:40:56,659
‫با خودمون گفتیم خیلی خوب می‌شه

526
00:40:56,784 --> 00:40:59,832
‫تا زنی توانا و گیرا مثل تو،

527
00:41:00,332 --> 00:41:02,461
‫سخنگوی ما باشه.

528
00:41:06,469 --> 00:41:08,766
‫پس یعنی عملاً دارین من
‫رو از اینجا بیرون می‌کنید.

529
00:41:09,935 --> 00:41:14,068
‫من...ما می‌خوایم تا به تورنتو بری.

530
00:41:15,028 --> 00:41:17,576
‫تا به بهترین نحو نماینده
‫جمهوری مقدس‌مون باشی.

531
00:41:21,667 --> 00:41:26,217
‫تو یه زن غیرمعمولی، سرینا

532
00:41:26,342 --> 00:41:29,307
‫و ما فاقد...

533
00:41:29,432 --> 00:41:34,108
‫زیرساخت‌های مناسب

534
00:41:34,233 --> 00:41:38,366
‫برای زندگی زنان غیرمعمول
‫در این مرز و بوم هستیم.

535
00:41:46,382 --> 00:41:47,886
‫پرسنل خودم رو می‌خوام.

536
00:41:50,057 --> 00:41:51,100
‫حتماً.

537
00:41:52,228 --> 00:41:53,689
‫همینطور یه بودجه قابل‌توجه...

538
00:41:55,985 --> 00:41:57,614
‫ تامین امنیت و محافظت...

539
00:41:58,824 --> 00:42:02,164
‫دربرابر کسانی که می‌خوان
‫به بچه‌ام آسیب برسونن.

540
00:42:04,085 --> 00:42:05,087
‫چشم.

541
00:42:05,964 --> 00:42:08,636
‫نگران نباش، «رهبری» برای موفقیت این امر...

542
00:42:08,761 --> 00:42:10,222
‫سرمایه‌گذاری عظیمی انجام داده.

543
00:42:16,067 --> 00:42:17,111
‫ممنون.

544
00:42:48,924 --> 00:42:50,344
‫باعث شدن پرواز رو به تاخیر بندازیم.

545
00:42:52,348 --> 00:42:53,475
‫نظرت عوض شد؟

546
00:43:10,217 --> 00:43:12,346
‫برگشتیم درست سر خونه اول.

547
00:43:20,195 --> 00:43:23,828
‫از اینجا چطوری حواسم به دخترم باشه؟

548
00:43:26,750 --> 00:43:28,420
‫دقیقاً چطوری؟

549
00:43:31,593 --> 00:43:32,929
‫مادربزرگش هالیه...

550
00:43:35,016 --> 00:43:36,394
‫تو هم مادرشی!

551
00:43:39,233 --> 00:43:40,485
‫هیچی‌ش نمی‌شه.

552
00:43:41,697 --> 00:43:42,991
‫اجازه نمی‌دم شوهرش بدن.

553
00:43:44,828 --> 00:43:46,372
‫عمراً بذاریم همچین اتفاقی بیوفته.

554
00:43:50,715 --> 00:43:54,639
‫می‌رم...می‌رم جمع و جور کنم

555
00:43:54,765 --> 00:43:56,643
‫باید برگردیم، هانا چیزی‌ش نمی‌شه.

556
00:43:57,352 --> 00:43:58,647
‫باشه، مرسی.

557
00:44:10,253 --> 00:44:11,548
‫جون؟

558
00:44:12,174 --> 00:44:14,011
‫آمریکایی‌ها دارن سرینا واترفورد رو تا

559
00:44:14,136 --> 00:44:15,222
‫تورنتو اسکورت می‌کنن!

560
00:44:23,154 --> 00:44:24,741
‫داره برمی‌گرده؟

561
00:44:26,202 --> 00:44:27,371
‫از فرودگاه شخصی.

562
00:44:41,942 --> 00:44:43,361
‫تا دم ماشین همراهت میان.

563
00:44:45,031 --> 00:44:46,952
‫من هم می‌رم پاسگاه فعلاً.

564
00:45:41,687 --> 00:45:43,649
‫به‌نظر می‌رسه طرفدار هم پیدا کردین خانم واترفورد.

565
00:45:44,483 --> 00:45:45,903
‫خدمت‌گزاران خدا.

566
00:45:48,282 --> 00:45:50,203
‫همه‌مون اینجاییم تا به
‫کلام خداوند گسترش ببخشیم.

567
00:45:53,250 --> 00:46:01,090
‫تـرجمه از «آیـــدا Ayda.NDR و iredprincess»

568
00:46:07,655 --> 00:46:09,033
‫چی شده؟

569
00:46:09,283 --> 00:46:11,454
‫نمی‌دونم، سر راه وایستادن.

570
00:46:23,186 --> 00:46:26,400
‫دیگه حتی دستت به دخترم هم نخوره!

571
00:46:27,862 --> 00:46:28,906
‫حرکت کن.

572
00:46:29,114 --> 00:46:31,953
‫حتی دستت هم به دخترم نخوره!

573
00:46:32,204 --> 00:46:34,291
‫حرکت کن، برگرد.

574
00:46:35,376 --> 00:46:41,640
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
