1
00:00:02,297 --> 00:00:04,134
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,260 --> 00:00:05,680
‫برام مهم نیست چی به سرم بیارم.

3
00:00:06,347 --> 00:00:07,850
‫اون‌ها که نمی‌ذارن بمیری.

4
00:00:08,226 --> 00:00:11,817
‫این‌قدر بهت آسیب می‌رسونن...

5
00:00:11,900 --> 00:00:14,196
‫تا به حرفشون گوش بدی!
‫کارشون همینه!

6
00:00:14,530 --> 00:00:18,914
‫بیست و دو تن از این زنان
‫با جنبش مقاومت همکاری کرده بودن.

7
00:00:19,498 --> 00:00:20,668
‫شما هم می‌تونین نجاتشون بدین.

8
00:00:20,960 --> 00:00:23,716
‫تبادل زندانی؟
‫نمی‌شه چنین کاری کنین.

9
00:00:24,551 --> 00:00:25,636
‫دیدیش؟

10
00:00:26,680 --> 00:00:27,557
‫آره.

11
00:00:27,849 --> 00:00:29,978
‫خب، کاری که باید می‌کرد رو
‫عملی کرد؟

12
00:00:30,938 --> 00:00:31,982
‫آره.

13
00:00:32,734 --> 00:00:33,902
‫حلقه ازدواجشه.

14
00:00:34,320 --> 00:00:39,288
‫یه انگشت هم فرستادن.
‫انگشت قطع‌شده بود.

15
00:00:39,789 --> 00:00:41,167
‫تو نمی‌دونی چه‌جور آدمیه.

16
00:00:42,044 --> 00:00:44,173
‫شوهرم رو می‌برم خونه
‫که دفنش کنم.

17
00:00:44,966 --> 00:00:48,514
‫نام خانوادگی واترفورد قدرتمنده
‫و به قدرتش احترام می‌ذارن.

18
00:00:50,143 --> 00:00:51,312
‫کشتمش.

19
00:00:51,479 --> 00:00:53,734
‫این وقایع تو کانادا رخ ندادن.

20
00:00:54,193 --> 00:00:55,946
‫به دربار مربوط نمی‌شه.

21
00:00:56,990 --> 00:00:59,244
‫نمی‌شه که اصلا مجازات نشم.

22
00:01:00,163 --> 00:01:01,332
‫اون دیگه بین...

23
00:01:01,415 --> 00:01:04,129
‫خودتون و خدای منتخب خودتونه خانم آزبورن.

24
00:01:04,923 --> 00:01:05,800
‫چیزی نیست.

25
00:01:06,258 --> 00:01:08,221
‫ولی دربار باهاتون مشکلی نداره.

26
00:01:10,350 --> 00:01:11,561
‫می‌تونین برین.

27
00:01:12,814 --> 00:01:14,567
‫خیال می‌کردم زندانی بشم.

28
00:01:15,527 --> 00:01:16,529
‫ولی نشدی.

29
00:01:19,577 --> 00:01:20,412
‫نه.

30
00:01:23,000 --> 00:01:24,086
‫نشدم.

31
00:01:30,000 --> 00:01:37,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32
00:03:15,000 --> 00:03:30,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

33
00:03:36,800 --> 00:03:39,800
‫«سرگذشت ندیمه»
‫«فصل پنجم، قسمت دوم»

34
00:03:51,840 --> 00:03:52,842
‫خیلی‌خب.

35
00:03:54,094 --> 00:03:55,764
‫آماده انجام کارهاتون هستیم خانم واترفورد.

36
00:03:57,517 --> 00:04:00,607
‫محل سکونتتون رو هماهنگ و بررسی کردیم.

37
00:04:02,277 --> 00:04:05,366
‫محافظینمون همیشه همراهتون هستن.

38
00:04:06,870 --> 00:04:10,084
‫مسلما، خودم هم در تک‌تک مراحل کنارتون هستم.

39
00:04:11,003 --> 00:04:12,380
‫از فرد هم همین‌جوری
‫محافظت کرده بودی.

40
00:04:15,971 --> 00:04:17,515
‫کلی واسه هماهنگی
‫این کار زحمت کشیدیم.

41
00:04:24,196 --> 00:04:25,409
‫وقتی خدا آدم رو فرا بخونه،

42
00:04:25,433 --> 00:04:27,494
‫کاری جز توجه به درگاهش
‫از دستمون ساخته نیست.

43
00:04:49,900 --> 00:04:51,200
‫[سر]

44
00:04:51,250 --> 00:04:54,600
‫[جسد انسان
‫با احتیاط زیاد حمل شود]

45
00:05:20,308 --> 00:05:21,728
‫روزتون به خیر فرماندهان عزیز.

46
00:05:22,980 --> 00:05:24,191
‫به خونه خوش اومدین.

47
00:05:25,234 --> 00:05:28,282
‫با خودمون گفتیم شاید بد نباشه
‫براتون فرش قرمز پهن کنیم.

48
00:05:32,207 --> 00:05:35,004
‫ممنون که گذاشتین
‫فرد رو بیارم خونه،

49
00:05:35,296 --> 00:05:36,506
‫آخه جاش همین‌جاست.

50
00:05:37,383 --> 00:05:40,431
‫اصلا نمی‌ذاریم برادرانمون
‫تو سرما بمونن.

51
00:05:41,559 --> 00:05:43,647
‫بهتون تسلیت می‌گم خانم واترفورد.

52
00:05:48,155 --> 00:05:49,659
‫دوستانتون، خانواده پاتنوم،

53
00:05:49,742 --> 00:05:51,871
‫گفتن می‌تونین مراسم شب‌زنده‌داری فرد رو
‫تو خونه‌شون برگزار کنین.

54
00:05:53,792 --> 00:05:54,919
‫چقدر لطف کردن.

55
00:05:59,650 --> 00:06:03,100
‫[فرد واترفورد]

56
00:06:13,414 --> 00:06:15,544
‫فرد همیشه می‌گفت
‫خیلی پتانسیل داری.

57
00:06:16,796 --> 00:06:17,756
‫عین پدرت می‌موند.

58
00:06:19,677 --> 00:06:22,307
‫کاش می‌تونست الان ببینه
‫واسه خودت کسی شدی...

59
00:06:23,727 --> 00:06:25,146
‫و مسیر ثمربخش‌تری رو در پیش گرفتی.

60
00:06:28,319 --> 00:06:31,324
‫واقعا همه‌مون رنج زیادی رو
‫از جانب جون متقبل شدیم.

61
00:06:31,909 --> 00:06:33,203
‫خب، خداوند بهم سعادت بخشیده.

62
00:06:35,207 --> 00:06:36,126
‫به شما هم بخشیده.

63
00:06:39,090 --> 00:06:40,552
‫وای، مار و باش،

64
00:06:41,386 --> 00:06:44,434
‫عین یه مشت دیپلمات صمیمی
‫با هم صحبت می‌کنیم...

65
00:06:44,517 --> 00:06:45,729
‫و سعی می‌کنیم
‫کدورت‌هامون رو کنار بذاریم.

66
00:06:46,731 --> 00:06:47,983
‫خواهیم دید، هوم؟

67
00:06:49,779 --> 00:06:50,739
‫اِم...

68
00:06:52,241 --> 00:06:55,832
‫با خودمون گفتیم شاید بهتر باشه
‫تا هتلتون همراهیتون کنیم.

69
00:06:55,957 --> 00:06:58,630
‫گفتیم شاید بخواین
‫آبی به دست و صورتتون بزنین.

70
00:06:59,047 --> 00:07:01,134
‫اگه زحمتی نیست،
‫ترجیح می‌دم کلیسایی رو...

71
00:07:01,218 --> 00:07:03,222
‫که واسه مراسم فرد
‫انتخاب کردین ببینم.

72
00:07:05,142 --> 00:07:06,729
‫گمون کنم بتونیم هماهنگ کنیم.

73
00:07:32,029 --> 00:07:33,950
‫گمون نکنم کلیسای محبوبی باشه.

74
00:07:35,369 --> 00:07:36,664
‫با خودمون گفتیم...

75
00:07:36,747 --> 00:07:38,500
‫از روی احترام به شما،
‫مراسم فرد رو...

76
00:07:38,710 --> 00:07:41,214
‫حدالامکان سریع و ساده برگزار کنیم.

77
00:07:42,968 --> 00:07:47,059
‫جسدش رو کنار باقی انقلابیون،

78
00:07:47,143 --> 00:07:49,773
‫تو قبرستان گراناری دفن می‌کنیم.

79
00:07:51,193 --> 00:07:52,028
‫چه کار قشنگی می‌کنین.

80
00:07:54,449 --> 00:07:57,205
‫با خودمون گفتیم
‫حتما می‌خواین برگردین کانادا...

81
00:07:58,081 --> 00:07:59,459
‫و به زندگیتون برسین.

82
00:08:00,754 --> 00:08:02,298
‫برین بازی «لیفز» رو تماشا کنین.

83
00:08:03,008 --> 00:08:05,012
‫شنیدم شاید امسال بالاخره قهرمان بشن.

84
00:08:06,139 --> 00:08:07,684
‫من زیاد طرفدار هاکی نیستم.

85
00:08:07,893 --> 00:08:10,899
‫خیلی خوشتون میاد.
‫هم ظریفه، هم خشن.

86
00:08:17,370 --> 00:08:18,288
‫چنین مراسمی اصلا...

87
00:08:18,372 --> 00:08:20,919
‫برازنده تدفین یکی از پدران
‫بنیان‌گذار گیلیاد نیست.

88
00:08:21,963 --> 00:08:23,800
‫ولی زیبا برگزار می‌شه.

89
00:08:26,221 --> 00:08:28,768
‫انگار یه گله گرگ فرد رو دریده بودن.

90
00:08:30,396 --> 00:08:31,941
‫«چشم‌ها» اصلا چنین کاری نمی‌کنن.

91
00:08:33,778 --> 00:08:36,032
‫واسه همین به فکر افتادم
‫که واقعا چی به سر فرد اومده بود.

92
00:08:37,368 --> 00:08:38,495
‫تصورش هم از توانم خارجه.

93
00:08:39,915 --> 00:08:41,251
‫اعمال آمریکایی لب مرز...

94
00:08:41,334 --> 00:08:42,713
‫تحت کنترل ما نیست خانم واترفورد.

95
00:08:48,265 --> 00:08:51,438
‫یه نفر بیشتر نیست که ممکن باشه
‫چنین خشمی از خودش بروز بده.

96
00:08:52,523 --> 00:08:53,358
‫ولی امکان نداره...

97
00:08:53,442 --> 00:08:54,903
‫دستش تنهایی به فرد رسیده باشه.

98
00:09:00,707 --> 00:09:01,959
‫می‌تونین تصور کنین...

99
00:09:02,961 --> 00:09:04,798
‫اگه بقیه فرماندهان بفهمن
‫به ندیمه‌ای...

100
00:09:05,884 --> 00:09:07,178
‫در کشتن فرمانده خودش...

101
00:09:07,846 --> 00:09:10,769
‫کمک کردین، چیکار می‌کنن؟

102
00:09:13,566 --> 00:09:14,652
‫اتهام جسورانه‌ای وارد می‌کنین.

103
00:09:16,864 --> 00:09:20,120
‫صمیمانه پیشنهاد می‌دم
‫مراسم مناسبی واسه فرد بگیرین.

104
00:09:21,539 --> 00:09:22,918
‫مراسمی بگیرین که در حدش باشه.

105
00:09:23,711 --> 00:09:26,132
‫من که یه فرمانده بیش نیستم.

106
00:09:28,178 --> 00:09:29,347
‫نیک داره پیشرفت می‌کنه،

107
00:09:31,101 --> 00:09:33,564
‫ولی هنوز هم دست‌نشانده است.
‫اختیاراتمون محدوده.

108
00:09:34,315 --> 00:09:35,317
‫خودتون راه‌حلی پیدا می‌کنین.

109
00:09:37,154 --> 00:09:38,908
‫شما که همیشه کاردان و زیرکین.

110
00:09:48,510 --> 00:09:50,264
‫خداوند عزیزمون...

111
00:09:50,598 --> 00:09:52,268
‫حتی پس از مرگ غم‌‎انگیز فرمانده واترفورد،

112
00:09:52,644 --> 00:09:58,488
‫به طریقی مرحمت نموده
‫و فرصتی در اختیارمون قرار داده.

113
00:09:59,950 --> 00:10:02,037
‫الان فرصت دارین...

114
00:10:02,121 --> 00:10:04,793
‫تحت نور روح‌القدس بدرخشین دخترها!

115
00:10:05,670 --> 00:10:09,510
‫فرصت دارین فرماندهان بعدی رو
‫تحت تأثیر قرار بدین.

116
00:10:10,262 --> 00:10:15,105
‫می‌تونین با انجام اعمال نیکو
‫شایستگی حقیقی به دست بیارین.

117
00:10:16,776 --> 00:10:20,617
‫وای، چه روز مبارکیه!

118
00:10:24,540 --> 00:10:25,960
‫کاش تو هم باهام می‌اومدی.

119
00:10:27,213 --> 00:10:30,511
‫خب، دختر خوبی باش
‫تا چیزیت نشه.

120
00:10:32,264 --> 00:10:34,143
‫ثمرات مسخره متبرک باد.

121
00:10:35,980 --> 00:10:37,567
‫این‌جوری ما رو تو دردسر می‌اندازی‌ها.

122
00:10:44,957 --> 00:10:46,417
‫چقدر خوشگل شدی عزیزم.

123
00:10:47,587 --> 00:10:48,840
‫روز به خیر عمه لیدیا.

124
00:10:49,675 --> 00:10:51,261
‫باشد که از دید خداوند شایسته باشم.

125
00:10:52,471 --> 00:10:54,517
‫مطیع باش تا شایسته باشی.

126
00:10:56,062 --> 00:10:57,106
‫برین.

127
00:11:02,617 --> 00:11:03,661
‫آفرین عزیزم.

128
00:11:04,788 --> 00:11:05,748
‫ممنون.

129
00:11:05,832 --> 00:11:08,253
‫از اون‌جایی که این‌قدر
‫به استر کمک کردی،

130
00:11:08,671 --> 00:11:12,094
‫می‌ذارم همراهش بری و مراقبش باشی.

131
00:11:13,179 --> 00:11:14,307
‫ممنون عمه لیدیا!

132
00:11:14,892 --> 00:11:17,689
‫خب، خانواده پاتنوم گفتن
‫دلشون می‌خواد...

133
00:11:18,023 --> 00:11:19,568
‫ندیمه جدیدی بیارن.

134
00:11:20,193 --> 00:11:22,991
‫استر جوان و باروره.

135
00:11:24,285 --> 00:11:26,624
‫و شاید بتونه با آموزش تو،

136
00:11:27,082 --> 00:11:28,418
‫تحت تأثیرشون قرار بده.

137
00:11:29,630 --> 00:11:30,924
‫خیلی پیشرفت کرده.

138
00:11:33,136 --> 00:11:34,138
‫امیدوارم آماده باشه.

139
00:11:35,015 --> 00:11:37,061
‫جفتتون خیلی پیشرفت کردین.

140
00:11:39,190 --> 00:11:42,572
‫امیدوارم این دفعه
‫همگی بتونیم با هم بدرخشیم.

141
00:11:43,866 --> 00:11:44,826
‫برو لباس بپوش.

142
00:11:44,910 --> 00:11:45,995
‫راستی، عمه لیدیا،

143
00:11:47,039 --> 00:11:48,918
‫به نظرتون اگه خانواده پاتنوم
‫استر رو انتخاب کنن،

144
00:11:49,001 --> 00:11:51,339
‫ممکنه بتونم برم دیدنش؟

145
00:11:52,383 --> 00:11:54,763
‫عزیزم، این‌قدر عجول نباش.

146
00:11:55,389 --> 00:11:56,600
‫- خیلی‌خب. باشه.
‫- دیگه برو حاضر شو.

147
00:11:57,852 --> 00:11:58,729
‫خیلی‌خب.

148
00:12:43,276 --> 00:12:44,696
‫روز به خیر خانم واترفورد.

149
00:12:44,988 --> 00:12:45,948
‫روز به خیر.

150
00:12:52,629 --> 00:12:53,547
‫سلام سرینا.

151
00:12:54,465 --> 00:12:56,302
‫سالم و سلامتی. خدا رو شکر.

152
00:12:56,469 --> 00:12:57,513
‫خدا رو شکر.

153
00:13:05,738 --> 00:13:08,702
‫کاش تحت چنین شرایط غمناکی ملاقات نمی‌کردیم.

154
00:13:09,955 --> 00:13:11,541
‫فرد عین برادرم می‌موند.

155
00:13:12,334 --> 00:13:13,336
‫درسته.

156
00:13:14,213 --> 00:13:16,927
‫خداوند همیشه در مواقع نیاز
‫به یاریمون می‌شتابه.

157
00:13:17,094 --> 00:13:18,179
‫هوم.

158
00:13:20,016 --> 00:13:21,018
‫همین‌طوره.

159
00:13:22,312 --> 00:13:24,191
‫بیا. خیلی از اومدنت خوشحالیم.

160
00:13:30,453 --> 00:13:31,414
‫سلام آقای توئلو.

161
00:13:32,709 --> 00:13:33,878
‫سلام فرمانده پاتنوم.

162
00:13:34,003 --> 00:13:35,505
‫ترفیعتون رو تبریک می‌گم.

163
00:13:35,590 --> 00:13:37,635
‫مشتاقم باز هم مذاکره کنیم.

164
00:13:37,760 --> 00:13:40,850
‫ممنون. نمی‌تونین
‫از این جلوتر بیاین آقای توئلو.

165
00:13:41,392 --> 00:13:42,645
‫مطمئنم درک می‌کنین.

166
00:13:42,812 --> 00:13:46,152
‫طبق توافقمون، من باید
‫کنار خانم واترفورد باشم.

167
00:13:47,279 --> 00:13:48,239
‫آروم باش مارک.

168
00:13:48,991 --> 00:13:50,786
‫سرینا همراه دوستانشه.

169
00:13:57,884 --> 00:13:59,554
‫وای، چقدر بزرگ شده.

170
00:14:00,221 --> 00:14:02,100
‫آره. چند ماه دیگه بیشتر نمونده.

171
00:14:02,392 --> 00:14:04,396
‫همین الانش هم دلمون خیلی برات تنگ شده.

172
00:14:04,480 --> 00:14:06,860
‫کاش می‌تونستی تو گیلیاد بمونی...

173
00:14:07,319 --> 00:14:08,572
‫و می‌شد دوریمون رو جبران کنیم.

174
00:14:08,656 --> 00:14:09,616
‫هرچی خدا بخواد.

175
00:14:10,576 --> 00:14:12,245
‫باشد که خداوند مسیر زندگی
‫همه‌مون رو روشن کنه.

176
00:14:12,872 --> 00:14:14,333
‫- آمین.
‫- آمین.

177
00:14:15,418 --> 00:14:16,504
‫ببخشید.

178
00:14:16,755 --> 00:14:19,009
‫باید به یه سری مسائل دقیقه نودی
‫مراسم ختم رسیدگی کنم.

179
00:14:19,134 --> 00:14:20,178
‫راحت باش.

180
00:14:24,604 --> 00:14:25,522
‫خب؟

181
00:14:26,399 --> 00:14:29,279
‫اعضای شورا می‌گن
‫بابت همین برنامه کنونی...

182
00:14:29,363 --> 00:14:31,117
‫مراسم ختم هم بیش از حد لطف کردن.

183
00:14:32,620 --> 00:14:33,956
‫ازشون نخواستین، مگه نه؟

184
00:14:34,123 --> 00:14:36,335
‫جفتمون با روند کاری اینجا آشناییم.

185
00:14:36,419 --> 00:14:38,506
‫حرف زنان اصلا به حرف مردان
‫برتری پیدا نمی‌کنه.

186
00:14:40,135 --> 00:14:41,555
‫ظاهرا هنوز هم حس می‌کنن...

187
00:14:41,638 --> 00:14:43,809
‫با این که فرد صلاحیت‌های
‫تحسین‌برانگیز زیادی داشت،

188
00:14:44,602 --> 00:14:47,524
‫باز هم تا حدی خائن محسوب می‌شه.

189
00:14:49,361 --> 00:14:51,115
‫روزتون به خیر خانم واترفورد.

190
00:15:25,559 --> 00:15:26,477
‫جون کجاست؟

191
00:15:26,561 --> 00:15:28,189
‫داره تو زمستون به گیاهان می‌رسه.

192
00:15:30,527 --> 00:15:33,867
‫اِم، تبلیغ کلاس مشاور املاک دیده بودم.

193
00:15:33,992 --> 00:15:34,911
‫هوم!

194
00:15:34,994 --> 00:15:37,541
‫ایول! صد در... نه، خیلی بهت میاد.

195
00:15:37,625 --> 00:15:38,501
‫صد در صد شرکت کن.

196
00:15:38,585 --> 00:15:40,213
‫- سلطان مشاور املاک می‌شی!
‫- بس کن.

197
00:15:42,175 --> 00:15:43,136
‫- سلام، ببخشید.
‫- سلام جون.

198
00:15:43,219 --> 00:15:44,096
‫سلام.

199
00:15:44,556 --> 00:15:47,227
‫سرم گرم رسیدگی به گیاهان شد.

200
00:15:48,020 --> 00:15:49,607
‫اشکالی نداره.
‫از دیدنت خوشحالم.

201
00:15:49,732 --> 00:15:52,154
‫ایول، کی آماده است
‫که بترکونیم؟

202
00:15:52,237 --> 00:15:53,531
‫من می‌گم «توئیستر» بازی کنیم.

203
00:15:53,615 --> 00:15:55,828
‫«تـ...»
‫اذیت نکن.

204
00:15:55,911 --> 00:15:57,539
‫وای، «مونوپولی» بازی کنیم!

205
00:15:57,832 --> 00:15:59,878
‫- نمی‌شه!
‫- خیلی‌خب!

206
00:16:02,717 --> 00:16:05,263
‫نه، «مونوپولی» بازی نمی‌کنیم.

207
00:16:05,346 --> 00:16:06,265
‫واسه چی؟

208
00:16:06,348 --> 00:16:10,064
‫آخه همیشه وسط «مونوپولی» ناراحت می‌شی.

209
00:16:10,190 --> 00:16:12,444
‫ببین، این حرفت دیگه... نه‌خیر.

210
00:16:12,570 --> 00:16:14,323
‫می‌شی دیگه.
‫خیلی جدی می‌گیری.

211
00:16:14,531 --> 00:16:16,912
‫من هم می‌خوام امشب خوش باشیم...

212
00:16:21,212 --> 00:16:23,257
‫نظرتون چیه تاس بندازم؟

213
00:16:23,341 --> 00:16:24,719
‫ببینیم اول نوبت کی می‌شه؟

214
00:16:24,802 --> 00:16:26,472
‫عین «مونوپولی» مسابقه بدیم.

215
00:16:35,240 --> 00:16:37,494
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

216
00:16:39,456 --> 00:16:41,670
‫عه اینجا رو. می‌تونی با این کلاه سیلندری...

217
00:16:41,753 --> 00:16:43,381
‫بری اجرای باله رو ببینی.

218
00:16:43,464 --> 00:16:44,341
‫خیلی‌خب.

219
00:16:44,424 --> 00:16:46,095
‫عه، نون حاضر شد.
‫الان میام.

220
00:16:46,178 --> 00:16:47,264
‫- بجنب، بجنب.
‫- به پولم دست نزنین‌ها.

221
00:16:47,347 --> 00:16:48,182
‫من یک آوردم.

222
00:16:48,266 --> 00:16:50,813
‫هر کی یک بیاره،
‫اولین نفر می‌شه دیگه.

223
00:16:50,896 --> 00:16:52,608
‫نمی‌شه از خودت قانون دربیاری.

224
00:16:52,692 --> 00:16:54,946
‫من که از خودم قانون درنمیارم.
‫خودت الان گفتی...

225
00:16:55,698 --> 00:16:57,450
‫من که از خودم قانون درنمیارم.

226
00:16:57,660 --> 00:17:00,123
‫خیلی‌خب. باید بیشتر از یک بیارم؟

227
00:17:00,206 --> 00:17:01,751
‫باید چند دقیقه خنک بشه.

228
00:17:01,835 --> 00:17:03,212
‫مشکلی نیست. ببین.

229
00:17:05,300 --> 00:17:06,803
‫خبر داری برگشته گیلیاد، مگه نه؟

230
00:17:07,429 --> 00:17:08,431
‫سرینا رو می‌گم.

231
00:17:10,310 --> 00:17:12,397
‫- چه نقشه‌ای کشیده؟
‫- نمی‌دونم.

232
00:17:14,192 --> 00:17:17,575
‫نمی‌شه که دائما بین کانادا
‫و گیلیاد رفت و آمد کنه،

233
00:17:17,658 --> 00:17:20,246
‫خیر سرش مگه ملکه است؟

234
00:17:22,417 --> 00:17:23,377
‫آره.

235
00:17:24,463 --> 00:17:26,718
‫کی حقش رو کف دستش می‌ذارن؟

236
00:17:29,849 --> 00:17:31,268
‫شاید از دیوار آویزونش کنن.

237
00:17:35,276 --> 00:17:39,326
‫شاید بچه‌اش رو ازش بگیرن،
‫ندیمه‌اش کنن...

238
00:17:42,082 --> 00:17:43,417
‫و بعدش از دیوار آویزونش کنن.

239
00:17:51,183 --> 00:17:52,812
‫یادته خوابونده بود زیر گوشت؟

240
00:17:53,145 --> 00:17:54,189
‫امان از دستت جون!

241
00:17:54,314 --> 00:17:56,485
‫ببین! نمی‌خوام از سرینا حرف بزنیم.

242
00:17:56,986 --> 00:17:58,030
‫ولی یادته دیگه، نه؟

243
00:17:58,114 --> 00:17:58,949
‫جون.

244
00:17:59,032 --> 00:18:00,577
‫بعد از اون جشن سیسمونی تخمی رو می‌گم.

245
00:18:00,744 --> 00:18:02,163
‫جون، خفه خون بگیر!

246
00:18:03,249 --> 00:18:04,669
‫از دست من کفری شده بود،

247
00:18:05,713 --> 00:18:06,840
‫ولی من باردار بودم،

248
00:18:07,675 --> 00:18:10,889
‫واسه همین خودش رو
‫روی تو خالی کرد.

249
00:18:11,014 --> 00:18:13,519
‫خفه شو. خـ... پشم‌هام!

250
00:18:15,356 --> 00:18:16,358
‫بس کن.

251
00:18:19,239 --> 00:18:21,661
‫درسته که من ندیمه نبودم،
‫ولی من هم تقلا می‌کنم.

252
00:18:24,291 --> 00:18:25,376
‫هر روز تقلا می‌کنم.

253
00:18:26,420 --> 00:18:28,299
‫هر روز خدا تقلا می‌کنم.

254
00:18:35,856 --> 00:18:36,816
‫ریتا، عذر می‌خوام.

255
00:18:37,818 --> 00:18:38,737
‫خوبه.

256
00:18:40,908 --> 00:18:42,076
‫چه مرگته؟

257
00:19:23,158 --> 00:19:24,119
‫سلام فرمانده بلین.

258
00:19:30,464 --> 00:19:31,341
‫سلام.

259
00:19:32,510 --> 00:19:33,387
‫روزتون به خیر.

260
00:19:34,222 --> 00:19:36,018
‫روزتون به خیر عمه...

261
00:19:37,771 --> 00:19:38,690
‫لیدیا هستم.

262
00:19:39,482 --> 00:19:40,484
‫خدا یارتون باشه.

263
00:19:45,871 --> 00:19:46,914
‫برین دیگه.

264
00:19:47,833 --> 00:19:49,085
‫حواستون رو جمع کنین.

265
00:20:00,358 --> 00:20:03,990
‫صالح‌ترین بندگان
‫نور خداوند رو منعکس می‌کنن.

266
00:20:05,869 --> 00:20:07,665
‫روزتون به خیر خانم پاتنوم.

267
00:20:09,669 --> 00:20:10,712
‫سلام خانم واترفورد.

268
00:20:11,631 --> 00:20:13,384
‫خیلی بهتون تسلیت می‌گم.

269
00:20:14,386 --> 00:20:15,346
‫ممنون.

270
00:20:17,643 --> 00:20:22,110
‫با این حال، خداوند باز هم
‫رحمتش رو بهتون ارزانی داشته.

271
00:20:24,740 --> 00:20:27,120
‫من از همین که ابزار
‫برنامه خداوندم، سپاس‌گزارم.

272
00:20:28,455 --> 00:20:29,374
‫وای.

273
00:20:29,917 --> 00:20:31,796
‫خب، واقعا...

274
00:20:34,259 --> 00:20:36,013
‫شگفت‌انگیزین خانم واترفورد.

275
00:20:37,515 --> 00:20:39,477
‫خانم پاتنوم، لطفا دنبالم بیاین.

276
00:20:45,489 --> 00:20:48,412
‫آنجلا! بیا اینجا!

277
00:20:50,625 --> 00:20:52,211
‫بالاخره از اون باشگاه مسخره بیرون اومدیم،

278
00:20:52,295 --> 00:20:53,380
‫ولی همین‌جوری یه گوشه وایستادیم.

279
00:20:55,259 --> 00:20:56,386
‫باید کاری بکنیم.

280
00:20:56,763 --> 00:20:58,683
‫هر کسی که کاری بکنه، می‌میره.

281
00:20:59,392 --> 00:21:00,352
‫یا بلای بدتری سرش میاد.

282
00:21:01,354 --> 00:21:02,775
‫هوشمندانه‌ترین کار همینه...

283
00:21:04,194 --> 00:21:06,198
‫که از قوانین پیروی کنیم
‫و زنده بمونیم.

284
00:21:06,531 --> 00:21:08,703
‫بهم اعتماد کن. باید بریم.

285
00:21:13,546 --> 00:21:16,093
‫خانم پاتنوم، ایشون استره.

286
00:21:27,866 --> 00:21:28,910
‫خیلی جوانه.

287
00:21:31,498 --> 00:21:33,001
‫ضمنا، شنیدم قبلا همسر بوده.

288
00:21:34,922 --> 00:21:39,890
‫هنوز درک می‌کنه
‫که باید براتون احترام قائل بشه.

289
00:21:43,021 --> 00:21:45,569
‫خیلی پیشرفت کردی، مگه نه عزیزم؟

290
00:21:47,238 --> 00:21:48,157
‫درسته عمه لیدیا.

291
00:21:49,117 --> 00:21:49,952
‫به لطف خداوند پیشرفت کردم.

292
00:21:55,212 --> 00:21:56,464
‫- قبوله.
‫- وای!

293
00:21:57,801 --> 00:21:58,928
‫بیا عزیزم.

294
00:22:01,391 --> 00:22:05,149
‫یادت باشه، اگه مؤدب باشی،
‫همه چی خوب پیش می‌ره.

295
00:22:11,871 --> 00:22:13,123
‫آنجلا، برگرد اینجا!

296
00:22:14,167 --> 00:22:15,879
‫- آنجلا، عزیزم!
‫- سلام!

297
00:22:16,171 --> 00:22:18,050
‫- روزتون به خیر.
‫- سلام دختر قند عسل.

298
00:22:18,551 --> 00:22:19,595
‫می‌شه بغلت کنم؟

299
00:22:20,889 --> 00:22:22,141
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

300
00:22:24,563 --> 00:22:25,732
‫خیلی‌خب.

301
00:22:26,066 --> 00:22:27,068
‫ممنون.

302
00:22:28,487 --> 00:22:29,615
‫بهت خوش می‌گذره، ها؟

303
00:22:31,702 --> 00:22:32,871
‫لطفا دیگه بسه.

304
00:22:33,957 --> 00:22:36,044
‫سیسیلیا، لطفا بیا آنجلا رو ببر.

305
00:22:36,127 --> 00:22:37,254
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. باید بری.

306
00:22:37,547 --> 00:22:39,300
‫آماده‌ای؟ خیلی‌خب، برو عزیزم.

307
00:22:39,384 --> 00:22:40,386
‫- خیلی‌خب.
‫- برو.

308
00:22:48,903 --> 00:22:51,116
‫دخترتون خیلی خوشگله خانم پاتنوم.

309
00:22:55,040 --> 00:22:56,627
‫هر روز خدا رو بابتش و بابت افرادی...

310
00:23:02,430 --> 00:23:04,309
‫که پا رو به زندگیم باز کردن
‫شکر می‌کنم.

311
00:23:25,852 --> 00:23:26,687
‫خیلی‌خب.

312
00:23:32,365 --> 00:23:33,283
‫سلام آقایون،

313
00:23:34,202 --> 00:23:35,120
‫خدا یارتون باشه.

314
00:23:36,957 --> 00:23:38,126
‫ثمرات متبرک باد.

315
00:23:39,880 --> 00:23:40,965
‫خداوند پرثمر سازد.

316
00:23:43,805 --> 00:23:46,560
‫عمه لیدیا خیلی ازت برام تعریف کرده.

317
00:23:49,357 --> 00:23:51,236
‫باشد که از دید خداوند
‫واقعا شایسته باشم.

318
00:23:51,987 --> 00:23:53,281
‫مطمئنم هستی.

319
00:23:55,620 --> 00:23:57,456
‫یه لحظه تنهامون می‌ذارین آقایون؟

320
00:23:59,545 --> 00:24:01,089
‫تو خونه کنار استخر می‌بینمتون.

321
00:24:07,143 --> 00:24:08,353
‫شما هم بفرمایین عمه لیدیا.

322
00:24:10,817 --> 00:24:11,694
‫جانم؟

323
00:24:14,073 --> 00:24:15,534
‫روز به خیر عمه لیدیا.

324
00:24:17,496 --> 00:24:18,415
‫آها.

325
00:24:19,960 --> 00:24:21,630
‫هوم. اوهوم.

326
00:24:27,474 --> 00:24:28,435
‫خوبه.

327
00:24:49,227 --> 00:24:50,521
‫لزومی نداره بترسی.

328
00:24:52,984 --> 00:24:55,364
‫خداوند از درون قلبت آگاهه.

329
00:24:57,994 --> 00:25:01,501
‫بذار دیگران هم...

330
00:25:02,503 --> 00:25:04,758
‫موهبت‌های خدادادیت رو ببینن.

331
00:25:10,018 --> 00:25:12,691
‫یعنی می‌خوام کمی بیشتر
‫باهات آشنا بشم.

332
00:25:17,617 --> 00:25:18,619
‫خدا رو شکر.

333
00:25:22,126 --> 00:25:23,629
‫شکلات می‌خوری؟

334
00:25:52,478 --> 00:25:53,480
‫هوم، هوم، هوم.

335
00:26:31,514 --> 00:26:32,349
‫حالت خوبه؟

336
00:26:37,652 --> 00:26:38,612
‫اِم...

337
00:26:41,033 --> 00:26:42,035
‫آره.

338
00:26:42,871 --> 00:26:44,039
‫باید مسئله‌ای رو
‫باهات در میون بذارم.

339
00:26:53,559 --> 00:26:56,105
‫سرینا می‌دونه من فرد رو کشتم.

340
00:26:59,153 --> 00:27:00,280
‫از کجا می‌خواد بدونه؟

341
00:27:01,324 --> 00:27:03,704
‫خودم کاری کرده بودم.

342
00:27:06,960 --> 00:27:08,714
‫یه انگشت براش فرستادم.

343
00:27:12,680 --> 00:27:14,058
‫انگشت فرد رو فرستادم.

344
00:27:15,477 --> 00:27:16,312
‫چی؟

345
00:27:19,026 --> 00:27:20,362
‫انگشتش رو قطع کرده بودم.

346
00:27:31,843 --> 00:27:33,722
‫آخه می‌خواستم بدونه
‫کار من بوده.

347
00:27:35,685 --> 00:27:39,108
‫می‌خوای به خودمون
‫و خانواده‌مون حمله کنه؟

348
00:27:39,191 --> 00:27:40,193
‫نه.

349
00:27:40,277 --> 00:27:43,951
‫ولی خودم می‌شناسمش
‫و می‌دونم چه کارهایی از دستش ساخته است.

350
00:27:44,034 --> 00:27:45,370
‫ضمنا، می‌دونم نقشه‌ای ریخته.

351
00:27:45,453 --> 00:27:47,207
‫- الان مشغول همین کاره...
‫- بس کن! بس کن! بس کن!

352
00:27:47,291 --> 00:27:49,086
‫همه‌اش به فکر اونی!

353
00:27:50,088 --> 00:27:52,384
‫براش یه انگشت فرستادی!

354
00:27:53,679 --> 00:27:55,766
‫چنین کاری چه نفعی
‫به خانواده‌مون می‌رسونه؟

355
00:27:55,850 --> 00:27:57,269
‫چه نفعی به خودت می‌رسونه؟

356
00:27:58,396 --> 00:28:00,400
‫این‌جوری که هانا رو پس نمی‌گیریم.

357
00:28:04,366 --> 00:28:05,285
‫خودم می‌دونم!

358
00:28:10,546 --> 00:28:12,049
‫خیال کردی نمی‌دونم؟

359
00:28:14,511 --> 00:28:15,723
‫خودم می‌دونم.

360
00:28:29,918 --> 00:28:31,838
‫- جون؟
‫- چیه؟

361
00:28:32,840 --> 00:28:35,680
‫حواست باید اینجا باشه.
‫حواست باید همین‌جا باشه.

362
00:28:36,430 --> 00:28:38,267
‫خب؟
‫آخه من نیاز دارم حواست اینجا باشه،

363
00:28:38,351 --> 00:28:41,817
‫نیکول هم نیاز داره
‫حواست اینجا باشه.

364
00:28:43,696 --> 00:28:45,532
‫خانواده‌ات نیاز داره...

365
00:28:46,409 --> 00:28:47,244
‫حواست اینجا باشه.

366
00:28:47,327 --> 00:28:48,246
‫ولی اگه نباشه،

367
00:28:48,329 --> 00:28:49,999
‫نمی‌دونم چی به سرمون میاد...

368
00:28:51,878 --> 00:28:52,964
‫جون.

369
00:29:01,522 --> 00:29:02,482
‫عذر می‌خوام.

370
00:29:04,779 --> 00:29:05,781
‫اِم...

371
00:29:08,662 --> 00:29:09,914
‫پشم‌هام. عذر می‌خوام.

372
00:29:13,171 --> 00:29:17,095
‫دیگه رفته، خب؟

373
00:29:18,014 --> 00:29:19,768
‫احتمالا ازت وحشت کرده.

374
00:29:21,187 --> 00:29:22,189
‫- آره.
‫- خب؟

375
00:29:22,522 --> 00:29:24,903
‫متوجهی؟
‫آخه تو پیروز شدی، الان اینجایی.

376
00:29:26,489 --> 00:29:27,909
‫دستش بهت نمی‌رسه.

377
00:29:29,536 --> 00:29:30,915
‫- آره.
‫- خب؟

378
00:29:30,998 --> 00:29:34,421
‫پس باید بی‌خیالش بشی.

379
00:29:34,798 --> 00:29:36,467
‫فراموشش کنی.
‫گور باباش.

380
00:29:37,344 --> 00:29:38,429
‫باشه.

381
00:29:40,976 --> 00:29:41,895
‫خیلی‌خب.

382
00:29:42,897 --> 00:29:43,941
‫گور باباش.

383
00:29:47,740 --> 00:29:48,659
‫گور باباش.

384
00:30:00,306 --> 00:30:01,308
‫گور باباش.

385
00:30:33,247 --> 00:30:34,374
‫سلام خانم واترفورد.

386
00:30:35,586 --> 00:30:36,713
‫چه سورپرایزی.

387
00:30:39,009 --> 00:30:40,136
‫سلام فرمانده کالهون.

388
00:30:41,263 --> 00:30:42,892
‫خیلی عذر می‌خوام که مزاحم می‌شم.

389
00:30:52,494 --> 00:30:54,624
‫کمکی از دستمون برمیاد؟

390
00:30:57,713 --> 00:31:00,510
‫امیدوار بودم بتونم از جانب
‫شوهرم باهاتون صحبت کنم.

391
00:31:09,528 --> 00:31:13,202
‫فرد کل عمرش رو وقف
‫این کشور بزرگ کرد.

392
00:31:15,331 --> 00:31:17,419
‫ممنونم که میراثش رو
‫گرامی می‌دارین.

393
00:31:18,797 --> 00:31:20,508
‫خواهش می‌کنم خانم واترفورد.

394
00:31:24,057 --> 00:31:27,565
‫دوست دارم پسری که باردارم
‫به پدرش افتخار کنه.

395
00:31:28,357 --> 00:31:29,694
‫ضمنا، دوست دارم ملت ببینن...

396
00:31:30,278 --> 00:31:32,407
‫که شما آقایون شریف
‫کشوری ساختین...

397
00:31:34,161 --> 00:31:35,538
‫که با ملکوت الهی مو نمی‌زنه.

398
00:31:39,254 --> 00:31:42,260
‫شاید وقتش رسیده باشه
‫که گیلیاد رو به کل دنیا نشون بدیم.

399
00:31:44,807 --> 00:31:45,893
‫خودم رفتم کانادا.

400
00:31:45,976 --> 00:31:47,353
‫می‌دونم چه فرضی ازمون دارن.

401
00:31:48,439 --> 00:31:50,401
‫به نظرم اگه بخوایم...

402
00:31:50,526 --> 00:31:52,113
‫برامون احترام قائل بشن،

403
00:31:52,197 --> 00:31:55,078
‫باید نشون بدیم
‫که عین خودشون سوگواری می‌کنیم.

404
00:31:55,996 --> 00:31:59,544
‫به نظرم باید مراسم ختم فرد رو
‫به رویدادی بین‌المللی بدل کرده...

405
00:32:00,004 --> 00:32:01,591
‫و فیلمش رو سراسر جهان پخش کنیم.

406
00:32:03,887 --> 00:32:07,435
‫خانم واترفورد، استرسی که شما متقبل شدین...

407
00:32:07,519 --> 00:32:10,525
‫هر کسی رو از پا درمیاره،

408
00:32:11,778 --> 00:32:13,114
‫چه برسه به شرایط خاص شما.

409
00:32:13,531 --> 00:32:15,786
‫ما که قدرتمون رو به دنیا نشون دادیم.

410
00:32:16,830 --> 00:32:19,627
‫وقتشه انسانیتمون رو هم بهشون نشون بدیم.

411
00:32:20,336 --> 00:32:21,798
‫واسه چی باید به حرف شما گوش بدیم؟

412
00:32:22,298 --> 00:32:24,344
‫شما که طرفدار سبک زندگی ما نیستین.

413
00:32:25,429 --> 00:32:28,937
‫نه همسری دارین، نه فرزندی، نه خانواده‌ای.

414
00:32:30,649 --> 00:32:31,693
‫اِم، فرمانده کالهون،

415
00:32:32,318 --> 00:32:34,447
‫ممنونم که درگذشت نابهنگام...

416
00:32:34,531 --> 00:32:37,453
‫همسرم رو بهم یادآوری کردین.

417
00:32:38,874 --> 00:32:40,334
‫بیا عجول نباشیم وارن.

418
00:32:41,921 --> 00:32:43,842
‫شنیدم کل جزئیاتش
‫که ضرری نداره.

419
00:32:46,598 --> 00:32:48,017
‫من شاهد بودم که شما...

420
00:32:48,309 --> 00:32:51,190
‫فرصت‌های متعددی رو
‫که ممکن بود...

421
00:32:51,481 --> 00:32:54,446
‫به موفقیت بیشتری ختم بشن، هدر دادین.

422
00:32:54,529 --> 00:32:58,287
‫سوگواری عمومی یکی از هم‌رده‌هامون...

423
00:32:58,412 --> 00:33:01,043
‫فرصتیه که نباید از دستش بدیم.

424
00:33:01,460 --> 00:33:03,088
‫ولی مراسم ختم یه خائن رو...

425
00:33:04,257 --> 00:33:05,886
‫واسه کل دنیا پخش کنیم؟

426
00:33:06,386 --> 00:33:07,556
‫در اون صورت چطور جلوه می‌کنیم؟

427
00:33:08,975 --> 00:33:09,852
‫بخشنده.

428
00:33:11,689 --> 00:33:13,067
‫بخشنده جلوه می‌کنیم.

429
00:33:17,033 --> 00:33:19,037
‫من چندین سال به فرمانده واترفورد
‫خدمت کرده بودم.

430
00:33:21,668 --> 00:33:22,753
‫آدم بی‌نقصی نبود.

431
00:33:26,636 --> 00:33:28,472
‫ولی حداقل می‌تونیم
‫فداکاری‌هاش در راه...

432
00:33:28,556 --> 00:33:29,767
‫کشورمون رو گرامی بداریم.

433
00:33:32,021 --> 00:33:33,942
‫فداکاری‌هاش به معجزه‌ای ختم شد.

434
00:33:36,572 --> 00:33:39,119
‫زنی نازا به لطف خداوند بارور شد.

435
00:33:40,329 --> 00:33:44,421
‫ضمنا، نمادیه که ممکنه مقبولیت...

436
00:33:44,672 --> 00:33:46,884
‫گیلیاد در جهان رو تسریع ببخشه...

437
00:33:48,178 --> 00:33:51,143
‫تا بالاخره بتونیم به جایگاه حقیقیمون...

438
00:33:51,686 --> 00:33:53,314
‫بین کشورهای دنیا دست پیدا کنیم.

439
00:33:54,942 --> 00:33:57,906
‫خب، خانم واترفورد،
‫اگه بشه تنهامون بذارین،

440
00:33:57,990 --> 00:34:00,954
‫باید به کارهای رسمیمون برسیم.

441
00:34:34,814 --> 00:34:36,191
‫نمی‌خوام اعزام بشم.

442
00:34:39,615 --> 00:34:42,537
‫کاری کن فرماندهت ازت خوشش بیاد،
‫این‌طوری زودتر باردار می‌شی.

443
00:34:45,919 --> 00:34:48,298
‫واقعا به نظرت باردار شدن
‫امنیتم رو تأمین می‌کنه.

444
00:34:48,842 --> 00:34:50,469
‫تنها راه امنیتت همینه.

445
00:35:06,543 --> 00:35:07,503
‫حتما همین‌طوره.

446
00:35:19,904 --> 00:35:21,364
‫حداقل می‌شه گفت تلاشتون رو کردین.

447
00:35:25,122 --> 00:35:27,293
‫اون‌ها هم در بدترین حالت
‫قبول نمی‌کنن.

448
00:35:33,430 --> 00:35:35,226
‫سیگار نداری؟

449
00:36:02,446 --> 00:36:04,325
‫قانعشون کردم قبول کنن.

450
00:36:07,456 --> 00:36:10,129
‫- چطوری؟
‫- چون زن نیستم.

451
00:36:22,821 --> 00:36:24,867
‫- تنهاتون می‌ذارم که صحبت کنین.
‫- چه عالی.

452
00:36:28,373 --> 00:36:30,210
‫خب، ترجیح می‌دم اول از همه...

453
00:36:30,294 --> 00:36:31,547
‫راجع به مهمانان صحبت کنیم.

454
00:36:32,048 --> 00:36:32,924
‫چرا که نه؟

455
00:36:33,300 --> 00:36:35,722
‫به نظرم مهمه
‫که فرماندهان...

456
00:36:35,805 --> 00:36:36,932
‫شهرهای دیگه رو هم دعوت کنیم.

457
00:36:38,477 --> 00:36:40,230
‫- فرمانده خاصی مد نظرتونه؟
‫- آره.

458
00:36:40,940 --> 00:36:42,485
‫- فرمانده جانسون.
‫- اوهوم.

459
00:36:43,487 --> 00:36:44,489
‫دویدسون،

460
00:36:45,199 --> 00:36:46,619
‫اِم، فرمانده اسکات.

461
00:37:29,120 --> 00:37:30,122
‫بقیه‌اش رو خودم ردیف می‌کنم.

462
00:37:30,247 --> 00:37:31,291
‫چشم قربان.

463
00:37:35,174 --> 00:37:37,011
‫تو فکرش بودم که فرصت می‌کنیم
‫صحبت کنیم یا نه.

464
00:37:39,265 --> 00:37:40,309
‫حالش چطوره؟

465
00:37:42,521 --> 00:37:44,818
‫پرونده‌ای که براش ردیف کردی مفید بود.

466
00:37:47,991 --> 00:37:48,910
‫حال نیکول چطوره؟

467
00:37:50,204 --> 00:37:51,456
‫مواظبش هستن؟

468
00:37:56,967 --> 00:37:58,136
‫هم سریع پیشرفت کردی،

469
00:37:58,763 --> 00:38:00,892
‫هم تونستی به طریقی
‫به جون کمک کنی.

470
00:38:03,689 --> 00:38:04,900
‫باید آدم بااستعدادی باشی...

471
00:38:05,234 --> 00:38:06,862
‫که تونستی این شکلی
‫مخفیانه عمل کنی.

472
00:38:08,866 --> 00:38:11,329
‫صرفا سعی می‌کنم تو دردسر نیفتم.

473
00:38:16,256 --> 00:38:18,093
‫ترجیح نمی‌دی
‫جای پرسیدن حال دخترت،

474
00:38:18,176 --> 00:38:19,638
‫خودت از نزدیک ببینیش؟

475
00:38:21,349 --> 00:38:22,518
‫چنین امری خیال خامه.

476
00:38:23,604 --> 00:38:25,274
‫خودم می‌دونم سوابق پیچیده‌ای داری.

477
00:38:27,737 --> 00:38:30,075
‫ولی آمریکا گاهی اوقات کشور بخشنده‌ایه.

478
00:38:32,329 --> 00:38:33,624
‫اگه اشتباهاتت رو جبران کنی،

479
00:38:34,835 --> 00:38:36,379
‫کاری کنی کمی به چشم بیایم...

480
00:38:37,298 --> 00:38:38,843
‫و مدتی به وظایفت عمل کنی،
‫بخشیده می‌شی.

481
00:38:41,724 --> 00:38:44,771
‫دوست دارم به خودت و دخترت کمک کنم.

482
00:38:46,024 --> 00:38:47,109
‫البته اگه خودت اجازه بدی.

483
00:38:49,405 --> 00:38:50,575
‫می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم.

484
00:38:55,960 --> 00:38:56,879
‫یادم می‌مونه.

485
00:40:42,799 --> 00:40:43,759
‫نمی‌دونم.

486
00:40:47,684 --> 00:40:48,853
‫حتما خیلی سخته...

487
00:40:51,482 --> 00:40:52,569
‫که دخترت رو ببینی...

488
00:40:54,447 --> 00:40:55,825
‫و مجبور باشی ولش کنی.

489
00:40:59,749 --> 00:41:00,793
‫عادت می‌کنی.

490
00:41:02,379 --> 00:41:03,423
‫متأسفانه می‌کنی.

491
00:41:10,813 --> 00:41:12,483
‫چندتاشون رو از خونه خانواده پاتنوم قاپیدم.

492
00:41:14,738 --> 00:41:15,615
‫بالاخره...

493
00:41:16,491 --> 00:41:18,453
‫یه سرکشی جزئی که ضرر نداره.

494
00:41:20,917 --> 00:41:22,461
‫بین خودمون می‌مونه.

495
00:41:38,911 --> 00:41:40,372
‫خودم می‌دونم کمی عجیبه،

496
00:41:42,125 --> 00:41:43,169
‫ولی بچه‌دار شدن...

497
00:41:44,548 --> 00:41:46,259
‫خارق‌العاده‌ترین کار دنیاست.

498
00:41:47,511 --> 00:41:50,851
‫دست و پای کوچولوش
‫تو بدن آدم رشد می‌کنه.

499
00:41:52,062 --> 00:41:53,231
‫باورنکردنیه! کـ...

500
00:41:59,034 --> 00:42:02,374
‫کامل‌ترین عشقیه که آدم
‫به عمرش حس می‌کنه.

501
00:42:09,639 --> 00:42:11,685
‫حتی اگه یکی دیگه بزرگش کنه.

502
00:42:23,458 --> 00:42:25,462
‫تو دوران بارداری
‫بهتر از همیشه با آدم برخورد می‌کنن.

503
00:42:26,339 --> 00:42:27,592
‫عین شاهدخت‌ها با آدم رفتار می‌کنن.

504
00:42:31,140 --> 00:42:31,975
‫آره.

505
00:42:33,645 --> 00:42:34,731
‫نه. مطمئنم همین‌طوره.

506
00:42:39,949 --> 00:42:40,910
‫دلم برات تنگ می‌شه.

507
00:42:43,832 --> 00:42:46,128
‫شاید عمه لیدیا بذاره
‫جفت قدم‌زنی همدیگه بشیم.

508
00:42:49,719 --> 00:42:50,680
‫شاید.

509
00:43:00,574 --> 00:43:01,450
‫راستش،

510
00:43:03,622 --> 00:43:05,876
‫موقع آشناییمون اصلا ازت خوشم نمی‌اومد.

511
00:43:08,841 --> 00:43:10,093
‫آره.

512
00:43:16,565 --> 00:43:17,984
‫همون اول هم درست حس کرده بودم.

513
00:43:21,490 --> 00:43:22,492
‫چی؟

514
00:43:23,912 --> 00:43:24,831
‫چطور مگه؟

515
00:43:27,252 --> 00:43:28,171
‫تو...

516
00:43:31,595 --> 00:43:32,847
‫تو به من اهمیتی نمی‌دی.

517
00:43:36,772 --> 00:43:38,692
‫صرفا می‌خواستی دخترت رو ببینی، مگه نه؟

518
00:43:41,447 --> 00:43:42,784
‫نه، بهم دروغ گفتی.

519
00:43:46,248 --> 00:43:47,250
‫ازم سواستفاده کردی.

520
00:43:48,461 --> 00:43:49,463
‫عین عمه لیدیا.

521
00:43:52,135 --> 00:43:53,137
‫عین همه‌شون.

522
00:43:56,185 --> 00:43:57,270
‫تو هم از خودشونی.

523
00:43:58,523 --> 00:44:00,736
‫استر، داشتم سعی می‌کردم
‫کمکت کنم که زنده بمونی.

524
00:44:01,487 --> 00:44:02,907
‫جون هم همین‌طوری
‫بهم کمک کرده بود.

525
00:44:04,159 --> 00:44:05,161
‫تو که جون نیستی.

526
00:44:06,497 --> 00:44:07,833
‫تو مایه شرمی.

527
00:44:10,463 --> 00:44:13,261
‫من هم با تمام وجود
‫ازت متنفرم.

528
00:44:21,945 --> 00:44:23,281
‫وای خدایا، استر.

529
00:44:26,537 --> 00:44:28,374
‫الان دیگه مایه افتخار جون می‌شیم.

530
00:44:32,967 --> 00:44:34,094
‫استر؟ چی شد؟

531
00:44:35,221 --> 00:44:37,267
‫کمک کنین! کمک کنین!

532
00:44:44,323 --> 00:44:46,745
‫چیکار کردی؟

533
00:44:48,790 --> 00:44:50,878
‫چیکار کردی؟
‫یکی بیاد کمک کنه!

534
00:44:52,172 --> 00:44:54,677
‫یکی بیاد کمک کنه!

535
00:44:55,219 --> 00:44:56,263
‫چی شد؟

536
00:44:57,642 --> 00:44:59,436
‫چی شد؟ نه!

537
00:44:59,854 --> 00:45:02,150
‫جنین! جنین، چی شد؟

538
00:45:02,233 --> 00:45:03,444
‫نه، نه! نه!

539
00:45:03,570 --> 00:45:04,948
‫وای خدا! نه!

540
00:45:05,531 --> 00:45:08,287
‫نه عزیزم، بیا بغلم.
‫نه، نه، نه! جنین!

541
00:45:08,789 --> 00:45:10,458
‫جنین، نه، نه!
‫عزیزم، ببین من رو.

542
00:45:10,541 --> 00:45:13,924
‫نه! کمکمون کنین! یکی بیاد!
‫صاف بنشونینشون.

543
00:45:14,007 --> 00:45:16,136
‫نه عزیز دلم، نه، نه، نه.

544
00:45:16,220 --> 00:45:20,478
‫نه، نه عزیزم!
‫نه! کمکمون کنین! وای خدا، نه!

545
00:46:39,929 --> 00:46:42,392
‫هرچقدر خواستی صبر کن.
‫اون‌ها منتظر می‌مونن.

546
00:46:43,352 --> 00:46:44,312
‫آماده‌ام.

547
00:52:13,303 --> 00:52:14,973
‫خب، اِم...

548
00:52:16,309 --> 00:52:18,522
‫به نظرت چقدر احتمال داره
‫به قرار دوم هم برسیم؟

549
00:52:18,606 --> 00:52:20,693
‫وای، این‌قدر عجول نباش!

550
00:52:20,902 --> 00:52:23,198
‫آره، آره. همیشه کمی رک هستم، مگه نه؟

551
00:52:23,281 --> 00:52:25,118
‫آره، کمی تند می‌ری.

552
00:52:26,454 --> 00:52:28,124
‫هوم. برسونمت خونه؟

553
00:52:28,208 --> 00:52:29,335
‫آره. بهتره بریم.

554
00:52:31,590 --> 00:52:32,968
‫- آماده‌ای؟
‫- آماده‌ام.

555
00:52:34,680 --> 00:52:35,682
‫... بیش از هر چیز.

556
00:52:35,765 --> 00:52:37,434
‫نمی‌تونم رو چند چیز تمرکز کنم.

557
00:53:00,000 --> 00:53:15,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

558
00:53:18,800 --> 00:53:22,500
‫[خبر داغ: مراسم ختم
‫فرد واترفورد، از فرماندهان گیلیاد]

559
00:53:23,276 --> 00:53:24,403
‫این دیگه چه کسشعریه؟

560
00:53:27,600 --> 00:53:30,900
‫[خبر داغ: مراسم ختم
‫فرد واترفورد، از فرماندهان گیلیاد]

561
00:55:00,000 --> 00:55:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
