1
00:00:01,001 --> 00:00:02,990
‫آنچه در «قصۀ ندیمه» گذشت...

2
00:00:03,009 --> 00:00:04,035
‫سفرت چطور بود؟

3
00:00:04,036 --> 00:00:06,915
‫برای هماهنگسازی یه هیئت تجاری
‫به مکزیک رفته بودم.

4
00:00:07,209 --> 00:00:08,211
‫مشکلی پیش اومده؟

5
00:00:08,212 --> 00:00:09,588
‫لازم نیست نگران این قضیه باشی.

6
00:00:09,589 --> 00:00:11,655
‫مردهای کاربلدی دارن روش کار می‌کنن.

7
00:00:11,656 --> 00:00:14,421
‫دیگه هرگز وقتی زنت اونجاست، اونجوری لمسم نکنی.

8
00:00:14,459 --> 00:00:16,697
‫من که برام مهم نبود.
‫فکر نمی‌کردم برای تو هم مهم باشه.

9
00:00:17,063 --> 00:00:18,503
‫وقتت داره تموم میشه اینجا.

10
00:00:18,523 --> 00:00:20,756
‫داشتم فکر می‌کردم شاید بتونیم
‫راه دیگه‌ای رو امتحان کنیم.

11
00:00:21,058 --> 00:00:23,478
‫وقتی خانم واترفورد ازم خواست،
‫نمی‌تونستم جواب نه بدم.

12
00:00:23,493 --> 00:00:24,690
‫متأسفم.

13
00:00:24,725 --> 00:00:26,728
‫ما فقط می‌خواستیم دنیا رو [جایی] بهتر کنیم.

14
00:00:26,749 --> 00:00:28,461
‫حالا احترام دارین.

15
00:00:28,481 --> 00:00:32,087
‫و می‌تونین در صلح و آرامش
‫به تقدیر بیولوژیکی‌تون عمل کنین.

16
00:00:32,414 --> 00:00:33,840
‫تقدیر بیولوژیکی؟

17
00:00:34,015 --> 00:00:36,665
‫بچه‌ها.
‫چه چیز دیگه‌ای برای زندگی کردن، هست؟

18
00:00:36,778 --> 00:00:38,052
‫عشق.

19
00:00:39,000 --> 00:00:52,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20
00:00:52,726 --> 00:00:55,764
‫قصۀ ندیمه - قسمت ۶، جایگاه یک زن

21
00:01:06,833 --> 00:01:07,880
‫یه بار.

22
00:01:08,452 --> 00:01:11,415
‫در واقع دو بار برای اون.

23
00:01:12,344 --> 00:01:13,780
‫دو دفعه برای من.

24
00:01:14,432 --> 00:01:15,653
‫تقریباً سه.

25
00:01:16,478 --> 00:01:18,077
‫چیزی نمونده بود.

26
00:01:25,956 --> 00:01:27,291
‫اهمیتی نداره.

27
00:01:27,668 --> 00:01:29,578
‫دیگه هرگز نمی‌تونه اتفاق بیفته.

28
00:01:30,628 --> 00:01:31,817
‫شرمنده، نیک.

29
00:01:41,276 --> 00:01:43,217
‫تر و تمیزش کنین، دخترها.

30
00:01:43,863 --> 00:01:46,968
‫خدا ما رو به خاطر رنج و
‫مشقتمون دوست داره!

31
00:01:49,152 --> 00:01:50,662
‫چرا مجبوریم این کارو بکنیم؟

32
00:01:51,171 --> 00:01:52,298
‫خوش می‌گذره.

33
00:01:54,469 --> 00:01:56,350
‫نگاه، مثل نقاشی کردنه.

34
00:01:59,103 --> 00:02:01,696
‫فقط می‌خوان که همه چیز، گل و بلبل به نظر بیاد.

35
00:02:02,110 --> 00:02:03,808
‫یه کس‌هایی دارن میان اینجا.

36
00:02:04,073 --> 00:02:05,209
‫خارجی‌ها.

37
00:02:06,903 --> 00:02:08,259
‫گردشگرها؟

38
00:02:08,271 --> 00:02:09,546
‫کار ناجوریه.

39
00:02:09,561 --> 00:02:11,502
‫نه، تو مایه‌های آدم‌های دولتی،

40
00:02:11,503 --> 00:02:12,978
‫سیاستمدار‌ها.

41
00:02:13,627 --> 00:02:15,097
‫امشب میان خونه‌تون.

42
00:02:18,268 --> 00:02:19,436
‫از کجا اینو می‌دونی؟

43
00:02:19,477 --> 00:02:20,952
‫فرمانده‌م.

44
00:02:21,024 --> 00:02:23,041
‫کیر کوچیک، دهنِ گشاد.
‫(کنایه از پرچونگی)

45
00:02:30,747 --> 00:02:36,050
‫بدون اون همه جسدها یه جورایی
‫عجیب به نظر میرسه، مگه نه؟

46
00:02:39,269 --> 00:02:40,271
‫آره.

47
00:02:45,474 --> 00:02:48,264
‫به گمونم، آدم به یه جور بودن چیزها عادت می‌کنه.

48
00:03:42,441 --> 00:03:43,871
‫عجله کن.

49
00:03:44,622 --> 00:03:45,955
‫الان میام.

50
00:03:48,726 --> 00:03:50,485
‫یه لباس تمیز برات گذاشتم.

51
00:03:51,960 --> 00:03:53,045
‫ممنون.

52
00:03:54,509 --> 00:03:56,683
‫لباست رو که پوشیدی،
‫خانم واترفورد می‌خواد ببینتت.

53
00:03:56,920 --> 00:03:58,214
‫توی اتاقش.

54
00:03:58,840 --> 00:03:59,800
‫ایول.

55
00:04:05,033 --> 00:04:06,460
‫برات دعا می‌کنم.

56
00:04:14,957 --> 00:04:16,176
‫خانم واترفورد.

57
00:05:01,802 --> 00:05:03,031
‫تمیز و آماده‌ای؟

58
00:05:03,933 --> 00:05:05,265
‫بله، خانم واترفورد.

59
00:05:06,469 --> 00:05:07,468
‫خوبه.

60
00:05:08,925 --> 00:05:11,589
‫خب، امشب چندتا مهمون مهم داریم،

61
00:05:11,590 --> 00:05:13,891
‫یه هیئت تجاری از مکزیک.

62
00:05:15,754 --> 00:05:18,230
‫فرمانده خیلی زحمت کشیده تا
‫این دیدار رو ترتیب بده.

63
00:05:18,273 --> 00:05:20,360
‫باید تصویر مناسبی [تو ذهنشون] ایجاد کنیم.

64
00:05:21,961 --> 00:05:23,718
‫خب، بذار ببینمت.

65
00:05:25,791 --> 00:05:26,791
‫بچرخ.

66
00:05:33,539 --> 00:05:34,984
‫آماده‌ای، ممنون.

67
00:05:36,287 --> 00:05:37,706
‫قرمز، رنگ مورد علاقمه.

68
00:05:42,451 --> 00:05:43,814
‫خب، این خوش‌شانسیه.

69
00:05:48,282 --> 00:05:50,208
‫مهمون‌هامون ممکنه سؤالاتی داشته باشن.

70
00:05:50,253 --> 00:05:52,575
‫دربارۀ زندگیمون تو اینجا کنجکاون.

71
00:05:52,655 --> 00:05:55,538
‫می‌دونم که اگه باهات صحبت بشه،
‫هوشمندانه صحبت می‌کنی.

72
00:05:56,195 --> 00:05:57,411
‫سعی می‌کنم...

73
00:05:57,969 --> 00:05:59,866
‫هوشمندانه صحبت کنم، خانم واترفورد.

74
00:06:02,193 --> 00:06:03,776
‫لطفاً ناامیدم نکن.

75
00:06:05,108 --> 00:06:07,022
‫- متوجهی؟
‫- بله، خانم واترفورد.

76
00:06:12,855 --> 00:06:14,087
‫می‌تونی بری.

77
00:06:44,799 --> 00:06:47,360
‫وقت خودتو داشتی.
‫روز خوبیه برامون.

78
00:06:47,361 --> 00:06:48,964
‫تا جایی که می‌تونستم، زود اومدم.

79
00:06:48,965 --> 00:06:51,242
‫خوبه، چون ساعت ۴ یه کنفرانس تلفنی دارم.

80
00:06:51,269 --> 00:06:52,667
‫می‌دونی... وایسا، وایسا، وایسا.

81
00:06:52,674 --> 00:06:55,733
‫من پسر اجاره‌ایت نیستم. باید عشق و علاقه بهم نشون بدی.

82
00:06:55,746 --> 00:06:56,960
‫بیا دعا کنیم.

83
00:06:56,961 --> 00:06:58,376
‫شاید چندتا گل.

84
00:06:58,414 --> 00:06:59,708
‫می‌تونی یه شعر برام بنویسی.

85
00:06:59,709 --> 00:07:01,145
‫لازم نیست قافیه داشته باشه.

86
00:07:03,415 --> 00:07:05,663
‫«و خداوندگار، خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت...

87
00:07:05,683 --> 00:07:09,014
‫و یکی از دنده‌هایش را برداشت و جای آن را به هم پیوست.»
‫(سفر پیدایش، فصل ۲ آیه ۲۱)

88
00:07:09,034 --> 00:07:10,704
‫- از این دامن خوشم میاد.
‫- تمرکز کن، تمرکز کن.

89
00:07:10,705 --> 00:07:12,808
‫«و خداوندگار آن دنده را که از آدم گرفته بود،

90
00:07:12,809 --> 00:07:15,409
‫زنی بنا ساخت و وی را به نزد آدم آورد.»
‫(فصل ۲، آیه ۲۲)

91
00:07:15,416 --> 00:07:19,289
‫[و آدم گفت:] «استخوانی از استخوان‌هایم،
‫گوشتی از گوشتم، از این رو نساء نامیده شود زیرا که او...»
‫(فصل ۲ آیه ۲۳، با کمی جا افتادگی)

92
00:07:19,290 --> 00:07:21,032
‫«از این سبب، مَرد...

93
00:07:21,033 --> 00:07:22,883
‫با زن خویش [خواهد پیوست].»
‫(فصل ۲ آیه ۲۴، با کمی جا افتادگی)

94
00:07:23,657 --> 00:07:26,134
‫«آدم و زنش، هر دو برهنه بودند...

95
00:07:26,135 --> 00:07:28,088
‫و شرمسار نبودند.»
‫(فصل ۲ آیه ۲۵)

96
00:07:28,529 --> 00:07:30,126
‫خداوند این وصلت را برکت دهد...

97
00:07:32,236 --> 00:07:33,469
‫و بارورش سازد.

98
00:07:35,152 --> 00:07:36,234
‫آمین.

99
00:07:48,354 --> 00:07:50,630
‫از حراست رد شدن.
‫هر لحظه ممکنه برسن اینجا.

100
00:07:52,895 --> 00:07:54,310
‫خیلی خوش‌تیپ شدی.

101
00:07:56,350 --> 00:07:57,350
‫ممنونم.

102
00:08:06,305 --> 00:08:09,543
‫می‌خوان توی خونۀ یه فرماندۀ خیلی قدرتمند، شام بخورن.

103
00:08:10,386 --> 00:08:12,402
‫بذار اونها مضطرب باشن [نه تو].

104
00:08:46,787 --> 00:08:49,202
‫- برکت به میوۀ دل.
‫- خداوند به بار نشاند.

105
00:08:56,409 --> 00:08:57,726
‫روزت چطور می‌گذره؟

106
00:09:02,197 --> 00:09:03,483
‫خوشگل شدی.

107
00:09:05,071 --> 00:09:06,070
‫ممنون.

108
00:09:08,695 --> 00:09:12,250
‫- فقط برا خاطر تو اینو پوشیدم.
‫- برا من نباید چیزی بپوشی.

109
00:09:52,676 --> 00:09:55,070
‫نیک؟ بیارش تو.

110
00:10:17,332 --> 00:10:23,147
‫معاون سفیر کاستیو، پوئدو پرزنتار ندیمه‌مون رو، آف‌فرد.
‫(اسپانیایی. معرفی می‌کنم)

111
00:10:24,786 --> 00:10:26,529
‫خداوند به بار نشاند.

112
00:10:28,451 --> 00:10:32,532
‫نه، خانم کاستیو سفیره.

113
00:10:32,626 --> 00:10:34,874
‫آقای فلورز معاونشونه.

114
00:10:35,401 --> 00:10:36,354
‫ببخشید.

115
00:10:36,402 --> 00:10:38,388
‫به عذرخواهی نیازی نیست.

116
00:10:39,078 --> 00:10:41,138
‫دیدنت مایۀ مسرته.

117
00:10:41,561 --> 00:10:42,563
‫خداوند به بار نشاند.

118
00:10:42,584 --> 00:10:46,215
‫یه کمی دربارۀ ندیمه‌ها شنیده بودیم،

119
00:10:46,247 --> 00:10:50,462
‫ولی سخته که شایعات رو از حقایق جدا کرد.

120
00:10:50,471 --> 00:10:54,682
‫به همین خاطر من اینقدر خرسندم که
‫داریم گفتمانی رو بین کشورهامون شکل میدیم.

121
00:10:55,145 --> 00:10:56,898
‫آف‌فرد، اسم مادرزادیت چیه؟

122
00:10:57,565 --> 00:10:58,732
‫از قبل.

123
00:11:00,876 --> 00:11:02,484
‫دیگه از اون اسم استفاده نمی‌کنم.

124
00:11:02,511 --> 00:11:05,923
‫ندیمه‌ها، با اسامی نَسَبیِ مشتق‌شده از
‫سرپرست خانوارشون یاد میشن.

125
00:11:05,956 --> 00:11:08,315
‫آف‌وارن، آف‌فرد و غیره.
(of پیشوند، نشان از تعلق)

126
00:11:08,355 --> 00:11:12,132
‫این نمادیه از مقام مقدسشون.

127
00:11:13,466 --> 00:11:19,096
‫بله. اگر ممکنه دوست دارم که بیشتر از پوزسیون مقدستون بدونم.
‫(اس. مقام، جایگاه)

128
00:11:19,387 --> 00:11:22,152
‫خودت انتخاب کردی که یه ندیمه باشی؟

129
00:11:26,320 --> 00:11:27,322
‫بله.

130
00:11:29,241 --> 00:11:30,242
‫خب.

131
00:11:30,826 --> 00:11:33,997
‫کاری که می‌کنی، از خودگذشتگی چشمگیریه.

132
00:11:33,998 --> 00:11:37,378
‫ندیمه‌ها دارن برای کل ملت بچه‌دار میشن.
(nation ملت، طایفه)

133
00:11:38,130 --> 00:11:42,424
‫آف‌فرد می‌دونه که ما چقدر قدردانِ
‫انتخابش در این وضعیتیم.

134
00:11:43,998 --> 00:11:44,851
‫بیا.

135
00:11:46,101 --> 00:11:47,103
‫آقا.

136
00:11:47,812 --> 00:11:49,011
‫پوزش بابت مزاحمت.

137
00:11:49,037 --> 00:11:52,738
‫سفیر، آقایون، لطفاً برای صرف کمی
‫«او دوورس» بهمون ملحق بشین.
‫(فرانسوی. پیش‌غذا)

138
00:11:52,986 --> 00:11:54,807
‫ممنون ازت، عزیزم.

139
00:11:55,908 --> 00:11:57,244
‫پس، اگه ممکنه بریم؟

140
00:11:57,702 --> 00:11:59,251
‫خواهش می‌کنم، بعد از شما.

141
00:12:02,502 --> 00:12:04,704
‫دیدنت مایۀ مسرته، آف‌فرد.

142
00:12:05,423 --> 00:12:06,466
‫برکت به میوۀ دل.

143
00:12:06,487 --> 00:12:07,876
‫زیر نظر او.

144
00:12:10,041 --> 00:12:13,402
‫ممنونم ازت بابت وقتت ‫و نظراتت.

145
00:12:13,812 --> 00:12:14,813
‫خواهش می‌کنم.

146
00:12:16,191 --> 00:12:17,780
‫ممکن، ممکنه بپرسم...

147
00:12:18,132 --> 00:12:21,028
‫و معذرت می‌خوام اگه این سؤال زیادی شخصی‌ایه.

148
00:12:21,199 --> 00:12:25,033
‫ولی تو زندگی خیلی سختی رو انتخاب کردی.

149
00:12:26,916 --> 00:12:28,043
‫شاد هستی؟

150
00:12:53,147 --> 00:12:56,741
‫من به شادمانی دست پیدا کردم،

151
00:12:57,060 --> 00:12:58,433
‫بله.

152
00:12:59,889 --> 00:13:03,396
‫خیلی خوشحالم، آف‌فرد.

153
00:13:08,858 --> 00:13:09,859
‫سفیر.

154
00:13:21,441 --> 00:13:24,696
‫از این که چنین مسیر درازی رو طی کردید تا
‫با ما باشید، خیلی مفتخر و مشعوفم.

155
00:13:24,783 --> 00:13:26,296
‫پور فاوور.
‫(اس. خواهش می‌کنم)

156
00:13:26,469 --> 00:13:27,870
‫همه چیز خوشمزه به نظر میاد.

157
00:13:27,890 --> 00:13:29,129
‫گرسیاس.
‫(اس. متشکرم)

158
00:13:29,175 --> 00:13:32,860
‫ما به یک روش کشاورزیِ کاملاً ارگانیک تغییر رویه دادیم.

159
00:13:32,861 --> 00:13:34,335
‫تحسین‌برانگیزه.

160
00:13:34,336 --> 00:13:36,292
‫برداشت محصولات توی کشور شما چطوره؟

161
00:13:36,568 --> 00:13:40,404
‫اه، ما هم مثل بقیۀ دنیا با چالش‌هایی مواجهیم.

162
00:13:40,575 --> 00:13:44,630
‫اکثر محصولات اساسی‌مون با الگو‌های جدیدِ
‫آب‌وهوا مطابقت پیدا نمی‌کنن.

163
00:13:44,691 --> 00:13:48,197
‫باغ‌های مرکبات ما توی فلوریدا وضعیتشون خیلی خوبه.

164
00:13:48,611 --> 00:13:51,155
‫ریتا، ممکنه نگاه بندازی، ببینی پرتقالی داریم یا نه؟

165
00:13:51,718 --> 00:13:52,782
‫چشم، آقا.

166
00:13:52,870 --> 00:13:54,309
‫- فکر کنم داریم.
‫- خوبه.

167
00:13:55,558 --> 00:13:59,889
‫امیدوارم، منابع ارزشمند دیگه‌ای رو هم
‫برای به اشتراک‌گذاری با شما پیدا کنیم.

168
00:13:59,961 --> 00:14:02,624
‫خدا ملت ما رو از جهاتِ...

169
00:14:02,651 --> 00:14:06,359
‫ممنون... خیلی زیادی برکت داده.

170
00:14:06,465 --> 00:14:07,510
‫بله.

171
00:14:08,412 --> 00:14:09,747
‫کنجکاوم.

172
00:14:10,519 --> 00:14:15,769
‫نیمۀ ساکت اتاق، چه احساسی دربارۀ گیلاد دارن؟
‫(مکانی مذکور در کتب مقدس. واژه‌ای عبری به معنای «تپۀ عهد» یا «سنگ گواه»)

173
00:14:15,872 --> 00:14:18,123
‫(در اینجا اما نام مکان وقوع داستان است)

174
00:14:20,264 --> 00:14:21,932
‫کاملاً فوق‌العاده‌ست.

175
00:14:24,729 --> 00:14:25,865
‫خانم واترفورد؟

176
00:14:26,356 --> 00:14:29,945
‫خوشبخت و سعادتمندم که خونه‌ای دارم و
‫یه شوهر که ازش مراقبت و پیروی کنم.

177
00:14:29,974 --> 00:14:33,441
‫ارزش‌های سنتی در بطن تمام
‫کارهایی‌ان که ما اینجا انجام میدیم.

178
00:14:33,910 --> 00:14:35,610
‫من‌جمله سیاست‌های تجاری.

179
00:14:38,834 --> 00:14:44,787
‫«هرگز فروتن بودن یک زن را با فروتر بودنش، اشتباه نگیر.»

180
00:14:45,429 --> 00:14:46,471
‫هوشمندانه.

181
00:14:46,498 --> 00:14:48,020
‫بله، هوشمندانه‌ست.

182
00:14:48,434 --> 00:14:50,560
‫از کتاب «جایگاه یک زن»ـه.

183
00:14:50,896 --> 00:14:52,538
‫کتاب همسرم.

184
00:14:53,650 --> 00:14:55,112
‫توی هواپیما دوباره خوندمش.

185
00:14:55,508 --> 00:14:58,470
‫چه بحث فکورانه‌ای در راستای...

186
00:14:58,492 --> 00:15:02,247
‫فمینیسم خانگی، اونطور که قبلاً بهش می‌گفتن.
(در این گونه فمینیسم، ارزش‌های خانوادگی در ارجحیت قرار دارد)

187
00:15:02,268 --> 00:15:04,327
‫ممنون. خیلی لطف دارین.

188
00:15:04,328 --> 00:15:06,448
‫یه بار سخنرانیت رو توی یه گردهمایی شنیدم،

189
00:15:06,449 --> 00:15:09,476
‫قبل از جنگ، خیلی پرشور و حرارت بودی.

190
00:15:09,522 --> 00:15:12,173
‫زن‌ها داشتن خونواده‌هاشون رو ترک می‌کردن و
‫ما مجبور بودیم که تغییری ایجاد کنیم.

191
00:15:12,206 --> 00:15:13,501
‫زمانی برامون نمونده بود.

192
00:15:13,515 --> 00:15:17,452
‫اگه یادم باشه، برای تحریک به اغتشاش دستگیر شده بودی؟

193
00:15:19,223 --> 00:15:21,372
‫اون روزها، عصبی‌مزاج بودم.

194
00:15:24,569 --> 00:15:29,126
‫اون موقع، اصلاً همچین جامعه‌ای رو تصور می‌کردی؟

195
00:15:29,147 --> 00:15:33,305
‫جامعه‌ای که در طی سه سال،
‫انتشار کربنش رو نزدیک ۷۸٪ کاهش داده؟

196
00:15:33,306 --> 00:15:36,588
‫جامعه‌ای که دیگه زن‌ها نمی‌تونن کتابت رو بخونن.

197
00:15:39,525 --> 00:15:40,911
‫یا هر چیز دیگه‌ای رو.

198
00:15:47,473 --> 00:15:48,430
‫نه.

199
00:15:49,137 --> 00:15:50,136
‫تصور نمی‌کردم.

200
00:15:51,583 --> 00:15:54,303
‫خداوند خواهان ازخودگذشتگیه، خانم کاستیو.

201
00:15:54,329 --> 00:15:55,797
‫این همیشه راه و روشش بوده،

202
00:15:55,850 --> 00:15:58,474
‫ولی در مقابل، نعمات شایسته‌ای هم میده...

203
00:15:58,513 --> 00:16:01,992
‫و به نظرم میشه با اطمینان گفت که...

204
00:16:02,039 --> 00:16:04,727
‫گیلیاد از جهات خیلی زیادی برکت داده شده.

205
00:16:08,276 --> 00:16:09,274
‫آمین.

206
00:16:15,225 --> 00:16:16,747
‫اگه ممکنه بریم برای شام؟

207
00:16:17,262 --> 00:16:19,121
‫نباید همسرها رو دعوت می‌کردیم.

208
00:16:19,530 --> 00:16:20,673
‫مراسم شام توی خونه بود.

209
00:16:20,694 --> 00:16:21,850
‫نگاه‌ها رو در نظر بگیر.

210
00:16:21,863 --> 00:16:23,999
‫اگه توی مبادله پیشرفتی نکنیم...

211
00:16:24,012 --> 00:16:26,662
‫توی ۶ ماه، واحد پولمون از لبۀ پرتگاه سقوط می‌کنه.

212
00:16:26,694 --> 00:16:28,044
‫اینو در نظر بگیر.

213
00:16:28,787 --> 00:16:31,963
‫شرح دوبارۀ سوءپیشینه‌ت،
‫هیچ کمکی به حل این مشکل نمی‌کنه.

214
00:16:32,798 --> 00:16:34,735
‫فردا جلساتی داری.

215
00:16:34,743 --> 00:16:37,203
‫می‌تونی در مورد مسئله باهاشون صحبت کنی و
‫بعدش هم ضیافت رو برگزار می‌کنیم.

216
00:16:37,219 --> 00:16:38,538
‫اتلاف وقته.

217
00:16:38,772 --> 00:16:39,791
‫مخالفم.

218
00:16:39,809 --> 00:16:41,580
‫بیا جزئیات رو مرور کنیم.

219
00:16:41,621 --> 00:16:43,763
‫مطمئنم کاری می‌کنی ضیافت عالی‌ای بشه.

220
00:17:05,067 --> 00:17:06,066
‫سلام.

221
00:17:07,230 --> 00:17:08,332
‫سلام.

222
00:17:08,333 --> 00:17:09,477
‫خسته به نظر میای.

223
00:17:11,349 --> 00:17:12,976
‫تا ۳ صبح جلسه داشتیم.

224
00:17:14,294 --> 00:17:16,290
‫کُلبی و هریس مجبور بودن مخفیانه بیان.

225
00:17:16,298 --> 00:17:18,010
‫هنوز دارن تعقیب میشن.

226
00:17:18,321 --> 00:17:19,318
‫اف‌بی‌آی؟

227
00:17:19,319 --> 00:17:20,932
‫نمی‌دونم. به احتمال زیاد.

228
00:17:20,961 --> 00:17:23,235
‫خب، اگه اونها موفق شدن و
‫کل کمیته حاضر بودن، چی شدش؟

229
00:17:23,255 --> 00:17:25,603
‫هیچی نشد چون تنها کاری که
‫این مردها بلدن، حرف زدنه.

230
00:17:25,636 --> 00:17:28,239
‫حقیقتش، مطمئن نیستم که اعقاد لازم رو
‫برای انجام این کار داشته باشن.

231
00:17:28,267 --> 00:17:30,186
‫هی، هی.

232
00:17:30,290 --> 00:17:31,331
‫بیا اینجا.

233
00:17:40,639 --> 00:17:41,679
‫میریم بیرون.

234
00:17:41,712 --> 00:17:42,748
‫نه.

235
00:17:42,762 --> 00:17:45,122
‫باید چندتا تماس بگیرم و
‫می‌خوام بگیرم بخوابم.

236
00:17:45,149 --> 00:17:46,445
‫سؤال نمی‌پرسیدم.

237
00:17:49,834 --> 00:17:51,099
‫ممنون.

238
00:17:51,873 --> 00:17:53,454
‫ممنونم.

239
00:17:53,870 --> 00:17:55,346
‫مطمئنی این به اندازه کافی بزرگه؟

240
00:17:55,388 --> 00:17:59,179
‫هیچ مشکلی وجود نداره که با
‫مقدار کافی ذرت بودادۀ سینما حل نشه.

241
00:18:02,463 --> 00:18:04,055
‫طرحت رو به کمیته ارائه دادی؟

242
00:18:04,093 --> 00:18:07,537
‫آره، اگه افاده‌ای کرده باشه.
‫صندلی D۶ و ۷.

243
00:18:09,222 --> 00:18:12,862
‫تو چی؟ خیلی کم فرصتشو داشتم که باهات حرف بزنم.

244
00:18:12,863 --> 00:18:14,235
‫مقاله‌ت رو تحویل دادی؟

245
00:18:14,236 --> 00:18:15,504
‫نه، هنوز دارم روش کار می‌کنم.

246
00:18:15,517 --> 00:18:17,897
‫ولی، می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم...

247
00:18:17,898 --> 00:18:22,145
‫باروری به عنوان یه منبع ملی،
‫تولید مثل به عنوان یه قاعدۀ اخلاقی.

248
00:18:22,173 --> 00:18:26,572
‫فکر می‌کنم این ایدۀ خیلی جالبیه و
‫می‌تونه زمینه رو برای یه کتاب دوم عالی فراهم کنه.

249
00:18:29,858 --> 00:18:33,569
‫شایدم نه. حقیقتش فکر نمی‌کردم که
‫یه وقت کتاب دیگه‌ای بنویسم.

250
00:18:33,609 --> 00:18:34,650
‫باید بنویسی.

251
00:18:36,890 --> 00:18:38,195
‫ایدۀ محشریه.

252
00:18:41,133 --> 00:18:42,193
‫باشه. باشه.

253
00:18:43,689 --> 00:18:44,749
‫اینو نگه‌دار.

254
00:18:52,658 --> 00:18:53,657
‫چیه؟

255
00:18:55,737 --> 00:18:56,736
‫داره اتفاق میفته.

256
00:18:57,817 --> 00:18:59,170
‫دستورات رو صادر کردن.

257
00:19:00,439 --> 00:19:01,770
‫طرحیه که ما ارائه دادیم.

258
00:19:02,852 --> 00:19:04,308
‫سه حملۀ جداگونه.

259
00:19:05,514 --> 00:19:06,513
‫کِی؟

260
00:19:06,888 --> 00:19:07,980
‫ظرف سه هفته.

261
00:19:10,840 --> 00:19:13,846
‫اول کنگره، بعد کاخ سفید، بعد دیوان عالی.

262
00:19:20,034 --> 00:19:21,117
‫خدا را شکر.

263
00:19:30,311 --> 00:19:31,601
‫اوضاع باید تغییر کنه.

264
00:19:31,629 --> 00:19:32,668
‫می‌دونم.

265
00:19:33,889 --> 00:19:36,177
‫هنوز هم قراره درد و رنج زیادی باشه.

266
00:19:38,978 --> 00:19:41,294
‫الان هم درد و رنج هست. یه عالمه ازش.

267
00:19:50,074 --> 00:19:51,362
‫داریم نجاتشون میدیم.

268
00:19:52,238 --> 00:19:53,864
‫داریم کار خدا رو انجام میدیم.

269
00:20:37,421 --> 00:20:38,481
‫سلام.

270
00:20:38,688 --> 00:20:39,749
‫سلام.

271
00:20:42,484 --> 00:20:45,106
‫می‌خواد... می‌خواد توی دفترش ببینتت.

272
00:20:48,904 --> 00:20:49,902
‫باشه.

273
00:21:04,964 --> 00:21:06,467
‫این فقط بدترش می‌کنه.

274
00:21:42,967 --> 00:21:43,835
‫[پ اسیتو]

275
00:21:43,836 --> 00:21:45,176
‫[پواسیتو]

276
00:21:45,203 --> 00:21:47,079
‫دیدی که چجوری بهمون نگاه می‌کرد؟

277
00:21:47,106 --> 00:21:49,160
‫انگار ما یه مشت عجیب‌الخلقه‌ایم.

278
00:21:51,064 --> 00:21:52,650
‫اونها کی باشن که ما رو قضاوت کنن؟

279
00:21:52,678 --> 00:21:55,056
‫نصف جمعیتشون دچار سوءتغذیه‌ن.

280
00:21:55,839 --> 00:21:58,331
‫توی سه سال، چهارتا انتخابات داشتن.

281
00:21:58,345 --> 00:21:59,740
‫[پوستایو]

282
00:21:59,777 --> 00:22:01,896
‫اونها برای نجات سیاره چه قدمی برداشتن؟ ها؟

283
00:22:01,913 --> 00:22:03,156
‫[پوست ایو]

284
00:22:03,317 --> 00:22:04,582
‫دریغ از یه قدم!

285
00:22:04,838 --> 00:22:07,158
‫نمی‌تونن کار خوبی رو که داریم اینجا می‌کنیم، ببینن؟

286
00:22:09,475 --> 00:22:10,824
‫دارم حوصله‌ت رو سر می‌برم؟

287
00:22:15,450 --> 00:22:16,630
‫نه. ببخشید.

288
00:22:17,831 --> 00:22:19,815
‫اینجا بودن یه امتیازه.

289
00:22:23,807 --> 00:22:24,810
‫می‌دونم اینو.

290
00:22:27,399 --> 00:22:28,402
‫وقت رفتنه.

291
00:23:27,774 --> 00:23:28,933
‫معذرت می‌خوام.

292
00:23:33,415 --> 00:23:34,418
‫میشه...

293
00:23:35,922 --> 00:23:37,206
‫میشه اینجا بمونم...

294
00:23:38,033 --> 00:23:39,097
‫باهات؟

295
00:23:46,117 --> 00:23:47,119
‫لطفاً.

296
00:23:54,222 --> 00:23:55,309
‫می‌خوای بمونی؟

297
00:23:58,609 --> 00:23:59,612
‫بیا.

298
00:24:03,039 --> 00:24:04,041
‫اینجا.

299
00:24:52,591 --> 00:24:53,594
‫ببوسم.

300
00:25:09,932 --> 00:25:11,219
‫اینجوری نه.

301
00:25:15,781 --> 00:25:17,452
‫جوری که از ته دلت باشه.

302
00:25:40,911 --> 00:25:42,259
‫دختر شیرین.

303
00:25:44,418 --> 00:25:46,212
‫فردا روز مهمیه. یه کمی بخواب.

304
00:26:25,161 --> 00:26:26,455
‫خیلی خب، دخترها.

305
00:26:26,997 --> 00:26:29,558
‫وقتی داخل رفتیم،

306
00:26:30,254 --> 00:26:33,073
‫دیگه از پرسه زدن خبری نیست.

307
00:26:33,718 --> 00:26:36,325
‫سر میز خودتون می‌مونین.

308
00:26:37,350 --> 00:26:38,477
‫میز داریم؟

309
00:26:40,267 --> 00:26:43,652
‫امشب شماها مهمونین،
‫درست مثل بقیه.

310
00:26:44,906 --> 00:26:48,000
‫این عذر و بهانه‌ای برای رفتار نادرست نیست.

311
00:26:48,887 --> 00:26:50,953
‫دخترها، چقدر خوشگل شدین همه‌تون.

312
00:26:52,587 --> 00:26:53,852
‫به صفشون کن، لطفاً.

313
00:26:56,178 --> 00:26:57,964
‫همین الان، عمه، اگه ممکنه.

314
00:27:01,228 --> 00:27:03,732
‫خیلی خب دخترها. توی یه خط.

315
00:27:03,779 --> 00:27:05,324
‫مو لا درزش نره.

316
00:27:25,815 --> 00:27:26,902
‫خیلی زیبا.

317
00:27:28,404 --> 00:27:29,406
‫دوست‌داشتنی.

318
00:27:38,465 --> 00:27:40,387
‫لطفاً معیوب‌ها رو بردار.

319
00:27:45,103 --> 00:27:46,982
‫خانم واترفورد،

320
00:27:47,922 --> 00:27:52,449
‫هر مجازاتی که این دخترها مجبور بودن
‫تحمل کنن، به خاطر هدف والاتر بوده.

321
00:27:53,493 --> 00:27:56,004
‫لیاقت اینو دارن که درست مثل بقیه تجلیل بشن.

322
00:27:56,037 --> 00:27:57,570
‫و ما هم ازشون تجلیل می‌کنیم.

323
00:27:58,253 --> 00:28:01,675
‫ولی آدم سیب‌های کرم‌خورده رو بالای جعبه نمیذاره،

324
00:28:02,844 --> 00:28:03,846
‫میذاره؟

325
00:28:06,810 --> 00:28:07,811
‫نه.

326
00:28:09,189 --> 00:28:10,600
‫بی‌سروصدا، لطفاً.

327
00:28:16,328 --> 00:28:17,330
‫خیلی خب.

328
00:28:17,747 --> 00:28:19,975
‫بیاین جلو. آف‌لایل،

329
00:28:20,836 --> 00:28:22,194
‫آف‌توماس،

330
00:28:22,487 --> 00:28:23,814
‫آف‌جان،

331
00:28:24,479 --> 00:28:25,611
‫آف‌تیم،

332
00:28:27,182 --> 00:28:30,044
‫آف‌وارن، تو هم دیگه. سریع سریع.

333
00:28:32,365 --> 00:28:33,686
‫ببرشون توی ون.

334
00:28:35,238 --> 00:28:36,203
‫نه.

335
00:28:36,262 --> 00:28:37,883
‫نه، من می‌خوام به مهمونی برم.

336
00:28:37,931 --> 00:28:39,767
‫- آف‌وارن.
‫- نه.

337
00:28:39,900 --> 00:28:40,893
‫- نه!
‫- جنین!

338
00:28:40,894 --> 00:28:42,158
‫نه، دستت رو بکش!

339
00:28:42,171 --> 00:28:43,712
‫- نه، من کاری...
‫- جنین.

340
00:28:43,713 --> 00:28:45,119
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم.

341
00:28:45,138 --> 00:28:45,832
‫می‌دونم.

342
00:28:45,852 --> 00:28:47,292
‫فقط می‌خوام به مهمونی برم.

343
00:28:47,303 --> 00:28:48,191
‫- آف‌وارن.
‫- می‌دونم.

344
00:28:48,198 --> 00:28:49,637
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم.

345
00:28:49,638 --> 00:28:50,807
‫- ششش.
‫- من هیچ کار اشتباهی نکردم.

346
00:28:50,808 --> 00:28:51,872
‫جنین.

347
00:29:00,844 --> 00:29:02,347
‫منصفانه نیست.

348
00:29:02,748 --> 00:29:04,289
‫کاملاً حق با توئه.

349
00:29:05,504 --> 00:29:09,844
‫ولی بعضی‌وقت‌ها ما مجبوریم
‫کاری رو بکنیم که به نفع همه‌ست،

350
00:29:09,885 --> 00:29:11,873
‫نه اون کاری که منصفانه‌ست.

351
00:29:22,577 --> 00:29:25,535
‫حالا، همراه عمه دیلان برو...

352
00:29:25,583 --> 00:29:30,929
‫و من حتماً هماهنگ می‌کنم که
‫یه سینی کامل از دسر گیرت بیاد.

353
00:29:35,226 --> 00:29:36,353
‫قول میدی؟

354
00:29:37,063 --> 00:29:38,319
‫به جون خودم.

355
00:29:38,876 --> 00:29:40,251
‫بمیری اگه دروغ بگی؟

356
00:29:44,202 --> 00:29:45,565
‫بمیرم اگه دروغ بگم.

357
00:30:00,065 --> 00:30:02,353
‫خیلی خب، دخترها. دو تا صف بشین!

358
00:30:02,407 --> 00:30:03,688
‫ادب فراموش نشه!

359
00:30:24,918 --> 00:30:26,332
‫خدا را شکر.

360
00:30:26,392 --> 00:30:27,723
‫مثل یه رویاست.

361
00:30:29,000 --> 00:30:32,377
‫فکر کنم یه بار اینجا به یه مراسم بت‌میتْسوا اومدم.
‫(جشن تکلیف دختران در دین یهودیت)

362
00:31:54,712 --> 00:31:56,304
‫بهت اجازه نمیدن صحبت کنی.

363
00:31:58,385 --> 00:31:59,716
‫متأسفم.

364
00:32:04,514 --> 00:32:05,854
‫همینیه که هست.

365
00:32:06,991 --> 00:32:08,088
‫ممنون بابت تلاشت.

366
00:32:08,104 --> 00:32:09,559
‫دست از تلاش برنمی‌دارم.

367
00:32:11,279 --> 00:32:12,997
‫تو باید توی این تصمیمات سهیم باشی.

368
00:32:13,022 --> 00:32:14,248
‫هِی اینو بهشون میگم.

369
00:32:14,262 --> 00:32:17,463
‫نه، نگو. حالا باید با همدیگه کار کنیم،
‫نه که بین خودمون جار و جنجال راه بندازیم.

370
00:32:25,308 --> 00:32:26,904
‫توی خونه می‌بینمت.

371
00:32:41,586 --> 00:32:43,920
‫داریم وارد بحث‌های امنیتی میشیم.

372
00:32:47,913 --> 00:32:51,326
‫- ناراحت بود؟
‫- نه، فقط سرخورده.

373
00:32:52,576 --> 00:32:55,003
‫از همون اول توی این قضیه نقش داشته.

374
00:32:55,689 --> 00:32:57,378
‫خب، تقصیرش گردن خودمونه.

375
00:32:58,695 --> 00:33:00,897
‫بیشتر از چیزی که بتونن، بهشون محول کردیم.

376
00:33:01,407 --> 00:33:06,488
‫توجه و تمرکز خیلی زیادی روی
‫فعالیت‌های دانشگاهی و اهداف شغلی گذاشتن.

377
00:33:06,668 --> 00:33:08,997
‫گذاشتیم که مقصود اصلیشون رو فراموش کنن.

378
00:33:09,685 --> 00:33:11,184
‫دیگه نمیذاریم همچین اتفاقی بیفته.

379
00:33:49,649 --> 00:33:50,773
‫کجائن؟

380
00:33:50,783 --> 00:33:53,448
‫قرار بود وقتی سفیر به اینجا برسه،
‫سر میزشون نشسته باشن.

381
00:33:53,468 --> 00:33:56,834
‫صبور باش. حتی پرهیزکارها هم به یه کم نمایش نیاز دارن.

382
00:34:03,012 --> 00:34:04,262
‫شبتون بخیر، همگی.

383
00:34:13,253 --> 00:34:15,298
‫می‌خوام به مهمون‌هامون خوشامد بگم.

384
00:34:17,516 --> 00:34:19,805
‫امشب بزرگداشتیه برای گیلیاد...

385
00:34:19,989 --> 00:34:22,009
‫و چیزی که بهش دست پیدا کردیم.

386
00:34:22,090 --> 00:34:24,997
‫ما قدم‌های بزرگی در پاکسازی محیط زیست...

387
00:34:25,763 --> 00:34:29,318
‫و بازگردانی روشی سالم و اخلاقی برای زندگی، برداشتیم.

388
00:34:29,655 --> 00:34:33,235
‫و به اونچه که داریم برای نسل‌های آینده
‫به جا میذاریم، افتخار می‌کنیم.

389
00:34:36,856 --> 00:34:38,974
‫ولی می‌دونیم که هیچکدوم این‌ها اهمیتی نداره...

390
00:34:40,271 --> 00:34:43,466
‫اگه نتونیم ضروری‌ترین مشکلمون رو حل کنیم.

391
00:34:44,433 --> 00:34:46,889
‫و بالاخره شروع به انجام این کار کردیم.

392
00:34:47,016 --> 00:34:52,704
‫با برکت خدا و با ازخودگذشتگی گروهی از دخترها.

393
00:34:55,060 --> 00:34:56,520
‫لطفاً، بایستین.

394
00:35:05,690 --> 00:35:08,765
‫امشب از بخشش و دستگیری شما تجلیل می‌کنیم.

395
00:35:16,457 --> 00:35:20,501
‫و حالا، برای مهمان‌هامون، یک غافلگیری بسیار ویژه داریم.

396
00:35:21,507 --> 00:35:25,769
‫باعث افتخارمه که به شما، فرزندان گیلیاد رو معرفی کنم.

397
00:35:27,099 --> 00:35:31,089
‫همه‌شون در این ایالت، توسط ندیمه‌های ما زاییده شدن.

398
00:35:39,374 --> 00:35:41,872
‫حالا، بیاین بریم با آدم‌های میز اصلی سلام کنیم.

399
00:36:50,480 --> 00:36:52,831
‫انگار واترفورد قراره معامله تجاریش جوش بخوره.

400
00:36:53,736 --> 00:36:55,365
‫دیشب دربارۀ چی حرف زدن؟

401
00:36:56,373 --> 00:36:57,436
‫چی؟

402
00:36:57,690 --> 00:36:58,795
‫نمی‌دونم.

403
00:36:59,536 --> 00:37:00,882
‫هیچی نشنیدی؟

404
00:37:01,414 --> 00:37:02,661
‫برنامه‌ریزی‌ای، تاریخی؟

405
00:37:02,680 --> 00:37:03,805
‫چرا اینقدر برات مهمه؟

406
00:37:03,832 --> 00:37:04,949
‫چی شنیدی؟

407
00:37:06,088 --> 00:37:09,628
‫چه اهمیتی داره که چندتا پرتقال با مکزیک معامله می‌کنیم؟

408
00:37:10,471 --> 00:37:12,661
فکر می‌کنی می‌خوان پرتقال معامله کنن؟

409
00:37:12,695 --> 00:37:14,144
‫ساده‌لوح نباش.

410
00:37:14,935 --> 00:37:17,561
‫گیلیاد فقط یک چیز برای معامله داره که همه می‌خوان.

411
00:37:18,816 --> 00:37:20,471
‫علامتْ قرمز‌ها.

412
00:37:26,746 --> 00:37:27,832
‫چی؟

413
00:37:30,418 --> 00:37:32,260
‫می‌خوان ما رو معامله کنن، خنگه.

414
00:37:33,113 --> 00:37:34,778
‫می‌خوان در عوض ندیمه‌ها معامله کنن.

415
00:38:30,305 --> 00:38:31,609
‫این جاش توی آشغال‌هاست.

416
00:38:31,932 --> 00:38:33,350
‫اون یکی جاش اینجاست.

417
00:38:34,477 --> 00:38:35,770
‫همین کنار کمد.

418
00:38:39,235 --> 00:38:41,362
‫و اونها رو هم ببرین، ممنون.

419
00:39:02,772 --> 00:39:04,039
‫نظرت چیه؟

420
00:39:04,650 --> 00:39:06,615
‫اندا... اندازه‌ست؟

421
00:39:06,637 --> 00:39:08,364
‫خب، خیلی مهم به نظر میای.

422
00:39:10,242 --> 00:39:11,629
‫می‌خوای راه بیفتی؟

423
00:39:12,037 --> 00:39:14,437
‫اعضای ارشد، ساعت ۱۰ جلسه تشکیل میدن.

424
00:39:18,171 --> 00:39:19,834
‫تو هم باید باهام بیای.

425
00:39:23,471 --> 00:39:25,566
‫خب، برنامه‌هات برای امروز چیه؟

426
00:39:28,771 --> 00:39:30,547
‫می‌خوام این جا رو مثل یه خونه کنم.

427
00:40:10,027 --> 00:40:14,445
‫[«جایگاه یک زن» از سرنا جوی، «یک رابطۀ زودگذر» از اشلی کراویتز،
‫«زنانی که کارها را اداره می‌کنند» از اشلی کراویتز، «شهوترانی‌های دارا» از (؟)]

428
00:40:14,523 --> 00:40:21,182
‫(در واقعت، دو کتاب با عنوان «جایگاه...» نوشته شده که از بن‌مایه‌های
‫دین مسیحیت برخوردارند. شخصیت اشلی کراویتز و کتاب‌هایش خیالی هستند.
‫«شهوترانی‌...» به مجموعه رمان‌هایی اروتیک از ماراتا اِروس اشاره دارد)

429
00:41:02,627 --> 00:41:03,624
‫خسته‌ای؟

430
00:41:06,492 --> 00:41:08,279
‫در واقع برعکسش.

431
00:41:10,096 --> 00:41:12,756
‫فکر نکنم بتونم بخوابم.

432
00:41:15,511 --> 00:41:18,474
‫خوشحالم که اینقدر خوب پیش رفت. تبریک میگم.

433
00:41:19,169 --> 00:41:20,327
‫تو هم همینطور.

434
00:41:26,317 --> 00:41:28,302
‫باید با فرمانده‌های دیگه صحبت کنی.

435
00:41:28,685 --> 00:41:31,002
‫بهترین راه حرکت به جلو رو پیدا کنی.

436
00:41:31,223 --> 00:41:32,262
‫نه.

437
00:41:33,757 --> 00:41:35,160
‫اونها می‌تونن صبر کنن.

438
00:41:35,835 --> 00:41:40,094
‫زمانبندی برای اجرای کار، الان مهم‌ترین چیزه.

439
00:41:51,211 --> 00:41:52,571
‫تو زن فوق‌العاده‌ای هستی.

440
00:41:56,657 --> 00:41:57,990
‫فراموش کردم.

441
00:42:46,696 --> 00:42:47,734
‫بهتره...

442
00:42:49,771 --> 00:42:50,892
‫بهتره ادامه ندیم.

443
00:42:53,136 --> 00:42:54,134
‫نه.

444
00:43:45,586 --> 00:43:46,583
‫سلام.

445
00:43:50,948 --> 00:43:52,204
‫سلام، چی شده؟

446
00:43:54,771 --> 00:43:56,134
‫باید یه چیزی می‌گفتم.

447
00:43:56,932 --> 00:43:58,428
‫باید یه چیزی می‌گفتم. باید...

448
00:43:58,885 --> 00:44:00,174
‫باید بهش می‌گفتم.

449
00:44:00,236 --> 00:44:02,010
‫باید بهش می‌گفتم باهامون چی کار می‌کنن.

450
00:44:02,237 --> 00:44:04,568
‫داری زیادی به خودت سخت می‌گیری.
‫توی یه اتاق پر از فرمانده بودی.

451
00:44:04,592 --> 00:44:06,102
‫نه، باید...

452
00:44:06,122 --> 00:44:07,847
‫گفتم شادم.

453
00:44:09,224 --> 00:44:10,408
‫گفتم شادم.

454
00:44:12,725 --> 00:44:14,306
‫چه انتخاب دیگه‌ای داشتی؟

455
00:44:16,529 --> 00:44:18,358
‫نباید اینجا باشم. نباید اینجا باشم.

456
00:44:18,379 --> 00:44:20,434
‫- یه لحظه بشین.
‫- نه، نمی‌تونم.

457
00:44:20,459 --> 00:44:22,022
‫- حرف بزن باهام. هی.
‫- نکن.

458
00:44:22,057 --> 00:44:23,623
‫- آف‌فرد.
‫- اگه اینجا پیدامون کنن.

459
00:44:23,649 --> 00:44:24,651
‫- اگه اینجا پیدامون کنن...
‫- آف‌فرد.

460
00:44:24,658 --> 00:44:27,209
‫اگه پیش هم پیدامون کنن،
‫منو به مستعمرات می‌فرستن.

461
00:44:27,229 --> 00:44:29,751
‫تو... تو از چشم‌هایی. دستشون ازت کوتاهه.

462
00:44:29,828 --> 00:44:30,796
‫حقیقت نداره.

463
00:44:30,819 --> 00:44:32,727
‫کون لقت، نیک. کون لقت!

464
00:44:33,630 --> 00:44:35,666
‫به تو که تجاوز نمی‌کنن، می‌کنن؟

465
00:44:35,713 --> 00:44:39,418
‫اون که ماهی یه بار اینجا نمیاد تا
‫یه کمی انجیل برات بخونه...

466
00:44:39,572 --> 00:44:41,570
‫و کیرشو تا دسته تو کونت بچپونه؟

467
00:44:41,654 --> 00:44:43,306
‫من گفتم شادم!

468
00:44:45,724 --> 00:44:47,743
‫- آف‌فرد!
‫- با اون اسم صدام نکن!

469
00:44:50,338 --> 00:44:52,009
‫اسمم نیستش.

470
00:44:58,816 --> 00:45:00,393
‫میشه یه لیوان آب برات بیارم؟

471
00:45:23,421 --> 00:45:24,515
‫جونه.

472
00:45:30,702 --> 00:45:32,256
‫اسمم. جونه.

473
00:45:55,555 --> 00:45:57,331
‫از دیدنت خوشحالم، جون.

474
00:46:19,061 --> 00:46:20,105
‫بفرمایید.

475
00:46:20,173 --> 00:46:21,509
‫به فرمانده خبر میدم که اینجایین.

476
00:46:21,523 --> 00:46:24,281
‫ممنون. عجله‌ای نیست. یه ذره زود اومدیم.

477
00:46:28,652 --> 00:46:30,281
‫اوه، صبح بخیر.

478
00:46:31,000 --> 00:46:32,482
‫برکت به میوۀ دل.

479
00:46:32,576 --> 00:46:35,146
‫حتماً داری به یکی از پیاده‌روی‌هات میری؟

480
00:46:35,186 --> 00:46:36,230
‫بله.

481
00:46:39,447 --> 00:46:42,038
‫خب، بهتره همراهم رو منتظر نذارم.

482
00:46:42,090 --> 00:46:43,771
‫البته. البته.

483
00:46:43,821 --> 00:46:47,352
‫اوه، آم، می‌خواستم که... یه هدیه‌ای بهت بدم.

484
00:46:48,083 --> 00:46:50,167
‫آم، تا ازت تشکر کنم بابت...

485
00:46:50,972 --> 00:46:52,148
‫روراست بودنت.

486
00:46:52,973 --> 00:46:54,540
‫خیلی باارزش بود.

487
00:46:56,482 --> 00:46:57,942
‫شکلات مکزیکی،

488
00:46:58,889 --> 00:47:00,150
‫از شهر مادریم.

489
00:47:02,019 --> 00:47:07,831
‫ممنونم بابت کمک کردن به من تا
‫یه ذره دنیات رو درک کنم.

490
00:47:09,645 --> 00:47:11,099
‫زیر نظر او.

491
00:47:23,974 --> 00:47:25,465
‫ولی درک نمی‌کنی.

492
00:47:31,334 --> 00:47:32,519
‫بهت دروغ گفتم.

493
00:47:35,973 --> 00:47:36,976
‫اینجا...

494
00:47:40,026 --> 00:47:41,199
‫جای وحشتناکیه.

495
00:47:43,202 --> 00:47:44,970
‫- آف‌فرد؟
‫- ماها زندانی‌ایم.

496
00:47:48,718 --> 00:47:50,993
‫اگه فرار کنیم، سعی می‌کنن بکشنمون.

497
00:47:53,064 --> 00:47:54,067
‫یا بدتر.

498
00:47:55,571 --> 00:47:56,809
‫کتکمون می‌زنن.

499
00:47:58,915 --> 00:48:03,283
‫از باتوم برقی برای ادب کردنمون، استفاده می‌کنن.

500
00:48:05,569 --> 00:48:07,081
‫اگه موقع خوندن گیر بفتیم،

501
00:48:07,797 --> 00:48:09,713
‫یه انگشت رو قطع می‌کنن.

502
00:48:11,618 --> 00:48:14,889
‫بار دوم، همون کل دست رو.

503
00:48:17,971 --> 00:48:19,981
‫چشم‌هامون رو از جا در میارن.

504
00:48:22,692 --> 00:48:25,318
‫همینطوری ناقصمون می‌کنن.

505
00:48:27,455 --> 00:48:29,779
‫بدتر از اون حالتی که فکرشو بکنی.

506
00:48:35,103 --> 00:48:36,390
‫بهم تجاوز می‌کنن.

507
00:48:38,432 --> 00:48:39,747
‫دقیقاً هر ماه.

508
00:48:39,809 --> 00:48:41,852
‫هر موقعی که شاید بارور باشم.

509
00:48:45,427 --> 00:48:46,430
‫من...

510
00:48:47,974 --> 00:48:48,977
‫متأسفم.

511
00:48:55,036 --> 00:48:56,594
‫من اینو انتخاب نکردم.

512
00:49:00,981 --> 00:49:02,254
‫گیرم انداختن.

513
00:49:02,328 --> 00:49:03,979
‫داشتم سعی می‌کردم فرار کنم.

514
00:49:13,047 --> 00:49:14,564
‫دخترمو ازم گرفتن.

515
00:49:22,407 --> 00:49:24,078
‫پس متأسف نباش.

516
00:49:26,043 --> 00:49:27,046
‫باشه؟

517
00:49:29,636 --> 00:49:31,180
‫تو رو خدا متأسف نباش.

518
00:49:34,400 --> 00:49:35,947
‫تو رو خدا کاری کن.

519
00:49:40,504 --> 00:49:41,507
‫من...

520
00:49:43,886 --> 00:49:45,349
‫نمی‌تونم کمکت کنم.

521
00:50:03,652 --> 00:50:05,867
‫ما رو می‌خوای با چی معامله کنی؟

522
00:50:07,003 --> 00:50:08,006
‫ها؟

523
00:50:09,963 --> 00:50:10,966
‫چی؟

524
00:50:13,139 --> 00:50:14,731
‫یه مشت شکلات؟

525
00:50:19,950 --> 00:50:21,453
‫ما آدمیزادیم.

526
00:50:25,869 --> 00:50:27,598
‫چطور می‌تونی این کارو بکنی؟

527
00:50:28,798 --> 00:50:29,799
‫چطور؟

528
00:50:30,885 --> 00:50:32,721
‫چطور می‌تونی...

529
00:50:32,782 --> 00:50:36,580
‫من اهل سیپیکا هستم، خانم آف‌فرد.

530
00:50:39,776 --> 00:50:41,620
‫شهر خوبیه.

531
00:50:42,446 --> 00:50:44,009
‫در حد و اندازه‌های بوستون.

532
00:50:46,537 --> 00:50:52,789
‫۶ ساله که یه دونه بچه هم توی سیپیکا، زنده به دنیا نیومده.

533
00:50:53,800 --> 00:50:56,082
‫کشورم داره می‌میره.

534
00:51:07,448 --> 00:51:09,588
‫کشور من همین الانشم مُرده.

535
00:51:13,417 --> 00:51:15,337
‫خانم سفیر. اینجایین.

536
00:51:19,136 --> 00:51:22,109
‫همه چی روبراهه؟

537
00:51:26,731 --> 00:51:29,496
‫داشتم فقط به آف‌فرد هدیۀ خداحافظی می‌دادم.

538
00:51:29,653 --> 00:51:32,950
‫یه دونه هدیه برای خانم واترفورد هم دارم.

539
00:51:32,990 --> 00:51:34,478
‫خیلی لطف دارین.

540
00:51:34,871 --> 00:51:35,873
‫لطفاً...

541
00:51:39,922 --> 00:51:41,676
‫مستقیم. به راست.

542
00:51:58,576 --> 00:51:59,926
‫آف‌فرد؟

543
00:52:00,624 --> 00:52:01,626
‫باید برم.

544
00:52:04,756 --> 00:52:06,051
‫می‌خوام کمکت کنم.

545
00:52:09,817 --> 00:52:11,833
‫نمی‌دونم دخترت کجاست،

546
00:52:12,252 --> 00:52:15,202
‫ولی فکر کنم بتونم یه پیغام به شوهرت برسونم.

547
00:52:17,903 --> 00:52:19,156
‫شوهرم مُرده.

548
00:52:23,455 --> 00:52:24,624
‫لوکاس بانکول.

549
00:52:25,500 --> 00:52:29,574
‫متولد ۲۹ آوریل ۱۹۸۰، در نایَک،

550
00:52:29,632 --> 00:52:31,010
‫ایالت نیویورکِ سابق.

551
00:52:41,579 --> 00:52:42,738
‫اون زنده‌ست.

552
00:52:43,282 --> 00:52:44,283
‫نه.

553
00:52:44,616 --> 00:52:46,473
‫صدای تیرها رو شنیدم.

554
00:52:49,885 --> 00:52:51,312
‫وقت زیادی نداریم.

555
00:52:52,714 --> 00:52:53,895
‫خواهش می‌کنم...

556
00:52:57,239 --> 00:52:58,241
‫جون.

557
00:52:58,766 --> 00:53:00,029
‫یه چیزی بنویس.

558
00:53:00,811 --> 00:53:02,591
‫سعی می‌کنم به دستش برسونم.

559
00:53:15,754 --> 00:53:28,765
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

560
00:53:29,809 --> 00:53:42,891
‫قومی متفکرند اندر ره دین / قومی به گمان فتاده در راه یقین
‫می‌ترسم از آن که بانگ آید روزی / کای بی‌خبران راه نه آنست و نه این
‫- خیام

561
00:54:43,405 --> 00:54:49,404
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
