1
00:00:12,000 --> 00:00:27,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:28,500 --> 00:00:31,200
‫سلام، له. صبح بخیر.

3
00:00:31,290 --> 00:00:32,500
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

4
00:00:33,830 --> 00:00:34,950
‫من...

5
00:00:35,830 --> 00:00:39,120
‫من و مامانت دیشب یه سری کار داشتیم
‫که باید انجام می‌دادیم. چیه؟

6
00:00:39,950 --> 00:00:42,120
‫صبحونه درست می‌کنم. تخم‌مرغ دوست داری؟

7
00:00:42,200 --> 00:00:43,200
‫عاشقِ تخم‌مرغم.

8
00:00:43,290 --> 00:00:47,950
‫الان دیگه وقت تمیزکاری نیست
‫مدرسه داری، هس هم باید بره سرِ کار.

9
00:00:48,040 --> 00:00:49,540
‫- باشه.
‫- خداحافظ.

10
00:00:51,750 --> 00:00:53,950
‫فکر نمی‌کردم الان خونه باشه.

11
00:00:54,450 --> 00:00:56,450
‫لپ‌تاپش رو جا گذاشته بود.

12
00:00:56,540 --> 00:00:57,370
‫مشکلی نیست.

13
00:00:59,870 --> 00:01:01,080
‫تونستی بخوابی؟

14
00:01:01,580 --> 00:01:04,080
‫نه واقعاً. تو چی؟

15
00:01:05,580 --> 00:01:07,620
‫پیامِ دیگه‌ای برات اومد؟

16
00:01:08,160 --> 00:01:09,000
‫عکسی چیزی؟

17
00:01:09,870 --> 00:01:11,660
‫نه. فقط همون یکی.

18
00:01:12,160 --> 00:01:13,660
‫سعی کردی ردش رو بگیری؟

19
00:01:13,750 --> 00:01:16,620
‫هر کسی اگه بخواد می‌تونه شماره‌م رو پیدا کنه.

20
00:01:16,700 --> 00:01:21,160
‫اگه مجرم می‌دونه تو کی هستی،
‫باید در موردش با فولداگر صحبت کنیم.

21
00:01:21,250 --> 00:01:22,580
‫قهوه آماده‌ست.

22
00:01:22,660 --> 00:01:24,870
‫ممنون. عالیه.

23
00:01:25,750 --> 00:01:27,540
‫هس در واقع قهوه رو ترک کرده.

24
00:01:27,620 --> 00:01:29,410
‫نه، یه ذره قهوه می‌چسبه.

25
00:01:29,500 --> 00:01:32,540
‫- واقعاً قهوه می‌خوای؟
‫- آره. ممنون، له.

26
00:01:35,290 --> 00:01:38,540
‫عجب قهوه‌ی معرکه‌ای درست می‌کنی، له.

27
00:01:38,620 --> 00:01:40,620
‫باشه مامان. می‌بینمت.

28
00:01:41,830 --> 00:01:43,000
‫ای بابا، له.

29
00:01:43,080 --> 00:01:46,910
‫عزیزم، اینطوری نیست که ما...

30
00:01:47,620 --> 00:01:50,080
‫- ما فقط داریم با هم کار می‌کنیم.
‫- مشکلی نیست.

31
00:01:50,160 --> 00:01:53,040
‫من و تو هم امشب با هم شام می‌خوریم.

32
00:01:53,120 --> 00:01:54,250
‫- قبوله.
‫- خوبه.

33
00:01:54,750 --> 00:01:56,450
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

34
00:01:58,040 --> 00:01:59,160
‫- خداحافظ عزیزم.
‫- خداحافظ.

35
00:02:00,660 --> 00:02:02,910
‫چیزی داری که بهم قرض بدی؟

36
00:02:03,000 --> 00:02:04,830
‫روش... خون هست.

37
00:02:10,000 --> 00:02:13,000
‫- این در واقع مالِ خودته.
‫- آره راست می‌گی. ممنون.

38
00:02:14,450 --> 00:02:20,080
‫نایا، خودت می‌دونی که فولداگر تهدید علیه
‫افسر پلیس رو خیلی جدی می‌گیره.

39
00:02:20,160 --> 00:02:23,870
‫می‌دونم، ولی اینطوری نیست که
‫واقعاً احساس خطر کنم.

40
00:02:23,950 --> 00:02:26,870
‫بیشتر شبیه... قدرت‌نماییه.

41
00:02:26,950 --> 00:02:30,120
‫آره، ولی نباید ریسک کنیم.

42
00:02:30,620 --> 00:02:32,500
‫جدی، می‌تونی بدون من از پسش بربیای؟

43
00:02:34,250 --> 00:02:35,250
‫توی این پرونده؟

44
00:02:36,540 --> 00:02:38,450
‫- نه. نه، نمی‌تونم.
‫- نه.

45
00:02:39,910 --> 00:02:42,250
‫گوش کن. ما هوای همدیگه رو داریم.

46
00:02:44,160 --> 00:02:46,910
‫قول می‌دم اگه پیامِ دیگه‌ای اومد
‫بهت خبر بدم.

47
00:02:49,250 --> 00:02:50,790
‫- قول؟
‫- قول می‌دم.

48
00:02:55,000 --> 00:03:02,000
‫قایم‌موشک

49
00:03:18,620 --> 00:03:19,910
‫کجا بودی؟

50
00:03:20,000 --> 00:03:22,120
‫پیشِ پزشکی قانونی. آندریاس لوند.

51
00:03:22,200 --> 00:03:24,080
‫قبل از کنفرانسِ مطبوعاتی بهم گزارش بده.

52
00:03:24,160 --> 00:03:25,040
‫باشه.

53
00:03:25,540 --> 00:03:26,500
‫می‌تونی؟

54
00:03:27,000 --> 00:03:28,870
‫- چیزی شده؟
‫- نه اصلاً.

55
00:03:31,410 --> 00:03:32,410
‫چه خبر؟

56
00:03:34,410 --> 00:03:36,410
‫همه چی ردیفه. چقدر وقت داریم؟

57
00:03:36,500 --> 00:03:37,540
‫ده دقیقه.

58
00:03:38,450 --> 00:03:41,830
‫می‌تونید تأیید کنی که آندریاس لوند هم
‫مثلِ زارا سولاک تحت تعقیب بوده

59
00:03:41,910 --> 00:03:43,080
‫و همین‌طور اما هولست؟

60
00:03:43,160 --> 00:03:48,120
‫توی تحقیقاتِ ما چیزی که به
‫اما هولست اشاره کنه وجود نداره.

61
00:03:48,200 --> 00:03:50,410
‫خانواده‌ی لوند تحت تعقیب بودنش رو تأیید می‌کنن.

62
00:03:50,500 --> 00:03:51,540
‫مظنونی دارید؟

63
00:03:53,540 --> 00:03:55,830
‫نمی‌تونیم اطلاعاتِ بیشتری رو به اشتراک بذاریم...

64
00:03:56,660 --> 00:03:58,660
‫- هس.
‫<i>- از بیمارستان گلوستروپ تماس می‌گیرم.</i>

65
00:03:58,750 --> 00:04:00,660
‫<i>بهم گفتن که ی هس رو می‌شناسید.</i>

66
00:04:00,750 --> 00:04:02,040
‫آره. اون برادرمه.

67
00:04:02,120 --> 00:04:07,370
‫<i>می‌خوایم دوزِ داروی یان رو کم کنیم
‫و سعی کنیم بیدارش کنیم.</i>

68
00:04:08,250 --> 00:04:10,660
‫باشه. خطری هم براش داره؟

69
00:04:11,250 --> 00:04:12,410
‫<i>بله، داره.</i>

70
00:04:12,500 --> 00:04:15,200
‫<i>می‌خوام بیاید و کنارش باشید.</i>

71
00:04:15,290 --> 00:04:18,120
‫الان سرم شلوغه،
‫ولی سعی می‌کنم بعداً یه سری بزنم.

72
00:04:18,200 --> 00:04:20,290
‫- <i>خوبه.</i>
‫- ممنون.

73
00:04:22,330 --> 00:04:23,660
‫<i>باید از اول شروع کنیم.</i>

74
00:04:23,750 --> 00:04:26,830
‫تئوری‌مون در مورد خشونت
‫علیه زنان اشتباهه.

75
00:04:28,200 --> 00:04:30,450
‫رابطه‌ی بین سولاک و لوند چیه؟

76
00:04:31,330 --> 00:04:35,950
‫شیوه‌ی قتل. مجبورشون کرده بشینن و
‫خانواده‌ای که نابود کرده بودن رو تماشا کنن.

77
00:04:36,040 --> 00:04:37,700
‫آره. چیزِ دیگه‌ای هم هست؟

78
00:04:39,620 --> 00:04:41,370
‫هس، تو چی فکر می‌کنی؟

79
00:04:42,500 --> 00:04:48,580
‫هم زارا سولاک و هم آندریاس لوند
‫خیانت کرده بودن و همسراشون رو ترک کرده بودن.

80
00:04:49,080 --> 00:04:53,040
‫- مثلِ نصفِ جمعیتِ دانمارک؟
‫- هنوزم می‌تونه انگیزه باشه.

81
00:04:53,540 --> 00:04:55,330
‫ولی با هولست جور در نمیاد.

82
00:04:55,410 --> 00:04:57,200
‫خیانت
‫طلاق

83
00:04:57,290 --> 00:04:58,120
‫نه.

84
00:04:59,080 --> 00:05:00,330
‫ولی فکر می‌کنم...

85
00:05:02,330 --> 00:05:05,620
‫که اما هولست
‫اولین قربانیِ قاتل بوده.

86
00:05:07,330 --> 00:05:10,500
‫فکر می‌کنم شخصی بوده،
‫و فکر می‌کنم موضوع سرِ

87
00:05:11,000 --> 00:05:12,160
‫نفرت بوده.

88
00:05:12,250 --> 00:05:13,950
‫به جز شکستگیِ جمجمه،

89
00:05:14,040 --> 00:05:18,870
‫اون... ۲۳ تا ضربه‌ی چاقو خورده بود
‫و بدنش پر از کبودیِ ناشی از ضربه بود.

90
00:05:22,370 --> 00:05:24,000
‫فکر می‌کنم اما قاتل رو می‌شناخته.

91
00:05:24,080 --> 00:05:26,290
‫چیزی رو در مورد هولست از قلم انداختیم؟

92
00:05:26,370 --> 00:05:29,830
‫فکر کنم آره. باید یه رابطه‌ای بین اون و بقیه پیدا کنیم.

93
00:05:29,910 --> 00:05:31,790
‫باید کارِ همون مزاحم باشه.

94
00:05:31,870 --> 00:05:35,870
‫مطمئن نیستم، ولی سه تا گزارش داریم که مزاحمت‌هاشون شبیه همه.

95
00:05:35,950 --> 00:05:38,200
‫علی دمیر، بریت ملگارد، دیته کولستر.

96
00:05:38,290 --> 00:05:39,540
‫علی از کشور رفته.

97
00:05:39,620 --> 00:05:42,450
‫ملگارد هم بعد از آشتی با شوهرش شکایتش رو پس گرفت.

98
00:05:43,120 --> 00:05:44,540
‫دیته رو پیدا نکردیم.

99
00:05:45,040 --> 00:05:47,620
‫شریکش می‌گه خودش خواسته مخفی بشه.

100
00:05:47,700 --> 00:05:51,000
‫ولی دیته خیانت کرده بود
‫و خودش درخواست طلاق داد.

101
00:05:53,120 --> 00:05:58,580
‫اون از شوهر سابقش به خاطر مزاحمت،
‫رفتار پرخاشگرانه و ضرب و شتم شکایت کرده بود.

102
00:06:02,330 --> 00:06:03,910
‫یه درگیری خشونت‌آمیز اتفاق افتاد...

103
00:06:04,000 --> 00:06:06,700
‫چون از اداره‌ی حقوق خانواده کمک خواست.

104
00:06:06,790 --> 00:06:10,250
‫آره، اونا توی پرونده‌ی طلاقِ زارا سولاک هم دست داشتند.

105
00:06:11,450 --> 00:06:13,830
‫برای آندریاس لوند و همسرِ سابقش هم میانجی‌گری کردن؟

106
00:06:17,910 --> 00:06:20,830
‫یعنی وجه اشتراک همه‌شون اداره‌ی حقوق خانواده‌ست؟

107
00:06:21,700 --> 00:06:25,160
‫ممکنه آندریاس لوند و زارا سولاک اونجا همدیگه رو دیده باشن؟

108
00:06:40,200 --> 00:06:42,160
‫خودم اومدم تو. در باز بود.

109
00:06:44,620 --> 00:06:46,950
‫چرا نرفتی جلسه‌ی سوگواری‌درمانی؟

110
00:06:48,370 --> 00:06:49,870
‫یادم رفت.

111
00:06:54,950 --> 00:06:57,870
‫چند وقته اینجا نشستی؟ چی شده؟

112
00:06:58,370 --> 00:07:01,080
‫دوست‌پسرسابقِ اما رو دیدم، اون فکر می‌کنه...

113
00:07:02,160 --> 00:07:04,290
‫اما اون موقع با یکی در ارتباط بوده.

114
00:07:09,040 --> 00:07:10,000
‫کی؟

115
00:07:10,620 --> 00:07:11,950
‫نمی‌دونه.

116
00:07:12,040 --> 00:07:15,200
‫واسه همین... فکر کردم شاید بتونم...

117
00:07:16,370 --> 00:07:18,500
‫لای وسایلش چیزی پیدا کنم.

118
00:07:18,580 --> 00:07:19,910
‫یه اسمی یا...

119
00:07:21,620 --> 00:07:24,870
‫اگه با کسی آشنا شده بود بهت نمی‌گفت؟

120
00:07:28,120 --> 00:07:29,830
‫نمی‌دونم.

121
00:07:32,040 --> 00:07:34,700
‫خیلی بدقلق و تودار شده بود و...

122
00:07:36,250 --> 00:07:39,660
‫فکر می‌کردم به خاطر سنِ بلوغشه، ولی شاید...

123
00:07:46,330 --> 00:07:48,040
‫خیلی با هم بحث می‌کردیم.

124
00:07:49,620 --> 00:07:53,250
‫ولی مگه بحثِ مادر و دختری طبیعی نیست؟

125
00:07:56,500 --> 00:07:58,830
‫می‌فهمم که دل کندن برات سخته.

126
00:08:00,290 --> 00:08:03,830
‫البته که باید با سرعتِ خودت پیش بری، فقط...

127
00:08:06,410 --> 00:08:08,160
‫الان دیگه دو سال گذشته.

128
00:08:10,370 --> 00:08:11,330
‫می‌دونی که؟

129
00:08:14,160 --> 00:08:18,620
‫شاید برای مالی و تور خوب باشه که اینجا یه تغییراتی ببینن.

130
00:08:19,410 --> 00:08:20,450
‫اتاقِ اما...

131
00:08:21,290 --> 00:08:22,750
‫یه جورایی شبیه...

132
00:08:24,330 --> 00:08:25,540
‫مقبره شده.

133
00:08:29,410 --> 00:08:31,540
‫می‌خوای برای جمع کردنِ وسایلش کمکت کنم؟

134
00:08:48,910 --> 00:08:52,370
‫اداره‌ی حقوق خانواده

135
00:08:52,450 --> 00:08:55,910
‫اداره‌ی حقوق خانواده، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

136
00:08:59,450 --> 00:09:00,950
‫چرا اینقدر طول کشید؟

137
00:09:01,580 --> 00:09:04,290
‫دارن دنبال یکی می‌گردن که وقت داشته باشه حرف بزنه.

138
00:09:08,660 --> 00:09:12,290
‫بازم پیام یا عکسی برات اومد؟

139
00:09:12,370 --> 00:09:13,370
‫نه.

140
00:09:20,160 --> 00:09:21,500
‫حالِ یان چطوره؟

141
00:09:21,580 --> 00:09:25,290
‫امروز می‌خوان دوزِ داروی بیهوشیش رو کم کنن.

142
00:09:27,200 --> 00:09:31,250
‫اگه همه‌چی خوب پیش بره، ممکنه به هوش بیاد.

143
00:09:32,080 --> 00:09:34,410
‫پس نباید بری پیشش باشی؟

144
00:09:35,250 --> 00:09:37,080
‫محضِ احتیاط، اگه اتفاقی افتاد.

145
00:09:38,620 --> 00:09:39,660
‫بهم زنگ می‌زنن.

146
00:09:49,790 --> 00:09:51,250
‫اون لِه‌ست؟

147
00:09:51,870 --> 00:09:53,950
‫- یه لحظه صبر کن. چی...
‫- آره.

148
00:09:54,040 --> 00:09:55,290
‫خونه‌ی تو بود؟

149
00:09:55,370 --> 00:09:58,000
‫داره... توی نگهداری از پرنده کمک می‌کنه.

150
00:09:58,950 --> 00:10:00,040
‫چی؟

151
00:10:00,120 --> 00:10:02,040
‫اون روز یه سری بهم زد.

152
00:10:02,120 --> 00:10:04,290
‫- کی؟
‫- خودش اومد.

153
00:10:04,790 --> 00:10:06,830
‫الانم داره بهش غذا می‌ده.

154
00:10:07,830 --> 00:10:09,790
‫نباید توی این کار بهت کمک کنه.

155
00:10:12,660 --> 00:10:16,250
‫وقتی غیبت زد داغون شد.

156
00:10:16,330 --> 00:10:18,200
‫نمی‌خوام دوباره اونطوری بشه.

157
00:10:18,830 --> 00:10:20,700
‫نمی‌تونی همین‌طوری تو زندگیش بری و بیای.

158
00:10:22,910 --> 00:10:24,830
‫معاونِ مدیر منتظرتونه.

159
00:10:26,790 --> 00:10:27,910
‫بله، ممنون.

160
00:10:30,660 --> 00:10:34,200
‫ما برای هر دو خانواده به خاطر بچه‌ها دنبال راه حل بودیم،

161
00:10:34,290 --> 00:10:35,750
‫ولی دشمنی‌شون بیشتر شد.

162
00:10:35,830 --> 00:10:40,700
‫در مورد لوند، گفتگوها قطع شد
‫و مادر اجازه نداد پدر پسرش رو ببینه.

163
00:10:40,790 --> 00:10:43,790
‫اون یکی پرونده چی؟ زارا سولاک؟

164
00:10:45,290 --> 00:10:50,500
‫خب، خیلی شبیهه. حسادت، اختلاف سرِ حضانتِ مشترک.

165
00:10:50,580 --> 00:10:52,660
‫خیانت چی؟ نقشی داشت؟

166
00:10:52,750 --> 00:10:55,160
‫احتمالاً، ولی به ما ربطی نداره.

167
00:10:56,000 --> 00:10:59,450
‫توی هر دو مورد، دعوای والدین روی بچه‌ها اثر گذاشته بود.

168
00:10:59,540 --> 00:11:01,250
‫نیاز به مشاوره‌ی گروهی بود.

169
00:11:01,330 --> 00:11:04,580
‫می‌تونید چک کنید ببینید مددکارشون یکی بوده یا نه؟

170
00:11:05,080 --> 00:11:08,160
‫بذارید ببینم... نه. مددکارهاشون فرق می‌کردن.

171
00:11:08,250 --> 00:11:10,000
‫- فرق می‌کردن؟
‫- بله.

172
00:11:10,500 --> 00:11:15,120
‫ولی زارا سولاک و آندریاس لوند
‫ممکنه اینجا همدیگه رو دیده باشن، درسته؟

173
00:11:15,200 --> 00:11:18,750
‫فکر نمی‌کنم. این دو تا زوج زمان‌های متفاوتی می‌اومدن.

174
00:11:19,660 --> 00:11:23,540
‫- ولی مطمئن نیستید؟
‫- متأسفم که بیشتر از این نمی‌تونم کمکتون کنم.

175
00:11:24,040 --> 00:11:27,580
‫مشکلی نیست. چند تا پرونده‌ی دیگه هم هست که باید چک کنید.

176
00:11:29,160 --> 00:11:33,500
‫علی دمیر، بریت ملگارد، دیته کولستر.

177
00:11:33,580 --> 00:11:35,540
‫لطفاً تا جایی که می‌شه سریع انجامش بدید.

178
00:11:35,620 --> 00:11:37,000
‫- دیته کولسنر؟
‫- کولستر.

179
00:11:38,250 --> 00:11:41,330
‫می‌بینم که پرونده‌اش هنوز بازه.

180
00:11:43,250 --> 00:11:45,580
‫- می‌تونید ببینید کجاست؟
‫- نه.

181
00:11:46,080 --> 00:11:47,290
‫کسی می‌دونه؟

182
00:11:47,370 --> 00:11:49,330
‫آره، مددکارش باید بدونه.

183
00:11:49,410 --> 00:11:51,830
‫اون خانواده رو خوب می‌شناسه.

184
00:11:51,910 --> 00:11:54,410
‫دیگه چه کسی به پرونده‌ها دسترسی داره؟

185
00:11:54,500 --> 00:11:57,290
‫فقط کارمندای ما
‫به سیستم دسترسی دارن.

186
00:12:02,830 --> 00:12:05,080
‫اونا پلیسن.

187
00:12:05,870 --> 00:12:08,620
‫دارن روی اون قتل‌های
‫وحشتناک تحقیق می‌کنن.

188
00:12:09,200 --> 00:12:12,660
‫دنبال موکلت می‌گردن،
‫دیته کولستر.

189
00:12:12,750 --> 00:12:14,910
‫من امروز با دیته جلسه دارم.

190
00:12:15,000 --> 00:12:18,500
‫البته اگه بیاد.
‫چندتا جلسه‌ی قبلی رو نیومده.

191
00:12:18,580 --> 00:12:23,450
‫ولی این‌بار خودش درخواست جلسه داد،
‫چون تکلیف پرونده‌ی حضانت به‌زودی روشن می‌شه.

192
00:12:23,540 --> 00:12:25,870
‫ما چند بار سعی کردیم باهاش تماس بگیریم.

193
00:12:25,950 --> 00:12:28,040
‫خیلی دلمون می‌خواد باهاش حرف بزنیم.

194
00:12:28,120 --> 00:12:30,370
‫می‌دونی ممکنه کجا باشه؟

195
00:12:30,450 --> 00:12:31,290
‫مهمه.

196
00:12:31,370 --> 00:12:33,950
‫من فقط آدرس
‫خونه‌ی خانوادگیشون رو دارم.

197
00:12:34,040 --> 00:12:35,870
‫شوهر سابقش هنوز اونجا زندگی می‌کنه.

198
00:12:41,950 --> 00:12:43,200
‫خیلی لفتش می‌دن.

199
00:12:43,290 --> 00:12:45,250
‫گوش کن، درباره‌ی لِه...

200
00:12:45,750 --> 00:12:48,830
‫آخرین چیزی که
‫می‌خوام اینه که... ناراحتش کنم.

201
00:12:52,660 --> 00:12:56,200
‫من با اومدن و دوباره رفتنت
‫مشکلی ندارم، ولی لِه چرا.

202
00:12:59,580 --> 00:13:01,410
‫تصمیمت رو بگیر.

203
00:13:03,410 --> 00:13:04,540
‫بریم؟

204
00:13:15,750 --> 00:13:16,950
‫پیتر هوگارد؟

205
00:13:21,160 --> 00:13:22,450
‫پلیس کپنهاگ.

206
00:13:24,660 --> 00:13:27,830
‫دنبال همسر سابقت می‌گردیم،
‫دیته کولستر.

207
00:13:27,910 --> 00:13:29,410
‫می‌خوایم باهاش حرف بزنیم.

208
00:13:29,910 --> 00:13:32,450
‫- می‌دونی کجاست؟
‫- متأسفانه نه.

209
00:13:32,950 --> 00:13:35,870
‫من احتمالاً آخرین نفری باشم که باخبر می‌شه.

210
00:13:36,580 --> 00:13:37,790
‫چرا اونوقت؟

211
00:13:37,870 --> 00:13:41,700
‫خب، چون ما داریم...
‫از هم جدا می‌شیم.

212
00:13:42,540 --> 00:13:45,200
‫الان رابطه‌ی خوبی با هم نداریم.

213
00:13:47,200 --> 00:13:50,830
‫آخرین بار کی دیته رو دیدی؟
‫یادت هست؟

214
00:13:50,910 --> 00:13:52,000
‫آره، یادمه.

215
00:13:52,080 --> 00:13:55,370
‫سه هفته... سه هفته پیش بود.

216
00:13:57,500 --> 00:13:59,660
‫ولی راستش...

217
00:14:00,500 --> 00:14:02,410
‫یه جورایی نگرانشم.

218
00:14:03,000 --> 00:14:04,040
‫چطور؟

219
00:14:04,120 --> 00:14:07,870
‫چون ادعا می‌کنه
‫دارم جاسوسیش رو می‌کنم و تعقیبش می‌کنم.

220
00:14:07,950 --> 00:14:08,870
‫و...

221
00:14:10,540 --> 00:14:12,580
‫- من که این کارو نمی‌کنم.
‫- در این مورد چی می‌دونی؟

222
00:14:13,928 --> 00:14:16,660
‫من فقط چیزایی رو می‌دونم که اون می‌گفته،

223
00:14:16,685 --> 00:14:19,435
‫توی اون جلساتِ
‫اداره‌ی حقوق خانواده.

224
00:14:19,485 --> 00:14:22,775
‫اینکه حس می‌کنه تحت نظره
‫و از طرف کسی تهدید می‌شه که...

225
00:14:23,845 --> 00:14:26,555
‫واقعاً دیدنش توی اون وضعیت وحشتناکه.
‫جدی می‌گم.

226
00:14:26,580 --> 00:14:31,370
‫ولی این موضوع روی من،
‫دخترا و رابطه‌مون هم تأثیر گذاشته.

227
00:14:32,250 --> 00:14:36,410
‫هر کاری می‌کنم، فایده نداره...
‫به‌زور اجازه دارم ببینمشون.

228
00:14:39,040 --> 00:14:43,450
‫همسر سابقت قبلاً ازت بابت
‫رفتار پرخاشگرانه و ضرب‌وشتم شکایت کرده.

229
00:14:43,540 --> 00:14:45,080
‫شکایتش هم تأیید شده.

230
00:14:52,040 --> 00:14:53,160
‫درسته.

231
00:14:54,660 --> 00:14:58,580
‫پس فکر می‌کنید من... دقیقاً چیکار کردم؟

232
00:15:03,500 --> 00:15:07,580
‫درسته که برام
‫خیلی سخت بود که با

233
00:15:07,660 --> 00:15:10,370
‫دروغا و خیانتاش کنار بیام.

234
00:15:11,160 --> 00:15:14,290
‫قبول دارم.
‫نتونستم خوب باهاش برخورد کنم.

235
00:15:14,370 --> 00:15:16,370
‫ولی قبول کردم

236
00:15:16,450 --> 00:15:18,410
‫که اون طلاق می‌خواد.

237
00:15:18,910 --> 00:15:19,910
‫واقعاً قبول کردم.

238
00:15:20,000 --> 00:15:25,620
‫الان فقط منتظرم که دست از
‫اتهامات بی‌اساسش علیه من برداره.

239
00:15:29,700 --> 00:15:32,200
‫فقط می‌خوام دخترام رو ببینم. همین.

240
00:15:36,700 --> 00:15:40,080
‫اگه خبری ازش شنیدی،
‫لطفاً بهش بگو با ما تماس بگیره.

241
00:15:41,120 --> 00:15:42,040
‫حتماً.

242
00:15:42,064 --> 00:15:50,064
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

243
00:16:07,660 --> 00:16:10,790
‫بعضی‌هاتون موضوع رو خوب پوشش دادید،

244
00:16:10,870 --> 00:16:13,700
‫با مثال‌هایی از کینگ، گاندی
‫و جنبش «شورش علیه انقراض»،

245
00:16:13,790 --> 00:16:17,080
‫ولی انگار خیلی‌هاتون متوجه نشدید

246
00:16:17,580 --> 00:16:20,750
‫که «نافرمانی مدنی» یعنی چی، پس ما...

247
00:16:20,775 --> 00:16:22,105
‫چرا نمره‌ام «دی» شد؟

248
00:16:22,130 --> 00:16:24,210
‫- چی؟
‫- چرا نمره‌ام «دی» شد؟

249
00:16:25,040 --> 00:16:27,580
‫تکلیفت رو درست انجام ندادی.

250
00:16:27,660 --> 00:16:31,250
‫مقاله‌ی لاندینگ درباره‌ی
‫دموکراسی رو نادیده گرفتی و...

251
00:16:32,580 --> 00:16:34,120
‫نه، فکر نمی‌کنم.

252
00:16:35,540 --> 00:16:37,330
‫می‌دونی چیه؟

253
00:16:37,830 --> 00:16:40,700
‫برای امروز بسه.
‫فردا ادامه می‌دیم.

254
00:16:43,830 --> 00:16:45,000
‫- داری دروغ می‌گی.
‫- نه.

255
00:16:45,080 --> 00:16:46,160
‫سلام بچه‌ها.

256
00:16:51,450 --> 00:16:53,580
‫پس سال آخرتونه.

257
00:16:53,660 --> 00:16:54,910
‫آره. خیلی عجیبه.

258
00:16:55,000 --> 00:16:56,750
‫آره، زمان زود می‌گذره.

259
00:17:03,000 --> 00:17:08,000
‫داشتیم می‌گفتیم حتماً برات سخته،
‫با این شروعِ دوباره و...

260
00:17:08,080 --> 00:17:10,290
‫آره. اون‌قدرها هم...

261
00:17:10,370 --> 00:17:11,750
‫ما هم دلمون براش تنگ شده.

262
00:17:13,250 --> 00:17:16,580
‫می‌دونم سؤال عجیبیه،

263
00:17:17,080 --> 00:17:20,040
‫ولی می‌دونی اون موقع‌ها اِما
‫با کسی وارد رابطه شده بود یا نه؟

264
00:17:20,120 --> 00:17:21,580
‫- بعد از عُمَر؟
‫- آره.

265
00:17:21,660 --> 00:17:24,290
‫فکر نمی‌کنم. نه.

266
00:17:24,870 --> 00:17:27,330
‫و کاملاً مطمئنی؟

267
00:17:27,355 --> 00:17:29,355
‫آره. ما سه نفری خیلی با هم وقت می‌گذروندیم.

268
00:17:29,380 --> 00:17:31,880
‫آره. بعد از عُمَر،
‫کاملاً مجرد بود.

269
00:17:32,878 --> 00:17:35,718
‫ما خیلی درباره‌ی پسرا حرف می‌زدیم
‫و لیست درست می‌کردیم و...

270
00:17:35,830 --> 00:17:38,950
‫لیست؟ منظورت چیه؟ از چی؟

271
00:17:39,040 --> 00:17:42,080
‫فقط چیزای مسخره. چیز خاصی...

272
00:17:42,830 --> 00:17:44,000
‫مثلاً؟

273
00:17:44,032 --> 00:17:48,782
‫می‌دونی، اینکه دوست داری با کی ردیف بشی.
‫منظورم اینه، هری استایلز، بازیکنای بروندبی.

274
00:17:48,807 --> 00:17:50,807
‫ویلیام از اون یکی کلاس. نه اینکه...

275
00:17:51,461 --> 00:17:53,831
‫توی لیست اسمِ معلم‌ها هم بود.

276
00:17:54,007 --> 00:17:55,627
‫- معلم‌ها؟
‫- نه.

277
00:17:55,700 --> 00:17:59,410
‫- از مدرسه؟
‫- نه، اون... فقط یه شوخی بود.

278
00:18:00,259 --> 00:18:03,379
‫منظورم اینه که،
‫اینطوری نبود که اتفاقی افتاده باشه یا...

279
00:18:03,404 --> 00:18:05,274
‫نه، خبری نبود.

280
00:18:05,450 --> 00:18:06,370
‫نه.

281
00:18:07,200 --> 00:18:08,620
‫- آره.
‫- معلومه که نه.

282
00:18:12,000 --> 00:18:13,500
‫درسته، خب...

283
00:18:14,007 --> 00:18:16,877
‫فکر کنم دیگه باید بریم.

284
00:18:17,790 --> 00:18:19,000
‫- آره.
‫- مراقبِ خودت باش.

285
00:18:19,937 --> 00:18:22,187
‫- از دیدنتون خوشحال شدم.
‫- آره. می‌بینمت.

286
00:18:32,127 --> 00:18:37,547
‫دوست‌دخترِ دیته، لنا، نمی‌دونه اون
‫کجاست ولی قبول کرد که مراقبِ بچه‌ها باشه

287
00:18:37,620 --> 00:18:40,160
‫تا وقتی که دیته جلسه‌اش تموم بشه.

288
00:18:40,250 --> 00:18:41,660
‫سعی می‌کنه باهاش تماس بگیره.

289
00:18:41,750 --> 00:18:46,000
‫شوهرخواهرش هیچ حرفِ خوبی درباره‌ی
‫ اکسش، پیتر هوگارد، نداره که بزنه.

290
00:18:46,080 --> 00:18:48,540
‫لنا هم همین‌طور. اونم تهدید شده بود.

291
00:18:48,620 --> 00:18:52,700
‫فکر کنم براش سخت بود قبول کنه که دیته عاشق یه زن شده.

292
00:18:52,790 --> 00:18:56,500
‫اوله اوسترگارد، مددکارِ پرونده رو پیدا کردم.

293
00:18:56,580 --> 00:19:00,330
‫یادش اومد که دیته با یکی از همکاراش زندگی می‌کرده.

294
00:19:00,410 --> 00:19:02,080
‫اوکی. آدرسشو داری؟

295
00:19:02,160 --> 00:19:03,540
‫نه، ولی می‌تونم پیداش کنم.

296
00:19:03,620 --> 00:19:06,000
‫- همین الان بریم اونجا.
‫- یه ملاقاتی داری.

297
00:19:07,450 --> 00:19:09,330
‫- سلام، اکسل.
‫- هس.

298
00:19:09,830 --> 00:19:11,160
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

299
00:19:11,250 --> 00:19:12,500
‫یه چیزی برات دارم.

300
00:19:13,478 --> 00:19:16,768
‫درباره‌ی یه مزاحم حرف زدی که قایم‌موشک بازی می‌کنه.

301
00:19:16,949 --> 00:19:21,789
‫منو یاد یه پرونده‌ی قدیمیِ پدوفیلی
‫انداخت که اونم به قایم‌موشک ربط داشت.

302
00:19:21,870 --> 00:19:25,580
‫به سه تا بچه تعرض شده بود و کشته شده بودن.
‫آخریش توی یه لجن‌زار پیدا شد.

303
00:19:25,660 --> 00:19:27,160
‫این مالِ کی هست؟

304
00:19:27,250 --> 00:19:28,540
‫سالِ ۹۲.

305
00:19:28,620 --> 00:19:30,540
‫مالِ بیشتر از ۳۰ سال پیشه.

306
00:19:31,580 --> 00:19:33,450
‫سلام. از دیدنت خوشحالم، اکسل.

307
00:19:34,580 --> 00:19:37,410
‫آدرسو پیدا کردیم. تو می‌مونی یا...

308
00:19:37,500 --> 00:19:39,580
‫نه، منم میام.

309
00:19:42,040 --> 00:19:44,290
‫یه نگاهی بهش بنداز. ببین چیزی یادت میاد.

310
00:19:44,370 --> 00:19:45,330
‫حتماً.

311
00:19:45,410 --> 00:19:46,540
‫بعداً می‌بینمت.

312
00:19:46,620 --> 00:19:47,870
‫گوش کن، نایا.

313
00:19:50,642 --> 00:19:53,870
‫مراقبِ هس باش.
‫هنوزم دیوونته.

314
00:19:55,080 --> 00:19:56,120
‫می‌بینمت.

315
00:20:30,120 --> 00:20:32,290
‫چرا فقط یه بار می‌تونم بازی کنم؟

316
00:20:33,040 --> 00:20:36,040
‫تمامِ روز داشتی بازی می‌کردی.
‫الان من می‌خوام بازی کنم.

317
00:20:36,065 --> 00:20:38,695
‫- کمربندها رو ببندید.
‫- می‌خوام پیشِ پرنیل بمونم.

318
00:20:38,720 --> 00:20:42,220
‫داریم می‌ریم پناهگاهِ زنان.
‫اونجا بچه‌های دیگه هم هستن.

319
00:20:42,735 --> 00:20:46,945
‫- ولی می‌خوام پیشِ اون بمونم.
‫- پرنیل هم نیاز داره یه مدتی تنها باشه.

320
00:20:47,120 --> 00:20:49,370
‫پس اول یه سر می‌ریم خونه‌ی لنا.

321
00:20:50,138 --> 00:20:51,660
‫- باشه؟
‫- نمی‌خوام!

322
00:20:51,750 --> 00:20:55,370
‫مجبوریم. تا وقتی من سرِ جلسه‌ام، اون مراقبته.

323
00:20:56,250 --> 00:20:57,790
‫می‌شه لطفاً بازی رو امتحان کنم؟

324
00:20:57,870 --> 00:20:59,040
‫همین الان بازی کردی.

325
00:20:59,120 --> 00:21:01,950
‫ولی می‌خوام اون مرحله رو امتحان کنم.
‫خیلی باحال به نظر می‌رسه.

326
00:21:02,040 --> 00:21:04,080
‫- ولی الان من دارم بازی می‌کنم.
‫- خواهش می‌کنم.

327
00:21:04,160 --> 00:21:05,120
‫لعنتی!

328
00:21:05,870 --> 00:21:07,370
‫- مامان؟
‫- الان نه!

329
00:21:07,870 --> 00:21:10,830
‫- نه!
‫- آره، ده بار بازی کردی.

330
00:21:18,500 --> 00:21:20,450
‫- نه.
‫- مامان!

331
00:21:21,080 --> 00:21:22,870
‫چرا فقط یه بار می‌تونم بازی کنم؟

332
00:21:22,950 --> 00:21:24,750
‫چون کلِ روز داشتی بازی می‌کردی.

333
00:21:24,830 --> 00:21:26,870
‫تمامِ روز داشتی بازی می‌کردی!

334
00:21:26,950 --> 00:21:28,580
‫کمربنداتون رو ببندید!

335
00:21:29,080 --> 00:21:30,450
‫خواهش می‌کنم بذار امتحان کنم.

336
00:21:36,700 --> 00:21:38,500
‫اول یک و بعدش دو...

337
00:21:38,580 --> 00:21:40,950
‫اون زنِ لزبین به شوهرش
‫وفادار نبود

338
00:22:01,950 --> 00:22:03,120
‫دیته کولستر؟

339
00:22:04,500 --> 00:22:06,410
‫هی، دیته. آروم باش.

340
00:22:07,580 --> 00:22:09,330
‫آروم باش. من پلیسم.

341
00:22:11,830 --> 00:22:14,500
‫- میای مراسمِ بازدید؟
‫- نه، من معاف شدم.

342
00:22:14,580 --> 00:22:16,830
‫- خیلی خب. می‌بینمت.
‫- می‌بینمت.

343
00:22:40,540 --> 00:22:46,540
‫هانه، باید یه سری از تکالیفِ
‫قدیمی رو از توی آرشیو دربیارم.

344
00:22:46,837 --> 00:22:48,627
‫می‌تونی نامِ کاربریتو بهم بدی؟

345
00:22:50,257 --> 00:22:52,667
‫آره. می‌تونی از مالِ من استفاده کنی.

346
00:22:52,750 --> 00:22:54,040
‫عالیه. ممنون.

347
00:23:10,910 --> 00:23:12,040
‫دانش‌آموز: اما هولست
‫جستجو

348
00:23:12,120 --> 00:23:16,830
‫برنامه‌ی زمانی - طرحِ درس
‫غیبت - تکالیف

349
00:23:16,910 --> 00:23:19,870
‫کلاس - تکلیف - مهلتِ تحویل
‫زمان - وضعیت

350
00:23:19,950 --> 00:23:21,000
‫کلاسِ هنر

351
00:23:21,080 --> 00:23:23,160
‫معلم: بو مورتنسن

352
00:23:23,250 --> 00:23:25,660
‫سند:
‫وسواسِ شهوانی

353
00:23:31,370 --> 00:23:33,330
‫معاشقه

354
00:23:33,410 --> 00:23:34,790
‫شهوت‌گرایی

355
00:23:34,870 --> 00:23:37,370
‫لذتِ جنسی
‫پنجاه طیفِ خاکستری

356
00:23:37,450 --> 00:23:38,830
‫اروتیسم
‫شهوت

357
00:23:45,950 --> 00:23:47,450
‫تحویل داده شده - غیبت: ۰٪

358
00:23:47,540 --> 00:23:54,370
‫یادداشتِ معلم:
‫توی کلاس جات خالیه

359
00:23:54,450 --> 00:23:57,000
‫فقط می‌تونم بهت نمره‌ی «سی» بدم.
‫خودت می‌دونی چرا.

360
00:23:57,080 --> 00:24:00,330
‫بیا بعدِ کلاس با هم حرف بزنیم.

361
00:24:08,910 --> 00:24:10,040
‫آخ جون!

362
00:24:10,910 --> 00:24:12,830
‫سعی داشتیم باهات تماس بگیریم.

363
00:24:13,790 --> 00:24:15,660
‫خیلی شماره‌مو عوض کردم.

364
00:24:19,370 --> 00:24:21,160
‫اون داشت کنترلم می‌کرد.

365
00:24:21,527 --> 00:24:25,657
‫حبسم می‌کرد، لباسامو انتخاب می‌کرد،
‫حواسم بود با کی می‌گردم،

366
00:24:26,870 --> 00:24:30,790
‫و به دکتر گفت که من تعادل روانی ندارم،
‫ولی نداشتم. خودش نداشت.

367
00:24:32,050 --> 00:24:34,800
‫اون موقع بود
‫که به خاطر ضرب و شتم ازش شکایت کردی؟

368
00:24:35,620 --> 00:24:39,790
‫جلوی بچه‌ها منو زد و تهدیدم کرد،
‫ولی شما هیچ کاری نکردین.

369
00:24:40,581 --> 00:24:44,671
‫با پناهگاه زنان تماس گرفتم،
‫ولی مجبور شدم با دخترا فرار کنم.

370
00:24:44,830 --> 00:24:46,950
‫مزاحمت‌ها از اون موقع شروع شد؟

371
00:24:47,395 --> 00:24:49,985
‫آره. عکس و فیلم می‌فرستاد.

372
00:24:50,517 --> 00:24:52,080
‫بیشتر از من و لنا.

373
00:24:52,160 --> 00:24:55,080
‫هی شماره‌شو عوض می‌کنه،
‫ولی می‌دونم خودشه.

374
00:24:56,582 --> 00:25:00,542
‫بدترین قسمتش اون شعرِ شمارشیه که
‫باعث می‌شه همه‌چی مثل یه بازی به نظر بیاد.

375
00:25:04,285 --> 00:25:08,160
‫دیته، ما شک داریم که شاید اونی که
‫برات مزاحمت ایجاد می‌کنه پیتر نباشه.

376
00:25:08,250 --> 00:25:10,620
‫- چی؟ نه. اون...
‫- تئوری ما اینه که...

377
00:25:10,700 --> 00:25:12,000
‫خودِ پیتره.

378
00:25:12,500 --> 00:25:13,540
‫شما نمی‌شناسینش.

379
00:25:13,565 --> 00:25:16,695
‫این کارای خرکی ازش برمیاد.
‫حالش خوب نیست!

380
00:25:20,500 --> 00:25:21,500
‫به اینا نگاه کن.

381
00:25:25,830 --> 00:25:30,200
‫هردوشون طلاق گرفتن
‫چون به شریکِ زندگی‌شون خیانت کرده بودن.

382
00:25:30,290 --> 00:25:35,330
‫بچه دارن
‫و توی منطقه‌ی کپنهاگِ بزرگ زندگی می‌کنن.

383
00:25:37,200 --> 00:25:38,910
‫اونا به قتل رسیدن، درسته؟

384
00:25:40,910 --> 00:25:41,830
‫آره.

385
00:25:43,830 --> 00:25:46,750
‫اینا زارا سولاک و آندریاس لوند هستن.

386
00:25:47,540 --> 00:25:48,870
‫برات آشنا نیستن؟

387
00:25:50,508 --> 00:25:54,918
‫ممکنه وقتی برای جلسات به اداره‌ی حقوق خانواده
‫می‌رفتی، دیده باشیشون؟

388
00:25:58,620 --> 00:26:01,250
‫فکر نمی‌کنم.
‫من فقط چند بار اونجا رفتم.

389
00:26:01,750 --> 00:26:02,910
‫مطمئنی؟

390
00:26:06,080 --> 00:26:10,580
‫اون بازی، دیته،
‫همون عکسا و شعرِ شمارشی،

391
00:26:11,540 --> 00:26:14,200
‫یادت میاد از کی شروع شد؟

392
00:26:14,790 --> 00:26:16,080
‫بعد از تعطیلات تابستونی.

393
00:26:16,160 --> 00:26:19,330
‫همون موقعی که با
‫اداره‌ی حقوق خانواده تماس گرفتی؟

394
00:26:21,000 --> 00:26:21,910
‫آره.

395
00:26:22,790 --> 00:26:24,040
‫مطمئنی؟

396
00:26:25,660 --> 00:26:27,040
‫چند هفته قبلش.

397
00:26:27,660 --> 00:26:30,370
‫برات حکم منع می‌گیریم.

398
00:26:34,200 --> 00:26:38,620
‫<i>با نگاه به عکسا و پیامایی که برای دیته فرستاده شده،
‫خیلی شبیه به شیوه‌ی کارِ مزاحمِ ماست.</i>

399
00:26:40,001 --> 00:26:41,461
‫ولی به این نگاه کن.

400
00:26:42,040 --> 00:26:44,410
‫دو هفته پیش،
‫یهو یه اتفاقی افتاد.

401
00:26:45,830 --> 00:26:46,660
‫«کوکو.»

402
00:26:48,309 --> 00:26:49,809
‫و بعد چند روز بعدش.

403
00:26:50,450 --> 00:26:53,700
‫«یه چیزی بگو!»
‫نمی‌تونه پیداش کنه. اون مخفی شده.

404
00:26:58,450 --> 00:27:02,290
‫<i>اینجا هنوز شبیه مزاحمِ ماست،
‫ولی به این ویدیو نگاه کن.</i>

405
00:27:02,929 --> 00:27:07,049
‫توی خونه‌ی پیتر هوگارد ضبط شده.
‫عکسِ بچه‌ها هم هست.

406
00:27:07,137 --> 00:27:10,767
‫اگه فکر می‌کنی کارِ هوگارده،
‫چرا باید از خونه‌ی خودش ویدیو بفرسته؟

407
00:27:10,792 --> 00:27:13,292
‫نمی‌دونم. شاید برای اینکه دیته احساسِ گناه کنه.

408
00:27:13,883 --> 00:27:16,173
‫شاید حق با دیته باشه. شاید کارِ خودشه.

409
00:27:17,250 --> 00:27:20,450
‫ولی ممکنه هوگارد توی اداره
‫به لوند و سولاک برخورده باشه؟

410
00:27:20,475 --> 00:27:22,185
‫باید دوباره باهاش حرف بزنیم.

411
00:27:31,950 --> 00:27:33,330
‫بو؟

412
00:27:33,830 --> 00:27:35,370
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

413
00:27:35,450 --> 00:27:38,080
‫حتماً. می‌شه دو دقیقه صبر کنی؟

414
00:27:38,160 --> 00:27:40,330
‫نه. همین الان باید باشه.

415
00:27:41,790 --> 00:27:43,830
‫باشه. الان برمی‌گردم.

416
00:27:53,410 --> 00:27:56,250
‫اما توی کلاسِ هنرت بود، درسته؟

417
00:27:56,275 --> 00:27:57,735
‫آره، من جایگزین بودم...

418
00:27:57,870 --> 00:27:59,330
‫باهاش رابطه داشتی؟

419
00:28:01,540 --> 00:28:02,450
‫ببخشید، چی؟

420
00:28:02,540 --> 00:28:05,250
‫نظراتت رو روی تکالیفش خوندم.

421
00:28:07,200 --> 00:28:08,080
‫ماری، آخه...

422
00:28:08,105 --> 00:28:09,735
‫وقتی ناپدید شد کجا بودی؟

423
00:28:10,431 --> 00:28:12,793
‫توی اون مهمونیِ مدرسه مراقب بودی.

424
00:28:13,000 --> 00:28:15,700
‫بعد از مهمونی باهاش قرار داشتی،

425
00:28:15,725 --> 00:28:18,345
‫یا وقتی داشت می‌رفت منتظرش بودی؟

426
00:28:18,421 --> 00:28:22,001
‫ماری، این کارا درست نیست.
‫باید یکی رو پیدا کنیم که... آندرس!

427
00:28:22,026 --> 00:28:24,696
‫تو خیلی از دخترای سالِ آخری خوشت میاد.

428
00:28:24,721 --> 00:28:27,351
‫آخرِ هفته‌ها باهاشون وقت می‌گذرونی، نه؟

429
00:28:27,456 --> 00:28:30,086
‫- مامان، داری چیکار می‌کنی؟
‫- چه خبره؟

430
00:28:30,330 --> 00:28:31,450
‫مامان، بیا بریم.

431
00:28:31,475 --> 00:28:33,725
‫یه کاری بکن. ماری داره بهم تهمت می‌زنه...

432
00:28:33,750 --> 00:28:38,670
‫نه! فقط دارم از بو می‌پرسم شبِ قتلِ دخترم کجا بوده.

433
00:28:38,840 --> 00:28:41,040
‫پیامای عجیبی براش فرستاده بود.

434
00:28:41,120 --> 00:28:43,200
‫- منظورت چیه؟
‫- نمی‌دونم چه خبره.

435
00:28:43,225 --> 00:28:45,435
‫از بو بپرس با سیلیا رابطه داره یا نه.

436
00:28:46,660 --> 00:28:47,580
‫چی؟

437
00:28:47,660 --> 00:28:48,870
‫ازش بپرس!

438
00:28:52,687 --> 00:28:54,017
‫بیا بریم توی دفترم.

439
00:28:54,042 --> 00:28:55,502
‫- جواب نمی‌دی؟
‫- بیا.

440
00:28:56,120 --> 00:28:57,410
‫می‌تونستی جواب بدی.

441
00:29:01,945 --> 00:29:05,355
‫ما واقعاً امروز به همچین صحنه‌هایی نیاز نداریم، پس...

442
00:29:06,330 --> 00:29:09,450
‫پیشنهاد می‌کنم تو و تور برین خونه.

443
00:29:10,080 --> 00:29:10,910
‫باشه؟

444
00:29:11,000 --> 00:29:13,580
‫و بعد فردا همدیگه رو می‌بینیم
‫تا درباره‌ی...

445
00:29:14,330 --> 00:29:17,660
‫خب، درباره‌ی اینکه حالت چطوره
‫و اگه کمکی لازم داری حرف بزنیم.

446
00:29:18,200 --> 00:29:19,290
‫من نیاز دارم...

447
00:29:19,315 --> 00:29:21,855
‫درسته، چون دیوانه خطاب کردنِ من راحت‌تره

448
00:29:21,880 --> 00:29:26,000
‫تا اینکه بو رو با این حقیقت روبرو کنین
‫که با سیلیا رابطه داره.

449
00:29:28,174 --> 00:29:29,620
‫باید بهش رسیدگی کنین.

450
00:29:29,700 --> 00:29:31,750
‫ماری، هیچ‌کس بهت نمی‌گه دیوانه.

451
00:30:24,580 --> 00:30:26,410
‫پیتر هوگارد، پلیس.

452
00:31:18,040 --> 00:31:19,040
‫هس هستم.

453
00:31:20,870 --> 00:31:21,910
‫وارد شدم.

454
00:31:23,410 --> 00:31:24,580
‫چیزی پیدا کردی؟

455
00:31:27,208 --> 00:31:28,120
‫هس؟

456
00:31:32,450 --> 00:31:34,870
‫چه خبره؟ چی شده؟

457
00:31:36,410 --> 00:31:39,120
‫همین الان از بیمارستان زنگ زدن.

458
00:31:45,290 --> 00:31:47,370
‫یان بیدار شده، حالش هم خوبه.

459
00:31:47,450 --> 00:31:50,200
‫همه چی مرتبه. داره آب‌میوه می‌خوره.

460
00:31:52,410 --> 00:31:53,830
‫عالیه.

461
00:31:56,160 --> 00:31:57,120
‫این...

462
00:31:57,790 --> 00:31:59,750
‫منتظر چی هستی؟ برو پیشش.

463
00:32:02,540 --> 00:32:04,830
‫- جدی؟
‫- نمی‌تونم اینجا تنهات بذارم.

464
00:32:04,855 --> 00:32:08,355
‫بیشترشو گشتم،
‫چیزی پیدا نکردم.

465
00:32:08,500 --> 00:32:10,080
‫برو دیگه.

466
00:32:11,160 --> 00:32:12,910
‫الان باید بری ببینیش.

467
00:32:15,950 --> 00:32:18,160
‫اون تنها کسیه که داری. مگه نه؟

468
00:32:22,410 --> 00:32:23,410
‫واقعاً؟

469
00:32:31,790 --> 00:32:33,870
‫برو. کار درست همینه.

470
00:32:44,500 --> 00:32:47,750
‫موگنس، به عنوان وکیلم،
‫فکر می‌کردم در جریانم می‌ذاری.

471
00:32:47,775 --> 00:32:51,985
‫دیته تو اداره‌ی حقوق خانواده‌ست.
‫چیزی هست که من ندونم؟

472
00:32:55,164 --> 00:32:56,534
‫می‌تونن همین‌طوری این کارو بکنن؟

473
00:32:56,559 --> 00:33:00,229
‫دارن حضانتو ازم می‌گیرن.
‫می‌تونن بدون من جلسه بذارن؟

474
00:33:03,750 --> 00:33:06,580
‫داره دروغ می‌گه! من هیچ‌وقت بچه‌هامو نزدم!

475
00:33:06,660 --> 00:33:08,620
‫چند بار باید بگم؟

476
00:33:18,080 --> 00:33:21,000
‫کاری نمی‌کنم.
‫دقیقاً همون کاری رو می‌کنم که تو بگی.

477
00:33:23,750 --> 00:33:27,500
‫حق ملاقات؟ یعنی چی؟

478
00:33:31,660 --> 00:33:35,000
‫ماهی یه بار؟ تو گفتی سه بار!
‫چرا فقط ماهی یه بار؟

479
00:33:40,250 --> 00:33:43,000
‫دارن بچه‌هامو ازم می‌گیرن!

480
00:33:43,910 --> 00:33:44,750
‫نه!

481
00:33:51,250 --> 00:33:56,040
‫تو خانواده‌مون رو نابود کردی

482
00:34:00,120 --> 00:34:02,540
‫هرزه! !!

483
00:34:15,910 --> 00:34:21,000
‫باید یکی رو بفرستیم خونه‌ی هوگارد.
‫دیته راست می‌گه. حالش خوب نیست.

484
00:34:21,080 --> 00:34:24,410
‫خیلی مهمه که به دیته بگی
‫بیاد اداره.

485
00:34:24,500 --> 00:34:27,500
‫اون با دو تا افسر
‫تو اداره‌ی حقوق خانواده‌ست.

486
00:34:27,580 --> 00:34:30,540
‫- بهشون زنگ بزن و بگو حواس‌شون جمع باشه.
‫- باشه.

487
00:34:30,620 --> 00:34:33,250
‫- محض احتیاط من دارم می‌رم اونجا.
‫- باشه.

488
00:34:36,370 --> 00:34:39,660
‫اگه چیزی از مغازه لازم داشتی
‫بهم بگو.

489
00:34:39,750 --> 00:34:40,620
‫ممنون.

490
00:34:42,450 --> 00:34:46,160
‫- بهم گفتن اینجا می‌خوابیدی.
‫- پرنده‌ت... پیش منه.

491
00:34:46,250 --> 00:34:47,120
‫جانی؟

492
00:34:47,606 --> 00:34:48,736
‫اسمش اینه؟

493
00:34:49,327 --> 00:34:51,080
‫به یاد جانی مارگرته.

494
00:34:51,882 --> 00:34:53,332
‫خیلی مسخره‌ای.

495
00:34:56,160 --> 00:34:57,950
‫فقط یه تصادف احمقانه بود.

496
00:34:58,870 --> 00:35:00,540
‫می‌گن حالم خوب می‌شه.

497
00:35:02,290 --> 00:35:03,700
‫خوش‌حالم که اینو می‌شنوم، یان.

498
00:35:05,080 --> 00:35:09,080
‫- اگه بخوای می‌تونی بیای پیش من.
‫- نه، خوبه. تو هتل می‌مونم.

499
00:35:09,494 --> 00:35:11,704
‫- خب...
‫- آره. البته.

500
00:35:12,750 --> 00:35:14,290
‫برنمی‌گردی لاهه؟

501
00:35:14,790 --> 00:35:16,910
‫آره، برنامه‌م همین بود.

502
00:35:21,540 --> 00:35:23,000
‫بهت افتخار می‌کنم.

503
00:35:24,160 --> 00:35:26,080
‫من و تو، مثل بقیه نیستیم.

504
00:35:28,040 --> 00:35:31,750
‫اونا مثل قطار پشت سر هم تو زندگی راه می‌رن،
‫هیچ‌وقت هم سوالی نمی‌پرسن.

505
00:35:32,456 --> 00:35:35,527
‫بعد وقتی بچه‌هاشون می‌رن، هول می‌شن و
‫یه سگ سوسیسی می‌خرن.

506
00:35:36,790 --> 00:35:38,700
‫ولی باید بهای سنگینی بابتش بدی.

507
00:35:38,790 --> 00:35:39,870
‫چه بهایی؟

508
00:35:40,330 --> 00:35:43,830
‫- گفتم که باید بهاشو بدی.
‫- وای. جدی که نمی‌گی...

509
00:35:53,500 --> 00:35:57,660
‫می‌خوام با همسرم صحبت کنم.
‫یعنی همسر سابقم. دیته کولستر.

510
00:36:00,660 --> 00:36:03,000
‫ک-و-ل-س-ت-ر.

511
00:36:07,000 --> 00:36:10,910
‫اون تو یه جلسه‌ی خصوصی
‫با مددکارشه.

512
00:36:11,000 --> 00:36:14,000
‫بله. فقط باید یه چیزی
‫درباره‌ی بچه‌هامون بهش بگم.

513
00:36:14,080 --> 00:36:17,330
‫متأسفانه بدون وقت قبلی
‫نمی‌تونید برید تو.

514
00:36:17,355 --> 00:36:19,145
‫باید ازتون بخوام که اینجا رو ترک کنید.

515
00:36:19,870 --> 00:36:24,330
‫باشه. فکر نکنم متوجه شده باشی.
‫فقط دو دقیقه طول می‌کشه.

516
00:36:24,410 --> 00:36:26,200
‫قانون اینه.

517
00:36:26,290 --> 00:36:28,040
‫قانون اینه؟ ولی می‌شه...

518
00:36:28,120 --> 00:36:30,250
‫نه! قانون همینه.

519
00:36:33,450 --> 00:36:34,700
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

520
00:36:34,790 --> 00:36:38,660
‫سلام. ام، درباره‌ی دخترمه.
‫قراره تو یه گروه کودک شرکت کنه...

521
00:37:33,000 --> 00:37:34,160
‫دیته!

522
00:38:18,200 --> 00:38:20,040
‫تیراندازی
‫تو اداره‌ی حقوق خانواده.

523
00:38:29,000 --> 00:38:31,500
‫برو عقب! گفتم برو عقب!

524
00:38:43,660 --> 00:38:46,450
‫- دیته کولستر کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

525
00:38:46,540 --> 00:38:48,830
‫- دیته کولستر!
‫- نمی‌دونم!

526
00:39:20,790 --> 00:39:23,370
‫سلام. دارم رانندگی می‌کنم. چه خبر؟

527
00:39:24,950 --> 00:39:26,120
‫چطور پیش رفت؟

528
00:39:29,040 --> 00:39:31,870
‫خوب بود. اون...

529
00:39:32,830 --> 00:39:35,500
‫با در نظر گرفتن همه چی، حالش خوبه،
‫اما...

530
00:39:35,580 --> 00:39:37,750
‫خب. خوبه.

531
00:39:39,410 --> 00:39:40,950
‫یه ذره هم عوض نشده.

532
00:39:43,540 --> 00:39:45,540
‫شاید فقط یکم

533
00:39:46,410 --> 00:39:47,870
‫احساساتی‌تر شده باشه.

534
00:39:48,450 --> 00:39:50,080
‫خوش‌حالم که رفتی دیدنش.

535
00:39:50,910 --> 00:39:52,910
‫نایا، داشتم فکر می‌کردم.

536
00:39:55,410 --> 00:39:56,620
‫هس، من دارم می‌رم به...

537
00:39:56,700 --> 00:40:00,580
‫چطوره امشب بیام خونه‌ت
‫برات شام درست کنم؟

538
00:40:02,000 --> 00:40:03,160
‫و برای لِه.

539
00:40:09,290 --> 00:40:10,700
‫خیلی خوب می‌شه.

540
00:40:15,370 --> 00:40:16,700
‫ساعت ۶:۳۰ چطوره؟

541
00:40:19,330 --> 00:40:22,540
‫- نایا؟ الو؟
‫- چه خبره اونجا؟

542
00:40:23,290 --> 00:40:24,330
‫کجایی؟

543
00:40:25,120 --> 00:40:27,290
‫اداره‌ی حقوق خانواده. باید برم.

544
00:40:27,790 --> 00:40:28,620
‫<i>نایا؟ </i>

545
00:40:34,620 --> 00:40:36,790
‫من با پلیسم! به ۱۱۲ زنگ بزنید!

546
00:40:36,870 --> 00:40:38,620
‫داره شلیک می‌کنه!

547
00:40:44,160 --> 00:40:47,120
‫پلیس

548
00:40:47,200 --> 00:40:50,120
‫تا وقتی کمک برسه همین‌جا بمون.

549
00:40:50,200 --> 00:40:52,000
‫- باشه.
‫- من می‌رم ببینم چه خبره.

550
00:41:08,370 --> 00:41:09,620
‫اسلحه رو بندا...

551
00:41:21,000 --> 00:41:24,250
‫- دیته... با من بیا!
‫- پیتر، داری چیکار می‌کنی؟

552
00:41:24,301 --> 00:41:26,910
‫باهاشون حرف نزن! بیا!

553
00:41:27,950 --> 00:41:29,330
‫به فکر دخترامون باش.

554
00:41:29,355 --> 00:41:31,735
‫خفه شو هرزه!

555
00:41:31,760 --> 00:41:35,300
‫- این کارو نکن.
‫- می‌خوای خانواده‌مون رو نابود کنی؟ هان؟

556
00:41:35,325 --> 00:41:37,405
‫همینه؟ نه؟ پس راه بیفت!

557
00:41:37,660 --> 00:41:40,160
‫پیتر، می‌فهمم ناراحتی، اما اگه ما...

558
00:41:40,185 --> 00:41:42,015
‫- خفه شو کثافت.
‫- ...فقط حرف بزنیم...

559
00:41:47,200 --> 00:41:48,830
‫بلند شو.

560
00:41:58,580 --> 00:41:59,700
‫برو بیرون. زود باش.

561
00:42:15,120 --> 00:42:16,700
‫برو بیرون! بیرون!

562
00:42:22,000 --> 00:42:23,250
‫بیرون!

563
00:42:34,750 --> 00:42:37,080
‫- پیتر هوگارد، ایست! پلیس!
‫- برو عقب!

564
00:42:37,580 --> 00:42:41,000
‫تفنگ رو بذار زمین! همین الان بذارش زمین!

565
00:42:41,500 --> 00:42:43,580
‫- زانو بزن!
‫- آروم باش.

566
00:42:44,918 --> 00:42:47,628
‫با هم حلش می‌کنیم، باشه؟

567
00:42:47,664 --> 00:42:50,744
‫من هواتو دارم، پیتر.
‫باید تفنگ رو بذاری زمین.

568
00:42:53,120 --> 00:42:54,330
‫اسلحه‌ت رو بنداز.

569
00:42:56,450 --> 00:42:57,660
‫تفنگ رو بذار زمین.

570
00:42:58,450 --> 00:42:59,540
‫بذارش زمین.

571
00:43:02,200 --> 00:43:03,620
‫من طرفِ توئم.

572
00:43:04,410 --> 00:43:06,580
‫- اسلحه‌ت رو بنداز.
‫- تفنگ رو بذار زمین.

573
00:43:07,580 --> 00:43:08,950
‫اسلحه‌ت رو بنداز.

574
00:43:10,833 --> 00:43:12,293
‫جدی می‌گم، شلیک می‌کنم.

575
00:43:12,500 --> 00:43:14,000
‫گفتم اسلحه‌ت رو بنداز!

576
00:43:14,080 --> 00:43:19,790
‫آروم باش.

577
00:43:20,450 --> 00:43:21,370
‫فقط بندازش!

578
00:43:21,457 --> 00:43:24,667
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم.

579
00:43:26,580 --> 00:43:27,500
‫آروم.

580
00:43:32,766 --> 00:43:34,040
‫زود باش.

581
00:43:34,620 --> 00:43:36,040
‫دارم همون کاری که می‌گی رو می‌کنم.

582
00:43:40,200 --> 00:43:41,160
‫به فکر بچه‌هات باش.

583
00:43:42,160 --> 00:43:45,000
‫باشه، پیتر؟ به فکر بچه‌هات باش.

584
00:43:46,386 --> 00:43:48,518
‫بهت قول می‌دم، اگه تفنگت رو بذاری زمین،

585
00:43:49,127 --> 00:43:51,417
‫دوباره بچه‌هات رو می‌بینی.

586
00:43:58,000 --> 00:43:59,410
‫بندازش دیگه!

587
00:44:15,450 --> 00:44:16,540
‫در رو باز کن!

588
00:46:16,580 --> 00:46:19,700
‫آماده‌ایم که تمام گذرگاه‌های مرزی رو ببندیم.

589
00:46:21,580 --> 00:46:22,580
‫نایا کجاست؟

590
00:46:23,660 --> 00:46:26,950
‫سه تا از همکارهامون رو از دست دادیم.

591
00:46:27,870 --> 00:46:28,870
‫اون کجاست؟

592
00:46:31,450 --> 00:46:32,790
‫اون کجاست؟

593
00:46:34,290 --> 00:46:35,540
‫هس، نکن...

594
00:47:15,000 --> 00:47:25,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

595
00:47:25,024 --> 00:47:35,024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
