1
00:00:10,500 --> 00:00:20,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:20,524 --> 00:00:30,524
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:35,500 --> 00:00:40,370
‫پسرا! گوش کنین. بشینین.
‫تو هم همین‌طور.

4
00:00:41,950 --> 00:00:44,120
‫چقدر سر و صدا می‌کنید!

5
00:00:52,950 --> 00:00:56,200
‫- هنوز نرسیدیم؟
‫- چرا امیل. همین‌جاست.

6
00:00:57,348 --> 00:01:00,000
‫کسی می‌تونه بگه این درخت چند سالشه؟

7
00:01:00,090 --> 00:01:00,910
‫نه.

8
00:01:00,935 --> 00:01:02,435
‫اه، اون چیه؟

9
00:01:02,460 --> 00:01:05,080
‫- تینا، داری چیکار می‌کنی؟
‫- بیاین بریم ببینیم.

10
00:01:06,469 --> 00:01:08,441
‫مواظب باشین. آروم‌تر.

11
00:01:08,500 --> 00:01:11,040
‫اه! چقدر چندشه.

12
00:01:11,120 --> 00:01:12,620
‫چقدر خون ریخته.

13
00:01:12,700 --> 00:01:15,120
‫- وای نه.
‫- طفلکی.

14
00:01:15,200 --> 00:01:18,330
‫- شاید یکی پاشو گذاشته روشون.
‫- اصلاً اینا چی هستن؟

15
00:01:18,355 --> 00:01:20,645
‫- بهش دست نزن.
‫- مردن؟

16
00:01:20,790 --> 00:01:21,950
‫بذار یه نگاهی بندازم.

17
00:01:22,355 --> 00:01:23,605
‫مردن؟

18
00:01:26,120 --> 00:01:27,120
‫آره، مردن.

19
00:01:27,200 --> 00:01:29,000
‫- وای نه.
‫- طفلکی‌ها.

20
00:01:29,080 --> 00:01:32,040
‫- نگاه کنین. جنین رو می‌بینین؟
‫- آره.

21
00:01:32,120 --> 00:01:33,370
‫دارن خون‌ریزی می‌کنن.

22
00:01:33,950 --> 00:01:36,660
‫- نوک و چشماش رو می‌بینین؟
‫- آره.

23
00:01:40,768 --> 00:01:42,188
‫اونو ببین.

24
00:01:43,580 --> 00:01:45,370
‫- نگاه کن.
‫- اه.

25
00:01:45,395 --> 00:01:47,775
‫بچه‌ها، همیشه از این چیزا نمی‌بینین.

26
00:01:47,800 --> 00:01:48,720
‫اه.

27
00:01:52,495 --> 00:01:53,825
‫می‌دونین چیه؟

28
00:01:54,040 --> 00:01:54,950
‫نه.

29
00:01:56,533 --> 00:01:58,033
‫این جوجه‌ی کوکوئه.

30
00:01:58,105 --> 00:01:59,355
‫- اه.
‫- کثیفه.

31
00:01:59,437 --> 00:02:02,477
‫داره تخم‌های یه پرنده‌ی دیگه رو
‫از لونه میندازه بیرون.

32
00:02:03,080 --> 00:02:04,370
‫اما چرا؟

33
00:02:04,395 --> 00:02:07,445
‫برای زنده موندن،
‫بقیه‌ی تخم‌ها رو از بین می‌بره.

34
00:02:07,470 --> 00:02:09,840
‫- الآن یکی دیگه هم داره می‌میره.
‫- راهش همینه.

35
00:02:10,540 --> 00:02:12,370
‫- نه!
‫- اه!

36
00:02:12,450 --> 00:02:13,450
‫طفلکی.

37
00:02:13,540 --> 00:02:15,950
‫از روی سنگدلی این کارو نمی‌کنه.

38
00:02:16,040 --> 00:02:17,370
‫توی ذاتشه.

39
00:02:18,200 --> 00:02:20,290
‫و ما تابستونا از صدای کوکو لذت می‌بریم.

40
00:02:21,450 --> 00:02:24,620
‫- یادتونه چه صدایی درمیاره؟
‫- کوکو، کوکو.

41
00:02:25,339 --> 00:02:30,299
‫هی، چطوره قبل ناهار قایم‌باشک بازی کنیم؟

42
00:02:31,678 --> 00:02:33,500
‫- امیل، تو گرگی.
‫- چرا من؟

43
00:02:33,580 --> 00:02:35,540
‫چون من گفتم. زود باش.

44
00:02:35,620 --> 00:02:39,080
‫<i>بعدش سه و چهار مثل آبه خوردنه</i>

45
00:02:39,154 --> 00:02:42,580
‫<i>اگه تخم‌مرغ رو فشار بدی
‫می‌شکنه</i>

46
00:02:42,660 --> 00:02:46,080
‫<i>بعدش پنج و بعدش شش</i>

47
00:02:46,160 --> 00:02:49,450
‫<i>اگه ترول باشی
‫بچه‌ت می‌شه جادوگر زشت</i>

48
00:02:49,540 --> 00:02:52,660
‫<i>بعدش هفت و هشت و بعدش نه</i>

49
00:02:52,685 --> 00:02:56,055
‫<i>تو جا دکمه‌های من هیچی سبز نمی‌شه</i>

50
00:02:56,200 --> 00:02:59,450
‫<i>بعدش ده، فقط یکی بیداره</i>

51
00:02:59,540 --> 00:03:02,410
‫<i>بقیه کلاه‌خوابشون رو سرشونه</i>

52
00:03:02,500 --> 00:03:04,251
‫اومدم!

53
00:03:14,942 --> 00:03:16,242
‫یه چیزی بگو!

54
00:03:20,410 --> 00:03:21,830
‫بگو کوکو!

55
00:03:23,870 --> 00:03:25,160
‫یه چیزی بگو!

56
00:03:28,830 --> 00:03:30,660
‫- پیدات کردم!
‫- اه!

57
00:03:33,790 --> 00:03:35,160
‫یه چیزی بگو!

58
00:03:38,580 --> 00:03:39,870
‫بگو کوکو!

59
00:03:44,330 --> 00:03:46,450
‫دیگه حال نمی‌ده!

60
00:03:47,200 --> 00:03:48,750
‫یه چیزی بگو!

61
00:03:50,500 --> 00:03:51,910
‫هی!

62
00:03:52,700 --> 00:03:53,790
‫هی!

63
00:03:55,590 --> 00:03:56,550
‫پیدات کردم!

64
00:04:14,660 --> 00:04:15,870
‫بیارکه!

65
00:04:15,950 --> 00:04:17,950
‫اینجا یه پسر مرده افتاده!

66
00:04:17,975 --> 00:04:19,055
‫کمک!

67
00:04:36,000 --> 00:04:43,000
‫قایم‌باشک

68
00:04:47,048 --> 00:04:52,048
‫۳۳ سال بعد، زمان حال کپنهاگ

69
00:04:59,330 --> 00:05:01,830
‫<i>ایستگاه بعد، سولوانگزوی.</i>

70
00:05:13,410 --> 00:05:14,790
‫پیوست: ۱ ویدیو

71
00:05:40,000 --> 00:05:42,410
‫بعدش هفت و هشت و بعدش نه

72
00:05:42,435 --> 00:05:44,765
‫زارا از اون کثیف‌ها و حشری‌هاشه

73
00:06:33,750 --> 00:06:35,580
‫شمردن با آه
‫و ناله‌های بلند

74
00:06:35,660 --> 00:06:37,660
‫وقتی پیدا بشه
‫بازی تمومه، خداحافظ

75
00:07:00,660 --> 00:07:04,200
‫سلام عزیزم. من الآن رسیدم خونه.

76
00:07:04,290 --> 00:07:08,410
‫امروز با بابا بهت خوش گذشت؟

77
00:07:08,500 --> 00:07:12,910
‫لحظه‌شماری می‌کنم ببینمت.
‫بوس، مامان

78
00:07:52,790 --> 00:07:54,290
‫همه‌رو بیدار می‌کنی، هولگر.

79
00:07:54,910 --> 00:07:56,950
‫ببخشید. نمی‌دونم این همه انرژی رو از کجا میاره.

80
00:07:57,706 --> 00:07:58,786
‫اشکالی نداره.

81
00:08:00,790 --> 00:08:01,870
‫بچه دارین؟

82
00:08:01,950 --> 00:08:04,750
‫داریم می‌شینیم.
‫لطفاً کمربندش رو ببندین.

83
00:08:04,830 --> 00:08:05,700
‫باشه.

84
00:08:07,718 --> 00:08:09,378
‫لطفاً اونو خاموش کنین.

85
00:08:12,620 --> 00:08:14,540
‫- حاضری بریم خونه پیش مامان؟
‫- آره.

86
00:08:14,620 --> 00:08:15,910
‫دلش برات تنگ شده بود.

87
00:08:16,000 --> 00:08:17,660
‫- تو هم دلت برای مامان تنگ شده بود؟
‫- آره.

88
00:08:17,750 --> 00:08:19,250
‫مطمئنم اونم دلش برات تنگ شده.

89
00:08:26,290 --> 00:08:28,330
‫عزیزم، لطفاً دستکش‌هات رو پیدا کن.

90
00:08:31,450 --> 00:08:33,000
‫له، الو؟

91
00:08:33,700 --> 00:08:36,000
‫خیلی ضایعه
‫که تو هم اومدی اردوی باباها.

92
00:08:36,500 --> 00:08:37,500
‫نه، اصلاً هم اینطور نیست.

93
00:08:38,283 --> 00:08:41,613
‫- مامان، من اون شلوارها رو برنمی‌دارم.
‫- پس خودت وسایلت رو جمع کن.

94
00:08:41,750 --> 00:08:42,750
‫نه.

95
00:08:42,830 --> 00:08:44,200
‫بیا دیگه. کمکم کن جمع کنم.

96
00:08:46,485 --> 00:08:48,945
‫می‌شه لطفاً گوشیت رو بذاری کنار؟

97
00:08:49,660 --> 00:08:51,750
‫- و بیای کمکم؟
‫- آره.

98
00:08:51,830 --> 00:08:53,160
‫چی اینقدر جالبه؟

99
00:08:53,613 --> 00:08:55,453
‫یکی که صد ساله ندیدمش.

100
00:08:55,817 --> 00:08:57,580
‫- دوست‌پسره؟
‫- مامان، نه!

101
00:08:57,660 --> 00:08:59,500
‫- دوست‌پسره؟
‫- نه.

102
00:08:59,525 --> 00:09:01,985
‫با کاپشن جدیدم ازم عکس بگیر.

103
00:09:02,573 --> 00:09:05,033
‫- با گوشیِ من. دوربینش خیلی بهتره.
‫- حتماً.

104
00:09:05,580 --> 00:09:09,660
‫- می‌تونم مثل دستگاه باد فوت کنم.
‫- نه. از پایین‌تر بگیر.

105
00:09:12,268 --> 00:09:14,768
‫- می‌خوای زانوهات هم تو عکس باشه؟
‫- همه‌ام باشه.

106
00:09:14,950 --> 00:09:15,870
‫اوه.

107
00:09:16,910 --> 00:09:18,290
‫یه جوری، مثلِ...

108
00:09:19,120 --> 00:09:20,000
‫بسه دیگه.

109
00:09:21,500 --> 00:09:22,870
‫خفن شدی.

110
00:09:23,620 --> 00:09:24,620
‫خیلی باحاله.

111
00:09:28,040 --> 00:09:29,040
‫آره، عکس‌های خوبیه.

112
00:09:29,065 --> 00:09:31,565
‫می‌شه لطفاً کمکم کنی وسایل رو جمع کنم؟

113
00:09:31,700 --> 00:09:32,750
‫یه دقیقه دیگه.

114
00:09:32,830 --> 00:09:34,500
‫بیا لباس زیرهای پشمیت رو پیدا کنیم.

115
00:09:34,580 --> 00:09:36,200
‫مامان، نمی‌شه فقط خونه بمونی؟

116
00:09:36,225 --> 00:09:38,095
‫عزیزم، خوش می‌گذره.

117
00:09:41,870 --> 00:09:44,410
‫اومدم برادرم، یان هس رو ببینم.

118
00:09:44,886 --> 00:09:49,518
‫فکر کنم اینجا بستری شده.
‫همسایه‌اش بیهوش پیداش کرده.

119
00:09:49,590 --> 00:09:52,300
‫بهم گفتن
‫برای تحت نظر بودن بستری شده.

120
00:09:52,384 --> 00:09:54,518
‫نه. برادرتون توی آی‌سی‌یوئه.

121
00:09:55,574 --> 00:09:57,114
‫- آی‌سی‌یو؟
‫- بله.

122
00:09:57,700 --> 00:10:00,910
‫آسانسور سمت راسته.
‫طبقه دومه.

123
00:10:07,580 --> 00:10:09,200
‫کمک می‌خواید؟

124
00:10:10,290 --> 00:10:12,120
‫بله. دنبالِ برادرم می‌گردم.

125
00:10:12,200 --> 00:10:14,950
‫پذیرش گفت اینجاست.

126
00:10:15,450 --> 00:10:16,580
‫یان. یان هس.

127
00:10:17,250 --> 00:10:19,450
‫هنوز توی اتاق عمله.

128
00:10:20,540 --> 00:10:21,790
‫برای چی؟

129
00:10:22,172 --> 00:10:24,002
‫توی خونه زمین خورده.

130
00:10:24,518 --> 00:10:27,348
‫سریع دچار اختلالات گفتاری
‫و حسی شده.

131
00:10:27,373 --> 00:10:30,203
‫متأسفانه سی‌تی‌اسکن
‫خونریزی مغزی رو تأیید کرد.

132
00:10:37,910 --> 00:10:38,910
‫مست بود؟

133
00:10:39,000 --> 00:10:40,830
‫جراح بعداً توضیح می‌ده.

134
00:10:40,855 --> 00:10:42,525
‫اتاق انتظار از این طرفه.

135
00:10:45,200 --> 00:10:48,700
‫برای فروش

136
00:10:49,410 --> 00:10:53,250
‫<i>آخرین پرتوهای خورشید
‫سایه‌های بلندی روی دشت می‌اندازن.</i>

137
00:10:53,275 --> 00:10:57,235
‫<i>تنها و با غرور،
‫از میون علفزارها قدم برمی‌داره.</i>

138
00:10:58,027 --> 00:11:00,367
‫<i>اون یه ماده‌شیرِ تنهاست...</i>

139
00:11:26,160 --> 00:11:27,250
‫کسی اونجاست؟

140
00:11:43,160 --> 00:11:50,160
‫پیدات کردم!

141
00:11:51,700 --> 00:11:55,700
‫<i>...والدینش معتقدن که
‫توی تحقیقات اشتباهاتی رخ داده</i>

142
00:11:55,790 --> 00:12:01,200
‫<i>تحقیقاتِ مربوط به قتل حل‌نشده‌ی دخترشون،
‫امای ۱۷ ساله، </i>

143
00:12:01,225 --> 00:12:05,015
‫<i>که دو سال پیش
‫موقع برگشتن از یه مهمونی ناپدید شد.</i>

144
00:12:05,040 --> 00:12:08,040
‫<i>جسدش رو روز بعد زوجی سالخورده...

145
00:12:08,124 --> 00:12:10,204
‫<i>در منطقه‌ی مسکونی در گلوستروپ پیدا کردن.</i>

146
00:12:10,775 --> 00:12:16,735
‫<i>مهم‌ترین چیز برای من
‫اینه که پرونده دوباره باز بشه.</i>

147
00:12:17,541 --> 00:12:20,041
‫<i>قاتل هنوز آزاده. چطور...</i>

148
00:12:20,790 --> 00:12:22,660
‫برادرتون توی اتاقشه.

149
00:12:25,945 --> 00:12:28,395
‫همون‌طور که دکتر گفت،
‫توی کُمای مصنوعیه.

150
00:12:30,227 --> 00:12:32,307
‫بقیه‌ی اعضای خانواده هم میان؟

151
00:12:32,450 --> 00:12:34,120
‫نه. فقط من و اون هستیم.

152
00:12:35,181 --> 00:12:36,801
‫خیلی وقته ندیدینشون؟

153
00:12:38,237 --> 00:12:40,501
‫آره، خیلی وقته.

154
00:12:41,018 --> 00:12:43,898
‫من خارج از کشور زندگی و کار می‌کنم،
‫برای همین یه مدتی گذشته.

155
00:12:45,065 --> 00:12:47,235
‫پس کلی حرف برای گفتن دارید.

156
00:12:47,950 --> 00:12:50,410
‫صداتون رو نمی‌شنوه، ولی حستون می‌کنه.

157
00:12:53,750 --> 00:12:55,290
‫شاید براتون خوب باشه.

158
00:12:56,228 --> 00:12:57,228
‫که باهاش حرف بزنید.

159
00:13:01,709 --> 00:13:04,424
‫<i>تو بهتر از یه پیرمردِ درب‌وداغونی مثل منی.</i>

160
00:13:05,790 --> 00:13:07,700
‫فقط می‌ترسم «له» اول منو بکشه.

161
00:13:07,725 --> 00:13:10,015
‫<i>چرنده. اون عاشقِ مامانشه.</i>

162
00:13:10,652 --> 00:13:12,950
‫- صبح بخیر.
‫- <i>سفرِ فوق‌العاده‌ای می‌شه.</i>

163
00:13:13,040 --> 00:13:14,290
‫<i>امروز چیکار می‌کنی؟ </i>

164
00:13:14,370 --> 00:13:17,370
‫یه جستجوی آی‌تی توی خونه‌ی یه زنِ مفقود شده.

165
00:13:17,450 --> 00:13:19,660
‫<i>چرا ان‌سی‌تری درگیرِ این موضوع شده؟ </i>

166
00:13:19,685 --> 00:13:22,845
‫خودمم دلم می‌خواد بدونم.
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

167
00:13:24,450 --> 00:13:26,950
‫برای فروش

168
00:13:28,200 --> 00:13:29,910
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

169
00:13:30,000 --> 00:13:32,160
‫- سرحال به نظر میای.
‫- خیلی سرحالم.

170
00:13:32,660 --> 00:13:35,000
‫قربانی ۴۱ ساله‌ست و طلاق گرفته.

171
00:13:35,500 --> 00:13:38,370
‫زارا سولاک،
‫طراح گرافیکِ شورای ویدووره.

172
00:13:38,450 --> 00:13:42,580
‫به خاطر استرس توی مرخصی استعلاجی بوده،
‫که تا حدی هم واضحه.

173
00:13:44,370 --> 00:13:49,540
‫کلاً چقدره که گم شده؟
‫مثلاً ۱۲ ساعت؟

174
00:13:49,620 --> 00:13:51,330
‫آره، ولی یه مزاحم داشته.

175
00:13:51,410 --> 00:13:54,157
‫برای همین تصمیم گرفتیم با شما تماس بگیریم.

176
00:13:54,961 --> 00:13:56,211
‫خوش‌حال می‌شیم کمک کنیم.

177
00:13:56,370 --> 00:13:58,330
‫- کی گزارش داده؟
‫- شوهر سابقش.

178
00:13:58,355 --> 00:14:01,105
‫ساعت ۹ شب اومده بوده
‫که دخترشون رو بذاره،

179
00:14:01,130 --> 00:14:03,790
‫ولی کسی اینجا نبوده.

180
00:14:03,815 --> 00:14:05,515
‫امروز صبح هم همین‌طور.

181
00:14:05,657 --> 00:14:08,657
‫دخترش وحشت کرده بود
‫و شوهر سابقش با ما تماس گرفت.

182
00:14:09,181 --> 00:14:11,551
‫شاید زارا فقط قرارشون رو فراموش کرده.

183
00:14:13,364 --> 00:14:15,244
‫ولی گوشیشو پیدا نمی‌کنیم،

184
00:14:15,410 --> 00:14:18,750
‫واسه همین فکر کردیم شاید بتونید
‫از یه راه دیگه ردیابیش کنید.

185
00:14:19,700 --> 00:14:20,830
‫البته که می‌تونیم.

186
00:14:23,437 --> 00:14:25,687
‫شنیدم که شوهر سابقش داشت
‫قبلش با افسرها حرف می‌زد.

187
00:14:26,156 --> 00:14:29,406
‫دخترش هشت ماه پیش مچِ مامانشو
‫با یه مرد توی تخت گرفته.

188
00:14:29,431 --> 00:14:32,221
‫از اون موقع به بعد، همه‌اش
‫قرارهای پشت سر هم توی تیندر بوده...

189
00:14:32,325 --> 00:14:35,375
‫ولی چرا ما درگیر شدیم؟ چرا اینجاییم؟

190
00:14:36,197 --> 00:14:38,697
‫خب، چون من گفتم مشکلی نداره.

191
00:14:40,893 --> 00:14:42,120
‫خب، پس...

192
00:14:42,200 --> 00:14:45,500
‫بیا تمومش کنیم.
‫واقعاً دلم می‌خواد زودتر برم.

193
00:14:45,580 --> 00:14:46,830
‫برنامه‌ای داری؟

194
00:14:47,500 --> 00:14:49,450
‫می‌خوام با «له» برم کمپینگ.

195
00:14:49,540 --> 00:14:50,750
‫چه باحال!

196
00:14:50,775 --> 00:14:52,985
‫پوتین کوهنوردی و چسب‌زخم داری؟

197
00:14:53,010 --> 00:14:54,140
‫اصلاً.

198
00:15:01,072 --> 00:15:03,822
‫درخواست طلاق
‫بعد از جدایی قانونی

199
00:15:33,700 --> 00:15:36,500
‫هنرِ خوددوستی

200
00:15:36,580 --> 00:15:38,660
‫فرمول استرس ب-کمپلکس

201
00:15:45,830 --> 00:15:48,080
‫اسپری فلفل

202
00:15:48,160 --> 00:15:49,790
‫چرا دارید وسایلِ مامانمو می‌برید؟

203
00:15:52,200 --> 00:15:56,410
‫فقط داریم دنبال چیزی می‌گردیم که شاید
‫بهمون بگه مامانت کجاست.

204
00:15:56,921 --> 00:16:00,751
‫- تا بتونیم بیاریمش خونه.
‫- اون هیچ‌وقت بی خبر جایی نمی‌ره.

205
00:16:00,910 --> 00:16:04,410
‫احتمالاً فقط یه
‫سوءتفاهمِ الکیه.

206
00:16:04,773 --> 00:16:07,223
‫گاهی اوقات بزرگترها
‫دچارِ سوءتفاهم می‌شن.

207
00:16:07,462 --> 00:16:09,962
‫اما... پس چرا یکی اینجا بوده؟

208
00:16:10,700 --> 00:16:12,080
‫قبل از اینکه پلیس برسه.

209
00:16:15,014 --> 00:16:16,120
‫خب،

210
00:16:17,422 --> 00:16:18,502
‫تو چی فکر می‌کنی؟

211
00:16:20,750 --> 00:16:23,370
‫چرا فکر می‌کنی کسی اینجا بوده؟

212
00:16:23,870 --> 00:16:27,830
‫چون آشپزخونه مرتب شده.
‫مامانم هیچ‌وقت این کارو نمی‌کنه.

213
00:16:28,580 --> 00:16:29,790
‫من بودم که تمیز میکردم.

214
00:16:33,160 --> 00:16:34,200
‫ولی

215
00:16:34,854 --> 00:16:38,104
‫شاید خودش انجامش داده،
‫تا همیشه وظیفه‌ی تو نباشه.

216
00:16:39,120 --> 00:16:40,450
‫یا شاید هم...

217
00:16:41,964 --> 00:16:44,370
‫بیا عزیزم. باید برم سر کار.

218
00:16:44,910 --> 00:16:46,160
‫اون آیپدِ توئه؟

219
00:16:48,620 --> 00:16:51,540
‫مالِ مامانمه. باهاش بازی می‌کنم.

220
00:16:51,565 --> 00:16:55,355
‫می‌تونیم قرضش بگیریم؟
‫قول می‌دم بهت برگردونمش.

221
00:16:57,500 --> 00:16:58,870
‫- بیا.
‫- ممنون.

222
00:17:10,160 --> 00:17:11,120
‫همه‌ش همین بود.

223
00:17:13,080 --> 00:17:14,080
‫چی؟

224
00:17:18,075 --> 00:17:19,245
‫واقعاً نمی‌دونم.

225
00:17:19,945 --> 00:17:21,065
‫برم لپ‌تاپمو بیارم.

226
00:17:51,040 --> 00:17:52,660
‫الان دیگه چند سالی می‌شه،

227
00:17:52,750 --> 00:17:55,910
‫از وقتی که شوهرمو
‫توی یه تصادف رانندگی از دست دادم.

228
00:17:56,500 --> 00:17:58,450
‫ولی هنوز هم...

229
00:18:02,330 --> 00:18:03,660
‫برای مدتِ طولانی،

230
00:18:04,370 --> 00:18:06,910
‫کفش‌هاش همین‌طوری
‫توی راهرو افتاده بودن.

231
00:18:07,000 --> 00:18:08,620
‫اصلاً نمی‌تونستم...

232
00:18:10,620 --> 00:18:13,450
‫راستش یه جورایی فلج شده بودم.

233
00:18:13,540 --> 00:18:14,790
‫از نظر جسمی هم همین‌طور.

234
00:18:17,660 --> 00:18:20,120
‫فکر کنم چند هفته تو تخت افتاده بودم.

235
00:18:21,330 --> 00:18:23,790
‫ولی دقیق یادم نمیاد.

236
00:18:24,700 --> 00:18:27,080
‫کاملاً طبیعیه که آدم گیر کنه، سینه.

237
00:18:28,160 --> 00:18:32,660
‫آدم اغلب با این انتظار روبرو می‌شه
‫که بالاخره یه روزی به زندگی ادامه می‌ده.

238
00:18:34,450 --> 00:18:38,580
‫ولی این‌طوری پیش نمی‌ره.
‫غم تکامل پیدا می‌کنه.

239
00:18:39,200 --> 00:18:40,790
‫اما هیچ‌وقت از بین نمی‌ره.

240
00:18:42,790 --> 00:18:43,790
‫سلام، ماری.

241
00:18:43,870 --> 00:18:46,700
‫سلام. ببخشید که دیر کردم.

242
00:18:47,200 --> 00:18:49,200
‫می‌خوای بگی چه حسی داری؟

243
00:18:49,830 --> 00:18:52,120
‫تکلیفِ شکایتت امروز مشخص می‌شه.

244
00:18:53,200 --> 00:18:56,410
‫دادستان امروز
‫تصمیمش رو اعلام می‌کنه.

245
00:18:56,500 --> 00:18:59,410
‫واسه همین اینو نزدیکِ خودم نگه می‌دارم.

246
00:19:00,040 --> 00:19:02,040
‫و چه حسی نسبت بهش داری؟

247
00:19:04,540 --> 00:19:06,870
‫یه جورایی، یکم راحت‌تره

248
00:19:06,950 --> 00:19:10,700
‫حالا که امیدی هست که ببینیم
‫پرونده داره پیشرفتی می‌کنه.

249
00:19:11,750 --> 00:19:13,790
‫پس فکر می‌کنی از پسش برمیای؟

250
00:19:14,540 --> 00:19:18,200
‫سخته که دوباره توجه‌ها
‫به مرگِ دخترم باشه،

251
00:19:18,290 --> 00:19:21,410
‫و اینکه همه دارن
‫درباره‌ی «اما» حرف می‌زنن، و...

252
00:19:22,832 --> 00:19:25,212
‫ولی مهم‌ترین چیز واسه من اینه که...

253
00:19:26,330 --> 00:19:29,080
‫وکیلمونه.
‫باید اینو جواب بدم. ببخشید.

254
00:19:29,160 --> 00:19:30,290
‫البته.

255
00:19:34,250 --> 00:19:37,450
‫نمی‌فهمم.
‫قطعاً یه اشتباهی شده.

256
00:19:37,540 --> 00:19:39,660
‫<i>وزارت دادگستری بررسی کرد...</i>

257
00:19:39,685 --> 00:19:41,225
‫به گفته‌ی خودشون،

258
00:19:41,370 --> 00:19:44,950
‫خیلی طول کشید تا
‫داده‌های دکل مخابراتی رو جمع کنن.

259
00:19:45,040 --> 00:19:48,700
‫<i>تشخیص اینه که
‫تأثیری توی روند پرونده نداشته...</i>

260
00:19:48,797 --> 00:19:52,297
‫ولی درست نیست
‫که اون هیچ‌وقت پیدا نشه!

261
00:19:52,370 --> 00:19:55,500
‫<i>نه، ولی حکم قطعیه.
‫پرونده بسته شده.</i>

262
00:19:55,580 --> 00:19:58,450
‫با یه وکیل دیگه تماس می‌گیرم
‫تا پرونده رو بررسی کنه.

263
00:19:58,540 --> 00:19:59,910
‫<i>گوش کن، ماری.</i>

264
00:20:00,000 --> 00:20:02,040
‫<i>این حکمِ دادستانه.</i>

265
00:20:02,065 --> 00:20:05,235
‫- <i>دستِ من نیست...</i>
‫- می‌فهمم. ببخشید. منظورم این نبود که...

266
00:20:06,593 --> 00:20:10,133
‫- <i>کار دیگه‌ای از دستمون برنمیاد. متأسفم.</i>
‫- ممنون که تلاش کردی.

267
00:20:10,370 --> 00:20:11,370
‫<i>خواهش می‌کنم.</i>

268
00:20:16,750 --> 00:20:18,620
‫فکر کردم اونا...

269
00:20:57,750 --> 00:20:59,040
‫واو.

270
00:20:59,870 --> 00:21:01,000
‫آره، خیلی زیاده.

271
00:21:01,950 --> 00:21:04,540
‫اپراتورِ زارا گزارش داده که
‫نه بار شماره‌اش عوض شده.

272
00:21:05,540 --> 00:21:07,200
‫هر بار، اون مزاحم پیداش کرده.

273
00:21:07,290 --> 00:21:10,370
‫و عکس‌ها و ویدیوهای بیشتری ازش فرستاد.
‫پیامک هم همین‌طور.

274
00:21:11,330 --> 00:21:12,370
‫می‌تونم ببینم؟

275
00:21:18,450 --> 00:21:19,330
‫بفرما.

276
00:21:19,410 --> 00:21:21,370
‫«اول یک، و بعدش دو.»

277
00:21:21,395 --> 00:21:23,775
‫«از بازی خسته شدی؟ پیدات می‌کنم، سلیطه.»

278
00:21:24,269 --> 00:21:25,689
‫«کی داره قایم‌موشک بازی می‌کنه؟»

279
00:21:25,807 --> 00:21:28,172
‫جوابی نداده، ولی شعرهای بیشتری فرستاده.

280
00:21:29,500 --> 00:21:31,450
‫«بعدش سه و چهار مثل آب خوردنه.»

281
00:21:31,475 --> 00:21:33,475
‫«وقتی فشارش می‌دن،
‫پاهاشو باز می‌کنه؟»

282
00:21:33,620 --> 00:21:35,450
‫نه، انگار...

283
00:21:35,540 --> 00:21:38,410
‫<i>«بعدش پنج، و  بعدش شش»</i>

284
00:21:38,435 --> 00:21:40,595
‫<i>«اگه ترول باشی
‫بچه‌ت می‌شه جادوگر زشت»</i>

285
00:21:40,620 --> 00:21:41,740
‫این چیه؟

286
00:21:41,785 --> 00:21:44,285
‫نمی‌شناسیش؟ مالِ هالفدان راسموسنه.

287
00:21:44,546 --> 00:21:45,830
‫اصلاً به گوشم نخورده.

288
00:21:45,855 --> 00:21:49,195
‫بی‌خیال! مامانم وقتی بچه بودم اینو برام می‌خوند.

289
00:21:50,120 --> 00:21:52,000
‫«هفت و هشت و بعدش نه

290
00:21:52,025 --> 00:21:54,275
‫زارا از اون کثیف‌ها و حشری‌هاشه

291
00:21:55,637 --> 00:21:59,347
‫شمردن با آه و ناله‌های بلند
‫وقتی پیدا بشه، بازی تمومه، خداحافظ.»

292
00:21:59,500 --> 00:22:01,040
‫و بعدش این آخری.

293
00:22:01,643 --> 00:22:02,950
‫«پیدات کردم!»

294
00:22:03,040 --> 00:22:04,330
‫ترسناکه.

295
00:22:04,355 --> 00:22:06,985
‫- تونستی فرستنده رو ردیابی کنی؟
‫- هنوز نه.

296
00:22:07,010 --> 00:22:10,220
‫چندتا ایمیل رو تا یه سرور توی اروپای شرقی ردیابی کردم.

297
00:22:11,090 --> 00:22:16,220
‫آی‌پی رو توی آرشیومون چک کردم تا ببینم
‫توی پرونده‌های دیگه هم ثبت شده یا نه.

298
00:22:16,245 --> 00:22:17,535
‫خب؟ شده بود؟

299
00:22:21,660 --> 00:22:25,120
‫{\an۸}خلاصه‌ی پرونده
‫نام: اما هولست

300
00:22:36,330 --> 00:22:37,700
‫<i>چرا فکر می‌کنی جونش در خطره؟ </i>

301
00:22:38,300 --> 00:22:42,470
‫چون ممکنه مزاحمش همون مزاحمِ پرونده‌ی اما هولست باشه.

302
00:22:42,495 --> 00:22:47,175
‫<i>اما هولست؟ ولی اون پرونده بسته شده.
‫درخواستِ تجدیدنظرِ والدینش امروز رد شد.</i>

303
00:22:47,200 --> 00:22:49,660
‫یوروپل هنوز تاییدش نکرده.

304
00:22:49,685 --> 00:22:52,885
‫اگه همون مزاحم باشه،
‫با واحدِ جرایمِ خشن تماس می‌گیریم.

305
00:22:52,930 --> 00:22:54,890
‫<i>قطعاً. همین الان باهاشون تماس بگیر.</i>

306
00:22:54,915 --> 00:22:55,875
‫عالیه.

307
00:22:58,290 --> 00:22:59,950
‫<i>با یوروپل هم تماس بگیر.</i>

308
00:23:00,040 --> 00:23:02,120
‫<i>اون افسرِ رابطِ اونجا رو که می‌شناسی.</i>

309
00:23:02,200 --> 00:23:03,540
‫<i>اسمش چی بود؟ </i>

310
00:23:04,580 --> 00:23:06,790
‫<i>مارکِ... یه چیزی. هس؟ </i>

311
00:23:07,540 --> 00:23:09,500
‫<i>یه زنگ بهش بزن و منو در جریان بذار.</i>

312
00:23:40,910 --> 00:23:41,910
‫داری چیکار می‌کنی؟

313
00:23:45,000 --> 00:23:48,160
‫یون برادرمه.
‫دارم براش یکم لباس برمی‌دارم.

314
00:23:48,250 --> 00:23:50,830
‫پس تو اون پلیسی. یون درباره‌ت بهم گفته بود.

315
00:23:50,910 --> 00:23:53,370
‫- خب.
‫- من به آمبولانس زنگ زدم.

316
00:23:53,450 --> 00:23:55,370
‫ممنون. لطف کردی.

317
00:23:56,290 --> 00:23:57,290
‫حالش چطوره؟

318
00:23:58,620 --> 00:23:59,870
‫خب، اون...

319
00:24:01,255 --> 00:24:03,250
‫فعلاً نگه‌ش می‌دارن.

320
00:24:03,330 --> 00:24:05,830
‫خوبه. خیلی تنهاست.

321
00:24:08,057 --> 00:24:10,727
‫می‌دونی کلیدِ زیرِ پادری کجاست؟

322
00:24:10,870 --> 00:24:12,700
‫من برداشتمش. احتیاط شرط عقله.

323
00:24:13,540 --> 00:24:17,450
‫<i>امروز حکمِ شکایتِ خانواده‌ی هولست</i>

324
00:24:17,540 --> 00:24:21,410
‫<i>در موردِ نحوه‌ی رسیدگیِ پلیس به پرونده‌ی قتلِ دخترشون صادر شد.</i>

325
00:24:21,500 --> 00:24:23,160
‫این یکی رو هم لازم داری.

326
00:24:24,551 --> 00:24:26,141
‫- این چیه؟
‫- مالِ یونه.

327
00:24:26,198 --> 00:24:30,578
‫- دارم می‌رم یه سفرِ تفریحیِ کامل، واسه همین...
‫- من پرنده رو نمی‌برم. فقط کلید رو می‌برم.

328
00:24:30,705 --> 00:24:33,915
‫هر دوتا رو می‌بری. بفرما.

329
00:24:34,512 --> 00:24:35,762
‫به یون هم سلام برسون.

330
00:24:41,660 --> 00:24:42,950
‫جواب نمی‌ده.

331
00:24:43,418 --> 00:24:45,418
‫اگه تو زنگ بزنی، شماره رو می‌شناسه.

332
00:24:45,443 --> 00:24:46,983
‫نه. خودت دوباره امتحان کن.

333
00:24:50,998 --> 00:24:52,450
‫مگه شما دوتا با هم نبودید؟

334
00:24:52,547 --> 00:24:54,417
‫نه. ما...

335
00:24:55,370 --> 00:24:56,450
‫نه.

336
00:24:56,540 --> 00:24:57,580
‫نه؟

337
00:24:57,660 --> 00:25:00,120
‫همه همین رو می‌گن.

338
00:25:04,790 --> 00:25:08,950
‫خب، فقط یکم با هم دیت رفتیم.
‫حدود شش ماه.

339
00:25:08,975 --> 00:25:11,345
‫همین. پس نه، با هم نبودیم.

340
00:25:11,370 --> 00:25:14,160
‫باشه. تونست «له» رو ببینه؟

341
00:25:17,000 --> 00:25:21,160
‫- یه چیزی بگو! چی شد؟
‫- نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم.

342
00:25:21,250 --> 00:25:23,660
‫نمی‌دونم چی شد. یهو غیبش زد.

343
00:25:24,160 --> 00:25:25,250
‫غیبش زد؟

344
00:25:25,320 --> 00:25:29,080
‫مجبور شد بره یه جایی کار کنه،
‫و همه‌چی تموم شد، واسه همین...

345
00:25:29,721 --> 00:25:32,551
‫- ترسید یا...
‫- اصلاً نمی‌دونم چی شد.

346
00:25:33,613 --> 00:25:36,073
‫فقط می‌دونم که «له» داغون شد.

347
00:25:37,172 --> 00:25:40,622
‫ولی مهم نیست. مالِ دو سال پیشه، واسه همین...

348
00:25:42,790 --> 00:25:43,950
‫یعنی باهاش مشکلی نداری؟

349
00:25:44,040 --> 00:25:47,830
‫فقط خوشحالم که توی لاهه زندگی می‌کنه،
‫این‌طوری مجبور نیستم قیافه‌اش رو ببینم.

350
00:25:55,250 --> 00:25:57,370
‫ببخشید. اسرا فولداگر؟

351
00:25:58,370 --> 00:26:01,450
‫نایا تولین و ساندرا لیندستروم.
‫ما از ان‌سی‌تری هستیم.

352
00:26:01,540 --> 00:26:02,620
‫می‌دونم کی هستید.

353
00:26:03,120 --> 00:26:06,250
‫یه زن از خونه‌اش توی والبی ناپدید شده.

354
00:26:06,330 --> 00:26:10,160
‫هدفِ یه مزاحمتِ و تعقیب شدید بوده.

355
00:26:10,250 --> 00:26:12,370
‫می‌خوایم که مسئولیتِ این پرونده رو قبول کنید.

356
00:26:12,950 --> 00:26:14,750
‫ما به مدرکِ جرم نیاز داریم.

357
00:26:14,830 --> 00:26:19,700
‫می‌دونم، ولی این همون آدرسِ آی‌پیِ پرونده‌ی اما هولسته.

358
00:26:22,445 --> 00:26:23,815
‫تایید شده؟

359
00:26:24,331 --> 00:26:26,961
‫هنوز نتونستیم با یوروپل تماس بگیریم.

360
00:26:26,986 --> 00:26:29,736
‫فقط می‌خواستیم، خب، اول با شما صحبت کنیم.

361
00:26:29,761 --> 00:26:32,601
‫مارک هس از یوروپل تا چند وقت دیگه
‫با منابع انسانی جلسه داره.

362
00:26:33,580 --> 00:26:34,500
‫چی گفتی؟

363
00:26:34,827 --> 00:26:36,157
‫بیاید صبر کنیم تا برسه.

364
00:26:42,345 --> 00:26:44,830
‫پس لاهه نیست. هیجان‌انگیزه، نه؟

365
00:26:45,228 --> 00:26:47,478
‫الان وقت این حرفا نیست.

366
00:26:50,128 --> 00:26:52,088
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام مامان.

367
00:26:52,870 --> 00:26:55,910
‫وقت نمی‌کنم برای ناهارمون چیزی بذارم.

368
00:26:56,000 --> 00:26:58,830
‫می‌تونی سر راه یکم سوشی بخری؟
‫خوب نمی‌شه؟

369
00:27:00,580 --> 00:27:02,540
‫یه جورایی از سوشی زده شدم.

370
00:27:02,620 --> 00:27:04,830
‫آهان، باشه. درسته.

371
00:27:04,910 --> 00:27:07,080
‫خب، پس چی دوست داری؟ پیتزا؟

372
00:27:07,580 --> 00:27:11,040
‫الان مدرسه‌ام،
‫ولی یه فکری براش می‌کنم.

373
00:27:12,173 --> 00:27:13,753
‫باشه. فعلاً عزیزم.

374
00:27:28,410 --> 00:27:33,700
‫نشانه‌هایی از هر دو نوع آزار و اذیتِ
‫سیستماتیک و روانی وجود داره.

375
00:27:35,062 --> 00:27:36,762
‫خب. نظرت چیه؟

376
00:27:37,290 --> 00:27:40,910
‫توی پاتختیش،
‫اسپری فلفل و یه چاقو پیدا کردیم،

377
00:27:41,000 --> 00:27:42,950
‫پس حتماً نگرانِ جونش بوده.

378
00:27:43,040 --> 00:27:44,250
‫ببخشید.

379
00:27:45,160 --> 00:27:47,330
‫تازه از دیروز تا حالا گم شده؟

380
00:27:47,355 --> 00:27:52,895
‫بله، ولی «اما هولست» هم دقیقاً تا قبل از اینکه
‫به قتل برسه، تحت مزاحمت بود.

381
00:27:53,707 --> 00:27:55,667
‫اون مال دو سال پیش نبود؟

382
00:27:55,692 --> 00:27:58,482
‫بله. موقع برگشتن از یه مهمانی به خونه،
‫ناپدید شد.

383
00:27:58,507 --> 00:28:02,137
‫- اونم شعر کودکانه دریافت کرده بود؟
‫- تا جایی که می‌دونیم، نه.

384
00:28:02,162 --> 00:28:06,202
‫چرا مجرم باید دنبال یه دانشجوی ۱۹ ساله‌ی
‫اهل گلوستروپ بره

385
00:28:06,277 --> 00:28:08,947
‫بعد یه طراح گرافیک ۴۱ ساله‌ی
‫اهل والبی؟

386
00:28:09,200 --> 00:28:11,370
‫زن‌هایی با پیشینه‌های کاملاً متفاوت.

387
00:28:11,969 --> 00:28:14,929
‫ببخشید. مطمئن نیستم
‫می‌خواید من اینجا چیکار کنم.

388
00:28:15,525 --> 00:28:17,525
‫فقط می‌خوایم از یوروپل بخواید

389
00:28:17,660 --> 00:28:20,870
‫که اطلاعات یه سرور توی اروپای شرقی رو
‫ثبت کنه.

390
00:28:21,502 --> 00:28:23,672
‫ساندرا هر چی لازمه رو داره.

391
00:28:25,000 --> 00:28:26,660
‫می‌تونید پرونده‌ی تحقیقات باز کنید؟

392
00:28:26,750 --> 00:28:28,290
‫بدون جسد نه.

393
00:28:28,593 --> 00:28:30,578
‫قوانین رو می‌دونی. می‌دونی روال چطوریه.

394
00:28:32,120 --> 00:28:36,040
‫ولی می‌تونیم از اسکوبرگ و پزشکی قانونی بخوایم
‫خونه‌ی اون زن رو بررسی کنن.

395
00:28:37,011 --> 00:28:39,351
‫درسته. خوبه. از همون‌جا شروع کنیم.

396
00:28:41,120 --> 00:28:42,080
‫خیلی جذابه.

397
00:28:42,105 --> 00:28:44,235
‫به نظر من که خیلی داغون و خسته میاد.

398
00:28:44,260 --> 00:28:45,720
‫یه جورایی سکسیه، مگه نه؟

399
00:28:45,910 --> 00:28:47,000
‫تمومش کن.

400
00:28:47,087 --> 00:28:48,587
‫اون پرنده دیگه چیه؟

401
00:28:48,660 --> 00:28:50,080
‫شنیدم مرخصی بوده.

402
00:28:50,160 --> 00:28:52,040
‫مرخصی؟ طرف معتاد کاره.

403
00:29:00,540 --> 00:29:02,330
‫خب، چطوری...

404
00:29:03,290 --> 00:29:04,290
‫چطوری؟

405
00:29:05,700 --> 00:29:07,290
‫خوبم.

406
00:29:08,370 --> 00:29:10,200
‫- تو چطوری؟
‫- منم خوبم.

407
00:29:10,290 --> 00:29:11,200
‫خوبه.

408
00:29:12,250 --> 00:29:13,370
‫عالی به نظر میای.

409
00:29:16,790 --> 00:29:18,790
‫«له»... «له» چطوره؟

410
00:29:21,000 --> 00:29:22,870
‫«له» هم خوبه. نوجوونه دیگه، برای همین...

411
00:29:29,950 --> 00:29:33,000
‫متأسفم که اون‌طوری ول کردم و رفتم.

412
00:29:41,250 --> 00:29:45,080
‫ولی فکر کردم
‫شاید بهتر باشه با «له» حرف بزنم.

413
00:29:46,040 --> 00:29:46,870
‫در موردِ؟

414
00:29:46,950 --> 00:29:49,040
‫فقط برای اینکه توضیح بدم، بهش بگم چرا...

415
00:29:49,120 --> 00:29:52,750
‫نه، مشکلی نیست.
‫ما دیگه ازش گذشتیم. همه‌چی مرتبه.

416
00:29:52,830 --> 00:29:54,080
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

417
00:29:55,370 --> 00:29:57,750
‫- ولی مراقب خودت باش، باشه؟
‫- تو هم همین‌طور.

418
00:30:11,845 --> 00:30:16,950
‫آنتون، تا ساعت ۶ عصر جمعه تحویلش بده،
‫مثل بقیه، باشه؟

419
00:30:17,580 --> 00:30:18,450
‫حتماً.

420
00:30:19,358 --> 00:30:22,180
‫هی. اگه خیلی سخت بود،
‫بهم پیام بده.

421
00:30:22,236 --> 00:30:24,406
‫ترجیح می‌دم این کارو بکنی
‫تا اینکه اصلاً تحویلش ندی.

422
00:30:25,040 --> 00:30:26,040
‫قبوله.

423
00:30:28,180 --> 00:30:29,260
‫سلام «بو».

424
00:30:30,500 --> 00:30:31,750
‫به کی داری درس می‌دی؟

425
00:30:32,250 --> 00:30:34,700
‫خدای من، ماری. ببین...

426
00:30:37,200 --> 00:30:40,080
‫منصفانه نیست.
‫اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو.

427
00:30:40,160 --> 00:30:42,040
‫نه، خوبم.

428
00:30:42,120 --> 00:30:44,950
‫ولی ممنون. از پسش برمیام.

429
00:30:46,080 --> 00:30:47,330
‫کلاس خوش بگذره.

430
00:30:48,450 --> 00:30:49,290
‫آره. ممنون.

431
00:31:15,700 --> 00:31:17,410
‫ماری؟ یه لحظه وقت داری؟

432
00:31:17,435 --> 00:31:20,725
‫در مورد «تور»ـه؟
‫در مورد غیبتش باهاش حرف می‌زنم.

433
00:31:20,750 --> 00:31:22,580
‫نه ماری، در مورد «تور» نیست.

434
00:31:24,160 --> 00:31:27,830
‫شنیدم با شکایتت موافقت نشده.
‫باید سخت باشه.

435
00:31:27,910 --> 00:31:29,200
‫بله، خب...

436
00:31:30,700 --> 00:31:33,200
‫کار کردن کمک می‌کنه فکرم ازش آزاد بشه.

437
00:31:35,200 --> 00:31:38,080
‫از وقتی... اون اتفاق افتاد،

438
00:31:38,160 --> 00:31:42,000
‫مدرسه برای جذب دانش‌آموز
‫با مشکلاتی روبرو شده.

439
00:31:42,080 --> 00:31:46,750
‫این موضوع که بودجه‌ی مدرسه بر اساس تعداد دانش‌آموزاست
‫به تو مربوط نمی‌شه، ولی...

440
00:31:46,830 --> 00:31:48,200
‫منظورتون چیه؟

441
00:31:49,160 --> 00:31:51,500
‫مدرسه باید این قضایا رو پشت سر بذاره.

442
00:31:52,840 --> 00:31:55,790
‫نیاز داریم که رسانه‌ها
‫دیگه در موردمون چیزی ننویسن.

443
00:31:55,870 --> 00:31:58,370
‫من کسی نیستم که با خبرنگارها تماس می‌گیره.

444
00:31:59,250 --> 00:32:01,000
‫نه.

445
00:32:02,008 --> 00:32:04,508
‫ولی برنامه‌ی روزِ بازدیدِ همگانی‌مون تقریباً تموم شده،

446
00:32:04,628 --> 00:32:08,798
‫و می‌خوایم تأثیر خوبی
‫روی دانش‌آموزها و والدین جدید بذاریم.

447
00:32:08,870 --> 00:32:09,870
‫البته.

448
00:32:11,830 --> 00:32:14,410
‫پیشنهاد می‌کنم... که امسال رو توی خونه بمونی.

449
00:32:15,000 --> 00:32:17,450
‫توی مراسم بازدید شرکت نکن.

450
00:32:20,658 --> 00:32:22,578
‫بیا با هم این وضعیت رو عوض کنیم.

451
00:32:23,580 --> 00:32:24,750
‫توی رسانه‌ها هم همین‌طور.

452
00:32:27,750 --> 00:32:30,830
‫حتماً. من... تمام تلاشم رو می‌کنم.

453
00:32:31,330 --> 00:32:32,660
‫همین برام کافیه.

454
00:32:35,540 --> 00:32:39,830
‫آره. پس تازه داری
‫می‌ری سمتِ خونه؟

455
00:32:39,917 --> 00:32:43,757
‫دارن چه غلطی می‌کنن؟
‫بهشون بگو آشپزخونه رو بگردن.

456
00:32:43,783 --> 00:32:46,533
‫اسکوبرگ با همکارایِ زارا حرف زده.

457
00:32:46,558 --> 00:32:48,268
‫چرا؟ اون که مرخصی استعلاجی بود.

458
00:32:48,309 --> 00:32:52,309
‫بگو آشپزخونه، همسایه‌ها
‫و دوربین‌هایِ ماشین‌ها رو چک کنن.

459
00:32:53,580 --> 00:32:54,790
‫آره، عالیه.

460
00:32:55,330 --> 00:32:57,950
‫ممنون. بعداً باهات حرف می‌زنم.

461
00:32:58,040 --> 00:33:00,580
‫- دفعه‌یِ بعد خودت بهش زنگ بزن.
‫- چی گفت؟

462
00:33:01,410 --> 00:33:03,370
‫همسایه‌ها چیزی ندیدن.

463
00:33:03,870 --> 00:33:06,830
‫ولی دوتا دوربینِ ماشین رو برداشتن
‫که بعداً چک کنن.

464
00:33:06,910 --> 00:33:09,250
‫- بعداً؟
‫- تا وقتی که تیمِ تشخیصِ هویت خونه رو بگرده.

465
00:33:09,275 --> 00:33:11,445
‫خودمون فیلما رو چک می‌کنیم.

466
00:33:11,494 --> 00:33:12,704
‫لپ‌تاپت همراهته؟

467
00:33:12,729 --> 00:33:14,559
‫- آره، اما...
‫- بیا همین الان انجامش بدیم.

468
00:33:32,160 --> 00:33:33,000
‫اون چیه؟

469
00:33:33,950 --> 00:33:34,830
‫نمی‌دونم.

470
00:33:35,700 --> 00:33:37,580
‫کسی با راننده حرف زده؟

471
00:33:37,605 --> 00:33:41,025
‫تازه فیلما به دستشون رسیده،
‫بعید می‌دونم.

472
00:33:42,719 --> 00:33:46,339
‫تو با راننده‌یِ اون شرکتِ ساختمونی
‫تماس بگیر.

473
00:33:46,364 --> 00:33:48,429
‫ازشون بپرس چیزی می‌دونن یا نه.

474
00:33:48,540 --> 00:33:51,250
‫من برمی‌گردم به خونه.
‫یه تکونی هم به هس   بده.

475
00:33:57,950 --> 00:33:58,790
‫ممنون.

476
00:34:09,750 --> 00:34:10,790
‫پرنده باز شدی؟

477
00:34:16,870 --> 00:34:17,750
‫اسمش چیه؟

478
00:34:18,413 --> 00:34:20,493
‫نمی‌دونم. مالِ برادرمه.

479
00:34:21,387 --> 00:34:22,807
‫نمی‌تونی ازش بپرسی؟

480
00:34:22,832 --> 00:34:26,582
‫الان نه. حالش خوب نیست،
‫واسه همین من دارم ازش نگهداری می‌کنم.

481
00:34:26,607 --> 00:34:28,567
‫تا وقتی که حالش بهتر بشه.

482
00:34:30,348 --> 00:34:33,398
‫چیزی می‌خوری؟
‫نوشابه دارم.

483
00:34:33,580 --> 00:34:34,500
‫آره، لطفاً.

484
00:34:40,120 --> 00:34:41,620
‫از کجا فهمیدی اینجام؟

485
00:34:42,120 --> 00:34:44,450
‫توی «اسنپ مپ» دیدم. رویِ گوشیم.

486
00:34:44,475 --> 00:34:47,595
‫البته.
‫راهِ خوبیه برایِ آمارِ بقیه رو داشتن.

487
00:34:48,580 --> 00:34:50,160
‫از اینا می‌خوای؟ تونیکه.

488
00:34:50,250 --> 00:34:51,160
‫آره، لطفاً.

489
00:34:54,410 --> 00:34:57,250
‫مامانت می‌دونه اینجایی؟

490
00:34:58,399 --> 00:35:00,964
‫به نظرت آب نمی‌خواد؟
‫این یکی خالیه.

491
00:35:06,500 --> 00:35:07,500
‫بیا.

492
00:35:09,580 --> 00:35:11,120
‫بیا یه چیزی بخور، رفیق.

493
00:35:15,580 --> 00:35:16,500
‫بیا.

494
00:35:18,330 --> 00:35:19,700
‫کادویِ تولدت.

495
00:35:22,950 --> 00:35:25,160
‫ممنون. مالِ منه؟

496
00:35:29,830 --> 00:35:31,540
‫خب، چطوری؟

497
00:35:32,500 --> 00:35:34,200
‫- خوبم.
‫- خب.

498
00:35:34,870 --> 00:35:36,700
‫۳۰۰۰ تا فالوور تویِ تیک‌تاک دارم.

499
00:35:37,141 --> 00:35:39,011
‫- ۳۰۰۰ تا فالوور داری؟
‫- آره.

500
00:35:41,080 --> 00:35:42,700
‫تبریک می‌گم. خیلی زیاده.

501
00:35:42,790 --> 00:35:43,620
‫ممنون.

502
00:35:44,026 --> 00:35:46,816
‫ولی خیلی بده که مامان
‫داره می‌ره به اردویِ پدرها.

503
00:35:47,136 --> 00:35:49,370
‫- به عنوانِ تنها مادر؟
‫- تنها مادر.

504
00:35:49,450 --> 00:35:51,910
‫یعنی مامانِ من و باباهایِ بقیه.

505
00:35:52,463 --> 00:35:53,923
‫یکم عجیبه.

506
00:35:56,830 --> 00:36:00,540
‫- نمی‌خوای بازش کنی؟
‫- آره. خیلی قشنگ کادو شده.

507
00:36:01,784 --> 00:36:02,704
‫توپِ فوتباله؟

508
00:36:11,000 --> 00:36:12,330
‫چقدر خوبه.

509
00:36:12,410 --> 00:36:16,290
‫یکم بچه‌گونه‌ست.
‫خیلی وقت پیش درستش کردم.

510
00:36:17,330 --> 00:36:19,000
‫دو سال و نیم پیش.

511
00:36:30,660 --> 00:36:35,700
‫اونطوری ناگهانی رفتنم... هیچ ربطی
‫به تو نداشت. اینو می‌دونی دیگه؟

512
00:36:37,160 --> 00:36:40,000
‫مجبور بودم... برم.

513
00:36:40,500 --> 00:36:42,370
‫و خداحافظی نکردم.

514
00:36:44,219 --> 00:36:46,049
‫سعی کردم بهت پیام بدم.

515
00:36:46,074 --> 00:36:47,204
‫می‌دونم.

516
00:36:48,450 --> 00:36:50,540
‫به مامانت هم پیام دادم.

517
00:36:51,540 --> 00:36:54,870
‫ولی نمی‌خواستم بیشتر از این ناراحتت کنم.
‫می‌فهمی؟

518
00:37:02,290 --> 00:37:04,700
‫ببخشید، ولی باید اینو جواب بدم.

519
00:37:06,580 --> 00:37:07,410
‫متأسفم.

520
00:37:36,790 --> 00:37:38,790
‫حالا یه کادویِ تولد بهم بدهکاری.

521
00:37:50,450 --> 00:37:51,750
‫مامان، دیرمون می‌شه.

522
00:37:59,790 --> 00:38:00,870
‫مامان!

523
00:38:01,700 --> 00:38:05,370
‫طوری نیست عزیزم.
‫یه جورایی مراسمِ بازدیدِ عمومیه.

524
00:38:05,450 --> 00:38:08,410
‫<i>وقتِ اخبارِ ساعتِ چهاره.</i>

525
00:38:08,500 --> 00:38:12,540
‫<i>اول، پرونده‌یِ «اما هولست».
‫امروز، دادستانِ عمومی...</i>

526
00:38:14,290 --> 00:38:15,450
‫نمی‌خوای گوش بدی؟

527
00:38:16,700 --> 00:38:17,870
‫نه.

528
00:38:21,082 --> 00:38:23,042
‫«تور»! اومدی؟

529
00:38:28,870 --> 00:38:30,000
‫آروم باش!

530
00:38:35,700 --> 00:38:38,580
‫اگه تویِ محلِ دفنِ زباله چیزی پیدا کنه...

531
00:38:40,848 --> 00:38:42,290
‫خوشحالم می بینمت.

532
00:38:42,370 --> 00:38:43,250
‫منم همین‌طور.

533
00:38:47,870 --> 00:38:49,830
‫- خوش اومدین.
‫- ممنون.

534
00:38:50,500 --> 00:38:52,000
‫- بفرمایین تو.
‫- ممنون.

535
00:38:52,080 --> 00:38:53,500
‫سلام بابا. تولدت مبارک.

536
00:38:53,580 --> 00:38:55,410
‫ممنون عزیزم.

537
00:38:55,500 --> 00:38:57,950
‫- تولدت مبارک.
‫- اوه، از دیدنت خیلی خوش‌حالم.

538
00:38:58,580 --> 00:38:59,660
‫بفرما.

539
00:38:59,750 --> 00:39:00,580
‫نه!

540
00:39:01,660 --> 00:39:02,500
‫واقعاً؟

541
00:39:04,200 --> 00:39:05,410
‫از طرفِ «تور» هم هست.

542
00:39:05,500 --> 00:39:08,790
‫یادم رفت کادو بیارم.
‫واقعاً خیلی سرم شلوغ بود.

543
00:39:08,870 --> 00:39:11,330
‫بیخیال. میکل همین که اومدی خوشحاله.

544
00:39:12,215 --> 00:39:15,500
‫اون نوشیدنی‌هایی که درباره‌شون حرف زدیم رو پیدا کردم.
‫یکی می‌خوای؟

545
00:39:15,580 --> 00:39:16,750
‫بله، لطفاً.

546
00:39:16,775 --> 00:39:18,775
‫عالیه. یه بارِ کوچیک راه انداختیم.

547
00:39:18,800 --> 00:39:20,300
‫خیلی خوشحالم که اومدی.

548
00:39:20,325 --> 00:39:21,275
‫معلومه که میام.

549
00:39:23,580 --> 00:39:25,000
‫- تولدت مبارک.
‫- مرسی.

550
00:39:26,066 --> 00:39:28,816
‫بعد از اون حکم، جشن گرفتن سخته، ولی...

551
00:39:32,330 --> 00:39:35,660
‫می‌تونیم بدیم یه وکیل دیگه پرونده رو بررسی کنه

552
00:39:35,750 --> 00:39:38,040
‫و یه شکایت جدید تنظیم کنیم.

553
00:39:38,540 --> 00:39:39,870
‫چیزی رو عوض می‌کنه؟

554
00:39:44,080 --> 00:39:45,160
‫نمی‌دونم.

555
00:39:47,700 --> 00:39:48,700
‫آخه...

556
00:39:51,700 --> 00:39:53,700
‫تسلیم شدن اصلاً درست نیست.

557
00:39:53,790 --> 00:39:55,290
‫ماری، ما تسلیم نمی‌شیم.

558
00:39:56,000 --> 00:39:57,580
‫ما هر راهی رو امتحان کردیم.

559
00:39:59,910 --> 00:40:01,410
‫- تولدت مبارک.
‫- مرسی.

560
00:40:02,290 --> 00:40:03,750
‫- خوش اومدین.
‫- ممنون.

561
00:40:03,830 --> 00:40:06,330
‫- سلام میکل.
‫- سلام بیارکه. از دیدنت خوشحالم.

562
00:40:06,410 --> 00:40:08,500
‫توی تراس ازتون پذیرایی می‌شه.

563
00:40:11,950 --> 00:40:13,620
‫- ببخشید.
‫- اشکالی نداره.

564
00:40:13,700 --> 00:40:16,500
‫- یه گیلاس شراب می‌خوای؟
‫- نه، مرسی.

565
00:40:16,525 --> 00:40:19,855
‫- قهوه؟
‫- خودم می‌ریزم. برو پیش مهمونات.

566
00:40:55,950 --> 00:40:56,790
‫من دارم می‌رم.

567
00:41:03,660 --> 00:41:05,200
‫چه خبر شده؟

568
00:41:06,750 --> 00:41:08,660
‫بهمون گفتن قضیه رو جمع‌وجور کنیم.

569
00:41:08,750 --> 00:41:11,830
‫زارا سولاک تماس گرفت.
‫به شوهر سابقش پیام داد.

570
00:41:11,910 --> 00:41:15,000
‫فکر می‌کرد دخترشون
‫این آخر هفته پیش اونه.

571
00:41:16,750 --> 00:41:19,700
‫ولی کسی باهاش حرف نزد؟

572
00:41:19,790 --> 00:41:23,370
‫الان توی هواپیما به مقصد پاریسه.

573
00:41:23,450 --> 00:41:27,290
‫چک کردم. پولِ بلیط برگشت هم
‫از کارتش کم شده.

574
00:41:28,160 --> 00:41:29,620
‫گزارش چی شد؟

575
00:41:29,700 --> 00:41:31,370
‫شوهر سابقش پسش گرفت.

576
00:41:31,450 --> 00:41:35,700
‫پس دیگه پرونده‌ای در کار نیست. خوشبختانه.

577
00:41:38,950 --> 00:41:40,080
‫خوش بگذره!

578
00:41:42,250 --> 00:41:44,950
‫به یه افسر بگو دم گیت بره سراغش.

579
00:41:45,040 --> 00:41:46,000
‫حتماً.

580
00:42:13,500 --> 00:42:15,750
‫پرونده‌ی اما هولست اینجا بایگانی شده.

581
00:42:17,330 --> 00:42:18,540
‫بعدش هم...

582
00:42:18,620 --> 00:42:20,080
‫راستش اینو امروز گرفتیم.

583
00:42:20,160 --> 00:42:24,290
‫تاییدیه دادستان که نشون می‌ده
‫همه چی طبق روال قانونی انجام شده.

584
00:42:24,370 --> 00:42:28,000
‫من برای بازجویی شما نیومدم.
‫فقط کنجکاوم.

585
00:42:29,751 --> 00:42:32,041
‫می‌گم یکی فایل‌ها رو برات ایمیل کنه.

586
00:42:32,167 --> 00:42:33,047
‫لطفاً.

587
00:42:36,040 --> 00:42:40,290
‫سلام. با هارتویگ کار دارم، یا باز کنار
‫دستگاه قهوه لنگر انداخته؟

588
00:42:41,234 --> 00:42:42,644
‫معلومه که همون‌جاست.

589
00:42:46,039 --> 00:42:49,159
‫نه، خوبه.
‫مشکلی نیست. می‌بینمت. فعلاً خداحافظ.

590
00:42:49,846 --> 00:42:53,476
‫همکارم رفته و برای دسترسی
‫به پسوردش نیاز داریم.

591
00:42:53,580 --> 00:42:55,000
‫فردا خوبه؟

592
00:42:55,080 --> 00:42:56,410
‫نه، خوب نیست.

593
00:42:59,308 --> 00:43:00,598
‫می‌رم بیارمش.

594
00:43:34,080 --> 00:43:35,950
‫سلام ساندرا. مارک هس هستم.

595
00:43:36,040 --> 00:43:38,410
‫پلیس کپنهاگ غربی‌ام.

596
00:43:38,500 --> 00:43:42,660
‫پرونده رو در اسرع وقت می‌فرستن.
‫بعدش برات فورواردش می‌کنم.

597
00:43:42,750 --> 00:43:46,540
‫گزارش پس گرفته شد.
‫پرونده بسته شد.

598
00:43:48,000 --> 00:43:48,830
‫چی؟

599
00:43:50,790 --> 00:43:52,700
‫آره. فکر کردم می‌دونی.

600
00:43:53,540 --> 00:43:56,330
‫نه. نمی‌دونستم. کسی بهم چیزی نگفته.

601
00:43:56,950 --> 00:44:00,580
‫باشه. متاسفم. این... نمی‌دونم چرا.

602
00:44:00,660 --> 00:44:01,540
‫باشه.

603
00:44:02,080 --> 00:44:03,950
‫خیلی خب، ممنون. خداحافظ.

604
00:44:06,450 --> 00:44:07,580
‫فهمیدم.

605
00:44:07,660 --> 00:44:10,540
‫با این حساب دیگه به دردمون نمی‌خوره.

606
00:44:11,160 --> 00:44:12,000
‫اوه.

607
00:44:19,290 --> 00:44:21,000
‫شعرِ شمارش مهمه؟

608
00:44:21,025 --> 00:44:22,485
‫این دیگه چه کوفتیه؟

609
00:44:23,613 --> 00:44:24,783
‫شعرِ شمارش؟

610
00:44:24,808 --> 00:44:29,148
‫آره، توی پیامی بود که
‫اما از مزاحمش گرفته بود.

611
00:44:29,173 --> 00:44:30,463
‫پیام رو داری؟

612
00:44:32,620 --> 00:44:34,660
‫همین‌جاهاست.

613
00:44:36,250 --> 00:44:37,450
‫دقیقاً همین‌جا.

614
00:44:37,540 --> 00:44:38,830
‫کی به دستش رسید؟

615
00:44:39,330 --> 00:44:42,620
‫یکم قبل از اینکه ناپدید بشه.
‫چند روز قبلش.

616
00:44:42,700 --> 00:44:43,580
‫ایناهاش.

617
00:44:44,950 --> 00:44:46,160
‫اونجاست.

618
00:44:46,250 --> 00:44:50,040
‫«اول یک و بعدش دو.
‫امای جنده، کارم بات تمومه بدو.»

619
00:44:50,120 --> 00:44:52,040
‫- می‌شناسیش؟
‫- آره.

620
00:44:53,950 --> 00:44:56,040
‫من اینو می‌برم. فایل رو برام ایمیل کن.

621
00:45:07,890 --> 00:45:11,550
‫بابت اینکه اونطوری گذاشت رفت،
‫معذرت‌خواهی کرد؟

622
00:45:12,500 --> 00:45:13,950
‫فکر کنم سعی‌شو کرد.

623
00:45:13,975 --> 00:45:15,685
‫لازم نیست ازش دفاع کنی.

624
00:45:15,830 --> 00:45:18,290
‫- مامان؟
‫- ولی من... بله؟ داریم میایم.

625
00:45:18,370 --> 00:45:21,700
‫ازش دفاع نمی‌کنم.
‫من اصلاً باهاش حرف نمی‌زنم.

626
00:45:22,410 --> 00:45:26,040
‫قرار بود کمک کنه یه مزاحم رو که
‫داره قایم‌موشک‌بازی می‌کنه بگیریم،

627
00:45:26,065 --> 00:45:27,565
‫ولی پرونده مختومه شد.

628
00:45:28,660 --> 00:45:29,950
‫قایم‌موشک؟

629
00:45:29,975 --> 00:45:31,805
‫همون بازیِ بچه‌ها؟

630
00:45:33,290 --> 00:45:34,500
‫ما حاضریم.

631
00:45:35,790 --> 00:45:36,910
‫- مامان؟
‫- بله؟

632
00:45:37,000 --> 00:45:39,040
‫اون یکی رو با خودت نمیاری.

633
00:45:39,072 --> 00:45:41,072
‫- قدیمیه.
‫- نه از اون مدل‌های باحال.

634
00:45:41,097 --> 00:45:43,147
‫طوری نیست. فقط لازمش دارم که...

635
00:45:43,180 --> 00:45:46,760
‫- نمی‌تونی یکی دیگه پیدا کنی؟
‫- گرم و راحته.

636
00:45:47,000 --> 00:45:47,830
‫آهان.

637
00:45:49,620 --> 00:45:53,620
‫درسته. سفر خوش بگذره. مراقب خودت باش، باشه؟

638
00:45:53,700 --> 00:45:55,290
‫باشه. خیلی ممنون.

639
00:45:56,290 --> 00:45:58,830
‫- کجا بشینیم؟
‫- من پیش استر می‌شینم.

640
00:45:58,910 --> 00:46:01,330
‫- پیش من نه؟
‫- ترجیح می‌دم پیش اون بشینم.

641
00:46:08,282 --> 00:46:09,692
‫با بیورن آشنا شدی؟

642
00:46:10,200 --> 00:46:11,910
‫- کدوم بیورن؟
‫- بابای اوتو.

643
00:46:12,410 --> 00:46:14,330
‫همون پسره که تازه اومده مدرسه، می‌دونی که.

644
00:46:14,410 --> 00:46:15,410
‫نه.

645
00:46:15,500 --> 00:46:17,410
‫- مجرده.
‫- خب.

646
00:46:21,370 --> 00:46:23,250
‫بسه، الان نه.

647
00:46:23,330 --> 00:46:24,500
‫این نایاست.

648
00:46:24,931 --> 00:46:26,101
‫همونی که درباره‌اش بهت گفته بودم.

649
00:46:26,870 --> 00:46:29,540
‫- از آشنایی‌تون خوشوقتم.
‫- باحال‌ترین آدمیه که می‌شناسم.

650
00:46:29,565 --> 00:46:31,775
‫شنیده بودم که داری میای.

651
00:46:31,910 --> 00:46:34,620
‫- بله. ام... دارم میام.
‫- عالیه.

652
00:46:34,645 --> 00:46:37,025
‫با دخترم، له. اونجا وایساده.

653
00:46:38,120 --> 00:46:40,410
‫وسایلت خیلی زیاده.
‫کمک نمی‌خوای؟

654
00:46:40,500 --> 00:46:43,000
‫بله، لطفاً. ممنون. مرسی.

655
00:46:44,000 --> 00:46:45,870
‫- و شما هم...
‫- بابای اوتو هستم.

656
00:46:45,950 --> 00:46:47,910
‫- اونم راضیه؟
‫- خیلی زیاد.

657
00:46:47,976 --> 00:46:49,766
‫شروع خیلی خوبی داشته.

658
00:46:49,870 --> 00:46:52,080
‫خوبه که اینو می‌شنوم...

659
00:46:57,040 --> 00:46:58,870
‫- یه لحظه اجازه بدید.
‫- خواهش می‌کنم.

660
00:46:58,950 --> 00:47:01,120
‫- چرا اینجایی؟
‫- سعی کردم زنگ بزنم.

661
00:47:01,200 --> 00:47:03,790
‫این رو توی اداره پلیس غرب کپنهاگ پیدا کردم.

662
00:47:04,540 --> 00:47:07,790
‫واسه اما هولست هم یه شعر کودکانه فرستادن.

663
00:47:10,540 --> 00:47:12,290
‫- اما هولست؟
‫- بله.

664
00:47:17,620 --> 00:47:19,620
‫- الان میام بیرون.
‫- باشه.

665
00:47:24,660 --> 00:47:25,910
‫- عزیزم؟
‫- بله؟

666
00:47:26,000 --> 00:47:28,250
‫- متأسفم، ولی باید برم.
‫- آخ جون!

667
00:47:28,330 --> 00:47:30,290
‫باشه، به خواسته‌ت رسیدی.

668
00:47:30,315 --> 00:47:32,735
‫- ولی گوش کن، لطفاً بچه‌ی خوبی باش.
‫- قول می‌دم.

669
00:47:36,910 --> 00:47:38,830
‫پس توی هواپیما نبوده؟

670
00:47:39,500 --> 00:47:42,040
‫پلیس فرانسه هم اینو تأیید کرده؟

671
00:47:43,500 --> 00:47:47,120
‫باشه، خوبه. بعداً حرف می‌زنیم. فعلاً.

672
00:47:51,040 --> 00:47:52,450
‫قضیه‌ی پاریس چیه دیگه؟

673
00:47:54,200 --> 00:47:56,000
‫یکی داره سعی می‌کنه وقتت رو تلف کنه.

674
00:47:56,500 --> 00:47:59,120
‫شاید حس کرده داری بهش نزدیک می‌شی.

675
00:48:00,040 --> 00:48:02,500
‫آخرین نشونه‌ی حیات از این خونه بوده؟

676
00:48:02,580 --> 00:48:05,450
‫بله. دیروز به دخترش پیام داده.

677
00:48:06,200 --> 00:48:09,120
‫اون پیام‌هایی که مثلاً از طرف زارا
‫واسه شوهر سابقش فرستاده شده چی؟

678
00:48:09,200 --> 00:48:10,200
‫اونا کی فرستاده شدن؟

679
00:48:10,700 --> 00:48:14,500
‫حدود ساعت ۱۲:۳۰ ظهر.
‫بعد از اینکه اسکوبرگ و تیمش رسیدن.

680
00:48:15,410 --> 00:48:17,750
‫یعنی مجرم داشته ما رو می‌پاییده؟

681
00:48:19,250 --> 00:48:21,120
‫با اونا صحبت کردی؟

682
00:48:22,220 --> 00:48:24,180
‫این ملک تحت انحصار وراثته.

683
00:48:34,303 --> 00:48:36,500
‫- می‌دونیم کی به اینجا دسترسی داره؟
‫- نه.

684
00:48:51,000 --> 00:48:53,370
‫کسی اینجا نیست؟ پلیس!

685
00:49:07,080 --> 00:49:08,450
‫این پایین خالیه.

686
00:49:42,790 --> 00:49:43,870
‫هیچ‌کس اینجا نیست.

687
00:49:54,790 --> 00:49:56,790
‫تمام این مدت اینجا نشسته بوده،

688
00:49:57,580 --> 00:49:58,790
‫و می‌تونسته همه‌چیز رو ببینه.

689
00:50:02,120 --> 00:50:03,120
‫تولین هستم.

690
00:50:32,500 --> 00:50:42,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

691
00:50:42,624 --> 00:50:52,624
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
